WEBVTT

00:01.290 --> 00:03.750
‫- فقط یه سؤال ازت دارم، امیلی لین.

00:03.790 --> 00:05.210
‫واقعاً کی هستی؟

00:05.250 --> 00:07.630
‫پس اگه وایولت می‌خواد برگرده سر کارش توی میسلتو،

00:07.670 --> 00:09.670
‫بهم ثابت کردی که با حضور تو توی زندگیش در امانه.

00:09.710 --> 00:10.800
‫هکرها...؟

00:10.840 --> 00:11.970
‫- خب، یه گروه خاص از هکرها.

00:12.010 --> 00:13.510
‫وقتشه یه نام کاربری انتخاب کنی.

00:13.550 --> 00:15.050
‫خب، بگو ببینم اسمش چیه؟

00:15.090 --> 00:16.050
‫کایمرا.

00:20.810 --> 00:22.520
‫هو هو هو مبارک، بچه‌ها!

00:22.560 --> 00:25.690
‫هریسون کرین هستم، زنده و مستقیم از فلچرز گروو باهاتونم،

00:25.730 --> 00:28.690
‫جایی که یه گالری محلی قراره مراسم بزرگداشتی برگزار کنه

00:28.730 --> 00:30.480
‫برای هنرمند، آنجلا ولز،

00:30.530 --> 00:33.400
‫که ۵۵ سال پیش از صحنه هنر ناپدید شد.

00:33.450 --> 00:36.660
‫بیشتر آثارش توی آتش‌سوزی آتلیه‌اش از بین رفت،

00:36.700 --> 00:39.450
‫اونم روز کریسمس سال ۱۹۶۸!

00:39.490 --> 00:41.620
‫و حالا، من جزو اولین نفراتی‌ام

00:41.660 --> 00:44.330
‫که یه خودنگاره تازه کشف‌شده رو از نزدیک می‌بینن.

00:44.370 --> 00:47.170
‫و چون این هنرمند معروف بود که از چشم مردم دوری می‌کرد

00:47.210 --> 00:48.840
‫و هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد ازش عکس بگیرن،

00:48.880 --> 00:52.170
‫این نقاشی بالاخره جواب یکی از بزرگ‌ترین معماهای دنیای هنر رو میده:

00:52.210 --> 00:55.430
و اون معما اینه
‫آنجلا ولز چه شکلی بوده؟

00:55.470 --> 00:57.720
‫انگار همین برای هیجان‌زده شدن کافی نبود،

00:57.760 --> 01:01.680
‫تنها خویشاوند زنده آنجلا، نوه‌اش مویرا ولز،

01:01.720 --> 01:03.350
‫که خودش هم هنرمنده،

01:03.390 --> 01:05.480
‫قراره آثار خودش رو هم توی نمایشگاه ارائه کنه

01:05.520 --> 01:07.520
‫و در کنارش اولین کتابش رو معرفی کنه؛

01:07.560 --> 01:09.900
‫ادای احترامی به میراث مادربزرگش.

01:09.940 --> 01:13.280
‫و همه اینا رو مدیون سخاوت یه آدم خیلی معروفیم...

01:13.320 --> 01:15.610
‫یه آدم مشهور...

01:15.650 --> 01:17.490
‫ری مشهور!

01:17.530 --> 01:18.780
‫خب، امم... کریسمس مبارک.

01:18.820 --> 01:21.370
‫و برای جشن گرفتن افتتاحیه بزرگمون،

01:21.410 --> 01:23.750
‫می‌خوام شخصاً از همه‌تون دعوت کنم شرکت کنین

01:23.790 --> 01:26.960
‫توی مرحله رأی‌گیری آنلاین اولین مسابقه‌مون

01:27.000 --> 01:29.080
‫با موضوع کریسمس.

01:29.130 --> 01:32.090
‫اثر برنده روی یه کارت کریسمس چاپ میشه

01:32.130 --> 01:34.630
‫که توی همه فروشگاه‌های فلچرز گروو فروخته میشه،

01:34.670 --> 01:36.130
‫از جمله فروشگاه خودم:

01:36.170 --> 01:39.140
‫فروشگاه بزرگ مبلمان فیمس ری!

01:39.180 --> 01:43.895
‫- بروک اونجاست. بهت نگفت چی می‌خواد؟
‫- فقط گفت سورپرایزه و قراره عاشقش بشم.

01:43.937 --> 01:45.605
‫هی بروک، اینجا چه خبره؟

01:45.647 --> 01:47.816
‫تو هم توی مسابقه شرکت می‌کنی؟

01:47.857 --> 01:50.109
‫چرا که نه؟ دانشگاه نقاشی می‌کردم.

01:50.151 --> 01:54.656
‫فرم بدن انسان رو هم جذاب می‌دونم هم چندش‌آور.

01:54.697 --> 01:56.449
‫که می‌رسوندم به تو، جون.

01:56.491 --> 01:57.534
‫ببخشید؟

01:57.575 --> 01:59.077
‫می‌خوام مدل من باشی.

01:59.118 --> 02:02.038
‫خانم کلاوس سوژه بی‌نقصیه‌

02:02.080 --> 02:04.165
‫برای یه مسابقه هنری با موضوع کریسمس.

02:04.207 --> 02:07.669
‫- چی؟ چرا من؟
‫- اوه، خب...

02:07.710 --> 02:11.047
‫چون دقیقاً همون ظاهری رو داری که دنبالش می‌گردم.

02:11.089 --> 02:13.007
‫و چون قابل‌اعتمادی.

02:13.049 --> 02:14.342
‫بهت برنخوره، امیلی.

02:14.384 --> 02:15.844
‫- وای.
‫- نه، اصلاً.

02:15.885 --> 02:19.013
‫- بروک، من واقعاً نمی‌خوام...
‫- اوه، قرمز رنگ توئه!

02:19.055 --> 02:21.891
‫حالا صاف بنشین دختر، چون قراره

02:21.933 --> 02:23.101
‫تاریخ کارت‌های کریسمس رو بسازیم!

02:23.143 --> 02:26.062
‫باشه، فقط...

02:26.104 --> 02:28.314
‫یه دین بهم داری، و سعی کن زود تمومش کنی.

02:29.774 --> 02:32.026
‫باید برم مغازه رو باز کنم، ولی خب... موفق باشی.

02:32.068 --> 02:33.945
‫عالیه!

02:33.987 --> 02:35.280
‫می‌ترسم.

02:35.800 --> 02:41.800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:42.160 --> 02:43.320
‫هی سم.

02:43.370 --> 02:44.700
‫اوه امیلی.

02:44.740 --> 02:46.410
‫نمی‌دونی چقدر خوبه که

02:46.450 --> 02:48.330
‫وایولت برگشته به میسلتو.

02:48.370 --> 02:49.960
‫البته برای من زیاد خوب نیست.

02:50.000 --> 02:52.750
‫توی تعطیلات یه پیشخدمت کم دارم.

02:52.790 --> 02:54.500
‫ببخشید سو!

02:54.540 --> 02:55.710
‫خودشه!

02:55.750 --> 02:57.210
!هاهاها

02:57.260 --> 02:59.630
‫اوه! چطوری؟

02:59.670 --> 03:01.630
‫- چه خوب می‌بینمت رفیق!
‫- همچنین، همکار!

03:01.680 --> 03:03.600
‫- امیلی، این رید دانلیه، استاد من

03:03.640 --> 03:05.100
‫و اولین همکارم توی پلیس.

03:05.140 --> 03:06.720
‫- جدی؟!
‫- آره، آره، آره!

03:06.760 --> 03:10.390
‫اون موقع سمی یه جوون تازه‌نفس بود که تازه از آکادمی اومده بود بیرون.

03:10.440 --> 03:11.520
‫حالا خودتو نگاه کن!

03:13.150 --> 03:16.696
‫- می‌ذارم شما دو تا گپ بزنید. از آشنایی‌تون خوشحالم، رید.
‫- اوه، باعث افتخاره.

03:16.738 --> 03:17.697
‫خداحافظ سمی.

03:17.739 --> 03:18.990
‫به نظر آدم خوبی میاد.

03:19.032 --> 03:20.950
‫- خیلی خوبه می‌بینمت.
‫- ممنون رفیق.

03:20.992 --> 03:23.912
‫- چی‌کار می‌کنی اینجا؟
‫- اوه، یه مأموریت حفاظتیه.

03:23.953 --> 03:27.540
‫ترجیح می‌دادم یه جایی کنار ساحل مای تای بخورم، ولی...

03:27.582 --> 03:29.876
‫کلیه‌های داغونم حسابی زده توی ذوق

03:29.918 --> 03:31.461
‫برنامه‌های بازنشستگی‌ام.

03:31.502 --> 03:32.921
‫دیالیز ارزان نیست.

03:32.962 --> 03:34.422
‫متأسفم که این رو می‌شنوم.

03:34.464 --> 03:36.966
‫اشکالی نداره. یه لطفی بکن و به کسی نگو، باشه؟

03:37.008 --> 03:38.718
‫فقط به چند تا دوست نزدیک گفتم.

03:38.760 --> 03:42.222
‫دنبال دلسوزی نیستم، ولی یه نفر کمکی لازم دارم.

03:42.263 --> 03:43.723
‫چه کاریه؟

03:43.765 --> 03:45.433
‫نگهبانی از یه مشت تابلو

03:45.475 --> 03:47.477
‫برای حراجی اون‌طرف وایت راک.

03:47.518 --> 03:50.313
‫یعنی تنهایی هم می‌تونم انجامش بدم،

03:50.355 --> 03:51.814
‫ولی احتمالاً تا صبح طول می‌کشه،

03:51.856 --> 03:53.858
‫و دیگه مثل قبل جون ندارم.

03:53.900 --> 03:54.901
‫دستمزدش نقدیه.

03:54.943 --> 03:56.527
‫بدم میاد بهت نه بگم،

03:56.569 --> 03:58.446
‫ولی وایولت به‌زودی برای کریسمس با مامانش می‌ره

03:58.488 --> 04:01.658
‫و می‌خوام تا می‌تونم باهاش وقت بگذرونم.

04:01.699 --> 04:05.411
‫- معلومه، بی‌خیالش، فراموشش کن.
‫- خانواده همیشه اولویته. یه نفر دیگه رو می‌شناسم که ازش بخوام.

04:05.453 --> 04:06.788
‫- باشه.
‫- ولی خیلی خوب شد دیدمت.

04:06.829 --> 04:07.914
‫بیا، قهوه با من.

04:07.956 --> 04:09.248
‫ممنون. قهوه عالیه.

04:09.290 --> 04:10.583
‫ناهار بهتر بود، ولی...

04:14.000 --> 04:21.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:25.970 --> 04:26.890
‫دیر کردی.

04:28.260 --> 04:29.720
‫یه ساعت پیش منتظرت بودم.

04:43.190 --> 04:45.360
‫- رید؟
‫هی رفیق؟

04:45.410 --> 04:47.030
‫از اینکه دیروز بهت نه گفتم عذاب وجدان گرفتم،

04:47.070 --> 04:48.870
‫برای همین برات صبحونه آوردم.

05:02.800 --> 05:04.800
‫هی رید، سر کار خوابیدن ممنوعه رفیق!

