WEBVTT

00:10.823 --> 00:14.532
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:14.556 --> 00:17.475
‫یک-یک-هفت-دو-پنج-دو. دامر
‫[ مرکز بازپروری کلمبیا در پرتیج ویسکانسین ]

00:25.567 --> 00:28.737
‫یک-یک-نه-نه-چهار-دو. برایانت

00:29.320 --> 00:31.531
‫یک-یک-شش-شش-پنج-چهار

00:36.995 --> 00:39.873
‫ببین، درخواست دوتا کپسول سیانور

00:39.956 --> 00:41.249
‫و یه تیغ داده بودم

00:42.459 --> 00:44.210
‫می‌شه پیگیری‌شون کنی؟

01:12.572 --> 01:16.576
‫جف عزیز، دوستانم فکر می‌کنند
‫که من دیوانه‌ام که برای تو نامه می‌نویسم

01:16.659 --> 01:18.203
‫اما می‌خواستم سلامی عرض کنم

01:18.703 --> 01:21.331
‫می‌دونستی که از روت
‫لباس هالووین ساختن؟

01:22.040 --> 01:25.001
‫سه تا پسر از مدرسه‌مون با ظاهر تو
‫به هالووین اومدن

01:25.085 --> 01:26.961
‫و همه ترسیدن

01:27.045 --> 01:30.465
‫و حالا می‌گن که از سال بعد
‫کسی حق نداره با لباس خاص بیاد

01:31.216 --> 01:33.551
‫یه کمیک درباره‌ت نوشتن
‫خبر داشتی؟

01:38.223 --> 01:42.102
‫به نظرم جالبه.
‫من همیشه با چیزهای ترسناک حال می‌کردم

01:44.771 --> 01:47.816
‫می‌شه یه نقاشی‌ای چیزی
‫برام بفرستی؟

01:47.899 --> 01:49.234
‫من هم پنج دلار برات فرستادم

01:58.743 --> 02:03.373
‫باز هم می‌فرستم اگه جوابم رو بدی.
‫طرفدار پر و پا قرصت، آلیس

02:21.172 --> 02:33.172
ترجمه از: احسان جولاپور

03:27.457 --> 03:30.293
‫تا حالا توجه کردین
‫که چقدر این شبیه شست دست انسانه؟

03:33.213 --> 03:35.757
‫حداقل وقتی کارم باهاشون تموم می‌شد
‫این شکلی می‌شدن

03:38.509 --> 03:42.764
‫نه، درواقع
‫بیشتر این‌طوری

03:46.517 --> 03:48.603
‫تو یه کسخل بدبختی، حاجی

03:49.270 --> 03:50.480
‫باسن سفیدت رو بذار زمین!

03:53.900 --> 03:55.318
‫من خوشم نمیاد، پسر

04:01.616 --> 04:02.909
‫طرفدارام خوش‌شون میاد

04:13.586 --> 04:15.755
‫می‌دونی که مجبور نیستی برگردی اونجا

04:15.838 --> 04:18.091
‫هرچقدر که نیاز داری می‌تونی پیش ما بمونی

04:18.174 --> 04:21.719
‫من اسباب زحمت کسی نمی‌شم
‫والسلام

04:21.803 --> 04:25.473
‫- اما مامان...
‫- والسلام. اما ممنون

04:25.556 --> 04:27.267
‫برو بقیه‌ی وسایل رو بیار

04:39.654 --> 04:41.406
‫پس کی می‌خوان بیخیال شن؟

04:42.323 --> 04:45.326
‫زمان بده.
‫یه مسئله‌ی دیگه پیش میاد

05:01.801 --> 05:02.885
‫برش می‌دارم

05:12.937 --> 05:14.063
‫بیا مامان

05:38.379 --> 05:41.341
‫- اه. نه ببخشید... نه احمقانه‌ست
‫- چیه؟

05:41.424 --> 05:43.968
‫مامان، نباید اینجا بمونی
‫و من نمی‌ذارم

05:45.803 --> 05:48.514
‫آخه... وای خدا
‫هنوز بوش میاد

05:48.598 --> 05:50.600
‫کاری که اون با اون افراد کرد...

05:52.226 --> 05:54.979
‫مرگ و جنایتش
‫می‌دونم که تو هم بوش رو حس می‌کنی

05:56.522 --> 05:59.692
‫اگه می‌خوای... اگه می‌خوای
‫کله‌شق بازی دربیاری و اقرار نکنی، عیب نداره

06:00.318 --> 06:02.153
‫اما دروغ نگو. خودت یادم دادی
‫که دروغ نباید گفت

06:02.987 --> 06:05.656
‫پس کجا قراره برم
‫هان؟

06:06.199 --> 06:08.326
‫اگه بخوام هم از پس خرجش
‫برنمیام

06:08.409 --> 06:10.870
‫- پس بذار کمکت کنم
‫- ساندرا، نه

06:11.829 --> 06:13.998
‫اون به اندازه کافی
‫به این دنیا ضربه زده

06:15.583 --> 06:18.336
‫قرار نیست خونه‌ی من رو هم بگیره.
‫اجازه نمی‌دم

06:20.213 --> 06:21.589
‫خب پس
‫یه قولی بهم بده

06:21.672 --> 06:24.092
‫اگه ترسی به دلت راه پیدا کرد
‫برو همون‌جایی که بقیه می‌رن

06:24.175 --> 06:26.677
‫می‌دونی که شب‌ها بقیه کجا می‌رن
‫نه؟

06:26.761 --> 06:28.221
‫مشکلی ندارم

06:28.971 --> 06:30.556
‫قول بده

06:30.640 --> 06:33.726
‫باشه! قول می‌دم.
‫یا خدا

06:33.810 --> 06:34.852
‫بس می‌کنی؟

06:34.936 --> 06:37.438
‫یه‌جور رفتار می‌کنی انگار جف دامر
‫می‌خواد از تاریکی بپره بیرون

06:37.522 --> 06:38.648
‫و من رو خفت کنه

06:38.731 --> 06:40.024
‫داره آب خنک می‌خوره

06:40.108 --> 06:42.235
‫دیگه نیست.
‫هیچ‌وقت

06:44.362 --> 06:48.032
‫باشه. باشه، پس حداقل
‫بهم زنگ بزن

06:48.116 --> 06:50.368
‫و لطفاً استراحت کن

06:52.120 --> 06:53.704
‫- باشه
‫- خب؟

06:53.788 --> 06:54.789
‫باشه

07:17.979 --> 07:18.979
‫آهای!

07:22.150 --> 07:24.944
‫اگه بهت 20 دلار بدم
‫می‌تونی برام یه چیزی بیاری؟

07:31.409 --> 07:33.536
‫این دیگه چه کوفتیه؟

07:35.288 --> 07:38.124
‫اون کثافت رو خاموش کن
‫دامر!

