WEBVTT

00:05.357 --> 00:16.402
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.426 --> 00:23.426
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.357 --> 00:27.402
‫- می‌دونیم. برای سانس ساعت 10:55 نیومدیم.
‫- باشه.

00:27.485 --> 00:30.572
‫- برای سانس ساعت 9:50 اومدیم!
‫- کسی هست که کارمون رو سریع‌تر راه بندازه؟

00:30.655 --> 00:33.074
‫- آقا، بهتون گفتم تعطیله.
‫- آره، آره، آره.

00:33.158 --> 00:36.077
‫گفتی بابا.
‫ولی بازم شراب سفید ‌سفارش دادم.

00:50.216 --> 00:51.968
‫یا خدا. کسی اینجا نیست.

01:54.531 --> 01:58.076
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.
‫اومدم خونه و پیداشون کردم.

02:00.120 --> 02:02.080
‫مامان و بابام.

02:10.380 --> 02:13.633
‫بشینید رو زمین!
‫کس دیگه‌ای تو خونه هست؟

02:13.716 --> 02:15.677
‫ما تلفن کردیم.

02:16.177 --> 02:18.057
‫- کس دیگه‌ای تو خونه هست؟
‫- نه. ما تماس گرفتیم.

02:18.096 --> 02:20.014
‫باشه. بریم. زود باشید.

02:21.141 --> 02:23.101
‫پلیس! دارم میایم داخل! پلیس!

02:23.184 --> 02:25.228
‫منو ببین. کاراگاه زولر هستم.

02:25.311 --> 02:27.564
‫ایشون هم کاراگاه لینهان. باشه؟

02:28.064 --> 02:29.732
‫- کسی رو ندیدی؟
‫- نه.

02:29.816 --> 02:32.360
‫رفتم تو خونه
‫و همه جا رو دود گرفته بود.

02:32.443 --> 02:35.464
‫- صحنۀ جرم امن شد! دو جسد پیدا کردیم.
‫- نمی‌دونی ممکنه کار کی باشه؟

02:35.488 --> 02:38.283
‫بابام یه تاجر خیلی خیلی بانفوذ بود.

02:38.366 --> 02:40.869
‫تو این سال‌ها مجبور بوده
‫با آدمای مشکوک طرف بشه.

02:40.952 --> 02:42.328
‫کار مافیا بوده!

02:42.412 --> 02:43.412
‫آره!

02:44.289 --> 02:45.206
‫آره، شاید...

02:45.290 --> 02:46.124
‫آنجل.

02:46.207 --> 02:49.085
‫سرکار آنجل شما رو می‌بره کلانتری
‫تا اظهاراتتون رو ثبت کنه.

02:49.169 --> 02:50.169
‫باشه؟

02:51.337 --> 02:52.337
‫آنجل، زود باش.

03:00.889 --> 03:03.349
‫چه خبره؟ چی شده؟ چی شده؟

03:03.433 --> 03:05.476
‫- یکی والدینمون رو کشته!
‫- چی؟

03:07.103 --> 03:08.313
‫وای خدای من.

03:22.869 --> 03:24.149
‫می‌خوای تو اول شروع کنی؟

03:24.204 --> 03:26.873
‫- چون من اول...
‫- نه. تو اول تعریف کن.

03:39.469 --> 03:42.305
‫- صدای تیراندازی رو تلویزیون ضبط شده؟
‫- آره.

03:43.848 --> 03:45.058
‫میشه خاموشش کنیم؟

04:07.080 --> 04:09.290
‫اولین چیزی که توجه‌م رو جلب کرد

04:10.500 --> 04:12.585
‫دودی بود که همه جا رو گرفته بود...

04:15.296 --> 04:18.883
‫و شروع کردم به فریاد زدن.

04:20.551 --> 04:21.552
‫اونا انگار...

04:23.805 --> 04:27.016
‫انگار واقعی نبودن.

04:30.228 --> 04:35.233
‫و دویدم طبقۀ بالا و به مربی تنیسم زنگ زدم.
‫دلیلش رو نمی‌دونم.

04:35.900 --> 04:37.735
‫ولی لایل به پلیس زنگ زد.

04:38.444 --> 04:39.779
‫دمای کبد چنده؟

04:39.862 --> 04:40.989
‫32 درجه.

04:41.948 --> 04:45.743
‫- پس زمان مرگ حوالی ساعت 9:30 بوده؟
‫- 10.

04:47.745 --> 04:49.372
‫تماس 911 چه ساعتی گرفته شده؟

04:50.957 --> 04:52.166
‫11:47.

04:52.792 --> 04:54.085
‫حدود دو ساعت بعدش.

05:16.441 --> 05:20.987
‫بابام تو کارش دوستان زیادی نداشت.

05:23.489 --> 05:27.160
‫همیشه می‌گفت مافیا قصد جونش رو داره.

05:28.328 --> 05:29.871
‫تمام پوکه‌ها رو برداشتن.

05:31.122 --> 05:34.292
‫امکان نداره بفهمیم ترتیب شلیک‌ها چطور بوده.

05:34.876 --> 05:37.670
‫اگه کار مافیا بود تر و تمیزتر بود، نه؟

05:37.754 --> 05:38.796
‫آخه با شاتگان؟

05:40.840 --> 05:42.467
‫اگه کار اونا بود به زنه کاری نداشتن.

05:49.891 --> 05:52.393
‫وایسا، واقعاً مُردن؟

05:54.145 --> 05:55.646
‫وای خدا، مُردن؟

06:25.134 --> 06:29.597
‫تا وقتی مشخص نشه
‫از خونه چیزی به سرقت رفته،

06:29.680 --> 06:32.725
‫پس به‌خاطر پدرم

06:32.809 --> 06:34.602
‫همچین اتفاقی افتاده.

06:36.396 --> 06:37.897
‫منظورت چیه؟

06:38.398 --> 06:43.027
‫برای آر‌سی‌ای رکوردز کار می‌کرد،
‫و مرد خیلی مهمی بود.

06:44.112 --> 06:45.905
‫پدر خیلی خوبی بود،

06:47.198 --> 06:50.201
‫ولی برای شرکت‌های کوچیک‌تر کار می‌کرد،

06:51.035 --> 06:53.037
‫و با گروه‌های خیلی بدنامی...

06:54.956 --> 06:56.791
‫در ارتباط بود.

07:01.421 --> 07:03.297
‫پدرم خیلی سخت‌گیر بود،

07:04.173 --> 07:07.718
‫و همیشه از آدم انتظار زیادی داشت.
‫تلاش بیشتر و بیشتر و بیشتر.

07:09.887 --> 07:12.348
‫مردی بود که نتیجۀ کار براش مهم بود.

07:24.026 --> 07:26.404
‫سرکار آنجل شما رو می‌رسونه خونه.

07:44.213 --> 07:46.549
‫یکی‌شون گفت وقتی اومده تو خونه

07:46.632 --> 07:50.011
‫پر از دود بوده،
‫اونم دو ساعت بعد از تیراندازی.

07:51.387 --> 07:53.055
‫با شیشه‌های شکسته؟

08:28.799 --> 08:30.009
‫من دخل مامان رو میارم.

08:47.860 --> 08:51.822
‫- ببخشید. نمی‌تونی بازش کنی.
‫- راکت تنیسم رو می‌خوام.

08:51.906 --> 08:55.618
‫- هی! لطفاً از ماشین فاصله بگیرید.
‫- کلاس تنیس داره.

08:55.701 --> 08:58.287
‫پسرها بیایید تو خونه.

08:58.371 --> 09:00.206
‫ببینید چیزی دزدیده نشده.

09:04.377 --> 09:05.377
‫باشه.

09:10.258 --> 09:12.301
‫تمام طلاهای مامانم سر جاشه.

09:43.124 --> 09:45.751
‫الان میام.
‫باید برم دستشویی.

10:01.267 --> 10:04.395
‫میگم کاراگاه گفت عیب نداره
‫ساک تنیسم رو بردارم.

10:30.171 --> 10:31.172
‫ممنون، سرکار.

10:48.606 --> 10:53.277
‫برای برگزاری مراسم یادبود روز جمعه
‫تئاتر دی‌جی‌ای رو رزرو کردیم

10:53.361 --> 10:57.907
‫که نشون بدیم پدرتون در شرکت «سرگرمی لایو»
‫چه آدم مهمی بوده.

10:57.990 --> 11:00.242
‫اگه اشکال نداره من و اریک
‫چند کلام حرف بزنیم.

11:00.326 --> 11:02.703
‫و ایده‌های خوبی دارم
‫که چطور تاثیرگذارتر باشه،

11:02.787 --> 11:04.246
‫با پخش موسیقی و غیره.

11:04.330 --> 11:05.330
‫البته.

11:05.373 --> 11:09.585
‫بچه‌ها، احتمالاً بایستی در خصوص پول حرف بزنیم.

