1
00:00:00,076 --> 00:00:01,976
‫« آنچه گذشت »

2
00:00:02,000 --> 00:00:03,079
‫جوآن کمپر برادرم رو می‌شناسه.

3
00:00:03,080 --> 00:00:05,479
‫عقل حکم می‌کنه که رابطه‌شون
‫در سطح کاری بوده.

4
00:00:05,480 --> 00:00:08,999
‫می‌خوای به سیستم کلانتری دسترسی پیدا کنی
‫تا ببینی سابقه‌ای ثبت شده یا نه.

5
00:00:09,000 --> 00:00:10,359
‫اه!

6
00:00:10,360 --> 00:00:12,719
‫این همون پرونده‌ایه که دیروز دنبالش بودی.

7
00:00:12,720 --> 00:00:15,999
‫پرونده‌ی مورد نظر تو مال ۲۰۱۴ بود،
‫مرگ سینکلر سال ۲۰۲۴ اتفاق افتاد.

8
00:00:16,000 --> 00:00:17,399
‫ولی هیچ معنی‌ای نداره.

9
00:00:17,400 --> 00:00:19,439
‫مگر اینکه یکی دیگه از سال ۲۰۰۴ پیدا کنیم.

10
00:00:19,440 --> 00:00:21,319
‫آقای کندی در یک مهمونی خصوصی شرکت کرده بود

11
00:00:21,320 --> 00:00:25,039
‫توی منزل رایان اوکلی و جوآن کمپر!

12
00:00:25,040 --> 00:00:27,519
‫نمی‌خوام تو بمیری یا غیبت بزنه.

13
00:00:27,520 --> 00:00:29,479
‫نمی‌دونم اونوقت چی کار می‌کنم.

14
00:00:29,480 --> 00:00:32,239
‫پرونده‌ی جیمز مال سال ۲۰۱۴. خودکشی.

15
00:00:32,240 --> 00:00:34,759
‫توسط خودش مختومه شده.
‫اسم مقتول رو می‌بینی؟

16
00:00:34,760 --> 00:00:35,799
‫رایان اوکلی.

17
00:00:35,800 --> 00:00:37,959
‫اون به جیمز وصله، به زیگلر وصله،

18
00:00:37,960 --> 00:00:40,639
‫به دوتا مرگ مشکوک وصله.

19
00:00:40,640 --> 00:00:41,839
‫با ده سال فاصله.

20
00:00:41,840 --> 00:00:45,119
‫متوجه شدم که زن‌داداشت
‫فردا قراره با خانم کمپر مصاحبه کنه.

21
00:00:45,120 --> 00:00:47,039
‫جوآن کمپر می‌دونه ما کی هستیم.

22
00:00:47,040 --> 00:00:48,559
‫همه چیز رو درباره‌ی ما می‌دونن.

23
00:00:48,560 --> 00:00:50,959
‫باور کن، اون‌ها می‌دونن من کیـم،
‫تو کی هستی.

24
00:00:50,960 --> 00:00:54,600
‫تو نیستی که داری باهاش مصاحبه می‌کنی،
‫اون داره ازت حرف می‌کشه.

25
00:01:08,960 --> 00:01:10,439
‫خانم‌ها و آقایان،

26
00:01:10,440 --> 00:01:13,279
‫به سری مسابقات نمایشی اسنوکر کمبریج
‫خوش اومدید،

27
00:01:13,280 --> 00:01:15,399
‫کُوی در مقابل اسلون،

28
00:01:15,400 --> 00:01:19,439
‫تکرار فینال مسابقات قهرمانی سال ۲۰۰۵.

29
00:01:19,440 --> 00:01:22,239
‫بیاید اولیور کوی رو تشویق کنیم

30
00:01:22,240 --> 00:01:25,840
‫و دنی اسلون!

31
00:01:40,480 --> 00:01:42,960
‫اولیور، تو شیری. دنی، تو خط.

32
00:02:27,960 --> 00:02:29,919
‫اشتباه اسلون به این معنیه که اولیور کوی

33
00:02:29,920 --> 00:02:32,240
‫حالا فقط چند قدم با پیروزی فاصله داره.

34
00:02:37,720 --> 00:02:39,120
‫این‌دفعه نه!

35
00:03:03,920 --> 00:03:06,399
‫- یالا!
‫- دنی اسلون تمومش کرد!

36
00:03:06,400 --> 00:03:09,039
‫- آره!
‫- اون برنده‌ی بازی امشبه.

37
00:03:09,040 --> 00:03:10,759
‫چه نبردی!

38
00:03:10,760 --> 00:03:15,679
‫این پیروزی بالاخره
‫به یک رقابت ۲۰ ساله پایان میده.

39
00:03:15,680 --> 00:03:17,880
‫ایول! همینه!

40
00:03:21,600 --> 00:03:23,599
‫آره؟ نه، من بردم!

41
00:03:23,600 --> 00:03:26,239
‫الان جلوی دوربینم، همین الان.

42
00:03:26,240 --> 00:03:28,119
‫آره. باشه، بعداً بهت زنگ می‌زنم.

43
00:03:28,120 --> 00:03:30,439
‫باشه.

44
00:03:30,440 --> 00:03:31,479
‫کجا باید بایستم؟

45
00:03:31,480 --> 00:03:32,680
‫آره؟ آره.

46
00:03:40,200 --> 00:03:41,480
‫آهای؟

47
00:03:43,000 --> 00:03:54,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

48
00:04:16,000 --> 00:04:23,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

49
00:04:23,000 --> 00:04:26,000
‫« لودویگ »

50
00:04:37,400 --> 00:04:38,920
‫اینجایی پس.

51
00:04:41,200 --> 00:04:43,120
‫دوباره رفتی سراغ رمزگشایی؟

52
00:04:47,840 --> 00:04:50,919
‫اگه جوری طراحی نشده باشه که حل بشه،
‫پس غیرقابل‌حله.

53
00:04:50,920 --> 00:04:52,239
‫یعنی، خودت اینجوری گفتی.

54
00:04:52,240 --> 00:04:53,839
‫اما... اگه طراحی شده باشه چی؟

55
00:04:53,840 --> 00:04:55,879
‫اگه فقط می‌شد از خودش بپرسیم.

56
00:04:55,880 --> 00:04:59,719
‫اگه فقط این رو می‌دونستیم، لااقل...

57
00:04:59,720 --> 00:05:03,159
‫- این کیه؟
‫- این هلنا ماسـه،

58
00:05:03,160 --> 00:05:06,319
‫یکی از همون‌هایی که جیمز درباره‌ی

59
00:05:06,320 --> 00:05:08,319
‫مرگ رایان اوکلی باهاشون مصاحبه کرد.

60
00:05:08,320 --> 00:05:10,639
‫همونی که با اوردوز مواد کرد. پیداش کردم.

61
00:05:10,640 --> 00:05:14,079
‫اون با کمپر، اوکلی و دامینیک کندی
‫هم‌دانشگاهی بود.

62
00:05:14,080 --> 00:05:16,799
‫در واقع، توی همون مهمونی‌ای بود
‫که دامینیک توش غرق شد.

63
00:05:16,800 --> 00:05:20,879
‫و برخلاف بقیه‌ی ورودی‌های سال ۲۰۰۴،
‫توی کمبریج موند.

64
00:05:20,880 --> 00:05:23,480
‫- صاحب یک گل‌فروشیـه.
‫- فکر کنم منظورت اینه که گل‌فروشه.

65
00:05:26,080 --> 00:05:27,399
‫خب، من دارم میرم اونجا.

66
00:05:27,400 --> 00:05:29,319
‫چی؟ چرا؟!

67
00:05:29,320 --> 00:05:31,279
‫خب، که چندتا گل بخرم

68
00:05:31,280 --> 00:05:34,440
‫و خیلی نامحسوس پای دوتا
‫دوست مُرده‌اش رو وسط بکشم.

69
00:05:35,560 --> 00:05:37,919
‫چیه؟ گفتم نامحسوس.

70
00:05:37,920 --> 00:05:40,399
‫ولی تو امروز بعدازظهر
‫با جوآن کمپر مصاحبه داری.

71
00:05:40,400 --> 00:05:43,119
‫آره جان، یعنی هفت ساعت وقت دارم تا آمار

72
00:05:43,120 --> 00:05:46,160
‫حداقل دو نفری که اون کشته رو
‫از کسی که می‌شناختـتشون دربیارم!

73
00:05:48,160 --> 00:05:49,200
‫خیلی نامحسوس.

74
00:05:53,160 --> 00:05:56,559
‫اون سناریویی رو دوست داشتم
‫که توش جیمز عمداً

75
00:05:56,560 --> 00:05:59,400
‫سرنخ‌هایی برای برادر و زنش می‌ذاشت تا دنبال کنن.

76
00:06:03,000 --> 00:06:05,000
‫ولی قصه‌ی ما این نیست، مگه نه؟

77
00:06:08,960 --> 00:06:11,560
‫خیلی‌خب، تو اینجا رو ردیف کن،
‫من با گل‌ها برمی‌گردم.

78
00:06:26,200 --> 00:06:28,400
‫الو؟

79
00:06:29,920 --> 00:06:32,439
‫شماره‌ی ناشناس.

80
00:06:32,440 --> 00:06:33,959
‫کسی جواب نمیده.

81
00:06:33,960 --> 00:06:35,759
‫- از این کلاهبرداری‌های تلفنیـه.
‫- چی؟

82
00:06:35,760 --> 00:06:37,439
‫مامان کجا رفت؟

83
00:06:37,440 --> 00:06:39,199
‫گل‌فروشی.

84
00:06:39,200 --> 00:06:41,079
‫تولد کسیـه؟

85
00:06:41,080 --> 00:06:42,600
‫احتمالاً.

86
00:06:45,120 --> 00:06:47,719
‫وایسا ببینم! چرا... تو مدرسه نیستی؟

87
00:06:47,720 --> 00:06:51,279
‫چون مامانم قراره بعدازظهرش رو
‫با یه قاتل زنجیره‌ای بگذرونه.

88
00:06:51,280 --> 00:06:52,639
‫فکر نمی‌کنم این دلیل موجه

89
00:06:52,640 --> 00:06:54,840
‫برای غیبتت باشه.

90
00:06:57,360 --> 00:07:01,079
‫سربازرس کارتره.

91
00:07:01,080 --> 00:07:02,959
‫احتمالاً یه قتلی اتفاق افتاده.

92
00:07:02,960 --> 00:07:04,399
‫بعداً بهش زنگ می‌زنم.

93
00:07:04,400 --> 00:07:06,839
‫نه. اگه... من باید برم مدرسه،

94
00:07:06,840 --> 00:07:08,919
‫تو هم باید بری سر وقت قتل.

95
00:07:08,920 --> 00:07:10,280
‫الو؟

96
00:07:12,600 --> 00:07:14,839
‫وای خدای من، این...
‫واقعاً بد به نظر می‌رسه.

97
00:07:14,840 --> 00:07:19,919
‫فقط مسئله اینه که، من در حال حاضر
‫به ماشین دسترسی ندارم، واسه همین...

98
00:07:19,920 --> 00:07:21,400
‫گل‌فروشی.

99
00:07:22,880 --> 00:07:24,320
‫احتمالاً.

100
00:07:26,120 --> 00:07:27,999
‫باشه، یه مامور می‌فرستم دنبالتون.

101
00:07:28,000 --> 00:07:32,119
‫چی؟ واقعاً؟

102
00:07:32,120 --> 00:07:33,160
‫خیلی‌خب، باشه.

103
00:07:38,520 --> 00:07:42,279
‫می‌شه به یه مامور بگید بره دنبال جان تیلور
‫و بیارتش اینجا؟

104
00:07:42,280 --> 00:07:46,279
‫و می‌شه بگید برادرزاده‌اش رو هم
‫سر راه بذاره مدرسه؟

105
00:07:46,280 --> 00:07:47,639
‫ممنون.

106
00:07:47,640 --> 00:07:49,240
‫داستان چی بود؟

107
00:07:50,560 --> 00:07:52,039
‫مشکلی هست، گروهبان کول؟

108
00:07:52,040 --> 00:07:53,719
‫نه قربان.

109
00:07:53,720 --> 00:07:54,960
‫عالی شد.

110
00:07:59,200 --> 00:08:01,159
‫شاید بهتر باشه همه‌مون بریم
‫و برای جناب جان خرید هم بکنیم.

111
00:08:01,160 --> 00:08:03,599
‫- خرید کلی یا فقط چند قلم جنس؟
‫- خرید کلی.

112
00:08:03,600 --> 00:08:05,280
‫هر چی که لازم داره.

113
00:08:20,680 --> 00:08:22,920
‫- سلام!
‫- صبح بخیر!

114
00:08:31,000 --> 00:08:32,439
‫این‌ها واقعاً زیبان.

115
00:08:32,440 --> 00:08:33,679
‫دومینو.

116
00:08:33,680 --> 00:08:37,319
‫آنمون‌های سفید، گل‌های شیپوری،
‫لیسیانتوس‌های مخمل مشکی

117
00:08:37,320 --> 00:08:39,919
‫و اسکاپیوزای مشکی. یا همون شوالیه‌ی سیاه.

118
00:08:39,920 --> 00:08:42,039
‫من بیشتر امیدوار بودم
‫یه شوالیه‌ی سفید نصیبم بشه.

119
00:08:42,040 --> 00:08:44,599
‫هوم! اون‌ها فقط افسانه‌ان.

120
00:08:44,600 --> 00:08:46,720
‫- قیمت این‌ها چنده؟ جان؟!
‫- ۱۱۰ پوند.

121
00:08:48,760 --> 00:08:50,880
‫بله، همین‌ها رو می‌برم.

122
00:08:53,960 --> 00:08:57,599
‫- تازه عمه شدم.
‫- تبریک میگم!

123
00:08:57,600 --> 00:09:00,039
‫خب ممنون،
‫ولی همه‌ی زحمتش گردن من نبوده.