07:38.207 --> 07:40.084
‫ناسلامتی دارم می‌خوابم!

08:00.396 --> 08:02.148
‫دامر، خاموشش کن!

08:04.025 --> 08:06.402
‫چرا؟ سعی داشتم بخوابم

08:06.486 --> 08:08.279
‫خاموشش کن و بدش به من!

08:12.492 --> 08:13.534
‫مال خودمه

08:14.744 --> 08:15.953
‫نمی‌تونی ازم بگیریش

08:16.412 --> 08:18.915
‫یا بده
‫یا می‌اندازمت توی سوراخ

08:22.835 --> 08:24.337
‫گه توش

08:37.600 --> 08:39.310
‫کی گفته این نباید دست من باشه؟

08:39.852 --> 08:43.981
‫خوشت میاد، هان؟
‫از صدای کشته شدن بقیه؟

08:45.775 --> 08:47.193
‫صدای نهنگه

08:47.693 --> 08:50.321
‫واسم آرامش بخشه.
‫کمک می‌کنه بخوابم

08:50.404 --> 08:52.490
‫چراغ‌های اینجا رو که نمی‌تونم خاموش کنم

08:53.282 --> 08:57.119
‫که این‌طور؟
‫پس برو به رئیس بگو

08:59.121 --> 09:01.123
‫من پولش رو دادم!
‫همین‌طوری نمی‌شه بگیریش!

09:01.207 --> 09:02.333
‫گور بابات، دامر

09:04.085 --> 09:07.129
‫- باید می‌انداختنت روی صندلی الکتریکی
‫- من ازشون خواستم

09:07.713 --> 09:09.632
‫درعوض 900 سال محکومم کردن

09:10.841 --> 09:12.176
‫بیخیال، مرد

09:12.260 --> 09:14.762
‫بازم صدای نهنگ گیر میارم، حاجی!

09:15.263 --> 09:16.931
‫خفه خون بگیر، دامر!

09:17.640 --> 09:19.350
‫خفه خون بگیر!

09:58.681 --> 10:00.016
‫خانم هیوز عزیز

10:00.099 --> 10:02.810
‫می‌شه لطف کنید
‫این رو برام امضا بزنید؟

10:02.893 --> 10:06.272
‫من یه پاکت واسه برگردوندن
‫به همراه تمبر همراهش فرستادم

10:07.481 --> 10:10.901
‫ممنونم.
‫جاش ماهونی، از شهر شمپین ایالت ایلینوی

10:25.750 --> 10:28.085
‫من متوجه خشم‌تون هستم، خانم هیوز

10:28.169 --> 10:31.088
‫اما دادخواست‌های مدنی
‫چند سال می‌تونه به طول بینجامه

10:31.172 --> 10:34.216
‫و حتی اگه برنده شیم، مشخص نیست
‫که دقیقاً چه مقدار پول

10:34.300 --> 10:37.345
‫از شهر یا شرکت‌های نشر کوچکی
‫مثل همونی که کمیکه رو چاپ کرد

10:37.428 --> 10:39.347
‫گیرمون بیاد

10:39.430 --> 10:42.016
‫آقای گلداستاین
‫من توی این کار دنبال پول نیستم

10:42.099 --> 10:44.810
‫هرچقدر هم پول بدن
‫پسرم تونی رو که برنمی‌گردونه

10:45.478 --> 10:47.229
‫این یه کتاب شیطانیه

10:47.313 --> 10:49.148
‫شیطانیه
‫با نیت شیطانی چاپ شده

10:49.690 --> 10:52.818
‫یه نفر باید تاوان بده
‫و در این باره پاسخگو باشه

10:53.569 --> 10:54.569
‫موافقم

10:55.237 --> 10:57.323
‫می‌خوام یه نگاهی به این بندازین

10:59.033 --> 11:01.952
‫پدر جفری دامر
‫کتابی نوشته

11:02.536 --> 11:06.457
‫و به نظرم خیلی بیشتر از
‫اون کمیکه قراره فروش کنه

11:07.291 --> 11:11.087
‫من از لیونل و همسرش شری شناخت کمی
‫در جریان دادگاه پیدا کردم

11:11.545 --> 11:13.172
‫به نظر آدم‌های درستی می‌اومدن

11:13.255 --> 11:15.341
‫ببین، در کنار شکایت از شهر

11:15.424 --> 11:17.968
‫من می‌گم بریم سراغ دامر و خانواده‌ش

11:18.052 --> 11:21.305
‫جلوی هر پولی که از فروش کتاب
‫بدست میارن رو بگیریم...

11:21.389 --> 11:23.724
‫فیلم، حق تلویزیون
‫مصاحبه‌های پولی

11:23.808 --> 11:25.768
‫شاید حتی صدقه‌های کوچکی

11:25.851 --> 11:28.312
‫که طرفداران دامر
‫ممکنه توی زندان براش فرستن

11:28.396 --> 11:30.398
‫و دارن می‌فرستن.
‫توی روزنامه خوندم

11:30.898 --> 11:33.484
‫نذار حتی یه قرون هم دربیاره

11:34.443 --> 11:39.615
‫نمی‌دونم. شکایت از شهر و دامر
‫به نظر کار درستی میاد

11:40.241 --> 11:44.245
‫اما اینکه بریم سراغ خانواده‌ش؟
‫با اون همه سختی‌ای که کشیدن؟

11:47.707 --> 11:50.042
‫ممکنه میلیون‌ها دلار بدست بیارن

11:50.126 --> 11:52.545
‫صد البته که ممکنه افراد بدی نباشن

11:53.129 --> 11:58.634
‫اما بعید می‌دونم بخواد بخشی از اون پول
‫رو به تو

11:58.718 --> 12:00.469
‫یا به خانواده‌ی دیگر مقتولین بده

12:00.553 --> 12:02.221
اگه به خواست خودش باشه

12:03.889 --> 12:06.892
‫خب... در این مبارزه شرکت می‌کنی؟

12:15.901 --> 12:19.655
‫«خواندن بررسی لیونل دامر از ارتباط
‫ناامیدانه و معیوبش

12:19.739 --> 12:23.868
‫با پسرش جفری،‌ علی‌الخصوص
‫برای هر والدینی دردناک است»

12:23.951 --> 12:27.288
‫«چنان رنج آشکار و ناامیدی‌ای
‫در متن کتاب داستان یک پدر

12:27.371 --> 12:32.084
‫وجود دارد، که به سادگی نمی‌توان
‫از آن گذشت»

12:32.168 --> 12:35.045
‫«چیزی که باعث گیرایی نویسندگی
‫لیونل دامر می‌شود...»

