WEBVTT

00:00.016 --> 00:02.016
‫« آنچه گذشت »

00:02.040 --> 00:03.919
‫جیمز امروز بهم زنگ زد، سعی کرد
‫جلوی مصاحبه رو بگیره،

00:03.920 --> 00:05.799
‫بهم گفت که جونت در خطره.

00:05.800 --> 00:06.919
‫من شما رو می‌شناسم؟

00:06.920 --> 00:08.079
‫هلنا ماس؟

00:08.080 --> 00:09.759
‫تو دوست نبودی با...

00:09.760 --> 00:10.999
‫- جوآن کمپر؟
‫- آره.

00:11.000 --> 00:12.999
‫حرف رایان اوکلی رو پیش کشیدم
‫تا دهنش باز بشه.

00:13.000 --> 00:14.719
‫وادارش کردم به دامینیک کندی نامه بنویسه.

00:14.720 --> 00:16.279
‫از اسم واقعیت استفاده نکردی،
‫مگه نه؟

00:16.280 --> 00:17.999
‫دوست‌داشتنی نیستن؟

00:18.000 --> 00:19.479
‫واقعاً مثل یه بازی می‌مونه.

00:19.480 --> 00:22.319
‫نوبت ما، نوبت اون!
‫نوبت ما، نوبت اون!

00:22.320 --> 00:23.599
‫خانم بتس؟

00:23.600 --> 00:25.319
‫شوهرت چطوره؟ حالش خوبه؟

00:25.320 --> 00:27.879
‫- فعلاً برای یه پرونده رفته ماموریت.
‫- کجا؟

00:27.880 --> 00:30.519
‫- نایتس پث.
‫- چی گفتی؟

00:30.520 --> 00:33.279
‫یه عبارت دوکلمه‌ایه که توی بخش کوچیکی
‫از یه سند بود

00:33.280 --> 00:35.839
‫که تقریباً مطمئنم جیمز
‫رمزگذاریش کرده بود.

00:35.840 --> 00:38.239
‫- مندی زیگلر!
‫- دختر رئیس.

00:38.240 --> 00:40.119
‫نامزد سربازرس کارتر.

00:40.120 --> 00:43.679
‫- چی؟
‫- گاهی حس می‌کنم همه چیز رو بهم نمیگی.

00:43.680 --> 00:45.880
‫فکر کنم وقتشه حضوری همدیگه رو ببینیم.

01:28.880 --> 01:31.239
‫- جاناتن؟
‫- جاناتن، حالت خوبه رفیق؟

01:31.240 --> 01:32.600
‫رفیق؟

01:38.000 --> 01:40.040
‫هی هی هی!

01:41.000 --> 01:52.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:01.000 --> 02:08.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:08.000 --> 02:12.000
‫« لودویگ »

02:16.800 --> 02:18.480
‫چهره‌ی مهربونی داشت.

02:20.520 --> 02:22.040
‫نمی‌دونم به کی رفته بود.

02:27.000 --> 02:29.239
‫مندی توی فضای مجازی
‫خیلی چیزها به اشتراک می‌ذاشت،

02:29.240 --> 02:31.040
‫ولی همه‌شون چیزهای کاملاً عادیـن.

02:33.320 --> 02:34.680
‫قیافه‌اش فرق کرده.

02:36.240 --> 02:37.960
‫قیافه‌ی آدم قبل از مصیبت همین شکلیـه.

02:39.000 --> 02:41.799
‫جان، امکان نداره این رو
‫اشتباه کرده باشیم، نه؟

02:41.800 --> 02:43.199
‫ممکنه تصادفی باشه

02:43.200 --> 02:45.439
‫که جیمز اسم جاده‌ای رو

02:45.440 --> 02:48.399
‫که دختر رئیس پلیس زیگلر، توش مُرد
‫به صورت رمز نوشته باشه؟

02:48.400 --> 02:52.199
‫و جوآن کمپر، مظنون اصلی ما
‫توی یه سری قتل زنجیره‌ای،

02:52.200 --> 02:54.279
‫وقتی اسمش رو شنید اینطوری واکنش نشون داد؟

02:54.280 --> 02:57.359
‫- بله.
‫- خیلی خیلی خیلی بعیده.

02:57.360 --> 02:58.999
‫آره، ولی با الگوی ما جور درنمیاد.

02:59.000 --> 03:00.279
‫مندی هیچ ربطی
‫به این قضایا نداره.

03:00.280 --> 03:01.399
‫منظورم اینه که چی داریم میگیم؟

03:01.400 --> 03:02.999
‫اینکه پدرش روی مرگش سرپوش گذاشته،

03:03.000 --> 03:04.359
‫مثل همه‌ی کارهای دیگه‌ای که کرد؟

03:04.360 --> 03:05.840
‫آره، بعید نیست این کار رو کرده باشه.

03:07.200 --> 03:10.359
‫راسل اصلاً با این قضیه کنار نمیاد.

03:10.360 --> 03:12.439
‫اینجوری خیلی مودبانه میگی.

03:12.440 --> 03:14.319
‫- چطوری بهش بگم؟
‫- خب، نمی‌تونی.

03:14.320 --> 03:16.239
‫هنوز نه.

03:16.240 --> 03:18.319
‫ببین، اون هنوز بوی این قضیه
‫به مشامش نخورده.

03:18.320 --> 03:20.519
‫هنوز فکر می‌کنه جوآن کمپر
‫فقط یه شاهده

03:20.520 --> 03:22.559
‫که داریم ازش اطلاعات می‌کشیم.

03:22.560 --> 03:24.639
‫خب، من یه اشاره‌های کوچیکی کردم

03:24.640 --> 03:26.360
‫که فکر می‌کنیم اون آدم‌بده‌ست.

03:28.160 --> 03:29.999
‫چقدر کوچیک؟

03:30.000 --> 03:31.799
‫در واقع تقریباً بهش گفتم

03:31.800 --> 03:34.199
‫که فکر می‌کنیم مسئول چندین قتله.

03:34.200 --> 03:36.519
‫آخه واسه چی همچین غلطی کردی؟

03:36.520 --> 03:40.239
‫بحثش همینطوری پیش اومد،

03:40.240 --> 03:41.559
‫و منم بهش اعتماد دارم.

03:41.560 --> 03:43.239
‫آهان. خب باشه.

03:43.240 --> 03:46.719
‫خیلی عالیـه که می‌تونی
‫خودت رو پیش کسی خالی کنی.

03:46.720 --> 03:48.799
‫فکر می‌کنی من با کی می‌تونم
‫این کار رو بکنم؟

03:48.800 --> 03:50.319
‫- نگو با تو!
‫- اما...

03:50.320 --> 03:52.479
‫نگو هنری.

03:52.480 --> 03:54.639
‫- احتمالاً هیچکس.
‫- احتمالاً هیچکس!

03:57.400 --> 04:00.999
‫- شاید خودش نباشه.
‫- تابلـوئه که خودشه.

04:01.000 --> 04:02.280
‫خودشه، مگه نه؟

04:04.880 --> 04:07.159
‫- الو؟
‫- جان، باید بیای سر صحنه.

04:07.160 --> 04:09.199
‫توی خیابون هیزلتونه. رستوران پازورو سوشی.

04:09.200 --> 04:11.519
‫- همین الان.
‫- باشه آره، احتمالاً بتونم...

04:11.520 --> 04:13.119
‫جان، باید ظرف ۲۰ دقیقه اینجا باشی

04:13.120 --> 04:14.599
‫قبل از اینکه رئیس برسه.

04:14.600 --> 04:17.999
‫می‌تونی ۱۵ دقیقه‌ای هم برسی،
‫ولی باید همین الان راه بیفتی.

04:18.000 --> 04:19.599
‫به لوسی بگو می‌تونه چراغ قرمزها رو رد کنه.

04:19.600 --> 04:21.999
‫قطعاً همچین چیزی رو به لوسی نمیگم،

04:22.000 --> 04:24.000
‫ولی متوجه اضطراری بودن موقعیت شدم.

04:27.480 --> 04:29.239
‫باید من رو ببری به یه رستوران سوشی.

04:29.240 --> 04:31.239
‫چی رو قطعاً به من نمیگی؟

04:31.240 --> 04:32.399
‫بهت نمیگم.

04:32.400 --> 04:34.639
‫بهم اجازه داد چراغ قرمزها رو رد کنم؟

04:34.640 --> 04:36.199
‫- چیزی به اسم اجازه برای رد کردن...
‫- آره!

04:36.200 --> 04:39.040
‫چیزی به اسم اجازه برای
‫رد کردن چراغ قرمز وجود نداره!

04:46.560 --> 04:48.880
‫آخریـه قطعاً زرد نبود!

04:55.640 --> 04:57.359
‫داری چی کار می‌کنی؟

04:57.360 --> 04:59.399
‫داریم میریم سراغ سربازرس کارتر.

04:59.400 --> 05:00.679
‫جان!

05:00.680 --> 05:02.240
‫اصلاً ولش کن، پشیمون شدم، خدافظ.

05:07.480 --> 05:09.279
‫- فقط...
‫- داری چی کار می‌کنی؟

05:09.280 --> 05:10.480
‫آره، باشه.

05:17.680 --> 05:18.999
‫سلام قربان.

05:19.000 --> 05:20.399
‫شما اینجا چی کار می‌کنی؟

05:20.400 --> 05:22.799
‫من مسئول تحقیقات این پرونده‌ی قتلم

05:22.800 --> 05:25.200
‫چون مجبور شدم کارآگاه ارشدم رو ازش کنار بذارم.

05:27.560 --> 05:29.639
‫سربازرس کارتر بهم زنگ زد و...

05:29.640 --> 05:30.999
‫خب، معلومه که به اندازه‌ی کافی
‫سریع نبودی،

05:31.000 --> 05:33.479
‫چون الان من اینجام و اون نیست.

05:33.480 --> 05:34.959
‫چی می‌دونی، جان؟

05:34.960 --> 05:36.079
‫چی می‌دونم، قربان؟

05:36.080 --> 05:40.079
‫می‌دونی چرا سربازرس کارتر موقع قتل اینجا بود

05:40.080 --> 05:42.079
‫و با کی بود؟

05:42.080 --> 05:46.839
‫من شخصاً امنیت تو رو...

05:46.840 --> 05:48.599
‫- تضمین می‌کنم.
‫- خیلی‌خب، باشه.

05:48.600 --> 05:50.799
‫چه عالی.
‫پس بقیه‌ی اطرافیانم چی

05:50.800 --> 05:52.519
‫که هر بار دهنم رو باز می‌کنم،
‫یا ریق رحمت رو سر می‌کشن

05:52.520 --> 05:53.639
‫یا غیب‌شون می‌زنه؟

05:53.640 --> 05:55.799
‫هیچکس نمی‌دونه تو اینجایی.

05:55.800 --> 05:58.599
‫خیلی‌خب، قرار نیست کسی غیب بشه
‫و قرار نیست کسی...

05:58.600 --> 06:00.040
‫هی هی هی!

06:01.720 --> 06:04.559
‫خب. معلومه که هیچی نمی‌دونی.

06:04.560 --> 06:06.560
‫حداقل این مایه‌ی دلگرمیـه.

06:08.400 --> 06:10.799
‫جان، هیچوقت پوکر بازی نکن، باشه؟

06:10.800 --> 06:13.679
‫مت نویل؟ شریک قدیمی برادرم؟

06:13.680 --> 06:14.879
‫کجاست؟

06:14.880 --> 06:17.719
‫توی اداره، توی اتاق بازجوییه.

06:17.720 --> 06:20.840
‫اون الان شاهد یه قتله، مثل سربازرس کارتر...

06:21.840 --> 06:24.479
‫که قبل از من به تو زنگ زد.

06:24.480 --> 06:26.840
‫مطمئنم از روی پارتی‌بازی نبوده، قربان.

06:28.320 --> 06:30.639
‫هرچند احتمالاً منظورتون این نبود...

06:30.640 --> 06:32.040
‫اهم!

06:36.600 --> 06:38.559
‫ما یه مشاور صحنه‌ی جرم داریم.

06:38.560 --> 06:40.679
‫لطفاً سریع در جریان جزئیات قرارش بدید.

06:40.680 --> 06:42.999
‫- این نقاله‌ی سوشیـه؟!
‫- به چیزی دست نزن!

06:43.000 --> 06:44.719
‫ولی این نقاله‌ی سوشیـه!

06:44.720 --> 06:46.439
‫گروهبان سالیوان.

06:46.440 --> 06:50.719
‫بله. اسم قربانی جاناتن مک‌کوید بود.

06:50.720 --> 06:53.559
‫برای یه ناهار کاری
‫با بقیه‌ی تیمش اینجا بود.

06:53.560 --> 06:54.879
‫تحلیل‌گر داده‌های دوره‌ی دکترا.

06:54.880 --> 06:56.199
‫بورسیه‌ی دانشگاه بود.

06:56.200 --> 06:58.279
‫به شرکت‌ها درباره‌ی روند بازار مشاوره میدن.

06:58.280 --> 07:00.199
‫ظاهراً این یه برنامه‌ی همیشگی بوده

07:00.200 --> 07:02.680
‫هر جمعه ناهار کاری رو همینجا می‌خوردن.

07:03.680 --> 07:05.599
‫خوش به حال بعضی‌ها، مگه نه؟

07:05.600 --> 07:08.599
‫ما یه سلف‌سرویس خیلی خوب داریم، پاسبان.

07:08.600 --> 07:09.999
‫بله داریم.

07:10.000 --> 07:11.479
‫سربازرس کارتر هم حضور داشت.

