1
00:00:00,076 --> 00:00:01,976
‫« آنچه گذشت »

2
00:00:02,000 --> 00:00:03,199
‫سلام!

3
00:00:03,200 --> 00:00:04,839
‫- الویس پرسلیِ طراح‌های جدول.
‫- جیمز کجاست؟

4
00:00:04,840 --> 00:00:05,879
‫جیمز سر یه پرونده‌ایه.

5
00:00:05,880 --> 00:00:07,919
‫تا سه شب پیش،
‫که دیگه کلاً نیومد خونه.

6
00:00:07,920 --> 00:00:10,799
‫در واقع، تنها کسی که می‌تونه
‫به اداره پلیس دسترسی داشته باشه جیمزه.

7
00:00:10,800 --> 00:00:14,319
‫یا کسی که شباهت عجیبی بهش داره.

8
00:00:14,320 --> 00:00:15,759
‫شبیه یه جور رمزه.

9
00:00:15,760 --> 00:00:18,639
‫از این برای نُت‌برداری درباره‌ی هر چیزی
‫که داشته روش تحقیق می‌کرده استفاده می‌کنه.

10
00:00:18,640 --> 00:00:19,839
‫حلش می‌کنم.

11
00:00:19,840 --> 00:00:21,239
‫فقط به داده‌های بیشتری نیاز دارم.

12
00:00:21,240 --> 00:00:22,759
‫باید بفهمم چی کار می‌کرده،

13
00:00:22,760 --> 00:00:24,959
‫رویِ چی کار می‌کرده
‫و با کی همکار بوده.

14
00:00:24,960 --> 00:00:26,639
‫بیشتر همکارهاش رو دیدم.

15
00:00:26,640 --> 00:00:28,159
‫می‌تونم درباره‌ی همه‌شون بهت اطلاعات بدم.

16
00:00:28,160 --> 00:00:29,639
‫- سربازرس تیلور...
‫- آه!

17
00:00:29,640 --> 00:00:32,439
‫شنیدم این اواخر داشتید معجزه می‌کردید.

18
00:00:32,440 --> 00:00:36,199
‫مردی که برای قتل سینکلر
‫دستگیر شده بود، خودش رو کشته.

19
00:00:36,200 --> 00:00:38,039
‫یه چیزی داره اینجا مخفی می‌شه.

20
00:00:38,040 --> 00:00:39,519
‫این رو می‌دونیم.

21
00:00:39,520 --> 00:00:41,399
‫همه‌ی این‌ها به پرونده‌ی سینکلر مربوطه؟

22
00:00:41,400 --> 00:00:43,839
‫همونی که تو و جیمز
‫روش کار می‌کردید؟ اون بلاگره.

23
00:00:43,840 --> 00:00:45,359
‫شوهرم هنوز مفقودالاثره.

24
00:00:45,360 --> 00:00:46,919
‫اون ولت کرده، باشه؟

25
00:00:46,920 --> 00:00:48,199
‫برادرم ولت کرده.

26
00:00:48,200 --> 00:00:49,959
‫جنازه‌ی هالی پیندر پیدا شد.

27
00:00:49,960 --> 00:00:52,919
‫همسرت به ظن قتل دستگیر شده.

28
00:00:52,920 --> 00:00:54,679
‫پرونده‌هایی اینجا هست
‫که اونقدر محرمانه‌ان،

29
00:00:54,680 --> 00:00:56,039
‫که حتی منم بهشون دسترسی ندارم.

30
00:00:56,040 --> 00:00:58,159
‫آدام نیوسام، تو رو
‫به ظن قتل بازداشت می‌کنم.

31
00:00:58,160 --> 00:01:00,440
‫من سربازرس جیمز تیلور نیستم.

32
00:01:01,800 --> 00:01:03,479
‫من برادرش، جان هستم.

33
00:01:03,480 --> 00:01:06,039
‫تنها تیلوری که توی این اداره کار می‌کرده

34
00:01:06,040 --> 00:01:08,759
‫همونی بود که واقعاً کارآگاه بود.

35
00:01:08,760 --> 00:01:10,839
‫داریم پیشنهاد میدیم که جان رو
‫به عنوان مشاور استخدام کنیم.

36
00:01:10,840 --> 00:01:12,319
‫مشاور چی؟

37
00:01:12,320 --> 00:01:13,759
‫معماها.

38
00:01:13,760 --> 00:01:14,919
‫این کد منبعه.

39
00:01:14,920 --> 00:01:16,399
‫رمز رو اینجوری حل می‌کنیم.

40
00:01:16,400 --> 00:01:18,439
‫- فکر کنم خودشه.
‫- یه آدرسه.

41
00:01:18,440 --> 00:01:20,999
‫این تمام تحقیقات سینکلره.

42
00:01:21,000 --> 00:01:22,879
‫یه جایی این وسط، یه داستان هست

43
00:01:22,880 --> 00:01:25,039
‫که اونقدر مهم بوده که به خاطرش بکشنش.

44
00:01:25,040 --> 00:01:27,320
‫اینجا هر چند وقت یه بار آدم می‌کُشن؟

45
00:01:29,000 --> 00:01:40,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

46
00:01:43,000 --> 00:01:50,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

47
00:01:50,880 --> 00:01:52,519
‫دارم این‌ها رو برای خانم کمپر می‌برم.

48
00:01:52,520 --> 00:01:54,119
‫لژ سمت راست.

49
00:01:54,120 --> 00:01:55,719
‫مامان، فکر کنم بلیط‌ها توی...

50
00:01:55,720 --> 00:01:58,199
‫دقیقاً می‌دونم کجان،
‫ممنون پاتریشیا.

51
00:01:58,200 --> 00:01:59,399
‫- می‌تونم فقط بگم...
‫- نه، نمی‌تونی.

52
00:01:59,400 --> 00:02:01,820
‫- به اندازه‌ی کافی گفتی.
‫- مامان، واقعاً فکر می‌کنم...

53
00:02:03,240 --> 00:02:05,360
‫کافیه. وقتی رسیدیم خونه
‫درباره‌اش حرف بزنیم.

54
00:02:06,520 --> 00:02:08,919
‫- بیا بریم.
‫- لژ سمت چپ هستید، خانم‌ها.

55
00:02:08,920 --> 00:02:11,040
‫از اون در برید،
‫مستقیم بالای پله‌ها.

56
00:02:12,520 --> 00:02:14,479
‫خانم‌ها و آقایان،
‫لطفاً در جای خود بنشینید.

57
00:02:14,480 --> 00:02:16,399
‫نمایش تا دو دقیقه‌ی دیگه
‫شروع می‌شه.

58
00:02:16,400 --> 00:02:17,999
‫دو دقیقه تا شروع پرده.

59
00:02:18,000 --> 00:02:19,720
‫ممنون.

60
00:02:30,280 --> 00:02:33,279
‫- اینجا چشم چشم رو نمی‌بینه لعنتی.
‫- ساکت باش مامان!

61
00:02:33,280 --> 00:02:34,880
‫محض رضای خدا، خاموشش کن.

62
00:02:36,280 --> 00:02:38,959
‫خب، آدم انتظار داره راهنما، راهنمایی کنه.

63
00:02:38,960 --> 00:02:41,679
‫- واقعاً که!
‫- بشین. چرا باید اینقدر الم‌شنگه راه بندازی؟

64
00:02:41,680 --> 00:02:43,639
‫دیگه هیچ اصولی باقی نمونده.

65
00:02:43,640 --> 00:02:45,640
‫فقط بشین.
‫مردم دارن نگامون می‌کنن.

66
00:02:47,000 --> 00:02:49,759
‫خانم‌ها و آقایان،
‫لطفاً دستگاه‌های خود را خاموش کنید.

67
00:02:49,760 --> 00:02:51,919
‫- حالا دیگه چی؟
‫- فیلم‌برداری مجاز نیست.

68
00:02:51,920 --> 00:02:54,640
‫- اینجا خراب شده. افتضاحه!
‫- هیس!

69
00:03:32,480 --> 00:03:34,439
‫یه خروجی پشتی پیدا کن،
‫ماشین رو بیار جلو.

70
00:03:34,440 --> 00:03:35,919
‫همین الان.

71
00:03:35,920 --> 00:03:37,479
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

72
00:03:37,480 --> 00:03:39,560
‫با پلیس کمبریج تماس بگیر.
‫سراغ زیگلر رو بگیر.

73
00:04:14,000 --> 00:04:17,000
‫« لودویگ »

74
00:04:17,920 --> 00:04:19,879
‫تو همیشه بهترین دوستش بودی.

75
00:04:19,880 --> 00:04:22,039
‫شاید من کسی بودم که باهاش ازدواج کرد،

76
00:04:22,040 --> 00:04:23,399
‫اما این موضوع هیچوقت عوض نشد.

77
00:04:23,400 --> 00:04:25,599
‫من هفته‌ها قبل از اینکه از خونه غیبم بزنه،

78
00:04:25,600 --> 00:04:28,879
‫از زندگی خانواده‌ام غیب شده بودم.

79
00:04:28,880 --> 00:04:31,439
‫و با خودم می‌گفتم دارم این کار رو
‫برای پیدا کردن جواب‌ها

80
00:04:31,440 --> 00:04:33,359
‫و مصلحت انجام میدم.

81
00:04:33,360 --> 00:04:34,400
‫اما حقیقت اینه‌ که...

82
00:04:35,680 --> 00:04:37,399
‫فقط دنبال هر چیزی می‌گشتم

83
00:04:37,400 --> 00:04:39,879
‫که من رو از زندگی‌ای که دیگه
‫توش خوشحال نبودم، بیرون بکشه.

84
00:04:44,280 --> 00:04:46,359
‫فکر کردم صدای بابا رو شنیدم.

85
00:04:46,360 --> 00:04:48,159
‫از کجا می‌دونی
‫صدای عمو جانت نبود؟

86
00:04:48,160 --> 00:04:49,319
‫هنوز توی تختخوابه؟

87
00:04:49,320 --> 00:04:50,479
‫اوهوم.

88
00:04:50,480 --> 00:04:51,920
‫و صداش یکم تودماغی‌تره.

89
00:04:53,720 --> 00:04:55,999
‫چرا مدام پخشش می‌کنی؟

90
00:04:56,000 --> 00:04:57,640
‫شاید دلم برای لحن غیر تودماغیش تنگ شده.

91
00:04:59,880 --> 00:05:01,399
‫می‌دونی که مجبور بود همه‌ی اون‌ها رو بگه.

92
00:05:01,400 --> 00:05:02,839
‫داشت سعی می‌کرد از ما محافظت کنه.

93
00:05:02,840 --> 00:05:04,439
‫می‌دونست ممکنه کسی شنود کنه.

94
00:05:04,440 --> 00:05:06,040
‫این تنها پوششـش بود.

95
00:05:07,400 --> 00:05:10,319
‫می‌دونی، عمو جانت میگه دوتا چیز
‫می‌تونن همزمان درست باشن.

96
00:05:10,320 --> 00:05:11,599
‫آره.

97
00:05:11,600 --> 00:05:13,600
‫- نمی‌دونم منظورش چیه.
‫- منم همینطور.

98
00:05:15,680 --> 00:05:18,519
‫خوشحالم که بیشتر شبیه بتس هستی تا تیلور، عزیزم.

99
00:05:18,520 --> 00:05:20,719
‫مرسی.

100
00:05:29,920 --> 00:05:31,480
‫نه نه نه.

101
00:05:39,880 --> 00:05:41,159
‫صبح بخیر.

102
00:05:41,160 --> 00:05:42,839
‫این مال منه؟

103
00:05:42,840 --> 00:05:44,799
‫می‌خوام کارم رو زود شروع کنم.

104
00:05:44,800 --> 00:05:46,680
‫سرقت از مغازه.

105
00:05:48,000 --> 00:05:49,040
‫کل داستان همینـه؟

106
00:05:50,720 --> 00:05:53,320
‫کل ماجرا همینـه؟

107
00:05:54,720 --> 00:05:56,800
‫- صبحانه‌ام کجا رفت؟
‫- نمی‌دونم.

108
00:06:09,640 --> 00:06:11,359
‫از این کار لذت می‌بری، نه؟

109
00:06:11,360 --> 00:06:14,120
‫همیشه از گشتن دنبال سوزن توی انبار کاه لذت بردم.

110
00:06:15,480 --> 00:06:16,920
‫هوم.

111
00:06:18,680 --> 00:06:20,280
‫الان دو هفته‌ست که داری روش کار می‌کنی.

112
00:06:22,280 --> 00:06:24,119
‫۱۴ روز تمام

113
00:06:24,120 --> 00:06:26,279
‫لای پرونده‌های سینکلر غرق شدی.

114
00:06:26,280 --> 00:06:28,680
‫اصلاً... چیزی دستگیرت نشده.

115
00:06:29,760 --> 00:06:31,519
‫خب، هنوز نباید چیزی دستگیرم بشه، مگه نه؟

116
00:06:31,520 --> 00:06:32,919
‫این فقط مرحله‌ی اوله.

117
00:06:32,920 --> 00:06:34,919
‫دارم... همه‌شون رو فهرست‌بندی می‌کنم.

118
00:06:34,920 --> 00:06:36,719
‫اون دسته‌ای که اونجا سمت راسته،

119
00:06:36,720 --> 00:06:38,479
‫مال مهملاته...

120
00:06:38,480 --> 00:06:40,439
‫یوفوها، ارواح، گربه‌های غول‌پیکر.

121
00:06:40,440 --> 00:06:42,399
‫- گربه‌های غول‌پیکر؟
‫- بله.

122
00:06:42,400 --> 00:06:44,279
‫فکر نمی‌کنم واقعاً غول‌پیکر باشن،

123
00:06:44,280 --> 00:06:46,519
‫فقط... بزرگتر از حد معمولـن.

124
00:06:46,520 --> 00:06:48,079
‫و اون توده‌ای که اون وسطـه،

125
00:06:48,080 --> 00:06:50,680
‫آدمایی هستن که با تعریف امروزی
‫مشهور حساب می‌شن.

126
00:06:51,800 --> 00:06:53,039
‫اون یکی که اون آخره

127
00:06:53,040 --> 00:06:56,159
‫واسه هر چیزیـه که به پلیس
‫یا تحقیقات جنایی ربط داره.

128
00:06:56,160 --> 00:06:58,319
‫مسخره‌اش اینجاست که از همه کسل‌کننده‌تره.

129
00:06:58,320 --> 00:07:01,559
‫خب وقتی این سه‌تا توده رو دسته‌بندی کردی
‫بعدش چی می‌شه؟

130
00:07:01,560 --> 00:07:03,039
‫اولی رو دور می‌اندازم،

131
00:07:03,040 --> 00:07:04,799
‫اون دوتای دیگه رو باهم قاطی می‌کنم...

132
00:07:04,800 --> 00:07:06,799
‫و بعد دوباره همین روند رو شروع می‌کنم،

133
00:07:06,800 --> 00:07:08,759
‫این‌بار با معیارهای سخت‌گیرانه‌تر.

134
00:07:08,760 --> 00:07:11,999
‫انقدر این کار رو تکرار می‌کنم
‫تا آخرش برسیم به همون پوشه‌ای

135
00:07:12,000 --> 00:07:13,519
‫که سینکلر به خاطرش مُرد

136
00:07:13,520 --> 00:07:16,079
‫و همون دلیلی که باعث ناپدید شدن برادرم شد.

137
00:07:16,080 --> 00:07:17,480
‫احتمالاً.

138
00:07:18,520 --> 00:07:20,399
‫- این رو من درست کردم، می‌دونی که.
‫- اوم؟

139
00:07:20,400 --> 00:07:22,039
‫ممنون هنری.

140
00:07:22,040 --> 00:07:23,239
‫خیلی عالیـه.

141
00:07:23,240 --> 00:07:24,880
‫خیلی خوب داشتیم پیش می‌رفتیم.

142
00:07:25,920 --> 00:07:27,719
‫چرا از اداره پلیس زنگ نزدن؟

143
00:07:27,720 --> 00:07:29,799
‫لازمـه برگردی اونجا. جات اونجاست.

144
00:07:29,800 --> 00:07:32,439
‫یکم سرک بکشی و محض رضای خدا
‫چندتا مدرک پیدا کنی.

145
00:07:32,440 --> 00:07:33,919
‫رفتی سر صحنه‌ی جرم،

146
00:07:33,920 --> 00:07:35,759
‫و تو عرض پنج دقیقه پرونده رو حل کردی.