12:35.129 --> 12:37.173
‫وای، «گیرایی»

12:37.882 --> 12:43.095
‫«که او در این توصیفش نه تنها
‫به روح پسرش

12:43.721 --> 12:45.264
‫بلکه به روح خود نیز نفوذ می‌کند»

12:48.017 --> 12:50.686
‫وای عزیزم. عالیه

12:50.770 --> 12:52.855
‫نمی... انگار خیلی خوبه

12:52.938 --> 12:54.815
‫نظر وکیلت چیه؟

12:54.899 --> 12:58.110
‫لئونارد؟ اون هم هیجان‌زده‌ست.
‫آره، متن نیویورک تایمزه، پس...

12:58.194 --> 12:59.695
‫عزیزم، این...

13:00.404 --> 13:03.699
‫عالیه.
‫باید یه پیک به افتخارش بزنیم، نه؟

13:05.201 --> 13:08.245
‫به سلامتی شوهرم
‫نویسنده‌ی پرفروش

13:08.329 --> 13:10.956
‫وایسا، بذار فعلاً پامون
‫رو از گلیم‌مون درازتر نکنیم، عزیزم

13:16.504 --> 13:19.048
‫و برگشتیم سر موضوع
‫لیونل و شری دامر

13:19.131 --> 13:21.967
‫کتابش
‫داستان یک پدر

13:22.051 --> 13:25.221
‫که درباره‌ی قاتل زنجیره‌ای جفری دامر است
‫که به زودی به کتاب‌خانه‌هایمان می‌آید

13:25.304 --> 13:29.391
‫خب، لیونل، توی وقت استراحت
‫گفتی که علایقی وجود داره

13:29.475 --> 13:31.352
‫برای تبدیل این کتاب به فیلم؟

13:31.435 --> 13:32.515
‫احتمالش وجود داره

13:32.561 --> 13:34.814
‫یه...
‫یه گزینه‌ست

13:34.897 --> 13:39.944
‫و یه سری افراد به نام
‫آمبلر و دیکینسون

13:40.694 --> 13:45.491
‫در شهر کانزاس علاقه‌مندن
‫که فیلمی از...

13:45.574 --> 13:48.410
‫- آهای دامر. بیا بریم
‫- کل ماجرا بسازن

13:48.494 --> 13:49.620
‫داستان یک پدر

13:49.703 --> 13:52.331
‫- بسیارخب. باید چی‌کار کنم؟
‫- داستان یک پدر

13:52.414 --> 13:54.100
‫- شما همکاری می‌کنید
‫- بله

13:54.124 --> 13:55.376
‫پدرم توی تلویزیونه

13:55.459 --> 13:59.338
‫ایده‌ای درباره‌ی انتخاب بازیگر
‫برای نقش شما دونفر ندارین؟

13:59.839 --> 14:01.257
‫نمی‌دونم

14:02.049 --> 14:04.051
‫شاید جان وویت.
‫فی دان‌اوی

14:04.134 --> 14:06.512
‫یعنی چی باید بهشون سود بدم؟

14:06.595 --> 14:08.472
‫چطور باید این کار رو کنیم؟
‫سود کجا بود؟

14:08.556 --> 14:11.141
‫خب، یه جواریی روزنه‌ی امید همینه

14:11.225 --> 14:14.728
‫کتاب 50 هزار نسخه هم ازش فروش نرفته
‫که به سود برسه

14:14.812 --> 14:16.438
‫پس چیزی برای تحویل دادن وجود نداره

14:16.522 --> 14:19.066
‫اما چی...
‫اگه سود داشته باشه چی؟

14:19.775 --> 14:21.026
‫اون وقت بله

14:21.110 --> 14:24.196
‫قاضی گفته که صاحب سود
‫خانواده‌ها هستن

14:25.489 --> 14:29.368
‫- دنبال پول جف هم رفتن
‫- خب جف که پولی نداره

14:29.451 --> 14:32.913
‫خب، هر ساعت 25 سنت با کار توی زندان
‫بدست میاره

14:32.997 --> 14:34.790
‫و مردم براش پول می‌فرستن

14:34.874 --> 14:37.293
‫اون فقط داره قهوه و سیگار
‫با اون پول می‌خره

14:37.376 --> 14:38.736
‫خب، دیگه نمی‌تونه بخره

14:38.794 --> 14:40.796
‫قاضی گفته اون‌ها هم به خانواده‌ها
‫تعلق دارن

14:40.880 --> 14:42.798
‫وای خدا
‫عجب وضعیت...

14:42.882 --> 14:45.759
‫ببینید، درک می‌کنم که مردم دردمند هستن.
‫متوجهم

14:45.843 --> 14:48.637
‫اما، واقعاً؟
‫بیست و پنج سنت؟

14:48.721 --> 14:50.139
‫حالا دقیقاً...

14:52.308 --> 14:53.684
‫دقیقاً توی جیب کدوم‌شون می‌ره؟

14:55.561 --> 14:57.062
‫کار همه‌ی خانواده‌هاست

15:37.061 --> 15:38.187
‫بله؟

15:38.270 --> 15:40.856
‫چرا برنمی‌گردی همون‌جایی که بودی؟

15:40.940 --> 15:41.815
‫الو؟

15:41.899 --> 15:45.319
‫هیچ‌کس شما رو اینجا نمی‌خواد!
‫سوار یه قایق تخمی شید و برگردین!

16:22.481 --> 16:23.774
‫آروم باش

16:24.692 --> 16:26.610
‫فقط می‌خوام چندتا عکس بگیرم

16:28.487 --> 16:29.655
‫پاشو بیا

16:30.739 --> 16:32.324
‫می‌خوام چیزی نشونت بدم

16:52.856 --> 16:55.896
‫باید از اینجا بریم

17:01.311 --> 17:03.022
‫تو ازش خبر داشتی!

