WEBVTT

00:00.076 --> 00:01.976
‫« آنچه گذشت »

00:02.000 --> 00:04.079
‫همیشه از گشتن دنبال سوزن
‫توی انبار کاه لذت بردم.

00:04.080 --> 00:06.839
‫۱۴ روز تمام لای پرونده‌های سینکلر
‫غرق بودی.

00:06.840 --> 00:08.599
‫اصلاً چیزی پیدا نکردی.

00:08.600 --> 00:10.239
‫چرا از کلانتری زنگ نزدن؟

00:10.240 --> 00:12.559
‫باید برگردی اونجا.
‫اونجاست که بهت نیاز داریم.

00:12.560 --> 00:15.279
‫یه خرده تحقیق کنی، چندتا فکت پیدا کنی،
‫محض رضای خدا.

00:15.280 --> 00:17.639
‫جان تیلور، مشاور صحنه‌ی جرم،

00:17.640 --> 00:20.480
‫گروهبان ایتن کول
‫و گروهبان کیتلین سالیوان.

00:21.600 --> 00:22.879
‫سلام. تنها چیزی که واقعاً لازم دارم

00:22.880 --> 00:24.999
‫یه گردن‌آویز کوچیکـه
‫که اسم انتشارات‌تون روش باشه،

00:25.000 --> 00:27.959
‫و یکی که حاضر باشه بگه
‫من ماموریت داشتم.

00:27.960 --> 00:30.439
‫رفیقت این هفته اینجا بود،
‫دقیقاً همونجا نشسته بود.

00:30.440 --> 00:32.639
‫راسل کارتر رفته ملاقات آدام نیوسام.

00:32.640 --> 00:33.879
‫تو از کجا می‌دونی؟

00:33.880 --> 00:35.679
‫چون خودم همین الان
‫توی زندان با آدام نیوسام ملاقات داشتم.

00:35.680 --> 00:37.639
‫نامزد کرده بودم، پارتنرم مُرد.

00:37.640 --> 00:39.199
‫اسمش مندی زیگلر بود.

00:39.200 --> 00:42.999
‫تمام کامپیوترهای هالی پیندر
‫آورده شدن به کلانتری.

00:43.000 --> 00:45.999
‫ورود به زیرزمین الان واسه همه‌مون ممنوعه.

00:46.000 --> 00:48.359
‫اونا بالاخره هر چی که ما
‫دنبالشیم رو پیدا می‌کنن.

00:48.360 --> 00:50.159
‫مشاور جدیدمون، جان تیلور.

00:50.160 --> 00:54.119
‫برادر بازپرس تیلور.
‫برادر دوقلوی همسان.

00:54.120 --> 00:56.879
‫جوآن کمپر، نماینده‌ی مجلس
‫منطقه‌ی کمبریج سنت‌مایکلز.

00:56.880 --> 00:58.959
‫- از دیدن‌تون خوشحالم.
‫- اون قطعاً جیمز رو می‌شناخته.

00:58.960 --> 01:00.759
‫و زیگلر رو رونان صدا می‌کرد.

01:00.760 --> 01:02.839
‫جیمز اسمی از جوآن کمپر آورده بود؟

01:02.840 --> 01:04.399
‫اسمش توی پرونده‌های سینکلر هست.

01:04.400 --> 01:06.640
‫ولی این دیگه واقعاً مسخره‌ست.

01:15.280 --> 01:17.000
‫می‌تونی عروس رو ببوسی.

01:18.640 --> 01:19.799
‫آخی!

01:44.360 --> 01:46.439
‫یه کمکی کنید، لطفاً!

01:46.440 --> 01:47.920
‫برگردید سر جاهاتون، بریم.

01:49.000 --> 02:00.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:02.000 --> 03:09.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:09.000 --> 03:12.000
‫« لودویگ »

03:17.560 --> 03:19.359
‫یه لحظه صبر کن!

03:19.360 --> 03:21.399
‫اینا رو کِی چپوندی این تو؟

03:21.400 --> 03:24.479
‫خیلی علنی و جلوی روی
‫خودت گذاشتمشون اونجا.

03:24.480 --> 03:25.959
‫اینو ببین. صفحه‌ی شیش.

03:25.960 --> 03:28.599
‫من یه عکس واقعی از یه مظنون واقعی
‫موقع دستگیر شدنش

03:28.600 --> 03:30.799
‫بابت یه قتل واقعی بهش دادم.

03:30.800 --> 03:32.279
‫این منم اون پشت. نگاه کن.

03:32.280 --> 03:36.159
‫با یه مشاور واقعی
‫توی اون پس‌زمینه‌ی واقعی.

03:36.160 --> 03:38.959
‫ببین چی رفته صفحه‌ی اول.

03:38.960 --> 03:40.519
‫درسته.
‫« شصت درصد تخفیف »

03:40.520 --> 03:42.040
‫واقعاً کلی صرفه‌جوییه.

03:47.840 --> 03:50.279
‫- ممکنه؟
‫- چی ممکنه؟

03:50.280 --> 03:55.280
‫چیزایی که توی پرونده‌ی سینکلر
‫درباره‌ی جوآن کمپر و خانواده‌اش نوشته بود؟

03:56.520 --> 03:57.999
‫خب، نه.

03:58.000 --> 03:59.839
‫مطمئنی؟

03:59.840 --> 04:02.879
‫آیین قربانی کردن انسان،

04:02.880 --> 04:06.079
‫که توسط هر کدوم از اعضای
‫خاندان کمپر انجام می‌شه،

04:06.080 --> 04:08.199
‫اگه هر دهه یک‌بار انجام بشه،

04:08.200 --> 04:11.120
‫وعده‌ی زندگی ابدی رو تضمین می‌کنه.

04:12.440 --> 04:13.639
‫تقریباً مطمئنم.

04:13.640 --> 04:15.119
‫خیلی‌خب، فقط پرسیدم.

04:15.120 --> 04:17.319
‫از بقیه‌ی اتفاقاتی که این مدت افتاده
‫چرت‌تر نیست که.

04:17.320 --> 04:18.759
‫خیلی چرت‌تر از بقیه‌ی

04:18.760 --> 04:21.559
‫اتفاقاتیـه که تا الان افتاده.
‫چون پای جادو در میونه.

04:21.560 --> 04:23.239
‫باشه، ولی اسمش توی پرونده هست.

04:23.240 --> 04:24.879
‫زیگلر مستقیماً به اون وصله.

04:24.880 --> 04:26.839
‫و طبق گفته‌ی تو،
‫اون جیمز رو می‌شناخته.

04:26.840 --> 04:28.519
‫اون قطعاً جیمز رو می‌شناخته.

04:28.520 --> 04:31.759
‫خب، پس شد یکی، دوتا، سه‌تا تصادف.

04:31.760 --> 04:33.439
‫این... خودش یه چیزیـه.

04:33.440 --> 04:35.119
‫اون چیزی که... تو بهش...

04:35.120 --> 04:36.639
‫چی بود؟ بهش چی می‌گفتی؟

04:36.640 --> 04:39.319
‫یه عدد آماری قابل‌توجه؟

04:39.320 --> 04:41.439
‫آره، همینه.

04:48.880 --> 04:50.119
‫الو؟

04:50.120 --> 04:52.159
‫جان، کجایی؟
‫خونه‌ای؟

04:52.160 --> 04:54.359
‫نه، توی ماشینم. لوسی هم اینجاست.

04:54.360 --> 04:56.439
‫- سلام راسل.
‫- سلام لوسی.

04:56.440 --> 04:58.959
‫- میگه سلام.
‫- آره می‌دونم. صداش رو می‌شنوم.

04:58.960 --> 05:00.679
‫قتلی اتفاق افتاده؟

05:00.680 --> 05:04.359
‫خب، در حقیقت آره، اتفاق افتاده.

05:04.360 --> 05:06.319
‫توی ملاعام، با چاقو،

05:06.320 --> 05:09.839
‫با بیش از ۳۰تا شاهد
‫که دورش حلقه زده بودن.

05:09.840 --> 05:11.720
‫و واسه این کمک می‌خوای؟

05:12.880 --> 05:15.039
‫خب، چرا نمیای اینجا

05:15.040 --> 05:17.079
‫و خودت بهم نمیگی
‫که لازم دارم یا نه؟

05:17.080 --> 05:18.440
‫آدرس رو برات پیامک می‌کنم.

05:31.040 --> 05:32.279
‫اون چیه؟

05:32.280 --> 05:34.439
‫از همون چیزمیزاییـه که شماها
‫توی عروسی می‌پوشید.

05:34.440 --> 05:36.839
‫شال کمره، جناب.
‫به نظر می‌رسه بازش کرده

05:36.840 --> 05:39.319
‫و سعی کرده بذارتش روی زخم
‫تا جلوی خونریزی رو بگیره.

05:39.320 --> 05:42.559
‫که البته خیلی هم موثر بوده.
‫خون توی اون بیشتر از خون توی بدن خودشه.

05:42.560 --> 05:45.799
‫و بقیه‌اش هم ریخته جلوی پای...

05:45.800 --> 05:47.359
‫۳۰تا شاهد،

05:47.360 --> 05:50.439
‫که همه‌شون یه جوری موفق شدن
‫صحنه‌ی واقعی جرم رو

05:50.440 --> 05:51.999
‫که بغل گوششون بوده نبینن.

05:52.000 --> 05:53.560
‫محو موسیقی شده بودن.

05:55.960 --> 05:57.840
‫خیلی شاعرانه بود، پاسبان.

06:12.160 --> 06:13.719
‫جان، شاید مجبور شیم یه محدودیتی

06:13.720 --> 06:17.080
‫واسه مسافتی که حاضرم
‫واسه یه قتل رانندگی کنم بذاریم.

06:30.040 --> 06:32.279
‫اوه! چه صحنه‌ی جرم باکلاسی.

06:32.280 --> 06:34.360
‫لوسی! صبر کن... نکن... اه!

06:36.120 --> 06:37.400
‫بس کن... تمومش کن!

06:38.600 --> 06:40.959
‫تمومش کن! سربازرس کارتر داره میاد.

06:40.960 --> 06:43.559
‫می‌خواد چی کار کنه؟ دوربینم رو ضبط کنه؟
‫من از حقوقم باخبرم.

06:43.560 --> 06:45.359
‫واقعاً؟ چیـا هستن؟

06:45.360 --> 06:47.120
‫خیلی خوش‌عکسه، نه؟

06:48.360 --> 06:51.119
‫خب، ما یه جوابی واسه این
‫ملاقات کوتاهش توی زندان می‌خوایم.

06:51.120 --> 06:53.559
‫می‌شه وقتی داره به طرفمون میاد
‫در این مورد حرف نزنیم؟

06:53.560 --> 06:55.639
‫اون توی زندان با آدام نیوسام ملاقات کرده،
‫قاتلِ هالی.

06:55.640 --> 06:57.439
‫اون نباید حتی نزدیک اون پرونده هم بشه.

06:57.440 --> 06:59.759
‫- می‌دونم.
‫- یه جوری زیرپوستی اسمش رو بیار

06:59.760 --> 07:02.039
‫- و ببین چه واکنشی نشون میده.
‫- من نمی‌تونم زیرپوستی اسم بیارم.

07:02.040 --> 07:04.279
‫- نمی‌تونم زیرپوستی اسم بیارم.
‫- هر کسی می‌تونه

07:04.280 --> 07:05.679
‫اگه واقعاً بخواد انجامش بده.