05:07.140 --> 05:09.390
‫رید! رید!
‫رید، رید، رید، رید!

05:09.430 --> 05:11.060
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

05:34.410 --> 05:37.870
‫من عاشق اینم که مامان مجرد دو تا فسقلی پشمالوام،

05:37.920 --> 05:40.040
‫ولی این معنیش این نیست که بعضی وقت‌ها تنها نمی‌شم،

05:40.080 --> 05:41.920
‫معمولاً حوالی تعطیلات.

05:41.960 --> 05:44.260
‫داداشت تحویلت نمی‌گرفت؟

05:44.300 --> 05:46.590
‫یهم توجه می‌خوای؟

05:46.630 --> 05:49.090
‫اوه آره، منم یهم توجه می‌خوام.

05:51.850 --> 05:53.390
‫رابطه‌های من عادت دارن

05:53.430 --> 05:55.390
‫خیلی کم و با فاصله باشن.

05:55.430 --> 05:56.770
‫این هم جزو تبعاتشه‌

05:56.810 --> 05:59.100
‫وقتی یه زندگی مثل زندگی من داشته باشی.

05:59.150 --> 06:02.020
‫البته یه زمانی بود، قبل از اینکه

06:02.070 --> 06:05.280
‫این سابقه طولانی تصمیم‌های مشکوکم شروع بشه...

06:05.320 --> 06:09.360
‫که مطمئن بودم اولین تجربه‌ام از عشق تا ابد می‌مونه.

06:09.410 --> 06:10.530
‫حدس بزن کیه؟

06:10.570 --> 06:12.450
‫- آرون!
‫یواشکی از پشت سرم نیا!

06:12.490 --> 06:14.120
‫- ببخشید.
‫نتونستم صبر کنم بهت بگم.

06:14.160 --> 06:15.830
‫تعطیلات کریسمس رو با تو می‌گذرونم.

06:15.875 --> 06:19.545
‫- اوه، خیلی خوبه که تنها نیستم، ولی...
‫چرا؟

06:19.587 --> 06:21.297
‫- پدر و مادرم لحظه آخری تصمیم گرفتن کریسمس رو

06:21.339 --> 06:23.382
‫توی یه سفر دریایی توی ساحل اقیانوس آرام با دوستاشون بگذرونن.

06:23.424 --> 06:24.592
‫متأسفم.

06:24.634 --> 06:25.718
‫من نیستم.

06:25.760 --> 06:27.011
‫کریسمس بدون برف؟

06:27.053 --> 06:28.221
‫نه، ممنون.

06:28.262 --> 06:30.098
‫کاملاً موافقم.

06:30.139 --> 06:32.058
‫گفتم از سر راهم برو کنار!

06:32.100 --> 06:33.392
‫هوو!

06:33.434 --> 06:36.187
‫- زیه واقعاً عوضیه و هیچ‌وقت هم به دردسر نمی‌افته.

06:36.229 --> 06:37.688
‫- وقتی بابات سناتور ایالتیه،

06:37.730 --> 06:39.107
‫هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.

06:39.148 --> 06:40.942
‫- اگه معلم‌ها نمی‌خوان کاری بکنن،

06:40.983 --> 06:42.401
‫پس... شاید خودمون باید بکنیم.

06:44.520 --> 06:46.320
‫دوست داری توی تعطیلات کریسمس روی یه پروژه کوچیه

06:46.360 --> 06:47.650
‫با من کار کنی؟

06:54.080 --> 06:56.660
‫وای، اینا خیلی قشنگن.

06:56.700 --> 06:59.290
‫- ممنون که باز کردی، وای. اصلاً حواسم به زمان نبود.

06:59.330 --> 07:01.120
‫- من واسه همین هم اینجام.
‫- این‌ها چیه‌؟

07:01.170 --> 07:03.670
‫- با پایپر آشنا شو. یه هنرمند محلیه.

07:03.710 --> 07:06.630
‫- اوه، خب، نمی‌دونم اصلاً بشه به من گفت هنرمند.

07:06.670 --> 07:09.010
‫- خودت رو دست‌کم نگیر. این‌ها...

07:09.050 --> 07:10.430
‫این‌ها فوق‌العاده‌ان.

07:10.470 --> 07:12.680
‫- راستش داشتم نمونه‌کارهام رو می‌بردم کتاب‌فروشی،

07:12.720 --> 07:14.800
‫که گفتم یه سر هم اینجا بیام.

07:14.850 --> 07:16.140
‫دنبال یه کم الهام می‌گردم

07:16.180 --> 07:17.470
‫برای نقاشی بعدیم.

07:17.520 --> 07:19.430
‫- توی مسابقه هنری کریسمس شرکت کرده.

07:19.480 --> 07:20.730
‫عالیه.

07:20.770 --> 07:22.770
‫واقعاً می‌گم، استعداد خاصی داری.

07:22.810 --> 07:24.190
‫ممنون.

07:24.230 --> 07:26.860
‫- خب، دیگه باید برم. نباید دیر کنم.

07:26.900 --> 07:28.650
‫- خب توی کتاب‌فروشی چه خبره؟

07:28.690 --> 07:30.990
‫- مویرا ولز جلسه امضای کتاب داره.

07:31.030 --> 07:32.240
‫طرفدار پروپاقرصشم.

07:32.280 --> 07:34.490
‫- جالب به نظر میاد! شاید منم سر بزنم.

07:34.530 --> 07:35.450
‫حتماً بیا.

07:37.330 --> 07:38.370
‫باشه، کریسمس مبارک.

07:38.410 --> 07:40.910
‫خداحافظ!
‫کریسمس مبارک.

07:40.960 --> 07:43.830
‫- نگو تو هم طرفدار مویرا ولزی.

07:43.880 --> 07:46.840
‫- نه، نه، ولی هرچی بیشتر درباره مادربزرگش می‌خونم،

07:46.880 --> 07:48.130
‫بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرم.

07:48.170 --> 07:49.880
‫می‌تونی تصور کنی کل عمرت رو

07:49.920 --> 07:51.670
‫بدون اینکه حتی یه عکس ازت گرفته بشه بگذرونی؟

07:51.720 --> 07:53.680
‫- خب، اون قبل از اینکه گوشی‌های دوربین‌دار اختراع بشه مُرد.

07:53.720 --> 07:54.840
‫حرفت درسته.

07:54.890 --> 07:56.180
‫با این حال، آنجلا ولز

07:56.220 --> 07:58.220
‫احتمالاً می‌تونه چند تا چیز به من یاد بده درباره

07:58.260 --> 07:59.600
‫اینکه چطور زیر رادار بمونم.

07:59.640 --> 08:02.100
‫- نمی‌خوای کتت رو دربیاری، یا...؟

08:02.140 --> 08:04.980
‫- می‌دونی که نمی‌تونم جلوی خودم رو برای امضای کتاب بگیرم...!

08:06.310 --> 08:07.730
‫اگه شلوغ شد بهم زنگ بزن!

08:07.770 --> 08:09.030
‫- اوهوم.

08:09.070 --> 08:09.980
‫تو بهترینی!

08:12.490 --> 08:13.860
‫ممنون.

08:13.910 --> 08:15.780
‫پزشکی قانونی بود.

08:15.820 --> 08:18.330
‫تأیید کرد گلوله‌ای که دوستت رو کشت،

08:18.370 --> 08:19.660
‫از اسلحه خودش شلیک شده.

08:19.700 --> 08:21.790
‫- اون یه پلیس بازنشسته‌ست.
‫- می‌دونم.

08:21.830 --> 08:24.080
‫ببین، خوشحال می‌شم در جریان نگهت دارم ویلنر،

08:24.120 --> 08:25.920
‫ولی این جرم توی حوزه وایت راکه.

08:25.960 --> 08:28.090
‫- می‌دونم خارج از حوزه قضایی خودمم.

08:28.130 --> 08:29.550
‫پرونده مال توئه، کارآگاه...؟

08:29.590 --> 08:31.130
‫- میدوز. مایه میدوز.

08:31.170 --> 08:34.130
‫- رید گفت کارش مراقبت از چند تا اثر هنریه؟

08:34.180 --> 08:36.930
‫- آره، یه گوشه‌نشین پولدار از نیویورک مرده

08:36.970 --> 08:39.220
‫و کلکسیون خصوصیش رو آوردن اینجا تا حراجش کنن.

08:39.260 --> 08:40.680
‫خب، بیشترش رو.

08:40.720 --> 08:42.850
‫بعضی از آثار دارن می‌رن یه گالری

08:42.890 --> 08:44.190
‫سمت شما،

08:44.230 --> 08:45.480
‫بخشی از نمایشگاه آنجلا ولز.

08:45.520 --> 08:46.980
‫چیزی دزدیده شده؟

08:47.020 --> 08:49.150
‫- فهرست رو با حراجی چک کردم.

08:49.190 --> 08:51.230
‫ظاهراً همه آثار هنری سر جاشون هستند.

08:51.280 --> 08:53.280
‫هیچ نشونه‌ای از دستکاری نیست.

08:53.320 --> 08:54.900
‫خب، این باید تأیید بشه.

08:56.200 --> 08:58.740
‫بعد از مرگ پدر و مادرخوانده‌ام،

08:58.780 --> 09:00.870
‫احساس کردم باید مادر واقعیم رو پیدا کنم،

09:00.910 --> 09:03.660
‫که منجر شد به این کشف که زندگیم رو عوض کرد:

09:03.700 --> 09:07.500
‫اینکه آنجلا ولز در واقع مادربزرگ من بوده.

09:07.540 --> 09:09.590
‫این... این...

09:09.630 --> 09:11.630
‫برای من... امم...

09:11.670 --> 09:15.720
‫افتخاره، شاید حتی رسالتم باشه،

09:15.760 --> 09:20.010
‫که بالاخره داستان باورنکردنیش رو با دنیا به اشتراک بذارم.

09:21.470 --> 09:23.390
‫و با اینکه من رو مرعوب...

09:23.430 --> 09:25.850
‫- جمعیت حسابی زیاده، نوآ.
‫- باید به داداشم حق داد.

09:25.890 --> 09:27.810
‫ایده آوردن برنامه‌های زنده مال اون بود.

09:27.850 --> 09:29.480
‫- حیف که فرد نتوانست بیاد.

09:29.520 --> 09:30.980
‫فکر نکنم ناراحت باشه.

09:31.020 --> 09:32.610
‫همیشه آرزوش بوده کریسمس رو بگذرونه

09:32.650 --> 09:34.400
‫توی لندن با مورگان.

09:34.440 --> 09:37.910
‫با ساعت‌ها تحقیق و صحبت‌های طولانی

09:37.950 --> 09:40.580
‫با مادر واقعیم، دختر آنجلا،

09:40.620 --> 09:44.450
‫فهمیدم آنجلا چهره‌ای محبوب و محترم

09:44.500 --> 09:46.080
‫توی جامعه هنری بوده.

09:46.120 --> 09:49.880
‫آنجلا عاشق کارش بود.

09:49.920 --> 09:52.040
‫با اینکه واقعاً یه هنرمند گرسنه بود.

