WEBVTT

00:00.076 --> 00:01.976
‫« آنچه گذشت »

00:02.000 --> 00:03.079
‫جوآن کمپر برادرم رو می‌شناسه.

00:03.080 --> 00:05.479
‫عقل حکم می‌کنه که رابطه‌شون
‫در سطح کاری بوده.

00:05.480 --> 00:08.999
‫می‌خوای به سیستم کلانتری دسترسی پیدا کنی
‫تا ببینی سابقه‌ای ثبت شده یا نه.

00:09.000 --> 00:10.359
‫اه!

00:10.360 --> 00:12.719
‫این همون پرونده‌ایه که دیروز دنبالش بودی.

00:12.720 --> 00:15.999
‫پرونده‌ی مورد نظر تو مال ۲۰۱۴ بود،
‫مرگ سینکلر سال ۲۰۲۴ اتفاق افتاد.

00:16.000 --> 00:17.399
‫ولی هیچ معنی‌ای نداره.

00:17.400 --> 00:19.439
‫مگر اینکه یکی دیگه از سال ۲۰۰۴ پیدا کنیم.

00:19.440 --> 00:21.319
‫آقای کندی در یک مهمونی خصوصی شرکت کرده بود

00:21.320 --> 00:25.039
‫توی منزل رایان اوکلی و جوآن کمپر!

00:25.040 --> 00:27.519
‫نمی‌خوام تو بمیری یا غیبت بزنه.

00:27.520 --> 00:29.479
‫نمی‌دونم اونوقت چی کار می‌کنم.

00:29.480 --> 00:32.239
‫پرونده‌ی جیمز مال سال ۲۰۱۴. خودکشی.

00:32.240 --> 00:34.759
‫توسط خودش مختومه شده.
‫اسم مقتول رو می‌بینی؟

00:34.760 --> 00:35.799
‫رایان اوکلی.

00:35.800 --> 00:37.959
‫اون به جیمز وصله، به زیگلر وصله،

00:37.960 --> 00:40.639
‫به دوتا مرگ مشکوک وصله.

00:40.640 --> 00:41.839
‫با ده سال فاصله.

00:41.840 --> 00:45.119
‫متوجه شدم که زن‌داداشت
‫فردا قراره با خانم کمپر مصاحبه کنه.

00:45.120 --> 00:47.039
‫جوآن کمپر می‌دونه ما کی هستیم.

00:47.040 --> 00:48.559
‫همه چیز رو درباره‌ی ما می‌دونن.

00:48.560 --> 00:50.959
‫باور کن، اون‌ها می‌دونن من کیـم،
‫تو کی هستی.

00:50.960 --> 00:54.600
‫تو نیستی که داری باهاش مصاحبه می‌کنی،
‫اون داره ازت حرف می‌کشه.

01:08.960 --> 01:10.439
‫خانم‌ها و آقایان،

01:10.440 --> 01:13.279
‫به سری مسابقات نمایشی اسنوکر کمبریج
‫خوش اومدید،

01:13.280 --> 01:15.399
‫کُوی در مقابل اسلون،

01:15.400 --> 01:19.439
‫تکرار فینال مسابقات قهرمانی سال ۲۰۰۵.

01:19.440 --> 01:22.239
‫بیاید اولیور کوی رو تشویق کنیم

01:22.240 --> 01:25.840
‫و دنی اسلون!

01:40.480 --> 01:42.960
‫اولیور، تو شیری. دنی، تو خط.

02:27.960 --> 02:29.919
‫اشتباه اسلون به این معنیه که اولیور کوی

02:29.920 --> 02:32.240
‫حالا فقط چند قدم با پیروزی فاصله داره.

02:37.720 --> 02:39.120
‫این‌دفعه نه!

03:03.920 --> 03:06.399
‫- یالا!
‫- دنی اسلون تمومش کرد!

03:06.400 --> 03:09.039
‫- آره!
‫- اون برنده‌ی بازی امشبه.

03:09.040 --> 03:10.759
‫چه نبردی!

03:10.760 --> 03:15.679
‫این پیروزی بالاخره
‫به یک رقابت ۲۰ ساله پایان میده.

03:15.680 --> 03:17.880
‫ایول! همینه!

03:21.600 --> 03:23.599
‫آره؟ نه، من بردم!

03:23.600 --> 03:26.239
‫الان جلوی دوربینم، همین الان.

03:26.240 --> 03:28.119
‫آره. باشه، بعداً بهت زنگ می‌زنم.

03:28.120 --> 03:30.439
‫باشه.

03:30.440 --> 03:31.479
‫کجا باید بایستم؟

03:31.480 --> 03:32.680
‫آره؟ آره.

03:40.200 --> 03:41.480
‫آهای؟

03:43.000 --> 03:54.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:16.000 --> 04:23.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:23.000 --> 04:26.000
‫« لودویگ »

04:37.400 --> 04:38.920
‫اینجایی پس.

04:41.200 --> 04:43.120
‫دوباره رفتی سراغ رمزگشایی؟

04:47.840 --> 04:50.919
‫اگه جوری طراحی نشده باشه که حل بشه،
‫پس غیرقابل‌حله.

04:50.920 --> 04:52.239
‫یعنی، خودت اینجوری گفتی.

04:52.240 --> 04:53.839
‫اما... اگه طراحی شده باشه چی؟

04:53.840 --> 04:55.879
‫اگه فقط می‌شد از خودش بپرسیم.

04:55.880 --> 04:59.719
‫اگه فقط این رو می‌دونستیم، لااقل...

04:59.720 --> 05:03.159
‫- این کیه؟
‫- این هلنا ماسـه،

05:03.160 --> 05:06.319
‫یکی از همون‌هایی که جیمز درباره‌ی

05:06.320 --> 05:08.319
‫مرگ رایان اوکلی باهاشون مصاحبه کرد.

05:08.320 --> 05:10.639
‫همونی که با اوردوز مواد کرد. پیداش کردم.

05:10.640 --> 05:14.079
‫اون با کمپر، اوکلی و دامینیک کندی
‫هم‌دانشگاهی بود.

05:14.080 --> 05:16.799
‫در واقع، توی همون مهمونی‌ای بود
‫که دامینیک توش غرق شد.

05:16.800 --> 05:20.879
‫و برخلاف بقیه‌ی ورودی‌های سال ۲۰۰۴،
‫توی کمبریج موند.

05:20.880 --> 05:23.480
‫- صاحب یک گل‌فروشیـه.
‫- فکر کنم منظورت اینه که گل‌فروشه.

05:26.080 --> 05:27.399
‫خب، من دارم میرم اونجا.

05:27.400 --> 05:29.319
‫چی؟ چرا؟!

05:29.320 --> 05:31.279
‫خب، که چندتا گل بخرم

05:31.280 --> 05:34.440
‫و خیلی نامحسوس پای دوتا
‫دوست مُرده‌اش رو وسط بکشم.

05:35.560 --> 05:37.919
‫چیه؟ گفتم نامحسوس.

05:37.920 --> 05:40.399
‫ولی تو امروز بعدازظهر
‫با جوآن کمپر مصاحبه داری.

05:40.400 --> 05:43.119
‫آره جان، یعنی هفت ساعت وقت دارم تا آمار

05:43.120 --> 05:46.160
‫حداقل دو نفری که اون کشته رو
‫از کسی که می‌شناختـتشون دربیارم!

05:48.160 --> 05:49.200
‫خیلی نامحسوس.

05:53.160 --> 05:56.559
‫اون سناریویی رو دوست داشتم
‫که توش جیمز عمداً

05:56.560 --> 05:59.400
‫سرنخ‌هایی برای برادر و زنش می‌ذاشت تا دنبال کنن.

06:03.000 --> 06:05.000
‫ولی قصه‌ی ما این نیست، مگه نه؟

06:08.960 --> 06:11.560
‫خیلی‌خب، تو اینجا رو ردیف کن،
‫من با گل‌ها برمی‌گردم.

06:26.200 --> 06:28.400
‫الو؟

06:29.920 --> 06:32.439
‫شماره‌ی ناشناس.

06:32.440 --> 06:33.959
‫کسی جواب نمیده.

06:33.960 --> 06:35.759
‫- از این کلاهبرداری‌های تلفنیـه.
‫- چی؟

06:35.760 --> 06:37.439
‫مامان کجا رفت؟

06:37.440 --> 06:39.199
‫گل‌فروشی.

06:39.200 --> 06:41.079
‫تولد کسیـه؟

06:41.080 --> 06:42.600
‫احتمالاً.

06:45.120 --> 06:47.719
‫وایسا ببینم! چرا... تو مدرسه نیستی؟

06:47.720 --> 06:51.279
‫چون مامانم قراره بعدازظهرش رو
‫با یه قاتل زنجیره‌ای بگذرونه.

06:51.280 --> 06:52.639
‫فکر نمی‌کنم این دلیل موجه

06:52.640 --> 06:54.840
‫برای غیبتت باشه.

06:57.360 --> 07:01.079
‫سربازرس کارتره.

07:01.080 --> 07:02.959
‫احتمالاً یه قتلی اتفاق افتاده.

07:02.960 --> 07:04.399
‫بعداً بهش زنگ می‌زنم.

07:04.400 --> 07:06.839
‫نه. اگه... من باید برم مدرسه،

07:06.840 --> 07:08.919
‫تو هم باید بری سر وقت قتل.

07:08.920 --> 07:10.280
‫الو؟

07:12.600 --> 07:14.839
‫وای خدای من، این...
‫واقعاً بد به نظر می‌رسه.

07:14.840 --> 07:19.919
‫فقط مسئله اینه که، من در حال حاضر
‫به ماشین دسترسی ندارم، واسه همین...

07:19.920 --> 07:21.400
‫گل‌فروشی.

07:22.880 --> 07:24.320
‫احتمالاً.

07:26.120 --> 07:27.999
‫باشه، یه مامور می‌فرستم دنبالتون.

07:28.000 --> 07:32.119
‫چی؟ واقعاً؟

07:32.120 --> 07:33.160
‫خیلی‌خب، باشه.

07:38.520 --> 07:42.279
‫می‌شه به یه مامور بگید بره دنبال جان تیلور
‫و بیارتش اینجا؟

07:42.280 --> 07:46.279
‫و می‌شه بگید برادرزاده‌اش رو هم
‫سر راه بذاره مدرسه؟

07:46.280 --> 07:47.639
‫ممنون.

07:47.640 --> 07:49.240
‫داستان چی بود؟

07:50.560 --> 07:52.039
‫مشکلی هست، گروهبان کول؟

07:52.040 --> 07:53.719
‫نه قربان.

07:53.720 --> 07:54.960
‫عالی شد.

07:59.200 --> 08:01.159
‫شاید بهتر باشه همه‌مون بریم
‫و برای جناب جان خرید هم بکنیم.

08:01.160 --> 08:03.599
‫- خرید کلی یا فقط چند قلم جنس؟
‫- خرید کلی.

08:03.600 --> 08:05.280
‫هر چی که لازم داره.

08:20.680 --> 08:22.920
‫- سلام!
‫- صبح بخیر!

08:31.000 --> 08:32.439
‫این‌ها واقعاً زیبان.

08:32.440 --> 08:33.679
‫دومینو.

08:33.680 --> 08:37.319
‫آنمون‌های سفید، گل‌های شیپوری،
‫لیسیانتوس‌های مخمل مشکی

08:37.320 --> 08:39.919
‫و اسکاپیوزای مشکی. یا همون شوالیه‌ی سیاه.

08:39.920 --> 08:42.039
‫من بیشتر امیدوار بودم
‫یه شوالیه‌ی سفید نصیبم بشه.

08:42.040 --> 08:44.599
‫هوم! اون‌ها فقط افسانه‌ان.

08:44.600 --> 08:46.720
‫- قیمت این‌ها چنده؟ جان؟!
‫- ۱۱۰ پوند.

08:48.760 --> 08:50.880
‫بله، همین‌ها رو می‌برم.

08:53.960 --> 08:57.599
‫- تازه عمه شدم.
‫- تبریک میگم!

08:57.600 --> 09:00.039
‫خب ممنون،
‫ولی همه‌ی زحمتش گردن من نبوده.

