1
00:00:00,016 --> 00:00:02,016
‫« آنچه گذشت »

2
00:00:02,040 --> 00:00:03,919
‫جیمز امروز بهم زنگ زد، سعی کرد
‫جلوی مصاحبه رو بگیره،

3
00:00:03,920 --> 00:00:05,799
‫بهم گفت که جونت در خطره.

4
00:00:05,800 --> 00:00:06,919
‫من شما رو می‌شناسم؟

5
00:00:06,920 --> 00:00:08,079
‫هلنا ماس؟

6
00:00:08,080 --> 00:00:09,759
‫تو دوست نبودی با...

7
00:00:09,760 --> 00:00:10,999
‫- جوآن کمپر؟
‫- آره.

8
00:00:11,000 --> 00:00:12,999
‫حرف رایان اوکلی رو پیش کشیدم
‫تا دهنش باز بشه.

9
00:00:13,000 --> 00:00:14,719
‫وادارش کردم به دامینیک کندی نامه بنویسه.

10
00:00:14,720 --> 00:00:16,279
‫از اسم واقعیت استفاده نکردی،
‫مگه نه؟

11
00:00:16,280 --> 00:00:17,999
‫دوست‌داشتنی نیستن؟

12
00:00:18,000 --> 00:00:19,479
‫واقعاً مثل یه بازی می‌مونه.

13
00:00:19,480 --> 00:00:22,319
‫نوبت ما، نوبت اون!
‫نوبت ما، نوبت اون!

14
00:00:22,320 --> 00:00:23,599
‫خانم بتس؟

15
00:00:23,600 --> 00:00:25,319
‫شوهرت چطوره؟ حالش خوبه؟

16
00:00:25,320 --> 00:00:27,879
‫- فعلاً برای یه پرونده رفته ماموریت.
‫- کجا؟

17
00:00:27,880 --> 00:00:30,519
‫- نایتس پث.
‫- چی گفتی؟

18
00:00:30,520 --> 00:00:33,279
‫یه عبارت دوکلمه‌ایه که توی بخش کوچیکی
‫از یه سند بود

19
00:00:33,280 --> 00:00:35,839
‫که تقریباً مطمئنم جیمز
‫رمزگذاریش کرده بود.

20
00:00:35,840 --> 00:00:38,239
‫- مندی زیگلر!
‫- دختر رئیس.

21
00:00:38,240 --> 00:00:40,119
‫نامزد سربازرس کارتر.

22
00:00:40,120 --> 00:00:43,679
‫- چی؟
‫- گاهی حس می‌کنم همه چیز رو بهم نمیگی.

23
00:00:43,680 --> 00:00:45,880
‫فکر کنم وقتشه حضوری همدیگه رو ببینیم.

24
00:01:28,880 --> 00:01:31,239
‫- جاناتن؟
‫- جاناتن، حالت خوبه رفیق؟

25
00:01:31,240 --> 00:01:32,600
‫رفیق؟

26
00:01:38,000 --> 00:01:40,040
‫هی هی هی!

27
00:01:41,000 --> 00:01:52,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

28
00:02:01,000 --> 00:02:08,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

29
00:02:08,000 --> 00:02:12,000
‫« لودویگ »

30
00:02:16,800 --> 00:02:18,480
‫چهره‌ی مهربونی داشت.

31
00:02:20,520 --> 00:02:22,040
‫نمی‌دونم به کی رفته بود.

32
00:02:27,000 --> 00:02:29,239
‫مندی توی فضای مجازی
‫خیلی چیزها به اشتراک می‌ذاشت،

33
00:02:29,240 --> 00:02:31,040
‫ولی همه‌شون چیزهای کاملاً عادیـن.

34
00:02:33,320 --> 00:02:34,680
‫قیافه‌اش فرق کرده.

35
00:02:36,240 --> 00:02:37,960
‫قیافه‌ی آدم قبل از مصیبت همین شکلیـه.

36
00:02:39,000 --> 00:02:41,799
‫جان، امکان نداره این رو
‫اشتباه کرده باشیم، نه؟

37
00:02:41,800 --> 00:02:43,199
‫ممکنه تصادفی باشه

38
00:02:43,200 --> 00:02:45,439
‫که جیمز اسم جاده‌ای رو

39
00:02:45,440 --> 00:02:48,399
‫که دختر رئیس پلیس زیگلر، توش مُرد
‫به صورت رمز نوشته باشه؟

40
00:02:48,400 --> 00:02:52,199
‫و جوآن کمپر، مظنون اصلی ما
‫توی یه سری قتل زنجیره‌ای،

41
00:02:52,200 --> 00:02:54,279
‫وقتی اسمش رو شنید اینطوری واکنش نشون داد؟

42
00:02:54,280 --> 00:02:57,359
‫- بله.
‫- خیلی خیلی خیلی بعیده.

43
00:02:57,360 --> 00:02:58,999
‫آره، ولی با الگوی ما جور درنمیاد.

44
00:02:59,000 --> 00:03:00,279
‫مندی هیچ ربطی
‫به این قضایا نداره.

45
00:03:00,280 --> 00:03:01,399
‫منظورم اینه که چی داریم میگیم؟

46
00:03:01,400 --> 00:03:02,999
‫اینکه پدرش روی مرگش سرپوش گذاشته،

47
00:03:03,000 --> 00:03:04,359
‫مثل همه‌ی کارهای دیگه‌ای که کرد؟

48
00:03:04,360 --> 00:03:05,840
‫آره، بعید نیست این کار رو کرده باشه.

49
00:03:07,200 --> 00:03:10,359
‫راسل اصلاً با این قضیه کنار نمیاد.

50
00:03:10,360 --> 00:03:12,439
‫اینجوری خیلی مودبانه میگی.

51
00:03:12,440 --> 00:03:14,319
‫- چطوری بهش بگم؟
‫- خب، نمی‌تونی.

52
00:03:14,320 --> 00:03:16,239
‫هنوز نه.

53
00:03:16,240 --> 00:03:18,319
‫ببین، اون هنوز بوی این قضیه
‫به مشامش نخورده.

54
00:03:18,320 --> 00:03:20,519
‫هنوز فکر می‌کنه جوآن کمپر
‫فقط یه شاهده

55
00:03:20,520 --> 00:03:22,559
‫که داریم ازش اطلاعات می‌کشیم.

56
00:03:22,560 --> 00:03:24,639
‫خب، من یه اشاره‌های کوچیکی کردم

57
00:03:24,640 --> 00:03:26,360
‫که فکر می‌کنیم اون آدم‌بده‌ست.

58
00:03:28,160 --> 00:03:29,999
‫چقدر کوچیک؟

59
00:03:30,000 --> 00:03:31,799
‫در واقع تقریباً بهش گفتم

60
00:03:31,800 --> 00:03:34,199
‫که فکر می‌کنیم مسئول چندین قتله.

61
00:03:34,200 --> 00:03:36,519
‫آخه واسه چی همچین غلطی کردی؟

62
00:03:36,520 --> 00:03:40,239
‫بحثش همینطوری پیش اومد،

63
00:03:40,240 --> 00:03:41,559
‫و منم بهش اعتماد دارم.

64
00:03:41,560 --> 00:03:43,239
‫آهان. خب باشه.

65
00:03:43,240 --> 00:03:46,719
‫خیلی عالیـه که می‌تونی
‫خودت رو پیش کسی خالی کنی.

66
00:03:46,720 --> 00:03:48,799
‫فکر می‌کنی من با کی می‌تونم
‫این کار رو بکنم؟

67
00:03:48,800 --> 00:03:50,319
‫- نگو با تو!
‫- اما...

68
00:03:50,320 --> 00:03:52,479
‫نگو هنری.

69
00:03:52,480 --> 00:03:54,639
‫- احتمالاً هیچکس.
‫- احتمالاً هیچکس!

70
00:03:57,400 --> 00:04:00,999
‫- شاید خودش نباشه.
‫- تابلـوئه که خودشه.

71
00:04:01,000 --> 00:04:02,280
‫خودشه، مگه نه؟

72
00:04:04,880 --> 00:04:07,159
‫- الو؟
‫- جان، باید بیای سر صحنه.

73
00:04:07,160 --> 00:04:09,199
‫توی خیابون هیزلتونه. رستوران پازورو سوشی.

74
00:04:09,200 --> 00:04:11,519
‫- همین الان.
‫- باشه آره، احتمالاً بتونم...

75
00:04:11,520 --> 00:04:13,119
‫جان، باید ظرف ۲۰ دقیقه اینجا باشی

76
00:04:13,120 --> 00:04:14,599
‫قبل از اینکه رئیس برسه.

77
00:04:14,600 --> 00:04:17,999
‫می‌تونی ۱۵ دقیقه‌ای هم برسی،
‫ولی باید همین الان راه بیفتی.

78
00:04:18,000 --> 00:04:19,599
‫به لوسی بگو می‌تونه چراغ قرمزها رو رد کنه.

79
00:04:19,600 --> 00:04:21,999
‫قطعاً همچین چیزی رو به لوسی نمیگم،

80
00:04:22,000 --> 00:04:24,000
‫ولی متوجه اضطراری بودن موقعیت شدم.

81
00:04:27,480 --> 00:04:29,239
‫باید من رو ببری به یه رستوران سوشی.

82
00:04:29,240 --> 00:04:31,239
‫چی رو قطعاً به من نمیگی؟

83
00:04:31,240 --> 00:04:32,399
‫بهت نمیگم.

84
00:04:32,400 --> 00:04:34,639
‫بهم اجازه داد چراغ قرمزها رو رد کنم؟

85
00:04:34,640 --> 00:04:36,199
‫- چیزی به اسم اجازه برای رد کردن...
‫- آره!

86
00:04:36,200 --> 00:04:39,040
‫چیزی به اسم اجازه برای
‫رد کردن چراغ قرمز وجود نداره!

87
00:04:46,560 --> 00:04:48,880
‫آخریـه قطعاً زرد نبود!

88
00:04:55,640 --> 00:04:57,359
‫داری چی کار می‌کنی؟

89
00:04:57,360 --> 00:04:59,399
‫داریم میریم سراغ سربازرس کارتر.

90
00:04:59,400 --> 00:05:00,679
‫جان!

91
00:05:00,680 --> 00:05:02,240
‫اصلاً ولش کن، پشیمون شدم، خدافظ.

92
00:05:07,480 --> 00:05:09,279
‫- فقط...
‫- داری چی کار می‌کنی؟

93
00:05:09,280 --> 00:05:10,480
‫آره، باشه.

94
00:05:17,680 --> 00:05:18,999
‫سلام قربان.

95
00:05:19,000 --> 00:05:20,399
‫شما اینجا چی کار می‌کنی؟

96
00:05:20,400 --> 00:05:22,799
‫من مسئول تحقیقات این پرونده‌ی قتلم

97
00:05:22,800 --> 00:05:25,200
‫چون مجبور شدم کارآگاه ارشدم رو ازش کنار بذارم.

98
00:05:27,560 --> 00:05:29,639
‫سربازرس کارتر بهم زنگ زد و...

99
00:05:29,640 --> 00:05:30,999
‫خب، معلومه که به اندازه‌ی کافی
‫سریع نبودی،

100
00:05:31,000 --> 00:05:33,479
‫چون الان من اینجام و اون نیست.

101
00:05:33,480 --> 00:05:34,959
‫چی می‌دونی، جان؟

102
00:05:34,960 --> 00:05:36,079
‫چی می‌دونم، قربان؟

103
00:05:36,080 --> 00:05:40,079
‫می‌دونی چرا سربازرس کارتر موقع قتل اینجا بود

104
00:05:40,080 --> 00:05:42,079
‫و با کی بود؟

105
00:05:42,080 --> 00:05:46,839
‫من شخصاً امنیت تو رو...

106
00:05:46,840 --> 00:05:48,599
‫- تضمین می‌کنم.
‫- خیلی‌خب، باشه.

107
00:05:48,600 --> 00:05:50,799
‫چه عالی.
‫پس بقیه‌ی اطرافیانم چی

108
00:05:50,800 --> 00:05:52,519
‫که هر بار دهنم رو باز می‌کنم،
‫یا ریق رحمت رو سر می‌کشن

109
00:05:52,520 --> 00:05:53,639
‫یا غیب‌شون می‌زنه؟

110
00:05:53,640 --> 00:05:55,799
‫هیچکس نمی‌دونه تو اینجایی.

111
00:05:55,800 --> 00:05:58,599
‫خیلی‌خب، قرار نیست کسی غیب بشه
‫و قرار نیست کسی...

112
00:05:58,600 --> 00:06:00,040
‫هی هی هی!

113
00:06:01,720 --> 00:06:04,559
‫خب. معلومه که هیچی نمی‌دونی.

114
00:06:04,560 --> 00:06:06,560
‫حداقل این مایه‌ی دلگرمیـه.

115
00:06:08,400 --> 00:06:10,799
‫جان، هیچوقت پوکر بازی نکن، باشه؟

116
00:06:10,800 --> 00:06:13,679
‫مت نویل؟ شریک قدیمی برادرم؟

117
00:06:13,680 --> 00:06:14,879
‫کجاست؟

118
00:06:14,880 --> 00:06:17,719
‫توی اداره، توی اتاق بازجوییه.

119
00:06:17,720 --> 00:06:20,840
‫اون الان شاهد یه قتله، مثل سربازرس کارتر...

120
00:06:21,840 --> 00:06:24,479
‫که قبل از من به تو زنگ زد.

121
00:06:24,480 --> 00:06:26,840
‫مطمئنم از روی پارتی‌بازی نبوده، قربان.

122
00:06:28,320 --> 00:06:30,639
‫هرچند احتمالاً منظورتون این نبود...

123
00:06:30,640 --> 00:06:32,040
‫اهم!

124
00:06:36,600 --> 00:06:38,559
‫ما یه مشاور صحنه‌ی جرم داریم.

125
00:06:38,560 --> 00:06:40,679
‫لطفاً سریع در جریان جزئیات قرارش بدید.

126
00:06:40,680 --> 00:06:42,999
‫- این نقاله‌ی سوشیـه؟!
‫- به چیزی دست نزن!

127
00:06:43,000 --> 00:06:44,719
‫ولی این نقاله‌ی سوشیـه!

128
00:06:44,720 --> 00:06:46,439
‫گروهبان سالیوان.

129
00:06:46,440 --> 00:06:50,719
‫بله. اسم قربانی جاناتن مک‌کوید بود.

130
00:06:50,720 --> 00:06:53,559
‫برای یه ناهار کاری
‫با بقیه‌ی تیمش اینجا بود.

131
00:06:53,560 --> 00:06:54,879
‫تحلیل‌گر داده‌های دوره‌ی دکترا.

132
00:06:54,880 --> 00:06:56,199
‫بورسیه‌ی دانشگاه بود.

133
00:06:56,200 --> 00:06:58,279
‫به شرکت‌ها درباره‌ی روند بازار مشاوره میدن.

134
00:06:58,280 --> 00:07:00,199
‫ظاهراً این یه برنامه‌ی همیشگی بوده

135
00:07:00,200 --> 00:07:02,680
‫هر جمعه ناهار کاری رو همینجا می‌خوردن.

136
00:07:03,680 --> 00:07:05,599
‫خوش به حال بعضی‌ها، مگه نه؟

137
00:07:05,600 --> 00:07:08,599
‫ما یه سلف‌سرویس خیلی خوب داریم، پاسبان.

138
00:07:08,600 --> 00:07:09,999
‫بله داریم.

139
00:07:10,000 --> 00:07:11,479
‫سربازرس کارتر هم حضور داشت.

140
00:07:11,480 --> 00:07:13,599
‫میز کناری. خودش و یکی از رفیق‌هاش.

