WEBVTT

00:01.118 --> 00:03.398
دیشب تو مزرعه
.چالمرز تری" یه حادثه‌ رخ داده"

00:03.423 --> 00:05.380
بهم میگی که کوکی من
مارکوس رو کشته؟

00:05.405 --> 00:07.115
،جون هابل، تو بازداشتی

00:07.140 --> 00:08.642
به اتهام قتل مارکوس دوناوان

00:08.667 --> 00:10.052
،یه تماس اضطراری الان اومده

00:10.077 --> 00:11.824
به نظر میاد گوردون چالمرز
.مسموم شده

00:11.849 --> 00:13.648
کی زنگ زده؟
.یه نفر به اسم امیلی

00:14.172 --> 00:23.172
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:23.475 --> 00:27.475
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

00:27.846 --> 00:28.965
حالش خوبه؟

00:29.294 --> 00:30.403
.آره

00:30.900 --> 00:32.909
شادو و گوردون
.رابطه نزدیکی با هم دارن

00:32.934 --> 00:34.627
.اون می‌دونه مشکلی پیش اومده

00:37.054 --> 00:38.506
.من نباید اینجا باشم

00:38.531 --> 00:40.741
درگیر کردن خودم تو تحقیقات یه قتل

00:40.766 --> 00:43.283
یه اشتباه بزرگه
لازم به ذکره که بدترین راه ممکنه

00:43.308 --> 00:44.925
.برای اینکه کسی متوجه من نشه

00:44.950 --> 00:47.925
با این حال، من اینجام
.مثل پروانه‌ای که جذب شعله می‌شه

00:47.950 --> 00:49.952
،کافه تریا بسته بود

00:49.977 --> 00:51.843
.برای همین یه قهوه از دستگاه گرفتم

00:51.868 --> 00:52.929
.ممنون

00:53.871 --> 00:55.693
،متخصص قلب خبر جدیدی بهم داد

00:55.990 --> 00:58.433
هر چی تو اون فلاسک بوده
.باعث حمله قلبی شده

00:58.896 --> 01:01.107
خب، مطمئنم که اون
.بدون مبارزه تسلیم نمی‌شه

01:01.365 --> 01:02.708
.آره
.ممنون که اومدی

01:03.482 --> 01:05.943
لازم نبود بیای
.خیلی همدیگه رو نمی‌شناسیم

01:06.248 --> 01:07.791
،می‌دونم اگه بابام بود

01:07.816 --> 01:09.481
.نمی‌خواستم تنهایی از پسش بربیام

01:12.348 --> 01:17.478
گوردون گفت که فلاسکش
.برای چند روز گم شده بود

01:17.503 --> 01:19.672
.آره، خیلی از این بابت ناراحت بود

01:20.015 --> 01:22.100
اون دوست داره بعد از اینکه
،سوارکاری عصرونش تموم شد

01:22.125 --> 01:23.278
.مشروب بخوره

01:23.573 --> 01:24.949
.من یه عمو مثل اون دارم

01:25.277 --> 01:26.982
...اگه شبیه بابات باشه

01:28.104 --> 01:29.925
.معمولا اولیش آخرینش نیست

01:31.353 --> 01:34.548
بعد از اینکه مامانم چند سال پیش
.فوت کرد، مشروب خوردنش خیلی بدتر شد

01:36.205 --> 01:37.440
.خیلی متاسفم

01:41.361 --> 01:44.447
بابات تا به حال
به بازنشستگی فکر کرده؟

01:44.932 --> 01:46.566
مطمئنم اگه تصمیم بگیره
،مزرعه رو بفروشه

01:46.591 --> 01:47.753
.می‌تونه سود خوبی کسب کنه

01:47.778 --> 01:49.244
.این جزء گزینه‌ها نیست

01:49.851 --> 01:52.026
وقتی آماده باشه که اونو تحویل بده
.به من می‌رسه

01:52.631 --> 01:54.875
این تنها چیزیه که
.تمام عمرم براش تلاش کردم

01:56.884 --> 01:58.847
.مطمئنم به بهترین نحو ازش مراقبت می‌شه

01:59.871 --> 02:06.871
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:08.032 --> 02:09.180
سم؟

02:09.205 --> 02:10.917
چرا تو مزرعه درخت بودی؟

02:10.942 --> 02:13.069
قبل از اینکه برم
.اظهاراتم رو به یه افسر دادم

02:13.094 --> 02:14.221
.خوندمش

02:14.246 --> 02:17.038
.راضی نبودم، باید باهم حرف بزنیم

02:17.063 --> 02:18.506
.روز طولانی‌ای بود

02:18.531 --> 02:19.675
.چیزی نمی‌پرسم

02:19.700 --> 02:20.834
.عالیه

02:20.859 --> 02:22.903
.تنها کارم این بود که از دردسر دوری کنم

02:22.928 --> 02:25.628
خودویرانگری
.اسمت امیلی‌ه

02:31.721 --> 02:33.225
اصلا اونجوری که تصور می‌کردم

02:33.250 --> 02:34.607
اولین بازجویی‌ام پیش بره، نیست

02:34.632 --> 02:36.239
فقط حرف می‌زنیم
واقعا؟

02:36.264 --> 02:37.814
چون احساس ‌کردم
.انتخابی ندارم

02:37.839 --> 02:39.500
می‌دونی وقتی بهم گفتی
.چاره ای ندارم

02:40.245 --> 02:41.382
چی می‌خوای ازم بپرسی؟

02:41.407 --> 02:42.787
چرا امروز تو مزرعه درخت بودی؟

02:42.812 --> 02:45.321
.و دیروز، اتفاقا درختی سفارش ندادی

02:45.879 --> 02:47.407
منو چک کردی؟
.اوهوم

02:49.006 --> 02:50.107
...ببین

02:50.777 --> 02:52.276
.من چیزی ندارم مخفی کنم

02:52.829 --> 02:54.111
تو مزرعه درخت بودم

02:54.136 --> 02:56.385
چون سعی می‌کردم مدرکی پیدا کنم
.که به تبرئه جون کمک کنه

02:56.916 --> 02:58.668
می‌دونم چطور به نظر می‌رسه
...آره، من

02:58.693 --> 03:01.572
پادکست‌های جنایی زیادی گوش دادم
.اعتراف می‌کنم

03:01.597 --> 03:02.881
.سعی داشتی به دوستت کمک کنی

03:02.906 --> 03:04.441
.بهش احترام می‌ذارم
.ممنون

03:04.466 --> 03:06.654
چیزی که دوست ندارم
.روشی‌ه که پیش گرفتی

03:06.679 --> 03:09.139
به یه کارآگاه آماتور
.نیاز ندارم که سر راهم قرار بگیره

03:09.164 --> 03:10.622
.تشکرم رو پس می‌گیرم

03:10.647 --> 03:13.514
باید یادآوری کنم که یه مرد مُرده
و یه نفر دیگه داره برای زندگیش می‌جنگه؟

03:13.539 --> 03:16.363
اوه، فکر کردم
.قاتل رو قبلا دستگیر کردی

03:16.923 --> 03:18.243
مگه اینکه جون بی‌گناه باشه

03:18.268 --> 03:20.298
.همانطور که تمام این مدت گفتم

03:21.409 --> 03:22.990
تنها احتمال دیگه

03:23.015 --> 03:24.725
.اینه که اون با یه همدست کار می‌کنه

03:24.750 --> 03:26.649
.خیلی دور از ذهن به نظر نمی‌رسه

03:27.689 --> 03:30.584
تو درست قبل از اینکه آنا گوردون رو
پیدا کنه، باهاش تنها بودی، درسته؟

03:30.609 --> 03:33.223
.باشه، درسته
اون کوکی که مارکوس رو کشت از کجا اومد؟

03:33.248 --> 03:35.334
.بله، ممنون، ممنون
.منظورت رو رسوندی

03:36.161 --> 03:39.065
.متاسفم که دخالت کردم

03:39.090 --> 03:41.301
تنها چیزی که می‌خوام
اینه که اگه سوالی

03:41.326 --> 03:42.912
.یا اطلاعاتی داری بیاریش پیش من

03:42.937 --> 03:45.151
.به جای اینکه به تنهایی اقدام کنی
موافقی؟

03:45.176 --> 03:46.243
.باشه

03:47.037 --> 03:50.522
و در عوض، فرض می‌کنم که منو
در جریان اتفاقات پرونده قرار می‌دی؟