07:05.680 --> 07:08.239
‫- عصر بخیر، سربازرس کارتر!
‫- خانم بتس‌‌تیلور،

07:08.240 --> 07:10.719
‫داشتید از صحنه‌ی جرم من عکس می‌گرفتید؟

07:10.720 --> 07:12.559
‫نه فقط از اون.

07:12.560 --> 07:14.000
‫خب، من دیگه برم!

07:15.440 --> 07:16.799
‫خوش بگذره.

07:16.800 --> 07:18.720
‫نگران نباش. مطمئنم خوش نمی‌گذره.

07:27.120 --> 07:30.599
‫گروهبان کول، امیدوارم اینی که
‫داری باهاش ور میری سلاح قتل نباشه.

07:30.600 --> 07:32.679
‫این یه چاقوی استیک بوفه‌ست، قربان.

07:32.680 --> 07:34.599
‫دها تا از اینا اونجا بود،
‫روی هر میزی گذاشته بودن،

07:34.600 --> 07:36.359
‫و اگه قاتل چاقوی خودش رو نیاورده باشه،

07:36.360 --> 07:37.759
‫شرط می‌بندم از یکی از اینا استفاده کرده.

07:37.760 --> 07:40.000
‫پس از کجا می‌دونی
‫که این سلاح قتل نیست؟

07:42.480 --> 07:43.679
‫بله؟

07:43.680 --> 07:45.000
‫نمی‌دونی، مگه نه؟

07:46.360 --> 07:47.760
‫خب...

07:51.120 --> 07:52.839
‫فقط بذارش... اونجا.

07:52.840 --> 07:55.039
‫احتمالات به نفع توئه، گروهبان کول.

07:55.040 --> 07:56.679
‫مطمئنم مشکلی پیش نمیاد.

07:56.680 --> 07:58.559
‫مگر اینکه کار خودت باشه.

07:58.560 --> 08:00.839
‫اسم مقتول اوون دویل بود.

08:00.840 --> 08:03.399
‫پارتنر سابق عروس.
‫توی لیست مهمونا نبوده؟

08:03.400 --> 08:05.839
‫بله. فعلاً اینقدرش رو تونستیم ازشون بفهمیم.

08:05.840 --> 08:08.319
‫درست وسط مراسم پیداش شده.

08:08.320 --> 08:09.679
‫آره و بعدش این اجرای رقصِ

08:09.680 --> 08:11.639
‫بزرگ و هماهنگ‌شده شروع شد.

08:11.640 --> 08:13.159
‫- چی؟
‫- جدی میگم.

08:13.160 --> 08:15.679
‫ما توی عروسی عمه‌ام
‫فقط یه رقص ضایع ماکارنا رفتیم.

08:15.680 --> 08:17.999
‫اینا یه رقص کامل اسکاتلندی
‫همینجا راه انداختن.

08:18.000 --> 08:20.719
‫مقتول یه جوری خودش رو
‫وسط رقص پیدا می‌کنه،

08:20.720 --> 08:24.119
‫و تا رقص تموم می‌شه،
‫می‌بینن وسط پیست رقص قتل شده.

08:24.120 --> 08:25.720
‫- ایول.
‫- مرسی.

08:27.160 --> 08:29.479
‫- می‌خوای جنازه رو ببینی؟
‫- نه واقعاً، نه.

08:29.480 --> 08:31.079
‫مظنونین کجان؟

08:31.080 --> 08:33.160
‫دارن بدترین پذیرایی تاریخ رو تجربه می‌کنن.

08:43.280 --> 08:47.039
‫کسی نمی‌خواد بهمون بگه چه خبر شده؟

08:47.040 --> 08:49.679
‫- دارید غذا می‌خورید؟
‫- بله.

08:49.680 --> 08:51.759
‫مگه شماها همین الان شاهد قتل نبودید؟

08:51.760 --> 08:54.479
‫مگه همه‌ی آدمای اینجا
‫همین الان شاهد قتل نبودن؟

08:54.480 --> 08:57.439
‫نگاه کن، اون یکی اونجا
‫داره شامپاین می‌خوره!

08:57.440 --> 08:59.679
‫به نظر مناسب می‌رسه. از کجا آوردن؟

08:59.680 --> 09:01.799
‫مامان!

09:01.800 --> 09:03.759
‫خب، کدومـاشون مظنون هستن؟

09:03.760 --> 09:05.999
‫چی گفتی؟ این دیگه کیـه؟

09:06.000 --> 09:09.399
‫ایشون جان تیلور هستن،
‫مشاور صحنه‌ی جرم. ببخشید.

09:09.400 --> 09:12.079
‫ما مظنون نداریم، جان.
‫ما شاهد داریم.

09:12.080 --> 09:14.399
‫خب، این اصلاً خوب نیست.
‫اصلاً و ابداً خوب نیست.

09:14.400 --> 09:17.879
‫من نمی‌تونم اینجوری کار کنم.
‫باید تعدادشون رو کم کنیم!

09:17.880 --> 09:20.119
‫اگه دقیقاً توی مرکز

09:20.120 --> 09:21.999
‫یه اجرای رقص هماهنگ کشته شده باشه،

09:22.000 --> 09:25.319
‫پس قاتل باید توی همون گروه رقص بوده باشه.

09:25.320 --> 09:28.200
‫خب، کیا اینجا توی اون گروه رقص بودن؟

09:30.400 --> 09:31.799
‫همه.

09:31.800 --> 09:34.079
‫- چی؟!
‫- همه.

09:34.080 --> 09:37.040
‫حتی عروس و داماد.
‫بهت که گفتم، واسه خودش داستانی بود.

09:38.800 --> 09:40.320
‫- همه؟
‫- اوهوم.

09:43.520 --> 09:45.800
‫ولی این متغییرها خیلی زیادن.

09:47.880 --> 09:49.760
‫نمی‌تونه این همه متغییر وجود داشته باشه.

09:54.320 --> 09:55.640
‫اینجا گرم نیست؟

10:04.160 --> 10:05.839
‫جان. جان. جان!

10:05.840 --> 10:07.679
‫ببخشید...

10:07.680 --> 10:09.759
‫- حالش خوبه؟
‫- آره آره.

10:09.760 --> 10:11.600
‫آخه متغییرها خیلی زیادن.

10:16.800 --> 10:18.240
‫چه مرد کوچولوی عجیبیـه.

10:30.840 --> 10:33.400
‫فکر کنم دیگه برات سوال نیست
‫که چرا صدات کردیم بیای.

10:34.880 --> 10:37.400
‫- دقیقاً توی تخصص منه، مگه نه؟
‫- آره.

10:39.160 --> 10:40.879
‫اوه.

10:40.880 --> 10:42.360
‫- وای.
‫- باشه.

10:50.520 --> 10:52.400
‫مجبورم که جنازه رو ببینم.

10:54.400 --> 10:56.799
‫نه! واقعاً صحنه‌ی فجیعیـه.

10:56.800 --> 10:58.240
‫می‌دونستم همینطوریه.

11:00.520 --> 11:02.160
‫می‌تونم خودِ...

11:05.240 --> 11:06.399
‫اه.

11:06.400 --> 11:08.599
‫دقیقاً به اندازه‌ی چاقوی استیکـه.

11:08.600 --> 11:10.399
‫چی؟ نه. متاسفم.

11:10.400 --> 11:12.479
‫اصلاً راه نداره که بتونی اینو بفهمی.

11:12.480 --> 11:15.399
‫قدش چقدر بود؟ ۱۸۰؟

11:15.400 --> 11:17.559
‫و معلومه که ایستاده بوده،

11:17.560 --> 11:20.919
‫به این طرف و اون طرف می‌چرخیده...

11:20.920 --> 11:23.159
‫احتمالش هست که داشته سعی می‌کرده بفهمه

11:23.160 --> 11:25.679
‫چرا یهو افتاده وسط یه نمایش موزیکال.

11:25.680 --> 11:28.600
‫و بعدش حتماً از...

11:32.720 --> 11:34.879
‫آره، فکر کنم همینطوره.

11:34.880 --> 11:38.239
‫و باید... رو به بالا بوده باشه؟

11:38.240 --> 11:39.760
‫رو به پایین؟

11:40.880 --> 11:42.160
‫رو به پایین.

11:43.480 --> 11:45.839
‫قاتل راست‌دست بوده، قدش بالای ۱۸۰ بوده،

11:45.840 --> 11:48.200
‫و احتمالاً کلی خون روی لباسش پاشیده.

11:50.400 --> 11:53.399
‫البته همه‌ی اینا، فقط در حد حدس و گمانه، نه؟

11:53.400 --> 11:55.639
‫ترجیح میدم فکر کنم
‫یه حدس کاملاً عالمانه‌ست.

11:55.640 --> 11:58.799
‫- بیا امتحانش کنیم.
‫- امتحانش کنیم؟ منظورت چیه؟

11:58.800 --> 12:00.840
‫جان، منظورت از امتحان کردن چیه؟

12:04.920 --> 12:06.760
‫اه... ببخشید.

12:15.280 --> 12:17.639
‫ممنونم، پاسبان.

12:17.640 --> 12:20.279
‫درسته. بله...

12:20.280 --> 12:23.439
‫باشه. هر کسی که

12:23.440 --> 12:24.960
‫هیچ خونی روی لباسش نیست
‫لطفاً دستش رو ببره بالا؟

12:29.760 --> 12:33.679
‫جدی میگی؟ من حتی نمی‌بینم
‫کسی دستش پایین هست یا نه.

12:33.680 --> 12:35.840
‫اگه دستتون پایینه،
‫می‌شه ببریدش بالا؟

12:38.160 --> 12:39.559
‫خب، این که کمکی نکرد.

12:39.560 --> 12:41.919
‫- الان دست همه بالاست.
‫- بله مرسی، خودم متوجه شدم.

12:41.920 --> 12:43.919
‫باشه پس.

12:43.920 --> 12:46.560
‫اگه چپ‌دست هستید، بیاریدش پایین.

12:48.200 --> 12:49.839
‫اینجوری بهتر شد.
‫حالا داریم محدودشون می‌کنیم.

12:49.840 --> 12:51.560
‫تقریبا یک‌چهارم رو حذف کردیم.

12:53.960 --> 12:58.680
‫باشه. لطفاً اگه قدتون
‫زیر ۱۸۳ هست، دستتون رو بیارید پایین.

13:00.600 --> 13:04.079
‫بیخیال!
‫همه‌تون زیر ۱۸۳ هستید؟

13:04.080 --> 13:05.959
‫همه‌تون؟

13:05.960 --> 13:08.360
‫- مشکلی پیش اومده؟
‫- خب، زیاد جالب نیست.

13:09.400 --> 13:11.519
‫اوه...

13:11.520 --> 13:13.800
‫همین بود. مرسی.

13:16.600 --> 13:18.200
‫این یکی واقعاً سخته.

13:19.360 --> 13:22.040
‫فکر کنم مجبور بشید
‫اظهارات بیشتری بگیرید.

13:24.600 --> 13:26.080
‫- خوش بگذره.
‫- آره.

13:27.760 --> 13:29.320
‫باشه...

13:54.560 --> 13:56.239
‫بله؟

13:56.240 --> 13:58.119
‫سلام، بسته‌تون اومده.

