WEBVTT

00:00.076 --> 00:01.976
‫« آنچه گذشت »

00:02.000 --> 00:03.199
‫سلام!

00:03.200 --> 00:04.839
‫- الویس پرسلیِ طراح‌های جدول.
‫- جیمز کجاست؟

00:04.840 --> 00:05.879
‫جیمز سر یه پرونده‌ایه.

00:05.880 --> 00:07.919
‫تا سه شب پیش،
‫که دیگه کلاً نیومد خونه.

00:07.920 --> 00:10.799
‫در واقع، تنها کسی که می‌تونه
‫به اداره پلیس دسترسی داشته باشه جیمزه.

00:10.800 --> 00:14.319
‫یا کسی که شباهت عجیبی بهش داره.

00:14.320 --> 00:15.759
‫شبیه یه جور رمزه.

00:15.760 --> 00:18.639
‫از این برای نُت‌برداری درباره‌ی هر چیزی
‫که داشته روش تحقیق می‌کرده استفاده می‌کنه.

00:18.640 --> 00:19.839
‫حلش می‌کنم.

00:19.840 --> 00:21.239
‫فقط به داده‌های بیشتری نیاز دارم.

00:21.240 --> 00:22.759
‫باید بفهمم چی کار می‌کرده،

00:22.760 --> 00:24.959
‫رویِ چی کار می‌کرده
‫و با کی همکار بوده.

00:24.960 --> 00:26.639
‫بیشتر همکارهاش رو دیدم.

00:26.640 --> 00:28.159
‫می‌تونم درباره‌ی همه‌شون بهت اطلاعات بدم.

00:28.160 --> 00:29.639
‫- سربازرس تیلور...
‫- آه!

00:29.640 --> 00:32.439
‫شنیدم این اواخر داشتید معجزه می‌کردید.

00:32.440 --> 00:36.199
‫مردی که برای قتل سینکلر
‫دستگیر شده بود، خودش رو کشته.

00:36.200 --> 00:38.039
‫یه چیزی داره اینجا مخفی می‌شه.

00:38.040 --> 00:39.519
‫این رو می‌دونیم.

00:39.520 --> 00:41.399
‫همه‌ی این‌ها به پرونده‌ی سینکلر مربوطه؟

00:41.400 --> 00:43.839
‫همونی که تو و جیمز
‫روش کار می‌کردید؟ اون بلاگره.

00:43.840 --> 00:45.359
‫شوهرم هنوز مفقودالاثره.

00:45.360 --> 00:46.919
‫اون ولت کرده، باشه؟

00:46.920 --> 00:48.199
‫برادرم ولت کرده.

00:48.200 --> 00:49.959
‫جنازه‌ی هالی پیندر پیدا شد.

00:49.960 --> 00:52.919
‫همسرت به ظن قتل دستگیر شده.

00:52.920 --> 00:54.679
‫پرونده‌هایی اینجا هست
‫که اونقدر محرمانه‌ان،

00:54.680 --> 00:56.039
‫که حتی منم بهشون دسترسی ندارم.

00:56.040 --> 00:58.159
‫آدام نیوسام، تو رو
‫به ظن قتل بازداشت می‌کنم.

00:58.160 --> 01:00.440
‫من سربازرس جیمز تیلور نیستم.

01:01.800 --> 01:03.479
‫من برادرش، جان هستم.

01:03.480 --> 01:06.039
‫تنها تیلوری که توی این اداره کار می‌کرده

01:06.040 --> 01:08.759
‫همونی بود که واقعاً کارآگاه بود.

01:08.760 --> 01:10.839
‫داریم پیشنهاد میدیم که جان رو
‫به عنوان مشاور استخدام کنیم.

01:10.840 --> 01:12.319
‫مشاور چی؟

01:12.320 --> 01:13.759
‫معماها.

01:13.760 --> 01:14.919
‫این کد منبعه.

01:14.920 --> 01:16.399
‫رمز رو اینجوری حل می‌کنیم.

01:16.400 --> 01:18.439
‫- فکر کنم خودشه.
‫- یه آدرسه.

01:18.440 --> 01:20.999
‫این تمام تحقیقات سینکلره.

01:21.000 --> 01:22.879
‫یه جایی این وسط، یه داستان هست

01:22.880 --> 01:25.039
‫که اونقدر مهم بوده که به خاطرش بکشنش.

01:25.040 --> 01:27.320
‫اینجا هر چند وقت یه بار آدم می‌کُشن؟

01:29.000 --> 01:40.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:43.000 --> 01:50.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:50.880 --> 01:52.519
‫دارم این‌ها رو برای خانم کمپر می‌برم.

01:52.520 --> 01:54.119
‫لژ سمت راست.

01:54.120 --> 01:55.719
‫مامان، فکر کنم بلیط‌ها توی...

01:55.720 --> 01:58.199
‫دقیقاً می‌دونم کجان،
‫ممنون پاتریشیا.

01:58.200 --> 01:59.399
‫- می‌تونم فقط بگم...
‫- نه، نمی‌تونی.

01:59.400 --> 02:01.820
‫- به اندازه‌ی کافی گفتی.
‫- مامان، واقعاً فکر می‌کنم...

02:03.240 --> 02:05.360
‫کافیه. وقتی رسیدیم خونه
‫درباره‌اش حرف بزنیم.

02:06.520 --> 02:08.919
‫- بیا بریم.
‫- لژ سمت چپ هستید، خانم‌ها.

02:08.920 --> 02:11.040
‫از اون در برید،
‫مستقیم بالای پله‌ها.

02:12.520 --> 02:14.479
‫خانم‌ها و آقایان،
‫لطفاً در جای خود بنشینید.

02:14.480 --> 02:16.399
‫نمایش تا دو دقیقه‌ی دیگه
‫شروع می‌شه.

02:16.400 --> 02:17.999
‫دو دقیقه تا شروع پرده.

02:18.000 --> 02:19.720
‫ممنون.

02:30.280 --> 02:33.279
‫- اینجا چشم چشم رو نمی‌بینه لعنتی.
‫- ساکت باش مامان!

02:33.280 --> 02:34.880
‫محض رضای خدا، خاموشش کن.

02:36.280 --> 02:38.959
‫خب، آدم انتظار داره راهنما، راهنمایی کنه.

02:38.960 --> 02:41.679
‫- واقعاً که!
‫- بشین. چرا باید اینقدر الم‌شنگه راه بندازی؟

02:41.680 --> 02:43.639
‫دیگه هیچ اصولی باقی نمونده.

02:43.640 --> 02:45.640
‫فقط بشین.
‫مردم دارن نگامون می‌کنن.

02:47.000 --> 02:49.759
‫خانم‌ها و آقایان،
‫لطفاً دستگاه‌های خود را خاموش کنید.

02:49.760 --> 02:51.919
‫- حالا دیگه چی؟
‫- فیلم‌برداری مجاز نیست.

02:51.920 --> 02:54.640
‫- اینجا خراب شده. افتضاحه!
‫- هیس!

03:32.480 --> 03:34.439
‫یه خروجی پشتی پیدا کن،
‫ماشین رو بیار جلو.

03:34.440 --> 03:35.919
‫همین الان.

03:35.920 --> 03:37.479
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

03:37.480 --> 03:39.560
‫با پلیس کمبریج تماس بگیر.
‫سراغ زیگلر رو بگیر.

04:14.000 --> 04:17.000
‫« لودویگ »

04:17.920 --> 04:19.879
‫تو همیشه بهترین دوستش بودی.

04:19.880 --> 04:22.039
‫شاید من کسی بودم که باهاش ازدواج کرد،

04:22.040 --> 04:23.399
‫اما این موضوع هیچوقت عوض نشد.

04:23.400 --> 04:25.599
‫من هفته‌ها قبل از اینکه از خونه غیبم بزنه،

04:25.600 --> 04:28.879
‫از زندگی خانواده‌ام غیب شده بودم.

04:28.880 --> 04:31.439
‫و با خودم می‌گفتم دارم این کار رو
‫برای پیدا کردن جواب‌ها

04:31.440 --> 04:33.359
‫و مصلحت انجام میدم.

04:33.360 --> 04:34.400
‫اما حقیقت اینه‌ که...

04:35.680 --> 04:37.399
‫فقط دنبال هر چیزی می‌گشتم

04:37.400 --> 04:39.879
‫که من رو از زندگی‌ای که دیگه
‫توش خوشحال نبودم، بیرون بکشه.

04:44.280 --> 04:46.359
‫فکر کردم صدای بابا رو شنیدم.

04:46.360 --> 04:48.159
‫از کجا می‌دونی
‫صدای عمو جانت نبود؟

04:48.160 --> 04:49.319
‫هنوز توی تختخوابه؟

04:49.320 --> 04:50.479
‫اوهوم.

04:50.480 --> 04:51.920
‫و صداش یکم تودماغی‌تره.

04:53.720 --> 04:55.999
‫چرا مدام پخشش می‌کنی؟

04:56.000 --> 04:57.640
‫شاید دلم برای لحن غیر تودماغیش تنگ شده.

04:59.880 --> 05:01.399
‫می‌دونی که مجبور بود همه‌ی اون‌ها رو بگه.

05:01.400 --> 05:02.839
‫داشت سعی می‌کرد از ما محافظت کنه.

05:02.840 --> 05:04.439
‫می‌دونست ممکنه کسی شنود کنه.

05:04.440 --> 05:06.040
‫این تنها پوششـش بود.

05:07.400 --> 05:10.319
‫می‌دونی، عمو جانت میگه دوتا چیز
‫می‌تونن همزمان درست باشن.

05:10.320 --> 05:11.599
‫آره.

05:11.600 --> 05:13.600
‫- نمی‌دونم منظورش چیه.
‫- منم همینطور.

05:15.680 --> 05:18.519
‫خوشحالم که بیشتر شبیه بتس هستی تا تیلور، عزیزم.

05:18.520 --> 05:20.719
‫مرسی.

05:29.920 --> 05:31.480
‫نه نه نه.

05:39.880 --> 05:41.159
‫صبح بخیر.

05:41.160 --> 05:42.839
‫این مال منه؟

05:42.840 --> 05:44.799
‫می‌خوام کارم رو زود شروع کنم.

05:44.800 --> 05:46.680
‫سرقت از مغازه.

05:48.000 --> 05:49.040
‫کل داستان همینـه؟

05:50.720 --> 05:53.320
‫کل ماجرا همینـه؟

05:54.720 --> 05:56.800
‫- صبحانه‌ام کجا رفت؟
‫- نمی‌دونم.

06:09.640 --> 06:11.359
‫از این کار لذت می‌بری، نه؟

06:11.360 --> 06:14.120
‫همیشه از گشتن دنبال سوزن توی انبار کاه لذت بردم.

06:15.480 --> 06:16.920
‫هوم.

06:18.680 --> 06:20.280
‫الان دو هفته‌ست که داری روش کار می‌کنی.

06:22.280 --> 06:24.119
‫۱۴ روز تمام

06:24.120 --> 06:26.279
‫لای پرونده‌های سینکلر غرق شدی.

06:26.280 --> 06:28.680
‫اصلاً... چیزی دستگیرت نشده.

06:29.760 --> 06:31.519
‫خب، هنوز نباید چیزی دستگیرم بشه، مگه نه؟

06:31.520 --> 06:32.919
‫این فقط مرحله‌ی اوله.

06:32.920 --> 06:34.919
‫دارم... همه‌شون رو فهرست‌بندی می‌کنم.

06:34.920 --> 06:36.719
‫اون دسته‌ای که اونجا سمت راسته،

06:36.720 --> 06:38.479
‫مال مهملاته...

06:38.480 --> 06:40.439
‫یوفوها، ارواح، گربه‌های غول‌پیکر.

06:40.440 --> 06:42.399
‫- گربه‌های غول‌پیکر؟
‫- بله.

06:42.400 --> 06:44.279
‫فکر نمی‌کنم واقعاً غول‌پیکر باشن،

06:44.280 --> 06:46.519
‫فقط... بزرگتر از حد معمولـن.

06:46.520 --> 06:48.079
‫و اون توده‌ای که اون وسطـه،

06:48.080 --> 06:50.680
‫آدمایی هستن که با تعریف امروزی
‫مشهور حساب می‌شن.

06:51.800 --> 06:53.039
‫اون یکی که اون آخره

06:53.040 --> 06:56.159
‫واسه هر چیزیـه که به پلیس
‫یا تحقیقات جنایی ربط داره.

06:56.160 --> 06:58.319
‫مسخره‌اش اینجاست که از همه کسل‌کننده‌تره.

06:58.320 --> 07:01.559
‫خب وقتی این سه‌تا توده رو دسته‌بندی کردی
‫بعدش چی می‌شه؟

07:01.560 --> 07:03.039
‫اولی رو دور می‌اندازم،

07:03.040 --> 07:04.799
‫اون دوتای دیگه رو باهم قاطی می‌کنم...

07:04.800 --> 07:06.799
‫و بعد دوباره همین روند رو شروع می‌کنم،

07:06.800 --> 07:08.759
‫این‌بار با معیارهای سخت‌گیرانه‌تر.

07:08.760 --> 07:11.999
‫انقدر این کار رو تکرار می‌کنم
‫تا آخرش برسیم به همون پوشه‌ای

07:12.000 --> 07:13.519
‫که سینکلر به خاطرش مُرد

07:13.520 --> 07:16.079
‫و همون دلیلی که باعث ناپدید شدن برادرم شد.

07:16.080 --> 07:17.480
‫احتمالاً.

07:18.520 --> 07:20.399
‫- این رو من درست کردم، می‌دونی که.
‫- اوم؟

07:20.400 --> 07:22.039
‫ممنون هنری.

07:22.040 --> 07:23.239
‫خیلی عالیـه.

07:23.240 --> 07:24.880
‫خیلی خوب داشتیم پیش می‌رفتیم.

07:25.920 --> 07:27.719
‫چرا از اداره پلیس زنگ نزدن؟

07:27.720 --> 07:29.799
‫لازمـه برگردی اونجا. جات اونجاست.

07:29.800 --> 07:32.439
‫یکم سرک بکشی و محض رضای خدا
‫چندتا مدرک پیدا کنی.

07:32.440 --> 07:33.919
‫رفتی سر صحنه‌ی جرم،

07:33.920 --> 07:35.759
‫و تو عرض پنج دقیقه پرونده رو حل کردی.