03:50.547 --> 03:51.882
.به هیچ وجه

03:52.486 --> 03:53.567
.ارزش امتحان رو داشت

03:53.990 --> 03:55.088
.می‌دونستم

03:55.319 --> 03:56.412
بروک؟

03:56.437 --> 03:58.105
.به دخترا گفتم این اتفاق می‌افته

03:58.130 --> 04:01.076
فقط مسئله زمان بود
.شما دوتا برای هم عالی هستین

04:01.101 --> 04:04.007
اوه، ام، نه، اینطور نیست
...من... چی

04:04.032 --> 04:06.162
.آره
.فهمیدم، هنوز جدیده

04:06.725 --> 04:08.769
خب، فقط خواستم بگم
.به نظرم قشنگه

04:08.794 --> 04:10.206
...نه، بروک، اوه، ما

04:10.231 --> 04:11.678
.می‌خوام بذارم به کارت برسی

04:13.562 --> 04:14.980
...می‌دونستم

04:17.112 --> 04:18.293
.خب، این اتفاق افتاد

04:19.132 --> 04:20.225
.بله

04:21.164 --> 04:22.707
می‌دونم که طبق توافق

04:22.732 --> 04:24.551
مسئولیت تحقیق رو به سم واگذار کردم

04:24.576 --> 04:27.224
اما از چیزی که نمی‌دونه
.نباید به ضررم تموم بشه

04:27.249 --> 04:30.044
فقط باید با روشی
.زیرکانه‌تر بهش نزدیک بشم

04:30.069 --> 04:32.545
خب، ببینیم
...اینجا کی رو داریم

04:32.570 --> 04:34.905
‏دسترسی به عکس‌ها
و سلفی‌های همه کسایی که

04:34.930 --> 04:37.348
شب مرگ مارکوس اونجا بودن
یه جورایی

04:37.373 --> 04:39.543
به طرز شگفت‌آوری یه جدول زمانی دقیق

04:39.568 --> 04:41.577
.از وقایع اون شب رو ترسیم می‌کنه

04:42.141 --> 04:44.518
متاسفانه، تنها کسی که
مشتاق بودم ثابت کنم

04:44.543 --> 04:47.276
اون شب تو کالسکه هوشیار بوده
.هیچ جا پیدا نمی‌شه

04:48.643 --> 04:50.569
.دوست پسر لیزی، ترنت

04:51.875 --> 04:54.317
چرا با اسم مستعار رزرو کرده

04:54.342 --> 04:55.722
اگه درگیر نبوده؟

04:57.200 --> 04:58.290
.باشه

04:58.315 --> 05:01.533
...خب
لیزی تو مزرعه... تنها بوده

05:03.409 --> 05:05.617
.حداقل در این مورد راست می‌گفت

05:12.942 --> 05:14.527
.خیلی ممنون
.تعطیلات خوبی داشته باشی

05:15.690 --> 05:17.606
هی، وی، مدرسه چطور بود؟

05:17.973 --> 05:19.091
.خجالت آوره

05:19.116 --> 05:21.619
شنیدم گلدیس
،یکی از خانم‌های کافه تریا

05:21.644 --> 05:24.866
داشت در مورد اینکه بابام با یه زن جدید
.تو شهر قرار می‌ذاره حرف می‌زد

05:24.891 --> 05:26.411
.شوخی می‌کنی
.نه

05:26.436 --> 05:29.152
بعد که منو دید، کاملا ساکت شد
.خیلی تحقیرآمیز بود

05:29.177 --> 05:32.383
این همون گلدیسی نیست که با
بروک کارمایکل تو باشگاه کتابخونیه، نه؟

05:32.408 --> 05:33.417
.نمی‌دونم

05:34.263 --> 05:36.598
.من بروک رو می‌کشم

05:36.623 --> 05:38.452
.اینو اعتراف من در نظر بگیر

05:39.468 --> 05:41.390
خب، شاید کادوپیچی درست نباشه، نه؟

05:42.489 --> 05:44.623
.قطعا درست نیست

05:44.648 --> 05:48.099
انگار بابام پنج دقیقه از کارش
.دست می‌کشه، تا بره یکی رو ببینه

05:48.124 --> 05:49.651
.اصلا زندگی اجتماعی نداره

05:49.676 --> 05:51.303
بجز وقتی که دوتایی با هم وقت می‌گذرونیم

05:51.328 --> 05:52.579
که الان بیشتر شامل

05:52.604 --> 05:54.397
.انجام فعالیت‌های معمول کریسمس می‌شه

05:54.422 --> 05:55.688
.خب، به نظر سرگرم کننده میاد

05:55.713 --> 05:58.591
بعضی‌هاشون خوبن
.اما بعضی‌هاشون شکنجه‌ان

05:58.858 --> 06:01.319
مانند شب کارائوکه کریسمس
.تو رستوران سو

06:02.452 --> 06:04.955
مامان و بابام هر سال
یه اجرای دو نفره با هم دارن

06:04.980 --> 06:08.026
و حتی جدایی‌شون هم
.نتونست از شدت این رنج کم کنه

06:08.297 --> 06:11.230
"از اجرای سال پیش "جینگل بل راک
.هنوز اثرات روانیش باهامه

06:11.255 --> 06:12.292
.اوه خدای من

06:12.317 --> 06:14.775
.‏به رنجی که کشیدم نخند
.متاسفم

06:14.800 --> 06:17.965
‏تصویرش همین الان
.به شدت تو ذهنم نقش بست

06:17.990 --> 06:20.003
حداقل حالا که مامانم
دو ساعت دورتر زندگی می‌کنه

06:20.028 --> 06:21.673
.دیگه کارائوکه سرمون آوار نمی‌شه

06:21.698 --> 06:24.029
من برای پیروزی‌هام
.جایی میرم که بدست‌شون بیارم

06:28.801 --> 06:32.048
شماره خصوصی
هرچه زودتر بیا فروشگاه
!سفارشت آماده‌ست

06:33.165 --> 06:35.118
خب، ری
چه اطلاعاتی واسم داری؟

06:35.143 --> 06:37.354
‏آه، مستقیم رفتی سر اصل مطلب
.‏همینه که منو شیفته تو کرده

06:37.379 --> 06:38.471
.با خبر بد شروع می‌کنم

06:38.496 --> 06:40.748
اوه، در مورد جویی وون
.هیچ نتیجه‌ای نگرفتم

06:40.986 --> 06:42.571
.درسته
.اون یکی رو فهمیدم

06:42.596 --> 06:45.165
‏ظاهرا دهه 40 بازیکن حرفه‌ای بیسبال
.پست شورت استاپ تیم داجرز بوده

06:45.190 --> 06:47.864
‏باشه، پس، دیگه
.هیچ سوالی مطرح نشه

06:47.889 --> 06:49.149
.خب، بریم سراغ قسمت خوبش

06:49.174 --> 06:51.482
این کار ظرافت خاصی داره
.‏انجام این کار مهارت می‌خواد

06:51.507 --> 06:52.717
.مم
.باشه، خوبه

06:52.742 --> 06:56.070
خب، تونستم دربیارم که گوردون
حدود سی هزار دلار

06:56.095 --> 06:59.493
یا بیشتر بدهی قمار بالا آورده
.بعلاوه سودش

06:59.518 --> 07:00.868
پس کلی دست پوکر بد داشته

07:00.893 --> 07:02.461
،این قسمتش تعجب‌آور نیست

07:02.486 --> 07:04.414
.اون به طور کامل پرداختش کرده

07:04.627 --> 07:06.853
.حساب صفر شده

07:07.038 --> 07:08.607
.با عقل جور در نمیاد

07:08.839 --> 07:11.431
‏گوردون این همه پول رو از کجا جور کرده؟

07:11.456 --> 07:14.160
اونم تو این فرصت کم؟
،خب، شاید نظر بانک تغییر کرده

07:14.185 --> 07:16.234
.و بالاخره تصمیم گرفته بهش وام بده

07:16.259 --> 07:18.854
.شاید ری خیلی هم پرت نگفته باشه

07:18.879 --> 07:22.633
گوردون، مارکوس و لیزی
.همگی یه ارتباط مشترک دارن

07:23.244 --> 07:25.496
.و همه راهها به بانک ختم می‌شه

07:25.521 --> 07:26.731
،یا به طور دقیق‌تر

07:26.756 --> 07:29.347
.به مدیر ارشد جدید بانک

07:32.034 --> 07:33.040
...اون کاپشن

07:43.024 --> 07:45.261
.سلام، ترنت
.امیلی

07:45.496 --> 07:48.092
خوشحالم که دوباره می‌بینمت
.آره، آره، منم همینطور

07:48.117 --> 07:50.365
.از کاپشنت خوشم میاد
.خیلی گرم و نرمه

07:50.390 --> 07:52.673
ممنون
.آره، خیلی گرمه

07:53.714 --> 07:55.276
.قسم می‌خورم قبلا دیدمش

07:55.977 --> 07:58.376
اخیرا تو مزرعه درختی چالمرز نبودی، نه؟

07:58.653 --> 08:00.854
.نه، چندین ساله که نرفتم اونجا

08:00.879 --> 08:02.716
مطمئنی... این تو نیستی؟

08:03.402 --> 08:06.014
اون کت باید گرمتر از
اون چیزی باشه که به نظر میاد

08:06.039 --> 08:08.989
چون واضحه که
.ترنت شروع کرده به عرق کردن

08:09.014 --> 08:11.298
می‌دونی، آدمای دیگه هم هستن
.که عین همین کاپشن رو دارن

08:11.323 --> 08:12.908
.آره، به نکته‌ی خوبی اشاره کردی

08:13.273 --> 08:15.358
فکر کنم اینم ممکنه
که آدمای دیگه هم باشن که

08:15.383 --> 08:18.633
اسم قهرمانای بیسبال‌شون رو وقتی
.می‌خوان ناشناس بمونن استفاده کنن

08:20.325 --> 08:22.615
...چطور
،‏ممکنه تاریخ‌ها رو جابجا گفته باشم

08:22.640 --> 08:26.146
ولی کاملا مطمئنم که اون عکس، شبی که
مارکوس مُرده، گرفته شده. چطور ممکنه؟