141
00:07:13,600 --> 00:07:15,159
‫بازرس مت نویل.

142
00:07:15,160 --> 00:07:16,400
‫اسمـش رو هم نشنیدم.

143
00:07:17,640 --> 00:07:19,679
‫دلیلی هم نداره که شنیده باشی.

144
00:07:19,680 --> 00:07:21,240
‫خب، اینم جواب من.

145
00:07:23,680 --> 00:07:27,359
‫درسته. وسط ناهار،
‫جاناتن بلند می‌شه و از حال میره.

146
00:07:27,360 --> 00:07:28,519
‫همه میریزن سرش.

147
00:07:28,520 --> 00:07:30,479
‫یکی از آشپزها زنگ می‌زنه به آمبولانس.

148
00:07:30,480 --> 00:07:31,999
‫سربازرس‌مون خودش رو معرفی کرد،

149
00:07:32,000 --> 00:07:34,799
‫و سعی کرد نذاره بقیه دورش جمع بشن.

150
00:07:34,800 --> 00:07:37,359
‫هنوز نبض داشت. خیلی ضعیف.

151
00:07:37,360 --> 00:07:39,999
‫شک دارم اون یا بقیه
‫فکر کرده باشن چیزی غیر از

152
00:07:40,000 --> 00:07:42,519
‫یه حمله‌ی قلبی ناگهانی
‫یا واکنش آلرژیک باشه.

153
00:07:42,520 --> 00:07:43,719
‫توی آمبولانس مُرد.

154
00:07:43,720 --> 00:07:46,999
‫به محض رسیدن به ما خبر دادن که علائم ظاهری

155
00:07:47,000 --> 00:07:49,079
‫مسمومیت با آکونیتین رو داره.

156
00:07:49,080 --> 00:07:51,919
‫- لب‌های کبود.
‫- بعداً تایید شد.

157
00:07:51,920 --> 00:07:53,519
‫گیاه تاج‌الملوک خورده بود.

158
00:07:53,520 --> 00:07:55,159
‫به شکل عصاره.

159
00:07:55,160 --> 00:07:57,959
‫کُشنده و سریع‌الاثره.

160
00:07:57,960 --> 00:07:59,999
‫پس همینجا خوردتش؟

161
00:08:00,000 --> 00:08:02,999
‫آره، ظاهراً سربازرس ما منتظر یه چای سبز بوده.

162
00:08:03,000 --> 00:08:06,119
‫اون و بازرس نویل چیزی نخورده بودن.

163
00:08:06,120 --> 00:08:07,520
‫ولی بقیه‌شون، منظورم اینه که...

164
00:08:09,520 --> 00:08:12,319
‫پس پای نقاله‌ی سوشی در میونه؟

165
00:08:12,320 --> 00:08:14,439
‫و روشن بود، مگه نه؟

166
00:08:14,440 --> 00:08:17,999
‫و همه‌ی این چیزها مدام می‌چرخیدن
‫و می‌چرخیدن، درسته؟

167
00:08:18,000 --> 00:08:21,119
‫و همه‌ی مظنون‌ها هم همینجا نشسته بودن، نه؟

168
00:08:21,120 --> 00:08:22,559
‫لطفاً به چیزی دست نزن.

169
00:08:22,560 --> 00:08:23,799
‫آخه واسه چی باید دست بزنم؟

170
00:08:23,800 --> 00:08:25,520
‫نمی‌خوام سمی بشم.

171
00:08:26,520 --> 00:08:27,959
‫هرچند از همه‌ی این‌ها خورده شده،

172
00:08:27,960 --> 00:08:29,160
‫و هیچکس دیگه‌ای نمُرده.

173
00:08:30,360 --> 00:08:32,679
‫پس دنبال یه ظرف سمی می‌گردیم،

174
00:08:32,680 --> 00:08:36,559
‫که قبل و بعدش کلی ظرف سالم بوده،

175
00:08:36,560 --> 00:08:39,559
‫و فقط قاتل می‌دونسته کدوم به کدومه.

176
00:08:39,560 --> 00:08:42,999
‫منطقیه. ولی از کجا می‌دونستن که خود قربانی

177
00:08:43,000 --> 00:08:44,679
‫اون ظرف رو برمی‌داره؟

178
00:08:44,680 --> 00:08:46,839
‫نمی‌دونم. من فقط دو دقیقه‌ست که اینجام.

179
00:08:46,840 --> 00:08:50,999
‫ولی تضمین میدم که سربازرس
‫کارتر و اون بازرس نمی‌دونم چی‌چی

180
00:08:51,000 --> 00:08:54,040
‫هیچ ارتباط یا نقشی توی این قضیه نداشتن.

181
00:08:56,600 --> 00:08:59,999
‫باشه. فکر نکنم اصلاً به فکر هیچکدوم‌مون
‫رسیده باشه که اون‌ها نقشی دارن.

182
00:09:00,000 --> 00:09:01,559
‫خب، پس غریزه‌ی فوق‌العاده‌ای داری.

183
00:09:01,560 --> 00:09:02,999
‫چون قاتل هر کی که بوده،

184
00:09:03,000 --> 00:09:07,000
‫باید همینجا دور این نقاله نشسته بوده باشه.

185
00:09:09,120 --> 00:09:10,400
‫کراواتت...

186
00:09:19,400 --> 00:09:20,799
‫اوه...

187
00:09:20,800 --> 00:09:22,839
‫نه.

188
00:09:22,840 --> 00:09:26,759
‫امروز دنبال کدوم عتیقه‌ای از گذشته می‌گردی؟

189
00:09:26,760 --> 00:09:30,999
‫یه تصادف رانندگی
‫منجر به مرگ که توی نایتس پث

190
00:09:31,000 --> 00:09:33,399
‫در تاریخ دوم فوریه‌ی ۲۰۲۴ اتفاق افتاده.

191
00:09:33,400 --> 00:09:35,479
‫بهت که گفتم، ما هیچی قبل از ۲۰۱۴ نداریم.

192
00:09:35,480 --> 00:09:38,279
‫- ششم می...
‫- ایناهاش.

193
00:09:38,280 --> 00:09:39,520
‫عجب.

194
00:09:40,720 --> 00:09:43,320
‫لابد چون اون هفته سطل‌آشغال‌ها پُر بوده.

195
00:09:48,720 --> 00:09:52,759
‫ولی می‌دونی که داستان واقعی تصادف

196
00:09:52,760 --> 00:09:54,760
‫توی روزنامه‌ی فرداش چاپ می‌شه، دیگه؟

197
00:09:57,360 --> 00:09:58,600
‫لعنت بهش!

198
00:10:03,440 --> 00:10:06,279
‫چرا بهم نمیگی کل قضیه چیه؟

199
00:10:06,280 --> 00:10:09,399
‫یعنی می‌دونی که من تقریباً از تمام اون
‫چیزهایی که هر وقت میای سراغم زر می‌زنی،

200
00:10:09,400 --> 00:10:12,999
‫ته‌وتوی قضیه رو درآوردم.

201
00:10:13,000 --> 00:10:14,360
‫بعید می‌دونم.

202
00:10:17,000 --> 00:10:19,519
‫خب، این چطوره؟

203
00:10:19,520 --> 00:10:22,879
‫به نظر می‌رسه یه شوهر کارآگاه داری

204
00:10:22,880 --> 00:10:27,239
‫که به یه دلیلی، غیبش زدی.

205
00:10:27,240 --> 00:10:30,999
‫برادرشوهرت هم داره کمکت می‌کنه پیداش کنی.

206
00:10:31,000 --> 00:10:34,359
‫و اگه کاملاً پرت نباشم،

207
00:10:34,360 --> 00:10:37,759
‫مطمئنم فکر می‌کنی نماینده‌ی مجلس این منطقه

208
00:10:37,760 --> 00:10:39,999
‫یه زمانی یه نفر رو توی جکوزی خفه کرده

209
00:10:40,000 --> 00:10:42,640
‫و بعدش سعی کرده با ماشین بزنه به یکی؟

210
00:10:46,360 --> 00:10:49,679
‫یه تصادف ساختگی ترتیب داده.

211
00:10:49,680 --> 00:10:50,919
‫هوم.

212
00:10:50,920 --> 00:10:52,560
‫خب، این حدس دومم بود.

213
00:10:53,560 --> 00:10:54,999
‫خیلی شوکه به نظر نمی‌رسی.

214
00:10:55,000 --> 00:10:57,399
‫من کارم رو با روزنامه‌ی ساندی اسپورت شروع کردم.

215
00:10:57,400 --> 00:10:58,720
‫می‌دونی که این‌ها رو از خودم درنمیارم، نه؟

216
00:11:00,640 --> 00:11:02,999
‫خب، چرا به جای اینکه مدام بیای اینجا

217
00:11:03,000 --> 00:11:06,559
‫نمیری ثابتش کنی و یه قرارداد کتاب
‫نون‌وآب‌دار برای خودت دست‌وپا کنی؟

218
00:11:06,560 --> 00:11:08,119
‫من دنبال قرارداد کتاب نیستم.

219
00:11:08,120 --> 00:11:09,360
‫من شوهرم رو می‌خوام.

220
00:11:10,480 --> 00:11:11,720
‫واقعاً گم شده؟

221
00:11:14,000 --> 00:11:16,159
‫نباید به کسی بگی.

222
00:11:16,160 --> 00:11:17,680
‫آخه به کی بگم؟ به مامانم؟

223
00:11:20,080 --> 00:11:23,400
‫لوسی، هر چی بهم بگی...

224
00:11:24,960 --> 00:11:27,800
‫تا وقتی بگی محرمانه بمونه، محرمانه می‌مونه.

225
00:11:29,640 --> 00:11:32,319
‫- محرمانه؟
‫- اوهوم.

226
00:11:32,320 --> 00:11:33,960
‫قانون طلایی روزنامه‌نگاریـه.

227
00:11:37,200 --> 00:11:39,199
‫کاری کردم جان به مدت دو هفته
‫خودش رو جای جیمز بزنه.

228
00:11:39,200 --> 00:11:41,479
‫ولی بعدش کل نقشه نقش‌برآب شد،
‫وقتی که همدست

229
00:11:41,480 --> 00:11:43,719
‫یه مشاور آی‌تی که خودش داشت به صورت مستقل،

230
00:11:43,720 --> 00:11:46,399
‫از بقیه‌ی آدم‌های درگیر باج‌گیری می‌کرد،

231
00:11:46,400 --> 00:11:49,319
‫برام پاپوش قتل درست کرد.

232
00:11:49,320 --> 00:11:51,239
‫الان دیگه تقریباً همه چیز خوابیده،

233
00:11:51,240 --> 00:11:54,279
‫به جز کل قضیه‌ی نماینده‌ی مجلسی
‫که قاتل زنجیره‌ایـه.

234
00:11:54,280 --> 00:11:56,360
‫آخیش، چه آرامشی داره...

235
00:11:57,360 --> 00:11:59,399
‫که بالاخره همه‌ی این‌ها رو به یه نفر گفتم

236
00:11:59,400 --> 00:12:00,680
‫که فامیلیش تیلور نیست!

237
00:12:13,200 --> 00:12:15,519
‫می‌تونم درباره‌اش کتاب بنویسم؟

238
00:12:15,520 --> 00:12:17,879
‫نه! نه وسط این هیروویری.

239
00:12:17,880 --> 00:12:19,559
‫نه.

240
00:12:22,640 --> 00:12:24,879
‫- مگه اینکه چیز مهمی باشه...
‫- مت نویل اینجاست.

241
00:12:24,880 --> 00:12:27,519
‫- چی؟
‫- خب، نه دقیقاً اینجا.

242
00:12:27,520 --> 00:12:29,719
‫من جلوی در یه رستوران ایستادم،

243
00:12:29,720 --> 00:12:31,399
‫و قراره با رئیس از یه سری

244
00:12:31,400 --> 00:12:32,759
‫تحلیل‌گر داده بازجویی کنیم.

245
00:12:32,760 --> 00:12:34,719
‫ولی اون اینجاست، توی کمبریج،

246
00:12:34,720 --> 00:12:37,239
‫داره با سربازرس کارتر چای سبز می‌خوره.

247
00:12:37,240 --> 00:12:38,999
‫راسل اصلاً مت نویل رو نمی‌شناسه.

248
00:12:39,000 --> 00:12:40,799
‫- مت نویل کیه؟
‫- هیس.

249
00:12:40,800 --> 00:12:43,399
‫- اون کیه؟
‫- تو هم هیس. ببخشید.

250
00:12:43,400 --> 00:12:45,999
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم چه خبره.

251
00:12:46,000 --> 00:12:48,359
‫- کجان؟
‫- توی ایستگاه.

252
00:12:48,360 --> 00:12:50,519
‫انتخاب‌شون واسه محل قرار مخفیانه

253
00:12:50,520 --> 00:12:52,839
‫ناخواسته از آب دراومد صحنه‌ی جرم.

254
00:12:52,840 --> 00:12:54,799
‫و حالا اسم هردوشون
‫به عنوان شاهد ثبت شده

255
00:12:54,800 --> 00:12:57,759
‫و قرارشون دیگه اونقدرها هم مخفیانه نیست.

256
00:12:57,760 --> 00:12:59,240
‫رئیس بدجوری شاکیه.

257
00:13:00,320 --> 00:13:04,199
‫حالا هم سفیدپوست‌ها اومدن
‫که کل غذاها رو بالا بکشن.

258
00:13:04,200 --> 00:13:05,520
‫چی؟

259
00:13:06,640 --> 00:13:08,040
‫بهتره دیگه برم.

260
00:13:18,640 --> 00:13:21,279
‫هنوز هیچکدوم از همکارهاش
‫نمی‌دونن که اون مُرده.

261
00:13:21,280 --> 00:13:22,919
‫شرط می‌بندم یکیـشون می‌دونه.

262
00:13:22,920 --> 00:13:24,599
‫باید دسته‌جمعی بهشون بگیم.

263
00:13:24,600 --> 00:13:27,519
‫اونوقت شاید هرکی که هست
‫اونقدر ناشیانه ادای شوکه شدن رو دربیاره

264
00:13:27,520 --> 00:13:29,799
‫که بتونیم همونجا قضیه رو فی‌الفور تمومش کنیم.

265
00:13:29,800 --> 00:13:31,359
‫هوم.

266
00:13:31,360 --> 00:13:32,999
‫اون توی راه بیمارستان مُرد،

267
00:13:33,000 --> 00:13:35,599
‫و ما داریم پرونده رو مشکوک تلقی می‌کنیم.

268
00:13:35,600 --> 00:13:37,679
‫باورم نمی‌شه.

269
00:13:37,680 --> 00:13:38,999
‫حتماً دارین شوخی می‌کنین.

270
00:13:39,000 --> 00:13:41,239
‫صبر کن، یعنی کسی این کار رو کرده؟

271
00:13:41,240 --> 00:13:43,040
‫- اصلاً عقلانی نیست.
‫- نه.

272
00:13:48,440 --> 00:13:49,999
‫اون که کمکی نکرد.

273
00:13:50,000 --> 00:13:51,559
‫کسی اینجا دلیلی به ذهنش می‌رسه

274
00:13:51,560 --> 00:13:54,439
‫که چرا ممکنه کسی بخواد
‫جاناتن مک‌کوید رو هدف قرار بده؟

275
00:13:54,440 --> 00:13:56,999
‫نه، اون جدیدترین عضو تیمه.

276
00:13:57,000 --> 00:13:59,199
‫- فقط یه ساله که فارغ‌التحصیل شده.
‫- صبر کن، ببخشید.