09:04.440 --> 09:07.240
‫ببخشید! قصد نداشتم...
‫من شما رو می‌شناسم؟

09:08.800 --> 09:09.999
‫شما هلنا هستید؟

09:10.000 --> 09:12.119
‫هلنا ماس؟

09:12.120 --> 09:16.439
‫کالج سنت‌توماس، مثلاً سال ۲۰۰۳ یا ۲۰۰۴؟

09:16.440 --> 09:18.799
‫همون خونه توی خیابون پولتون؟

09:18.800 --> 09:20.199
‫ببخشید، درست یادم نمیاد؟

09:20.200 --> 09:22.119
‫هیلدی! هیلدی جانسون!

09:22.120 --> 09:24.759
‫من اونور خیابون بودم، توی ساختمان دیواین.

09:24.760 --> 09:28.759
‫همون... ساختمان ترینیتی.

09:28.760 --> 09:30.679
‫ساشا، فرانسیس، نیتن... همون دار و دسته.

09:30.680 --> 09:33.399
‫- درسته، آره.
‫- قیافه‌ام فرق می‌کرد، یه جورایی یه...

09:33.400 --> 09:34.679
‫آره، فاز گوتیک برداشته بودم.

09:34.680 --> 09:38.079
‫موهام رو فِر کرده بودم مدل رابرت اسمیت،
‫با سایه‌ی چشم خیلی تیره و غلیظ؟

09:38.080 --> 09:40.639
‫آره! بله درسته، حتماً.

09:40.640 --> 09:42.359
‫بله، هیلدی!

09:42.360 --> 09:46.200
‫- بله... آره آره.
‫- آره، عجب دنیای کوچیکیه.

09:48.160 --> 09:51.319
‫تو با اون... خدایا، اسمش چی بود؟
‫دوست نبودی؟

09:51.320 --> 09:54.120
‫- همش توی تلویزیونه. آره!
‫- جوآن کمپر.

09:55.400 --> 09:57.679
‫همیشه می‌گفت یه روزی نخست‌وزیر می‌شه،

09:57.680 --> 10:01.039
‫حالا همه دارن سرش شرط‌بندی می‌کنن.
‫دوست‌های مشترک داریم.

10:01.040 --> 10:04.999
‫آره، منم منم. من فقط واقعاً
‫از طریق دامینیک می‌شناختمش.

10:05.000 --> 10:06.040
‫دامینیک کندی؟

10:07.360 --> 10:08.759
‫آره، اون اتفاق وحشتناک بود.

10:08.760 --> 10:10.719
‫می‌دونم! می‌دونم.

10:10.720 --> 10:13.239
‫خب، وقتی میگم می‌دونم...
‫یعنی در واقع نمی‌دونم، چون اونجا نبودم،

10:13.240 --> 10:15.119
‫ولی شایعات رو شنیدم.

10:15.120 --> 10:18.319
‫خب، اون...
‫توی جکوزی خوابش برد.

10:18.320 --> 10:20.680
‫تو... توی اون مهمونی بودی؟

10:22.080 --> 10:23.319
‫خدایا، ببخشید. نباید...

10:23.320 --> 10:25.239
‫نه، ببین، رایان پیداش کرد
‫و نذاشت ببینمش، خداروشکر.

10:25.240 --> 10:28.919
‫رایان، آره.
‫منظورت همون رایان اوکلیـه؟

10:28.920 --> 10:30.719
‫آره، اون موقع باهم دوست بودیم.

10:30.720 --> 10:32.599
‫ای بابا!

10:32.600 --> 10:34.879
‫شنیدم چه اتفاقی افتاد.

10:34.880 --> 10:37.199
‫متاسفم.
‫شما دوتا هنوزم با هم...؟

10:37.200 --> 10:38.439
‫نه...

10:38.440 --> 10:39.839
‫نه.

10:39.840 --> 10:43.359
‫خب، با این وجود حتماً
‫شوک بزرگی بوده.

10:43.360 --> 10:45.040
‫آره. آره، واقعاً بود.

10:46.440 --> 10:49.320
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم اون سال
‫توی سنت‌توماس طلسم شده بودیم.

10:51.480 --> 10:52.520
‫اوه!

10:54.680 --> 10:56.080
‫بچه عاشق این‌ها می‌شه.

11:06.680 --> 11:08.879
‫ممنون رفیق.

11:08.880 --> 11:10.399
‫سلام!

11:10.400 --> 11:13.479
‫لوسی امروز با جوآن کمپر
‫مصاحبه داره، آره؟ درسته؟

11:13.480 --> 11:15.479
‫بله.

11:15.480 --> 11:18.239
‫هیچی درباره‌اش نمی‌دونی؟
‫اینکه چجوری ربط داره،

11:18.240 --> 11:20.720
‫اصلاً ربطی داره، یا حتی چرا ربط داره؟

11:24.080 --> 11:28.199
‫- جان!
‫- هوم؟ چی؟ نه.

11:28.200 --> 11:30.159
‫یعنی بله، درسته.

11:30.160 --> 11:32.839
‫از کِی تا حالا لوسی خبرنگار شده؟

11:32.840 --> 11:35.160
‫واقعاً بستگی داره
‫تعریفت از این کلمه چی باشه.

11:36.480 --> 11:38.359
‫هوم...

11:38.360 --> 11:41.439
‫جوآن کمپر فقط یه اسمه توی گزارش شاهد

11:41.440 --> 11:43.999
‫یه خودکشی که برادرت
‫ده سال پیش روش تحقیق می‌کرد.

11:44.000 --> 11:45.919
‫همین؟ کل چیزی که داری همینه؟

11:45.920 --> 11:48.439
‫بله. چطور؟ چیز دیگه‌ای پیدا کردی؟

11:48.440 --> 11:50.320
‫نه، من هیچی ندارم.

11:54.840 --> 11:56.039
‫چیه؟

11:56.040 --> 11:58.240
‫هیچی، فقط...

12:00.440 --> 12:03.400
‫بعضی وقت‌ها حس می‌کنم
‫همه چیز رو بهم نمیگی.

12:04.640 --> 12:06.639
‫واقعاً؟ واقعاً اینجوری حس می‌کنی؟

12:06.640 --> 12:09.759
‫خودت می‌فهمی که بیست و چهار ساعته
‫همین حس رو به من میدی، نه؟

12:09.760 --> 12:13.119
‫واقعاً؟ خدای من، خیلی متاسفم.

12:13.120 --> 12:15.719
‫حس خیلی مزخرفیـه، مگه نه؟

12:15.720 --> 12:17.479
‫بله، همینطوره.

12:17.480 --> 12:19.560
‫بله...

12:29.080 --> 12:31.959
‫بهتره سعی کنیم اون پرونده‌ی قتل رو حل کنیم،
‫موافق نیستی؟

12:31.960 --> 12:33.000
‫آره.

12:36.880 --> 12:38.399
‫می‌دونم اینجا صحنه‌ی جرمه، رفیق.

12:38.400 --> 12:39.879
‫وقتی اتفاق افتاد من همینجا بودم.

12:39.880 --> 12:41.759
‫اگه قرار بوده اثر انگشتی بمونه،
‫تا الان دیگه مونده.

12:41.760 --> 12:43.919
‫پس شاید بهتر باشه
‫دیگه بیشتر از این اثر انگشت نذاری، نه؟

12:43.920 --> 12:45.839
‫چی گفتی عزیزم؟ این چی گفت؟

12:45.840 --> 12:47.759
‫گوش کن، سربازرس اصلاً اون تو نیست، پس...

12:47.760 --> 12:50.480
‫- خب، کجاست؟
‫- من...

12:51.480 --> 12:52.679
‫کدومشون؟

12:52.680 --> 12:55.839
‫- همونی که... قیافه‌اش شبیه کارآگاه‌هاست.
‫- این کمکی نمی‌کنه.

12:55.840 --> 12:59.519
‫سربازرس کارتر. شما؟

12:59.520 --> 13:03.640
‫دنی اسلون. همون دنی اسلون معروف.

13:04.720 --> 13:06.359
‫شما بازیکن اسنوکر هستید.

13:06.360 --> 13:09.919
‫نه، من جادوگرم رفیق.
‫لطفاً، می‌خوام الان برم خونه‌ام.

13:09.920 --> 13:13.719
‫مگه کسی جلوی شما رو گرفته؟
‫حدس می‌زنم اظهاراتش رو ثبت کرده باشه؟

13:13.720 --> 13:16.679
‫- بله، کرده!
‫- خب پس، بفرمایید.

13:16.680 --> 13:19.279
‫شما دقیقاً چرا هنوز اینجا هستید؟

13:19.280 --> 13:20.639
‫شما کی هستید؟

13:20.640 --> 13:22.559
‫من مشاور صحنه‌ی جرم هستم.

13:22.560 --> 13:24.439
‫ایشون لودویگه. آدم معروفیـه.

13:24.440 --> 13:26.279
‫- معروف نیست.
‫- چرا، هست.

13:26.303 --> 13:27.256
‫معروف هستم.

13:27.280 --> 13:29.880
‫- معروف به چی؟
‫- برای همه‌ی روزنامه‌ها جدول و معما طرح می‌کنه.

13:31.640 --> 13:35.080
‫تو از اون طراح‌های معمایی
‫که جرم و جنایت حل می‌کنی؟

13:36.920 --> 13:38.239
‫خب، این رفیق کوچولوت شماره‌ی من رو داره،

13:38.240 --> 13:40.800
‫اگه کمکی از دستم برمیومد،
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

13:42.600 --> 13:43.639
‫با اجازه.

13:43.640 --> 13:45.000
‫ببخشید.

13:49.000 --> 13:52.760
‫خب، بیاید... جان رو در جریان امور بذاریم،
‫موافقید؟

14:03.680 --> 14:06.399
‫خب، ما دوتا حرفه‌ای سابق رو داریم
‫که باهم سابقه دارن،

14:06.400 --> 14:10.199
‫تکرار فینال سال ۲۰۰۵ که داشت
‫از یه کانال آنلاین پخش می‌شد

14:10.200 --> 14:12.039
‫برای طرفدارهای اسنوکر.

14:12.040 --> 14:15.759
‫تنها راه ورود به اون راهرو
‫از طریق محوطه‌ی اصلی بازیـه،

14:15.760 --> 14:18.359
‫پس قرار نبوده موقع مسابقه کسی اینجا باشه.

14:18.360 --> 14:20.439
‫حالا اون بخشی که قراره واقعاً ازش خوشت بیاد.

14:20.440 --> 14:23.119
‫اولیور کوی بازی رو باخت.

14:23.120 --> 14:25.559
‫دست داد، اونجا رو ترک کرد و رفت به رختکن.

14:25.560 --> 14:28.719
‫اون از دری خارج شد که توی کادر دوربین بود،

14:28.720 --> 14:30.279
‫اون پشت، در تمام طول

14:30.280 --> 14:32.159
‫مصاحبه‌ی بعد از بازی دنی اسلون،

14:32.160 --> 14:34.319
‫دقیقاً همونطوری که موقع خود بازی بود.

14:34.320 --> 14:37.519
‫یعنی هیچکس دنبال اولیور
‫نیومده اینجا، تا اینکه داور

14:37.520 --> 14:39.399
‫و دنی چند دقیقه بعد اومدن.

14:39.400 --> 14:42.959
‫درست همونجا افتاده بود و تیکه‌ی شکسته‌ی
‫چوب بیلیارد هنوز توی بدنش بود.

14:42.960 --> 14:47.479
‫پس اون خیلی وحشیانه
‫توی مکانی کشته شده که ورود بهش

14:47.480 --> 14:49.360
‫و خروج ازش بدون اینکه دیده بشی
‫غیرممکن بوده؟

14:50.760 --> 14:53.719
‫چرا باید از این خوشم بیاد؟

14:53.720 --> 14:57.839
‫خب، به خاطر جنبه‌ی معمایی ماجرا.

14:57.840 --> 14:59.919
‫یعنی، تا یه حدودی سرگرم‌کننده‌ست،

14:59.920 --> 15:01.199
‫ولی من امروز واقعاً وقتم کمه.

15:01.200 --> 15:04.479
‫انگیزه‌ای چیزی پیدا نکردید؟

15:04.480 --> 15:05.680
‫انگیزه؟

15:06.720 --> 15:09.359
‫بله، فقط برای اینکه کار سریعـتر پیش بره.

15:09.360 --> 15:13.639
‫مثلاً چیزی بهم ریخته،
‫جابجا شده یا دزدیده شده؟

15:13.640 --> 15:16.239
‫این... چیزها گاهی می‌تونه سرنخی از انگیزه بده.