13:58.120 --> 13:59.560
‫چیه؟

14:02.120 --> 14:04.119
‫ماشین‌حساب.

14:12.200 --> 14:16.039
‫چطوری...
‫واسه اومدن به اینجا ریموت لازمه.

14:16.040 --> 14:18.119
‫خب، ظاهراً هم که لازم نیست، مگه نه؟

14:18.120 --> 14:22.079
‫تو عکس دستگیری واقعی یه قاتل واقعی رو

14:22.080 --> 14:24.479
‫گذاشتی توی ستونِ دیده‌شده در کمبریج.

14:24.480 --> 14:28.479
‫آره، چون تو یه داستان واقعی
‫بهم ندادی که کنارش بذارم.

14:28.480 --> 14:31.599
‫- خودت نمی‌تونستی بفهمی؟
‫- معماهای من کجاست؟

14:31.600 --> 14:35.839
‫بله بله. داره کِشش میده.

14:35.840 --> 14:37.960
‫منم به اندازه‌ی تو کلافه‌ام.

14:39.080 --> 14:42.679
‫- فکر نمی‌کنم اصلاً بشناسیش.
‫- منظورت چیه که نمی‌شناسمش؟

14:42.680 --> 14:44.360
‫اون... اون... خودشه.

14:49.320 --> 14:50.839
‫- اون لودویگه؟
‫- اوهوم.

14:50.840 --> 14:53.919
‫اون مشاور پلیس هم هست.
‫بهت که گفتم.

14:53.920 --> 14:55.999
‫خودت که می‌دونی،

14:56.000 --> 14:59.679
‫اینکه یه طراح معما حرفه‌ای
‫یه پرونده قتل رو حل کنه

14:59.680 --> 15:01.719
‫خودش یه داستان واقعیه، مگه نه؟

15:01.720 --> 15:03.879
‫آره آره، می‌دونم،
‫ولی نباید توی نوشته‌هات اسمی ازش ببری

15:03.880 --> 15:05.519
‫یه وقت دیدی برادرش اونو دید.

15:05.520 --> 15:08.000
‫- برادرش؟ یعنی شوهرت؟
‫- آره.

15:10.280 --> 15:12.919
‫قضیه‌اش مفصله.
‫واقعاً نمی‌خوای بدونی.

15:12.920 --> 15:15.159
‫نه نمی‌خوام. مرسی که سر زدی.

15:15.160 --> 15:18.919
‫خب، می‌خوام یه گزارش افشاگرانه
‫درباره جوآن کمپر بنویسم.

15:18.920 --> 15:20.240
‫اون نماینده مجلس منطقه‌مونه.

15:21.280 --> 15:23.519
‫در جریانم. چی کار کرده مگه؟

15:23.520 --> 15:25.919
‫نمی‌دونم.
‫هنوز ننوشتمش.

15:25.920 --> 15:28.439
‫می‌تونی کمکم کنی یه مصاحبه
‫باهاش جور کنم؟

15:28.440 --> 15:29.760
‫نه.

15:31.160 --> 15:34.239
‫باشه. اگه خودم ردیفش کنم،
‫برام ضمانت می‌کنی؟

15:34.240 --> 15:35.999
‫کِی معماهام رو بهم میدی؟

15:36.000 --> 15:37.959
‫به زودی. به زودی.

15:37.960 --> 15:40.359
‫- حله؟ همه پایه‌ان؟
‫- لطفاً تنهام بذار.

15:40.360 --> 15:41.840
‫باهات در تماسـم.

15:47.000 --> 15:54.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:09.400 --> 16:11.079
‫اینـا از ۹تا گوشی مختلف گرفته شده.

16:11.080 --> 16:12.559
‫تمام چیزیه که داریم.

16:12.560 --> 16:14.479
‫و حتی یکی‌شون هم از رقص نیست.

16:14.480 --> 16:15.759
‫خب، همه‌شون داشتن می‌رقصیدن.

16:15.760 --> 16:17.519
‫نمیگم که عکس‌ها تار نمی‌شدن،

16:17.520 --> 16:18.999
‫ولی بازم خوب می‌شد.

16:19.000 --> 16:20.599
‫اون توی پس‌زمینه‌ی یکی از عکس‌ها هست.

16:20.600 --> 16:24.359
‫ننه‌ی من همیشه می‌گفت اخم کردن
‫عضله‌ی بیشتری نسبت به لبخند زدن می‌بره.

16:24.360 --> 16:26.759
‫اشتباه می‌کرد. کمتر می‌بره.

16:26.760 --> 16:29.359
‫بعید بود آقای دویـل به کسی لبخند بزنه.

16:29.360 --> 16:33.159
‫نظر جمعی اینه که همه ازش متنفر بودن
‫و ورودش ممنوع بوده.

16:33.160 --> 16:35.919
‫فهمیدم. پس علاوه‌بر اینکه
‫همه‌شون داشتن می‌رقصیدن،

16:35.920 --> 16:37.519
‫همه‌شون انگیزه هم داشتن.

16:37.520 --> 16:39.639
‫هِی داره جالب و جالب‌تر می‌شه، مگه نه؟

16:39.640 --> 16:41.279
‫این حتی یه معما هم نیست.

16:41.280 --> 16:44.359
‫چطور ممکنه یکی وسط ۳۶تا شاهد کشته بشه

16:44.360 --> 16:45.759
‫و معما نباشه؟

16:45.760 --> 16:47.919
‫اگه درست بگیم،
‫می‌تونه یه چیستان باشه،

16:47.920 --> 16:50.559
‫اما نمی‌شه معمایی داشت
‫که این همه متغییر داشته باشه،

16:50.560 --> 16:53.959
‫مگه اینکه همین تعداد بالای متغییرها
‫معما رو ساخته باشه.

16:53.960 --> 16:55.439
‫ولی این خیلی خاصـه.

16:56.720 --> 16:58.679
‫قربان، اظهارنامه‌ها داره از طرف...

16:58.680 --> 17:00.280
‫می‌تونه منتظر بمونه، سربازرس کارتر.

17:01.760 --> 17:02.919
‫می‌تونه؟

17:02.920 --> 17:04.600
‫بیا دفترم. تو هم بیا، جان.

17:06.280 --> 17:09.079
‫می‌خواید ما هم بیایم؟ یا...

17:09.080 --> 17:10.960
‫فرض رو بر این می‌ذارم که کار دارید.

17:12.240 --> 17:13.679
‫- آره.
‫- بله قربان.

17:13.680 --> 17:15.560
‫پس برید به کارتـون برسید.

17:17.840 --> 17:19.720
‫عجب باندبازی‌ایه اینجا، نه؟

17:37.320 --> 17:41.200
‫رئیس پلیس زیگلر از امروز صبح
‫در مرخصی رسمیـه.

17:45.080 --> 17:48.319
‫- تا کِی؟
‫- چون ۳۰ ساله یه روز هم مرخصی نرفته،

17:48.320 --> 17:49.880
‫حتی نمی‌تونم حدس بزنم.

17:51.280 --> 17:53.280
‫از زبون خودش هم نشنیدم.

17:54.840 --> 17:57.159
‫فکر کنم این عادی نیست.

17:57.160 --> 17:59.039
‫نه جان. گرفتن یه مرخصی بی‌خبر

17:59.040 --> 18:02.439
‫اون هم وسط یه بازجویی
‫داخلی مهم، اصلاً عادی نیست.

18:02.440 --> 18:05.359
‫- فکر می‌کنی...
‫- نه فکر می‌کنم و نه چیزی می‌دونم.

18:05.360 --> 18:08.639
‫هالی آتویی از رئیس پلیس داشت
‫و اونا پیداش کردن؟

18:08.640 --> 18:11.440
‫مرخصیـش رسمیـه.
‫رفته تعطیلات.

18:13.520 --> 18:16.799
‫با کمال احترام قربان،
‫واقعاً نمی‌تونید همچین فکری کنید.

18:16.800 --> 18:18.919
‫ولی می‌تونم بگمـش.

18:18.920 --> 18:21.719
‫حالا همه‌ی اینا توی کلانتری پخش می‌شه.

18:21.720 --> 18:23.320
‫پشت‌بندش هم شایعه‌سازی‌ها شروع می‌شه.

18:24.520 --> 18:28.159
‫به دلایل واضحی، به شما دو نفر
‫از قبل خبر دادم.

18:28.160 --> 18:30.560
‫و اگه کسی حرفش رو پیش کشید،
‫می‌دونید چی بگید.

18:33.440 --> 18:35.639
‫می‌دونی چی بگی دیگه،
‫مگه نه، جان؟

18:35.640 --> 18:38.039
‫خب، اینطور به نظر میاد که تعلیق شده،

18:38.040 --> 18:41.040
‫ولی به شکلی که انگار تعلیق نشده.

18:42.120 --> 18:43.840
‫البته احتمالاً نباید این رو بگم.

19:04.480 --> 19:05.839
‫دو ثانیه دیگه میام.

19:05.840 --> 19:07.559
‫زیگلر تعلیق شده.

19:07.560 --> 19:09.879
‫چطوری می‌تونم با جوآن کمپر
‫یه مصاحبه جور کنم؟

19:09.880 --> 19:11.079
‫- چی؟
‫- چی؟

19:11.080 --> 19:13.759
‫- زیگلر تعلیق شده؟
‫- آره.

19:13.760 --> 19:16.559
‫قرار نیست درباره‌اش حرف بزنیم
‫یا باهاش تماس بگیریم.

19:16.560 --> 19:18.999
‫ولی سربازرس کارتر مدام
‫به یکی پیام میده

19:19.000 --> 19:21.119
‫و خیلی جدی شده.

19:21.120 --> 19:22.719
‫اون اسم رو هنوز لو ندادی؟

19:22.720 --> 19:24.639
‫خب، درباره جوآن کمپر چی گفتی؟

19:24.640 --> 19:26.599
‫- داری از جواب دادن طفره میری؟
‫- تو چی؟

19:26.600 --> 19:28.519
‫نه، می‌خوام یه مصاحبه
‫با جوآن کمپر بگیرم.

19:28.520 --> 19:30.959
‫- می‌دونی باید با کی تماس بگیرم؟
‫- من از کجا بدونم؟

19:30.960 --> 19:33.079
‫در ضمن، این ایده افتضاح به نظر میاد.

19:33.080 --> 19:35.079
‫نه، نیست. اون سرنخ اصلی‌مونه.
‫جیمز هم همین کار رو می‌کرد.

19:35.080 --> 19:37.479
‫در واقع، تا جایی که می‌دونیم،
‫همین کار رو هم کرد.

19:37.480 --> 19:39.439
‫خب، این اصلاً نشانه‌ی خوبی نیست، مگه نه؟

19:39.440 --> 19:41.799
‫شاید یه دفتر داشته باشه.
‫دفعه‌ی بعد اونجا رو امتحان می‌کنم.

19:41.800 --> 19:43.359
‫هنوز نرفتی خونه؟

19:43.360 --> 19:46.000
‫لوسی، توی صندوق‌عقب
‫بستنی شکلاتی داریم!

19:47.480 --> 19:48.919
‫باید برم.

19:48.920 --> 19:50.879
‫آدام نیوسام، ولش کن!

19:50.880 --> 19:52.200
‫اوه!

19:53.320 --> 19:55.599
‫- لوسی؟
‫- هوم؟

19:55.600 --> 19:57.239
‫نه.