08:26.171 --> 08:29.365
من دیگه، اوم... در واقع
.برای یه جلسه خیلی دیرم شده

08:29.390 --> 08:31.642
اوه، اوه، خدایا
.‏مزاحم کارتون نمی‌شم، آره

08:31.667 --> 08:33.667
بهتره اینو ببرم
.تحویل پلیس بدم، اینجوری بهتره

08:33.692 --> 08:35.429
یعنی دیگه لازم نیست
.مزاحمتون بشم

08:35.454 --> 08:37.310
.صبر کن
.بشین

08:37.900 --> 08:38.953
.اوه

08:40.268 --> 08:42.688
این ربطی به مرگ مارکوس نداره، باشه؟

08:42.713 --> 08:44.414
.اون برام مثل یه برادر بود

08:44.439 --> 08:46.908
‏برام جالبه بدونم مارکوس
چه حسی داشت وقتی فهمید برادرش

08:46.933 --> 08:49.763
بلافاصله بعد از جدایی‌شون
.دوست دختر سابقشو باردار کرده

08:50.191 --> 08:51.917
.در هر حال، تبریک میگم

08:51.942 --> 08:54.444
.لیزی مامان خیلی فوق‌العاده‌ای می‌شه

08:55.948 --> 08:57.537
.سعی می‌کردیم مخفی نگهش داریم

08:57.562 --> 08:59.210
.آه، می‌دونی شهرهای کوچیک چطوریه

08:59.235 --> 09:01.459
خب، بذار یه بار برای همیشه
،تکلیف یه چیزو روشن کنم

09:01.484 --> 09:03.903
این ‏مارکوس بود که
.ما رو اول بار بهم معرفی کرد

09:03.928 --> 09:05.346
.به خاطر ما خوشحال بود

09:05.371 --> 09:08.413
آره، خب، واسه همینه که
.تو و لیزی با هم تو مزرعه بودین دیگه

09:08.438 --> 09:09.856
برای کالسکه سواری؟

09:11.780 --> 09:13.365
،لیزی منو دعوت نکرد

09:13.390 --> 09:15.601
.به نظرم عجیب اومد

09:15.626 --> 09:18.086
خب چند روز قبلش رفتم مزرعه

09:18.111 --> 09:21.115
و اسم مارکوس رو
.تو فهرست رزرو پیدا کردم

09:21.834 --> 09:23.317
.حتما بدترین فکر رو کردی

09:23.473 --> 09:26.753
.خب منم همین فکر رو می‌کردم
آره، منم... اشتباه فکر کردم

09:26.778 --> 09:30.382
بنابراین... با نام جعلی ثبت‌نام کردم
.تا رد پام رو بپوشونم

09:30.407 --> 09:33.448
و اون شب حاضر شدم
.تا با هم گیرشون بندازم

09:34.260 --> 09:36.693
در عوض، مارکوس رو اونجا
.با جون پیدا کردم

09:37.577 --> 09:39.023
.همه رو اشتباه فهمیده بودم

09:40.514 --> 09:42.307
.لیزی اصلا نمی‌دونست که من اونجام

09:42.332 --> 09:44.302
پس کسی متوجه نشد که تو بودی؟

09:45.187 --> 09:47.702
تو راه برگشت، برای زدن بنزین
.تو پمپ بنزینِ بالای تپه توقف کردم

09:47.727 --> 09:49.062
.آنا چالمرز اونجا بود

09:49.270 --> 09:50.811
دختر گوردون چالمرز؟

09:50.836 --> 09:52.616
صحبت کردین؟
نه، داشتم می‌رفتم

09:52.641 --> 09:53.909
.همونطور که اون داشت می‌اومد

09:53.934 --> 09:55.268
.اما همدیگه رو دیدیم

09:55.637 --> 09:59.236
خب، من ازت خیلی ممنونم
.که همه اینا رو باهام در میون گذاشتی

10:00.039 --> 10:01.351
...در واقع، اوم

10:03.017 --> 10:04.093
،قبل از اینکه برم

10:04.118 --> 10:05.987
می‌خواستم ببینم می‌تونی
.یه لطف کوچیک بهم بکنی

10:06.012 --> 10:07.121
اون چیه؟

10:08.681 --> 10:10.432
...خیلی دوست دارم فقط یه

10:10.457 --> 10:13.877
یه نگاه کوچیک به آخرین
.صورتحساب بانکی مارکوس بندازم

10:14.172 --> 10:15.941
.این کاملا خلاف مقرراته

10:15.966 --> 10:17.364
.ممکنه تو دردسر بیفتم

10:17.389 --> 10:19.820
آه، آره، اما فکر نمی‌کنم
مارکوس ناراحت بشه، نه؟

10:21.668 --> 10:25.588
به‌علاوه، یه راز کوچیک دیگه
بین دوست‌ها چه اشکالی داره؟

10:35.501 --> 10:37.080
.یکی باهات تماس می‌گیره

10:37.829 --> 10:38.945
.آنا

10:39.581 --> 10:41.904
حالت خوبه؟
...آره، من فقط

10:42.523 --> 10:44.609
سعی می‌کردم در مورد
.پرونده‌ی پدرم اطلاعاتی بگیرم

10:44.634 --> 10:46.013
.مطمئنم همه چی درست می‌شه

10:46.038 --> 10:47.585
.می‌دونم کارآگاه ویلنر پیگیرشه

10:47.610 --> 10:48.515
.آره

10:48.540 --> 10:51.283
.هی، امم، امروز ترنت هدلی رو دیدم

10:51.308 --> 10:52.433
.از تو حرف زد

10:52.458 --> 10:53.475
ترنت؟

10:53.500 --> 10:55.293
اوه، منظورت ترنتِ بانکِ؟

10:55.318 --> 10:57.413
آره، گفت که شما اون شب
تو پمپ بنزین کنار مزرعه

10:57.438 --> 10:58.697
.همدیگه رو دیدین

10:58.722 --> 11:00.127
.شبی که مارکوس مُرد

11:01.183 --> 11:02.382
.اشتباه می‌کنه

11:02.818 --> 11:04.997
.تا اوایل صبح روز بعد برنگشتم

11:06.085 --> 11:07.093
هوم

11:07.118 --> 11:09.116
.امم، باید برگردم بیمارستان

11:09.141 --> 11:11.008
.دکتر گفت بابام هر لحظه ممکنه به هوش بیاد

11:11.033 --> 11:12.576
.آره، حتما
.مراقب خودت باش

11:15.593 --> 11:17.750
سلام
.اوه، اومدم جون هابل رو ببینم

11:17.775 --> 11:20.552
حس می‌کنم مثل یکی از اون
.سگ‌های بیچاره پناهگاهم

11:20.577 --> 11:22.350
که تو گوشه‌ی قفس‌شون
،مچاله شدن

11:22.375 --> 11:23.737
.و نمی‌دونن چرا اونجان

11:23.762 --> 11:25.992
تو سزاوار این نیستی
.که اینجا باشی، جون

11:27.239 --> 11:28.680
.من واقعا بهش اعتقاد دارم

11:29.265 --> 11:31.317
.واقعا لازم داشتم اینو بشنوم

11:31.342 --> 11:33.236
می‌خوام به هر طریقی که
،می‌تونم کمکت کنم

11:33.261 --> 11:35.512
اما برای این کار باید در مورد
مارکوس یه چیزی ازت بپرسم

11:35.537 --> 11:38.312
.اشکالی نداره
.چیزی برای پنهون کردن ندارم

11:40.188 --> 11:41.966
،روز قبل از کشته شدنش

11:42.295 --> 11:46.168
مبلغ زیادی پول نقد
از حساب پس‌اندازش برداشت کرده

11:46.911 --> 11:48.413
.مبلغ 40000 دلار

11:48.438 --> 11:50.366
.نه
.این منطقی نیست

11:50.959 --> 11:53.869
.مارکوس در مورد پول خیلی دقیق بود

11:54.215 --> 11:56.317
.خیلی حساب‌شده عمل می‌کرد

11:56.342 --> 11:58.170
.اما با پول نقد، هیچ مدرکی وجود نداره

11:58.195 --> 12:01.324
دقیقا. این برخلاف همه چیزاییه
.که مارکوس بهش پایبند بود

12:03.816 --> 12:06.402
.نمی‌تونم دلیلی برای این کارش پیدا کنم

12:06.427 --> 12:08.107
و پلیس چیزی در این مورد نگفته؟

12:08.132 --> 12:10.467
.نه، این اولین باره که می‌شنوم

12:13.195 --> 12:15.513
ممکنه این به نحوی
به مرگش ربط داشته باشه؟

12:15.538 --> 12:18.712
.این، دقیقا، همون سوال 40000 دلاریه

12:19.637 --> 12:22.237
من یه نظریه دارم، در مورد اینکه چه
.اتفاقی برای پول مارکوس افتاده

12:22.262 --> 12:24.332
اما این نظریه فقط در صورتی قابل قبوله

12:24.357 --> 12:27.003
که مطمئن باشم سم و تیمش
.اونو پیدا نکرده باشن

12:27.621 --> 12:30.165
و بخش دشوارش اینه که
.نمی‌تونم در موردش از سم بپرسم

12:30.190 --> 12:33.629
بدون اینکه به اون بفهمونم که
.هنوز تو تحقیقاتش دارم دخالت می‌کنم

