WEBVTT

00:01.793 --> 00:05.339
‫پدرم عادت داشت بره
‫موعظه‌های یه واعظ احیاگرا رو گوش بده

00:05.422 --> 00:08.592
‫بساط‌شون رو راه می‌انداختن…
‫یه چادر سیرک بزرگ

00:09.760 --> 00:11.303
‫بعضی وقت‌ها من رو هم می‌برد

00:12.179 --> 00:14.097
‫می‌شه گفت اون تنها کاری بود
‫که دو نفری با هم انجام می‌دادیم

00:14.932 --> 00:16.600
‫شاید چون نمی‌تونستیم حرف بزنیم
‫از اون کار خوشش می‌اومد،

00:16.683 --> 00:18.435
‫چون مجبور نبود باهام حرف بزنه

00:18.519 --> 00:19.937
‫نمی‌دونم

00:20.020 --> 00:22.523
‫و یادم نمیاد چند سالم بود،

00:23.524 --> 00:25.651
‫اما همون موقع هم می‌تونستم
‫تشخیص بدم طرف حقه‌بازه

00:27.736 --> 00:29.780
‫عاشق گوش دادن به موعظه‌هاش بودم

00:30.864 --> 00:32.533
‫خودش رو «بیلی گریس» صدا می‌زد

00:33.784 --> 00:36.286
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم، اون یارو
‫خوب می‌دونست چطور باید با مردم حرف بزنه

00:37.829 --> 00:42.209
‫آخه هر بار ۳۰۰ نفر رو
‫تحت کنترل می‌گرفت

00:43.210 --> 00:45.921
‫وقتی موعظه‌ش تموم می‌شد
‫مجبور نبود از مردم پول بخواد

00:46.004 --> 00:48.173
‫خودشون با کمال میل
‫می‌خواستن بهش پول بدن

00:48.257 --> 00:51.176
‫فقط اون ظرف رو دست به دست می‌کردن
‫و همه پول می‌انداختن توش

00:51.260 --> 00:53.762
‫و یادمه به اون همه آدم نگاه می‌کردم،

00:53.846 --> 00:56.265
‫کارگرهایی که به زور
‫خرج زندگی‌شون رو درمی‌آوردن،

00:56.348 --> 00:59.226
‫و پولی که با زحمت به دست آورده بودن رو
‫به بیلی گریس می‌دادن،

00:59.309 --> 01:00.609
‫و با خودم می‌گفتم:

01:01.854 --> 01:03.313
‫«عجب احمق‌هایی»

01:05.357 --> 01:06.817
‫اون ظرف رو دست به دست می‌دادن

01:07.651 --> 01:09.945
‫و وقتی به ردیف ما رسید
‫پر از پول شده بود

01:10.028 --> 01:12.114
‫توی عمرم اون‌قدر پول ندیده بودم

01:12.197 --> 01:14.992
‫و بعدش دیدم پدرم یه ۲۰ دلاری
‫انداخت توی ظرف

01:17.786 --> 01:20.080
‫پدرم رو ندیدی، ولی این رو از من بشنو،

01:20.163 --> 01:22.583
‫اصلاً نمی‌تونستی پول ازش بگیری

01:23.834 --> 01:25.711
‫توی کارخونه‌ی کنسروسازی کار می‌کرد،

01:25.794 --> 01:27.588
‫یه پیراهن رو کل هفته می‌پوشید

01:28.797 --> 01:31.175
‫آدم خسیسی نبود.
‫فقط فقیر بود

01:31.925 --> 01:34.845
‫وقتی ازش می‌خواستم ۲ دلار بهم بده
‫تا از ماشین یه بستنی بخرم

01:34.928 --> 01:37.973
‫یه جور بهم نگاه می‌کرد
‫انگار می‌خواستم کلیه‌هاش رو بفروشه برام

01:38.682 --> 01:41.768
‫پس وقتی دیدم چقدر راحت
‫اون ۲۰ دلاری رو اهدا کرد…

01:43.270 --> 01:48.400
‫تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید
‫این بود که پدرم هم یه احمق دیگه‌ست

01:49.693 --> 01:53.614
‫با اون پولی که توی ظرف انداخت
‫می‌شد ۱۰ تا بستنی خرید

01:55.616 --> 01:57.159
‫وقتی ظرف رو به من داد،

01:57.242 --> 01:59.369
‫تخمین زدم حدوداً ۷۰۰ دلاری توشه،

01:59.453 --> 02:01.163
‫و گفتم هیچ‌کس متوجه‌ی
‫گم شدن ۲۰ دلار نمی‌شه

02:01.246 --> 02:03.332
‫پس در حالی که داشتم
‫می‌دادمش به احمق بعدی…

02:03.415 --> 02:05.876
‫‏۲۰ دلاری پدرم رو کش رفتم

02:07.252 --> 02:08.312
‫چیز زیادی نمی‌دونستم،

02:08.336 --> 02:10.797
‫اما نمی‌خواستم بذارم بیلی گریس
‫پول بستنی‌هام رو ببره

02:13.675 --> 02:16.803
‫بگذریم… پدرم دید چیکار کردم

02:17.554 --> 02:20.516
‫پس بعد از مراسم گردنم رو گرفت

02:20.599 --> 02:23.977
‫و بردم پیش شخص بیلی گریس

02:24.520 --> 02:25.896
‫مجبورم کرد پول رو پس بدم

02:27.689 --> 02:29.358
‫بیلی اصلاً مشکلی نداشت

02:30.067 --> 02:31.367
‫تحقیر شده بودم

02:32.319 --> 02:33.779
‫وقتی رفتیم خونه…

02:35.781 --> 02:37.491
‫پدرم با کمربند کتکم زد

02:37.574 --> 02:39.701
‫و به مدت یه ماه تنبیهم کرد

02:41.662 --> 02:43.956
‫و خشمی وجودم رو فرا گرفته بود
‫که تا حالا حسش نکرده بودم

02:44.873 --> 02:46.173
‫از دست بیلی عصبانی نبودم،

02:46.375 --> 02:49.294
‫اصلاً به‌خاطر زرنگیش تحسینش می‌کردم

02:49.378 --> 02:51.255
‫از دست پدرم عصبانی بودم،

02:52.172 --> 02:54.341
‫پولی رو اهدا می‌کرد
‫که بدون اون از پس زندگی برنمی‌اومد،

02:54.967 --> 02:56.267
‫و چون احمق بود

02:58.595 --> 03:00.722
‫پس اون شب یواشکی زدم بیرون

03:00.806 --> 03:05.936
‫از پنجره‌ی یه تریلر
‫که جلوی چادر سیرک بود رفتم داخل

03:06.895 --> 03:09.147
‫و کل ظرف پول‌ها رو دزدیدم

03:12.192 --> 03:14.152
‫‏۹۴۲ دلار

03:16.864 --> 03:18.407
‫اون اولین سرقت واقعی عمرم بود

03:20.951 --> 03:23.579
‫و آخرین باری بود که با پدرم بیرون رفتم

03:26.832 --> 03:28.542
‫تا حالا اون داستان رو برام
‫تعریف نکرده بودی

03:30.127 --> 03:31.879
‫فکر کنم فراموشش کرده بودم

03:33.755 --> 03:36.884
‫وقتی ۲ سال زندان باشی
‫خیلی چیزها که فراموش‌شون کردی رو یادت میاد

03:38.427 --> 03:39.727
‫چند سالت بود؟

03:40.095 --> 03:41.805
‫هشت نُه سالی داشتم. نمی‌دونم

03:43.932 --> 03:45.350
‫اولین سرقت من رو یادته؟

03:46.810 --> 03:49.146
‫حقه‌ی شیشه و جعبه رو پیاده کردی

03:49.229 --> 03:51.398
‫من رو بیرون یه فروشگاه گذاشتی

03:51.899 --> 03:53.084
‫خدایا، خیلی استرس داشتم

03:53.108 --> 03:57.487
‫آره، می‌دونم.
‫اما زمان‌بندیت خیلی قشنگ بود

03:58.155 --> 04:01.825
‫این‌که اون‌طوری دقیقاً در لحظه‌ی مناسب
‫رفتی جلوی اون زن

04:01.909 --> 04:04.286
‫خیلی قانع‌کننده و طبیعی زمین خوردی

04:05.704 --> 04:08.165
‫- چقدر گیرت اومد؟ ۱۵۰ دلار؟
‫- ‏۲۲۰ دلار

04:08.248 --> 04:09.791
‫- ‏۲۲۰ دلار
‫- بی‌خیال

04:09.875 --> 04:11.175
‫درسته

04:12.044 --> 04:13.344
‫چند سالت بود؟

04:15.255 --> 04:16.555
‫‏۷

04:22.513 --> 04:25.849
‫می‌خوای رند رو چیکار کنیم؟
‫باهوش‌تر از چیزیه که دلم می‌خواد