09:52.090 --> 09:54.670
‫حتی پول خرید وسایل نقاشی درست و حسابی رو نداشت،

09:54.710 --> 09:57.130
‫برای همین قلم‌موهاش رو خودش می‌ساخت

09:57.170 --> 09:59.760
‫از نوک موهاش که کوتاه می‌کرد.

09:59.807 --> 10:02.143
‫چند تا از اون قلم‌موهای اصلی به نمایش درمیاد

10:02.180 --> 10:04.850
‫توی نمایشگاه آنجلا ولز که چند روز دیگه باز میشه.

10:04.890 --> 10:05.770
‫مشکلی پیش اومده؟

10:07.100 --> 10:07.980
‫چیزی نیست.

10:10.020 --> 10:11.190
‫این که نشونه خوبی نیست.

10:15.110 --> 10:17.190
‫- ببخشید. من... باید برنامه رو عقب بیندازم.

10:17.240 --> 10:19.360
‫یه مسئله اجتناب‌ناپذیر پیش اومده.

10:19.410 --> 10:21.660
‫- اوه، اشکالی نداره مویرا. یه وقت دیگه هماهنگ می‌کنیم.

10:33.130 --> 10:34.590
‫فقط لازمه تأیید کنی

10:34.630 --> 10:36.380
‫این همون پرتره آنجلا ولزه.

10:37.720 --> 10:39.510
‫خودشه.

10:39.550 --> 10:40.430
‫خدا رو شکر سالمه.

10:42.800 --> 10:44.760
‫هی، اون روی زمین چیه؟

10:44.810 --> 10:46.180
‫کنار جعبه.

10:46.220 --> 10:48.230
‫انگار یه تکه پارچه‌ست.

10:48.270 --> 10:50.940
‫هی، میشه این رو بذارین توی کیسه شواهد، لطفاً؟

10:54.570 --> 10:55.940
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتید، خانم ولز.

11:03.820 --> 11:05.450
‫ببخشید این‌قدر طول کشید.

11:05.490 --> 11:07.160
‫چرا هیچ‌وقت نمی‌تونم برم کتاب‌فروشی

11:07.200 --> 11:08.330
‫و با کتاب برنگردم؟

11:08.370 --> 11:09.290
‫یه بیماریه.

11:11.212 --> 11:12.129
‫خوبی؟

11:13.330 --> 11:14.920
‫بابام زنگ زد.

11:14.960 --> 11:17.250
‫امم... یکی از دوست‌های قدیمی پلیسش کشته شده.

11:18.590 --> 11:19.510
‫چی؟

11:21.050 --> 11:22.800
‫خیلی وحشتناکه.

11:22.840 --> 11:24.300
‫حسابی به‌هم ریخته.

11:24.350 --> 11:26.060
‫قدیما همکار هم بودن.

11:26.100 --> 11:27.720
‫صبر کن...

11:27.770 --> 11:29.140
‫اسمش رید بود؟

11:29.180 --> 11:30.640
‫- آره.
‫از کجا فهمیدی؟

11:41.150 --> 11:42.280
‫بیا تو.

11:42.320 --> 11:44.700
‫هی.

11:46.280 --> 11:47.870
‫وایولت همین الان درباره رید بهم گفت.

11:49.410 --> 11:51.830
‫فقط خواستم ببینم حالت خوبه یا نه.

11:51.870 --> 11:55.250
‫- ازم کمک خواست و من گفتم نه.

11:55.290 --> 11:56.290
‫اگه اونجا بودم...

11:56.340 --> 11:57.750
‫این کار رو با خودت نکن.

11:59.800 --> 12:00.880
‫مظنونی دارین؟

12:00.920 --> 12:02.430
‫هنوز نه.

12:02.470 --> 12:04.680
‫یکی سیم دوربین امنیتی حراجی رو قطع کرده،

12:04.720 --> 12:06.720
‫برای همین داشتم تصاویر بقیه دوربین‌های اون حوالی رو می‌دیدم

12:06.760 --> 12:09.350
‫و فکر کردم اگه...

12:10.430 --> 12:11.310
‫این چیه‌؟

12:14.100 --> 12:15.100
‫چی؟

12:19.280 --> 12:22.740
‫صبر کن... دیروز توی فضای هنری بود.

12:22.780 --> 12:24.780
‫- پس نصف شب اون دوروبر حراجی چیکار می‌کرده

12:24.820 --> 12:26.530
‫توی وایت راک، ساعت ۱۱:۳۰ دیشب؟

12:35.580 --> 12:37.460
‫- بابا بی‌خیال، من کسی رو نکشتم.

12:37.500 --> 12:38.710
‫ببین، من فقط یه اینفلوئنسر هنریم.

12:38.750 --> 12:41.090
‫- که اتفاقی داشته کمتر از یه بلوک دورتر

12:41.130 --> 12:43.420
‫از جایی که یه نفر کشته شده می‌چرخیده،

12:43.470 --> 12:45.010
‫وقتی داشته از یه کامیون پر از آثار هنری مراقبت می‌کرده.

12:45.050 --> 12:46.470
‫- باشه، قبول. دارم همکاری می‌کنم، باشه؟

12:47.890 --> 12:50.180
‫یکی از دوستام توی حراجی یه خبر بهم داد

12:50.220 --> 12:51.850
‫که آثار هنری همون شب می‌رسن.

12:51.890 --> 12:54.020
‫می‌خواستم فالوئرهام یه نگاه اختصاصی بندازن

12:54.060 --> 12:55.640
‫به پرتره آنجلا ولز.

12:55.690 --> 12:57.440
‫فکر کردم شاید بتونم نگهبان‌ها رو راضی کنم

12:57.480 --> 12:58.520
‫یه پیش‌نمایش بهم بدن.

12:58.560 --> 13:00.070
‫معلوم شد طرفدارم نیستن.

13:00.110 --> 13:02.190
‫- کوتاه نیومدن.
‫- پس باهاش درگیر شدی.

13:02.230 --> 13:04.150
‫- شوخی می‌کنی؟ اسلحه داشت. من... رفتم.

13:04.200 --> 13:05.570
‫همین بود، باشه؟

13:05.610 --> 13:06.450
‫چی...؟

13:10.200 --> 13:11.120
‫میدوز.

13:12.370 --> 13:13.620
‫باید باهات حرف بزنم.

13:20.508 --> 13:23.969
‫- چرا بدون اجازه من یه مظنون رو توی پرونده‌ام آوردی؟

13:24.011 --> 13:26.138
‫همکاری بین‌بخشی.

13:26.180 --> 13:28.766
‫ببین، باید توی این پرونده باشم. رید دوستم بود.

13:29.890 --> 13:32.260
‫- می‌فهمم، واقعاً می‌فهمم.

13:32.310 --> 13:33.970
‫ولی زیادی به این پرونده نزدیکی ویلنر،

13:34.020 --> 13:35.140
‫و دقیقاً همین‌جاست که اشتباه پیش میاد.

13:35.180 --> 13:36.690
‫چه اشتباهی؟!

13:36.730 --> 13:38.480
‫- اینکه بدون مدرک بیشتر بری سراغ یه تولیدکننه محتوا.

13:38.520 --> 13:40.360
‫الان کل شبکه‌های اجتماعی پر میشه از این ماجرا.

13:40.400 --> 13:41.690
‫- باشه، شاید عجله کردم...

13:41.730 --> 13:44.110
‫- اما نداره! از روی لطف در جریان نگهت داشتم.

13:44.150 --> 13:45.440
‫از این به بعد دیگه خبری نیست.

13:45.490 --> 13:47.490
‫این پرونده وایت راکه، و اگه دوباره

13:47.530 --> 13:48.660
‫توی تحقیقات من دخالت کنی،

13:48.700 --> 13:50.450
‫مجبور میشم گزارشت کنم.

13:50.490 --> 13:51.370
‫فهمیدی؟

14:04.210 --> 14:06.670
‫این‌قدر درگیر کار و سم بودم

14:06.720 --> 14:08.300
‫و تعطیلاتی که نزدیکه،

14:08.340 --> 14:10.760
‫که این چند هفته تقریباً اصلاً به کایمرا فکر نکردم.

14:10.800 --> 14:12.760
‫نمی‌تونم خطر کنم و بی‌خیال بشم،

14:12.810 --> 14:14.520
‫حتی اگه یه‌جورایی حس کنم

14:14.560 --> 14:16.520
‫فقط دارم بدبینی خودم رو تغذیه می‌کنم.

14:19.980 --> 14:22.610
‫خب وایولت، تو و کایل...

14:22.650 --> 14:24.320
‫اولین کریسمستون به عنوان یه زوج؟

14:24.360 --> 14:25.690
‫برنامه‌ای دارین؟

14:25.730 --> 14:29.994
‫- از دو سر کشور برای هم ایموجی بابانوئل و کادو می‌فرستیم.

14:30.035 --> 14:31.370
‫با خانواده‌اش می‌ره سفر.

14:31.412 --> 14:33.497
‫آخ، متأسفم.

14:33.539 --> 14:36.000
‫- راستش من هیچ‌وقت کریسمس دوست‌پسر نداشتم،

14:36.041 --> 14:38.919
‫و حالا که دارم، نمی‌تونم حضوری ببینمش.

14:38.961 --> 14:40.879
‫انگار دقیقاً برعکس یه معجزه کریسمسیه.

14:42.047 --> 14:43.549
‫هی وای.

14:43.591 --> 14:46.010
‫- فکر کردم یه کم هات‌چاکلت وسط روز بدت نمیاد.

14:46.051 --> 14:47.595
‫- درست فکر کردی، ممنون.

14:47.636 --> 14:49.555
‫این رو از دست نده!

14:49.597 --> 14:51.056
‫- اوه، اگه فکر می‌کنی این چیز خاصیه،

14:51.098 --> 14:53.350
‫صبر کن هدیه کریسمسی که برات گرفتم رو ببینی.

14:53.392 --> 14:55.477
‫فقط می‌تونم بگم آماده باش شگفت‌زده بشی.

14:55.519 --> 14:58.355
‫اوه، چه خوب شد،

14:58.397 --> 15:01.233
‫چون منم یه هدیه کریسمس خیلی خفن برات گرفتم.

15:01.275 --> 15:02.443
‫- اوه، جدی؟ باشه.

15:02.484 --> 15:04.737
‫- آره، پس... خودت رو آماده کن.

15:04.778 --> 15:07.448
‫- نه، تو خودت رو آماده کن.
‫- تو بیشتر آماده شو!

15:07.489 --> 15:10.951
‫آهان، یادم رفته بود عشق جو,نی چقدر می‌تونه روی اعصاب باشه.

15:10.993 --> 15:13.287
‫- هدیه‌ام رو درست قبل از اینکه برای تعطیلات برم بهت میدم

15:13.329 --> 15:15.581
‫که یه چیزی داشته باشی من رو یادت بندازه، باشه؟

15:15.623 --> 15:16.540
‫- خداحافظ امیلی.
‫- بعداً می‌بینمت.

15:18.751 --> 15:20.544
‫خب...

15:20.586 --> 15:23.047
‫این هدیه کریسمسی فوق‌العاده خاص که برای کایل داری چیه‌؟

15:24.882 --> 15:26.342
‫وقتی پیداش کردم بهت می‌گم.

15:33.720 --> 15:36.470
‫- هی سم، وایولت رو از دست دادی.