07:11.480 --> 07:13.599
‫میز کناری. خودش و یکی از رفیق‌هاش.

07:13.600 --> 07:15.159
‫بازرس مت نویل.

07:15.160 --> 07:16.400
‫اسمـش رو هم نشنیدم.

07:17.640 --> 07:19.679
‫دلیلی هم نداره که شنیده باشی.

07:19.680 --> 07:21.240
‫خب، اینم جواب من.

07:23.680 --> 07:27.359
‫درسته. وسط ناهار،
‫جاناتن بلند می‌شه و از حال میره.

07:27.360 --> 07:28.519
‫همه میریزن سرش.

07:28.520 --> 07:30.479
‫یکی از آشپزها زنگ می‌زنه به آمبولانس.

07:30.480 --> 07:31.999
‫سربازرس‌مون خودش رو معرفی کرد،

07:32.000 --> 07:34.799
‫و سعی کرد نذاره بقیه دورش جمع بشن.

07:34.800 --> 07:37.359
‫هنوز نبض داشت. خیلی ضعیف.

07:37.360 --> 07:39.999
‫شک دارم اون یا بقیه
‫فکر کرده باشن چیزی غیر از

07:40.000 --> 07:42.519
‫یه حمله‌ی قلبی ناگهانی
‫یا واکنش آلرژیک باشه.

07:42.520 --> 07:43.719
‫توی آمبولانس مُرد.

07:43.720 --> 07:46.999
‫به محض رسیدن به ما خبر دادن که علائم ظاهری

07:47.000 --> 07:49.079
‫مسمومیت با آکونیتین رو داره.

07:49.080 --> 07:51.919
‫- لب‌های کبود.
‫- بعداً تایید شد.

07:51.920 --> 07:53.519
‫گیاه تاج‌الملوک خورده بود.

07:53.520 --> 07:55.159
‫به شکل عصاره.

07:55.160 --> 07:57.959
‫کُشنده و سریع‌الاثره.

07:57.960 --> 07:59.999
‫پس همینجا خوردتش؟

08:00.000 --> 08:02.999
‫آره، ظاهراً سربازرس ما منتظر یه چای سبز بوده.

08:03.000 --> 08:06.119
‫اون و بازرس نویل چیزی نخورده بودن.

08:06.120 --> 08:07.520
‫ولی بقیه‌شون، منظورم اینه که...

08:09.520 --> 08:12.319
‫پس پای نقاله‌ی سوشی در میونه؟

08:12.320 --> 08:14.439
‫و روشن بود، مگه نه؟

08:14.440 --> 08:17.999
‫و همه‌ی این چیزها مدام می‌چرخیدن
‫و می‌چرخیدن، درسته؟

08:18.000 --> 08:21.119
‫و همه‌ی مظنون‌ها هم همینجا نشسته بودن، نه؟

08:21.120 --> 08:22.559
‫لطفاً به چیزی دست نزن.

08:22.560 --> 08:23.799
‫آخه واسه چی باید دست بزنم؟

08:23.800 --> 08:25.520
‫نمی‌خوام سمی بشم.

08:26.520 --> 08:27.959
‫هرچند از همه‌ی این‌ها خورده شده،

08:27.960 --> 08:29.160
‫و هیچکس دیگه‌ای نمُرده.

08:30.360 --> 08:32.679
‫پس دنبال یه ظرف سمی می‌گردیم،

08:32.680 --> 08:36.559
‫که قبل و بعدش کلی ظرف سالم بوده،

08:36.560 --> 08:39.559
‫و فقط قاتل می‌دونسته کدوم به کدومه.

08:39.560 --> 08:42.999
‫منطقیه. ولی از کجا می‌دونستن که خود قربانی

08:43.000 --> 08:44.679
‫اون ظرف رو برمی‌داره؟

08:44.680 --> 08:46.839
‫نمی‌دونم. من فقط دو دقیقه‌ست که اینجام.

08:46.840 --> 08:50.999
‫ولی تضمین میدم که سربازرس
‫کارتر و اون بازرس نمی‌دونم چی‌چی

08:51.000 --> 08:54.040
‫هیچ ارتباط یا نقشی توی این قضیه نداشتن.

08:56.600 --> 08:59.999
‫باشه. فکر نکنم اصلاً به فکر هیچکدوم‌مون
‫رسیده باشه که اون‌ها نقشی دارن.

09:00.000 --> 09:01.559
‫خب، پس غریزه‌ی فوق‌العاده‌ای داری.

09:01.560 --> 09:02.999
‫چون قاتل هر کی که بوده،

09:03.000 --> 09:07.000
‫باید همینجا دور این نقاله نشسته بوده باشه.

09:09.120 --> 09:10.400
‫کراواتت...

09:19.400 --> 09:20.799
‫اوه...

09:20.800 --> 09:22.839
‫نه.

09:22.840 --> 09:26.759
‫امروز دنبال کدوم عتیقه‌ای از گذشته می‌گردی؟

09:26.760 --> 09:30.999
‫یه تصادف رانندگی
‫منجر به مرگ که توی نایتس پث

09:31.000 --> 09:33.399
‫در تاریخ دوم فوریه‌ی ۲۰۲۴ اتفاق افتاده.

09:33.400 --> 09:35.479
‫بهت که گفتم، ما هیچی قبل از ۲۰۱۴ نداریم.

09:35.480 --> 09:38.279
‫- ششم می...
‫- ایناهاش.

09:38.280 --> 09:39.520
‫عجب.

09:40.720 --> 09:43.320
‫لابد چون اون هفته سطل‌آشغال‌ها پُر بوده.

09:48.720 --> 09:52.759
‫ولی می‌دونی که داستان واقعی تصادف

09:52.760 --> 09:54.760
‫توی روزنامه‌ی فرداش چاپ می‌شه، دیگه؟

09:57.360 --> 09:58.600
‫لعنت بهش!

10:03.440 --> 10:06.279
‫چرا بهم نمیگی کل قضیه چیه؟

10:06.280 --> 10:09.399
‫یعنی می‌دونی که من تقریباً از تمام اون
‫چیزهایی که هر وقت میای سراغم زر می‌زنی،

10:09.400 --> 10:12.999
‫ته‌وتوی قضیه رو درآوردم.

10:13.000 --> 10:14.360
‫بعید می‌دونم.

10:17.000 --> 10:19.519
‫خب، این چطوره؟

10:19.520 --> 10:22.879
‫به نظر می‌رسه یه شوهر کارآگاه داری

10:22.880 --> 10:27.239
‫که به یه دلیلی، غیبش زدی.

10:27.240 --> 10:30.999
‫برادرشوهرت هم داره کمکت می‌کنه پیداش کنی.

10:31.000 --> 10:34.359
‫و اگه کاملاً پرت نباشم،

10:34.360 --> 10:37.759
‫مطمئنم فکر می‌کنی نماینده‌ی مجلس این منطقه

10:37.760 --> 10:39.999
‫یه زمانی یه نفر رو توی جکوزی خفه کرده

10:40.000 --> 10:42.640
‫و بعدش سعی کرده با ماشین بزنه به یکی؟

10:46.360 --> 10:49.679
‫یه تصادف ساختگی ترتیب داده.

10:49.680 --> 10:50.919
‫هوم.

10:50.920 --> 10:52.560
‫خب، این حدس دومم بود.

10:53.560 --> 10:54.999
‫خیلی شوکه به نظر نمی‌رسی.

10:55.000 --> 10:57.399
‫من کارم رو با روزنامه‌ی ساندی اسپورت شروع کردم.

10:57.400 --> 10:58.720
‫می‌دونی که این‌ها رو از خودم درنمیارم، نه؟

11:00.640 --> 11:02.999
‫خب، چرا به جای اینکه مدام بیای اینجا

11:03.000 --> 11:06.559
‫نمیری ثابتش کنی و یه قرارداد کتاب
‫نون‌وآب‌دار برای خودت دست‌وپا کنی؟

11:06.560 --> 11:08.119
‫من دنبال قرارداد کتاب نیستم.

11:08.120 --> 11:09.360
‫من شوهرم رو می‌خوام.

11:10.480 --> 11:11.720
‫واقعاً گم شده؟

11:14.000 --> 11:16.159
‫نباید به کسی بگی.

11:16.160 --> 11:17.680
‫آخه به کی بگم؟ به مامانم؟

11:20.080 --> 11:23.400
‫لوسی، هر چی بهم بگی...

11:24.960 --> 11:27.800
‫تا وقتی بگی محرمانه بمونه، محرمانه می‌مونه.

11:29.640 --> 11:32.319
‫- محرمانه؟
‫- اوهوم.

11:32.320 --> 11:33.960
‫قانون طلایی روزنامه‌نگاریـه.

11:37.200 --> 11:39.199
‫کاری کردم جان به مدت دو هفته
‫خودش رو جای جیمز بزنه.

11:39.200 --> 11:41.479
‫ولی بعدش کل نقشه نقش‌برآب شد،
‫وقتی که همدست

11:41.480 --> 11:43.719
‫یه مشاور آی‌تی که خودش داشت به صورت مستقل،

11:43.720 --> 11:46.399
‫از بقیه‌ی آدم‌های درگیر باج‌گیری می‌کرد،

11:46.400 --> 11:49.319
‫برام پاپوش قتل درست کرد.

11:49.320 --> 11:51.239
‫الان دیگه تقریباً همه چیز خوابیده،

11:51.240 --> 11:54.279
‫به جز کل قضیه‌ی نماینده‌ی مجلسی
‫که قاتل زنجیره‌ایـه.

11:54.280 --> 11:56.360
‫آخیش، چه آرامشی داره...

11:57.360 --> 11:59.399
‫که بالاخره همه‌ی این‌ها رو به یه نفر گفتم

11:59.400 --> 12:00.680
‫که فامیلیش تیلور نیست!

12:13.200 --> 12:15.519
‫می‌تونم درباره‌اش کتاب بنویسم؟

12:15.520 --> 12:17.879
‫نه! نه وسط این هیروویری.

12:17.880 --> 12:19.559
‫نه.

12:22.640 --> 12:24.879
‫- مگه اینکه چیز مهمی باشه...
‫- مت نویل اینجاست.

12:24.880 --> 12:27.519
‫- چی؟
‫- خب، نه دقیقاً اینجا.

12:27.520 --> 12:29.719
‫من جلوی در یه رستوران ایستادم،

12:29.720 --> 12:31.399
‫و قراره با رئیس از یه سری

12:31.400 --> 12:32.759
‫تحلیل‌گر داده بازجویی کنیم.

12:32.760 --> 12:34.719
‫ولی اون اینجاست، توی کمبریج،

12:34.720 --> 12:37.239
‫داره با سربازرس کارتر چای سبز می‌خوره.

12:37.240 --> 12:38.999
‫راسل اصلاً مت نویل رو نمی‌شناسه.

12:39.000 --> 12:40.799
‫- مت نویل کیه؟
‫- هیس.

12:40.800 --> 12:43.399
‫- اون کیه؟
‫- تو هم هیس. ببخشید.

12:43.400 --> 12:45.999
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم چه خبره.

12:46.000 --> 12:48.359
‫- کجان؟
‫- توی ایستگاه.

12:48.360 --> 12:50.519
‫انتخاب‌شون واسه محل قرار مخفیانه

12:50.520 --> 12:52.839
‫ناخواسته از آب دراومد صحنه‌ی جرم.

12:52.840 --> 12:54.799
‫و حالا اسم هردوشون
‫به عنوان شاهد ثبت شده

12:54.800 --> 12:57.759
‫و قرارشون دیگه اونقدرها هم مخفیانه نیست.

12:57.760 --> 12:59.240
‫رئیس بدجوری شاکیه.

13:00.320 --> 13:04.199
‫حالا هم سفیدپوست‌ها اومدن
‫که کل غذاها رو بالا بکشن.

13:04.200 --> 13:05.520
‫چی؟

13:06.640 --> 13:08.040
‫بهتره دیگه برم.

13:18.640 --> 13:21.279
‫هنوز هیچکدوم از همکارهاش
‫نمی‌دونن که اون مُرده.

13:21.280 --> 13:22.919
‫شرط می‌بندم یکیـشون می‌دونه.

13:22.920 --> 13:24.599
‫باید دسته‌جمعی بهشون بگیم.

13:24.600 --> 13:27.519
‫اونوقت شاید هرکی که هست
‫اونقدر ناشیانه ادای شوکه شدن رو دربیاره

13:27.520 --> 13:29.799
‫که بتونیم همونجا قضیه رو فی‌الفور تمومش کنیم.

13:29.800 --> 13:31.359
‫هوم.

13:31.360 --> 13:32.999
‫اون توی راه بیمارستان مُرد،

13:33.000 --> 13:35.599
‫و ما داریم پرونده رو مشکوک تلقی می‌کنیم.

13:35.600 --> 13:37.679
‫باورم نمی‌شه.

13:37.680 --> 13:38.999
‫حتماً دارین شوخی می‌کنین.

13:39.000 --> 13:41.239
‫صبر کن، یعنی کسی این کار رو کرده؟

13:41.240 --> 13:43.040
‫- اصلاً عقلانی نیست.
‫- نه.

13:48.440 --> 13:49.999
‫اون که کمکی نکرد.

13:50.000 --> 13:51.559
‫کسی اینجا دلیلی به ذهنش می‌رسه

13:51.560 --> 13:54.439
‫که چرا ممکنه کسی بخواد
‫جاناتن مک‌کوید رو هدف قرار بده؟

13:54.440 --> 13:56.999
‫نه، اون جدیدترین عضو تیمه.

13:57.000 --> 13:59.199
‫- فقط یه ساله که فارغ‌التحصیل شده.
‫- صبر کن، ببخشید.