12:33.997 --> 12:35.077
امیلی؟

12:35.470 --> 12:36.542
.سم

12:36.568 --> 12:37.799
.چه سورپرایز خوبی

12:37.824 --> 12:39.256
.خب، من اینجا کار می‌کنم

12:40.172 --> 12:42.185
این... کاملا درسته
داری میری بیرون؟

12:42.210 --> 12:43.559
.من فقط منتظر ویولت‌ام

12:43.584 --> 12:46.669
امشب مراسم... شروع فصل
.کریسمس سالانه‌مون رو داریم

12:46.694 --> 12:48.455
.به نظر سرگرم کننده میاد
مراسم چیه؟

12:48.480 --> 12:50.040
فروشگاه شکلات
هر سال یه خط تولید جدید

12:50.065 --> 12:51.525
از شکلات داغ‌ تعطیلات میده بیرون

12:51.550 --> 12:53.168
بنابراین دوست داریم
.شب افتتاحیه بریم

12:53.193 --> 12:55.154
در واقع یه جورایی
.به یه سنت تبدیل شده

12:55.487 --> 12:57.289
.چه دوست داشتنی

12:57.925 --> 12:58.998
.سلام، بابا

12:59.023 --> 13:00.258
.اوه، سلام، اِم

13:00.283 --> 13:01.707
امم، منو ببخشید
.دارم میرم

13:01.732 --> 13:02.775
.خوش بگذره بهتون

13:02.800 --> 13:03.803
...در واقع

13:03.828 --> 13:06.874
بابا، اشکالی نداره اگه یه شب دیگه
بریم شکلات داغ بخوریم؟

13:07.435 --> 13:09.207
دوستم تارا
.چند نفرمون رو دعوت کرده خونشون

13:09.232 --> 13:10.817
یه شب مدرسه؟
برای چی؟

13:11.045 --> 13:13.485
.مست کنیم و بطری بچرخونیم
دیگه چی؟

13:14.621 --> 13:17.377
فردا امتحان داریم
.بیشتر قراره درس بخونیم

13:17.402 --> 13:20.406
اما از قبل پیش پرداخت دادم
.تا لیوان‌های کلکسیونی رو بگیریم

13:20.431 --> 13:21.474
.اوه

13:22.673 --> 13:24.717
می‌دونی چیه؟
.تو باید امیلی رو ببری

13:24.742 --> 13:26.159
.اون اینجا تازه وارده

13:26.184 --> 13:29.308
چه کسی بهتر از تو می‌تونه سنت‌های
محلی ما رو بهش معرفی کنه، درسته؟

13:29.333 --> 13:30.716
.قول میدم خوشت میاد

13:31.714 --> 13:32.812
...آه

13:33.066 --> 13:35.944
منظورم اینه که، اگه مطمئنا
.برای تو مشکلی نداره

13:36.210 --> 13:37.905
آره، چرا که نه؟
.آره

13:37.930 --> 13:39.765
.خیلی بهتون خوش می‌گذره

13:39.790 --> 13:41.230
حسودیم شد
.باشه

13:41.255 --> 13:42.386
.خداحافظ، اِم

13:42.411 --> 13:44.143
...چه ناجور

13:44.659 --> 13:47.411
از طرفی هم، دنبال راهی
.برای صحبت با سم بودم

13:48.238 --> 13:51.366
...خب
این هات چاکلت چقدر خوبه؟

13:55.060 --> 13:56.504
یادم رفت، طعمش چی بود؟

13:56.529 --> 13:59.779
شکلات سفید داغ نعنایی
با مارشمالوی نرم لیمویی

14:00.405 --> 14:02.372
.کمای قندی، دارم میام

14:04.687 --> 14:05.761
.اممم

14:06.918 --> 14:08.357
...من انگار

14:10.338 --> 14:11.334
.خیلی خوبه

14:11.359 --> 14:12.374
می‌دونم، درسته؟

14:14.861 --> 14:17.189
هی، ببخشید که ویولت یهویی
.اینجوری انداختت تو این موقعیت

14:17.214 --> 14:18.487
.اوه، اشکالی نداره

14:19.898 --> 14:24.087
اون اشاره کرد که قراره برای
.کریسمس، به دیدن مادرش بره

14:25.132 --> 14:26.428
.باید برات سخت باشه

14:27.735 --> 14:28.903
.هست، آره

14:28.928 --> 14:31.161
اما، می‌دونی
.داره بزرگتر می‌شه

14:31.599 --> 14:33.215
.داره از این جا دل می‌کنه

14:33.734 --> 14:35.989
.اون در مورد رفتن به دانشگاه حرف میزنه

14:36.297 --> 14:37.360
چی؟

14:37.826 --> 14:41.362
کی دلش میاد جایی رو با این
خوراکی‌های خوشمزه ول کنه بره؟

14:48.320 --> 14:49.375
چی شده؟

14:51.210 --> 14:53.598
اه... داشتم به چیزی فکر می‌کردم

14:53.840 --> 14:55.509
.که گوردون بهم گفت

14:57.349 --> 14:58.443
.بی‌خیال

14:58.468 --> 14:59.784
.فراموش کن چی گفتم

14:59.809 --> 15:00.931
.خب، حالا کنجکاو شدم

15:02.294 --> 15:04.880
خب، فقط اینکه اونم
.در مورد رفتن حرف میزد

15:04.905 --> 15:07.074
.یا حداقل فروش مزرعه

15:07.486 --> 15:09.749
گفت که مارکوس
.به خریدش علاقه‌مند بوده

15:10.037 --> 15:12.497
.اونا یه قرارداد... نوشته بودن

15:12.522 --> 15:15.567
مارکوس حتی قبول کرده بود
.که یه پیش‌پرداخت نقدی بزرگ بده

15:15.592 --> 15:17.281
خودش اینو بهت گفت؟
.آره

15:17.306 --> 15:19.433
نمی‌دونستم
.شما دوتا بهم نزدیک بودین

15:19.663 --> 15:21.290
.اوه، نه، نیستیم

15:21.315 --> 15:22.809
فکر کنم یه لحظه
.پرحرفی‌اش گرفته بود

15:22.834 --> 15:24.694
به هر حال چیزی که
مشخص نبود این بود که آیا

15:25.096 --> 15:27.307
مارکوس واقعا پول رو
.بهش داده یا نه

15:28.036 --> 15:29.559
...یه جورایی باعث می‌شه فکر کنی

15:29.584 --> 15:30.723
در مورد چی؟

15:31.186 --> 15:32.321
...اوه، یعنی اگه

15:32.346 --> 15:35.224
،اگه مارکوس اون پول رو برداشت کرده

15:35.249 --> 15:37.782
...و در نهایت اونو به گوردون نداده، پس

15:38.436 --> 15:39.554
پول کجاست؟

15:39.579 --> 15:41.080
چرا این حس رو دارم

15:41.105 --> 15:42.913
که این دفعه من دارم
بازجویی می‌شم؟

15:44.149 --> 15:46.995
...من
.من فقط دارم صحبت می‌کنم

15:47.020 --> 15:48.397
.می‌تونیم موضوع رو عوض کنیم

15:48.422 --> 15:50.006
،من 15 ساله که پلیسم

15:50.031 --> 15:51.950
.می‌دونم دنبال اطلاعات گشتن چه شکلیه

15:51.975 --> 15:53.614
،بنابراین، برای پاسخ به سوال تو

15:53.970 --> 15:55.829
.شاید مارکوس پول رو به خیریه داده

15:55.854 --> 15:57.738
یا شاید یه قایق خریده
.تا دور دنیا بچرخه

15:57.763 --> 15:59.623
به این معنی نیست
.که به قتلش ربطی داره

15:59.648 --> 16:02.649
پرونده‌های جنایی واقعی
.شبیه داستان‌های آگاتا کریستی نیستن

16:03.068 --> 16:04.169
باشه

16:04.829 --> 16:06.074
.ممنون از همراهیت

16:06.099 --> 16:08.791
داری میری؟
.شکلات داغتو هنوز تموم نکردی

16:08.816 --> 16:11.311
امشب یه کم کار دارم که باید
...انجامش بدم، پس

16:12.450 --> 16:14.379
اگه کار دیگه‌ای داشتی
.می‌دونی کجا پیدام کنی

16:26.342 --> 16:28.469
.دیشب سم رو دست کم گرفتم

16:28.681 --> 16:29.806
.تقصیر خودم بود

16:29.831 --> 16:30.929
.این یکی رو دوست دارم

16:30.954 --> 16:34.363
حالا که مطمئن شدم 40 هزار دلاری که
،مارکوس گم کرده بود هنوز پیدا نشده

16:34.388 --> 16:36.432
مطمئنم که گوردون
از اون پول استفاده کرده

16:36.457 --> 16:38.173
.تا بدهی‌های قمارش رو پرداخت کنه

16:38.667 --> 16:41.753
سوال اینه که اون مارکوس رو
مسموم کرده تا پول رو به دست بیاره؟

16:41.778 --> 16:45.213
و اگه اینطوره، چه کسی
در عوض گوردون رو مسموم کرده؟

16:45.962 --> 16:47.146
.روز خوبی داشته باشی

16:49.953 --> 16:51.579
هی، وی
شبت چطور بود؟

16:51.604 --> 16:53.702
.تقریبا ارزش سکوت بابا رو داشت

16:53.727 --> 16:56.646
داره منو به خاطر از دست دادن
.شب شکلات داغ تنبیه می‌کنه

16:56.671 --> 16:59.611
.راستی، حرکت خیلی زیرکانه ای زدی

16:59.636 --> 17:00.684
متاسفم

17:01.108 --> 17:04.039
فقط می‌خوام بتونم بدون
.برنامه‌ریزی قبلی با دوستام باشم

17:04.064 --> 17:05.842
...اما بابا و برنامه‌هاش

17:06.337 --> 17:08.047
بهش گفتی چه احساسی داری؟

17:08.431 --> 17:10.320
.نمی‌خوام احساساتش رو جریحه‌دار کنم

17:10.808 --> 17:13.480
می‌دونم فقط داره سعی می‌کنه
.نبود مامان رو جبران کنه

17:14.531 --> 17:16.741
،می‌دونی واقعا خیلی خاصه

17:16.766 --> 17:18.560
که می‌تونن اختلافاتشون رو کنار بذارن

17:18.585 --> 17:20.414
.و برای تعطیلات دور هم جمع بشن

17:20.439 --> 17:22.317
.قبلا هرگز بهش فکر نکرده بودم

17:22.342 --> 17:25.356
اما حدس میزنم شاید تنها کسی نیستم که
.وقتی مامان رفت یه چیزی رو از دست داده

