WEBVTT

00:00.040 --> 00:01.080
‫آنچه گذشت...

00:01.120 --> 00:03.250
‫- امیلی، این رید دنلیه،
‫استاد من.

00:03.330 --> 00:04.040
‫توی شهر چی کار می‌کنی؟

00:04.080 --> 00:05.540
‫- نگهبانی از یه مشت تابلو.

00:05.580 --> 00:07.080
‫- رید، رید!
‫نه، نه، نه، نه، نه!

00:07.170 --> 00:08.250
‫- این جرم توی حوزه وایت‌راکه.

00:08.300 --> 00:10.130
‫- می‌دونم خارج از حوزه قضایی خودم‌ام.

00:10.170 --> 00:12.130
‫- دیتابیس مدرسه
‫با دسترسی مخفی...

00:12.170 --> 00:13.420
‫- کی این کار رو بهت یاد داده؟
‫- خودم یاد گرفتم.

00:14.090 --> 00:16.510
‫- این اون نقاشی‌ای نیست که توی کامیون دیدم.

00:17.500 --> 00:28.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:29.440 --> 00:30.820
‫- چیزی که به من گفتی بهش بگو.

00:30.940 --> 00:32.280
‫- این همون نقاشی نیست.

00:32.360 --> 00:34.070
‫- خب، شاید توی کامیون
‫نقاشی اشتباهی رو نشونت دادن.

00:34.110 --> 00:36.160
‫- نه، همون نقاشی بود.

00:36.200 --> 00:37.780
‫سوژه و ترکیب‌بندی
‫همونه،

00:37.820 --> 00:39.580
‫ولی صورت
‫یه جورایی فرق داره.

00:39.580 --> 00:40.620
‫توضیحش سخته.

00:40.660 --> 00:41.540
‫ولی آخر شب بود.

00:41.540 --> 00:43.290
‫یعنی شاید توی تاریکی
‫متفاوت به نظر رسیده...؟

00:43.330 --> 00:45.330
‫- شاید درک نکنی من کی‌ام

00:45.370 --> 00:46.710
‫یا چی کار می‌کنم،
‫ولی من هنر رو می‌شناسم.

00:46.750 --> 00:48.790
‫چشمم برای این چیزا خوبه و این همون نقاشی نیست.

00:48.790 --> 00:50.960
‫- باشه، فعلاً باید
‫این رو پیش خودت نگه داری.

00:51.000 --> 00:52.510
‫- می‌خوای جبرانش کنی؟

00:52.760 --> 00:54.510
‫- دوست داری بیرون زندان باشی؟

00:55.970 --> 00:56.840
‫هریسون!

00:57.840 --> 00:59.350
‫نظرت چی بود؟
‫ارزش انتظار رو داشت؟

01:00.140 --> 01:01.310
‫- زبونم بند اومده.

01:01.310 --> 01:02.220
‫- می‌دونستم.

01:04.430 --> 01:05.560
‫- اگه اجازه بدین.

01:06.690 --> 01:08.400
‫اگه هریسون راست بگه

01:08.440 --> 01:10.110
‫و یکی واقعاً
‫نقاشی‌ها رو عوض کرده باشه،

01:10.150 --> 01:12.110
‫ممکنه دلیل
‫کشته شدن رید همین باشه.

01:12.650 --> 01:13.900
‫- باید اینو به میدوز بگم.

01:13.900 --> 01:15.780
‫- نه، این فقط
‫یه عالمه دردسر تازه باز می‌کنه!

01:15.820 --> 01:17.660
‫- کل تمرکز تحقیقات رو عوض می‌کنه.

01:17.700 --> 01:19.160
‫نمی‌تونم ازش پنهونش کنم.

01:20.330 --> 01:21.660
‫فکر کنم تصمیمش با خودته.

01:22.290 --> 01:22.950
‫خوبی؟

01:23.370 --> 01:24.750
‫یکم عصبی به نظر میای.

01:24.870 --> 01:28.580
‫مطمئنم هیچ ربطی نداره به اینکه
‫فهمیدم داشته توی گذشته‌ام سرک می‌کشیده.

01:29.130 --> 01:31.630
‫- فقط عادلانه نیست
‫این همه جلو اومدیم،

01:31.670 --> 01:33.500
‫بعد پرونده رو بدیم دست یه کارآگاه دیگه.

01:33.670 --> 01:35.720
‫- موضوع اینه که برای رید عدالت اجرا بشه.

01:35.880 --> 01:37.010
‫برام مهم نیست افتخارش نصیب کی بشه.

01:37.590 --> 01:39.140
‫هرچقدر هم
‫از دستش حرصم گرفته،

01:39.180 --> 01:40.890
‫نمی‌تونم انکار کنم
‫اینجا حرفش درسته.

01:44.020 --> 01:45.770
‫این اصلا منطقی نیست، ویلنر.

01:46.270 --> 01:47.600
‫چرا یکی باید
‫یه نقاشی رو عوض کنه

01:47.640 --> 01:48.940
‫با یه جعل ناقص؟

01:49.060 --> 01:50.190
‫- سؤال همینه!

01:50.560 --> 01:51.770
‫- مویرا ولز درباره‌اش چی گفت؟

01:51.820 --> 01:54.030
‫- هیچ نشونه‌ای نداد
‫که فکر کنه چیزی اشتباهه.

01:54.570 --> 01:55.650
‫اتفاقاً برعکس.

01:55.690 --> 01:56.610
‫خب، پس دیگه.

01:56.820 --> 01:57.860
‫اون با نقاشی آشناست؛

01:57.860 --> 01:59.240
‫هر ایرادی بود می‌فهمید.

01:59.240 --> 02:00.950
‫- شاید یه جورایی خودش دست داره؟

02:01.410 --> 02:03.280
‫- اصلا حرفای خودتو می‌شنوی؟

02:03.910 --> 02:05.490
‫- سم می‌دونه چی می‌گه

02:05.500 --> 02:06.950
‫و تو باید
‫این رو بررسی کنی!

02:07.080 --> 02:08.460
‫- ببخشید...
‫شما کی هستی؟

02:08.460 --> 02:10.290
‫- فروشگاه کریسمس محلی رو می‌‌گردونم.

02:10.330 --> 02:12.880
‫- قبلاً یه سری کار مشاوره برامون انجام داده.

02:13.630 --> 02:15.710
‫- بسه‌ دیگه، این اتلاف وقته.

02:15.760 --> 02:16.960
‫- هی، دارم سعی می‌کنم کمکت کنم!

02:17.010 --> 02:18.590
‫- نه، داری سعی می‌کنی خودت رو قانع کنی

02:18.630 --> 02:20.180
‫که رفیقت رید قهرمانانه مرده،

02:20.220 --> 02:21.470
‫وقتی همه چی نشون می‌ده این فقط

02:21.470 --> 02:23.010
‫یه سرقت تصادفی بوده که بد پیش رفته.

02:23.970 --> 02:25.430
‫من یه قتل دارم که حل کنم.

02:25.470 --> 02:27.770
‫شما هم با هرچی که... هست خوش باشین.

02:28.060 --> 02:29.440
‫فقط از سر راهم برو کنار.

02:30.000 --> 02:37.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:37.860 --> 02:39.450
‫- خب، به نظرم خیلی خوب پیش رفت.

02:47.870 --> 02:49.660
‫با اینکه حسابی از دستش جوش آوردم،

02:49.710 --> 02:51.420
‫سم دیشب حرف خوبی زد.

02:51.630 --> 02:53.290
‫اگه نقاشی واقعاً تقلبی باشه،

02:53.340 --> 02:55.040
‫پس مویرا حتماً متوجه شده،

02:55.090 --> 02:57.510
‫یعنی یه جوری خودش هم توی ماجراست.

02:58.170 --> 03:01.180
‫باعث شد بفهمم واقعاً چقدر کم درباره‌اش می‌دونم.

03:01.390 --> 03:04.850
‫طبق این مقاله،
‫مویرا وقتی نوزاد بوده به فرزندخواندگی داده شده

03:04.890 --> 03:07.930
‫ولی هشت سال پیش
‫مادر واقعیش، کاترین رو پیدا کرده،

03:07.930 --> 03:09.100
‫و همون موقع بوده
‫که فهمیده

03:09.140 --> 03:10.480
‫مادربزرگش
‫آنجلا ولز بوده.

03:10.640 --> 03:13.270
‫تا قبلش حرفه هنریش به جایی نمی‌رسیده

03:13.270 --> 03:14.980
‫ولی بعدش حسابی رونق گرفته.

03:15.360 --> 03:18.980
‫مادر واقعیش فقط چند سال
‫بعد از دوباره پیدا کردن همدیگه فوت کرده،

03:19.190 --> 03:21.820
‫به خاطر عوارض آلزایمر زودرس.

03:23.990 --> 03:26.200
‫فقط می‌تونم تصور کنم
‫چقدر براش سخت بوده.

03:28.250 --> 03:30.790
‫از دست دادن پدر و مادر خودم
‫مسیر زندگیم رو عوض کرد،

03:30.910 --> 03:32.790
‫به شکل‌هایی که هیچ‌وقت نمی‌تونستم پیش‌بینی کنم.

03:39.920 --> 03:40.720
‫سلام به همه.

03:41.300 --> 03:45.286
‫اصلاً دوست ندارم سال تحصیلی رو
‫با یه خبر منفی شروع کنم، ولی...

03:45.355 --> 03:47.223
‫یه موضوعی هست
‫که باید مطرحش کنم

03:47.260 --> 03:48.890
‫و متأسفانه
‫خیلی جدیه.

03:50.310 --> 03:55.810
‫به من اطلاع دادن که یک نفر
‫تونسته به حساب‌های بانکی مدرسه دسترسی پیدا کنه

03:55.860 --> 03:57.570
‫و پولی رو برداشته که کنار گذاشته شده بود

03:57.570 --> 03:58.820
‫برای سفر کلاس فارغ‌التحصیلی.

04:00.320 --> 04:01.240
‫- واقعاً وحشتناکه.

04:01.490 --> 04:03.200
‫- مقامات در جریان قرار گرفتن

04:03.530 --> 04:06.320
‫و به نظر اونا،
‫کسی که این کار رو کرده

04:06.370 --> 04:08.700
‫باید دانش پیشرفته برنامه‌نویسی داشته باشه

04:08.950 --> 04:12.460
‫تا بتونه پروتکل‌های امنیت دیجیتال بانک رو دور بزنه.

04:12.540 --> 04:14.670
‫- دارین می‌گین یکی از ما بوده؟

04:14.670 --> 04:16.380
‫- شواهد قوی‌ای وجود داره

04:16.420 --> 04:18.670
‫که شبکه مدرسه ما مبدأ نفوذ بوده.

04:19.170 --> 04:21.760
‫حالا اگه کسی چیزی می‌خواد بهم بگه،

04:22.050 --> 04:23.760
‫بیاد خصوصی
‫با خودم حرف بزنه.

04:24.550 --> 04:27.220
‫تا وقتی این موضوع حل بشه، این برنامه متوقفه.