13:59.200 --> 14:00.679
‫کی گفت اون هدف بوده؟

14:00.680 --> 14:03.559
‫طبق گفته‌ی شما، هرکدوم از ما
‫ممکن بوده اون بشقاب رو برداره.

14:03.560 --> 14:05.920
‫خدایا. فکر کنم الان بالا میارم.

14:08.840 --> 14:11.239
‫نه، منظورم این نیست که...

14:11.240 --> 14:13.159
‫اگه مسموم شده بودی،
‫تا حالا مُرده بودی.

14:13.160 --> 14:14.440
‫اینقدرش رو دیگه می‌دونیم.

14:15.640 --> 14:17.399
‫چرا نمی‌تونه کار یکی از آشپزها باشه؟

14:17.400 --> 14:19.160
‫ما هنوز هیچ احتمالی رو رد نمی‌کنیم.

14:20.280 --> 14:23.999
‫اما مگه شماها هر جمعه نمیاین اینجا؟

14:24.000 --> 14:25.999
‫مگر اینکه همیشه یه جور
‫هیاهو و بلوا راه بندازین،

14:26.000 --> 14:29.199
‫واسه آشپزها حرکت عجیبیـه
‫که بخوان یکی از شما رو مسموم کنن.

14:29.200 --> 14:32.759
‫کلاً زیاد طرفدار انگیزه نیستم،
‫ولی بیشتر قتل‌ها انگیزه دارن.

14:32.760 --> 14:34.600
‫- خب، هیچکدومِ ما انگیزه‌ای نداریم.
‫- شرط می‌بندم دارین.

14:36.840 --> 14:38.639
‫منظورم لزوماً خود تو نیستی.

14:38.640 --> 14:39.999
‫ما داریم شکار می‌شیم.

14:40.000 --> 14:41.999
‫شکار؟!

14:42.000 --> 14:43.559
‫اون حرفت رو تکرار کن، خانم باکو.

14:43.560 --> 14:45.319
‫یه شرکت بزرگ توی واشینگتن دی‌سی.

14:45.320 --> 14:47.239
‫شرکت تحلیل انتخابات.

14:47.240 --> 14:50.040
‫داشتن آمار ما رو درمی‌آوردن،
‫واسه شکار مغزها.

14:51.240 --> 14:54.159
‫ما واقعاً این رو نمی‌دونیم.

14:54.160 --> 14:55.999
‫چرا، می‌دونیم.

14:56.000 --> 14:58.799
‫خب، ما می‌دونیم. همه‌مون می‌دونیم.

14:58.800 --> 15:00.839
‫دقیقاً آمار کی رو درمی‌آوردن؟

15:00.840 --> 15:02.040
‫نمی‌دونیم.

15:03.360 --> 15:07.679
‫وقتی بو می‌بری که دارن اینور اونور سرک می‌کشن،
‫کم‌کم نشانه‌ها رو می‌فهمی.

15:07.680 --> 15:09.919
‫ببینین.

15:09.920 --> 15:12.999
‫این دپارتمان یه جورایی سکوی پرتاب معتبریـه.

15:13.000 --> 15:16.439
‫یه شرکت بزرگ آمریکایی سالی حداقل
‫یه دانشجوی تحصیلات تکمیلی رو قاپ می‌زنه.

15:16.440 --> 15:19.400
‫و جاناتن مک‌کوید کاندیدای قوی‌ای
‫واسه امسال بود؟

15:22.640 --> 15:23.999
‫متوجهم.

15:24.000 --> 15:25.999
‫کی بغل دستش نشسته بود؟

15:26.000 --> 15:27.399
‫من بودم.

15:27.400 --> 15:28.879
‫منم همینطور.

15:28.880 --> 15:31.159
‫اگه احتمال بلوف دوطرفه در کار نبود،

15:31.160 --> 15:33.239
‫این در واقع می‌تونست
‫پوئن مثبتی واسه‌تون باشه.

15:33.240 --> 15:35.719
‫همیشه روی همون صندلی‌ها می‌شینین؟

15:35.720 --> 15:39.279
‫نه. هرکی هر جوری که بیاد تو می‌شینه دیگه.

15:39.280 --> 15:41.719
‫احتمالاً همیشه همون
‫غذاها رو می‌خورین، نه؟

15:41.720 --> 15:44.479
‫البته که نه.
‫کی این کار رو می‌کنه؟

15:44.480 --> 15:45.999
‫نمی‌کنین؟

15:46.000 --> 15:48.359
‫هر دفعه یه جای متفاوت می‌شینین

15:48.360 --> 15:50.759
‫و چیزهای متفاوتی می‌خورین؟

15:50.760 --> 15:53.359
‫خب، تنها فرضیه‌ی کاری منم پرید.

15:53.360 --> 15:55.360
‫خیال نمی‌کنم تو فرضیه‌ای داشته باشی، داری؟

16:23.640 --> 16:25.040
‫بیا دیگه!

16:28.680 --> 16:30.040
‫درها دارن بسته می‌شن.

17:00.560 --> 17:01.999
‫لوسی، تو چطوری...

17:02.000 --> 17:03.439
‫چطوری اومدی این بالا؟

17:03.440 --> 17:05.159
‫کسی جلوم رو نگرفت.
‫باید باهاشون یه صحبتی بکنی.

17:05.160 --> 17:07.719
‫مثلاً اینجا قرار بود
‫ایستگاه پلیس باشه.

17:07.720 --> 17:10.799
‫از کِی تا حالا با مت نویل در تماسی؟

17:10.800 --> 17:12.000
‫خیلی وقت نیست.

17:13.760 --> 17:15.159
‫خب باشه.

17:15.160 --> 17:16.799
‫کلی از پارتی‌هام استفاده کردم
‫تا ردش رو بزنم.

17:16.800 --> 17:18.639
‫چرا؟

17:18.640 --> 17:20.399
‫بیخیال. همه‌مون داریم
‫یه کار رو انجام میدیم،

17:20.400 --> 17:21.519
‫به یه دلیل مشابه.

17:21.520 --> 17:23.279
‫ببخشید!

17:23.280 --> 17:24.479
‫معذرت می‌خوام!

17:24.480 --> 17:27.520
‫نمی‌دونستم شوهر تو هم گم شده!

17:28.760 --> 17:30.639
‫ما همه‌مون داریم روی یه پرونده کار می‌کنیم،

17:30.640 --> 17:32.999
‫دلیل‌مون هرچی که باشه، لوسی.

17:33.000 --> 17:35.759
‫من مت رو تقریباً
‫ده ساله که می‌شناسم.

17:35.760 --> 17:36.999
‫توی عروسیش بودم.

17:37.000 --> 17:38.719
‫یه جورایی ساقدوشش بودم.

17:38.720 --> 17:42.239
‫وقتی پیداش کردم،
‫در رو توی صورتم کوبید.

17:42.240 --> 17:46.479
‫پس خیلی دوست دارم بدونم
‫تو بهش چی گفتی

17:46.480 --> 17:48.999
‫که باعث شد بخواد بیاد اینجا

17:49.000 --> 17:51.360
‫و یه چای گرم و صمیمی سر صبحی
‫باهات بخوره.

17:57.200 --> 17:59.040
‫بهش ۱۰ هزار پوند پیشنهاد دادم.

18:00.160 --> 18:02.200
‫تو... چی کار کردی؟

18:03.640 --> 18:06.040
‫- سلام. .ممنون.
‫- خیلی ممنون.

18:09.400 --> 18:11.919
‫اون با زن و بچه‌اش داشت فرار می‌کرد،

18:11.920 --> 18:14.079
‫به هیچ حسابی دست نمی‌زد
‫و از کارت بانکی استفاده نمی‌کرد.

18:14.080 --> 18:15.599
‫فکر کردم ۱۰ هزار پوند
‫خیلی به کارش میاد.

18:15.600 --> 18:18.079
‫- تو ۱۰ هزار پوند داری؟!
‫- بله، مرسی.

18:18.080 --> 18:19.719
‫پس‌اندازیـه که نشد خرج زندگی‌ای بکنم

18:19.720 --> 18:21.040
‫که هیچوقت فرصت داشتنش رو پیدا نکردم، باشه؟

18:22.560 --> 18:24.040
‫خوشحال شدی؟

18:32.200 --> 18:36.919
‫ببین، من اومدم اینجا که به زندگیم برسم.

18:36.920 --> 18:41.040
‫اما در عوض، کشیده شدم توی
‫یه بازی بزرگ که از قبل شروع شده بود.

18:42.200 --> 18:45.119
‫پس متاسفم، ولی لازم نیست حتماً
‫شوهرم گم شده باشه

18:45.120 --> 18:46.439
‫تا دنبال جواب بگردم.

18:46.440 --> 18:48.999
‫- خب، جوابی هم گرفتی؟
‫- نه، حتی نذاشتن چاییم رو بخورم.

18:49.000 --> 18:50.639
‫پس اون کجاست؟

18:52.000 --> 18:54.919
‫پایین توی اتاق بازجویی نگهش داشتن،

18:54.920 --> 18:56.479
‫منتظر رئیسه،

18:56.480 --> 18:58.199
‫و به این دلیل که اظهارات‌مون
‫باهم قاطی نشه

18:58.200 --> 18:59.999
‫اجازه نمیدن من نزدیکش بشم.

19:00.000 --> 19:02.199
‫باشه، بذار من باهاش حرف بزنم.
‫من می‌تونم.

19:02.200 --> 19:04.479
‫من که اظهاری ندارم که بخواد قاطی بشه.

19:04.480 --> 19:06.239
‫ببین، اون که بازداشت نیست، باشه؟

19:06.240 --> 19:09.239
‫کارول! اون نمی‌ذاره تو باهاش حرف بزنی!

19:09.240 --> 19:11.639
‫احتمالاً دیگه هیچوقت نمی‌ذاره
‫تو دست به سیاه و سفید بزنی،

19:11.640 --> 19:13.040
‫احتمالاً.

19:18.760 --> 19:20.040
‫لطفاً!

19:26.400 --> 19:27.999
‫سلام، می‌شه به بازرس مت نویل بگین

19:28.000 --> 19:30.559
‫که یه نفر اینجاست که می‌خواد...

19:30.560 --> 19:31.840
‫رفته؟

19:33.240 --> 19:34.520
‫چند وقت پیش؟

19:36.080 --> 19:38.040
‫باشه، ممنون. ممنون، ممنون.

19:41.360 --> 19:44.159
‫- اون که حتی ماشین هم نداره!
‫- آره، ولی شاید بتونه تند بدوئه.

19:44.160 --> 19:45.800
‫داری شوخی می‌کنی!

19:47.440 --> 19:48.719
‫خروجی دیگه‌ای هم هست؟

19:48.720 --> 19:50.439
‫نه، ما توی یه تله‌ی مرگ فولادی غول‌پیکر کار می‌کنیم.

19:50.440 --> 19:52.680
‫- آره، کلی خروجی هست.
‫- پیداش می‌کنم.

19:53.920 --> 19:55.879
‫فکر می‌کنی بتونم ماشین اسپورتت رو قرض بگیرم؟

19:55.880 --> 19:57.280
‫نه، اونقدرها هم درمانده نشدم.

19:58.840 --> 20:00.960
‫باشه، بزن بریم. بزن بریم.
‫تو می‌تونی از پشت در بری.

20:04.000 --> 20:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:15.560 --> 20:18.479
‫سربازرس کارتر، خیلی دوست دارم
‫باهات یه صحبتی بکنم،

20:18.480 --> 20:20.879
‫- اگه مشکلی نداری؟
‫- البته قربان.

20:20.880 --> 20:22.399
‫منم می‌تونم صحبت کنم؟

20:22.400 --> 20:25.559
‫نه، تو برو به کارت برس.

20:25.560 --> 20:27.040
‫بزن بریم.

20:38.600 --> 20:40.040
‫هر وقتی توی امروز.

20:49.160 --> 20:51.520
‫چه مجموعه‌ی دم‌دستی‌ای از عکس مظنونین.

20:53.760 --> 20:56.999
‫این آدم‌ها چی کار می‌کنن؟
‫داده‌ها رو تحلیل می‌کنن؟

20:57.000 --> 20:58.479
‫حتی نمی‌دونم معنیش چیه.

20:58.480 --> 21:00.439
‫کیه که داده‌ها رو تحلیل نکنه؟

21:00.440 --> 21:02.599
‫خب، این یکی از صدها طرحیـه
‫که طراحی کردن.

21:02.600 --> 21:04.599
‫پرسشنامه‌های عمومی شخصیت‌شناسی

21:04.600 --> 21:06.199
‫که واسه نیازهای خاص شرکت‌ها سفارشی شده.

21:06.200 --> 21:07.999
‫این یکی واسه یه شرکت تلفنه،

21:08.000 --> 21:10.239
‫تا بهشون کمک کنه
‫ارتقای سیستم رو پیش‌بینی کنن.

21:10.240 --> 21:13.359
‫- با پرسیدن اینکه حیوون خونگی دارن یا نه؟
‫- نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه.

21:13.360 --> 21:16.999
‫لابد کار می‌کنه دیگه. اصلاً الان کی داره
‫این پرونده رو رهبری می‌کنه؟

21:17.000 --> 21:19.519
‫- فکر کنم منم، مگه نه؟
‫- قطعاً تو نیستی.

21:19.520 --> 21:20.919
‫نمی‌تونه باشه، نه؟

21:20.920 --> 21:22.239
‫اه...

21:22.240 --> 21:24.679
‫- شـاید.
‫- باید اون عکس‌هایی که گرفتی رو ببینم،

21:24.680 --> 21:25.999
‫همون‌هایی که از غذاها گرفتی.