04:25.933 --> 04:28.393
‫آره. باهامون معامله می‌کنه

04:29.728 --> 04:31.028
‫بهش اعتماد داری؟

04:31.480 --> 04:32.780
‫نه

04:33.232 --> 04:36.443
‫اما لازم نیست بهش اعتماد کنم.
‫می‌دونم چی می‌خواد

04:39.154 --> 04:40.454
‫خودت این رو یادم دادی

04:42.000 --> 04:53.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:51.261 --> 05:53.265
‫« بر اساس رمانی از ماریسا استیپلی »

05:56.402 --> 05:59.983
‫« لـاکـی »

06:12.077 --> 06:19.077
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

06:19.078 --> 06:21.611
‫[ وزارت دادگستری ]

06:47.908 --> 06:49.826
‫متوجه هستید که
‫حقوق‌تون براتون خونده شده

06:49.910 --> 06:51.912
‫و از حق حضور وکیل صرف نظر کردید؟

06:51.995 --> 06:53.664
‫- آره
‫- و اگه یه نوشیدنی گرم بهم بدید

06:53.747 --> 06:55.499
‫فکر می‌کنم آدم‌های خون‌گرمی هستید

06:55.582 --> 06:57.125
‫این‌طور بهتون آموزش دادن، درسته؟

07:00.212 --> 07:02.506
‫حساب ارز دیجیتال واقعیه

07:02.589 --> 07:04.883
‫الان فقط کلمات بازیابی رو می‌خوام
‫تا بتونم پول رو انتقال بدم

07:04.967 --> 07:06.267
‫هنوز به اون‌جا نرسیدیم

07:07.386 --> 07:08.686
‫- واقعاً؟
‫- آره

07:09.096 --> 07:10.396
‫باشه

07:13.392 --> 07:14.726
‫خیلی‌خب. بگو بشنویم

07:15.394 --> 07:19.147
‫مصونیت از هرگونه پیگرد قانونی
‫و تخفیف در مجازات برای پدرم

07:19.231 --> 07:20.816
‫با اون پول نمی‌تونی چنین چیزی بخری

07:21.316 --> 07:23.735
‫هنوز پیشنهاد ما رو نشنیدی

07:25.279 --> 07:26.579
‫«ما»؟

07:27.281 --> 07:30.617
‫منظورت از «ما» چه کساییه؟
‫این‌جا هیچ «ما»یی وجود نداره، جان

07:30.701 --> 07:32.202
‫هیچ چیزی نداری که من بخوام

07:32.786 --> 07:35.247
‫تا جایی که به تو مربوطه
‫من و لاکی یه نفر هستیم

07:35.330 --> 07:37.708
‫اشتباه می‌کنی. تو یه طعمه بودی

07:37.791 --> 07:41.920
‫و تا یه ساعت دیگه
‫برمی‌گردی به همون زندانی که توش بودی

07:42.004 --> 07:43.672
‫و تو هم اگه پیشنهاد بهتری ندی

07:43.755 --> 07:45.757
‫همراه پدرت توی همون ماشین
‫منتقل می‌شی

07:45.841 --> 07:47.342
‫سخنرانی خوبی بود

07:47.426 --> 07:49.094
‫- تنها مشکلش طرز بیانت بود
‫- واقعاً خوب نبود؟

07:49.178 --> 07:51.054
‫شبیه سخنرانی‌هاییه
‫که قبلاً انجام دادی

07:51.138 --> 07:52.723
‫شاید حتی توی همین اتاق

07:52.806 --> 07:55.893
‫چنین چاخان‌هایی رو
‫باید طبیعی‌تر بیان کنی

07:55.976 --> 07:57.477
‫با تو حرف نمی‌زدم

07:58.228 --> 07:59.528
‫داشتی می‌گفتی

08:00.522 --> 08:02.858
‫- می‌تونم پریسیلا رو گیر بندازم
‫- نمی‌تونی تضمین بدی

08:02.941 --> 08:05.319
‫شاید. اما بهترین شانسیه که دارید

08:05.944 --> 08:07.905
‫هر دو تامون می‌دونیم این تعقیب و گریز
‫اصلاً به‌خاطر من نبوده

08:07.988 --> 08:10.449
‫وقتی اون پول رو دزدیدی
‫پای خودت رو به ماجرا باز کردی

08:10.949 --> 08:13.660
‫و نمی‌تونی بهم شلیک کنی و فکر کنی
‫می‌تونی بیایی این‌جا و تصمیم‌گیری کنی

08:13.744 --> 08:15.204
‫- خیلی‌خب، من به کسی شلیک نکردم
‫- چی؟

08:15.287 --> 08:17.789
‫وقتی در جایگاه شهود ایستادی
‫دقیقاً همین‌طور حرفت رو بزن

08:17.873 --> 08:20.542
‫خیلی‌خب، دیگه دارید
‫مسخره‌ش رو درمیارید

08:21.126 --> 08:22.503
‫چه جرم‌هایی مرتکب شدن، گیتس؟

08:22.586 --> 08:24.796
‫فعالیت‌های مجرمانه‌ی سازمان‌یافته،
‫پول‌شویی، کلاهبرداری مالی،

08:24.880 --> 08:28.634
‫سرقت اموال دولتی، تبانی، جعل هویت

08:28.717 --> 08:30.594
‫و اینا چیزهایی هستن که الان یادمن

08:30.677 --> 08:33.514
‫و اینا مربوط به قبل از اینه
‫که ایالت هم به خاطر

08:33.597 --> 08:35.890
‫اون خوش‌گذرونی‌تون توی لاهویا
‫بخواد مجازاتت کنه

08:36.892 --> 08:38.192
‫حبس ابده

08:41.020 --> 08:42.320
‫حبس ابده

08:43.357 --> 08:44.657
‫لاکی

08:47.945 --> 08:52.783
‫تا آخر عمرت زندانی می‌شی

08:56.828 --> 08:59.331
‫و از اون‌جایی که تو و دخترت
‫یه نفر هستید

08:59.998 --> 09:01.667
‫دیگه نمی‌فرستمت به لامپوک

09:02.251 --> 09:04.044
‫می‌فرستمت جایی
‫که تدابیر امنیتی شدیدتری داره

09:04.127 --> 09:05.796
‫اِی‌دی‌اِکس فلورنس

09:06.922 --> 09:08.222
‫اسمش رو شنیدی، جان؟

09:09.049 --> 09:10.843
‫می‌دونم که شنیدی

09:11.677 --> 09:12.977
‫گیتس

09:13.011 --> 09:14.429
‫چی صداش می‌کنن؟

09:14.513 --> 09:17.683
‫- زندانِ آلکاترازِ کوه‌های راکی
‫- آلکاترازِ کوه‌های راکی

09:17.766 --> 09:21.019
‫‏۲۳ ساعت حبس کامل در روز

09:21.103 --> 09:23.063
‫- برو درت رو بذار
‫- چی بهم گفتی؟

09:23.146 --> 09:24.731
‫برو درت رو بذار

09:33.031 --> 09:34.331
‫خب، باشه

09:43.375 --> 09:44.675
‫خیلی‌خب، صبر کن

09:49.256 --> 09:50.883
‫بگو می‌خوای چیکار کنم

10:01.351 --> 10:02.936
‫می‌خوام پریسیلا رو گیر بندازی

10:03.937 --> 10:05.439
‫اما می‌خوام ویتاکر رو هم گیر بندازی

10:05.522 --> 10:06.583
‫چی؟

10:06.607 --> 10:08.984
‫می‌خوام خود ویتاکر پول رو بگیره

10:09.067 --> 10:11.570
‫باشه. اما ویتاکر هیچ‌وقت
‫خودش رو نشون نمی‌ده

10:11.653 --> 10:13.322
‫همیشه جوری کار می‌کنه
‫بتونه همه‌چیز رو انکار کنه

10:13.405 --> 10:16.116
‫خب، پس متوجهی چه مشکلی دارم

10:17.242 --> 10:19.411
‫می‌خوای به کشتنش بدی؟
‫خواسته‌ت همینه؟

10:19.995 --> 10:21.496
‫خودتون یه معامله خواستید

10:23.332 --> 10:24.632
‫اینم از معامله

10:25.834 --> 10:26.895
‫مزخرفه

10:26.919 --> 10:28.670
‫پریسیلا رو که گیر بندازی
‫کل تشکیلات رو گیر انداختی

10:30.506 --> 10:35.969
‫گیتس، نظرت چیه
جان رو ببری توی آشپزخونه؟

10:37.429 --> 10:38.729
‫به نظرم یه‌کم خوراکی نیاز داره

10:38.764 --> 10:40.766
‫نه، ممنون. گرسنه‌م نیست

10:40.849 --> 10:42.226
‫معلومه که گرسنه‌ته

11:02.412 --> 11:04.957
‫خب، از کجا مطمئن باشم مثل بار قبلی
‫نمی‌خوای دورم بزنی؟

11:05.541 --> 11:06.841
‫خب فکر کنم نمی‌تونی مطمئن باشی

11:12.005 --> 11:13.799
‫داشتم کارم رو انجام می‌دادم

11:14.758 --> 11:17.511
‫و اگه مجبور شدم زیر قولی
‫که به یه دزد دادم بزنم،

11:18.595 --> 11:19.895
‫مشکلی باهاش ندارم

11:31.279 --> 11:32.740
‫[ خروج ]

