WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:09.024 --> 00:19.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:27.486 --> 00:29.196
‫جون پدرت در خطره

00:34.660 --> 00:37.204
‫مامور ویژه‌ی اف‌بی‌آی
‫"بیلی رند" هستم

00:37.996 --> 00:39.596
‫با پلیس‌ها حرف نمی‌زنم

00:41.625 --> 00:43.225
‫می‌خوان بکشنش، لاکی

00:51.969 --> 00:53.569
‫این چیزاییه که می‌دونم

00:54.805 --> 00:57.099
‫پریسیلا بنزین عمده می‌خره

00:57.099 --> 00:59.226
‫مالیات ایالتی نمیده

01:00.018 --> 01:04.438
‫بعدش از طریق شرکت‌های صوری
‫به قیمت کامل می‌فروشتش

01:05.022 --> 01:06.400
‫در این حد می‌دونم

01:06.400 --> 01:11.196
‫ولی هیچ مدرکی ندارم که نشون بده
‫ توی این کلاهبرداری دست داره

01:13.115 --> 01:16.869
‫خیلی خوب بلده کاری کنه
‫کاسه کوزه‌ها سر دیگران بشکنه

01:17.870 --> 01:20.080
‫حدس بزن قراره سر کی بشکنه

01:23.208 --> 01:29.006
‫اونقدر مدرک دارم که کری و جان رو
‫تا ۱۰ سال آینده بندازم پشت میله‌ها

01:29.006 --> 01:30.757
‫اگر اینطور بود
‫تا الان دستگیرشون کرده بودی

01:33.010 --> 01:34.720
‫مگر اینکه دلیلی داشته
‫که این‌کارو نکردم

01:37.973 --> 01:39.683
‫خیلی‌خب، پس فقط دنبال پریسیلایی

01:39.683 --> 01:41.101
‫و ویتاکر

01:41.101 --> 01:42.853
‫و می‌دونم توام همینو می‌خوای

01:42.853 --> 01:44.453
‫تو اصلاً نمی‌دونی من چی می‌خوام

01:45.731 --> 01:47.024
‫اینو می‌دونم که قبل از این قضایا

01:47.024 --> 01:49.193
‫تو و بابات فقط اهل
‫سرقت‌های خرد بودین

01:49.193 --> 01:55.782
‫می‌دونم اینو می‌دونی که بابات
‫سر پریسیلا لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنش برداشته

01:55.782 --> 01:58.994
‫و می‌دونم که می‌خوای
‫پریسیلا رو از زندگیش بندازی بیرون

02:01.330 --> 02:02.930
‫می‌خوای چیکار کنم؟

02:03.665 --> 02:06.418
‫کمکم کن کاری کنم
‫دیگه خطری بابات رو تهدید نکنه

02:06.919 --> 02:09.922
‫ممکنه انداختن پریسیلا پشت میله‌ها
‫تنها راه محافظت از بابات باشه

02:09.922 --> 02:11.590
‫نمی‌تونی تضمینش کنی

02:11.590 --> 02:14.843
‫نه. ولی می‌تونم کاری کنم نیفته زندان

02:16.136 --> 02:18.096
‫به شرطی که توی دستگیری پریسیلا کمکم کنی

02:21.934 --> 02:23.534
‫نمی‌تونم

02:24.561 --> 02:25.646
‫نه

02:25.646 --> 02:27.397
‫مطمئنی؟

02:27.397 --> 02:30.359
‫درسته که دنبال پریسیلا بودم
‫ولی تو رو هم زیر نظر گرفته بودم

02:31.276 --> 02:33.445
‫و تمام عمرت...

02:37.157 --> 02:39.368
داشتی با اوضاع زندگیت
می‌سوختی و می‌ساختی

02:40.494 --> 02:43.622
‫الان فرصت داری
‫از این وضع خلاص بشی

02:44.164 --> 02:46.208
‫از نو شروع کنی

02:46.750 --> 02:48.350
‫کری چی؟

02:49.920 --> 02:51.672
‫بستگی داره چقدر پاش گیر باشه

02:54.758 --> 02:56.358
‫مصونیت کامل

02:57.594 --> 03:00.180
‫برای بابام و کری
‫وگرنه قبول نمی‌کنم

03:04.017 --> 03:05.617
‫دخترجون...