17:27.603 --> 17:30.314
برام خیلی سخته که
،سم رو با احساسات پیچیده تصور کنم

17:30.339 --> 17:32.780
.اون همیشه خیلی مسلط به نظر می‌رسه

17:33.101 --> 17:35.492
من بهش میگم
"چهره پلیسی در حال استراحت"

17:36.490 --> 17:38.692
...اما در واقع
.خیلی احساساتیه

17:39.047 --> 17:42.384
و هر مشکل کوچیکی
.که نتونه حل کنه، از درون می‌خورتش

17:43.773 --> 17:45.557
...از درون می‌خورتش

17:45.582 --> 17:46.917
.البته

17:52.631 --> 17:53.937
.هی، روون

17:54.439 --> 17:55.853
کارت برای امروز تموم شده؟

17:55.878 --> 17:58.084
.بیشتر از امروز
.هممون رو اخراج کردن

17:58.109 --> 17:59.143
.اوه، نه

17:59.787 --> 18:01.200
شاید موقتی باشه؟

18:01.225 --> 18:02.701
.دقیقا آنا همینو گفت

18:02.726 --> 18:04.437
اما تو این مدت باید چیکار کنیم؟

18:09.111 --> 18:10.602
.ببخشید، تعطیلیم

18:11.859 --> 18:13.001
.امیلی

18:13.026 --> 18:14.822
می‌خواستم باهات
.در مورد یه چیزی حرف بزنم

18:15.555 --> 18:16.637
در مورد چی؟

18:16.830 --> 18:19.149
نمی‌تونم به اتفاقی که
.برای بابات افتاده فکر نکنم

18:19.174 --> 18:22.650
و اینکه چطور بعضی از انتخاب‌های
.اخیرش ممکنه منجر به این شده باشه

18:23.062 --> 18:24.248
منظورت مشروب خوردنشه؟

18:24.273 --> 18:26.900
،آره، اون بخشی ازشه، اما اشتباهاتی کرده

18:26.925 --> 18:29.774
.که فکر می‌کنم دارن از درون می‌خورنش

18:30.764 --> 18:31.764
...مثل

18:32.576 --> 18:34.373
.تلاش برای فروش مزرعه به مارکوس

18:34.398 --> 18:36.271
.وقتی می‌دونه چقدر برات مهمه

18:36.296 --> 18:37.739
.بهت گفتم که اینکارو نمی‌کنه

18:37.764 --> 18:40.434
فکر می‌کنم حس می‌کرده
.انتخاب دیگه‌ای نداره

18:41.771 --> 18:42.834
.ببین

18:46.024 --> 18:47.036
...من

18:47.168 --> 18:50.392
یه دوستی دارم که سر بعضی
.از همین میزها پوکر بازی می‌کنه

18:51.060 --> 18:53.338
گفت بدهی‌های بابات
.داره زیاد می‌شه

18:55.412 --> 18:57.521
بعضی وقتا
...بیشتر از حدش خرج می‌کنه، اما این

18:57.546 --> 19:00.232
.نه، اینایی که بهشون بدهکاره، خطرناکن

19:00.257 --> 19:02.282
.اگه پولشونو نداده بود می‌کشتنش

19:02.307 --> 19:04.257
فروختن مزرعه به مارکوس
.راه فرار بود

19:05.099 --> 19:06.549
پس چرا مارکوس مُرده؟

19:07.366 --> 19:08.816
و چرا بابام تو بیمارستانه

19:08.841 --> 19:10.323
و داره برای زندگیش می‌جنگه؟

19:10.348 --> 19:12.142
فکر می‌کنم مارکوس بهش
یه پیش‌پرداخت داده

19:12.167 --> 19:13.556
،تا کمکش کنه بدهی‌هاشو صاف کنه

19:13.581 --> 19:14.825
،و بعد از پرداخت پول

19:15.724 --> 19:18.013
شاید گوردون
در مورد فروش نظرش عوض شده

19:18.467 --> 19:20.008
،مدارک هیچوقت رسما امضا نشدن

19:20.033 --> 19:21.326
،اگه برای مارکوس اتفاقی میفتاد

19:21.351 --> 19:23.417
.در این صورت قرارداد باطل می‌شد

19:24.217 --> 19:26.508
داری بابام رو
به کشتن مارکوس متهم می‌کنی؟

19:27.310 --> 19:28.594
خودش هم مسموم شد، یادته؟

19:28.619 --> 19:31.532
آره، می‌دونم، اما سم
.تو فلاسک خودش پیدا شد

19:31.557 --> 19:34.110
شاید نتونسته با کاری که
.کرده زندگی کنه و یه راه فرار دیده

19:34.135 --> 19:36.008
چرا اینو به من میگی؟
...چون من

19:36.932 --> 19:37.932
،ببین

19:38.213 --> 19:40.763
می‌فهمم که می‌خوای
،از بابات محافظت کنی

19:40.788 --> 19:43.290
احتمالا منم جای تو بودم
.همین کارو می‌کردم

19:43.315 --> 19:44.865
...اما به من گوش کن آنا

19:45.175 --> 19:47.175
اگه گوردون بمیره و تو
،چیزی که می‌دونی رو نگی

19:47.200 --> 19:51.990
اونوقت کل زندگی دوستم جون
.ممکنه بخاطر این نابود بشه

19:52.365 --> 19:53.484
.باید بری

19:54.525 --> 19:55.779
.الان

19:56.817 --> 19:57.889
...آنا
.الان

20:00.435 --> 20:01.460
.باشه

20:04.484 --> 20:11.484
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:14.018 --> 20:16.731
ملاقات یه بیمار
تو بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان

20:16.756 --> 20:18.566
.یه سری پیچیدگی داره

20:19.238 --> 20:21.533
‏اول از همه
،باید خانواده درجه یک باشی

20:21.558 --> 20:24.775
.دوم اینکه، باید سر ساعت ملاقات بیای

20:24.800 --> 20:25.895
.ببخشید

20:25.920 --> 20:28.318
البته همیشه راهی برای
،دور زدن قوانین وجود داره

20:28.343 --> 20:30.512
.اگه بخوای خارج از چارچوب فکر کنی

20:34.060 --> 20:35.498
.نمی‌دونم چرا اینجام

20:36.049 --> 20:39.102
،اگر در مورد گوردون درست فکر کنم
.اون شایسته‌ی ترحم من نیست

20:39.603 --> 20:42.581
‏با این حال
خوب بلدم گلیم خودمو از آب بکشم

20:42.606 --> 20:44.138
.و با غریزه بقا آشنام

20:46.333 --> 20:48.330
ما واقعا در نهایت اینقدر متفاوتیم؟

20:49.476 --> 20:50.948
،ببخشید
چطور اومدی اینجا؟

20:50.973 --> 20:53.058
اینجا بخش خصوصیه
.باید بری بیرون

20:53.083 --> 20:55.139
.اوه ... اشکالی نداره

20:55.838 --> 20:57.078
.اوه، اون با منه

21:08.181 --> 21:10.725
‏باید یه سری اطلاعات
.از جراح گوردون می‌گرفتم

21:10.750 --> 21:12.922
.گفتم بیام ببینم بهوش اومده یا نه

21:14.110 --> 21:15.884
‏فکر کنم می‌خوای بدونی
.اینجا چیکار می‌کنم

21:15.909 --> 21:17.271
‏از جواب خوشم میاد؟

21:18.777 --> 21:20.070
...امم

21:23.096 --> 21:24.974
می‌خواستم باهات تماس بگیرم
...من، اوه

21:26.286 --> 21:29.454
می‌خواستم بابت دیشب
.که یهو رفتم عذرخواهی کنم

21:30.846 --> 21:32.554
.تا حدودی مستحقش بودم

21:33.273 --> 21:35.434
با این حال، لیوان کلکسیونی‌ات رو
.واست نگه داشتم

21:36.091 --> 21:37.539
.اوه...ازت ممنونم

21:42.691 --> 21:45.039
احتمالا قبل از اینکه
.پرستار رچد پیداش بشه باید برم

21:46.229 --> 21:47.952
.شب‌بخیر، سم
.شب‌بخیر، امیلی

21:59.724 --> 22:02.789
بغل کردن گربه‌ها
.یه لیوان شراب، حموم کف

22:02.814 --> 22:03.955
.با همین ترتیب

22:10.803 --> 22:12.373
کمکی چیزی ازم برمیاد؟

22:12.398 --> 22:13.514
.اشکالی نداره

22:13.963 --> 22:14.995
...اوه، آه

22:15.323 --> 22:16.955
تو صاحب اینجایی، درسته؟

22:16.980 --> 22:18.183
،آره
امیلی؟

22:18.208 --> 22:20.492
...ما توی
.تو مهدکودک همدیگه رو دیدیم

22:20.517 --> 22:22.645
اوم... لیزی؟

22:22.969 --> 22:25.109
در حال رانندگی بودم که
یهو هوس شدیدی

22:25.134 --> 22:27.580
مثل هوس بارداری
.به خوردن چیزی شیرین پیدا کردم

22:27.605 --> 22:29.566
.امیدوارم تعطیل نکرده باشین

22:29.591 --> 22:30.603
...آه

22:31.039 --> 22:32.702
.فکر کنم بتونیم یه چیزی پیدا کنیم

22:35.828 --> 22:38.969
...تو بخش خیارشور و بستنی کم میاریم

22:40.810 --> 22:44.730
‏ولی عوضش، 40 نوع
.طعم آبنبات عصایی داریم

22:45.011 --> 22:46.938
وضعیت کوکی‌ها چطوره؟

22:47.367 --> 22:50.066
.‏اوه، شیرینی زنجبیلی، شیرینی کره‌ای

22:50.265 --> 22:52.989
همه کوکی‌هایی که اسمشون
.به شکل گیج‌کننده‌ای به 'شیرینی' ختم می‌شه