11:32.818 --> 11:34.118
‫حتی بهش فکر هم نکن

11:34.695 --> 11:35.995
‫به چی؟

11:36.280 --> 11:37.990
‫می‌بینم که داری خروجی رو
‫بررسی می‌کنی

11:39.074 --> 11:40.374
‫فکر کنم عادت کردم

11:41.201 --> 11:44.246
‫اما دخترم توی اتاق کناریه،
‫پس جایی نمی‌رم

11:44.872 --> 11:47.624
‫اما اگه می‌خواستم برم
‫تا الان رفته بودم

11:48.208 --> 11:50.002
‫همون شارلاتان همیشگی

11:50.085 --> 11:52.087
‫اون واژه‌ی «شارلاتان»…

11:52.171 --> 11:54.882
‫من یه کلاه‌بردار ساده‌ام

11:54.965 --> 11:56.265
‫با هم فرق دارن؟

11:56.717 --> 11:59.094
‫برای شارلاتان بودن باید نوآوری کنی.
‫من که نوآوری توی کارم نیست

11:59.178 --> 12:03.015
‫هیچ چیز معنوی‌ای توی کار نیست،
‫هیچ الهامی توی کارم نیست

12:03.098 --> 12:05.767
‫فقط طبیعت و غریزه‌ی بقاست

12:05.851 --> 12:07.686
‫راه‌های دیگه‌ای هم برای بقا وجود داره

12:08.896 --> 12:10.196
‫برای من نه

12:10.397 --> 12:12.191
‫آره، هر چیزی که دوست داری
‫باور کنی رو به خودت بگو

12:15.152 --> 12:17.154
‫توی لومپوک اصلاً دونات نداشتن

12:23.702 --> 12:25.787
‫یکی می‌خوای؟ بیا.
‫پلیس‌ها عاشق دونات هستن

12:27.998 --> 12:29.298
‫من پلیس نیستم

12:31.960 --> 12:33.629
‫هر چیزی که دوست داری
‫باور کنی رو به خودت بگو، پسر

12:34.213 --> 12:37.966
‫می‌خوای بهم بگی چرا یه مجرم سابقه‌دار
‫داره توی دفترم دونات می‌خوره؟

12:39.259 --> 12:43.305
‫دوباره بدون اطلاع من رفتی دادگستری

12:43.388 --> 12:46.600
‫و جان آرمسترانگ رو آزاد کردی

12:46.683 --> 12:47.869
‫بدون اطلاع نرفتم

12:47.893 --> 12:49.478
‫نه؟ خودت اسمش رو چی می‌ذاری؟

12:49.561 --> 12:50.896
‫بهش می‌گم کنار گذاشتن کاغذبازی

12:50.979 --> 12:53.273
‫پس الان سلسله مراتب فرماندهی
‫تبدیل به کاغذبازی شده

12:53.357 --> 12:55.484
‫فکر کنم الان مشکلت رو پیدا کردی

12:55.567 --> 12:58.612
‫و مشکل تو اینه که روی روال کار تمرکز می‌کنی
‫و تصویر کلی رو نمی‌بینی

12:58.695 --> 12:59.756
‫مراقب حرف‌هات باش، بیلی

12:59.780 --> 13:02.449
‫همین‌الان هم یه عالمه دلیل
‫برای اخراج کردنت دارم

13:08.121 --> 13:10.457
‫اون لوسیانا آرمسترانگ‌ـه

13:10.541 --> 13:13.627
‫یه هفته دنبالش بودم!
‫الان گرفتمش

13:13.710 --> 13:15.010
‫- به وسیله‌ی جان آرمسترانگ
‫- آره

13:15.087 --> 13:17.923
‫از جان برای بیرون کشیدن دخترش
‫استفاده کردم

13:18.006 --> 13:21.760
‫و ۱۰ میلیون دلار از پول‌های
‫دزدیده‌شده‌ی مالیات‌دهنده‌ها هم همراهشونه

13:21.844 --> 13:24.346
‫پس می‌گی برای رسیدن به هدف
‫ارزش داره هر کاری که می‌خوای بکنی؟

13:24.429 --> 13:25.848
‫آره، درسته.
‫آره، دقیقاً همین‌طوره

13:25.931 --> 13:27.975
‫وقتی پریسیلا و ویتاکر رو زندانی کنم
‫قطعاً ارزشش رو داشته

13:28.058 --> 13:30.060
‫خب مزخرفه!
‫اون نمی‌تونه ویتاکر رو گیر بندازه، رند

13:30.143 --> 13:31.770
‫معتقدم که می‌تونه!

13:38.735 --> 13:41.530
‫کرشا. وقتی دستگیرمون کردن
‫اون هم اون‌جا بود

13:41.613 --> 13:43.115
‫فکر کنم ترفیع شغلی گرفته

13:44.324 --> 13:45.624
‫فکر کنم

13:45.701 --> 13:47.119
‫انگار دل خوشی از همدیگه ندارن، نه؟

13:49.872 --> 13:53.083
‫خیلی‌خب، یکی از این دو اتفاق می‌افته

13:53.709 --> 13:55.502
‫یا رند تنها برمی‌گرده،

13:55.586 --> 13:57.421
‫در اون صورت می‌تونیم
‫شرایط خودمون رو تحمیل کنیم،

13:57.921 --> 13:59.882
‫یا کرشا همراهش میاد
‫و اگه اون اتفاق بیُفته

13:59.965 --> 14:02.843
‫قبل از این‌که این قهوه سرد بشه
‫من توی مسیر زندانم

14:09.141 --> 14:10.809
‫واقعاً فکر می‌کنی نتیجه می‌ده؟

14:10.893 --> 14:12.193
‫آره

14:14.855 --> 14:16.155
‫مسئولیتش با خودته

14:19.568 --> 14:21.028
‫خیلی‌خب، شروع شد

14:21.820 --> 14:24.907
‫- فقط عصبانیش نکن، باشه؟
‫- این رو به من می‌گی؟

14:24.990 --> 14:26.092
‫بذار من حرف بزنم

14:26.116 --> 14:27.218
‫فکر می‌کنم بهت…

14:27.242 --> 14:28.744
‫- بابا
‫- باشه. قبوله

14:32.998 --> 14:35.751
‫رئیست خوش‌حال به نظر نمی‌رسه.
‫بهتر نیست با اون حرف بزنیم؟

14:42.591 --> 14:43.891
‫معامله‌مون می‌شه؟

14:49.348 --> 14:51.558
‫آره، می‌شه

14:52.893 --> 14:54.937
‫اما نمی‌تونم برای کم کردن حکم جان
‫قولی بهتون بدم

14:55.020 --> 14:56.206
‫چند تا تماس می‌گیرم

14:56.230 --> 14:58.774
‫باشه، منتظر می‌مونیم

15:00.609 --> 15:04.279
‫در حالی که منتظری، باید با پریسیلا
‫تماس بگیری و یه دیدار ترتیب بدی

15:05.697 --> 15:08.158
‫نه. نمی‌تونه با پریسیلا تماس بگیره.
‫باید حضوری بره دیدنش

15:08.242 --> 15:10.118
‫پریسیلا تلفنی در مورد کار حرف نمی‌زنه

15:10.619 --> 15:12.829
‫ازم می‌خوای کاری بکنم
‫که تا حالا انجام ندادم

15:13.997 --> 15:15.541
‫باید توی چشم‌هام نگاه کنه
‫تا حرفم رو باور کنه

15:15.624 --> 15:17.376
‫- و اگه باور نکنه؟
‫- باور می‌کنه

15:18.001 --> 15:20.003
‫ببین، من بیشتر از تو
‫می‌خوام این کار انجام بشه

15:26.260 --> 15:31.014
‫خیلی‌خب، می‌رم چند تا تماس بگیرم
‫ببینم می‌تونم یه قاضی برای همکاری پیدا کنم یا نه