15:16.240 --> 15:19.319
‫در واقع، ظاهراً کیف پول آقای کوی غیبش زده.

15:19.320 --> 15:21.799
‫کیف پولش؟ پول زیادی توش داشت؟

15:21.800 --> 15:23.160
‫من از کجا باید اینو می‌دونستم؟

15:31.680 --> 15:33.639
‫اینا ضربه‌های نمایشیـن.

15:33.640 --> 15:37.039
‫اولی به خاطر همین‌ها معروف بود.
‫راستش بابام یکی از طرفداراش بود.

15:37.040 --> 15:38.279
‫حسابی حالش گرفته می‌شه.

15:38.280 --> 15:40.879
‫می‌شه این رو بذاری توی مدارک، لطفاً؟

15:40.880 --> 15:43.479
‫- واسه چی؟
‫- واسه اینکه بعداً بخونمش.

15:43.480 --> 15:44.560
‫خوب به نظر می‌رسه.

15:56.440 --> 15:58.640
‫- نمی‌خوای جواب بدی؟
‫- استیوه...

15:59.720 --> 16:01.919
‫دوستم... استیو.

16:04.440 --> 16:08.839
‫خب، اگه استیوه، پس بهتره بری
‫باهاش حرف بزنی، مگه نه؟

16:08.840 --> 16:09.880
‫آره.

16:15.280 --> 16:18.319
‫پنج دقیقه نشده اومده اینجا،
‫اونوقت رفته با استیو گپ بزنه.

16:18.320 --> 16:19.919
‫دلت می‌خواست با استیو گپ بزنی؟

16:19.920 --> 16:22.079
‫- بحث استیو نیست.
‫- خب، یه جورایی به نظر می‌رسه که هست.

16:22.080 --> 16:23.960
‫آخه...

16:27.520 --> 16:29.879
‫- الو؟
‫- کجایی؟

16:29.880 --> 16:32.279
‫این صدایی که اومد،
‫شبیه درهای خونه‌ی خودمون نبود.

16:32.280 --> 16:34.599
‫یه نفر یه اسنوکرباز رو کشته.

16:34.600 --> 16:36.119
‫پس قضیه اینه.

16:36.120 --> 16:40.279
‫- باورت نمی‌شه توی گل‌فروشی چی شد!
‫- گل‌فروشیـه.

16:40.280 --> 16:42.519
‫مجبورش کردم خیلی راحت
‫درباره‌ی همه چیز حرف بزنه!

16:42.520 --> 16:46.239
‫واقعاً؟ جوری که شک نکنه؟

16:46.240 --> 16:49.199
‫آره معلومه، جوری که شک نکنه! معرکه بود.

16:49.200 --> 16:51.279
‫قشنگ به سبک درن براون رو مخش کار کردم.

16:51.280 --> 16:54.839
‫حتی شروع کرد به خاطره‌سازیِ الکی
‫از من با موهای خیلی پرپشت.

16:54.840 --> 16:56.279
‫پرپشت در چه حد؟

16:56.280 --> 16:58.119
‫همینجوری دیگه، نمی‌دونم... در کل پرپشت.

16:58.120 --> 16:59.839
‫خلاصه کشیدمش به حرف زدن
‫درباره‌ی رایان اوکلی،

16:59.840 --> 17:01.919
‫درباره‌ی دامینیک کندی هم ازش حرف کشیدم،

17:01.920 --> 17:03.239
‫و باورت نمی‌شه،

17:03.240 --> 17:05.519
‫حتی خود کمپر.

17:05.520 --> 17:09.559
‫بی‌شوخی میگم جان، فکر کنم اصلاً
‫واسه همین کار ساخته شدم.

17:09.560 --> 17:10.959
‫اون داره چی کار می‌کنه؟

17:10.960 --> 17:12.000
‫کی داره چی کار می‌کنه؟

17:13.320 --> 17:15.399
‫داری چی کار می‌کنی؟

17:15.400 --> 17:18.399
‫هیچی! تو داری چی کار می‌کنی؟

17:18.400 --> 17:19.879
‫می‌شه اون رو برام باز کنی، لطفاً؟

17:19.880 --> 17:21.839
‫حتماً، فقط باید حکم‌تون رو ببینم.

17:21.840 --> 17:25.599
‫من حکم ندارم، اصلاً هم سر در نمیارم چی هستن،

17:25.600 --> 17:27.839
‫- یا اینکه چجوری کار می‌کنن.
‫- آهان، پس بازش نمی‌کنم.

17:27.840 --> 17:29.479
‫چرا نه؟ خیلی مسخره‌‌ست!

17:29.480 --> 17:30.999
‫می‌دونی که من با پلیس اومدم اینجا.

17:31.000 --> 17:33.079
‫تابلوئه که همین الان دیدم داشتی
‫باهاش مشکوک بازی درمی‌آوردی.

17:33.080 --> 17:35.039
‫- فقط باید بازش کنی.
‫- حتماً.

17:35.040 --> 17:36.519
‫یا اینکه، خوب به حرفم گوش کن،

17:36.520 --> 17:39.920
‫می‌تونم بازش نکنم و همینجوری
‫با هرچی توشه سوار شم و برم؟

17:41.320 --> 17:43.639
‫- با سربازرس کارتر تماس میگیرم.
‫- باشه.

17:45.680 --> 17:48.879
‫- اصلاً شاید همین الان خودش باشه!
‫- سلام منم بهش برسون.

17:48.880 --> 17:50.319
‫الو؟

17:50.320 --> 17:52.119
‫سلام جان.

17:52.120 --> 17:55.120
‫لوسی نباید اون مصاحبه رو انجام بده.
‫باید جلوش رو بگیری.

17:59.600 --> 18:01.039
‫چرا؟

18:01.040 --> 18:02.399
‫حرکت اشتباهیـه.

18:02.400 --> 18:04.159
‫فکر کردی تو اولین کسی هستی
‫که این راه رو امتحان می‌کنه؟

18:04.160 --> 18:06.880
‫کمپر دخل بازیکن‌هایی رو آورده
‫که تو حتی روحتم خبر نداره.

18:08.280 --> 18:10.759
‫کجایی؟

18:10.760 --> 18:11.879
‫مهم نیست.

18:11.880 --> 18:13.040
‫این تنها چیزیـه که مهمه!

18:14.400 --> 18:16.199
‫می‌دونی باهاشون چی کار کردی؟

18:16.200 --> 18:17.559
‫با خانواده‌ات؟

18:17.560 --> 18:21.079
‫البته که می‌دونی. تو هم مثل من،
‫اون حس رو دقیقاً یادت میاد.

18:21.080 --> 18:22.280
‫جلوی مصاحبه رو بگیر.

18:23.480 --> 18:27.679
‫تو اصلاً از کجا خبر داری؟ توی کمبریجی؟

18:27.680 --> 18:32.399
‫با کسی اینجا در تماسی؟ کسی توی کلانتری؟

18:32.400 --> 18:36.199
‫فکر می‌کنی داری همه‌ی این‌ها رو
‫کنار هم می‌چینی، ولی اینطور نیست.

18:36.200 --> 18:39.919
‫جوآن کمپر به یه دلیلی
‫مسئول کلی قتل و کشتاره.

18:39.920 --> 18:42.719
‫رئیس پلیس زیگلر هم به یه دلیلی
‫داشته ماست‌مالی می‌کرده،

18:42.720 --> 18:46.039
‫و تو هم بی‌دلیل زن و بچه‌ات رو
‫ول کردی و رفتی.

18:46.040 --> 18:47.080
‫نظرت چیه؟

18:49.960 --> 18:53.279
‫جیمز، همین الان همه چیز رو بهم بگو.

18:53.280 --> 18:54.320
‫کمکت می‌کنم.

18:55.320 --> 18:57.679
‫همیشه کردم.

18:57.680 --> 19:00.999
‫پس با لوسی تماس بگیر و جلوی مصاحبه رو بگیر.

19:01.000 --> 19:02.279
‫نکنه شماره‌اش رو گم کردی؟

19:02.280 --> 19:04.559
‫لعنتی، جان! من درباره‌ی این خطر
‫اغراق نمی‌کنم!

19:04.560 --> 19:06.359
‫خیلی خیلی جدیـه.

19:06.360 --> 19:07.759
‫باید جلوش رو بگیری!

19:07.760 --> 19:14.200
‫اون کتاب، اون‌همه کد و رمزنگاری،
‫واسه ما بود؟

19:15.400 --> 19:18.639
‫ردپایی برامون گذاشتی که دنبالت بگردیم؟
‫پیدات کنیم؟

19:18.640 --> 19:19.840
‫که کمکت کنیم؟

19:21.520 --> 19:23.440
‫جیمز، اصلاً اون‌ها قابل رمزگشایی بود؟

19:24.880 --> 19:25.920
‫نه.

19:32.160 --> 19:33.520
‫پس خودت بهش بگو.

19:36.000 --> 19:43.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

19:45.680 --> 19:47.399
‫لوسی چی می‌خواست؟

19:47.400 --> 19:50.639
‫چی؟ هیچی. فقط...

19:50.640 --> 19:53.040
‫نمی‌دونست چجوری ویدئو رو تنظیم کنه.

19:54.080 --> 19:55.959
‫خیلی‌خب، این فقط یه دروغ ساده نیست، جان.

19:55.960 --> 19:58.800
‫این دروغ سال ۱۹۹۳ـه.

20:01.360 --> 20:02.599
‫چیه؟

20:02.600 --> 20:05.479
‫به کسی درباره‌ی مصاحبه چیزی گفتی؟

20:05.480 --> 20:07.639
‫مصاحبه‌ی لوسی؟

20:07.640 --> 20:08.760
‫نه؟ چطور مگه؟

20:13.680 --> 20:14.960
‫باشه، بعداً بهش می‌رسیم.

20:18.720 --> 20:19.760
‫خب...

20:20.760 --> 20:22.879
‫- صندوق‌عقب خالی بود، قربان.
‫- معلومه که خالی بود.

20:22.880 --> 20:24.559
‫ما داشتیم با سرعت ۷۰تا می‌رفتیم
‫و اون هنوز پارک کرده بود،

20:24.560 --> 20:26.799
‫وقتی رسیدیم اونجا، رفته بود داخل
‫و لباسش رو هم عوض کرده بود.

20:26.800 --> 20:29.239
‫دقیقاً چقدر بهش آوانس دادین؟

20:29.240 --> 20:30.800
‫مدرک رو سر به نیست کرد...

20:31.880 --> 20:35.679
‫چه مدرکی؟ یه نفر با چاقو کشته شده
‫و سلاح هنوز توی بدنشه.

20:35.680 --> 20:37.639
‫بازداشته؟

20:37.640 --> 20:40.399
‫به چه جرمی؟ به خاطر اینکه نذاشته یه غیرنظامی
‫ماشینش رو بگرده؟ نه، بازداشت نیست.

20:40.400 --> 20:42.999
‫با این حال، داره میاد که ازش بازجویی بشه.

20:43.000 --> 20:44.879
‫داوطلبانه.

20:44.880 --> 20:47.119
‫قاتل‌ها معمولاً این‌کارو می‌کنن؟

20:47.120 --> 20:49.159
‫خب، مطمئن نیستیم که واقعاً قاتل باشه، جان.

20:49.160 --> 20:52.239
‫- تنها کاری که کرد این بود که در صندوق رو باز نکرد.
‫- خیلی هم بی‌ادب بود.

20:52.240 --> 20:56.079
‫راستش احساس می‌کنم کلاً شخصیتش همینجوریـه.

20:56.080 --> 20:58.599
‫می‌فهمم چرا بابام طرفدار اولی بود.

20:58.600 --> 21:01.280
‫اون یکی از تلفن‌های ماست.

21:03.240 --> 21:05.439
‫می‌شه برم خونه، لطفاً؟

21:05.440 --> 21:06.479
‫چی؟

21:06.480 --> 21:08.759
‫فکر کنم...
‫فر رو روشن گذاشتم.

21:08.760 --> 21:10.880
‫صبحانه نیمرو خورده بودم.

21:12.560 --> 21:16.159
‫ویدئوی مسابقه داره به دستمون می‌رسه،

21:16.160 --> 21:18.999
‫علاوه بر اون قضیه‌ای که درباره‌اش گفتم،

21:19.000 --> 21:21.320
‫که خودش داوطلبانه خواست بازجویی بشه...