07:35.760 --> 07:38.279
‫چرا از اون موقع تا حالا
‫کسی باهات تماس نگرفته؟

07:38.280 --> 07:41.159
‫خب قاعدتاً از اون موقع تا حالا
‫کسی کشته نشده.

07:41.160 --> 07:43.119
‫دلت می‌خواد یکی کشته بشه؟

07:43.120 --> 07:46.719
‫نمی‌خوام که... فی‌نفسه.

07:53.880 --> 07:55.960
‫خب، امیدوارم حسابی احساس گناه کنی.

07:57.120 --> 07:58.840
‫سلام راسل.

08:06.320 --> 08:07.639
‫انگار ماشین نرم‌تر از همیشه راه میره.

08:07.640 --> 08:09.359
‫دنده چنده؟

08:09.360 --> 08:10.959
‫دنده‌ی درست.

08:10.960 --> 08:12.560
‫پس واسه همینه.

08:14.600 --> 08:16.760
‫جان، فکر می‌کنی جیمز
‫می‌خواد ما این کار رو بکنیم؟

08:17.680 --> 08:19.519
‫هیچوقت به ذهنت رسیده که،

08:19.520 --> 08:20.999
‫به جای اینکه کلی نشونه از خودش بذاره

08:21.000 --> 08:22.560
‫تا برادر نابغه‌اش...

08:23.640 --> 08:25.399
‫یا اگه اون نشد، زنش بتونه دنبالش بگرده،

08:25.400 --> 08:28.120
‫در واقع فقط داره از ما استفاده می‌کنه تا پرونده‌هایی
‫که دزدیده رو یه جای امن نگه داره؟

08:29.360 --> 08:32.640
‫و حالا هم انتظار داره دوباره همینطوری
‫توی تاریکی منتظر بمونیم؟

08:33.920 --> 08:35.759
‫البته که بهش فکر کردم.

08:35.760 --> 08:37.359
‫- واقعاً؟
‫- معلومـه.

08:37.360 --> 08:40.439
‫ولی اگه اینطوره، باید می‌داد یه نفر دیگه
‫نگهشون داره، مگه نه؟

08:40.440 --> 08:43.079
‫چون من قراره تک‌تک اون‌ها رو
‫مو به مو بگردم،

08:43.080 --> 08:45.439
‫می‌خوام بفهمم جریان همه‌ی این‌ها چیه

08:45.440 --> 08:48.080
‫و قراره پیداش کنم و برگردونمش خونه.

08:52.240 --> 08:54.599
‫اون موقع هم احتمالاً به یه ماشین نیاز دارم
‫که بیاد دنبالم.

08:54.600 --> 08:56.760
‫خوبه. خوشحالم که یه نقشی این وسط دارم.

09:10.480 --> 09:11.960
‫باشه. باشه.

09:17.600 --> 09:21.159
‫- سلام کارآگاه کارتر.
‫- سلام لوسی. حالت چطوره؟

09:21.160 --> 09:22.599
‫بله. بله، خوبم.

09:22.600 --> 09:24.599
‫دیگه کلاً اون قضیه‌ی

09:24.600 --> 09:26.159
‫پاپوش درست کردن واسه قتل رو
‫فراموش کردم، واسه همین...

09:26.160 --> 09:28.199
‫تو چطوری؟

09:28.200 --> 09:29.799
‫خوبم...

09:29.800 --> 09:32.719
‫اینو بهت بگم خنده‌ات میگیره

09:32.720 --> 09:35.320
‫ولی معلوم شده که گواهینامه‌ی رانندگی ندارم.

09:38.080 --> 09:39.919
‫یعنی در واقع دارم،

09:39.920 --> 09:42.000
‫ولی نمی‌دونستم که تاریخ انقضاشون تموم می‌شه.

09:42.960 --> 09:44.159
‫کِی تموم شده؟

09:44.160 --> 09:45.999
‫ظاهراً دوران کووید.

09:46.000 --> 09:48.240
‫دوران گیج‌کننده‌ای واسه همه بود.

09:49.800 --> 09:52.639
‫پس تمام مدتی که داشتی خودت رو
‫جای یه کارآگاه جا می‌زدی،

09:52.640 --> 09:55.360
‫بدون گواهینامه هم رانندگی می‌کردی؟

09:56.360 --> 09:58.600
‫آره، ولی در مقایسه با بقیه‌ی کارهام
‫خیلی ناچیز به نظر میاد.

10:00.440 --> 10:02.239
‫همینجا منتظرم می‌مونی؟

10:02.240 --> 10:03.959
‫جان، رئیس می‌خواد گزارش عملکرد بده،

10:03.960 --> 10:06.199
‫و بعدش هم باید بریم سر صحنه‌ی جرم.
‫ممکنـه چند ساعت طول بکشه.

10:06.200 --> 10:07.919
‫صحیح.

10:07.920 --> 10:09.040
‫مشکلی نیست؟

10:10.080 --> 10:11.720
‫میگم یکی با ماشین برسونتش خونه.

10:14.800 --> 10:17.479
‫رئیس چی می‌خواد؟ خبر خوبیه؟

10:17.480 --> 10:19.639
‫گروهبان فینچ و کارآگاه اونز

10:19.640 --> 10:21.839
‫هردوشـون به یه پاسگاه دیگه منتقل شدن.

10:21.840 --> 10:23.799
‫چی؟ چرا؟

10:23.800 --> 10:25.960
‫واسه اینکه بتونن یه زندگی طولانی
‫و شاد داشته باشن.

10:27.400 --> 10:29.079
‫هالی پیندر مُرد،

10:29.080 --> 10:31.919
‫و یه آرشیو کامل از ایمیل‌های شخصی،

10:31.920 --> 10:34.359
‫تاریخچه‌ی جستجو، مدارک حذف شده

10:34.360 --> 10:36.199
‫و چت‌های یواشکی از خودش به جا گذاشت

10:36.200 --> 10:37.679
‫که تقریباً به تک‌تک آدمایی

10:37.680 --> 10:40.239
‫که توی ده سال اخیر توی این اداره کار کردن ربط داره.

10:40.240 --> 10:42.439
‫تمام مدارکی که برای باج‌گیری داشت.

10:42.440 --> 10:44.799
‫کل کلکسیون مدارک جرمش

10:44.800 --> 10:46.279
‫آورده شده اینجا.

10:46.280 --> 10:49.679
‫زیرزمین حالا کاملاً اختصاص پیدا کرده به اون پرونده،

10:49.680 --> 10:51.040
‫پس واسه همین، ورود بهش ممنوعـه...

10:52.080 --> 10:53.279
‫واسه همه‌ی ما.

10:53.280 --> 10:54.879
‫من نمی‌دونستم زیرزمین داریم.

10:54.880 --> 10:56.119
‫خب، بذار همینطوری بمونه.

10:56.120 --> 10:58.239
‫- آخه تو همین الان گفتی...
‫- ما نمی‌دونیم قراره چه چیزایی رو بشه،

10:58.240 --> 11:00.359
‫ولی شک نکن که کله‌های زیادی
‫به زودی قراره کنده بشه.

11:00.360 --> 11:01.679
‫اسم جیمز هم توی اون لیست هست.

11:01.680 --> 11:04.319
‫اما اسم گروهبان فینچ و کارآگاه اونز توش نخواهد بود.

11:04.320 --> 11:06.679
‫اون‌ها نباید به خاطر همکار بودن با بقیه بسوزن.

11:06.680 --> 11:09.599
‫هردوشـون آینده‌ی شغلی خیلی خیلی خوبی دارن.

11:09.600 --> 11:10.919
‫واقعاً؟

11:10.920 --> 11:12.079
‫هردوشـون؟!

11:12.080 --> 11:13.319
‫بله. هردوشـون.

11:13.320 --> 11:14.839
‫واسه همین بهشون حق انتخاب دادم

11:14.840 --> 11:17.119
‫که از مرکز این طوفان منتقل بشن

11:17.120 --> 11:20.479
‫و وقتی هردوشـون قاطعانه ردش کردن...

11:20.480 --> 11:21.919
‫من دستور اجباری صادر کردم،

11:21.920 --> 11:23.680
‫همون دستوری که به سربازرس کارتر هم دادم.

11:24.920 --> 11:26.159
‫سربازرس؟

11:26.160 --> 11:27.639
‫که اون ردش کرد.

11:27.640 --> 11:29.799
‫- سربازرس؟!
‫- آره جان.

11:29.800 --> 11:33.040
‫کاشف به عمل اومد که مدتیـه داریم
‫بدون رئیس کار می‌کنیم، یادت که هست؟

11:34.040 --> 11:35.919
‫بله. البته.

11:35.920 --> 11:37.959
‫بازم بابت همه‌ی اون اتفاقات معذرت می‌خوام.

11:37.960 --> 11:39.879
‫تبریک میگم.

11:39.880 --> 11:41.399
‫ممنون.

11:41.400 --> 11:43.079
‫دوتا کارآگاه جدید گرفتیم

11:43.080 --> 11:44.719
‫که هیچ ربطی به کمبریج ندارن

11:44.720 --> 11:47.279
‫و هیچی از تو، جیمز یا اتفاقاتی که اینجا افتاده نمی‌دونن.

11:47.280 --> 11:48.959
‫باید حس خوبی داشته باشه.

11:48.960 --> 11:51.159
‫و همه‌مون قراره همینطوری
‫نگهش داریم، مگه نه؟

11:51.160 --> 11:53.239
‫همه می‌دونیم اگه این کار رو نکنیم چه عواقبی داره.

11:53.240 --> 11:56.719
‫خب، قاعدتاً اگه لو بره که من
‫خودم رو جای کارآگاه جا زدم

11:56.720 --> 11:58.359
‫و شما هم کمک کردین ماست‌مالی بشه،

11:58.360 --> 12:00.560
‫اونوقت همه‌مون میریم زندان، مگه نه؟

12:03.760 --> 12:06.000
‫درسته. خب، پس قطعاً سعی می‌کنم
‫جلوی این اتفاق رو بگیرم.

12:07.360 --> 12:09.480
‫هنوزم باید بهتون بگم قربان؟

12:11.520 --> 12:14.639
‫خب، چطوره کارول صدام بزنی و ببینی چطوره؟

12:14.640 --> 12:15.880
‫اوم...

12:17.200 --> 12:19.120
‫فکر نکنم زیاد جالب به نظر بیاد...

12:20.400 --> 12:21.440
‫قربان.

12:24.920 --> 12:26.360
‫قربان.

12:31.520 --> 12:33.320
‫از گروهبان فینچ و کارآگاه اونز خوشم میومد.

12:34.560 --> 12:36.559
‫خب، نمُردن که جان،
‫رفتن کولچستر.

12:36.560 --> 12:38.479
‫فکر کنم اون‌ها هم از من خوششـون میومد.

12:38.480 --> 12:40.720
‫اگه این جدیدا ازم خوششـون نیاد چی؟

12:41.760 --> 12:43.519
‫مگه چی داری که خوششـون نیاد؟

12:43.520 --> 12:46.199
‫همیشه بهم گفتن که ارتباط گرفتن باهام زمان‌بره.

12:47.800 --> 12:50.120
‫آره خب، راستش جان،
‫این دوتا هم همین‌جوریـن.

12:58.080 --> 13:00.399
‫- اینو ببین. همینطوری ولش کرده بودن.
‫- وای خدای من.

13:00.400 --> 13:01.999
‫اصلاً هم ترسناک نیست، مگه نه؟

13:03.760 --> 13:04.879
‫اینجا صحنه‌ی جرمه.

13:04.880 --> 13:07.679
‫صحنه‌ی جرم اون بالاست.
‫کسی که روی سِن نمُرده، مُرده؟

13:07.680 --> 13:09.400
‫البته بگم، نقدها رو نخوندم.

13:11.840 --> 13:13.719
‫سربازرس کارتر کجاست؟

13:13.720 --> 13:15.599
‫چرا به یه مشاور خارج از سازمان نیاز داره؟

13:15.600 --> 13:18.239
‫اون بالاترین آمار بستن پرونده رو توی منطقه داره.

13:18.240 --> 13:21.119
‫عالیه. اون قراره بره اونجا، درسته؟

13:21.120 --> 13:23.079
‫چیزی درباره‌ی این...

13:23.080 --> 13:25.079
‫یارو معمابازه که دارن میارن شنیدی؟

13:25.080 --> 13:26.319
‫- لودویگ؟ نه زیاد.
‫- آره.

13:26.320 --> 13:28.279
‫گویا قراره یه جورایی

13:28.280 --> 13:30.279
‫نابغه و فوق‌العاده باهوش باشه.

13:34.960 --> 13:36.200
‫از ایناییـه که باید بکِشی.

13:37.480 --> 13:39.039
‫خب، باید یه تابلو می‌ذاشتن.

13:39.040 --> 13:40.159
‫صبح بخیر.

13:40.160 --> 13:41.399
‫دوباره.

13:41.400 --> 13:42.559
‫ایشون جان تیلوره،

13:42.560 --> 13:43.879
‫مشاور صحنه‌ی جرم.

13:43.880 --> 13:46.119
‫مشاور صحنه‌ی جرم.
‫این عنوان شغلی منه؟

13:46.120 --> 13:47.919
‫خوب به نظر میاد، نه؟

13:47.920 --> 13:49.239
‫آره.

13:49.240 --> 13:52.360
‫و ایشون هم گروهبان ایتن کول
‫و گروهبان کیتلین سالیوان.

13:57.080 --> 13:58.840
‫- مال اونه.
‫- نه، نیست.

13:59.960 --> 14:01.879
‫وسیله‌ی صحنه‌ی نمایشه.

14:01.880 --> 14:03.959
‫داشتی باهاش چی کار می‌کردی؟

14:03.960 --> 14:05.520
‫هیچ کاری باهاش نمی‌کردم.

14:08.600 --> 14:11.519
‫فکر کنم باید بذاریمش توی جعبه،
‫اینطور نیست جان؟

14:11.520 --> 14:14.080
‫هوم؟ بله. ایده‌ی خوبیه.