15:31.098 --> 15:32.724
‫شما دو نفر رو می‌فرستم توی یه هتل

15:32.808 --> 15:36.270
‫می‌خوام دو نفر ۲۴ ساعته
‫جلوی در نگهبانی بدن

15:36.271 --> 15:39.591
‫[ وستین ]

15:40.440 --> 15:41.740
‫فرار نمی‌کنیم

15:41.817 --> 15:44.194
‫خیال‌مون راحت شد.
‫دیگه نیازی به نگهبان نیست

15:48.115 --> 15:49.825
‫می‌خوام معامله‌مون کتبی باشه

15:50.325 --> 15:52.286
‫و به صورت رسمی
‫توسط تو و کرشا امضا بشه

15:52.369 --> 15:53.829
‫همین؟

15:55.080 --> 15:56.380
‫آره

16:01.753 --> 16:03.053
‫ممنون

16:08.886 --> 16:11.430
‫فکر کنید خونه‌ی خودتونه.
‫تا وقتی ماجرا به پایان برسه قراره این‌جا باشید

16:11.513 --> 16:13.140
‫خب، چقدر باکلاسه

16:16.185 --> 16:18.729
‫می‌دونم نیاز نیست این رو بگم،

16:18.812 --> 16:20.814
‫اما جلوی در می‌مونم، باشه؟

16:20.898 --> 16:22.983
‫ممنون. اگه چیزی نیاز داشتیم
‫حتماً در می‌زنیم

16:24.693 --> 16:25.993
‫آره، اون کار رو بکنید

16:38.332 --> 16:39.632
‫حالت خوبه؟

16:42.044 --> 16:43.344
‫آره

16:45.631 --> 16:49.676
‫فقط… می‌دونی، سکوت، فضا…

16:51.762 --> 16:53.096
‫ازش لذت می‌برم

16:55.974 --> 16:57.274
‫دیگه زندان نمی‌ری

16:58.060 --> 16:59.520
‫فعلاً مطمئن نیستیم

17:00.479 --> 17:01.779
‫من مطمئنم

17:07.236 --> 17:09.488
‫یادته در مورد اقیانوس برام تعریف می‌کردی؟

17:12.074 --> 17:16.203
‫این‌که بعضی از آدم‌ها توی کل عمرشون
‫نمی‌تونن اقیانوس رو ببینن،

17:16.286 --> 17:18.997
‫اما ما نمی‌خواستیم از اون آدم‌ها باشیم

17:21.708 --> 17:23.252
‫خیلی جابه‌جا می‌شدیم، اما…

17:25.253 --> 17:27.005
‫یه روزی بالاخره یه جا مستقر می‌شیم

17:28.799 --> 17:32.344
‫نه فقط به‌خاطر این‌که دلمون می‌خواد،
‫چون دیگه جایی برای رفتن نیست

17:35.430 --> 17:37.182
‫«یه روز، لاکی،

17:38.767 --> 17:42.354
‫پامون رو توی شن‌ها می‌ذاریم
‫و به اقیانوس بزرگ و آبی نگاه می‌کنیم…

17:45.190 --> 17:47.067
‫و بالاخره آروم می‌گیریم»

17:52.990 --> 17:54.867
‫من برای آروم گرفتن آماده‌م، بابا

18:00.539 --> 18:03.792
‫می‌خوام برم حموم و تا وقتی
‫آب گرم قطع نشه بیرون نمیام

18:41.205 --> 18:42.998
‫امروز واقعاً عالی بودی

18:45.125 --> 18:46.425
‫اون‌قدر عالی رند رو کنترل کردی

18:47.544 --> 18:49.588
‫واقعاً بی‌نظیر بود

18:52.132 --> 18:54.635
‫- اهرم فشار داشتم
‫- پول رو می‌گی؟

18:54.718 --> 18:57.679
‫آره، اهرم فشار داشتی،
‫اما اون هم داشت

18:57.763 --> 18:59.181
‫توی دفتر اون کنار همکارهاش بودیم

19:00.015 --> 19:01.683
‫و وقتی تهدیدت کرد که زندانیت می‌کنه…

19:02.684 --> 19:05.729
‫خیلی‌ها توی اون لحظه تسلیم می‌شن
‫و معامله‌ی بدتری رو می‌پذیرن

19:06.647 --> 19:10.734
‫عالی نقشت رو بازی کردی،
‫کاری کردی فکر کنه کنترل اوضاع دست اونه

19:15.405 --> 19:16.865
‫بهت افتخار می‌کنم، بچه‌جون

19:21.703 --> 19:23.003
‫نقشه چیه؟

19:23.664 --> 19:24.964
‫منظورت چیه؟

19:25.541 --> 19:28.252
‫ویتاکر و پریسیلا رو گیر می‌اندازیم،
‫و بعدش می‌ریم پِی زندگی‌مون

19:28.335 --> 19:30.671
‫نه، نه. پول رو می‌گم

19:32.422 --> 19:33.722
‫نقشه‌ای در کار نیست

19:34.466 --> 19:35.766
‫پول هم بخشی از معامله‌ست

19:36.426 --> 19:37.726
‫تا این‌که نباشه

19:40.138 --> 19:41.438
‫نه

19:41.682 --> 19:43.141
‫- لاکی…
‫- نه

19:43.225 --> 19:44.452
‫حتی بهش فکر هم نکن

19:44.476 --> 19:46.520
‫معلومه که بهش فکر می‌کنم.
‫پول منه

19:46.603 --> 19:48.730
‫- نمی‌تونی همین‌طوری بدیش بره
‫- همین‌طوری نمی‌دمش بره

19:48.814 --> 19:50.232
‫دارم آزادی‌مون رو می‌خرم

19:50.774 --> 19:52.192
‫کی می‌خواد آزاد و فقیر باشه؟

19:52.276 --> 19:53.576
‫من می‌خوام

19:54.236 --> 19:55.988
‫به نظرم حداقل باید
‫در موردش حرف بزنیم

19:56.071 --> 19:59.616
‫نه. نمی‌ذارم گند بزنی به زندگیم.
‫به زندگی‌مون

19:59.700 --> 20:01.243
‫این بار نه. نه

20:01.326 --> 20:03.370
‫منظورت چیه؟ چرا گند بزنم بهش؟

20:03.453 --> 20:05.581
‫چون همیشه این کار رو می‌کنی

20:07.583 --> 20:10.419
‫تمام زندگیم همین کار رو می‌کردی

20:11.545 --> 20:14.673
‫فرار می‌کنیم، ذخیره می‌کنیم،
‫دزدی می‌کنیم، و وقتی زندگی خوبی در جریانه،

20:14.756 --> 20:18.218
‫می‌دونی، زندگی‌ای که می‌تونه
‫دووم بیاره و یه‌کم ثبات بهم بده،

20:18.302 --> 20:21.513
‫تو دوباره حریص می‌شی
‫و همه‌چیز نابود می‌شه

20:21.597 --> 20:22.897
‫مزخرفه!

20:24.016 --> 20:27.352
‫اصلاً می‌دونی بزرگ شدن
‫با چنین پدری چقدر سخت بوده؟

20:28.103 --> 20:30.314
‫اصلاً می‌دونی چقدر سختی کشیدم؟

20:30.397 --> 20:33.192
‫چی… چی می‌گی؟

20:33.275 --> 20:35.110
‫دوران بچگی خیلی خوبی داشتی

20:35.194 --> 20:37.738
‫می‌دونی چند تا بچه حاضرن آدم بکشن
‫تا زندگی تو رو تجربه کنن؟

20:37.821 --> 20:39.781
‫- یا خدا. امکان نداره جدی بگی
‫- به نظرت چند تا پدر

20:39.865 --> 20:43.285
‫اون‌قدر که من برات وقت گذاشتم
‫برای بچه‌شون وقت می‌ذارن؟

20:43.368 --> 20:45.871
‫روز به روز، سال به سال؟

20:45.954 --> 20:47.998
‫بذار کمکت کنم. هیچ پدری

20:48.081 --> 20:49.666
‫وقتی ۸ ساله بودی

20:49.750 --> 20:52.211
‫چیزهایی رو دیده و تجربه کرده بودی
‫که بیشتر جوون‌ها تجربه نکرده بودن

20:52.294 --> 20:55.631
‫- همیشه من رو داشتی
‫- اما فقط همون رو داشتم

20:56.673 --> 20:57.734
‫تنها بودم

20:57.758 --> 20:58.943
‫- خوش‌حال بودی
‫- بابا…

20:58.967 --> 21:03.013
‫ببین، نمی‌دونم چندین سال گذشته
‫چه دروغ‌هایی به خودت می‌گفتی،