03:07.187 --> 03:08.787
‫خواسته‌هات زیاده

03:11.400 --> 03:13.000
‫توام همینطور

04:25.182 --> 04:27.100
‫« بر اساس رمانی از ماریسا استیپلی »

04:31.980 --> 04:33.815
‫« لاکـی »

04:47.746 --> 04:49.346
‫زنده‌ای

04:54.670 --> 04:56.270
‫خوش به حالت

04:56.588 --> 04:58.048
‫- لاکی
‫- کلمات بازیابی رو بگو

04:58.048 --> 04:59.675
‫لاکی، گوش کن چی میگم

04:59.675 --> 05:02.845
‫نه. لطفاً کلمات بازیابی رو بگو

05:04.012 --> 05:06.473
‫لاکی. ببین، باید توضیح بدم، خب؟

05:06.473 --> 05:08.016
‫میشه توضیح بدم؟

05:08.016 --> 05:09.616
‫نکن!

05:11.228 --> 05:12.828
‫لعنتی

05:28.495 --> 05:30.747
‫نه، یخ کوفتیت رو نمی‌خوام

05:40.424 --> 05:43.927
‫شرمنده. می‌دونستم پیدام می‌کنی
‫ولی فکر نمی‌کردم اینقدر زود پیدام کنی

05:44.678 --> 05:46.763
‫به‌نظرم زمان برای من و تو
‫یه‌خرده متفاوت گذشته

05:46.763 --> 05:48.473
‫خیلی‌خب، ببین، هر اتفاقی افتاده متاسفم

05:48.473 --> 05:49.725
‫درک می‌کنم، خب؟

05:49.725 --> 05:51.310
‫چی؟ اینطوری نکن

05:51.310 --> 05:52.936
‫- نه
‫- چیکار؟

05:52.936 --> 05:55.439
‫مثل همیشه سعی نکن
‫قبل از اینکه بفهمی باهام چیکار کردی

05:55.439 --> 05:56.940
‫منو آروم کنی

05:56.940 --> 05:58.817
‫- می‌دونم چه غلطی کردم
‫- نخیر نمی‌دونی

05:58.817 --> 06:01.528
‫- لاکی...
‫- انداختی‌شون به جون من، کری!

06:01.528 --> 06:03.405
‫- نه، اینطوری نبود
‫- چرند میگی!

06:03.405 --> 06:05.073
‫- چاره‌ای نداشتم
‫- بازم داری چرند میگی!

06:05.073 --> 06:06.158
‫میشه توضیح بدم؟

06:06.158 --> 06:07.242
‫نه، نمی‌خوام چیزی بشنوم

06:07.242 --> 06:09.161
‫می‌دونم نمی‌خوای
‫ولی به‌نظرم لازمه گوش بدی

06:09.161 --> 06:11.371
‫نه. می‌دونم همونقدری که من
‫وقت داشتم این لحظه رو تصور کنم

06:11.371 --> 06:12.456
‫تو وقت داشتی تمرین کنی

06:12.456 --> 06:14.917
‫پس مطمئنم یه داستان عالی آماده کردی

06:14.917 --> 06:16.376
‫که برام تعریف کنی
‫ ولی اصلاً حوصله‌ی...

06:16.376 --> 06:17.586
‫بازم می‌زنمتا!

06:17.586 --> 06:19.463
‫باشه. تف توش

06:22.216 --> 06:24.510
‫این‌دفعه یه جای نرم‌تر بزن

06:25.302 --> 06:28.764
‫خدایی داری تو این وضع
‫بامزه‌بازی درمیاری؟

06:28.764 --> 06:30.265
‫نه. برای منم سخته، خب؟

06:30.265 --> 06:32.518
‫وای آره، برای تو سخته

06:32.518 --> 06:34.269
‫آره، مهم تویی...

06:34.269 --> 06:36.188
‫- منظورم این نبود
‫- و این وضع فلاکت‌بار واضحت

06:36.188 --> 06:37.856
‫وحشت کرده بودم، کری

06:38.357 --> 06:41.443
‫خب؟ نمی‌دونستم
‫باید ازت متنفر باشم

06:41.443 --> 06:44.947
‫یا برات عزاداری کنم
‫یا یه‌جوری نجاتت بدم لامصب

06:44.947 --> 06:46.615
‫- معذرت می‌خوام. معذرت می‌خوام
‫- هیچی نگو!