277
00:13:59,200 --> 00:14:00,679
‫کی گفت اون هدف بوده؟

278
00:14:00,680 --> 00:14:03,559
‫طبق گفته‌ی شما، هرکدوم از ما
‫ممکن بوده اون بشقاب رو برداره.

279
00:14:03,560 --> 00:14:05,920
‫خدایا. فکر کنم الان بالا میارم.

280
00:14:08,840 --> 00:14:11,239
‫نه، منظورم این نیست که...

281
00:14:11,240 --> 00:14:13,159
‫اگه مسموم شده بودی،
‫تا حالا مُرده بودی.

282
00:14:13,160 --> 00:14:14,440
‫اینقدرش رو دیگه می‌دونیم.

283
00:14:15,640 --> 00:14:17,399
‫چرا نمی‌تونه کار یکی از آشپزها باشه؟

284
00:14:17,400 --> 00:14:19,160
‫ما هنوز هیچ احتمالی رو رد نمی‌کنیم.

285
00:14:20,280 --> 00:14:23,999
‫اما مگه شماها هر جمعه نمیاین اینجا؟

286
00:14:24,000 --> 00:14:25,999
‫مگر اینکه همیشه یه جور
‫هیاهو و بلوا راه بندازین،

287
00:14:26,000 --> 00:14:29,199
‫واسه آشپزها حرکت عجیبیـه
‫که بخوان یکی از شما رو مسموم کنن.

288
00:14:29,200 --> 00:14:32,759
‫کلاً زیاد طرفدار انگیزه نیستم،
‫ولی بیشتر قتل‌ها انگیزه دارن.

289
00:14:32,760 --> 00:14:34,600
‫- خب، هیچکدومِ ما انگیزه‌ای نداریم.
‫- شرط می‌بندم دارین.

290
00:14:36,840 --> 00:14:38,639
‫منظورم لزوماً خود تو نیستی.

291
00:14:38,640 --> 00:14:39,999
‫ما داریم شکار می‌شیم.

292
00:14:40,000 --> 00:14:41,999
‫شکار؟!

293
00:14:42,000 --> 00:14:43,559
‫اون حرفت رو تکرار کن، خانم باکو.

294
00:14:43,560 --> 00:14:45,319
‫یه شرکت بزرگ توی واشینگتن دی‌سی.

295
00:14:45,320 --> 00:14:47,239
‫شرکت تحلیل انتخابات.

296
00:14:47,240 --> 00:14:50,040
‫داشتن آمار ما رو درمی‌آوردن،
‫واسه شکار مغزها.

297
00:14:51,240 --> 00:14:54,159
‫ما واقعاً این رو نمی‌دونیم.

298
00:14:54,160 --> 00:14:55,999
‫چرا، می‌دونیم.

299
00:14:56,000 --> 00:14:58,799
‫خب، ما می‌دونیم. همه‌مون می‌دونیم.

300
00:14:58,800 --> 00:15:00,839
‫دقیقاً آمار کی رو درمی‌آوردن؟

301
00:15:00,840 --> 00:15:02,040
‫نمی‌دونیم.

302
00:15:03,360 --> 00:15:07,679
‫وقتی بو می‌بری که دارن اینور اونور سرک می‌کشن،
‫کم‌کم نشانه‌ها رو می‌فهمی.

303
00:15:07,680 --> 00:15:09,919
‫ببینین.

304
00:15:09,920 --> 00:15:12,999
‫این دپارتمان یه جورایی سکوی پرتاب معتبریـه.

305
00:15:13,000 --> 00:15:16,439
‫یه شرکت بزرگ آمریکایی سالی حداقل
‫یه دانشجوی تحصیلات تکمیلی رو قاپ می‌زنه.

306
00:15:16,440 --> 00:15:19,400
‫و جاناتن مک‌کوید کاندیدای قوی‌ای
‫واسه امسال بود؟

307
00:15:22,640 --> 00:15:23,999
‫متوجهم.

308
00:15:24,000 --> 00:15:25,999
‫کی بغل دستش نشسته بود؟

309
00:15:26,000 --> 00:15:27,399
‫من بودم.

310
00:15:27,400 --> 00:15:28,879
‫منم همینطور.

311
00:15:28,880 --> 00:15:31,159
‫اگه احتمال بلوف دوطرفه در کار نبود،

312
00:15:31,160 --> 00:15:33,239
‫این در واقع می‌تونست
‫پوئن مثبتی واسه‌تون باشه.

313
00:15:33,240 --> 00:15:35,719
‫همیشه روی همون صندلی‌ها می‌شینین؟

314
00:15:35,720 --> 00:15:39,279
‫نه. هرکی هر جوری که بیاد تو می‌شینه دیگه.

315
00:15:39,280 --> 00:15:41,719
‫احتمالاً همیشه همون
‫غذاها رو می‌خورین، نه؟

316
00:15:41,720 --> 00:15:44,479
‫البته که نه.
‫کی این کار رو می‌کنه؟

317
00:15:44,480 --> 00:15:45,999
‫نمی‌کنین؟

318
00:15:46,000 --> 00:15:48,359
‫هر دفعه یه جای متفاوت می‌شینین

319
00:15:48,360 --> 00:15:50,759
‫و چیزهای متفاوتی می‌خورین؟

320
00:15:50,760 --> 00:15:53,359
‫خب، تنها فرضیه‌ی کاری منم پرید.

321
00:15:53,360 --> 00:15:55,360
‫خیال نمی‌کنم تو فرضیه‌ای داشته باشی، داری؟

322
00:16:23,640 --> 00:16:25,040
‫بیا دیگه!

323
00:16:28,680 --> 00:16:30,040
‫درها دارن بسته می‌شن.

324
00:17:00,560 --> 00:17:01,999
‫لوسی، تو چطوری...

325
00:17:02,000 --> 00:17:03,439
‫چطوری اومدی این بالا؟

326
00:17:03,440 --> 00:17:05,159
‫کسی جلوم رو نگرفت.
‫باید باهاشون یه صحبتی بکنی.

327
00:17:05,160 --> 00:17:07,719
‫مثلاً اینجا قرار بود
‫ایستگاه پلیس باشه.

328
00:17:07,720 --> 00:17:10,799
‫از کِی تا حالا با مت نویل در تماسی؟

329
00:17:10,800 --> 00:17:12,000
‫خیلی وقت نیست.

330
00:17:13,760 --> 00:17:15,159
‫خب باشه.

331
00:17:15,160 --> 00:17:16,799
‫کلی از پارتی‌هام استفاده کردم
‫تا ردش رو بزنم.

332
00:17:16,800 --> 00:17:18,639
‫چرا؟

333
00:17:18,640 --> 00:17:20,399
‫بیخیال. همه‌مون داریم
‫یه کار رو انجام میدیم،

334
00:17:20,400 --> 00:17:21,519
‫به یه دلیل مشابه.

335
00:17:21,520 --> 00:17:23,279
‫ببخشید!

336
00:17:23,280 --> 00:17:24,479
‫معذرت می‌خوام!

337
00:17:24,480 --> 00:17:27,520
‫نمی‌دونستم شوهر تو هم گم شده!

338
00:17:28,760 --> 00:17:30,639
‫ما همه‌مون داریم روی یه پرونده کار می‌کنیم،

339
00:17:30,640 --> 00:17:32,999
‫دلیل‌مون هرچی که باشه، لوسی.

340
00:17:33,000 --> 00:17:35,759
‫من مت رو تقریباً
‫ده ساله که می‌شناسم.

341
00:17:35,760 --> 00:17:36,999
‫توی عروسیش بودم.

342
00:17:37,000 --> 00:17:38,719
‫یه جورایی ساقدوشش بودم.

343
00:17:38,720 --> 00:17:42,239
‫وقتی پیداش کردم،
‫در رو توی صورتم کوبید.

344
00:17:42,240 --> 00:17:46,479
‫پس خیلی دوست دارم بدونم
‫تو بهش چی گفتی

345
00:17:46,480 --> 00:17:48,999
‫که باعث شد بخواد بیاد اینجا

346
00:17:49,000 --> 00:17:51,360
‫و یه چای گرم و صمیمی سر صبحی
‫باهات بخوره.

347
00:17:57,200 --> 00:17:59,040
‫بهش ۱۰ هزار پوند پیشنهاد دادم.

348
00:18:00,160 --> 00:18:02,200
‫تو... چی کار کردی؟

349
00:18:03,640 --> 00:18:06,040
‫- سلام. .ممنون.
‫- خیلی ممنون.

350
00:18:09,400 --> 00:18:11,919
‫اون با زن و بچه‌اش داشت فرار می‌کرد،

351
00:18:11,920 --> 00:18:14,079
‫به هیچ حسابی دست نمی‌زد
‫و از کارت بانکی استفاده نمی‌کرد.

352
00:18:14,080 --> 00:18:15,599
‫فکر کردم ۱۰ هزار پوند
‫خیلی به کارش میاد.

353
00:18:15,600 --> 00:18:18,079
‫- تو ۱۰ هزار پوند داری؟!
‫- بله، مرسی.

354
00:18:18,080 --> 00:18:19,719
‫پس‌اندازیـه که نشد خرج زندگی‌ای بکنم

355
00:18:19,720 --> 00:18:21,040
‫که هیچوقت فرصت داشتنش رو پیدا نکردم، باشه؟

356
00:18:22,560 --> 00:18:24,040
‫خوشحال شدی؟

357
00:18:32,200 --> 00:18:36,919
‫ببین، من اومدم اینجا که به زندگیم برسم.

358
00:18:36,920 --> 00:18:41,040
‫اما در عوض، کشیده شدم توی
‫یه بازی بزرگ که از قبل شروع شده بود.

359
00:18:42,200 --> 00:18:45,119
‫پس متاسفم، ولی لازم نیست حتماً
‫شوهرم گم شده باشه

360
00:18:45,120 --> 00:18:46,439
‫تا دنبال جواب بگردم.

361
00:18:46,440 --> 00:18:48,999
‫- خب، جوابی هم گرفتی؟
‫- نه، حتی نذاشتن چاییم رو بخورم.

362
00:18:49,000 --> 00:18:50,639
‫پس اون کجاست؟

363
00:18:52,000 --> 00:18:54,919
‫پایین توی اتاق بازجویی نگهش داشتن،

364
00:18:54,920 --> 00:18:56,479
‫منتظر رئیسه،

365
00:18:56,480 --> 00:18:58,199
‫و به این دلیل که اظهارات‌مون
‫باهم قاطی نشه

366
00:18:58,200 --> 00:18:59,999
‫اجازه نمیدن من نزدیکش بشم.

367
00:19:00,000 --> 00:19:02,199
‫باشه، بذار من باهاش حرف بزنم.
‫من می‌تونم.

368
00:19:02,200 --> 00:19:04,479
‫من که اظهاری ندارم که بخواد قاطی بشه.

369
00:19:04,480 --> 00:19:06,239
‫ببین، اون که بازداشت نیست، باشه؟

370
00:19:06,240 --> 00:19:09,239
‫کارول! اون نمی‌ذاره تو باهاش حرف بزنی!

371
00:19:09,240 --> 00:19:11,639
‫احتمالاً دیگه هیچوقت نمی‌ذاره
‫تو دست به سیاه و سفید بزنی،

372
00:19:11,640 --> 00:19:13,040
‫احتمالاً.

373
00:19:18,760 --> 00:19:20,040
‫لطفاً!

374
00:19:26,400 --> 00:19:27,999
‫سلام، می‌شه به بازرس مت نویل بگین

375
00:19:28,000 --> 00:19:30,559
‫که یه نفر اینجاست که می‌خواد...

376
00:19:30,560 --> 00:19:31,840
‫رفته؟

377
00:19:33,240 --> 00:19:34,520
‫چند وقت پیش؟

378
00:19:36,080 --> 00:19:38,040
‫باشه، ممنون. ممنون، ممنون.

379
00:19:41,360 --> 00:19:44,159
‫- اون که حتی ماشین هم نداره!
‫- آره، ولی شاید بتونه تند بدوئه.

380
00:19:44,160 --> 00:19:45,800
‫داری شوخی می‌کنی!

381
00:19:47,440 --> 00:19:48,719
‫خروجی دیگه‌ای هم هست؟

382
00:19:48,720 --> 00:19:50,439
‫نه، ما توی یه تله‌ی مرگ فولادی غول‌پیکر کار می‌کنیم.

383
00:19:50,440 --> 00:19:52,680
‫- آره، کلی خروجی هست.
‫- پیداش می‌کنم.

384
00:19:53,920 --> 00:19:55,879
‫فکر می‌کنی بتونم ماشین اسپورتت رو قرض بگیرم؟

385
00:19:55,880 --> 00:19:57,280
‫نه، اونقدرها هم درمانده نشدم.

386
00:19:58,840 --> 00:20:00,960
‫باشه، بزن بریم. بزن بریم.
‫تو می‌تونی از پشت در بری.

387
00:20:04,000 --> 00:20:11,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

388
00:20:15,560 --> 00:20:18,479
‫سربازرس کارتر، خیلی دوست دارم
‫باهات یه صحبتی بکنم،

389
00:20:18,480 --> 00:20:20,879
‫- اگه مشکلی نداری؟
‫- البته قربان.

390
00:20:20,880 --> 00:20:22,399
‫منم می‌تونم صحبت کنم؟

391
00:20:22,400 --> 00:20:25,559
‫نه، تو برو به کارت برس.

392
00:20:25,560 --> 00:20:27,040
‫بزن بریم.

393
00:20:38,600 --> 00:20:40,040
‫هر وقتی توی امروز.

394
00:20:49,160 --> 00:20:51,520
‫چه مجموعه‌ی دم‌دستی‌ای از عکس مظنونین.

395
00:20:53,760 --> 00:20:56,999
‫این آدم‌ها چی کار می‌کنن؟
‫داده‌ها رو تحلیل می‌کنن؟

396
00:20:57,000 --> 00:20:58,479
‫حتی نمی‌دونم معنیش چیه.

397
00:20:58,480 --> 00:21:00,439
‫کیه که داده‌ها رو تحلیل نکنه؟

398
00:21:00,440 --> 00:21:02,599
‫خب، این یکی از صدها طرحیـه
‫که طراحی کردن.

399
00:21:02,600 --> 00:21:04,599
‫پرسشنامه‌های عمومی شخصیت‌شناسی

400
00:21:04,600 --> 00:21:06,199
‫که واسه نیازهای خاص شرکت‌ها سفارشی شده.

401
00:21:06,200 --> 00:21:07,999
‫این یکی واسه یه شرکت تلفنه،

402
00:21:08,000 --> 00:21:10,239
‫تا بهشون کمک کنه
‫ارتقای سیستم رو پیش‌بینی کنن.

403
00:21:10,240 --> 00:21:13,359
‫- با پرسیدن اینکه حیوون خونگی دارن یا نه؟
‫- نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه.

404
00:21:13,360 --> 00:21:16,999
‫لابد کار می‌کنه دیگه. اصلاً الان کی داره
‫این پرونده رو رهبری می‌کنه؟

405
00:21:17,000 --> 00:21:19,519
‫- فکر کنم منم، مگه نه؟
‫- قطعاً تو نیستی.

406
00:21:19,520 --> 00:21:20,919
‫نمی‌تونه باشه، نه؟

407
00:21:20,920 --> 00:21:22,239
‫اه...

408
00:21:22,240 --> 00:21:24,679
‫- شـاید.
‫- باید اون عکس‌هایی که گرفتی رو ببینم،

409
00:21:24,680 --> 00:21:25,999
‫همون‌هایی که از غذاها گرفتی.

410
00:21:26,000 --> 00:21:28,639
‫تو راه افتادی و از کل غذاها عکس گرفتی

411
00:21:28,640 --> 00:21:30,360
‫قبل از اینکه سفیدپوش‌ها بیان.