19:57.240 --> 19:58.520
‫استیو.

20:00.160 --> 20:01.200
‫استیو؟

20:02.160 --> 20:04.159
‫دوستم استیو.

20:04.160 --> 20:05.399
‫کجا داریم میریم؟

20:05.400 --> 20:06.799
‫اتاق عروس و داماد.

20:06.800 --> 20:09.079
‫باشه، دو نفر، این بهتر شد.

20:09.080 --> 20:10.440
‫اینطوری راحت‌تره.

20:12.120 --> 20:14.999
‫ای بابا!
‫اینجا دیگه چی کار می‌کنید؟!

20:15.000 --> 20:16.759
‫مگه قرار بود کجا باشیم؟

20:16.760 --> 20:17.999
‫مگه تو ساقدوش نیستی؟

20:18.000 --> 20:20.079
‫آره. در ضمن برادر سیِنا هم هستم.

20:20.080 --> 20:21.439
‫هیچکس توی اتاق زندانی نیست، جان.

20:21.440 --> 20:23.439
‫تقریباً هر جا که بخوان می‌تونن برن.

20:23.440 --> 20:26.719
‫حتی اگه بخوایم می‌تونیم
‫از کشور خارج بشیم.

20:26.720 --> 20:28.599
‫که خب معلومه نمی‌تونید همچین کاری کنید.

20:28.600 --> 20:30.479
‫خب بگذریم.

20:30.480 --> 20:32.239
‫می‌بینم که شامپاین رو پیدا کردید.

20:32.240 --> 20:33.399
‫ببخشید؟!

20:33.400 --> 20:36.879
‫خب، فکر می‌کنم باید به این موضوع اشاره کنیم،

20:36.880 --> 20:39.320
‫با اینکه همه‌مون از اتفاقی که امروز افتاده
‫شوکه شدیم...

20:40.840 --> 20:43.679
‫انگار توی این اتاق
‫کسی چندان عزادار نیست.

20:43.680 --> 20:45.000
‫درسته این حرف؟

20:46.240 --> 20:49.479
‫اوون دویـل یه روانی بود.

20:49.480 --> 20:51.879
‫زندگی خواهرم رو جهنم کرده بود.

20:51.880 --> 20:54.479
‫دخترم دو سال تمام،
‫عملاً زندانیِ اون مرد بود،

20:54.480 --> 20:57.240
‫و همه‌ی ما خانوادگی تلاش کردیم
‫تا بتونیم برش گردونیم.

20:59.000 --> 21:00.440
‫هی...

21:02.520 --> 21:05.200
‫۱۸ سالم بود که باهاش آشنا شدم.

21:06.480 --> 21:08.479
‫تا ۱۹ سالگی،

21:08.480 --> 21:11.360
‫کاری کرد که رابطه‌ام رو
‫با همه قطع کنم.

21:12.360 --> 21:14.239
‫ما رو بُرد اون سر کشور.

21:14.240 --> 21:16.839
‫از شنیدنش متاسفم.

21:16.840 --> 21:20.480
‫باید بپرسم، آیا بهت
‫آسیب فیزیکی هم می‌زد؟

21:22.440 --> 21:24.040
‫- نه.
‫- مگه فرقی هم می‌کنه؟

21:25.320 --> 21:27.359
‫نه.

21:27.360 --> 21:29.040
‫درد، درده.

21:32.160 --> 21:33.360
‫هوم.

21:35.440 --> 21:37.839
‫اون موقع می‌شناختیش، یا...

21:37.840 --> 21:40.319
‫هوم؟ نه.

21:40.320 --> 21:42.999
‫هیچکدومـشون رو نمی‌شناختم.

21:43.000 --> 21:45.240
‫من و سیِنا،
‫چند سال بعد باهم آشنا شدیم.

21:47.160 --> 21:48.800
‫ولی اون موقع دیگه کاملاً می‌شناختمش.

21:50.840 --> 21:52.280
‫اصلاً دست‌بردار نبود.

21:54.440 --> 21:58.120
‫تا همین امروز، دست‌بردار نبود.

22:00.760 --> 22:02.920
‫هشت سال.

22:04.160 --> 22:06.799
‫خب، دیگه الان دست کشیده!

22:06.800 --> 22:08.760
‫عزیزم، داری اوضاع رو بدتر می‌کنی.

22:10.480 --> 22:13.800
‫کارآگاه، اون آدم وسواسی و خطرناک بود.

22:15.200 --> 22:17.040
‫نه اینکه امثال شما هیچوقت با این حرف موافق بوده باشید.

22:17.960 --> 22:19.639
‫گزارشش رو داده بودید؟

22:19.640 --> 22:22.199
‫همه‌مون یه زمانی این کار رو کردیم.

22:22.200 --> 22:23.719
‫سوابق‌تون رو چک کنید.

22:23.720 --> 22:26.239
‫حتماً ده‌ها مورد حادثه هست

22:26.240 --> 22:28.239
‫که همه‌شون زیر برچسب نادیده گرفتن بایگانی شدن.

22:28.240 --> 22:30.519
‫و بهش گفته شده بود، مخصوصاً از طرف من،

22:30.520 --> 22:32.879
‫که اگه امروز ریختـش رو اینجا نشون بده،

22:32.880 --> 22:34.919
‫این آخرین کاری می‌شه
‫که توی زندگیش انجام میده.

22:34.920 --> 22:36.280
‫که همینطور هم شد.

22:37.520 --> 22:39.039
‫کار تو بود؟

22:39.040 --> 22:40.400
‫نه.

22:42.400 --> 22:44.719
‫ببین، اصلاً نمی‌فهمم چطور ممکنه
‫کسی اینجا این کار رو کرده باشه،

22:44.720 --> 22:46.799
‫و حتی یکی از ما هم متوجه نشده باشه.

22:46.800 --> 22:50.279
‫آره! مرسی!
‫کلافه‌کننده نیست؟

22:50.280 --> 22:53.599
‫خب، هر کی که بوده،
‫دوست دارم باهاش دست بدم.

22:53.600 --> 22:55.440
‫احتمالش هست که تا حالا باهاش دست داده باشی.

23:11.680 --> 23:13.679
‫پس همه‌اش راسته، قربان.

23:13.680 --> 23:16.639
‫عروس، داماد، ساقدوش، والدین،

23:16.640 --> 23:19.839
‫همه‌شون طی این سال‌ها علیه اوون
‫گزارش دادن. همه‌اش هم بایگانی شده.

23:19.840 --> 23:23.119
‫پیگیری شده بودن،
‫اما هیچ اتهامی ثبت نشده بود.

23:23.120 --> 23:24.599
‫خب، این خیلی بد به نظر میاد، نه؟

23:24.600 --> 23:26.919
‫هشدارهای مکرر درباره‌ی یه آدم خطرناک

23:26.920 --> 23:28.639
‫که آخرش به قتل ختم شده؟

23:28.640 --> 23:32.479
‫آره، ولی به مرگ خود اون
‫آدم خطرناک ختم شد، پس...

23:32.480 --> 23:34.359
‫آره، گمونم این از زشتیِ کار کم می‌کنه.

23:34.360 --> 23:36.079
‫علاوه‌بر این، همه‌ی اینا توی
‫اون منطقه خاکستری قرار میگیرن،

23:36.080 --> 23:39.239
‫اینکه اون فقط جاهای مختلف ظاهر می‌شد
‫و جلوی چشم بود.

23:39.240 --> 23:41.599
‫چرا؟ هدفش چی بود؟

23:41.600 --> 23:43.279
‫هدفش دقیقاً همین بود.

23:43.280 --> 23:46.200
‫می‌خواست اون زن بدونه که
‫هیچوقت از زندگیش بیرون نمیره.

23:47.520 --> 23:49.079
‫شکنجه‌ی روانی.

23:49.080 --> 23:52.039
‫متاسفانه، هنوزم باید عدالت در موردش اجرا بشه.

23:52.040 --> 23:53.679
‫بله. پس روال عادی از این...

23:53.680 --> 23:55.359
‫خب، یه لحظه صبر کن. اون چیه؟

23:55.360 --> 23:57.679
‫این؟ این نقشه‌ی حرکات رقصـه.

23:57.680 --> 24:00.399
‫- برای همه‌شون یکی فرستاده شده بود.
‫- دستورالعمل هم داره؟!

24:00.400 --> 24:02.759
‫خیال کردی همینطوری دیمی می‌رقصیدن؟

24:02.760 --> 24:05.599
‫پس... این دایره‌ها آدمن، درسته؟

24:05.600 --> 24:08.479
‫و این جهت‌های چرخشی که دارن،

24:08.480 --> 24:10.759
‫با اون فلش‌های متصل که نشون میده کجا...

24:10.760 --> 24:12.960
‫مسیرشون با بقیه تلاقی پیدا می‌کنه؟

24:14.520 --> 24:18.079
‫مقتول هم این وسط بوده،

24:18.080 --> 24:19.799
‫دقیقاً همونجایی که این اتفاق می‌افته.

24:19.800 --> 24:21.759
‫بعد این فلش‌های دوم نشون میدن چطور

24:21.760 --> 24:24.439
‫همه‌شون دوباره از مرکز به عقب برمی‌گردن،

24:24.440 --> 24:27.159
‫و به نقطه‌ی مقابل جایی
‫که شروع کرده بودن میرن،

24:27.160 --> 24:30.239
‫چرخش رو برعکس می‌کنن
‫و دوباره به وسط برمی‌گردن.

24:30.240 --> 24:31.719
‫درسته؟

24:31.720 --> 24:34.039
‫من فقط پرینتـش گرفتم.

24:34.040 --> 24:37.679
‫این یه معمای چرخ‌دنده‌ایـه!
‫یا حداقل خیلی بهش نزدیکـه.

24:37.680 --> 24:39.879
‫ببخشید اینجوری حرف زدم،
‫هیجان‌زده شدم.

24:39.880 --> 24:42.479
‫اینا چرخ‌دنده‌ان، می‌بینی؟

24:42.480 --> 24:44.919
‫نه، اونا آدمن، جان.

24:44.920 --> 24:46.879
‫آدم، چرخ‌دنده، فرقی نمی‌کنه.

24:46.880 --> 24:48.159
‫همه‌شون فقط متغییرن.

24:48.160 --> 24:49.399
‫می‌تونم این رو داشته باشم؟

24:49.400 --> 24:50.999
‫می‌تونی داشته باشیش؟

24:51.000 --> 24:52.359
‫این سرشار از نبوغه.

24:52.360 --> 24:56.759
‫چرخ‌دنده‌ها معمولاً فقط می‌چرخن،
‫اما اینا هم می‌چرخن و هم عقب‌جلو میرن.

24:56.760 --> 24:58.720
‫بهتره این رو پیش من بذارید.

25:00.760 --> 25:02.840
‫پس اون هر وقت دلش بخواد
‫می‌تونه بره خونه، آره؟

25:11.040 --> 25:12.879
‫پس مستقیم رفتی دم دفترش؟

25:12.880 --> 25:15.439
‫آره، سعی کردم غافلگیرش کنم
‫تا باهاش مصاحبه کنم،

25:15.440 --> 25:17.079
‫تمام روز اونجا رو تحت‌نظر داشتم.

25:17.080 --> 25:18.559
‫تحت‌نظر داشتی؟

25:18.560 --> 25:20.559
‫آره دیگه، بیرون پارک کرده بودم.