04:31.390 --> 04:32.850
‫- باورم نمی‌شه داره ما رو متهم می‌کنه.

04:33.060 --> 04:34.190
‫- ولی ممکنه، نه؟

04:34.230 --> 04:36.650
‫یعنی تو تونستی به دیتابیس مدرسه
‫وارد بشی بدون اینکه کسی بفهمه.

04:36.690 --> 04:38.230
‫یه بانک که نباید خیلی سخت‌تر باشه.

04:38.230 --> 04:39.940
‫- صبر کن، فکر می‌کنی من این کار رو کردم؟

04:40.570 --> 04:41.400
‫- معلومه که نه.

04:41.740 --> 04:43.940
‫می‌دونم هیچ‌وقت کاری نمی‌کنی که به کسی آسیب بزنه، ولی...

04:44.150 --> 04:46.410
‫اگه مردم بفهمن
‫ما داشتیم چی کار می‌‌کردیم،

04:47.030 --> 04:48.780
‫گناهکار باشیم یا نه...
‫تقصیر رو می‌ندازن گردن ما.

04:49.530 --> 04:50.240
‫- درست می‌گی.

04:50.950 --> 04:51.950
‫باید مراقب باشیم.

05:12.470 --> 05:13.220
‫- ممنون که اومدی.

05:13.560 --> 05:15.480
‫لازم داشتم یکی بهم بگه
‫دیوونه نیستم.

05:15.640 --> 05:17.690
‫یا اینکه هستم، اونم قبوله.

05:17.730 --> 05:19.690
‫- خوشحال می‌شم کمک کنم. اینا دیگه چیه‌؟

05:19.730 --> 05:23.530
‫- یه بررسی عمیق از زندگی شخصی و حرفه‌ای
‫مویرا ولز.

05:23.690 --> 05:25.740
‫وای،
‫انگار امروز فقط من نیستم

05:25.780 --> 05:26.990
‫که مویرا افتاده توی سرم.

05:27.110 --> 05:29.410
‫- حدس بزن مویرا چندتا نقاشی فروخته بود

05:29.490 --> 05:31.530
‫قبل از اینکه بفهمه
‫مادربزرگش کیه؟

05:31.580 --> 05:34.080
‫بی‌خیال، خودم می‌گم. صفر، هیچی، هیچ.

05:34.120 --> 05:37.000
‫بعد یهو
‫فامیلیش رو می‌کنه ولز--

05:37.000 --> 05:38.500
‫- و یهو حرفه‌اش می‌‌ترکونه.

05:38.500 --> 05:42.290
‫- دقیقاً. هر آرشیوی دستم رسیده زیرورو کردم. می‌دونی چی پیدا نکردم؟

05:42.880 --> 05:46.760
‫حتی یه ذره مدرک
‫که نشون بده مویرا ولز

05:46.760 --> 05:48.300
‫واقعاً با آنجلا نسبت داره.

05:48.470 --> 05:50.140
‫- حسابی رفتی
‫توی این سوراخ خرگوش.

05:50.180 --> 05:51.760
‫- اوه آره، کل زندگیم شده این.

05:52.060 --> 05:54.270
‫و چیزی که فهمیدم اینه که کاترین

05:54.310 --> 05:57.810
‫وقتی مویرا برای اولین بار پیداش شد،
‫تحت تاثیر آلزایمرش بود.

05:57.850 --> 06:00.690
‫هیچ‌وقت
‫آزمایش دی‌ان‌ای درخواست نشده.

06:01.020 --> 06:03.820
‫تحقیقات نوآ دقیقاً داره
‫با تحقیقات خودم جور درمیاد.

06:04.320 --> 06:06.570
‫ببینیم اونم
‫به نتیجه مشابهی رسیده یا نه.

06:06.780 --> 06:09.110
‫- فکر می‌کنی مویرا
‫ممکنه کلاهبردار باشه؟

06:09.200 --> 06:09.660
‫- نه.

06:10.030 --> 06:11.870
‫فکر می‌کنم قطعاً کلاهبرداره.

06:11.870 --> 06:14.740
‫اسم وسط مادربزرگ به اصطلاح خودش رو
‫اشتباه نوشته.

06:14.870 --> 06:16.540
‫- فکر کنم شاید یه چیزی دستت اومده باشه.

06:16.540 --> 06:18.370
‫- آره!
‫می‌دونستم باورم می‌کنی!

06:18.420 --> 06:20.080
‫- با این حال، بدون هیچ مدرک واقعی...

06:20.080 --> 06:21.460
‫- می‌دونم، می‌دونم.

06:21.500 --> 06:22.460
‫فقط...

06:23.750 --> 06:25.920
‫لازم داشتم از سیستمم بیرونش کنم.

06:27.470 --> 06:29.050
‫هرچقدر هم این ماجرا جذابه،

06:29.090 --> 06:30.840
‫جواب
‫هیچ‌کدوم از سؤال‌ها رو نمی‌ده

06:30.840 --> 06:32.090
‫درباره قتل رید.

06:32.680 --> 06:34.600
‫کار عاقلانه
‫این بود که تمرکز کنم

06:34.640 --> 06:35.680
‫روی خود جرم.

06:36.520 --> 06:38.770
‫ولی گفتنش از انجام دادنش راحت‌تره،

06:39.310 --> 06:42.610
‫چون مویرا ولز الان مجانی توی سرم زندگی می‌کنه.

06:46.280 --> 06:48.240
‫امیلی، چی کار کردی؟

06:49.570 --> 06:52.360
‫چرا این همه خرگوش تزئینی خریدی

06:52.370 --> 06:53.990
‫با کلاه بابانوئل؟
‫حداقل دو دوجین‌ان.

06:54.030 --> 06:56.620
‫- یه لحظه ضعف کردم.
‫خیلی بامزه‌ان.

06:57.370 --> 06:59.790
‫هی، فهمیدی برای کریسمس چی برای کایل بگیری؟

07:00.000 --> 07:01.750
‫- نه، و دارم وقت کم میارم.

07:02.170 --> 07:04.420
‫چه هدیه‌ای می‌گه "خیلی دوستت دارم،

07:04.500 --> 07:07.170
‫ولی نه به شکل عجیب، مستأصل و چسبنده"؟

07:07.380 --> 07:09.260
‫- یه خرگوش براق و بامزه چطوره

07:09.300 --> 07:10.550
‫با یه کلاه کوچولوی بانمک بابانوئل؟

07:10.630 --> 07:12.590
‫- تنها چیزی که می‌گه اینه:
‫"از تخفیف کارمندیم استفاده کردم."

07:12.640 --> 07:14.850
‫- خب، چرا خودت یه چیزی براش نمی‌سازی؟

07:14.850 --> 07:16.390
‫- نه، من اصلا کاردستی بلد نیستم.

07:16.680 --> 07:18.640
‫یه بار خواستم
‫دستبند ماکارونی درست کنم،

07:18.640 --> 07:20.940
‫ولی نمی‌دونستم نباید ماکارونی رو بپزم.

07:22.810 --> 07:24.520
‫- سلام بابا.
‫- سلام وای.

07:24.900 --> 07:26.610
‫امیلی، یه کم وقت داری؟

07:26.820 --> 07:27.320
‫- چی شده؟

07:27.570 --> 07:29.150
‫- هریسون خواسته توی فضای هنری ببینمش،

07:29.190 --> 07:30.950
‫ولی فقط وقتی باهام حرف می‌زنه که تو هم باشی.

07:30.990 --> 07:32.400
‫هیچ ايده‌ای ندارم چرا.

07:32.450 --> 07:35.780
‫- چون تو یه پلیس بداخلاقی و اون یه خانم مهربونه.

07:37.330 --> 07:39.330
‫- وای، میشه--
‫- فروشگاه رو بچرخونم؟

07:39.580 --> 07:40.450
‫گرفتم.

07:44.170 --> 07:46.460
‫- هیچ نشونه‌ای بهت نداد که موضوع چیه؟

07:46.460 --> 07:46.880
‫- نه.

07:46.920 --> 07:48.960
‫و بهتره وقتم رو هدر نده.

07:50.590 --> 07:52.300
‫هنوز دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫چرا یکی باید

07:52.340 --> 07:53.630
‫یه جعل ناقص درست کنه.

07:53.890 --> 07:55.930
‫- شاید جاعل مهارت کافی نداشته.

07:56.760 --> 07:58.760
‫- ممکنه.
‫- منم بعضی وقتا خوب می‌زنم به هدف.

07:58.770 --> 07:59.560
‫کمک!

08:00.020 --> 08:01.980
‫یکی کمک کنه!
‫کمک!

08:04.350 --> 08:05.270
‫چی...؟

08:05.860 --> 08:06.770
‫هریسون؟

08:08.820 --> 08:10.150
‫نبض داره ولی ضعیفه.

08:10.190 --> 08:11.400
‫- چی شده؟
‫- نمی‌دونم!

08:11.570 --> 08:13.530
‫اومدم بیرون یه کم هوا بخورم و همین‌طوری پیداش کردم.

08:16.620 --> 08:18.620
‫- هی، هریسون... هریسون!
‫- زود باش، زود باش، زود باش!!

08:29.300 --> 08:31.010
‫- هریسون خوش‌شانس بود
‫که همون موقع پیداش کردی.

08:31.210 --> 08:32.460
‫- آره، می‌دونم.

08:32.510 --> 08:33.920
‫فقط... همه چی...

08:35.260 --> 08:36.590
‫- منظورت چیه؟ چی شده؟

08:36.850 --> 08:39.140
‫- یکی نقاشیم رو برای مسابقه نابود کرده.

08:39.470 --> 08:41.970
‫بومم رو بریدن. همه وسایلم رو پخش و پلا کردن.

08:42.060 --> 08:43.810
‫- کس دیگه ای هم هدف قرار گرفته؟

08:43.810 --> 08:45.440
‫- فکر نکنم. فقط من بودم.

08:45.770 --> 08:47.020
‫داشتم پنیک می‌شدم،

08:47.020 --> 08:48.360
‫برای همین اومدم بیرون.

08:48.400 --> 08:51.360
‫- هریسون وضعیتش پایداره ولی هنوز به هوش نیومده.

08:51.780 --> 08:53.570
‫کیف پول و گوشیش ظاهراً نیست.

08:53.610 --> 08:54.240
‫- ازش دزدی شده؟

08:54.610 --> 08:57.200
‫وسط روز، توی یه جای عمومی؟

08:57.370 --> 08:59.030
‫- عجیب‌تر از اون روش کار بوده.

08:59.530 --> 09:02.160
‫تلاش برای خفه کردن با یه ماده سمی.

09:02.370 --> 09:05.460
‫- وقتی پیداش کردیم بوی تربانتین می‌داد.

09:08.040 --> 09:08.920
‫سم، نگاه کن.

09:10.300 --> 09:11.840
‫- اوه، دست نزن. پلیس توی راهه.

09:11.840 --> 09:13.380
‫- شبیه دستمال نقاشیه.