21:23.000 --> 21:26.519
‫البته بله. ولی احتمالاً هنوز
‫باید برم فر رو خاموش کنم.

21:26.520 --> 21:27.759
‫هوم.

21:27.760 --> 21:28.919
‫درسته.

21:28.920 --> 21:30.960
‫آره...

21:32.520 --> 21:34.480
‫- چیه؟
‫- اول ایمنی.

21:35.840 --> 21:36.999
‫قربان...

21:37.000 --> 21:38.440
‫خواهش می‌کنم. ممنون.

21:39.840 --> 21:41.360
‫خیلی‌خب، بریم.

21:43.440 --> 21:45.079
‫کتاب ضربه‌های نمایشی.

21:45.080 --> 21:47.799
‫- آره.
‫- الان می‌تونم بازش کنم؟

21:47.800 --> 21:50.719
‫- خب دیگه بازش کردی، پس...
‫- حرفت رو پس بگیر.

21:50.720 --> 21:52.080
‫من که...

22:03.840 --> 22:06.319
‫ممنون.

22:06.320 --> 22:08.279
‫پنج دقیقه دیگه میام.

22:08.280 --> 22:09.519
‫واسه خاموش کردن یه فر؟

22:09.520 --> 22:12.480
‫حالا که دارم میرم اونجا،
‫بهتره بقیه‌ی چیزها رو هم چک کنم.

22:18.000 --> 22:19.320
‫لوسی؟!

22:29.080 --> 22:31.999
‫- جان؟
‫- آخ! این‌کارو نکن!

22:32.000 --> 22:33.559
‫توی خونه چی کار می‌کنی؟

22:33.560 --> 22:35.479
‫فکر کردم دنبال اینی که بفهمی
‫کی اون اسنوکرباز رو کشته؟

22:35.480 --> 22:38.039
‫تقریباً مطمئنم کار یه اسنوکرباز دیگه بوده.

22:38.040 --> 22:39.199
‫پس کارت تموم شد؟

22:39.200 --> 22:42.359
‫خب نه، چون موقع قتل اصلاً اونجا نبوده.

22:42.360 --> 22:44.679
‫تماس بی‌پاسخ نداشتی؟

22:44.680 --> 22:46.119
‫چی؟ نه، از کی؟

22:46.120 --> 22:48.279
‫اس‌ام‌اس، پیام، ایمیل؟

22:48.280 --> 22:52.159
‫اونجایی رو چک کن که پیام‌های بی‌اهمیت میرن.

22:52.160 --> 22:53.200
‫هرزنامه‌ها؟

22:54.280 --> 22:57.399
‫باشه...

22:57.400 --> 23:00.479
‫نه، هیچی نیست.
‫منتظر پیام کی هستم؟

23:00.480 --> 23:01.560
‫نمی‌دونم.

23:02.880 --> 23:05.719
‫- نمی‌دونی؟
‫- نه.

23:05.720 --> 23:07.240
‫خیلی‌خب...

23:08.520 --> 23:10.159
‫چیزی هست که بهم نمیگی؟

23:10.160 --> 23:12.399
‫تو دیگه شروع نکن.
‫شبیه راسل حرف می‌زنی.

23:12.400 --> 23:14.800
‫خیلی چیزها هست که ما به راسل نمیگیم!

23:16.720 --> 23:19.079
‫واقعاً مجبور نیستی این کار رو بکنی.

23:19.080 --> 23:23.279
‫من... نگرانم که بهت فشار آورده باشم.

23:23.280 --> 23:26.319
‫جان، تو حتی نمی‌تونی به یه موش فشار بیاری.

23:26.320 --> 23:30.599
‫نه ببین، خودت گفتی اون داره بازی می‌کنه

23:30.600 --> 23:32.800
‫و یکی از ما باید پای میز بازی باشه.

23:34.240 --> 23:35.880
‫اصلاً زنگی نداشتی؟

23:37.200 --> 23:38.680
‫باشه، چه خبره؟

23:40.120 --> 23:45.160
‫فقط ترسیدم لوسی، باشه؟ فقط ترسیدم.

23:46.560 --> 23:48.279
‫گوشیت روشن باشه.

23:48.280 --> 23:50.319
‫همه چیز درست می‌شه.

23:50.320 --> 23:51.360
‫قول میدم.

23:56.760 --> 23:58.040
‫جان؟

23:59.600 --> 24:02.840
‫ساعت ۴ـه، اگه می‌خوای اون دور و برا باشی.

24:26.920 --> 24:29.240
‫- خب، بریم دیگه.
‫- آره.

24:33.960 --> 24:35.479
‫از دنده عقب گرفتن متنفرم.

24:35.480 --> 24:37.159
‫تو که دنده عقب نمیگیری.

24:37.160 --> 24:40.280
‫- فرت چطور بود؟
‫- چی؟ اوه... خیلی خوب، ممنون.

24:50.560 --> 24:53.519
‫- گروهبان کول کجاست؟
‫- داره پارک می‌کنه.

24:53.520 --> 24:56.319
‫بهم گفت پیاده شم چون داشتم عصبیـش می‌کردم.

24:56.320 --> 24:58.439
‫خیلی‌خب، مافوق می‌خواد باهامون حرف بزنه.

24:58.440 --> 25:00.240
‫- درباره‌ی چی؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

25:01.280 --> 25:03.199
‫جدی، درباره‌ی چی؟

25:03.200 --> 25:05.000
‫جداً، هیچ ایده‌ای ندارم.

25:09.840 --> 25:11.120
‫آقای تیلور...

25:13.520 --> 25:14.560
‫لودویگ.

25:17.120 --> 25:18.839
‫حدس می‌زنم از تحقیقاتی که توی زیرزمین

25:18.840 --> 25:20.639
‫- داره انجام می‌شه خبر داری؟
‫- نه.

25:20.640 --> 25:23.320
‫- چرا خبر داری، جان.
‫- آره، خبر دارم.

25:24.560 --> 25:27.399
‫یه سند پیدا کردیم، دست‌نویس، اسکن شده،

25:27.400 --> 25:28.600
‫کاملاً کدگذاری شده.

25:29.800 --> 25:31.800
‫فکر می‌کنیم تو بتونی کمک کنی.

25:33.000 --> 25:35.559
‫من پیشنهاد دادم حالا که شما رو در اختیار داریم،

25:35.560 --> 25:39.559
‫استفاده نکردن ازتون ممکنه
‫از دست دادن یه فرصت باشه.

25:39.560 --> 25:41.519
‫صددرصد، می‌تونم کمک کنم.

25:41.520 --> 25:44.039
‫بده من، پنج دقیقه‌ای تمومش می‌کنم.

25:44.040 --> 25:45.559
‫این اطلاعات محرمانه‌ست.

25:45.560 --> 25:48.360
‫می‌خوایم بهمون بگی چجوری حلش کنیم.

25:49.840 --> 25:51.320
‫اینکه فقط نصف یه خطه.

25:55.240 --> 25:56.840
‫بیشتر از این لازم دارم.

26:03.840 --> 26:05.560
‫اینم نصف دیگه‌ی اون خط.

26:09.600 --> 26:11.079
‫هنوز کافی نیست.

26:11.080 --> 26:13.040
‫یه کاری کن کافی باشه.

26:15.480 --> 26:16.520
‫سعیـم رو می‌کنم.

26:18.160 --> 26:19.360
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

26:30.040 --> 26:31.959
‫خب، چی نوشته؟

26:31.960 --> 26:33.319
‫نمی‌دونم.

26:33.320 --> 26:34.880
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً.

26:36.080 --> 26:39.719
‫اگه رمزش رو شکستی، اول میای پیش خودم.

26:39.720 --> 26:41.559
‫قبل از اون مامور امنیتی؟

26:41.560 --> 26:45.599
‫بله جان. قبل از معاون رئیس پلیس.

26:45.600 --> 26:46.640
‫البته قربان.

27:04.600 --> 27:07.479
‫آقای اسلون، ممنون که داوطلب شدی
‫باهامون حرف بزنی...

27:07.480 --> 27:09.959
‫چرا وقتی ازت خواستم، در صندوق رو باز نکردی؟

27:09.960 --> 27:11.919
‫از لحن حرف زدنت خوشم نیومد.

27:11.920 --> 27:14.279
‫در ضمن، تو چت شد؟ کلاً تو باغ نبودی یا چی؟

27:14.280 --> 27:16.000
‫همینجوری این شکلی وایساده بود.

27:19.320 --> 27:22.079
‫دیشب یه نفر کشته شده، آقای اسلون.

27:22.080 --> 27:25.599
‫آره، منم که اینجام، مگه نه؟ داوطلبانه.

27:25.600 --> 27:27.719
‫چرا خودت خواستی که ازت بازجویی بشه؟

27:27.720 --> 27:28.839
‫که بهتون کمک کنم.

27:28.840 --> 27:30.919
‫یه خلاصه‌ای از تاریخچه‌ی خودم و اولی بهتون بدم.

27:30.920 --> 27:33.519
‫- که دیگه لازم نباشه برین دنبالش.
‫- ما همین الانشم تاریخچه‌تون رو می‌دونیم.

27:33.520 --> 27:36.600
‫یه بار توی یه فینال اسنوکر مهم
‫بازی کردین و اون بردتون.

27:38.800 --> 27:40.519
‫می‌دونین که اون دوتا کوچه
‫بالاتر از من بزرگ شد،

27:40.520 --> 27:43.039
‫- و همون مدرسه‌ای رفت که من می‌رفتم؟
‫- و باهم دوست بودین؟

27:43.040 --> 27:44.799
‫نه، باهم دوست نبودیم.
‫اون یه آدم عجیب‌غریب بود.

27:44.800 --> 27:47.439
‫- پاتوقش کتابخونه بود.
‫- پس اهل مطالعه نیستی؟

27:47.440 --> 27:49.119
‫من بیشتر بچه‌ی خرت‌وپرت
‫جمع کردن و فنی بودم.

27:49.120 --> 27:51.039
‫اون عشق معما و اینجور چیزها بود.

27:51.040 --> 27:53.960
‫- فکر کنم شما دوتا باهم می‌ساختین.
‫- خب، هیچوقت نمی‌فهمیم، مگه نه؟

27:55.920 --> 27:59.799
‫خیلی نسبت به مرگش بیخیال
‫به نظر می‌رسی، آقای اسلون.

27:59.800 --> 28:02.759
‫چرا نباشم؟ اون یارو زندگیم رو نابود کرد.

28:02.760 --> 28:05.960
‫اولیور کوی دقیقاً چجوری زندگیت رو نابود کرد؟

28:08.880 --> 28:11.799
‫من بازی رو از هشت سالگی
‫روی میز سایز بزرگ شروع کردم.

28:11.800 --> 28:14.079
‫این رو یادداشت کن و کارم خوب بود.

28:14.080 --> 28:15.280
‫واقعاً کارم خوب بود.

28:16.440 --> 28:19.959
‫بچه‌های محله‌ی ما اون موقع؟
‫فرصت‌های زیادی نداشتن.

28:19.960 --> 28:22.799
‫شاید مثل خرخون‌ها نبودم،
‫ولی اونقدر باهوش بودم که بدونم

28:22.800 --> 28:24.679
‫اگه بخوام، یه راه فرار دارم.

28:24.680 --> 28:26.360
‫و واقعاً هم می‌خواستمش.

28:27.680 --> 28:29.679
‫مدرسه رو می‌پیچوندم تا تمرین کنم.

28:29.680 --> 28:32.039
‫تندتند اخراج می‌شدم، ولی باز ادامه می‌دادم.

28:32.040 --> 28:34.719
‫جمعه شب‌ها که همه دنبال لاس زدن
‫و اینجور کارها بودن،

28:34.720 --> 28:37.519
‫من توی باشگاه اسنوکر بودم، توپ‌ها رو می‌چیدم
‫و یکی‌یکی می‌انداختم تو.

28:37.520 --> 28:39.679
‫فقط به هدفم فکر می‌کردم. بدون حواس‌پرتی.

28:39.680 --> 28:41.880
‫از اینجا بزنم بیرون!
‫برم اون بالا بالاها! همه رو ببرم!