11:09.669 --> 11:12.046
‫می‌دونم از بیمۀ عمر برخوردار می‌شید،

11:12.129 --> 11:16.592
‫و من از جزئیات وصیت‌نامۀ خوزه بی اطلاعم،

11:17.385 --> 11:21.138
‫تصور می‌کنم ارث زیادی بهتون می‌رسه.

11:21.222 --> 11:26.394
‫هر چیزی که تو زندگی‌ ممکن بود بخواید
‫براتون فراهم کردیم.

11:26.477 --> 11:27.895
‫به معنای واقعیِ کلمه همه چی.

11:27.978 --> 11:28.813
‫بیا.

11:28.896 --> 11:33.025
‫اونوقت می‌رید از خونۀ مردم دزدی می‌کنید.

11:33.109 --> 11:34.109
‫بابا، می‌تونم توضیح بدم...

11:34.151 --> 11:39.156
‫یه سری خط قرمز هست که نباید ازش رد بشید،
‫و اگه بشید عواقبی داره.

11:39.240 --> 11:40.533
‫باید از خونه برید.

11:40.616 --> 11:42.243
‫می‌دونید مشکل چیه؟

11:42.743 --> 11:45.413
‫مشکل اینجاست که همه چی
‫در اختیارتون می‌ذاریم ولی دیگه...

11:46.914 --> 11:48.332
‫دیگه تموم شد.

11:50.710 --> 11:53.504
‫چون هر دوتون رو... گوشتون با منه؟

11:53.587 --> 11:56.841
‫از ارث محروم کردم، نه؟

11:56.924 --> 11:59.051
‫و انجام شده.
‫پس موفق باشید، بچه‌ها.

11:59.593 --> 12:00.636
‫خودتون هستید و خودتون.

12:06.434 --> 12:09.812
‫عزاداریم. وقت نداشتیم به این چیزا فکر کنیم.

12:09.895 --> 12:12.606
‫خب، حرفم اینه که ممکنه خیلی طول بکشه.

12:12.690 --> 12:16.444
‫می‌دونم کارت اعتباری دارید،
‫نگرانی فعلی‌ تامین امنیت شماست.

12:16.527 --> 12:18.028
‫و این ممکنه گرون در بیاد.

12:18.946 --> 12:21.323
‫بفرمایید، آقایون این طرف.

12:22.533 --> 12:25.327
‫اگه کار مافیا باشه،
‫ممکنه سراغ شما بیان.

12:25.411 --> 12:29.707
‫پس شرکت لایو محافظت
‫24 ساعته براتون فراهم می‌کنه.

12:29.790 --> 12:31.041
‫برامون محافظ می‌ذارید؟

12:31.125 --> 12:34.003
‫آره، با توجه به شرایط فعلی مناسبه.

12:34.086 --> 12:37.798
‫- و برای رفت و آمد؟
‫- خب لیموزن در اختیارتونه.

12:38.299 --> 12:39.884
‫باشه، ولی برای هر دومون.

12:41.427 --> 12:45.139
‫- یه لیموزین دیگه می‌خواید؟
‫- آره، عالی میشه.

12:45.222 --> 12:47.725
‫یارو محافظ می‌تونه کارامون رو انجام بده،

12:47.808 --> 12:49.894
‫اگه لازم داشتیم بره پینک ‌دات یا...

12:49.977 --> 12:52.354
‫نه، اون وظیفۀ دستیاره.

12:52.438 --> 12:54.356
‫آره، دو دستیار هم خوبه.

12:56.859 --> 13:00.154
‫و کنجکاوم بدونم.

13:01.489 --> 13:04.867
‫پلیس با شما تماس گرفته یا سرنخ جدیدی...

13:04.950 --> 13:07.870
‫آره. نمی‌دونید ممکنه کار کی بوده؟

13:09.705 --> 13:12.583
‫خب، به نظر میاد سرنخ دارن.

13:15.044 --> 13:19.757
‫شب قتل یه هاچبک سفید دم خونه‌تون بوده،

13:19.840 --> 13:24.929
‫که با ماشینی که تو خونۀ
‫یه تهیه‌کننده پورن پیدا کردن مطابقت داره.

13:25.012 --> 13:27.473
‫نُه بار بهش شلیک شده.

13:32.770 --> 13:37.233
‫- عجب. پس پرونده بسته شد، درسته؟
‫- فکر نمی‌کنم اتفاقی باشه.

13:37.316 --> 13:40.945
‫پیتر، اگه مسئله اینه،
‫دیگه نمی‌تونیم تو خونه بمونیم. امن نیست.

13:41.028 --> 13:44.532
‫- من و اریک باید یه جای امن بمونیم.
‫- البته. ما...

13:44.615 --> 13:45.866
‫هتل بل‌ایر.

14:01.507 --> 14:04.301
‫سلام. می‌خواستم سرویس اتاق سفارش بدم.

14:04.802 --> 14:08.055
‫آره، پنیر گریل می‌خوام و...

14:10.140 --> 14:12.351
‫آره، نه. آب لوله‌کشی خوبه.

14:12.434 --> 14:13.769
‫چیزی می‌خوای؟

14:16.188 --> 14:17.940
‫بدش من.

14:18.023 --> 14:19.066
‫یه لحظه گوشی.

14:19.149 --> 14:21.443
‫الان پنیر گریل و آب لوله‌کشی سفارش دادی؟

14:22.027 --> 14:23.028
‫آره.

14:23.612 --> 14:28.075
‫چند تا شاه میگو دارید؟
‫تعداد واقعیش رو می‌خوام بدونم.

14:30.035 --> 14:32.788
‫چند تا خوراک میگو میشه باهاش درست کرد؟

14:33.289 --> 14:36.750
‫باشه. عالیه. 24 تا خوراک میگو می‌خوام،
‫بدون دم،

14:36.834 --> 14:40.170
‫و یه جعبه، بطری نه، یه جعبه شراب پریر.

14:40.254 --> 14:41.463
‫پریر دارید؟

14:42.339 --> 14:43.716
‫ایولا، دارید! باشه، عالیه!

14:43.799 --> 14:46.260
‫عجله کنید،
‫هزینه‌ش به کرایه اتاق اضافه کنید. ممنون.

14:46.844 --> 14:50.347
‫لایل، یه کم صرفه‌جویی بد نیست.

14:50.431 --> 14:52.200
‫- وصیت‌نامه چی؟
‫- تو حالیت نیست!

14:52.224 --> 14:55.603
‫حالیت نیست، اریک.
‫موفق شدیم. ترکوندیم بابا.

14:55.686 --> 14:57.980
‫باشه؟

14:58.480 --> 14:59.857
‫زندگی‌ سابقمون یه چیز بود،

15:00.608 --> 15:03.027
‫و تصمیم گرفتیم دیگه تحمل نکنیم.

15:03.110 --> 15:05.589
‫درسته؟ می‌خواستیم از زندگی لذت ببریم،
‫پس کاری رو کردیم که واجب بود.

15:05.613 --> 15:09.158
‫یه تصمیم کوفتی گرفتیم،
‫و الان به خواسته‌مون رسیدیم! اون مدل زندگی رو داریم.

15:09.241 --> 15:13.120
‫آره. دیگه عمراً به عقب نگاه کنیم.

15:13.203 --> 15:15.915
‫پس از الان شروع میشه،

15:17.541 --> 15:19.043
‫خواسته‌‌های زیادی از زندگی داریم.

15:19.126 --> 15:20.294
‫و این یعنی ولخرجی.

15:20.377 --> 15:24.840
‫و یعنی دیگه مجبور نیستی
‫آب لوله‌کشی تخمی بخوری، اریک!

15:26.008 --> 15:28.010
‫ما تو وصیت‌نامه هستیم؟
‫احتمالاً نه.

15:28.093 --> 15:30.054
‫پس وصیت‌نامه رو پیدا می‌کنیم
‫و از بین می‌بریم،

15:30.137 --> 15:32.848
‫ولی تا اون موقع،
‫کیف دنیا رو می‌کنیم.

15:34.141 --> 15:35.141
‫باشه؟

15:35.601 --> 15:37.937
‫و دیگه هیچ وقت به گذشته نگاه نمی‌کنیم.

15:38.729 --> 15:39.730
‫هیچ وقت.

16:14.598 --> 16:15.599
‫این یکی.

16:16.558 --> 16:19.019
‫این یکی و این یکی.

16:22.022 --> 16:23.357
‫منم این سه تا رو می‌خوام.

16:32.408 --> 16:34.493
‫ده تا از این، ده تا از اون،
‫و ده تا از این می‌خوام.

16:36.370 --> 16:37.204
‫بیشتر.

16:39.665 --> 16:40.665
‫بازم.

16:44.545 --> 16:46.547
‫آره، مادر جنده! ایول!

16:46.630 --> 16:48.716
‫تمام رنگ‌های این شلوار رو بگیر، داداش.

16:48.799 --> 16:50.175
‫این کوفتی رو می‌بینی؟

16:50.259 --> 16:51.301
‫هی!

16:51.885 --> 16:54.888
‫- مارک هفرمن هستم. از آشناییت خوشوقتم.
‫- آره. منم.