06:48.200 --> 06:49.910
‫می‌دونی، اولش فکر می‌کردم شاید...

06:49.910 --> 06:51.620
‫یه بلایی سر جفتمون آوردن، خب؟

06:51.620 --> 06:55.249
‫مثلاً شاید جفتمون رو چیزخور کردن
‫و یه بلایی سرت اومده یا بدتر

06:55.249 --> 06:58.460
‫و تا آخر عمرم نمی‌فهمم
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده

06:58.460 --> 06:59.711
‫ولی بعد از یه مدت، متوجه شدم

06:59.711 --> 07:02.089
‫تنها احتمالی که می‌تونستم واقعاً بپذیرم

07:02.089 --> 07:03.757
‫این بود که تو مُردی

07:04.383 --> 07:07.344
‫چون حداقل اگر مُرده باشی
‫یعنی تو این بلا رو سرم نیاوردی

07:07.344 --> 07:10.138
‫ولی زنده و سرحال
‫توی یه ویلای دم ساحلی

07:10.138 --> 07:11.738
‫و واقعاً خودت این بلا رو سرم آوردی

07:12.975 --> 07:16.645
‫پلاکش رو پیدا کردیم و مسترسون رو
‫ توی خونه‌ی لاهویا شناسایی کردیم

07:16.645 --> 07:18.522
‫پلیس‌های محلی دارن میرن اونجا

07:18.522 --> 07:21.483
‫ولی می‌خوام تمام مامورهای
‫فدرال اون منطقه هم بیان سر صحنه

07:21.483 --> 07:24.403
‫تمامی نیروها، لطفاً برای کمک
‫به گروه ویژه‌ی دستگیری فراریان اف‌بی‌آی

07:24.403 --> 07:26.446
‫به پاسگاه برگردید

07:26.446 --> 07:28.198
‫لطفاً تایید کرده
‫و به کانال ۴ برید

07:28.991 --> 07:31.368
‫گروه ویژه‌ی دستگیری فراریان؟
‫به‌نظرت دنبال خودشن؟

07:31.994 --> 07:33.594
‫به‌زودی می‌فهمیم

07:34.580 --> 07:36.180
‫عجب گندی راه افتاده

07:36.748 --> 07:38.348
‫گندکاری‌های بدتر از اینم جمع کردیم

07:39.626 --> 07:41.170
‫تمپل‌سیتی رو یادته؟

07:41.170 --> 07:43.422
‫وای خدا، فکر کنم
‫عمداً فراموشش کردم

07:43.964 --> 07:46.008
‫منظورم اینه که
‫صحیح و سالم از اونجا دراومدیم

07:47.593 --> 07:51.638
‫من و تو از خیلی جاها دراومدیم
‫که هیچکس نمی‌تونست زنده ازشون دربیاد

07:51.638 --> 07:54.349
‫آره، ولی قضیه "کری"ـه، خب؟
‫اون مثل ماها نیست

07:54.850 --> 07:56.768
‫هنوزم مجبورم براش عنکبوت بکشم

07:56.768 --> 07:58.368
‫لطفاً سریع‌تر برو

08:02.691 --> 08:04.610
‫می‌دونم چطور به‌نظر میاد، خب؟

08:04.610 --> 08:07.237
‫و از بعضی جهات بخاطر این اینطوری
‫به‌نظر میاد، چون واقعاً همینطوریه

08:07.237 --> 08:08.655
‫نمی‌تونم انکارش کنم

08:08.655 --> 08:11.200
‫و نمی‌خوام بشینم برای کارم بهونه بتراشم

08:11.200 --> 08:13.994
‫ولی وقت داشتم در موردش فکر کنم
‫و حتی الانم...