21:26.000 --> 21:28.639
‫تو راه افتادی و از کل غذاها عکس گرفتی

21:28.640 --> 21:30.360
‫قبل از اینکه سفیدپوش‌ها بیان.

21:41.160 --> 21:44.199
‫اینکه شبیه اینستاگرام اکثر مـردمه.

21:44.200 --> 21:46.759
‫- انتظار داری چی پیدا کنی؟
‫- نمی‌دونم.

21:46.760 --> 21:47.999
‫حتماً یه چیزی توش هست.

21:48.000 --> 21:49.519
‫چرا؟ چرا حتماً باید یه چیزی توش باشه؟

21:49.520 --> 21:52.679
‫چون من هنوز با یه قتل کامل روبرو نشدم.

21:52.680 --> 21:54.239
‫صبر کن، اون چی بود؟

21:54.240 --> 21:56.999
‫دوباره ببرش سمت چپ.

21:57.000 --> 21:58.639
‫و حالا تا تَه روش زوم کن.

21:58.640 --> 21:59.999
‫زوم.

22:00.000 --> 22:01.479
‫اونجا! دیدی؟

22:01.480 --> 22:03.279
‫یه دستمال‌سفره که روش چیزی نوشتن.

22:03.280 --> 22:05.559
‫معمولاً روی دستمال‌سفره‌ها
‫چیزی نمی‌نویسن.

22:05.560 --> 22:07.279
‫این‌ها همه‌اش جزو مدارکه؟

22:07.280 --> 22:09.999
‫می‌تونی بری این دستمال رو واسم بیاری؟

22:10.000 --> 22:11.479
‫نه نمی‌تونم، در ضمن رئیس هم تو نیستی.

22:11.480 --> 22:12.559
‫نمی‌تونی باشی.

22:12.560 --> 22:13.799
‫تو حتی درجه هم نداری.

22:13.800 --> 22:16.279
‫اما ممکنه به حل پرونده‌ی قتل کمک کنه.

22:16.280 --> 22:19.359
‫- یه دستمال‌سفره؟
‫- چیزهای مهمی روش می‌نویسن.

22:19.360 --> 22:21.880
‫پک‌من روی یه دستمال‌سفره خلق شد.

22:25.280 --> 22:26.559
‫فعلاً!

22:26.560 --> 22:28.200
‫میرم ببینم دارنش یا نه، آره.

22:38.000 --> 22:40.839
‫بالاخره گیرت آوردم، مرتیکه‌ی لغزنده.

22:40.840 --> 22:43.800
‫مت!

22:46.720 --> 22:48.120
‫- سوار ماشین شو.
‫- نه.

22:49.480 --> 22:51.720
‫داری چی کار می‌کنی؟ واسه چی پیاده می‌شی؟

22:53.000 --> 22:54.719
‫با کله می‌زنم تو صورتت، مت!

22:54.720 --> 22:56.639
‫- لوسی، فقط...
‫- با کله می‌زنم تو صورتت!

22:56.640 --> 22:57.840
‫سوار ماشین شو!

23:01.840 --> 23:03.239
‫چقدر نرمال.

23:03.240 --> 23:06.399
‫می‌دونی که توی کله زدن
‫کسی برنده نمی‌شه، نه؟

23:06.400 --> 23:09.999
‫کسی می‌خواسته ببینه چطوری
‫صورت‌حساب رو دنگی حساب کنه؟

23:10.000 --> 23:11.679
‫با عددهای تک‌رقمی؟

23:11.680 --> 23:13.880
‫اینجا یه رستوران اعیونیـه،
‫نه بقالی سر کوچه.

23:16.480 --> 23:19.599
‫لازمه که این رو به مظنون‌ها نشون بدی.

23:19.600 --> 23:21.319
‫ببخشید، الان داری به من دستور میدی
‫چی کار کنم؟

23:21.320 --> 23:22.999
‫به مظنون‌ها نشونش بده!

23:23.000 --> 23:26.040
‫اگه همه‌شون مالکیتش رو انکار کردن،
‫پس قطعاً چیز مهمیـه.

23:27.160 --> 23:29.279
‫اونوقت می‌تونی بهم زنگ بزنی.

23:29.280 --> 23:31.399
‫سم‌شناسی همین الان تاییدش کرد.

23:31.400 --> 23:34.159
‫سم توی یه بطری تکیِ سس سویا بوده.

23:34.160 --> 23:35.999
‫سربازرس کارتر کجاست؟

23:36.000 --> 23:37.399
‫امروز صبح شاهد یه قتل بود.

23:37.400 --> 23:39.240
‫طبق توصیه رفته خونه.

23:40.320 --> 23:43.479
‫الان باید بازجویی‌های دونفره رو شروع کنیم
‫و شروع کنیم به چیدن قطعاتِ

23:43.480 --> 23:46.799
‫روابط بین فردی این جماعت.

23:46.800 --> 23:48.720
‫بعضی‌ها خودشون شک و شبهه‌هایی دارن.

23:49.880 --> 23:53.799
‫پس یه آیتم مسموم روی نقاله چرخیده

23:53.800 --> 23:57.840
‫و یه جوری، برخلاف احتمالات،
‫به هدفش رسیده.

23:59.880 --> 24:01.399
‫چیزی داری که فعلاً باهاش پیش بری؟

24:01.400 --> 24:02.999
‫این دستمال‌سفره رو دارم.

24:03.000 --> 24:04.159
‫خوبه.

24:04.160 --> 24:05.479
‫خب، موندن در اینجا دیگه فایده‌ای نداره.

24:05.480 --> 24:07.599
‫تو هم بهتره راه بیفتی
‫و مغزت رو به کار بندازی.

24:07.600 --> 24:09.719
‫فکر کنم ترجیح میدم...

24:09.720 --> 24:12.679
‫سربازرس کارتر احتمالاً می‌تونه برسونتت.

24:12.680 --> 24:15.599
‫درسته. بله.

24:15.600 --> 24:17.719
‫- صبر کن، اونم میره خونه؟
‫- آره.

24:17.720 --> 24:19.439
‫می‌شه یه عکس از اون واسم بفرستی، لطفاً؟

24:19.440 --> 24:22.320
‫و یادت نره اگه هیچکدوم گردن نگرفتن
‫بهم زنگ بزنی!

24:23.360 --> 24:25.999
‫یا اگه یکیشون گردن گرفت.

24:26.000 --> 24:27.440
‫خدافظ.

24:40.320 --> 24:42.479
‫کلی توضیح بدهکاری.

24:42.480 --> 24:45.679
‫- به لوسی زنگ بزن، بپرس مت رو پیدا کرده یا نه.
‫- مگه تو پیداش نکرده بودی؟

24:45.680 --> 24:46.919
‫فقط بهش زنگ بزن لطفاً، جان.

24:46.920 --> 24:48.160
‫من شماره‌اش رو ندارم.

25:03.800 --> 25:07.359
‫- الو؟
‫- سربازرس کارتر باهامه و هنوز توضیحی نداده

25:07.360 --> 25:10.679
‫و می‌خواد بدونه تو مت رو پیدا کردی یا نه

25:10.680 --> 25:12.999
‫هرچند شخصاً فکر می‌کنم خودش پیدا کرده.

25:13.000 --> 25:16.999
‫خب، من هی دور و بر چرخ زدم

25:17.000 --> 25:19.599
‫و اون اصلاً اون اطراف نبود،

25:19.600 --> 25:21.519
‫پس لابد اوبر گرفته.

25:21.520 --> 25:23.239
‫اون هی دور و بر چرخ زده،

25:23.240 --> 25:24.559
‫نتونسته پیداش کنه.

25:24.560 --> 25:26.999
‫لابد یه... چی بود اون؟

25:27.000 --> 25:29.519
‫یه اوبر گرفته.

25:29.520 --> 25:30.719
‫اون اوبر نگرفته، جان.

25:30.720 --> 25:32.999
‫اون پارانوئیدترین آدمیه که تا حالا
‫توی زندگیم دیدم.

25:33.000 --> 25:35.759
‫اوبر نگرفته. اون پارانوئیدترین...

25:35.760 --> 25:38.599
‫آره شنیدم. ببین،
‫نمی‌دونم چی بهت بگم، راسل.

25:38.600 --> 25:40.759
‫تقصیر من که نیست، هست؟

25:40.760 --> 25:43.040
‫- نمی‌دونه چی بگه.
‫- آره شنیدم.

25:45.000 --> 25:46.399
‫انگار موافقه.

25:46.400 --> 25:47.599
‫درسته. خب، به هر حال من باید برم

25:47.600 --> 25:49.640
‫چون باید برم دنبال هنری،
‫از مدرسه بیارمش.

25:54.720 --> 25:56.200
‫هنری هنوز میره مدرسه؟

25:58.000 --> 26:00.799
‫فکر می‌کنی چند وقت بود که نبودی؟

26:00.800 --> 26:03.320
‫یعنی الان همه‌تون دارین
‫یه زندگی معمولی می‌کنین، نه؟

26:05.160 --> 26:06.439
‫اصلاً.

26:09.520 --> 26:11.679
‫- سلام عمو مت.
‫- ردیفی؟

26:11.680 --> 26:13.920
‫فکر کنم بهتره بری عقب بشینی.

26:27.120 --> 26:28.520
‫اون اینجا چی کار می‌کنه؟

26:32.640 --> 26:33.759
‫همینجاست.

26:33.760 --> 26:35.520
‫آره می‌دونم اینجاست، جان.

26:43.520 --> 26:46.360
‫کسی ادعای مالکیت دستمال رو نکرد.

26:48.440 --> 26:50.080
‫هرچند بهش گفتم بهم زنگ بزنه.

26:53.000 --> 26:56.919
‫رئیس پیشنهاد انتقال داده.

26:56.920 --> 26:58.319
‫بازم.

26:58.320 --> 27:00.520
‫انگار راه‌حلش واسه هر چیزی همینه.

27:02.000 --> 27:03.999
‫بهش گفتم بگو رئیس پلیس زیگلر امضاش کنه...

27:04.000 --> 27:05.760
‫...جلوی خودم، اونوقت فردا می‌ذارم میرم.

27:07.680 --> 27:10.119
‫هر شب از جلوی خونه‌اش رد می‌شم.
‫خبری ازش نیست.

27:10.120 --> 27:12.360
‫روزها بهش زنگ می‌زنم.
‫مستقیم میره روی پیغام‌گیر.

27:17.000 --> 27:18.519
‫بازرس نویل دوباره تماس میگیره.

27:18.520 --> 27:20.000
‫ترسیده، ولی به پولش نیاز داره.

27:22.000 --> 27:23.719
‫و به لوسی بگو متاسفم.

27:23.720 --> 27:24.999
‫اگه باعث تسلی خاطرت می‌شه،

27:25.000 --> 27:26.599
‫اون از دستم خیلی شاکیه که بهت گفتم...

27:26.600 --> 27:27.839
‫...قضیه‌ی فرضیه‌ی کمپر رو.

27:27.840 --> 27:30.000
‫اتفاقاً، این خودش یه جورایی تسلی‌بخشـه. ممنون.

27:41.920 --> 27:43.719
‫لوسی، این دیوانگیه.

27:43.720 --> 27:45.839
‫باورت نمی‌شه امروز چه روزی داشتم.

27:45.840 --> 27:47.519
‫خب، یه بخشاییـش رو باور می‌کنی...

27:47.520 --> 27:49.999
‫...چون ظاهراً خودت هم اونجا بودی.

27:50.000 --> 27:53.879
‫صبر رئیس شاو دیگه لبریز شده.

27:53.880 --> 27:55.199
‫نمی‌تونم بگم مقصره.

27:55.200 --> 27:57.079
‫هیچکدومـمون رفتار درستی نداریم.

27:57.080 --> 28:00.119
‫می‌خواد راسل رو بندازه بیرون.

28:00.120 --> 28:01.359
‫فکر نکنم خودش بخواد.

28:01.360 --> 28:05.159
‫فقط اینکه الان همه‌چی
‫مثل یه خونه‌ی پوشالی شده.

28:05.160 --> 28:06.879
‫ولی اون زیر بار نمیره.

28:06.880 --> 28:09.599
‫نمی‌تونه مجبورش کنه، مگه نه؟

28:09.600 --> 28:10.999
‫سلام هنری.

28:11.000 --> 28:15.079
‫رئیس پلیس زیگلر کماکان
‫یه عنصر نامطلوب باقی مونده.

28:15.080 --> 28:16.559
‫راسل هنوز داره دنبالش می‌گرده.

28:16.560 --> 28:20.880
‫و مطلقاً هیچکس نمی‌دونه
‫بازرس مت نویل کجا غیبش زده.

28:23.000 --> 28:24.600
‫ایناهاش.

28:28.000 --> 28:30.200
‫شام حاضره.

28:43.720 --> 28:45.999
‫ببین،

28:46.000 --> 28:47.919
‫دلم می‌خواد همه‌چی رو بهت بگم.

28:47.920 --> 28:49.599
‫ولی مسئله اینـه که،

28:49.600 --> 28:52.319
‫من واقعاً به اون پولی که اون یکی طرف
‫بهم پیشنهاد داده نیاز دارم.

28:52.320 --> 28:55.359
‫می‌دونی اون کیـه، مگه نه؟

28:55.360 --> 28:58.799
‫اون... نامزد مندی زیگلر بود.

28:58.800 --> 29:01.879
‫نسبتی با رئیس پلیس داشت یا چیزی؟

29:01.880 --> 29:04.240
‫چون تا خرخره توی این قضیه گیره.