15:36.510 --> 15:39.020
‫- اوه، بذار حدس بزنم... کایل؟

15:39.060 --> 15:40.390
‫خیلی با هم بامزه‌ان.

15:41.810 --> 15:43.400
‫تحقیقات چطور پیش می‌ره؟

15:45.520 --> 15:47.860
‫- تقریباً مطمئنم هریسون کرین یه‌جوری توی ماجرا دست داره،

15:47.900 --> 15:49.990
‫ولی وایت راک روی حوزه‌اش حساس شد و من رو کنار گذاشت.

15:50.030 --> 15:51.530
‫متأسفم که این رو می‌شنوم.

15:53.410 --> 15:56.030
‫- هی، می‌دونی چیه؟ اتفاقاً دارم می‌رم فضای هنری

15:56.080 --> 15:59.200
‫تا گزینه‌های جدید کارت کریسمس رو ببینم.

15:59.240 --> 16:02.710
‫هریسون اونجاست. می‌تونم یه کم برات گوش به زنگ باشم.

16:02.750 --> 16:04.580
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- چشمک می‌زنم.

16:04.630 --> 16:06.090
‫- فقط داری قیافه عجیب درمیاری.

16:06.130 --> 16:07.920
‫- قیافه عجیب نیست، چشمکه.

16:07.960 --> 16:10.340
‫- یعنی این‌طوری چشمک می‌زنی؟
‫- خب تو چطور چشمک می‌زنی؟

16:10.380 --> 16:11.470
‫- دیدی؟ عادی.

16:13.550 --> 16:15.680
‫آخ، دلم برای این تنگ شده بود.

16:15.720 --> 16:17.350
‫- برای چی؟
‫- می‌دونی، همین... همین.

16:21.350 --> 16:24.440
‫- ولی جدی می‌گم، می‌خوام از هریسون دور بمونی.

16:24.480 --> 16:25.900
‫اگه رید رو کشته باشه، خطرناکه.

16:31.860 --> 16:33.240
‫سلام خانم‌ها!

16:33.280 --> 16:35.110
‫اوه! اوه نه، نه، نه، نه، نه!

16:35.160 --> 16:36.870
‫تا رونمایی بزرگ حق نگاه کردن ندارین.

16:36.910 --> 16:38.280
‫ببخشید.

16:38.330 --> 16:41.330
‫- جون، تو خیلی...
‫- هیچی نگو.

16:41.370 --> 16:43.540
‫وای خدای من، این‌قدر تکون نخور!

16:43.580 --> 16:45.870
‫- این تا ابد طول می‌کشه.
‫- آره خب، هنر رو نمیشه عجله‌ای ساخت.

16:45.920 --> 16:47.540
‫کی گفته؟

16:47.580 --> 16:50.000
‫- ظاهراً یه نفر که خیلی وقت اضافه داشته.

16:51.460 --> 16:52.840
‫الان برمی‌گردم.

16:52.880 --> 16:54.510
‫نه، نه، تنهام نذار.

16:54.550 --> 16:56.760
‫- هرچی بیشتر وول بخوری، بیشتر طول می‌کشه.

16:59.220 --> 17:00.350
‫دوباره سلام!

17:00.390 --> 17:01.810
‫انگار الهامت رو پیدا کردی.

17:01.850 --> 17:05.310
‫- سلام! آره، راستش از فروشگاه تو.

17:05.350 --> 17:07.190
‫- اوه، ممنون. باعث افتخاره.

17:07.230 --> 17:08.560
‫سلام به همگی.

17:08.610 --> 17:11.070
‫گفتم یه سر بیام رقبای آینده‌ام رو ببینم.

17:11.110 --> 17:12.610
‫- ببخشید.
‫- آره.

17:12.650 --> 17:13.740
‫مویرا؟

17:13.780 --> 17:14.990
‫مویرا؟

17:15.030 --> 17:17.110
‫سلام، من... من پایپرم. ما توی...

17:17.160 --> 17:18.740
‫درسته، آره.

17:18.780 --> 17:21.950
‫ماه پیش توی افتتاحیه شیکاگو بودی و جلسه امضای کتابم.

17:21.990 --> 17:23.620
‫تعقیبم که نمی‌کنی، نه؟

17:23.660 --> 17:24.910
‫نه، نه، معلومه که نه.

17:24.960 --> 17:26.670
‫امم، فقط اینکه گفته بودی

17:26.710 --> 17:29.000
‫شاید دوست داشته باشی یه نگاهی به کارهام بندازی...

17:29.040 --> 17:30.750
‫- این سفر برنامه‌ام پره، می‌فهمی که؟

17:30.790 --> 17:32.130
‫- معلومه. آره، یه وقت دیگه.

17:32.170 --> 17:33.260
‫- اوهوم.

17:33.300 --> 17:34.880
‫جالبه.

17:34.920 --> 17:37.380
‫مویرا مشخصاً شوخی می‌کرد وقتی به پایپر گفت تعقیبش می‌کنه،

17:37.430 --> 17:39.640
‫ولی اولین واکنشش وقتی دیدش؟

17:39.680 --> 17:41.310
‫اون ترس واقعی بود.

17:41.350 --> 17:43.100
‫پس از چی می‌ترسه؟

17:43.140 --> 17:44.930
‫- ببین کی اینجاست، مویرا ولز بزرگ!

17:44.980 --> 17:46.810
‫- هریسون! شنیدم اومدی شهر.

17:46.850 --> 17:49.610
‫- اوهوم! مگه میشه رونمایی نمایشگاه جدیدت رو از دست بدم!

17:49.650 --> 17:51.770
‫- می‌دونی که عاشقتم.
‫- بیشتر عاشقتم، عزیزم.

17:51.820 --> 17:54.610
‫- چند دقیقه دیگه باید بروم لایو، ولی امم،

17:54.650 --> 17:55.990
‫بهم زنگ بزن برویم یه نوشیدنی بخوریم،

17:56.030 --> 17:57.740
‫اگه اصلا توی این شهر بار خوبی باشه.

17:59.360 --> 18:00.950
‫چرا یه حسی دارم

18:00.990 --> 18:03.490
‫این دو تا اصلاً دل خوشی از هم ندارن؟

18:05.410 --> 18:07.830
‫باورم نمیشه.

18:07.870 --> 18:10.830
‫مویرا ولز و هریسون کرین توی یه اتاق؟

18:10.880 --> 18:12.670
‫شما دو تا خیلی صمیمی به نظر میاین!

18:12.710 --> 18:14.380
‫- خواهش می‌کنم. دو میلیون فالوئر؟

18:14.420 --> 18:15.630
‫بیشتر شبیه دو میلیون ربات پولیه.

18:17.090 --> 18:18.800
‫با این‌همه هیاهویی که دور

18:18.840 --> 18:21.260
‫آنجلا ولز و خودنگاره مرموزش راه افتاده،

18:21.300 --> 18:23.510
‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم و فکر نکنم

18:23.560 --> 18:25.060
‫به قتل رید دانلی ربطی نداشته باشه.

18:27.350 --> 18:28.810
‫- چرا درباره این از من می‌پرسی؟

18:28.850 --> 18:30.650
‫- خب، چون تاریخ شهرت رو خوب می‌دونی،

18:30.690 --> 18:33.020
‫و آنجلا ولز بیشتر عمرش رو اینجا زندگی کرده.

18:33.070 --> 18:34.110
‫باشه، منطقیه.

18:34.150 --> 18:35.690
‫ولی چیز زیادی برای گفتن ندارم.

18:35.730 --> 18:38.320
‫خیلی کم توی جمع ظاهر می‌شد.

18:38.360 --> 18:40.410
‫بیا.

18:40.450 --> 18:42.830
‫شاهکار آنجلا ولز:

18:42.870 --> 18:44.950
‫شب کریسمس در فلچرز گروو.

18:47.540 --> 18:49.920
‫اگه این نقاشی از آتش‌سوزی جان سالم به در نمی‌برد،

18:49.960 --> 18:51.790
‫احتمالاً کاملاً فراموش می‌شد.

18:51.830 --> 18:53.790
‫- خوبه که حالا یه کم شناخته میشه.

18:53.840 --> 18:56.840
‫- موافقم. خودم هم امیدوار بودم بیشتر معرفیش کنم،

18:56.880 --> 18:59.130
‫ولی پیدا کردن اطلاعات درباره زندگیش خیلی سخت بوده.

18:59.170 --> 19:00.800
‫چطور می‌خواستی معرفیش کنی؟

19:00.840 --> 19:02.300
‫باشه...

19:02.340 --> 19:04.510
‫خب، داشتم روی کتاب خودم کار می‌کردم،

19:04.560 --> 19:06.270
‫تاریخچه شهر کوچک‌مون.

19:06.310 --> 19:08.640
‫- جدی؟ عالیه!
‫- آره، ممنون.

19:08.680 --> 19:11.560
‫ولی انگار تحقیق من درباره آنجلا ولز اشتباهه.

19:11.600 --> 19:14.230
‫هرچی پیدا کردم نشان می‌داد هم‌دوره‌ای‌هاش بهش حسادت می‌کردن

19:14.270 --> 19:16.110
‫به استعدادش، ولی طبق گفته مویرا،

19:16.150 --> 19:18.240
‫اون رهبر جامعه هنری محلی بوده.

19:18.280 --> 19:19.900
‫فکر کنم باید ازش تشکر کنم.

19:19.950 --> 19:21.450
‫نجاتم داد از اینکه احمق به نظر بیام.

19:24.530 --> 19:26.700
‫اوه، باشه، باید برم. ولی هی، امم،

19:26.740 --> 19:29.830
‫اگه قول بدم وقتی کتابت اومد یه نسخه بخرم،

19:29.870 --> 19:31.790
‫می‌ذاری یه نگاهی به تحقیقاتت بندازم؟

19:31.830 --> 19:33.130
‫- اولین پیش‌خریدم!

19:33.170 --> 19:34.210
‫قبوله.

19:36.840 --> 19:38.170
‫دو تا قهوه.

19:38.210 --> 19:39.720
‫ممنون.

19:39.760 --> 19:41.300
‫چیز دیگری می‌خواین؟

19:41.340 --> 19:43.390
‫شاید یه چیزی از منوی جدید کریسمس؟

19:43.430 --> 19:47.260
‫- این امم... کنده یول با برف کنارش چیه‌؟

19:47.310 --> 19:48.890
‫- آره، رولت گوشت با پوره سیب‌زمینی.

19:50.930 --> 19:53.150
‫- راستش تقریباً همون منوی قبلیه،

19:53.190 --> 19:56.190
‫فقط اسم‌ها رو عوض کردم که کریسمسی‌تر بشه.

19:56.230 --> 19:57.400
‫فقط همون قهوه.

19:57.440 --> 19:58.780
‫- برای منم همین. ممنون سو.

19:58.820 --> 20:00.900
‫باشه پس، آره.

20:00.940 --> 20:02.490
‫چی توی فکرت می‌گذره؟

20:02.530 --> 20:04.820
‫- به یکی از دوستام توی پزشکی قانونی زنگ زدم

20:04.870 --> 20:07.580
‫و یه نگاهی به گزارش کالبدشکافی رید انداختم.