16:57.391 --> 16:58.392
‫خودشه!

17:09.403 --> 17:10.403
‫زود باش! زود باش!

17:11.155 --> 17:12.155
‫ایول!

17:34.511 --> 17:37.473
‫خب به کجای پرونده منندز رسیدیم؟

17:37.556 --> 17:39.641
‫چند تا مصاحبه دیگه باید انجام بدیم.

17:39.725 --> 17:41.727
‫از اعضای خانواده، دوستان خانواده.

17:41.810 --> 17:43.979
‫همکاران تجاری خوزه منندز...

17:44.063 --> 17:46.815
‫و چند تا سرنخ جدید رو دنبال می‌کنیم.

17:46.899 --> 17:49.401
‫به دستگیری قاتلان نزدیک شدیم؟

17:49.485 --> 17:52.029
‫نه. در حال حاضر نه، رئیس.

17:52.988 --> 17:54.865
‫خب این باید عوض بشه.

17:55.616 --> 17:57.868
‫متوجه هستید تو این شهر چه خبره؟

17:57.951 --> 18:01.121
‫یه زوج خوب تو خونۀ خودشون
‫تو یه عصر آروم یکشنبه

18:01.205 --> 18:03.165
‫قلع و قمع شدن.

18:03.832 --> 18:06.502
‫همچین اتفاقی نباید تو بورلی هیلز بیفته.

18:06.585 --> 18:08.003
‫کامپتون که نیست.

18:08.879 --> 18:12.674
‫بعد از کشتار‌‌ خانوادۀ منندز،
‫اهالی دچار وحشت شدن.

18:12.758 --> 18:16.804
‫بدبین شدن. احساس امنیت نمی‌کنن،
‫می‌ترسن که نفری بعدی باشن.

18:17.471 --> 18:19.598
‫تیم امنیتی استخدام می‌کنن

18:19.681 --> 18:22.559
‫چون می‌ترسن پلیس نتونه ازشون محافظت کنه.

18:22.643 --> 18:25.395
‫حالا این بماند، رسانه‌ها ازمون جواب می‌خوان.

18:25.479 --> 18:26.855
‫می‌دونم اینا رو می‌دونید.

18:27.523 --> 18:31.026
‫اخبار محلی، کشوری،
‫هارد کپی، اینساید ادیشن.

18:31.110 --> 18:33.737
‫و هر روز که این پرونده حل‌نشده باقی بمونه،

18:33.821 --> 18:38.117
‫فشار بیشتر و بیشتر میشه
‫و پرونده بزرگ‌تر میشه،

18:38.200 --> 18:41.328
‫و وجهه‌ی ما بدتر و بدتر میشه.

18:42.162 --> 18:45.541
‫در واقع رئیس گیتس باهام تماس گرفت.

18:46.667 --> 18:50.045
‫گفت مثل احمقا به نظر میایم.

18:51.338 --> 18:55.217
‫ازم پرسید چرا نمی‌تونیم
‫پرونده منندز رو حل کنیم،

18:55.300 --> 18:59.555
‫و با اینحال وقت داریم شخصا بریم
‫سراغ ژا ژا گیبور.

19:02.724 --> 19:04.476
‫از ماشین پیاده بشید، خانم گیبور.

19:05.686 --> 19:08.313
‫گواهینامه و کارت ماشین منقضی شدن.
‫پیاده بشید.

19:08.397 --> 19:11.066
‫خیلی مسخره‌س. به ناهارم دیر می‌رسم.

19:11.817 --> 19:13.068
‫گور بابات. من میرم.

19:13.152 --> 19:15.529
‫نمیشه برید.

19:15.612 --> 19:18.699
‫می‌دونید که رسانه‌های بین‌المللی
‫اخبارش رو پوشش دادن؟

19:19.658 --> 19:22.369
‫اسمش رو گذاشتن
‫«سیلی‌ای که در سراسر دنیا شنیده شد.»

19:23.453 --> 19:27.457
‫بین ژا ژا و قتل‌های منندز،
‫ما ناکارآمد به نظر میایم.

19:28.500 --> 19:32.087
‫اگه این روند ادامه پیدا کنه،
‫فقط مثل دلقک به نظر نمیایم.

19:32.171 --> 19:33.755
‫همگی اخراج می‌شیم.

19:35.174 --> 19:39.469
‫که یعنی باید پروندۀ منندز رو
‫به سرانجام برسونیم.

19:40.220 --> 19:41.220
‫همین حالا.

19:43.390 --> 19:44.390
‫فهمیدید؟

19:45.184 --> 19:46.184
‫بله.

19:47.394 --> 19:48.312
‫خوبه.

19:48.395 --> 19:49.395
‫برید.

19:53.942 --> 19:57.404
‫- مخارج‌تون از کنترل خارج شده.
‫- خب لازم داریم.

19:57.487 --> 20:00.073
‫میشه از کنترل خارج شده رو تعریف کنی؟
‫خیلی مبهمه.

20:00.157 --> 20:02.701
‫می‌دونی، والدینم که فوت شدن،

20:02.784 --> 20:06.413
‫جوری ما رو بار آوردن
‫که باید سبک زندگی معینی داشته باشیم.

20:06.496 --> 20:09.082
‫آره، ولی پولش باید از کجا تامین بشه؟

20:09.958 --> 20:11.210
‫شوخی می‌کنی؟

20:12.127 --> 20:14.327
‫از ارث‌مون،
‫که الان داریم خرجش می‌کنیم.

20:14.379 --> 20:15.579
‫مامان و بابام صریحاً گفتن

20:15.631 --> 20:17.799
‫هر چی دارایی داریم به ما می‌رسه.

20:19.134 --> 20:20.134
‫چی؟

20:20.552 --> 20:21.720
‫از این بابت مطمئنی؟

20:21.803 --> 20:24.181
‫- آره. البته، مطمئنم.
‫- مگه شک داری؟

20:24.264 --> 20:26.850
‫لازمه منتظر قرائت وصیت‌نامه بمونیم.

20:26.934 --> 20:29.895
‫ولی وصیت‌نامه دست شما نیست؟

20:29.978 --> 20:32.022
‫نه، خوزه یه جای دیگه نگه می‌داشت.

20:32.105 --> 20:34.316
‫کجا؟

20:34.399 --> 20:36.777
‫داریم دنبالش می‌گردیم.

20:36.860 --> 20:39.404
‫باید منتظر بمونیم تا عموتون،
‫که وصی شما...

20:39.488 --> 20:41.740
‫نمی‌دونم خاطرت هست یا نه...

20:43.617 --> 20:45.410
‫ولی والدینمون به قتل رسیدن.

20:48.330 --> 20:53.418
‫حق نداریم برای یه ذره خوشحالی پول خرج کنیم؟

20:55.045 --> 20:56.045
‫آره.

20:56.797 --> 20:57.798
‫آره، شاید.

20:58.882 --> 21:01.510
‫میشه سرزنشمون کرد؟

21:01.593 --> 21:02.970
‫تو صورتشون شلیک کرده بودن.

21:03.053 --> 21:07.349
‫متاسفم. نمی‌خواستم بی‌ملاحظه باشم.

21:08.141 --> 21:11.895
‫فقط... کمتر خرج کنید.

21:11.979 --> 21:16.400
‫وقتی عموتون بیاد
‫و وصیت‌نامه پیدا و خوانده بشه،

21:16.483 --> 21:18.026
‫بیشتر مطمئن می‌شیم.

21:18.527 --> 21:20.946
‫لباسا و ساعت‌ها مشکلی نیست.

21:21.989 --> 21:23.782
‫بعضی چیزا رو پس می‌دم.

21:32.291 --> 21:33.291
‫چیه؟

21:33.333 --> 21:35.002
‫بابا جدّی بود، لایل.

21:35.085 --> 21:37.921
‫وقتی وصیت‌نامه رو پیدا کنن
‫کوفتم بهمون نمی‌رسه.

21:38.005 --> 21:42.092
‫- قبلاً گفتی. حق با تو بود.
‫- میشه تمومش کنی؟ لطفا؟

21:43.510 --> 21:46.263
‫گوش کن.
‫من و تو هیچ مشکلی پیدا نمی‌کنیم.

21:47.055 --> 21:49.224
‫وصیت‌نامه برامون دردسر نمیشه.

21:49.308 --> 21:54.062
‫آره، ولی از کجا می‌دونی، لایل؟
‫حتی نمی‌دونیم کدوم گوریه.

21:56.315 --> 21:57.316
‫معلومه که می‌دونیم.

22:00.193 --> 22:02.529
‫یک، دو، سه، چهار.

22:05.741 --> 22:07.284
‫چهار...

22:07.367 --> 22:08.618
‫نه! نه، نکن.

22:08.702 --> 22:10.662
‫منظورت چیه؟
‫باید بازش کنیم.

22:10.746 --> 22:13.123
‫آره، چون کارت اصلاً مشکوک نیست، نه؟

22:13.206 --> 22:14.666
‫بُریدن گاوصندوق بابا؟

22:14.750 --> 22:17.377
‫- باید ذکاوت به خرج بدیم.
‫- باشه. باشه، اریک.