124
00:09:04,440 --> 00:09:07,240
‫ببخشید! قصد نداشتم...
‫من شما رو می‌شناسم؟

125
00:09:08,800 --> 00:09:09,999
‫شما هلنا هستید؟

126
00:09:10,000 --> 00:09:12,119
‫هلنا ماس؟

127
00:09:12,120 --> 00:09:16,439
‫کالج سنت‌توماس، مثلاً سال ۲۰۰۳ یا ۲۰۰۴؟

128
00:09:16,440 --> 00:09:18,799
‫همون خونه توی خیابون پولتون؟

129
00:09:18,800 --> 00:09:20,199
‫ببخشید، درست یادم نمیاد؟

130
00:09:20,200 --> 00:09:22,119
‫هیلدی! هیلدی جانسون!

131
00:09:22,120 --> 00:09:24,759
‫من اونور خیابون بودم، توی ساختمان دیواین.

132
00:09:24,760 --> 00:09:28,759
‫همون... ساختمان ترینیتی.

133
00:09:28,760 --> 00:09:30,679
‫ساشا، فرانسیس، نیتن... همون دار و دسته.

134
00:09:30,680 --> 00:09:33,399
‫- درسته، آره.
‫- قیافه‌ام فرق می‌کرد، یه جورایی یه...

135
00:09:33,400 --> 00:09:34,679
‫آره، فاز گوتیک برداشته بودم.

136
00:09:34,680 --> 00:09:38,079
‫موهام رو فِر کرده بودم مدل رابرت اسمیت،
‫با سایه‌ی چشم خیلی تیره و غلیظ؟

137
00:09:38,080 --> 00:09:40,639
‫آره! بله درسته، حتماً.

138
00:09:40,640 --> 00:09:42,359
‫بله، هیلدی!

139
00:09:42,360 --> 00:09:46,200
‫- بله... آره آره.
‫- آره، عجب دنیای کوچیکیه.

140
00:09:48,160 --> 00:09:51,319
‫تو با اون... خدایا، اسمش چی بود؟
‫دوست نبودی؟

141
00:09:51,320 --> 00:09:54,120
‫- همش توی تلویزیونه. آره!
‫- جوآن کمپر.

142
00:09:55,400 --> 00:09:57,679
‫همیشه می‌گفت یه روزی نخست‌وزیر می‌شه،

143
00:09:57,680 --> 00:10:01,039
‫حالا همه دارن سرش شرط‌بندی می‌کنن.
‫دوست‌های مشترک داریم.

144
00:10:01,040 --> 00:10:04,999
‫آره، منم منم. من فقط واقعاً
‫از طریق دامینیک می‌شناختمش.

145
00:10:05,000 --> 00:10:06,040
‫دامینیک کندی؟

146
00:10:07,360 --> 00:10:08,759
‫آره، اون اتفاق وحشتناک بود.

147
00:10:08,760 --> 00:10:10,719
‫می‌دونم! می‌دونم.

148
00:10:10,720 --> 00:10:13,239
‫خب، وقتی میگم می‌دونم...
‫یعنی در واقع نمی‌دونم، چون اونجا نبودم،

149
00:10:13,240 --> 00:10:15,119
‫ولی شایعات رو شنیدم.

150
00:10:15,120 --> 00:10:18,319
‫خب، اون...
‫توی جکوزی خوابش برد.

151
00:10:18,320 --> 00:10:20,680
‫تو... توی اون مهمونی بودی؟

152
00:10:22,080 --> 00:10:23,319
‫خدایا، ببخشید. نباید...

153
00:10:23,320 --> 00:10:25,239
‫نه، ببین، رایان پیداش کرد
‫و نذاشت ببینمش، خداروشکر.

154
00:10:25,240 --> 00:10:28,919
‫رایان، آره.
‫منظورت همون رایان اوکلیـه؟

155
00:10:28,920 --> 00:10:30,719
‫آره، اون موقع باهم دوست بودیم.

156
00:10:30,720 --> 00:10:32,599
‫ای بابا!

157
00:10:32,600 --> 00:10:34,879
‫شنیدم چه اتفاقی افتاد.

158
00:10:34,880 --> 00:10:37,199
‫متاسفم.
‫شما دوتا هنوزم با هم...؟

159
00:10:37,200 --> 00:10:38,439
‫نه...

160
00:10:38,440 --> 00:10:39,839
‫نه.

161
00:10:39,840 --> 00:10:43,359
‫خب، با این وجود حتماً
‫شوک بزرگی بوده.

162
00:10:43,360 --> 00:10:45,040
‫آره. آره، واقعاً بود.

163
00:10:46,440 --> 00:10:49,320
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم اون سال
‫توی سنت‌توماس طلسم شده بودیم.

164
00:10:51,480 --> 00:10:52,520
‫اوه!

165
00:10:54,680 --> 00:10:56,080
‫بچه عاشق این‌ها می‌شه.

166
00:11:06,680 --> 00:11:08,879
‫ممنون رفیق.

167
00:11:08,880 --> 00:11:10,399
‫سلام!

168
00:11:10,400 --> 00:11:13,479
‫لوسی امروز با جوآن کمپر
‫مصاحبه داره، آره؟ درسته؟

169
00:11:13,480 --> 00:11:15,479
‫بله.

170
00:11:15,480 --> 00:11:18,239
‫هیچی درباره‌اش نمی‌دونی؟
‫اینکه چجوری ربط داره،

171
00:11:18,240 --> 00:11:20,720
‫اصلاً ربطی داره، یا حتی چرا ربط داره؟

172
00:11:24,080 --> 00:11:28,199
‫- جان!
‫- هوم؟ چی؟ نه.

173
00:11:28,200 --> 00:11:30,159
‫یعنی بله، درسته.

174
00:11:30,160 --> 00:11:32,839
‫از کِی تا حالا لوسی خبرنگار شده؟

175
00:11:32,840 --> 00:11:35,160
‫واقعاً بستگی داره
‫تعریفت از این کلمه چی باشه.

176
00:11:36,480 --> 00:11:38,359
‫هوم...

177
00:11:38,360 --> 00:11:41,439
‫جوآن کمپر فقط یه اسمه توی گزارش شاهد

178
00:11:41,440 --> 00:11:43,999
‫یه خودکشی که برادرت
‫ده سال پیش روش تحقیق می‌کرد.

179
00:11:44,000 --> 00:11:45,919
‫همین؟ کل چیزی که داری همینه؟

180
00:11:45,920 --> 00:11:48,439
‫بله. چطور؟ چیز دیگه‌ای پیدا کردی؟

181
00:11:48,440 --> 00:11:50,320
‫نه، من هیچی ندارم.

182
00:11:54,840 --> 00:11:56,039
‫چیه؟

183
00:11:56,040 --> 00:11:58,240
‫هیچی، فقط...

184
00:12:00,440 --> 00:12:03,400
‫بعضی وقت‌ها حس می‌کنم
‫همه چیز رو بهم نمیگی.

185
00:12:04,640 --> 00:12:06,639
‫واقعاً؟ واقعاً اینجوری حس می‌کنی؟

186
00:12:06,640 --> 00:12:09,759
‫خودت می‌فهمی که بیست و چهار ساعته
‫همین حس رو به من میدی، نه؟

187
00:12:09,760 --> 00:12:13,119
‫واقعاً؟ خدای من، خیلی متاسفم.

188
00:12:13,120 --> 00:12:15,719
‫حس خیلی مزخرفیـه، مگه نه؟

189
00:12:15,720 --> 00:12:17,479
‫بله، همینطوره.

190
00:12:17,480 --> 00:12:19,560
‫بله...

191
00:12:29,080 --> 00:12:31,959
‫بهتره سعی کنیم اون پرونده‌ی قتل رو حل کنیم،
‫موافق نیستی؟

192
00:12:31,960 --> 00:12:33,000
‫آره.

193
00:12:36,880 --> 00:12:38,399
‫می‌دونم اینجا صحنه‌ی جرمه، رفیق.

194
00:12:38,400 --> 00:12:39,879
‫وقتی اتفاق افتاد من همینجا بودم.

195
00:12:39,880 --> 00:12:41,759
‫اگه قرار بوده اثر انگشتی بمونه،
‫تا الان دیگه مونده.

196
00:12:41,760 --> 00:12:43,919
‫پس شاید بهتر باشه
‫دیگه بیشتر از این اثر انگشت نذاری، نه؟

197
00:12:43,920 --> 00:12:45,839
‫چی گفتی عزیزم؟ این چی گفت؟

198
00:12:45,840 --> 00:12:47,759
‫گوش کن، سربازرس اصلاً اون تو نیست، پس...

199
00:12:47,760 --> 00:12:50,480
‫- خب، کجاست؟
‫- من...

200
00:12:51,480 --> 00:12:52,679
‫کدومشون؟

201
00:12:52,680 --> 00:12:55,839
‫- همونی که... قیافه‌اش شبیه کارآگاه‌هاست.
‫- این کمکی نمی‌کنه.

202
00:12:55,840 --> 00:12:59,519
‫سربازرس کارتر. شما؟

203
00:12:59,520 --> 00:13:03,640
‫دنی اسلون. همون دنی اسلون معروف.

204
00:13:04,720 --> 00:13:06,359
‫شما بازیکن اسنوکر هستید.

205
00:13:06,360 --> 00:13:09,919
‫نه، من جادوگرم رفیق.
‫لطفاً، می‌خوام الان برم خونه‌ام.

206
00:13:09,920 --> 00:13:13,719
‫مگه کسی جلوی شما رو گرفته؟
‫حدس می‌زنم اظهاراتش رو ثبت کرده باشه؟

207
00:13:13,720 --> 00:13:16,679
‫- بله، کرده!
‫- خب پس، بفرمایید.

208
00:13:16,680 --> 00:13:19,279
‫شما دقیقاً چرا هنوز اینجا هستید؟

209
00:13:19,280 --> 00:13:20,639
‫شما کی هستید؟

210
00:13:20,640 --> 00:13:22,559
‫من مشاور صحنه‌ی جرم هستم.

211
00:13:22,560 --> 00:13:24,439
‫ایشون لودویگه. آدم معروفیـه.

212
00:13:24,440 --> 00:13:26,279
‫- معروف نیست.
‫- چرا، هست.

213
00:13:26,303 --> 00:13:27,256
‫معروف هستم.

214
00:13:27,280 --> 00:13:29,880
‫- معروف به چی؟
‫- برای همه‌ی روزنامه‌ها جدول و معما طرح می‌کنه.

215
00:13:31,640 --> 00:13:35,080
‫تو از اون طراح‌های معمایی
‫که جرم و جنایت حل می‌کنی؟

216
00:13:36,920 --> 00:13:38,239
‫خب، این رفیق کوچولوت شماره‌ی من رو داره،

217
00:13:38,240 --> 00:13:40,800
‫اگه کمکی از دستم برمیومد،
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

218
00:13:42,600 --> 00:13:43,639
‫با اجازه.

219
00:13:43,640 --> 00:13:45,000
‫ببخشید.

220
00:13:49,000 --> 00:13:52,760
‫خب، بیاید... جان رو در جریان امور بذاریم،
‫موافقید؟

221
00:14:03,680 --> 00:14:06,399
‫خب، ما دوتا حرفه‌ای سابق رو داریم
‫که باهم سابقه دارن،

222
00:14:06,400 --> 00:14:10,199
‫تکرار فینال سال ۲۰۰۵ که داشت
‫از یه کانال آنلاین پخش می‌شد

223
00:14:10,200 --> 00:14:12,039
‫برای طرفدارهای اسنوکر.

224
00:14:12,040 --> 00:14:15,759
‫تنها راه ورود به اون راهرو
‫از طریق محوطه‌ی اصلی بازیـه،

225
00:14:15,760 --> 00:14:18,359
‫پس قرار نبوده موقع مسابقه کسی اینجا باشه.

226
00:14:18,360 --> 00:14:20,439
‫حالا اون بخشی که قراره واقعاً ازش خوشت بیاد.

227
00:14:20,440 --> 00:14:23,119
‫اولیور کوی بازی رو باخت.

228
00:14:23,120 --> 00:14:25,559
‫دست داد، اونجا رو ترک کرد و رفت به رختکن.

229
00:14:25,560 --> 00:14:28,719
‫اون از دری خارج شد که توی کادر دوربین بود،

230
00:14:28,720 --> 00:14:30,279
‫اون پشت، در تمام طول

231
00:14:30,280 --> 00:14:32,159
‫مصاحبه‌ی بعد از بازی دنی اسلون،

232
00:14:32,160 --> 00:14:34,319
‫دقیقاً همونطوری که موقع خود بازی بود.

233
00:14:34,320 --> 00:14:37,519
‫یعنی هیچکس دنبال اولیور
‫نیومده اینجا، تا اینکه داور

234
00:14:37,520 --> 00:14:39,399
‫و دنی چند دقیقه بعد اومدن.

235
00:14:39,400 --> 00:14:42,959
‫درست همونجا افتاده بود و تیکه‌ی شکسته‌ی
‫چوب بیلیارد هنوز توی بدنش بود.

236
00:14:42,960 --> 00:14:47,479
‫پس اون خیلی وحشیانه
‫توی مکانی کشته شده که ورود بهش

237
00:14:47,480 --> 00:14:49,360
‫و خروج ازش بدون اینکه دیده بشی
‫غیرممکن بوده؟

238
00:14:50,760 --> 00:14:53,719
‫چرا باید از این خوشم بیاد؟

239
00:14:53,720 --> 00:14:57,839
‫خب، به خاطر جنبه‌ی معمایی ماجرا.

240
00:14:57,840 --> 00:14:59,919
‫یعنی، تا یه حدودی سرگرم‌کننده‌ست،

241
00:14:59,920 --> 00:15:01,199
‫ولی من امروز واقعاً وقتم کمه.

242
00:15:01,200 --> 00:15:04,479
‫انگیزه‌ای چیزی پیدا نکردید؟

243
00:15:04,480 --> 00:15:05,680
‫انگیزه؟

244
00:15:06,720 --> 00:15:09,359
‫بله، فقط برای اینکه کار سریعـتر پیش بره.