28:43.800 --> 28:45.880
‫حالا حدس بزن مجبور بودم
‫همه‌ی این‌ها رو با کی شریک شم.

28:48.520 --> 28:52.159
‫بچه‌کتابخونه‌ای کتاب‌هاش رو
‫گذاشت خونه، اومد توی قلمروی من،

28:52.160 --> 28:55.960
‫پُز می‌داد، مسخره‌بازی درمی‌آورد،
‫ضربه‌های نمایشی مسخره‌اش رو می‌زد.

28:57.360 --> 28:59.759
‫واسه رسیدن به اونجا
‫حتی یه قطره عرق هم نریخته بود.

28:59.760 --> 29:01.079
‫بازی رو جدی نمی‌گرفت.

29:01.080 --> 29:03.560
‫به مهارت اعتقادی نداشت،
‫می‌گفت همه‌اش فیزیکـه.

29:04.920 --> 29:08.519
‫نمی‌تونستم صبر کنم تا اون لبخند
‫احمقانه‌ی زشت رو از روی صورتش پاک کنم.

29:08.520 --> 29:12.359
‫و بعدش توی فینال ۲۰۰۵،
‫تو رو شکست داد.

29:12.360 --> 29:15.959
‫شانس بود رفیق، شانس!
‫می‌دونی، من رو یاد اون می‌اندازی.

29:15.960 --> 29:18.760
‫اون تنها فینال معتبرت بود.

29:20.160 --> 29:23.759
‫۱۲تا نیمه‌نهایی، کارآگاه. ۱۲تا.
‫راستی، این خودش یه رکورده.

29:23.760 --> 29:25.799
‫این رو تو اون دفترچه‌ی کوچولوت یادداشت کن.

29:25.800 --> 29:28.479
‫پس اون تنها شانس تو برای قهرمانی بود...

29:28.480 --> 29:29.759
‫توی کل دوران حرفه‌ایت؟

29:29.760 --> 29:31.919
‫و طبق اعتراف عجیب خودت،

29:31.920 --> 29:34.879
‫ادعا می‌کنی که در نتیجه،
‫اون زندگی تو رو نابود کرده؟

29:34.880 --> 29:36.359
‫کجای این حرف عجیبه؟

29:36.360 --> 29:38.479
‫چیزی که عجیبه آقای اسلون،

29:38.480 --> 29:41.639
‫اینـه که تو مظنون یه پرونده‌ی قتلی
‫و داری داوطلبانه...

29:41.640 --> 29:46.559
‫یه انگیزه‌ی به شدت قوی برای انجامش به ما میدی.

29:46.560 --> 29:48.999
‫حتماً. چیزیه که خودتون هم
‫به هر حال می‌فهمیدید.

29:49.000 --> 29:51.319
‫فقط خواستم در زمان‌تون صرفه‌جویی کرده باشم.

29:51.320 --> 29:53.359
‫اعتراف کردن بیشتر وقت رو ذخیره می‌کنه.

29:53.360 --> 29:55.999
‫خب، خیلی دوست داشتم، ولی موقع قتل
‫جلوی دوربین بودم.

29:56.000 --> 29:57.839
‫اشکالی نداره، بازم می‌تونی اعتراف کنی.

29:57.840 --> 30:00.119
‫آره، احتمالاً اول باید بفهمم
‫چجوری انجامش دادم،

30:00.120 --> 30:02.759
‫و راستش، از نظر من
‫کاملاً غیرممکن به نظر می‌رسه.

30:02.760 --> 30:04.679
‫شما فرضیه‌ای دارید، یا...

30:04.680 --> 30:08.439
‫نه؟ اونجاها محله‌ی چندان جالبی نیست، مگه نه؟

30:08.440 --> 30:10.359
‫فکر کنم پاتوق اکثر موادکِش‌هاست.

30:10.360 --> 30:11.999
‫شاید یکی‌شون زودتر رفته باشه تو؟

30:12.000 --> 30:14.239
‫چجوری دوباره اومده بیرون؟

30:14.240 --> 30:16.719
‫نمی‌دونم. جماعت کلکی هستن.
‫همیشه دنبال دزدیـن.

30:16.720 --> 30:18.559
‫چک کردین ببینین
‫چیزی کش رفته شده یا نه؟

30:18.560 --> 30:20.479
‫کیف پول اولیور کوی گم شده.

30:20.480 --> 30:22.800
‫جداً؟ باید این رو بهم می‌گفت؟

30:24.520 --> 30:26.679
‫اون خوب می‌دونه
‫که یه کیف پول گم شده!

30:26.680 --> 30:28.719
‫نه نمی‌دونم.
‫نمی‌دونستم اصلاً کیف پول داره.

30:28.720 --> 30:31.879
‫- کیه که کیف پول نداشته باشه؟
‫- ظاهراً اون، از قرار معلوم.

30:31.880 --> 30:33.799
‫قطعاً شبیه یه سرقت ناشیانـه‌ست، مگه نه؟

30:33.800 --> 30:35.679
‫تعجب می‌کنی اگه بدونی چقدر پیش میاد.

30:35.680 --> 30:36.800
‫آره، باشه.

30:40.800 --> 30:41.920
‫چیز دیگه‌ای نیست، پسرا؟

31:04.200 --> 31:06.919
‫- خانم بتس، سلام.
‫- سلام...

31:06.920 --> 31:09.119
‫اون حدود ۲۰ دقیقه تاخیر داره.

31:09.120 --> 31:12.079
‫جلسه‌اش توی زومـه،
‫واسه همین زیاد طول نمی‌کشه.

31:12.080 --> 31:13.360
‫می‌خواید بشینید؟

31:16.320 --> 31:18.919
‫قشنگ نیستن؟

31:18.920 --> 31:19.960
‫جوآن این‌ها رو واسم گرفت.

31:21.080 --> 31:23.279
‫فکر کنم بهشون میگن دومینو.

31:23.280 --> 31:24.959
‫- کِی؟
‫- همین امروز.

31:24.960 --> 31:26.879
‫اون از این کارها زیاد می‌کنه.

31:26.880 --> 31:30.080
‫این دقیقاً همون رویی از اونه
‫که مردم هیچوقت نمی‌بینن.

31:36.440 --> 31:39.959
‫نگاش کن. جوری بازی می‌کنه
‫که انگار زندگیش به این بازی بستگی داره.

31:39.960 --> 31:41.559
‫یه حرکت مخصوص از اسلون.

31:41.560 --> 31:43.079
‫جای هیچ شک و تردیدی نیست.

31:43.080 --> 31:45.639
‫اون کل مدت همونجا بوده.

31:45.640 --> 31:48.199
‫- ولی قطعاً اون انجامش داده.
‫- چه ضربه‌ی خوبی!

31:48.200 --> 31:49.679
‫نداده؟

31:49.680 --> 31:52.039
‫نه با یه بهانه‌ی عدم‌حضور غیرقابل‌انکار.

31:52.040 --> 31:54.759
‫ببین، من قبلاً هم با آدم‌هایی
‫مثل دنی اسلون برخورد داشتم، جان.

31:54.760 --> 31:58.199
‫کسایی که از بازجویی شدن
‫لذت می‌برن، مخصوصاً...

31:58.200 --> 32:01.319
‫- اگه بدونن که کار اون‌ها نبوده.
‫- یا معتقد باشن که ما نمی‌تونیم ثابتش کنیم.

32:01.320 --> 32:04.279
‫ولی ضربه‌ی خوبی بود.
‫باید اعتراف کنی.

32:04.280 --> 32:07.280
‫بود؟ به نظر من که خیلی ساده اومد.

32:09.640 --> 32:12.720
‫- تو اسنوکر بلدی؟
‫- حدس می‌زنم آره.

32:14.480 --> 32:15.520
‫خیلی‌خب...

32:18.240 --> 32:19.280
‫بفرما.

32:32.080 --> 32:33.400
‫بسیارخب.

32:42.280 --> 32:43.320
‫اوه...

32:45.200 --> 32:46.800
‫حرفم رو پس میگیرم.

32:49.800 --> 32:52.400
‫اسنوکر خیلی پیچیده‌تر از چیزیـه
‫که فکر می‌کردم.

32:55.560 --> 32:57.359
‫باید این رو جواب بدم.

32:57.360 --> 32:58.440
‫جان!

33:03.000 --> 33:04.800
‫باید استیو باشه.

33:06.720 --> 33:09.440
‫موندم چه‌جور آدمیه؟ استیو.

33:15.240 --> 33:16.280
‫خوب بود.

33:20.800 --> 33:22.879
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
‫کجایی؟

33:22.880 --> 33:26.840
‫توی دستشویی جوآن کمپر هستم، چند قدم
‫اون‌طرف‌تر از دستیار شخصی جوآن کمپر.

33:27.840 --> 33:31.359
‫تو کجایی؟
‫همین نزدیکی‌هایی؟

33:31.360 --> 33:35.439
‫چون واقعاً فکر می‌کنم
‫اون گل‌فروشه آمارم رو داده.

33:35.440 --> 33:38.399
‫چجوری آخه؟ از اسم واقعیت
‫که استفاده نکردی، کردی؟

33:38.400 --> 33:41.519
‫نه، معلومه که از اسم واقعیم استفاده نکردم!

33:41.520 --> 33:43.560
‫آخه، امکان نداره که اون بتونه...

33:50.680 --> 33:53.639
‫به هر حال، مهم نیست چجوری
‫این کار رو کرده، ولی کرده،

33:53.640 --> 33:59.640
‫چون یه دسته‌گل بزرگ دومینو
‫اون بیرون روی میزه.

34:00.880 --> 34:03.079
‫- یه دسته‌گل...؟
‫- گل‌های سیاه و سفید، جان،

34:03.080 --> 34:04.519
‫درست مثل همون‌هایی که من خریدم.

34:04.520 --> 34:09.359
‫اون‌ها اصلاً معمولی یا ارزون نیستن،
‫با اینحال اینجا نشستن.

34:09.360 --> 34:11.759
‫اونجا گذاشته شده تا تو ببینی.

34:11.760 --> 34:13.240
‫واقعاً یه بازیـه.

34:15.040 --> 34:19.639
‫یه بازی واقعی. نه استعاری،
‫بلکه یه بازی نوبتی واقعی.

34:19.640 --> 34:22.559
‫نوبت ما، نوبت اون،
‫نوبت ما، نوبت اون.

34:22.560 --> 34:24.400
‫همه همین‌کار رو می‌کنن؟!

34:26.000 --> 34:29.399
‫- چی؟
‫- همه امروز انگار بازی در آوردن!

34:29.400 --> 34:31.799
‫بازی‌های سرگرم‌کننده هم نه،
‫نه بازی‌های خوب.

34:31.800 --> 34:33.279
‫نه، از اون بازی‌های رو مخ و متکبرانه.

34:33.280 --> 34:35.839
‫از مدلِ تو‌نمی‌دونی‌من‌چی‌می‌دونم.

34:35.840 --> 34:37.719
‫درست مثل خودش.

34:37.720 --> 34:39.120
‫درست مثل کمپر.

34:42.000 --> 34:46.520
‫خدای من، واقعاً گند زدم، نه؟
‫همه چیز رو خراب کردم.

34:48.280 --> 34:49.320
‫ام...

34:53.720 --> 34:55.799
‫خب، سکوتت گویای همه چیزه.

34:55.800 --> 35:00.719
‫هوم؟ چی؟
‫ببخشید، حواسم نبود.

35:00.720 --> 35:02.319
‫لوسی...

35:02.320 --> 35:08.039
‫فکر کنم قاتل داره با من اسنوکر بازی می‌کنه.

35:08.040 --> 35:10.199
‫فکر کردی الان وقت مناسبیه
‫که این رو به من بگی؟

35:10.200 --> 35:13.519
‫من توی دستشویی جوآن کمپر نشستم!
‫تو اصلاً کجایی؟

35:13.520 --> 35:15.759
‫گفته بودی که میای!

35:15.760 --> 35:17.240
‫میام.

35:21.920 --> 35:24.599
‫ببین، اصلاً ولش کن، زحمت نکش.

35:24.600 --> 35:28.159
‫خیلی‌خب، من فقط می‌خوام
‫صداهای عق‌زدن خیلی بلند دربیارم

35:28.160 --> 35:29.680
‫و بعدش هم برم خونه.

35:32.000 --> 35:33.040
‫نه، این کار رو نمی‌کنی.