147
00:07:35,760 --> 00:07:38,279
‫چرا از اون موقع تا حالا
‫کسی باهات تماس نگرفته؟

148
00:07:38,280 --> 00:07:41,159
‫خب قاعدتاً از اون موقع تا حالا
‫کسی کشته نشده.

149
00:07:41,160 --> 00:07:43,119
‫دلت می‌خواد یکی کشته بشه؟

150
00:07:43,120 --> 00:07:46,719
‫نمی‌خوام که... فی‌نفسه.

151
00:07:53,880 --> 00:07:55,960
‫خب، امیدوارم حسابی احساس گناه کنی.

152
00:07:57,120 --> 00:07:58,840
‫سلام راسل.

153
00:08:06,320 --> 00:08:07,639
‫انگار ماشین نرم‌تر از همیشه راه میره.

154
00:08:07,640 --> 00:08:09,359
‫دنده چنده؟

155
00:08:09,360 --> 00:08:10,959
‫دنده‌ی درست.

156
00:08:10,960 --> 00:08:12,560
‫پس واسه همینه.

157
00:08:14,600 --> 00:08:16,760
‫جان، فکر می‌کنی جیمز
‫می‌خواد ما این کار رو بکنیم؟

158
00:08:17,680 --> 00:08:19,519
‫هیچوقت به ذهنت رسیده که،

159
00:08:19,520 --> 00:08:20,999
‫به جای اینکه کلی نشونه از خودش بذاره

160
00:08:21,000 --> 00:08:22,560
‫تا برادر نابغه‌اش...

161
00:08:23,640 --> 00:08:25,399
‫یا اگه اون نشد، زنش بتونه دنبالش بگرده،

162
00:08:25,400 --> 00:08:28,120
‫در واقع فقط داره از ما استفاده می‌کنه تا پرونده‌هایی
‫که دزدیده رو یه جای امن نگه داره؟

163
00:08:29,360 --> 00:08:32,640
‫و حالا هم انتظار داره دوباره همینطوری
‫توی تاریکی منتظر بمونیم؟

164
00:08:33,920 --> 00:08:35,759
‫البته که بهش فکر کردم.

165
00:08:35,760 --> 00:08:37,359
‫- واقعاً؟
‫- معلومـه.

166
00:08:37,360 --> 00:08:40,439
‫ولی اگه اینطوره، باید می‌داد یه نفر دیگه
‫نگهشون داره، مگه نه؟

167
00:08:40,440 --> 00:08:43,079
‫چون من قراره تک‌تک اون‌ها رو
‫مو به مو بگردم،

168
00:08:43,080 --> 00:08:45,439
‫می‌خوام بفهمم جریان همه‌ی این‌ها چیه

169
00:08:45,440 --> 00:08:48,080
‫و قراره پیداش کنم و برگردونمش خونه.

170
00:08:52,240 --> 00:08:54,599
‫اون موقع هم احتمالاً به یه ماشین نیاز دارم
‫که بیاد دنبالم.

171
00:08:54,600 --> 00:08:56,760
‫خوبه. خوشحالم که یه نقشی این وسط دارم.

172
00:09:10,480 --> 00:09:11,960
‫باشه. باشه.

173
00:09:17,600 --> 00:09:21,159
‫- سلام کارآگاه کارتر.
‫- سلام لوسی. حالت چطوره؟

174
00:09:21,160 --> 00:09:22,599
‫بله. بله، خوبم.

175
00:09:22,600 --> 00:09:24,599
‫دیگه کلاً اون قضیه‌ی

176
00:09:24,600 --> 00:09:26,159
‫پاپوش درست کردن واسه قتل رو
‫فراموش کردم، واسه همین...

177
00:09:26,160 --> 00:09:28,199
‫تو چطوری؟

178
00:09:28,200 --> 00:09:29,799
‫خوبم...

179
00:09:29,800 --> 00:09:32,719
‫اینو بهت بگم خنده‌ات میگیره

180
00:09:32,720 --> 00:09:35,320
‫ولی معلوم شده که گواهینامه‌ی رانندگی ندارم.

181
00:09:38,080 --> 00:09:39,919
‫یعنی در واقع دارم،

182
00:09:39,920 --> 00:09:42,000
‫ولی نمی‌دونستم که تاریخ انقضاشون تموم می‌شه.

183
00:09:42,960 --> 00:09:44,159
‫کِی تموم شده؟

184
00:09:44,160 --> 00:09:45,999
‫ظاهراً دوران کووید.

185
00:09:46,000 --> 00:09:48,240
‫دوران گیج‌کننده‌ای واسه همه بود.

186
00:09:49,800 --> 00:09:52,639
‫پس تمام مدتی که داشتی خودت رو
‫جای یه کارآگاه جا می‌زدی،

187
00:09:52,640 --> 00:09:55,360
‫بدون گواهینامه هم رانندگی می‌کردی؟

188
00:09:56,360 --> 00:09:58,600
‫آره، ولی در مقایسه با بقیه‌ی کارهام
‫خیلی ناچیز به نظر میاد.

189
00:10:00,440 --> 00:10:02,239
‫همینجا منتظرم می‌مونی؟

190
00:10:02,240 --> 00:10:03,959
‫جان، رئیس می‌خواد گزارش عملکرد بده،

191
00:10:03,960 --> 00:10:06,199
‫و بعدش هم باید بریم سر صحنه‌ی جرم.
‫ممکنـه چند ساعت طول بکشه.

192
00:10:06,200 --> 00:10:07,919
‫صحیح.

193
00:10:07,920 --> 00:10:09,040
‫مشکلی نیست؟

194
00:10:10,080 --> 00:10:11,720
‫میگم یکی با ماشین برسونتش خونه.

195
00:10:14,800 --> 00:10:17,479
‫رئیس چی می‌خواد؟ خبر خوبیه؟

196
00:10:17,480 --> 00:10:19,639
‫گروهبان فینچ و کارآگاه اونز

197
00:10:19,640 --> 00:10:21,839
‫هردوشـون به یه پاسگاه دیگه منتقل شدن.

198
00:10:21,840 --> 00:10:23,799
‫چی؟ چرا؟

199
00:10:23,800 --> 00:10:25,960
‫واسه اینکه بتونن یه زندگی طولانی
‫و شاد داشته باشن.

200
00:10:27,400 --> 00:10:29,079
‫هالی پیندر مُرد،

201
00:10:29,080 --> 00:10:31,919
‫و یه آرشیو کامل از ایمیل‌های شخصی،

202
00:10:31,920 --> 00:10:34,359
‫تاریخچه‌ی جستجو، مدارک حذف شده

203
00:10:34,360 --> 00:10:36,199
‫و چت‌های یواشکی از خودش به جا گذاشت

204
00:10:36,200 --> 00:10:37,679
‫که تقریباً به تک‌تک آدمایی

205
00:10:37,680 --> 00:10:40,239
‫که توی ده سال اخیر توی این اداره کار کردن ربط داره.

206
00:10:40,240 --> 00:10:42,439
‫تمام مدارکی که برای باج‌گیری داشت.

207
00:10:42,440 --> 00:10:44,799
‫کل کلکسیون مدارک جرمش

208
00:10:44,800 --> 00:10:46,279
‫آورده شده اینجا.

209
00:10:46,280 --> 00:10:49,679
‫زیرزمین حالا کاملاً اختصاص پیدا کرده به اون پرونده،

210
00:10:49,680 --> 00:10:51,040
‫پس واسه همین، ورود بهش ممنوعـه...

211
00:10:52,080 --> 00:10:53,279
‫واسه همه‌ی ما.

212
00:10:53,280 --> 00:10:54,879
‫من نمی‌دونستم زیرزمین داریم.

213
00:10:54,880 --> 00:10:56,119
‫خب، بذار همینطوری بمونه.

214
00:10:56,120 --> 00:10:58,239
‫- آخه تو همین الان گفتی...
‫- ما نمی‌دونیم قراره چه چیزایی رو بشه،

215
00:10:58,240 --> 00:11:00,359
‫ولی شک نکن که کله‌های زیادی
‫به زودی قراره کنده بشه.

216
00:11:00,360 --> 00:11:01,679
‫اسم جیمز هم توی اون لیست هست.

217
00:11:01,680 --> 00:11:04,319
‫اما اسم گروهبان فینچ و کارآگاه اونز توش نخواهد بود.

218
00:11:04,320 --> 00:11:06,679
‫اون‌ها نباید به خاطر همکار بودن با بقیه بسوزن.

219
00:11:06,680 --> 00:11:09,599
‫هردوشـون آینده‌ی شغلی خیلی خیلی خوبی دارن.

220
00:11:09,600 --> 00:11:10,919
‫واقعاً؟

221
00:11:10,920 --> 00:11:12,079
‫هردوشـون؟!

222
00:11:12,080 --> 00:11:13,319
‫بله. هردوشـون.

223
00:11:13,320 --> 00:11:14,839
‫واسه همین بهشون حق انتخاب دادم

224
00:11:14,840 --> 00:11:17,119
‫که از مرکز این طوفان منتقل بشن

225
00:11:17,120 --> 00:11:20,479
‫و وقتی هردوشـون قاطعانه ردش کردن...

226
00:11:20,480 --> 00:11:21,919
‫من دستور اجباری صادر کردم،

227
00:11:21,920 --> 00:11:23,680
‫همون دستوری که به سربازرس کارتر هم دادم.

228
00:11:24,920 --> 00:11:26,159
‫سربازرس؟

229
00:11:26,160 --> 00:11:27,639
‫که اون ردش کرد.

230
00:11:27,640 --> 00:11:29,799
‫- سربازرس؟!
‫- آره جان.

231
00:11:29,800 --> 00:11:33,040
‫کاشف به عمل اومد که مدتیـه داریم
‫بدون رئیس کار می‌کنیم، یادت که هست؟

232
00:11:34,040 --> 00:11:35,919
‫بله. البته.

233
00:11:35,920 --> 00:11:37,959
‫بازم بابت همه‌ی اون اتفاقات معذرت می‌خوام.

234
00:11:37,960 --> 00:11:39,879
‫تبریک میگم.

235
00:11:39,880 --> 00:11:41,399
‫ممنون.

236
00:11:41,400 --> 00:11:43,079
‫دوتا کارآگاه جدید گرفتیم

237
00:11:43,080 --> 00:11:44,719
‫که هیچ ربطی به کمبریج ندارن

238
00:11:44,720 --> 00:11:47,279
‫و هیچی از تو، جیمز یا اتفاقاتی که اینجا افتاده نمی‌دونن.

239
00:11:47,280 --> 00:11:48,959
‫باید حس خوبی داشته باشه.

240
00:11:48,960 --> 00:11:51,159
‫و همه‌مون قراره همینطوری
‫نگهش داریم، مگه نه؟

241
00:11:51,160 --> 00:11:53,239
‫همه می‌دونیم اگه این کار رو نکنیم چه عواقبی داره.

242
00:11:53,240 --> 00:11:56,719
‫خب، قاعدتاً اگه لو بره که من
‫خودم رو جای کارآگاه جا زدم

243
00:11:56,720 --> 00:11:58,359
‫و شما هم کمک کردین ماست‌مالی بشه،

244
00:11:58,360 --> 00:12:00,560
‫اونوقت همه‌مون میریم زندان، مگه نه؟

245
00:12:03,760 --> 00:12:06,000
‫درسته. خب، پس قطعاً سعی می‌کنم
‫جلوی این اتفاق رو بگیرم.

246
00:12:07,360 --> 00:12:09,480
‫هنوزم باید بهتون بگم قربان؟

247
00:12:11,520 --> 00:12:14,639
‫خب، چطوره کارول صدام بزنی و ببینی چطوره؟

248
00:12:14,640 --> 00:12:15,880
‫اوم...

249
00:12:17,200 --> 00:12:19,120
‫فکر نکنم زیاد جالب به نظر بیاد...

250
00:12:20,400 --> 00:12:21,440
‫قربان.

251
00:12:24,920 --> 00:12:26,360
‫قربان.

252
00:12:31,520 --> 00:12:33,320
‫از گروهبان فینچ و کارآگاه اونز خوشم میومد.

253
00:12:34,560 --> 00:12:36,559
‫خب، نمُردن که جان،
‫رفتن کولچستر.

254
00:12:36,560 --> 00:12:38,479
‫فکر کنم اون‌ها هم از من خوششـون میومد.

255
00:12:38,480 --> 00:12:40,720
‫اگه این جدیدا ازم خوششـون نیاد چی؟

256
00:12:41,760 --> 00:12:43,519
‫مگه چی داری که خوششـون نیاد؟

257
00:12:43,520 --> 00:12:46,199
‫همیشه بهم گفتن که ارتباط گرفتن باهام زمان‌بره.

258
00:12:47,800 --> 00:12:50,120
‫آره خب، راستش جان،
‫این دوتا هم همین‌جوریـن.

259
00:12:58,080 --> 00:13:00,399
‫- اینو ببین. همینطوری ولش کرده بودن.
‫- وای خدای من.

260
00:13:00,400 --> 00:13:01,999
‫اصلاً هم ترسناک نیست، مگه نه؟

261
00:13:03,760 --> 00:13:04,879
‫اینجا صحنه‌ی جرمه.

262
00:13:04,880 --> 00:13:07,679
‫صحنه‌ی جرم اون بالاست.
‫کسی که روی سِن نمُرده، مُرده؟

263
00:13:07,680 --> 00:13:09,400
‫البته بگم، نقدها رو نخوندم.

264
00:13:11,840 --> 00:13:13,719
‫سربازرس کارتر کجاست؟

265
00:13:13,720 --> 00:13:15,599
‫چرا به یه مشاور خارج از سازمان نیاز داره؟

266
00:13:15,600 --> 00:13:18,239
‫اون بالاترین آمار بستن پرونده رو توی منطقه داره.

267
00:13:18,240 --> 00:13:21,119
‫عالیه. اون قراره بره اونجا، درسته؟

268
00:13:21,120 --> 00:13:23,079
‫چیزی درباره‌ی این...

269
00:13:23,080 --> 00:13:25,079
‫یارو معمابازه که دارن میارن شنیدی؟

270
00:13:25,080 --> 00:13:26,319
‫- لودویگ؟ نه زیاد.
‫- آره.

271
00:13:26,320 --> 00:13:28,279
‫گویا قراره یه جورایی

272
00:13:28,280 --> 00:13:30,279
‫نابغه و فوق‌العاده باهوش باشه.

273
00:13:34,960 --> 00:13:36,200
‫از ایناییـه که باید بکِشی.

274
00:13:37,480 --> 00:13:39,039
‫خب، باید یه تابلو می‌ذاشتن.

275
00:13:39,040 --> 00:13:40,159
‫صبح بخیر.

276
00:13:40,160 --> 00:13:41,399
‫دوباره.

277
00:13:41,400 --> 00:13:42,559
‫ایشون جان تیلوره،

278
00:13:42,560 --> 00:13:43,879
‫مشاور صحنه‌ی جرم.

279
00:13:43,880 --> 00:13:46,119
‫مشاور صحنه‌ی جرم.
‫این عنوان شغلی منه؟

280
00:13:46,120 --> 00:13:47,919
‫خوب به نظر میاد، نه؟

281
00:13:47,920 --> 00:13:49,239
‫آره.

282
00:13:49,240 --> 00:13:52,360
‫و ایشون هم گروهبان ایتن کول
‫و گروهبان کیتلین سالیوان.

283
00:13:57,080 --> 00:13:58,840
‫- مال اونه.
‫- نه، نیست.

284
00:13:59,960 --> 00:14:01,879
‫وسیله‌ی صحنه‌ی نمایشه.

285
00:14:01,880 --> 00:14:03,959
‫داشتی باهاش چی کار می‌کردی؟

286
00:14:03,960 --> 00:14:05,520
‫هیچ کاری باهاش نمی‌کردم.

287
00:14:08,600 --> 00:14:11,519
‫فکر کنم باید بذاریمش توی جعبه،
‫اینطور نیست جان؟

288
00:14:11,520 --> 00:14:14,080
‫هوم؟ بله. ایده‌ی خوبیه.

289
00:14:15,280 --> 00:14:16,480
‫می‌شه همینجا بمونید، لطفاً؟

290
00:14:17,720 --> 00:14:19,159
‫ببخشید؟

291
00:14:19,160 --> 00:14:22,600
‫مشاور صحنه‌ی جرم ازتون می‌خواد
‫همین پایین بمونید، لطفاً.

292
00:14:31,080 --> 00:14:32,680
‫خب، قربانی اونجا بود...