14:15.280 --> 14:16.480
‫می‌شه همینجا بمونید، لطفاً؟

14:17.720 --> 14:19.159
‫ببخشید؟

14:19.160 --> 14:22.600
‫مشاور صحنه‌ی جرم ازتون می‌خواد
‫همین پایین بمونید، لطفاً.

14:31.080 --> 14:32.680
‫خب، قربانی اونجا بود...

14:34.240 --> 14:36.199
‫یه نفر اونجا بود
‫و یه نفر هم اونجا.

14:36.200 --> 14:37.640
‫دخترهاش.

14:39.480 --> 14:42.040
‫و اون جلوی چشم
‫صدها شاهد کشته شده.

14:44.040 --> 14:45.799
‫می‌تونی منو ببینی؟

14:45.800 --> 14:48.599
‫آره، می‌بینم. ببخشید،
‫چرا باید همین پایین بمونم؟

14:48.600 --> 14:51.199
‫- که ببینم می‌تونی منو ببینی یا نه.
‫- خیلی‌خب.

14:51.200 --> 14:52.240
‫خب، می‌بینم. پس...

14:53.920 --> 14:55.679
‫می‌تونم اینجا بشینم؟

14:55.680 --> 14:57.719
‫خب، برای نفر قبلی که زیاد خوش‌یمن نبود

14:57.720 --> 14:59.400
‫ولی بفرما، راحت باش.

15:05.480 --> 15:06.759
‫اوه.

15:06.760 --> 15:08.120
‫الان چی؟

15:09.160 --> 15:11.559
‫- فقط فرق سرش.
‫- چقدر از فرق سرم؟

15:11.560 --> 15:13.519
‫چقدر از فرق سرش معلومه؟

15:13.520 --> 15:15.399
‫تا ابروهاش.

15:15.400 --> 15:16.879
‫خانم قدش چقدر بود؟

15:16.880 --> 15:18.920
‫اوه. اوم...

15:21.800 --> 15:24.000
‫دقیقش رو ندارم...

15:26.080 --> 15:27.959
‫یه پیرزن ریزه‌میزه بود.

15:27.960 --> 15:29.560
‫پس در واقع شاهدی در کار نیست.

15:32.360 --> 15:34.519
‫اون لژ روبرویی چی؟

15:34.520 --> 15:36.439
‫اونجا حتماً دید کاملی به اینجا داره.

15:36.440 --> 15:39.599
‫آره. نیروهای امدادی هم همین فکرو کردن،
‫ولی خالی بود.

15:39.600 --> 15:42.559
‫واقعاً؟
‫پایین که زده بود بلیت تمام شد.

15:42.560 --> 15:46.279
‫یه راهنما اون بیرون مستقر بود،
‫حدود...

15:46.280 --> 15:47.959
‫نیم متر اون‌طرف‌تر.

15:47.960 --> 15:50.439
‫شهادت داده که هیچکس
‫داخل یا خارج نشده.

15:50.440 --> 15:52.679
‫- شاید کار همون راهنما بوده.
‫- چرا باید راهنما این کار رو بکنه؟

15:52.680 --> 15:54.879
‫من از کجا بدونم؟
‫اولین باره اسمش رو می‌شنوم.

15:54.880 --> 15:57.319
‫کار راهنما نبوده جان.
‫ما اعتراف داریم.

15:57.320 --> 15:58.799
‫اعتراف داری؟

16:00.120 --> 16:02.639
‫من کردم. من کشتمش.

16:02.640 --> 16:04.479
‫خب، پس من اینجا چی کار می‌کنم؟

16:04.480 --> 16:05.959
‫معمایی در کار نیست.

16:05.960 --> 16:07.919
‫یه معمایی هست.

16:07.920 --> 16:10.160
‫من کردم. یهو از کوره در رفتم.

16:11.760 --> 16:13.239
‫دوتا اعتراف؟

16:13.240 --> 16:15.079
‫و کلاً فقط یه جای زخم چاقو.

16:15.080 --> 16:18.719
‫صبر کن. یعنی باید بفهمیم
‫کی... این کار رو نکرده.

16:18.720 --> 16:19.760
‫تقریباً.

16:22.040 --> 16:23.560
‫خب، این دیگه نوبرشه.

16:25.640 --> 16:26.680
‫این یکی چی؟

16:28.720 --> 16:30.559
‫وای خدای من، هنری.
‫این که کلاً خونیـه!

16:30.560 --> 16:31.839
‫اوه.

16:31.840 --> 16:33.319
‫نه نه، فقط همینـه.

16:33.320 --> 16:35.159
‫سس کچاپه، مامان.

16:35.160 --> 16:37.319
‫عزیزم، سه نفر سر این پرونده‌ها
‫کشته شدن.

16:37.320 --> 16:38.799
‫لطفاً، یکم رعایت کن

16:38.800 --> 16:40.439
‫و صبحانه‌ات رو به کل‌شون نمال.

16:40.440 --> 16:41.959
‫- توش چیه؟
‫- فقط بیکنـه.

16:43.400 --> 16:44.959
‫نه. ببخشید. این...

16:44.960 --> 16:47.399
‫یه گروه مخفی از خانواده‌های ثروتمند

16:47.400 --> 16:49.279
‫که برای حفظ قدرت،

16:49.280 --> 16:50.680
‫قربانی‌های آیینی انجام میدن.

16:52.320 --> 16:53.639
‫منظورم اینـه که غیرممکن نیست، هست؟

16:53.640 --> 16:55.519
‫خب، عمو جانت چی می‌گفت؟

16:55.520 --> 16:56.799
‫آه...

16:56.800 --> 16:59.279
‫- ولی این که...
‫- ...کاملاً مسخره‌ست.

16:59.280 --> 17:00.999
‫بله. بره توی پوشه‌ی اراجیف، لطفاً.

17:01.000 --> 17:02.359
‫اینجوری فایده نداره.

17:02.360 --> 17:03.959
‫نمی‌دونم دنبال چی می‌گردم.

17:03.960 --> 17:06.159
‫این اصلاً در حد توانایی‌های من نیست.

17:06.160 --> 17:08.399
‫من باید اون بیرون باشم و یه کاری بکنم.

17:08.400 --> 17:09.799
‫مثلاً چی؟

17:09.800 --> 17:11.239
‫نمی‌دونم.

17:11.240 --> 17:13.319
‫مثلاً، تحقیق درباره‌ی همکارهای جیمز،

17:13.320 --> 17:15.479
‫بازجویی از همسایه‌های سینکلر،

17:15.480 --> 17:16.719
‫کشیک دادن برای زیگلر.

17:16.720 --> 17:18.360
‫می‌دونی، یه کار عملی.

17:19.400 --> 17:21.639
‫من حتی دیگه نشان پلیس بابات رو هم ندارم.

17:21.640 --> 17:24.119
‫عمو جانت به یه دلیلی پسش داد.

17:24.120 --> 17:26.319
‫آره خب، فکر کنم مجبور بود.

17:26.320 --> 17:28.119
‫در ضمن اصلاً فکر نمی‌کنم
‫اون کار جواب می‌داد.

17:28.120 --> 17:29.839
‫شباهتت به بابا خیلی کمتر از شباهت عمو جان به اونه.

17:29.840 --> 17:32.079
‫اون نشان واسه اون حیفه.

17:32.080 --> 17:35.079
‫میگم شاید بشه قلابیش رو از جایی خرید.

17:35.080 --> 17:36.320
‫هی. این کیه؟

17:38.080 --> 17:40.839
‫شبیه اون یارو توی تلویزیونه.

17:40.840 --> 17:43.439
‫با یکی که فرض رو بر این می‌ذارم
‫زنش نیست.

17:43.440 --> 17:44.959
‫وای، این رو از کجا آوردن؟

17:44.960 --> 17:46.679
‫انگار از توی یه کمد لباس گرفته شده.

17:46.680 --> 17:48.359
‫فکر می‌کنی بهم ربط دارن؟

17:48.360 --> 17:49.479
‫مهمه؟

17:49.480 --> 17:51.839
‫وای نه. بعید می‌دونم. فکر نکنم
‫اون دستور قتل کسی رو بده.

17:51.840 --> 17:56.799
‫منظورم اینـه که اون مجری یه برنامه
‫درباره‌ی عتیقه و باغبونیـه.

17:56.800 --> 17:59.479
‫آره خب، شاید بتونیم
‫به روزنامه‌های زرد بفروشیمش.

17:59.480 --> 18:00.520
‫هوم.

18:01.720 --> 18:03.599
‫نه مامان، شوخی بود.

18:03.600 --> 18:05.519
‫هوم؟

18:05.520 --> 18:07.480
‫نه نه، داشتم به یه چیز دیگه فکر می‌کردم.

18:09.480 --> 18:11.080
‫من یه سر میرم بیرون. تو به کارت برس.

18:12.080 --> 18:14.279
‫چی؟ ببخشید. نه.
‫کجا داری میری؟

18:14.280 --> 18:15.839
‫خب، چیزی واسه ناهار هست؟

18:15.840 --> 18:18.480
‫وای، نه.
‫فکر نکنم چیزی باشه.

18:22.080 --> 18:24.879
‫متاسفم قربان، متوجه نمی‌شم.

18:24.880 --> 18:26.159
‫نفع شخصی، چطوری؟

18:26.160 --> 18:27.759
‫مثلاً، قربانی رو می‌شناخته یا...

18:27.760 --> 18:29.559
‫اینکه چی باعث می‌شه فرمانده زیگلر

18:29.560 --> 18:32.120
‫پیگیر جزئیات پرونده‌های خاص بشه،
‫برای منم مبهمه.

18:33.640 --> 18:35.759
‫ولی اون الان اینجاست.

18:35.760 --> 18:38.119
‫زمان‌بندی خیلی بدیـه، قربان.

18:39.520 --> 18:41.319
‫بهتره بهش خبر بدی.

18:41.320 --> 18:44.360
‫و محض رضای خدا، حواست باشه
‫هیچوقت باهم تنها نشن.

18:51.560 --> 18:53.199
‫خب...

18:53.200 --> 18:55.919
‫چه صلاحیت‌هایی داری، آقای تیلور؟

18:55.920 --> 18:57.399
‫هوم؟

18:57.400 --> 18:59.760
‫اوه! ده‌تا جی‌سی‌اِس‌ای و چهارتا اِی‌لول.

19:01.080 --> 19:02.519
‫نه، ببخشید. منظورم اینـه که،

19:02.520 --> 19:05.839
‫چه چیزی تو رو صلاحیت‌دار می‌کنه
‫که مشاور صحنه‌ی جرم باشی؟

19:05.840 --> 19:08.519
‫خب، فکر کنم اون مدرک جغرافیه
‫یکم کمک کنه.

19:08.520 --> 19:10.919
‫هرچند، راستش توی اون فقط بی گرفتم.

19:10.920 --> 19:13.999
‫- چی؟
‫- می‌دونی همون کسیـه که قتل پارکینگ رو حل کرد

19:14.000 --> 19:15.639
‫- که همه درباره‌ش حرف می‌زنن؟
‫- چی؟

19:15.640 --> 19:18.240
‫همون مردی که وسط
‫یه پارکینگ طبقاتی غرق شد؟

19:19.560 --> 19:21.519
‫- چطوری اون کار رو کردی؟
‫- اون که آسون بود.

19:21.520 --> 19:23.680
‫اون رو با یه مدرک جی‌اِن‌وی‌کیو هم می‌شد حل کرد.

19:26.640 --> 19:28.599
‫رئیس پلیس زیگلر داره میاد.

19:28.600 --> 19:30.000
‫رئیس پلیس زیگلر؟!

19:31.560 --> 19:34.839
‫آره جان. فکر نکنم هنوز
‫باهاش ملاقات کرده باشی، نه؟

19:34.840 --> 19:36.400
‫درسته، ملاقات نکردم.

19:37.480 --> 19:38.679
‫اون کیه؟

19:38.680 --> 19:40.280
‫اون رئیس پلیس زیگلره.

19:42.080 --> 19:43.439
‫رئیس پلیسه.

19:43.440 --> 19:45.919
‫من در واقع بارها دیدمش.

19:45.920 --> 19:47.240
‫آره؟ اسمت رو بلده؟

19:48.720 --> 19:50.439
‫احتمالاً.

19:50.440 --> 19:52.479
‫راسل، می‌تونم فقط...

19:52.480 --> 19:55.519
‫من رئیس پلیس زیگلر رو بارها دیدم.

19:55.520 --> 19:57.639
‫راستش رو بخوای،
‫بیشتر از اون چیزی که دلم می‌خواست.

19:57.640 --> 19:59.359
‫نه جان.

19:59.360 --> 20:01.359
‫جیمز رئیس پلیس زیگلر رو بارها دیده.

20:01.360 --> 20:02.600
‫تو حتی یک‌بار هم ندیدیش.

20:03.960 --> 20:06.079
‫خدایا، کاش یه قیافه‌ی دیگه داشتی.

20:06.080 --> 20:07.520
‫منم همینطور.

20:09.080 --> 20:11.199
‫بله. پس این همون مرد مورد نظره.

20:11.200 --> 20:12.920
‫مشاور جدید ما، جان تیلور.

20:14.000 --> 20:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:20.640 --> 20:22.959
‫برادر سربازرس تیلور؟

20:22.960 --> 20:24.359
‫همونطور که گفتم.

20:24.360 --> 20:25.959
‫برادر دوقلو؟

20:25.960 --> 20:27.679
‫بهش اشاره نکرده بودم؟

20:27.680 --> 20:29.520
‫برادر دوقلوی همسان؟

20:33.080 --> 20:35.799
‫صبر کن. برادرت پلیسه؟

20:35.800 --> 20:38.199
‫بود، بله. قبل از اینکه بازنشسته بشه.

20:38.200 --> 20:39.680
‫دوباره سلام، قربان.

20:41.520 --> 20:43.319
‫سرهنگ شاو بهم گفتن

20:43.320 --> 20:46.160
‫که تو اولین پرونده‌ات با ما رو
‫توی کمتر از ۲۴ ساعت حل کردی.

20:47.280 --> 20:48.680
‫تقریباً خودبه‌خود حل شد.

20:49.760 --> 20:51.839
‫ما می‌خوایم این پرونده هرچه سریع‌تر

20:51.840 --> 20:53.680
‫و با کمـترین سر و صدای ممکن بسته بشه.