412
00:21:41,160 --> 00:21:44,199
‫اینکه شبیه اینستاگرام اکثر مـردمه.

413
00:21:44,200 --> 00:21:46,759
‫- انتظار داری چی پیدا کنی؟
‫- نمی‌دونم.

414
00:21:46,760 --> 00:21:47,999
‫حتماً یه چیزی توش هست.

415
00:21:48,000 --> 00:21:49,519
‫چرا؟ چرا حتماً باید یه چیزی توش باشه؟

416
00:21:49,520 --> 00:21:52,679
‫چون من هنوز با یه قتل کامل روبرو نشدم.

417
00:21:52,680 --> 00:21:54,239
‫صبر کن، اون چی بود؟

418
00:21:54,240 --> 00:21:56,999
‫دوباره ببرش سمت چپ.

419
00:21:57,000 --> 00:21:58,639
‫و حالا تا تَه روش زوم کن.

420
00:21:58,640 --> 00:21:59,999
‫زوم.

421
00:22:00,000 --> 00:22:01,479
‫اونجا! دیدی؟

422
00:22:01,480 --> 00:22:03,279
‫یه دستمال‌سفره که روش چیزی نوشتن.

423
00:22:03,280 --> 00:22:05,559
‫معمولاً روی دستمال‌سفره‌ها
‫چیزی نمی‌نویسن.

424
00:22:05,560 --> 00:22:07,279
‫این‌ها همه‌اش جزو مدارکه؟

425
00:22:07,280 --> 00:22:09,999
‫می‌تونی بری این دستمال رو واسم بیاری؟

426
00:22:10,000 --> 00:22:11,479
‫نه نمی‌تونم، در ضمن رئیس هم تو نیستی.

427
00:22:11,480 --> 00:22:12,559
‫نمی‌تونی باشی.

428
00:22:12,560 --> 00:22:13,799
‫تو حتی درجه هم نداری.

429
00:22:13,800 --> 00:22:16,279
‫اما ممکنه به حل پرونده‌ی قتل کمک کنه.

430
00:22:16,280 --> 00:22:19,359
‫- یه دستمال‌سفره؟
‫- چیزهای مهمی روش می‌نویسن.

431
00:22:19,360 --> 00:22:21,880
‫پک‌من روی یه دستمال‌سفره خلق شد.

432
00:22:25,280 --> 00:22:26,559
‫فعلاً!

433
00:22:26,560 --> 00:22:28,200
‫میرم ببینم دارنش یا نه، آره.

434
00:22:38,000 --> 00:22:40,839
‫بالاخره گیرت آوردم، مرتیکه‌ی لغزنده.

435
00:22:40,840 --> 00:22:43,800
‫مت!

436
00:22:46,720 --> 00:22:48,120
‫- سوار ماشین شو.
‫- نه.

437
00:22:49,480 --> 00:22:51,720
‫داری چی کار می‌کنی؟ واسه چی پیاده می‌شی؟

438
00:22:53,000 --> 00:22:54,719
‫با کله می‌زنم تو صورتت، مت!

439
00:22:54,720 --> 00:22:56,639
‫- لوسی، فقط...
‫- با کله می‌زنم تو صورتت!

440
00:22:56,640 --> 00:22:57,840
‫سوار ماشین شو!

441
00:23:01,840 --> 00:23:03,239
‫چقدر نرمال.

442
00:23:03,240 --> 00:23:06,399
‫می‌دونی که توی کله زدن
‫کسی برنده نمی‌شه، نه؟

443
00:23:06,400 --> 00:23:09,999
‫کسی می‌خواسته ببینه چطوری
‫صورت‌حساب رو دنگی حساب کنه؟

444
00:23:10,000 --> 00:23:11,679
‫با عددهای تک‌رقمی؟

445
00:23:11,680 --> 00:23:13,880
‫اینجا یه رستوران اعیونیـه،
‫نه بقالی سر کوچه.

446
00:23:16,480 --> 00:23:19,599
‫لازمه که این رو به مظنون‌ها نشون بدی.

447
00:23:19,600 --> 00:23:21,319
‫ببخشید، الان داری به من دستور میدی
‫چی کار کنم؟

448
00:23:21,320 --> 00:23:22,999
‫به مظنون‌ها نشونش بده!

449
00:23:23,000 --> 00:23:26,040
‫اگه همه‌شون مالکیتش رو انکار کردن،
‫پس قطعاً چیز مهمیـه.

450
00:23:27,160 --> 00:23:29,279
‫اونوقت می‌تونی بهم زنگ بزنی.

451
00:23:29,280 --> 00:23:31,399
‫سم‌شناسی همین الان تاییدش کرد.

452
00:23:31,400 --> 00:23:34,159
‫سم توی یه بطری تکیِ سس سویا بوده.

453
00:23:34,160 --> 00:23:35,999
‫سربازرس کارتر کجاست؟

454
00:23:36,000 --> 00:23:37,399
‫امروز صبح شاهد یه قتل بود.

455
00:23:37,400 --> 00:23:39,240
‫طبق توصیه رفته خونه.

456
00:23:40,320 --> 00:23:43,479
‫الان باید بازجویی‌های دونفره رو شروع کنیم
‫و شروع کنیم به چیدن قطعاتِ

457
00:23:43,480 --> 00:23:46,799
‫روابط بین فردی این جماعت.

458
00:23:46,800 --> 00:23:48,720
‫بعضی‌ها خودشون شک و شبهه‌هایی دارن.

459
00:23:49,880 --> 00:23:53,799
‫پس یه آیتم مسموم روی نقاله چرخیده

460
00:23:53,800 --> 00:23:57,840
‫و یه جوری، برخلاف احتمالات،
‫به هدفش رسیده.

461
00:23:59,880 --> 00:24:01,399
‫چیزی داری که فعلاً باهاش پیش بری؟

462
00:24:01,400 --> 00:24:02,999
‫این دستمال‌سفره رو دارم.

463
00:24:03,000 --> 00:24:04,159
‫خوبه.

464
00:24:04,160 --> 00:24:05,479
‫خب، موندن در اینجا دیگه فایده‌ای نداره.

465
00:24:05,480 --> 00:24:07,599
‫تو هم بهتره راه بیفتی
‫و مغزت رو به کار بندازی.

466
00:24:07,600 --> 00:24:09,719
‫فکر کنم ترجیح میدم...

467
00:24:09,720 --> 00:24:12,679
‫سربازرس کارتر احتمالاً می‌تونه برسونتت.

468
00:24:12,680 --> 00:24:15,599
‫درسته. بله.

469
00:24:15,600 --> 00:24:17,719
‫- صبر کن، اونم میره خونه؟
‫- آره.

470
00:24:17,720 --> 00:24:19,439
‫می‌شه یه عکس از اون واسم بفرستی، لطفاً؟

471
00:24:19,440 --> 00:24:22,320
‫و یادت نره اگه هیچکدوم گردن نگرفتن
‫بهم زنگ بزنی!

472
00:24:23,360 --> 00:24:25,999
‫یا اگه یکیشون گردن گرفت.

473
00:24:26,000 --> 00:24:27,440
‫خدافظ.

474
00:24:40,320 --> 00:24:42,479
‫کلی توضیح بدهکاری.

475
00:24:42,480 --> 00:24:45,679
‫- به لوسی زنگ بزن، بپرس مت رو پیدا کرده یا نه.
‫- مگه تو پیداش نکرده بودی؟

476
00:24:45,680 --> 00:24:46,919
‫فقط بهش زنگ بزن لطفاً، جان.

477
00:24:46,920 --> 00:24:48,160
‫من شماره‌اش رو ندارم.

478
00:25:03,800 --> 00:25:07,359
‫- الو؟
‫- سربازرس کارتر باهامه و هنوز توضیحی نداده

479
00:25:07,360 --> 00:25:10,679
‫و می‌خواد بدونه تو مت رو پیدا کردی یا نه

480
00:25:10,680 --> 00:25:12,999
‫هرچند شخصاً فکر می‌کنم خودش پیدا کرده.

481
00:25:13,000 --> 00:25:16,999
‫خب، من هی دور و بر چرخ زدم

482
00:25:17,000 --> 00:25:19,599
‫و اون اصلاً اون اطراف نبود،

483
00:25:19,600 --> 00:25:21,519
‫پس لابد اوبر گرفته.

484
00:25:21,520 --> 00:25:23,239
‫اون هی دور و بر چرخ زده،

485
00:25:23,240 --> 00:25:24,559
‫نتونسته پیداش کنه.

486
00:25:24,560 --> 00:25:26,999
‫لابد یه... چی بود اون؟

487
00:25:27,000 --> 00:25:29,519
‫یه اوبر گرفته.

488
00:25:29,520 --> 00:25:30,719
‫اون اوبر نگرفته، جان.

489
00:25:30,720 --> 00:25:32,999
‫اون پارانوئیدترین آدمیه که تا حالا
‫توی زندگیم دیدم.

490
00:25:33,000 --> 00:25:35,759
‫اوبر نگرفته. اون پارانوئیدترین...

491
00:25:35,760 --> 00:25:38,599
‫آره شنیدم. ببین،
‫نمی‌دونم چی بهت بگم، راسل.

492
00:25:38,600 --> 00:25:40,759
‫تقصیر من که نیست، هست؟

493
00:25:40,760 --> 00:25:43,040
‫- نمی‌دونه چی بگه.
‫- آره شنیدم.

494
00:25:45,000 --> 00:25:46,399
‫انگار موافقه.

495
00:25:46,400 --> 00:25:47,599
‫درسته. خب، به هر حال من باید برم

496
00:25:47,600 --> 00:25:49,640
‫چون باید برم دنبال هنری،
‫از مدرسه بیارمش.

497
00:25:54,720 --> 00:25:56,200
‫هنری هنوز میره مدرسه؟

498
00:25:58,000 --> 00:26:00,799
‫فکر می‌کنی چند وقت بود که نبودی؟

499
00:26:00,800 --> 00:26:03,320
‫یعنی الان همه‌تون دارین
‫یه زندگی معمولی می‌کنین، نه؟

500
00:26:05,160 --> 00:26:06,439
‫اصلاً.

501
00:26:09,520 --> 00:26:11,679
‫- سلام عمو مت.
‫- ردیفی؟

502
00:26:11,680 --> 00:26:13,920
‫فکر کنم بهتره بری عقب بشینی.

503
00:26:27,120 --> 00:26:28,520
‫اون اینجا چی کار می‌کنه؟

504
00:26:32,640 --> 00:26:33,759
‫همینجاست.

505
00:26:33,760 --> 00:26:35,520
‫آره می‌دونم اینجاست، جان.

506
00:26:43,520 --> 00:26:46,360
‫کسی ادعای مالکیت دستمال رو نکرد.

507
00:26:48,440 --> 00:26:50,080
‫هرچند بهش گفتم بهم زنگ بزنه.

508
00:26:53,000 --> 00:26:56,919
‫رئیس پیشنهاد انتقال داده.

509
00:26:56,920 --> 00:26:58,319
‫بازم.

510
00:26:58,320 --> 00:27:00,520
‫انگار راه‌حلش واسه هر چیزی همینه.

511
00:27:02,000 --> 00:27:03,999
‫بهش گفتم بگو رئیس پلیس زیگلر امضاش کنه...

512
00:27:04,000 --> 00:27:05,760
‫...جلوی خودم، اونوقت فردا می‌ذارم میرم.

513
00:27:07,680 --> 00:27:10,119
‫هر شب از جلوی خونه‌اش رد می‌شم.
‫خبری ازش نیست.

514
00:27:10,120 --> 00:27:12,360
‫روزها بهش زنگ می‌زنم.
‫مستقیم میره روی پیغام‌گیر.

515
00:27:17,000 --> 00:27:18,519
‫بازرس نویل دوباره تماس میگیره.

516
00:27:18,520 --> 00:27:20,000
‫ترسیده، ولی به پولش نیاز داره.

517
00:27:22,000 --> 00:27:23,719
‫و به لوسی بگو متاسفم.

518
00:27:23,720 --> 00:27:24,999
‫اگه باعث تسلی خاطرت می‌شه،

519
00:27:25,000 --> 00:27:26,599
‫اون از دستم خیلی شاکیه که بهت گفتم...

520
00:27:26,600 --> 00:27:27,839
‫...قضیه‌ی فرضیه‌ی کمپر رو.

521
00:27:27,840 --> 00:27:30,000
‫اتفاقاً، این خودش یه جورایی تسلی‌بخشـه. ممنون.

522
00:27:41,920 --> 00:27:43,719
‫لوسی، این دیوانگیه.

523
00:27:43,720 --> 00:27:45,839
‫باورت نمی‌شه امروز چه روزی داشتم.

524
00:27:45,840 --> 00:27:47,519
‫خب، یه بخشاییـش رو باور می‌کنی...

525
00:27:47,520 --> 00:27:49,999
‫...چون ظاهراً خودت هم اونجا بودی.

526
00:27:50,000 --> 00:27:53,879
‫صبر رئیس شاو دیگه لبریز شده.

527
00:27:53,880 --> 00:27:55,199
‫نمی‌تونم بگم مقصره.

528
00:27:55,200 --> 00:27:57,079
‫هیچکدومـمون رفتار درستی نداریم.

529
00:27:57,080 --> 00:28:00,119
‫می‌خواد راسل رو بندازه بیرون.

530
00:28:00,120 --> 00:28:01,359
‫فکر نکنم خودش بخواد.

531
00:28:01,360 --> 00:28:05,159
‫فقط اینکه الان همه‌چی
‫مثل یه خونه‌ی پوشالی شده.

532
00:28:05,160 --> 00:28:06,879
‫ولی اون زیر بار نمیره.

533
00:28:06,880 --> 00:28:09,599
‫نمی‌تونه مجبورش کنه، مگه نه؟

534
00:28:09,600 --> 00:28:10,999
‫سلام هنری.

535
00:28:11,000 --> 00:28:15,079
‫رئیس پلیس زیگلر کماکان
‫یه عنصر نامطلوب باقی مونده.

536
00:28:15,080 --> 00:28:16,559
‫راسل هنوز داره دنبالش می‌گرده.

537
00:28:16,560 --> 00:28:20,880
‫و مطلقاً هیچکس نمی‌دونه
‫بازرس مت نویل کجا غیبش زده.

538
00:28:23,000 --> 00:28:24,600
‫ایناهاش.

539
00:28:28,000 --> 00:28:30,200
‫شام حاضره.

540
00:28:43,720 --> 00:28:45,999
‫ببین،

541
00:28:46,000 --> 00:28:47,919
‫دلم می‌خواد همه‌چی رو بهت بگم.

542
00:28:47,920 --> 00:28:49,599
‫ولی مسئله اینـه که،

543
00:28:49,600 --> 00:28:52,319
‫من واقعاً به اون پولی که اون یکی طرف
‫بهم پیشنهاد داده نیاز دارم.

544
00:28:52,320 --> 00:28:55,359
‫می‌دونی اون کیـه، مگه نه؟

545
00:28:55,360 --> 00:28:58,799
‫اون... نامزد مندی زیگلر بود.

546
00:28:58,800 --> 00:29:01,879
‫نسبتی با رئیس پلیس داشت یا چیزی؟

547
00:29:01,880 --> 00:29:04,240
‫چون تا خرخره توی این قضیه گیره.

548
00:29:05,280 --> 00:29:06,999
‫آره. دخترش بود.

549
00:29:07,000 --> 00:29:08,439
‫توی تصادف رانندگی فوت کرد.

550
00:29:08,440 --> 00:29:09,999
‫منظورم اینـه که، قطعاً بهم ربط دارن.