22:53.262 --> 22:56.385
‏یه جور کوکی بود که
.نمی‌تونم از فکرش بیرون بیام

22:56.410 --> 23:00.789
‏یه جور کوکی شکری بود که
.به گمونم، توش مربای بنفش داشت

23:01.163 --> 23:03.165
.‏مارکوس گفت از فروشگاه شما خریده

23:04.893 --> 23:06.436
.اوه، کوکی آلو شکری

23:06.461 --> 23:08.092
.آره، فکر کنم همین بود

23:08.491 --> 23:10.493
گفتی مارکوس بهت گفته بود؟

23:10.518 --> 23:11.794
یادته کی بود؟

23:12.910 --> 23:15.008
تو مزرعه درختی بود
شبی که اون مُرد؟

23:17.428 --> 23:19.127
.اوه، فکر کنم باید برم

23:19.152 --> 23:21.314
لیزی، لطفا، خواهش می‌کنم
...گوش کن

23:21.950 --> 23:24.661
اگه چیزی در مورد اتفاقی که
...برای مارکوس افتاد می‌دونی

23:29.676 --> 23:32.251
من هیچوقت نمی‌خواستم
.بهش آسیبی برسه

23:42.122 --> 23:43.169
.تقصیر منه

23:43.194 --> 23:45.647
هیچوقت نباید
.برای کمک سراغ مارکوس می‌رفتم

23:46.208 --> 23:47.413
کمک تو چه کاری؟

23:51.267 --> 23:52.810
.ازم اخاذی شده بود

23:54.394 --> 23:56.980
در مورد بچه‌ست، درسته؟

23:57.292 --> 23:58.817
مارکوس پدرشه؟

23:59.898 --> 24:01.059
چطور فهمیدی...؟

24:01.084 --> 24:03.795
.به جای ترنت رفتی سراغ مارکوس

24:03.820 --> 24:05.907
پس هرچی که
،بخاطرش ازت اخاذی می‌شه

24:05.932 --> 24:08.736
احتمالا یه رازیه که
می‌خوای ازش مخفی کنی؟

24:09.040 --> 24:11.218
،دارم یه چیزی رو الکی میگم

24:11.497 --> 24:13.832
ولی مارکوس پدر واقعیه
بچه توئه، درسته؟

24:14.633 --> 24:15.772
.آره

24:17.729 --> 24:20.586
نمی‌دونم چرا اینقدر برام مهم بود
.که رازش رو نگه دارم

24:21.684 --> 24:23.852
.کاش به ترنت گفته بودم

24:24.953 --> 24:28.481
‏اما زمانی متوجه شدم باردارم
...که عاشقش شده بودم و

24:28.870 --> 24:30.792
.اون خیلی خوشحال بود

24:31.816 --> 24:33.479
‏واکنش مارکوس به خبر چی بود؟

24:34.832 --> 24:35.860
...من، اوه

24:36.946 --> 24:38.258
.نمی‌دونم چی بگم

24:38.283 --> 24:39.370
.متاسفم

24:39.395 --> 24:41.188
.نه
.نه، نه

24:42.732 --> 24:43.776
.اشکالی نداره

24:43.801 --> 24:45.911
.هنوز آماده نیستم که به ترنت بگم

24:46.555 --> 24:49.725
.من عاشقشم
.نمی‌تونم ریسک کنم و از دستش بدم

24:49.968 --> 24:53.442
هر کاری که می‌خوای انجام بدی
.من درکنارتم

24:53.467 --> 24:57.131
سه هفته بعدش، یه پیام از یه
.شماره ناشناس دریافت کردم

24:57.641 --> 25:00.477
نوشته بود
.باید 40000 دلار نقدی پرداخت کنم

25:00.502 --> 25:02.115
.یا ترنت حقیقت رو می‌فهمه

25:02.140 --> 25:03.934
.‏آمادگی گفتن این حرف رو نداشتم

25:03.959 --> 25:05.733
پس دوباره رفتی سراغ مارکوس؟

25:05.758 --> 25:07.996
.می‌خواست حین باج‌گیری ازش فیلم بگیره

25:08.021 --> 25:09.689
.گفت پول مهم نیست

25:09.714 --> 25:11.079
.بهش برمی‌گرده

25:11.837 --> 25:13.730
و می‌دونست کجا پیداشون کنه؟

25:14.173 --> 25:17.205
.بهم گفتن پول رو توی یه کیف بذارم

25:17.458 --> 25:20.086
کنار یه درخت
،که یه روبان دورش بسته شده

25:20.111 --> 25:21.691
.پشت اصطبل

25:21.716 --> 25:24.510
.درضمن بهم گفتن تنهایی برم

25:25.272 --> 25:27.471
آخرین باری که
مارکوس رو دیدی کی بود؟

25:28.002 --> 25:29.580
.وقتی می‌خواستم پول رو بذارم

25:30.611 --> 25:31.623
.ترسیدم

25:31.648 --> 25:35.028
تقریبا پشیمون شدم
.ولی مارکوس اومد پیشم

25:35.885 --> 25:38.513
.هی، هی
.به من نگاه کن، به من نگاه کن

25:39.130 --> 25:41.039
همه چی درست می‌شه، باشه؟

25:41.064 --> 25:42.077
.اینو بگیر

25:46.799 --> 25:48.765
.با یه چیزی توی معدت حالت بهتر می‌شه

25:53.926 --> 25:56.984
بعد از اون، کیف پول رو
.کنار درخت گذاشتم

25:57.423 --> 25:58.590
.و رفتم خونه

25:59.975 --> 26:01.082
.تو می‌تونی

26:01.107 --> 26:04.328
وایسا، مارکوس
.اون کوکی رو باهات تقسیم کرد

26:04.820 --> 26:06.497
در این مورد مطمئنی؟
.آره

26:06.522 --> 26:10.317
پس اون کوکی نمی‌تونه
.منبع سم باشه

26:12.432 --> 26:13.926
...خب، لیزی، من

26:15.016 --> 26:19.212
ازت می‌خوام یه کار شجاعانه دیگه
.امشب برام انجام بدی

26:20.218 --> 26:21.344
.خواهش می‌کنم

26:23.290 --> 26:25.880
خیلی دوست دارم بدونم چطور
.لیزی رو راضی کردی که بیاد جلو

26:25.905 --> 26:26.810
.هه

26:26.834 --> 26:28.795
فکر کنم خیلی ناامید بود
.که به یکی بگه

26:29.015 --> 26:31.009
.اتفاقی در وقت و جای مناسب حاضر شدم

26:31.034 --> 26:33.286
به نظر می‌رسه یه موضوع
.تکراری توی زندگیت باشه

26:33.571 --> 26:36.128
و فقط بدون، این به این معنی نیست
.که جون تبرئه شده

26:36.153 --> 26:37.596
.اون هنوزم یه مظنونه

26:38.200 --> 26:39.936
نمی‌ذاری برنده بشم، نه؟

26:39.961 --> 26:42.100
.فقط دارم انتظارات رو مدیریت می‌کنم

26:42.634 --> 26:44.720
،خب، حداقل فعلا

26:44.745 --> 26:46.487
.بالاخره از دست من خلاص شدی

26:47.334 --> 26:48.544
.چه آرامشی

26:51.880 --> 26:52.940
...سلام

26:53.162 --> 26:54.318
.سلام

26:55.222 --> 26:56.320
.اوف

26:56.345 --> 26:59.132
فکرشو بکن آزادی‌ام رو مدیون
.دوست دختر سابق مارکوس‌ام

26:59.157 --> 27:01.276
.و تو البته

27:01.828 --> 27:03.325
.من کار خاصی نکردم

27:04.248 --> 27:06.250
.یه جورایی باورش برام سخته

27:08.082 --> 27:09.200
.متشکرم

27:09.567 --> 27:11.572
.برای اینکه شهر ما رو خونه خودت کردی

27:12.388 --> 27:14.570
.تو فقط... بهترش می‌کنی

27:15.950 --> 27:17.687
.شاید حالمو بهتر کنه

27:19.848 --> 27:20.954
...امم

27:21.431 --> 27:23.141
از بچه خبر داشتی؟

27:23.166 --> 27:25.252
.مارکوس قول داد هیچ رازی نداشته باشه

27:25.277 --> 27:26.443
.منظورش همین بود

27:27.580 --> 27:29.986
البته بجز رازی که
،باعث کشته شدنش شد

27:30.724 --> 27:33.310
اون داشت
.مزرعه رو از گوردون می‌خرید

27:33.894 --> 27:35.560
.این سورپرایز بزرگش بود

27:35.585 --> 27:37.025
واقعا؟
.آره

27:38.218 --> 27:40.179
این همیشه
.رویای من برای هردومون بود

27:40.204 --> 27:43.466
زندگی تو حومه شهر
.داشتن یه پناهگاه حیوانات

27:44.068 --> 27:46.091
،همیشه در موردش حرف می‌زدم

27:46.116 --> 27:47.534
.وقتی ازدواج کرده بودیم

27:49.856 --> 27:54.027
من، اوه... با گوردون
.قبل از بستری شدنش حرف زدم

27:54.052 --> 27:56.179
.اون گفت که اخیرا رفتی مزرعه

27:56.204 --> 27:57.706
.رفتم شادو رو ببینم

27:57.959 --> 28:00.590
.تو تابستون عفونت بدی داشت

28:00.863 --> 28:03.085
من اغلب چک می‌کنم
،تا مطمئن بشم که اگه عود کرد

28:03.110 --> 28:04.348
.بتونم زودتر متوجه بشم

28:05.042 --> 28:07.052