293
00:14:34,240 --> 00:14:36,199
‫یه نفر اونجا بود
‫و یه نفر هم اونجا.

294
00:14:36,200 --> 00:14:37,640
‫دخترهاش.

295
00:14:39,480 --> 00:14:42,040
‫و اون جلوی چشم
‫صدها شاهد کشته شده.

296
00:14:44,040 --> 00:14:45,799
‫می‌تونی منو ببینی؟

297
00:14:45,800 --> 00:14:48,599
‫آره، می‌بینم. ببخشید،
‫چرا باید همین پایین بمونم؟

298
00:14:48,600 --> 00:14:51,199
‫- که ببینم می‌تونی منو ببینی یا نه.
‫- خیلی‌خب.

299
00:14:51,200 --> 00:14:52,240
‫خب، می‌بینم. پس...

300
00:14:53,920 --> 00:14:55,679
‫می‌تونم اینجا بشینم؟

301
00:14:55,680 --> 00:14:57,719
‫خب، برای نفر قبلی که زیاد خوش‌یمن نبود

302
00:14:57,720 --> 00:14:59,400
‫ولی بفرما، راحت باش.

303
00:15:05,480 --> 00:15:06,759
‫اوه.

304
00:15:06,760 --> 00:15:08,120
‫الان چی؟

305
00:15:09,160 --> 00:15:11,559
‫- فقط فرق سرش.
‫- چقدر از فرق سرم؟

306
00:15:11,560 --> 00:15:13,519
‫چقدر از فرق سرش معلومه؟

307
00:15:13,520 --> 00:15:15,399
‫تا ابروهاش.

308
00:15:15,400 --> 00:15:16,879
‫خانم قدش چقدر بود؟

309
00:15:16,880 --> 00:15:18,920
‫اوه. اوم...

310
00:15:21,800 --> 00:15:24,000
‫دقیقش رو ندارم...

311
00:15:26,080 --> 00:15:27,959
‫یه پیرزن ریزه‌میزه بود.

312
00:15:27,960 --> 00:15:29,560
‫پس در واقع شاهدی در کار نیست.

313
00:15:32,360 --> 00:15:34,519
‫اون لژ روبرویی چی؟

314
00:15:34,520 --> 00:15:36,439
‫اونجا حتماً دید کاملی به اینجا داره.

315
00:15:36,440 --> 00:15:39,599
‫آره. نیروهای امدادی هم همین فکرو کردن،
‫ولی خالی بود.

316
00:15:39,600 --> 00:15:42,559
‫واقعاً؟
‫پایین که زده بود بلیت تمام شد.

317
00:15:42,560 --> 00:15:46,279
‫یه راهنما اون بیرون مستقر بود،
‫حدود...

318
00:15:46,280 --> 00:15:47,959
‫نیم متر اون‌طرف‌تر.

319
00:15:47,960 --> 00:15:50,439
‫شهادت داده که هیچکس
‫داخل یا خارج نشده.

320
00:15:50,440 --> 00:15:52,679
‫- شاید کار همون راهنما بوده.
‫- چرا باید راهنما این کار رو بکنه؟

321
00:15:52,680 --> 00:15:54,879
‫من از کجا بدونم؟
‫اولین باره اسمش رو می‌شنوم.

322
00:15:54,880 --> 00:15:57,319
‫کار راهنما نبوده جان.
‫ما اعتراف داریم.

323
00:15:57,320 --> 00:15:58,799
‫اعتراف داری؟

324
00:16:00,120 --> 00:16:02,639
‫من کردم. من کشتمش.

325
00:16:02,640 --> 00:16:04,479
‫خب، پس من اینجا چی کار می‌کنم؟

326
00:16:04,480 --> 00:16:05,959
‫معمایی در کار نیست.

327
00:16:05,960 --> 00:16:07,919
‫یه معمایی هست.

328
00:16:07,920 --> 00:16:10,160
‫من کردم. یهو از کوره در رفتم.

329
00:16:11,760 --> 00:16:13,239
‫دوتا اعتراف؟

330
00:16:13,240 --> 00:16:15,079
‫و کلاً فقط یه جای زخم چاقو.

331
00:16:15,080 --> 00:16:18,719
‫صبر کن. یعنی باید بفهمیم
‫کی... این کار رو نکرده.

332
00:16:18,720 --> 00:16:19,760
‫تقریباً.

333
00:16:22,040 --> 00:16:23,560
‫خب، این دیگه نوبرشه.

334
00:16:25,640 --> 00:16:26,680
‫این یکی چی؟

335
00:16:28,720 --> 00:16:30,559
‫وای خدای من، هنری.
‫این که کلاً خونیـه!

336
00:16:30,560 --> 00:16:31,839
‫اوه.

337
00:16:31,840 --> 00:16:33,319
‫نه نه، فقط همینـه.

338
00:16:33,320 --> 00:16:35,159
‫سس کچاپه، مامان.

339
00:16:35,160 --> 00:16:37,319
‫عزیزم، سه نفر سر این پرونده‌ها
‫کشته شدن.

340
00:16:37,320 --> 00:16:38,799
‫لطفاً، یکم رعایت کن

341
00:16:38,800 --> 00:16:40,439
‫و صبحانه‌ات رو به کل‌شون نمال.

342
00:16:40,440 --> 00:16:41,959
‫- توش چیه؟
‫- فقط بیکنـه.

343
00:16:43,400 --> 00:16:44,959
‫نه. ببخشید. این...

344
00:16:44,960 --> 00:16:47,399
‫یه گروه مخفی از خانواده‌های ثروتمند

345
00:16:47,400 --> 00:16:49,279
‫که برای حفظ قدرت،

346
00:16:49,280 --> 00:16:50,680
‫قربانی‌های آیینی انجام میدن.

347
00:16:52,320 --> 00:16:53,639
‫منظورم اینـه که غیرممکن نیست، هست؟

348
00:16:53,640 --> 00:16:55,519
‫خب، عمو جانت چی می‌گفت؟

349
00:16:55,520 --> 00:16:56,799
‫آه...

350
00:16:56,800 --> 00:16:59,279
‫- ولی این که...
‫- ...کاملاً مسخره‌ست.

351
00:16:59,280 --> 00:17:00,999
‫بله. بره توی پوشه‌ی اراجیف، لطفاً.

352
00:17:01,000 --> 00:17:02,359
‫اینجوری فایده نداره.

353
00:17:02,360 --> 00:17:03,959
‫نمی‌دونم دنبال چی می‌گردم.

354
00:17:03,960 --> 00:17:06,159
‫این اصلاً در حد توانایی‌های من نیست.

355
00:17:06,160 --> 00:17:08,399
‫من باید اون بیرون باشم و یه کاری بکنم.

356
00:17:08,400 --> 00:17:09,799
‫مثلاً چی؟

357
00:17:09,800 --> 00:17:11,239
‫نمی‌دونم.

358
00:17:11,240 --> 00:17:13,319
‫مثلاً، تحقیق درباره‌ی همکارهای جیمز،

359
00:17:13,320 --> 00:17:15,479
‫بازجویی از همسایه‌های سینکلر،

360
00:17:15,480 --> 00:17:16,719
‫کشیک دادن برای زیگلر.

361
00:17:16,720 --> 00:17:18,360
‫می‌دونی، یه کار عملی.

362
00:17:19,400 --> 00:17:21,639
‫من حتی دیگه نشان پلیس بابات رو هم ندارم.

363
00:17:21,640 --> 00:17:24,119
‫عمو جانت به یه دلیلی پسش داد.

364
00:17:24,120 --> 00:17:26,319
‫آره خب، فکر کنم مجبور بود.

365
00:17:26,320 --> 00:17:28,119
‫در ضمن اصلاً فکر نمی‌کنم
‫اون کار جواب می‌داد.

366
00:17:28,120 --> 00:17:29,839
‫شباهتت به بابا خیلی کمتر از شباهت عمو جان به اونه.

367
00:17:29,840 --> 00:17:32,079
‫اون نشان واسه اون حیفه.

368
00:17:32,080 --> 00:17:35,079
‫میگم شاید بشه قلابیش رو از جایی خرید.

369
00:17:35,080 --> 00:17:36,320
‫هی. این کیه؟

370
00:17:38,080 --> 00:17:40,839
‫شبیه اون یارو توی تلویزیونه.

371
00:17:40,840 --> 00:17:43,439
‫با یکی که فرض رو بر این می‌ذارم
‫زنش نیست.

372
00:17:43,440 --> 00:17:44,959
‫وای، این رو از کجا آوردن؟

373
00:17:44,960 --> 00:17:46,679
‫انگار از توی یه کمد لباس گرفته شده.

374
00:17:46,680 --> 00:17:48,359
‫فکر می‌کنی بهم ربط دارن؟

375
00:17:48,360 --> 00:17:49,479
‫مهمه؟

376
00:17:49,480 --> 00:17:51,839
‫وای نه. بعید می‌دونم. فکر نکنم
‫اون دستور قتل کسی رو بده.

377
00:17:51,840 --> 00:17:56,799
‫منظورم اینـه که اون مجری یه برنامه
‫درباره‌ی عتیقه و باغبونیـه.

378
00:17:56,800 --> 00:17:59,479
‫آره خب، شاید بتونیم
‫به روزنامه‌های زرد بفروشیمش.

379
00:17:59,480 --> 00:18:00,520
‫هوم.

380
00:18:01,720 --> 00:18:03,599
‫نه مامان، شوخی بود.

381
00:18:03,600 --> 00:18:05,519
‫هوم؟

382
00:18:05,520 --> 00:18:07,480
‫نه نه، داشتم به یه چیز دیگه فکر می‌کردم.

383
00:18:09,480 --> 00:18:11,080
‫من یه سر میرم بیرون. تو به کارت برس.

384
00:18:12,080 --> 00:18:14,279
‫چی؟ ببخشید. نه.
‫کجا داری میری؟

385
00:18:14,280 --> 00:18:15,839
‫خب، چیزی واسه ناهار هست؟

386
00:18:15,840 --> 00:18:18,480
‫وای، نه.
‫فکر نکنم چیزی باشه.

387
00:18:22,080 --> 00:18:24,879
‫متاسفم قربان، متوجه نمی‌شم.

388
00:18:24,880 --> 00:18:26,159
‫نفع شخصی، چطوری؟

389
00:18:26,160 --> 00:18:27,759
‫مثلاً، قربانی رو می‌شناخته یا...

390
00:18:27,760 --> 00:18:29,559
‫اینکه چی باعث می‌شه فرمانده زیگلر

391
00:18:29,560 --> 00:18:32,120
‫پیگیر جزئیات پرونده‌های خاص بشه،
‫برای منم مبهمه.

392
00:18:33,640 --> 00:18:35,759
‫ولی اون الان اینجاست.

393
00:18:35,760 --> 00:18:38,119
‫زمان‌بندی خیلی بدیـه، قربان.

394
00:18:39,520 --> 00:18:41,319
‫بهتره بهش خبر بدی.

395
00:18:41,320 --> 00:18:44,360
‫و محض رضای خدا، حواست باشه
‫هیچوقت باهم تنها نشن.

396
00:18:51,560 --> 00:18:53,199
‫خب...

397
00:18:53,200 --> 00:18:55,919
‫چه صلاحیت‌هایی داری، آقای تیلور؟

398
00:18:55,920 --> 00:18:57,399
‫هوم؟

399
00:18:57,400 --> 00:18:59,760
‫اوه! ده‌تا جی‌سی‌اِس‌ای و چهارتا اِی‌لول.

400
00:19:01,080 --> 00:19:02,519
‫نه، ببخشید. منظورم اینـه که،

401
00:19:02,520 --> 00:19:05,839
‫چه چیزی تو رو صلاحیت‌دار می‌کنه
‫که مشاور صحنه‌ی جرم باشی؟

402
00:19:05,840 --> 00:19:08,519
‫خب، فکر کنم اون مدرک جغرافیه
‫یکم کمک کنه.

403
00:19:08,520 --> 00:19:10,919
‫هرچند، راستش توی اون فقط بی گرفتم.

404
00:19:10,920 --> 00:19:13,999
‫- چی؟
‫- می‌دونی همون کسیـه که قتل پارکینگ رو حل کرد

405
00:19:14,000 --> 00:19:15,639
‫- که همه درباره‌ش حرف می‌زنن؟
‫- چی؟

406
00:19:15,640 --> 00:19:18,240
‫همون مردی که وسط
‫یه پارکینگ طبقاتی غرق شد؟

407
00:19:19,560 --> 00:19:21,519
‫- چطوری اون کار رو کردی؟
‫- اون که آسون بود.

408
00:19:21,520 --> 00:19:23,680
‫اون رو با یه مدرک جی‌اِن‌وی‌کیو هم می‌شد حل کرد.

409
00:19:26,640 --> 00:19:28,599
‫رئیس پلیس زیگلر داره میاد.

410
00:19:28,600 --> 00:19:30,000
‫رئیس پلیس زیگلر؟!

411
00:19:31,560 --> 00:19:34,839
‫آره جان. فکر نکنم هنوز
‫باهاش ملاقات کرده باشی، نه؟

412
00:19:34,840 --> 00:19:36,400
‫درسته، ملاقات نکردم.

413
00:19:37,480 --> 00:19:38,679
‫اون کیه؟

414
00:19:38,680 --> 00:19:40,280
‫اون رئیس پلیس زیگلره.

415
00:19:42,080 --> 00:19:43,439
‫رئیس پلیسه.

416
00:19:43,440 --> 00:19:45,919
‫من در واقع بارها دیدمش.

417
00:19:45,920 --> 00:19:47,240
‫آره؟ اسمت رو بلده؟

418
00:19:48,720 --> 00:19:50,439
‫احتمالاً.

419
00:19:50,440 --> 00:19:52,479
‫راسل، می‌تونم فقط...

420
00:19:52,480 --> 00:19:55,519
‫من رئیس پلیس زیگلر رو بارها دیدم.

421
00:19:55,520 --> 00:19:57,639
‫راستش رو بخوای،
‫بیشتر از اون چیزی که دلم می‌خواست.

422
00:19:57,640 --> 00:19:59,359
‫نه جان.

423
00:19:59,360 --> 00:20:01,359
‫جیمز رئیس پلیس زیگلر رو بارها دیده.

424
00:20:01,360 --> 00:20:02,600
‫تو حتی یک‌بار هم ندیدیش.

425
00:20:03,960 --> 00:20:06,079
‫خدایا، کاش یه قیافه‌ی دیگه داشتی.

426
00:20:06,080 --> 00:20:07,520
‫منم همینطور.

427
00:20:09,080 --> 00:20:11,199
‫بله. پس این همون مرد مورد نظره.

428
00:20:11,200 --> 00:20:12,920
‫مشاور جدید ما، جان تیلور.

429
00:20:14,000 --> 00:20:20,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

430
00:20:20,640 --> 00:20:22,959
‫برادر سربازرس تیلور؟

431
00:20:22,960 --> 00:20:24,359
‫همونطور که گفتم.

432
00:20:24,360 --> 00:20:25,959
‫برادر دوقلو؟

433
00:20:25,960 --> 00:20:27,679
‫بهش اشاره نکرده بودم؟

434
00:20:27,680 --> 00:20:29,520
‫برادر دوقلوی همسان؟

435
00:20:33,080 --> 00:20:35,799
‫صبر کن. برادرت پلیسه؟

436
00:20:35,800 --> 00:20:38,199
‫بود، بله. قبل از اینکه بازنشسته بشه.

437
00:20:38,200 --> 00:20:39,680
‫دوباره سلام، قربان.

438
00:20:41,520 --> 00:20:43,319
‫سرهنگ شاو بهم گفتن

439
00:20:43,320 --> 00:20:46,160
‫که تو اولین پرونده‌ات با ما رو
‫توی کمتر از ۲۴ ساعت حل کردی.

440
00:20:47,280 --> 00:20:48,680
‫تقریباً خودبه‌خود حل شد.

441
00:20:49,760 --> 00:20:51,839
‫ما می‌خوایم این پرونده هرچه سریع‌تر

442
00:20:51,840 --> 00:20:53,680
‫و با کمـترین سر و صدای ممکن بسته بشه.

443
00:20:55,440 --> 00:20:57,440
‫همین کار رو می‌کنیم قربان
‫و در جریان قرارتون می‌ذاریم.

444
00:20:59,440 --> 00:21:02,160
‫- چند لحظه کارت دارم.
‫- قربان.

445
00:21:04,160 --> 00:21:06,759
‫همیشه از دیدنتون خوشحال می‌شم، قربان.