245
00:15:09,360 --> 00:15:13,639
‫مثلاً چیزی بهم ریخته،
‫جابجا شده یا دزدیده شده؟

246
00:15:13,640 --> 00:15:16,239
‫این... چیزها گاهی می‌تونه سرنخی از انگیزه بده.

247
00:15:16,240 --> 00:15:19,319
‫در واقع، ظاهراً کیف پول آقای کوی غیبش زده.

248
00:15:19,320 --> 00:15:21,799
‫کیف پولش؟ پول زیادی توش داشت؟

249
00:15:21,800 --> 00:15:23,160
‫من از کجا باید اینو می‌دونستم؟

250
00:15:31,680 --> 00:15:33,639
‫اینا ضربه‌های نمایشیـن.

251
00:15:33,640 --> 00:15:37,039
‫اولی به خاطر همین‌ها معروف بود.
‫راستش بابام یکی از طرفداراش بود.

252
00:15:37,040 --> 00:15:38,279
‫حسابی حالش گرفته می‌شه.

253
00:15:38,280 --> 00:15:40,879
‫می‌شه این رو بذاری توی مدارک، لطفاً؟

254
00:15:40,880 --> 00:15:43,479
‫- واسه چی؟
‫- واسه اینکه بعداً بخونمش.

255
00:15:43,480 --> 00:15:44,560
‫خوب به نظر می‌رسه.

256
00:15:56,440 --> 00:15:58,640
‫- نمی‌خوای جواب بدی؟
‫- استیوه...

257
00:15:59,720 --> 00:16:01,919
‫دوستم... استیو.

258
00:16:04,440 --> 00:16:08,839
‫خب، اگه استیوه، پس بهتره بری
‫باهاش حرف بزنی، مگه نه؟

259
00:16:08,840 --> 00:16:09,880
‫آره.

260
00:16:15,280 --> 00:16:18,319
‫پنج دقیقه نشده اومده اینجا،
‫اونوقت رفته با استیو گپ بزنه.

261
00:16:18,320 --> 00:16:19,919
‫دلت می‌خواست با استیو گپ بزنی؟

262
00:16:19,920 --> 00:16:22,079
‫- بحث استیو نیست.
‫- خب، یه جورایی به نظر می‌رسه که هست.

263
00:16:22,080 --> 00:16:23,960
‫آخه...

264
00:16:27,520 --> 00:16:29,879
‫- الو؟
‫- کجایی؟

265
00:16:29,880 --> 00:16:32,279
‫این صدایی که اومد،
‫شبیه درهای خونه‌ی خودمون نبود.

266
00:16:32,280 --> 00:16:34,599
‫یه نفر یه اسنوکرباز رو کشته.

267
00:16:34,600 --> 00:16:36,119
‫پس قضیه اینه.

268
00:16:36,120 --> 00:16:40,279
‫- باورت نمی‌شه توی گل‌فروشی چی شد!
‫- گل‌فروشیـه.

269
00:16:40,280 --> 00:16:42,519
‫مجبورش کردم خیلی راحت
‫درباره‌ی همه چیز حرف بزنه!

270
00:16:42,520 --> 00:16:46,239
‫واقعاً؟ جوری که شک نکنه؟

271
00:16:46,240 --> 00:16:49,199
‫آره معلومه، جوری که شک نکنه! معرکه بود.

272
00:16:49,200 --> 00:16:51,279
‫قشنگ به سبک درن براون رو مخش کار کردم.

273
00:16:51,280 --> 00:16:54,839
‫حتی شروع کرد به خاطره‌سازیِ الکی
‫از من با موهای خیلی پرپشت.

274
00:16:54,840 --> 00:16:56,279
‫پرپشت در چه حد؟

275
00:16:56,280 --> 00:16:58,119
‫همینجوری دیگه، نمی‌دونم... در کل پرپشت.

276
00:16:58,120 --> 00:16:59,839
‫خلاصه کشیدمش به حرف زدن
‫درباره‌ی رایان اوکلی،

277
00:16:59,840 --> 00:17:01,919
‫درباره‌ی دامینیک کندی هم ازش حرف کشیدم،

278
00:17:01,920 --> 00:17:03,239
‫و باورت نمی‌شه،

279
00:17:03,240 --> 00:17:05,519
‫حتی خود کمپر.

280
00:17:05,520 --> 00:17:09,559
‫بی‌شوخی میگم جان، فکر کنم اصلاً
‫واسه همین کار ساخته شدم.

281
00:17:09,560 --> 00:17:10,959
‫اون داره چی کار می‌کنه؟

282
00:17:10,960 --> 00:17:12,000
‫کی داره چی کار می‌کنه؟

283
00:17:13,320 --> 00:17:15,399
‫داری چی کار می‌کنی؟

284
00:17:15,400 --> 00:17:18,399
‫هیچی! تو داری چی کار می‌کنی؟

285
00:17:18,400 --> 00:17:19,879
‫می‌شه اون رو برام باز کنی، لطفاً؟

286
00:17:19,880 --> 00:17:21,839
‫حتماً، فقط باید حکم‌تون رو ببینم.

287
00:17:21,840 --> 00:17:25,599
‫من حکم ندارم، اصلاً هم سر در نمیارم چی هستن،

288
00:17:25,600 --> 00:17:27,839
‫- یا اینکه چجوری کار می‌کنن.
‫- آهان، پس بازش نمی‌کنم.

289
00:17:27,840 --> 00:17:29,479
‫چرا نه؟ خیلی مسخره‌‌ست!

290
00:17:29,480 --> 00:17:30,999
‫می‌دونی که من با پلیس اومدم اینجا.

291
00:17:31,000 --> 00:17:33,079
‫تابلوئه که همین الان دیدم داشتی
‫باهاش مشکوک بازی درمی‌آوردی.

292
00:17:33,080 --> 00:17:35,039
‫- فقط باید بازش کنی.
‫- حتماً.

293
00:17:35,040 --> 00:17:36,519
‫یا اینکه، خوب به حرفم گوش کن،

294
00:17:36,520 --> 00:17:39,920
‫می‌تونم بازش نکنم و همینجوری
‫با هرچی توشه سوار شم و برم؟

295
00:17:41,320 --> 00:17:43,639
‫- با سربازرس کارتر تماس میگیرم.
‫- باشه.

296
00:17:45,680 --> 00:17:48,879
‫- اصلاً شاید همین الان خودش باشه!
‫- سلام منم بهش برسون.

297
00:17:48,880 --> 00:17:50,319
‫الو؟

298
00:17:50,320 --> 00:17:52,119
‫سلام جان.

299
00:17:52,120 --> 00:17:55,120
‫لوسی نباید اون مصاحبه رو انجام بده.
‫باید جلوش رو بگیری.

300
00:17:59,600 --> 00:18:01,039
‫چرا؟

301
00:18:01,040 --> 00:18:02,399
‫حرکت اشتباهیـه.

302
00:18:02,400 --> 00:18:04,159
‫فکر کردی تو اولین کسی هستی
‫که این راه رو امتحان می‌کنه؟

303
00:18:04,160 --> 00:18:06,880
‫کمپر دخل بازیکن‌هایی رو آورده
‫که تو حتی روحتم خبر نداره.

304
00:18:08,280 --> 00:18:10,759
‫کجایی؟

305
00:18:10,760 --> 00:18:11,879
‫مهم نیست.

306
00:18:11,880 --> 00:18:13,040
‫این تنها چیزیـه که مهمه!

307
00:18:14,400 --> 00:18:16,199
‫می‌دونی باهاشون چی کار کردی؟

308
00:18:16,200 --> 00:18:17,559
‫با خانواده‌ات؟

309
00:18:17,560 --> 00:18:21,079
‫البته که می‌دونی. تو هم مثل من،
‫اون حس رو دقیقاً یادت میاد.

310
00:18:21,080 --> 00:18:22,280
‫جلوی مصاحبه رو بگیر.

311
00:18:23,480 --> 00:18:27,679
‫تو اصلاً از کجا خبر داری؟ توی کمبریجی؟

312
00:18:27,680 --> 00:18:32,399
‫با کسی اینجا در تماسی؟ کسی توی کلانتری؟

313
00:18:32,400 --> 00:18:36,199
‫فکر می‌کنی داری همه‌ی این‌ها رو
‫کنار هم می‌چینی، ولی اینطور نیست.

314
00:18:36,200 --> 00:18:39,919
‫جوآن کمپر به یه دلیلی
‫مسئول کلی قتل و کشتاره.

315
00:18:39,920 --> 00:18:42,719
‫رئیس پلیس زیگلر هم به یه دلیلی
‫داشته ماست‌مالی می‌کرده،

316
00:18:42,720 --> 00:18:46,039
‫و تو هم بی‌دلیل زن و بچه‌ات رو
‫ول کردی و رفتی.

317
00:18:46,040 --> 00:18:47,080
‫نظرت چیه؟

318
00:18:49,960 --> 00:18:53,279
‫جیمز، همین الان همه چیز رو بهم بگو.

319
00:18:53,280 --> 00:18:54,320
‫کمکت می‌کنم.

320
00:18:55,320 --> 00:18:57,679
‫همیشه کردم.

321
00:18:57,680 --> 00:19:00,999
‫پس با لوسی تماس بگیر و جلوی مصاحبه رو بگیر.

322
00:19:01,000 --> 00:19:02,279
‫نکنه شماره‌اش رو گم کردی؟

323
00:19:02,280 --> 00:19:04,559
‫لعنتی، جان! من درباره‌ی این خطر
‫اغراق نمی‌کنم!

324
00:19:04,560 --> 00:19:06,359
‫خیلی خیلی جدیـه.

325
00:19:06,360 --> 00:19:07,759
‫باید جلوش رو بگیری!

326
00:19:07,760 --> 00:19:14,200
‫اون کتاب، اون‌همه کد و رمزنگاری،
‫واسه ما بود؟

327
00:19:15,400 --> 00:19:18,639
‫ردپایی برامون گذاشتی که دنبالت بگردیم؟
‫پیدات کنیم؟

328
00:19:18,640 --> 00:19:19,840
‫که کمکت کنیم؟

329
00:19:21,520 --> 00:19:23,440
‫جیمز، اصلاً اون‌ها قابل رمزگشایی بود؟

330
00:19:24,880 --> 00:19:25,920
‫نه.

331
00:19:32,160 --> 00:19:33,520
‫پس خودت بهش بگو.

332
00:19:36,000 --> 00:19:43,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

333
00:19:45,680 --> 00:19:47,399
‫لوسی چی می‌خواست؟

334
00:19:47,400 --> 00:19:50,639
‫چی؟ هیچی. فقط...

335
00:19:50,640 --> 00:19:53,040
‫نمی‌دونست چجوری ویدئو رو تنظیم کنه.

336
00:19:54,080 --> 00:19:55,959
‫خیلی‌خب، این فقط یه دروغ ساده نیست، جان.

337
00:19:55,960 --> 00:19:58,800
‫این دروغ سال ۱۹۹۳ـه.

338
00:20:01,360 --> 00:20:02,599
‫چیه؟

339
00:20:02,600 --> 00:20:05,479
‫به کسی درباره‌ی مصاحبه چیزی گفتی؟

340
00:20:05,480 --> 00:20:07,639
‫مصاحبه‌ی لوسی؟

341
00:20:07,640 --> 00:20:08,760
‫نه؟ چطور مگه؟

342
00:20:13,680 --> 00:20:14,960
‫باشه، بعداً بهش می‌رسیم.

343
00:20:18,720 --> 00:20:19,760
‫خب...

344
00:20:20,760 --> 00:20:22,879
‫- صندوق‌عقب خالی بود، قربان.
‫- معلومه که خالی بود.

345
00:20:22,880 --> 00:20:24,559
‫ما داشتیم با سرعت ۷۰تا می‌رفتیم
‫و اون هنوز پارک کرده بود،

346
00:20:24,560 --> 00:20:26,799
‫وقتی رسیدیم اونجا، رفته بود داخل
‫و لباسش رو هم عوض کرده بود.

347
00:20:26,800 --> 00:20:29,239
‫دقیقاً چقدر بهش آوانس دادین؟

348
00:20:29,240 --> 00:20:30,800
‫مدرک رو سر به نیست کرد...

349
00:20:31,880 --> 00:20:35,679
‫چه مدرکی؟ یه نفر با چاقو کشته شده
‫و سلاح هنوز توی بدنشه.

350
00:20:35,680 --> 00:20:37,639
‫بازداشته؟

351
00:20:37,640 --> 00:20:40,399
‫به چه جرمی؟ به خاطر اینکه نذاشته یه غیرنظامی
‫ماشینش رو بگرده؟ نه، بازداشت نیست.

352
00:20:40,400 --> 00:20:42,999
‫با این حال، داره میاد که ازش بازجویی بشه.

353
00:20:43,000 --> 00:20:44,879
‫داوطلبانه.

354
00:20:44,880 --> 00:20:47,119
‫قاتل‌ها معمولاً این‌کارو می‌کنن؟

355
00:20:47,120 --> 00:20:49,159
‫خب، مطمئن نیستیم که واقعاً قاتل باشه، جان.

356
00:20:49,160 --> 00:20:52,239
‫- تنها کاری که کرد این بود که در صندوق رو باز نکرد.
‫- خیلی هم بی‌ادب بود.

357
00:20:52,240 --> 00:20:56,079
‫راستش احساس می‌کنم کلاً شخصیتش همینجوریـه.

358
00:20:56,080 --> 00:20:58,599
‫می‌فهمم چرا بابام طرفدار اولی بود.

359
00:20:58,600 --> 00:21:01,280
‫اون یکی از تلفن‌های ماست.

360
00:21:03,240 --> 00:21:05,439
‫می‌شه برم خونه، لطفاً؟

361
00:21:05,440 --> 00:21:06,479
‫چی؟

362
00:21:06,480 --> 00:21:08,759
‫فکر کنم...
‫فر رو روشن گذاشتم.

363
00:21:08,760 --> 00:21:10,880
‫صبحانه نیمرو خورده بودم.

364
00:21:12,560 --> 00:21:16,159
‫ویدئوی مسابقه داره به دستمون می‌رسه،

365
00:21:16,160 --> 00:21:18,999
‫علاوه بر اون قضیه‌ای که درباره‌اش گفتم،

366
00:21:19,000 --> 00:21:21,320
‫که خودش داوطلبانه خواست بازجویی بشه...