22:17.461 --> 22:19.004
‫خب راه‌حل دیگه چیه؟

22:26.428 --> 22:27.304
‫الو؟

22:27.387 --> 22:29.222
‫بیلی، اریک منندز هستم.

22:29.973 --> 22:30.973
‫اریک؟

22:31.892 --> 22:34.478
‫وای خدای من.
‫چطوری؟ شنیدم...

22:34.561 --> 22:37.230
‫باشه. بابات هنوز وکیل انحصار وراثته؟

22:38.565 --> 22:39.775
‫آره.

22:39.858 --> 22:42.903
‫چطور؟ می خوای گوشی رو بهش بدم؟

22:42.986 --> 22:45.405
‫نه. الان می‌ریم شام بخوریم
‫و بعدش میاییم.

22:50.118 --> 22:51.678
‫گفتی همیشه این کار رو کردی.

22:51.703 --> 22:54.164
‫وقتی رمز گاوصندوق رو نمی‌دونی
‫آدم استخدام می‌کنی که بازش کنه.

22:54.247 --> 22:57.292
‫ولی شماها وصی ارث و میراث هستید؟

22:57.376 --> 23:00.879
‫- من مرد خونه‌م.
‫- عمومون وصی ـه.

23:00.962 --> 23:03.590
‫فردا با هواپیما میاد و همینطور بقیه خانواده.

23:03.673 --> 23:05.008
‫و اونطور که متوجه شدیم،

23:05.092 --> 23:08.387
‫برای باز کردن گاوصندوق
‫به دلایل قانونی حضور وکیل لازمه.

23:08.470 --> 23:10.190
‫- آره، واجبه.
‫- واسه همین به شما زنگ زدیم.

23:10.222 --> 23:12.307
‫باشه. بیا بهش زنگ بزنیم
‫و وکالت بدیم

23:12.391 --> 23:14.142
‫تا یه نفر رو استخدام کنه که بازش کنه.

23:14.226 --> 23:15.226
‫چی؟

23:15.769 --> 23:16.769
‫خب...

23:18.105 --> 23:21.108
‫بدون حضور وصی نمیشه.

23:21.191 --> 23:22.609
‫وگرنه ممنوع‌الوکاله میشم.

23:22.692 --> 23:25.112
‫باشه. پس قفل‌ساز خبر می‌کنم
‫که می‌خواستم همین کار رو بکنم،

23:25.195 --> 23:26.279
‫ولی تو نذاشتی.

23:26.363 --> 23:29.032
‫آره. چون اگه به زور باز بشه،
‫پای پلیس میاد وسط.

23:29.116 --> 23:32.119
‫- خودمون بازش می‌کنیم. ممنون.
‫- نمی‌تونم اجازه بدم.

23:33.787 --> 23:37.707
‫از نظر قانونی باید یه وصی بگم
‫چنین اتفاقی افتاده.

23:37.791 --> 23:41.128
‫در حقیقت، گاوصندوق امشب اینجا می‌مونه.

23:49.970 --> 23:52.556
‫نمی‌ذاری از جلو چشمت دور بشه.
‫فهمیدی؟

23:54.391 --> 23:58.103
‫- چرا من باید بمونم؟
‫- فکر خودت بود. اونم رفیقته.

23:58.186 --> 24:00.480
‫وایسا. کجا میری؟

24:00.564 --> 24:02.816
‫چیزکیک فروشی. با جیمی قرار دارم.

24:08.655 --> 24:10.695
‫مطمئنی اینجا راحتی؟

24:10.740 --> 24:13.034
‫خوبم. شب بخیر، خانم رایت.

24:42.564 --> 24:44.649
‫- گفتی گاوصندوق تو گاراژه؟
‫- آره.

24:47.235 --> 24:50.030
‫- ممنون که اومدی، کارلوس.
‫- تسلیت میگم، رفیق.

24:51.698 --> 24:54.326
‫غم آخرت باشه.

24:58.872 --> 25:00.332
‫دلم براتون تنگ شده بود.

25:01.124 --> 25:01.958
‫فداتون بشم.

25:10.091 --> 25:11.091
‫گاوصندوق بازه.

25:11.968 --> 25:12.968
‫خوبه.

25:14.012 --> 25:15.012
‫حاضرید؟

25:15.639 --> 25:16.639
‫بریم.

25:18.558 --> 25:20.894
‫نه، اول می‌خوام خودم برم.

25:20.977 --> 25:23.855
‫لایل، همه باید باشیم.

25:23.939 --> 25:26.191
‫آره. ببین من وصی دارایی‌هام...

25:26.274 --> 25:28.777
‫که نمی‌خواستم این طور باشه،
‫ولی کاریش نمیشه کرد.

25:29.361 --> 25:31.530
‫همه می‌دونیم پدرم دوست‌دختر زیاد داشت.

25:32.614 --> 25:35.242
‫و می‌خوام مطمئن بشم عکس زشتی چیزی

25:37.285 --> 25:38.912
‫اونجا نباشه.

25:38.995 --> 25:42.249
‫چون نمی‌خوام مادرم بیشتر از این
‫تحقیر بشه، عمو برایان.

25:43.542 --> 25:47.087
‫پس میرم اونجا و یه نگاه میندازم،

25:47.170 --> 25:49.714
‫و بعد یکراست میام بیرون، باشه؟

25:49.798 --> 25:51.424
‫- برو.
‫- باشه، آره.

26:17.158 --> 26:18.910
‫وصیت‌نامه‌ای توش نبود.

26:18.994 --> 26:19.995
‫- چی؟
‫- چی؟

26:21.329 --> 26:22.872
‫- مطمئنی؟
‫- آره. آره.

26:22.956 --> 26:26.209
‫خودتون برید ببینید،
‫ولی من چیزی ندیدم.

26:50.066 --> 26:51.151
‫- هی، فلور.
‫- لایل.

26:51.234 --> 26:53.194
‫- جیمی سوییشرت...
‫- اینو پیدا کردم.

26:59.075 --> 27:00.075
‫اریک!

27:00.577 --> 27:02.245
‫- چیه؟
‫- ببین فلور چی پیدا کرده.

27:02.329 --> 27:03.955
‫- چیه؟
‫- تو کمد بوده.

27:11.838 --> 27:12.922
‫همه چی به ما رسیده.

27:14.257 --> 27:15.508
‫همه چیز رو به ما بخشیدن.

27:31.983 --> 27:38.281
‫وصیت می‌کنم تمام اموالم
‫به همسرم مری لوییز منندز برسه،

27:38.990 --> 27:41.326
‫و در صورت مرگ وی،

27:42.869 --> 27:46.790
‫تمام اموال و دارایی‌هام به طور مساوی

27:47.832 --> 27:48.832
‫بین...

27:51.419 --> 27:52.419
‫پسرهام،

27:54.172 --> 27:59.719
‫جوزف لایل منندز و اریک گلن منندز تقسیم شود.

28:07.477 --> 28:12.816
‫این نامه‌ای که پدرم
‫همین چند وقت پیش برام نوشت.

28:14.776 --> 28:19.531
‫«لایل، همونطور که می‌دونی،
‫خانواده مهم‌ترین داراییِ زندگیمه،

28:20.907 --> 28:22.867
‫و امیدوارم مال تو باشه.»

28:22.951 --> 28:24.953
‫رستوران مستر بوفالو می‌تونه بزرگ باشه.

28:26.162 --> 28:27.497
‫بزرگ‌تر از تی‌سی‌بی‌وای.

28:28.665 --> 28:31.793
‫فقط 300 هزار تا
‫برای پیش‌پرداخت می‌خوام.

28:31.876 --> 28:33.753
‫منظرۀ اینجا بینظیره.

28:33.837 --> 28:35.463
‫عاشقش می‌شید.

28:35.547 --> 28:39.509
‫«تشویقت می‌کنم که زندگی کنی
‫و از ثمرۀ کارت لذت ببری.»

28:39.592 --> 28:41.320
‫خوبه، اریک.

28:41.344 --> 28:43.346
‫و از ثروتی که به ارث می‌بری.

28:43.430 --> 28:45.557
‫عالیه. خوبه.

28:46.224 --> 28:50.895
‫به فکر خانواده، کشورت، و هم‌وطنانت باش.

28:50.979 --> 28:54.524
‫منظرۀ لنگرگاه رو می‌بینید، نه اقیانوس.

28:55.275 --> 28:57.402
‫نه، می‌خوام میراث بابا رو ادامه بدم.

28:58.278 --> 29:00.530
‫کلی دستاورد هست
‫که خانواده‌مون می‌تونه بهش برسه.

29:02.907 --> 29:04.826
‫همینه، اریک.

29:06.578 --> 29:08.747
‫همینطوری. آره.

29:11.124 --> 29:12.124
‫باشه.

29:12.959 --> 29:14.377
‫- جدّی؟
‫- قبوله.

29:15.170 --> 29:18.173
‫تو الحق که پسر پدرت هستی.