551
00:29:10,000 --> 00:29:12,599
‫- اینو نمی‌دونستی؟
‫- عالی شد، یه جنازه‌ی دیگه.

552
00:29:12,600 --> 00:29:15,799
‫بازم هست؟ تعدادشون دورقمی شده یا چی؟

553
00:29:15,800 --> 00:29:17,079
‫هوم؟

554
00:29:17,080 --> 00:29:19,839
‫شما هم هر شب مثل خانواده‌ی والتون
‫اینجا دور هم می‌شینین؟

555
00:29:19,840 --> 00:29:21,999
‫خب، اونا می‌دونن که ما آمارشون رو داریم.

556
00:29:22,000 --> 00:29:24,239
‫به نظر نمی‌رسه هنوز کاری کرده باشن.

557
00:29:24,240 --> 00:29:25,879
‫پاک زده به سرت؟

558
00:29:25,880 --> 00:29:29,719
‫من نمی‌دونم شوهرم کجاست، مت.

559
00:29:29,720 --> 00:29:32,280
‫تو چی می‌دونی؟

560
00:29:36,360 --> 00:29:38,520
‫واسه این پرونده‌ی قتل صدامون کردن.

561
00:29:40,160 --> 00:29:42,519
‫به نظر می‌رسید تیر خورده...

562
00:29:42,520 --> 00:29:43,999
‫...درست وسط پشت سرش.

563
00:29:44,000 --> 00:29:47,119
‫بعداً دلیل مرگ رو ضربه با جسم سخت ثبت کردن.

564
00:29:47,120 --> 00:29:48,719
‫اسمش برام آشنا بود.

565
00:29:48,720 --> 00:29:50,439
‫سینکلر.

566
00:29:50,440 --> 00:29:52,839
‫در واقع قبلاً وبلاگش رو می‌خوندم.

567
00:29:52,840 --> 00:29:54,639
‫چی، عمداً؟

568
00:29:54,640 --> 00:29:56,599
‫اونـا که همه‌اش چرت و پرته!

569
00:29:56,600 --> 00:29:58,999
‫پس چرا یکی با تیر زد پشت سرش؟

570
00:29:59,000 --> 00:30:01,799
‫گزارشمون رو بازنویسی کردن،
‫پاپوش واسه یه دزد درست کردن...

571
00:30:01,800 --> 00:30:04,240
‫و بعد اون دزد رو توی سلول در بسته کشتن.

572
00:30:05,880 --> 00:30:07,640
‫باید یکم بیشـتر فکرت رو باز کنی.

573
00:30:11,000 --> 00:30:13,719
‫به هر حال، جیمز شروع کرد به کنار هم چیدن...

574
00:30:13,720 --> 00:30:15,999
‫...همون رابطه‌هایی که سینکلر پیدا کرده بود.

575
00:30:16,000 --> 00:30:18,079
‫رئیس دستور داد بیخیالش بشیم.

576
00:30:18,080 --> 00:30:21,279
‫نمی‌دونم از کجا فهمید
‫اون داره چی کار می‌کنه.

577
00:30:21,280 --> 00:30:23,999
‫- هالی پیندر.
‫- چی؟ اون زن بدبخت بخش آی‌تی؟

578
00:30:24,000 --> 00:30:26,159
‫خب، اونم الان مُرده.

579
00:30:26,160 --> 00:30:28,599
‫درسته. کس دیگه‌ای هم هست که مُرده باشه...

580
00:30:28,600 --> 00:30:30,119
‫...و من ازش خبر نداشته باشم؟

581
00:30:30,120 --> 00:30:32,319
‫در واقع، به نظر نمی‌رسه هیچی بدونی.

582
00:30:32,320 --> 00:30:34,199
‫می‌دونم بعدش چی شد.

583
00:30:34,200 --> 00:30:35,999
‫باشه، آره. ده دقیقه‌ی دیگه می‌بینمت.

584
00:30:36,000 --> 00:30:37,679
‫از ماشین بیا بیرون.

585
00:30:37,680 --> 00:30:39,719
‫از ماشین بیا بیرون!

586
00:30:39,720 --> 00:30:40,999
‫حالا خوب به حرفم گوش کن!

587
00:30:41,000 --> 00:30:42,639
‫خیلی ساده بهت میگم.

588
00:30:42,640 --> 00:30:44,799
‫شغلت رو منتقل می‌کنی،

589
00:30:44,800 --> 00:30:46,439
‫خانواده‌ات رو جابجا می‌کنی...

590
00:30:46,440 --> 00:30:49,799
‫و دیگه هیچوقت با سربازرس تیلور
‫تماس نمیگیری.

591
00:30:49,800 --> 00:30:51,239
‫باشه.

592
00:30:51,240 --> 00:30:53,599
‫تهدیدت نمی‌کنم، نویل.

593
00:30:53,600 --> 00:30:55,040
‫دارم بهت هشدار میدم.

594
00:30:56,600 --> 00:30:58,360
‫ولی به نظر می‌رسه داری تهدیدم می‌کنی.

595
00:30:59,400 --> 00:31:01,999
‫مت؟ کیـه؟

596
00:31:02,000 --> 00:31:04,039
‫مت، چه اتفاقی داره می‌افته؟

597
00:31:04,040 --> 00:31:05,640
‫مت؟!

598
00:31:07,760 --> 00:31:09,399
‫مت؟

599
00:31:09,400 --> 00:31:11,799
‫می‌دونی اون شب چی بیشـتر از همه منو ترسوند؟

600
00:31:11,800 --> 00:31:14,559
‫این بود که خودش چقدر وحشت‌زده به نظر می‌رسید.

601
00:31:14,560 --> 00:31:17,439
‫با اینکه همون آدم داشت سرم رو
‫می‌کوبید به شیشه‌ی ماشین.

602
00:31:17,440 --> 00:31:19,399
‫و تو فرداش رفتی؟

603
00:31:19,400 --> 00:31:21,799
‫آره، معلومـه که فرداش رفتم.

604
00:31:21,800 --> 00:31:23,719
‫اون خانواده‌ی کمپر آدمای بانفوذی هستن.

605
00:31:23,720 --> 00:31:25,999
‫منظورم اینـه که نفوذشون خیلی جدیـه.

606
00:31:26,000 --> 00:31:28,559
‫چند نسلـه که همینطورن.
‫نمی‌تونی در موردشون تحقیق کنی.

607
00:31:28,560 --> 00:31:31,319
‫حتی نمی‌تونی یه فرضیه‌ی توطئه
‫در موردشون توی اینترنت بذاری...

608
00:31:31,320 --> 00:31:32,679
‫بدون اینکه یه گلوله بخوره تو سرت،

609
00:31:32,680 --> 00:31:35,079
‫و هیچوقت هم توی گزارشای رسمی ثبت نشه.

610
00:31:35,080 --> 00:31:37,639
‫پس فکر می‌کنی فرضیه‌ی توطئه
‫ممکنه واقعی باشه؟

611
00:31:37,640 --> 00:31:39,439
‫شاید.

612
00:31:39,440 --> 00:31:40,639
‫ببخشید، فقط محض اطمینان،

613
00:31:40,640 --> 00:31:42,159
‫این همون فرضیه‌ایـه که میگه این خانواده...

614
00:31:42,160 --> 00:31:45,359
‫هر ده سال یه بار
‫قربانی‌های آیینی انجام میدن...

615
00:31:45,360 --> 00:31:48,040
‫تا قدرتشون رو توی جامعه حفظ کنن؟

616
00:31:49,480 --> 00:31:50,919
‫اینم یه فرضیه‌ست.

617
00:31:50,920 --> 00:31:52,679
‫تو دیگه چه جور کارآگاهی هستی؟

618
00:31:52,680 --> 00:31:54,839
‫اتفاقاً یه کارآگاه خیلی عالی!

619
00:31:54,840 --> 00:31:57,479
‫برادرت بدون من هیچ‌چی رو نمی‌تونست حل کنه.

620
00:31:57,480 --> 00:32:00,639
‫جیمز ما رو ترک کرد. همه‌مون رو.

621
00:32:00,640 --> 00:32:02,999
‫حداقل تو خانواده‌ات رو با خودت بردی.

622
00:32:03,000 --> 00:32:05,199
‫درسته، آره. دارن حسابی
‫خوش می‌گذرونن، مگه نه؟

623
00:32:05,200 --> 00:32:07,799
‫اینکه نمی‌دونن هفته‌ی دیگه قراره کجا بخوابن.

624
00:32:07,800 --> 00:32:10,359
‫اونوقت تو، انگار داری با شراب شیراز
‫خودت رو خرکیف می‌کنی.

625
00:32:10,360 --> 00:32:12,199
‫ببخشید، منظورت چیـه مت؟

626
00:32:12,200 --> 00:32:14,759
‫اینکه اون در حق ما لطف کرده؟

627
00:32:14,760 --> 00:32:17,519
‫خب، تا اونجایی که می‌بینم...

628
00:32:17,520 --> 00:32:19,040
‫انگار هیچکدومـتون هنوز نمردین.

629
00:32:32,120 --> 00:32:34,119
‫- ممنون بابت کمکت.
‫- آره.

630
00:32:34,120 --> 00:32:35,879
‫لوسی، واقعاً دلم نمی‌خواد اینجا بمونم.

631
00:32:35,880 --> 00:32:38,439
‫آره خب، همینه که هست مت.

632
00:32:38,440 --> 00:32:40,999
‫در حال حاضر، شاهد رسمی یه جرمی.

633
00:32:41,000 --> 00:32:42,360
‫نمی‌تونی دوباره جیم بزنی.

634
00:32:43,680 --> 00:32:46,199
‫نه، من نمی‌تونم این کار رو بکنم هنری،
‫پس تو باید انجامش بدی.

635
00:32:46,200 --> 00:32:47,680
‫من میرم پتوها رو بیارم.

636
00:32:52,240 --> 00:32:53,639
‫عجیبه، نه؟

637
00:32:53,640 --> 00:32:56,520
‫اونجا وایسادی، دقیقاً شبیه جیمز شدی.

638
00:32:58,000 --> 00:33:00,040
‫با اون تخته‌ی بزرگ مدارکت.

639
00:33:03,480 --> 00:33:04,639
‫اون چیـه؟

640
00:33:04,640 --> 00:33:07,519
‫بخشی از یه یادداشت رمزگذاری شده‌ست
‫که جیمز نوشته بود...

641
00:33:07,520 --> 00:33:09,999
‫و توی کامپیوتر هالی پیندر پیدا شد.

642
00:33:10,000 --> 00:33:11,719
‫چطور؟ می‌شناسیش؟

643
00:33:11,720 --> 00:33:13,839
‫نه.

644
00:33:13,840 --> 00:33:15,999
‫از این چیزا زیاد می‌نوشت.

645
00:33:16,000 --> 00:33:18,639
‫یه دفترچه‌ی کامل داشت که پُر از این چیزا بود.

646
00:33:18,640 --> 00:33:21,239
‫آره، داریمش. به هیچ دردی نمی‌خوره.

647
00:33:21,240 --> 00:33:22,999
‫اون چیزه رو پرینت گرفتی؟

648
00:33:23,000 --> 00:33:24,800
‫آره. با پرینتر.

649
00:33:33,520 --> 00:33:34,639
‫اون چیه؟

650
00:33:34,640 --> 00:33:37,279
‫این یه سرنخ از قتل امروزه.

651
00:33:37,280 --> 00:33:38,479
‫سرنخ؟

652
00:33:38,480 --> 00:33:40,199
‫بله، یه سرنخ.

653
00:33:40,200 --> 00:33:41,720
‫قتل‌ها سرنخ دارن.

654
00:33:43,000 --> 00:33:44,279
‫همه منکر نوشتنش هستن،

655
00:33:44,280 --> 00:33:45,840
‫پس تابلوئه که مال قاتل بوده.

656
00:33:47,080 --> 00:33:48,839
‫پس سعی کن حلش کنی، باشه؟

657
00:33:48,840 --> 00:33:51,200
‫چون اصلاً دلم نمی‌خواد دو شب اینجا بمونم.

658
00:33:57,280 --> 00:34:00,800
‫این... محاسبات شبیه به احتمالات پیش‌بینی هستن.

659
00:34:02,000 --> 00:34:03,919
‫از همونایی که توی
‫بنگاه‌های شرط‌بندی می‌بینی.

660
00:34:03,920 --> 00:34:06,759
‫واقعاً شبیه احتمالات پیش‌بینی هستن!

661
00:34:06,760 --> 00:34:09,119
‫خب، دارن سعی می‌کنن چی رو پیش‌بینی کنن؟

662
00:34:09,120 --> 00:34:11,999
‫اینکه کی میگوی سمی رو برمی‌داره؟

663
00:34:12,000 --> 00:34:14,839
‫نمی‌تونی اینو از روی یه انتخاب تصادفی...

664
00:34:14,840 --> 00:34:16,480
‫روی یه نقاله‌ی چرخان پیش‌بینی کنی.

665
00:34:17,640 --> 00:34:18,999
‫چرا، می‌تونی.

666
00:34:19,000 --> 00:34:21,079
‫همه‌ی اونا تحلیلگر داده هستن.

667
00:34:21,080 --> 00:34:23,320
‫اصلاً استخدام شدن که آینده رو پیش‌بینی کنن.

668
00:34:24,480 --> 00:34:26,079
‫دیدی گفتم.

669
00:34:26,080 --> 00:34:28,239
‫اون حروف روی برگه دوم چی؟

670
00:34:28,240 --> 00:34:29,599
‫فکر می‌کنی اونا چه معنی‌ای دارن؟

671
00:34:29,600 --> 00:34:31,919
‫خب، رمز نیست.

672
00:34:31,920 --> 00:34:35,759
‫فکر کنم یه جور تندنویسی باشه.

673
00:34:35,760 --> 00:34:37,119
‫احتمالاً به اون محاسبات ربط دارن.

674
00:34:37,120 --> 00:34:39,159
‫قطعاً به اون محاسبات ربط دارن.

675
00:34:39,160 --> 00:34:40,480
‫یادداشت تقلب؟

676
00:34:42,640 --> 00:34:44,239
‫گفتی هفته‌ها بود که می‌رفتن اونجا؟

677
00:34:44,240 --> 00:34:45,519
‫ماه‌ها!

678
00:34:45,520 --> 00:34:47,239
‫ممکنه؟

679
00:34:47,240 --> 00:34:51,239
‫اگه زمان کافی برای مطالعه‌ی آدمـا بذاری،

680
00:34:51,240 --> 00:34:53,799
‫داده جمع کنی و یادداشت‌برداری کنی،

681
00:34:53,800 --> 00:34:55,679
‫ممکنه در نهایت اطلاعات کافی داشته باشی...

682
00:34:55,680 --> 00:34:58,759
‫که بتونی با دقت ترتیب اینکه...

683
00:34:58,760 --> 00:35:03,479
‫آدما توی یه جمعه‌ی خاص چه غذاهایی رو برمی‌دارن،
‫پیش‌بینی کنی؟

684
00:35:03,480 --> 00:35:05,479
‫البته که ممکنه.

685
00:35:05,480 --> 00:35:07,839
‫احتمالاً همینطوری انجامش دادن.

686
00:35:07,840 --> 00:35:10,439
‫احتمالاً همینطوری بوده.

687
00:35:10,440 --> 00:35:12,319
‫خواهش می‌کنم.

688
00:35:12,320 --> 00:35:13,599
‫منظورت چیـه؟

689
00:35:13,600 --> 00:35:15,999
‫من بودم که همین الان قضیه رو حل کردم.

690
00:35:16,000 --> 00:35:17,840
‫آره آره، حتماً.