29:05.280 --> 29:06.999
‫آره. دخترش بود.

29:07.000 --> 29:08.439
‫توی تصادف رانندگی فوت کرد.

29:08.440 --> 29:09.999
‫منظورم اینـه که، قطعاً بهم ربط دارن.

29:10.000 --> 29:12.599
‫- اینو نمی‌دونستی؟
‫- عالی شد، یه جنازه‌ی دیگه.

29:12.600 --> 29:15.799
‫بازم هست؟ تعدادشون دورقمی شده یا چی؟

29:15.800 --> 29:17.079
‫هوم؟

29:17.080 --> 29:19.839
‫شما هم هر شب مثل خانواده‌ی والتون
‫اینجا دور هم می‌شینین؟

29:19.840 --> 29:21.999
‫خب، اونا می‌دونن که ما آمارشون رو داریم.

29:22.000 --> 29:24.239
‫به نظر نمی‌رسه هنوز کاری کرده باشن.

29:24.240 --> 29:25.879
‫پاک زده به سرت؟

29:25.880 --> 29:29.719
‫من نمی‌دونم شوهرم کجاست، مت.

29:29.720 --> 29:32.280
‫تو چی می‌دونی؟

29:36.360 --> 29:38.520
‫واسه این پرونده‌ی قتل صدامون کردن.

29:40.160 --> 29:42.519
‫به نظر می‌رسید تیر خورده...

29:42.520 --> 29:43.999
‫...درست وسط پشت سرش.

29:44.000 --> 29:47.119
‫بعداً دلیل مرگ رو ضربه با جسم سخت ثبت کردن.

29:47.120 --> 29:48.719
‫اسمش برام آشنا بود.

29:48.720 --> 29:50.439
‫سینکلر.

29:50.440 --> 29:52.839
‫در واقع قبلاً وبلاگش رو می‌خوندم.

29:52.840 --> 29:54.639
‫چی، عمداً؟

29:54.640 --> 29:56.599
‫اونـا که همه‌اش چرت و پرته!

29:56.600 --> 29:58.999
‫پس چرا یکی با تیر زد پشت سرش؟

29:59.000 --> 30:01.799
‫گزارشمون رو بازنویسی کردن،
‫پاپوش واسه یه دزد درست کردن...

30:01.800 --> 30:04.240
‫و بعد اون دزد رو توی سلول در بسته کشتن.

30:05.880 --> 30:07.640
‫باید یکم بیشـتر فکرت رو باز کنی.

30:11.000 --> 30:13.719
‫به هر حال، جیمز شروع کرد به کنار هم چیدن...

30:13.720 --> 30:15.999
‫...همون رابطه‌هایی که سینکلر پیدا کرده بود.

30:16.000 --> 30:18.079
‫رئیس دستور داد بیخیالش بشیم.

30:18.080 --> 30:21.279
‫نمی‌دونم از کجا فهمید
‫اون داره چی کار می‌کنه.

30:21.280 --> 30:23.999
‫- هالی پیندر.
‫- چی؟ اون زن بدبخت بخش آی‌تی؟

30:24.000 --> 30:26.159
‫خب، اونم الان مُرده.

30:26.160 --> 30:28.599
‫درسته. کس دیگه‌ای هم هست که مُرده باشه...

30:28.600 --> 30:30.119
‫...و من ازش خبر نداشته باشم؟

30:30.120 --> 30:32.319
‫در واقع، به نظر نمی‌رسه هیچی بدونی.

30:32.320 --> 30:34.199
‫می‌دونم بعدش چی شد.

30:34.200 --> 30:35.999
‫باشه، آره. ده دقیقه‌ی دیگه می‌بینمت.

30:36.000 --> 30:37.679
‫از ماشین بیا بیرون.

30:37.680 --> 30:39.719
‫از ماشین بیا بیرون!

30:39.720 --> 30:40.999
‫حالا خوب به حرفم گوش کن!

30:41.000 --> 30:42.639
‫خیلی ساده بهت میگم.

30:42.640 --> 30:44.799
‫شغلت رو منتقل می‌کنی،

30:44.800 --> 30:46.439
‫خانواده‌ات رو جابجا می‌کنی...

30:46.440 --> 30:49.799
‫و دیگه هیچوقت با سربازرس تیلور
‫تماس نمیگیری.

30:49.800 --> 30:51.239
‫باشه.

30:51.240 --> 30:53.599
‫تهدیدت نمی‌کنم، نویل.

30:53.600 --> 30:55.040
‫دارم بهت هشدار میدم.

30:56.600 --> 30:58.360
‫ولی به نظر می‌رسه داری تهدیدم می‌کنی.

30:59.400 --> 31:01.999
‫مت؟ کیـه؟

31:02.000 --> 31:04.039
‫مت، چه اتفاقی داره می‌افته؟

31:04.040 --> 31:05.640
‫مت؟!

31:07.760 --> 31:09.399
‫مت؟

31:09.400 --> 31:11.799
‫می‌دونی اون شب چی بیشـتر از همه منو ترسوند؟

31:11.800 --> 31:14.559
‫این بود که خودش چقدر وحشت‌زده به نظر می‌رسید.

31:14.560 --> 31:17.439
‫با اینکه همون آدم داشت سرم رو
‫می‌کوبید به شیشه‌ی ماشین.

31:17.440 --> 31:19.399
‫و تو فرداش رفتی؟

31:19.400 --> 31:21.799
‫آره، معلومـه که فرداش رفتم.

31:21.800 --> 31:23.719
‫اون خانواده‌ی کمپر آدمای بانفوذی هستن.

31:23.720 --> 31:25.999
‫منظورم اینـه که نفوذشون خیلی جدیـه.

31:26.000 --> 31:28.559
‫چند نسلـه که همینطورن.
‫نمی‌تونی در موردشون تحقیق کنی.

31:28.560 --> 31:31.319
‫حتی نمی‌تونی یه فرضیه‌ی توطئه
‫در موردشون توی اینترنت بذاری...

31:31.320 --> 31:32.679
‫بدون اینکه یه گلوله بخوره تو سرت،

31:32.680 --> 31:35.079
‫و هیچوقت هم توی گزارشای رسمی ثبت نشه.

31:35.080 --> 31:37.639
‫پس فکر می‌کنی فرضیه‌ی توطئه
‫ممکنه واقعی باشه؟

31:37.640 --> 31:39.439
‫شاید.

31:39.440 --> 31:40.639
‫ببخشید، فقط محض اطمینان،

31:40.640 --> 31:42.159
‫این همون فرضیه‌ایـه که میگه این خانواده...

31:42.160 --> 31:45.359
‫هر ده سال یه بار
‫قربانی‌های آیینی انجام میدن...

31:45.360 --> 31:48.040
‫تا قدرتشون رو توی جامعه حفظ کنن؟

31:49.480 --> 31:50.919
‫اینم یه فرضیه‌ست.

31:50.920 --> 31:52.679
‫تو دیگه چه جور کارآگاهی هستی؟

31:52.680 --> 31:54.839
‫اتفاقاً یه کارآگاه خیلی عالی!

31:54.840 --> 31:57.479
‫برادرت بدون من هیچ‌چی رو نمی‌تونست حل کنه.

31:57.480 --> 32:00.639
‫جیمز ما رو ترک کرد. همه‌مون رو.

32:00.640 --> 32:02.999
‫حداقل تو خانواده‌ات رو با خودت بردی.

32:03.000 --> 32:05.199
‫درسته، آره. دارن حسابی
‫خوش می‌گذرونن، مگه نه؟

32:05.200 --> 32:07.799
‫اینکه نمی‌دونن هفته‌ی دیگه قراره کجا بخوابن.

32:07.800 --> 32:10.359
‫اونوقت تو، انگار داری با شراب شیراز
‫خودت رو خرکیف می‌کنی.

32:10.360 --> 32:12.199
‫ببخشید، منظورت چیـه مت؟

32:12.200 --> 32:14.759
‫اینکه اون در حق ما لطف کرده؟

32:14.760 --> 32:17.519
‫خب، تا اونجایی که می‌بینم...

32:17.520 --> 32:19.040
‫انگار هیچکدومـتون هنوز نمردین.

32:32.120 --> 32:34.119
‫- ممنون بابت کمکت.
‫- آره.

32:34.120 --> 32:35.879
‫لوسی، واقعاً دلم نمی‌خواد اینجا بمونم.

32:35.880 --> 32:38.439
‫آره خب، همینه که هست مت.

32:38.440 --> 32:40.999
‫در حال حاضر، شاهد رسمی یه جرمی.

32:41.000 --> 32:42.360
‫نمی‌تونی دوباره جیم بزنی.

32:43.680 --> 32:46.199
‫نه، من نمی‌تونم این کار رو بکنم هنری،
‫پس تو باید انجامش بدی.

32:46.200 --> 32:47.680
‫من میرم پتوها رو بیارم.

32:52.240 --> 32:53.639
‫عجیبه، نه؟

32:53.640 --> 32:56.520
‫اونجا وایسادی، دقیقاً شبیه جیمز شدی.

32:58.000 --> 33:00.040
‫با اون تخته‌ی بزرگ مدارکت.

33:03.480 --> 33:04.639
‫اون چیـه؟

33:04.640 --> 33:07.519
‫بخشی از یه یادداشت رمزگذاری شده‌ست
‫که جیمز نوشته بود...

33:07.520 --> 33:09.999
‫و توی کامپیوتر هالی پیندر پیدا شد.

33:10.000 --> 33:11.719
‫چطور؟ می‌شناسیش؟

33:11.720 --> 33:13.839
‫نه.

33:13.840 --> 33:15.999
‫از این چیزا زیاد می‌نوشت.

33:16.000 --> 33:18.639
‫یه دفترچه‌ی کامل داشت که پُر از این چیزا بود.

33:18.640 --> 33:21.239
‫آره، داریمش. به هیچ دردی نمی‌خوره.

33:21.240 --> 33:22.999
‫اون چیزه رو پرینت گرفتی؟

33:23.000 --> 33:24.800
‫آره. با پرینتر.

33:33.520 --> 33:34.639
‫اون چیه؟

33:34.640 --> 33:37.279
‫این یه سرنخ از قتل امروزه.

33:37.280 --> 33:38.479
‫سرنخ؟

33:38.480 --> 33:40.199
‫بله، یه سرنخ.

33:40.200 --> 33:41.720
‫قتل‌ها سرنخ دارن.

33:43.000 --> 33:44.279
‫همه منکر نوشتنش هستن،

33:44.280 --> 33:45.840
‫پس تابلوئه که مال قاتل بوده.

33:47.080 --> 33:48.839
‫پس سعی کن حلش کنی، باشه؟

33:48.840 --> 33:51.200
‫چون اصلاً دلم نمی‌خواد دو شب اینجا بمونم.

33:57.280 --> 34:00.800
‫این... محاسبات شبیه به احتمالات پیش‌بینی هستن.

34:02.000 --> 34:03.919
‫از همونایی که توی
‫بنگاه‌های شرط‌بندی می‌بینی.

34:03.920 --> 34:06.759
‫واقعاً شبیه احتمالات پیش‌بینی هستن!

34:06.760 --> 34:09.119
‫خب، دارن سعی می‌کنن چی رو پیش‌بینی کنن؟

34:09.120 --> 34:11.999
‫اینکه کی میگوی سمی رو برمی‌داره؟

34:12.000 --> 34:14.839
‫نمی‌تونی اینو از روی یه انتخاب تصادفی...

34:14.840 --> 34:16.480
‫روی یه نقاله‌ی چرخان پیش‌بینی کنی.

34:17.640 --> 34:18.999
‫چرا، می‌تونی.

34:19.000 --> 34:21.079
‫همه‌ی اونا تحلیلگر داده هستن.

34:21.080 --> 34:23.320
‫اصلاً استخدام شدن که آینده رو پیش‌بینی کنن.

34:24.480 --> 34:26.079
‫دیدی گفتم.

34:26.080 --> 34:28.239
‫اون حروف روی برگه دوم چی؟

34:28.240 --> 34:29.599
‫فکر می‌کنی اونا چه معنی‌ای دارن؟

34:29.600 --> 34:31.919
‫خب، رمز نیست.

34:31.920 --> 34:35.759
‫فکر کنم یه جور تندنویسی باشه.

34:35.760 --> 34:37.119
‫احتمالاً به اون محاسبات ربط دارن.

34:37.120 --> 34:39.159
‫قطعاً به اون محاسبات ربط دارن.

34:39.160 --> 34:40.480
‫یادداشت تقلب؟

34:42.640 --> 34:44.239
‫گفتی هفته‌ها بود که می‌رفتن اونجا؟

34:44.240 --> 34:45.519
‫ماه‌ها!

34:45.520 --> 34:47.239
‫ممکنه؟

34:47.240 --> 34:51.239
‫اگه زمان کافی برای مطالعه‌ی آدمـا بذاری،

34:51.240 --> 34:53.799
‫داده جمع کنی و یادداشت‌برداری کنی،

34:53.800 --> 34:55.679
‫ممکنه در نهایت اطلاعات کافی داشته باشی...

34:55.680 --> 34:58.759
‫که بتونی با دقت ترتیب اینکه...

34:58.760 --> 35:03.479
‫آدما توی یه جمعه‌ی خاص چه غذاهایی رو برمی‌دارن،
‫پیش‌بینی کنی؟

35:03.480 --> 35:05.479
‫البته که ممکنه.

35:05.480 --> 35:07.839
‫احتمالاً همینطوری انجامش دادن.

35:07.840 --> 35:10.439
‫احتمالاً همینطوری بوده.

35:10.440 --> 35:12.319
‫خواهش می‌کنم.