446
00:21:06,760 --> 00:21:08,880
‫اصلاً نمی‌دونه تو کی هستی.

447
00:21:12,880 --> 00:21:15,239
‫فکر کنم خوب پیش رفت، نه؟

448
00:21:15,240 --> 00:21:18,120
‫خب، حالا می‌شه با این زن‌ها حرف بزنم، لطفاً؟

449
00:21:34,760 --> 00:21:36,079
‫بله؟

450
00:21:36,080 --> 00:21:38,479
‫سلام. بله، سلام.

451
00:21:38,480 --> 00:21:40,319
‫من...

452
00:21:40,320 --> 00:21:42,399
‫نگران نباشید. دارم میام بالا.

453
00:21:42,400 --> 00:21:44,159
‫- ممنون!
‫- چی؟

454
00:21:44,160 --> 00:21:45,920
‫الو؟

455
00:21:57,560 --> 00:21:59,120
‫آهای؟

456
00:22:00,240 --> 00:22:01,280
‫سلام.

457
00:22:02,320 --> 00:22:03,800
‫پس خبرنگارها کجان؟

458
00:22:04,720 --> 00:22:05,999
‫ببخشید. شما کی هستید؟

459
00:22:06,000 --> 00:22:08,479
‫لوسی. لوسی بتس، عکاس‌خبرنگار.

460
00:22:08,480 --> 00:22:10,439
‫آزاد کار می‌کنم.

461
00:22:10,440 --> 00:22:12,040
‫کل جا همینجاست؟

462
00:22:13,440 --> 00:22:14,919
‫چی می‌خوای؟

463
00:22:14,920 --> 00:22:17,039
‫بیشتر باید گفت که تو چی می‌خوای.

464
00:22:17,040 --> 00:22:18,800
‫این چطوره؟

465
00:22:22,040 --> 00:22:24,120
‫- این...
‫- آره. خودشه.

466
00:22:25,320 --> 00:22:26,799
‫این رو از کجا آوردی؟

467
00:22:26,800 --> 00:22:28,279
‫من هر چیزی رو می‌تونم به دست بیارم.

468
00:22:28,280 --> 00:22:31,519
‫این فقط برای دست‌گرمی بود.

469
00:22:31,520 --> 00:22:34,399
‫خب، نظرت چیه؟ قیمتم زیاد بالا نیست.

470
00:22:34,400 --> 00:22:35,999
‫تنها چیزی که لازم دارم یه کارت شناساییـه

471
00:22:36,000 --> 00:22:37,999
‫که اسم نشریه‌ی شما روش باشه

472
00:22:38,000 --> 00:22:39,639
‫و یکی که حاضر باشه بگه

473
00:22:39,640 --> 00:22:41,559
‫من ماموریت داشتم

474
00:22:41,560 --> 00:22:45,159
‫اگه یه وقت توی انباری لوازم‌التحریر
‫یا یه همچین جایی گیر افتادم.

475
00:22:45,160 --> 00:22:46,799
‫چرا باید توی انباری لوازم‌التحریر باشی؟

476
00:22:46,800 --> 00:22:47,840
‫نمی‌دونم.

477
00:22:49,480 --> 00:22:51,479
‫فکر کنم اشتباه گرفتی...

478
00:22:51,480 --> 00:22:53,079
‫یا احتمالاً حالت خوب نیست.

479
00:22:53,080 --> 00:22:55,399
‫اینجا تبلیغاتچی آنگلیای شرقیـه.

480
00:22:55,400 --> 00:22:56,879
‫ما فضای تبلیغاتی می‌فروشیم.

481
00:22:56,880 --> 00:22:58,639
‫ما اخبار رو...

482
00:22:58,640 --> 00:22:59,799
‫پوشش نمیدیم.

483
00:22:59,800 --> 00:23:01,359
‫خب، ولی جرم و جنایت رو که پوشش میدین.

484
00:23:01,360 --> 00:23:03,319
‫ما داستان‌های جذاب محلی رو پوشش میدیم.

485
00:23:03,320 --> 00:23:04,919
‫خب پس، من در خدمتم.

486
00:23:04,920 --> 00:23:06,879
‫اوهوم.

487
00:23:06,880 --> 00:23:09,519
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم، خانم بتس.

488
00:23:09,520 --> 00:23:11,879
‫- فکر نکنم از ته دلت بگی.
‫- نخیر، نیست.

489
00:23:11,880 --> 00:23:14,039
‫گوش کن، اگه آمار دست‌اول از جرم و جنایت می‌خوای،
‫من می‌تونم ردیفش کنم.

490
00:23:14,040 --> 00:23:15,239
‫من همسر یک سربازرس هستم.

491
00:23:15,240 --> 00:23:16,479
‫طفلک، دلم براش می‌سوزه.

492
00:23:16,480 --> 00:23:18,439
‫بله و برادرزنم هم یک مشاور متخصصه.

493
00:23:18,440 --> 00:23:19,719
‫حتماً واسش خیلی هیجان‌انگیزه.

494
00:23:19,720 --> 00:23:22,159
‫در واقع اون آدم معروفیه. اسمش لودویگه.

495
00:23:22,160 --> 00:23:23,439
‫حتماً همینطوره.

496
00:23:23,440 --> 00:23:24,599
‫سلام من رو بهش...

497
00:23:24,600 --> 00:23:26,080
‫صبر کن. لودویگ؟

498
00:23:27,520 --> 00:23:28,720
‫همون یارو معما‌بازه؟

499
00:23:31,600 --> 00:23:33,839
‫ببین، من قبلاً... روشنش کردم.

500
00:23:33,840 --> 00:23:35,279
‫- جدی؟
‫- آره آره.

501
00:23:35,280 --> 00:23:36,639
‫تو فقط...

502
00:23:36,640 --> 00:23:39,279
‫- آره، الان خاموشش کردی. آره.
‫- خاموشش کردم؟

503
00:23:39,280 --> 00:23:40,799
‫بله. همین کار رو کردم.

504
00:23:40,800 --> 00:23:42,040
‫- آره.
‫- نه.

505
00:23:43,560 --> 00:23:46,559
‫می‌خوایم الان با مظنون مصاحبه کنیم؟

506
00:23:46,560 --> 00:23:48,680
‫بله. نه، آره، احتمالاً
‫باید همین کار رو بکنیم.

507
00:23:50,360 --> 00:23:52,919
‫دوشیزه لوری، چرا مادرت رو کشتی؟

508
00:23:52,920 --> 00:23:56,080
‫اگه شما هم ۶۴ سال گذشته رو
‫با اون زندگی کرده بودید...

509
00:23:57,000 --> 00:23:59,199
‫دیگه نیازی نبود این رو بپرسید.

510
00:23:59,200 --> 00:24:02,320
‫همه‌اش هم... بد نبود.

511
00:24:03,840 --> 00:24:05,879
‫کریسمس‌های دوست‌داشتنی‌ای داشتیم

512
00:24:05,880 --> 00:24:09,160
‫و سالی یک‌بار، همگی می‌رفتیم سفر دریایی.

513
00:24:11,200 --> 00:24:12,559
‫دلم واسه اون سفرها تنگ می‌شه.

514
00:24:12,560 --> 00:24:14,079
‫خب، پس چرا این کار رو کردی؟

515
00:24:14,080 --> 00:24:15,599
‫نمی‌ذاشت سگ داشته باشم.

516
00:24:15,600 --> 00:24:17,239
‫وقتی بچه بودی؟

517
00:24:17,240 --> 00:24:19,999
‫نه. هفته‌ی پیش. یه بیشون فریزه.

518
00:24:20,000 --> 00:24:22,359
‫اصلاً هم جا نمی‌گرفت.

519
00:24:22,360 --> 00:24:24,999
‫هیچوقت اجازه ندارم چیزی داشته باشم.

520
00:24:25,000 --> 00:24:26,879
‫یک‌بار، یه شوهر داشتم. برای مدتی کوتاه.

521
00:24:26,880 --> 00:24:28,399
‫اون مُرد.

522
00:24:28,400 --> 00:24:30,040
‫لزومی نداره اون رو مقصر بدونم...

523
00:24:31,080 --> 00:24:34,959
‫هرچند کاملاً مطمئنم که اون
‫واسه مُردنش دعا کرده بود.

524
00:24:34,960 --> 00:24:36,560
‫دیگه به تَهِ خط رسیده بودم.

525
00:24:38,600 --> 00:24:40,479
‫یا باید بگم کارد به استخونم رسیده بود؟

526
00:24:40,480 --> 00:24:42,279
‫دومی از نظر معنایی درست‌تره،

527
00:24:42,280 --> 00:24:43,919
‫ولی هر دو رو قبول می‌کنم.

528
00:24:43,920 --> 00:24:45,399
‫مامان همین تازگی من رو منع کرده بود

529
00:24:45,400 --> 00:24:47,120
‫که یکشنبه برای دیدن یه دوست بیرون نرم.

530
00:24:48,960 --> 00:24:50,679
‫وقتی میگم دوست،

531
00:24:50,680 --> 00:24:52,120
‫منظورم شوهر سابقمه.

532
00:24:53,440 --> 00:24:56,039
‫۲۰ سال بود ندیده بودمش. خیلی...

533
00:24:56,040 --> 00:24:58,199
‫مشتاق دیدارش بودم.

534
00:24:58,200 --> 00:24:59,720
‫دعوا از داخل تاکسی شروع شد...

535
00:25:00,640 --> 00:25:02,679
‫و تمام طول مسیر ادامه داشت.

536
00:25:02,680 --> 00:25:05,999
‫مامان همیشه می‌گفت
‫اون روی من تاثیر بدی می‌ذاره

537
00:25:06,000 --> 00:25:08,319
‫و اینکه الان تاثیرش حتی بدتر هم شده

538
00:25:08,320 --> 00:25:10,719
‫چون احتمالاً الکلی شده.

539
00:25:10,720 --> 00:25:13,560
‫و بعد یهو پای سگ هم وسط کشیده شد.

540
00:25:14,560 --> 00:25:16,159
‫سگی که حتی نداشتمش

541
00:25:16,160 --> 00:25:18,999
‫و کاملاً حاضر بودم به یاد اون،
‫اسمش رو بذارم بتی.

542
00:25:19,000 --> 00:25:22,319
‫نصف مسیر رو داشت پورشا رو
‫از دیدن شوهر سابقش منع می‌کرد

543
00:25:22,320 --> 00:25:25,319
‫و نصف دیگه‌اش رو داشت به من می‌گفت
‫که بیماری هاری دوباره داره شایع می‌شه.

544
00:25:25,320 --> 00:25:27,719
‫اوه! سال‌ها وضع همین بود.

545
00:25:27,720 --> 00:25:29,559
‫بعد یهو کنترلم رو از دست دادم.

546
00:25:29,560 --> 00:25:31,599
‫اونجا نشسته بودم. داشتم...

547
00:25:31,600 --> 00:25:33,159
‫به همه‌ی این‌ها فکر می‌کردم،

548
00:25:33,160 --> 00:25:34,360
‫و یهو زدم به سیم آخر.

549
00:25:35,800 --> 00:25:37,799
‫درست وسط اجرای قطعه‌ی اپرا.

550
00:25:37,800 --> 00:25:39,879
‫من همیشه آدم تندمزاجی بودم.

551
00:25:39,880 --> 00:25:42,079
‫من سال ۱۹۷۹ دختر شایسته‌ی کمبریج شدم

552
00:25:42,080 --> 00:25:43,479
‫و داور زد روی باسنم،

553
00:25:43,480 --> 00:25:45,200
‫من هم با مشت زدم توی صورتش.

554
00:25:46,400 --> 00:25:47,879
‫اون موقع خجالت‌آور بود.

555
00:25:47,880 --> 00:25:49,439
‫درست قبلش گفته بودم
‫که خواهان صلح جهانی هستم.

556
00:25:49,440 --> 00:25:52,159
‫همه‌ی چیزهایی که گوشه‌ی ذهنم بود،
‫تمام اون ۵۰ سال،

557
00:25:52,160 --> 00:25:54,639
‫درست در همون لحظه فوران کرد

558
00:25:54,640 --> 00:25:56,799
‫دقیقاً در همون لحظه.

559
00:25:56,800 --> 00:25:58,239
‫چراغ‌ها خاموش شد.

560
00:26:02,600 --> 00:26:05,680
‫دیدم که دستم رفت توی کیف مامان...

561
00:26:07,040 --> 00:26:08,480
‫قیچی رو حس کردم...

562
00:26:13,080 --> 00:26:14,440
‫- و بعد...
‫- من فقط...

563
00:26:21,120 --> 00:26:23,479
‫لطفاً به خواهرم بگید متاسفم...

564
00:26:23,480 --> 00:26:24,600
‫و اینکه دوسش دارم.

565
00:26:33,080 --> 00:26:34,999
‫هر کدومشون که این کار رو نکرده باشه

566
00:26:35,000 --> 00:26:37,959
‫می‌دونه که اون یکی انجامش داده
‫و داره ازش محافظت می‌کنه،

567
00:26:37,960 --> 00:26:39,319
‫در حالی که اونی که انجامش داده

568
00:26:39,320 --> 00:26:41,679
‫می‌دونه که ما نمی‌تونیم ثابت کنیم
‫اونی که انجامش نداده

569
00:26:41,680 --> 00:26:43,239
‫بی‌گناهه

570
00:26:43,240 --> 00:26:45,800
‫و در نتیجه، اصلاً نمی‌تونیم
‫نشون بدیم کی این کار رو کرده.

571
00:26:47,360 --> 00:26:48,799
‫واقعاً معجونیـه واسه خودش.

572
00:26:48,800 --> 00:26:51,559
‫اگه حل این پرونده باعث بشه
‫رئیس پلیس زیگلر دست از سرمون برداره،

573
00:26:51,560 --> 00:26:54,079
‫بدجوری وسوسه شدم که فقط شیر یا خط بندازم.

574
00:26:54,080 --> 00:26:56,560
‫اونوقت چطوری تصمیم میگیری
‫که شیر رو به کدومشون اختصاص بدی؟

575
00:26:58,080 --> 00:27:01,439
‫اصلاً و ابداً باهاش تنها نشو، باشه جان؟

576
00:27:01,440 --> 00:27:02,480
‫جدی میگم.

577
00:27:03,760 --> 00:27:06,360
‫نمی‌تونم سناریویی رو تصور کنم
‫که همچین اتفاقی توش بیفته.

578
00:27:09,080 --> 00:27:11,240
‫شاید اینجا.

579
00:27:16,520 --> 00:27:18,679
‫این توده‌ی پرونده‌ها بزرگتر شدن!

580
00:27:18,680 --> 00:27:20,839
‫داشتی از توده‌های من استفاده می‌کردی؟

581
00:27:20,840 --> 00:27:24,199
‫من سیستم خیلی پیچیده‌تری
‫نسبت به چیزی که فکر می‌کردی دارم.

582
00:27:24,200 --> 00:27:26,919
‫- باید...
‫- باشه، نگو نه، خب؟

583
00:27:26,920 --> 00:27:28,999
‫چرا هر مکالمه‌ای باید اینطوری شروع بشه؟

584
00:27:29,000 --> 00:27:30,959
‫خب، تو خودت بحث رو در مورد توده‌ها شروع کردی،

585
00:27:30,960 --> 00:27:32,959
‫پس فکر نکنم حق اعتراض داشته باشی.

586
00:27:32,960 --> 00:27:34,880
‫توی روزنامه کار پیدا کردم.

587
00:27:37,080 --> 00:27:38,759
‫تبلیغاتچی آنگلیای شرقی.

588
00:27:38,760 --> 00:27:41,719
‫من خبرنگار جرم و جنایت جدیدشون هستم.

589
00:27:41,720 --> 00:27:43,359
‫واسه تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

590
00:27:43,360 --> 00:27:45,959
‫بله خب، هنوز یه سِمَتِ رسمی
‫یا همچین چیزی نیست

591
00:27:45,960 --> 00:27:48,679
‫ولی تا وقتی که هر دو هفته یک‌بار،
‫یک عکس از صحنه‌ی جرم بفرستم

592
00:27:48,680 --> 00:27:50,679
‫و تو هم هفته‌ای دوتا معما بهشون بدی،

593
00:27:50,680 --> 00:27:52,639
‫اونوقت این نشان رو پیش خودم نگه می‌دارم،

594
00:27:52,640 --> 00:27:54,599
‫- و خودت می‌دونی معنیش چیه.
‫- صبر کن. ببخشید...