29:19.966 --> 29:23.011
‫باور دارم که تو و اریت می‌تونید
‫تاثیرگذار باشید.

29:25.180 --> 29:26.723
‫و باور دارم که این کار رو می‌کنید.

29:29.437 --> 29:31.437
‫[دو ماه بعد]

29:39.819 --> 29:40.820
‫هی.

29:42.363 --> 29:45.784
‫می‌خوام از پینک دات چیز بخرم.
‫تو چیزی نمی‌خوای؟

29:47.035 --> 29:48.036
‫اریک؟

29:50.705 --> 29:51.915
‫نمی‌تونم، لایل.

29:53.708 --> 29:54.876
‫- باشه.
‫- نه.

29:54.959 --> 29:57.670
‫- اگه چیزی نمی خوای...
‫- نه. منظورم اوزیل ـه.

29:58.379 --> 29:59.379
‫نمی‌تونم...

29:59.756 --> 30:00.756
‫نمی‌تونم بکشمش.

30:01.549 --> 30:03.009
‫نمی‌تونم.

30:03.843 --> 30:06.638
‫اگه تو می‌خوای بکشیش،
‫می‌تونی بکشیش ولی من...

30:06.721 --> 30:09.140
‫گوش کن چی میگم.
‫خیال می‌کنی من دلم می‌خواد؟

30:09.224 --> 30:11.309
‫هر چی تعداد بیشتری بدونن
‫چه اتفاقی افتاده،

30:11.392 --> 30:14.270
‫احتمال گیر افتادن ما بیشتر میشه.

30:18.191 --> 30:21.277
‫فکر می‌کردم اگه از شرشون خلاص بشیم
‫و به پول برسیم

30:21.361 --> 30:23.404
‫حالم بهتر میشه.

30:23.488 --> 30:25.198
‫چون تو گفتی بهتر میشه.

30:25.281 --> 30:28.409
‫ولی بعد از خوندن وصیت‌نامه،
‫بدتر شدم.

30:29.160 --> 30:30.662
‫واسه همین رفتم پیش دکتر اوزیل.

30:30.745 --> 30:32.890
‫می‌دونم نباید این کار رو می‌کردم
‫و شرمنده که کردم،

30:32.914 --> 30:34.666
‫ولی نمی‌تونم بکشمش، لایل.
‫نمی‌تونم.

30:34.749 --> 30:36.000
‫چیزی نیست. عیب نداره.

30:36.876 --> 30:38.211
‫مجبور نیستیم بکشیمش.

30:39.629 --> 30:40.629
‫چیزی نیست.

30:46.302 --> 30:49.264
‫ولی باید نزدیک خودمون نگه‌ش داریم.
‫باهاش در ارتباط باشیم.

30:49.347 --> 30:51.850
‫باید مطمئن بشم که لومون نمیده،

30:51.933 --> 30:54.727
‫چون قضیه خیلی خیلی جدّیه، اریک.

30:54.811 --> 30:55.687
‫می‌دونم.

30:55.770 --> 30:58.064
‫دیگه به چیزی اعتراف نمی‌کنی، خب؟

30:59.566 --> 31:01.734
‫وگرنه مجبور میشم خودتو بکشم.

31:06.865 --> 31:10.618
‫هی، شوخی می‌کنم. شوخی بود.

31:14.330 --> 31:15.331
‫دوستت دارم.

31:16.249 --> 31:17.792
‫همیشه ازت محافظت می‌کنم.

31:19.002 --> 31:20.002
‫می‌دونم.

31:21.880 --> 31:22.881
‫منم دوستت دارم.

31:28.678 --> 31:29.762
‫ببخشید.

31:33.474 --> 31:36.603
‫فردا یادداشت‌هام از
‫اعتراف اریک رو بر می‌دارم،

31:36.686 --> 31:38.605
‫تو صندوق امانات می‌ذارم.

31:38.688 --> 31:40.481
‫کلیدش رو به تو میدم.

31:40.565 --> 31:42.942
‫اگه اتفاقی برام افتاد،
‫می‌خوام به وکیلم زنگ بزنی.

31:43.026 --> 31:46.237
‫- نه، جر، باید بری پیش پلیس.
‫- نمی‌تونم برم پیش پلیس!

31:46.321 --> 31:48.448
‫فعلاً نه. اونا بیمارم هستن.

31:48.531 --> 31:51.993
‫مگه محرمانگی اطلاعات بیمار
‫و این اراجیف مهمه؟

31:52.076 --> 31:53.286
‫جونت رو تهدید کردن!

31:53.369 --> 31:55.496
‫چی؟ این سنگ چیه دستت گرفتی؟

31:56.372 --> 31:59.459
‫تورمالت سیاه برای حفاظت معنویه.

32:00.668 --> 32:04.881
‫باشه. یه کم وقت لازم دارم، خب؟

32:07.508 --> 32:10.178
‫لارل و دختره تا کِی نیستن؟

32:10.720 --> 32:13.765
‫یه هفته دیگه بیرون از شهر نگه‌شون می‌دارم،

32:13.848 --> 32:17.518
‫فکر کنم تا اون موقه بتونیم
‫یه سیستم امنیتی بهتر واسه خونه پیدا کنم.

32:17.602 --> 32:19.979
‫شاید محافظ استخدام کنم؟

32:21.022 --> 32:23.483
‫جر، من می‌ترسم.

32:24.025 --> 32:26.486
‫شاید بهتره یه مدت بیام پیش شماها بمونم؟

32:28.071 --> 32:29.614
‫فکر خوبی نیست.

32:29.697 --> 32:32.283
‫منم تو خطرم. لایل منو دید.

32:32.367 --> 32:35.328
‫نمی‌دونی بیمارم هستی.
‫نمی‌دونه کجا زندگی می‌کنی.

32:35.411 --> 32:37.997
‫باشه. شاید تا آپارتمانم تعقیبت کرده باشه.

32:38.081 --> 32:40.625
‫خودت گفتی. این پسرها روانپریشن!

32:40.708 --> 32:44.462
‫جودلان، من متاهلم.
‫نمی‌تونی پیش ما زندگی کنی.

32:45.922 --> 32:47.423
‫سنگ کوارتز دودیم رو می‌خوام.

32:51.552 --> 32:55.598
‫اگه از خودت می‌پرسی،
‫«چرا؟ چرا جودلان کوارتز دودی می‌خواد؟»

32:55.682 --> 32:58.267
‫خیلی واضح و ساده جوابت رو میدم، دکتر.

32:58.351 --> 33:01.229
‫چون این... منو امن نگه می داره.

33:01.312 --> 33:02.438
‫چون تو نمی‌تونی.

33:02.522 --> 33:07.026
‫از زنت محافظت می‌کنی،
‫ولی منو بی‌دفاع اینجا گذاشتی؟

33:07.110 --> 33:09.737
‫- وای خدا، می‌خوای بذاری اونا منو بکشن.
‫- کسی تو رو نمی‌کشه...

33:09.821 --> 33:13.616
‫می‌دونی چیه؟ وقتی منو کشتن،
‫بالاخره از شرم خلاص میشی،

33:13.700 --> 33:17.161
‫که مطمئنم یه نفس راحت می‌کشی!

33:17.245 --> 33:20.039
‫پس چی شد که قرار بود با هم زندگی کنیم؟

33:20.123 --> 33:22.583
‫تا کِی باید منتظر بمونم؟

33:22.667 --> 33:26.587
‫تا اینکه یکی از پسرهای منندز با شاتگان
‫مغزم رو بپاشه بیرون؟

33:26.671 --> 33:29.340
‫- جودلان، نکن.
‫- نه، لطفاً...

33:31.259 --> 33:33.052
‫وای خدا.

33:33.636 --> 33:37.015
‫نمی‌تونم نفس بکشم.
‫اون طور شدم که نفسم بالا نمیاد.

33:37.098 --> 33:38.558
‫باشه، خیلی خب. باشه.

33:39.100 --> 33:40.810
‫ببین...

33:41.811 --> 33:43.354
‫بذار با لارل حرف بزنم.

33:43.438 --> 33:45.773
‫بهش میگم بیمارم هستی،

33:45.857 --> 33:48.484
‫و دوران سختی رو می‌گذرونی،

33:48.568 --> 33:52.447
‫و ازش خواهش می‌کنم
‫که اجازه بده واسه دو سه شب

33:53.031 --> 33:54.699
‫تو اتاق مهمون بمونی، باشه؟

33:54.782 --> 33:56.325
‫باشه.

33:57.452 --> 33:59.162
‫ترکش می‌کنی، درسته؟

34:00.538 --> 34:02.665
‫واسه همیشه و تا ابد عاشقمی؟

34:05.001 --> 34:09.547
‫آره. به محض اینکه زمانش برسه،
‫و این قضایا تموم بشه،

34:09.630 --> 34:11.466
‫دربارۀ رابطه‌مون بهش میگم.

34:11.549 --> 34:13.051
‫و آره، هنوز عاشقتم.

34:13.968 --> 34:15.595
‫برای همیشه و تا ابد.