20:55.440 --> 20:57.440
‫همین کار رو می‌کنیم قربان
‫و در جریان قرارتون می‌ذاریم.

20:59.440 --> 21:02.160
‫- چند لحظه کارت دارم.
‫- قربان.

21:04.160 --> 21:06.759
‫همیشه از دیدنتون خوشحال می‌شم، قربان.

21:06.760 --> 21:08.880
‫اصلاً نمی‌دونه تو کی هستی.

21:12.880 --> 21:15.239
‫فکر کنم خوب پیش رفت، نه؟

21:15.240 --> 21:18.120
‫خب، حالا می‌شه با این زن‌ها حرف بزنم، لطفاً؟

21:34.760 --> 21:36.079
‫بله؟

21:36.080 --> 21:38.479
‫سلام. بله، سلام.

21:38.480 --> 21:40.319
‫من...

21:40.320 --> 21:42.399
‫نگران نباشید. دارم میام بالا.

21:42.400 --> 21:44.159
‫- ممنون!
‫- چی؟

21:44.160 --> 21:45.920
‫الو؟

21:57.560 --> 21:59.120
‫آهای؟

22:00.240 --> 22:01.280
‫سلام.

22:02.320 --> 22:03.800
‫پس خبرنگارها کجان؟

22:04.720 --> 22:05.999
‫ببخشید. شما کی هستید؟

22:06.000 --> 22:08.479
‫لوسی. لوسی بتس، عکاس‌خبرنگار.

22:08.480 --> 22:10.439
‫آزاد کار می‌کنم.

22:10.440 --> 22:12.040
‫کل جا همینجاست؟

22:13.440 --> 22:14.919
‫چی می‌خوای؟

22:14.920 --> 22:17.039
‫بیشتر باید گفت که تو چی می‌خوای.

22:17.040 --> 22:18.800
‫این چطوره؟

22:22.040 --> 22:24.120
‫- این...
‫- آره. خودشه.

22:25.320 --> 22:26.799
‫این رو از کجا آوردی؟

22:26.800 --> 22:28.279
‫من هر چیزی رو می‌تونم به دست بیارم.

22:28.280 --> 22:31.519
‫این فقط برای دست‌گرمی بود.

22:31.520 --> 22:34.399
‫خب، نظرت چیه؟ قیمتم زیاد بالا نیست.

22:34.400 --> 22:35.999
‫تنها چیزی که لازم دارم یه کارت شناساییـه

22:36.000 --> 22:37.999
‫که اسم نشریه‌ی شما روش باشه

22:38.000 --> 22:39.639
‫و یکی که حاضر باشه بگه

22:39.640 --> 22:41.559
‫من ماموریت داشتم

22:41.560 --> 22:45.159
‫اگه یه وقت توی انباری لوازم‌التحریر
‫یا یه همچین جایی گیر افتادم.

22:45.160 --> 22:46.799
‫چرا باید توی انباری لوازم‌التحریر باشی؟

22:46.800 --> 22:47.840
‫نمی‌دونم.

22:49.480 --> 22:51.479
‫فکر کنم اشتباه گرفتی...

22:51.480 --> 22:53.079
‫یا احتمالاً حالت خوب نیست.

22:53.080 --> 22:55.399
‫اینجا تبلیغاتچی آنگلیای شرقیـه.

22:55.400 --> 22:56.879
‫ما فضای تبلیغاتی می‌فروشیم.

22:56.880 --> 22:58.639
‫ما اخبار رو...

22:58.640 --> 22:59.799
‫پوشش نمیدیم.

22:59.800 --> 23:01.359
‫خب، ولی جرم و جنایت رو که پوشش میدین.

23:01.360 --> 23:03.319
‫ما داستان‌های جذاب محلی رو پوشش میدیم.

23:03.320 --> 23:04.919
‫خب پس، من در خدمتم.

23:04.920 --> 23:06.879
‫اوهوم.

23:06.880 --> 23:09.519
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم، خانم بتس.

23:09.520 --> 23:11.879
‫- فکر نکنم از ته دلت بگی.
‫- نخیر، نیست.

23:11.880 --> 23:14.039
‫گوش کن، اگه آمار دست‌اول از جرم و جنایت می‌خوای،
‫من می‌تونم ردیفش کنم.

23:14.040 --> 23:15.239
‫من همسر یک سربازرس هستم.

23:15.240 --> 23:16.479
‫طفلک، دلم براش می‌سوزه.

23:16.480 --> 23:18.439
‫بله و برادرزنم هم یک مشاور متخصصه.

23:18.440 --> 23:19.719
‫حتماً واسش خیلی هیجان‌انگیزه.

23:19.720 --> 23:22.159
‫در واقع اون آدم معروفیه. اسمش لودویگه.

23:22.160 --> 23:23.439
‫حتماً همینطوره.

23:23.440 --> 23:24.599
‫سلام من رو بهش...

23:24.600 --> 23:26.080
‫صبر کن. لودویگ؟

23:27.520 --> 23:28.720
‫همون یارو معما‌بازه؟

23:31.600 --> 23:33.839
‫ببین، من قبلاً... روشنش کردم.

23:33.840 --> 23:35.279
‫- جدی؟
‫- آره آره.

23:35.280 --> 23:36.639
‫تو فقط...

23:36.640 --> 23:39.279
‫- آره، الان خاموشش کردی. آره.
‫- خاموشش کردم؟

23:39.280 --> 23:40.799
‫بله. همین کار رو کردم.

23:40.800 --> 23:42.040
‫- آره.
‫- نه.

23:43.560 --> 23:46.559
‫می‌خوایم الان با مظنون مصاحبه کنیم؟

23:46.560 --> 23:48.680
‫بله. نه، آره، احتمالاً
‫باید همین کار رو بکنیم.

23:50.360 --> 23:52.919
‫دوشیزه لوری، چرا مادرت رو کشتی؟

23:52.920 --> 23:56.080
‫اگه شما هم ۶۴ سال گذشته رو
‫با اون زندگی کرده بودید...

23:57.000 --> 23:59.199
‫دیگه نیازی نبود این رو بپرسید.

23:59.200 --> 24:02.320
‫همه‌اش هم... بد نبود.

24:03.840 --> 24:05.879
‫کریسمس‌های دوست‌داشتنی‌ای داشتیم

24:05.880 --> 24:09.160
‫و سالی یک‌بار، همگی می‌رفتیم سفر دریایی.

24:11.200 --> 24:12.559
‫دلم واسه اون سفرها تنگ می‌شه.

24:12.560 --> 24:14.079
‫خب، پس چرا این کار رو کردی؟

24:14.080 --> 24:15.599
‫نمی‌ذاشت سگ داشته باشم.

24:15.600 --> 24:17.239
‫وقتی بچه بودی؟

24:17.240 --> 24:19.999
‫نه. هفته‌ی پیش. یه بیشون فریزه.

24:20.000 --> 24:22.359
‫اصلاً هم جا نمی‌گرفت.

24:22.360 --> 24:24.999
‫هیچوقت اجازه ندارم چیزی داشته باشم.

24:25.000 --> 24:26.879
‫یک‌بار، یه شوهر داشتم. برای مدتی کوتاه.

24:26.880 --> 24:28.399
‫اون مُرد.

24:28.400 --> 24:30.040
‫لزومی نداره اون رو مقصر بدونم...

24:31.080 --> 24:34.959
‫هرچند کاملاً مطمئنم که اون
‫واسه مُردنش دعا کرده بود.

24:34.960 --> 24:36.560
‫دیگه به تَهِ خط رسیده بودم.

24:38.600 --> 24:40.479
‫یا باید بگم کارد به استخونم رسیده بود؟

24:40.480 --> 24:42.279
‫دومی از نظر معنایی درست‌تره،

24:42.280 --> 24:43.919
‫ولی هر دو رو قبول می‌کنم.

24:43.920 --> 24:45.399
‫مامان همین تازگی من رو منع کرده بود

24:45.400 --> 24:47.120
‫که یکشنبه برای دیدن یه دوست بیرون نرم.

24:48.960 --> 24:50.679
‫وقتی میگم دوست،

24:50.680 --> 24:52.120
‫منظورم شوهر سابقمه.

24:53.440 --> 24:56.039
‫۲۰ سال بود ندیده بودمش. خیلی...

24:56.040 --> 24:58.199
‫مشتاق دیدارش بودم.

24:58.200 --> 24:59.720
‫دعوا از داخل تاکسی شروع شد...

25:00.640 --> 25:02.679
‫و تمام طول مسیر ادامه داشت.

25:02.680 --> 25:05.999
‫مامان همیشه می‌گفت
‫اون روی من تاثیر بدی می‌ذاره

25:06.000 --> 25:08.319
‫و اینکه الان تاثیرش حتی بدتر هم شده

25:08.320 --> 25:10.719
‫چون احتمالاً الکلی شده.

25:10.720 --> 25:13.560
‫و بعد یهو پای سگ هم وسط کشیده شد.

25:14.560 --> 25:16.159
‫سگی که حتی نداشتمش

25:16.160 --> 25:18.999
‫و کاملاً حاضر بودم به یاد اون،
‫اسمش رو بذارم بتی.

25:19.000 --> 25:22.319
‫نصف مسیر رو داشت پورشا رو
‫از دیدن شوهر سابقش منع می‌کرد

25:22.320 --> 25:25.319
‫و نصف دیگه‌اش رو داشت به من می‌گفت
‫که بیماری هاری دوباره داره شایع می‌شه.

25:25.320 --> 25:27.719
‫اوه! سال‌ها وضع همین بود.

25:27.720 --> 25:29.559
‫بعد یهو کنترلم رو از دست دادم.

25:29.560 --> 25:31.599
‫اونجا نشسته بودم. داشتم...

25:31.600 --> 25:33.159
‫به همه‌ی این‌ها فکر می‌کردم،

25:33.160 --> 25:34.360
‫و یهو زدم به سیم آخر.

25:35.800 --> 25:37.799
‫درست وسط اجرای قطعه‌ی اپرا.

25:37.800 --> 25:39.879
‫من همیشه آدم تندمزاجی بودم.

25:39.880 --> 25:42.079
‫من سال ۱۹۷۹ دختر شایسته‌ی کمبریج شدم

25:42.080 --> 25:43.479
‫و داور زد روی باسنم،

25:43.480 --> 25:45.200
‫من هم با مشت زدم توی صورتش.

25:46.400 --> 25:47.879
‫اون موقع خجالت‌آور بود.

25:47.880 --> 25:49.439
‫درست قبلش گفته بودم
‫که خواهان صلح جهانی هستم.

25:49.440 --> 25:52.159
‫همه‌ی چیزهایی که گوشه‌ی ذهنم بود،
‫تمام اون ۵۰ سال،

25:52.160 --> 25:54.639
‫درست در همون لحظه فوران کرد

25:54.640 --> 25:56.799
‫دقیقاً در همون لحظه.

25:56.800 --> 25:58.239
‫چراغ‌ها خاموش شد.

26:02.600 --> 26:05.680
‫دیدم که دستم رفت توی کیف مامان...

26:07.040 --> 26:08.480
‫قیچی رو حس کردم...

26:13.080 --> 26:14.440
‫- و بعد...
‫- من فقط...

26:21.120 --> 26:23.479
‫لطفاً به خواهرم بگید متاسفم...

26:23.480 --> 26:24.600
‫و اینکه دوسش دارم.

26:33.080 --> 26:34.999
‫هر کدومشون که این کار رو نکرده باشه

26:35.000 --> 26:37.959
‫می‌دونه که اون یکی انجامش داده
‫و داره ازش محافظت می‌کنه،

26:37.960 --> 26:39.319
‫در حالی که اونی که انجامش داده

26:39.320 --> 26:41.679
‫می‌دونه که ما نمی‌تونیم ثابت کنیم
‫اونی که انجامش نداده

26:41.680 --> 26:43.239
‫بی‌گناهه

26:43.240 --> 26:45.800
‫و در نتیجه، اصلاً نمی‌تونیم
‫نشون بدیم کی این کار رو کرده.

26:47.360 --> 26:48.799
‫واقعاً معجونیـه واسه خودش.

26:48.800 --> 26:51.559
‫اگه حل این پرونده باعث بشه
‫رئیس پلیس زیگلر دست از سرمون برداره،

26:51.560 --> 26:54.079
‫بدجوری وسوسه شدم که فقط شیر یا خط بندازم.

26:54.080 --> 26:56.560
‫اونوقت چطوری تصمیم میگیری
‫که شیر رو به کدومشون اختصاص بدی؟

26:58.080 --> 27:01.439
‫اصلاً و ابداً باهاش تنها نشو، باشه جان؟

27:01.440 --> 27:02.480
‫جدی میگم.

27:03.760 --> 27:06.360
‫نمی‌تونم سناریویی رو تصور کنم
‫که همچین اتفاقی توش بیفته.

27:09.080 --> 27:11.240
‫شاید اینجا.

27:16.520 --> 27:18.679
‫این توده‌ی پرونده‌ها بزرگتر شدن!

27:18.680 --> 27:20.839
‫داشتی از توده‌های من استفاده می‌کردی؟

27:20.840 --> 27:24.199
‫من سیستم خیلی پیچیده‌تری
‫نسبت به چیزی که فکر می‌کردی دارم.

27:24.200 --> 27:26.919
‫- باید...
‫- باشه، نگو نه، خب؟

27:26.920 --> 27:28.999
‫چرا هر مکالمه‌ای باید اینطوری شروع بشه؟

27:29.000 --> 27:30.959
‫خب، تو خودت بحث رو در مورد توده‌ها شروع کردی،

27:30.960 --> 27:32.959
‫پس فکر نکنم حق اعتراض داشته باشی.

27:32.960 --> 27:34.880
‫توی روزنامه کار پیدا کردم.

27:37.080 --> 27:38.759
‫تبلیغاتچی آنگلیای شرقی.

27:38.760 --> 27:41.719
‫من خبرنگار جرم و جنایت جدیدشون هستم.

27:41.720 --> 27:43.359
‫واسه تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

27:43.360 --> 27:45.959
‫بله خب، هنوز یه سِمَتِ رسمی
‫یا همچین چیزی نیست

27:45.960 --> 27:48.679
‫ولی تا وقتی که هر دو هفته یک‌بار،
‫یک عکس از صحنه‌ی جرم بفرستم

27:48.680 --> 27:50.679
‫و تو هم هفته‌ای دوتا معما بهشون بدی،

27:50.680 --> 27:52.639
‫اونوقت این نشان رو پیش خودم نگه می‌دارم،

27:52.640 --> 27:54.599
‫- و خودت می‌دونی معنیش چیه.
‫- صبر کن. ببخشید...