09:13.420 --> 09:15.970
‫حدس می‌زنم یکی
‫از پشت به هریسون نزدیک شده

09:16.010 --> 09:18.140
‫و گذاشته روی دهنش تا بیهوش شده.

09:18.600 --> 09:21.060
‫- عالیه، پس یه فضای هنری کامل پر از مظنون داریم.

09:21.260 --> 09:23.210
‫- مال منه.
‫- ببخشید؟

09:23.390 --> 09:25.890
‫- بعضی هنرمندا برای تمیز کردن قلم‌‌موهاشون
‫حلال معدنی رو ترجیح می‌دن،

09:25.980 --> 09:27.600
‫ولی به نظر من
‫تربانتین بهتر جواب می‌ده.

09:30.020 --> 09:31.980
‫هرکی نقاشیم رو خراب کرده حتماً اینو برداشته.

09:34.400 --> 09:35.570
‫- باز تو؟
‫- هیچ ربطی به من نداره.

09:35.570 --> 09:36.700
‫فقط خودم گزارشش دادم.

09:37.160 --> 09:37.700
‫- کی پیداش کرد؟

09:38.070 --> 09:39.200
‫- من.

09:39.370 --> 09:40.950
‫- و تو، خانم کریسمس؟

09:41.080 --> 09:42.080
‫- فقط همراهش اومدم.

09:42.240 --> 09:44.620
‫- باشه، تو بمون. تو هم، ویلنر.

09:45.160 --> 09:46.960
‫همراهی تموم شد.
‫تو دیگه می‌تونی بری.

09:57.970 --> 09:59.050
‫امیلی!

09:59.430 --> 10:00.720
‫چیزی که شنیدم راسته؟

10:00.890 --> 10:02.810
‫هریسون کرین مرده؟

10:02.850 --> 10:03.890
‫- چی؟ نه!

10:03.930 --> 10:06.930
‫هنوز کاملاً از خطر رد نشده ولی آره، وضعیتش پایداره.

10:06.980 --> 10:07.980
‫- اوه، خداروشکر.

10:08.020 --> 10:09.900
‫یعنی اگه مرده بود، احتمالاً

10:09.900 --> 10:11.440
‫کل مسابقه رو لغو می‌کردن

10:11.480 --> 10:13.690
‫و همه زحمتم هدر می‌رفت.

10:15.610 --> 10:18.030
‫خب، اون و البته
‫خیلی هم غم‌انگیز می‌شد.

10:18.070 --> 10:20.030
‫- آره، امم، جون کجاست؟

10:20.240 --> 10:22.450
‫- جون رفت خونه
‫اون سگش رو ببره بیرون،

10:22.490 --> 10:24.160
‫فکر کنم برای سومین بار
‫فقط امروز.

10:24.200 --> 10:27.290
‫به نظرم باید تعهدش
‫به این پروژه رو زیر سؤال ببری.

10:27.290 --> 10:29.750
‫شاید واقعاً باید از خودت
‫به عنوان مدل استفاده می‌کردم.

10:30.630 --> 10:32.330
‫در واقع، هنوز وقت ‫هست...

10:32.380 --> 10:34.880
‫- گفت‌وگوی خوبی بود! خداحافظ!
‫- نه، خیلی هم آسون میشه!

10:34.880 --> 10:36.880
‫- خداحافظ!
‫- قرمز خیلی بهت میاد!

10:45.010 --> 10:46.890
‫پایپر حق داره ناراحت باشه.

10:46.890 --> 10:48.850
‫این کار کاملاً عمدی بوده.

10:49.310 --> 10:51.310
‫یکی داره براش پیام می‌فرسته.

10:51.350 --> 10:52.480
‫هی...

10:54.520 --> 10:56.440
‫ببخشید نتونستی اثر نهایی رو ببینی.

10:56.530 --> 10:57.780
‫- آره، منم.

10:58.986 --> 11:00.857
‫خب، با کارآگاه چطور پیش رفت؟

11:00.892 --> 11:03.692
‫- خوب، آره، اظهاراتم رو گرفت و گذاشت برم.

11:03.728 --> 11:05.664
‫ولی دوستت هنوز اونجاست.

11:10.460 --> 11:12.710
‫- صبر کن، مسابقه رو که ول نمی‌‌کنی، نه؟

11:13.500 --> 11:15.170
‫- می‌دونی، من یه هنرمند بی‌پول بودم

11:15.210 --> 11:17.750
‫برای مدت خیلی زیادی، و فکر می‌کنم این یه نشونه‌ست

11:17.800 --> 11:19.050
‫که وقتشه بی‌خیال رؤیا بشم.

11:19.300 --> 11:21.510
‫- نه، اگه چیزی باشه،
‫نشونه اینه که یه نفر

11:21.550 --> 11:23.590
‫به شدت حسادت می‌کنه به استعدادت.

11:24.890 --> 11:27.260
‫تصمیم با خودته،
‫ولی اگه الان کنار بکشی،

11:27.270 --> 11:29.560
‫پس... دقیقاً
‫به چیزی که می‌خوان می‌رسن.

11:29.600 --> 11:30.640
‫- آره، شاید.

11:30.850 --> 11:32.640
‫یا شاید فقط از هنرم خوششون نمیاد.

11:32.940 --> 11:34.940
‫- نمی‌دونم. این خیلی شخصی به نظر میاد.

11:40.530 --> 11:42.570
‫بیشتر درباره مویرا ولز تحقیق کردی؟

11:42.610 --> 11:44.530
‫- نه، همه منابعم رو زیرورو کردم.

11:44.530 --> 11:45.410
‫چرا؟
‫چی شده؟

11:45.660 --> 11:48.410
‫- فکر کنم شاید همین الان کار یه هنرمند جوون دیگه رو خراب کرده باشه.

11:48.660 --> 11:49.620
‫خیلی دوست دارم بدونم چرا.

11:49.660 --> 11:51.330
‫- خب، همیشه می‌تونی خودت ازش بپرسی.

11:51.330 --> 11:52.750
‫داره میاد اینجا.

11:53.040 --> 11:54.290
‫- الان میاد اینجا؟
‫- درسته.

11:54.290 --> 11:57.290
‫بهش زنگ زدم
‫گفتم زیادی واکنش نشون دادم.

11:57.460 --> 11:59.800
‫پیشنهاد دادم
‫بیاد یه نوشیدنی بخوریم

11:59.800 --> 12:02.010
‫تا این سوءتفاهم رو پشت سر بذاریم.

12:02.050 --> 12:03.220
‫- چرا همچین کاری کردی؟

12:03.260 --> 12:04.470
‫- فصل بخششه.

12:04.590 --> 12:06.600
‫- بیشتر شبیه فصل
‫دروغ گفتن توی روی آدمه.

12:06.600 --> 12:07.600
‫نقشه‌ات چیه، رفیق؟

12:07.640 --> 12:09.100
‫- بهم اعتماد کن،
‫این بهترین کاره.

12:11.180 --> 12:13.600
‫مویرا، خیلی خوشحالم اومدی.

12:13.650 --> 12:17.440
‫نمی‌تونم بگم چقدر از رفتارم متأسفم.

12:17.570 --> 12:18.570
‫- واقعاً از حد گذروندی،

12:18.570 --> 12:20.860
‫ولی خوشحالم این ماجرا رو پشت سر بذاریم.

12:22.490 --> 12:24.610
‫- با دوستم امیلی آشنا شدی؟

12:24.700 --> 12:26.200
‫- قبلاً همدیگه رو دیدیم.

12:26.200 --> 12:27.950
‫- آره، توی فضای هنری، درسته؟

12:27.990 --> 12:28.740
‫- آره.

12:29.540 --> 12:31.580
‫- امیلی، دوست داری پیشمون بمونی؟

12:31.660 --> 12:34.160
‫- وسوسه‌کننده‌ست، امم، ولی باید برگردم فروشگاهم.

12:34.330 --> 12:36.540
‫اگه دوباره همدیگه رو ندیدیم، کریسمس مبارک.

12:36.580 --> 12:37.540
‫- کریسمس مبارک.

12:42.050 --> 12:43.510
‫- به سلامتی دفن کردن کینه‌ها.

12:43.550 --> 12:44.930
‫- من که براش می‌‌نوشم.

12:50.220 --> 12:51.140
‫- برگشتم.

12:51.310 --> 12:53.640
‫- حواسم رو پرت نکن.
‫باید روی این تمرکز کنم.

12:54.140 --> 12:56.730
‫امیدوارم نوآ بدونه داره چی کار می‌کنه.

12:56.810 --> 12:58.400
‫اگه نقشه‌اش این باشه که مویرا رو نرم کنه

12:58.440 --> 12:59.770
‫تا رازهاش رو لو بده،

12:59.860 --> 13:02.690
‫اصلاً مطمئن نیستم
‫به این راحتی بازی بخوره.

13:04.860 --> 13:06.240
‫- هی، سم.

13:07.700 --> 13:10.200
‫امیدوارم این تنها تماس تلفنیت از زندان نباشه.

13:10.240 --> 13:11.950
‫- آه، میدوز فقط داشت سینه سپر می‌کرد

13:12.000 --> 13:13.500
‫که نشون بده رئیس کیه.

13:13.790 --> 13:15.500
‫بیشتر کنجکاو بود
‫بدونه من می‌دونم یا نه

13:15.580 --> 13:17.710
‫رید غیر از بنی
‫کس دیگه ای هم استخدام کرده بوده.

13:17.750 --> 13:19.330
‫- مثلاً کی؟
‫- نمی‌دونم.

13:19.590 --> 13:21.630
‫وقتی کار رید رو رد کردم گفت

13:21.710 --> 13:23.050
‫یه دوست دیگه داره
‫که می‌تونه ازش بخواد،

13:23.090 --> 13:24.010
‫ولی اسمی نگرفتم.

13:24.170 --> 13:26.340
‫- فکر می‌‌کنی نگهبان سومی اون شب بوده؟

13:27.220 --> 13:28.260
‫- ممکنه.

13:28.300 --> 13:30.390
‫- وقتی با بنی حرف زدیم گفت

13:30.430 --> 13:32.220
‫یه شیفت دوم رو
‫که رید باید پر می‌کرد رد کرده...؟

13:32.310 --> 13:33.390
‫- آره، درسته.

13:33.520 --> 13:35.060
‫فکر کنم وقتشه من و بنی

13:35.270 --> 13:36.020
‫یه گفت‌وگوی کوچیک دیگه داشته باشیم.

13:36.060 --> 13:37.890
‫- دفعه قبل خیلی مشتاق حرف زدن باهات نبود.

13:38.190 --> 13:39.270
‫- از پس بنی برمیام.

13:39.810 --> 13:40.900
‫خبرت می‌کنم چی شد.

13:40.940 --> 13:42.020
‫- باشه.

13:48.990 --> 13:51.780
‫- اون یه...
‫دونه برف کاغذیه؟

13:51.830 --> 13:53.830
‫- آره!
‫به نصیحتت گوش کردم

13:53.870 --> 13:56.460
‫و تصمیم گرفتم
‫برای کایل یه هدیه بسازم.