21:03.096 --> 21:07.351
‫اما هیچ‌وقت نمی‌تونی قانعم کنی
‫که بچه‌ی خوش‌حالی نبودی، چون خودم دیدمت

21:07.434 --> 21:10.020
‫- خودم بزرگت کردم
‫- و چیزی که توی ذهنت دوست داشتی رو می‌دیدی

21:10.896 --> 21:14.233
‫و اگه تلاش می‌کردم در مورد چیزهایی
‫که می‌خواستم باهات حرف بزنم…

21:14.316 --> 21:19.238
‫مثلاً یه خونه یا یه تخت یا چند تا دوست،
‫بحث رو عوض می‌کردی

21:19.321 --> 21:22.366
‫یا اون‌قدر بهت برمی‌خورد که مجبور می‌شدم
‫بی‌خیال بشم تا حالت بهتر بشه

21:22.449 --> 21:24.660
‫خیلی‌خب، باید می‌رفتم مدرسه

21:24.743 --> 21:27.329
‫و جبر یاد می‌گرفتم
‫و به پسرها علاقه‌مند می‌شدم

21:27.412 --> 21:30.332
‫در عوض کنار تو انواع حقه‌های
‫کلاه‌برداری رو یاد می‌گرفتم

21:30.415 --> 21:34.002
‫می‌فهمی که من هر شب
‫از خواب بیدار می‌شم

21:34.086 --> 21:37.464
‫و مطمئنم که با عجله میایی
‫و بهم می‌گی باید وسایلم رو جمع کنم

21:37.548 --> 21:40.217
‫و سوار ماشین بشم
‫چون اجاره رو پرداخت نکردی

21:40.801 --> 21:44.388
‫یا توی قمار باختی،
‫یا توی کلاه‌برداری گند زدی؟

21:44.471 --> 21:46.306
‫می‌ترسیدم، بابا

21:47.474 --> 21:50.310
‫وحشت‌زده بودم که این بار دیگه می‌گیرنت
‫و زندانی می‌شی

21:50.394 --> 21:52.271
‫و من تک و تنها می‌شم

21:53.230 --> 21:55.399
‫می‌دونی چند نفر ازم متنفرن…

21:56.733 --> 21:59.903
‫ازم متنفرن، و حتی اسمم رو نمی‌دونن؟

21:59.987 --> 22:02.531
‫- لاکی…
‫- لاکی حتی اسم واقعیم هم نیست!

22:04.533 --> 22:09.121
‫همیشه مطمئن بودی که دزدی بعدی
‫همون دزدی بزرگه که می‌خوای،

22:09.204 --> 22:11.039
‫ولی هیچ‌وقت اون اتفاق نیُفتاد

22:11.123 --> 22:12.457
‫چرا، افتاد!

22:12.958 --> 22:15.377
‫همین ۱۰ میلیون دلاریه
‫که می‌خوای بدیش بره

22:15.460 --> 22:18.463
‫‏۱۰ میلیون دلاری که از یه تبهکار دزدیدی؟

22:19.089 --> 22:22.134
‫به‌خاطر اون کارت توی این بدبختی افتادیم

22:22.217 --> 22:24.261
‫همون‌طور که دو سال پیش
‫با اون کلاه‌برداری بنزین بیچاره شدیم

22:24.344 --> 22:27.931
‫و دقیقاً مثل اون موقع،
‫دوباره من باید از دست خودت نجاتت بدم

22:28.015 --> 22:29.200
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

22:29.224 --> 22:31.351
‫هیچ‌کس رو نجات ندادی.
‫دستگیر شدم

22:31.435 --> 22:34.021
‫فکر می‌کنی چطور اِف‌بی‌آی
‫یه پرونده علیه پریسیلا تشکیل داد؟

22:35.000 --> 22:42.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:43.655 --> 22:44.955
‫کار تو بود؟

22:46.992 --> 22:48.052
‫پات رو از گلیمت درازتر کرده بودی

22:48.076 --> 22:50.204
‫ویتاکر داشت برات نقشه می‌کشید،
‫و اصلاً متوجه نبودی

22:50.287 --> 22:53.540
‫پس… آره، با رند همکاری کردم

23:00.547 --> 23:02.007
‫تو من رو تحویل‌شون دادی؟

23:02.090 --> 23:04.593
‫نه… پریسیلا رو تحویل‌شون دادم

23:05.427 --> 23:08.263
‫- می‌دونستی چی می‌شه
‫- بهم گفت فقط اون رو دستگیر می‌کنه

23:08.347 --> 23:10.098
‫- و باور کردی؟
‫- آره

23:10.182 --> 23:13.060
‫پس احمقی!

23:25.197 --> 23:26.497
‫تو…

23:35.707 --> 23:37.209
‫همه‌چیز رو ازم گرفتی

23:55.018 --> 23:56.318
‫خسته‌م

23:58.480 --> 24:00.482
‫فکر کنم دیگه می‌خوام بخوابم

24:00.566 --> 24:01.866
‫بابا…

24:18.458 --> 24:21.753
‫می‌دونم فکر می‌کنی از پسش برمیایی،

24:22.963 --> 24:24.965
‫اما پریسیلا قبلاً فریبت رو خورده

24:27.176 --> 24:29.303
‫پس مأمور می‌فرستیم
‫بیرون منتظر باشن

24:29.386 --> 24:31.638
‫بهت گفتم، باید تنها برم

24:32.139 --> 24:35.559
‫و منم بهت گفتم که باید مطمئن بشم
‫بعدش برمی‌گردی

24:36.185 --> 24:38.604
‫توی ماشین ردیاب هست
‫و چندین نفر تعقیبت می‌کنن

24:38.687 --> 24:39.987
‫قابل مذاکره هم نیست

24:44.860 --> 24:46.820
‫فکر کنم کلی حرف با هم داشتید

24:52.784 --> 24:54.328
‫فکر می‌کنم بهش گفتی

24:57.915 --> 25:00.125
‫خیلی‌خب، بیایید دیگه اون
‫زخم کهنه رو باز نکنیم، باشه؟

25:00.209 --> 25:03.003
‫خب، حتی خوابش رو هم نمی‌بینم.
‫چند تا برگه رو باید امضا کنم؟

25:03.086 --> 25:04.386
‫این‌جا

25:35.244 --> 25:36.544
‫خب…

25:36.912 --> 25:38.580
‫دیگه می‌خوام برگردم به هتل

25:40.040 --> 25:41.917
‫تا وقتی لاکی برگرده
‫باید همین‌جا بمونی

25:43.335 --> 25:47.756
‫گیتس با بچه‌های تیمی که قراره
‫ببرنت به ملیبو آشنات می‌کنه

25:47.840 --> 25:49.883
‫یه دیدار توی هتل ریجنسی ترتیب می‌دی

25:49.967 --> 25:51.718
‫حله؟

25:51.802 --> 25:53.679
‫- حله
‫- برو

26:01.395 --> 26:02.695
‫بعداً می‌بینمت

26:19.663 --> 26:22.124
‫دخترت رو دوباره وارد ماجرا کردی،
‫مگه نه، جان؟

26:22.833 --> 26:24.133
‫اون کار رو نکن

26:24.626 --> 26:26.837
‫وانمود نکن بهش اهمیت می‌دی

26:26.920 --> 26:28.839
‫فقط داری ازش استفاده می‌کنی
‫تا به خواسته‌ت برسی

26:28.922 --> 26:32.009
‫همون‌طور که دو سال پیش
‫ازش استفاده کردی

26:32.092 --> 26:36.305
‫می‌فرستیش توی دهن شیر
‫و حتی یه لحظه هم بهش فکر نمی‌کنی

26:38.432 --> 26:40.434
‫بچه داری، مأمور رند؟

26:41.977 --> 26:43.896
‫زن جاه‌طلبی مثل تو توی چنین حرفه‌ای

26:43.979 --> 26:46.940
‫شرط می‌بندم همیشه کارش رو
‫به خانواده‌ش ترجیح می‌ده

26:47.566 --> 26:49.484
‫فقط کارش اهمیت داره

26:50.068 --> 26:51.945
‫کارش یه کار معمولی نیست

26:52.029 --> 26:54.448
‫آخه انجام وظیفه‌ست، مگه نه؟

26:56.992 --> 26:58.327
‫همه‌تون مثل همید

27:01.830 --> 27:03.130
‫بچه‌هات…

27:03.665 --> 27:06.835
‫شرط می‌بندم ازت متنفرن

27:08.128 --> 27:10.380
‫و شرط می‌بندم از اون تنفرهای عادی نیست
‫که نوجوون‌ها حس می‌کنن