25:20.560 --> 25:21.959
‫هیچکس نیومد.

25:21.960 --> 25:24.719
‫کل دفتر حوزه‌ی انتخابیه
‫کاملاً تعطیل بود.

25:24.720 --> 25:27.479
‫خدا می‌دونه کجا بودن.
‫نمی‌دونم چرا مالیات میدیم.

25:27.480 --> 25:29.479
‫اون توی بیمارستان بود، مامان.

25:29.480 --> 25:31.559
‫داشت با پرستارها دیدار می‌کرد.

25:31.560 --> 25:33.320
‫بازم دلیل نمی‌شه.

25:53.760 --> 25:55.919
‫- سلام.
‫- اومدی.

25:55.920 --> 25:58.639
‫این رو ببین! همه‌شون همینطوریـن.

25:58.640 --> 25:59.999
‫- این...
‫- چی؟

26:00.000 --> 26:02.359
‫به این میگن کیلی.

26:02.360 --> 26:03.519
‫وحشتناک نیست؟

26:03.520 --> 26:04.839
‫اون لپ‌تاپ منه؟

26:04.840 --> 26:08.319
‫آره! خودم تنهایی تونستم اون ویدیو رو پیدا کنم،

26:08.320 --> 26:10.759
‫بعد از اینکه با کلانتری تماس گرفتم
‫و اونا راهنماییم کردن.

26:10.760 --> 26:13.279
‫در ضمن، رمز عبورت مسخره‌ست.

26:13.280 --> 26:14.679
‫باید عوضش کنی.

26:14.680 --> 26:16.159
‫ببخشید، این چیه؟

26:16.160 --> 26:19.999
‫یه نسخه‌ای از معمای چرخ‌دنده‌ایـه،
‫بر اساس این رقص.

26:20.000 --> 26:21.439
‫توی معمای چرخ‌دنده‌ای،

26:21.440 --> 26:23.359
‫چندین چرخ‌دنده‌ی چرخان وجود داره،

26:23.360 --> 26:26.479
‫که همه‌شون هماهنگ
‫با همدیگه حرکت می‌کنن.

26:26.480 --> 26:28.799
‫این درست نیست.
‫برگرد اونوری.

26:28.800 --> 26:31.599
‫رسماً صدها محاسبه وجود داره،

26:31.600 --> 26:34.559
‫ولی فقط یکی‌شون تک‌تک
‫چرخ‌دنده‌ها رو

26:34.560 --> 26:37.240
‫در زاویه‌ی چرخشی دقیق
‫برای حل معما قرار میده.

26:40.000 --> 26:41.759
‫آره.

26:41.760 --> 26:45.519
‫همه‌ی این دایره‌ها رقصنده‌ها،
‫یا همون چرخ‌دنده‌های مان،

26:45.520 --> 26:47.959
‫که هماهنگ باهم می‌چرخن.

26:47.960 --> 26:51.399
‫همه‌ی رقصنده‌ها یه میدان دید دارن،

26:51.400 --> 26:53.479
‫که با این ضربدرهای کوچیک مشخص شده،

26:53.480 --> 26:55.639
‫و مدام در حال تغییره،

26:55.640 --> 26:59.479
‫چون هم در جهت عقربه‌های ساعت
‫و هم خلاف جهت می‌چرخن،

26:59.480 --> 27:02.039
‫در حالی که مکرراً...

27:02.040 --> 27:03.599
‫اینجا توی مرکز جمع می‌شن

27:03.600 --> 27:05.400
‫قبل از اینکه دوباره پخش بشن.

27:08.200 --> 27:10.919
‫در مجموع هشت بار این کار رو می‌کنن

27:10.920 --> 27:12.599
‫و توی یکی از اون هشت بار،

27:12.600 --> 27:14.519
‫زاویه‌ی دید همه

27:14.520 --> 27:17.320
‫لابد طوری شده که روشـون
‫پشت به مقتول بوده.

27:18.560 --> 27:20.319
‫همه...

27:20.320 --> 27:23.079
‫البته به جز قاتل‌مون.

27:26.720 --> 27:30.039
‫ببخشید. این مربوط به قتل
‫مراسم عروسی امروز صبحه.

27:30.040 --> 27:31.640
‫لابد... باید زودتر می‌گفتم.

27:32.640 --> 27:34.839
‫متغییرهای زیادی وجود نداره؟

27:34.840 --> 27:36.559
‫متغییرهای خیلی زیادی وجود داره!

27:36.560 --> 27:39.079
‫ولی وقتی حضوری نباشن،
‫کنترل کردنشـون خیلی راحت‌تره.

27:39.080 --> 27:41.719
‫جان، به ذهنت رسیده که تعلیق زیگلر

27:41.720 --> 27:45.319
‫شاید هیچ ربطی به سینکلر
‫یا پرونده‌های هالی نداشته باشه؟

27:45.320 --> 27:47.239
‫وایسا، زیگلر تعلیق شده؟

27:47.240 --> 27:48.479
‫بهت گفتم که عزیزم.

27:48.480 --> 27:50.799
‫نه، تو داشتی یک‌سره درباره‌ی
‫مصاحبه با جوآن کمپر حرف می‌زدی.

27:50.800 --> 27:52.399
‫تو با جوآن کمپر مصاحبه کردی؟

27:52.400 --> 27:54.119
‫قراره با جوآن کمپر مصاحبه کنم.

27:54.120 --> 27:56.199
‫لطفاً با جوآن کمپر مصاحبه نکن.

27:56.200 --> 27:58.800
‫اگه تعلیق زیگلر
‫به خاطر تو باشه چی؟

28:01.320 --> 28:02.679
‫منظورم اینه که، بهش فکر کن.

28:02.680 --> 28:06.399
‫زیگلر رئیس پلیسـه،
‫کی می‌تونه تعلیقش کنه؟

28:06.400 --> 28:09.639
‫رئیس پلیس‌ها هم قابل‌تعلیقن.
‫اون هم بالاخره به یکی جواب پس میده.

28:09.640 --> 28:11.920
‫آره، معلومه که میده.

28:14.200 --> 28:16.159
‫اما... اون طرف اونه.

28:16.160 --> 28:18.919
‫اگه اصلاً طرفی وجود داشته باشه
‫و اون توش باشه.

28:18.920 --> 28:21.239
‫زیگلر تو رو برد به خونه‌ی اون.

28:21.240 --> 28:23.559
‫اون فکر کرد تو جیمز هستی،
‫تا جایی که می‌دونیم هنوزم ممکنه فکر کنه.

28:23.560 --> 28:25.119
‫روز بعد، زیگلر غیبش می‌زنه.

28:25.120 --> 28:27.840
‫این می‌شه سه‌تا...

28:28.960 --> 28:30.439
‫اتفاق همزمان.

28:30.440 --> 28:33.359
‫داری یکم این قضایا رو
‫راحت بهم ربط میدی.

28:33.360 --> 28:35.559
‫با عقل جور درنمیاد، لوسی.

28:35.560 --> 28:37.119
‫اگه زیگلر توی مشت اون باشه،

28:37.120 --> 28:39.999
‫آخرین چیزی که اون می‌خواد
‫اینه که اون از صحنه خارج بشه،

28:40.000 --> 28:43.319
‫مخصوصاً با اون بازجویی پیندر
‫که توی زیرزمین در جریانه.

28:43.320 --> 28:45.199
‫وایسا، فکر کردم قراره
‫سعی کنی بری اونجا؟

28:45.200 --> 28:46.479
‫هنوز دارم روش کار می‌کنم.

28:46.480 --> 28:47.759
‫فکر کردم قراره اسم

28:47.760 --> 28:49.439
‫آدام نیوسام رو جلوی راسل بیاری؟

28:49.440 --> 28:51.519
‫روی اونم هنوز دارم کار می‌کنم.

28:51.520 --> 28:54.039
‫حل کردن این احتمالاً کمک می‌کنه،

28:54.040 --> 28:56.399
‫یا حداقل حالش رو خوب می‌کنه.

28:56.400 --> 28:57.839
‫قطعاً حالش خوش نیست.

28:59.160 --> 29:01.159
‫خدای من،
‫واقعاً به موسیقی احتیاج داریم؟

29:01.160 --> 29:03.400
‫خب، منم ترجیح میدم نباشه،
‫ولی چی کار می‌شه کرد؟

29:06.840 --> 29:08.720
‫خیلی ممنونم.

29:22.480 --> 29:23.719
‫پس مطابقت داشت؟

29:23.720 --> 29:27.999
‫آره، خود آلت قتل نیست،
‫ولی کاملاً شبیه اونه.

29:28.000 --> 29:30.039
‫درست همونطور که جان تیلور گفت.

29:30.040 --> 29:32.119
‫اون نمی‌تونسته این رو از روی زخم بفهمه.

29:32.120 --> 29:34.599
‫نه؟ ولی فهمید.

29:34.600 --> 29:35.999
‫پزشکی قانونی دیگه چی گفت؟

29:36.000 --> 29:38.639
‫قاتل حدوداً ۱۸۰ سانت قد داشته،
‫و احتمالاً راست‌دست بوده.

29:38.640 --> 29:41.239
‫پس یعنی در واقع سه‌تاش رو درست گفت؟

29:41.240 --> 29:42.999
‫سه از سه!

29:43.000 --> 29:45.479
‫چاقوی استیک، راست‌دست، ۱۸۰ سانت!

29:45.480 --> 29:46.679
‫بدیهیـه.

29:46.680 --> 29:50.279
‫و متاسفانه، کوچک‌ترین کمکی نمی‌کنه.

29:50.280 --> 29:52.199
‫تمام شب رو روی این وقت گذاشتم،

29:52.200 --> 29:55.519
‫تک‌تک محاسبات
‫هر متغییر رو بررسی کردم.

29:55.520 --> 29:57.559
‫کلاً هشت ساعت خوابیدم.

29:57.560 --> 29:59.919
‫اینکه یه مقدار کاملاً طبیعیـه.

29:59.920 --> 30:01.360
‫چرت و پرت نگو.

30:02.440 --> 30:04.599
‫عاشق این چیزم، عالیـه.

30:04.600 --> 30:07.159
‫یه پازل دنده‌ای که دنده‌هاش ثابت نمی‌مونن.

30:07.160 --> 30:09.159
‫خیلی خلاقانه‌ست.

30:09.160 --> 30:12.679
‫لابد باید یه اسم براش انتخاب کنم.

30:12.680 --> 30:14.199
‫دایره‌های لغزنده؟

30:14.200 --> 30:16.480
‫اسمش رو نمی‌ذارم دایره‌های لغزنده.

30:17.520 --> 30:19.439
‫و نکته اینجاست، کار می‌کنه.

30:19.440 --> 30:21.799
‫در واقع ۱۰۰ درصد قابل‌حلـه

30:21.800 --> 30:24.999
‫اگه چندتا از موقعیت‌های شروع رو تغییر بدیم.

30:25.000 --> 30:28.679
‫که متاسفانه نمی‌تونیم،
‫چون همونجایی بودن که بودن.

30:28.680 --> 30:30.279
‫معنیش چیه؟

30:30.280 --> 30:32.239
‫خب، عجیبه، ولی معنیش اینه که

30:32.240 --> 30:35.840
‫هیچ راهی نبوده که مقتول
‫بدون اینکه کسی بفهمه چاقو بخوره.