13:56.460 --> 13:57.540
‫- باشه...

13:57.540 --> 13:58.870
‫- لحظه حقیقت...!

13:58.920 --> 13:59.790
‫- آره،
‫بریم.

14:04.340 --> 14:05.920
‫- حتی یه دونه برف هم نمی‌تونم بسازم.

14:07.050 --> 14:10.010
‫- یه جورایی چندتا دونه برف ساختی.

14:10.180 --> 14:11.090
‫- کمک نمی‌کنی.

14:11.140 --> 14:13.850
‫- می‌دونی چیه؟
‫من بهت ایمان دارم، باشه؟

14:15.100 --> 14:16.560
‫این کاریه که می‌کنیم:

14:17.190 --> 14:20.980
‫تا یه هدیه دست‌ساز بی‌نقص نسازیم،
‫از اینجا نمی‌ریم!

14:21.520 --> 14:24.360
‫- بهتره به بابام زنگ بزنم بگم هیچ‌وقت برنمی‌گردم خونه.

14:27.070 --> 14:28.950
‫- رفیق،
‫چرا هی گیر می‌دی؟

14:31.200 --> 14:32.370
‫هرچی می‌دونستم بهت گفتم.

14:32.410 --> 14:33.620
‫- نه همه چی رو.

14:33.660 --> 14:34.530
‫پول چی؟

14:35.730 --> 14:37.030
‫- چه پولی؟

14:37.160 --> 14:38.790
‫- اون پونصد دلاری
‫که هریسون بهت داد

14:38.830 --> 14:39.960
‫که یه نگاه به نقاشی بندازه.

14:41.210 --> 14:42.790
‫آره، درباره‌اش می‌دونم.

14:44.300 --> 14:45.550
‫خب، تو و رید بین خودتون تقسیمش کردین

14:45.590 --> 14:47.300
‫یا اون یکی نفر رو هم شریک کردین؟

14:48.550 --> 14:51.510
‫- کدوم یکی؟
‫- نگهبان سوم.

14:51.720 --> 14:53.680
‫اون دوستی که رید استخدام کرد
‫برای شیفت صبح.

14:53.890 --> 14:55.890
‫- باشه، ببین، رید یه چیزی درباره‌اش گفت،

14:56.020 --> 14:57.520
‫ولی من هیچ‌وقت کسی رو ندیدم.

14:57.560 --> 15:00.480
‫و برای ثبت در پرونده، رید هیچ‌وقت از پول هریسون چیزی برنداشت.

15:00.520 --> 15:02.310
‫گفت من بیشتر بهش نیاز دارم.

15:02.360 --> 15:04.150
‫آدمش همین بود.

15:04.230 --> 15:05.610
‫- این یکی رو باور می‌کنم.

15:06.570 --> 15:08.440
‫- ببخشید دروغ گفتم.

15:08.690 --> 15:09.530
‫ترسیده بودم.

15:10.780 --> 15:12.110
‫- کارآگاه میدوز چی؟

15:13.370 --> 15:14.470
‫به اونم دروغ گفتی؟

15:14.470 --> 15:14.490
‫- کی؟
‫به اونم دروغ گفتی؟

15:14.490 --> 15:15.980
‫- کی؟

15:16.010 --> 15:18.100
‫ببین، تو و اون دوست خانمت تنها آدمای دیگه‌ای هستین

15:18.250 --> 15:19.000
‫که این اطراف بودن.

15:19.120 --> 15:20.250
‫- پلیس وایت‌راک با تو حرف نزده؟

15:20.540 --> 15:22.670
‫- نه، فکر کردم
‫دارن سرنخ‌های خودشون رو دنبال می‌کنند،

15:22.710 --> 15:24.710
‫چرا باید خودم رو
‫بندازم روی رادارشون، نه؟

15:25.040 --> 15:26.380
‫- درسته.

15:39.140 --> 15:40.480
‫- اون طرف چطور پیش می‌ره؟

15:41.270 --> 15:42.190
‫- بد نیست.

15:44.060 --> 15:45.190
‫برای تلاش هشتم.

15:45.770 --> 15:46.860
‫- امم...

15:47.110 --> 15:49.440
‫مطمئنم عاشقش می‌‌شه.

15:53.700 --> 15:55.910
‫- نوآ؟
‫- خوشحالم پیدات کردم.

15:56.530 --> 15:57.280
‫جواب داد!

15:57.410 --> 15:58.620
‫- امم، چی جواب داد؟

15:58.740 --> 16:00.790
‫- نقشه‌‌ام
‫برای اینکه قطعی بفهمم

16:00.790 --> 16:03.210
‫مویرا واقعاً با
‫آنجلا ولز نسبت داره یا نه.

16:04.330 --> 16:05.710
‫- نکن که...
‫- چرا، کردم!

16:05.750 --> 16:08.670
‫دی‌ان‌ای مویرا.
‫فقط باید برسونیمش آزمایشگاه.

16:08.750 --> 16:10.010
‫فکر می‌کنی شاید سم بتونه...

16:10.010 --> 16:11.470
‫- نمونه دیگه رو از کجا آوردی؟

16:11.760 --> 16:12.470
‫- کدوم نمونه؟

16:12.470 --> 16:13.930
‫- نمونه‌ای که
‫می‌خوای باهاش مقایسه کنی،

16:14.000 --> 16:15.490
‫دی‌ان‌ای آنجلا؟

16:15.600 --> 16:17.720
‫- به اون فکر نکرده بودم. باشه، بذار فکر کنم.

16:17.850 --> 16:19.930
‫امم، آنجلا
‫همین جا توی شهر دفنه، نه؟

16:19.970 --> 16:22.310
‫- وایسا، یواش‌تر، ایگور!
‫قرار نیست کسی رو از قبر دربیاریم!

16:22.350 --> 16:24.230
‫- منظورم گرفتن حکم دادگاه و نبش قبر بود.

16:24.270 --> 16:25.150
‫هیولا که نیستم.

16:25.270 --> 16:27.190
‫- هیچ قاضی‌ای
‫اون حکم رو امضا نمی‌کنه

16:27.230 --> 16:28.360
‫بدون مدرک یه جرم.

16:30.070 --> 16:31.740
‫- پس داری می‌گی
‫من الکی عذرخواهی کردم؟

16:36.700 --> 16:38.740
‫- قلم‌موهاش رو خودش می‌ساخت،

16:38.950 --> 16:41.040
‫از نوک موهاش که کوتاه می‌کرد.

16:44.580 --> 16:46.040
‫- باشه، فکر کنم یه ایده دارم.

16:48.000 --> 16:49.460
‫ولی یه کم کمک لازم داریم.

17:08.900 --> 17:10.940
‫- هی چاک، ببین، یه اثر دارم که باید بذارمش اینجا.

17:10.980 --> 17:13.030
‫فکر کردم اینجا امن‌تره
‫تا توی ماشینم.

17:13.740 --> 17:15.490
‫- قرار نیست در رو باز کنم.

17:15.530 --> 17:17.160
‫- بی‌خیال، چاک، منو که می‌شناسی.

17:17.200 --> 17:18.570
‫تازه بیرون هم سرده.

17:18.620 --> 17:21.120
‫- ببخشید، ری، واقعاً نمی‌تونم.
‫- باشه.

17:21.330 --> 17:23.250
‫می‌دونی، واقعاً
‫تعهدت به کارت رو تحسین می‌کنم.

17:23.290 --> 17:25.960
‫پس این اثر هنری باارزش رو
‫کل شب همین بیرون می‌ذاریم،

17:26.000 --> 17:28.000
‫جایی که قطعاً
‫از سرما آسیب می‌بینه،

17:28.080 --> 17:30.090
‫ولی مطمئنم مویرا ولز
‫درک می‌کنه.

17:30.090 --> 17:31.290
‫شب خوبی داشته باشی!

17:32.460 --> 17:33.460
‫ری؟

17:49.400 --> 17:51.230
‫- بسته تحویل شد.

17:51.270 --> 17:52.940
‫مرحله دوم در حال اجراست.

18:12.630 --> 18:14.090
‫- همه ‫خوبن؟

18:14.340 --> 18:15.760
‫اینجا یه کم کمک می‌خوام!

18:17.220 --> 18:18.050
‫- جواب داد.

18:19.430 --> 18:20.550
‫ولی فکر کنم زیاده‌روی کردم.

18:20.600 --> 18:23.100
‫فرد وقتی برگرده
‫برای ماشینش حسابی عصبانی می‌شه.

18:23.140 --> 18:26.220
‫- فقط تا جایی که می‌تونی سرش رو گرم کن.

18:27.180 --> 18:28.060
‫- باشه.

18:29.480 --> 18:30.600
‫- برای کمک زنگ می‌زنم.

18:30.610 --> 18:32.190
‫- نه، نه، خوبم.

18:32.360 --> 18:35.530
‫فقط، امم، باید
‫برای شکایت چندتا عکس بگیرم.

18:35.530 --> 18:37.440
‫هی، تو هم همین کار رو بکن.

18:44.290 --> 18:44.950
‫- رفتم داخل.

18:45.490 --> 18:46.080
‫- خب، سریع باش.

18:46.120 --> 18:47.750
‫نمی‌دونم نوآ تا کی
‫می‌تونه این یارو رو نگه داره.

18:58.630 --> 19:00.510
‫دقیقاً
‫یازده یار اوشن نیست،

19:00.510 --> 19:02.890
‫ولی هدفمون هم یکم پایین‌تره

19:02.930 --> 19:05.890
‫از خزانه یه کازینو
‫پر از پول.

19:06.060 --> 19:07.560
‫باشه، خیلی پایین‌تر.

19:08.680 --> 19:10.810
‫- اون رو می‌بینی؟ همون اونجا؟

19:11.980 --> 19:12.810
‫اون یخ خالصه.

19:14.110 --> 19:15.650
‫- من چیزی نمی‌بینم.

19:20.860 --> 19:23.410
‫- باشه.
‫چیزی که می‌خواستم رو گرفتم.

19:23.450 --> 19:24.780
‫- آره، درست سر وقت.

19:24.780 --> 19:26.330
‫فقط از اونجا بیا بیرون، زود باش.

19:26.450 --> 19:28.410
‫- ببخشید، باید برگردم سر پستم.

19:28.450 --> 19:30.000
‫- وایسا، وایسا، وایسا،
‫هنوز کارمون تموم نشده!

19:30.040 --> 19:30.870
‫هی!

19:32.250 --> 19:33.250
‫- داره برمی‌گرده.

19:33.380 --> 19:34.630
‫دیگه نتونستم بیشتر نگهش دارم.

19:34.670 --> 19:35.630
‫- این خوب نیست.

19:35.630 --> 19:36.800
‫هنوز داخلم!

19:39.550 --> 19:40.380
‫- هی، ببخشید!