595
00:27:54,600 --> 00:27:56,159
‫اجازه دارم هر جایی برم.

596
00:27:56,160 --> 00:27:58,039
‫اجازه دارم سوال بپرسم.

597
00:27:58,040 --> 00:28:00,199
‫در واقع می‌تونم یه کاری انجام بدم.

598
00:28:00,200 --> 00:28:03,959
‫- عالیـه. اون قسمتی که در مورد من بود چی؟
‫- بله! خبر خوب.

599
00:28:03,960 --> 00:28:08,399
‫معلوم شد که گرت، سردبیر،
‫یکی از طرفدارهای پروپاقرص لودویگه.

600
00:28:08,400 --> 00:28:10,399
‫همه‌شون طرفدار پروپاقرصشـن.

601
00:28:10,400 --> 00:28:12,320
‫کل اهل تحریریه.

602
00:28:13,760 --> 00:28:15,959
‫مگه هفته‌ای دوتا معمای کوچیک و فسقلی چیه؟

603
00:28:15,960 --> 00:28:17,719
‫واسه تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

604
00:28:17,720 --> 00:28:20,599
‫بیخیال جان، اگه تو نگی
‫منم به برنامه‌ی ساوت بنک شو نمیگم.

605
00:28:20,600 --> 00:28:23,119
‫ببین، الان منم می‌تونم
‫مثل تو که وظیفته، تحقیق کنم.

606
00:28:23,120 --> 00:28:24,959
‫می‌تونم هر جایی برم.
‫می‌تونم با آدم‌ها حرف بزنم.

607
00:28:24,960 --> 00:28:26,199
‫اون‌ها هم جوابم رو میدن.

608
00:28:26,200 --> 00:28:27,879
‫مجبورن باهام حرف بزنن چون من خبرنگارم.

609
00:28:27,880 --> 00:28:30,039
‫و دقیقاً قصد داری با کی حرف بزنی؟

610
00:28:30,040 --> 00:28:31,719
‫نمی‌... نمی‌دونم.

611
00:28:31,720 --> 00:28:33,159
‫هنوز هیچ سرنخی ندارم.

612
00:28:33,160 --> 00:28:35,359
‫فکر نکنم تو سرنخی داشته باشی، هان؟

613
00:28:36,760 --> 00:28:40,559
‫تمام کامپیوترهای هالی پیندر رو آوردن به اداره.

614
00:28:40,560 --> 00:28:41,879
‫الان دارن بررسی‌شون می‌کنن.

615
00:28:41,880 --> 00:28:43,159
‫یه عملیات کامله.

616
00:28:43,160 --> 00:28:45,559
‫هر چی رو که دنبالشیم پیدا می‌کنن.

617
00:28:45,560 --> 00:28:47,719
‫- و اگه اون‌ها زودتر پیداش کنن...
‫- غیبش می‌زنن.

618
00:28:47,720 --> 00:28:49,599
‫و ما هم هیچ مدرکی نخواهیم داشت.

619
00:28:49,600 --> 00:28:51,439
‫باید بری اون تو.

620
00:28:51,440 --> 00:28:52,719
‫باید برم؟

621
00:28:52,720 --> 00:28:55,759
‫منظورم اینه که، ما جواب رو
‫یه جایی توی اون توده‌ی پرونده‌ها داریم.

622
00:28:55,760 --> 00:28:58,160
‫شاید اگه یکم بیشتر بیدار می‌موندم و...

623
00:29:00,040 --> 00:29:02,720
‫خیلی‌خب، حدس می‌زنم واقعاً باید برم اون تو.

624
00:29:03,680 --> 00:29:06,319
‫امروز اصلاً اونطوری
‫که انتظار داشتم پیش نرفت.

625
00:29:06,320 --> 00:29:07,880
‫معماها رو طرح می‌کنی؟

626
00:29:08,800 --> 00:29:10,680
‫مجبورم بگم کار لودویگه؟

627
00:29:14,920 --> 00:29:18,720
‫- گمونم یه جدول جستجوی کلمات و یه واژگان‌بهم‌ریخته.
‫- ایول!

628
00:29:33,440 --> 00:29:35,239
‫نگران مامان نیستی؟

629
00:29:35,240 --> 00:29:38,279
‫می‌دونی، که داره نقش لوئیس لین رو بازی می‌کنه؟

630
00:29:38,280 --> 00:29:40,240
‫نه نگرانم و نه تعجب کردم.

631
00:29:41,320 --> 00:29:42,959
‫سابقه داره.

632
00:29:42,960 --> 00:29:44,920
‫یه مدتی واسه خودش
‫آژانس کارآگاهی راه انداخته بود.

633
00:29:45,880 --> 00:29:47,079
‫چی؟

634
00:29:47,080 --> 00:29:48,999
‫تحقیقات لوسی بتس.

635
00:29:49,000 --> 00:29:50,679
‫ال‌بی‌آی.

636
00:29:50,680 --> 00:29:52,799
‫من و پدرت واسش کار می‌کردیم.

637
00:29:52,800 --> 00:29:54,719
‫ببخشید. این مال کِی بود؟

638
00:29:54,720 --> 00:29:56,360
‫تابستون ۱۹۸۶.

639
00:29:57,400 --> 00:29:59,279
‫لوسی معمولاً معما رو پیدا می‌کرد،

640
00:29:59,280 --> 00:30:02,519
‫و بعد اون و بابات می‌رفتن تحقیق می‌کردن.

641
00:30:02,520 --> 00:30:05,399
‫منم توی دفتر می‌موندم
‫تا جواب تلفن‌ها رو بدم.

642
00:30:05,400 --> 00:30:07,479
‫و تلفنی هم می‌شد؟

643
00:30:07,480 --> 00:30:08,679
‫خب نه.

644
00:30:08,680 --> 00:30:10,759
‫در واقع دفتری هم در کار نبود.

645
00:30:10,760 --> 00:30:12,160
‫یا تلفن.

646
00:30:13,880 --> 00:30:15,400
‫دوران خوشی بود.

647
00:30:17,360 --> 00:30:19,400
‫می‌خوام توده‌ی پرونده‌هام رو ببرم توی اتاقم.

648
00:30:42,840 --> 00:30:45,719
‫معمای واقعی اینه که چطوری
‫همه‌ی این‌ها رو توی کیفش جا داده بود.

649
00:30:45,720 --> 00:30:47,879
‫اثر انگشت هر سه‌تاشون روی قیچیـه.

650
00:30:47,880 --> 00:30:51,119
‫حتماً سال‌ها داشته آلت قتل خودش رو
‫با خودش اینور و اونور می‌برده.

651
00:30:51,120 --> 00:30:52,160
‫خیلی ترسناکـه.

652
00:30:53,840 --> 00:30:55,719
‫- همه‌ی این‌ها بی‌فایده‌ست.
‫- چی؟

653
00:30:55,720 --> 00:30:57,359
‫حتی اگه معنی‌ای هم می‌داد،

654
00:30:57,360 --> 00:30:59,039
‫بازم هیچ فایده‌ای نداشت

655
00:30:59,040 --> 00:31:00,359
‫چون ما دو نفر رو داریم که...

656
00:31:00,360 --> 00:31:01,799
‫هر دو ادعای گناهکاری می‌کنن.

657
00:31:01,800 --> 00:31:04,759
‫هر دو مظنون دقیقاً یک اظهارات رو داشتن،

658
00:31:04,760 --> 00:31:07,119
‫خلاصه‌اش اینه، من مامان رو کشتم.

659
00:31:07,120 --> 00:31:08,519
‫خواهری که داره راست میگه

660
00:31:08,520 --> 00:31:09,959
‫می‌دونه که اون یکی خواهر داره دروغ میگه،

661
00:31:09,960 --> 00:31:12,039
‫و خواهری که داره دروغ میگه
‫می‌دونه که اون یکی خواهر

662
00:31:12,040 --> 00:31:13,319
‫داره راست میگه.

663
00:31:13,320 --> 00:31:16,359
‫مثل اون فیلمیـه که مجبور بودن
‫از نگهبان یک در بپرسن

664
00:31:16,360 --> 00:31:17,999
‫که نگهبان درِ دیگه چی میگه

665
00:31:18,000 --> 00:31:20,079
‫اگه ازش بپرسن کدوم در رو باید باز کنن.

666
00:31:20,080 --> 00:31:22,639
‫می‌دونی، همونی که عروسک‌های ماپت توش بودن؟

667
00:31:22,640 --> 00:31:26,079
‫داری یه مدل از معمایی به اسم
‫شوالیه‌ها و دروغگوها رو توصیف می‌کنی

668
00:31:26,080 --> 00:31:27,959
‫ولی توی این موقعیت جواب نمیده.

669
00:31:27,960 --> 00:31:29,159
‫چرا نه؟

670
00:31:29,160 --> 00:31:32,199
‫چون هیچکدوم از مظنونین ما
‫تابع قوانین معما نیستن.

671
00:31:32,200 --> 00:31:33,519
‫اون‌ها مجبور نیستن همیشه دروغ بگن،

672
00:31:33,520 --> 00:31:35,479
‫و مجبور هم نیستن همیشه راست بگن.

673
00:31:35,480 --> 00:31:37,519
‫کل قضیه دووجهیـه.

674
00:31:37,520 --> 00:31:38,839
‫یا این یکی کشتتش یا اون یکی.

675
00:31:38,840 --> 00:31:40,039
‫گزینه‌ی سومی وجود نداره.

676
00:31:40,040 --> 00:31:41,119
‫کاش وجود داشت.

677
00:31:41,120 --> 00:31:43,239
‫ببخشید. یعنی ما با دوتا مظنون به مشکل خوردیم

678
00:31:43,240 --> 00:31:45,479
‫- و تو فکر می‌کنی نفر سوم کمک می‌کنه؟
‫- خب، اینطوری...

679
00:31:45,480 --> 00:31:46,839
‫اینطوری معما می‌شکنه.

680
00:31:46,840 --> 00:31:49,879
‫ماهیت دوتایی ماجراست که بهشون برتری داده.

681
00:31:49,880 --> 00:31:51,479
‫یک راست، یک دروغ.

682
00:31:51,480 --> 00:31:52,799
‫۵۰/۵۰.

683
00:31:52,800 --> 00:31:54,400
‫چه عالی.

684
00:31:55,960 --> 00:31:57,360
‫کارآگاه. افسرها.

685
00:31:59,400 --> 00:32:01,199
‫جان تیلور.

686
00:32:01,200 --> 00:32:02,399
‫پیشرفتی داشتید؟

687
00:32:02,400 --> 00:32:04,239
‫خب، در واقع ما داشتیم...

688
00:32:04,240 --> 00:32:05,879
‫ما واقعاً گیر کردیم.

689
00:32:05,880 --> 00:32:07,399
‫اتفاق توی تاریکی مطلق افتاده،

690
00:32:07,400 --> 00:32:09,159
‫و هیچ شاهدی هم در کار نیست.

691
00:32:09,160 --> 00:32:11,039
‫واقعاً کلافه‌کننده‌ست.

692
00:32:11,040 --> 00:32:13,319
‫خب، از لژ شماره‌ی یک می‌شد داخل رو دید...

693
00:32:13,320 --> 00:32:15,959
‫همونطور که خودتون گفتید.

694
00:32:15,960 --> 00:32:18,719
‫کسی توی لژ شماره‌ی یک نبود، افسر.

695
00:32:18,720 --> 00:32:20,919
‫خب، من... یه تَه‌بلیط اونجا پیدا کردم.

696
00:32:20,920 --> 00:32:22,559
‫به عنوان مدرک تحویلش دادم.

697
00:32:22,560 --> 00:32:24,599
‫نمی‌دونم چرا روی تابلو نیست.

698
00:32:24,600 --> 00:32:26,079
‫یه پاکت چیپس اونجا هست.

699
00:32:26,080 --> 00:32:28,359
‫خب، اگه تَه‌بلیط بوده باشه، می‌تونیم
‫تراکنش مالی رو پیگیری کنیم،

700
00:32:28,360 --> 00:32:29,799
‫- و آدرس بگیریم؟
‫- آره، مشخصاً.

701
00:32:29,800 --> 00:32:31,119
‫پس، برم بخش مدارک؟

702
00:32:31,120 --> 00:32:33,199
‫نیازی به این کار نیست، افسر اونز.

703
00:32:33,200 --> 00:32:34,680
‫افسر کول هستم، قربان.

704
00:32:36,560 --> 00:32:38,919
‫من از هویت کسی که توی
‫لژ شماره‌ی یک بود باخبرم.

705
00:32:38,920 --> 00:32:41,280
‫باهاش صحبت کردم و اون چیزی ندیده.

706
00:32:47,680 --> 00:32:48,720
‫جوآن کمپر.

707
00:32:50,080 --> 00:32:51,479
‫نماینده‌ی مجلس؟

708
00:32:51,480 --> 00:32:52,520
‫نماینده‌ی خودمون.

709
00:32:54,280 --> 00:32:56,440
‫اون خبر داد. بعدش هم رفت. اون درگیر نیست.

710
00:32:58,160 --> 00:33:00,119
‫اوم...

711
00:33:00,120 --> 00:33:02,440
‫فکر کنم واقعاً دلم می‌خواد باهاش صحبت کنم.

712
00:33:04,040 --> 00:33:06,600
‫منم همین الان بهت گفتم که اون چیزی ندیده.

713
00:33:08,000 --> 00:33:10,640
‫پس دقیقاً چی رو گزارش داده؟

714
00:33:18,600 --> 00:33:20,120
‫پنج دقیقه بهتون وقت میدم...

715
00:33:21,080 --> 00:33:24,639
‫ولی نمی‌خوام اسم اون زن
‫توی هیچ گزارشی بیاد.

716
00:33:24,640 --> 00:33:26,120
‫مفهومه؟

717
00:33:27,040 --> 00:33:29,439
‫مطمئنم دلیلی واسه این کار نخواهیم داشت، قربان. بریم؟

718
00:33:29,440 --> 00:33:31,679
‫فکر نکنم این موضوع

719
00:33:31,680 --> 00:33:34,079
‫نیازی به دو نفر از اعضای اداره‌ی پلیس
‫داشته باشه، سربازرس کارتر.

720
00:33:34,080 --> 00:33:37,119
‫مطمئنم همه‌ی شما
‫سرنخ‌های خودتون رو واسه پیگیری دارید.

721
00:33:37,120 --> 00:33:38,959
‫- با من بیا.
‫- چی؟

722
00:33:38,960 --> 00:33:42,800
‫نه، چون من... معمولاً
‫با سربازرس کارتر میرم، متوجهید؟

723
00:33:44,080 --> 00:33:45,279
‫اوم...

724
00:33:45,280 --> 00:33:46,959
‫من فقط...

725
00:33:46,960 --> 00:33:49,360
‫واقعاً دوست دارم با سربازرس کارتر وقت بگذرونم.

726
00:33:50,520 --> 00:33:53,520
‫خب، مطمئنم وقتی برگردی اون هنوز همینجاست.

727
00:33:56,200 --> 00:33:57,760
‫برو دیگه.

728
00:34:00,080 --> 00:34:02,000
‫- چی؟
‫- فقط بیخیال شو.

729
00:34:18,320 --> 00:34:19,679
‫شما دو پیام جدید دارید.

730
00:34:19,680 --> 00:34:20,919
‫سلام. خب،

731
00:34:20,920 --> 00:34:22,879
‫گوش کن، دارم دنبال یه سوژه می‌گردم.
‫زیاد نمی‌تونم توضیح بدم.

732
00:34:22,880 --> 00:34:26,399
‫اگه کسی از زندان زنگ زد
‫تا هویتم رو تایید کنه،

733
00:34:26,400 --> 00:34:28,080
‫فقط هویتم رو تایید کن.

734
00:34:30,080 --> 00:34:33,279
‫چرا جواب تلفنت رو نمیدی؟
‫الان دیگه ساعت حدوداً نُه‌ونیمه.

735
00:34:35,320 --> 00:34:37,559
‫دوباره سلام. راستی،
‫من لوسی بتس هستم.

736
00:34:37,560 --> 00:34:39,479
‫دیروز همدیگه رو دیدیم. خب فعلاً.

737
00:35:02,520 --> 00:35:04,759
‫تبلیغاتچی آنگلیای شرقی؟

738
00:35:04,760 --> 00:35:07,719
‫خب، من ماشین برای فروش ندارم

739
00:35:07,720 --> 00:35:10,239
‫و تو هم خبرنگار نیستی.