367
00:21:23,000 --> 00:21:26,519
‫البته بله. ولی احتمالاً هنوز
‫باید برم فر رو خاموش کنم.

368
00:21:26,520 --> 00:21:27,759
‫هوم.

369
00:21:27,760 --> 00:21:28,919
‫درسته.

370
00:21:28,920 --> 00:21:30,960
‫آره...

371
00:21:32,520 --> 00:21:34,480
‫- چیه؟
‫- اول ایمنی.

372
00:21:35,840 --> 00:21:36,999
‫قربان...

373
00:21:37,000 --> 00:21:38,440
‫خواهش می‌کنم. ممنون.

374
00:21:39,840 --> 00:21:41,360
‫خیلی‌خب، بریم.

375
00:21:43,440 --> 00:21:45,079
‫کتاب ضربه‌های نمایشی.

376
00:21:45,080 --> 00:21:47,799
‫- آره.
‫- الان می‌تونم بازش کنم؟

377
00:21:47,800 --> 00:21:50,719
‫- خب دیگه بازش کردی، پس...
‫- حرفت رو پس بگیر.

378
00:21:50,720 --> 00:21:52,080
‫من که...

379
00:22:03,840 --> 00:22:06,319
‫ممنون.

380
00:22:06,320 --> 00:22:08,279
‫پنج دقیقه دیگه میام.

381
00:22:08,280 --> 00:22:09,519
‫واسه خاموش کردن یه فر؟

382
00:22:09,520 --> 00:22:12,480
‫حالا که دارم میرم اونجا،
‫بهتره بقیه‌ی چیزها رو هم چک کنم.

383
00:22:18,000 --> 00:22:19,320
‫لوسی؟!

384
00:22:29,080 --> 00:22:31,999
‫- جان؟
‫- آخ! این‌کارو نکن!

385
00:22:32,000 --> 00:22:33,559
‫توی خونه چی کار می‌کنی؟

386
00:22:33,560 --> 00:22:35,479
‫فکر کردم دنبال اینی که بفهمی
‫کی اون اسنوکرباز رو کشته؟

387
00:22:35,480 --> 00:22:38,039
‫تقریباً مطمئنم کار یه اسنوکرباز دیگه بوده.

388
00:22:38,040 --> 00:22:39,199
‫پس کارت تموم شد؟

389
00:22:39,200 --> 00:22:42,359
‫خب نه، چون موقع قتل اصلاً اونجا نبوده.

390
00:22:42,360 --> 00:22:44,679
‫تماس بی‌پاسخ نداشتی؟

391
00:22:44,680 --> 00:22:46,119
‫چی؟ نه، از کی؟

392
00:22:46,120 --> 00:22:48,279
‫اس‌ام‌اس، پیام، ایمیل؟

393
00:22:48,280 --> 00:22:52,159
‫اونجایی رو چک کن که پیام‌های بی‌اهمیت میرن.

394
00:22:52,160 --> 00:22:53,200
‫هرزنامه‌ها؟

395
00:22:54,280 --> 00:22:57,399
‫باشه...

396
00:22:57,400 --> 00:23:00,479
‫نه، هیچی نیست.
‫منتظر پیام کی هستم؟

397
00:23:00,480 --> 00:23:01,560
‫نمی‌دونم.

398
00:23:02,880 --> 00:23:05,719
‫- نمی‌دونی؟
‫- نه.

399
00:23:05,720 --> 00:23:07,240
‫خیلی‌خب...

400
00:23:08,520 --> 00:23:10,159
‫چیزی هست که بهم نمیگی؟

401
00:23:10,160 --> 00:23:12,399
‫تو دیگه شروع نکن.
‫شبیه راسل حرف می‌زنی.

402
00:23:12,400 --> 00:23:14,800
‫خیلی چیزها هست که ما به راسل نمیگیم!

403
00:23:16,720 --> 00:23:19,079
‫واقعاً مجبور نیستی این کار رو بکنی.

404
00:23:19,080 --> 00:23:23,279
‫من... نگرانم که بهت فشار آورده باشم.

405
00:23:23,280 --> 00:23:26,319
‫جان، تو حتی نمی‌تونی به یه موش فشار بیاری.

406
00:23:26,320 --> 00:23:30,599
‫نه ببین، خودت گفتی اون داره بازی می‌کنه

407
00:23:30,600 --> 00:23:32,800
‫و یکی از ما باید پای میز بازی باشه.

408
00:23:34,240 --> 00:23:35,880
‫اصلاً زنگی نداشتی؟

409
00:23:37,200 --> 00:23:38,680
‫باشه، چه خبره؟

410
00:23:40,120 --> 00:23:45,160
‫فقط ترسیدم لوسی، باشه؟ فقط ترسیدم.

411
00:23:46,560 --> 00:23:48,279
‫گوشیت روشن باشه.

412
00:23:48,280 --> 00:23:50,319
‫همه چیز درست می‌شه.

413
00:23:50,320 --> 00:23:51,360
‫قول میدم.

414
00:23:56,760 --> 00:23:58,040
‫جان؟

415
00:23:59,600 --> 00:24:02,840
‫ساعت ۴ـه، اگه می‌خوای اون دور و برا باشی.

416
00:24:26,920 --> 00:24:29,240
‫- خب، بریم دیگه.
‫- آره.

417
00:24:33,960 --> 00:24:35,479
‫از دنده عقب گرفتن متنفرم.

418
00:24:35,480 --> 00:24:37,159
‫تو که دنده عقب نمیگیری.

419
00:24:37,160 --> 00:24:40,280
‫- فرت چطور بود؟
‫- چی؟ اوه... خیلی خوب، ممنون.

420
00:24:50,560 --> 00:24:53,519
‫- گروهبان کول کجاست؟
‫- داره پارک می‌کنه.

421
00:24:53,520 --> 00:24:56,319
‫بهم گفت پیاده شم چون داشتم عصبیـش می‌کردم.

422
00:24:56,320 --> 00:24:58,439
‫خیلی‌خب، مافوق می‌خواد باهامون حرف بزنه.

423
00:24:58,440 --> 00:25:00,240
‫- درباره‌ی چی؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

424
00:25:01,280 --> 00:25:03,199
‫جدی، درباره‌ی چی؟

425
00:25:03,200 --> 00:25:05,000
‫جداً، هیچ ایده‌ای ندارم.

426
00:25:09,840 --> 00:25:11,120
‫آقای تیلور...

427
00:25:13,520 --> 00:25:14,560
‫لودویگ.

428
00:25:17,120 --> 00:25:18,839
‫حدس می‌زنم از تحقیقاتی که توی زیرزمین

429
00:25:18,840 --> 00:25:20,639
‫- داره انجام می‌شه خبر داری؟
‫- نه.

430
00:25:20,640 --> 00:25:23,320
‫- چرا خبر داری، جان.
‫- آره، خبر دارم.

431
00:25:24,560 --> 00:25:27,399
‫یه سند پیدا کردیم، دست‌نویس، اسکن شده،

432
00:25:27,400 --> 00:25:28,600
‫کاملاً کدگذاری شده.

433
00:25:29,800 --> 00:25:31,800
‫فکر می‌کنیم تو بتونی کمک کنی.

434
00:25:33,000 --> 00:25:35,559
‫من پیشنهاد دادم حالا که شما رو در اختیار داریم،

435
00:25:35,560 --> 00:25:39,559
‫استفاده نکردن ازتون ممکنه
‫از دست دادن یه فرصت باشه.

436
00:25:39,560 --> 00:25:41,519
‫صددرصد، می‌تونم کمک کنم.

437
00:25:41,520 --> 00:25:44,039
‫بده من، پنج دقیقه‌ای تمومش می‌کنم.

438
00:25:44,040 --> 00:25:45,559
‫این اطلاعات محرمانه‌ست.

439
00:25:45,560 --> 00:25:48,360
‫می‌خوایم بهمون بگی چجوری حلش کنیم.

440
00:25:49,840 --> 00:25:51,320
‫اینکه فقط نصف یه خطه.

441
00:25:55,240 --> 00:25:56,840
‫بیشتر از این لازم دارم.

442
00:26:03,840 --> 00:26:05,560
‫اینم نصف دیگه‌ی اون خط.

443
00:26:09,600 --> 00:26:11,079
‫هنوز کافی نیست.

444
00:26:11,080 --> 00:26:13,040
‫یه کاری کن کافی باشه.

445
00:26:15,480 --> 00:26:16,520
‫سعیـم رو می‌کنم.

446
00:26:18,160 --> 00:26:19,360
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

447
00:26:30,040 --> 00:26:31,959
‫خب، چی نوشته؟

448
00:26:31,960 --> 00:26:33,319
‫نمی‌دونم.

449
00:26:33,320 --> 00:26:34,880
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً.

450
00:26:36,080 --> 00:26:39,719
‫اگه رمزش رو شکستی، اول میای پیش خودم.

451
00:26:39,720 --> 00:26:41,559
‫قبل از اون مامور امنیتی؟

452
00:26:41,560 --> 00:26:45,599
‫بله جان. قبل از معاون رئیس پلیس.

453
00:26:45,600 --> 00:26:46,640
‫البته قربان.

454
00:27:04,600 --> 00:27:07,479
‫آقای اسلون، ممنون که داوطلب شدی
‫باهامون حرف بزنی...

455
00:27:07,480 --> 00:27:09,959
‫چرا وقتی ازت خواستم، در صندوق رو باز نکردی؟

456
00:27:09,960 --> 00:27:11,919
‫از لحن حرف زدنت خوشم نیومد.

457
00:27:11,920 --> 00:27:14,279
‫در ضمن، تو چت شد؟ کلاً تو باغ نبودی یا چی؟

458
00:27:14,280 --> 00:27:16,000
‫همینجوری این شکلی وایساده بود.

459
00:27:19,320 --> 00:27:22,079
‫دیشب یه نفر کشته شده، آقای اسلون.

460
00:27:22,080 --> 00:27:25,599
‫آره، منم که اینجام، مگه نه؟ داوطلبانه.

461
00:27:25,600 --> 00:27:27,719
‫چرا خودت خواستی که ازت بازجویی بشه؟

462
00:27:27,720 --> 00:27:28,839
‫که بهتون کمک کنم.

463
00:27:28,840 --> 00:27:30,919
‫یه خلاصه‌ای از تاریخچه‌ی خودم و اولی بهتون بدم.

464
00:27:30,920 --> 00:27:33,519
‫- که دیگه لازم نباشه برین دنبالش.
‫- ما همین الانشم تاریخچه‌تون رو می‌دونیم.

465
00:27:33,520 --> 00:27:36,600
‫یه بار توی یه فینال اسنوکر مهم
‫بازی کردین و اون بردتون.

466
00:27:38,800 --> 00:27:40,519
‫می‌دونین که اون دوتا کوچه
‫بالاتر از من بزرگ شد،

467
00:27:40,520 --> 00:27:43,039
‫- و همون مدرسه‌ای رفت که من می‌رفتم؟
‫- و باهم دوست بودین؟

468
00:27:43,040 --> 00:27:44,799
‫نه، باهم دوست نبودیم.
‫اون یه آدم عجیب‌غریب بود.

469
00:27:44,800 --> 00:27:47,439
‫- پاتوقش کتابخونه بود.
‫- پس اهل مطالعه نیستی؟

470
00:27:47,440 --> 00:27:49,119
‫من بیشتر بچه‌ی خرت‌وپرت
‫جمع کردن و فنی بودم.

471
00:27:49,120 --> 00:27:51,039
‫اون عشق معما و اینجور چیزها بود.

472
00:27:51,040 --> 00:27:53,960
‫- فکر کنم شما دوتا باهم می‌ساختین.
‫- خب، هیچوقت نمی‌فهمیم، مگه نه؟

473
00:27:55,920 --> 00:27:59,799
‫خیلی نسبت به مرگش بیخیال
‫به نظر می‌رسی، آقای اسلون.

474
00:27:59,800 --> 00:28:02,759
‫چرا نباشم؟ اون یارو زندگیم رو نابود کرد.

475
00:28:02,760 --> 00:28:05,960
‫اولیور کوی دقیقاً چجوری زندگیت رو نابود کرد؟

476
00:28:08,880 --> 00:28:11,799
‫من بازی رو از هشت سالگی
‫روی میز سایز بزرگ شروع کردم.

477
00:28:11,800 --> 00:28:14,079
‫این رو یادداشت کن و کارم خوب بود.

478
00:28:14,080 --> 00:28:15,280
‫واقعاً کارم خوب بود.

479
00:28:16,440 --> 00:28:19,959
‫بچه‌های محله‌ی ما اون موقع؟
‫فرصت‌های زیادی نداشتن.

480
00:28:19,960 --> 00:28:22,799
‫شاید مثل خرخون‌ها نبودم،
‫ولی اونقدر باهوش بودم که بدونم

481
00:28:22,800 --> 00:28:24,679
‫اگه بخوام، یه راه فرار دارم.

482
00:28:24,680 --> 00:28:26,360
‫و واقعاً هم می‌خواستمش.

483
00:28:27,680 --> 00:28:29,679
‫مدرسه رو می‌پیچوندم تا تمرین کنم.

484
00:28:29,680 --> 00:28:32,039
‫تندتند اخراج می‌شدم، ولی باز ادامه می‌دادم.

485
00:28:32,040 --> 00:28:34,719
‫جمعه شب‌ها که همه دنبال لاس زدن
‫و اینجور کارها بودن،

486
00:28:34,720 --> 00:28:37,519
‫من توی باشگاه اسنوکر بودم، توپ‌ها رو می‌چیدم
‫و یکی‌یکی می‌انداختم تو.

487
00:28:37,520 --> 00:28:39,679
‫فقط به هدفم فکر می‌کردم. بدون حواس‌پرتی.

488
00:28:39,680 --> 00:28:41,880
‫از اینجا بزنم بیرون!
‫برم اون بالا بالاها! همه رو ببرم!