691
00:35:19,000 --> 00:35:21,240
‫واقعاً خیلی شبیهِ هم هستن، مگه نه؟

692
00:35:36,120 --> 00:35:38,079
‫عصرت چطور بود؟

693
00:35:38,080 --> 00:35:41,159
‫می‌دونی دیگه، مثل همیشه.

694
00:35:41,160 --> 00:35:43,040
‫جان تیلور. بیا اینجا.

695
00:35:51,600 --> 00:35:53,440
‫دیروز چندتا مصاحبه‌ی دونفره داشتیم.

696
00:35:54,560 --> 00:35:56,399
‫به نظر می‌رسید وقتی کسی دور و برشون نیست...

697
00:35:56,400 --> 00:35:58,999
‫راحت‌تر در مورد شک و تردیدهاشون حرف می‌زنن.

698
00:35:59,000 --> 00:36:00,599
‫آره، این کمـترین چیزیـه که می‌شه گفت.

699
00:36:00,600 --> 00:36:01,999
‫به کسی مشکوکی؟

700
00:36:02,000 --> 00:36:04,599
‫رفتار لوکا خیلی مرموز شده.

701
00:36:04,600 --> 00:36:06,439
‫هرچند، لوکا همیشه همینجوریـه.

702
00:36:06,440 --> 00:36:08,679
‫من بودم قطعاً در مورد لوکا تحقیق می‌کردم.

703
00:36:08,680 --> 00:36:10,919
‫معلومـه که شک دارم.

704
00:36:10,920 --> 00:36:12,559
‫- اَبی.
‫- مایلو.

705
00:36:12,560 --> 00:36:15,279
‫بی‌رحم، مثل یخ سرد. ازش هر کاری برمیاد.

706
00:36:15,280 --> 00:36:16,799
‫اصلاً تحفه‌ای نیست.

707
00:36:16,800 --> 00:36:18,999
‫به ایتالیایی، بهش میگیم...

708
00:36:19,000 --> 00:36:21,720
‫راستش من پارسال رفتم ونیز. عالی بود.

709
00:36:24,240 --> 00:36:28,319
‫کسی این اواخر رفتار عجیبی داشته؟

710
00:36:28,320 --> 00:36:29,799
‫- فریدا.
‫- اَبی.

711
00:36:29,800 --> 00:36:32,719
‫خودش رو می‌کُشه که خودی نشون بده.

712
00:36:32,720 --> 00:36:34,999
‫نمی‌دونم کسی باهاش صمیمی بوده یا نه.

713
00:36:35,000 --> 00:36:38,679
‫می‌دونم کی نبوده. مایلو.

714
00:36:38,680 --> 00:36:40,559
‫باید آمار فریدا رو بگیرید.

715
00:36:40,560 --> 00:36:43,159
‫چراغ‌خاموش حرکت می‌کنه، ولی
‫هیچکس نمی‌تونه اینقدر مهربون باشه.

716
00:36:43,160 --> 00:36:46,799
‫و لوکا، فهمیدیم بابا، تو باکلاسی.

717
00:36:48,840 --> 00:36:50,999
‫می‌شه... هجیش کنی، لطفاً؟

718
00:36:51,000 --> 00:36:52,719
‫- سی، او... اون؟
‫- آره.

719
00:36:52,720 --> 00:36:54,040
‫دکستر یه افتضاح تمام‌عیاره.

720
00:36:55,760 --> 00:36:59,239
‫نظر منـو می‌خواید؟ نظر واقعیم؟

721
00:36:59,240 --> 00:37:02,759
‫- لطفاً.
‫- از تک‌تکشون برمیاد.

722
00:37:02,760 --> 00:37:05,279
‫با وجود چنین دوستایی،
‫آدم دیگه نیازی به قاتل نداره.

723
00:37:05,280 --> 00:37:07,879
‫اونا فقط دارن کاری رو می‌کنن که غریزه‌شونه،

724
00:37:07,880 --> 00:37:10,399
‫شانس رو به نفع خودشون برمی‌گردونن.

725
00:37:10,400 --> 00:37:13,000
‫به همون دلیلی که جاناتن مک‌کوید باید می‌مُرد.

726
00:37:14,240 --> 00:37:15,839
‫ولی چطوری انجامش دادن جان؟

727
00:37:15,840 --> 00:37:17,799
‫با کلی داده.

728
00:37:17,800 --> 00:37:21,559
‫دارم در مورد داده‌های چندین ماه
‫واسه تک‌تک آدمایی...

729
00:37:21,560 --> 00:37:24,439
‫که دور اون نقاله
‫نشسته بودن حرف می‌زنم.

730
00:37:24,440 --> 00:37:26,599
‫هرچقدر هم که غیرممکن به نظر برسه،

731
00:37:26,600 --> 00:37:30,679
‫قاتل دقیقاً حساب کرده بود که کی،
‫چه کاری رو در چه زمانی انجام میده،

732
00:37:30,680 --> 00:37:34,359
‫حتی تا انتخاب تنها مورد مرگبار.

733
00:37:34,360 --> 00:37:36,959
‫خب، ما واقعاً چند ماه وقت نداریم
‫که داده تولید کنیم.

734
00:37:36,960 --> 00:37:38,559
‫آره.

735
00:37:38,560 --> 00:37:41,720
‫مخصوصاً چون خودشون داشتن
‫از یه برگه‌ی تقلب استفاده می‌کردن.

736
00:37:42,840 --> 00:37:45,840
‫همه‌چی یه جوری، یه جایی اونجا هست.

737
00:37:47,160 --> 00:37:50,439
‫شاید حتی اون خط‌خطی‌ها هم
‫معنی‌ای داشته باشن.

738
00:37:50,440 --> 00:37:52,999
‫ثابت شده که یادیارهای تصویری خیلی موثرتر...

739
00:37:53,000 --> 00:37:54,999
‫از موارد متنی هستن.

740
00:37:55,000 --> 00:37:56,600
‫هیچکدومشون سگ داشتن؟

741
00:37:57,880 --> 00:38:00,279
‫به فکرمون نرسید بپرسیم.

742
00:38:00,280 --> 00:38:01,560
‫هوم.

743
00:38:20,360 --> 00:38:23,559
‫باشه، می‌خوام بری به دفترشون،

744
00:38:23,560 --> 00:38:25,319
‫چهارتا نسخه‌ی دیگه از این بگیری،

745
00:38:25,320 --> 00:38:27,000
‫و بدی هر کدومشون کاملش کنن.

746
00:38:28,440 --> 00:38:29,600
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

747
00:38:30,640 --> 00:38:31,999
‫با هر کسی که بخواد انجامش بده.

748
00:38:32,000 --> 00:38:33,119
‫چرا خودت انجامش نمیدی؟

749
00:38:33,120 --> 00:38:34,599
‫چرا شما انجامش نمیدی، گروهبان کول؟

750
00:38:34,600 --> 00:38:36,919
‫- من انجامش میدم.
‫- نگفتم که انجامش نمیدم.

751
00:38:36,920 --> 00:38:38,159
‫چرا جفت‌تون انجامش نمیدید؟

752
00:38:38,160 --> 00:38:39,559
‫سریعـتر می‌شه.

753
00:38:39,560 --> 00:38:42,040
‫قاتل هشت ماه از ما جلوتره.

754
00:38:44,560 --> 00:38:47,679
‫این روزها خیلی قاطع‌تر به نظر میای، جان.

755
00:38:47,680 --> 00:38:49,040
‫متاسفم.

756
00:38:57,760 --> 00:38:59,040
‫خب، چه موقعیت ضایعی.

757
00:39:00,280 --> 00:39:01,559
‫باهاش کنار بیا.

758
00:39:01,560 --> 00:39:03,920
‫راسل، هر دوی ما خیلی ازت ناامید شدیم.

759
00:39:06,800 --> 00:39:08,159
‫بازرس نویل برنمی‌گرده.

760
00:39:08,160 --> 00:39:10,999
‫می‌شناسمش. تعجب می‌کنم
‫که چجوری تونستی اصلاً

761
00:39:11,000 --> 00:39:12,959
‫خرش کنی که بیاد بیرون.

762
00:39:12,960 --> 00:39:14,840
‫چی کار کردی، بهش پیشنهاد پول دادی؟

763
00:39:21,280 --> 00:39:22,719
‫اسمش توی کل اون پرونده‌های پیندر میاد،

764
00:39:22,720 --> 00:39:24,719
‫خودت این رو می‌دونی.

765
00:39:24,720 --> 00:39:27,160
‫و حالا توی گزارش جرم هم کنار اسم تو میاد.

766
00:39:28,440 --> 00:39:29,839
‫خب، من اینجام تا برکنار بشم

767
00:39:29,840 --> 00:39:32,320
‫هر وقت که رئیس پلیس زیگلر بخواد برکنارم کنه.

768
00:39:34,200 --> 00:39:38,999
‫می‌دونید رئیس کجاست، قربان؟

769
00:39:39,000 --> 00:39:40,640
‫فقط محض کنجکاوی.

770
00:39:42,360 --> 00:39:44,040
‫فکر کنم جفت‌تون می‌دونید که نمی‌دونم.

771
00:39:47,480 --> 00:39:50,000
‫ما واقعاً یه روز هم‌سلولی می‌شیم، نه؟

772
00:39:56,000 --> 00:39:57,719
‫بعید به نظر می‌رسه.

773
00:39:57,720 --> 00:40:00,880
‫فکر کنم احتمالاً بفرستنـمون
‫زندان مردان، مگه نه؟

774
00:40:02,480 --> 00:40:04,239
‫آره.

775
00:40:04,240 --> 00:40:06,200
‫احتمالاً جان.

776
00:40:07,000 --> 00:40:14,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

777
00:40:15,200 --> 00:40:16,639
‫داری چی کار می‌کنی؟

778
00:40:16,640 --> 00:40:18,999
‫یه ون آبی ده دقیقه پیش پارک کرد.

779
00:40:19,000 --> 00:40:20,520
‫یارو هنوز ازش پیاده نشده.

780
00:40:23,960 --> 00:40:26,559
‫مال شرکت گاز بریتانیاست، مت.

781
00:40:26,560 --> 00:40:28,599
‫اونا نمی‌دونن من کجام.

782
00:40:28,600 --> 00:40:30,719
‫فقط به زنت بگو که زنده‌ای.

783
00:40:30,720 --> 00:40:33,320
‫زن‌ها معمولاً دوست دارن
‫اینجور چیزها رو بشنون.

784
00:40:36,680 --> 00:40:38,319
‫الو؟

785
00:40:38,320 --> 00:40:39,520
‫آره آره، خوبم.

786
00:40:40,760 --> 00:40:44,320
‫فقط توی یه جور متل ارزون و کوچیک و کثیفـم.

787
00:40:49,000 --> 00:40:50,759
‫نمی‌دونم.

788
00:40:50,760 --> 00:40:52,960
‫چون هنوز پول دستم نرسیده، مگه نه؟

789
00:40:54,480 --> 00:40:56,600
‫ببین، نه گوش کن، قطعاً میگیرمش.

790
00:40:58,000 --> 00:41:00,239
‫ببین، همه چیز درست می‌شه، باشه؟

791
00:41:00,240 --> 00:41:02,519
‫نگران نباش. آره.

792
00:41:02,520 --> 00:41:04,399
‫باشه. منم دوستت دارم.

793
00:41:04,400 --> 00:41:05,840
‫فعلاً.

794
00:41:07,560 --> 00:41:09,519
‫واقعاً به اون ۱۰ هزار پوند نیاز دارم.

795
00:41:09,520 --> 00:41:11,799
‫ولی تو هیچ اطلاعاتی برای فروختن نداری.

796
00:41:11,800 --> 00:41:13,200
‫تو همه چیز رو به ما گفتی.

797
00:41:15,840 --> 00:41:17,559
‫بهتره همه چیز رو بهمون گفته باشی، لعنتی.

798
00:41:17,560 --> 00:41:19,240
‫همه چیز رو بهتون گفتم.

799
00:41:20,800 --> 00:41:24,240
‫ولی یه فلش کوچیک دارم
‫که اون بهم داده.

800
00:41:31,240 --> 00:41:33,719
‫گورکن‌ها در گروه‌هایی
‫از هر دو جنس زندگی می‌کنن...

801
00:41:33,720 --> 00:41:35,879
‫بین چهارتا هشت حیوان.

802
00:41:35,880 --> 00:41:37,280
‫سلام.

803
00:41:40,480 --> 00:41:42,519
‫کلید داری؟

804
00:41:42,520 --> 00:41:44,799
‫نه، خدای من. چرا؟
‫می‌تونم یکی داشته باشم؟

805
00:41:44,800 --> 00:41:46,159
‫نه، نمی‌تونی.

806
00:41:46,160 --> 00:41:47,839
‫فقط لازم دارم که...

807
00:41:47,840 --> 00:41:49,280
‫ببخشید، فقط یه لحظه.

808
00:41:51,440 --> 00:41:53,799
‫می‌تونی بیای تو. بیا تو. بیا تو دیگه.

809
00:41:53,800 --> 00:41:57,599
‫فقط لازم دارم یه مدت
‫هوای این یارو رو داشته باشی.

810
00:41:57,600 --> 00:41:58,719
‫لازم داری چی کار کنم؟

811
00:41:58,720 --> 00:42:00,559
‫آره، اون دوست نداره خونه تنها بمونه،

812
00:42:00,560 --> 00:42:02,440
‫و من باید یه سری به اداره بزنم.

813
00:42:05,240 --> 00:42:06,559
‫ما دقیقاً کجا هستیم؟

814
00:42:06,560 --> 00:42:07,799
‫تبلیغاتچی آنگلیای شرقی.

815
00:42:07,800 --> 00:42:09,839
‫من الان خبرنگارم. اینم رئیسمه.

816
00:42:09,840 --> 00:42:11,519
‫ما دوست داریم ناخدا صداش کنیم.

817
00:42:11,520 --> 00:42:13,479
‫تا حالا هیچکس من رو اینجوری صدا نکرده.

818
00:42:13,480 --> 00:42:15,719
‫نگران نباش، اون چیزی نمی‌دونه.

819
00:42:15,720 --> 00:42:17,879
‫- شما مت نویل هستی؟
‫- یه ذره.

820
00:42:17,880 --> 00:42:19,279
‫یه ذره می‌دونه.

821
00:42:19,280 --> 00:42:21,999
‫مشکلی پیش نمیاد.
‫واسه شما هم همینطور.

822
00:42:22,000 --> 00:42:25,560
‫خیلی‌خب، زیاد طول نمی‌کشه. باهم خوب باشید.

823
00:42:32,640 --> 00:42:34,040
‫ردیفی؟

824
00:42:42,160 --> 00:42:43,639
‫هیچکس رد نکرد؟

825
00:42:43,640 --> 00:42:45,599
‫هیچکس عصبی به نظر نمی‌رسید؟

826
00:42:45,600 --> 00:42:46,880
‫نه.

827
00:42:48,400 --> 00:42:49,679
‫دقیقاً دنبال چی می‌گردی؟

828
00:42:49,680 --> 00:42:54,119
‫هر چیزی در اینجا که با چیزهای اونجا جور دربیاد.

829
00:42:54,120 --> 00:42:55,719
‫چی، اون...

830
00:42:55,720 --> 00:42:57,199
‫خط‌خطی‌ها و عددها؟

831
00:42:57,200 --> 00:42:59,639
‫و حروف.

832
00:42:59,640 --> 00:43:00,839
‫منظورم مثل این یکیه.

833
00:43:00,840 --> 00:43:03,920
‫توی بخش ورزش، نوشته کلاس‌های استِپ
‫دو هفته یک بار.