من باید به گوردون
،یه پیام هشدار می دادم

28:07.077 --> 28:09.562
ولی اگه گوشی هم داشت
.باز نمی‌دونست چجوری باهاش کار کنه

28:10.922 --> 28:12.680
،شاید سم اشتباه می کنه

28:13.081 --> 28:16.129
شاید بعضی تحقیقات مثل
.داستان‌های آگاتا کریستی باشن

28:16.154 --> 28:18.217
،چون آخرین قطعه این پازل

28:18.242 --> 28:20.661
.به تازگی سر جای خودش قرار گرفت

28:22.249 --> 28:23.319
.هی

28:23.344 --> 28:24.451
...تو

28:24.475 --> 28:27.291
به یه چیز چندش
مثل عکس صحنه جرم نگاه می‌کنی؟

28:27.992 --> 28:30.607
.نه
میشه یه دقیقه حرف بزنیم؟

28:30.632 --> 28:32.330
.اوه، آره، البته

28:32.892 --> 28:34.144
همه چی خوبه؟

28:34.169 --> 28:35.309
.آره

28:36.423 --> 28:37.549
...من فقط

28:37.574 --> 28:39.587
...می‌خواستم بهت بگم

28:39.938 --> 28:41.106
،که من

28:41.131 --> 28:43.216
.با نبودن مامان مشکلی ندارم

28:43.461 --> 28:45.307
،من عاشق زمانی بودم که اون بود

28:45.332 --> 28:47.360
و عاشق این بودم که
،شما دوتا با هم متحد بودین

28:47.385 --> 28:49.065
تا مطمئن بشین که من
.یه کریسمس عالی دارم

28:49.090 --> 28:51.356
.اما من دیگه بچه نیستم

28:51.880 --> 28:53.173
.خودم از پسش برمیام

28:54.315 --> 28:55.903
من خرابش کردم، نه؟

28:55.928 --> 28:57.149
.نه بابا

28:57.174 --> 28:59.955
.‏با تو وقت گذروندن، بهترینه

28:59.980 --> 29:01.112
...ولی

29:01.137 --> 29:04.919
این دلیل نمی‌شه که همون کارایی رو
.که با مامان می‌کردیم، ادامه بدیم

29:04.944 --> 29:07.248
شاید وقتشه که
.دنبال علاقه و هدف خودمون بریم

29:08.425 --> 29:10.204
.به نظر خیلی عالی میاد

29:11.178 --> 29:12.417
...من، اوه

29:13.634 --> 29:14.849
.‏دوسِت دارم، بچه جون

29:15.480 --> 29:16.750
.منم دوسِت دارم

29:26.860 --> 29:27.927
...گرچه

29:27.952 --> 29:31.196
یه سنت وجود داره که فکر کنم
.هنوزم می‌تونم ازش حمایت کنم

29:31.579 --> 29:33.117
جدی؟
کدوم یکی؟

29:33.425 --> 29:35.594
شب کارائوکه کریسمس
.تو رستوران

29:44.777 --> 29:45.958
.عمرا

29:47.588 --> 29:48.760
پایه‌ای؟

29:49.803 --> 29:50.914
.کاملا

29:51.811 --> 29:53.703
بسته

30:21.618 --> 30:22.911
.پیدات کردم

30:24.523 --> 30:25.694
کی اینجاست؟

30:29.160 --> 30:30.286
امیلی؟

30:30.697 --> 30:31.991
اینجا چیکار می‌کنی؟

30:33.486 --> 30:34.607
.دنبال این می‌گشتم

30:34.632 --> 30:37.801
گرچه به اندازه 40000 دلار سبک‌تر از
.زمانیه که برای اولین بار پیداش کردی

30:37.826 --> 30:40.359
می‌دونی که اخاذی یه جُرمه، درسته؟

30:40.384 --> 30:42.163
.ورود غیرقانونی هم همینطور

30:42.188 --> 30:43.314
.حق با توئه

30:43.339 --> 30:45.178
خب، فکر می‌کنی چی می‌دونی؟

30:45.591 --> 30:47.775
تو از لیزی اخاذی می‌کردی
،تا پول رو به دست بیاری

30:47.800 --> 30:49.860
.تا بدهی‌ قمار بابات رو پرداخت کنی

30:50.343 --> 30:51.860
.شاید بابام این کارو کرده

30:51.885 --> 30:55.035
بابات تلفن همراه نداره، چه برسه به
.اینکه بلد باشه ازش استفاده کنه

30:55.060 --> 30:58.985
بعد چطوری می‌خواد یه پیامک
ناشناس بفرسته که توش اخاذی کنه؟

31:03.270 --> 31:04.961
،تو دانشگاه اومدن سراغم

31:04.986 --> 31:06.048
،دو تا مرد

31:06.862 --> 31:08.428
.فکر کردم می‌خوان منو بکشن

31:09.575 --> 31:12.146
گفتن یه هفته فرصت دارم
.تا پول رو بدم و الا بابام می‌میره

31:12.171 --> 31:15.073
بعدش فکر کردی اخاذی
تنها راه حل توئه؟

31:15.098 --> 31:16.433
.ما ورشکسته شدیم

31:16.458 --> 31:18.372
.‏بانک‌ها دست رد به سینه‌مون زدن

31:18.397 --> 31:20.946
‏با همه ایراداش، هنوز بابامه

31:20.971 --> 31:22.954
.و واسه محافظت ازش هر کاری می‌کنم

31:22.979 --> 31:26.293
تو خبر داشتی که مارکوس
پدر واقعی و مخفی بچه لیزی بوده

31:27.049 --> 31:28.467
.فقط یه خوش‌شانسی بود

31:28.492 --> 31:30.740
اون شب که اون خبر رو داد
،تو رستوران بودم

31:31.582 --> 31:33.465
از مدرسه که رانندگی کردم
،تا خونه گشنم شد

31:33.490 --> 31:35.695
.و داشتم استراحت می‌کردم تا غذام بیاد

31:35.720 --> 31:37.872
به نظرم فکر می‌کردن
.پچ پچ هاشونو نمی‌تونم بشنوم

31:37.897 --> 31:39.819
.هنوز آمادگی‌ش رو ندارم که به ترنت بگم

31:40.129 --> 31:41.612
.من عاشقشم

31:41.637 --> 31:44.225
.نمی‌تونم ریسک کنم و از دستش بدم

31:44.717 --> 31:46.344
،دزدیدن پول مارکوس یه چیز بود

31:46.369 --> 31:48.037
.ولی اون نباید می‌مُرد

31:48.062 --> 31:49.539
در مورد چی حرف می‌زنی؟

31:49.920 --> 31:51.463
.اون شب حتی مارکوس رو ندیدم

31:51.488 --> 31:54.553
فقط کیف رو برداشتم
.و رفتم سمت ماشینم تو پمپ بنزین

31:54.578 --> 31:56.956
همیشه قصد داشتم به محض اینکه
.بتونم پول رو به لیزی برگردونم

31:56.981 --> 31:59.235
فکر می‌کنی این کارو درست می‌کنه؟
.البته که نه

31:59.260 --> 32:00.804
.ولی پشیمون هم نیستم

32:01.265 --> 32:02.766
.پس برو و گزارشم رو بده

32:02.791 --> 32:04.214
.برام مهم نیست

32:05.634 --> 32:07.470
.این گند‌کاری خودته، آنا

32:07.782 --> 32:09.172
.خودت هم تمیزش کن

32:15.743 --> 32:17.845
مطمئن نیستم
.چه چیزی بیشتر منو آزار میده

32:17.870 --> 32:20.603
این واقعیت که آنا
...از اعتراف به قتل مارکوس امتناع کرد

32:21.198 --> 32:23.242
یا این واقعیت که
.تا حدی حرفش رو باور کردم

32:23.267 --> 32:24.685
.با دکتر ویلنر تماس گرفتید

32:24.710 --> 32:27.004
لطفا پیام بذارید
.و بلافاصله باهاتون تماس می‌گیرم

32:27.029 --> 32:28.483
...اگه مورد اورژانسیه

32:32.515 --> 32:33.641
سلام؟

32:35.565 --> 32:36.795
کسی اینجاست؟

32:47.289 --> 32:48.470
.این جدیده

32:48.495 --> 32:51.125
فکر کردم گوردون گفت
.که رفتن به اونجا امن نیست

33:06.187 --> 33:07.592
کولی روون؟

33:07.617 --> 33:09.369
.‏دیدم که باهاش بود

33:11.384 --> 33:12.764
اینجا چیکار می‌کنه؟

33:23.605 --> 33:25.357
.پنتوباربیتال

33:28.196 --> 33:29.575
.تو نباید اینجا می اومدی

33:31.500 --> 33:33.627
.منم می‌تونم همینو به تو بگم

33:37.577 --> 33:38.891
...آه

33:41.752 --> 33:42.974
...آه

33:47.559 --> 33:48.641
...آه

34:10.702 --> 34:11.757
.خوبه

34:11.782 --> 34:13.071
.هر دوتون بیدارین

34:15.042 --> 34:16.502
.اگه راحتی می‌تونی داد بزنی

34:16.835 --> 34:18.269
.رئیس همه رو فرستاد خونه

34:26.733 --> 34:27.930
...پس، اوه

34:28.409 --> 34:31.412
چند وقته که مخفیانه تو اتاق
زیر شیروونی زندگی می‌کنی؟

34:34.434 --> 34:36.845
از وقتی که چند ماه پیش
،خونه‌ام رو تو آتیش‌سوزی از دست دادم