489
00:28:43,800 --> 00:28:45,880
‫حالا حدس بزن مجبور بودم
‫همه‌ی این‌ها رو با کی شریک شم.

490
00:28:48,520 --> 00:28:52,159
‫بچه‌کتابخونه‌ای کتاب‌هاش رو
‫گذاشت خونه، اومد توی قلمروی من،

491
00:28:52,160 --> 00:28:55,960
‫پُز می‌داد، مسخره‌بازی درمی‌آورد،
‫ضربه‌های نمایشی مسخره‌اش رو می‌زد.

492
00:28:57,360 --> 00:28:59,759
‫واسه رسیدن به اونجا
‫حتی یه قطره عرق هم نریخته بود.

493
00:28:59,760 --> 00:29:01,079
‫بازی رو جدی نمی‌گرفت.

494
00:29:01,080 --> 00:29:03,560
‫به مهارت اعتقادی نداشت،
‫می‌گفت همه‌اش فیزیکـه.

495
00:29:04,920 --> 00:29:08,519
‫نمی‌تونستم صبر کنم تا اون لبخند
‫احمقانه‌ی زشت رو از روی صورتش پاک کنم.

496
00:29:08,520 --> 00:29:12,359
‫و بعدش توی فینال ۲۰۰۵،
‫تو رو شکست داد.

497
00:29:12,360 --> 00:29:15,959
‫شانس بود رفیق، شانس!
‫می‌دونی، من رو یاد اون می‌اندازی.

498
00:29:15,960 --> 00:29:18,760
‫اون تنها فینال معتبرت بود.

499
00:29:20,160 --> 00:29:23,759
‫۱۲تا نیمه‌نهایی، کارآگاه. ۱۲تا.
‫راستی، این خودش یه رکورده.

500
00:29:23,760 --> 00:29:25,799
‫این رو تو اون دفترچه‌ی کوچولوت یادداشت کن.

501
00:29:25,800 --> 00:29:28,479
‫پس اون تنها شانس تو برای قهرمانی بود...

502
00:29:28,480 --> 00:29:29,759
‫توی کل دوران حرفه‌ایت؟

503
00:29:29,760 --> 00:29:31,919
‫و طبق اعتراف عجیب خودت،

504
00:29:31,920 --> 00:29:34,879
‫ادعا می‌کنی که در نتیجه،
‫اون زندگی تو رو نابود کرده؟

505
00:29:34,880 --> 00:29:36,359
‫کجای این حرف عجیبه؟

506
00:29:36,360 --> 00:29:38,479
‫چیزی که عجیبه آقای اسلون،

507
00:29:38,480 --> 00:29:41,639
‫اینـه که تو مظنون یه پرونده‌ی قتلی
‫و داری داوطلبانه...

508
00:29:41,640 --> 00:29:46,559
‫یه انگیزه‌ی به شدت قوی برای انجامش به ما میدی.

509
00:29:46,560 --> 00:29:48,999
‫حتماً. چیزیه که خودتون هم
‫به هر حال می‌فهمیدید.

510
00:29:49,000 --> 00:29:51,319
‫فقط خواستم در زمان‌تون صرفه‌جویی کرده باشم.

511
00:29:51,320 --> 00:29:53,359
‫اعتراف کردن بیشتر وقت رو ذخیره می‌کنه.

512
00:29:53,360 --> 00:29:55,999
‫خب، خیلی دوست داشتم، ولی موقع قتل
‫جلوی دوربین بودم.

513
00:29:56,000 --> 00:29:57,839
‫اشکالی نداره، بازم می‌تونی اعتراف کنی.

514
00:29:57,840 --> 00:30:00,119
‫آره، احتمالاً اول باید بفهمم
‫چجوری انجامش دادم،

515
00:30:00,120 --> 00:30:02,759
‫و راستش، از نظر من
‫کاملاً غیرممکن به نظر می‌رسه.

516
00:30:02,760 --> 00:30:04,679
‫شما فرضیه‌ای دارید، یا...

517
00:30:04,680 --> 00:30:08,439
‫نه؟ اونجاها محله‌ی چندان جالبی نیست، مگه نه؟

518
00:30:08,440 --> 00:30:10,359
‫فکر کنم پاتوق اکثر موادکِش‌هاست.

519
00:30:10,360 --> 00:30:11,999
‫شاید یکی‌شون زودتر رفته باشه تو؟

520
00:30:12,000 --> 00:30:14,239
‫چجوری دوباره اومده بیرون؟

521
00:30:14,240 --> 00:30:16,719
‫نمی‌دونم. جماعت کلکی هستن.
‫همیشه دنبال دزدیـن.

522
00:30:16,720 --> 00:30:18,559
‫چک کردین ببینین
‫چیزی کش رفته شده یا نه؟

523
00:30:18,560 --> 00:30:20,479
‫کیف پول اولیور کوی گم شده.

524
00:30:20,480 --> 00:30:22,800
‫جداً؟ باید این رو بهم می‌گفت؟

525
00:30:24,520 --> 00:30:26,679
‫اون خوب می‌دونه
‫که یه کیف پول گم شده!

526
00:30:26,680 --> 00:30:28,719
‫نه نمی‌دونم.
‫نمی‌دونستم اصلاً کیف پول داره.

527
00:30:28,720 --> 00:30:31,879
‫- کیه که کیف پول نداشته باشه؟
‫- ظاهراً اون، از قرار معلوم.

528
00:30:31,880 --> 00:30:33,799
‫قطعاً شبیه یه سرقت ناشیانـه‌ست، مگه نه؟

529
00:30:33,800 --> 00:30:35,679
‫تعجب می‌کنی اگه بدونی چقدر پیش میاد.

530
00:30:35,680 --> 00:30:36,800
‫آره، باشه.

531
00:30:40,800 --> 00:30:41,920
‫چیز دیگه‌ای نیست، پسرا؟

532
00:31:04,200 --> 00:31:06,919
‫- خانم بتس، سلام.
‫- سلام...

533
00:31:06,920 --> 00:31:09,119
‫اون حدود ۲۰ دقیقه تاخیر داره.

534
00:31:09,120 --> 00:31:12,079
‫جلسه‌اش توی زومـه،
‫واسه همین زیاد طول نمی‌کشه.

535
00:31:12,080 --> 00:31:13,360
‫می‌خواید بشینید؟

536
00:31:16,320 --> 00:31:18,919
‫قشنگ نیستن؟

537
00:31:18,920 --> 00:31:19,960
‫جوآن این‌ها رو واسم گرفت.

538
00:31:21,080 --> 00:31:23,279
‫فکر کنم بهشون میگن دومینو.

539
00:31:23,280 --> 00:31:24,959
‫- کِی؟
‫- همین امروز.

540
00:31:24,960 --> 00:31:26,879
‫اون از این کارها زیاد می‌کنه.

541
00:31:26,880 --> 00:31:30,080
‫این دقیقاً همون رویی از اونه
‫که مردم هیچوقت نمی‌بینن.

542
00:31:36,440 --> 00:31:39,959
‫نگاش کن. جوری بازی می‌کنه
‫که انگار زندگیش به این بازی بستگی داره.

543
00:31:39,960 --> 00:31:41,559
‫یه حرکت مخصوص از اسلون.

544
00:31:41,560 --> 00:31:43,079
‫جای هیچ شک و تردیدی نیست.

545
00:31:43,080 --> 00:31:45,639
‫اون کل مدت همونجا بوده.

546
00:31:45,640 --> 00:31:48,199
‫- ولی قطعاً اون انجامش داده.
‫- چه ضربه‌ی خوبی!

547
00:31:48,200 --> 00:31:49,679
‫نداده؟

548
00:31:49,680 --> 00:31:52,039
‫نه با یه بهانه‌ی عدم‌حضور غیرقابل‌انکار.

549
00:31:52,040 --> 00:31:54,759
‫ببین، من قبلاً هم با آدم‌هایی
‫مثل دنی اسلون برخورد داشتم، جان.

550
00:31:54,760 --> 00:31:58,199
‫کسایی که از بازجویی شدن
‫لذت می‌برن، مخصوصاً...

551
00:31:58,200 --> 00:32:01,319
‫- اگه بدونن که کار اون‌ها نبوده.
‫- یا معتقد باشن که ما نمی‌تونیم ثابتش کنیم.

552
00:32:01,320 --> 00:32:04,279
‫ولی ضربه‌ی خوبی بود.
‫باید اعتراف کنی.

553
00:32:04,280 --> 00:32:07,280
‫بود؟ به نظر من که خیلی ساده اومد.

554
00:32:09,640 --> 00:32:12,720
‫- تو اسنوکر بلدی؟
‫- حدس می‌زنم آره.

555
00:32:14,480 --> 00:32:15,520
‫خیلی‌خب...

556
00:32:18,240 --> 00:32:19,280
‫بفرما.

557
00:32:32,080 --> 00:32:33,400
‫بسیارخب.

558
00:32:42,280 --> 00:32:43,320
‫اوه...

559
00:32:45,200 --> 00:32:46,800
‫حرفم رو پس میگیرم.

560
00:32:49,800 --> 00:32:52,400
‫اسنوکر خیلی پیچیده‌تر از چیزیـه
‫که فکر می‌کردم.

561
00:32:55,560 --> 00:32:57,359
‫باید این رو جواب بدم.

562
00:32:57,360 --> 00:32:58,440
‫جان!

563
00:33:03,000 --> 00:33:04,800
‫باید استیو باشه.

564
00:33:06,720 --> 00:33:09,440
‫موندم چه‌جور آدمیه؟ استیو.

565
00:33:15,240 --> 00:33:16,280
‫خوب بود.

566
00:33:20,800 --> 00:33:22,879
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
‫کجایی؟

567
00:33:22,880 --> 00:33:26,840
‫توی دستشویی جوآن کمپر هستم، چند قدم
‫اون‌طرف‌تر از دستیار شخصی جوآن کمپر.

568
00:33:27,840 --> 00:33:31,359
‫تو کجایی؟
‫همین نزدیکی‌هایی؟

569
00:33:31,360 --> 00:33:35,439
‫چون واقعاً فکر می‌کنم
‫اون گل‌فروشه آمارم رو داده.

570
00:33:35,440 --> 00:33:38,399
‫چجوری آخه؟ از اسم واقعیت
‫که استفاده نکردی، کردی؟

571
00:33:38,400 --> 00:33:41,519
‫نه، معلومه که از اسم واقعیم استفاده نکردم!

572
00:33:41,520 --> 00:33:43,560
‫آخه، امکان نداره که اون بتونه...

573
00:33:50,680 --> 00:33:53,639
‫به هر حال، مهم نیست چجوری
‫این کار رو کرده، ولی کرده،

574
00:33:53,640 --> 00:33:59,640
‫چون یه دسته‌گل بزرگ دومینو
‫اون بیرون روی میزه.

575
00:34:00,880 --> 00:34:03,079
‫- یه دسته‌گل...؟
‫- گل‌های سیاه و سفید، جان،

576
00:34:03,080 --> 00:34:04,519
‫درست مثل همون‌هایی که من خریدم.

577
00:34:04,520 --> 00:34:09,359
‫اون‌ها اصلاً معمولی یا ارزون نیستن،
‫با اینحال اینجا نشستن.

578
00:34:09,360 --> 00:34:11,759
‫اونجا گذاشته شده تا تو ببینی.

579
00:34:11,760 --> 00:34:13,240
‫واقعاً یه بازیـه.

580
00:34:15,040 --> 00:34:19,639
‫یه بازی واقعی. نه استعاری،
‫بلکه یه بازی نوبتی واقعی.

581
00:34:19,640 --> 00:34:22,559
‫نوبت ما، نوبت اون،
‫نوبت ما، نوبت اون.

582
00:34:22,560 --> 00:34:24,400
‫همه همین‌کار رو می‌کنن؟!

583
00:34:26,000 --> 00:34:29,399
‫- چی؟
‫- همه امروز انگار بازی در آوردن!

584
00:34:29,400 --> 00:34:31,799
‫بازی‌های سرگرم‌کننده هم نه،
‫نه بازی‌های خوب.

585
00:34:31,800 --> 00:34:33,279
‫نه، از اون بازی‌های رو مخ و متکبرانه.

586
00:34:33,280 --> 00:34:35,839
‫از مدلِ تو‌نمی‌دونی‌من‌چی‌می‌دونم.

587
00:34:35,840 --> 00:34:37,719
‫درست مثل خودش.

588
00:34:37,720 --> 00:34:39,120
‫درست مثل کمپر.

589
00:34:42,000 --> 00:34:46,520
‫خدای من، واقعاً گند زدم، نه؟
‫همه چیز رو خراب کردم.

590
00:34:48,280 --> 00:34:49,320
‫ام...

591
00:34:53,720 --> 00:34:55,799
‫خب، سکوتت گویای همه چیزه.

592
00:34:55,800 --> 00:35:00,719
‫هوم؟ چی؟
‫ببخشید، حواسم نبود.

593
00:35:00,720 --> 00:35:02,319
‫لوسی...

594
00:35:02,320 --> 00:35:08,039
‫فکر کنم قاتل داره با من اسنوکر بازی می‌کنه.

595
00:35:08,040 --> 00:35:10,199
‫فکر کردی الان وقت مناسبیه
‫که این رو به من بگی؟

596
00:35:10,200 --> 00:35:13,519
‫من توی دستشویی جوآن کمپر نشستم!
‫تو اصلاً کجایی؟

597
00:35:13,520 --> 00:35:15,759
‫گفته بودی که میای!

598
00:35:15,760 --> 00:35:17,240
‫میام.

599
00:35:21,920 --> 00:35:24,599
‫ببین، اصلاً ولش کن، زحمت نکش.

600
00:35:24,600 --> 00:35:28,159
‫خیلی‌خب، من فقط می‌خوام
‫صداهای عق‌زدن خیلی بلند دربیارم

601
00:35:28,160 --> 00:35:29,680
‫و بعدش هم برم خونه.

602
00:35:32,000 --> 00:35:33,040
‫نه، این کار رو نمی‌کنی.

603
00:35:34,800 --> 00:35:40,480
‫میری اون بیرون،
‫روبروش می‌شینی... و خونسرد رفتار می‌کنی.