35:34.800 --> 35:40.480
‫میری اون بیرون،
‫روبروش می‌شینی... و خونسرد رفتار می‌کنی.

35:43.440 --> 35:44.839
‫باشه، از پسش برمیام.

35:44.840 --> 35:46.199
‫خوبه.

35:46.200 --> 35:48.639
‫چون نوبت ماست.

35:48.640 --> 35:51.160
‫و فکر کنم یه حرکتی دارم
‫که می‌تونی ازش استفاده کنی.

35:54.960 --> 35:57.599
‫جان! جان!

35:57.600 --> 35:59.039
‫اینجایی.

35:59.040 --> 36:02.279
‫این رو ببین،
‫قوانین اولیور برای یه ضربه‌ی نمایشی.

36:02.280 --> 36:07.839
‫چیدن میز، نمایش غیرممکن، برهم‌زدن انتظارات.

36:07.840 --> 36:09.199
‫خب که چی؟

36:09.200 --> 36:12.559
‫خب، این چیز اینجا،
‫مغز یه بازیکن اسنوکره.

36:12.560 --> 36:16.080
‫اون‌ها اینجوری فکر می‌کنن. همه‌شون.

36:23.160 --> 36:26.919
‫دنی داشت یه چیزی رو
‫توی صندوق عقب ماشینش می‌ذاشت،

36:26.920 --> 36:30.839
‫یا در واقع فکر کنم داشت زیر ماشینش
‫دنبال یه چیزی می‌گشت.

36:30.840 --> 36:32.680
‫فکر نکنم پیداش کرده باشه.

36:33.920 --> 36:37.239
‫ببین، می‌شه منم در جریان بذاری؟

36:37.240 --> 36:39.079
‫خودم هم هنوز دارم می‌فهممش.

36:39.080 --> 36:42.359
‫از پشت به اولیور چاقو زدن.

36:42.360 --> 36:43.999
‫دقیقاً کجا؟

36:44.000 --> 36:45.160
‫دقیقاً اینجا، جان.

36:49.040 --> 36:50.719
‫داری چی کار می‌کنی؟

36:50.720 --> 36:52.280
‫این چیه، ببین؟

36:55.680 --> 36:58.040
‫یه لوله‌ی شکسته‌ست.
‫کشف خوبی بود.

37:01.880 --> 37:04.920
‫- بدترش نکن، جان!
‫- از پشت خنجر خورده...

37:06.520 --> 37:09.599
‫بفرما! باید همون میز باشه.

37:09.600 --> 37:12.359
‫- برو یه نگاهی به اون‌ها بنداز...
‫- جاچوبی‌ها.

37:12.360 --> 37:14.640
‫- مواظب باش، لطفاً.
‫- جاچوبی‌ها.

37:31.960 --> 37:33.759
‫تیم صحنه‌ی جرم حتماً این رو ندیده.

37:33.760 --> 37:35.640
‫چی رو ندیدن؟

37:36.760 --> 37:40.279
‫یه تیکه نخه. فکر کنم
‫فقط نادیده‌اش گرفتن، جان.

37:40.280 --> 37:42.639
‫کار احمقانـه‌ای کردن.
‫این یه مدرک محکمه.

37:42.640 --> 37:45.959
‫بسیارخب، بگو یکی بیارتش اینجا،
‫من همه‌ی اون...

37:45.960 --> 37:48.639
‫قضیه‌ی اینجوری‌انجامش‌داد رو
‫اونجا توی سالن اصلی اجرا می‌کنم.

37:48.640 --> 37:51.680
‫بعدش واقعاً باید برم.
‫مشکلی نیست؟

37:53.680 --> 37:54.759
‫آره.

37:54.760 --> 37:55.800
‫باشه.

38:05.000 --> 38:12.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

38:26.880 --> 38:28.799
‫خانم بتس...

38:28.800 --> 38:31.199
‫- از دیدن‌تون خوشحالم.
‫- سلام.

38:31.200 --> 38:35.160
‫لطفاً بشینید. شروع کنیم؟

38:36.240 --> 38:39.159
‫بسیارخب. داره ضبط می‌شه.

38:39.160 --> 38:41.959
‫پس بهتره حرف خطرناک نزنم!

38:41.960 --> 38:43.199
‫بله...

38:43.200 --> 38:47.759
‫فقط محض کنجکاوی،
‫چرا با این مصاحبه موافقت کردید؟

38:47.760 --> 38:51.119
‫هانا، دستیار شخصیم،
‫اون گفت که باید انجامش بدم.

38:51.120 --> 38:53.359
‫گفت که شما خیلی مهربون هستید.

38:53.360 --> 38:55.759
‫و البته به خاطر نفع شخصی.

38:55.760 --> 38:58.279
‫این پرتیراژترین روزنامه‌ی کمبریجه.

38:58.280 --> 38:59.320
‫جداً؟

39:00.600 --> 39:02.119
‫واقعاً؟

39:02.120 --> 39:03.160
‫بله...

39:04.960 --> 39:09.679
‫وای! بله خب... پس دختر ناف کمبریج هستید؟

39:09.680 --> 39:11.639
‫قطعاً همینطوره، بله.

39:11.640 --> 39:15.519
‫منظورم اینـه که، پدرم تقریباً
‫کل زندگیش کرسیِ اینجا رو داشت،

39:15.520 --> 39:18.319
‫بنابراین امیدوارم که به اندازه‌ی کافی
‫بهش ادای احترام کرده باشم.

39:18.320 --> 39:20.759
‫پس از بچگی وارد سیاست شدید؟

39:20.760 --> 39:23.519
‫خدای من، معلومه که نه!
‫نه، من عاشق عروسک‌های پولیشی بودم!

39:23.520 --> 39:27.199
‫منم همینطور.

39:27.200 --> 39:29.999
‫نه، در واقع دوران دانشگاه بود.

39:30.000 --> 39:33.640
‫کم‌کم وارد فعالیت‌های
‫انجمن صنفی دانشجویان شدم.

39:36.000 --> 39:37.439
‫دوست دارید در مورد

39:37.440 --> 39:39.760
‫دوران دانشگاهم بشنوید، خانم بتس؟

39:43.640 --> 39:44.959
‫خب من...

39:44.960 --> 39:46.759
‫فکر می‌کنید خواننده‌هاتون دوست داشته باشن؟

39:46.760 --> 39:48.280
‫احتمالاً بله، دوست دارن.

40:00.840 --> 40:02.119
‫جان؟

40:02.120 --> 40:04.360
‫چی؟ اینجایی.

40:06.320 --> 40:09.320
‫- خوبه.
‫- چی یادت رفته بود ازم بپرسی؟ عکس سلفی؟

40:11.400 --> 40:14.439
‫اگه... اشکالی نداره،
‫میرم سر اصل مطلب.

40:14.440 --> 40:18.599
‫می‌فهمم چرا فکر کردی
‫آقای کوی و من شبیه هم بودیم.

40:18.600 --> 40:23.519
‫اون هم واقعاً مثل من
‫عاشق معما به نظر می‌رسه، نه؟

40:23.520 --> 40:26.719
‫البته این‌ها معما نیستن.
‫کلکـن.

40:26.720 --> 40:29.279
‫شما یه کلک رو حل نمی‌کنید.

40:29.280 --> 40:30.839
‫چی؟ خب که چی؟

40:30.840 --> 40:33.199
‫که یعنی من مغز معماحل‌کن دارم.

40:33.200 --> 40:36.519
‫اولیور کوی مغز اسنوکری داشت.

40:36.520 --> 40:39.959
‫می‌تونی حدس بزنی کدوم یکی از ما
‫در واقع بیشتر شبیه اون بود؟

40:39.960 --> 40:41.919
‫من هیچ شباهتی به اولیور کوی ندارم.

40:41.920 --> 40:44.359
‫از لحاظ شخصیتی نه، ندارم.

40:44.360 --> 40:48.519
‫بذار با این شروع کنم که بهم گفتن
‫اون یه آدم بی‌ذوق، تلخ،

40:48.520 --> 40:51.159
‫آدمکش و یه بازنده‌ی بدبخت کینه‌ای نبوده.

40:51.160 --> 40:53.599
‫تو نمی‌تونی اینجوری با من حرف بزنی
‫چون پلیسی!

40:53.600 --> 40:55.599
‫در حقیقت،
‫من مشاور صحنه‌ی جرم هستم.

40:55.600 --> 40:57.679
‫هر کاری دلم بخواد می‌تونم بکنم.

40:57.680 --> 41:00.319
‫- راسته؟
‫- ظاهراً که، آره.

41:00.320 --> 41:01.680
‫تایید می‌شه، آره.

41:04.000 --> 41:05.799
‫خب پس، از چه لحاظ شبیه اونم؟

41:05.800 --> 41:08.519
‫خب، تو مثل اون فکر می‌کنی، مگه نه؟

41:08.520 --> 41:11.359
‫تقریباً ۲۰ سال گذشته و هنوزم این کار...

41:11.360 --> 41:13.559
‫به طور دیوانه‌کننده‌ای برات ذاتی نیست.

41:13.560 --> 41:15.679
‫باید واقعاً براش تلاش کنی.

41:15.680 --> 41:19.159
‫اما در نهایت، جفت‌تون مثل هم فکر می‌کنید.

41:19.160 --> 41:20.320
‫کاملاً اسنوکری.

41:22.040 --> 41:26.040
‫واسه همینه که تهش با یه
‫ضربه‌ی نمایشی استعاری، اون رو کشتی.

41:27.320 --> 41:31.239
‫لازمه برات توضیح بدم
‫چجوری انجامش دادی یا...

41:31.240 --> 41:32.280
‫آره.

41:33.720 --> 41:35.439
‫خیلی‌خب، پس.

41:35.440 --> 41:39.600
‫مثل تمام ضربه‌های نمایشی،
‫اولین بخش، چیدمانـه.

41:51.120 --> 41:53.679
‫خب، تو خودت گفتی که همه‌جا رو
‫انگشت‌نگاری کردی.

41:53.680 --> 41:55.559
‫راستی، حرکت هوشمندانـه‌ای بود.

41:55.560 --> 41:57.719
‫قاتل‌های بیشتری باید این رو بگن.

41:57.720 --> 41:59.079
‫من ترجیح میدم نگن.

41:59.080 --> 42:00.719
‫بعدش ضربه رو زدی.

42:00.720 --> 42:02.639
‫نقشه رو به جریان انداختی.

42:02.640 --> 42:05.359
‫سرنوشت اولیور کوی
‫دیگه تقریباً مهروموم شده بود.

42:05.360 --> 42:08.999
‫فقط یه چیز دیگه برای تضمینش مونده بود.

42:09.000 --> 42:11.039
‫تو واقعاً مجبور بودی بازی رو ببری.

42:11.040 --> 42:12.719
‫این حیاتی بود.

42:12.720 --> 42:16.359
‫کل نقشه‌ات کاملاً
‫به باخت اولیور کوی بستگی داشت...

42:16.360 --> 42:19.199
‫و در نتیجه،
‫اینکه اون اول از سالن بره بیرون.

42:19.200 --> 42:22.679
‫گروهبان کول قبلاً گفت که چقدر به نظر می‌رسید

42:22.680 --> 42:24.679
‫داری برای زندگیت بازی می‌کنی.

42:24.680 --> 42:29.279
‫نیمی از حرفش درست بود
‫داشتی برای زندگی اولیور بازی می‌کردی.

42:29.280 --> 42:33.399
‫اگه می‌باختی،
‫دیگه بهانه‌ی عدم‌حضور نداشتی.

42:33.400 --> 42:36.679
‫تو واقعاً موفقیت نقشه‌ات رو

42:36.680 --> 42:41.039
‫کاملاً بر این باور بنا کردی
‫که تمام این مدت بازیکن بهتری بودی.

42:41.040 --> 42:43.799
‫این یه باور نیست. یه حقیقته.

42:43.800 --> 42:46.559
‫و من موقع قتل، زنده جلوی دوربین بودم.

42:46.560 --> 42:47.759
‫بله دیدیم.

42:47.760 --> 42:50.559
‫درست قبل از مصاحبه،
‫یه تماس تلفنی سریع داشتی، مگه نه؟

42:50.560 --> 42:51.799
‫کی بود؟

42:51.800 --> 42:53.479
‫زن فعلیم بود.