834
00:43:05,000 --> 00:43:07,119
‫اینا حروف اول اسمشه.
‫ببین چی دقیقاً کنارشونه.

835
00:43:07,120 --> 00:43:09,039
‫- استپ.
‫- و عددها.

836
00:43:09,040 --> 00:43:10,399
‫می‌بینی؟ تاریخ‌هاست.

837
00:43:10,400 --> 00:43:13,439
‫با فاصله‌ی ۱۴ روز، از جمله دیروز.

838
00:43:13,440 --> 00:43:15,759
‫اون دیروز کلاس استپ داشت.

839
00:43:15,760 --> 00:43:19,079
‫این واقعاً روی چیزی که قراره
‫بعداً بخوره تاثیر می‌ذاره؟

840
00:43:19,080 --> 00:43:21,319
‫و اینجا رو ببین. خب، اینم یکی دیگه‌ست.

841
00:43:21,320 --> 00:43:23,399
‫این دکستر حسنه.

842
00:43:23,400 --> 00:43:24,999
‫پس می‌شه دی‌اِچ.

843
00:43:25,000 --> 00:43:26,359
‫سوالی درباره‌ی ردپای کربن.

844
00:43:26,360 --> 00:43:27,559
‫چند وقت یک بار با ماشین میری سر کار؟

845
00:43:27,560 --> 00:43:28,639
‫طبق پرسشنامه،

846
00:43:28,640 --> 00:43:31,479
‫اون از ماشین اشتراکی استفاده می‌کنه،
‫هر سه روز یک بار نوبتی.

847
00:43:31,480 --> 00:43:35,960
‫پس، شرط می‌بندم اون تیک
‫یعنی نوبت رانندگی اون بوده.

848
00:43:37,000 --> 00:43:38,999
‫این واقعاً روی چیزی که بعداً می‌خوره
‫تاثیر می‌ذاره؟

849
00:43:39,000 --> 00:43:41,999
‫نه، به‌تنهایی نه، ولی
‫آقای تیلور درست می‌گفت.

850
00:43:42,000 --> 00:43:45,279
‫قاتل داشته مطالعه‌شون می‌کرده،
‫تحلیلشون می‌کرده،

851
00:43:45,280 --> 00:43:49,119
‫و درباره‌ی همه چیز اونا
‫یادداشت‌های مخفیانه برمی‌داشته.

852
00:43:49,120 --> 00:43:50,599
‫و همه‌شون اونجان.

853
00:43:50,600 --> 00:43:52,679
‫بله همینطوره.

854
00:43:52,680 --> 00:43:55,279
‫کارت توی این زمینه حرف نداره.

855
00:43:55,280 --> 00:43:57,079
‫اوه.

856
00:43:57,080 --> 00:43:58,520
‫- ممنون.
‫- خب...

857
00:44:00,200 --> 00:44:01,600
‫شرط می‌بندم منم بتونم چندتایی پیدا کنم.

858
00:44:06,280 --> 00:44:08,399
‫نه، از اینکه مال تو با لباست ست شده خوشم میاد.

859
00:44:08,400 --> 00:44:11,719
‫مال من... زیاد نه.
‫مخصوص آنگلیای شرقیه.

860
00:44:11,720 --> 00:44:14,399
‫پس می‌بینم که این‌بار مسئول داشت.

861
00:44:14,400 --> 00:44:15,839
‫یکم باهاش حرف زدی؟

862
00:44:15,840 --> 00:44:18,159
‫گوش کن، می‌دونی؟ فکر کنم باید
‫شماره‌هامون رو رد و بدل کنیم.

863
00:44:18,160 --> 00:44:19,719
‫این دیگه داره مسخره می‌شه.

864
00:44:19,720 --> 00:44:21,999
‫لوسی، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

865
00:44:22,000 --> 00:44:25,199
‫من می‌دونم مت نویل کجاست.

866
00:44:25,200 --> 00:44:28,560
‫حتی می‌تونم آدرس و تضمین بدم که اونجاست.

867
00:44:30,440 --> 00:44:31,879
‫بسیارخب، عالیه. بگو ببینم.

868
00:44:31,880 --> 00:44:34,279
‫خب، شاید مجبور باشی
‫اول یه سری به بانک بزنی.

869
00:44:34,280 --> 00:44:35,359
‫لازم نیست جایی برم.

870
00:44:35,360 --> 00:44:38,119
‫از قبل پول رو نقد توی یه پاکت دارم.

871
00:44:38,120 --> 00:44:39,999
‫از قبل پول رو کشیدی؟!

872
00:44:40,000 --> 00:44:43,639
‫باشه، خدای من، پس تو واقعاً
‫قصد داشتی بهش پول بدی؟

873
00:44:43,640 --> 00:44:45,880
‫باشه. ۱۰ هزار پوند.

874
00:44:49,200 --> 00:44:51,280
‫راسل، تو واقعاً چی می‌دونی؟

875
00:44:52,880 --> 00:44:54,040
‫می‌دونم؟

876
00:44:55,920 --> 00:44:57,160
‫مشکوکی؟

877
00:44:58,560 --> 00:45:00,040
‫غیررسمی.

878
00:45:04,120 --> 00:45:08,040
‫ببین، اون چیزی برای ما داره یا نه؟

879
00:45:15,000 --> 00:45:16,799
‫می‌خواید همینجوری شروع کنم به حرف زدن؟

880
00:45:16,800 --> 00:45:18,960
‫معمولاً فقط شروع می‌کنم به حرف زدن.

881
00:45:20,120 --> 00:45:21,279
‫دوباره سلام.

882
00:45:21,280 --> 00:45:23,999
‫می‌تونم بگم که اصلاً تعجب نمی‌کنم

883
00:45:24,000 --> 00:45:25,999
‫که این جمع کوچیک آکادمیک شما

884
00:45:26,000 --> 00:45:28,719
‫توسط شرکت‌های بزرگ آمریکایی شکار می‌شن.

885
00:45:28,720 --> 00:45:30,999
‫همه‌تون فوق‌العاده باهوشید.

886
00:45:31,000 --> 00:45:34,719
‫در واقع، احتمالاً یکی از شما
‫گزینه‌ی ایده‌آلی برای استخدامه...

887
00:45:34,720 --> 00:45:37,759
‫اگه در عین حال روانی نبودی.

888
00:45:37,760 --> 00:45:41,479
‫هشت ماهه که همه‌تون
‫هر جمعه باهم میاین اینجا.

889
00:45:41,480 --> 00:45:43,199
‫می‌دونید این یعنی چند روز؟

890
00:45:43,200 --> 00:45:44,999
‫۳۴ روز.

891
00:45:45,000 --> 00:45:47,199
‫۳۴ روز. بله، درسته.

892
00:45:47,200 --> 00:45:50,079
‫گمونم این واقعاً توی تخصص شماست، مگه نه؟

893
00:45:50,080 --> 00:45:51,559
‫یعنی ۳۴تا ناهار

894
00:45:51,560 --> 00:45:54,879
‫و ۳۴تا صبح قبل از اون ۳۴تا ناهار.

895
00:45:54,880 --> 00:45:57,999
‫این کلی اطلاعات بالقوه‌ست
‫برای کسی که می‌خواد با سم بقیه رو بکشه

896
00:45:58,000 --> 00:46:00,080
‫و می‌خواد رقیبش رو از سر راه برداره.

897
00:46:01,680 --> 00:46:03,999
‫همه‌ی شما در حال شرکت توی یک

898
00:46:04,000 --> 00:46:06,840
‫آزمایش مشاهده‌ای
‫برای بیشتر از یک سال بودید.

899
00:46:08,440 --> 00:46:10,999
‫هر کاری که هر جمعه انجام می‌دادید،

900
00:46:11,000 --> 00:46:12,279
‫از لحظه‌ای که می‌اومدید تو

901
00:46:12,280 --> 00:46:13,879
‫تا لحظه‌ای که می‌رفتید خونه،

902
00:46:13,880 --> 00:46:17,159
‫توسط قاتلمـون مشاهده و ثبت شده...

903
00:46:17,160 --> 00:46:19,239
‫از جمله چیزهایی که برای ناهار
‫انتخاب می‌کردید

904
00:46:19,240 --> 00:46:21,359
‫و ترتیبی که اون‌ها رو انتخاب می‌کردید.

905
00:46:21,360 --> 00:46:23,999
‫که بهش این اجازه رو می‌داد
‫فقط به چیزی سم اضافه کنه

906
00:46:24,000 --> 00:46:26,199
‫که جاناتن قطعاً قرار بود بخوره.

907
00:46:26,200 --> 00:46:28,199
‫بعدم، مثل همه‌ی تحلیلگرهای خوب داده،

908
00:46:28,200 --> 00:46:30,399
‫فقط مسئله‌ی پیدا کردن الگوها بود.

909
00:46:30,400 --> 00:46:33,999
‫تصمیمات و اقدامات سوژه قبل از غذا

910
00:46:34,000 --> 00:46:36,399
‫چجوری روی انتخاب‌هاش
‫موقع غذا تاثیر می‌ذاره؟

911
00:46:36,400 --> 00:46:38,599
‫دستگاه فروش خودکار پُر بود؟

912
00:46:38,600 --> 00:46:40,559
‫تماس لوکا خوب پیش رفت؟

913
00:46:40,560 --> 00:46:42,799
‫اون روز آسانسور کار می‌کرد؟

914
00:46:42,800 --> 00:46:45,840
‫دکستر بازم پولش رو
‫پای کارت‌های قرعه‌کشی حروم کرد؟

915
00:46:51,320 --> 00:46:53,119
‫غیرممکن به نظر می‌رسه، نه؟

916
00:46:53,120 --> 00:46:54,239
‫همینطوره.

917
00:46:54,240 --> 00:46:56,040
‫ولی نیست، مگه نه؟

918
00:46:57,800 --> 00:47:01,759
‫نه، حتی اون چهار نفری از شما که نکشتینش هم
‫این رو می‌دونید، مگه نه؟

919
00:47:01,760 --> 00:47:03,999
‫چیزهای خیلی کمی
‫درباره‌ی رفتار انسان وجود داره

920
00:47:04,000 --> 00:47:05,439
‫که نشه پیش‌بینی‌شون کرد.

921
00:47:05,440 --> 00:47:07,199
‫تا زمانی که به اندازه‌ی کافی
‫مهارت داشته باشی.

922
00:47:07,200 --> 00:47:09,279
‫من معمولاً از قاتل‌ها تعریف نمی‌کنم،

923
00:47:09,280 --> 00:47:12,200
‫ولی یکی از شما استثنایی بود.

924
00:47:17,280 --> 00:47:20,119
‫- کدوم یکی؟
‫- خب، می‌تونیم بفهمیم.

925
00:47:20,120 --> 00:47:23,399
‫و دست بر قضا، با توجه به این همه
‫داده‌ای که اینجا هست،

926
00:47:23,400 --> 00:47:26,839
‫می‌تونیم با یه جمع و تفریق
‫در سطح دبستان انجامش بدیم.

927
00:47:26,840 --> 00:47:28,360
‫گروهبان کول؟

928
00:47:29,640 --> 00:47:31,360
‫فقط بذارش اونجا.

929
00:47:34,000 --> 00:47:35,399
‫اوه.

930
00:47:35,400 --> 00:47:37,440
‫از نقاله استفاده کن.

931
00:47:45,800 --> 00:47:47,240
‫اهم.

932
00:47:53,240 --> 00:47:54,559
‫ممنون.

933
00:47:56,320 --> 00:47:58,999
‫کاملاً منطقیه که قاتل

934
00:47:59,000 --> 00:48:01,359
‫یادداشت‌هاش رو
‫روی یه دستمال‌کاغذی بنویسه...

935
00:48:01,360 --> 00:48:03,479
‫چیزی که جلب توجه نمی‌کنه.

936
00:48:03,480 --> 00:48:05,479
‫می‌تونسته برش داره و دوباره با خودش بیارتش

937
00:48:05,480 --> 00:48:07,999
‫و در نهایت توی صحنه از شرش خلاص بشه،

938
00:48:08,000 --> 00:48:10,519
‫با این فرض که تمام محاسبات پیچیده‌ش

939
00:48:10,520 --> 00:48:14,279
‫به عنوان چندتا عدد و خط‌خطی
‫نادیده گرفته می‌شن.

940
00:48:14,280 --> 00:48:17,040
‫اما این یکی رو اینجا می‌بینید؟

941
00:48:18,480 --> 00:48:20,919
‫این مال لحظه‌ی آخره.

942
00:48:20,920 --> 00:48:23,999
‫که با عجله سر میز انجام شده

943
00:48:24,000 --> 00:48:26,839
‫تا تنها فاکتوری رو حساب کنه

944
00:48:26,840 --> 00:48:28,440
‫که راهی برای پیش‌بینیش نداشت.

945
00:48:30,160 --> 00:48:32,759
‫اینکه هر کسی کجا قراره بشینه.

946
00:48:32,760 --> 00:48:35,319
‫قاتلمون لازم داشت سم رو به غذا اضافه کنه

947
00:48:35,320 --> 00:48:37,279
‫قبل از اینکه به دست قربانی برسه،

948
00:48:37,280 --> 00:48:40,639
‫و بدون اینکه هیچکس دیگه‌ای
‫اول انتخابش کنه.

949
00:48:40,640 --> 00:48:43,999
‫این همه داده، این همه تحلیل،

950
00:48:44,000 --> 00:48:45,479
‫و آخر سر،

951
00:48:45,480 --> 00:48:49,479
‫همه چیز به چندتا عدد کوچیکِ لحظه‌آخری ختم شد.

952
00:48:49,480 --> 00:48:53,319
‫چند نفر دیگه احتمال داشت
‫ماهی سالمون رو انتخاب کنن؟

953
00:48:53,320 --> 00:48:56,599
‫با چه ترتیبی دور میز نشسته بودن؟

954
00:48:56,600 --> 00:49:00,720
‫و قربانی چند صندلی با قاتل فاصله داشت؟

955
00:49:03,840 --> 00:49:06,040
‫جواب اون معادله اونجا چیه؟

956
00:49:08,480 --> 00:49:10,040
‫- چهار.
‫- چهار.

957
00:49:13,080 --> 00:49:15,120
‫یک، دو، سه، چهار.

958
00:49:16,920 --> 00:49:19,159
‫می‌دونستم از تعریفم خوشت اومده!

959
00:49:19,160 --> 00:49:22,719
‫بایدم خوشت بیاد. معلومه که توی کارت
‫خیلی مهارت داری.

960
00:49:22,720 --> 00:49:26,040
‫می‌شه یه نمونه از دست‌خطتون رو
‫به ما بدید، آقای هیسالان؟

961
00:49:27,480 --> 00:49:29,679
‫من یه نمونه از دست‌خطش رو دارم.

962
00:49:29,680 --> 00:49:31,799
‫- آره، منم دارم.
‫- منم همینطور.

963
00:49:31,800 --> 00:49:33,999
‫انگار اون چهار نفری که قاتل نیستن
‫همونقدر مشتاقن

964
00:49:34,000 --> 00:49:36,199
‫که تو رو از رقابت استخدامی حذف کنن

965
00:49:36,200 --> 00:49:38,599
‫که تو برای جاناتن بودی.

966
00:49:38,600 --> 00:49:40,040
‫بازم تعریف و تمجید.

967
00:49:47,320 --> 00:49:49,080
‫می‌خوام با یه وکیل حرف بزنم.

968
00:49:50,880 --> 00:49:53,399
‫اونا مال آمریکان.
‫از اونا نیاز نداری.

969
00:49:53,400 --> 00:49:55,040
‫دیگه قرار نیست بری اونجا.

970
00:49:57,120 --> 00:49:58,320
‫پاشو ببینم.