27:54.600 --> 27:56.159
‫اجازه دارم هر جایی برم.

27:56.160 --> 27:58.039
‫اجازه دارم سوال بپرسم.

27:58.040 --> 28:00.199
‫در واقع می‌تونم یه کاری انجام بدم.

28:00.200 --> 28:03.959
‫- عالیـه. اون قسمتی که در مورد من بود چی؟
‫- بله! خبر خوب.

28:03.960 --> 28:08.399
‫معلوم شد که گرت، سردبیر،
‫یکی از طرفدارهای پروپاقرص لودویگه.

28:08.400 --> 28:10.399
‫همه‌شون طرفدار پروپاقرصشـن.

28:10.400 --> 28:12.320
‫کل اهل تحریریه.

28:13.760 --> 28:15.959
‫مگه هفته‌ای دوتا معمای کوچیک و فسقلی چیه؟

28:15.960 --> 28:17.719
‫واسه تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

28:17.720 --> 28:20.599
‫بیخیال جان، اگه تو نگی
‫منم به برنامه‌ی ساوت بنک شو نمیگم.

28:20.600 --> 28:23.119
‫ببین، الان منم می‌تونم
‫مثل تو که وظیفته، تحقیق کنم.

28:23.120 --> 28:24.959
‫می‌تونم هر جایی برم.
‫می‌تونم با آدم‌ها حرف بزنم.

28:24.960 --> 28:26.199
‫اون‌ها هم جوابم رو میدن.

28:26.200 --> 28:27.879
‫مجبورن باهام حرف بزنن چون من خبرنگارم.

28:27.880 --> 28:30.039
‫و دقیقاً قصد داری با کی حرف بزنی؟

28:30.040 --> 28:31.719
‫نمی‌... نمی‌دونم.

28:31.720 --> 28:33.159
‫هنوز هیچ سرنخی ندارم.

28:33.160 --> 28:35.359
‫فکر نکنم تو سرنخی داشته باشی، هان؟

28:36.760 --> 28:40.559
‫تمام کامپیوترهای هالی پیندر رو آوردن به اداره.

28:40.560 --> 28:41.879
‫الان دارن بررسی‌شون می‌کنن.

28:41.880 --> 28:43.159
‫یه عملیات کامله.

28:43.160 --> 28:45.559
‫هر چی رو که دنبالشیم پیدا می‌کنن.

28:45.560 --> 28:47.719
‫- و اگه اون‌ها زودتر پیداش کنن...
‫- غیبش می‌زنن.

28:47.720 --> 28:49.599
‫و ما هم هیچ مدرکی نخواهیم داشت.

28:49.600 --> 28:51.439
‫باید بری اون تو.

28:51.440 --> 28:52.719
‫باید برم؟

28:52.720 --> 28:55.759
‫منظورم اینه که، ما جواب رو
‫یه جایی توی اون توده‌ی پرونده‌ها داریم.

28:55.760 --> 28:58.160
‫شاید اگه یکم بیشتر بیدار می‌موندم و...

29:00.040 --> 29:02.720
‫خیلی‌خب، حدس می‌زنم واقعاً باید برم اون تو.

29:03.680 --> 29:06.319
‫امروز اصلاً اونطوری
‫که انتظار داشتم پیش نرفت.

29:06.320 --> 29:07.880
‫معماها رو طرح می‌کنی؟

29:08.800 --> 29:10.680
‫مجبورم بگم کار لودویگه؟

29:14.920 --> 29:18.720
‫- گمونم یه جدول جستجوی کلمات و یه واژگان‌بهم‌ریخته.
‫- ایول!

29:33.440 --> 29:35.239
‫نگران مامان نیستی؟

29:35.240 --> 29:38.279
‫می‌دونی، که داره نقش لوئیس لین رو بازی می‌کنه؟

29:38.280 --> 29:40.240
‫نه نگرانم و نه تعجب کردم.

29:41.320 --> 29:42.959
‫سابقه داره.

29:42.960 --> 29:44.920
‫یه مدتی واسه خودش
‫آژانس کارآگاهی راه انداخته بود.

29:45.880 --> 29:47.079
‫چی؟

29:47.080 --> 29:48.999
‫تحقیقات لوسی بتس.

29:49.000 --> 29:50.679
‫ال‌بی‌آی.

29:50.680 --> 29:52.799
‫من و پدرت واسش کار می‌کردیم.

29:52.800 --> 29:54.719
‫ببخشید. این مال کِی بود؟

29:54.720 --> 29:56.360
‫تابستون ۱۹۸۶.

29:57.400 --> 29:59.279
‫لوسی معمولاً معما رو پیدا می‌کرد،

29:59.280 --> 30:02.519
‫و بعد اون و بابات می‌رفتن تحقیق می‌کردن.

30:02.520 --> 30:05.399
‫منم توی دفتر می‌موندم
‫تا جواب تلفن‌ها رو بدم.

30:05.400 --> 30:07.479
‫و تلفنی هم می‌شد؟

30:07.480 --> 30:08.679
‫خب نه.

30:08.680 --> 30:10.759
‫در واقع دفتری هم در کار نبود.

30:10.760 --> 30:12.160
‫یا تلفن.

30:13.880 --> 30:15.400
‫دوران خوشی بود.

30:17.360 --> 30:19.400
‫می‌خوام توده‌ی پرونده‌هام رو ببرم توی اتاقم.

30:42.840 --> 30:45.719
‫معمای واقعی اینه که چطوری
‫همه‌ی این‌ها رو توی کیفش جا داده بود.

30:45.720 --> 30:47.879
‫اثر انگشت هر سه‌تاشون روی قیچیـه.

30:47.880 --> 30:51.119
‫حتماً سال‌ها داشته آلت قتل خودش رو
‫با خودش اینور و اونور می‌برده.

30:51.120 --> 30:52.160
‫خیلی ترسناکـه.

30:53.840 --> 30:55.719
‫- همه‌ی این‌ها بی‌فایده‌ست.
‫- چی؟

30:55.720 --> 30:57.359
‫حتی اگه معنی‌ای هم می‌داد،

30:57.360 --> 30:59.039
‫بازم هیچ فایده‌ای نداشت

30:59.040 --> 31:00.359
‫چون ما دو نفر رو داریم که...

31:00.360 --> 31:01.799
‫هر دو ادعای گناهکاری می‌کنن.

31:01.800 --> 31:04.759
‫هر دو مظنون دقیقاً یک اظهارات رو داشتن،

31:04.760 --> 31:07.119
‫خلاصه‌اش اینه، من مامان رو کشتم.

31:07.120 --> 31:08.519
‫خواهری که داره راست میگه

31:08.520 --> 31:09.959
‫می‌دونه که اون یکی خواهر داره دروغ میگه،

31:09.960 --> 31:12.039
‫و خواهری که داره دروغ میگه
‫می‌دونه که اون یکی خواهر

31:12.040 --> 31:13.319
‫داره راست میگه.

31:13.320 --> 31:16.359
‫مثل اون فیلمیـه که مجبور بودن
‫از نگهبان یک در بپرسن

31:16.360 --> 31:17.999
‫که نگهبان درِ دیگه چی میگه

31:18.000 --> 31:20.079
‫اگه ازش بپرسن کدوم در رو باید باز کنن.

31:20.080 --> 31:22.639
‫می‌دونی، همونی که عروسک‌های ماپت توش بودن؟

31:22.640 --> 31:26.079
‫داری یه مدل از معمایی به اسم
‫شوالیه‌ها و دروغگوها رو توصیف می‌کنی

31:26.080 --> 31:27.959
‫ولی توی این موقعیت جواب نمیده.

31:27.960 --> 31:29.159
‫چرا نه؟

31:29.160 --> 31:32.199
‫چون هیچکدوم از مظنونین ما
‫تابع قوانین معما نیستن.

31:32.200 --> 31:33.519
‫اون‌ها مجبور نیستن همیشه دروغ بگن،

31:33.520 --> 31:35.479
‫و مجبور هم نیستن همیشه راست بگن.

31:35.480 --> 31:37.519
‫کل قضیه دووجهیـه.

31:37.520 --> 31:38.839
‫یا این یکی کشتتش یا اون یکی.

31:38.840 --> 31:40.039
‫گزینه‌ی سومی وجود نداره.

31:40.040 --> 31:41.119
‫کاش وجود داشت.

31:41.120 --> 31:43.239
‫ببخشید. یعنی ما با دوتا مظنون به مشکل خوردیم

31:43.240 --> 31:45.479
‫- و تو فکر می‌کنی نفر سوم کمک می‌کنه؟
‫- خب، اینطوری...

31:45.480 --> 31:46.839
‫اینطوری معما می‌شکنه.

31:46.840 --> 31:49.879
‫ماهیت دوتایی ماجراست که بهشون برتری داده.

31:49.880 --> 31:51.479
‫یک راست، یک دروغ.

31:51.480 --> 31:52.799
‫۵۰/۵۰.

31:52.800 --> 31:54.400
‫چه عالی.

31:55.960 --> 31:57.360
‫کارآگاه. افسرها.

31:59.400 --> 32:01.199
‫جان تیلور.

32:01.200 --> 32:02.399
‫پیشرفتی داشتید؟

32:02.400 --> 32:04.239
‫خب، در واقع ما داشتیم...

32:04.240 --> 32:05.879
‫ما واقعاً گیر کردیم.

32:05.880 --> 32:07.399
‫اتفاق توی تاریکی مطلق افتاده،

32:07.400 --> 32:09.159
‫و هیچ شاهدی هم در کار نیست.

32:09.160 --> 32:11.039
‫واقعاً کلافه‌کننده‌ست.

32:11.040 --> 32:13.319
‫خب، از لژ شماره‌ی یک می‌شد داخل رو دید...

32:13.320 --> 32:15.959
‫همونطور که خودتون گفتید.

32:15.960 --> 32:18.719
‫کسی توی لژ شماره‌ی یک نبود، افسر.

32:18.720 --> 32:20.919
‫خب، من... یه تَه‌بلیط اونجا پیدا کردم.

32:20.920 --> 32:22.559
‫به عنوان مدرک تحویلش دادم.

32:22.560 --> 32:24.599
‫نمی‌دونم چرا روی تابلو نیست.

32:24.600 --> 32:26.079
‫یه پاکت چیپس اونجا هست.

32:26.080 --> 32:28.359
‫خب، اگه تَه‌بلیط بوده باشه، می‌تونیم
‫تراکنش مالی رو پیگیری کنیم،

32:28.360 --> 32:29.799
‫- و آدرس بگیریم؟
‫- آره، مشخصاً.

32:29.800 --> 32:31.119
‫پس، برم بخش مدارک؟

32:31.120 --> 32:33.199
‫نیازی به این کار نیست، افسر اونز.

32:33.200 --> 32:34.680
‫افسر کول هستم، قربان.

32:36.560 --> 32:38.919
‫من از هویت کسی که توی
‫لژ شماره‌ی یک بود باخبرم.

32:38.920 --> 32:41.280
‫باهاش صحبت کردم و اون چیزی ندیده.

32:47.680 --> 32:48.720
‫جوآن کمپر.

32:50.080 --> 32:51.479
‫نماینده‌ی مجلس؟

32:51.480 --> 32:52.520
‫نماینده‌ی خودمون.

32:54.280 --> 32:56.440
‫اون خبر داد. بعدش هم رفت. اون درگیر نیست.

32:58.160 --> 33:00.119
‫اوم...

33:00.120 --> 33:02.440
‫فکر کنم واقعاً دلم می‌خواد باهاش صحبت کنم.

33:04.040 --> 33:06.600
‫منم همین الان بهت گفتم که اون چیزی ندیده.

33:08.000 --> 33:10.640
‫پس دقیقاً چی رو گزارش داده؟

33:18.600 --> 33:20.120
‫پنج دقیقه بهتون وقت میدم...

33:21.080 --> 33:24.639
‫ولی نمی‌خوام اسم اون زن
‫توی هیچ گزارشی بیاد.

33:24.640 --> 33:26.120
‫مفهومه؟

33:27.040 --> 33:29.439
‫مطمئنم دلیلی واسه این کار نخواهیم داشت، قربان. بریم؟

33:29.440 --> 33:31.679
‫فکر نکنم این موضوع

33:31.680 --> 33:34.079
‫نیازی به دو نفر از اعضای اداره‌ی پلیس
‫داشته باشه، سربازرس کارتر.

33:34.080 --> 33:37.119
‫مطمئنم همه‌ی شما
‫سرنخ‌های خودتون رو واسه پیگیری دارید.

33:37.120 --> 33:38.959
‫- با من بیا.
‫- چی؟

33:38.960 --> 33:42.800
‫نه، چون من... معمولاً
‫با سربازرس کارتر میرم، متوجهید؟

33:44.080 --> 33:45.279
‫اوم...

33:45.280 --> 33:46.959
‫من فقط...

33:46.960 --> 33:49.360
‫واقعاً دوست دارم با سربازرس کارتر وقت بگذرونم.

33:50.520 --> 33:53.520
‫خب، مطمئنم وقتی برگردی اون هنوز همینجاست.

33:56.200 --> 33:57.760
‫برو دیگه.

34:00.080 --> 34:02.000
‫- چی؟
‫- فقط بیخیال شو.

34:18.320 --> 34:19.679
‫شما دو پیام جدید دارید.

34:19.680 --> 34:20.919
‫سلام. خب،

34:20.920 --> 34:22.879
‫گوش کن، دارم دنبال یه سوژه می‌گردم.
‫زیاد نمی‌تونم توضیح بدم.

34:22.880 --> 34:26.399
‫اگه کسی از زندان زنگ زد
‫تا هویتم رو تایید کنه،

34:26.400 --> 34:28.080
‫فقط هویتم رو تایید کن.

34:30.080 --> 34:33.279
‫چرا جواب تلفنت رو نمیدی؟
‫الان دیگه ساعت حدوداً نُه‌ونیمه.