42:53.480 --> 42:56.960
‫خب پس، یه تماس ورودی از طرف اون رو
‫توی گوشیت پیدا می‌کنیم، درسته؟

43:00.120 --> 43:01.839
‫چون اگه پیدا کنیم...

43:01.840 --> 43:05.040
‫من مطلقاً هیچی ندارم
‫و تو واقعاً برنده می‌شی.

43:10.960 --> 43:14.480
‫پس ممکنه پیشنهاد بدم که اصلاً
‫تماسی دریافت نکردی؟

43:15.560 --> 43:16.919
‫تو تماس گرفتی.

44:06.960 --> 44:08.519
‫یه تفنگ جاچوبی؟

44:08.520 --> 44:10.199
‫جداً؟

44:10.200 --> 44:12.279
‫از این‌ها یه جایی توی اینترنت
‫زیاد می‌فروشن، نه؟

44:12.280 --> 44:15.319
‫فکر نمی‌کنم اونقدر پیشرفته بوده باشه
‫که بشه فروختش.

44:15.320 --> 44:17.599
‫احتمالاً یه چیزی بوده که خودت سر همش کردی.

44:17.600 --> 44:20.119
‫تو یه بچه‌ی عشق مکانو بودی.

44:20.120 --> 44:23.199
‫هر چی که بوده، مطمئنم الان دیگه
‫خیلی وقتـه که سر به نیست شده.

44:23.200 --> 44:26.879
‫خب، این مرحله‌ی آخر اون
‫ضربه‌ی نمایشیه، مگه نه؟

44:26.880 --> 44:29.799
‫انداختن تمام توپ‌های دیگه‌ای که چیدی...

44:29.800 --> 44:31.880
‫درحالی‌که همه دارن توپ مشکی رو نگاه می‌کنن.

44:34.680 --> 44:37.880
‫تو تظاهر به شوکه شدن
‫از مرگ رقیبت کردی...

44:39.000 --> 44:42.120
‫اما از درون، داشتی موفقیت نقشه‌ات رو
‫جشن می‌گرفتی.

44:43.440 --> 44:47.479
‫تنها کاری که باقی مونده بود،
‫جمع کردن تمام قطعات...

44:47.480 --> 44:48.920
‫مکانیسم قاتلانـه‌ات بود.

45:08.800 --> 45:11.919
‫و وقتی فرصتش پیش اومد،

45:11.920 --> 45:15.519
‫فکر کردی می‌تونی یه کلک دیگه سر هم کنی...

45:15.520 --> 45:18.919
‫یه ضربه برای انداختن آخرین توپ.

45:18.920 --> 45:22.360
‫ولی متاسفانه برات،
‫رفت توی سوراخ اشتباهی.

45:30.040 --> 45:32.679
‫فکر کنم این همونیه که دنبالش بودی.

45:32.680 --> 45:35.239
‫فکر می‌کنی اثرانگشتت رو
‫روی اون کیف‌پول پیدا می‌کنیم،

45:35.240 --> 45:38.799
‫همونی که جلوی دوربین ادعا کردی
‫اصلاً از وجودش خبر نداشتی؟

45:38.800 --> 45:43.359
‫می‌دونی، برای نقشه‌ی فریب و دزدی ساختگی،
‫انتخاب بدی بود.

45:43.360 --> 45:46.520
‫اون‌همه تلاش کردی و آخرش
‫حتی یه قرون هم توش نبود.

45:47.760 --> 45:49.399
‫در واقع، ۲۰ پوند توش بود.

45:49.400 --> 45:50.919
‫و برش داشتی؟!

45:50.920 --> 45:53.080
‫تو اصلاً بویی از انسانیت نبردی،
‫مگه نه؟!

45:54.160 --> 45:56.559
‫بسیارخب! این رو می‌ذارم به حساب اعتراف.

45:56.560 --> 45:57.799
‫بازی، ست و مسابقه.

45:57.800 --> 45:58.999
‫اون مال تنیسه، جان.

45:59.000 --> 46:01.480
‫خب، کی پایه‌ست من رو برسونه؟

46:06.360 --> 46:09.199
‫باور کن کاملاً حواسم هست
‫چقدر همه چیز برام راحت بود، باور کن.

46:09.200 --> 46:12.839
‫دانشجوهای زیادی نبودن که توی
‫پنت‌هاوس‌های اضافی پدرشون زندگی کنن.

46:12.840 --> 46:15.279
‫امروز این رو به عنوان
‫یه انتقاد بهم میگن،

46:15.280 --> 46:17.199
‫به‌جای چیزی که واقعاً بود...

46:17.200 --> 46:22.759
‫یه... انگیزه برای درک امتیازهای ویژه‌ام

46:22.760 --> 46:25.680
‫و تلاش برای اینکه
‫باهاش تغییری ایجاد کنم.

46:27.680 --> 46:30.199
‫به نظر میاد خیلی
‫از زمان خودت جلوتر بودی.

46:30.200 --> 46:31.920
‫خب، بابا چیزهای زیادی بهم یاد داد.

46:33.760 --> 46:34.800
‫اونجاست.

46:35.920 --> 46:37.279
‫هر روز دلم براش تنگ می‌شه.

46:37.280 --> 46:38.320
‫هوم.

46:39.960 --> 46:41.320
‫اون یکی کیه؟

46:42.720 --> 46:44.080
‫رئیس پلیس زیگلر.

46:45.680 --> 46:48.239
‫مسئول کل کمبریج بود.

46:48.240 --> 46:50.079
‫بود؟

46:50.080 --> 46:51.120
‫هست.

46:52.640 --> 46:53.760
‫سوتی دادم.

46:56.880 --> 46:58.199
‫هوم.

46:58.200 --> 47:01.039
‫پس تا زمان فارغ‌التحصیلی
‫توی اون خونه‌ی مجردی موندی؟

47:01.040 --> 47:03.079
‫نه. در واقع، من...

47:03.080 --> 47:06.239
‫سال آخر رفتم خوابگاه دانشجویی.

47:06.240 --> 47:09.359
‫توی آپارتمان یه اتفاقی افتاد،

47:09.360 --> 47:13.439
‫یه تراژدی وحشتناک، و بعد از اون
‫دیگه نتونستم اونجا بمونم.

47:13.440 --> 47:15.280
‫واقعاً متاسفم...

47:17.440 --> 47:19.359
‫اون...

47:19.360 --> 47:20.719
‫یه دوست.

47:20.720 --> 47:22.320
‫یه دوست خیلی صمیمی.

47:23.880 --> 47:27.120
‫زیاد نوشیده بود و توی جکوزی از حال رفت.

47:29.800 --> 47:32.359
‫کل ماجرا فقط...

47:32.360 --> 47:33.480
‫وحشتناک بود.

47:37.840 --> 47:41.239
‫حتماً خیلی داغون شدی.

47:41.240 --> 47:43.000
‫می‌دونی چی فکر می‌کنم، خانم بتس؟

47:44.160 --> 47:45.800
‫فکر کنم اون هم بهم انگیزه داد.

47:49.760 --> 47:52.559
‫امتیاز ویژه و به دنبالش تراژدی.

47:52.560 --> 47:54.200
‫فکر کنم اون تلنگری بود که بیدارم کرد.

47:55.600 --> 47:57.999
‫باید از این جمله‌ام نقل‌قول کنی.

47:58.000 --> 47:59.439
‫حتماً حتماً.

47:59.440 --> 48:01.600
‫آره حتماً.

48:04.160 --> 48:05.679
‫قرار بود اطلاعات‌مون رو باهم چک کنیم.

48:05.680 --> 48:07.799
‫فعلاً چیز بیشتری ندارم.

48:07.800 --> 48:09.999
‫واسه همین پیشنهاد دادی من رو برسونی؟

48:10.000 --> 48:13.960
‫نه، بازجویی کردن ازت
‫فقط یه فایده‌ی جانبی لذت‌بخشه.

48:15.440 --> 48:18.199
‫خب، ظاهراً دارم پیاده‌ات می‌کنم
‫جلوی خونه‌ی کمپر.

48:18.200 --> 48:20.279
‫لطفاً یکم پایین‌تر از اونجا.

48:20.280 --> 48:21.959
‫خب، لابد لوسی اونجاست،

48:21.960 --> 48:25.319
‫و لابد این هم یه ماموریت
‫برای پیدا کردن سرنخ و فکته،

48:25.320 --> 48:27.319
‫پس می‌شه لطفاً بهم بگی
‫منتظر چه فکت‌هایی هستی؟

48:27.320 --> 48:28.680
‫که انتظار داری پیداشون کنی؟

48:31.840 --> 48:35.279
‫خب، شاید فقط اینکه... تا حالا
‫دستور قتل چند نفر رو داده.

48:35.280 --> 48:36.879
‫جوآن کمپر؟

48:36.880 --> 48:38.879
‫نماینده‌ی مجلس کمبریج سنت‌مایکلز؟!

48:38.880 --> 48:40.919
‫آره. فکر کنم آدم کشته.

48:40.920 --> 48:43.839
‫نمی‌دونم چرا آدم کشته،
‫ولی فکر کنم این کار رو کرده.

48:43.840 --> 48:47.760
‫و فکر می‌کنم رئیس پلیس زیگلر
‫کمکش کرده که همه چیز رو مخفی نگه داره.

48:50.000 --> 48:51.400
‫جلوت رو بپا!

48:53.560 --> 48:55.640
‫واقعاً هیچکدوم از این‌ها رو نمی‌دونستی؟

48:57.680 --> 48:59.119
‫قطعاً یه چیزهایی می‌دونستی.

48:59.120 --> 49:01.639
‫ببین، چیزی که من می‌دونم
‫اینه که زیگلر عملاً غیبش زده

49:01.640 --> 49:04.279
‫و همه هم فقط...

49:04.280 --> 49:05.799
‫طوری رفتار می‌کنن انگار رفته تعطیلات.

49:05.800 --> 49:08.159
‫اون خیلی عمیق توی این ماجرا درگیره.

49:08.160 --> 49:09.320
‫واقعاً جان؟

49:10.480 --> 49:12.359
‫پس چرا ناپدید شده؟

49:12.360 --> 49:14.199
‫فکر می‌کنی اون آدم‌خوبه‌ست؟

49:14.200 --> 49:18.919
‫فکر می‌کنم دنیا خیلی پیچیده‌تر
‫از آدم‌خوبه‌ها و آدم‌بده‌هاست.

49:18.920 --> 49:20.160
‫اشتباه می‌کنی. اینطوری نیست.

49:22.760 --> 49:24.240
‫خب، من فکر می‌کنم اون آدم‌خوبه‌ست.

49:26.040 --> 49:28.159
‫من اون مرد رو می‌شناسم.

49:28.160 --> 49:30.760
‫محض رضای خدا،
‫اون عملاً پدرزنم بود.

49:33.040 --> 49:35.240
‫در ضمن تنها چیزیه که از مندی برام مونده.

49:38.000 --> 49:39.359
‫می‌خوای انگیزه‌ی من رو بدونی؟

49:39.360 --> 49:42.359
‫همینه. تو می‌خوای برادرت رو پیدا کنی،
‫منم می‌خوام زیگلر رو پیدا کنم.

49:42.360 --> 49:45.039
‫پس هر کی که فکر می‌کنیم
‫آدم‌خوبه یا آدم‌بده‌ست،

49:45.040 --> 49:48.360
‫می‌شه لطفاً، لطفاً
‫فقط باهم همکاری کنیم؟

49:51.880 --> 49:54.999
‫تو... به کسی در مورد مصاحبه چیزی نگفتی؟

49:55.000 --> 49:56.040
‫نه.

49:58.600 --> 50:00.240
‫باشه، فقط می‌خواستم مطمئن بشم.

50:02.240 --> 50:04.279
‫خیلی‌خب پس.

50:04.280 --> 50:06.520
‫از این به بعد باهم کار می‌کنیم.

50:07.560 --> 50:08.799
‫دفعه‌ی قبل هم همین رو گفتی.

50:08.800 --> 50:10.280
‫این دفعه واقعاً میگم.

50:13.040 --> 50:14.919
‫نمی‌دونم...

50:14.920 --> 50:16.599
‫ام...

50:16.600 --> 50:18.919
‫همشهری کین...

50:18.920 --> 50:20.360
‫زندگی پای...

50:21.560 --> 50:22.760
‫ماما میا ۲.