19:40.420 --> 19:42.840
‫امم، میشه یه لحظه برای آدرس مزاحمت بشم؟

19:42.890 --> 19:44.300
‫- واقعاً باید برگردم.

19:44.350 --> 19:46.760
‫- اوه، خواهش می‌کنم، رفیق، نمایش کریسمس
‫دخترمه.

19:46.760 --> 19:48.770
‫قول دادم برم.
‫یه اجرای تکی داره.

19:49.350 --> 19:51.270
‫- باشه، کجا می‌خوای بری؟

19:51.350 --> 19:53.480
‫- ممنون،
‫نجاتم دادی.

19:53.560 --> 19:56.520
‫باشه، پس اگه ما اینجاییم، درسته؟

19:56.570 --> 19:57.770
‫- آره، اینجاییم.

19:57.820 --> 20:01.440
‫- بعد من تا آخر چستنات رفتم بالا

20:01.450 --> 20:03.410
‫و نگاه کردم،
‫ولی سمت راست نبود.

20:03.450 --> 20:04.490
‫نیست...

20:09.620 --> 20:11.000
‫- باید بری چپ، آره.

20:11.000 --> 20:12.710
‫- آها، باشه!

20:14.790 --> 20:15.710
‫- هی، چی...

20:16.420 --> 20:18.380
‫- اوه نه، آره، همینه، باید می‌رفتم چپ.

20:18.750 --> 20:19.920
‫آره...
‫ممنون از کمکت.

20:19.960 --> 20:20.800
‫کریسمس مبارک.

20:22.000 --> 20:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:31.140 --> 20:35.150
‫- چه شب عجیبی.

20:35.310 --> 20:36.560
‫- و اینم از این.

20:36.650 --> 20:38.520
‫- ممنون از کمکت، ری. یه دین بهت دارم.

20:38.570 --> 20:40.780
‫- آره، داری، و منم
‫یه روز برای پس گرفتنش میام.

20:40.780 --> 20:42.740
‫فعلاً فقط یادم بنداز
‫امنیت اینجا رو ارتقا بدم.

20:42.780 --> 20:44.070
‫واقعاً این یکی رو خراب کردم.

20:50.450 --> 20:52.330
‫- و تو گفتی با دخالت کردن راحت نیستی.

20:52.410 --> 20:53.370
‫- نبودم.

20:53.620 --> 20:55.620
‫هنوزم نیستم.
‫بده ببینم.

20:55.750 --> 20:58.710
‫- اوه، چی، این...
‫همین نمونه دی‌ان‌ای که می‌خواستی؟

20:58.750 --> 20:59.650
‫اوه...

21:04.800 --> 21:06.890
‫- یه دوست توی آزمایشگاه دارم، می‌تونم ازش یه لطف بخوام.

21:06.890 --> 21:07.550
‫- باشه.

21:08.260 --> 21:09.550
‫- آره، می‌دونم، باز هم

21:09.560 --> 21:11.850
‫دارم برمی‌گردم سمت
‫امکانات اداره.

21:12.310 --> 21:13.520
‫جدا کردن خودم از کار

21:13.560 --> 21:14.930
‫سخت‌تر از چیزی بوده که فکر می‌کردم.

21:14.940 --> 21:16.310
‫- خودتو دست کم نگیر.

21:16.310 --> 21:17.900
‫اونجا خیلی سریع فکر کردی.

21:18.110 --> 21:20.060
‫اگه دخالت نمی‌کردی، خیلی سریع اوضاع

21:20.110 --> 21:21.020
‫بد می‌شد.

21:21.030 --> 21:22.150
‫- ممنون.

21:22.230 --> 21:23.990
‫راستی، هریسون خبر داد

21:23.990 --> 21:25.530
‫از بیمارستان مرخص شده.

21:25.570 --> 21:27.490
‫می‌خواد صبح ببینتمون، اگه وقت داشته باشی.

21:28.240 --> 21:29.450
‫- می‌توانم برنامه‌ام رو جابه‌جا کنم.

21:34.750 --> 21:36.580
‫هنوز به شدت اعصابم خورده

21:36.580 --> 21:39.000
‫که سم پشت سرم داشته گذشته‌ام رو می‌کاویده،

21:39.210 --> 21:41.460
‫ولی نمی‌تونم انکار کنم دارم لذت می‌برم

21:41.500 --> 21:43.710
‫از این رگه سرکش کوچیکی که توش پیدا شده.

21:43.710 --> 21:45.970
‫خوبه که برای یه مدت
‫داره دنیا رو از دید من می‌بینه،

21:46.010 --> 21:46.720
‫حتی برای مدت کوتاه.

21:47.130 --> 21:49.050
‫بعضی وقت‌ها باید
‫یکم بد باشی

21:49.050 --> 21:50.470
‫تا بتونی کار خوب بکنی.

21:51.810 --> 21:54.310
‫البته می‌تونه تعادل سختی باشه،

21:54.520 --> 21:55.930
‫و اگه حواست نباشه،

21:55.980 --> 21:57.810
‫تاریکی
‫نور رو می‌پوشونه.

22:05.360 --> 22:06.440
‫- زود بیا،
‫دنبالت می‌گشتم.

22:06.490 --> 22:08.110
‫- چی؟ کلاس دارم،
‫زنگ همین الان--

22:08.160 --> 22:09.490
‫- فقط بیا.

22:12.330 --> 22:13.830
‫- چی شده؟

22:20.670 --> 22:21.880
‫- خانم کمبریج...؟

22:27.260 --> 22:29.300
‫- حرف‌های پلیس رو شنیدم و ظاهراً

22:29.550 --> 22:32.390
‫پول توی یه حساب بانکی مخفی به اسم خودش پیدا شده.

22:41.770 --> 22:44.020
‫- فکر کنم آدم واقعاً نمی‌دونه بقیه از چه کارایی برمیان.

22:50.410 --> 22:52.370
‫- خیلی حالم بهتره.

22:52.530 --> 22:54.450
‫چیزی که نکشتت قوی‌ترت می‌کنه،

22:54.580 --> 22:57.950
‫اونم به قیمت صدهزار فالوئر جدید
‫توی ۲۴ ساعت گذشته!

22:58.160 --> 23:00.160
‫- اومدی پز بدی یا حرف بزنی؟

23:00.330 --> 23:01.250
‫- باشه.

23:01.630 --> 23:03.040
‫رونمایی مویرا از پرتره

23:03.090 --> 23:04.630
‫واقعاً رفته رو مخم.

23:04.710 --> 23:06.380
‫می‌دونم توی اون کامیون چی دیدم.

23:06.420 --> 23:07.800
‫- ولی حرف توئه در برابر حرف مویرا.

23:07.840 --> 23:10.170
‫- شاید،
‫ولی شاید هم نه.

23:10.220 --> 23:12.550
‫باشه، گفتم که
‫سعی کردم عکس بگیرم

23:12.600 --> 23:13.260
‫از نقاشی، درسته؟

23:13.390 --> 23:14.390
‫قضیه اینه:

23:14.720 --> 23:16.010
‫من واقعاً عکس گرفتم.

23:16.060 --> 23:17.020
‫- همین‌جاست؟

23:17.020 --> 23:18.600
‫- حتی خودمم نفهمیده بودم گرفتمش

23:18.600 --> 23:20.020
‫تا وقتی داشتم چندتا ویدیو برای کانالم ادیت می‌کردم.

23:20.310 --> 23:22.690
‫یکم تاریک و تاره،
‫ولی همه چی هنوز معلومه.

23:22.690 --> 23:23.770
‫- فکر کردم
‫گوشیت دزدیده شده.

23:23.810 --> 23:25.940
‫- اوه، خواهش می‌کنم،
‫پنج دقیقه بعد از بیدار شدن توی بیمارستان

23:25.980 --> 23:27.230
‫یه گوشی جدید برام فرستادن.

23:27.230 --> 23:29.570
‫همه چی توی کلاوده، هنوز هست.

23:29.780 --> 23:31.150
‫اوه،
‫به زور میشه دیدش.

23:31.200 --> 23:33.070
‫- شاید بتونیم دیجیتالی تمیزش کنیم؟

23:35.280 --> 23:36.580
‫- چرا داری
‫اینطوری کمکمون می‌کنی؟

23:36.790 --> 23:40.330
‫- رضایت کمک به حل یه جرم احتمالی.

23:41.750 --> 23:42.580
‫باشه، قبول.

23:43.630 --> 23:45.590
‫می‌خوام مویرا تاوان بده
‫که خبر اختصاصی رو به من نداد.

23:46.090 --> 23:47.300
‫- و اینم حقیقت.

23:49.840 --> 23:52.340
‫- باشه، عکس رو فرستادم
‫برای یه متخصص فنی که قبلاً باهاش کار کردم.

23:52.340 --> 23:54.430
‫تضمینی نیست، ولی قبلاً کارهای معجزه‌آسا کرده.

23:54.600 --> 23:57.260
‫- خب، اگه جواب نداد،
‫خودشم می‌تونم امتحانش کنم.

23:57.390 --> 23:59.180
‫- فکر کردم
‫خیلی اهل کامپیوتر نیستی،

23:59.220 --> 24:01.230
‫یا اونم فقط
‫یکی دیگه از داستان‌هات بود؟

24:03.900 --> 24:04.810
‫منظورم اونطوری نبود.

24:04.860 --> 24:07.150
‫- نه، فقط فرض کردم
‫همه رازهای منو می‌دونی،

24:07.190 --> 24:08.780
‫چون تمام این مدت
‫داشتی منو تحقیق می‌کردی.

24:09.150 --> 24:09.690
‫- چی؟

24:09.820 --> 24:11.360
‫- داشتی گذشته‌‌ام رو زیرورو می‌کردی.

24:11.820 --> 24:14.410
‫حتی سعی نکن انکارش کنی، سم.

24:14.660 --> 24:16.320
‫- باشه، این...
‫اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

24:16.370 --> 24:18.660
‫- جدی؟
‫باشه، پس چیه؟

24:19.080 --> 24:20.040
‫- باشه...

24:21.330 --> 24:23.920
‫تا جایی که من می‌بینم، اینجایی چون داری از یکی قایم می‌شی

24:23.920 --> 24:25.330
‫یا از یه چیزی فرار می‌کنی.

24:25.420 --> 24:27.790
‫و اینکه یه جورایی
‫در خطری

24:27.800 --> 24:29.210
‫که من هیچ‌چیز ازش نمی‌دونم، نمی‌بینمش، که...

24:30.760 --> 24:32.010
‫حس خوبی بهم نمی‌ده.

24:33.010 --> 24:34.550
‫پس کریسمس پارسال وقتی راهم ندادی تو،

24:34.590 --> 24:36.970
‫کاری رو کردم که همیشه
‫وقتی با یه معما روبه‌رو می‌شم می‌کنم:

24:37.010 --> 24:38.300
‫خودمو انداختم وسط حل کردنش،

24:38.310 --> 24:40.560
‫که اگه لازم شد
‫بتونم کنارت باشم و کمکت کنم.