34:35.320 --> 34:37.559
‫دوباره سلام. راستی،
‫من لوسی بتس هستم.

34:37.560 --> 34:39.479
‫دیروز همدیگه رو دیدیم. خب فعلاً.

35:02.520 --> 35:04.759
‫تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

35:04.760 --> 35:07.719
‫خب، من ماشین برای فروش ندارم

35:07.720 --> 35:10.239
‫و تو هم خبرنگار نیستی.

35:10.240 --> 35:11.639
‫هستم.

35:11.640 --> 35:14.799
‫به هر حال، فقط چندتا سواله.
‫واقعاً بهم کمک می‌کنه.

35:14.800 --> 35:17.159
‫و با توجه به اینکه داشتی
‫من رو می‌فرستادی هلفدونی

35:17.160 --> 35:18.599
‫به خاطر جرمی که خودت مرتکب شدی،

35:18.600 --> 35:20.639
‫فکر کنم یه دونه بهم بدهکاری.

35:20.640 --> 35:22.040
‫باشه. حتماً.

35:23.160 --> 35:25.119
‫اصلاً روحمم خبر نداره

35:25.120 --> 35:26.679
‫که هالی توی کامپیوترهاش چی داشت.

35:26.680 --> 35:29.439
‫آمار دوجین آدم‌هایی
‫که ازشون باج‌گیری می‌کرد رو نداشتم

35:29.440 --> 35:32.279
‫و در مورد این فایلی هم که همه‌تون دنبالشین،

35:32.280 --> 35:33.639
‫هیچی نمی‌دونم.

35:33.640 --> 35:34.959
‫اگه ببینمش هم نمی‌شناسمش.

35:34.960 --> 35:36.240
‫برای شروع چطوره؟

35:37.360 --> 35:39.879
‫کس دیگه‌ای هم اینجا بود
‫که این‌ها رو ازت بپرسه؟

35:39.880 --> 35:41.439
‫خودت خوب می‌دونی که بودن.

35:41.440 --> 35:42.719
‫رفیقت همین هفته اینجا بود،

35:42.720 --> 35:43.759
‫دقیقاً همونجا نشسته بود.

35:43.760 --> 35:44.800
‫یه غول‌تشن.

35:46.520 --> 35:47.999
‫زیگلر؟

35:48.000 --> 35:49.119
‫چی؟

35:49.120 --> 35:51.039
‫نه، زیگلر کیه؟ نه، کارتر!

35:51.040 --> 35:52.999
‫بازرس کارتر.

35:53.000 --> 35:55.399
‫باید منتظر این یارو زیگلر هم باشم؟

35:55.400 --> 35:58.000
‫سربازرس کارتر اینجا بود
‫و درباره‌ی کامپیوتر هالی می‌پرسید؟

36:00.040 --> 36:02.799
‫چی... درباره‌ی یه فایل پرسید؟

36:02.800 --> 36:04.399
‫یه فایل خاص؟

36:04.400 --> 36:06.840
‫نمی‌دونم چیه.

36:07.840 --> 36:08.880
‫و در ضمن...

36:10.080 --> 36:12.799
‫خودم هم اینجا شروع کردم
‫به سوال پرسیدن،

36:12.800 --> 36:14.520
‫و می‌دونی چی فهمیدم؟

36:15.680 --> 36:16.839
‫اینکه آخرین زندانی‌ای

36:16.840 --> 36:19.320
‫که اینقدر مورد توجه شماها قرار گرفت...

36:20.560 --> 36:24.160
‫آخرش به بدترین مورد خودکشی‌ای
‫ختم شد که تا حالا کسی دیده.

36:26.080 --> 36:27.879
‫بله می‌دونم.

36:27.880 --> 36:29.159
‫خوبه!

36:29.160 --> 36:31.719
‫دوست نداشتم فکر کنم
‫همه‌اش رو خیالاتی شدم.

36:31.720 --> 36:33.759
‫می‌دونی...

36:33.760 --> 36:36.359
‫اگه می‌دونستم اینقدر
‫دردسر درست می‌کنه...

36:36.360 --> 36:38.880
‫اصلاً از همون اول نمی‌کشتمش.

36:41.520 --> 36:44.559
‫واقعاً نمی‌دونی همه دنبال چی می‌گردن، نه؟

36:44.560 --> 36:45.839
‫نه.

36:45.840 --> 36:48.200
‫و دارم به این فکر می‌کنم
‫که هیچکدوم از شماها هم نمی‌دونین.

36:49.400 --> 36:51.280
‫یه لطفی بهم بکن.

36:52.320 --> 36:53.799
‫به بقیه هم بگو...

36:53.800 --> 36:56.080
‫دیگه هیچ ملاقات‌کننده‌ای رو نمی‌پذیرم.

36:58.040 --> 36:59.439
‫در ضمن، من قصد خودکشی ندارم.

36:59.440 --> 37:00.720
‫شاید بهتر باشه این رو هم بگی.

37:29.520 --> 37:30.959
‫ببخشید.

37:30.960 --> 37:32.000
‫برادرزاده.

37:34.080 --> 37:35.600
‫برادرزاده‌ی من نیست. مال یه نفر دیگه‌ست.

37:43.080 --> 37:44.679
‫خب، این عالیه.

37:44.680 --> 37:46.439
‫حتماً خیلی تلاش کردین

37:46.440 --> 37:49.159
‫تا مطمئن بشین تنها چیزی
‫که نمی‌خواستیم اتفاق بیفته، افتاد.

37:49.160 --> 37:50.999
‫نمی‌تونستم تکلش کنم، می‌تونستم؟

37:52.200 --> 37:53.399
‫نگاه کن، خودشه.

37:53.400 --> 37:56.079
‫گفته بهم گفتی با فرمانده زیگلر تنها نباشم.

37:56.080 --> 37:58.759
‫الان توی ماشینشم و مدام
‫با نگاه‌های عجیبی نگام می‌کنه.

37:58.760 --> 38:01.279
‫فکر نکنم باور کرده باشه دارم
‫به برادرزاده‌ی کسی پیام میدم

38:01.280 --> 38:02.759
‫و نمی‌دونم کجا داریم میریم.

38:02.760 --> 38:06.239
‫می‌شه این پیام رو ردیابی کنین
‫و نیروی کمکی بفرستین، لطفاً؟

38:06.240 --> 38:07.280
‫نیروی کمکی؟

38:12.680 --> 38:14.320
‫سربازرس تیلور.

38:16.200 --> 38:17.400
‫برادرت.

38:19.320 --> 38:20.360
‫کجاست؟

38:22.040 --> 38:24.679
‫نمی‌دونم. هیچوقت
‫اونقدرها باهم صمیمی نبودیم، واقعاً.

38:24.680 --> 38:26.439
‫احتمالاً اونقدر صمیمی بودین

38:26.440 --> 38:28.439
‫که تو رو به عنوان مشاور

38:28.440 --> 38:29.880
‫به یه نیروی پلیس بزرگ معرفی کنه.

38:30.800 --> 38:32.880
‫وگرنه چطوری از اینجا سر درآوردی؟

38:34.080 --> 38:35.520
‫این سوال خیلی خوبیه.

38:42.640 --> 38:44.719
‫می‌شه یه پیام از طرف من بهش بدی؟

38:44.720 --> 38:47.799
‫بهش میگی که خیلی مهمه

38:47.800 --> 38:49.560
‫با من تماس بگیره؟

38:51.000 --> 38:53.320
‫- بهش بگم چرا؟
‫- نه.

38:54.680 --> 38:56.279
‫الان چی می‌شه؟

38:56.280 --> 38:57.599
‫منظورت چیه؟

38:57.600 --> 38:58.879
‫رسیدیم.

38:58.880 --> 38:59.920
‫اوه.

39:01.360 --> 39:03.119
‫خب...

39:03.120 --> 39:05.760
‫پدر جوآن کمپر یکی از
‫دوست‌های صمیمی و شخصی من بود.

39:07.040 --> 39:08.960
‫آینده‌ی دخترش توی دولته...

39:10.080 --> 39:11.800
‫و این اون رو به یه هدف سیاسی تبدیل می‌کنه.

39:12.920 --> 39:15.799
‫شاهد یه جرم بودن، توی رسانه‌ها

39:15.800 --> 39:17.560
‫فرقی با ارتکاب اون جرم نداره.

39:18.680 --> 39:20.800
‫پس شاید بهتر بود
‫یه جرمی مرتکب می‌شد.

39:22.280 --> 39:24.359
‫هرچند، واضحه که حرفی که می‌زنید

39:24.360 --> 39:26.679
‫منطقیه.

39:26.680 --> 39:28.600
‫هوم.

39:35.000 --> 39:41.000
‫« دو هفته کل پلیس رو گول زدی
‫فکر کنن کسی هستی که نبودی. »

39:46.000 --> 39:52.000
‫« می‌تونی پنج دقیقه رئیس پلیس رو گول بزنی
‫باور کنه کسی هستی که هستی. »

39:55.000 --> 40:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

40:05.240 --> 40:08.719
‫می‌خوای بهت بگم چرا این پرونده رو
‫هیچوقت... نمی‌بندیم؟

40:08.720 --> 40:10.959
‫چون لازمه‌اش اینه که یه نفر
‫اعترافش رو پس بگیره،

40:10.960 --> 40:12.639
‫در حالی که هیچ انگیزه‌ای
‫برای این کار نداره.

40:12.640 --> 40:13.999
‫آره.

40:14.000 --> 40:15.599
‫و چون تنها شاهدمون داره

40:15.600 --> 40:18.839
‫توسط یه طراح جدول بازجویی می‌شه.

40:18.840 --> 40:20.160
‫آره.

40:30.920 --> 40:32.520
‫خونه‌ی قشنگیه.

40:41.920 --> 40:43.919
‫معاون رئیس.

40:43.920 --> 40:45.120
‫نمی‌دونستم شما هم اینجا هستین.

40:46.280 --> 40:49.479
‫خانم کمپر این هفته
‫چندین برنامه‌ی عمومی مهم دارن.

40:49.480 --> 40:52.640
‫امیدوارم همه‌ی این‌ها لازم باشه، قربان.

41:03.840 --> 41:04.919
‫اون کیه؟

41:04.920 --> 41:06.959
‫معاون رئیس راتلج.

41:06.960 --> 41:10.199
‫اون با واحد حفاظت ویژه‌ی مت در تماسه

41:10.200 --> 41:12.120
‫تا خطرات علیه خانم کمپر رو کاهش بده.

41:13.080 --> 41:14.440
‫سمتی که خودم بهش دادم.

41:16.480 --> 41:18.160
‫سلام. بفرمایین تو.

41:23.080 --> 41:24.399
‫خانم کمپر.

41:24.400 --> 41:26.959
‫جان تیلور، مشاور صحنه‌ی جرم.

41:26.960 --> 41:30.199
‫جوآن کمپر، نماینده‌ی مجلس از کمبریج، سنت‌مایکل.

41:30.200 --> 41:31.679
‫از دیدنتون خوشبختم.

41:31.680 --> 41:33.399
‫جان تیلور بودین، درسته؟

41:33.400 --> 41:35.039
‫بله. سلام.

41:35.040 --> 41:37.679
‫خب، مطمئنم فرمانده توضیح داده
‫که چرا تمایلی ندارم

41:37.680 --> 41:39.959
‫علنا درگیر این موضوع بشم.

41:39.960 --> 41:42.359
‫فکر کنم اصطلاحش وجهه‌ی عمومی باشه.

41:42.360 --> 41:44.559
‫اما دقیقاً چی رو می‌خوای بدونی؟

41:44.560 --> 41:46.439
‫من قبلاً همه چیز رو به رونان گفتم.

41:46.440 --> 41:47.920
‫ببخشید. رونان کیه؟

41:49.080 --> 41:50.239
‫اوه.

41:50.240 --> 41:51.719
‫من...

41:51.720 --> 41:53.079
‫آه...

41:53.080 --> 41:54.759
‫بله. می‌شه...

41:54.760 --> 41:56.959
‫رونان؟! جدی؟

41:56.960 --> 41:58.199
‫اوم...

41:58.200 --> 42:01.560
‫ببخشید. می‌شه دقیقاً بهم بگین...
‫چی دیدین؟

42:02.640 --> 42:04.879
‫باشه...

42:04.880 --> 42:06.279
‫نمایش داشت شروع می‌شد،

42:06.280 --> 42:08.719
‫یه نفر اونور داشت
‫یه گوشی رو تکون می‌داد

42:08.720 --> 42:11.119
‫برای همین با دوربین اُپرام
‫یه نگاهی انداختم...

42:11.120 --> 42:12.719
‫بله، من دوربین اُپرا دارم.

42:12.720 --> 42:15.399
‫ترجیح میدم این هم جایی درز نکنه.

42:15.400 --> 42:20.239
‫سه‌تا زن سن‌وسال‌دار رو دیدم
‫با مورهای فرمد، مروارید و پالتوی پوست

42:20.240 --> 42:23.359
‫راستش رو بخواین، قشر رای‌دهنده‌ی من هستن،
‫برای همین بیخیالش شدم.

42:23.360 --> 42:25.839
‫اون بین ۲۵ تا ۳۵ ساله‌ها هم

42:25.840 --> 42:27.399
‫خیلی پُرطرفداره.

42:27.400 --> 42:28.999
‫توی شبکه‌های اجتماعی غوغا می‌کنه.

42:29.000 --> 42:30.759
‫بله. ممنون هانا.

42:30.760 --> 42:31.879
‫صحنه تاریک شد.

42:31.880 --> 42:33.159
‫چراغ‌های صحنه روشن شدن.

42:33.160 --> 42:35.599
‫دوباره یه نگاهی انداختم...

42:35.600 --> 42:37.959
‫و مُرده بود. چاقو خورده بود.

42:37.960 --> 42:40.199
‫و اون دو نفر دیگه هم فقط همونجا نشستـه بودن
‫و نمایش رو تماشا می‌کردن.

42:40.200 --> 42:42.760
‫اما شما خود اون عمل رو ندیدی...

42:43.760 --> 42:45.039
‫یا واکنش‌هاشون رو؟

42:45.040 --> 42:46.999
‫نه، خداروشکر.

42:47.000 --> 42:48.999
‫من دیدم.

42:49.000 --> 42:51.479
‫ببخشید. چی؟

42:51.480 --> 42:53.519
‫نه. نه خود اون...