604
00:35:43,440 --> 00:35:44,839
‫باشه، از پسش برمیام.

605
00:35:44,840 --> 00:35:46,199
‫خوبه.

606
00:35:46,200 --> 00:35:48,639
‫چون نوبت ماست.

607
00:35:48,640 --> 00:35:51,160
‫و فکر کنم یه حرکتی دارم
‫که می‌تونی ازش استفاده کنی.

608
00:35:54,960 --> 00:35:57,599
‫جان! جان!

609
00:35:57,600 --> 00:35:59,039
‫اینجایی.

610
00:35:59,040 --> 00:36:02,279
‫این رو ببین،
‫قوانین اولیور برای یه ضربه‌ی نمایشی.

611
00:36:02,280 --> 00:36:07,839
‫چیدن میز، نمایش غیرممکن، برهم‌زدن انتظارات.

612
00:36:07,840 --> 00:36:09,199
‫خب که چی؟

613
00:36:09,200 --> 00:36:12,559
‫خب، این چیز اینجا،
‫مغز یه بازیکن اسنوکره.

614
00:36:12,560 --> 00:36:16,080
‫اون‌ها اینجوری فکر می‌کنن. همه‌شون.

615
00:36:23,160 --> 00:36:26,919
‫دنی داشت یه چیزی رو
‫توی صندوق عقب ماشینش می‌ذاشت،

616
00:36:26,920 --> 00:36:30,839
‫یا در واقع فکر کنم داشت زیر ماشینش
‫دنبال یه چیزی می‌گشت.

617
00:36:30,840 --> 00:36:32,680
‫فکر نکنم پیداش کرده باشه.

618
00:36:33,920 --> 00:36:37,239
‫ببین، می‌شه منم در جریان بذاری؟

619
00:36:37,240 --> 00:36:39,079
‫خودم هم هنوز دارم می‌فهممش.

620
00:36:39,080 --> 00:36:42,359
‫از پشت به اولیور چاقو زدن.

621
00:36:42,360 --> 00:36:43,999
‫دقیقاً کجا؟

622
00:36:44,000 --> 00:36:45,160
‫دقیقاً اینجا، جان.

623
00:36:49,040 --> 00:36:50,719
‫داری چی کار می‌کنی؟

624
00:36:50,720 --> 00:36:52,280
‫این چیه، ببین؟

625
00:36:55,680 --> 00:36:58,040
‫یه لوله‌ی شکسته‌ست.
‫کشف خوبی بود.

626
00:37:01,880 --> 00:37:04,920
‫- بدترش نکن، جان!
‫- از پشت خنجر خورده...

627
00:37:06,520 --> 00:37:09,599
‫بفرما! باید همون میز باشه.

628
00:37:09,600 --> 00:37:12,359
‫- برو یه نگاهی به اون‌ها بنداز...
‫- جاچوبی‌ها.

629
00:37:12,360 --> 00:37:14,640
‫- مواظب باش، لطفاً.
‫- جاچوبی‌ها.

630
00:37:31,960 --> 00:37:33,759
‫تیم صحنه‌ی جرم حتماً این رو ندیده.

631
00:37:33,760 --> 00:37:35,640
‫چی رو ندیدن؟

632
00:37:36,760 --> 00:37:40,279
‫یه تیکه نخه. فکر کنم
‫فقط نادیده‌اش گرفتن، جان.

633
00:37:40,280 --> 00:37:42,639
‫کار احمقانـه‌ای کردن.
‫این یه مدرک محکمه.

634
00:37:42,640 --> 00:37:45,959
‫بسیارخب، بگو یکی بیارتش اینجا،
‫من همه‌ی اون...

635
00:37:45,960 --> 00:37:48,639
‫قضیه‌ی اینجوری‌انجامش‌داد رو
‫اونجا توی سالن اصلی اجرا می‌کنم.

636
00:37:48,640 --> 00:37:51,680
‫بعدش واقعاً باید برم.
‫مشکلی نیست؟

637
00:37:53,680 --> 00:37:54,759
‫آره.

638
00:37:54,760 --> 00:37:55,800
‫باشه.

639
00:38:05,000 --> 00:38:12,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

640
00:38:26,880 --> 00:38:28,799
‫خانم بتس...

641
00:38:28,800 --> 00:38:31,199
‫- از دیدن‌تون خوشحالم.
‫- سلام.

642
00:38:31,200 --> 00:38:35,160
‫لطفاً بشینید. شروع کنیم؟

643
00:38:36,240 --> 00:38:39,159
‫بسیارخب. داره ضبط می‌شه.

644
00:38:39,160 --> 00:38:41,959
‫پس بهتره حرف خطرناک نزنم!

645
00:38:41,960 --> 00:38:43,199
‫بله...

646
00:38:43,200 --> 00:38:47,759
‫فقط محض کنجکاوی،
‫چرا با این مصاحبه موافقت کردید؟

647
00:38:47,760 --> 00:38:51,119
‫هانا، دستیار شخصیم،
‫اون گفت که باید انجامش بدم.

648
00:38:51,120 --> 00:38:53,359
‫گفت که شما خیلی مهربون هستید.

649
00:38:53,360 --> 00:38:55,759
‫و البته به خاطر نفع شخصی.

650
00:38:55,760 --> 00:38:58,279
‫این پرتیراژترین روزنامه‌ی کمبریجه.

651
00:38:58,280 --> 00:38:59,320
‫جداً؟

652
00:39:00,600 --> 00:39:02,119
‫واقعاً؟

653
00:39:02,120 --> 00:39:03,160
‫بله...

654
00:39:04,960 --> 00:39:09,679
‫وای! بله خب... پس دختر ناف کمبریج هستید؟

655
00:39:09,680 --> 00:39:11,639
‫قطعاً همینطوره، بله.

656
00:39:11,640 --> 00:39:15,519
‫منظورم اینـه که، پدرم تقریباً
‫کل زندگیش کرسیِ اینجا رو داشت،

657
00:39:15,520 --> 00:39:18,319
‫بنابراین امیدوارم که به اندازه‌ی کافی
‫بهش ادای احترام کرده باشم.

658
00:39:18,320 --> 00:39:20,759
‫پس از بچگی وارد سیاست شدید؟

659
00:39:20,760 --> 00:39:23,519
‫خدای من، معلومه که نه!
‫نه، من عاشق عروسک‌های پولیشی بودم!

660
00:39:23,520 --> 00:39:27,199
‫منم همینطور.

661
00:39:27,200 --> 00:39:29,999
‫نه، در واقع دوران دانشگاه بود.

662
00:39:30,000 --> 00:39:33,640
‫کم‌کم وارد فعالیت‌های
‫انجمن صنفی دانشجویان شدم.

663
00:39:36,000 --> 00:39:37,439
‫دوست دارید در مورد

664
00:39:37,440 --> 00:39:39,760
‫دوران دانشگاهم بشنوید، خانم بتس؟

665
00:39:43,640 --> 00:39:44,959
‫خب من...

666
00:39:44,960 --> 00:39:46,759
‫فکر می‌کنید خواننده‌هاتون دوست داشته باشن؟

667
00:39:46,760 --> 00:39:48,280
‫احتمالاً بله، دوست دارن.

668
00:40:00,840 --> 00:40:02,119
‫جان؟

669
00:40:02,120 --> 00:40:04,360
‫چی؟ اینجایی.

670
00:40:06,320 --> 00:40:09,320
‫- خوبه.
‫- چی یادت رفته بود ازم بپرسی؟ عکس سلفی؟

671
00:40:11,400 --> 00:40:14,439
‫اگه... اشکالی نداره،
‫میرم سر اصل مطلب.

672
00:40:14,440 --> 00:40:18,599
‫می‌فهمم چرا فکر کردی
‫آقای کوی و من شبیه هم بودیم.

673
00:40:18,600 --> 00:40:23,519
‫اون هم واقعاً مثل من
‫عاشق معما به نظر می‌رسه، نه؟

674
00:40:23,520 --> 00:40:26,719
‫البته این‌ها معما نیستن.
‫کلکـن.

675
00:40:26,720 --> 00:40:29,279
‫شما یه کلک رو حل نمی‌کنید.

676
00:40:29,280 --> 00:40:30,839
‫چی؟ خب که چی؟

677
00:40:30,840 --> 00:40:33,199
‫که یعنی من مغز معماحل‌کن دارم.

678
00:40:33,200 --> 00:40:36,519
‫اولیور کوی مغز اسنوکری داشت.

679
00:40:36,520 --> 00:40:39,959
‫می‌تونی حدس بزنی کدوم یکی از ما
‫در واقع بیشتر شبیه اون بود؟

680
00:40:39,960 --> 00:40:41,919
‫من هیچ شباهتی به اولیور کوی ندارم.

681
00:40:41,920 --> 00:40:44,359
‫از لحاظ شخصیتی نه، ندارم.

682
00:40:44,360 --> 00:40:48,519
‫بذار با این شروع کنم که بهم گفتن
‫اون یه آدم بی‌ذوق، تلخ،

683
00:40:48,520 --> 00:40:51,159
‫آدمکش و یه بازنده‌ی بدبخت کینه‌ای نبوده.

684
00:40:51,160 --> 00:40:53,599
‫تو نمی‌تونی اینجوری با من حرف بزنی
‫چون پلیسی!

685
00:40:53,600 --> 00:40:55,599
‫در حقیقت،
‫من مشاور صحنه‌ی جرم هستم.

686
00:40:55,600 --> 00:40:57,679
‫هر کاری دلم بخواد می‌تونم بکنم.

687
00:40:57,680 --> 00:41:00,319
‫- راسته؟
‫- ظاهراً که، آره.

688
00:41:00,320 --> 00:41:01,680
‫تایید می‌شه، آره.

689
00:41:04,000 --> 00:41:05,799
‫خب پس، از چه لحاظ شبیه اونم؟

690
00:41:05,800 --> 00:41:08,519
‫خب، تو مثل اون فکر می‌کنی، مگه نه؟

691
00:41:08,520 --> 00:41:11,359
‫تقریباً ۲۰ سال گذشته و هنوزم این کار...

692
00:41:11,360 --> 00:41:13,559
‫به طور دیوانه‌کننده‌ای برات ذاتی نیست.

693
00:41:13,560 --> 00:41:15,679
‫باید واقعاً براش تلاش کنی.

694
00:41:15,680 --> 00:41:19,159
‫اما در نهایت، جفت‌تون مثل هم فکر می‌کنید.

695
00:41:19,160 --> 00:41:20,320
‫کاملاً اسنوکری.

696
00:41:22,040 --> 00:41:26,040
‫واسه همینه که تهش با یه
‫ضربه‌ی نمایشی استعاری، اون رو کشتی.

697
00:41:27,320 --> 00:41:31,239
‫لازمه برات توضیح بدم
‫چجوری انجامش دادی یا...

698
00:41:31,240 --> 00:41:32,280
‫آره.

699
00:41:33,720 --> 00:41:35,439
‫خیلی‌خب، پس.

700
00:41:35,440 --> 00:41:39,600
‫مثل تمام ضربه‌های نمایشی،
‫اولین بخش، چیدمانـه.

701
00:41:51,120 --> 00:41:53,679
‫خب، تو خودت گفتی که همه‌جا رو
‫انگشت‌نگاری کردی.

702
00:41:53,680 --> 00:41:55,559
‫راستی، حرکت هوشمندانـه‌ای بود.

703
00:41:55,560 --> 00:41:57,719
‫قاتل‌های بیشتری باید این رو بگن.

704
00:41:57,720 --> 00:41:59,079
‫من ترجیح میدم نگن.

705
00:41:59,080 --> 00:42:00,719
‫بعدش ضربه رو زدی.

706
00:42:00,720 --> 00:42:02,639
‫نقشه رو به جریان انداختی.

707
00:42:02,640 --> 00:42:05,359
‫سرنوشت اولیور کوی
‫دیگه تقریباً مهروموم شده بود.

708
00:42:05,360 --> 00:42:08,999
‫فقط یه چیز دیگه برای تضمینش مونده بود.

709
00:42:09,000 --> 00:42:11,039
‫تو واقعاً مجبور بودی بازی رو ببری.

710
00:42:11,040 --> 00:42:12,719
‫این حیاتی بود.

711
00:42:12,720 --> 00:42:16,359
‫کل نقشه‌ات کاملاً
‫به باخت اولیور کوی بستگی داشت...

712
00:42:16,360 --> 00:42:19,199
‫و در نتیجه،
‫اینکه اون اول از سالن بره بیرون.

713
00:42:19,200 --> 00:42:22,679
‫گروهبان کول قبلاً گفت که چقدر به نظر می‌رسید

714
00:42:22,680 --> 00:42:24,679
‫داری برای زندگیت بازی می‌کنی.

715
00:42:24,680 --> 00:42:29,279
‫نیمی از حرفش درست بود
‫داشتی برای زندگی اولیور بازی می‌کردی.

716
00:42:29,280 --> 00:42:33,399
‫اگه می‌باختی،
‫دیگه بهانه‌ی عدم‌حضور نداشتی.

717
00:42:33,400 --> 00:42:36,679
‫تو واقعاً موفقیت نقشه‌ات رو

718
00:42:36,680 --> 00:42:41,039
‫کاملاً بر این باور بنا کردی
‫که تمام این مدت بازیکن بهتری بودی.

719
00:42:41,040 --> 00:42:43,799
‫این یه باور نیست. یه حقیقته.

720
00:42:43,800 --> 00:42:46,559
‫و من موقع قتل، زنده جلوی دوربین بودم.

721
00:42:46,560 --> 00:42:47,759
‫بله دیدیم.

722
00:42:47,760 --> 00:42:50,559
‫درست قبل از مصاحبه،
‫یه تماس تلفنی سریع داشتی، مگه نه؟

723
00:42:50,560 --> 00:42:51,799
‫کی بود؟

724
00:42:51,800 --> 00:42:53,479
‫زن فعلیم بود.

725
00:42:53,480 --> 00:42:56,960
‫خب پس، یه تماس ورودی از طرف اون رو
‫توی گوشیت پیدا می‌کنیم، درسته؟

726
00:43:00,120 --> 00:43:01,839
‫چون اگه پیدا کنیم...