35:12.320 --> 35:13.599
‫منظورت چیـه؟

35:13.600 --> 35:15.999
‫من بودم که همین الان قضیه رو حل کردم.

35:16.000 --> 35:17.840
‫آره آره، حتماً.

35:19.000 --> 35:21.240
‫واقعاً خیلی شبیهِ هم هستن، مگه نه؟

35:36.120 --> 35:38.079
‫عصرت چطور بود؟

35:38.080 --> 35:41.159
‫می‌دونی دیگه، مثل همیشه.

35:41.160 --> 35:43.040
‫جان تیلور. بیا اینجا.

35:51.600 --> 35:53.440
‫دیروز چندتا مصاحبه‌ی دونفره داشتیم.

35:54.560 --> 35:56.399
‫به نظر می‌رسید وقتی کسی دور و برشون نیست...

35:56.400 --> 35:58.999
‫راحت‌تر در مورد شک و تردیدهاشون حرف می‌زنن.

35:59.000 --> 36:00.599
‫آره، این کمـترین چیزیـه که می‌شه گفت.

36:00.600 --> 36:01.999
‫به کسی مشکوکی؟

36:02.000 --> 36:04.599
‫رفتار لوکا خیلی مرموز شده.

36:04.600 --> 36:06.439
‫هرچند، لوکا همیشه همینجوریـه.

36:06.440 --> 36:08.679
‫من بودم قطعاً در مورد لوکا تحقیق می‌کردم.

36:08.680 --> 36:10.919
‫معلومـه که شک دارم.

36:10.920 --> 36:12.559
‫- اَبی.
‫- مایلو.

36:12.560 --> 36:15.279
‫بی‌رحم، مثل یخ سرد. ازش هر کاری برمیاد.

36:15.280 --> 36:16.799
‫اصلاً تحفه‌ای نیست.

36:16.800 --> 36:18.999
‫به ایتالیایی، بهش میگیم...

36:19.000 --> 36:21.720
‫راستش من پارسال رفتم ونیز. عالی بود.

36:24.240 --> 36:28.319
‫کسی این اواخر رفتار عجیبی داشته؟

36:28.320 --> 36:29.799
‫- فریدا.
‫- اَبی.

36:29.800 --> 36:32.719
‫خودش رو می‌کُشه که خودی نشون بده.

36:32.720 --> 36:34.999
‫نمی‌دونم کسی باهاش صمیمی بوده یا نه.

36:35.000 --> 36:38.679
‫می‌دونم کی نبوده. مایلو.

36:38.680 --> 36:40.559
‫باید آمار فریدا رو بگیرید.

36:40.560 --> 36:43.159
‫چراغ‌خاموش حرکت می‌کنه، ولی
‫هیچکس نمی‌تونه اینقدر مهربون باشه.

36:43.160 --> 36:46.799
‫و لوکا، فهمیدیم بابا، تو باکلاسی.

36:48.840 --> 36:50.999
‫می‌شه... هجیش کنی، لطفاً؟

36:51.000 --> 36:52.719
‫- سی، او... اون؟
‫- آره.

36:52.720 --> 36:54.040
‫دکستر یه افتضاح تمام‌عیاره.

36:55.760 --> 36:59.239
‫نظر منـو می‌خواید؟ نظر واقعیم؟

36:59.240 --> 37:02.759
‫- لطفاً.
‫- از تک‌تکشون برمیاد.

37:02.760 --> 37:05.279
‫با وجود چنین دوستایی،
‫آدم دیگه نیازی به قاتل نداره.

37:05.280 --> 37:07.879
‫اونا فقط دارن کاری رو می‌کنن که غریزه‌شونه،

37:07.880 --> 37:10.399
‫شانس رو به نفع خودشون برمی‌گردونن.

37:10.400 --> 37:13.000
‫به همون دلیلی که جاناتن مک‌کوید باید می‌مُرد.

37:14.240 --> 37:15.839
‫ولی چطوری انجامش دادن جان؟

37:15.840 --> 37:17.799
‫با کلی داده.

37:17.800 --> 37:21.559
‫دارم در مورد داده‌های چندین ماه
‫واسه تک‌تک آدمایی...

37:21.560 --> 37:24.439
‫که دور اون نقاله
‫نشسته بودن حرف می‌زنم.

37:24.440 --> 37:26.599
‫هرچقدر هم که غیرممکن به نظر برسه،

37:26.600 --> 37:30.679
‫قاتل دقیقاً حساب کرده بود که کی،
‫چه کاری رو در چه زمانی انجام میده،

37:30.680 --> 37:34.359
‫حتی تا انتخاب تنها مورد مرگبار.

37:34.360 --> 37:36.959
‫خب، ما واقعاً چند ماه وقت نداریم
‫که داده تولید کنیم.

37:36.960 --> 37:38.559
‫آره.

37:38.560 --> 37:41.720
‫مخصوصاً چون خودشون داشتن
‫از یه برگه‌ی تقلب استفاده می‌کردن.

37:42.840 --> 37:45.840
‫همه‌چی یه جوری، یه جایی اونجا هست.

37:47.160 --> 37:50.439
‫شاید حتی اون خط‌خطی‌ها هم
‫معنی‌ای داشته باشن.

37:50.440 --> 37:52.999
‫ثابت شده که یادیارهای تصویری خیلی موثرتر...

37:53.000 --> 37:54.999
‫از موارد متنی هستن.

37:55.000 --> 37:56.600
‫هیچکدومشون سگ داشتن؟

37:57.880 --> 38:00.279
‫به فکرمون نرسید بپرسیم.

38:00.280 --> 38:01.560
‫هوم.

38:20.360 --> 38:23.559
‫باشه، می‌خوام بری به دفترشون،

38:23.560 --> 38:25.319
‫چهارتا نسخه‌ی دیگه از این بگیری،

38:25.320 --> 38:27.000
‫و بدی هر کدومشون کاملش کنن.

38:28.440 --> 38:29.600
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

38:30.640 --> 38:31.999
‫با هر کسی که بخواد انجامش بده.

38:32.000 --> 38:33.119
‫چرا خودت انجامش نمیدی؟

38:33.120 --> 38:34.599
‫چرا شما انجامش نمیدی، گروهبان کول؟

38:34.600 --> 38:36.919
‫- من انجامش میدم.
‫- نگفتم که انجامش نمیدم.

38:36.920 --> 38:38.159
‫چرا جفت‌تون انجامش نمیدید؟

38:38.160 --> 38:39.559
‫سریعـتر می‌شه.

38:39.560 --> 38:42.040
‫قاتل هشت ماه از ما جلوتره.

38:44.560 --> 38:47.679
‫این روزها خیلی قاطع‌تر به نظر میای، جان.

38:47.680 --> 38:49.040
‫متاسفم.

38:57.760 --> 38:59.040
‫خب، چه موقعیت ضایعی.

39:00.280 --> 39:01.559
‫باهاش کنار بیا.

39:01.560 --> 39:03.920
‫راسل، هر دوی ما خیلی ازت ناامید شدیم.

39:06.800 --> 39:08.159
‫بازرس نویل برنمی‌گرده.

39:08.160 --> 39:10.999
‫می‌شناسمش. تعجب می‌کنم
‫که چجوری تونستی اصلاً

39:11.000 --> 39:12.959
‫خرش کنی که بیاد بیرون.

39:12.960 --> 39:14.840
‫چی کار کردی، بهش پیشنهاد پول دادی؟

39:21.280 --> 39:22.719
‫اسمش توی کل اون پرونده‌های پیندر میاد،

39:22.720 --> 39:24.719
‫خودت این رو می‌دونی.

39:24.720 --> 39:27.160
‫و حالا توی گزارش جرم هم کنار اسم تو میاد.

39:28.440 --> 39:29.839
‫خب، من اینجام تا برکنار بشم

39:29.840 --> 39:32.320
‫هر وقت که رئیس پلیس زیگلر بخواد برکنارم کنه.

39:34.200 --> 39:38.999
‫می‌دونید رئیس کجاست، قربان؟

39:39.000 --> 39:40.640
‫فقط محض کنجکاوی.

39:42.360 --> 39:44.040
‫فکر کنم جفت‌تون می‌دونید که نمی‌دونم.

39:47.480 --> 39:50.000
‫ما واقعاً یه روز هم‌سلولی می‌شیم، نه؟

39:56.000 --> 39:57.719
‫بعید به نظر می‌رسه.

39:57.720 --> 40:00.880
‫فکر کنم احتمالاً بفرستنـمون
‫زندان مردان، مگه نه؟

40:02.480 --> 40:04.239
‫آره.

40:04.240 --> 40:06.200
‫احتمالاً جان.

40:07.000 --> 40:14.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

40:15.200 --> 40:16.639
‫داری چی کار می‌کنی؟

40:16.640 --> 40:18.999
‫یه ون آبی ده دقیقه پیش پارک کرد.

40:19.000 --> 40:20.520
‫یارو هنوز ازش پیاده نشده.

40:23.960 --> 40:26.559
‫مال شرکت گاز بریتانیاست، مت.

40:26.560 --> 40:28.599
‫اونا نمی‌دونن من کجام.

40:28.600 --> 40:30.719
‫فقط به زنت بگو که زنده‌ای.

40:30.720 --> 40:33.320
‫زن‌ها معمولاً دوست دارن
‫اینجور چیزها رو بشنون.

40:36.680 --> 40:38.319
‫الو؟

40:38.320 --> 40:39.520
‫آره آره، خوبم.

40:40.760 --> 40:44.320
‫فقط توی یه جور متل ارزون و کوچیک و کثیفـم.

40:49.000 --> 40:50.759
‫نمی‌دونم.

40:50.760 --> 40:52.960
‫چون هنوز پول دستم نرسیده، مگه نه؟

40:54.480 --> 40:56.600
‫ببین، نه گوش کن، قطعاً میگیرمش.

40:58.000 --> 41:00.239
‫ببین، همه چیز درست می‌شه، باشه؟

41:00.240 --> 41:02.519
‫نگران نباش. آره.

41:02.520 --> 41:04.399
‫باشه. منم دوستت دارم.

41:04.400 --> 41:05.840
‫فعلاً.

41:07.560 --> 41:09.519
‫واقعاً به اون ۱۰ هزار پوند نیاز دارم.

41:09.520 --> 41:11.799
‫ولی تو هیچ اطلاعاتی برای فروختن نداری.

41:11.800 --> 41:13.200
‫تو همه چیز رو به ما گفتی.

41:15.840 --> 41:17.559
‫بهتره همه چیز رو بهمون گفته باشی، لعنتی.

41:17.560 --> 41:19.240
‫همه چیز رو بهتون گفتم.

41:20.800 --> 41:24.240
‫ولی یه فلش کوچیک دارم
‫که اون بهم داده.

41:31.240 --> 41:33.719
‫گورکن‌ها در گروه‌هایی
‫از هر دو جنس زندگی می‌کنن...

41:33.720 --> 41:35.879
‫بین چهارتا هشت حیوان.

41:35.880 --> 41:37.280
‫سلام.

41:40.480 --> 41:42.519
‫کلید داری؟

41:42.520 --> 41:44.799
‫نه، خدای من. چرا؟
‫می‌تونم یکی داشته باشم؟

41:44.800 --> 41:46.159
‫نه، نمی‌تونی.

41:46.160 --> 41:47.839
‫فقط لازم دارم که...

41:47.840 --> 41:49.280
‫ببخشید، فقط یه لحظه.

41:51.440 --> 41:53.799
‫می‌تونی بیای تو. بیا تو. بیا تو دیگه.

41:53.800 --> 41:57.599
‫فقط لازم دارم یه مدت
‫هوای این یارو رو داشته باشی.

41:57.600 --> 41:58.719
‫لازم داری چی کار کنم؟

41:58.720 --> 42:00.559
‫آره، اون دوست نداره خونه تنها بمونه،

42:00.560 --> 42:02.440
‫و من باید یه سری به اداره بزنم.

42:05.240 --> 42:06.559
‫ما دقیقاً کجا هستیم؟

42:06.560 --> 42:07.799
‫تبلیغاتچی آنگلیای شرقی.

42:07.800 --> 42:09.839
‫من الان خبرنگارم. اینم رئیسمه.

42:09.840 --> 42:11.519
‫ما دوست داریم ناخدا صداش کنیم.

42:11.520 --> 42:13.479
‫تا حالا هیچکس من رو اینجوری صدا نکرده.

42:13.480 --> 42:15.719
‫نگران نباش، اون چیزی نمی‌دونه.

42:15.720 --> 42:17.879
‫- شما مت نویل هستی؟
‫- یه ذره.

42:17.880 --> 42:19.279
‫یه ذره می‌دونه.

42:19.280 --> 42:21.999
‫مشکلی پیش نمیاد.
‫واسه شما هم همینطور.

42:22.000 --> 42:25.560
‫خیلی‌خب، زیاد طول نمی‌کشه. باهم خوب باشید.

42:32.640 --> 42:34.040
‫ردیفی؟

42:42.160 --> 42:43.639
‫هیچکس رد نکرد؟

42:43.640 --> 42:45.599
‫هیچکس عصبی به نظر نمی‌رسید؟

42:45.600 --> 42:46.880
‫نه.

42:48.400 --> 42:49.679
‫دقیقاً دنبال چی می‌گردی؟

42:49.680 --> 42:54.119
‫هر چیزی در اینجا که با چیزهای اونجا جور دربیاد.

42:54.120 --> 42:55.719
‫چی، اون...

42:55.720 --> 42:57.199
‫خط‌خطی‌ها و عددها؟

42:57.200 --> 42:59.639
‫و حروف.