740
00:35:10,240 --> 00:35:11,639
‫هستم.

741
00:35:11,640 --> 00:35:14,799
‫به هر حال، فقط چندتا سواله.
‫واقعاً بهم کمک می‌کنه.

742
00:35:14,800 --> 00:35:17,159
‫و با توجه به اینکه داشتی
‫من رو می‌فرستادی هلفدونی

743
00:35:17,160 --> 00:35:18,599
‫به خاطر جرمی که خودت مرتکب شدی،

744
00:35:18,600 --> 00:35:20,639
‫فکر کنم یه دونه بهم بدهکاری.

745
00:35:20,640 --> 00:35:22,040
‫باشه. حتماً.

746
00:35:23,160 --> 00:35:25,119
‫اصلاً روحمم خبر نداره

747
00:35:25,120 --> 00:35:26,679
‫که هالی توی کامپیوترهاش چی داشت.

748
00:35:26,680 --> 00:35:29,439
‫آمار دوجین آدم‌هایی
‫که ازشون باج‌گیری می‌کرد رو نداشتم

749
00:35:29,440 --> 00:35:32,279
‫و در مورد این فایلی هم که همه‌تون دنبالشین،

750
00:35:32,280 --> 00:35:33,639
‫هیچی نمی‌دونم.

751
00:35:33,640 --> 00:35:34,959
‫اگه ببینمش هم نمی‌شناسمش.

752
00:35:34,960 --> 00:35:36,240
‫برای شروع چطوره؟

753
00:35:37,360 --> 00:35:39,879
‫کس دیگه‌ای هم اینجا بود
‫که این‌ها رو ازت بپرسه؟

754
00:35:39,880 --> 00:35:41,439
‫خودت خوب می‌دونی که بودن.

755
00:35:41,440 --> 00:35:42,719
‫رفیقت همین هفته اینجا بود،

756
00:35:42,720 --> 00:35:43,759
‫دقیقاً همونجا نشسته بود.

757
00:35:43,760 --> 00:35:44,800
‫یه غول‌تشن.

758
00:35:46,520 --> 00:35:47,999
‫زیگلر؟

759
00:35:48,000 --> 00:35:49,119
‫چی؟

760
00:35:49,120 --> 00:35:51,039
‫نه، زیگلر کیه؟ نه، کارتر!

761
00:35:51,040 --> 00:35:52,999
‫بازرس کارتر.

762
00:35:53,000 --> 00:35:55,399
‫باید منتظر این یارو زیگلر هم باشم؟

763
00:35:55,400 --> 00:35:58,000
‫سربازرس کارتر اینجا بود
‫و درباره‌ی کامپیوتر هالی می‌پرسید؟

764
00:36:00,040 --> 00:36:02,799
‫چی... درباره‌ی یه فایل پرسید؟

765
00:36:02,800 --> 00:36:04,399
‫یه فایل خاص؟

766
00:36:04,400 --> 00:36:06,840
‫نمی‌دونم چیه.

767
00:36:07,840 --> 00:36:08,880
‫و در ضمن...

768
00:36:10,080 --> 00:36:12,799
‫خودم هم اینجا شروع کردم
‫به سوال پرسیدن،

769
00:36:12,800 --> 00:36:14,520
‫و می‌دونی چی فهمیدم؟

770
00:36:15,680 --> 00:36:16,839
‫اینکه آخرین زندانی‌ای

771
00:36:16,840 --> 00:36:19,320
‫که اینقدر مورد توجه شماها قرار گرفت...

772
00:36:20,560 --> 00:36:24,160
‫آخرش به بدترین مورد خودکشی‌ای
‫ختم شد که تا حالا کسی دیده.

773
00:36:26,080 --> 00:36:27,879
‫بله می‌دونم.

774
00:36:27,880 --> 00:36:29,159
‫خوبه!

775
00:36:29,160 --> 00:36:31,719
‫دوست نداشتم فکر کنم
‫همه‌اش رو خیالاتی شدم.

776
00:36:31,720 --> 00:36:33,759
‫می‌دونی...

777
00:36:33,760 --> 00:36:36,359
‫اگه می‌دونستم اینقدر
‫دردسر درست می‌کنه...

778
00:36:36,360 --> 00:36:38,880
‫اصلاً از همون اول نمی‌کشتمش.

779
00:36:41,520 --> 00:36:44,559
‫واقعاً نمی‌دونی همه دنبال چی می‌گردن، نه؟

780
00:36:44,560 --> 00:36:45,839
‫نه.

781
00:36:45,840 --> 00:36:48,200
‫و دارم به این فکر می‌کنم
‫که هیچکدوم از شماها هم نمی‌دونین.

782
00:36:49,400 --> 00:36:51,280
‫یه لطفی بهم بکن.

783
00:36:52,320 --> 00:36:53,799
‫به بقیه هم بگو...

784
00:36:53,800 --> 00:36:56,080
‫دیگه هیچ ملاقات‌کننده‌ای رو نمی‌پذیرم.

785
00:36:58,040 --> 00:36:59,439
‫در ضمن، من قصد خودکشی ندارم.

786
00:36:59,440 --> 00:37:00,720
‫شاید بهتر باشه این رو هم بگی.

787
00:37:29,520 --> 00:37:30,959
‫ببخشید.

788
00:37:30,960 --> 00:37:32,000
‫برادرزاده.

789
00:37:34,080 --> 00:37:35,600
‫برادرزاده‌ی من نیست. مال یه نفر دیگه‌ست.

790
00:37:43,080 --> 00:37:44,679
‫خب، این عالیه.

791
00:37:44,680 --> 00:37:46,439
‫حتماً خیلی تلاش کردین

792
00:37:46,440 --> 00:37:49,159
‫تا مطمئن بشین تنها چیزی
‫که نمی‌خواستیم اتفاق بیفته، افتاد.

793
00:37:49,160 --> 00:37:50,999
‫نمی‌تونستم تکلش کنم، می‌تونستم؟

794
00:37:52,200 --> 00:37:53,399
‫نگاه کن، خودشه.

795
00:37:53,400 --> 00:37:56,079
‫گفته بهم گفتی با فرمانده زیگلر تنها نباشم.

796
00:37:56,080 --> 00:37:58,759
‫الان توی ماشینشم و مدام
‫با نگاه‌های عجیبی نگام می‌کنه.

797
00:37:58,760 --> 00:38:01,279
‫فکر نکنم باور کرده باشه دارم
‫به برادرزاده‌ی کسی پیام میدم

798
00:38:01,280 --> 00:38:02,759
‫و نمی‌دونم کجا داریم میریم.

799
00:38:02,760 --> 00:38:06,239
‫می‌شه این پیام رو ردیابی کنین
‫و نیروی کمکی بفرستین، لطفاً؟

800
00:38:06,240 --> 00:38:07,280
‫نیروی کمکی؟

801
00:38:12,680 --> 00:38:14,320
‫سربازرس تیلور.

802
00:38:16,200 --> 00:38:17,400
‫برادرت.

803
00:38:19,320 --> 00:38:20,360
‫کجاست؟

804
00:38:22,040 --> 00:38:24,679
‫نمی‌دونم. هیچوقت
‫اونقدرها باهم صمیمی نبودیم، واقعاً.

805
00:38:24,680 --> 00:38:26,439
‫احتمالاً اونقدر صمیمی بودین

806
00:38:26,440 --> 00:38:28,439
‫که تو رو به عنوان مشاور

807
00:38:28,440 --> 00:38:29,880
‫به یه نیروی پلیس بزرگ معرفی کنه.

808
00:38:30,800 --> 00:38:32,880
‫وگرنه چطوری از اینجا سر درآوردی؟

809
00:38:34,080 --> 00:38:35,520
‫این سوال خیلی خوبیه.

810
00:38:42,640 --> 00:38:44,719
‫می‌شه یه پیام از طرف من بهش بدی؟

811
00:38:44,720 --> 00:38:47,799
‫بهش میگی که خیلی مهمه

812
00:38:47,800 --> 00:38:49,560
‫با من تماس بگیره؟

813
00:38:51,000 --> 00:38:53,320
‫- بهش بگم چرا؟
‫- نه.

814
00:38:54,680 --> 00:38:56,279
‫الان چی می‌شه؟

815
00:38:56,280 --> 00:38:57,599
‫منظورت چیه؟

816
00:38:57,600 --> 00:38:58,879
‫رسیدیم.

817
00:38:58,880 --> 00:38:59,920
‫اوه.

818
00:39:01,360 --> 00:39:03,119
‫خب...

819
00:39:03,120 --> 00:39:05,760
‫پدر جوآن کمپر یکی از
‫دوست‌های صمیمی و شخصی من بود.

820
00:39:07,040 --> 00:39:08,960
‫آینده‌ی دخترش توی دولته...

821
00:39:10,080 --> 00:39:11,800
‫و این اون رو به یه هدف سیاسی تبدیل می‌کنه.

822
00:39:12,920 --> 00:39:15,799
‫شاهد یه جرم بودن، توی رسانه‌ها

823
00:39:15,800 --> 00:39:17,560
‫فرقی با ارتکاب اون جرم نداره.

824
00:39:18,680 --> 00:39:20,800
‫پس شاید بهتر بود
‫یه جرمی مرتکب می‌شد.

825
00:39:22,280 --> 00:39:24,359
‫هرچند، واضحه که حرفی که می‌زنید

826
00:39:24,360 --> 00:39:26,679
‫منطقیه.

827
00:39:26,680 --> 00:39:28,600
‫هوم.

828
00:39:35,000 --> 00:39:41,000
‫« دو هفته کل پلیس رو گول زدی
‫فکر کنن کسی هستی که نبودی. »

829
00:39:46,000 --> 00:39:52,000
‫« می‌تونی پنج دقیقه رئیس پلیس رو گول بزنی
‫باور کنه کسی هستی که هستی. »

830
00:39:55,000 --> 00:40:02,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

831
00:40:05,240 --> 00:40:08,719
‫می‌خوای بهت بگم چرا این پرونده رو
‫هیچوقت... نمی‌بندیم؟

832
00:40:08,720 --> 00:40:10,959
‫چون لازمه‌اش اینه که یه نفر
‫اعترافش رو پس بگیره،

833
00:40:10,960 --> 00:40:12,639
‫در حالی که هیچ انگیزه‌ای
‫برای این کار نداره.

834
00:40:12,640 --> 00:40:13,999
‫آره.

835
00:40:14,000 --> 00:40:15,599
‫و چون تنها شاهدمون داره

836
00:40:15,600 --> 00:40:18,839
‫توسط یه طراح جدول بازجویی می‌شه.

837
00:40:18,840 --> 00:40:20,160
‫آره.

838
00:40:30,920 --> 00:40:32,520
‫خونه‌ی قشنگیه.

839
00:40:41,920 --> 00:40:43,919
‫معاون رئیس.

840
00:40:43,920 --> 00:40:45,120
‫نمی‌دونستم شما هم اینجا هستین.

841
00:40:46,280 --> 00:40:49,479
‫خانم کمپر این هفته
‫چندین برنامه‌ی عمومی مهم دارن.

842
00:40:49,480 --> 00:40:52,640
‫امیدوارم همه‌ی این‌ها لازم باشه، قربان.

843
00:41:03,840 --> 00:41:04,919
‫اون کیه؟

844
00:41:04,920 --> 00:41:06,959
‫معاون رئیس راتلج.

845
00:41:06,960 --> 00:41:10,199
‫اون با واحد حفاظت ویژه‌ی مت در تماسه

846
00:41:10,200 --> 00:41:12,120
‫تا خطرات علیه خانم کمپر رو کاهش بده.

847
00:41:13,080 --> 00:41:14,440
‫سمتی که خودم بهش دادم.

848
00:41:16,480 --> 00:41:18,160
‫سلام. بفرمایین تو.

849
00:41:23,080 --> 00:41:24,399
‫خانم کمپر.

850
00:41:24,400 --> 00:41:26,959
‫جان تیلور، مشاور صحنه‌ی جرم.

851
00:41:26,960 --> 00:41:30,199
‫جوآن کمپر، نماینده‌ی مجلس از کمبریج، سنت‌مایکل.

852
00:41:30,200 --> 00:41:31,679
‫از دیدنتون خوشبختم.

853
00:41:31,680 --> 00:41:33,399
‫جان تیلور بودین، درسته؟

854
00:41:33,400 --> 00:41:35,039
‫بله. سلام.

855
00:41:35,040 --> 00:41:37,679
‫خب، مطمئنم فرمانده توضیح داده
‫که چرا تمایلی ندارم

856
00:41:37,680 --> 00:41:39,959
‫علنا درگیر این موضوع بشم.

857
00:41:39,960 --> 00:41:42,359
‫فکر کنم اصطلاحش وجهه‌ی عمومی باشه.

858
00:41:42,360 --> 00:41:44,559
‫اما دقیقاً چی رو می‌خوای بدونی؟

859
00:41:44,560 --> 00:41:46,439
‫من قبلاً همه چیز رو به رونان گفتم.

860
00:41:46,440 --> 00:41:47,920
‫ببخشید. رونان کیه؟

861
00:41:49,080 --> 00:41:50,239
‫اوه.

862
00:41:50,240 --> 00:41:51,719
‫من...

863
00:41:51,720 --> 00:41:53,079
‫آه...

864
00:41:53,080 --> 00:41:54,759
‫بله. می‌شه...

865
00:41:54,760 --> 00:41:56,959
‫رونان؟! جدی؟

866
00:41:56,960 --> 00:41:58,199
‫اوم...

867
00:41:58,200 --> 00:42:01,560
‫ببخشید. می‌شه دقیقاً بهم بگین...
‫چی دیدین؟

868
00:42:02,640 --> 00:42:04,879
‫باشه...

869
00:42:04,880 --> 00:42:06,279
‫نمایش داشت شروع می‌شد،

870
00:42:06,280 --> 00:42:08,719
‫یه نفر اونور داشت
‫یه گوشی رو تکون می‌داد

871
00:42:08,720 --> 00:42:11,119
‫برای همین با دوربین اُپرام
‫یه نگاهی انداختم...

872
00:42:11,120 --> 00:42:12,719
‫بله، من دوربین اُپرا دارم.

873
00:42:12,720 --> 00:42:15,399
‫ترجیح میدم این هم جایی درز نکنه.

874
00:42:15,400 --> 00:42:20,239
‫سه‌تا زن سن‌وسال‌دار رو دیدم
‫با مورهای فرمد، مروارید و پالتوی پوست

875
00:42:20,240 --> 00:42:23,359
‫راستش رو بخواین، قشر رای‌دهنده‌ی من هستن،
‫برای همین بیخیالش شدم.

876
00:42:23,360 --> 00:42:25,839
‫اون بین ۲۵ تا ۳۵ ساله‌ها هم

877
00:42:25,840 --> 00:42:27,399
‫خیلی پُرطرفداره.

878
00:42:27,400 --> 00:42:28,999
‫توی شبکه‌های اجتماعی غوغا می‌کنه.

879
00:42:29,000 --> 00:42:30,759
‫بله. ممنون هانا.

880
00:42:30,760 --> 00:42:31,879
‫صحنه تاریک شد.

881
00:42:31,880 --> 00:42:33,159
‫چراغ‌های صحنه روشن شدن.

882
00:42:33,160 --> 00:42:35,599
‫دوباره یه نگاهی انداختم...

883
00:42:35,600 --> 00:42:37,959
‫و مُرده بود. چاقو خورده بود.

884
00:42:37,960 --> 00:42:40,199
‫و اون دو نفر دیگه هم فقط همونجا نشستـه بودن
‫و نمایش رو تماشا می‌کردن.

885
00:42:40,200 --> 00:42:42,760
‫اما شما خود اون عمل رو ندیدی...

886
00:42:43,760 --> 00:42:45,039
‫یا واکنش‌هاشون رو؟

887
00:42:45,040 --> 00:42:46,999
‫نه، خداروشکر.

888
00:42:47,000 --> 00:42:48,999
‫من دیدم.

889
00:42:49,000 --> 00:42:51,479
‫ببخشید. چی؟

890
00:42:51,480 --> 00:42:53,519
‫نه. نه خود اون...

891
00:42:53,520 --> 00:42:55,479
‫واکنش‌هاشون رو.

892
00:42:55,480 --> 00:42:56,640
‫واکنش‌هاشون رو دیدم.

893
00:42:57,720 --> 00:42:59,960
‫وحشتناک بود.

894
00:43:02,280 --> 00:43:05,519
‫انگار جفتشون یهو همزمان دیدنش.