30:37.720 --> 30:39.999
‫در واقع، معنیش اینه که تنها جواب اینه که

30:40.000 --> 30:41.960
‫اصلاً هیچکدوم از این اتفاق‌ها نیفتاده.

30:43.600 --> 30:45.319
‫هوم!

30:45.320 --> 30:48.319
‫خیلی‌خب، این یه جورایی مشکله
‫چون اون قطعاً مُرده.

30:48.320 --> 30:52.159
‫آره یادمه، ولی بازم
‫این چیزیـه که پازل ثابت می‌کنه.

30:52.160 --> 30:54.560
‫چیزی که اتفاق افتاد، اتفاق نیفتاد.

31:00.840 --> 31:04.319
‫فقط من اینطوری فکر می‌کنم یا اون کت‌وشلوار
‫خیلی ارزون‌قیمت به نظر میاد؟

31:04.320 --> 31:06.479
‫مخصوصاً در مقایسه با بقیه.

31:06.480 --> 31:09.799
‫تصور می‌کنم دستور پوشش با اون دعوتی اومده
‫که اون دریافت نکرده بود،

31:09.800 --> 31:12.559
‫به همراه حرکات رقصی
‫که ممکن بود جونش رو نجات بده...

31:12.560 --> 31:14.159
‫ببخشید. قربان.

31:14.160 --> 31:16.000
‫آره، ما در واقع همین الان...

31:18.920 --> 31:20.360
‫قربان.

31:21.920 --> 31:23.519
‫طول نمی‌کشه.

31:23.520 --> 31:25.039
‫اون نخواست تو بیای، جان.

31:25.040 --> 31:26.800
‫شاید دلش بخواد من رو ببینه.

31:28.680 --> 31:30.040
‫منطقیـه.

31:55.400 --> 31:56.679
‫سلام! سلام.

31:56.680 --> 31:59.719
‫ببخشید، دیر اومدم؟ زود اومدم؟

31:59.720 --> 32:01.279
‫اوم...

32:01.280 --> 32:03.599
‫راستش مطمئن نیستم.
‫شما کی هستید؟

32:03.600 --> 32:05.519
‫لوسی، لوسی بتس.

32:05.520 --> 32:06.719
‫و شما؟

32:06.720 --> 32:09.279
‫- هانا.
‫- هانا! منشی ایشون...

32:09.280 --> 32:11.759
‫- دستیار شخصی.
‫- دستیار شخصی. ایمیل رد و بدل کردیم.

32:11.760 --> 32:14.759
‫کردیم؟ در مورد چی بود؟

32:14.760 --> 32:18.119
‫قرار بود امروز با جوآن
‫واسه روزنامه مصاحبه کنم.

32:18.120 --> 32:19.239
‫کدوم روزنامه؟

32:19.240 --> 32:21.039
‫روزنامه‌ی آنگلیای شرقی.

32:21.040 --> 32:23.279
‫- روزنامه‌ی آنگلیای شرقی؟
‫- تبلیغاتچی.

32:23.280 --> 32:25.079
‫فقط یه مقاله‌ی معرفیـه.
‫بدون سیاست،

32:25.080 --> 32:27.599
‫فقط یه چیزی تو مایه‌های
‫شورای شهر خود را بشناسید.

32:27.600 --> 32:29.759
‫چه کتابی با خودت به یه جزیره‌ی متروکه می‌بری؟

32:29.760 --> 32:33.399
‫عضو موردعلاقه‌ات توی تیک دت کیه؟
‫خودم گری، با عرض پوزش.

32:33.400 --> 32:35.239
‫فقط همون سوالای همیشگی.

32:35.240 --> 32:36.799
‫درسته...

32:36.800 --> 32:40.079
‫فقط اینکه من معمولاً کامل در جریان مصاحبه‌هایی

32:40.080 --> 32:43.119
‫که اون انجام میده هستم
‫و این یکی انگار از زیر دستم در رفته.

32:43.120 --> 32:45.679
‫اشکالی نداره،
‫همه اشتباه می‌کنن.

32:45.680 --> 32:47.399
‫ایشون اینجان؟

32:47.400 --> 32:48.759
‫نه، نیستن.

32:48.760 --> 32:50.079
‫مطمئنید؟

32:50.080 --> 32:51.879
‫جوآن تمام روز توی جلسه‌ست.

32:51.880 --> 32:53.160
‫با کی؟

32:55.280 --> 32:58.839
‫بذار یه کاری کنیم.
‫چطوره کارتت رو به من بدی؟

32:58.840 --> 33:00.160
‫کارتم؟

33:02.120 --> 33:03.599
‫می‌تونم یه کار بهتر بکنم.

33:03.600 --> 33:06.599
‫کارت ناخدام، گرت فیشر رو بهت میدم.

33:06.600 --> 33:08.959
‫سردبیر ارشدمون.
‫ما دوست داریم ناخدا صداش کنیم.

33:08.960 --> 33:10.320
‫اون می‌تونه من رو تایید کنه.

33:11.680 --> 33:15.799
‫راستش، اون بود که خبر
‫قتل تئاتر چند روز پیش رو پخش کرد.

33:15.800 --> 33:17.960
‫شاید در موردش خونده باشی؟

33:20.760 --> 33:23.559
‫نه.

33:23.560 --> 33:25.240
‫نه، نخوندم.

33:27.240 --> 33:29.240
‫ببخشید، اسمت چی بود؟

33:38.000 --> 33:40.519
‫اصلاً خبر داری اون همه تشکیلات
‫توی زیرزمین واسه چیه؟

33:40.520 --> 33:41.720
‫راستش آره، می‌دونم.

33:43.520 --> 33:46.239
‫- خب، مایلی با بقیه هم در میونش بذاری؟
‫- نه واقعاً.

33:46.240 --> 33:48.720
‫بهت میگم امروز چی درباره‌ی زیگلر شنیدمـا...!

33:49.880 --> 33:51.160
‫مگه اون چی شده؟

33:52.880 --> 33:55.199
‫تو نمی‌دونی توی زیرزمین چه خبره.

33:55.200 --> 33:56.999
‫حال‌تون خوبه، آقای تیلور؟

33:57.000 --> 33:59.559
‫چی؟ بله ممنون.

33:59.560 --> 34:01.359
‫آم...

34:01.360 --> 34:02.840
‫شما چطور؟

34:04.360 --> 34:05.959
‫این... لطفاً بگید این چیه؟

34:05.960 --> 34:09.519
‫- یه شال کمر.
‫- بله. پس... همینه.

34:09.520 --> 34:13.199
‫و... از روی همین بهش چاقو زدن؟

34:13.200 --> 34:14.999
‫نه در واقع.

34:15.000 --> 34:17.440
‫فکر می‌کنیم دقیقاً از بالای اون.

34:19.360 --> 34:20.600
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.

34:33.080 --> 34:34.440
‫پس این یعنی...

34:37.040 --> 34:38.640
‫که...

34:39.880 --> 34:42.280
‫یه نفر لابد...

34:44.080 --> 34:45.520
‫فهمیدم.

34:49.000 --> 34:51.160
‫این عجب پازل خوبیه.

34:52.520 --> 34:54.760
‫چه حیف واقعاً.

34:58.920 --> 35:00.439
‫کل قضیه از اولش فقط

35:00.440 --> 35:03.280
‫یه تست مشاهده‌ی معمولی و استاندارد بوده.

35:05.000 --> 35:07.440
‫می‌بینی، این متغییرها بودن
‫که من رو به اشتباه انداختن.

35:11.200 --> 35:12.720
‫داری میگی حلش کردی؟

35:31.560 --> 35:32.920
‫راسل!

35:40.080 --> 35:41.639
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

35:41.640 --> 35:43.079
‫نمی‌دونستم کجا برم.

35:43.080 --> 35:45.359
‫اونا مدام از من می‌خوان
‫بهشون بگم کی این کار رو کرده،

35:45.360 --> 35:48.759
‫ولی تا اول نشونش ندم
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

35:48.760 --> 35:50.639
‫تو می‌فهمی، تو درک می‌کنی.

35:50.640 --> 35:53.159
‫ببخشید، شما...
‫معمای قتل رو حل کردی؟

35:53.160 --> 35:54.560
‫جان...

35:55.960 --> 35:57.719
‫ایشون کی هستن؟

35:57.720 --> 36:00.039
‫ایشون رو آوردن تا روی کارگروه پیندر نظارت کنه.

36:00.040 --> 36:02.279
‫نگرانش نباش.

36:02.280 --> 36:03.999
‫معاون رئیس.

36:04.000 --> 36:05.640
‫نمی‌دونستم اینجا تشریف دارید.

36:07.200 --> 36:09.119
‫جان؟ جان؟!

36:09.120 --> 36:10.279
‫هوم؟

36:10.280 --> 36:11.560
‫بالاخره حلش کردی یا نه؟

36:12.600 --> 36:14.319
‫- نه.
‫- تو که همین الان گفتی حل کردی.

36:14.320 --> 36:15.599
‫نه، من نگفتم، تو گفتی.

36:15.600 --> 36:17.919
‫گفتم اول باید
‫یه نمایش عملی انجام بدید.

36:17.920 --> 36:20.519
‫می‌شه بری و بهشون بگی
‫باید یه نمایش عملی انجام بدم؟

36:20.520 --> 36:22.160
‫باشه، باشه، باشه.

36:26.320 --> 36:28.959
‫می‌دونم که جای پا می‌خواید،
‫ولی می‌شه دوباره جاتون رو عوض کنید؟

36:28.960 --> 36:31.719
‫چون باید دقیقاً همونطوری...
‫ممنون.

36:31.720 --> 36:34.280
‫و بعدش بچه‌ها، فقط همون موقعیت‌ها رو حفظ کنید. باشه.

36:36.000 --> 36:42.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

36:43.960 --> 36:45.439
‫خب، همه‌شون دقیقاً برگشتن

36:45.440 --> 36:49.239
‫همونجایی که موقع مراسم نشسته بودن.

36:49.240 --> 36:50.799
‫واقعاً؟

36:50.800 --> 36:52.160
‫لازم نبود باشن.

36:53.200 --> 36:55.039
‫چی؟

36:55.040 --> 36:57.359
‫سلام!
‫ببخشید که دوباره همه‌تون رو اذیت می‌کنم.

36:57.360 --> 37:00.599
‫متاسفانه یه دور سریع دیگه
‫از بازی حدس بزن کیه داریم.

37:00.600 --> 37:03.159
‫من قبلاً توی این بازی خیلی خوب بودم.

37:03.160 --> 37:05.399
‫این یه بازی بچگانه‌ست.

37:05.400 --> 37:08.239
‫من در واقع یه بازی خیلی بهتر داشتم،

37:08.240 --> 37:10.320
‫ولی متاسفانه من...

37:12.840 --> 37:14.239
‫نه، منطقیـه.

37:15.600 --> 37:17.480
‫می‌شه لطفاً همه‌تون بلند شید؟

37:22.840 --> 37:26.040
‫خب، اگه مرد هستید ایستاده بمونید.

37:31.320 --> 37:32.879
‫تقریباً نصف.

37:32.880 --> 37:34.199
‫جالبـه.

37:34.200 --> 37:36.559
‫از کِی تا حالا جنسیت قاتل رو می‌دونیم؟

37:36.560 --> 37:38.439
‫از حدود نیم ساعت پیش.