20:07.620 --> 20:09.200
‫- معلوم شد مدتی بوده درگیر

20:09.240 --> 20:12.330
‫اعتیاد به مسکن به خاطر یه جراحت قدیمی بوده.

20:12.370 --> 20:13.830
‫هیچ ایده‌ای نداشتم.

20:13.870 --> 20:16.380
‫- احتمالاً فکر می‌کرد نگران میشی.

20:16.420 --> 20:19.550
‫- فقط نگران نمی‌شدم، سعی می‌کردم کمکش کنم.

20:19.590 --> 20:20.960
‫جونم رو به اون مدیونم.

20:21.010 --> 20:22.380
‫یعنی چی؟

20:22.420 --> 20:25.180
‫- شاید سه ماه بود وارد پلیس شده بودم.

20:25.220 --> 20:27.260
‫یه گزارش سرقت مسلحانه اومد.

20:27.300 --> 20:30.680
‫ندیدم تیرانداز از پشت داره میاد سمتم.

20:30.720 --> 20:32.350
‫رید من رو هل داد کنار

20:32.390 --> 20:34.520
‫و گلوله‌ای رو خورد که برای من بود.

20:35.850 --> 20:37.900
‫اون جراحت مجبورش کرد زود بازنشسته بشه،

20:37.940 --> 20:40.780
‫ولی حتی یه بار هم درباره‌اش چیزی بهم نگفت.

20:42.400 --> 20:44.990
‫و تنها باری که ازم کمک خواست، ردش کردم.

20:46.110 --> 20:47.280
‫حالا هم دیگه نیست.

20:47.320 --> 20:49.370
‫- نه، تقصیر تو نیست.

20:55.540 --> 20:57.000
‫- دوباره ناامیدش نمی‌کنم.

20:58.880 --> 21:01.090
‫کسی که این کار رو باهاش کرده پیدا می‌کنم.

21:01.130 --> 21:04.010
‫- فکر کردم بهت گفتن از پرونده دور بمونی.

21:04.050 --> 21:04.970
‫گفتن.

21:07.640 --> 21:10.470
‫- به عنوان پلیس، دست و پام کاملاً بسته بود.

21:10.510 --> 21:12.310
‫بود؟

21:12.350 --> 21:13.980
‫یعنی... زمان گذشته؟

21:15.230 --> 21:17.350
‫مرخصی گرفتم.

21:17.400 --> 21:20.190
‫الان رسماً...

21:20.230 --> 21:21.570
‫یه شهروند عادی‌ام.

21:25.000 --> 21:32.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:36.878 --> 21:38.588
‫نوآ درست می‌گه.

21:38.630 --> 21:41.508
‫کتاب مویرا اصلاً با تحقیقات نوآ جور درنمیاد،

21:41.550 --> 21:43.093
‫ولی منابعش معتبر به نظر می‌رسن.

21:43.135 --> 21:46.263
‫ممکنه اشتباه از مویرا باشه؟

21:46.305 --> 21:48.056
‫یا شاید داره حقیقت رو کش میده

21:48.098 --> 21:50.225
‫تا از میراث مادربزرگش محافظت کنه.

21:50.267 --> 21:53.729
‫کنجکاوم بدونم سم با تحقیقاتش به کجا رسیده.

21:53.770 --> 21:56.064
‫کار کردن خارج از چارچوب قانون شاید یه سری کاغذبازی رو حذف کنه،

21:56.106 --> 21:58.567
‫ولی مشکلات خودش رو هم داره.

21:58.608 --> 22:01.236
‫انجام کار اشتباه، حتی با نیت درست،

22:01.278 --> 22:02.821
‫می‌تونه آدم رو بکشونه توی یه سراشیبی خطرناک.

22:05.824 --> 22:08.118
‫این رو ببین. دیتابیس مدرسه

22:08.160 --> 22:09.745
‫با دسترسی مخفی به پرونده همه دانش‌آموزها.

22:09.786 --> 22:11.163
‫کی این کار رو بهت یاد داده؟

22:11.204 --> 22:12.456
‫- خودم یاد گرفتم.

22:12.497 --> 22:14.249
‫- وای، اگه از قبل دانش‌آموز ممتاز نبودم،

22:14.291 --> 22:15.959
‫می‌تونستی با چند تا کلید همه چی رو عوض کنی.

22:16.001 --> 22:18.045
‫- می‌تونم برعکسش رو هم انجام بدم.

22:18.086 --> 22:19.171
‫می‌خوای نمره‌های خودمون رو کم کنی؟

22:19.212 --> 22:20.422
‫نه ما رو.

22:20.464 --> 22:22.215
‫دارم درباره زیک حرف می‌زنم.

22:22.257 --> 22:24.343
‫اوه...

22:24.384 --> 22:28.555
‫- شاید... این Bها رو بکنیم D.

22:30.307 --> 22:32.225
‫- شرط می‌بندم باباش خیلی خوشحال نمیشه.

22:32.267 --> 22:34.436
‫- مطمئنی هیچ‌کس نمی‌تونه ردش رو به ما برسونه؟

22:34.478 --> 22:36.063
‫- محاله. حواسم جمع بود.

22:36.104 --> 22:38.315
‫- باشه، بعدش چی؟
‫- تو بگو.

22:38.356 --> 22:40.358
‫ولی فکر نمی‌کنم باید سراغ کسی بریم

22:40.400 --> 22:41.651
‫که حقش نیست.

22:44.112 --> 22:45.364
‫چی؟

22:45.405 --> 22:46.823
‫فقط اینکه...

22:46.865 --> 22:50.035
‫حتی وقتی شیطونی می‌کنی، بازم به بقیه اهمیت میدی.

22:51.495 --> 22:53.246
‫این یکی از چیزاییه که درباره تو عاشقشم.

22:53.288 --> 22:56.833
‫بقیه‌شون چی‌ان؟

22:56.875 --> 23:00.128
‫- نخند، ولی فکر کنم بودن اینجا با تو...

23:05.175 --> 23:07.135
‫یهی از بهترین کریسمس‌های عمرمه.

23:08.261 --> 23:09.638
‫برای منم همین‌طوره.

23:28.115 --> 23:30.158
‫هوم، انگار نمایشگاه آنجلا ولز طبق برنامه داره پیش می‌ره.

23:33.620 --> 23:35.080
‫صبر کن. اون...؟

23:37.290 --> 23:38.875
‫داری چیکار می‌کنی، سم؟

23:48.635 --> 23:50.262
‫داری چیکار می‌کنی؟

23:50.303 --> 23:51.346
‫هیس...

23:51.388 --> 23:52.889
‫همون‌طور که گفتم، رید رو استخدام کردم،

23:52.931 --> 23:54.850
‫ولی سپردم به خودش هر نیروی اضافه‌ای که لازم داشت

23:54.891 --> 23:55.976
‫استخدام کنه.

23:56.017 --> 23:57.477
‫ولی هیچ اسمی نداری؟

23:57.519 --> 24:00.313
‫- سعی کرد یه نفر به اسم بنی کرش رو بیاره،

24:00.355 --> 24:02.524
‫ولی تجربه درست و حسابی نداشت،

24:02.566 --> 24:04.734
‫برای همین به رید گفتم باید ردش کنه.

24:04.776 --> 24:07.028
‫خوشحال نشد، ولی کاری که گفتم رو کرد.

24:07.070 --> 24:08.989
‫و هیچ‌کس دیگه‌ای نبود؟

24:09.030 --> 24:10.949
‫تا جایی که من می‌دونم، نه.

24:10.991 --> 24:13.160
‫باشه، فعلاً همین.

24:13.201 --> 24:15.120
‫اگه سؤال دیگری داشتیم، در تماسیم.

24:17.831 --> 24:20.625
‫اوه، چه اتلاف وقتی.

24:20.667 --> 24:22.752
‫هر لحظه بیشتر شبیه به یه حمله تصادفی به نظر می‌رسه.

24:31.011 --> 24:32.137
‫ببخشید.

24:32.179 --> 24:34.014
‫نباش. من، امم...

24:34.055 --> 24:36.933
‫عادت ندارم خودم توی گوشه‌های تاریک قایم بشم.

24:36.975 --> 24:38.393
‫با من بمون، بچه.

24:38.435 --> 24:40.103
‫خیلی چیزها دارم یادت بدم.

24:41.188 --> 24:43.023
‫امم...

24:43.064 --> 24:45.025
‫بهتره...

24:45.066 --> 24:47.152
‫قهوه جون رو برسونم دستش قبل از اینکه سرد بشه.

24:47.194 --> 24:49.154
‫- آره، قرار بود وایولت رو توی غذاخوری

24:49.196 --> 24:50.489
‫برای صبحونه ببینم.

24:50.530 --> 24:51.656
‫اون اسم...

24:51.698 --> 24:53.992
‫که مویرا گفت؟ نگهبانه؟

24:54.034 --> 24:55.327
‫بنی کرش.

24:55.368 --> 24:58.079
‫- اگه رید استخدامش کرده و بعد مجبور شده اخراجش کنه،

24:58.121 --> 24:59.915
‫ممکنه بنی خیلی از این قضیه خوشش نیومده باشه.

24:59.956 --> 25:01.374
‫منم داشتم همین فکر رو می‌کردم.

25:02.751 --> 25:04.127
‫همه چی خوبه.

25:04.169 --> 25:06.004
‫باشه، منم دوستت دارم.

25:06.046 --> 25:07.672
‫بذار حدس بزنم...

25:07.714 --> 25:08.632
‫برنامه عوض شد؟

25:10.008 --> 25:11.301
‫- اوهوم، آره.

25:11.343 --> 25:13.970
‫این هزینه داشتن یه بابای پلیسه،

25:14.012 --> 25:16.556
‫حتی اگه فعلاً از نظر فنی پلیس نباشه.

25:16.598 --> 25:19.017
‫- مردایی مثل بابات بلد نیستن وایسن

25:19.059 --> 25:20.352
‫این یه...

25:20.393 --> 25:21.937
‫یه ویژگی قابل‌تحسینه.

25:23.480 --> 25:24.856
‫حالا که حرف مردا شد...

25:24.898 --> 25:27.776
‫هدیه کریسمس بی‌نقص برای یه دوست‌پسر جدید

25:27.817 --> 25:29.152
‫چی می‌تونه باشه؟

25:29.194 --> 25:30.946
‫یه چیز خاص برای یادگاری

25:30.987 --> 25:32.322
‫اولین کریسمسمون به عنوان یه زوج.

25:32.364 --> 25:34.783
‫- خب، سریع‌ترین راه به قلب یه مرد

25:34.824 --> 25:36.535
‫از شکمش می‌گذره.

25:36.576 --> 25:39.287
‫اولین کریسمسم با شوهر شماره یک،

25:39.329 --> 25:41.623
‫یه ضیافت صدف آماده کردم.

25:41.665 --> 25:43.250
‫خیلی رمانتیه بود.

25:43.291 --> 25:45.669
‫- اوه، چه...
‫- تا وقتی سالمونلا شروع شد.

25:45.710 --> 25:48.547
‫اون شب خیلی چیزا درباره هم فهمیدیم.

25:48.588 --> 25:50.298
‫حالا که فکر می‌کنم،

25:50.340 --> 25:52.842
‫ازدواجمون هیچ‌وقت واقعاً از اون شب خوب نشد.