895
00:43:12,720 --> 00:43:13,960
‫این رو بهم نگفته بودی.

896
00:43:15,200 --> 00:43:16,240
‫حالت خوبه؟

897
00:43:17,240 --> 00:43:18,759
‫بله.

898
00:43:18,760 --> 00:43:20,119
‫بله. خوبم.

899
00:43:20,120 --> 00:43:21,919
‫کی اول پرید بالا؟

900
00:43:21,920 --> 00:43:24,679
‫اونی که سمت چپ بود
‫یا اونی که سمت راست بود؟

901
00:43:24,680 --> 00:43:25,720
‫من...

902
00:43:27,360 --> 00:43:28,400
‫اصلاً نمی‌دونم.

903
00:43:29,720 --> 00:43:31,079
‫ببخشید.

904
00:43:31,080 --> 00:43:32,519
‫نه نه. تقصیر تو نیست.

905
00:43:32,520 --> 00:43:34,319
‫در واقع خیلی کمک کردی.

906
00:43:34,320 --> 00:43:37,439
‫احتمالاً باید از همون اول
‫با اون حرف می‌زدیم.

907
00:43:37,440 --> 00:43:39,199
‫قصد جسارت نداشتم.

908
00:43:39,200 --> 00:43:40,240
‫ناراحت نشدم.

909
00:43:42,160 --> 00:43:43,200
‫هوم.

910
00:43:46,720 --> 00:43:48,359
‫جان، کجایی؟ می‌تونی حرف بزنی؟

911
00:43:48,360 --> 00:43:50,559
‫هنوز با رئیس پلیسی؟

912
00:43:50,560 --> 00:43:52,800
‫روباه واقعاً هنوز داخل لونه‌ی مرغ‌هاست.

913
00:43:55,640 --> 00:43:59,199
‫این احتمالاً کمتر از اون چیزی
‫که فکر می‌کردی رمزی بود، جان.

914
00:43:59,200 --> 00:44:02,720
‫مظنونین تا چند وقت بعد از قتل، توی لژ بودن؟

915
00:44:03,720 --> 00:44:05,079
‫طبق گفته‌ی راهنما،

916
00:44:05,080 --> 00:44:07,039
‫به محض اینکه پرده باز شد،
‫تلوتلوخوران اومدن بیرون.

917
00:44:07,040 --> 00:44:09,119
‫راهنما پیششون موند؟

918
00:44:09,120 --> 00:44:11,839
‫تا وقتی پلیس رسید، بله.

919
00:44:11,840 --> 00:44:16,119
‫پس بعد از قتل، توی لژ
‫هیچوقت تنها نبودن؟

920
00:44:16,120 --> 00:44:18,239
‫جان، می‌ذارمت روی اسپیکر.

921
00:44:18,240 --> 00:44:20,359
‫برای چی می‌ذاریم روی اسپیکر؟

922
00:44:20,360 --> 00:44:21,719
‫الو؟ صدام رو می‌شنوین؟

923
00:44:21,720 --> 00:44:23,359
‫جداگانه دستگیر شدن؟

924
00:44:23,360 --> 00:44:24,599
‫بله.

925
00:44:24,600 --> 00:44:25,879
‫و جداگانه نگه داشته می‌شن؟

926
00:44:25,880 --> 00:44:27,399
‫بله.

927
00:44:27,400 --> 00:44:30,599
‫از وقتی از لژ اومدن بیرون،
‫تا حالا جدا نگه داشته شدن؟

928
00:44:30,600 --> 00:44:32,199
‫بله.

929
00:44:32,200 --> 00:44:35,080
‫عالیه. همینطوری نگهشون دارین.

930
00:44:37,160 --> 00:44:38,599
‫همینجا خوبه.

931
00:44:38,600 --> 00:44:40,039
‫من چندتا کار دارم که باید انجام بدم.

932
00:44:40,040 --> 00:44:43,920
‫- یه لحظه صبر کن. کجا داری میری؟
‫- ممنون.

933
00:45:16,240 --> 00:45:17,559
‫الو؟

934
00:45:17,560 --> 00:45:20,439
‫راسل کارتر رفته توی زندان
‫ملاقات آدام نیوسام.

935
00:45:20,440 --> 00:45:21,599
‫از کجا می‌دونی؟

936
00:45:21,600 --> 00:45:24,039
‫چون من همین الان توی زندان
‫با آدام نیوسام ملاقات کردم!

937
00:45:24,040 --> 00:45:25,439
‫- چی کار کردی؟!
‫- نه نه، مشکلی نیست

938
00:45:25,440 --> 00:45:28,479
‫چون من الان دیگه یه خبرنگارم، یادت که هست؟

939
00:45:28,480 --> 00:45:30,879
‫و ازت پرسیدم که سرنخی داری یا نه و نداشتی،

940
00:45:30,880 --> 00:45:33,559
‫برای همین... فکر کردم به تو و تیمت
‫دستور اکید دادن

941
00:45:33,560 --> 00:45:35,639
‫که پاپیچ این قضیه نشین.

942
00:45:35,640 --> 00:45:37,319
‫بله، همینطوره.

943
00:45:37,320 --> 00:45:39,319
‫پس، چرا سربازرس کارتر اونجا بود،

944
00:45:39,320 --> 00:45:41,720
‫و درباره‌ی کامپیوترهای هالی می‌پرسید؟

945
00:45:42,880 --> 00:45:45,239
‫نمی‌دونم.

946
00:45:46,760 --> 00:45:48,639
‫کجایی؟ داری چی کار می‌کنی؟

947
00:45:48,640 --> 00:45:51,439
‫من توی تئاترم، دارم سعی می‌کنم
‫بفهمم کدوم یکی از این دوتا زن

948
00:45:51,440 --> 00:45:52,719
‫مادرشون رو نکشته.

949
00:45:52,720 --> 00:45:54,799
‫خب، می‌شه بعداً این کار رو بکنی؟
‫این موضوع مهمه.

950
00:45:54,800 --> 00:45:57,759
‫راسل کارتر تنها کسیه که فکر می‌کردیم
‫می‌تونیم بهش اعتماد کنیم.

951
00:45:57,760 --> 00:45:59,279
‫کی گفته نمی‌تونیم؟

952
00:45:59,280 --> 00:46:01,479
‫منظورم اینه که، ما هم داشتیم
‫پشت سرش سرک می‌کشیدیم،

953
00:46:01,480 --> 00:46:02,799
‫و آدم‌بده نیستیم.

954
00:46:02,800 --> 00:46:04,120
‫دوتا چیز می‌تونن همزمان درست باشن.

955
00:46:05,800 --> 00:46:09,119
‫منظورت مثل اینه که چطور یه شوهر می‌تونه
‫از خسته شدن از زندگیش

956
00:46:09,120 --> 00:46:11,360
‫به عنوان یه داستان پوششی متقاعدکننده استفاده کنه،
‫در حالی که در واقع...

957
00:46:13,040 --> 00:46:16,039
‫واقعاً هم از زندگیش خسته شده؟

958
00:46:16,040 --> 00:46:18,279
‫جیمز از زندگیش خسته نشده بود.

959
00:46:18,280 --> 00:46:19,320
‫از کجا می‌دونی؟

960
00:46:20,440 --> 00:46:22,160
‫چون زندگی خیلی خوبی داشت.

961
00:46:28,080 --> 00:46:30,799
‫مجبور بود یه دروغ باورپذیر سر هم کنه

962
00:46:30,800 --> 00:46:32,759
‫وگرنه به عنوان دروغ جواب نمی‌داد.

963
00:46:32,760 --> 00:46:34,359
‫پس باورپذیره؟

964
00:46:34,360 --> 00:46:36,039
‫شک ایجاد می‌کنه.

965
00:46:36,040 --> 00:46:38,199
‫هدف یه دروغ باورپذیر همینه.

966
00:46:38,200 --> 00:46:40,159
‫احتمالات رو تقسیم می‌کنه.

967
00:46:40,160 --> 00:46:42,079
‫منظورم اینه که...

968
00:46:42,080 --> 00:46:44,079
‫با فرض اینکه همه‌ی بازیکن‌های این بازی

969
00:46:44,080 --> 00:46:46,239
‫به تمام حقایق دسترسی نداشتن،

970
00:46:46,240 --> 00:46:49,319
‫حتی لازم نبوده اونقدرها هم باورپذیر باشه.

971
00:46:49,320 --> 00:46:51,679
‫نه واقعاً.

972
00:46:51,680 --> 00:46:53,639
‫فقط باید...

973
00:46:53,640 --> 00:46:54,800
‫خب، غیرممکن نمی‌بوده.

974
00:46:55,880 --> 00:46:57,159
‫چی؟

975
00:46:59,360 --> 00:47:01,319
‫ببخشید، داشتم...

976
00:47:01,320 --> 00:47:03,359
‫داشتم درباره‌ی اون قتل حرف می‌زدم.

977
00:47:03,360 --> 00:47:06,959
‫هرچند یه جورایی می‌شه
‫همه‌ی اون‌ها رو به وضعیت تو هم ربط داد.

978
00:47:08,040 --> 00:47:09,280
‫بهتره دیگه برم.

979
00:47:30,720 --> 00:47:32,919
‫یعنی همینطوری از ماشین پیاده شد
‫و گذاشت رفت؟

980
00:47:32,920 --> 00:47:34,999
‫ظاهراً که اینطور بوده.

981
00:47:35,000 --> 00:47:37,439
‫مطمئنم خودت می‌تونی تصور کنی
‫چه بازتاب بدی داشت.

982
00:47:37,440 --> 00:47:38,959
‫- بهش زنگ زدی؟
‫- بله قربان.

983
00:47:38,960 --> 00:47:41,879
‫فقط مدام میگه دو ثانیه دیگه
‫و بعد دوباره قطع می‌کنه.

984
00:47:41,880 --> 00:47:44,119
‫اوه. هوم.

985
00:47:44,120 --> 00:47:45,320
‫جان، کجایی؟

986
00:47:47,200 --> 00:47:48,240
‫چی؟ برای چی؟

987
00:47:50,360 --> 00:47:52,679
‫ازمون می‌خواد خواهرها رو ببریم سالن تئاتر.

988
00:47:52,680 --> 00:47:55,719
‫میگه اگه این کار رو بکنیم، تقریباً
‫با اطمینان می‌تونه بفهمه کار کی بوده.

989
00:47:55,720 --> 00:47:57,759
‫دلیل خاصی داره که نمی‌تونه
‫همونجا این کار رو بکنه؟

990
00:47:57,760 --> 00:47:59,760
‫دلیل خاصی داره که نمی‌تونی
‫همینجا این کار رو بکنی؟

991
00:48:02,080 --> 00:48:03,679
‫ماشین نداره،

992
00:48:03,680 --> 00:48:05,279
‫باتری گوشیش هم داره تموم می‌شه،

993
00:48:05,280 --> 00:48:07,439
‫در ضمن، اصلاً نمی‌دونه
‫از اونجا چطوری باید بیاد اداره.

994
00:48:22,280 --> 00:48:23,919
‫بسیارخب.

995
00:48:25,520 --> 00:48:28,319
‫بیاین با مرور حقایق اولیه‌ی پرونده شروع کنیم.

996
00:48:28,320 --> 00:48:30,999
‫- چی داره میگه؟
‫- ظاهراً می‌خواد حقایق اولیه‌ی پرونده رو

997
00:48:31,000 --> 00:48:32,559
‫مرور کنه.

998
00:48:32,560 --> 00:48:33,839
‫اوه!

999
00:48:33,840 --> 00:48:36,799
‫فکر کنم باید یکم صداتون رو
‫رسا کنین، آقای تیلور.

1000
00:48:36,800 --> 00:48:38,240
‫رسا. بسیارخب.

1001
00:48:39,480 --> 00:48:41,999
‫یک قتل، بدون شاهد،

1002
00:48:42,000 --> 00:48:43,599
‫دو اعتراف.

1003
00:48:43,600 --> 00:48:47,759
‫و البته، اگه اوضاع همینطوری بمونه،
‫هیچ محکومیتی هم در کار نیست.

1004
00:48:47,760 --> 00:48:49,719
‫نقشه همینه، مگه نه؟

1005
00:48:49,720 --> 00:48:52,879
‫یکی از شما عمداً درباره‌ی
‫ارتکاب جرم دروغ میگه

1006
00:48:52,880 --> 00:48:54,959
‫چون باور دارین که با این کار،

1007
00:48:54,960 --> 00:48:58,079
‫از کسی که فرض می‌کنین واقعاً کار رو
‫انجام داده، محافظت می‌کنین.

1008
00:48:58,080 --> 00:48:59,279
‫فرض می‌کنیم؟

1009
00:48:59,280 --> 00:49:00,839
‫خب، اون‌ها واقعاً نمی‌تونن

1010
00:49:00,840 --> 00:49:03,119
‫بیشتر از بقیه چیزی بدونن، می‌تونن؟

1011
00:49:03,120 --> 00:49:06,599
‫کل این ماجرا توی تاریکی اتفاق افتاده.

1012
00:49:06,600 --> 00:49:10,080
‫اون‌ها صرفاً دارن حدس می‌زنن
‫که خواهرشون این کار رو کرده.

1013
00:49:11,200 --> 00:49:14,239
‫اما... اون‌ها تنها کسایی بودن که
‫اونجا حضور داشتن، پس اگه اون‌ها نکردن،

1014
00:49:14,240 --> 00:49:16,119
‫پس کی کرده؟

1015
00:49:16,120 --> 00:49:18,759
‫این دقیقاً همون سوالیه
‫که این معما طراحی شده

1016
00:49:18,760 --> 00:49:21,679
‫تا باعث بشه نپرسیمش، گروهبان کول،

1017
00:49:21,680 --> 00:49:24,639
‫چون اگه ذهن‌مون رو
‫به روی این احتمال باز کنیم

1018
00:49:24,640 --> 00:49:27,399
‫که هر دو اعتراف دروغ باشن،

1019
00:49:27,400 --> 00:49:30,440
‫خب، اونوقت کلاً با یه معمای کاملاً متفاوت طرف می‌شیم.

1020
00:49:33,640 --> 00:49:37,319
‫به نظر می‌رسه این تئاتر
‫بودجه‌ای برای نگهداری نداره.

1021
00:49:37,320 --> 00:49:40,279
‫آدم حداقل انتظار داره به لژها رسیدگی بشه.

1022
00:49:40,280 --> 00:49:41,320
‫اما نه.

1023
00:49:43,080 --> 00:49:45,879
‫من روی همون صندلی‌ای نشستم
‫که مادرتون می‌نشست،

1024
00:49:45,880 --> 00:49:48,519
‫و فکر نمی‌کنم توی ۲۰ سال گذشته
‫حتی یه پیچش هم سفت شده باشه.

1025
00:49:48,520 --> 00:49:50,040
‫شرط می‌بندم اون هم اعتراض کرده بود.

1026
00:49:51,600 --> 00:49:55,359
‫فکر نکنم مامان تا حالا روی صندلی‌ای
‫نشسته باشه که ازش شکایت نکنه.

1027
00:49:55,360 --> 00:49:56,799
‫خب، تو این مورد،

1028
00:49:56,800 --> 00:49:58,040
‫دلیل خوبی هم داشته.

1029
00:49:59,520 --> 00:50:02,119
‫دوتا از پیچ‌های بست پشتی صندلی نیستن،

1030
00:50:02,120 --> 00:50:03,879
‫که باعث می‌شه صندلی لق بزنه

1031
00:50:03,880 --> 00:50:07,080
‫و وقتی به عقب تکیه میدین،
‫یه شیب کج آزاردهنده پیدا کنه.

1032
00:50:08,880 --> 00:50:11,320
‫دیگه نذارین از فنرهای صندلی بگم!

1033
00:50:13,000 --> 00:50:14,040
‫واقعاً وضع‌شون خرابه.

1034
00:50:15,240 --> 00:50:18,079
‫نشیمنگاه صندلی لولاییه
‫و به دوتا نگهدارنده‌ی چوبی متکیه

1035
00:50:18,080 --> 00:50:20,799
‫تا وقتی پایینه، اون رو صاف نگه دارن

1036
00:50:20,800 --> 00:50:22,439
‫که هر دوی اون‌ها به شدت فرسوده شدن

1037
00:50:22,440 --> 00:50:24,679
‫و به سختی کار می‌کنن.

1038
00:50:24,680 --> 00:50:26,480
‫تا حالا بازی باکارو کردین؟

1039
00:50:30,400 --> 00:50:31,800
‫بفرما، همینه دیگه.