42:53.520 --> 42:55.479
‫واکنش‌هاشون رو.

42:55.480 --> 42:56.640
‫واکنش‌هاشون رو دیدم.

42:57.720 --> 42:59.960
‫وحشتناک بود.

43:02.280 --> 43:05.519
‫انگار جفتشون یهو همزمان دیدنش.

43:12.720 --> 43:13.960
‫این رو بهم نگفته بودی.

43:15.200 --> 43:16.240
‫حالت خوبه؟

43:17.240 --> 43:18.759
‫بله.

43:18.760 --> 43:20.119
‫بله. خوبم.

43:20.120 --> 43:21.919
‫کی اول پرید بالا؟

43:21.920 --> 43:24.679
‫اونی که سمت چپ بود
‫یا اونی که سمت راست بود؟

43:24.680 --> 43:25.720
‫من...

43:27.360 --> 43:28.400
‫اصلاً نمی‌دونم.

43:29.720 --> 43:31.079
‫ببخشید.

43:31.080 --> 43:32.519
‫نه نه. تقصیر تو نیست.

43:32.520 --> 43:34.319
‫در واقع خیلی کمک کردی.

43:34.320 --> 43:37.439
‫احتمالاً باید از همون اول
‫با اون حرف می‌زدیم.

43:37.440 --> 43:39.199
‫قصد جسارت نداشتم.

43:39.200 --> 43:40.240
‫ناراحت نشدم.

43:42.160 --> 43:43.200
‫هوم.

43:46.720 --> 43:48.359
‫جان، کجایی؟ می‌تونی حرف بزنی؟

43:48.360 --> 43:50.559
‫هنوز با رئیس پلیسی؟

43:50.560 --> 43:52.800
‫روباه واقعاً هنوز داخل لونه‌ی مرغ‌هاست.

43:55.640 --> 43:59.199
‫این احتمالاً کمتر از اون چیزی
‫که فکر می‌کردی رمزی بود، جان.

43:59.200 --> 44:02.720
‫مظنونین تا چند وقت بعد از قتل، توی لژ بودن؟

44:03.720 --> 44:05.079
‫طبق گفته‌ی راهنما،

44:05.080 --> 44:07.039
‫به محض اینکه پرده باز شد،
‫تلوتلوخوران اومدن بیرون.

44:07.040 --> 44:09.119
‫راهنما پیششون موند؟

44:09.120 --> 44:11.839
‫تا وقتی پلیس رسید، بله.

44:11.840 --> 44:16.119
‫پس بعد از قتل، توی لژ
‫هیچوقت تنها نبودن؟

44:16.120 --> 44:18.239
‫جان، می‌ذارمت روی اسپیکر.

44:18.240 --> 44:20.359
‫برای چی می‌ذاریم روی اسپیکر؟

44:20.360 --> 44:21.719
‫الو؟ صدام رو می‌شنوین؟

44:21.720 --> 44:23.359
‫جداگانه دستگیر شدن؟

44:23.360 --> 44:24.599
‫بله.

44:24.600 --> 44:25.879
‫و جداگانه نگه داشته می‌شن؟

44:25.880 --> 44:27.399
‫بله.

44:27.400 --> 44:30.599
‫از وقتی از لژ اومدن بیرون،
‫تا حالا جدا نگه داشته شدن؟

44:30.600 --> 44:32.199
‫بله.

44:32.200 --> 44:35.080
‫عالیه. همینطوری نگهشون دارین.

44:37.160 --> 44:38.599
‫همینجا خوبه.

44:38.600 --> 44:40.039
‫من چندتا کار دارم که باید انجام بدم.

44:40.040 --> 44:43.920
‫- یه لحظه صبر کن. کجا داری میری؟
‫- ممنون.

45:16.240 --> 45:17.559
‫الو؟

45:17.560 --> 45:20.439
‫راسل کارتر رفته توی زندان
‫ملاقات آدام نیوسام.

45:20.440 --> 45:21.599
‫از کجا می‌دونی؟

45:21.600 --> 45:24.039
‫چون من همین الان توی زندان
‫با آدام نیوسام ملاقات کردم!

45:24.040 --> 45:25.439
‫- چی کار کردی؟!
‫- نه نه، مشکلی نیست

45:25.440 --> 45:28.479
‫چون من الان دیگه یه خبرنگارم، یادت که هست؟

45:28.480 --> 45:30.879
‫و ازت پرسیدم که سرنخی داری یا نه و نداشتی،

45:30.880 --> 45:33.559
‫برای همین... فکر کردم به تو و تیمت
‫دستور اکید دادن

45:33.560 --> 45:35.639
‫که پاپیچ این قضیه نشین.

45:35.640 --> 45:37.319
‫بله، همینطوره.

45:37.320 --> 45:39.319
‫پس، چرا سربازرس کارتر اونجا بود،

45:39.320 --> 45:41.720
‫و درباره‌ی کامپیوترهای هالی می‌پرسید؟

45:42.880 --> 45:45.239
‫نمی‌دونم.

45:46.760 --> 45:48.639
‫کجایی؟ داری چی کار می‌کنی؟

45:48.640 --> 45:51.439
‫من توی تئاترم، دارم سعی می‌کنم
‫بفهمم کدوم یکی از این دوتا زن

45:51.440 --> 45:52.719
‫مادرشون رو نکشته.

45:52.720 --> 45:54.799
‫خب، می‌شه بعداً این کار رو بکنی؟
‫این موضوع مهمه.

45:54.800 --> 45:57.759
‫راسل کارتر تنها کسیه که فکر می‌کردیم
‫می‌تونیم بهش اعتماد کنیم.

45:57.760 --> 45:59.279
‫کی گفته نمی‌تونیم؟

45:59.280 --> 46:01.479
‫منظورم اینه که، ما هم داشتیم
‫پشت سرش سرک می‌کشیدیم،

46:01.480 --> 46:02.799
‫و آدم‌بده نیستیم.

46:02.800 --> 46:04.120
‫دوتا چیز می‌تونن همزمان درست باشن.

46:05.800 --> 46:09.119
‫منظورت مثل اینه که چطور یه شوهر می‌تونه
‫از خسته شدن از زندگیش

46:09.120 --> 46:11.360
‫به عنوان یه داستان پوششی متقاعدکننده استفاده کنه،
‫در حالی که در واقع...

46:13.040 --> 46:16.039
‫واقعاً هم از زندگیش خسته شده؟

46:16.040 --> 46:18.279
‫جیمز از زندگیش خسته نشده بود.

46:18.280 --> 46:19.320
‫از کجا می‌دونی؟

46:20.440 --> 46:22.160
‫چون زندگی خیلی خوبی داشت.

46:28.080 --> 46:30.799
‫مجبور بود یه دروغ باورپذیر سر هم کنه

46:30.800 --> 46:32.759
‫وگرنه به عنوان دروغ جواب نمی‌داد.

46:32.760 --> 46:34.359
‫پس باورپذیره؟

46:34.360 --> 46:36.039
‫شک ایجاد می‌کنه.

46:36.040 --> 46:38.199
‫هدف یه دروغ باورپذیر همینه.

46:38.200 --> 46:40.159
‫احتمالات رو تقسیم می‌کنه.

46:40.160 --> 46:42.079
‫منظورم اینه که...

46:42.080 --> 46:44.079
‫با فرض اینکه همه‌ی بازیکن‌های این بازی

46:44.080 --> 46:46.239
‫به تمام حقایق دسترسی نداشتن،

46:46.240 --> 46:49.319
‫حتی لازم نبوده اونقدرها هم باورپذیر باشه.

46:49.320 --> 46:51.679
‫نه واقعاً.

46:51.680 --> 46:53.639
‫فقط باید...

46:53.640 --> 46:54.800
‫خب، غیرممکن نمی‌بوده.

46:55.880 --> 46:57.159
‫چی؟

46:59.360 --> 47:01.319
‫ببخشید، داشتم...

47:01.320 --> 47:03.359
‫داشتم درباره‌ی اون قتل حرف می‌زدم.

47:03.360 --> 47:06.959
‫هرچند یه جورایی می‌شه
‫همه‌ی اون‌ها رو به وضعیت تو هم ربط داد.

47:08.040 --> 47:09.280
‫بهتره دیگه برم.

47:30.720 --> 47:32.919
‫یعنی همینطوری از ماشین پیاده شد
‫و گذاشت رفت؟

47:32.920 --> 47:34.999
‫ظاهراً که اینطور بوده.

47:35.000 --> 47:37.439
‫مطمئنم خودت می‌تونی تصور کنی
‫چه بازتاب بدی داشت.

47:37.440 --> 47:38.959
‫- بهش زنگ زدی؟
‫- بله قربان.

47:38.960 --> 47:41.879
‫فقط مدام میگه دو ثانیه دیگه
‫و بعد دوباره قطع می‌کنه.

47:41.880 --> 47:44.119
‫اوه. هوم.

47:44.120 --> 47:45.320
‫جان، کجایی؟

47:47.200 --> 47:48.240
‫چی؟ برای چی؟

47:50.360 --> 47:52.679
‫ازمون می‌خواد خواهرها رو ببریم سالن تئاتر.

47:52.680 --> 47:55.719
‫میگه اگه این کار رو بکنیم، تقریباً
‫با اطمینان می‌تونه بفهمه کار کی بوده.

47:55.720 --> 47:57.759
‫دلیل خاصی داره که نمی‌تونه
‫همونجا این کار رو بکنه؟

47:57.760 --> 47:59.760
‫دلیل خاصی داره که نمی‌تونی
‫همینجا این کار رو بکنی؟

48:02.080 --> 48:03.679
‫ماشین نداره،

48:03.680 --> 48:05.279
‫باتری گوشیش هم داره تموم می‌شه،

48:05.280 --> 48:07.439
‫در ضمن، اصلاً نمی‌دونه
‫از اونجا چطوری باید بیاد اداره.

48:22.280 --> 48:23.919
‫بسیارخب.

48:25.520 --> 48:28.319
‫بیاین با مرور حقایق اولیه‌ی پرونده شروع کنیم.

48:28.320 --> 48:30.999
‫- چی داره میگه؟
‫- ظاهراً می‌خواد حقایق اولیه‌ی پرونده رو

48:31.000 --> 48:32.559
‫مرور کنه.

48:32.560 --> 48:33.839
‫اوه!

48:33.840 --> 48:36.799
‫فکر کنم باید یکم صداتون رو
‫رسا کنین، آقای تیلور.

48:36.800 --> 48:38.240
‫رسا. بسیارخب.

48:39.480 --> 48:41.999
‫یک قتل، بدون شاهد،

48:42.000 --> 48:43.599
‫دو اعتراف.

48:43.600 --> 48:47.759
‫و البته، اگه اوضاع همینطوری بمونه،
‫هیچ محکومیتی هم در کار نیست.

48:47.760 --> 48:49.719
‫نقشه همینه، مگه نه؟

48:49.720 --> 48:52.879
‫یکی از شما عمداً درباره‌ی
‫ارتکاب جرم دروغ میگه

48:52.880 --> 48:54.959
‫چون باور دارین که با این کار،

48:54.960 --> 48:58.079
‫از کسی که فرض می‌کنین واقعاً کار رو
‫انجام داده، محافظت می‌کنین.

48:58.080 --> 48:59.279
‫فرض می‌کنیم؟

48:59.280 --> 49:00.839
‫خب، اون‌ها واقعاً نمی‌تونن

49:00.840 --> 49:03.119
‫بیشتر از بقیه چیزی بدونن، می‌تونن؟

49:03.120 --> 49:06.599
‫کل این ماجرا توی تاریکی اتفاق افتاده.

49:06.600 --> 49:10.080
‫اون‌ها صرفاً دارن حدس می‌زنن
‫که خواهرشون این کار رو کرده.

49:11.200 --> 49:14.239
‫اما... اون‌ها تنها کسایی بودن که
‫اونجا حضور داشتن، پس اگه اون‌ها نکردن،

49:14.240 --> 49:16.119
‫پس کی کرده؟

49:16.120 --> 49:18.759
‫این دقیقاً همون سوالیه
‫که این معما طراحی شده

49:18.760 --> 49:21.679
‫تا باعث بشه نپرسیمش، گروهبان کول،

49:21.680 --> 49:24.639
‫چون اگه ذهن‌مون رو
‫به روی این احتمال باز کنیم

49:24.640 --> 49:27.399
‫که هر دو اعتراف دروغ باشن،

49:27.400 --> 49:30.440
‫خب، اونوقت کلاً با یه معمای کاملاً متفاوت طرف می‌شیم.

49:33.640 --> 49:37.319
‫به نظر می‌رسه این تئاتر
‫بودجه‌ای برای نگهداری نداره.

49:37.320 --> 49:40.279
‫آدم حداقل انتظار داره به لژها رسیدگی بشه.

49:40.280 --> 49:41.320
‫اما نه.

49:43.080 --> 49:45.879
‫من روی همون صندلی‌ای نشستم
‫که مادرتون می‌نشست،

49:45.880 --> 49:48.519
‫و فکر نمی‌کنم توی ۲۰ سال گذشته
‫حتی یه پیچش هم سفت شده باشه.

49:48.520 --> 49:50.040
‫شرط می‌بندم اون هم اعتراض کرده بود.

49:51.600 --> 49:55.359
‫فکر نکنم مامان تا حالا روی صندلی‌ای
‫نشسته باشه که ازش شکایت نکنه.

49:55.360 --> 49:56.799
‫خب، تو این مورد،

49:56.800 --> 49:58.040
‫دلیل خوبی هم داشته.

49:59.520 --> 50:02.119
‫دوتا از پیچ‌های بست پشتی صندلی نیستن،

50:02.120 --> 50:03.879
‫که باعث می‌شه صندلی لق بزنه

50:03.880 --> 50:07.080
‫و وقتی به عقب تکیه میدین،
‫یه شیب کج آزاردهنده پیدا کنه.

50:08.880 --> 50:11.320
‫دیگه نذارین از فنرهای صندلی بگم!

50:13.000 --> 50:14.040
‫واقعاً وضع‌شون خرابه.