24:40.770 --> 24:42.980
‫فقط همینو می‌خوام، کنارت باشم.

24:42.980 --> 24:44.520
‫- من ازت کمک نخواستم، سم.

24:44.560 --> 24:46.060
‫یه چیزایی هست

24:46.060 --> 24:47.770
‫که مال خودمه
‫و نمی‌خوام تو درباره‌شون بدونی.

24:47.820 --> 24:49.820
‫- چون بهم اعتماد نداری.
‫- نه، موضوع اعتماد نیست.

24:49.820 --> 24:50.900
‫- پس چیه؟

24:55.910 --> 24:58.120
‫چون نگاه قبلیت
‫به من رو دوست داشتم.

25:00.870 --> 25:02.830
‫باعث می‌شد حس خاصی داشته باشم،
‫هنوزم می‌ده.

25:02.910 --> 25:04.660
‫و می‌ترسم اگه تو...

25:06.540 --> 25:08.130
‫می‌ترسم اگه
‫رازهام رو بدونی،

25:08.170 --> 25:09.590
‫دیگه هیچ‌وقت اونطوری نگاهم نکنی.

25:16.800 --> 25:18.550
‫از طرف متخصص فنی ‫منه.

25:18.600 --> 25:19.680
‫چه سریع!

25:21.560 --> 25:22.520
‫می‌تونم ببینم؟

25:24.940 --> 25:26.640
‫شباهتش عجیبه.

25:27.020 --> 25:28.100
‫- ولی نه به مویرا.

25:28.150 --> 25:30.150
‫- نه، مویرا نیست، این پایپره.

25:33.280 --> 25:33.990
‫حالا چی؟

25:34.570 --> 25:36.820
‫- این ثابت نمی‌کنه
‫مویرا رید رو کشته،

25:36.950 --> 25:38.820
‫ولی ثابت می‌کنه که اون درباره نقاشی خبر داشته.

25:38.870 --> 25:40.070
‫- می‌خوای بدیش به میدوز؟

25:40.280 --> 25:40.910
‫- نه.

25:42.040 --> 25:43.290
‫نقاشی
‫توی فلچرز گرووه.

25:43.330 --> 25:44.910
‫پس این یه جرم محلیه.

25:45.660 --> 25:47.540
‫- انگار تصمیمت رو گرفتی...؟

25:48.460 --> 25:50.540
‫- به تمام قدرت اداره
‫پشت سرم نیاز دارم.

25:53.210 --> 25:55.210
‫خوبه برگشتی، کارآگاه ویلنر.

26:03.970 --> 26:06.270
‫- برگشتیم سر کار.
‫- دیگه گرگ تنها نیستی؟

26:06.310 --> 26:08.390
‫- آه، در هر صورت
‫توی گله بهتر کار می‌کنم.

26:08.650 --> 26:10.940
‫گفتم مویرا رو بیارن.
‫الان اینجاست.

26:11.110 --> 26:13.480
‫- میدوز چی؟ می‌دونه برگشتی سر کار؟

26:13.530 --> 26:15.320
‫- هنوز نه، ولی ممکنه هر لحظه بفهمه،

26:15.320 --> 26:17.400
‫پس قبل از اون بریم باهاش حرف بزنیم.

26:17.450 --> 26:18.910
‫- می‌خوای منم بیام داخل؟

26:18.950 --> 26:20.280
‫- آره.

26:20.280 --> 26:22.280
‫به خاطر تمام کمکت این هفته دین بهت دارم.

26:23.950 --> 26:26.000
‫ولی فقط برای تماشا، فهمیدی؟

26:27.210 --> 26:29.000
‫- آره،
‫فکر کنم از پسش بربیام.

26:38.260 --> 26:40.130
‫خیلی شبیه‌ان.

26:40.470 --> 26:42.010
‫خجالت می‌کشم که نفهمیدم.

26:42.050 --> 26:44.560
‫- آره، حتماً.
‫و اسکار می‌رسه به...

26:44.600 --> 26:47.560
‫- فکر نمی‌کنی این نقاشی اصلی شباهت عجیبی به کسی داره؟

26:47.810 --> 26:48.730
‫- مثلاً کی؟

26:50.650 --> 26:53.520
‫- پایپر هاچنز.
‫طرفدار پروپاقرصته.

26:53.570 --> 26:55.480
‫- طرفدار زیاد دارم.
‫- معلومه.

26:55.530 --> 26:59.200
‫تو مویرا ولزی، نوه آنجلا ولز.

27:00.950 --> 27:01.660
‫یا نیستی؟

27:04.120 --> 27:06.330
‫می‌بینی برخلاف تو... دی‌ان‌ای دروغ نمی‌گه.

27:07.200 --> 27:08.000
‫- این رو از کجا آوردی؟

27:08.040 --> 27:09.000
‫- مهم نیست.

27:09.040 --> 27:10.370
‫درسته.

27:10.920 --> 27:12.170
‫و به من ثابت می‌کنه تو کلاهبرداری.

27:12.630 --> 27:15.210
‫- کاترین ولز علناً منو به عنوان دخترش پذیرفت.

27:15.550 --> 27:17.630
‫از نظر قانونی وارث دارایی‌اش بودم.

27:18.380 --> 27:21.010
‫- از یه زن سوءاستفاده کردی

27:21.090 --> 27:25.100
‫با آلزایمر زودرس که هم آسیب‌پذیر بود هم تنها!

27:25.140 --> 27:27.010
‫اصلاً چطور
‫از وجودش باخبر شدی؟

27:27.060 --> 27:28.060
‫- اون اینجا چی کار می‌کنه؟

27:28.100 --> 27:28.890
‫- تماشا می‌کنه.

27:29.730 --> 27:31.100
‫ولی راستش
‫منم همین سؤال رو دارم:

27:31.150 --> 27:32.480
‫چطور راهت رو به زندگیش پیدا کردی؟

27:33.690 --> 27:35.690
‫- یه مطلب درباره
‫آنجلا ولز توی یه مجله خوندم.

27:35.730 --> 27:38.190
‫- درسته، همونی که
‫اسم وسطش رو اشتباه نوشته بود.

27:38.490 --> 27:39.780
‫- توش گفته بود تنها دخترش

27:39.820 --> 27:41.530
‫تازه منتقل شده به یه مرکز مراقبتی.

27:41.740 --> 27:43.280
‫چند بار رفتم دیدنش

27:43.570 --> 27:46.200
‫و کم‌کم قانعش کردم
‫من همون بچه‌ای‌ام که واگذارش کرده.

27:46.410 --> 27:49.540
‫خیلی دلش می‌خواست واقعی باشه،
‫پس واقعی شد.

27:49.620 --> 27:52.580
‫- ولی بعد پایپر توی یکی از برنامه‌هات پیداش شد

27:52.620 --> 27:56.130
‫و تو شباهت عجیبش رو به نقاشی آنجلا دیدی.

27:56.550 --> 27:58.210
‫اون توی فلچرز گروو زندگی می‌کرد،

27:58.260 --> 27:59.840
‫زیادی تصادفی بود.

27:59.920 --> 28:02.340
‫اون وارث واقعی آنجلا ولز بود،

28:02.380 --> 28:03.720
‫فقط خودش خبر نداشت.

28:03.800 --> 28:06.600
‫- و تو هر کاری
‫از دستت برمی‌اومد کردی که

28:06.600 --> 28:08.810
‫پایپر رو تحقیر و بی‌اعتبار کنی به امید اینکه بی‌خیال بشه

28:08.850 --> 28:11.020
‫از رؤیاش
‫و از چشم مردم دور بمونه،

28:11.060 --> 28:13.020
‫از جمله خراب کردن اثر مسابقه‌اش.

28:14.230 --> 28:15.810
‫چیزی که می‌گفتم،

28:15.810 --> 28:17.480
‫اگه فقط برای
‫تماشا اینجا نبودم.

28:19.030 --> 28:20.280
‫- ولی پایپر کنار نکشید.

28:21.240 --> 28:23.990
‫پس ‫نقشه کشیدی
‫نقاشی رو با یه جعل عوض کنی،

28:24.070 --> 28:25.700
‫با چندتا تفاوت ظریف
‫توی صورت.

28:25.780 --> 28:27.240
‫هیچ‌کس متوجه تفاوت نمی‌شد.

28:27.280 --> 28:29.240
‫نقاشی اصلی سال‌ها
‫مخفی مونده بود

28:29.240 --> 28:31.040
‫پیش یه کلکسیونر گوشه‌نشین.

28:31.290 --> 28:33.660
‫تو یکی از معدود آدمایی بودی که ازش خبر داشتن

28:33.710 --> 28:35.580
‫و تنها راه
‫تعویض امنش

28:35.580 --> 28:36.880
‫وقتی بود که توی کامیون قرار داشت.

28:37.420 --> 28:39.500
‫- چقدر به رید پول دادی
‫که خودش رو بزنه به ندیدن

28:39.550 --> 28:41.050
‫وقتی داشتی
‫نقاشی‌ها رو عوض می‌کردی؟

28:41.920 --> 28:43.340
‫- هیچ‌کدوم از اینا رو نمی‌تونی ثابت کنی.

28:44.890 --> 28:46.590
‫- می‌دونی، واقعاً هم ازش قسر در می‌رفتی،

28:47.390 --> 28:50.180
‫اگه فقط رید اون شب رشوه دوم رو نگرفته بود

28:50.310 --> 28:52.730
‫و اجازه نداده بود هریسون یه نگاه به بار بندازه.

28:53.980 --> 28:57.190
‫- باشه، ببین، من رید رو نکشتم.

28:58.150 --> 28:59.020
‫- دیر کردی!

28:59.730 --> 29:01.190
‫یه ساعت پیش منتظرت بودم.

29:01.490 --> 29:03.190
‫- من
‫کمی قبل از طلوع اونجا بودم.

29:03.200 --> 29:04.860
‫کل کار ده دقیقه هم طول نکشید.

29:04.910 --> 29:06.860
‫وقتی رفتم،
‫کاملاً زنده بود.

29:07.370 --> 29:09.830
‫- و فرض کنم تو به هریسون هم حمله نکردی

29:09.870 --> 29:11.740
‫توی فضای هنری؟

29:13.250 --> 29:14.960
‫- هریسون سر شام
‫درباره عکس بهم گفت.

29:16.170 --> 29:18.380
‫گفت تار و مبهمه،
‫ولی اگه خبر اختصاصی رو بهش ندم،

29:18.380 --> 29:19.170
‫خودش منتشرش می‌کنه.

29:19.670 --> 29:21.130
‫نمی‌تونستم ریسک کنم لو بره.

29:21.300 --> 29:23.710
‫پس فکر کردم اگه
‫سرقت رو صحنه‌سازی کنم و گوشیش رو بردارم،

29:23.720 --> 29:24.470
‫همین کافی باشه.

29:24.720 --> 29:26.050
‫واضحه که اشتباه کردم، باشه؟

29:26.090 --> 29:27.680
‫ولی این منو قاتل نمی‌کنه.