17:32.259 --> 17:33.677
‫تماشا کن چی می‌شه

18:54.804 --> 18:56.224
‫چی‌کار می‌کنی؟

19:00.828 --> 19:03.395
‫چرا داری از توی عکس‌هامون
‫می‌بُریش؟

19:06.751 --> 19:09.251
‫ما که دیگه اسمش رو نمیاریم

19:10.689 --> 19:12.956
‫درباره اتفاقی که افتاد
‫حرف نمی‌زنیم

19:14.297 --> 19:16.237
‫و اسمشم رو نمیاریم

19:25.780 --> 19:27.100
‫پسر کوچولوی من

19:29.418 --> 19:33.005
‫امروز ما برای بزرگداشت
‫شجاعت

19:33.964 --> 19:38.010
‫دلاوری، عزم و جرئتی مثال‌زدنی
‫گرد هم آمده‌ایم

19:38.802 --> 19:41.054
‫جرئت در مواجهه با خطر

19:41.930 --> 19:43.473
‫در مواجهه با تردید بزرگ

19:43.974 --> 19:45.058
‫قهرمانان

19:46.018 --> 19:48.395
‫وقتی اون طرف اتاق رو نگاه می‌کنم
‫اون‌ها رو می‌بینم

19:49.229 --> 19:52.065
‫هر کدوم‌تون ثمره‌ی بهترین ما هستین

19:53.066 --> 19:55.903
‫هرروز شهرواندان به زندگی‌تون رانده می‌شن
‫اما نه به عنوان پاداش

19:56.612 --> 19:57.821
‫اما به عنوان اصول

19:58.530 --> 20:01.491
‫که انجام کار خیر و عدالت است

20:01.575 --> 20:05.370
‫وقتی اوباش آمدند
‫این دو نفر پابرجا باقی ماندند

20:06.288 --> 20:08.874
‫و ما در کنارشان ایستادیم
‫و برای‌شان جنگیدیم

20:08.957 --> 20:12.252
‫و برای هرکدام‌مان که نشان پلیس
‫آویزان کرده‌ایم

20:12.336 --> 20:14.963
‫و به عنوان نمادی مقدس
‫به ما یادآور می‌شود

20:15.797 --> 20:18.300
‫که ما از خود مراقبت می‌کنیم

20:18.383 --> 20:21.970
‫این زن شجاع با رویارویی با موانع بزرگ
‫قدمش را بلندتر و فراتر گذاشت

20:22.054 --> 20:23.972
‫تا از جامعه‌اش حفاظت کند

20:25.015 --> 20:27.601
‫با نشان دادن عزمی پایدار

20:27.684 --> 20:30.979
‫که در روحیه‌ی بالای اهالی میلواکی
‫نمونه است

20:31.980 --> 20:35.317
‫خرسندم که برنده‌ی جایزه‌ی شهروند شایسته‌ی
‫امسال را

20:35.400 --> 20:36.693
‫به سکو فرا بخوانم...

20:37.236 --> 20:39.947
‫باعث افتخار و عرق فراوان من است

20:40.030 --> 20:42.407
‫که دریافت‌کنندگان جوایز
‫افسران سال

20:42.491 --> 20:46.787
‫از سازمان پلیس میلواکی
‫را به صحنه فرابخوانم

20:46.870 --> 20:48.163
‫گلندا کلیولند

20:50.332 --> 20:54.086
‫جان بالسرزک و جوسف گیبریش

21:15.107 --> 21:19.403
‫ممنون، رئیس.
‫این قدمی در راه درست است

21:21.154 --> 21:25.200
‫صادقانه،‌ حرفی به ذهنم نمی‌رسد

21:27.452 --> 21:28.870
‫من فقط...

21:31.373 --> 21:34.459
‫به یک شرط این جایزه رو می‌پذیرم

21:35.085 --> 21:37.296
‫که در آینده
‫بیشتر تلاش کنید

21:39.548 --> 21:44.845
‫این واسه پسر کانرکه
‫و تمام دیگر مقتولین

21:48.307 --> 21:50.058
‫تذارین این اتفاق تکرار بشه

22:01.111 --> 22:03.280
‫ما قصد داریم که از شهر
‫به اتهام نقض

22:03.363 --> 22:06.199
‫حقوق پسرتون در قبال
‫حفاظت برابر در دادگاه فدرال شکایت کنیم

22:06.283 --> 22:09.494
‫پلیس مطابق قانون وظیفه داشت
‫که از پسرتون حفاظت کنه

22:09.578 --> 22:10.746
‫و شکست خورده

22:10.829 --> 22:13.874
‫ما دنبال ده میلیون دلار غرامت
‫برای خانواده‌تون هستیم

22:14.458 --> 22:18.128
‫می‌دونم که حتی اون مقدار پول
‫هم باعث کم شدن رنجی نمی‌شه

22:18.211 --> 22:19.713
‫که الان متحملش هستین

22:20.213 --> 22:21.965
‫اما پیام درستی رو می‌فرسته

22:22.632 --> 22:24.760
‫چنین مبلغی نقش بسزایی

22:24.843 --> 22:27.346
‫در سهولت بخشی به زندگی‌تون
‫خواهد داشت

22:29.675 --> 22:32.619
‫می‌خوان از شهر شکایت کنن
‫و 10 میلیون دلار غرامت بگیرن

22:33.143 --> 22:36.313
‫همچنین خبردارم که دارن
‫دارایی‌های دامر رو به مزایده می‌گذارن

22:36.396 --> 22:39.816
‫و اطمینان حاصل می‌کنم
‫که تمامی اون مبالغ به دست قربانیان برسه

22:40.484 --> 22:42.652
‫که البته شامل خانواده‌ی شما هم می‌شه

22:44.716 --> 22:46.136
‫بیا کولاک، لوک

22:48.138 --> 22:50.204
‫بیاین همه‌ی چیزهای محبوب‌تون...

22:52.458 --> 22:53.818
‫تماما خانواده‌تون

22:55.086 --> 22:56.086
‫دوستان‌تون

22:58.670 --> 23:00.350
‫ما همه با تو هستیم، لوک

23:01.615 --> 23:03.615
‫و برات یه مقدار گوشت جرکی
‫داریم

23:04.046 --> 23:05.046
‫و خورش خوک

23:08.436 --> 23:10.770
‫حتی اون کیک‌هایی که دوست داری
‫لوک...

23:35.330 --> 23:37.207
‫- خفه شو!
‫- کمک!

23:43.547 --> 23:44.423
‫کمک!

23:48.552 --> 23:49.428
‫بذارش زمین!

23:49.511 --> 23:50.511
‫کمک!

24:03.942 --> 24:06.254
‫واقعاً عاشق این محصول می‌شید

24:06.278 --> 24:09.448
‫اساساً فقط کافیه
‫بندازینش دور شانه‌هاتون

24:09.531 --> 24:11.450
‫و می‌تونید مثل یه کول‌پشتی ازش استفاده کنید

24:11.533 --> 24:15.036
‫توی بازار نظیرش وجود نداره.
‫استفاده ازش راحت و ساده‌ست

24:15.120 --> 24:16.872
‫قیمت کمی هم داره...