25:52.884 --> 25:55.345
‫- پس... این کار رو نمی‌کنم. عالیه.

25:56.596 --> 25:58.056
‫اهم...

25:58.098 --> 26:00.600
‫نمی‌تونستم نشنوم چه دوراهی‌ای داری، وایولت.

26:00.642 --> 26:02.602
‫اصلاً از کجا پیدات شد؟

26:02.644 --> 26:05.981
‫- هدیه بی‌نقص برای اون آدم مهم زندگیت،

26:06.022 --> 26:08.900
‫هدیه موسیقیه، حرکته.

26:08.942 --> 26:10.527
‫هدیه...

26:11.861 --> 26:13.238
‫رقصه!

26:14.656 --> 26:16.116
‫امم، ببخشید، چی؟

26:16.157 --> 26:18.493
‫- این قراره خوب باشه. خواهشاً یکی فیلم بگیره.

26:21.121 --> 26:24.874
‫- هیچی مثل رقص تفسیری

26:24.916 --> 26:26.334
‫اعتمادبه‌نفس و کاریزما رو نشون نمیده.

26:35.427 --> 26:38.221
‫- باشه، متوجه شدم. ممنون، می‌تونی وایستی.

26:38.263 --> 26:40.682
‫وقتی قطار رقص از ایستگاه راه افتاد،

26:40.724 --> 26:42.058
‫دیگه با تمام سرعت می‌ره جلو!

26:48.648 --> 26:50.650
‫آه!

26:58.825 --> 27:00.493
‫ممنون که قبول کردی این کار رو بکنی.

27:00.535 --> 27:02.412
‫آره، نه، می‌فهمم.

27:02.454 --> 27:04.581
‫- اگه تو باهاش حرف بزنی می‌فهمه پلیسی،

27:04.623 --> 27:06.833
‫و اون وقت ممکنه‌ به میدوز گزارش بشه.

27:06.875 --> 27:09.044
‫- آه، این فقط از روی احتیاطه.

27:09.085 --> 27:12.255
‫فکر نکنم اگه نخوام بتوانه بفهمه پلیسم.

27:12.297 --> 27:14.174
‫- جدی؟ کل حس و حالت می‌گه پلیسی.

27:14.215 --> 27:15.383
‫سر این یکی توافق نداریم.

27:16.509 --> 27:17.677
‫می‌توانیم روش تو رو امتحان کنیم.

27:17.719 --> 27:19.262
‫اوه...

27:19.304 --> 27:21.014
‫باشه، فکر کنم خودشه.

27:21.056 --> 27:21.931
‫گرفتم.

27:34.277 --> 27:35.653
‫ببخشید، بنی؟

27:35.695 --> 27:37.072
‫بنی کرش؟

27:37.113 --> 27:38.573
‫کی می‌پرسه؟

27:38.615 --> 27:41.326
‫- من استخدام‌کننه نیروی امنیتیم. دنبال پر کردن چند تا شیفتم.

27:41.368 --> 27:43.078
‫رید دانلی تو رو معرفی کرده بود...؟

27:43.119 --> 27:44.871
‫البته قبل از این اتفاق.

27:44.913 --> 27:46.498
‫خیلی آدم خوبی بود.

27:46.539 --> 27:47.749
‫خوب می‌شناختیش؟

27:47.791 --> 27:48.958
‫- یه مدت با هم توی سنگر بودیم.

27:49.000 --> 27:49.918
‫ارتش؟

27:51.169 --> 27:53.254
‫- ترک اعتیاد.
‫- آها.

27:53.296 --> 27:56.424
‫- وقتی اومدیم بیرون، هوای هم رو داشتیم،

27:56.466 --> 27:59.886
‫ولی اون خیلی بهتر از خودم هوام رو داشت.

27:59.928 --> 28:02.305
‫- برای همینه که برای اون کار نگهبانی کامیون هنری استخدامت کرد؟

28:04.307 --> 28:05.850
‫گفتی کی هستی، دوباره؟

28:05.892 --> 28:08.019
‫اینجا همه‌مون دوست ریدیم.

28:08.061 --> 28:09.270
‫کدومتون پلیسه؟

28:14.109 --> 28:16.111
‫باشه، ببین.

28:16.152 --> 28:18.405
‫- می‌دونم رید استخدامت کرد و بعد خیلی زود اخراجت کرد.

28:18.446 --> 28:19.906
‫هیچ‌وقت اخراجم نکرد.

28:19.948 --> 28:21.658
‫رید با کارفرمایش حرف زد و اون‌ها گفتن که

28:21.700 --> 28:23.243
‫نظرشون درباره نیروی اضافه عوض شده،

28:23.284 --> 28:25.745
‫ولی رید نگهم داشت و از جیب خودش پولم رو داد.

28:25.787 --> 28:26.871
‫اون همچین آدمی بود.

28:26.913 --> 28:28.748
‫- دیدی چه اتفاقی براش افتاد؟

28:28.790 --> 28:30.750
‫- نه، وقتی حدود نصف‌شب رفتم حال خودش خوب بود،

28:30.792 --> 28:32.961
‫ولی فکر کردم قراره کار رو بهم نده

28:33.002 --> 28:34.379
‫چون نمی‌تونستم بیشتر بمونم،

28:34.421 --> 28:37.799
‫ولی گفت یه دوستی داره که می‌تونه ازش بخواد.

28:37.841 --> 28:40.552
‫- پس، هیچ اتفاق غیرعادی‌ای توی اون شیفت نیفتاد؟

28:40.593 --> 28:41.845
‫یه یارو با کت و شلوار هیپستری

28:41.886 --> 28:43.555
‫سعی کرد با زبان‌بازی بره توی کامیون،

28:43.596 --> 28:45.473
‫- ولی فرستادمش پی کارش.
‫- مطمئنی فقط همین بود؟

28:45.515 --> 28:47.350
‫چون اگه چیزی هست که به پلیس نگفتی،

28:47.392 --> 28:48.768
‫برات بد میشه.

28:48.810 --> 28:50.603
‫از اون بدهایی که کریسمس رو پشت میله‌ها می‌گذرونی.

28:50.645 --> 28:52.605
‫هیچ اتفاق دیگری نیفتاد، باشه؟

28:52.647 --> 28:56.609
‫- ممنون بنی. ببین، فقط رید برامون مهمه.

28:56.651 --> 28:58.611
‫فقط یه کم آرامش خیال می‌خوایم.

28:58.653 --> 29:00.447
‫- می‌فهمم. منم دلم براش تنگ شده.

29:05.952 --> 29:08.621
‫- دیدم اونجا وقتی از زندان گفتی چیکار کردی،

29:08.663 --> 29:10.582
‫می‌خواستی بترسونیش تا یه اشتباهی بکنه.

29:10.623 --> 29:12.250
‫- هیچی از چشمت دور نمی‌مونه، نه؟

29:12.292 --> 29:13.793
‫خب، حالا چی؟

29:13.835 --> 29:15.628
‫صبر می‌کنیم ببینیم جواب داد یا نه.

29:24.429 --> 29:27.015
‫- باورم نمیشه هیچ‌کداممون خوراکی نیاوردیم.

29:27.056 --> 29:28.683
‫برای یه چوب‌شور حاضرم آدم بکشم.

29:28.725 --> 29:30.810
‫این کمینه، پیک‌نیک نیست.

29:30.852 --> 29:33.897
‫- حداقل من رو در جریان پرونده بذار تا بتونم یه کم به درد بخورم.

29:33.938 --> 29:35.315
‫- می‌دونی این خلاف مقرراته.

29:35.356 --> 29:37.942
‫- سم، کل دلیل اینکه مرخصی گرفتی این بود که

29:37.984 --> 29:39.903
‫دیگه قانون و مقرراتی نداشته باشی.

29:39.944 --> 29:42.655
‫- درسته. انگار خیلی بلد نیستم پلیس نباشم، نه؟

29:42.697 --> 29:44.282
‫منم واسه همین اینجام.

29:44.324 --> 29:46.159
‫- فقط یه صاحب معمولی

29:46.201 --> 29:48.495
‫فروشگاه کریسمسی‌ام با ذات کنجکاو

29:48.536 --> 29:49.954
‫و یه عقل درست و حسابی روی شانه‌هاش.

29:51.789 --> 29:53.541
‫- باور نمی‌کنم این‌قدر بی‌تجربه باشی

29:53.583 --> 29:55.460
‫که می‌خوای نشون بدی. بیا.

29:55.502 --> 29:56.753
‫ممنون.

29:56.795 --> 29:58.713
‫- این همه چیزیه که داشتم قبل از اینکه من رو کنار بذارن.

29:58.755 --> 30:01.049
‫چیز زیادی نیست.

30:01.090 --> 30:03.676
‫میدوز انگار مطمئنه قتلش یا تصادفی بوده

30:03.718 --> 30:04.677
‫یا به مشکلات خودش ربط داشته.

30:04.719 --> 30:06.262
‫تو موافق نیستی؟

30:06.304 --> 30:08.723
‫- رید پشت کامیون تیر خورد.

30:08.765 --> 30:10.558
‫یکی می‌خواسته به اون آثار هنری دسترسی پیدا کنه.

30:10.600 --> 30:12.560
‫- و احتمالاً سرقت مسلحانه هم نبوده،

30:12.602 --> 30:15.438
‫وگرنه لازم نبود با اسلحه خود رید بکشنش.

30:17.023 --> 30:18.817
‫این چیه‌؟

30:18.858 --> 30:21.736
‫- یه پارچه که پشت یکی از جعبه‌های توی کامیون پیدا کردم.

30:21.778 --> 30:24.030
‫هنوز مطمئن نیستم به پرونده ربط داشته باشه.

30:25.615 --> 30:27.325
‫اینجا چی داریم؟

30:27.367 --> 30:28.910
‫- چی؟ بی‌خیال بنی.
‫- داری به چی فکر می‌کنی؟

30:28.952 --> 30:30.036
‫بنی، چیزی نیست.

30:30.078 --> 30:31.829
‫- امروز دو نفر اومدند سر کارم!

30:31.871 --> 30:33.414
‫- رفیق...
‫- یهیشون پلیس بود!

30:33.456 --> 30:35.667
‫- این اصلاً شبیه به گفت‌وگوی دوستانه نیست.

30:35.708 --> 30:36.584
‫نه، نیست.

30:38.044 --> 30:41.130
‫می‌دانستم هریسون بیشتر از چیزی که می‌گه توی این ماجرا دست داره.

30:41.172 --> 30:43.174
‫ببین کی پیش هریسونه.

30:43.216 --> 30:44.175
‫مویرا ولز.

30:46.553 --> 30:47.428
‫جالبه.

30:52.433 --> 30:53.852
‫انگار یه سرنخ داریم.

30:56.104 --> 30:57.814
‫امروز خیلی کمک کردی.

30:57.855 --> 30:58.815
‫ممنون.

31:00.233 --> 31:01.526
‫از اینجا به بعد با من.

31:02.902 --> 31:04.654
‫این به معنی عقب کشیدن من نیست.

31:04.696 --> 31:06.489
‫فقط بیشتر کنجکاو شدم

31:06.531 --> 31:08.866
‫مویرا کجای این ماجراست.