27:10.464 --> 27:12.799
‫یه نفرت واقعیه

27:13.634 --> 27:20.390
‫یه نفرت عمیق که نتیجه‌ی
‫سال‌ها کنار گذاشته شدن توسط مادره

27:20.474 --> 27:22.518
‫اونم به‌خاطر شغل و کار مهمش

27:24.186 --> 27:25.486
‫مگه نه؟

27:27.314 --> 27:30.234
‫شاید این وجه مشترک من و توئه، جان

27:30.317 --> 27:31.652
‫واقعاً؟ چی؟

27:33.070 --> 27:36.240
‫کار برای هر دو تامون
‫از بچه‌هامون مهم‌تره

27:41.453 --> 27:44.790
‫اما… بذار تفاوتش رو بهت بگم

27:46.875 --> 27:50.379
‫من بچه‌م رو تبدیل به وسیله‌ای
‫برای پول درآوردن نکردم

27:53.590 --> 27:54.890
‫درست می‌گی

27:56.593 --> 27:57.893
‫اهمیت نمی‌دم

27:58.887 --> 28:01.056
‫اما اگه اتفاقی هم براش بیُفته…

28:02.766 --> 28:04.476
‫من امشب با خیال راحت می‌خوابم

28:05.561 --> 28:07.187
‫چون به‌خاطر تو چنین کاری می‌کنه

28:07.271 --> 28:08.571
‫مسئولیتش با توئه

28:10.524 --> 28:11.824
‫همه‌ش گردن توئه

28:52.816 --> 28:55.152
‫آدم با تو که باشه هیچ‌وقت
‫حوصله‌ش سر نمی‌ره، نه؟

28:56.111 --> 28:57.213
‫می‌تونم ببینمش؟

28:57.237 --> 28:58.822
‫از کجا می‌دونی خونه‌ست؟

28:59.364 --> 29:00.741
‫چون تو این‌جایی

29:03.660 --> 29:05.037
‫توی اصطبله

29:06.955 --> 29:08.457
‫چطور پیداش کردی؟

29:09.333 --> 29:11.293
‫کری یه سری سرنخ برام گذاشته بود

29:12.336 --> 29:14.254
‫فقط یه‌کم طول کشید تا متوجه بشم

29:15.464 --> 29:17.549
‫همیشه تو آدم باهوشه بودی

29:18.467 --> 29:20.636
‫فقط نمی‌خواستم
‫مورد سوءاستفاده قرار بگیرم

29:20.719 --> 29:22.019
‫عزیزم،

29:22.304 --> 29:25.724
‫تمام زندگیت پدرت
‫ازت سوءاستفاده می‌کرده

29:26.808 --> 29:28.310
‫حداقل ازم دزدی نکرد

29:29.269 --> 29:32.314
‫نه، کری ازت دزدی کرد، نه؟

29:33.774 --> 29:37.945
‫پس به این نتیجه رسیدیم که هر دو تامون
‫در برابر مردهای پست نقطه ضعف داریم

29:38.028 --> 29:39.328
‫پسرت بود

29:43.116 --> 29:44.416
‫آره، دوستش داشتم

29:45.452 --> 29:48.705
‫اما بذار روراست باشیم،
‫کری از پس تو برنمی‌اومد

29:48.789 --> 29:50.089
‫ببخشید

29:53.418 --> 29:54.920
‫شاید همینش رو دوست داشتی

29:55.003 --> 29:56.672
‫من عاشقش بودم

29:59.633 --> 30:02.094
‫عشق توی دنیای کوچیک خودمون
‫یه تجمل محسوب می‌شه

30:02.177 --> 30:06.223
‫اگه قبلاً این رو نمی‌دونستی، عزیزم،
‫الان دیگه می‌دونی

30:07.349 --> 30:08.649
‫من توی دنیای شما زندگی نمی‌کنم

30:09.017 --> 30:10.317
‫معلومه که توی دنیای مایی

30:10.769 --> 30:12.437
‫همین چند وقت پیش فکر می‌کردی
‫توی دنیای ما نیستی،

30:12.521 --> 30:15.399
‫اما ببین، الان این‌جا جلوی من ایستادی

30:16.733 --> 30:19.570
‫منم وقتی جوون بودم
‫مثل تو توهم می‌زدم

30:20.320 --> 30:23.407
‫فکر می‌کردم می‌تونم آدم دیگه‌ای باشم،
‫آدم بهتری باشم

30:23.490 --> 30:26.910
‫اما قضیه اینه…
‫و این باید خیلی واضح باشه،

30:26.994 --> 30:30.664
‫در نهایت متوجه می‌شی هر جایی
‫که بری، هنوز خودت هستی

30:31.373 --> 30:33.584
‫نمی‌خوای از یه مکان فرار کنی، لاکی

30:33.667 --> 30:35.878
‫حتی سعی نمی‌کنی از زندگی فرار کنی

30:35.961 --> 30:37.838
‫می‌خوای از شخصیتی که داری فرار کنی

30:39.214 --> 30:41.508
‫فقط به این دلیل که
‫از خودت خوشت نمیاد

30:42.384 --> 30:44.803
‫به این معنی نیست
‫که می‌تونی از خودت فرار کنی

30:48.390 --> 30:50.559
‫مطمئنم می‌دونی این حقیقت داره

30:52.269 --> 30:53.569
‫آره

30:53.896 --> 30:55.196
‫شاید حق با توئه

30:56.648 --> 31:00.402
‫یا شاید این چیزیه که به خودت می‌گی
‫وقتی توی خونه‌ی بزرگ تنهایی،

31:00.485 --> 31:02.571
‫و کارهای وحشتناکی که
‫انجام دادی رو توجیه می‌کنی

31:04.615 --> 31:07.117
‫زودتر از چیزی که فکر می‌کنی
‫تبدیل به آدمی مثل من می‌شی

31:08.160 --> 31:09.460
‫پولم کجاست؟

31:09.661 --> 31:11.038
‫یه جای امن

31:11.121 --> 31:12.182
‫باشه

31:12.206 --> 31:13.707
‫نقشه‌ت چیه؟

31:13.790 --> 31:15.090
‫نقشه‌ای در کار نیست

31:15.375 --> 31:16.675
‫نمی‌خوامش

31:17.503 --> 31:19.421
‫پس بدش بهم و برو پِی کارت

31:19.505 --> 31:21.173
‫خب نه. پول وِین‌ـه

31:21.882 --> 31:23.634
‫می‌خوام شخصاً بدمش به خودش

31:24.593 --> 31:25.820
‫من اون کار رو انجام می‌دم

31:25.844 --> 31:27.179
‫نه

31:27.262 --> 31:28.562
‫باید خودم انجامش بدم

31:29.223 --> 31:30.492
‫آره، با کسی دیدار نمی‌کنه

31:30.516 --> 31:31.816
‫این بار می‌کنه

31:34.937 --> 31:36.237
‫عوضی کوچولو

31:36.313 --> 31:38.232
‫نمی‌تونی برای وین ویتاکر
‫شرط تعیین کنی…

31:38.315 --> 31:39.615
‫امروز می‌کنم

31:40.192 --> 31:42.986
‫باید توی چشم‌هاش نگاه کنم،
‫همون‌طور که الان توی چشم‌های تو نگاه می‌کنم،

31:43.070 --> 31:45.155
‫و بهش بگم که یه مهره‌ی سوخته نیستم

31:45.656 --> 31:48.242
‫و این‌که دارم پول آزادی
‫و نجات جونم رو پرداخت می‌کنم

31:49.701 --> 31:51.036
‫با پول خودش؟

31:53.080 --> 31:54.998
‫فکر می‌کنی چطور می‌شه؟

31:58.794 --> 32:00.094
‫باید متقاعدش کنم

32:00.504 --> 32:01.839
‫خوبه

32:01.922 --> 32:03.222
‫پس خودت هم بیا

32:09.721 --> 32:11.021
‫قبول نمی‌کنه

32:11.598 --> 32:13.892
‫معلومه که می‌کنه.
‫اگه قانعش کنی

32:14.434 --> 32:16.562
‫این یه مذاکره نیست، پریسیلا

32:17.187 --> 32:20.482
‫یا خودم پول رو می‌دم بهش،
‫یا اصلاً به پولش نمی‌رسه

32:21.900 --> 32:23.318
‫بهت اعتماد ندارم

32:24.236 --> 32:25.821
‫برام مهم نیست

32:39.001 --> 32:40.301
‫خیلی‌خب

32:40.627 --> 32:41.927
‫باهاش صحبت می‌کنم

32:43.505 --> 32:44.882
‫فردا صبح

32:45.716 --> 32:48.427
‫هتل ریجنسی. بلدیش؟

32:48.510 --> 32:51.263
‫بلدمش. اما اون‌جا دیدار نمی‌کنیم

32:51.346 --> 32:52.646
‫چرا؟

32:52.723 --> 32:55.058
‫خب، چون تو پیشنهادش دادی

32:55.142 --> 32:58.604
‫اگه قبول کنه، که خیلی بعیده،
‫خودش مکان رو انتخاب می‌کنه