24:43.607 --> 24:45.525
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

24:46.735 --> 24:48.737
‫قبلاً توی ساختمون دیدم‌تون

24:49.237 --> 24:51.781
‫دینا. آپارتمان 201، انتهای راهرو

24:51.865 --> 24:54.743
‫خوشحالم که بالاخره دیدمت، گلندا

24:55.494 --> 24:57.996
‫توی روزنامه درموردت خوندم
‫که سعی داشتی اون پسره رو نجات بدی

24:59.164 --> 25:01.500
‫چه کار خوبی داشتی می‌کردی

25:02.501 --> 25:03.960
‫آره، خب

25:04.044 --> 25:06.546
‫خوب هم که باشه
‫چی نصیب‌مون شد؟

25:06.630 --> 25:08.840
‫هنوز نمی‌تونیم توی جای خودمون
‫بخوابیم

25:09.341 --> 25:10.967
‫کابوس می‌بینی؟

25:12.677 --> 25:13.762
‫من هم همین‌طور

25:13.845 --> 25:16.515
‫اما همه میایم اینجا دنبال آرامش
‫نه؟

25:17.015 --> 25:18.350
‫ببین، به دخترم گفتم

25:18.433 --> 25:21.353
‫گفتم که اگه ترسیدم بیام این پایین

25:21.436 --> 25:24.898
‫همش گفتم من خوبم و نگرانم نباش ساندرا

25:24.981 --> 25:26.816
‫اون دستش به من نمی‌رسه

25:26.900 --> 25:29.903
‫اما اون توی اعصابمه
‫توی مغزمه

25:29.986 --> 25:32.030
‫نمی‌تونم متوقفش کنم

25:32.739 --> 25:35.659
‫من بدجور آرتروز دارم.
‫هر دو زانوم

25:36.159 --> 25:38.453
‫از بالا و پایین رفتن پله‌ها بدم میاد

25:38.537 --> 25:43.041
‫اما وقتی آشغال می‌خوام بندازم بیرون
‫تا طبقه سوم می‌رم بالا

25:43.124 --> 25:46.044
‫تا ته راهرو می‌رم
‫و بعد تا کوچه می‌رم پایین

25:46.127 --> 25:50.340
‫فقط چون از جلوی خونه‌ی اون مادر به خطا
‫رد نشم

25:52.384 --> 25:56.930
‫دفعه بعد خواستی آشغال بندازی بیرون
‫بذار جلوی در خونه‌ات

25:58.723 --> 26:01.142
‫لطف داری گلندا
‫اما نیازی نیست

26:01.226 --> 26:04.521
‫دختر ما باید هوای هم رو داشته باشیم

26:06.898 --> 26:08.358
‫باشه

26:32.173 --> 26:34.259
‫پاشو عزیزم
‫پاشو عوضی

26:34.342 --> 26:35.342
‫الو؟

26:35.885 --> 26:38.471
‫ده میلیون دلار، هان؟
‫آسیایی تاپاله

26:38.555 --> 26:41.641
‫چرا گورت رو کم نمی‌کنی برگردی
‫بری سر شالیزارت کار کنی؟

27:02.579 --> 27:03.663
‫ببخشید

27:05.290 --> 27:06.750
‫ببخشید جماعت

27:07.751 --> 27:09.544
‫لطفاً توجه کنید

27:12.797 --> 27:17.135
‫ببخشید، اما به دلایل امنیتی

27:17.719 --> 27:21.806
‫بهم گفتن که دیگه نباید به ساکنین
‫اجازه بدم توی راهرو بخوابن

27:23.642 --> 27:27.270
‫اما... اما بعد از صحبت کردن
‫با مالکان ساختمون

27:27.354 --> 27:29.230
‫اون‌هایی که علاقه دارن بمونن

27:29.314 --> 27:33.610
‫خوشبختانه به اطلاع‌تون می‌رسونم
‫که اجاره‌تون 25% کاهش پیدا می‌کنه

27:35.236 --> 27:39.949
‫و واسه اونایی که می‌خوان قرارداد رو فسخ کنن
‫هیچ جریمه‌ی وجود نخواهد داشت

27:42.077 --> 27:43.161
‫ممنون

28:33.670 --> 28:37.048
‫ببخشید.
‫من گلندا کلیولند هستم و...

28:37.132 --> 28:39.926
‫بله، می‌دونم کی هستین.
‫ملاقات‌تون باعث افتخاره

28:40.719 --> 28:41.970
‫من جورج هکر هستم

28:42.595 --> 28:44.931
‫من در اوردن خانواده‌ها
‫از لائوس کمک داشتم

28:48.601 --> 28:52.981
‫اونا هیچ‌وقت یه جسد کامل پیدا نکردن.
‫فقط... اعضاش رو پیدا کردن

28:54.733 --> 28:57.986
‫مدتی طول کشید
‫اما بالاخره بودجه کافی رو براش جمع کردیم

28:58.987 --> 29:02.991
‫اسقف‌اعظم واسه‌ی این تابوت کمک‌رسانی کرد
‫تا بتونیم یه یادبود مناسبی داشته باشیم

29:04.075 --> 29:06.953
‫داشتم... داشتم فکر می‌کردم می‌شه...

29:07.620 --> 29:09.539
‫این مادر پسره‌ست؟

29:09.622 --> 29:10.498
‫بله

29:10.582 --> 29:12.083
‫نمی‌خوام...

29:15.462 --> 29:17.589
‫ممکنه بتونم با پدرش حرف بزنم؟

29:18.757 --> 29:20.091
‫حتماً، بله

29:31.436 --> 29:32.645
‫ببخشید

29:37.108 --> 29:38.985
‫آقای سینتاسومفون

29:39.778 --> 29:41.613
‫من گلندا کلیولند هستم

29:42.113 --> 29:46.242
‫من همونی‌ام که درباره پسرتون
‫به پلیس زنگ زد

29:47.118 --> 29:48.453
‫من توی همون ساختمون
‫زندگی می‌کنم

29:51.414 --> 29:52.415
‫من...

29:53.082 --> 29:54.626
‫واقعاً متأسفم

29:57.337 --> 29:59.255
‫می‌دونستم خبری هست

30:01.466 --> 30:06.095
‫و هرگز نباید به پلیس اعتماد می‌کردم
‫وقتی گفتن همه‌چیز مرتبه

30:07.847 --> 30:09.098
‫چون نبود

30:11.100 --> 30:12.143
‫اشکال نداره

30:12.644 --> 30:14.979
‫نه. داره

30:18.441 --> 30:21.236
‫هرکاری که تونستین رو انجام دادین

30:41.548 --> 30:44.217
‫سلام. من اومدم کاترین دامر رو ببینم

30:46.386 --> 30:48.972
‫پس حالا فیلمه قرار نیست ساخته شه

30:51.057 --> 30:53.268
‫انگار تولیدکننده‌ها بیخیال شدن

30:56.062 --> 30:58.690
‫اصلاً نمی‌دونم فکر خوبی بود یا نه

30:59.357 --> 31:03.862
‫اما تنها خواسته‌ام همیشه این بود
‫که به دیگر والدین کمک کنم که...