08:14.494 --> 08:16.705
‫حتی الانم، که اینجا جلوت وایسادم

08:16.705 --> 08:20.125
‫فکر نکنم می‌تونستم
‫کار دیگه‌ای انجام بدم، خب؟

08:20.125 --> 08:22.461
‫و باور کن، هرچقدرم الان

08:22.461 --> 08:23.754
‫ ازم متنفری

08:23.754 --> 08:27.049
‫در مقابل... در مقابل تنفری که
‫نسبت به خودم دارم قابل مقایسه هم نیست

08:27.049 --> 08:28.967
‫فکر کنم منو دست‌کم گرفتی، عزیزم

08:28.967 --> 08:31.470
‫- اینطوری نگو
‫- خب، اصلاً نمی‌شناسمت

08:31.470 --> 08:33.222
‫- چرا، می‌شناسی. خوب می‌شناسیم
‫- کری، نه، نمی‌شناسمت

08:33.222 --> 08:34.681
‫کسی که می‌شناسم
‫همچین کاری نمی‌کنه

08:34.681 --> 08:36.642
‫تو تنها کسی هستی
‫که تابحال خود واقعیم رو شناخته، لاکی

08:36.642 --> 08:38.242
‫آره مشخصه

08:40.312 --> 08:41.980
‫ببین، اشتباه کردم

08:41.980 --> 08:43.580
‫می‌دونم اشتباه کردم

08:43.857 --> 08:45.567
‫ولی نمی‌تونی قانعم کنی

08:45.567 --> 08:47.486
‫احساسی که بین‌مونه واقعی نیست، خب؟

08:47.486 --> 08:50.113
‫دو ثانیه بعد از اینکه دیدمت عاشقت شدم

08:50.113 --> 08:52.449
‫- و خواستگاری کردن ازت...
‫- خیلی‌خب، پس دروغ‌هات از کجا شروع شد؟

08:52.449 --> 08:53.951
‫- چی؟
‫- قبل از عروسی بود؟

08:53.951 --> 08:55.661
‫- نه، همه‌ش واقعی بود
‫- بعد از عروسی بود؟

08:55.661 --> 08:58.288
‫می‌دونم مشخص کردن
‫زمان دقیقش سخته

08:58.288 --> 09:01.124
‫ولی می‌خوام حدوداً بفهمم
‫زندگیم از کی سراسر دروغ شد...

09:01.124 --> 09:02.724
‫می‌خواست بکشتت!