34:17.221 --> 34:18.221
‫جر...

34:29.233 --> 34:34.030
‫می‌دونید، پسرها
‫چطور کل قضیه رو بندازیم گردن

34:34.781 --> 34:36.115
‫فیدل کاسترو

34:37.116 --> 34:38.618
‫و تمومش کنیم بره. هان؟

34:38.701 --> 34:39.744
‫خیلی باهوشی.

34:41.537 --> 34:42.537
‫باشه.

34:42.914 --> 34:48.628
‫خب فرضیه‌ها رو مرور کنیم.

34:48.711 --> 34:51.464
‫فرضیه اول. به دست مافیا کشته شدن

34:51.547 --> 34:55.593
‫چون خوزه احتمالاً تو کار ساخت
‫فیلم‌های بزرگسالان بوده.

34:55.676 --> 34:56.886
‫فرضیه پورن.

34:59.889 --> 35:02.183
‫فرضیه دوم. به دست کارتل کشته شده

35:02.266 --> 35:06.813
‫چون خوزه مخفیانه از آمریکای جنوبی
‫مواد مخدر وارد می‌کرده.

35:08.189 --> 35:11.442
‫چون یه مرد کوبایی مثل
‫خوزه منندز چطور می‌تونه تو آمریکا پولدار بشه

35:11.526 --> 35:13.611
‫جز قاچاق مواد مخدر؟

35:14.195 --> 35:15.571
‫فرضیه سوم.

35:15.655 --> 35:19.700
‫به دست دار و دستۀ سان فرناندو کشته شدن
‫که اریک باهاشون خصومت داشته

35:19.784 --> 35:21.786
‫و مرتباً تهدیدش می‌کردن.

35:23.037 --> 35:24.637
‫هیچ کدومشون منطقی نیست.

35:24.664 --> 35:26.415
‫نشانی از ورود اجباری نیست.

35:26.499 --> 35:29.377
‫بر طبق شواهد، اثری از درگیری نیست.

35:30.128 --> 35:31.462
‫انگار که...

35:31.546 --> 35:34.632
‫خوزه و کیتی منندز مهاجمان رو می‌شناختن.

35:34.715 --> 35:38.219
‫درسته. که می‌مونه تنها تئوری محتمل واقعی.

35:38.302 --> 35:41.347
‫ببینید. می‌دونم می‌خواید قتل‌ها رو
‫به پسرها ربط بدید...

35:41.430 --> 35:44.517
‫ربط بدیم؟
‫چرا جواب تماسامون رو نمیدن، تام؟

35:44.600 --> 35:47.019
‫مدرک کافی علیه‌شون نداریم.

35:47.103 --> 35:50.439
‫حتی نمی‌خوان بدون وکیل با ما حرف بزنن.

35:50.523 --> 35:53.860
‫بیخیال. این رفتار کسیه که بیگناهه؟

35:53.943 --> 35:54.944
‫نه. می دونم.

35:55.027 --> 35:57.738
‫باورم نمیشه شب جنایت دستشون رو

35:57.822 --> 35:59.115
‫برای باقیمونده باروت چک نکردیم.

35:59.991 --> 36:01.159
‫حسابی ریدیم.

36:01.242 --> 36:02.285
‫کاریه که شده.

36:03.578 --> 36:06.497
‫ولی اگه بخوایم دستگیرشون کنیم،
‫مدرک لازم داریم.

36:06.581 --> 36:10.501
‫باید یه چیزی پیدا کنیم
‫چون از غیب برامون نمی‌رسه.

36:10.585 --> 36:12.170
‫بله؟

36:12.920 --> 36:15.423
‫هی، لس؟ الان یه تماس داشتی.

36:15.506 --> 36:17.925
‫ظاهراً دوست نزدیک اریک منندزه.

36:23.264 --> 36:24.765
‫به گورم خندیدم.

36:30.104 --> 36:32.982
‫در مورد کشتن والدینمون فیلمنامه نوشتی؟

36:35.234 --> 36:37.904
‫خیلی خری. این...

36:37.987 --> 36:39.030
‫اتهام‌برانگیزه.

36:39.113 --> 36:41.741
‫لطفاً حرف تو دهن من نذار.
‫بله، بهمون اتهام می‌زنن.

36:41.824 --> 36:44.619
‫باید تک تک کپی‌های فیلمنامه تخمی رو
‫پیدا کنی و آتیشش بزنی.

36:44.702 --> 36:46.972
‫تخمی نیست. راستش خیلی هم خوبه.

36:46.996 --> 36:48.706
‫پسرها، تمرکز کنید.

36:48.789 --> 36:51.029
‫«دوستان» چیزیه که من
‫و کریک کلی براش زحمت کشیدیم.

36:51.083 --> 36:53.920
‫تو حتی نخوندیش.
‫پس نگو تخمی. چون نیست.

36:54.003 --> 36:56.505
‫- اسمش «دوستان» ـه؟
‫- آره، اسمش همینه.

36:57.173 --> 37:00.426
‫مسخره‌ترین اسمیه که به عمرم شنیدم.
‫تعجب نداره اگه فروش نکنه.

37:00.509 --> 37:02.595
‫تو که به کریک نگفتی چی کار کردیم، نه؟

37:03.512 --> 37:05.389
‫نه. معلومه که نه.

37:06.766 --> 37:10.019
‫می‌خوام برگردیم سر این سوال که

37:10.102 --> 37:14.607
‫چرا احساس کردید
‫که باید والدینتون رو بکشید.

37:14.690 --> 37:16.901
‫و میگم که بدونید،

37:17.777 --> 37:20.863
‫یادداشت‌های جلسه قبلی رو گذاشتم تو صندوق امانات.

37:20.947 --> 37:22.823
‫- صندوق امانات؟
‫- یعنی چی؟

37:22.907 --> 37:25.576
‫بهتون گفتم پیش پلیس نمیرم.

37:25.660 --> 37:28.871
‫ولی اگه بلایی سرم بیاد،

37:28.955 --> 37:31.415
‫براتون بد تموم میشه.

37:34.377 --> 37:36.545
‫تهدیدمون می‌کنی، اوزیل؟

37:36.629 --> 37:38.714
‫نه. نه.

37:38.798 --> 37:40.800
‫ولی به نظرم از الان به بعد،

37:40.883 --> 37:45.304
‫باید جلساتمون رو ضبط کنیم.

37:45.388 --> 37:47.556
‫نه. امکان نداره.

37:47.640 --> 37:51.894
‫بهتون اطمینان‌خاطر میدم کسی
‫به نوارها دسترسی نداره.

37:52.895 --> 37:55.022
‫ولی اگه قراره به کارمون ادامه بدیم

37:55.106 --> 37:57.400
‫باید کمک‌تون کنم مشکلاتی که شما رو

37:57.483 --> 38:00.987
‫به کشتن والدینتون سوق داده رفع کنم،
‫و تضمین می‌خوام.

38:01.070 --> 38:03.948
‫باید بدونم همه‌مون با همیم.

38:04.031 --> 38:09.287
‫راستش دکتر، من دیگه مشکلی ندارم
‫که بخوام رفعش کنم،

38:09.370 --> 38:12.373
‫چون دو تا از بزرگ‌ترین «مشکلات» ـم مُردن.

38:15.584 --> 38:18.087
‫درسته. خوبه، لایل.

38:19.463 --> 38:23.592
‫به زبون آوردن کاری که کردی
‫بخشی از پروسۀ بهبوده.

38:23.676 --> 38:27.138
‫و حرفی که تو این مطب زده میشه،

38:28.848 --> 38:29.932
‫همینجا باقی می‌مونه.

38:30.016 --> 38:31.350
‫قول میدم.

38:40.026 --> 38:43.404
‫دوستان. چه عنوان خزی.

38:45.990 --> 38:50.411
‫بعد از جنایت،
‫اریک اعتراف کرد که والدینش رو کشته.

38:50.494 --> 38:53.122
‫صاف نیومد بگه که،
‫«من مامان و بابام رو کشتم.»

38:53.205 --> 38:56.542
‫ولی بگی‌نگی اقرار کرد.

38:57.835 --> 38:59.795
‫به نظرت چرا به تو گفته؟

39:00.504 --> 39:04.884
‫خب، اریک بهترین دوستمه.
‫همه چیو به همدیگه می‌گیم.

39:08.637 --> 39:09.637
‫و...

39:11.223 --> 39:15.519
‫پارسال، با هم یه فیلنامه نوشتیم.

39:15.603 --> 39:19.065
‫که از فیلم «کلوپ پسران میلیاردر»
‫الهام گرفتیم.

39:19.148 --> 39:23.402
‫«پدرم مردی نبود که احساساتش رو نشون بده.»

39:24.111 --> 39:28.074
‫«گاهی بهم می‌گفت لیاقت ندارم
‫که پسرش باشم.»