33:02.941 --> 33:04.241
‫امیدوارم انعطاف‌پذیر باشی

33:07.112 --> 33:08.447
‫منتظر تماست می‌مونم

33:17.122 --> 33:19.291
‫می‌دونی، یه چیزی آزارم می‌ده

33:20.626 --> 33:22.461
‫از کجا فهمیدی کری توی لاهویاست؟

33:24.963 --> 33:26.507
‫وین پیداش کرد

33:26.590 --> 33:28.634
‫همون‌طوری که تو رو پیدا می‌کنه
‫اگه دورش بزنی

33:32.304 --> 33:35.891
‫آره، همون‌طور که گفتم، لاکی،
‫هر جایی که بری، هنوز خودت هستی

33:56.411 --> 33:58.121
‫- ساعت رو نگاه می‌کنی؟
‫- می‌بینمش

33:59.665 --> 34:01.708
‫وانمود نکن دلت نمی‌خواد
‫موقعیت ردیاب رو ببینی

34:01.792 --> 34:03.092
‫نیازی نیست

34:03.669 --> 34:05.712
‫پس واقعاً فکر می‌کنی انجامش می‌ده؟

34:07.005 --> 34:09.591
‫گیتس، رابطه‌ت با پدرت چطور بود؟

34:09.675 --> 34:10.975
‫پدرم؟

34:11.760 --> 34:13.060
‫آره

34:14.763 --> 34:16.348
‫فکر کنم خوب بود

34:19.351 --> 34:21.436
‫خب پس درک نمی‌کنی

34:53.927 --> 34:55.304
‫چطور پیش رفت؟

34:55.387 --> 34:56.687
‫خوب بود

34:57.139 --> 34:58.439
‫فکر کنم

34:59.099 --> 35:00.399
‫فکر کنی؟

35:00.601 --> 35:01.901
‫یه دیدار ترتیب می‌ده

35:02.728 --> 35:04.313
‫هتل رو قبول کرد؟

35:04.897 --> 35:06.440
‫آره، در مورد اون قضیه…

35:08.066 --> 35:09.568
‫داشت امتحانم می‌کرد

35:09.651 --> 35:11.486
‫اگه اصرار می‌کردم متوجه می‌شد
‫که یه تله‌ست

35:11.570 --> 35:13.572
‫- پس…
‫- خیلی‌خب، پس کجا قراره ببینی‌شون؟

35:13.655 --> 35:15.574
‫بهم خبر می‌ده

35:19.077 --> 35:20.704
‫باید فی‌البداهه کار کنیم

35:20.787 --> 35:21.973
‫شرمنده

35:21.997 --> 35:23.297
‫بمون همین‌جا

35:23.665 --> 35:24.965
‫باید یه تماس بگیرم

35:53.153 --> 35:54.453
‫ممنون

36:07.709 --> 36:09.009
‫قبول کرد؟

36:12.923 --> 36:14.223
‫آره

36:17.553 --> 36:18.853
‫سعی کرد وارد سرت بشه؟

36:22.516 --> 36:23.816
‫از قبل وارد شده

36:24.643 --> 36:26.395
‫باور کن می‌دونم منظورت چیه

36:29.648 --> 36:31.066
‫می‌خوام برم یه دوش بگیرم

36:33.318 --> 36:34.618
‫هی

36:40.409 --> 36:41.994
‫مامانت فوت کرد و…

36:44.246 --> 36:47.875
‫من با یه آدم کوچولو تنها موندم

36:48.417 --> 36:50.377
‫و براش آماده نبودم، می‌دونی؟

36:51.503 --> 36:52.963
‫نمی‌دونستم چی نیاز داری

36:53.046 --> 36:55.090
‫پس کاری رو انجام دادم
‫که توش حرفه‌ای بودم

36:55.174 --> 36:58.051
‫بهت راه و رسم بقا توی
اون زندگی رو یاد دادم

36:58.635 --> 37:02.139
‫بعداً درک کردم

37:03.223 --> 37:05.726
‫که نباید راه و رسم بقا
‫توی اون زندگی رو یادت می‌دادم،

37:05.809 --> 37:10.314
‫باید یه راهی پیدا می‌کردم
‫تا از اون زندگی خارجت کنم

37:12.482 --> 37:14.776
‫باید یه راهی پیدا می‌کردم
‫تا زندگی بهتری برات رقم بزنم

37:16.153 --> 37:17.863
‫می‌دونم مامانت اگه زنده می‌موند
‫اون کار رو می‌کرد

37:20.449 --> 37:22.993
‫بگذریم، من… واقعاً متأسفم، بچه‌جون

37:23.535 --> 37:27.414
‫متأسفم که الان دارم متوجه می‌شم
‫چه پدر مزخرفی بودم

37:31.001 --> 37:33.795
‫من… نباید اون حرف‌ها رو می‌زدم

37:33.879 --> 37:35.839
‫نه، حق با تو بود

37:37.424 --> 37:39.051
‫در مورد همه‌چیز

37:44.640 --> 37:47.392
‫- بابا…
‫- همیشه افتخار می‌کردم

37:47.476 --> 37:48.936
‫که اون‌قدر شبیه من هستی،

37:49.645 --> 37:54.316
‫اما چیزی که باعث می‌شه
‫خیلی بیشتر بهت افتخار کنم…

37:55.275 --> 37:59.988
‫اینه که در خیلی از جهات
‫اصلاً شبیه من نیستی، می‌دونی؟

38:01.448 --> 38:03.325
‫از همه‌نظر از من بهتری

38:06.453 --> 38:07.913
‫و فقط می‌خوام بدونی…

38:08.664 --> 38:11.083
‫هر چقدر هم که زندگی داغون بوده،

38:11.166 --> 38:13.710
‫به‌خاطر این نبوده که
‫به اندازه‌ی کافی دوستت ندارم

38:13.794 --> 38:16.171
‫دوستت داشتم و دارم

38:16.255 --> 38:17.631
‫و همیشه خواهم داشت

39:13.353 --> 39:14.688
‫سلام؟

39:16.940 --> 39:18.240
‫آره

39:19.902 --> 39:21.695
‫آره، یادمه کجا بود

39:23.614 --> 39:24.914
‫باشه

39:29.244 --> 39:30.544
‫آره؟

39:31.038 --> 39:32.338
‫آره

39:36.793 --> 39:38.093
‫گیتس؟

39:42.299 --> 39:43.675
‫بله؟

39:43.759 --> 39:45.059
‫با رئیست تماس بگیر

39:46.637 --> 39:48.722
‫این‌جا رو ببین. کاملاً بازه

39:49.389 --> 39:52.059
‫فقط یه راه برای ورود و خروج هست.
‫نمی‌تونیم اون‌جا مأمور بذاریم

39:53.352 --> 39:54.652
‫آره

39:55.729 --> 39:57.029
‫ویتاکر اون مکان رو انتخاب کرده

39:57.814 --> 39:59.316
‫کارش رو بلده

39:59.942 --> 40:01.985
‫و فقط تو و کرشا باید برید؟

40:02.694 --> 40:03.880
‫همین؟

40:03.904 --> 40:06.907
‫آره. تا چند کیلومتر دورتر
‫قرار نیست هیچ مأموری باشه

40:06.990 --> 40:08.951
‫و مشکلی با این قضیه نداری؟

40:12.496 --> 40:13.640
‫همینه که هست

40:13.664 --> 40:14.964
‫بگیر

40:16.291 --> 40:17.519
‫همین؟

40:17.543 --> 40:18.843
‫آره، همین

40:18.877 --> 40:21.213
‫با اون میکروفونِ روی دکمه
‫همه‌چیز شنیده می‌شه

40:21.922 --> 40:23.340
‫گوش می‌دیم و ضبط می‌کنیم

40:23.423 --> 40:25.133
‫- می‌شه یه بار امتحان کنیم؟
‫- چی؟

40:25.217 --> 40:26.677
‫عالیه، ممنون

40:27.177 --> 40:30.097
‫این گوشیه. یه کیف پول صوری
‫برای این معامله روش انداختیم