31:05.113 --> 31:06.823
‫حواس‌شون به علائم هشدار دهنده
‫باشه

31:09.617 --> 31:10.660
‫خب...

31:14.247 --> 31:16.624
‫من دوست داشتم
‫راکوئل ولچ نقشت رو بازی کنه، مامان

31:17.917 --> 31:19.419
‫می‌دونم همیشه دوسش داشتی

31:21.379 --> 31:22.379
‫آره

31:23.256 --> 31:24.632
‫نقش خوبی از آب درمی‌اومد

31:37.145 --> 31:40.064
‫پسره واقعآً دوستت داشت مامان.
‫به روش خودش

31:42.901 --> 31:44.527
‫و تو بهترین رفتار رو باهاش کردی

31:45.528 --> 31:47.113
‫بهترین رفتار ممکن

31:53.494 --> 31:55.705
‫صد البته که مادر خوبی واسه منم هستی

32:02.670 --> 32:03.670
‫باشه

32:07.175 --> 32:09.052
‫فردا برمی‌گردم دیدنت

32:18.811 --> 32:20.897
‫آره، چه خفنه

32:21.856 --> 32:23.358
‫یکی دیگه

32:25.652 --> 32:27.487
‫شما پسرها دقیقاً دارین چی‌کار می‌کنین؟

32:27.570 --> 32:29.739
‫- هیچی. داریم خوش می‌گذرونیم
‫- خوش می‌گذرونین؟

32:29.822 --> 32:32.325
‫- ساندرا، آروم باش
‫- اینجا تفرج‌گاه نیست

32:32.408 --> 32:34.619
‫- خونه‌ی مادرمه
‫- ببین

32:34.702 --> 32:38.331
‫ما توی پیاده‌روییم، املاک عمومی حساب می‌شه.
‫اجازه داریم عکس بندازیم

32:38.414 --> 32:39.457
‫داری چی‌کار...

32:39.540 --> 32:42.627
‫چه غلطی کردی!؟
‫حق نداشتی!

32:42.710 --> 32:44.879
‫افراد اینجا به قتل رسیدن!

32:45.672 --> 32:46.672
‫می‌فهمین؟

32:47.799 --> 32:49.550
‫برو خونه.
‫برو!

32:50.885 --> 32:53.429
‫ببخشید مامان.
‫نباید کنترلم رو اون‌طوری از دست می‌دادم

32:53.513 --> 32:55.556
‫بیخیال. بیا بچه رو ببریم خونه

32:56.057 --> 32:57.684
‫تو که خوبی

32:57.767 --> 33:00.979
‫خب، جف، یکی از سوالاتی که پدرت
‫توی کتاب داشته

33:01.062 --> 33:03.106
‫اینه که از کی گمراه شدی؟

33:03.189 --> 33:05.775
‫اشتباه می‌کنم یا اینکه واقعاً
‫چاق شده؟

33:06.484 --> 33:10.113
‫آره، انگار.
‫حتماً توی زندان خوب می‌خوره

33:10.196 --> 33:11.322
‫نتونستی برگردی؟

33:12.240 --> 33:14.033
‫فکر کنم حوالی...

33:14.117 --> 33:15.827
‫سن 14 یا 15 سالگی بود

33:16.828 --> 33:17.828
‫کم کم...

33:18.371 --> 33:20.123
‫یه سری افکار...

33:21.374 --> 33:24.293
‫عقده‌ای

33:25.545 --> 33:28.256
‫از خشونت همراه با سکس
‫به سرم زد

33:30.091 --> 33:33.219
‫این کشتن بود
‫که باعث شوقت می‌شد؟

33:34.595 --> 33:37.223
‫یا دلیلش کارهای بعد از کشتن بود؟

33:39.809 --> 33:42.937
‫نه، کشتن صرفاً‌ وسیله‌ای بود
‫برای یک هدف

33:43.896 --> 33:46.441
‫اون قسمت... از همه کم‌تر رضایت‌بخش بود...

33:47.130 --> 33:48.344
‫نمی‌خوام توی خونه این رو ببینی

33:48.568 --> 33:49.777
‫خاموشش کن

33:49.861 --> 33:52.822
‫واسه همین سعی کردم...

33:53.823 --> 33:57.827
‫زامبی‌های زنده بسازم
‫با...

33:59.120 --> 34:01.205
‫اسید موریاتیک و دریل

34:02.290 --> 34:05.251
‫یکی از اون آزمایشات ناموفق
‫در ساخت زامبی زنده

34:05.334 --> 34:07.253
‫روی این پسربچه‌ی 14 ساله
‫انجام شد

34:07.336 --> 34:10.214
‫جفری در سر او حفره‌ای با دریل درست کرد
‫و داخل آن اسید ریخت

34:10.298 --> 34:13.301
‫تلاشی ناشیانه از لوبوتومی
‫که هیچ‌کدام از قربانیان زنده بیرون نیامدند

34:15.595 --> 34:16.888
‫حالت خوبه، مامان؟

34:19.057 --> 34:20.141
‫درست نیست

34:22.268 --> 34:25.104
‫نمی‌دونم چرا توی تلویزیون ملی
‫راهش می‌دن

34:25.188 --> 34:27.148
‫که بیاد از جانب خودش
‫داستان رو تعریف کنه

34:27.231 --> 34:29.025
‫متوجهم دختر

34:29.108 --> 34:32.612
‫اما اگه بتونیم بفهمیم چی مشوقش بوده
‫شاید...

34:32.695 --> 34:34.155
‫من واسه‌ام کافیه!

34:35.031 --> 34:36.991
‫زیر سایه‌ش زندگی کردم
‫من...

34:38.910 --> 34:42.497
‫- این یه داستان هالووینی نیست
‫- می‌دونم

34:42.580 --> 34:44.749
‫این زندگیمه.
‫و من...