39:28.866 --> 39:31.786
‫وقتی تحقیرم می‌کرد،
‫باعث می‌شد بیشتر تلاش کنم،

39:32.286 --> 39:35.706
‫فراتر برم،
‫تا بهش ثابت کنم لیاقت دارم،

39:35.790 --> 39:39.043
‫تا بتونم این جمله رو ازش بشنوم،
‫«دوستت دارم، پسرم.»

39:39.543 --> 39:42.171
‫«جنگجویی که والدینش رو از دست داده

39:43.214 --> 39:44.965
‫هنوز جنگجوئه.»

39:47.259 --> 39:49.512
‫لعنتی، خیلی خوبه.

39:49.595 --> 39:50.471
‫واقعاً میگم.

39:50.554 --> 39:53.641
‫صبر کن. یعنی تو و اریک

39:53.724 --> 39:56.143
‫در مورد یه بچه پولدار که والدینش رو می‌کشه
‫فیلمنامه نوشتید؟

39:56.227 --> 39:59.814
‫می‌دونم. وقتی می‌نوشتیمش
‫می‌دونستیم که داستان خیلی دیوونه‌واریه.

40:00.398 --> 40:02.316
‫ولی فقط یه فیلم بود.

40:03.401 --> 40:06.529
‫و الان بعد از چیزی که بهم گفت...

40:08.948 --> 40:10.324
‫نتونستم ساکت بمونم.

40:11.742 --> 40:14.703
‫نه، خیلی شهامت داشتی
‫که پا پیش گذاشتی، کریگ.

40:15.955 --> 40:17.373
‫کار درستی کردی.

40:17.873 --> 40:20.084
‫ببینید، فکر نمی‌کنم اریک باید بیفته زندان.

40:20.167 --> 40:21.502
‫به نظرم کمک لازم داره.

40:21.585 --> 40:23.504
‫اون و لایل.
‫کمک روانی لازم دارن.

40:24.088 --> 40:27.383
‫چون اگه این کار رو کرده باشن،
‫معلومه حسابی قاطی داشتن.

40:29.176 --> 40:31.720
‫یعنی الان دستگیرش می‌کنید؟

40:31.804 --> 40:34.348
‫متاسفانه چیزی که بهمون گفتی

40:34.432 --> 40:37.893
‫برای حکم دستگیری کافی نیست.

40:37.977 --> 40:40.229
‫شهادت بر مسموعات حساب میشه.

40:40.312 --> 40:43.774
‫شهادت بر مسموعات. می‌دونم یعنی چی.
‫از این لغت زیاد تو قانون ال‌ای استفاده می‌کنن.

40:47.069 --> 40:50.614
‫هر چند اگه بخوای به اریک کمک کنی

40:50.698 --> 40:53.242
‫و در تحقیقات به ما کمک کنی،

40:53.325 --> 40:55.161
‫یه کاری می تونی بکنی.

40:57.830 --> 41:01.208
‫واقعاً موثره.
‫22 کیلو بیشتر پرس سینه می‌زنم.

41:01.292 --> 41:03.794
‫باعث بهبود عملکردم تو زمین شده.

41:03.878 --> 41:04.712
‫ایول.

41:04.795 --> 41:09.425
‫و با یه دختری آشنا شدم.

41:11.135 --> 41:13.012
‫تازه از اسکی از یوتا برگشتیم.

41:13.512 --> 41:14.512
‫عه.

41:14.847 --> 41:15.890
‫جذابه؟

41:18.684 --> 41:21.604
‫رفیق. خیلی جذابه.

41:24.773 --> 41:28.235
‫باید بیای خونۀ جدیدمون. خیلی قشنگه.

41:28.319 --> 41:30.613
‫زمین تنیس خصوصی داره.

41:30.696 --> 41:33.115
‫خیلی بازی کردی،
‫آخرش منو می‌کشی.

41:33.199 --> 41:34.909
‫یادم دادی که...

41:34.992 --> 41:36.219
‫تولدت مبارک...

41:36.243 --> 41:38.204
‫تو یادم دادی چطور تنیس بازی کنم.

41:38.287 --> 41:41.123
‫تولدت مبارک...

41:41.207 --> 41:43.083
‫صداشون رو نمی‌شنوم.
‫تو می‌شنوی؟

41:43.667 --> 41:44.502
‫گندش بزنن!

41:46.921 --> 41:50.382
‫- خب به نظر میاد حال و وضعت خوبه.
‫- آره.

41:52.343 --> 41:55.763
‫فکر نکنم بابام می‌خواست یللی تللی کنم.

41:55.846 --> 42:01.268
‫می‌دونی، می‌خواست حتی بیشتر از اون

42:01.352 --> 42:03.479
‫تو زندگی موفق باشم.

42:04.313 --> 42:06.106
‫سناتوری کسی بشم.

42:06.607 --> 42:09.860
‫«جنگجویی که والدینش رو از دست داده
‫هنوز جنگجوئه.»

42:12.613 --> 42:15.491
‫- دیالوگ فیلمنامه‌مونه؟
‫- جداً؟

42:20.496 --> 42:24.458
‫حالا که حرفش شد، دوباره خوندمش.

42:24.959 --> 42:27.836
‫- می‌خواستم ببینم در چه حده؟
‫- واقعاً؟

42:28.587 --> 42:29.587
‫خب؟

42:29.964 --> 42:32.758
‫یه جاهایی داستانش تناقض داره
‫و بعضی از دیالوگ‌هاش بیمزه‌س.

42:32.841 --> 42:34.927
‫ولی به نظرم خیلی خوبه.

42:35.427 --> 42:39.473
‫به نظرم با چند بار ویرایش،
‫بتونم بفروشیمش.

42:39.557 --> 42:40.683
‫آره. شاید.

42:40.766 --> 42:43.936
‫و الان می‌تونی باورپذیرتر بنویستی.

42:44.603 --> 42:46.522
‫می‌دونی؟ چون...

42:49.108 --> 42:50.108
‫زود باش.

42:51.151 --> 42:52.403
‫چون چی؟

42:52.903 --> 42:56.407
‫شخصیت‌هاش هنوز تخیلی بمونن.

42:56.490 --> 42:59.827
‫دقیقاً شبیه اتفاقی که افتاد نمی‌نویسیم...

43:00.619 --> 43:01.996
‫کاری که تو و لایل کردید.

43:02.079 --> 43:03.998
‫کریگ. چه مرگته؟

43:04.081 --> 43:07.084
‫میشه جزئیاتش رو تغییر بدیم.
‫همیشه تو فیلم‌ها می‌کنن.

43:07.167 --> 43:10.462
‫نه، حتی اصلاً شوخیش زشته.

43:11.046 --> 43:12.298
‫زود باش، کریگ.

43:13.048 --> 43:15.009
‫بیخیال. اریک، اخه...

43:16.510 --> 43:18.053
‫قبلاً بهم گفتی اون کار رو کردی.

43:24.643 --> 43:29.356
‫گفتم حتی شوخیش هم زشته.

43:29.898 --> 43:32.693
‫- شنیدی؟ ختی شوخیش هم زشته.
‫- آره...

43:32.776 --> 43:36.113
‫امکان نداره کار ما باشه،
‫خصوصاً اون طور که اتفاق افتاده.

43:38.032 --> 43:39.992
‫ولی به نظرت ممکنه کار لایل باشه؟

43:40.075 --> 43:41.327
‫نه، کار لایل نبود.

43:41.410 --> 43:43.829
‫- کسی رو اجیر کرده باشه؟
‫- کل شب من پیشش بودم.

43:43.912 --> 43:46.415
‫شبیه کاراگاه‌ها شدی.
‫فکر می‌کنن کار ماست.

43:46.498 --> 43:48.417
‫- شرمنده حرفش رو...
‫- چرا؟

43:48.500 --> 43:51.003
‫چون مثل شماها می‌خوام بدونم کار کی بوده.

43:51.086 --> 43:52.588
‫پلیسا باهات حرف زدن؟

43:55.299 --> 43:56.299
‫چی؟

43:58.010 --> 44:00.846
‫پلیسا برای تحقیقاتشون باهات تماس گرفتن؟

44:06.268 --> 44:07.353
‫آره.

44:11.774 --> 44:13.793
‫- بهشون چی گفتی؟
‫- هیچی نگفتم.

44:13.817 --> 44:16.445
‫باشه. چون حرفی نیست بگی.

44:16.528 --> 44:17.446
‫باشه.

44:17.529 --> 44:20.115
‫چون من و لایل والدینمون رو نکشتیم.

44:20.199 --> 44:22.326
‫البته که نه.
‫آره، کار شماها نیست.

44:22.409 --> 44:24.286
‫باشه. عمراً این کار رو می‌کردیم.

44:26.330 --> 44:27.330
‫ممنون.

44:33.504 --> 44:34.880
‫خوشحال شدم دیدمت، رفیق.

44:35.506 --> 44:38.467
‫هفته آینده بازم بیا حرف بزنیم.

44:38.550 --> 44:39.468
‫باشه.

44:39.551 --> 44:40.551
‫ممنون.

44:48.185 --> 44:49.812
‫شرمنده، دوستان.