29:28.220 --> 29:29.350
‫- این هنوز معلوم نیست.

29:31.770 --> 29:33.220
‫- دیگه حرفی ندارم.

29:33.270 --> 29:34.480
‫وکیلم رو می‌خوام.

29:41.360 --> 29:42.400
‫- ویلنر.

29:44.030 --> 29:45.110
‫چی کار کردی؟

29:45.150 --> 29:46.450
‫- باید دقیق‌تر بگی.

29:46.530 --> 29:48.030
‫- پرونده‌ای که داشتم می‌ساختم رو
‫منفجر کردی!

29:48.070 --> 29:49.320
‫- خب، دیگه فقط پرونده تو نیست.

29:49.370 --> 29:51.120
‫یه همکاری مشترک بین دو اداره‌‌مونه.

29:52.040 --> 29:53.740
‫پس حالا که داریم
‫با هم کار می‌کنیم، شاید وقتشه...

29:53.790 --> 29:55.120
‫- این کارو عمداً کردی،
‫مگه نه؟

29:55.710 --> 29:57.290
‫تو هیچ‌وقت واقعاً
‫از این پرونده کنار نکشیدی.

29:57.330 --> 29:59.960
‫- رید همکارم بود،
‫دوستم بود.

30:00.130 --> 30:02.550
‫- حتی اگه یه معتاد سابق
‫با کلیه‌های از کار افتاده بوده،

30:02.550 --> 30:05.460
‫واقعاً فکر می‌کنی مویرا ولز قدرت فیزیکی داشته

30:05.510 --> 30:08.130
‫غافلگیرش کنه
‫و با اسلحه خودش بکشدش؟

30:10.100 --> 30:11.100
‫چی؟

30:11.140 --> 30:12.560
‫- هیچی.
‫فقط...

30:13.810 --> 30:15.520
‫اتفاقاً درباره مویرا با تو موافقم.

30:17.770 --> 30:20.480
‫ولی هنوز اتهام کلاهبرداری و سرقت آثار هنری
‫رو علیه‌ش داریم.

30:22.230 --> 30:23.730
‫- پس کجاست؟
‫بازداشته؟

30:23.820 --> 30:25.230
‫- مجبور شدم آزادش کنم.

30:26.490 --> 30:29.070
‫بعد از اینکه وکیلاش فهمیدن دی‌ان‌ای قانونی گرفته نشده،

30:29.110 --> 30:31.030
‫قانعش کردن
‫اعترافش رو پس بگیره.

30:31.410 --> 30:33.450
‫و بدون نقاشی اصلی آنجلا ولز،

30:34.120 --> 30:36.000
‫هیچی ندارم ثابت کنم
‫اون نقاشی‌ها رو عوض کرده.

30:36.540 --> 30:37.660
‫- خب، خیلی هم عالی.

30:37.960 --> 30:39.670
‫- فقط یه عقب‌‌گرد کوچیکه.

30:39.670 --> 30:42.040
‫یه قاضی آماده‌‌ست حکم آزمایش دی‌ان‌ای بده.

30:42.090 --> 30:43.840
‫تا صبح دوباره
‫توی بازداشتمونه.

30:43.920 --> 30:46.380
‫- اگه اون نقاشی بره بازار سیاه، ارزش زیادی داره.

30:46.880 --> 30:48.340
‫گفت کجا قایمش کرده؟

30:48.380 --> 30:50.300
‫- هنوز نه، برش می‌گردونیم.

30:50.470 --> 30:51.640
‫- کسی رو گذاشتی مراقبش باشه؟

30:51.680 --> 30:53.300
‫اگه نقاشی رو برداره و دربره چی؟

30:53.310 --> 30:55.890
‫- ببین، یه چهره عمومیه، کجا می‌خواد بره؟

30:55.970 --> 30:57.640
‫توی گرند اقامت داره.

30:57.680 --> 30:59.600
‫صبح میریم می‌گیریمش، تو هم می‌تونی باشی.

30:59.940 --> 31:01.100
‫- روش حساب کن.

31:11.320 --> 31:13.070
‫- سلام، کارآگاه ویلنرم.

31:13.120 --> 31:14.870
‫همین الان منو وصل کنین به
‫وکیل مویرا ولز.

31:18.080 --> 31:19.410
‫- باشه، آماده‌ای؟
‫- هوم.

31:22.130 --> 31:23.330
‫- نمی‌‌تونم صبر کنم
‫بازش کنی.

31:23.380 --> 31:25.670
‫- میشه من اول برم؟
‫خیلی روش زحمت کشیدم.

31:27.550 --> 31:28.710
‫- اون هدیه من بود؟

31:30.430 --> 31:32.390
‫- امم، نه.

31:32.640 --> 31:34.350
‫نمی‌دونم... اون...

31:34.390 --> 31:35.890
‫چی بود.

31:35.890 --> 31:39.480
‫ولی، امم...

31:39.480 --> 31:40.390
‫اینم هدیه‌ات.

31:47.320 --> 31:48.150
‫- داری چی کار می‌کنی؟

31:56.870 --> 31:57.700
‫- این...

32:33.160 --> 32:34.030
‫- کریسمس مبارک.

32:37.830 --> 32:39.080
‫- فوق‌العاده بود.
‫- ممنون.

32:39.120 --> 32:40.290
‫- خیلی خوب بود.
‫- ممنون.

32:40.290 --> 32:41.750
‫- وایولت، واقعاً عاشقش شدم.

32:42.210 --> 32:44.330
‫جدی می‌گم، عالی بود.

32:44.370 --> 32:47.080
‫وای، امم، این واقعا سخت میشه دنبالش بیام.

32:48.340 --> 32:49.210
‫خب...

32:50.340 --> 32:51.260
‫اینم مال تو.

32:57.100 --> 32:58.390
‫- جوراب؟
‫- آه.

32:58.600 --> 32:59.890
‫همیشه غر می‌زنی
‫که پاهات سرده،

32:59.970 --> 33:02.180
‫و بهم گفتی
‫پاندا دوست داری،

33:02.600 --> 33:03.430
‫و بنفش‌ان،

33:04.440 --> 33:05.140
‫درست مثل خودت.

33:06.230 --> 33:07.980
‫- خیلی بنفش‌ان.

33:08.360 --> 33:09.190
‫عاشقشونم.

33:09.730 --> 33:12.190
‫- جدی؟
‫- خیلی بافکری.

33:13.030 --> 33:13.530
‫ممنون.

33:13.700 --> 33:14.700
‫- قابلی نداشت.

33:22.950 --> 33:23.580
‫چی شده؟

33:24.710 --> 33:25.040
‫- هیچی.

33:26.460 --> 33:28.670
‫فقط فهمیدم
‫یه عذرخواهی به بابام بدهکارم.

33:31.590 --> 33:35.930
‫هیچ‌وقت اینو
‫به کسی نگو، باشه؟

33:37.840 --> 33:38.840
‫یعنی هیچ‌وقت.

33:38.890 --> 33:39.430
‫- خیالت راحت.

34:19.890 --> 34:21.850
‫- مویرا ولز... تکون نخور.

34:24.020 --> 34:26.430
‫همین که شنیدم آزاد شدی فهمیدم

34:26.430 --> 34:27.770
‫میری
‫دنبال اون نقاشی،

34:28.020 --> 34:29.770
‫و منو مستقیم آوردی پیشش.

34:29.860 --> 34:31.060
‫حالا بده‌ش به من.

34:33.570 --> 34:36.570
‫رید هم خواست ازم باج بگیره
‫و می‌دونی باهاش چی کار کردم.

34:36.860 --> 34:38.570
‫نمی‌خوای
‫همون اشتباه رو بکنی.

34:42.030 --> 34:44.490
‫بده‌ش،
‫همین الان.

34:44.790 --> 34:45.660
‫- فکر نکنم.

34:46.910 --> 34:47.870
‫- چی...

34:49.250 --> 34:49.790
‫تو؟

34:49.920 --> 34:51.830
‫- هیچ‌وقت با یه خانم کریسمسی درنیفت.

34:56.170 --> 34:57.760
‫- هی،
‫همه آروم باشین!

34:57.800 --> 35:00.130
‫یه اشتباه بزرگ شده، من پلیسم.

35:00.180 --> 35:01.590
‫- و زیاد طول نمی‌کشه که نباشی.

35:01.640 --> 35:02.800
‫مایک میدوز!

35:03.220 --> 35:05.350
‫به جرم قتل رید دنلی بازداشتی.

35:05.930 --> 35:07.520
‫- داری اشتباه می‌کنی، ویلنر.

35:07.980 --> 35:09.520
‫- بریم.

35:12.020 --> 35:13.440
‫- خوبی؟
‫- آره.

35:13.520 --> 35:14.480
‫تو؟

35:19.900 --> 35:20.740
‫- خوب می‌شم.

35:24.490 --> 35:25.330
‫- این مسخره‌ست.

35:25.790 --> 35:27.540
‫حرف من در برابر حرف اونه.

35:32.790 --> 35:33.670
‫- رید هم خواست ازم باج بگیره،

35:33.710 --> 35:35.340
‫و می‌دونی باهاش چی کار کردم.

35:36.000 --> 35:37.840
‫نمی‌خوای
‫همون اشتباه رو بکنی.

35:38.880 --> 35:40.010
‫- بهش میکروفون وصل بود.

35:40.510 --> 35:42.430
‫لباس‌های مویرا رو تنش کردی،

35:42.470 --> 35:44.390
‫سوارش کردی توی
‫ماشین اجاره‌ای مویرا،

35:44.430 --> 35:45.600
‫یه تله گذاشتی.

35:47.430 --> 35:48.520
‫چرا؟

35:48.560 --> 35:49.980
‫- وقتی اومدی دفترم،

35:49.980 --> 35:52.310
‫از مشکل کلیه رید حرف زدی.

35:52.350 --> 35:55.110
‫اون بهم گفته بود فقط به چندتا دوست نزدیک گفته.

35:55.110 --> 35:56.820
‫- توی گزارش کالبدشکافی خوندمش.

35:56.820 --> 35:58.110
‫- توی گزارش نبود.

35:59.320 --> 36:00.940
‫با پزشک قانونی حرف زدم.

36:02.160 --> 36:03.950
‫خود رید بهت گفته بود.

36:05.080 --> 36:07.410
‫تو همون دوستی بودی که بعد از رد کردن من
‫رفت سراغش.

36:11.920 --> 36:13.750
‫- پسرم می‌خواد بره دانشکده پزشکی.

36:14.460 --> 36:17.460
‫می‌تونی تصور کنی؟
‫با حقوق یه پلیس؟

36:19.710 --> 36:21.920
‫- قرار بود شیفت صبح کار کنی.

36:22.130 --> 36:23.090
‫چی شد؟

36:27.390 --> 36:28.430
‫- چند دقیقه زودتر رسیدم،

36:28.470 --> 36:30.850
‫و اتفاقی دیدم
‫مویرا نقاشی‌ها رو عوض کرد.