34:45.500 --> 34:46.709
‫کیه؟

34:46.793 --> 34:47.919
‫پلیس

34:53.382 --> 34:54.383
‫بله؟

34:54.467 --> 34:55.384
‫گلندا کلیولند؟

34:55.468 --> 34:56.385
‫بله؟

34:56.469 --> 34:57.678
‫می‌شه بیایم داخل؟

34:57.762 --> 34:58.971
‫نخیر نمی‌شه

34:59.555 --> 35:02.016
‫صاحب‌خونه‌تون گفته که ممکنه ساندرا اسمیت
‫اینجا باشه

35:02.100 --> 35:03.643
‫دخترتونه؟
‫درست؟

35:04.310 --> 35:05.686
‫ساندرا اسمیت منم

35:07.063 --> 35:08.983
‫خانم اسمیت، شما حق دارین
‫سکوت اختیار کنین

35:09.023 --> 35:10.399
‫- من کاری نکردم
‫- چی؟

35:10.483 --> 35:12.735
‫- واسین ببینم. چرا دخترم رو دستگیر می‌کنین؟
‫- آروم باشین

35:12.819 --> 35:14.139
‫از طرف مرد جوانی شکایت شده

35:14.195 --> 35:16.739
‫که دخترتون بهش حمله کرده
‫و دوربینش رو شکسته

35:16.823 --> 35:20.827
‫- شکایت داره
‫- اون مرد جوان ورود غیرقانونی انجام داده بود

35:20.910 --> 35:22.745
‫دخترتون بهش حمله کرد و دوربینش رو شکست؟

35:24.997 --> 35:26.791
‫کدوم کلانتری دارین می‌برینش؟

35:26.874 --> 35:29.460
‫- کلانتری منطقه یک در خیابون...
‫- می‌دونم کجاست

35:54.986 --> 35:55.903
‫دیدی؟

35:55.987 --> 35:58.531
‫دارن تمام وسایل جفری دامر
‫رو به مزایده می‌گذارن

35:58.614 --> 35:59.490
‫صبح بخیر، ریتا

35:59.574 --> 36:01.159
‫مثلاً چی رو؟
‫جمجمه و امثالهم؟

36:01.242 --> 36:04.245
‫آره، من اون دریلی که باهاش زامبی
‫درست کرده رو می‌خوام

36:04.328 --> 36:05.246
‫صبح بخیر، رئیس

36:13.671 --> 36:17.008
‫ریتا، به دین رینولدز
‫در خدمات اجتماعی زنگ بزن

36:20.595 --> 36:24.182
‫خب، هر رقمی که هست
‫دارم بهت می‌گم که 100 هزارتا بالاتر می‌دم

36:24.265 --> 36:25.266
‫باشه؟

36:26.058 --> 36:28.811
‫اما تک‌تک وسایل کوفتی رو صاحب می‌شم.
‫باشه؟

36:31.189 --> 36:32.481
‫آره، همونجا!

36:33.191 --> 36:34.317
‫همه‌ش همینه؟

36:35.401 --> 36:36.569
‫وای، نگاه کن

36:37.528 --> 36:40.740
‫همین الان بذارش زمین!
‫اون مال منه، عوضی!

36:42.158 --> 36:45.036
‫اون‌طوری کیری من رو نگاه نکن

36:45.119 --> 36:47.455
‫نماینده‌ی اتحادیه‌تون دوست صمیمیمه

36:47.538 --> 36:50.583
‫می‌گم اخراجت کنن
‫مردک گوه!

36:50.666 --> 36:52.043
‫- باشه بابا
‫- بیخیال

36:55.630 --> 36:57.423
‫دفنش کن بره!

37:03.971 --> 37:06.974
‫فاضی ادعامون در رابطه با وظیفه‌ی قانونی
‫پلیس برای حفاظت از پسرتون

37:07.058 --> 37:08.226
‫رو رد کرده

37:08.768 --> 37:10.603
‫اما شهر حاضر شده که توافق کنیم

37:10.686 --> 37:14.649
‫با پذیرفتن این که حقوق حفاظت برابر
‫تحت قانون نقض کردن

37:14.732 --> 37:16.400
‫اما رقمش چیزی نیست که دل‌مون رو خوش کنه

37:16.484 --> 37:18.527
‫پیشنهاد 850 هزار دلار رو دادن

37:19.028 --> 37:21.030
‫اما توصیه من اینه که قبولش کنید

37:21.113 --> 37:24.033
‫این‌طوری بالاخره می‌شه ماجرا
‫رو پشت سر گذاشت، و زخم‌ها خوب بشن

37:40.341 --> 37:42.802
‫من جو زیلبر هستم.
‫شما من رو نمی‌شناسین

37:43.678 --> 37:46.764
‫می‌دونستم مبالغ بدست آمده در مزایده
‫به دست قربانیان می‌رسه

37:47.390 --> 37:49.225
‫اما اصلاً نمی‌تونستم
‫تصور رو داشته باشم

37:49.308 --> 37:52.186
‫که وسایلش بیفته دست کلکسیونر
‫نه؟

37:52.270 --> 37:55.815
‫پس یه‌خورده بیشتر پول دادم
‫و اطمینان حاصل کردم که همه‌شون نابود شدن

38:00.069 --> 38:01.821
‫این سهم شما ازشه

38:02.989 --> 38:05.283
‫بین 11 خانواده تقسیم شده

38:05.366 --> 38:06.993
‫سی و دو هزار دلار

38:23.342 --> 38:24.176
‫الو؟

38:24.260 --> 38:26.095
‫چرا اون 850 هزارتا رو نگرفتی

38:26.178 --> 38:27.930
‫و سوار یه هواپیمای بزرگ و راحت شی

38:28.014 --> 38:31.767
‫و برگردی به همون جنگل تخمی که ازش فرار کردی
‫مردک گُه چشم کج؟

38:31.851 --> 38:35.229
‫یه بار دیگه زنگ بزنی
‫کاری می‌کنم پشیمون شی!

38:39.066 --> 38:40.443
‫شما دوتا چی‌کار می‌کنین؟

38:40.526 --> 38:42.236
‫سلام گروهبان

38:42.820 --> 38:44.363
‫مگه وقت کاری‌تون تموم نشده بود؟

38:44.447 --> 38:46.574
‫- داشتیم جمع و جور می‌کردیم
‫- یه تماس گرفته بودیم

38:46.657 --> 38:47.700
‫شب بخیر، گروهبان

38:49.493 --> 38:51.329
‫خب، کریم

38:52.413 --> 38:54.415
‫از آخرین باری که حرف زدیم
‫حالت چطور بوده؟

38:56.584 --> 38:58.085
‫بد نبوده

38:58.711 --> 39:00.004
‫به نظر سرحال میای

39:00.671 --> 39:01.671
‫آره

39:02.423 --> 39:05.760
‫از وقتی جواب آزمایشم مثبت شده
‫تا حدودی خودم رو از مردم جدا کردم

39:06.594 --> 39:08.220
‫دیگه بیرون نمی‌رم

39:09.638 --> 39:10.890
‫نه کلوپ

39:12.391 --> 39:14.101
‫نه دیدن دوست‌ها

39:14.935 --> 39:16.270
‫حتی خانواده

39:20.274 --> 39:21.484
‫نمی‌دونم

39:22.777 --> 39:24.028
‫فقط حس...