971
00:50:01,920 --> 00:50:03,479
‫چطور بود؟ خوب بود؟

972
00:50:03,480 --> 00:50:05,359
‫خودت گفتی می‌خوای سریع انجام بشه.

973
00:50:05,360 --> 00:50:07,559
‫اسم بازرس نویل هنوز توی اون گزارش خواهد بود.

974
00:50:07,560 --> 00:50:08,639
‫می‌تونستیم بدون اون هم سر کنیم.

975
00:50:08,640 --> 00:50:10,039
‫آره، نمی‌تونیم همینجوری حذفش کنیم.

976
00:50:10,040 --> 00:50:12,439
‫این کار فقط یه معمای دیگه
‫درست می‌کنه که یکی

977
00:50:12,440 --> 00:50:14,159
‫اون پایین‌دست‌ها ممکنه بخواد حلش کنه.

978
00:50:14,160 --> 00:50:15,439
‫می‌دونی مردم چجوریـن.

979
00:50:15,440 --> 00:50:17,160
‫اوه...

980
00:50:19,640 --> 00:50:21,280
‫می‌تونم الان برم خونه، لطفاً؟

981
00:50:22,520 --> 00:50:24,320
‫- آره.
‫- ممنون، قربان.

982
00:50:35,640 --> 00:50:37,399
‫- خب؟
‫- خب چی؟

983
00:50:37,400 --> 00:50:38,599
‫حلش کردی؟

984
00:50:38,600 --> 00:50:41,799
‫بله که کردم! کار مایلو هیسالان بود.

985
00:50:41,800 --> 00:50:44,559
‫هرچند، تو نمی‌دونی اون کیه، پس...

986
00:50:44,560 --> 00:50:46,200
‫دقیقاً اینجا چی کار می‌کنی؟

987
00:50:47,600 --> 00:50:49,959
‫چرا از من خواسته شده
‫که با مت نویل ملاقات کنم؟

988
00:50:49,960 --> 00:50:51,560
‫توی تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

989
00:50:53,200 --> 00:50:54,439
‫من که سر در نمیارم.

990
00:50:54,440 --> 00:50:55,920
‫فکر کردم خونه‌ی ماست.

991
00:50:58,920 --> 00:50:59,960
‫جدی؟

992
00:51:00,880 --> 00:51:02,519
‫- باشه.
‫- می‌تونی منو برسونی؟

993
00:51:02,520 --> 00:51:03,560
‫آره، حتماً.

994
00:51:09,680 --> 00:51:11,600
‫چیپس ماهی!

995
00:51:13,000 --> 00:51:15,039
‫به نظرت از اینا خوشم میاد؟

996
00:51:15,040 --> 00:51:17,799
‫فکر کنم... اسکاتلندی باشن.

997
00:51:17,800 --> 00:51:19,239
‫چی؟

998
00:51:19,240 --> 00:51:20,800
‫- این چه ربطی به...
‫- ای خدا!

999
00:51:24,400 --> 00:51:25,879
‫لودویگ، سلام.

1000
00:51:25,880 --> 00:51:27,839
‫من گرت فیشرم.
‫یکی از طرفدارهای پروپاقرصت.

1001
00:51:27,840 --> 00:51:30,239
‫طرفدار... پروپاقرص!

1002
00:51:30,240 --> 00:51:31,440
‫لوسی؟

1003
00:51:32,440 --> 00:51:33,919
‫نه نه، نگران نباش... آدم حسابیه.

1004
00:51:33,920 --> 00:51:36,759
‫- آره، آدم حسابی.
‫- اینجا کاملاً یه جای امنه.

1005
00:51:36,760 --> 00:51:38,519
‫نه، نیست.

1006
00:51:38,520 --> 00:51:39,960
‫پول رو آوردی؟

1007
00:51:41,120 --> 00:51:42,240
‫تو چی برام آوردی؟

1008
00:51:43,320 --> 00:51:45,679
‫می‌دونستم! می‌دونستم!
‫می‌دونستم دست توئه!

1009
00:51:45,680 --> 00:51:47,359
‫سعی کردم جیب‌هاشـو بگردم.

1010
00:51:47,360 --> 00:51:48,400
‫این چیه؟

1011
00:51:50,120 --> 00:51:52,240
‫ببین، من برادرت رو دیدم.

1012
00:51:53,400 --> 00:51:56,439
‫از وقتی جیمز ناپدید شده، دیدمش.

1013
00:51:56,440 --> 00:51:57,960
‫فقط یه بار.

1014
00:51:59,680 --> 00:52:01,119
‫قرار نبود باهم ارتباط بگیریم،

1015
00:52:01,120 --> 00:52:03,999
‫اما چند هفته پیش،
‫یهو بی‌هوا زنگ زد،

1016
00:52:04,000 --> 00:52:06,319
‫گفت به یه دلیلی می‌خواد منو ببینه.

1017
00:52:06,320 --> 00:52:08,399
‫نمی‌دونم چی عوض شد.

1018
00:52:08,400 --> 00:52:12,720
‫گفت اگه اتفاقی افتاد،
‫این حکم بیمه‌مون رو داره.

1019
00:52:13,800 --> 00:52:16,720
‫و اگه بلایی سرش اومد...

1020
00:52:19,040 --> 00:52:20,320
‫باید اینو بدم به تو.

1021
00:52:21,880 --> 00:52:23,080
‫به من؟

1022
00:52:25,160 --> 00:52:29,119
‫ببخشید، اگه قراره مال من باشه،
‫پس چرا داریم براش ۱۰ هزار پوند میدیم؟

1023
00:52:29,120 --> 00:52:30,319
‫ده هزارتا؟!

1024
00:52:30,320 --> 00:52:31,879
‫نمی‌دونم منظورت از ما دقیقاً کیه.

1025
00:52:31,880 --> 00:52:34,639
‫واسه اینکه بتونم یه کاروان بخرم! افتاد؟

1026
00:52:34,640 --> 00:52:36,839
‫یه مدل ثابت توی کورن‌وال.

1027
00:52:36,840 --> 00:52:38,279
‫قیمتش مفتـه.

1028
00:52:38,280 --> 00:52:41,800
‫یه نیم‌نگاهی هم به یه کار حراستی کوچیک
‫توی همون پارک دارم.

1029
00:52:43,000 --> 00:52:44,040
‫همه‌چی ردیف می‌شه.

1030
00:52:45,920 --> 00:52:48,079
‫ببینید، من جیمز رو دوست دارم،
‫تو رو هم همینطور...

1031
00:52:48,080 --> 00:52:50,999
‫ولی جداً، هیچکدومـتون حتی نزدیک
‫به اون حدی که فکر می‌کنید

1032
00:52:51,000 --> 00:52:54,040
‫باهوش نیستید،
‫یا به اون اندازه‌ای که باید، نترسیدید.

1033
00:52:55,920 --> 00:52:57,959
‫هرچی بیشتر کنکاش کنید...

1034
00:52:57,960 --> 00:52:59,560
‫آدم‌های بیشتری کشته می‌شن.

1035
00:53:01,120 --> 00:53:02,960
‫فقط... اون چیز رو بده به من، باشه؟

1036
00:53:10,960 --> 00:53:12,200
‫توش چیه؟

1037
00:53:13,240 --> 00:53:15,680
‫نمی‌دونم، همه‌اش کدگذاری شده، مگه نه؟ پس...

1038
00:53:18,760 --> 00:53:21,119
‫ولی اگه کمکی می‌کنه، باید بگم همین الانشم
‫یه بخش‌هایی از اون رو

1039
00:53:21,120 --> 00:53:23,199
‫روی اون تابلوی توی خونه‌ات داری.

1040
00:53:23,200 --> 00:53:24,320
‫چی؟

1041
00:53:28,600 --> 00:53:31,239
‫لوسی گوش کن، تو و هنری،

1042
00:53:31,240 --> 00:53:34,200
‫واقعاً باید به فکر فرار و قایم شدن باشید، باشه؟

1043
00:53:35,360 --> 00:53:38,759
‫تو هم سعی کن یه ذره فکرت رو باز کنی.

1044
00:53:38,760 --> 00:53:40,360
‫اینقدر هم تند و بداخلاق نباش.

1045
00:53:42,000 --> 00:53:43,440
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم، خب؟

1046
00:53:44,440 --> 00:53:45,640
‫بابت پول هم ممنون.

1047
00:53:48,920 --> 00:53:51,720
‫و واقعاً... متاسفم.

1048
00:53:57,080 --> 00:53:58,560
‫تند و بداخلاق؟!

1049
00:54:06,280 --> 00:54:08,399
‫این همونه.

1050
00:54:08,400 --> 00:54:10,079
‫کل ماجرا.

1051
00:54:10,080 --> 00:54:12,599
‫اگه قرار بود مال تو باشه،
‫چطوری دست هالی رسیده؟

1052
00:54:12,600 --> 00:54:14,479
‫من از کجا بدونم؟ چی نوشته؟

1053
00:54:14,480 --> 00:54:15,520
‫یه دقیقه بهم وقت بده.

1054
00:54:18,520 --> 00:54:22,680
‫چرا یه روزنامه‌ی قدیمی اینجا هست
‫که تاریخش مال ۳ فوریه‌ی ۲۰۲۴ـه؟

1055
00:54:27,320 --> 00:54:29,519
‫راسل، فکر کنم خودت بدونی چرا.

1056
00:54:29,520 --> 00:54:31,999
‫ببین، کسی که ۱۰ هزار پوند
‫بابت یه جواب خرج می‌کنه

1057
00:54:32,000 --> 00:54:33,760
‫خیلی خیلی دلش اون جواب رو می‌خواد.

1058
00:54:35,640 --> 00:54:38,119
‫تو چی می‌دونی؟

1059
00:54:38,120 --> 00:54:39,440
‫مظنون؟

1060
00:54:43,000 --> 00:54:46,359
‫من صدها بار گزارش رسمی تصادف رو خوندم.

1061
00:54:46,360 --> 00:54:47,800
‫هیچوقت بهش شک نکردم.

1062
00:54:48,960 --> 00:54:50,440
‫بعدش تو رو دیدم و پام باز شد به...

1063
00:54:51,400 --> 00:54:52,440
‫این ماجرا.

1064
00:54:53,440 --> 00:54:55,439
‫می‌خوام بدونم قضیه چیه.

1065
00:54:55,440 --> 00:54:59,759
‫و می‌دونی از اون موقع تا حالا
‫چندتا گزارش مرگ مشکوک

1066
00:54:59,760 --> 00:55:04,000
‫خوندم؟ همه‌شون همون لحن، همون حس، همون...

1067
00:55:05,040 --> 00:55:07,160
‫همون حس که یه جای کار می‌لنگه رو داشتن؟

1068
00:55:08,800 --> 00:55:10,639
‫حداقل سه مورد.

1069
00:55:10,640 --> 00:55:13,920
‫از نظر آماری، این تعداد اتفاق تصادفی
‫خیلی معناداره.

1070
00:55:15,560 --> 00:55:18,359
‫می‌دونم که می‌تونی اونـو بخونی
‫البته اگه تا حالا نخونده باشی.

1071
00:55:18,360 --> 00:55:20,240
‫- صادقانه بگم، نخوندم.
‫- همین الان بخونش.

1072
00:55:25,480 --> 00:55:27,399
‫راسل، می‌دونی مندی
‫چه ربطی به این قضایا داره؟

1073
00:55:27,400 --> 00:55:29,120
‫نه. غیرممکنه ربطی داشته باشه. چی نوشته؟

1074
00:55:30,280 --> 00:55:33,200
‫نامزدت داشت می‌رفت که جیمز رو ببینه.

1075
00:55:35,280 --> 00:55:36,320
‫چی؟

1076
00:55:37,320 --> 00:55:39,520
‫مندی که جیمز رو نمی‌شناخت. چی داری میگی؟

1077
00:55:42,400 --> 00:55:43,959
‫می‌شناختش.

1078
00:55:43,960 --> 00:55:45,839
‫قرار بود اون شب هم رو ببینن.

1079
00:55:45,840 --> 00:55:48,359
‫اون... جیمز منتظرش موند...

1080
00:55:48,360 --> 00:55:50,160
‫چرا؟ چی کار... می‌خواستن بکنن؟

1081
00:55:52,120 --> 00:55:54,719
‫اون مدرک نامشخصی داشت.

1082
00:55:54,720 --> 00:55:55,880
‫از چی؟

1083
00:56:01,440 --> 00:56:04,240
‫از همدستی پدرش توی تمام این ماجراها.

1084
00:56:11,320 --> 00:56:12,680
‫راسل...

1085
00:56:14,400 --> 00:56:16,759
‫راسل!

1086
00:56:19,600 --> 00:56:20,760
‫یالا!

1087
00:56:41,520 --> 00:56:42,840
‫بزن بریم!

1088
00:57:06,000 --> 00:57:08,799
‫- این خونه‌ی کیه؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟!

1089
00:57:08,800 --> 00:57:11,920
‫اونجا نیست! خودت اینو گفتی!

1090
00:57:12,960 --> 00:57:14,200
‫زیگلر! در رو باز کن!

1091
00:57:15,600 --> 00:57:17,839
‫جلوش رو بگیر، باشه؟!

1092
00:57:17,840 --> 00:57:19,639
‫چطوری باید جلوشـو بگیرم؟!

1093
00:57:19,640 --> 00:57:21,839
‫- زیگلر!
‫- تمومش کن!

1094
00:57:25,640 --> 00:57:26,760
‫وایسا!

1095
00:57:29,880 --> 00:57:31,280
‫نباید اینجا باشیم.

1096
00:57:57,200 --> 00:58:00,559
‫خواب دیدم، اونم با جزئیات، که رئیس پلیس زیگلر

1097
00:58:00,560 --> 00:58:02,839
‫کشته شده و ما جنازه‌شـو پیدا کردیم؟

1098
00:58:02,840 --> 00:58:05,599
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟
‫مرگ دختر خودت رو ماست‌مالی کنی؟

1099
00:58:05,600 --> 00:58:08,559
‫کمیسر فرصت رو غنیمت شمرد
‫و اعلام این خبر رو ۲۴ ساعت عقب انداخت،

1100
00:58:08,560 --> 00:58:10,879
‫و این نهایت وقتیـه که می‌تونم بخرم.

1101
00:58:10,880 --> 00:58:12,999
‫امیدوارم دلیل خیلی خوبی
‫برای این کارت داشته باشی.

1102
00:58:13,000 --> 00:58:16,239
‫رئیس پلیس زیگلر دیشب به قتل رسید.

1103
00:58:16,240 --> 00:58:19,159
‫تیلور، طبق معمول تو هم اینجایی.

1104
00:58:19,160 --> 00:58:20,199
‫اون مُرده.

1105
00:58:20,200 --> 00:58:21,919
‫فکر کنم لازمه با یه وکیل صحبت کنم.

1106
00:58:21,920 --> 00:58:24,199
‫جوآن کمپر بی‌گناهه و وقتی آزاد بشه،

1107
00:58:24,200 --> 00:58:27,239
‫میریم سراغ مظنون‌های احتمالی دیگه.

1108
00:58:27,240 --> 00:58:28,479
‫این الان تهدیده؟!

1109
00:58:28,480 --> 00:58:30,399
‫جان، اگه کار جیمز باشه چی؟

1110
00:58:30,400 --> 00:58:31,799
‫تو که فکر نمی‌کنی...

1111
00:58:31,800 --> 00:58:33,439
‫تو فکر می‌کنی احتمالش هست، جان.

1112
00:58:33,440 --> 00:58:34,880
‫همین الانشم بهش فکر کردی.

1113
00:58:35,500 --> 00:58:55,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