31:08.908 --> 31:10.785
‫داره این حس بهم دست میده که اون رازهای بیشتری داره

31:10.827 --> 31:11.911
‫تا حتی مادربزرگش.

31:19.919 --> 31:21.004
‫ممنون.

31:21.045 --> 31:23.006
‫بازم جمعیت عالیه، نوآ.

31:23.047 --> 31:25.383
‫- آره، خوب بلده جمعیت جلب کنه.

31:25.425 --> 31:26.676
‫این یکی رو باید بهش داد.

31:26.718 --> 31:27.594
‫ممنون.

31:29.971 --> 31:31.931
‫میشه برای پایپر امضا کنی؟

31:31.973 --> 31:33.391
‫حتماً.

31:33.433 --> 31:36.352
‫- باید بگم داستانت خیلی بهم انگیزه داده.

31:36.394 --> 31:38.229
‫منم به فرزندی پذیرفته شدم و برای همین واقعاً...

31:38.271 --> 31:39.606
‫خیلی ممنون.

31:41.900 --> 31:43.318
‫ممنون که اومدین.

31:43.359 --> 31:44.819
‫پنج دقیقه استراحت می‌کنم.

31:51.659 --> 31:52.744
‫ببخشید امیلی.

31:54.287 --> 31:55.997
‫ببخشید... عذر می‌خوام.

32:00.043 --> 32:01.377
‫گفتم یه دقیقه وقت لازم دارم.

32:01.419 --> 32:03.004
‫- کتابت رو خوندم.
‫- ممنون؟

32:03.046 --> 32:05.506
‫- قرار نبود بخونمش، چون نمی‌خواستم روی

32:05.548 --> 32:08.968
‫کار خودم تأثیر بذاره، ولی وقتی روایت تو از زندگی آنجلا رو شنیدم،

32:09.010 --> 32:10.970
‫فکر کردم تحقیقات خودم کلاً اشتباه بوده،

32:11.012 --> 32:12.805
‫پس گفتم چرا نخونمش؟

32:12.847 --> 32:14.140
‫می‌خوای به جایی برسی؟

32:15.600 --> 32:18.311
‫- اینجا از اسم کاملش نوشتی

32:18.353 --> 32:21.981
‫آنجلا بت ولز. "بت".

32:22.023 --> 32:24.150
‫که من فقط یه بار قبلاً دیدمش

32:24.192 --> 32:27.153
‫توی یه مجله تاریخ هنر که بیش از ۲۰ سال پیش چاپ شده.

32:27.195 --> 32:29.489
‫- خب که چی؟ آدم خصوصی‌ای بود.

32:29.530 --> 32:31.741
‫- نمی‌فهمی. اون یه اشتباه چاپی بود.

32:31.783 --> 32:33.993
‫توی تحقیقاتم گواهی تولد واقعیش رو پیدا کردم

32:34.035 --> 32:36.913
‫و توی همون تحقیقات فهمیدم اسم وسطش بثه.

32:36.954 --> 32:37.997
‫با تی و اچ.

32:39.415 --> 32:40.833
‫- پس یه اشتباه کوچک چاپی کردم.

32:40.875 --> 32:42.043
‫توی چاپ‌های بعدی درستش می‌کنم.

32:42.085 --> 32:43.711
‫یه واقعیت خیلی ساده رو اشتباه نوشتی.

32:43.753 --> 32:45.296
‫چقدر دیگه از این کتاب اشتباهه؟

32:45.338 --> 32:46.923
‫چه جراتی داری.

32:46.964 --> 32:49.008
‫لازم نیست این حرف‌ها رو از تو تحمل کنم. دارم می‌رم.

32:49.050 --> 32:50.885
‫- باشه، برو. منم همه این کتاب‌ها رو می‌برم

32:50.927 --> 32:51.886
‫به بخش رمان‌ها.

32:54.389 --> 32:56.224
‫- همگی توجه کنید، جلسه امضا همین الان لغو شد.

32:56.265 --> 32:57.600
‫مدیر برنامه‌هام باهاتون تماس می‌گیره.

33:01.187 --> 33:02.772
‫ببخشید.

33:02.814 --> 33:04.691
‫شاید بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم از دایی گلن

33:04.732 --> 33:05.692
‫توی وجودمه.

33:05.733 --> 33:07.235
‫عذرخواهی نکن.

33:07.276 --> 33:09.904
‫هیجان‌انگیزترین جلسه امضای کتابی بود که توی چند سال اخیر رفتم.

33:16.119 --> 33:17.453
‫- هی بابا.
‫- هی دخترم.

33:17.495 --> 33:19.664
‫امیلی رو دیدی؟ جواب تلفنش رو نمیده.

33:19.706 --> 33:22.834
‫- حدود یه ساعت پیش چند دقیقه رفت بیرون.

33:22.875 --> 33:24.377
‫- آه.
‫باشه.

33:24.419 --> 33:27.755
‫- امم، هی، حالا که اینجایی، می‌تونم یه سؤال بپرسم؟

33:27.797 --> 33:28.881
‫درباره تو و مامان.

33:28.923 --> 33:30.550
‫معلومه.

33:30.591 --> 33:32.510
‫- اولین کریسمستون با هم، وقتی هنوز فقط با هم قرار می‌ذاشتین،

33:32.552 --> 33:34.595
‫چیز خاصی براش گرفتی؟

33:34.637 --> 33:36.264
‫جوراب.

33:36.305 --> 33:37.515
‫شوخی می‌کنی.

33:37.557 --> 33:39.058
‫جوراب؟

33:39.100 --> 33:42.812
‫- نه، نه هر جورابی. گرم‌ترین، پشمالوترین

33:42.854 --> 33:45.064
‫و راحت‌ترین جورابی که تونستم پیدا کنم.

33:45.106 --> 33:46.482
‫عاشقش شد.

33:46.524 --> 33:48.317
‫- آها...

33:48.359 --> 33:50.653
‫فکر کنم کم‌کم دارم می‌فهمم چرا رابطه‌تون

33:50.695 --> 33:51.863
‫جواب نداد.

33:54.574 --> 33:56.576
‫- به نظر میاد آب بدنش کمه.

33:56.617 --> 33:58.244
‫سعی کن بهش آب بدی،

33:58.286 --> 34:00.496
‫و اگه باز هم حالش بهتر نشد، دوباره بررسی می‌کنیم.

34:00.538 --> 34:01.456
‫مراقب خودت باش.

34:02.999 --> 34:04.667
‫بروک، تقریباً تمام شد؟

34:04.709 --> 34:07.211
‫- خیلی سریع‌تر پیش می‌رفت اگه دست برمی‌داشتی از اینکه

34:07.253 --> 34:09.672
‫ساعت‌ها همین‌طوری یهویی غیبت می‌زنه.

34:09.714 --> 34:12.008
‫- من وقت ویزیت دارم. بیمارانم بهم نیاز دارن.

34:12.050 --> 34:15.720
‫- الان من بیشتر بهت نیاز دارم، پس بشین بذار کارم رو بکنم.

34:19.390 --> 34:20.767
‫آه!
‫فکرشم نکن!

34:23.436 --> 34:24.854
‫پایپر!

34:24.896 --> 34:27.523
‫قبل از اینکه فرصت کنم سلام کنم، از کتاب‌فروشی رفتی.

34:27.565 --> 34:30.651
‫- اوه، ببخشید. بی‌ادبی شد.
‫- اوه، نه، اصلاً.

34:30.693 --> 34:32.779
‫دیدم مویرا کتابت رو امضا کرد.

34:32.820 --> 34:34.947
‫چیز خوبی برات نوشت؟

34:34.989 --> 34:36.783
‫خب...

34:36.824 --> 34:38.743
‫اون...

34:38.785 --> 34:39.744
‫اسمم رو اشتباه نوشت.

34:42.705 --> 34:44.749
‫شاید بد شنیده...؟

34:44.791 --> 34:47.210
‫حدس بزنید پسرتون برای کریسمس چی گیرش اومده، بچه‌ها؟

34:47.251 --> 34:51.255
‫یه دعوت‌نامه ویژه وی‌آی‌پی برای مهمانی کوکتل گالری

34:51.297 --> 34:54.550
‫که خود مویرا ولز برگزارش می‌کنه و شامل یه پیش‌نمایش هم هست

34:54.592 --> 34:56.427
‫از پرتره آنجلا ولز،

34:56.469 --> 34:58.429
‫یعنی همه شما خل‌وضع‌های هنری اون بیرون

34:58.471 --> 35:00.723
‫همراه من اونجایین وقتی برای اولین بار

35:00.765 --> 35:01.974
‫چهره‌اش رو می‌بینیم!

35:02.016 --> 35:03.559
‫هاها!

35:03.601 --> 35:04.769
‫نباید بدون اجازه سم

35:04.811 --> 35:06.312
‫برم سراغ هریسون،

35:06.354 --> 35:08.689
‫ولی اون همین‌جاست و خب، سابقه طولانی‌ای دارم

35:08.731 --> 35:10.525
‫از انجام کارهایی که نباید انجام بدم.

35:12.735 --> 35:14.862
‫- شما هریسون کرین هستین؟
‫- درسته.

35:14.904 --> 35:16.989
‫- من طرفدار پروپاقرص کانالتونم.

35:17.031 --> 35:17.949
‫شایعه‌ها راستن؟

35:17.990 --> 35:19.450
‫چه شایعه‌ای؟

35:19.492 --> 35:21.160
‫- درباره تو و مویرا ولز، اینکه مثلاً بهترین دوستای همین.

35:21.202 --> 35:23.329
‫شنیدم همه‌جای شهر با هم دیده شدین.

35:23.371 --> 35:25.164
‫- باشه، دیشب با خانم ولز شام خوردم،

35:25.206 --> 35:26.624
‫ولی فقط چون اتفاقی

35:26.666 --> 35:28.126
‫توی یه رستوران بودیم.

35:28.167 --> 35:30.002
‫کل این شهر انگار سه تا رستوران بیشتر نداره.

35:30.044 --> 35:33.005
‫نمی‌خوام طرفدارام فکر کنن نقدهام معامله‌ایه‌.

35:37.176 --> 35:38.678
‫اون پارچه...

35:38.719 --> 35:41.305
‫اخیراً یکی مثلش دیدم. دقیقاً همین رنگه.

35:41.347 --> 35:43.391
‫- هوم، فکر نکنم. این طرح اختصاصی خودمه.

35:43.432 --> 35:45.434
‫دارم فکر می‌کنم توی کانالم بفروشمش.

35:45.476 --> 35:48.771
‫- جدی؟ عجیبه، قسم می‌خوردم دقیقاً یکی بودن.

35:48.813 --> 35:51.065
‫گفتم در فاصله‌ای نزدیک

35:51.107 --> 35:52.275
‫به جسد یه نگهبان مقتول پیدا شده؟

36:00.366 --> 36:01.826
‫نشونم بده.

36:03.870 --> 36:05.997
‫باشه، حالا توضیح بده چطور لنگه‌اش

36:06.038 --> 36:07.164
‫سر از صحنه جرم درآورده.

36:08.833 --> 36:11.878
‫- به نگهبان پول دادم بذاره بروم توی کامیون برای یه نگاه کوتاه.