50:23.920 --> 50:26.160
‫ماما میا ۲.

50:27.640 --> 50:29.720
‫شوهرت کارآگاهه، نه؟

50:32.320 --> 50:33.360
‫هوم.

50:34.440 --> 50:36.599
‫در مورد مصاحبه‌کننده‌هات تحقیق می‌کنی؟

50:36.600 --> 50:37.919
‫خیلی هوشمندانه‌ست.

50:37.920 --> 50:39.719
‫یه بار دیدمش.

50:39.720 --> 50:41.239
‫سربازرس جان تیلور.

50:41.240 --> 50:43.359
‫- جیمز.
‫- جیمز، البته.

50:43.360 --> 50:44.400
‫مرد خوبیه.

50:46.080 --> 50:47.120
‫اوهوم.

50:50.280 --> 50:52.719
‫نمی‌خوای ازم بپرسی؟

50:52.720 --> 50:54.399
‫چطوری دیدیش؟

50:54.400 --> 50:58.359
‫خب، متاسفانه،
‫سر مرگ یه دوست صمیمی دیگه.

50:58.360 --> 50:59.759
‫اوردوز مواد.

50:59.760 --> 51:02.279
‫البته سال‌ها بود ندیده بودمش.

51:02.280 --> 51:05.159
‫تو واقعاً سهم خودت رو از تراژدی داشتی.

51:05.160 --> 51:06.719
‫مم.

51:06.720 --> 51:08.439
‫با ده سال فاصله.

51:08.440 --> 51:10.239
‫تقریباً توی یه روز.

51:10.240 --> 51:12.040
‫یه جورایی انگار چرخه‌ایه، یا یه همچین چیزی.

51:14.520 --> 51:16.759
‫شوهرت چطوره؟ حالش خوبه؟

51:16.760 --> 51:18.880
‫سربازرس جیمز تیلور؟

51:20.440 --> 51:22.639
‫در حال حاضر رفته ماموریت، سر یه پرونده‌ست.

51:22.640 --> 51:24.280
‫جدی؟ کجا؟

51:25.280 --> 51:26.600
‫نایتس پث.

51:29.920 --> 51:31.039
‫نوبت حرکت ماست.

51:31.040 --> 51:34.159
‫یهو بندازش وسط حرف‌هات... نامحسوس.

51:34.160 --> 51:36.880
‫نایتس پث... نامحسوس.

51:39.880 --> 51:41.359
‫ببخشید، منظورت چیه؟

51:41.360 --> 51:44.239
‫نمی‌دونم، ولی مهمه و اون
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کنه که...

51:44.240 --> 51:45.919
‫ما ازش خبر داشته باشیم.

51:45.920 --> 51:48.279
‫- چی گفتی؟
‫- گفتم راه دوری نیست.

51:48.280 --> 51:52.440
‫گل‌های واقعاً زیبایی برای منشی‌تون خریدین.

51:54.120 --> 51:56.279
‫دستیار شخصی. خودم حدس می‌زدم.

51:56.280 --> 51:58.319
‫دومینو هستن، مگه نه؟ مثل همون بازیه.

51:58.320 --> 51:59.440
‫بازی می‌کنین؟

52:00.800 --> 52:04.439
‫گاهی دوست دارم بچینمشـون
‫و تماشا کنم چطوری همه‌شون می‌افتن.

52:04.440 --> 52:05.999
‫هوم.

52:06.000 --> 52:07.160
‫خیلی خوبه.

52:09.640 --> 52:11.160
‫شاید این رو هم از قول شما نقل کنم.

52:12.960 --> 52:14.319
‫خب، برگردیم سر اصل مطلب.

52:14.320 --> 52:18.040
‫سه‌تا از گیاهان علفی
‫موردعلاقه‌تون کدوم‌ها هستن؟

52:37.960 --> 52:39.559
‫بهت گفته بودم که میام.

52:39.560 --> 52:41.119
‫بله، گفتی.

52:41.120 --> 52:42.319
‫ممنون.

52:42.320 --> 52:44.679
‫ولی واقعاً نباید درِ ماشین رو باز می‌ذاشتی.

52:44.680 --> 52:47.319
‫مسخره‌بازی درنیار. مگه می‌خوان
‫چی کار کنن؟ بمب بذارن توش؟

52:47.320 --> 52:50.119
‫من... فکر کنم معمولاً می‌ذارنشـون زیر ماشین.

52:50.120 --> 52:53.640
‫خب، اونوقت قفل کردن درها هم
‫فایده‌ای نداشت، داشت؟

52:57.240 --> 52:59.200
‫دیدی؟ مشکلی نیست.

53:01.840 --> 53:03.159
‫چی؟

53:03.160 --> 53:04.680
‫منظورم اینه که می‌تـونستیم چکش کنیم.

53:09.560 --> 53:10.720
‫بپا!

53:12.480 --> 53:13.599
‫بپا!

53:13.600 --> 53:15.160
‫ترمز! ترمز! ترمز!

53:28.160 --> 53:29.879
‫خب، درست حدس زدی...

53:29.880 --> 53:31.959
‫از یه ور پِی این بود که بفهمه من چی می‌دونم...

53:31.960 --> 53:34.599
‫سلام هنری!
‫از یه ور هم پِی این بود که من رو بترسونه.

53:34.600 --> 53:36.759
‫بعدش حرفِ نایتس پث رو انداختم وسط.

53:36.760 --> 53:38.639
‫- اون دیگه چیه؟
‫- نمی‌دونیم.

53:38.640 --> 53:41.639
‫یه عبارت دو کلمه‌ای
‫از یه بخش کوچیک یه سنده...

53:41.640 --> 53:44.479
‫که تقریباً مطمئنم جیمز رمزگذاریش کرده.

53:44.480 --> 53:45.639
‫این...

53:45.640 --> 53:48.079
‫یه... خیابون توی شهره.

53:48.080 --> 53:49.279
‫سرچش نکردی؟

53:49.280 --> 53:51.359
‫نه. چرا باید سرچش می‌کردم؟ من...

53:51.360 --> 53:53.359
‫نمی‌دونستم که یه جای واقعیه.

53:53.360 --> 53:54.400
‫پیگیری می‌کنم.

53:55.480 --> 53:57.279
‫خب، کار خودمون رو کردیم.

53:57.280 --> 53:59.919
‫ترسوندیمش، هرچند برای مدت کوتاه.

53:59.920 --> 54:01.199
‫باید می‌ترسوندیمش.

54:01.200 --> 54:03.799
‫باید مجبورش می‌کردیم
‫حرکتی متفاوت از اون چیزی که...

54:03.800 --> 54:05.239
‫توی نقشه‌اش بود انجام بده.

54:05.240 --> 54:07.199
‫بعد دوباره نوبت ما می‌شه، درسته؟

54:07.200 --> 54:08.239
‫درسته.

54:14.600 --> 54:15.640
‫کیه؟

54:16.640 --> 54:17.839
‫جیمز امروز بهم زنگ زد.

54:17.840 --> 54:18.919
‫سعی کرد جلوی مصاحبه رو بگیره.

54:18.920 --> 54:20.799
‫بهم گفت که تو در خطر جدی هستی.

54:20.800 --> 54:22.199
‫چی؟

54:22.200 --> 54:25.199
‫لوسی حالش خوبه، همونطور که قرار بود باشه،

54:25.200 --> 54:26.959
‫و اگه تو حتی یه لحظه باور داشتی

54:26.960 --> 54:29.359
‫که تهدید واقعی‌ای در کاره، هیچوقت...

54:29.360 --> 54:31.199
‫- بهم اعتماد نمی‌کردی که جلوش رو بگیرم.
‫- تلفن رو بده به من.

54:31.200 --> 54:32.599
‫می‌تـونم یه چیزی بهت بگم، جیمز؟

54:32.600 --> 54:35.239
‫من کل عمرم رو توی خونه قایم شدم،

54:35.240 --> 54:37.279
‫و با بازی کردن زندگی گذروندم،

54:37.280 --> 54:40.199
‫همه‌اش هم چون فکر می‌کردم
‫من اون آدم عجیبیـم که به دنیای واقعی...

54:40.200 --> 54:43.879
‫نمی‌خوره، اما بالاخره پام رو
‫گذاشتم بیرون و چی دیدم؟

54:43.880 --> 54:48.239
‫همه دارن بازی می‌کنن. قاتل‌ها،
‫کارآگاه‌ها، حتی برادر خودم!

54:48.240 --> 54:49.319
‫که چی بشه؟

54:49.320 --> 54:51.439
‫چون دارم به این نتیجه می‌رسم
‫که این یه انتخابه...

54:51.440 --> 54:52.879
‫می‌شه لطفاً...

54:52.880 --> 54:54.040
‫جیمز؟

54:58.920 --> 55:01.559
‫۴۵ ساله هستین و بیماری زمینه‌ای دارین،

55:01.560 --> 55:04.160
‫ممکنه واجد شرایط بیمه‌ی پی‌آی‌پی باشین.

55:05.480 --> 55:06.800
‫حرفم هنوز سر جاشه.

55:09.600 --> 55:10.840
‫چی گفت؟

55:14.000 --> 55:15.880
‫در نهایت، هیچی.

55:19.720 --> 55:20.760
‫هیچی؟

55:22.560 --> 55:24.039
‫لوسی...

55:24.040 --> 55:25.719
‫اصلاً باورتون نمی‌شه.

55:25.720 --> 55:27.559
‫هنری، یه لحظه بهمون اجازه میدی؟

55:27.560 --> 55:30.119
‫نه، فکر کنم واقعاً دلتون بخواد این رو ببینین.

55:30.120 --> 55:31.960
‫نتایج جستجوی نایتس پث.

55:39.440 --> 55:41.600
‫- مندی زیگلر.
‫- دختر رئیس.

55:43.440 --> 55:45.320
‫نامزد سربازرس کارتر.

56:01.640 --> 56:03.560
‫پس لابد پیامم به دستت رسیده؟

56:08.280 --> 56:10.360
‫فکر کنم دیگه وقتشه حضوری همدیگه رو ببینیم.

56:16.400 --> 56:17.719
‫به چیزی دست نزن!

56:17.720 --> 56:19.839
‫آخه این نوار نقاله‌ست!

56:19.840 --> 56:21.360
‫جان، باید بیای سر صحنه.

56:22.440 --> 56:23.839
‫اسمش پازورو سوشیـه.

56:23.840 --> 56:26.039
‫اون بهم اجازه‌ی رد کردن چراغ قرمز رو داد؟

56:26.040 --> 56:27.759
‫- چیزی به اسم اجازه‌ی رد کردن...
‫- آره!

56:27.760 --> 56:30.000
‫چیزی به اسم اجازه‌ی
‫رد کردن چراغ قرمز وجود نداره!

56:31.680 --> 56:33.799
‫پس ما دنبال یه ظرف غذای سمی می‌گردیم،

56:33.800 --> 56:37.679
‫که قبل و بعدش کلی ظرف‌های سالم چیده شده،

56:37.680 --> 56:39.719
‫و فقط قاتل می‌دونه کدوم به کدومه.

56:39.720 --> 56:41.159
‫داریم شکار می‌شیم.

56:41.160 --> 56:45.159
‫می‌دونی چرا سربازرس کارتر
‫اینجا بود و با کی بود؟

56:45.160 --> 56:47.119
‫راسل، واقعاً چی می‌دونی؟

56:47.120 --> 56:48.439
‫می‌دونم؟

56:48.440 --> 56:49.759
‫شک داری؟

56:49.760 --> 56:54.399
‫به نظر می‌رسه فکر می‌کنی
‫نماینده‌ی مجلس منطقه‌مون...

56:54.400 --> 56:56.959
‫یه زمانی یه نفر رو توی جکوزی خفه کرده و بعدشم
‫سعی کرده با ماشین از روی یکی رد بشه؟

56:56.960 --> 57:00.439
‫برای اینکه دنبال جواب باشم،
‫حتماً نباید شوهرم گم شده باشه.

57:00.440 --> 57:01.879
‫اون کجاست؟

57:01.880 --> 57:04.999
‫ما واقعاً یه روز هم‌سلولی می‌شیم، مگه نه؟

57:05.000 --> 57:09.360
‫مطلقاً هیچکس نمی‌دونه
‫بازرس مت نویل کجا رفته!

57:10.000 --> 57:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