34:37.648 --> 34:39.525
.معلوم شد بیمه‌ام تموم شده

34:39.550 --> 34:41.385
حالا چون دارم قسط خونه میدم

34:41.410 --> 34:43.070
.باید روی یه مشت کاه بخوابم

34:43.099 --> 34:44.923
.اونم داری از دست میدی

34:46.065 --> 34:48.893
تو از نقشه گوردون
.برای فروش مزرعه خبر داشتی

34:49.629 --> 34:51.485
اونا همینجا که
.وایسادم معامله رو انجام دادن

34:51.510 --> 34:53.748
وقتی کسی ندونه که اونجایی
.چیزای زیادی می‌تونی یاد بگیری

34:53.773 --> 34:54.983
...پس چی، تو

34:55.008 --> 34:57.071
فکر کردی که مارکوس رو می‌کشی

34:57.096 --> 35:00.600
و یعد همه مشکلاتت
به طور جادویی از بین میره؟

35:00.625 --> 35:02.521
فکر می‌کنی من قصد
کشتن مارکوس رو داشتم؟

35:03.032 --> 35:04.229
.تقصیر خودش بود

35:05.960 --> 35:07.863
.اون پیرمرد اون شب باید می‌مُرد

35:17.090 --> 35:18.175
.مارکوس

35:19.001 --> 35:21.390
.حالا نه، گوردون
.من هر کاری که تونستم برات کردم

35:21.415 --> 35:23.081
و تو باید صبور باشی، باشه؟

35:25.044 --> 35:26.144
.باشه

35:30.959 --> 35:33.149
.هفته‌ها برنامه‌ریزی به فنا رفت

35:34.449 --> 35:35.515
.روون

35:35.540 --> 35:37.000
برام جو دوسر بیار، می‌شه؟

35:39.001 --> 35:40.056
.همین امروز

35:40.081 --> 35:41.641
،اگه مارکوس اون فلاسک رو برداشته

35:41.666 --> 35:43.422
چرا همراه جسدش پیدا نشد؟

35:43.685 --> 35:45.108
،جون گوردون رو متقاعد کرد

35:45.133 --> 35:47.173
وقتی برنگشت، براش
.گروه جستجو تشکیل بده

35:52.754 --> 35:54.162
.من بودم که پیداش کردم

35:58.987 --> 36:00.220
.اون قبلا مرده بود

36:01.148 --> 36:02.738
.کاری از دستم بر نمی‌اومد

36:03.105 --> 36:04.402
.نباید فلاسک رو می‌برد

36:04.427 --> 36:06.387
مارکوس اونجا بود
.تا با یه اخاذی روبرو بشه

36:06.412 --> 36:09.415
تصور می‌کنم اونو برداشته، چون
.به شجاعت بیشتری نیاز داشته

36:09.440 --> 36:11.228
و می‌دونی چیه؟
.ببین کی این حرفو می‌زنه

36:11.877 --> 36:14.067
تو اون شیشه پنتوباربیتال رو

36:14.092 --> 36:15.535
از جون دزدیدی، نه؟

36:15.915 --> 36:16.955
آره؟

36:16.980 --> 36:19.052
تو یکی از ویزیت‌های پزشکی‌ش با شادو؟

36:19.077 --> 36:21.335
.‏نباید کیفشو بدون مراقبت ول می‌کرد

36:21.360 --> 36:23.445
با این حال، وقتی مارکوس مُرده
.معامله تموم شده

36:23.470 --> 36:25.782
چرا دوباره سعی کردی گوردون رو بکشی؟

36:25.807 --> 36:27.266
.به من قول داده بود

36:29.900 --> 36:32.213
اون رو در رو بهم گفت
.که مثل پسرشم

36:32.238 --> 36:34.076
.که همیشه اینجا خونه داشته باشم

36:35.258 --> 36:38.047
‏ولی اون زد زیر همه چی
.فقط واسه اینکه خودشو نجات بده

36:39.148 --> 36:42.554
‏چی جلوشو می‌گرفت که دفعه‌ی بعد
که دوباره گیر افتاد، این کارو نکنه؟

36:42.579 --> 36:44.915
بنابراین فلاسک رو جایی گذاشتم
.که می‌دونستم پیداش می‌کنه

36:44.940 --> 36:46.368
.اون بقیه کارها رو انجام داد

36:47.644 --> 36:49.121
می‌خوای ما رو هم مسموم کنی؟

36:50.567 --> 36:54.691
باور کردنی نیست که فکر می‌کنی
.بتونی این کارو بکنی و عواقبش رو نبینی

36:55.097 --> 36:58.563
شنیدم قبلا تهدید می‌کردی
.که آنا رو بعنوان باجگیر لو میدی

36:58.903 --> 37:00.749
همه چی به نوعی
.سر جای خودش قرار می‌گیره

37:01.609 --> 37:03.366
،بعد از اینکه به اون پشت کردی

37:03.689 --> 37:05.259
،تو رو غافلگیر می‌کنه

37:05.764 --> 37:08.058
،سم رو به جریان خونت تزریق می‌کنه

37:08.083 --> 37:10.488
و بعد بخاطر کاری که کرده
،احساس گناه بهش غلبه می‌کنه

37:11.841 --> 37:13.676
.و به خودش هم تزریق می‌کنه

37:16.066 --> 37:18.186
همه‌ش کنار هم گذاشته شده، ها؟

37:19.703 --> 37:21.282
،فقط یه مشکل وجود داره

37:22.249 --> 37:25.850
.کل این مکالمه رو با گوشیم ضبط کردم

37:25.875 --> 37:29.060
داری بلوف میزنی
.من چک کردم، گوشی‌ت پیشت نیست

37:29.085 --> 37:30.839
دلیلش اینه که
.وقتی اومدم اینجا قایمش کردم

37:30.864 --> 37:32.630
برو جلو نگاه کن
.پیداش نمی‌کنی

37:33.037 --> 37:34.372
.اما پلیس پیداش می‌کنه

37:48.044 --> 37:49.727
.اوه، من پیداش می‌کنم

37:55.329 --> 37:56.622
.ششش

38:21.051 --> 38:22.415
.باشه، چیزی نیست

38:23.199 --> 38:25.751
آروم باش، شادو
.شادو، آروم باش

38:27.460 --> 38:28.855
.هی
...آه

38:30.979 --> 38:32.101
.آه

38:34.267 --> 38:35.602
.ششش، شادو

38:35.627 --> 38:37.591
.چیزی نیست، شادو، چیزی نیست

38:38.834 --> 38:40.002
.آه

38:40.027 --> 38:41.236
متاسفم

38:41.261 --> 38:42.971
.گرفتمت، گرفتمت
.ما خوبیم

38:42.996 --> 38:44.048
.ما خوبیم، بیا

38:44.073 --> 38:45.158
.شادو، جیزی نیست

38:45.183 --> 38:46.272
...ششش

38:46.518 --> 38:47.632
...اون افتاد

38:47.972 --> 38:48.972
.اون افتاد

39:16.499 --> 39:18.476
.شنیدم که ضربه بدی خوردی

39:18.823 --> 39:20.102
آره اشکالی نداره

39:20.329 --> 39:21.497
.سرم سفته

39:22.589 --> 39:23.673
.باور می‌کنم

39:32.792 --> 39:36.045
...خب، اوه
.بهت یه توضیح بدهکارم

39:37.208 --> 39:38.271
.بدهکاری

39:40.137 --> 39:41.350
.اما امروز نه

39:42.614 --> 39:43.631
...من فقط

39:46.240 --> 39:47.572
.خوشحالم که حالت خوبه

39:49.326 --> 39:50.836
...در حال حاضر

39:52.444 --> 39:53.734
.این تنها چیزیه که مهمه

40:09.928 --> 40:11.491
،‏بعد از هر فاجعه‌ای

40:11.516 --> 40:14.187
.یه دوره بازسازی و رشد دوباره میاد

40:22.409 --> 40:23.783
‏امید اینه که همه

40:23.808 --> 40:25.916
،از یه شرایط قوی‌تر بیرون بیان

40:25.941 --> 40:28.499
انگار که از یه طوفان سخت
.جون سالم به در بردن

40:37.476 --> 40:38.702
،‏راستش رو بخواین

40:39.532 --> 40:42.054
حقیقت اینه که
.هیچوقت احساس آرامش نکردم

40:42.348 --> 40:44.109
بخشی از من همیشه آماده بوده

40:44.134 --> 40:46.358
.که یهویی جمع کنه و فرار کنه

40:58.633 --> 41:00.700
بیا اسرار همدیگه رو نگه داریم
اِم

41:07.780 --> 41:10.951
‏ولی انگار این نزدیک‌ترین حس
.خونه‌ای بوده که تا حالا تجربه کردم

41:11.757 --> 41:14.453
.و یه خونه ارزش محافظت رو داره

41:16.475 --> 41:18.775
البته، یه ذره در رو باز کردن

41:18.800 --> 41:21.624
که یه گوشه از زندگی قبلیم
خودشو نشون بده

41:21.649 --> 41:23.345
.یه جورایی خطرناکه

41:25.320 --> 41:28.392
و ‏یه دختر هر چقدر هم
.که مراقب باشه، باز هم کمه

41:30.967 --> 41:50.967
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