1040
00:50:37,080 --> 00:50:38,880
‫می‌تونیم... الان بریم؟

1041
00:50:40,920 --> 00:50:43,919
‫فکر نکنم.

1042
00:50:43,920 --> 00:50:45,319
‫جان، داری چی میگی؟

1043
00:50:45,320 --> 00:50:47,520
‫اینکه این اصلاً قتل نبوده.

1044
00:50:50,240 --> 00:50:51,560
‫یه حادثه بوده.

1045
00:50:56,080 --> 00:50:59,359
‫لیلیبت لوری داشته با گوشی موبایلش ور می‌رفته،

1046
00:50:59,360 --> 00:51:02,079
‫اون هم بعد از اینکه چراغ‌های سالن خاموش شده بودن.

1047
00:51:02,080 --> 00:51:03,479
‫شما بهش تذکر دادین.

1048
00:51:03,480 --> 00:51:05,239
‫کاملاً هم درست بوده.

1049
00:51:05,240 --> 00:51:07,679
‫بعید می‌دونم از توبیخ شدن خوشش اومده باشه،

1050
00:51:07,680 --> 00:51:10,079
‫اما این دست تقدیر بود، نه شما،

1051
00:51:10,080 --> 00:51:14,439
‫که تعیین کرد این بار
‫اون نباشه که حرف آخر رو می‌زنه.

1052
00:51:14,440 --> 00:51:17,839
‫چون توی اون فاصله‌ی کوتاه
‫بین خاموش شدن چراغ‌ها

1053
00:51:17,840 --> 00:51:20,199
‫و باز شدن پرده‌ها،

1054
00:51:20,200 --> 00:51:22,319
‫لیلیبت لوری، در حالی که کیفش توی دستش بود،

1055
00:51:22,320 --> 00:51:24,479
‫روی صندلیش به عقب لم داد.

1056
00:51:24,480 --> 00:51:26,559
‫لیلیبت خودش رو به جلو کشید،

1057
00:51:26,560 --> 00:51:29,439
‫و تمام وزنش رو انداخت روی جلوی صندلی.

1058
00:51:29,440 --> 00:51:32,879
‫اون دوتا نگهدارنده‌ی چوبی شکستن،

1059
00:51:32,880 --> 00:51:34,799
‫نشیمنگاه به سمت پایین مایل شد،

1060
00:51:34,800 --> 00:51:36,319
‫و لیلیبت رو به همراه کیفش

1061
00:51:36,320 --> 00:51:38,119
‫به سمت جلو پرتاب کرد.

1062
00:51:38,120 --> 00:51:39,520
‫نیروی حرکت و یه بالکن...

1063
00:51:41,040 --> 00:51:42,599
‫باقی کار رو تموم کردن.

1064
00:51:46,360 --> 00:51:49,120
‫واقعاً اتفاقی بود که یک در میلیون پیش میاد.

1065
00:52:03,840 --> 00:52:05,280
‫مطمئنی؟

1066
00:52:10,280 --> 00:52:11,560
‫اوه!

1067
00:52:14,000 --> 00:52:15,359
‫باورم نمی‌شه.

1068
00:52:15,360 --> 00:52:17,120
‫واقعاً فکر می‌کردم تو کشتیش.

1069
00:52:21,080 --> 00:52:24,320
‫و مامان همیشه می‌گفت
‫من احمقـم.

1070
00:52:25,920 --> 00:52:27,359
‫چی؟

1071
00:52:27,360 --> 00:52:30,039
‫همه‌اش رو از خودش درآورد.

1072
00:52:30,040 --> 00:52:33,359
‫اون از روی صندلیش به سمت یه کیف پُر از قیچی پرتاب نشده.

1073
00:52:33,360 --> 00:52:35,239
‫این غیرممکنه.

1074
00:52:35,240 --> 00:52:36,999
‫خیلی بعیده.

1075
00:52:37,000 --> 00:52:38,959
‫در حد یه احتمال ضعیف، منطقیـه.

1076
00:52:38,960 --> 00:52:41,759
‫اما مثل هر دروغ خوبی،

1077
00:52:41,760 --> 00:52:44,439
‫فقط در حدی ممکنه که بشه باورش کرد.

1078
00:52:44,440 --> 00:52:46,759
‫حداقل برای کسی که مادرش رو نکشته

1079
00:52:46,760 --> 00:52:48,519
‫و برخلاف تمام احتمالات، امیدوار بوده

1080
00:52:48,520 --> 00:52:51,239
‫که یه شانس خیلی ناچیز وجود داشته باشه

1081
00:52:51,240 --> 00:52:53,120
‫که خواهرش هم این کار رو نکرده باشه.

1082
00:52:58,480 --> 00:53:00,320
‫راستی، من کشتمش.

1083
00:53:02,720 --> 00:53:03,760
‫مامان رو کشتم.

1084
00:53:04,960 --> 00:53:07,479
‫خب تابلوئه دیگه.

1085
00:53:07,480 --> 00:53:09,080
‫کار اون راهنما نبود، نه؟

1086
00:53:18,480 --> 00:53:20,759
‫دمت گرم، آقای تیلور.

1087
00:53:23,320 --> 00:53:24,919
‫چطوری از اینجا بیام پایین؟

1088
00:53:24,920 --> 00:53:26,319
‫افسر کول، شاید شما...

1089
00:53:26,320 --> 00:53:27,680
‫بفرمایین.

1090
00:53:30,040 --> 00:53:31,319
‫من از همین استفاده می‌کنم. مشکلی نیست.

1091
00:53:31,320 --> 00:53:33,119
‫خدای من.

1092
00:53:49,880 --> 00:53:52,440
‫حتماً. بهتون قول میدم. ممنون قربان.

1093
00:53:54,560 --> 00:53:56,599
‫رئیس پلیس زیگلر

1094
00:53:56,600 --> 00:53:58,319
‫تبریک گفتن.

1095
00:53:58,320 --> 00:54:00,799
‫از این به بعد دیگه دور و برش آفتابی نشو.

1096
00:54:00,800 --> 00:54:02,279
‫اون هم همین رو گفت؟

1097
00:54:02,280 --> 00:54:03,479
‫نه.

1098
00:54:03,480 --> 00:54:05,000
‫اما دوباره سراغ برادرت رو...

1099
00:54:06,200 --> 00:54:08,039
‫گرفت.

1100
00:54:08,040 --> 00:54:10,399
‫به نظر می‌رسه خیلی مشتاقه باهاش گپ بزنه.

1101
00:54:10,400 --> 00:54:12,080
‫فقط اون نیست که مشتاقه.

1102
00:54:13,360 --> 00:54:14,520
‫می‌دونی کجاست؟

1103
00:54:16,040 --> 00:54:18,079
‫نمی‌دونم.

1104
00:54:18,080 --> 00:54:20,080
‫هنوزم داری دنبالش می‌گردی؟

1105
00:54:21,800 --> 00:54:23,080
‫اون می‌دونه من کجام.

1106
00:54:24,520 --> 00:54:26,439
‫خب، اون می‌دونه همه‌ی ما کجا هستیم

1107
00:54:26,440 --> 00:54:28,759
‫و چه اوضاعی برامون درست کرده.

1108
00:54:28,760 --> 00:54:30,360
‫ممنون جان.

1109
00:54:31,400 --> 00:54:33,239
‫دیگه مرخصی.

1110
00:54:33,240 --> 00:54:34,919
‫بله درسته...

1111
00:54:34,920 --> 00:54:36,320
‫قربان.

1112
00:54:47,080 --> 00:54:48,400
‫طبقه دوم.

1113
00:54:50,640 --> 00:54:54,279
‫زیرزمین دیگه برای همه‌ی ما منطقه ممنوعه‌ست.

1114
00:54:54,280 --> 00:54:55,599
‫باید بری اون تو.

1115
00:54:55,600 --> 00:54:58,160
‫اون‌ها بالاخره هر چیزی
‫که دنبالشیم رو پیدا می‌کنن.

1116
00:55:10,240 --> 00:55:11,840
‫درها بسته می‌شن.

1117
00:55:17,400 --> 00:55:21,640
‫درها باز می‌شن. طبقه همکف.

1118
00:55:23,080 --> 00:55:24,599
‫اوه.

1119
00:55:24,600 --> 00:55:26,000
‫ممنون.

1120
00:55:28,840 --> 00:55:30,680
‫درها بسته می‌شن.

1121
00:55:44,640 --> 00:55:48,919
‫واقعاً عکس فوق‌العاده‌ایه، خانم بتس.

1122
00:55:48,920 --> 00:55:49,960
‫استفاده‌ی عالی‌ای از...

1123
00:55:51,760 --> 00:55:54,199
‫سایه‌ها شده. عکس چیه؟

1124
00:55:54,200 --> 00:55:56,599
‫عکس چیه؟ منظورت چیه؟ عکس صحنه‌ی جرمه.

1125
00:55:56,600 --> 00:55:58,119
‫توی اون تئاتر یه قتلی رخ داده

1126
00:55:58,120 --> 00:56:00,759
‫و قاعدتاً، اون زن اونجا انجامش داده.

1127
00:56:00,760 --> 00:56:03,239
‫و من، یا هر کدوم از

1128
00:56:03,240 --> 00:56:05,119
‫خواننده‌هامون،

1129
00:56:05,120 --> 00:56:06,760
‫دقیقاً چطوری باید این رو بفهمیم؟

1130
00:56:09,120 --> 00:56:13,319
‫می‌خوای یه گزارش بنویسم
‫که با این عکس چاپ بشه؟

1131
00:56:13,320 --> 00:56:15,279
‫اوه! می‌خوای.

1132
00:56:15,280 --> 00:56:17,399
‫در کمال سادگی، اینطور انتظار دارم.

1133
00:56:17,400 --> 00:56:18,599
‫بله.

1134
00:56:18,600 --> 00:56:20,119
‫اون که مشکلی نیست.

1135
00:56:23,400 --> 00:56:26,079
‫- روبراهی؟
‫- نه. روز به شدت پُراضطرابی داشتم،

1136
00:56:26,080 --> 00:56:29,599
‫که نصفش رو توی ماشین
‫با زیگلر گیر افتاده بودم.

1137
00:56:29,600 --> 00:56:31,959
‫- سلام.
‫- توی ماشین با زیگلر چی کار می‌کردی؟

1138
00:56:31,960 --> 00:56:34,119
‫بیشتر داشتم نفس‌نفس می‌زدم.

1139
00:56:34,120 --> 00:56:36,439
‫بعد من رو برد خونه‌ی یه زنه

1140
00:56:36,440 --> 00:56:39,320
‫که تابلو بود جیمز رو می‌شناسه،
‫هرچند به زبون نیاورد.

1141
00:56:40,720 --> 00:56:42,999
‫- چی؟
‫- تو از کجا می‌دونی؟

1142
00:56:43,000 --> 00:56:44,679
‫من توی شناختن آدم‌ها افتضاحم،

1143
00:56:44,680 --> 00:56:46,479
‫اما تمام عمرم دوقلو بودم.

1144
00:56:46,480 --> 00:56:48,639
‫یه نگاهی هست که همیشه می‌تونم تشخیصش بدم.

1145
00:56:48,640 --> 00:56:50,199
‫از دیدنت خوشبختم.

1146
00:56:50,200 --> 00:56:51,759
‫جان تیلور بودی دیگه، درسته؟

1147
00:56:51,760 --> 00:56:53,199
‫من تو رو می‌شناسم، نه؟

1148
00:56:53,200 --> 00:56:55,759
‫نه نه، تو باید اون یکی باشی.

1149
00:56:55,760 --> 00:56:57,799
‫اون قطعاً جیمز رو می‌شناخت.

1150
00:56:57,800 --> 00:56:59,679
‫چرا نباید چیزی بگه؟

1151
00:56:59,680 --> 00:57:00,919
‫نمی‌دونم،

1152
00:57:00,920 --> 00:57:04,159
‫اما زیگلر رو هم رونان صدا زد.

1153
00:57:04,160 --> 00:57:06,559
‫حتی نمی‌دونستم اسم کوچک هم داره.

1154
00:57:06,560 --> 00:57:09,520
‫جیمز تا حالا اسمی از جوآن کمپر آورده؟

1155
00:57:10,640 --> 00:57:12,399
‫نه. فکر می‌کنی که...

1156
00:57:12,400 --> 00:57:14,799
‫- صبر کن، این اسم برام آشناست.
‫- نه نه، هنری. اون یه سیاستمداره.

1157
00:57:14,800 --> 00:57:16,719
‫همیشه توی اخباره.

1158
00:57:16,720 --> 00:57:18,519
‫- من اخبار نگاه نمی‌کنم.
‫- منم اخبار نگاه نمی‌کنم.

1159
00:57:18,520 --> 00:57:19,840
‫خیلی مزخرفه.

1160
00:57:23,800 --> 00:57:26,359
‫می‌دونی، من واقعاً هیچوقت
‫کار تحقیقاتی زیادی

1161
00:57:26,360 --> 00:57:27,759
‫توی اون تابستونی که لوسی بتس
‫تحقیق می‌کند بود، انجام ندادم.

1162
00:57:27,760 --> 00:57:29,039
‫بیشتر اینجوری بود که...

1163
00:57:29,040 --> 00:57:31,039
‫جیمز یه جورایی یه معما اختراع می‌کرد

1164
00:57:31,040 --> 00:57:32,999
‫و بعد خودش هم حلش می‌کرد.

1165
00:57:33,000 --> 00:57:34,520
‫نقش من بیشتر...

1166
00:57:36,320 --> 00:57:38,000
‫درست کردن برچسب بود.

1167
00:57:39,360 --> 00:57:40,560
‫اوه.

1168
00:57:42,080 --> 00:57:44,119
‫جوآن کمپر. می‌دونستم.

1169
00:57:44,120 --> 00:57:45,479
‫می‌دونستم شنیدمش.

1170
00:57:45,480 --> 00:57:47,039
‫اسمش توی فایل‌های سینکلره.

1171
00:57:47,040 --> 00:57:48,479
‫کدوم یکی؟

1172
00:57:48,480 --> 00:57:49,759
‫خدای من. هنری!

1173
00:57:49,760 --> 00:57:52,600
‫- اون خونه؟
‫- نه. سس کچاپه.

1174
00:58:10,920 --> 00:58:13,120
‫اما این دیگه واقعاً مسخره‌ست.

1175
00:58:15,080 --> 00:58:17,719
‫- مگه قتل شده؟
‫- بله. شده.

1176
00:58:17,720 --> 00:58:20,559
‫اون هم با بیشتر از ۴۰تا شاهد
‫که دور تا دور ایستاده بودن.

1177
00:58:20,560 --> 00:58:21,999
‫و برای این به کمک نیاز داری؟

1178
00:58:22,000 --> 00:58:24,239
‫اوون دویل یه روانی بود.

1179
00:58:24,240 --> 00:58:26,199
‫اون آدم وسواسی و خطرناک بود.

1180
00:58:26,200 --> 00:58:27,519
‫تو این کار رو کردی؟

1181
00:58:27,520 --> 00:58:30,360
‫هر کسی که خون روی بدنش نیست،
‫لطفاً دستش رو ببره بالا.

1182
00:58:31,320 --> 00:58:32,879
‫متغییرهای خیلی زیادی وجود داره.

1183
00:58:34,120 --> 00:58:36,599
‫می‌تونی کمکم کنی با جوآن کمپر
‫یه مصاحبه بگیرم؟

1184
00:58:36,600 --> 00:58:37,879
‫نه.

1185
00:58:37,880 --> 00:58:39,359
‫- اون اینجاست؟
‫- نه.

1186
00:58:39,360 --> 00:58:40,879
‫- نه.
‫- مطمئنی؟

1187
00:58:40,880 --> 00:58:43,319
‫رئیس پلیس زیگلر توی مرخصی رسمی هستن.

1188
00:58:43,320 --> 00:58:45,479
‫فکر می‌کنی هالی مدرکی از رئیس پلیس داشته

1189
00:58:45,480 --> 00:58:46,799
‫و اون‌ها پیداش کردن؟

1190
00:58:46,800 --> 00:58:48,519
‫رئیس پلیس‌ها هم ممکنه تعلیق بشن.

1191
00:58:48,520 --> 00:58:49,759
‫حتی اون هم باید به یه نفر جواب پس بده.

1192
00:58:49,760 --> 00:58:51,759
‫بله، البته که همینطوره.

1193
00:58:52,000 --> 00:59:12,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