36:31.730 --> 36:34.600
‫دیدم یه پاکت هم داد دست رید.

36:35.230 --> 36:36.110
‫یه پاکت حسابی کلفت.

36:38.020 --> 36:40.440
‫گفتم انصافه
‫منم سهم داشته باشم.

36:42.030 --> 36:43.450
‫- اگه می‌خوای
‫دهنم بسته بمونه،

36:43.490 --> 36:44.820
‫باید پنجاه پنجاه باشه، باشه؟

36:44.860 --> 36:46.070
‫- نمی‌تونم، مایکی. بهش نیاز دارم.

36:46.120 --> 36:46.950
‫- فقط پاکت رو بده!

36:46.990 --> 36:48.410
‫- نه، قرار نیست این اتفاق بیفته،
‫باشه؟

36:48.450 --> 36:49.280
‫کارمون اینجا تمومه.

36:51.160 --> 36:52.410
‫- ازم دور نشو!

36:52.460 --> 36:54.160
‫- داری چی کار می‌کنی، رفیق؟
‫اون رو بده...

36:54.170 --> 36:56.290
‫- هی! بی‌خیال! آروم باش!

36:56.330 --> 36:57.670
‫- دست نزن به--

37:01.420 --> 37:02.920
‫- هیچ‌کس نمی‌دونست
‫من دارم اون کار رو انجام می‌دم.

37:04.050 --> 37:05.880
‫ازش خواستم
‫جایی ثبتش نکنه

37:05.930 --> 37:06.840
‫چون خجالت می‌کشیدم.

37:06.890 --> 37:07.760
‫- ولی مطمئن نبودی.

37:09.260 --> 37:11.010
‫برای همین درباره
‫نگهبان سوم پرسیدی.

37:11.100 --> 37:12.730
‫می‌خواستی ببینی خطری تهدیدت می‌کنه یا نه.

37:12.730 --> 37:14.270
‫- از کجا می‌دونستی طعمه رو می‌گیرم؟

37:14.440 --> 37:15.850
‫- طمع انگیزه قدرتمندیه.

37:16.190 --> 37:17.270
‫خودت گفتی:

37:17.310 --> 37:19.440
‫نقاشی ولز یه ارزشی داره.

37:20.320 --> 37:22.070
‫قرار نبود از اون پول بگذری.

37:22.070 --> 37:24.360
‫- پس مویرا بهت گفت
‫نقاشی رو کجا قایم کرده.

37:24.530 --> 37:26.950
‫- بعد از اینکه از دفترم رفتی، به وکیلاش زنگ زدم.

37:28.120 --> 37:29.320
‫خیلی مشتاق بود
‫در ازای

37:29.330 --> 37:31.290
‫تخفیف توی مجازات اتهام‌هاش
‫معامله کنه.

37:31.410 --> 37:34.410
‫- و برای همین گفتی توی کد.م هتل اقامت داره.

37:35.870 --> 37:36.580
‫باهوشانه‌ست.

37:38.880 --> 37:41.840
‫و اون خانم کریسمسی، طرز ایستادنش...

37:41.880 --> 37:43.210
‫مامور مخفی بود، نه؟

37:50.640 --> 37:52.390
‫- خب، همگی، این همون
‫لحظه‌ایه که منتظرش بودین!

37:52.390 --> 37:54.730
‫تبریک به برنده

37:54.730 --> 37:56.940
‫مسابقه هنری کریسمس...

37:57.100 --> 37:58.730
‫پایپر هاچنز!

37:58.810 --> 38:00.150
‫هورا!

38:01.070 --> 38:02.820
‫و اینم از این، دوستان!

38:02.860 --> 38:05.490
‫وارث واقعی آنجلا ولز داره دنیا رو می‌گیره--

38:05.490 --> 38:08.320
‫یا حداقل این گوشه یخ‌زده کوچیک رو در اختیار خودش می‌‌گیره!

38:08.990 --> 38:10.030
‫- نفس‌گیره.

38:10.370 --> 38:12.530
‫- نمی‌تونست الهام بهتری انتخاب کنه.

38:12.580 --> 38:15.120
‫یعنی چی از میسلتو
‫کریسمسی‌تره؟

38:15.710 --> 38:17.920
‫- خب، فکر کنم
‫درست مثل آنجلا ولز،

38:17.960 --> 38:20.920
‫منم در زمان خودم قدر دیده نمی‌شم.

38:21.000 --> 38:23.130
‫- می‌دونی، هنوز حتی نقاشی نهایی رو نشونم
‫ندادی.

38:23.170 --> 38:24.250
‫- آره، منم هنوز ندیدمش.

38:24.260 --> 38:26.880
‫- اوه! خب، چه وقتی بهتر از همین الان.

38:33.260 --> 38:35.020
‫- این... خودتی؟

38:35.060 --> 38:35.970
‫- خب، معلومه!

38:36.020 --> 38:37.270
‫پرتره خودمه!

38:38.020 --> 38:39.440
‫- ولی من داشتم برات ژست می‌گرفتم.

38:39.690 --> 38:41.400
‫چند روز از وقتم رو بهت دادم.

38:41.440 --> 38:43.230
‫- خب، یکی لازم داشتم مدل کت باشه.

38:45.740 --> 38:47.400
‫اوه، زبانش بند اومده!

38:47.780 --> 38:48.700
‫فهمیدم.

38:49.860 --> 38:51.780
‫- امیلی؟

38:51.870 --> 38:53.030
‫پایپر!

38:53.580 --> 38:54.950
‫آه، تبریک!

38:55.370 --> 38:58.120
‫نقاشیت واقعاً منو تحت تاثیر قرار داد.

38:58.160 --> 39:00.870
‫تو... میسلتو رو خیلی جادویی نشون دادی.

39:01.000 --> 39:03.090
‫- خب، خیلی خوشحالم خوشت اومده.

39:03.130 --> 39:06.040
‫چون دوست دارم اصلش رو بهت هدیه بدم.

39:06.070 --> 39:08.040
‫- اوه، نه، نه. بی‌خیال، نمی‌‌تونم.

39:08.070 --> 39:10.170
‫- اصرار دارم.
‫خیلی بهت بدهکارم.

39:10.210 --> 39:11.880
‫برای همه کارهایی که برام کردی...

39:11.910 --> 39:12.840
‫- شوخی می‌کنی؟

39:12.880 --> 39:14.080
‫تو یه ولزی.

39:14.140 --> 39:16.110
‫برای این کار به دنیا اومدی.

39:16.140 --> 39:18.750
‫- آره، نمی‌دونم اصلاً
‫بهش عادت می‌کنم یا نه.

39:18.790 --> 39:19.980
‫حریم خصوصیم رو دوست دارم.

39:20.020 --> 39:21.010
‫- آره، مثل مادربزرگت.

39:24.150 --> 39:25.480
‫آه...

39:25.570 --> 39:27.400
‫دقیقاً می‌دونم کجا بذارمش.

39:32.600 --> 39:35.660
‫- بازم ممنون که دیشب
‫اجازه دادی از فروشگاهت استفاده کنیم.

39:35.700 --> 39:37.300
‫- خب، از شکستن پنجره خیلی خوشم نیومد،

39:37.330 --> 39:38.860
‫ولی ارزشش رو داشت.

39:38.900 --> 39:41.070
‫هی، شاید یه نسخه امضاشده از کتابم رو برای مویرا بفرستم

39:41.140 --> 39:42.340
‫توی زندان.

39:42.370 --> 39:44.000
‫عاشقش می‌شه.

39:44.040 --> 39:46.410
‫هی، وای، اگه می‌‌خوای بری،
‫من می‌تونم ببندم.

39:46.440 --> 39:47.880
‫- با رفتن کایل برای تعطیلات،

39:47.910 --> 39:49.280
‫حواسم باید یه جوری پرت بشه.

39:49.320 --> 39:52.120
‫تازه... پاهام
‫این‌قدر گرم و راحته،

39:52.150 --> 39:53.780
‫فکر کنم می‌تونم کل روز سرپا بمونم.

39:56.020 --> 39:58.720
‫- امیلی، میشه، امم... یه لحظه بدزدمت؟

39:58.760 --> 40:00.620
‫- چرا نریم بیرون حرف بزنیم؟ خیلی قشنگه.

40:02.920 --> 40:05.520
‫خب، تموم شد. گرفتیش.

40:05.560 --> 40:07.030
‫- بیشترش به لطف تو بود.

40:07.100 --> 40:09.300
‫- آه، خودت هم از پسش برمی‌اومدی.

40:09.330 --> 40:11.530
‫ولی این‌قدر خوش نمی‌گذشت.

40:11.600 --> 40:13.600
‫هی، من، امم...

40:15.540 --> 40:16.670
‫می‌‌خوام بدونی،

40:16.700 --> 40:19.340
‫تحقیقم
‫درباره گذشته‌ات...

40:19.370 --> 40:20.910
‫تموم شده.

40:20.970 --> 40:23.420
‫حق با تو بود، از حد گذشتم.
‫ببخشید.

40:24.980 --> 40:26.010
‫- همین‌طوری؟

40:27.520 --> 40:29.120
‫- بیشتر به
‫آدمی که الان هستی علاقه دارم.

40:29.180 --> 40:30.680
‫فقط...

40:30.720 --> 40:32.660
‫یکم طول کشید
‫بفهممش.

40:34.160 --> 40:35.050
‫- ممنون.

40:36.290 --> 40:37.990
‫- شاید بتونیم یه قرار بذاریم.

40:38.060 --> 40:39.390
‫دیگه رازی نباشه؟

40:39.460 --> 40:41.390
‫یا... حداقل راز جدیدی نباشه.

40:41.430 --> 40:43.500
‫- باشه...

40:43.540 --> 40:45.800
‫آره، فکر کنم...
‫فکر کنم از پس این یکی بربیام.

40:48.170 --> 40:49.740
‫- پس خوبیم؟

40:49.810 --> 40:51.240
‫- آره.

40:51.270 --> 40:52.510
‫خوبیم.

40:54.510 --> 40:56.880
‫دقیقاً مطمئن نیستم این ما رو کجا می‌ذاره،

40:56.910 --> 41:00.180
‫ولی حداقل حس یه شروع تازه رو می‌ده.

41:00.250 --> 41:01.410
‫با این می‌تونم کنار بیام.

41:02.750 --> 41:05.720
‫- من این‌طوری حس می‌کنم یا واقعاً
‫داره خیلی شبیه کریسمس میشه؟

41:09.000 --> 41:09.990
‫آرون؟

41:12.830 --> 41:14.800
‫حتماً چشمام
‫دارن باهام بازی می‌کنن.

41:14.870 --> 41:16.260
‫نمی‌تونه خودش باشه.

41:16.300 --> 41:18.900
‫- هی... همه چی خوبه؟

41:18.970 --> 41:20.200
‫- امم...

41:20.270 --> 41:21.300
‫آره، آره، آره.

41:21.340 --> 41:22.840
‫امم... چیزی نیست.

41:24.000 --> 41:44.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