727
00:43:01,840 --> 00:43:05,040
‫من مطلقاً هیچی ندارم
‫و تو واقعاً برنده می‌شی.

728
00:43:10,960 --> 00:43:14,480
‫پس ممکنه پیشنهاد بدم که اصلاً
‫تماسی دریافت نکردی؟

729
00:43:15,560 --> 00:43:16,919
‫تو تماس گرفتی.

730
00:44:06,960 --> 00:44:08,519
‫یه تفنگ جاچوبی؟

731
00:44:08,520 --> 00:44:10,199
‫جداً؟

732
00:44:10,200 --> 00:44:12,279
‫از این‌ها یه جایی توی اینترنت
‫زیاد می‌فروشن، نه؟

733
00:44:12,280 --> 00:44:15,319
‫فکر نمی‌کنم اونقدر پیشرفته بوده باشه
‫که بشه فروختش.

734
00:44:15,320 --> 00:44:17,599
‫احتمالاً یه چیزی بوده که خودت سر همش کردی.

735
00:44:17,600 --> 00:44:20,119
‫تو یه بچه‌ی عشق مکانو بودی.

736
00:44:20,120 --> 00:44:23,199
‫هر چی که بوده، مطمئنم الان دیگه
‫خیلی وقتـه که سر به نیست شده.

737
00:44:23,200 --> 00:44:26,879
‫خب، این مرحله‌ی آخر اون
‫ضربه‌ی نمایشیه، مگه نه؟

738
00:44:26,880 --> 00:44:29,799
‫انداختن تمام توپ‌های دیگه‌ای که چیدی...

739
00:44:29,800 --> 00:44:31,880
‫درحالی‌که همه دارن توپ مشکی رو نگاه می‌کنن.

740
00:44:34,680 --> 00:44:37,880
‫تو تظاهر به شوکه شدن
‫از مرگ رقیبت کردی...

741
00:44:39,000 --> 00:44:42,120
‫اما از درون، داشتی موفقیت نقشه‌ات رو
‫جشن می‌گرفتی.

742
00:44:43,440 --> 00:44:47,479
‫تنها کاری که باقی مونده بود،
‫جمع کردن تمام قطعات...

743
00:44:47,480 --> 00:44:48,920
‫مکانیسم قاتلانـه‌ات بود.

744
00:45:08,800 --> 00:45:11,919
‫و وقتی فرصتش پیش اومد،

745
00:45:11,920 --> 00:45:15,519
‫فکر کردی می‌تونی یه کلک دیگه سر هم کنی...

746
00:45:15,520 --> 00:45:18,919
‫یه ضربه برای انداختن آخرین توپ.

747
00:45:18,920 --> 00:45:22,360
‫ولی متاسفانه برات،
‫رفت توی سوراخ اشتباهی.

748
00:45:30,040 --> 00:45:32,679
‫فکر کنم این همونیه که دنبالش بودی.

749
00:45:32,680 --> 00:45:35,239
‫فکر می‌کنی اثرانگشتت رو
‫روی اون کیف‌پول پیدا می‌کنیم،

750
00:45:35,240 --> 00:45:38,799
‫همونی که جلوی دوربین ادعا کردی
‫اصلاً از وجودش خبر نداشتی؟

751
00:45:38,800 --> 00:45:43,359
‫می‌دونی، برای نقشه‌ی فریب و دزدی ساختگی،
‫انتخاب بدی بود.

752
00:45:43,360 --> 00:45:46,520
‫اون‌همه تلاش کردی و آخرش
‫حتی یه قرون هم توش نبود.

753
00:45:47,760 --> 00:45:49,399
‫در واقع، ۲۰ پوند توش بود.

754
00:45:49,400 --> 00:45:50,919
‫و برش داشتی؟!

755
00:45:50,920 --> 00:45:53,080
‫تو اصلاً بویی از انسانیت نبردی،
‫مگه نه؟!

756
00:45:54,160 --> 00:45:56,559
‫بسیارخب! این رو می‌ذارم به حساب اعتراف.

757
00:45:56,560 --> 00:45:57,799
‫بازی، ست و مسابقه.

758
00:45:57,800 --> 00:45:58,999
‫اون مال تنیسه، جان.

759
00:45:59,000 --> 00:46:01,480
‫خب، کی پایه‌ست من رو برسونه؟

760
00:46:06,360 --> 00:46:09,199
‫باور کن کاملاً حواسم هست
‫چقدر همه چیز برام راحت بود، باور کن.

761
00:46:09,200 --> 00:46:12,839
‫دانشجوهای زیادی نبودن که توی
‫پنت‌هاوس‌های اضافی پدرشون زندگی کنن.

762
00:46:12,840 --> 00:46:15,279
‫امروز این رو به عنوان
‫یه انتقاد بهم میگن،

763
00:46:15,280 --> 00:46:17,199
‫به‌جای چیزی که واقعاً بود...

764
00:46:17,200 --> 00:46:22,759
‫یه... انگیزه برای درک امتیازهای ویژه‌ام

765
00:46:22,760 --> 00:46:25,680
‫و تلاش برای اینکه
‫باهاش تغییری ایجاد کنم.

766
00:46:27,680 --> 00:46:30,199
‫به نظر میاد خیلی
‫از زمان خودت جلوتر بودی.

767
00:46:30,200 --> 00:46:31,920
‫خب، بابا چیزهای زیادی بهم یاد داد.

768
00:46:33,760 --> 00:46:34,800
‫اونجاست.

769
00:46:35,920 --> 00:46:37,279
‫هر روز دلم براش تنگ می‌شه.

770
00:46:37,280 --> 00:46:38,320
‫هوم.

771
00:46:39,960 --> 00:46:41,320
‫اون یکی کیه؟

772
00:46:42,720 --> 00:46:44,080
‫رئیس پلیس زیگلر.

773
00:46:45,680 --> 00:46:48,239
‫مسئول کل کمبریج بود.

774
00:46:48,240 --> 00:46:50,079
‫بود؟

775
00:46:50,080 --> 00:46:51,120
‫هست.

776
00:46:52,640 --> 00:46:53,760
‫سوتی دادم.

777
00:46:56,880 --> 00:46:58,199
‫هوم.

778
00:46:58,200 --> 00:47:01,039
‫پس تا زمان فارغ‌التحصیلی
‫توی اون خونه‌ی مجردی موندی؟

779
00:47:01,040 --> 00:47:03,079
‫نه. در واقع، من...

780
00:47:03,080 --> 00:47:06,239
‫سال آخر رفتم خوابگاه دانشجویی.

781
00:47:06,240 --> 00:47:09,359
‫توی آپارتمان یه اتفاقی افتاد،

782
00:47:09,360 --> 00:47:13,439
‫یه تراژدی وحشتناک، و بعد از اون
‫دیگه نتونستم اونجا بمونم.

783
00:47:13,440 --> 00:47:15,280
‫واقعاً متاسفم...

784
00:47:17,440 --> 00:47:19,359
‫اون...

785
00:47:19,360 --> 00:47:20,719
‫یه دوست.

786
00:47:20,720 --> 00:47:22,320
‫یه دوست خیلی صمیمی.

787
00:47:23,880 --> 00:47:27,120
‫زیاد نوشیده بود و توی جکوزی از حال رفت.

788
00:47:29,800 --> 00:47:32,359
‫کل ماجرا فقط...

789
00:47:32,360 --> 00:47:33,480
‫وحشتناک بود.

790
00:47:37,840 --> 00:47:41,239
‫حتماً خیلی داغون شدی.

791
00:47:41,240 --> 00:47:43,000
‫می‌دونی چی فکر می‌کنم، خانم بتس؟

792
00:47:44,160 --> 00:47:45,800
‫فکر کنم اون هم بهم انگیزه داد.

793
00:47:49,760 --> 00:47:52,559
‫امتیاز ویژه و به دنبالش تراژدی.

794
00:47:52,560 --> 00:47:54,200
‫فکر کنم اون تلنگری بود که بیدارم کرد.

795
00:47:55,600 --> 00:47:57,999
‫باید از این جمله‌ام نقل‌قول کنی.

796
00:47:58,000 --> 00:47:59,439
‫حتماً حتماً.

797
00:47:59,440 --> 00:48:01,600
‫آره حتماً.

798
00:48:04,160 --> 00:48:05,679
‫قرار بود اطلاعات‌مون رو باهم چک کنیم.

799
00:48:05,680 --> 00:48:07,799
‫فعلاً چیز بیشتری ندارم.

800
00:48:07,800 --> 00:48:09,999
‫واسه همین پیشنهاد دادی من رو برسونی؟

801
00:48:10,000 --> 00:48:13,960
‫نه، بازجویی کردن ازت
‫فقط یه فایده‌ی جانبی لذت‌بخشه.

802
00:48:15,440 --> 00:48:18,199
‫خب، ظاهراً دارم پیاده‌ات می‌کنم
‫جلوی خونه‌ی کمپر.

803
00:48:18,200 --> 00:48:20,279
‫لطفاً یکم پایین‌تر از اونجا.

804
00:48:20,280 --> 00:48:21,959
‫خب، لابد لوسی اونجاست،

805
00:48:21,960 --> 00:48:25,319
‫و لابد این هم یه ماموریت
‫برای پیدا کردن سرنخ و فکته،

806
00:48:25,320 --> 00:48:27,319
‫پس می‌شه لطفاً بهم بگی
‫منتظر چه فکت‌هایی هستی؟

807
00:48:27,320 --> 00:48:28,680
‫که انتظار داری پیداشون کنی؟

808
00:48:31,840 --> 00:48:35,279
‫خب، شاید فقط اینکه... تا حالا
‫دستور قتل چند نفر رو داده.

809
00:48:35,280 --> 00:48:36,879
‫جوآن کمپر؟

810
00:48:36,880 --> 00:48:38,879
‫نماینده‌ی مجلس کمبریج سنت‌مایکلز؟!

811
00:48:38,880 --> 00:48:40,919
‫آره. فکر کنم آدم کشته.

812
00:48:40,920 --> 00:48:43,839
‫نمی‌دونم چرا آدم کشته،
‫ولی فکر کنم این کار رو کرده.

813
00:48:43,840 --> 00:48:47,760
‫و فکر می‌کنم رئیس پلیس زیگلر
‫کمکش کرده که همه چیز رو مخفی نگه داره.

814
00:48:50,000 --> 00:48:51,400
‫جلوت رو بپا!

815
00:48:53,560 --> 00:48:55,640
‫واقعاً هیچکدوم از این‌ها رو نمی‌دونستی؟

816
00:48:57,680 --> 00:48:59,119
‫قطعاً یه چیزهایی می‌دونستی.

817
00:48:59,120 --> 00:49:01,639
‫ببین، چیزی که من می‌دونم
‫اینه که زیگلر عملاً غیبش زده

818
00:49:01,640 --> 00:49:04,279
‫و همه هم فقط...

819
00:49:04,280 --> 00:49:05,799
‫طوری رفتار می‌کنن انگار رفته تعطیلات.

820
00:49:05,800 --> 00:49:08,159
‫اون خیلی عمیق توی این ماجرا درگیره.

821
00:49:08,160 --> 00:49:09,320
‫واقعاً جان؟

822
00:49:10,480 --> 00:49:12,359
‫پس چرا ناپدید شده؟

823
00:49:12,360 --> 00:49:14,199
‫فکر می‌کنی اون آدم‌خوبه‌ست؟

824
00:49:14,200 --> 00:49:18,919
‫فکر می‌کنم دنیا خیلی پیچیده‌تر
‫از آدم‌خوبه‌ها و آدم‌بده‌هاست.

825
00:49:18,920 --> 00:49:20,160
‫اشتباه می‌کنی. اینطوری نیست.

826
00:49:22,760 --> 00:49:24,240
‫خب، من فکر می‌کنم اون آدم‌خوبه‌ست.

827
00:49:26,040 --> 00:49:28,159
‫من اون مرد رو می‌شناسم.

828
00:49:28,160 --> 00:49:30,760
‫محض رضای خدا،
‫اون عملاً پدرزنم بود.

829
00:49:33,040 --> 00:49:35,240
‫در ضمن تنها چیزیه که از مندی برام مونده.

830
00:49:38,000 --> 00:49:39,359
‫می‌خوای انگیزه‌ی من رو بدونی؟

831
00:49:39,360 --> 00:49:42,359
‫همینه. تو می‌خوای برادرت رو پیدا کنی،
‫منم می‌خوام زیگلر رو پیدا کنم.

832
00:49:42,360 --> 00:49:45,039
‫پس هر کی که فکر می‌کنیم
‫آدم‌خوبه یا آدم‌بده‌ست،

833
00:49:45,040 --> 00:49:48,360
‫می‌شه لطفاً، لطفاً
‫فقط باهم همکاری کنیم؟

834
00:49:51,880 --> 00:49:54,999
‫تو... به کسی در مورد مصاحبه چیزی نگفتی؟

835
00:49:55,000 --> 00:49:56,040
‫نه.

836
00:49:58,600 --> 00:50:00,240
‫باشه، فقط می‌خواستم مطمئن بشم.

837
00:50:02,240 --> 00:50:04,279
‫خیلی‌خب پس.

838
00:50:04,280 --> 00:50:06,520
‫از این به بعد باهم کار می‌کنیم.

839
00:50:07,560 --> 00:50:08,799
‫دفعه‌ی قبل هم همین رو گفتی.

840
00:50:08,800 --> 00:50:10,280
‫این دفعه واقعاً میگم.

841
00:50:13,040 --> 00:50:14,919
‫نمی‌دونم...

842
00:50:14,920 --> 00:50:16,599
‫ام...

843
00:50:16,600 --> 00:50:18,919
‫همشهری کین...

844
00:50:18,920 --> 00:50:20,360
‫زندگی پای...

845
00:50:21,560 --> 00:50:22,760
‫ماما میا ۲.

846
00:50:23,920 --> 00:50:26,160
‫ماما میا ۲.