42:59.640 --> 43:00.839
‫منظورم مثل این یکیه.

43:00.840 --> 43:03.920
‫توی بخش ورزش، نوشته کلاس‌های استِپ
‫دو هفته یک بار.

43:05.000 --> 43:07.119
‫اینا حروف اول اسمشه.
‫ببین چی دقیقاً کنارشونه.

43:07.120 --> 43:09.039
‫- استپ.
‫- و عددها.

43:09.040 --> 43:10.399
‫می‌بینی؟ تاریخ‌هاست.

43:10.400 --> 43:13.439
‫با فاصله‌ی ۱۴ روز، از جمله دیروز.

43:13.440 --> 43:15.759
‫اون دیروز کلاس استپ داشت.

43:15.760 --> 43:19.079
‫این واقعاً روی چیزی که قراره
‫بعداً بخوره تاثیر می‌ذاره؟

43:19.080 --> 43:21.319
‫و اینجا رو ببین. خب، اینم یکی دیگه‌ست.

43:21.320 --> 43:23.399
‫این دکستر حسنه.

43:23.400 --> 43:24.999
‫پس می‌شه دی‌اِچ.

43:25.000 --> 43:26.359
‫سوالی درباره‌ی ردپای کربن.

43:26.360 --> 43:27.559
‫چند وقت یک بار با ماشین میری سر کار؟

43:27.560 --> 43:28.639
‫طبق پرسشنامه،

43:28.640 --> 43:31.479
‫اون از ماشین اشتراکی استفاده می‌کنه،
‫هر سه روز یک بار نوبتی.

43:31.480 --> 43:35.960
‫پس، شرط می‌بندم اون تیک
‫یعنی نوبت رانندگی اون بوده.

43:37.000 --> 43:38.999
‫این واقعاً روی چیزی که بعداً می‌خوره
‫تاثیر می‌ذاره؟

43:39.000 --> 43:41.999
‫نه، به‌تنهایی نه، ولی
‫آقای تیلور درست می‌گفت.

43:42.000 --> 43:45.279
‫قاتل داشته مطالعه‌شون می‌کرده،
‫تحلیلشون می‌کرده،

43:45.280 --> 43:49.119
‫و درباره‌ی همه چیز اونا
‫یادداشت‌های مخفیانه برمی‌داشته.

43:49.120 --> 43:50.599
‫و همه‌شون اونجان.

43:50.600 --> 43:52.679
‫بله همینطوره.

43:52.680 --> 43:55.279
‫کارت توی این زمینه حرف نداره.

43:55.280 --> 43:57.079
‫اوه.

43:57.080 --> 43:58.520
‫- ممنون.
‫- خب...

44:00.200 --> 44:01.600
‫شرط می‌بندم منم بتونم چندتایی پیدا کنم.

44:06.280 --> 44:08.399
‫نه، از اینکه مال تو با لباست ست شده خوشم میاد.

44:08.400 --> 44:11.719
‫مال من... زیاد نه.
‫مخصوص آنگلیای شرقیه.

44:11.720 --> 44:14.399
‫پس می‌بینم که این‌بار مسئول داشت.

44:14.400 --> 44:15.839
‫یکم باهاش حرف زدی؟

44:15.840 --> 44:18.159
‫گوش کن، می‌دونی؟ فکر کنم باید
‫شماره‌هامون رو رد و بدل کنیم.

44:18.160 --> 44:19.719
‫این دیگه داره مسخره می‌شه.

44:19.720 --> 44:21.999
‫لوسی، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

44:22.000 --> 44:25.199
‫من می‌دونم مت نویل کجاست.

44:25.200 --> 44:28.560
‫حتی می‌تونم آدرس و تضمین بدم که اونجاست.

44:30.440 --> 44:31.879
‫بسیارخب، عالیه. بگو ببینم.

44:31.880 --> 44:34.279
‫خب، شاید مجبور باشی
‫اول یه سری به بانک بزنی.

44:34.280 --> 44:35.359
‫لازم نیست جایی برم.

44:35.360 --> 44:38.119
‫از قبل پول رو نقد توی یه پاکت دارم.

44:38.120 --> 44:39.999
‫از قبل پول رو کشیدی؟!

44:40.000 --> 44:43.639
‫باشه، خدای من، پس تو واقعاً
‫قصد داشتی بهش پول بدی؟

44:43.640 --> 44:45.880
‫باشه. ۱۰ هزار پوند.

44:49.200 --> 44:51.280
‫راسل، تو واقعاً چی می‌دونی؟

44:52.880 --> 44:54.040
‫می‌دونم؟

44:55.920 --> 44:57.160
‫مشکوکی؟

44:58.560 --> 45:00.040
‫غیررسمی.

45:04.120 --> 45:08.040
‫ببین، اون چیزی برای ما داره یا نه؟

45:15.000 --> 45:16.799
‫می‌خواید همینجوری شروع کنم به حرف زدن؟

45:16.800 --> 45:18.960
‫معمولاً فقط شروع می‌کنم به حرف زدن.

45:20.120 --> 45:21.279
‫دوباره سلام.

45:21.280 --> 45:23.999
‫می‌تونم بگم که اصلاً تعجب نمی‌کنم

45:24.000 --> 45:25.999
‫که این جمع کوچیک آکادمیک شما

45:26.000 --> 45:28.719
‫توسط شرکت‌های بزرگ آمریکایی شکار می‌شن.

45:28.720 --> 45:30.999
‫همه‌تون فوق‌العاده باهوشید.

45:31.000 --> 45:34.719
‫در واقع، احتمالاً یکی از شما
‫گزینه‌ی ایده‌آلی برای استخدامه...

45:34.720 --> 45:37.759
‫اگه در عین حال روانی نبودی.

45:37.760 --> 45:41.479
‫هشت ماهه که همه‌تون
‫هر جمعه باهم میاین اینجا.

45:41.480 --> 45:43.199
‫می‌دونید این یعنی چند روز؟

45:43.200 --> 45:44.999
‫۳۴ روز.

45:45.000 --> 45:47.199
‫۳۴ روز. بله، درسته.

45:47.200 --> 45:50.079
‫گمونم این واقعاً توی تخصص شماست، مگه نه؟

45:50.080 --> 45:51.559
‫یعنی ۳۴تا ناهار

45:51.560 --> 45:54.879
‫و ۳۴تا صبح قبل از اون ۳۴تا ناهار.

45:54.880 --> 45:57.999
‫این کلی اطلاعات بالقوه‌ست
‫برای کسی که می‌خواد با سم بقیه رو بکشه

45:58.000 --> 46:00.080
‫و می‌خواد رقیبش رو از سر راه برداره.

46:01.680 --> 46:03.999
‫همه‌ی شما در حال شرکت توی یک

46:04.000 --> 46:06.840
‫آزمایش مشاهده‌ای
‫برای بیشتر از یک سال بودید.

46:08.440 --> 46:10.999
‫هر کاری که هر جمعه انجام می‌دادید،

46:11.000 --> 46:12.279
‫از لحظه‌ای که می‌اومدید تو

46:12.280 --> 46:13.879
‫تا لحظه‌ای که می‌رفتید خونه،

46:13.880 --> 46:17.159
‫توسط قاتلمـون مشاهده و ثبت شده...

46:17.160 --> 46:19.239
‫از جمله چیزهایی که برای ناهار
‫انتخاب می‌کردید

46:19.240 --> 46:21.359
‫و ترتیبی که اون‌ها رو انتخاب می‌کردید.

46:21.360 --> 46:23.999
‫که بهش این اجازه رو می‌داد
‫فقط به چیزی سم اضافه کنه

46:24.000 --> 46:26.199
‫که جاناتن قطعاً قرار بود بخوره.

46:26.200 --> 46:28.199
‫بعدم، مثل همه‌ی تحلیلگرهای خوب داده،

46:28.200 --> 46:30.399
‫فقط مسئله‌ی پیدا کردن الگوها بود.

46:30.400 --> 46:33.999
‫تصمیمات و اقدامات سوژه قبل از غذا

46:34.000 --> 46:36.399
‫چجوری روی انتخاب‌هاش
‫موقع غذا تاثیر می‌ذاره؟

46:36.400 --> 46:38.599
‫دستگاه فروش خودکار پُر بود؟

46:38.600 --> 46:40.559
‫تماس لوکا خوب پیش رفت؟

46:40.560 --> 46:42.799
‫اون روز آسانسور کار می‌کرد؟

46:42.800 --> 46:45.840
‫دکستر بازم پولش رو
‫پای کارت‌های قرعه‌کشی حروم کرد؟

46:51.320 --> 46:53.119
‫غیرممکن به نظر می‌رسه، نه؟

46:53.120 --> 46:54.239
‫همینطوره.

46:54.240 --> 46:56.040
‫ولی نیست، مگه نه؟

46:57.800 --> 47:01.759
‫نه، حتی اون چهار نفری از شما که نکشتینش هم
‫این رو می‌دونید، مگه نه؟

47:01.760 --> 47:03.999
‫چیزهای خیلی کمی
‫درباره‌ی رفتار انسان وجود داره

47:04.000 --> 47:05.439
‫که نشه پیش‌بینی‌شون کرد.

47:05.440 --> 47:07.199
‫تا زمانی که به اندازه‌ی کافی
‫مهارت داشته باشی.

47:07.200 --> 47:09.279
‫من معمولاً از قاتل‌ها تعریف نمی‌کنم،

47:09.280 --> 47:12.200
‫ولی یکی از شما استثنایی بود.

47:17.280 --> 47:20.119
‫- کدوم یکی؟
‫- خب، می‌تونیم بفهمیم.

47:20.120 --> 47:23.399
‫و دست بر قضا، با توجه به این همه
‫داده‌ای که اینجا هست،

47:23.400 --> 47:26.839
‫می‌تونیم با یه جمع و تفریق
‫در سطح دبستان انجامش بدیم.

47:26.840 --> 47:28.360
‫گروهبان کول؟

47:29.640 --> 47:31.360
‫فقط بذارش اونجا.

47:34.000 --> 47:35.399
‫اوه.

47:35.400 --> 47:37.440
‫از نقاله استفاده کن.

47:45.800 --> 47:47.240
‫اهم.

47:53.240 --> 47:54.559
‫ممنون.

47:56.320 --> 47:58.999
‫کاملاً منطقیه که قاتل

47:59.000 --> 48:01.359
‫یادداشت‌هاش رو
‫روی یه دستمال‌کاغذی بنویسه...

48:01.360 --> 48:03.479
‫چیزی که جلب توجه نمی‌کنه.

48:03.480 --> 48:05.479
‫می‌تونسته برش داره و دوباره با خودش بیارتش

48:05.480 --> 48:07.999
‫و در نهایت توی صحنه از شرش خلاص بشه،

48:08.000 --> 48:10.519
‫با این فرض که تمام محاسبات پیچیده‌ش

48:10.520 --> 48:14.279
‫به عنوان چندتا عدد و خط‌خطی
‫نادیده گرفته می‌شن.

48:14.280 --> 48:17.040
‫اما این یکی رو اینجا می‌بینید؟

48:18.480 --> 48:20.919
‫این مال لحظه‌ی آخره.

48:20.920 --> 48:23.999
‫که با عجله سر میز انجام شده

48:24.000 --> 48:26.839
‫تا تنها فاکتوری رو حساب کنه

48:26.840 --> 48:28.440
‫که راهی برای پیش‌بینیش نداشت.

48:30.160 --> 48:32.759
‫اینکه هر کسی کجا قراره بشینه.

48:32.760 --> 48:35.319
‫قاتلمون لازم داشت سم رو به غذا اضافه کنه

48:35.320 --> 48:37.279
‫قبل از اینکه به دست قربانی برسه،

48:37.280 --> 48:40.639
‫و بدون اینکه هیچکس دیگه‌ای
‫اول انتخابش کنه.

48:40.640 --> 48:43.999
‫این همه داده، این همه تحلیل،

48:44.000 --> 48:45.479
‫و آخر سر،

48:45.480 --> 48:49.479
‫همه چیز به چندتا عدد کوچیکِ لحظه‌آخری ختم شد.

48:49.480 --> 48:53.319
‫چند نفر دیگه احتمال داشت
‫ماهی سالمون رو انتخاب کنن؟

48:53.320 --> 48:56.599
‫با چه ترتیبی دور میز نشسته بودن؟

48:56.600 --> 49:00.720
‫و قربانی چند صندلی با قاتل فاصله داشت؟

49:03.840 --> 49:06.040
‫جواب اون معادله اونجا چیه؟

49:08.480 --> 49:10.040
‫- چهار.
‫- چهار.

49:13.080 --> 49:15.120
‫یک، دو، سه، چهار.

49:16.920 --> 49:19.159
‫می‌دونستم از تعریفم خوشت اومده!

49:19.160 --> 49:22.719
‫بایدم خوشت بیاد. معلومه که توی کارت
‫خیلی مهارت داری.

49:22.720 --> 49:26.040
‫می‌شه یه نمونه از دست‌خطتون رو
‫به ما بدید، آقای هیسالان؟

49:27.480 --> 49:29.679
‫من یه نمونه از دست‌خطش رو دارم.

49:29.680 --> 49:31.799
‫- آره، منم دارم.
‫- منم همینطور.

49:31.800 --> 49:33.999
‫انگار اون چهار نفری که قاتل نیستن
‫همونقدر مشتاقن

49:34.000 --> 49:36.199
‫که تو رو از رقابت استخدامی حذف کنن

49:36.200 --> 49:38.599
‫که تو برای جاناتن بودی.

49:38.600 --> 49:40.040
‫بازم تعریف و تمجید.