50:15.240 --> 50:18.079
‫نشیمنگاه صندلی لولاییه
‫و به دوتا نگهدارنده‌ی چوبی متکیه

50:18.080 --> 50:20.799
‫تا وقتی پایینه، اون رو صاف نگه دارن

50:20.800 --> 50:22.439
‫که هر دوی اون‌ها به شدت فرسوده شدن

50:22.440 --> 50:24.679
‫و به سختی کار می‌کنن.

50:24.680 --> 50:26.480
‫تا حالا بازی باکارو کردین؟

50:30.400 --> 50:31.800
‫بفرما، همینه دیگه.

50:37.080 --> 50:38.880
‫می‌تونیم... الان بریم؟

50:40.920 --> 50:43.919
‫فکر نکنم.

50:43.920 --> 50:45.319
‫جان، داری چی میگی؟

50:45.320 --> 50:47.520
‫اینکه این اصلاً قتل نبوده.

50:50.240 --> 50:51.560
‫یه حادثه بوده.

50:56.080 --> 50:59.359
‫لیلیبت لوری داشته با گوشی موبایلش ور می‌رفته،

50:59.360 --> 51:02.079
‫اون هم بعد از اینکه چراغ‌های سالن خاموش شده بودن.

51:02.080 --> 51:03.479
‫شما بهش تذکر دادین.

51:03.480 --> 51:05.239
‫کاملاً هم درست بوده.

51:05.240 --> 51:07.679
‫بعید می‌دونم از توبیخ شدن خوشش اومده باشه،

51:07.680 --> 51:10.079
‫اما این دست تقدیر بود، نه شما،

51:10.080 --> 51:14.439
‫که تعیین کرد این بار
‫اون نباشه که حرف آخر رو می‌زنه.

51:14.440 --> 51:17.839
‫چون توی اون فاصله‌ی کوتاه
‫بین خاموش شدن چراغ‌ها

51:17.840 --> 51:20.199
‫و باز شدن پرده‌ها،

51:20.200 --> 51:22.319
‫لیلیبت لوری، در حالی که کیفش توی دستش بود،

51:22.320 --> 51:24.479
‫روی صندلیش به عقب لم داد.

51:24.480 --> 51:26.559
‫لیلیبت خودش رو به جلو کشید،

51:26.560 --> 51:29.439
‫و تمام وزنش رو انداخت روی جلوی صندلی.

51:29.440 --> 51:32.879
‫اون دوتا نگهدارنده‌ی چوبی شکستن،

51:32.880 --> 51:34.799
‫نشیمنگاه به سمت پایین مایل شد،

51:34.800 --> 51:36.319
‫و لیلیبت رو به همراه کیفش

51:36.320 --> 51:38.119
‫به سمت جلو پرتاب کرد.

51:38.120 --> 51:39.520
‫نیروی حرکت و یه بالکن...

51:41.040 --> 51:42.599
‫باقی کار رو تموم کردن.

51:46.360 --> 51:49.120
‫واقعاً اتفاقی بود که یک در میلیون پیش میاد.

52:03.840 --> 52:05.280
‫مطمئنی؟

52:10.280 --> 52:11.560
‫اوه!

52:14.000 --> 52:15.359
‫باورم نمی‌شه.

52:15.360 --> 52:17.120
‫واقعاً فکر می‌کردم تو کشتیش.

52:21.080 --> 52:24.320
‫و مامان همیشه می‌گفت
‫من احمقـم.

52:25.920 --> 52:27.359
‫چی؟

52:27.360 --> 52:30.039
‫همه‌اش رو از خودش درآورد.

52:30.040 --> 52:33.359
‫اون از روی صندلیش به سمت یه کیف پُر از قیچی پرتاب نشده.

52:33.360 --> 52:35.239
‫این غیرممکنه.

52:35.240 --> 52:36.999
‫خیلی بعیده.

52:37.000 --> 52:38.959
‫در حد یه احتمال ضعیف، منطقیـه.

52:38.960 --> 52:41.759
‫اما مثل هر دروغ خوبی،

52:41.760 --> 52:44.439
‫فقط در حدی ممکنه که بشه باورش کرد.

52:44.440 --> 52:46.759
‫حداقل برای کسی که مادرش رو نکشته

52:46.760 --> 52:48.519
‫و برخلاف تمام احتمالات، امیدوار بوده

52:48.520 --> 52:51.239
‫که یه شانس خیلی ناچیز وجود داشته باشه

52:51.240 --> 52:53.120
‫که خواهرش هم این کار رو نکرده باشه.

52:58.480 --> 53:00.320
‫راستی، من کشتمش.

53:02.720 --> 53:03.760
‫مامان رو کشتم.

53:04.960 --> 53:07.479
‫خب تابلوئه دیگه.

53:07.480 --> 53:09.080
‫کار اون راهنما نبود، نه؟

53:18.480 --> 53:20.759
‫دمت گرم، آقای تیلور.

53:23.320 --> 53:24.919
‫چطوری از اینجا بیام پایین؟

53:24.920 --> 53:26.319
‫افسر کول، شاید شما...

53:26.320 --> 53:27.680
‫بفرمایین.

53:30.040 --> 53:31.319
‫من از همین استفاده می‌کنم. مشکلی نیست.

53:31.320 --> 53:33.119
‫خدای من.

53:49.880 --> 53:52.440
‫حتماً. بهتون قول میدم. ممنون قربان.

53:54.560 --> 53:56.599
‫رئیس پلیس زیگلر

53:56.600 --> 53:58.319
‫تبریک گفتن.

53:58.320 --> 54:00.799
‫از این به بعد دیگه دور و برش آفتابی نشو.

54:00.800 --> 54:02.279
‫اون هم همین رو گفت؟

54:02.280 --> 54:03.479
‫نه.

54:03.480 --> 54:05.000
‫اما دوباره سراغ برادرت رو...

54:06.200 --> 54:08.039
‫گرفت.

54:08.040 --> 54:10.399
‫به نظر می‌رسه خیلی مشتاقه باهاش گپ بزنه.

54:10.400 --> 54:12.080
‫فقط اون نیست که مشتاقه.

54:13.360 --> 54:14.520
‫می‌دونی کجاست؟

54:16.040 --> 54:18.079
‫نمی‌دونم.

54:18.080 --> 54:20.080
‫هنوزم داری دنبالش می‌گردی؟

54:21.800 --> 54:23.080
‫اون می‌دونه من کجام.

54:24.520 --> 54:26.439
‫خب، اون می‌دونه همه‌ی ما کجا هستیم

54:26.440 --> 54:28.759
‫و چه اوضاعی برامون درست کرده.

54:28.760 --> 54:30.360
‫ممنون جان.

54:31.400 --> 54:33.239
‫دیگه مرخصی.

54:33.240 --> 54:34.919
‫بله درسته...

54:34.920 --> 54:36.320
‫قربان.

54:47.080 --> 54:48.400
‫طبقه دوم.

54:50.640 --> 54:54.279
‫زیرزمین دیگه برای همه‌ی ما منطقه ممنوعه‌ست.

54:54.280 --> 54:55.599
‫باید بری اون تو.

54:55.600 --> 54:58.160
‫اون‌ها بالاخره هر چیزی
‫که دنبالشیم رو پیدا می‌کنن.

55:10.240 --> 55:11.840
‫درها بسته می‌شن.

55:17.400 --> 55:21.640
‫درها باز می‌شن. طبقه همکف.

55:23.080 --> 55:24.599
‫اوه.

55:24.600 --> 55:26.000
‫ممنون.

55:28.840 --> 55:30.680
‫درها بسته می‌شن.

55:44.640 --> 55:48.919
‫واقعاً عکس فوق‌العاده‌ایه، خانم بتس.

55:48.920 --> 55:49.960
‫استفاده‌ی عالی‌ای از...

55:51.760 --> 55:54.199
‫سایه‌ها شده. عکس چیه؟

55:54.200 --> 55:56.599
‫عکس چیه؟ منظورت چیه؟ عکس صحنه‌ی جرمه.

55:56.600 --> 55:58.119
‫توی اون تئاتر یه قتلی رخ داده

55:58.120 --> 56:00.759
‫و قاعدتاً، اون زن اونجا انجامش داده.

56:00.760 --> 56:03.239
‫و من، یا هر کدوم از

56:03.240 --> 56:05.119
‫خواننده‌هامون،

56:05.120 --> 56:06.760
‫دقیقاً چطوری باید این رو بفهمیم؟

56:09.120 --> 56:13.319
‫می‌خوای یه گزارش بنویسم
‫که با این عکس چاپ بشه؟

56:13.320 --> 56:15.279
‫اوه! می‌خوای.

56:15.280 --> 56:17.399
‫در کمال سادگی، اینطور انتظار دارم.

56:17.400 --> 56:18.599
‫بله.

56:18.600 --> 56:20.119
‫اون که مشکلی نیست.

56:23.400 --> 56:26.079
‫- روبراهی؟
‫- نه. روز به شدت پُراضطرابی داشتم،

56:26.080 --> 56:29.599
‫که نصفش رو توی ماشین
‫با زیگلر گیر افتاده بودم.

56:29.600 --> 56:31.959
‫- سلام.
‫- توی ماشین با زیگلر چی کار می‌کردی؟

56:31.960 --> 56:34.119
‫بیشتر داشتم نفس‌نفس می‌زدم.

56:34.120 --> 56:36.439
‫بعد من رو برد خونه‌ی یه زنه

56:36.440 --> 56:39.320
‫که تابلو بود جیمز رو می‌شناسه،
‫هرچند به زبون نیاورد.

56:40.720 --> 56:42.999
‫- چی؟
‫- تو از کجا می‌دونی؟

56:43.000 --> 56:44.679
‫من توی شناختن آدم‌ها افتضاحم،

56:44.680 --> 56:46.479
‫اما تمام عمرم دوقلو بودم.

56:46.480 --> 56:48.639
‫یه نگاهی هست که همیشه می‌تونم تشخیصش بدم.

56:48.640 --> 56:50.199
‫از دیدنت خوشبختم.

56:50.200 --> 56:51.759
‫جان تیلور بودی دیگه، درسته؟

56:51.760 --> 56:53.199
‫من تو رو می‌شناسم، نه؟

56:53.200 --> 56:55.759
‫نه نه، تو باید اون یکی باشی.

56:55.760 --> 56:57.799
‫اون قطعاً جیمز رو می‌شناخت.

56:57.800 --> 56:59.679
‫چرا نباید چیزی بگه؟

56:59.680 --> 57:00.919
‫نمی‌دونم،

57:00.920 --> 57:04.159
‫اما زیگلر رو هم رونان صدا زد.

57:04.160 --> 57:06.559
‫حتی نمی‌دونستم اسم کوچک هم داره.

57:06.560 --> 57:09.520
‫جیمز تا حالا اسمی از جوآن کمپر آورده؟

57:10.640 --> 57:12.399
‫نه. فکر می‌کنی که...

57:12.400 --> 57:14.799
‫- صبر کن، این اسم برام آشناست.
‫- نه نه، هنری. اون یه سیاستمداره.

57:14.800 --> 57:16.719
‫همیشه توی اخباره.

57:16.720 --> 57:18.519
‫- من اخبار نگاه نمی‌کنم.
‫- منم اخبار نگاه نمی‌کنم.

57:18.520 --> 57:19.840
‫خیلی مزخرفه.

57:23.800 --> 57:26.359
‫می‌دونی، من واقعاً هیچوقت
‫کار تحقیقاتی زیادی

57:26.360 --> 57:27.759
‫توی اون تابستونی که لوسی بتس
‫تحقیق می‌کند بود، انجام ندادم.

57:27.760 --> 57:29.039
‫بیشتر اینجوری بود که...

57:29.040 --> 57:31.039
‫جیمز یه جورایی یه معما اختراع می‌کرد

57:31.040 --> 57:32.999
‫و بعد خودش هم حلش می‌کرد.

57:33.000 --> 57:34.520
‫نقش من بیشتر...

57:36.320 --> 57:38.000
‫درست کردن برچسب بود.

57:39.360 --> 57:40.560
‫اوه.

57:42.080 --> 57:44.119
‫جوآن کمپر. می‌دونستم.

57:44.120 --> 57:45.479
‫می‌دونستم شنیدمش.

57:45.480 --> 57:47.039
‫اسمش توی فایل‌های سینکلره.

57:47.040 --> 57:48.479
‫کدوم یکی؟

57:48.480 --> 57:49.759
‫خدای من. هنری!

57:49.760 --> 57:52.600
‫- اون خونه؟
‫- نه. سس کچاپه.

58:10.920 --> 58:13.120
‫اما این دیگه واقعاً مسخره‌ست.

58:15.080 --> 58:17.719
‫- مگه قتل شده؟
‫- بله. شده.

58:17.720 --> 58:20.559
‫اون هم با بیشتر از ۴۰تا شاهد
‫که دور تا دور ایستاده بودن.

58:20.560 --> 58:21.999
‫و برای این به کمک نیاز داری؟

58:22.000 --> 58:24.239
‫اوون دویل یه روانی بود.

58:24.240 --> 58:26.199
‫اون آدم وسواسی و خطرناک بود.

58:26.200 --> 58:27.519
‫تو این کار رو کردی؟

58:27.520 --> 58:30.360
‫هر کسی که خون روی بدنش نیست،
‫لطفاً دستش رو ببره بالا.

58:31.320 --> 58:32.879
‫متغییرهای خیلی زیادی وجود داره.

58:34.120 --> 58:36.599
‫می‌تونی کمکم کنی با جوآن کمپر
‫یه مصاحبه بگیرم؟

58:36.600 --> 58:37.879
‫نه.

58:37.880 --> 58:39.359
‫- اون اینجاست؟
‫- نه.

58:39.360 --> 58:40.879
‫- نه.
‫- مطمئنی؟

58:40.880 --> 58:43.319
‫رئیس پلیس زیگلر توی مرخصی رسمی هستن.

58:43.320 --> 58:45.479
‫فکر می‌کنی هالی مدرکی از رئیس پلیس داشته

58:45.480 --> 58:46.799
‫و اون‌ها پیداش کردن؟

58:46.800 --> 58:48.519
‫رئیس پلیس‌ها هم ممکنه تعلیق بشن.

58:48.520 --> 58:49.759
‫حتی اون هم باید به یه نفر جواب پس بده.

58:49.760 --> 58:51.759
‫بله، البته که همینطوره.

58:52.000 --> 59:12.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