847
00:50:27,640 --> 00:50:29,720
‫شوهرت کارآگاهه، نه؟

848
00:50:32,320 --> 00:50:33,360
‫هوم.

849
00:50:34,440 --> 00:50:36,599
‫در مورد مصاحبه‌کننده‌هات تحقیق می‌کنی؟

850
00:50:36,600 --> 00:50:37,919
‫خیلی هوشمندانه‌ست.

851
00:50:37,920 --> 00:50:39,719
‫یه بار دیدمش.

852
00:50:39,720 --> 00:50:41,239
‫سربازرس جان تیلور.

853
00:50:41,240 --> 00:50:43,359
‫- جیمز.
‫- جیمز، البته.

854
00:50:43,360 --> 00:50:44,400
‫مرد خوبیه.

855
00:50:46,080 --> 00:50:47,120
‫اوهوم.

856
00:50:50,280 --> 00:50:52,719
‫نمی‌خوای ازم بپرسی؟

857
00:50:52,720 --> 00:50:54,399
‫چطوری دیدیش؟

858
00:50:54,400 --> 00:50:58,359
‫خب، متاسفانه،
‫سر مرگ یه دوست صمیمی دیگه.

859
00:50:58,360 --> 00:50:59,759
‫اوردوز مواد.

860
00:50:59,760 --> 00:51:02,279
‫البته سال‌ها بود ندیده بودمش.

861
00:51:02,280 --> 00:51:05,159
‫تو واقعاً سهم خودت رو از تراژدی داشتی.

862
00:51:05,160 --> 00:51:06,719
‫مم.

863
00:51:06,720 --> 00:51:08,439
‫با ده سال فاصله.

864
00:51:08,440 --> 00:51:10,239
‫تقریباً توی یه روز.

865
00:51:10,240 --> 00:51:12,040
‫یه جورایی انگار چرخه‌ایه، یا یه همچین چیزی.

866
00:51:14,520 --> 00:51:16,759
‫شوهرت چطوره؟ حالش خوبه؟

867
00:51:16,760 --> 00:51:18,880
‫سربازرس جیمز تیلور؟

868
00:51:20,440 --> 00:51:22,639
‫در حال حاضر رفته ماموریت، سر یه پرونده‌ست.

869
00:51:22,640 --> 00:51:24,280
‫جدی؟ کجا؟

870
00:51:25,280 --> 00:51:26,600
‫نایتس پث.

871
00:51:29,920 --> 00:51:31,039
‫نوبت حرکت ماست.

872
00:51:31,040 --> 00:51:34,159
‫یهو بندازش وسط حرف‌هات... نامحسوس.

873
00:51:34,160 --> 00:51:36,880
‫نایتس پث... نامحسوس.

874
00:51:39,880 --> 00:51:41,359
‫ببخشید، منظورت چیه؟

875
00:51:41,360 --> 00:51:44,239
‫نمی‌دونم، ولی مهمه و اون
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کنه که...

876
00:51:44,240 --> 00:51:45,919
‫ما ازش خبر داشته باشیم.

877
00:51:45,920 --> 00:51:48,279
‫- چی گفتی؟
‫- گفتم راه دوری نیست.

878
00:51:48,280 --> 00:51:52,440
‫گل‌های واقعاً زیبایی برای منشی‌تون خریدین.

879
00:51:54,120 --> 00:51:56,279
‫دستیار شخصی. خودم حدس می‌زدم.

880
00:51:56,280 --> 00:51:58,319
‫دومینو هستن، مگه نه؟ مثل همون بازیه.

881
00:51:58,320 --> 00:51:59,440
‫بازی می‌کنین؟

882
00:52:00,800 --> 00:52:04,439
‫گاهی دوست دارم بچینمشـون
‫و تماشا کنم چطوری همه‌شون می‌افتن.

883
00:52:04,440 --> 00:52:05,999
‫هوم.

884
00:52:06,000 --> 00:52:07,160
‫خیلی خوبه.

885
00:52:09,640 --> 00:52:11,160
‫شاید این رو هم از قول شما نقل کنم.

886
00:52:12,960 --> 00:52:14,319
‫خب، برگردیم سر اصل مطلب.

887
00:52:14,320 --> 00:52:18,040
‫سه‌تا از گیاهان علفی
‫موردعلاقه‌تون کدوم‌ها هستن؟

888
00:52:37,960 --> 00:52:39,559
‫بهت گفته بودم که میام.

889
00:52:39,560 --> 00:52:41,119
‫بله، گفتی.

890
00:52:41,120 --> 00:52:42,319
‫ممنون.

891
00:52:42,320 --> 00:52:44,679
‫ولی واقعاً نباید درِ ماشین رو باز می‌ذاشتی.

892
00:52:44,680 --> 00:52:47,319
‫مسخره‌بازی درنیار. مگه می‌خوان
‫چی کار کنن؟ بمب بذارن توش؟

893
00:52:47,320 --> 00:52:50,119
‫من... فکر کنم معمولاً می‌ذارنشـون زیر ماشین.

894
00:52:50,120 --> 00:52:53,640
‫خب، اونوقت قفل کردن درها هم
‫فایده‌ای نداشت، داشت؟

895
00:52:57,240 --> 00:52:59,200
‫دیدی؟ مشکلی نیست.

896
00:53:01,840 --> 00:53:03,159
‫چی؟

897
00:53:03,160 --> 00:53:04,680
‫منظورم اینه که می‌تـونستیم چکش کنیم.

898
00:53:09,560 --> 00:53:10,720
‫بپا!

899
00:53:12,480 --> 00:53:13,599
‫بپا!

900
00:53:13,600 --> 00:53:15,160
‫ترمز! ترمز! ترمز!

901
00:53:28,160 --> 00:53:29,879
‫خب، درست حدس زدی...

902
00:53:29,880 --> 00:53:31,959
‫از یه ور پِی این بود که بفهمه من چی می‌دونم...

903
00:53:31,960 --> 00:53:34,599
‫سلام هنری!
‫از یه ور هم پِی این بود که من رو بترسونه.

904
00:53:34,600 --> 00:53:36,759
‫بعدش حرفِ نایتس پث رو انداختم وسط.

905
00:53:36,760 --> 00:53:38,639
‫- اون دیگه چیه؟
‫- نمی‌دونیم.

906
00:53:38,640 --> 00:53:41,639
‫یه عبارت دو کلمه‌ای
‫از یه بخش کوچیک یه سنده...

907
00:53:41,640 --> 00:53:44,479
‫که تقریباً مطمئنم جیمز رمزگذاریش کرده.

908
00:53:44,480 --> 00:53:45,639
‫این...

909
00:53:45,640 --> 00:53:48,079
‫یه... خیابون توی شهره.

910
00:53:48,080 --> 00:53:49,279
‫سرچش نکردی؟

911
00:53:49,280 --> 00:53:51,359
‫نه. چرا باید سرچش می‌کردم؟ من...

912
00:53:51,360 --> 00:53:53,359
‫نمی‌دونستم که یه جای واقعیه.

913
00:53:53,360 --> 00:53:54,400
‫پیگیری می‌کنم.

914
00:53:55,480 --> 00:53:57,279
‫خب، کار خودمون رو کردیم.

915
00:53:57,280 --> 00:53:59,919
‫ترسوندیمش، هرچند برای مدت کوتاه.

916
00:53:59,920 --> 00:54:01,199
‫باید می‌ترسوندیمش.

917
00:54:01,200 --> 00:54:03,799
‫باید مجبورش می‌کردیم
‫حرکتی متفاوت از اون چیزی که...

918
00:54:03,800 --> 00:54:05,239
‫توی نقشه‌اش بود انجام بده.

919
00:54:05,240 --> 00:54:07,199
‫بعد دوباره نوبت ما می‌شه، درسته؟

920
00:54:07,200 --> 00:54:08,239
‫درسته.

921
00:54:14,600 --> 00:54:15,640
‫کیه؟

922
00:54:16,640 --> 00:54:17,839
‫جیمز امروز بهم زنگ زد.

923
00:54:17,840 --> 00:54:18,919
‫سعی کرد جلوی مصاحبه رو بگیره.

924
00:54:18,920 --> 00:54:20,799
‫بهم گفت که تو در خطر جدی هستی.

925
00:54:20,800 --> 00:54:22,199
‫چی؟

926
00:54:22,200 --> 00:54:25,199
‫لوسی حالش خوبه، همونطور که قرار بود باشه،

927
00:54:25,200 --> 00:54:26,959
‫و اگه تو حتی یه لحظه باور داشتی

928
00:54:26,960 --> 00:54:29,359
‫که تهدید واقعی‌ای در کاره، هیچوقت...

929
00:54:29,360 --> 00:54:31,199
‫- بهم اعتماد نمی‌کردی که جلوش رو بگیرم.
‫- تلفن رو بده به من.

930
00:54:31,200 --> 00:54:32,599
‫می‌تـونم یه چیزی بهت بگم، جیمز؟

931
00:54:32,600 --> 00:54:35,239
‫من کل عمرم رو توی خونه قایم شدم،

932
00:54:35,240 --> 00:54:37,279
‫و با بازی کردن زندگی گذروندم،

933
00:54:37,280 --> 00:54:40,199
‫همه‌اش هم چون فکر می‌کردم
‫من اون آدم عجیبیـم که به دنیای واقعی...

934
00:54:40,200 --> 00:54:43,879
‫نمی‌خوره، اما بالاخره پام رو
‫گذاشتم بیرون و چی دیدم؟

935
00:54:43,880 --> 00:54:48,239
‫همه دارن بازی می‌کنن. قاتل‌ها،
‫کارآگاه‌ها، حتی برادر خودم!

936
00:54:48,240 --> 00:54:49,319
‫که چی بشه؟

937
00:54:49,320 --> 00:54:51,439
‫چون دارم به این نتیجه می‌رسم
‫که این یه انتخابه...

938
00:54:51,440 --> 00:54:52,879
‫می‌شه لطفاً...

939
00:54:52,880 --> 00:54:54,040
‫جیمز؟

940
00:54:58,920 --> 00:55:01,559
‫۴۵ ساله هستین و بیماری زمینه‌ای دارین،

941
00:55:01,560 --> 00:55:04,160
‫ممکنه واجد شرایط بیمه‌ی پی‌آی‌پی باشین.

942
00:55:05,480 --> 00:55:06,800
‫حرفم هنوز سر جاشه.

943
00:55:09,600 --> 00:55:10,840
‫چی گفت؟

944
00:55:14,000 --> 00:55:15,880
‫در نهایت، هیچی.

945
00:55:19,720 --> 00:55:20,760
‫هیچی؟

946
00:55:22,560 --> 00:55:24,039
‫لوسی...

947
00:55:24,040 --> 00:55:25,719
‫اصلاً باورتون نمی‌شه.

948
00:55:25,720 --> 00:55:27,559
‫هنری، یه لحظه بهمون اجازه میدی؟

949
00:55:27,560 --> 00:55:30,119
‫نه، فکر کنم واقعاً دلتون بخواد این رو ببینین.

950
00:55:30,120 --> 00:55:31,960
‫نتایج جستجوی نایتس پث.

951
00:55:39,440 --> 00:55:41,600
‫- مندی زیگلر.
‫- دختر رئیس.

952
00:55:43,440 --> 00:55:45,320
‫نامزد سربازرس کارتر.

953
00:56:01,640 --> 00:56:03,560
‫پس لابد پیامم به دستت رسیده؟

954
00:56:08,280 --> 00:56:10,360
‫فکر کنم دیگه وقتشه حضوری همدیگه رو ببینیم.

955
00:56:16,400 --> 00:56:17,719
‫به چیزی دست نزن!

956
00:56:17,720 --> 00:56:19,839
‫آخه این نوار نقاله‌ست!

957
00:56:19,840 --> 00:56:21,360
‫جان، باید بیای سر صحنه.

958
00:56:22,440 --> 00:56:23,839
‫اسمش پازورو سوشیـه.

959
00:56:23,840 --> 00:56:26,039
‫اون بهم اجازه‌ی رد کردن چراغ قرمز رو داد؟

960
00:56:26,040 --> 00:56:27,759
‫- چیزی به اسم اجازه‌ی رد کردن...
‫- آره!

961
00:56:27,760 --> 00:56:30,000
‫چیزی به اسم اجازه‌ی
‫رد کردن چراغ قرمز وجود نداره!

962
00:56:31,680 --> 00:56:33,799
‫پس ما دنبال یه ظرف غذای سمی می‌گردیم،

963
00:56:33,800 --> 00:56:37,679
‫که قبل و بعدش کلی ظرف‌های سالم چیده شده،

964
00:56:37,680 --> 00:56:39,719
‫و فقط قاتل می‌دونه کدوم به کدومه.

965
00:56:39,720 --> 00:56:41,159
‫داریم شکار می‌شیم.

966
00:56:41,160 --> 00:56:45,159
‫می‌دونی چرا سربازرس کارتر
‫اینجا بود و با کی بود؟

967
00:56:45,160 --> 00:56:47,119
‫راسل، واقعاً چی می‌دونی؟

968
00:56:47,120 --> 00:56:48,439
‫می‌دونم؟

969
00:56:48,440 --> 00:56:49,759
‫شک داری؟

970
00:56:49,760 --> 00:56:54,399
‫به نظر می‌رسه فکر می‌کنی
‫نماینده‌ی مجلس منطقه‌مون...

971
00:56:54,400 --> 00:56:56,959
‫یه زمانی یه نفر رو توی جکوزی خفه کرده و بعدشم
‫سعی کرده با ماشین از روی یکی رد بشه؟

972
00:56:56,960 --> 00:57:00,439
‫برای اینکه دنبال جواب باشم،
‫حتماً نباید شوهرم گم شده باشه.

973
00:57:00,440 --> 00:57:01,879
‫اون کجاست؟

974
00:57:01,880 --> 00:57:04,999
‫ما واقعاً یه روز هم‌سلولی می‌شیم، مگه نه؟

975
00:57:05,000 --> 00:57:09,360
‫مطلقاً هیچکس نمی‌دونه
‫بازرس مت نویل کجا رفته!

976
00:57:10,000 --> 00:57:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