37:38.440 --> 37:41.959
‫خیلی‌خب، بیاید یه بار دیگه
‫سوالای دیروز رو سریع مرور کنیم.

37:41.960 --> 37:45.080
‫اگه هیچ لکه‌ی خونی روتون نبود،
‫ایستاده بمونید.

37:47.240 --> 37:51.800
‫اگه راست‌دست هستید،
‫ایستاده بمونید.

37:58.480 --> 38:00.560
‫و اگه قدتون بالای ۱۸۰ سانته.

38:05.480 --> 38:09.519
‫اون دکتر جسدت گفت ۱۸۰ سانت
‫یا حدود ۱۸۰ سانت؟

38:09.520 --> 38:11.079
‫حدود ۱۸۰ سانت.

38:11.080 --> 38:12.119
‫هوم!

38:12.120 --> 38:15.279
‫انگار قاتل‌مون داره سعی می‌کنه
‫با یه ایراد فنی در بره.

38:15.280 --> 38:17.199
‫می‌تونم دوباره همه‌تون رو بلند کنم

38:17.200 --> 38:20.079
‫و شروع کنم میلی‌متر به میلی‌متر
‫از قدتون کم کنم،

38:20.080 --> 38:21.799
‫ولی یه راه سریعـتر هم دارم.

38:21.800 --> 38:25.199
‫تمام مردایی که توی عروسی شال کمر

38:25.200 --> 38:27.920
‫نبسته بودن، لطفاً دوباره بلند شن؟

38:32.440 --> 38:33.720
‫یه نفر نبسته بود.

38:37.680 --> 38:39.280
‫اون کی بود؟

38:43.480 --> 38:45.479
‫چی میگه واسه خودش؟

38:45.480 --> 38:47.119
‫چه ربطی به چیزی داره؟

38:47.120 --> 38:50.759
‫ما کلی عکس از تمام اون روز داریم.

38:50.760 --> 38:54.239
‫مگر اینکه فکر کنید به طور معجزه‌آسایی
‫تونستید هیچوقت عکستون

38:54.240 --> 38:58.160
‫از رو‌برو نیفته، واقعاً بهتره که همین الان بلند شید.

39:13.320 --> 39:15.800
‫- چی؟!
‫- مامان!

39:17.320 --> 39:18.479
‫ممنون.

39:18.480 --> 39:20.399
‫ضمناً، عکست به طور معجزه‌آسایی

39:20.400 --> 39:23.280
‫هیچوقت از رو‌برو توی هیچ لحظه‌ای نیفتاد.

39:25.480 --> 39:27.120
‫ما با «حدس بزن کیه» قاتل‌مون رو پیدا کردیم.

39:28.200 --> 39:29.959
‫باید مجبورش کنم اعتراف کنه؟

39:29.960 --> 39:31.240
‫مجبورش می‌کنم اعتراف کنه.

39:32.960 --> 39:34.479
‫همه حسابی شوکه شدن

39:34.480 --> 39:36.959
‫وقتی اوون یهو توی مراسم ظاهر شد،

39:36.960 --> 39:39.200
‫ولی شرط می‌بندم هیچکس به اندازه‌ی تو...

39:41.360 --> 39:43.800
‫با توجه به اینکه اون مثلاً قبلاً مُرده بود.

39:54.280 --> 39:55.680
‫من دیر رسیده بودم.

39:57.040 --> 39:58.279
‫بالاخره اومدی!

39:58.280 --> 40:00.959
‫بقیه همه آماده بودن، لباس عوض کرده بودن،

40:00.960 --> 40:04.280
‫از هتل زده بودن بیرون
‫و داشتن می‌رفتن سمت باغ.

40:13.680 --> 40:14.880
‫اون اونجا بود.

40:16.320 --> 40:17.680
‫اتاق داشت.

40:20.120 --> 40:24.480
‫لابد دیشب دیروقت با اسم مستعار
‫اتاق گرفته بود.

40:33.160 --> 40:35.040
‫فقط باهم درگیر شدیم.

40:57.640 --> 41:02.920
‫حتی یادم نمیاد چطوری اون کار رو کردم.

41:04.280 --> 41:08.520
‫فقط یهو دیدمش و فهمیدم.

42:06.320 --> 42:08.439
‫همه‌ی شما دیوونه شدید؟

42:08.440 --> 42:11.079
‫برادرم اوون رو نکشت.

42:11.080 --> 42:13.879
‫اون اینجا بود، زنده بود.

42:13.880 --> 42:15.839
‫همه‌مون دیدیمش!

42:15.840 --> 42:19.319
‫بهتون اطمینان میدم که برادرتون کُشتش، خانم پرایس.

42:19.320 --> 42:20.679
‫خانم پرایس...!

42:20.680 --> 42:23.520
‫ببخشید، اولین باریه که می‌شنومش.

42:24.640 --> 42:26.599
‫به نظر خیلی خوب میاد.

42:26.600 --> 42:29.640
‫فقط یه جور واکنش با تاخیر بود.

42:33.320 --> 42:36.879
‫اگه آقای دویل دنبال کمک‌های پزشکی می‌رفت،

42:36.880 --> 42:39.679
‫قطعاً می‌شد از مرگش جلوگیری کرد،

42:39.680 --> 42:42.799
‫همونطوری که هر آدم نرمالی
‫انجامش می‌داد.

42:42.800 --> 42:45.119
‫اما اولویت‌های مقتول ما

42:45.120 --> 42:46.680
‫اصلاً نرمال نبودن.

42:52.800 --> 42:54.359
‫فکر نمی‌کنم مُردن

42:54.360 --> 42:57.279
‫توی لیست برنامه‌های اون روزش بوده باشه.

42:57.280 --> 43:00.959
‫من... واقعاً معتقدم
‫اون فکر می‌کرد می‌تونه همه‌ی این کارها رو بکنه

43:00.960 --> 43:02.520
‫و تهش هم زنده از معرکه بره بیرون.

43:03.960 --> 43:08.039
‫متاسفانه، شال کمر هم تا یه حدی
‫می‌تونه خون رو نگه داره.

43:38.120 --> 43:41.319
‫اوون دویل قانون لباس پوشیدن رو بلد نبود،

43:41.320 --> 43:43.599
‫و البته حرکات رقص رو هم همینطور.

43:43.600 --> 43:45.919
‫اون شال کمر نداشت،

43:45.920 --> 43:48.799
‫نمی‌دونست که لازمه و صادقانه بگم،

43:48.800 --> 43:51.599
‫کُتی هم نداشت که به اون شال بیاد.

43:51.600 --> 43:54.960
‫اون شال کمر فقط می‌تونسته
‫متعلق به قاتل باشه.

43:56.160 --> 43:59.040
‫ساقدوش، اِیدن مونی.

44:01.520 --> 44:03.200
‫آره می‌دونیم. همین الان اعتراف کرد.

44:04.400 --> 44:06.400
‫خب خوبه.

44:07.480 --> 44:10.919
‫جالبه، ولی اگه فقط چند نفرتون

44:10.920 --> 44:14.159
‫جاهای متفاوتی می‌ایستادید،
‫اون موقع واقعاً ممکن بود

44:14.160 --> 44:17.399
‫که وسط رقص کسی کشته بشه
‫و کسی هم نفهمه.

44:17.400 --> 44:19.719
‫و اینطوری پازل
‫واقعاً جواب میده.

44:19.720 --> 44:23.200
‫هرچند که البته، معلوم شد
‫کاملاً بی‌ربطه.

44:37.440 --> 44:39.920
‫یه سخنرانی حسابی
‫براتون آماده کرده بودم.

44:41.600 --> 44:43.480
‫کلی خاطره و جوک.

44:45.440 --> 44:46.680
‫و معذرت‌خواهی.

44:48.040 --> 44:49.919
‫واسه همه چیز.

44:49.920 --> 44:51.519
‫واسه اینکه گذاشتم اون مرد...

44:51.520 --> 44:53.559
‫اِیدن.

44:53.560 --> 44:55.080
‫تقصیر تو نبود.

44:57.280 --> 44:59.440
‫اصلاً تقصیر تو نبود.

45:00.520 --> 45:02.920
‫فقط می‌خواستم به سلامتی
‫یه زندگی جدید بدون اون بنوشم.

45:05.840 --> 45:09.040
‫ما به سلامتی زندگی جدید
‫بدون اون می‌نوشیم.

45:12.480 --> 45:14.679
‫- بیا اینجا.
‫- معذرت می‌خوام.

45:14.680 --> 45:17.199
‫- اشکالی نداره.
‫- معذرت می‌خوام.

45:17.200 --> 45:20.359
‫خب. پس زنگ تفریح دستگیری
‫واسه نوشیدن تموم شد؟

45:20.360 --> 45:23.439
‫- آره.
‫- یه روزی ساقدوش محشری می‌شی.

45:23.440 --> 45:25.200
‫می‌شم. واقعاً هم می‌شم.

45:38.960 --> 45:41.560
‫- خسته نباشی.
‫- مرسی.

45:45.280 --> 45:47.240
‫راسل، حالت خوبه؟

45:49.480 --> 45:51.640
‫آره آره. فقط، خب...

45:52.920 --> 45:54.679
‫عروسی‌ها برام یه جوریـن.

45:54.680 --> 45:57.599
‫البته.

45:57.600 --> 45:59.080
‫من... حتی...

46:00.360 --> 46:01.719
‫نامزدت.

46:01.720 --> 46:04.160
‫می‌دونی، تقریباً یک سال شده.

46:06.480 --> 46:09.360
‫من هیچوقت نپرسیدم،
‫ولی...

46:11.960 --> 46:13.560
‫تصادف رانندگی بود.

46:14.800 --> 46:16.360
‫خیلی متاسفم.

46:20.200 --> 46:21.480
‫ممنون.

46:29.920 --> 46:31.800
‫جان، می‌دونی پدرش کجاست؟

46:33.240 --> 46:35.920
‫پدرش؟ رئیس پلیس زیگلر؟

46:37.840 --> 46:39.560
‫نه؟ واسه چی باید بدونم؟

46:40.840 --> 46:42.600
‫- احتمالاً فقط خونه باشه.
‫- نیست.

46:44.360 --> 46:47.000
‫زنگ‌هام رو جواب نمیده.
‫جواب پیام‌هام رو هم نمیده.

46:52.120 --> 46:53.840
‫داستان برادرت هم همینجوری بود؟

46:57.040 --> 46:59.559
‫برادرم خانواده‌اش رو ول کرد و رفت.

46:59.560 --> 47:01.919
‫جان، بیا تظاهر نکنیم که هنوز
‫دنبالش نمی‌گردی، باشه؟

47:01.920 --> 47:04.119
‫این یه پازله.

47:04.120 --> 47:05.480
‫تو هنوز داری می‌گردی.

47:07.280 --> 47:09.560
‫خب، ربط زیگلر به همه‌ی این‌ها چیه؟

47:13.200 --> 47:15.999
‫من... نمی‌فهمم منظورت چیه.

47:16.000 --> 47:17.519
‫ربط به چی؟

47:17.520 --> 47:19.200
‫به همه چیز، جان!

47:20.960 --> 47:22.879
‫من یه کارآگاهم، می‌دونی که؟

47:22.880 --> 47:25.960
‫برادرت، زیگلر،
‫هالی پیندر، آدام نیوسام.