40:30.180 --> 40:33.058
‫باید کاری کنی ویتاکر گوشی رو بگیره

40:33.141 --> 40:34.476
‫و وارد حساب بشه،

40:34.560 --> 40:36.979
‫وقتی اون کار رو بکنه
‫ما وارد عمل می‌شیم. فهمیدی؟

40:37.062 --> 40:38.397
‫- فهمیدم
‫- حله

40:38.480 --> 40:40.649
‫بیا بریم پایانه‌ی گاز
‫و نگاهی به اون منطقه بندازیم

40:40.732 --> 40:42.609
‫- منم میام
‫- نه، نمیایی

40:42.693 --> 40:44.444
‫هیچ‌کدوم‌تون مثل من
‫اون آدم‌ها رو نمی‌شناسید

40:44.528 --> 40:45.828
‫مثلاً تو توی زندان هستی

40:45.904 --> 40:47.531
‫اگه تو رو ببینن
‫سریع متوجه می‌شن یه تله‌ست

40:47.614 --> 40:49.908
‫- رند
‫- می‌مونی همین‌جا،

40:49.992 --> 40:54.037
‫و مأمور گیتس هم بیرون می‌مونه که اگه
‫فکری به سرت زد سریع بهت شلیک کنه

40:54.121 --> 40:56.832
‫باشه، می‌شه یه دقیقه تنهامون بذارید؟

40:58.542 --> 40:59.842
‫بیا بریم، گیتس

41:06.925 --> 41:09.178
‫- تا حالا ویتاکر رو ندیدی، نه؟
‫- نه

41:09.261 --> 41:11.180
‫باید یه چیزی رو بدونی

41:11.680 --> 41:14.600
‫اون و پریسیلا رابطه‌ی پیچیده‌ای دارن

41:14.683 --> 41:16.810
‫می‌دونم خیلی وقت پیش
‫با هم توی رابطه بودن

41:16.894 --> 41:18.604
‫آره. ولی منظورم این نیست

41:18.687 --> 41:21.231
‫وقتی نزدیک ویتاکره
‫یه جوری می‌شه

41:21.315 --> 41:25.527
‫انگار ویتکار باعث می‌شه
‫پریسیلا بفهمه چقدر بدبخته

41:25.611 --> 41:27.613
‫نمی‌تونم بهتر از این توصیفش کنم

41:27.696 --> 41:31.617
‫اما وقتی نزدیک ویتاکره
‫مغزش خوب عمل نمی‌کنه

41:31.700 --> 41:33.368
‫و با این‌که زن خطرناکیه،

41:33.452 --> 41:35.704
‫و خیلی خیلی خطرناکه،

41:35.787 --> 41:38.290
‫وقتی کنار ویتاکره
‫خیلی خطرش بیشتر می‌شه

41:39.082 --> 41:40.268
‫عالیه

41:40.292 --> 41:43.295
‫در همه حال اون رو
‫زیر نظر داشته باش، خب؟

41:43.837 --> 41:46.673
‫ویتاکر یه قاتله، آره،

41:46.757 --> 41:50.093
‫اما اگه می‌خوای شرایط رو درک کنی
‫باید چشمت به پریسیلا باشه

41:50.177 --> 41:51.637
‫می‌فهمی؟

41:51.720 --> 41:53.388
‫آره، می‌فهمم

41:55.724 --> 41:57.601
‫کاش من به جات می‌رفتم

41:58.101 --> 41:59.853
‫- من که اون‌طور چیزی نمی‌خوام
‫- نه؟

41:59.937 --> 42:01.237
‫نه

42:02.231 --> 42:03.690
‫من توی این کار از تو حرفه‌ای‌ترم

42:06.693 --> 42:09.905
‫اگه اوضاع خراب بشه
‫مأمورهای رند به موقع نمی‌رسن

42:10.656 --> 42:12.741
‫اون بیرون خودتی و خودت، لاکی

42:14.493 --> 42:15.793
‫می‌دونم

42:23.252 --> 42:24.552
‫این‌جا منتظرت می‌مونم

42:27.756 --> 42:29.132
‫می‌دونم

42:37.140 --> 42:38.725
‫آماده‌ای؟

42:38.809 --> 42:40.109
‫آره

42:40.477 --> 42:41.777
‫خیلی‌خب، بزن بریم

42:51.446 --> 42:53.282
‫یالا. برو داخل

43:23.061 --> 43:24.438
‫مشکلی براش پیش نمیاد

43:25.189 --> 43:26.607
‫گفتنش برای تو آسونه

43:29.526 --> 43:31.528
‫از بچگی دوست داشتی
‫مأمور اِف‌بی‌آی بشی؟

43:32.362 --> 43:34.865
‫- اول یه تفنگدار دریایی بودم
‫- جداً؟

43:34.948 --> 43:36.617
‫‏۲ دوره توی افغانستان خدمت کردم

43:37.367 --> 43:40.787
‫وقتی برگشتم خونه حس می‌کردم
‫هیچ کاری نکردم، می‌دونی؟

43:40.871 --> 43:42.456
‫اما مهارت داشتم

43:42.998 --> 43:45.167
‫نیروی دریایی هزینه‌ی دانشگاه رو
‫پرداخت کرد، پس گفتم…

43:45.918 --> 43:47.586
‫شاید بتونم این‌جا کاری انجام بدم
‫که واقعاً اهمیت داشته باشه

43:47.669 --> 43:50.380
‫و حالا این‌جا داری
‫از من مراقبت می‌کنی

43:51.507 --> 43:53.258
‫دنیا خیلی پیچیده‌ست

43:55.219 --> 43:56.553
‫ممنون بابت زحماتی که کشیدی

43:56.637 --> 43:59.306
‫- خفه شو
‫- نه، جدی می‌گم، پسر

43:59.389 --> 44:00.575
‫یه کاری کردی

44:00.599 --> 44:03.185
‫به هدفی بزرگ‌تر از خودت خدمت کردی

44:04.520 --> 44:06.688
‫هر چیزی توی وجودت
‫باعث شده اون کار رو بکنی

44:08.148 --> 44:09.448
‫توی وجود من نبوده و نیست

44:11.360 --> 44:13.237
‫پس از بچگی می‌خواستی دزد بشی؟

44:13.320 --> 44:15.531
‫می‌دونی، جالبه که در مورد من
‫این حرف رو می‌زنی،

44:15.614 --> 44:18.116
‫و می‌دونم یه شهروند نمونه
‫نیستم، اما…

44:19.910 --> 44:22.371
‫هیچ‌وقت خودم رو به عنوان
‫یه دزد ندیدم

44:22.454 --> 44:24.289
‫میلیون‌ها دلار پول دزدیدی

44:24.957 --> 44:26.750
‫خب آره

44:26.834 --> 44:28.794
‫بعدش میلیون‌ها دلار
‫پولِ دزدیده‌شده رو دزدیدی

44:28.877 --> 44:30.754
‫اگه از قبل دزدیده‌شده باشه
‫واقعاً دزدی حساب می‌شه؟

44:30.838 --> 44:32.138
‫آره

44:32.506 --> 44:34.216
‫آره، مطمئنم دزدی حساب می‌شه

44:34.299 --> 44:36.593
‫خب، فکر کنم تو بیشتر می‌دونی

44:38.929 --> 44:40.806
‫پس اگه خودت رو به عنوان یه دزد ندیدی،

44:41.431 --> 44:42.731
‫خودت رو چطور دیدی؟

44:43.267 --> 44:44.494
‫نمی‌دونم

44:44.518 --> 44:46.144
‫فکر کنم اصلاً خودم رو ندیدم

44:46.228 --> 44:48.146
‫همیشه مشغول دیدن بقیه بودم

44:50.858 --> 44:52.359
‫همیشه دلم می‌خواست
‫از اون دنیا خارج بشم

44:53.151 --> 44:54.451
‫نقشه‌های زیادی داشتم

44:55.237 --> 44:56.537
‫واقعاً؟

44:56.947 --> 44:58.247
‫پس چی شد؟

45:00.075 --> 45:01.910
‫دنیا خیلی پیچیده‌ست

45:05.289 --> 45:06.589
‫درسته

45:08.458 --> 45:09.758
‫شاید تقلب کرده باشم

45:17.092 --> 45:18.392
‫اون صدا رو شنیدی؟

45:19.303 --> 45:20.603
‫نه

45:26.685 --> 45:28.896
‫چسیر، گیتس صحبت می‌کنه.
‫اوضاع چطوره؟

45:34.067 --> 45:36.361
‫چسیر، گیتس صحبت می‌کنه.
‫لطفاً جواب بده

45:43.368 --> 45:44.668
‫همین‌جا بمون

47:04.908 --> 47:06.208
‫گیتس؟

47:07.953 --> 47:09.253
‫گیتس!

47:10.497 --> 47:11.797
‫گیتس!

47:21.030 --> 47:41.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