49:47.320 --> 49:49.080
‫می‌خوام با یه وکیل حرف بزنم.

49:50.880 --> 49:53.399
‫اونا مال آمریکان.
‫از اونا نیاز نداری.

49:53.400 --> 49:55.040
‫دیگه قرار نیست بری اونجا.

49:57.120 --> 49:58.320
‫پاشو ببینم.

50:01.920 --> 50:03.479
‫چطور بود؟ خوب بود؟

50:03.480 --> 50:05.359
‫خودت گفتی می‌خوای سریع انجام بشه.

50:05.360 --> 50:07.559
‫اسم بازرس نویل هنوز توی اون گزارش خواهد بود.

50:07.560 --> 50:08.639
‫می‌تونستیم بدون اون هم سر کنیم.

50:08.640 --> 50:10.039
‫آره، نمی‌تونیم همینجوری حذفش کنیم.

50:10.040 --> 50:12.439
‫این کار فقط یه معمای دیگه
‫درست می‌کنه که یکی

50:12.440 --> 50:14.159
‫اون پایین‌دست‌ها ممکنه بخواد حلش کنه.

50:14.160 --> 50:15.439
‫می‌دونی مردم چجوریـن.

50:15.440 --> 50:17.160
‫اوه...

50:19.640 --> 50:21.280
‫می‌تونم الان برم خونه، لطفاً؟

50:22.520 --> 50:24.320
‫- آره.
‫- ممنون، قربان.

50:35.640 --> 50:37.399
‫- خب؟
‫- خب چی؟

50:37.400 --> 50:38.599
‫حلش کردی؟

50:38.600 --> 50:41.799
‫بله که کردم! کار مایلو هیسالان بود.

50:41.800 --> 50:44.559
‫هرچند، تو نمی‌دونی اون کیه، پس...

50:44.560 --> 50:46.200
‫دقیقاً اینجا چی کار می‌کنی؟

50:47.600 --> 50:49.959
‫چرا از من خواسته شده
‫که با مت نویل ملاقات کنم؟

50:49.960 --> 50:51.560
‫توی تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

50:53.200 --> 50:54.439
‫من که سر در نمیارم.

50:54.440 --> 50:55.920
‫فکر کردم خونه‌ی ماست.

50:58.920 --> 50:59.960
‫جدی؟

51:00.880 --> 51:02.519
‫- باشه.
‫- می‌تونی منو برسونی؟

51:02.520 --> 51:03.560
‫آره، حتماً.

51:09.680 --> 51:11.600
‫چیپس ماهی!

51:13.000 --> 51:15.039
‫به نظرت از اینا خوشم میاد؟

51:15.040 --> 51:17.799
‫فکر کنم... اسکاتلندی باشن.

51:17.800 --> 51:19.239
‫چی؟

51:19.240 --> 51:20.800
‫- این چه ربطی به...
‫- ای خدا!

51:24.400 --> 51:25.879
‫لودویگ، سلام.

51:25.880 --> 51:27.839
‫من گرت فیشرم.
‫یکی از طرفدارهای پروپاقرصت.

51:27.840 --> 51:30.239
‫طرفدار... پروپاقرص!

51:30.240 --> 51:31.440
‫لوسی؟

51:32.440 --> 51:33.919
‫نه نه، نگران نباش... آدم حسابیه.

51:33.920 --> 51:36.759
‫- آره، آدم حسابی.
‫- اینجا کاملاً یه جای امنه.

51:36.760 --> 51:38.519
‫نه، نیست.

51:38.520 --> 51:39.960
‫پول رو آوردی؟

51:41.120 --> 51:42.240
‫تو چی برام آوردی؟

51:43.320 --> 51:45.679
‫می‌دونستم! می‌دونستم!
‫می‌دونستم دست توئه!

51:45.680 --> 51:47.359
‫سعی کردم جیب‌هاشـو بگردم.

51:47.360 --> 51:48.400
‫این چیه؟

51:50.120 --> 51:52.240
‫ببین، من برادرت رو دیدم.

51:53.400 --> 51:56.439
‫از وقتی جیمز ناپدید شده، دیدمش.

51:56.440 --> 51:57.960
‫فقط یه بار.

51:59.680 --> 52:01.119
‫قرار نبود باهم ارتباط بگیریم،

52:01.120 --> 52:03.999
‫اما چند هفته پیش،
‫یهو بی‌هوا زنگ زد،

52:04.000 --> 52:06.319
‫گفت به یه دلیلی می‌خواد منو ببینه.

52:06.320 --> 52:08.399
‫نمی‌دونم چی عوض شد.

52:08.400 --> 52:12.720
‫گفت اگه اتفاقی افتاد،
‫این حکم بیمه‌مون رو داره.

52:13.800 --> 52:16.720
‫و اگه بلایی سرش اومد...

52:19.040 --> 52:20.320
‫باید اینو بدم به تو.

52:21.880 --> 52:23.080
‫به من؟

52:25.160 --> 52:29.119
‫ببخشید، اگه قراره مال من باشه،
‫پس چرا داریم براش ۱۰ هزار پوند میدیم؟

52:29.120 --> 52:30.319
‫ده هزارتا؟!

52:30.320 --> 52:31.879
‫نمی‌دونم منظورت از ما دقیقاً کیه.

52:31.880 --> 52:34.639
‫واسه اینکه بتونم یه کاروان بخرم! افتاد؟

52:34.640 --> 52:36.839
‫یه مدل ثابت توی کورن‌وال.

52:36.840 --> 52:38.279
‫قیمتش مفتـه.

52:38.280 --> 52:41.800
‫یه نیم‌نگاهی هم به یه کار حراستی کوچیک
‫توی همون پارک دارم.

52:43.000 --> 52:44.040
‫همه‌چی ردیف می‌شه.

52:45.920 --> 52:48.079
‫ببینید، من جیمز رو دوست دارم،
‫تو رو هم همینطور...

52:48.080 --> 52:50.999
‫ولی جداً، هیچکدومـتون حتی نزدیک
‫به اون حدی که فکر می‌کنید

52:51.000 --> 52:54.040
‫باهوش نیستید،
‫یا به اون اندازه‌ای که باید، نترسیدید.

52:55.920 --> 52:57.959
‫هرچی بیشتر کنکاش کنید...

52:57.960 --> 52:59.560
‫آدم‌های بیشتری کشته می‌شن.

53:01.120 --> 53:02.960
‫فقط... اون چیز رو بده به من، باشه؟

53:10.960 --> 53:12.200
‫توش چیه؟

53:13.240 --> 53:15.680
‫نمی‌دونم، همه‌اش کدگذاری شده، مگه نه؟ پس...

53:18.760 --> 53:21.119
‫ولی اگه کمکی می‌کنه، باید بگم همین الانشم
‫یه بخش‌هایی از اون رو

53:21.120 --> 53:23.199
‫روی اون تابلوی توی خونه‌ات داری.

53:23.200 --> 53:24.320
‫چی؟

53:28.600 --> 53:31.239
‫لوسی گوش کن، تو و هنری،

53:31.240 --> 53:34.200
‫واقعاً باید به فکر فرار و قایم شدن باشید، باشه؟

53:35.360 --> 53:38.759
‫تو هم سعی کن یه ذره فکرت رو باز کنی.

53:38.760 --> 53:40.360
‫اینقدر هم تند و بداخلاق نباش.

53:42.000 --> 53:43.440
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم، خب؟

53:44.440 --> 53:45.640
‫بابت پول هم ممنون.

53:48.920 --> 53:51.720
‫و واقعاً... متاسفم.

53:57.080 --> 53:58.560
‫تند و بداخلاق؟!

54:06.280 --> 54:08.399
‫این همونه.

54:08.400 --> 54:10.079
‫کل ماجرا.

54:10.080 --> 54:12.599
‫اگه قرار بود مال تو باشه،
‫چطوری دست هالی رسیده؟

54:12.600 --> 54:14.479
‫من از کجا بدونم؟ چی نوشته؟

54:14.480 --> 54:15.520
‫یه دقیقه بهم وقت بده.

54:18.520 --> 54:22.680
‫چرا یه روزنامه‌ی قدیمی اینجا هست
‫که تاریخش مال ۳ فوریه‌ی ۲۰۲۴ـه؟

54:27.320 --> 54:29.519
‫راسل، فکر کنم خودت بدونی چرا.

54:29.520 --> 54:31.999
‫ببین، کسی که ۱۰ هزار پوند
‫بابت یه جواب خرج می‌کنه

54:32.000 --> 54:33.760
‫خیلی خیلی دلش اون جواب رو می‌خواد.

54:35.640 --> 54:38.119
‫تو چی می‌دونی؟

54:38.120 --> 54:39.440
‫مظنون؟

54:43.000 --> 54:46.359
‫من صدها بار گزارش رسمی تصادف رو خوندم.

54:46.360 --> 54:47.800
‫هیچوقت بهش شک نکردم.

54:48.960 --> 54:50.440
‫بعدش تو رو دیدم و پام باز شد به...

54:51.400 --> 54:52.440
‫این ماجرا.

54:53.440 --> 54:55.439
‫می‌خوام بدونم قضیه چیه.

54:55.440 --> 54:59.759
‫و می‌دونی از اون موقع تا حالا
‫چندتا گزارش مرگ مشکوک

54:59.760 --> 55:04.000
‫خوندم؟ همه‌شون همون لحن، همون حس، همون...

55:05.040 --> 55:07.160
‫همون حس که یه جای کار می‌لنگه رو داشتن؟

55:08.800 --> 55:10.639
‫حداقل سه مورد.

55:10.640 --> 55:13.920
‫از نظر آماری، این تعداد اتفاق تصادفی
‫خیلی معناداره.

55:15.560 --> 55:18.359
‫می‌دونم که می‌تونی اونـو بخونی
‫البته اگه تا حالا نخونده باشی.

55:18.360 --> 55:20.240
‫- صادقانه بگم، نخوندم.
‫- همین الان بخونش.

55:25.480 --> 55:27.399
‫راسل، می‌دونی مندی
‫چه ربطی به این قضایا داره؟

55:27.400 --> 55:29.120
‫نه. غیرممکنه ربطی داشته باشه. چی نوشته؟

55:30.280 --> 55:33.200
‫نامزدت داشت می‌رفت که جیمز رو ببینه.

55:35.280 --> 55:36.320
‫چی؟

55:37.320 --> 55:39.520
‫مندی که جیمز رو نمی‌شناخت. چی داری میگی؟

55:42.400 --> 55:43.959
‫می‌شناختش.

55:43.960 --> 55:45.839
‫قرار بود اون شب هم رو ببینن.

55:45.840 --> 55:48.359
‫اون... جیمز منتظرش موند...

55:48.360 --> 55:50.160
‫چرا؟ چی کار... می‌خواستن بکنن؟

55:52.120 --> 55:54.719
‫اون مدرک نامشخصی داشت.

55:54.720 --> 55:55.880
‫از چی؟

56:01.440 --> 56:04.240
‫از همدستی پدرش توی تمام این ماجراها.

56:11.320 --> 56:12.680
‫راسل...

56:14.400 --> 56:16.759
‫راسل!

56:19.600 --> 56:20.760
‫یالا!

56:41.520 --> 56:42.840
‫بزن بریم!

57:06.000 --> 57:08.799
‫- این خونه‌ی کیه؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟!

57:08.800 --> 57:11.920
‫اونجا نیست! خودت اینو گفتی!

57:12.960 --> 57:14.200
‫زیگلر! در رو باز کن!

57:15.600 --> 57:17.839
‫جلوش رو بگیر، باشه؟!

57:17.840 --> 57:19.639
‫چطوری باید جلوشـو بگیرم؟!

57:19.640 --> 57:21.839
‫- زیگلر!
‫- تمومش کن!

57:25.640 --> 57:26.760
‫وایسا!

57:29.880 --> 57:31.280
‫نباید اینجا باشیم.

57:57.200 --> 58:00.559
‫خواب دیدم، اونم با جزئیات، که رئیس پلیس زیگلر

58:00.560 --> 58:02.839
‫کشته شده و ما جنازه‌شـو پیدا کردیم؟

58:02.840 --> 58:05.599
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟
‫مرگ دختر خودت رو ماست‌مالی کنی؟

58:05.600 --> 58:08.559
‫کمیسر فرصت رو غنیمت شمرد
‫و اعلام این خبر رو ۲۴ ساعت عقب انداخت،

58:08.560 --> 58:10.879
‫و این نهایت وقتیـه که می‌تونم بخرم.

58:10.880 --> 58:12.999
‫امیدوارم دلیل خیلی خوبی
‫برای این کارت داشته باشی.

58:13.000 --> 58:16.239
‫رئیس پلیس زیگلر دیشب به قتل رسید.

58:16.240 --> 58:19.159
‫تیلور، طبق معمول تو هم اینجایی.

58:19.160 --> 58:20.199
‫اون مُرده.

58:20.200 --> 58:21.919
‫فکر کنم لازمه با یه وکیل صحبت کنم.

58:21.920 --> 58:24.199
‫جوآن کمپر بی‌گناهه و وقتی آزاد بشه،

58:24.200 --> 58:27.239
‫میریم سراغ مظنون‌های احتمالی دیگه.

58:27.240 --> 58:28.479
‫این الان تهدیده؟!

58:28.480 --> 58:30.399
‫جان، اگه کار جیمز باشه چی؟

58:30.400 --> 58:31.799
‫تو که فکر نمی‌کنی...

58:31.800 --> 58:33.439
‫تو فکر می‌کنی احتمالش هست، جان.

58:33.440 --> 58:34.880
‫همین الانشم بهش فکر کردی.

58:35.500 --> 58:55.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