36:14.380 --> 36:15.798
‫بی‌خیال رفیق، عجله کن.

36:15.840 --> 36:17.175
‫آره، آره.

36:17.216 --> 36:18.676
‫وای.

36:18.718 --> 36:21.053
‫- از پارچه استفاده کردم تا نقاشی در معرض

36:21.095 --> 36:22.847
‫چربی انگشت‌هام قرار نگیره.

36:22.889 --> 36:25.266
‫- با این مزیت اضافه که هیچ اثرانگشتی هم باقی نمی‌گذاشتی.

36:25.308 --> 36:27.018
‫- من... من اصلاً به این فکر نکرده بودم.

36:27.059 --> 36:30.396
‫همون‌طور که مدام می‌گم، من قاتل نیستم.

36:30.438 --> 36:32.481
‫حتماً وقتی نگهبان من رو گرفت پارچه افتاده.

36:32.523 --> 36:33.691
‫چرا گرفتت؟

36:33.733 --> 36:35.776
‫- سعی کردم از نقاشی عکس بگیرم.

36:35.818 --> 36:38.195
‫دید دستم رو بردم سمت گوشی و جلوم رو گرفت.

36:38.237 --> 36:40.656
‫بعد از اون رفتم. کل ماجرا همینه، قسم می‌خورم.

36:40.698 --> 36:42.742
‫- پس چرا دیشب دوباره بنی رو دیدی؟

36:42.783 --> 36:45.161
‫- از کجا درباره...؟
‫- فقط جواب سؤال رو بده.

36:45.202 --> 36:47.788
‫- یه پیام بهم داد گفت فوریه.

36:47.830 --> 36:50.708
‫فکر کردم شاید می‌خواد یه عکس از نقاشی بهم بفروشه،

36:50.750 --> 36:53.419
‫ولی معلوم شد فقط می‌ترسیده لوش بدم

36:53.461 --> 36:56.422
‫که گذاشته برم توی کامیون، که ظاهراً همین الان این کار رو کردم.

36:56.464 --> 36:58.090
‫چه کنایه‌ای.

36:58.132 --> 36:59.634
‫خب، باشه، پس همین بود؟

36:59.675 --> 37:01.510
‫کل این ماجرا فقط برای همین بود؟

37:01.552 --> 37:02.970
‫فقط برای اینکه کلیک بیشتری توی کانالت بگیری؟

37:04.764 --> 37:07.058
‫- اصلاً می‌دونی حفظ کردن تعداد بالای دنبال‌کننده‌ها

37:07.099 --> 37:09.685
‫چقدر سخته؟ شغل بی‌رحمیه.

37:09.727 --> 37:13.397
‫نه، منظورم واقعی نبود. من آدم خشنی نیستم.

37:13.439 --> 37:16.108
‫بدترین بخش این ماجرا اینه که همه مهمون‌های دیگه

37:16.150 --> 37:18.444
‫مهمونی وی‌آی‌پِی مویرا فرصت این رو دارن که

37:18.486 --> 37:20.321
‫قبل از من خبر اختصاصی رو بگیرن.

37:21.781 --> 37:24.659
‫- بد نیست ببینیم کی توی اون مهمونیه.

37:24.700 --> 37:26.619
‫- هی، می‌تونی اسم ما رو هم بذاری توی لیست مهمون‌ها؟

37:26.661 --> 37:27.870
‫شوخی می‌کنی؟

37:27.912 --> 37:29.956
‫مجبور شدم مویرا رو با شام و نوشیدنی رشوه بدم

37:29.997 --> 37:33.626
‫فقط برای اینکه اسم خودم بره توی لیست. شما دو تا خودتون می‌دونید.

37:33.668 --> 37:35.211
‫فکر کنم می‌دونم از کی بخوام.

37:35.253 --> 37:37.546
‫حتماً، مشکلی نیست. یه تماس می‌گیرم.

37:37.588 --> 37:38.923
‫بسپارش به من.

37:38.965 --> 37:40.925
‫- همین؟ فکر کردم یه مراسم اختصاصیه.

37:40.967 --> 37:42.385
‫اوه، اوه، هست.

37:42.426 --> 37:44.303
‫ولی من کسی‌ام که صاحب فضای برگزاری‌ام،

37:44.345 --> 37:46.430
‫و تو هم یکی از باارزش‌ترین مشتری‌هامی.

37:46.472 --> 37:47.682
‫خب، ممنون.

37:47.723 --> 37:49.767
‫برای سم ویلنر هم به یه دعوت‌نامه نیاز دارم.

37:49.809 --> 37:51.727
‫- آه، انجام‌شده بدونش
‫- تو بهترینی، ری.

37:51.769 --> 37:53.062
‫- به خدمات مشتریانم افتخار می‌کنم.

37:53.104 --> 37:54.271
‫امم، تو و سم...؟

37:54.313 --> 37:55.523
‫فقط دوستیم.

37:55.564 --> 37:57.733
‫- به من ربطی نداره. گرفتم، باشه.

37:57.775 --> 38:00.277
‫اعتماد کردن به آدمی مثل ری می‌تونه اشتباه باشه،

38:00.319 --> 38:01.904
‫ولی ارتباطات داره،

38:01.946 --> 38:03.906
‫و من کس دیگری رو اینجا ندارم

38:03.948 --> 38:06.075
‫که برای اطلاعات بهش رجوع کنم.

38:06.117 --> 38:07.952
‫امم، راستی، حالا که اینجام...

38:09.662 --> 38:13.165
‫درباره گروه‌های هکری زیرزمینی چی می‌دونی؟

38:13.207 --> 38:14.834
‫دارم یه کتاب درباره‌شون می‌نویسم.

38:14.875 --> 38:16.419
‫معلومه که می‌نویسی.

38:16.460 --> 38:19.297
‫حالا، گروه خاصی مدنظرت بود؟

38:19.338 --> 38:21.799
‫- نه، بیشتر یه سؤال کلیه.

38:21.841 --> 38:24.719
‫چند تا ازشون رو می‌شناسم: اسپکتر فریم، گروه لازاروس،

38:24.760 --> 38:26.304
‫کایمرا، انانیموس...

38:26.345 --> 38:28.097
‫کایمرا...

38:28.139 --> 38:30.099
‫این دومین باره اخیراً این اسم رو می‌شنوم.

38:30.141 --> 38:32.184
‫تو و سم دارین با هم این کتاب رو می‌نویسین؟

38:33.394 --> 38:34.854
‫امم...

38:34.895 --> 38:36.647
‫سم درباره کایمرا پرسید؟

38:39.400 --> 38:40.443
‫امم...

38:41.944 --> 38:43.779
‫خب، من... اجازه ندارم درباره مشتری‌های دیگه صحبت کنم.

38:43.821 --> 38:45.448
‫پس قبول داری مشتریته؟

38:45.489 --> 38:46.407
‫امم...

38:52.705 --> 38:55.124
‫اگه کایمرا توی رادار سم باشه،

38:55.166 --> 38:57.376
‫پس ممکنه سم هم توی رادار اونا باشه.

38:57.418 --> 39:00.588
‫هیچ ایده‌ای نداره چه خطری رو داره دعوت می‌کنه،

39:00.629 --> 39:02.506
‫نه فقط برای من، برای کل شهر.

39:08.429 --> 39:10.014
‫- هی، ببخشید یه کم دیر کردم. من...

39:13.309 --> 39:14.727
‫وای، تو خیلی، امم...

39:14.769 --> 39:16.312
‫آره، تو هم همین‌طور.

39:18.606 --> 39:19.565
‫امم...

39:20.858 --> 39:22.151
‫اوه، بفرما.

39:22.193 --> 39:23.194
‫ممنون.

39:24.737 --> 39:26.655
‫نمیشه انکار کرد اوضاع بین من و سم

39:26.697 --> 39:30.493
‫داره گرم‌تر میشه، ولی هیچ‌کدومش واقعیه‌؟

39:30.534 --> 39:32.036
‫یا داره اجازه میده نزدیک بشم

39:32.078 --> 39:33.871
‫تا بتونه درباره گذشته‌ام بیشتر بفهمه؟

39:35.331 --> 39:36.665
‫- آماده‌ای؟ باید...

39:36.707 --> 39:38.876
‫- آره، نمی‌خوایم رونمایی بزرگ رو از دست بدیم.

39:40.002 --> 39:41.754
‫- خداحافظ پسرا! منتظرم نمونین

39:59.688 --> 40:01.732
‫امشب ساکتی.

40:01.774 --> 40:03.484
‫فکرم خیلی درگیره.

40:03.526 --> 40:05.277
‫سلام، شما دو تا.

40:05.319 --> 40:06.654
‫- نوآ... تو اینجایی؟

40:06.695 --> 40:08.781
‫- اوه، اون قبل از دعوامون دعوت‌نامه رو برام فرستاده بود.

40:08.823 --> 40:10.866
‫بهت می‌گم یه چیزی درباره اون زن درست نیست،

40:10.908 --> 40:12.952
‫و با خودم گفتم کجا بهتر برای پیدا کردن جواب

40:12.993 --> 40:15.037
‫از رفتن مستقیم توی لونه شیر.

40:15.079 --> 40:16.038
‫ببخشید.

40:18.124 --> 40:19.375
‫اون چی بود؟

40:19.416 --> 40:21.544
‫مویرا، لطفاً منطقی باش.

40:21.585 --> 40:22.962
‫پخش زنده ممنوع.

40:23.003 --> 40:25.214
‫اگه اون گوشی رو بیرون بیاری، اخراجت می‌کنن.

40:28.926 --> 40:31.429
‫میشه توجه همه رو داشته باشم، لطفاً؟

40:31.470 --> 40:34.473
‫یه یادآوری که هیچ عکس یا ضبطی مجاز نیست.

40:34.515 --> 40:36.767
‫- حتی الان هم آنجلا دوست نداره ازش عکس بگیرن.

40:36.809 --> 40:37.893
‫اشتباه نمی‌کنی، ری.

40:39.436 --> 40:43.858
‫- امشب هر کدوم از شما همراهم بزرگداشت هنرمندی رو جشن می‌گیرین

40:43.899 --> 40:46.235
‫که حریم خصوصی رو به شهرت ترجیح می‌داد،

40:46.277 --> 40:49.613
‫که بیشتر آثارش توی زمان و فاجعه گم شد.

40:49.655 --> 40:52.158
‫همه‌تون "شب کریسمس در فلچرز گروو" رو می‌شناسین،

40:52.199 --> 40:56.579
‫ولی این کشف جدید حتی نفس‌گیرتره.

40:56.620 --> 40:59.290
‫دوستان، حالا می‌خوام معرفیتون کنم

40:59.331 --> 41:02.251
‫به یه زن خیلی خاص:

41:02.293 --> 41:04.420
‫مادربزرگم، آنجلا ولز.

41:07.965 --> 41:09.133
‫فوق‌العاده نیست؟

41:14.847 --> 41:16.515
‫هریسون، چی شده؟

41:16.557 --> 41:17.850
‫این نیست.

41:17.892 --> 41:20.269
‫این اون نقاشی‌ای نیست که توی کامیون دیدم.

41:23.000 --> 41:43.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