39:25.404 --> 39:26.530
‫شرمندگی دارم

39:28.407 --> 39:30.326
‫بودن در کنار مردم سخته

39:31.952 --> 39:33.329
‫خیلی اذیت‌کننده‌ست

39:35.039 --> 39:36.082
‫ران!

39:38.000 --> 39:39.126
‫ران!

39:47.593 --> 39:49.220
‫حالت رو می‌فهمم

39:50.054 --> 39:53.099
‫- ببین، کسشعر تحویلم نده
‫- نمی‌دم

39:54.016 --> 39:55.101
‫باور کن

39:56.143 --> 39:57.728
‫می‌فهمم

40:38.310 --> 40:40.312
‫تا ابد نمی‌تونی توی آپارتمانت
‫قایم بشی

40:41.730 --> 40:43.190
‫دیر و زود

40:44.275 --> 40:47.153
‫باید با ترس‌هات رو به رو شی

40:48.112 --> 40:49.822
‫و دوباره شروع کنی
‫به زندگی

41:03.669 --> 41:04.670
‫گلندا

41:05.171 --> 41:07.173
‫آقای پرینس‌ویل

41:08.048 --> 41:09.175
‫سلام

41:09.258 --> 41:11.594
‫اعلانیه رسمیش به زودی
‫بدست‌تون می‌رسه

41:11.677 --> 41:14.722
‫اما می‌خواستم بهتون خبر بدم
‫که شهر داره ساختمون رو خریداری می‌کنه

41:15.264 --> 41:16.640
‫و قراره خراب بشه

41:18.184 --> 41:21.604
‫خراب بشه؟ پس یعنی می‌خوان
‫بندازن‌مون بیرون؟

41:22.313 --> 41:25.357
‫قراره هزینه‌ی انتقال تمام مستأجرین
‫رو فراهم کنن

41:25.858 --> 41:27.651
‫اما بله
‫باید برین

41:28.152 --> 41:29.612
‫چقدر وقت داریم؟

41:29.695 --> 41:31.071
‫شصت روز

41:32.615 --> 41:34.658
‫و قراره جاش چی بسازن؟

41:35.326 --> 41:37.495
‫خبر ندارم. شنیدم که شاید پارک بسازن

41:37.578 --> 41:39.997
‫باید یه‌جور یادبود
‫درست کنن

41:40.664 --> 41:43.834
‫واسه اینکه مردم قربانی‌ها
‫رو فراموش نکنن

41:43.918 --> 41:46.629
‫چیزی که یادشون رو گرامی بداره

41:46.712 --> 41:48.797
‫حداقل کاری که از دست‌شون برمیاد اینه

41:49.965 --> 41:51.509
‫حتماً بهشون می‌گم

41:52.843 --> 41:54.094
‫متأسفم گلندا

41:54.762 --> 41:55.846
‫بابت همه‌چیز

41:57.264 --> 41:58.390
‫ممنون

41:59.558 --> 42:01.560
‫شما مرد خوبی هستید
‫آقای پرینس‌ویل

42:17.135 --> 42:20.135
‫[ دو ماه بعد ]

43:32.735 --> 43:36.071
‫حقته بی‌شرف!

43:36.155 --> 43:38.240
‫حقته بی‌شرف!

43:38.324 --> 43:40.951
‫لیاقت نداری اینجا باشی!

43:41.452 --> 43:45.164
‫- حقته بی‌شرف!
‫- عقب کلیسا قرنطینه شه

43:45.247 --> 43:46.915
‫حمله‌ی مسلحانه‌ی زندانی

43:47.791 --> 43:49.043
‫ترومای گردن

43:53.088 --> 43:54.173
‫واسه‌ت نامه اومده

43:55.424 --> 43:57.217
‫اما اکثر ما گیرمون نمیاد

43:58.385 --> 44:02.014
‫هیچ‌وقت وقت کافی نیست
‫هیچ‌وقت تجهیزات کافی وجود نداره

44:03.807 --> 44:06.143
‫در پایان، همه سعی کردیم
‫که فراموشش کنیم

44:06.852 --> 44:08.854
‫روی مسائل دیگه تمرکز کنیم

44:09.521 --> 44:13.609
‫و مهم‌تر از همه
‫سعی کردیم حتماً لباس تن‌مون باشه

44:16.111 --> 44:18.572
‫درواقع چندان قول سختی نیست
‫که بهش وفادار باشیم

44:19.281 --> 44:20.532
‫دیگه نه

44:22.409 --> 44:24.244
‫فقط سه تا چیز هست
‫که لازم دارین

44:24.995 --> 44:25.871
‫دانش

44:25.954 --> 44:29.166
‫اشتیاق و تجهیزات درست

44:31.710 --> 44:34.463
‫در حدود 20 دقیقه‌ی آینده
‫شما رو وارد

44:34.546 --> 44:37.174
‫چیزی شبیه به کلاس وزنه‌برداری
‫در کالج می‌بریم

44:37.758 --> 44:42.221
‫طوری طراحی شده که بهتون تعادلی متناسب
‫از عضله‌سازی

44:42.304 --> 44:43.889
‫و قلبی قوی‌تر بده

44:44.807 --> 44:48.352
‫حدوداً 30 دقیقه از وقت‌تون رو می‌گیره
‫سه روز در هفته

44:48.852 --> 44:50.813
‫دوشنبه، چهارشنبه و جمعه

44:50.896 --> 44:53.649
‫جف عزیز
‫من طرفدار پر و پا قرصتم

44:54.358 --> 44:56.985
‫این کارت رو از یه خرازی
‫توی محل خریدم

44:57.486 --> 44:58.821
‫خیلی خفنه، نه؟

44:59.863 --> 45:02.950
‫توی روزنامه خوندم
‫که می‌خواستن توی زندان بکشنت

45:03.033 --> 45:04.660
‫خنده‌ام گرفت

45:04.743 --> 45:06.495
‫اون‌ها هیچ‌وقت تو رو نمی‌کشن مرد

45:06.578 --> 45:10.457
‫الان مثل مایکل مایرز
‫و فردی کوگر هستی

45:10.541 --> 45:14.378
‫جفری دامر هرگز نخواهد مُرد.
‫می‌شه یه امضا برام بفرستی؟

45:15.087 --> 45:17.256
‫به پیوست یه پاکت برای پس فرستادن هست

45:17.339 --> 45:19.883
‫کریسمس مبارک.
‫با عشق، دیو

45:30.211 --> 45:42.211
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

45:52.610 --> 45:56.110
[ دامـر ]

45:56.479 --> 46:03.479
[ دامـر ]
[ هیولا: داستان جفری دامر ]