47:27.320 --> 47:29.599
‫- ببخشید، کی؟
‫- آدام نیوسام؟

47:29.600 --> 47:32.920
‫همون مردی که واسه یه مدت کوتاه
‫واسه زن‌داداشت پاپوش قتل درست کرد؟

47:34.040 --> 47:35.799
‫اون یارو!

47:35.800 --> 47:36.960
‫اصلاً خبر ندارم.

47:38.440 --> 47:40.600
‫به نظر من که کاملاً اتفاقی میاد.

47:43.840 --> 47:46.200
‫به نظر تو اتفاقیه؟

47:47.600 --> 47:49.080
‫تقریباً.

48:11.880 --> 48:14.039
‫- بله؟
‫- سلام! بازم منم.

48:14.040 --> 48:15.959
‫معلومه که تویی.

48:15.960 --> 48:21.039
‫یه ایمیل در مورد تو از طرف یه نفر
‫به اسم هانا فاستر دارم.

48:21.040 --> 48:22.479
‫عالیه.

48:22.480 --> 48:25.319
‫آره، اون دستیار جوآن کمپره. چی نوشته؟

48:25.320 --> 48:27.359
‫نخوندمش. پازل من کجاست؟

48:27.360 --> 48:28.559
‫آره، داره می‌رسه.

48:28.560 --> 48:31.199
‫هر چی که اون خواست رو باید تایید کنی.

48:31.200 --> 48:33.159
‫چیزی درباره‌ی مصاحبه نگفته؟

48:33.160 --> 48:35.160
‫خب، یه لحظه صبر کن...

48:37.240 --> 48:39.400
‫دارم این‌باکسم رو رفرش می‌کنم.

48:40.720 --> 48:42.119
‫اه...

48:42.120 --> 48:43.560
‫نه، هنوز خبری از پازل نیست.

48:44.800 --> 48:46.920
‫آره! ده دقیقه بهم وقت بده...

48:48.240 --> 48:49.440
‫الو؟

48:51.480 --> 48:53.239
‫- یه پازل بهم بده!
‫- بله؟

48:53.240 --> 48:55.399
‫یه پازل، یه پازل، زود باش.
‫یه پازل؟

48:55.400 --> 48:56.680
‫پازل؟

48:58.560 --> 49:00.959
‫- بیا.
‫- آره! عالیه.

49:00.960 --> 49:03.359
‫همون قضیه‌ی قتل توی عروسیه.

49:03.360 --> 49:05.879
‫نه، یه پازل واقعی بر اساس اون اتفاقه.

49:05.880 --> 49:08.999
‫کاملاً ارجیناله و جواب هم میده،
‫دستورالعملش هم پشتشـه.

49:09.000 --> 49:10.440
‫عالیه. اسمش چیه؟

49:12.040 --> 49:13.640
‫دایره‌های لغزنده.

49:14.960 --> 49:16.599
‫باشه.

49:16.600 --> 49:17.879
‫احتمالاً عاشقش می‌شن.

49:17.880 --> 49:19.359
‫- کی؟
‫- تبلیغاتچی.

49:19.360 --> 49:20.719
‫چی؟ نه نه نه!

49:20.720 --> 49:22.200
‫پسش بده، خواهش می‌کنم.

49:23.320 --> 49:24.719
‫اوه!

49:24.720 --> 49:28.159
‫لوسی، اون پازل منحصر‌به‌فرد و سفارشیه،
‫اولین نوع خودشه.

49:28.160 --> 49:30.199
‫- فقط واسه روزنامه‌های معتبره! پسش بده!
‫- نه!

49:30.200 --> 49:32.679
‫تو داری...
‫وای، خیلی داری کلاس می‌ذاری.

49:32.680 --> 49:35.239
‫این پازل باعث می‌شه بتونم
‫با جوآن کمپر مصاحبه کنم.

49:35.240 --> 49:38.159
‫من نمی‌خوام تو با جوآن کمپر مصاحبه کنی!

49:38.160 --> 49:39.719
‫- بله؟
‫- اون توی تلویزیونه.

49:39.720 --> 49:41.839
‫- چی؟
‫- جوآن کمپر توی تلویزیونه.

49:41.840 --> 49:43.200
‫اوه!

49:45.480 --> 49:47.919
‫اصلاً بحث تغییر کردن نیست،

49:47.920 --> 49:49.759
‫بحث اینه که نشون بدیم تغییر کردیم.

49:49.760 --> 49:53.399
‫که همونطور که می‌دونید، یکی از
‫وعده‌های اصلی حزب ما در همه‌ی زمینه‌هاست.

49:53.400 --> 49:56.119
‫اما برای من، اینجا توی کمبریج،

49:56.120 --> 50:01.599
‫به دست آوردن همون کرسی‌ای که پدرم داشت،
‫حتی شخصی‌تر هم هست.

50:01.600 --> 50:03.359
‫خب، این اصلاً خوب نیست.

50:03.360 --> 50:05.439
‫چی خوب نیست؟

50:05.440 --> 50:06.639
‫اون!

50:06.640 --> 50:08.919
‫انگشتت رو نزن به تلویزیون من.

50:08.920 --> 50:10.239
‫ببخشید.

50:10.240 --> 50:13.079
‫اون مردی که اونجاست، داره
‫کارگروه هالی پیندر رو مدیریت می‌کنه،

50:13.080 --> 50:14.599
‫از همین امروز صبح.

50:14.600 --> 50:16.079
‫چی؟ اون کیه؟

50:16.080 --> 50:19.799
‫جایگزین زیگلر و رابط امنیتی شخصی کمپر.

50:19.800 --> 50:21.079
‫خب، این اصلاً خوب نیست.

50:21.080 --> 50:22.879
‫می‌دونم، واسه همین هم گفتمش.

50:22.880 --> 50:25.679
‫این دیگه از حالت آماری و یه سری

50:25.680 --> 50:27.679
‫اتفاقات تصادفی خارج شده.

50:27.680 --> 50:29.679
‫هر سر نخی به این زن ختم می‌شه.

50:29.680 --> 50:31.320
‫خودش معماست.

50:32.560 --> 50:34.519
‫خوبه که بالاخره براش یه چهره پیدا کردیم.

50:34.520 --> 50:36.759
‫باشه، ولی واقعاً قضیه چیه؟

50:36.760 --> 50:40.439
‫نمی‌دونم، ولی تا الان به قیمت
‫جون حداقل دو نفر تموم شده

50:40.440 --> 50:43.119
‫و باعث ناپدید شدن دو نفر دیگه هم شده.

50:43.120 --> 50:46.599
‫پدرت و اگه خلافش ثابت نشه،
‫رئیس پلیس زیگلر.

50:46.600 --> 50:49.239
‫راسل فکر می‌کنه من می‌دونم اون کجاست.

50:49.240 --> 50:52.239
‫- چی؟
‫- شاید فکر می‌کنه می‌دونم هر دوتاشون کجان.

50:52.240 --> 50:55.919
‫آخرش اسم آدام نیوسام رو آورد،
‫مثل یه پتک سنگین.

50:55.920 --> 50:57.279
‫واکنشت چی بود؟

50:57.280 --> 50:59.959
‫افتضاح!
‫یه فاجعه‌ی تمام‌عیار بود.

50:59.960 --> 51:02.759
‫اون خوب می‌دونه که ما داشتیم سرک می‌کشیدیم.

51:02.760 --> 51:04.559
‫هرچند فکر نمی‌کنم به کسی چیزی بگه.

51:04.560 --> 51:06.039
‫خب، این یعنی چی؟

51:06.040 --> 51:08.759
‫خب، حداقلش اینه که یعنی
‫باید بیشتر مراقب باشیم.

51:08.760 --> 51:10.399
‫آره، این زیاد با مدل ما جور نیست.

51:10.400 --> 51:12.799
‫من واقعاً باید اون مصاحبه رو بگیرم.

51:12.800 --> 51:14.039
‫می‌بینی چی میگم؟

51:14.040 --> 51:15.639
‫فکر کنم از پسش بربیاد.

51:15.640 --> 51:19.639
‫باید یه سری سوالات خیلی خاص

51:19.640 --> 51:21.519
‫و خیلی نامحسوس طرح کنیم.

51:21.520 --> 51:24.679
‫تو... نمی‌تونی همینجوری اونجا
‫شروع کنی به اسم آوردن.

51:24.680 --> 51:28.719
‫نه، کلاً بیخیال اون
‫استراتژی اسم آوردن شدم.

51:28.720 --> 51:30.959
‫- واقعاً می‌تونی این مصاحبه رو بگیری؟
‫- نمی‌دونم.

51:30.960 --> 51:32.919
‫اون پازلی که بهم دادی چقدر خوب بود؟

51:32.920 --> 51:34.919
‫خیلی فراتر از سطح تبلیغاتچی بود.

51:34.920 --> 51:36.120
‫بابا ازش می‌ترسید.

51:37.440 --> 51:38.799
‫مجبور بود بترسه.

51:38.800 --> 51:41.480
‫از اینکه چه کارهایی
‫می‌تونه با اون و با ما بکنه.

51:42.600 --> 51:44.799
‫اون واقعاً کیه؟

51:44.800 --> 51:47.480
‫این دقیقاً همون چیزیه که باید بفهمیم.

51:52.320 --> 51:53.919
‫تیفانی نفر اول گروه بود.

51:53.920 --> 51:55.239
‫تا ۲۵ سالگی میلیونر شده بود.

51:55.240 --> 51:57.199
‫۳۰ سالش که شد، بازنشسته شد.

51:58.640 --> 52:01.199
‫فقط وقتشه که دوباره تیفانی رو پیدا کنم.

52:01.200 --> 52:03.039
‫اونا دوستای اجاره‌ای بودن.

52:03.040 --> 52:05.519
‫اگه شبانه توی یه جای خلوت
‫داری با باج‌گیرت ملاقات می‌کنی

52:05.520 --> 52:06.759
‫و هنوز هم کفش پاشنه‌بلند پاتـه،

52:06.760 --> 52:08.559
‫یعنی از باج‌گیرت نمی‌ترسی.

52:08.560 --> 52:11.079
‫فواره‌ی محقق.
‫دوربین فقط نصفش رو پوشش میده.

52:11.080 --> 52:13.039
‫جسد توی اون نصفه‌ای پیدا شد
‫که دوربین نمیگیره.

52:13.040 --> 52:16.399
‫ازت می‌خوام از ۴۸تا
‫دوربین امنیتی مختلف عکس بگیری.

52:16.400 --> 52:17.479
‫این پازل نیست.

52:17.480 --> 52:19.119
‫- شبیهـشه ولی.
‫- نیست.

52:19.120 --> 52:21.120
‫مصاحبه‌ام رو گرفتم.

52:23.480 --> 52:24.599
‫فکر می‌کردم تو باشی.

52:24.600 --> 52:27.639
‫وظیفه‌ی منه کسایی که با خانم کمپر
‫در ارتباطـن رو چک کنم.

52:27.640 --> 52:29.879
‫- توی خطریم؟
‫- اون قرار نیست اسلحه بکشه

52:29.880 --> 52:31.559
‫و موقع مصاحبه بهم شلیک کنه.

52:31.560 --> 52:32.959
‫امیدوارم یه حد و مرزی

52:32.960 --> 52:35.760
‫واسه تعداد آدم‌هایی که می‌شه غیب کرد
‫وجود داشته باشه.

52:36.000 --> 52:56.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