44:50.396 --> 44:53.816
‫- به گمونم کمک زیادی نکرد، هان
‫- خدا لعنتش کنه.

44:56.777 --> 44:57.777
‫پس...

44:59.238 --> 45:00.364
‫فکر می‌کنی

45:01.865 --> 45:03.909
‫مادرت حقش بود بمیره؟

45:04.660 --> 45:06.580
‫فکر نمی‌کنم از این زاویه
‫بهش فکر کرده باشیم.

45:06.662 --> 45:07.579
‫آره. بیشتر این جور بود،

45:07.663 --> 45:13.335
‫«اگه قراره بابامون رو بکشیم،
‫احتمالا باید مامانمون رو هم بکشیم.»

45:15.087 --> 45:18.924
‫ممکنه یه کدوم از شما
‫در مورد قتل مادرتون حس متفاوتی داشته؟

45:19.007 --> 45:20.259
‫نه، مطلقاً نه.

45:21.677 --> 45:24.722
‫امکان نداشت بدون رضایت اریک
‫تصمیم بگیریم

45:24.805 --> 45:26.265
‫که مادرم رو بکشم.

45:26.849 --> 45:29.059
‫حتی نخواستم روش تاثیر بذارم.

45:29.560 --> 45:32.104
‫فقط گفتم چند روز فکراشو بکنه.

45:33.647 --> 45:34.647
‫باشه. اریک؟

45:35.524 --> 45:36.525
‫آره.

45:36.608 --> 45:37.735
‫مجبور بودیم بکشیمش.

45:39.236 --> 45:41.572
‫- کاملاَ بهش وابسته بود.
‫- کاملاً وابسته.

45:41.655 --> 45:43.532
‫و این تنها راه گریز براش بود.

45:45.909 --> 45:50.289
‫متوجه هستید که قتل هر دو والد
‫چه اقدام افراطی و شدیدیه؟

45:52.207 --> 45:55.753
‫تو این تصمیم پول نقش داشت؟

45:56.253 --> 45:57.253
‫نه.

45:57.713 --> 46:01.717
‫پس ابائی نداشتید که از ارث محروم بمونید؟

46:02.259 --> 46:05.554
‫نشد این مسئله رو مدنظر بگیرید
‫که تنها با کشتن خوزه،

46:05.637 --> 46:07.347
‫تمام ثروت به کیتی می‌رسه،

46:07.431 --> 46:09.475
‫و کنترل کامل روش ندارید تا اینکه...

46:09.558 --> 46:11.560
‫واسه پول بی‌صاحب والدینمون رو نکشتیم.

46:11.643 --> 46:13.479
‫باشه. اریک، حرفت رو باور می‌کنم.

46:13.562 --> 46:15.397
‫مشکل اصلاً پول نبود.

46:15.981 --> 46:18.525
‫بلکه لطف و محبت به مادرم بود.

46:18.609 --> 46:20.486
‫در نهایت این طور می‌شد.

46:20.569 --> 46:23.322
‫باید کشته می‌شد
‫چون تنها راه گریز براش بود.

46:23.405 --> 46:24.782
‫- برای همه‌مون!
‫- کافیه.

46:24.865 --> 46:29.578
‫اریک، چرا؟
‫بگو چرا مجبور بودید بابا و مامانتون رو بکشید؟

46:29.661 --> 46:31.330
‫چرا این تنها راه نجات

46:31.413 --> 46:34.124
‫برای آزای مادرت و تو
‫و برادرت از این وضعیت بود؟

46:34.208 --> 46:35.959
‫مجبور نیستی جواب بدی.

46:36.043 --> 46:37.461
‫بگو، اریک، دلیلش چی بود؟

46:37.544 --> 46:40.881
‫هی، گفتگومون تموم شد.
‫اونم حرف نداره.

46:40.964 --> 46:42.341
‫- لایل...
‫- تموم شد.

46:43.050 --> 46:44.343
‫جنایت بی‌نقصی بود.

46:44.426 --> 46:46.053
‫پلیس کوفتم دستش نیست.

46:46.136 --> 46:49.932
‫تنها کسایی که می‌دونن
‫واقعاً چه اتفاقی افتاد تو این اتاق هستن.

46:50.015 --> 46:53.060
‫و محض‌خاطر خودت، دکتر
‫به نفعته همینطور باقی بمونه.

46:54.061 --> 46:56.897
‫هی. پاشو. بریم.

46:57.773 --> 46:58.773
‫پسرها.

46:59.775 --> 47:00.651
‫صبر کنید.

47:00.734 --> 47:02.319
‫بیخیال، بچه‌ها.

47:03.654 --> 47:05.781
‫ما تو این قضیه با همیم.

47:05.864 --> 47:06.864
‫درسته؟

47:07.908 --> 47:09.743
‫قبل از اینکه برید، اینو بگیرید.

47:11.036 --> 47:12.287
‫اتومکس چیه؟

47:12.371 --> 47:14.957
‫یه شرکت کوچیکه
‫که تو تاسیسش کمک کردم.

47:15.040 --> 47:18.961
‫به نظرم فرصت سرمایه‌گذاری عالی برای شماست.

47:19.044 --> 47:24.091
‫فکر کنم بتونم بیشتر از روانشناستون باشم.

47:24.174 --> 47:26.635
‫باید شرکای تجاری باشیم.

47:30.597 --> 47:32.975
‫آره. آره، باشه.

47:33.559 --> 47:34.679
‫بهش نگاه میندازم.

47:34.726 --> 47:36.061
‫- آره.
‫- ممنون، دکتر.

47:36.144 --> 47:37.145
‫باشه، حتماً.

47:53.912 --> 47:56.331
‫سلام. برات خوراکی آوردم.

47:56.415 --> 47:58.834
‫مامان میگه قبل از شام نباید شیرینی بخورم.

47:58.917 --> 47:59.917
‫عه.

48:10.470 --> 48:13.932
‫این چند ماه خیلی بهم خوش گذشت.

48:14.016 --> 48:16.894
‫زندگی با تو و خواهرت و بابات.

48:18.186 --> 48:21.023
‫می‌دونی، اگه مامانت بودم،

48:21.106 --> 48:23.650
‫اجازه می‌دادم هر وقت دلت می‌خواد
‫شیرینی بخوری.

48:26.320 --> 48:28.488
‫نه. نه، نه، جر، خواهش می‌کنم.
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

48:28.572 --> 48:30.657
‫خوبم می‌تونم.

48:30.741 --> 48:33.994
‫به اندازه کافی دیوونگیات رو تحمل کردیم.

48:34.077 --> 48:37.623
‫اصلاً نباید راهت می‌دادم اینجا.
‫مسخره بود.

48:37.706 --> 48:39.625
‫- این کار رو کردی چون دوستم داری.
‫- نه.

48:39.708 --> 48:43.170
‫این کار رو کردم چون مستاصل، مجنون و وحشت‌زده بودی،

48:43.253 --> 48:45.464
‫و دلم برات سوخت.

48:46.465 --> 48:49.343
‫حتی زنم رو راضی کردم.

48:50.385 --> 48:51.803
‫ولی هیچ وقت این کار رو نمی‌کردم

48:51.887 --> 48:54.723
‫اگه می‌دونستم قراره ما رو اسیر خودت بکنی!

48:54.806 --> 48:59.394
‫تهدیدات، تغییرات خلقی،
‫تغییر دکوراسیون!

48:59.478 --> 49:05.067
‫و حالا به دخترم میگی
‫می‌خوای جای مادرش رو بگیری.

49:05.150 --> 49:06.652
‫زده به سرت؟

49:06.735 --> 49:08.862
‫گفتی می‌خوای ترکش کنی، باشه؟

49:08.946 --> 49:11.573
‫- خودت گفتی!
‫- آره. خب، ترکش نمی‌کنم! باشه؟

49:11.657 --> 49:13.241
‫ترکش نمی‌کنم.

49:15.035 --> 49:16.620
‫از این کارت پشیمون میشی.

49:17.788 --> 49:21.625
‫چیزایی می‌دونم،
‫و می‌دونی که من یه چیزایی می‌دونم.

49:22.793 --> 49:23.794
‫جودلان.

49:24.378 --> 49:25.712
‫لوس نشو، جودلان.

49:25.796 --> 49:27.005
‫برو به درک، جر!

49:27.089 --> 49:31.969
‫جود! به‌خاطر خودت،
‫برای امنیت خودت،

49:32.052 --> 49:37.808
‫در مورد پروندۀ منندز با کسی صحبت نکن،
‫خصوصاً نوارها.

49:38.725 --> 49:41.436
‫باید اون سنگ یاغوتی
‫که برات گرفتم رو بندازی.

49:41.520 --> 49:43.730
‫چاکرای چشم سومت مشکل داره.

49:55.283 --> 49:56.952
‫- کاراگاه زولر؟
‫- بله؟

50:01.498 --> 50:05.502
‫در خصوص پروندۀ منندز اطلاعاتی دارم
‫که فکر می‌کنم شما می‌خواید بشنوید.

50:06.226 --> 50:26.226
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