09:03.836 --> 09:05.879
‫پسر عزیزم

09:05.879 --> 09:07.297
‫سلام مادر

09:07.297 --> 09:09.091
‫- نگاش کن
‫- سلام

09:13.846 --> 09:15.446
‫وای، دلم برات تنگ شده بود

09:22.479 --> 09:24.079
‫بیا

09:25.440 --> 09:27.901
‫اگر می‌ذاشتی میومدم دیدنت

09:27.901 --> 09:29.862
‫نمی‌خواستم توی زندان ببینیم

09:32.781 --> 09:35.409
‫آخه خیلی از این ناراحتم
‫که تو افتادی زندان، نه وین

09:35.993 --> 09:37.077
‫اشکال نداره

09:37.077 --> 09:38.677
‫چرا داره

09:39.079 --> 09:40.706
‫خب، گوش کن

09:41.415 --> 09:45.502
‫تنها چیزی که مهمه
‫اینه که دیگه برگشتم

09:47.379 --> 09:48.979
‫بیا، بشین

09:55.012 --> 09:56.612
‫چطوری آزاد شدی؟

09:57.472 --> 09:59.072
‫بخاطر حسن رفتار آزادی مشروط گرفتم

09:59.349 --> 10:00.949
‫وکلای وین کارتو راه انداختن؟

10:04.563 --> 10:06.163
‫چی به اون می‌رسه؟

10:07.274 --> 10:10.527
‫خب، به اطلاعم رسوندن
‫که یه مقدار پول گم شده

10:18.118 --> 10:19.786
‫ربطی به من داره؟

10:20.370 --> 10:23.248
‫خب، جان سال‌ها
‫داشته ازم پول می‌دزدیده

10:23.248 --> 10:24.541
‫کش می‌رفته

10:24.541 --> 10:27.085
‫و تنها کسی که می‌دونه
‫پول‌ها کجاست

10:27.085 --> 10:28.685
‫اون دوست‌دختر کوچولوته

10:30.631 --> 10:32.466
‫- زنمه
‫- چی؟

10:35.052 --> 10:36.652
‫ازدواج کردی؟

10:37.763 --> 10:38.972
‫ولی بهم نگفتی؟

10:38.972 --> 10:40.572
نمی‌ذاشتی بیام دیدنت

10:41.350 --> 10:42.950
‫ببین

10:43.685 --> 10:45.562
‫می‌دونم بهت سخت گذشته، خب؟

10:46.355 --> 10:48.440
‫مجبور شدی برای دووم آوردن
‫خیلی کارها بکنی

10:48.440 --> 10:49.858
‫ولی دیگه آزاد شدم

10:49.858 --> 10:54.696
‫و کسب‌و‌کارمون رو دوباره سر و سامون میدیم
‫و همه‌چی برمی‌گرده به حالت عادی

10:54.696 --> 10:56.615
‫عاشقشم، مامان

10:56.615 --> 10:58.867
‫بیخیال بابا. چت شده؟

10:58.867 --> 11:01.662
‫فقط دو سال نبودما
‫ولی زمین تا آسمون فرق کردی

11:01.662 --> 11:04.248
‫خب از زندگیم راضیم. شاید برای همین
‫حس می‌کنی فرق کردم

11:04.248 --> 11:05.582
‫- راضی نیستی
‫- چرا هستم

11:05.582 --> 11:07.182
‫یه نگاه به خودت بنداز
‫حوصله‌ت سر رفته

11:07.751 --> 11:11.672
‫برای حداقل دستمزد کار می‌کنی
‫و با اون دختره خاله‌بازی می‌کنی

11:11.672 --> 11:13.799
‫خیلی بیشتر از اینا ازت برمیاد

11:15.884 --> 11:17.484
‫زندگی خوبی دارم

11:17.928 --> 11:19.012
‫- واقعاً؟
‫- آره

11:19.012 --> 11:20.639
‫همینو می‌خوای؟

11:20.639 --> 11:22.266
‫یه زندگی خوب؟

11:22.266 --> 11:24.101
‫پسرجون، می‌تونی بیای بین کله‌گنده‌ها

11:24.101 --> 11:25.894
‫وین آماده‌ست بیارتت توی تشکیلات

11:25.894 --> 11:29.064
‫وین منو به یه ورشم نمی‌گیره، خب؟

11:29.064 --> 11:30.816
‫و برای توام پشیزی ارزش قائل نیست

11:30.816 --> 11:33.652
‫آره، اگر اون پول رو برگردونی
‫قول میدم این وضع عوض میشه

11:33.652 --> 11:35.571
‫این‌کارو برای وین نمی‌کنم، مامان

11:35.571 --> 11:37.155
‫نه، نه، برای خودت انجامش بده

11:37.155 --> 11:40.033
‫دارم یه موهبت می‌ذارم جلوی پات
‫فرصت داری یه زندگی بهتر داشته باشی

11:40.033 --> 11:41.243
‫مثل زندگی تو؟

11:41.243 --> 11:42.843
‫تازه از زندان آزاد شدی، مامان

11:43.996 --> 11:45.080
‫زندان

11:45.080 --> 11:48.250
‫حال می‌کنم که الان داریم
‫این حرفا رو با هم می‌زنیم! حال می‌کنم!

11:48.959 --> 11:50.559
‫ببین

11:51.962 --> 11:54.298
‫ببین، می‌تونی با دختره انجامش بدی، خب؟

11:55.799 --> 11:58.218
‫فقط کافیه راضیش کنی
‫پول‌ها رو برام بیاره

11:58.218 --> 11:59.303
‫بعدش دیگه تمومه

11:59.303 --> 12:00.903
‫می‌تونی به زندگیت برسی

12:01.180 --> 12:02.890
‫می‌تونی...

12:02.890 --> 12:04.975
‫اسباب‌کشی کنی فرزنو
‫و توی استارباکس کار کنی

12:04.975 --> 12:07.311
‫نمی‌دونم والا
‫می‌تونی هر غلطی می‌خوای بکنی

12:09.813 --> 12:11.064
‫یعنی میگی نه؟

12:11.064 --> 12:12.664
‫- آره
‫- خیلی‌خب، چرا؟

12:12.983 --> 12:15.485
‫عاشق شدم، مامان

12:16.445 --> 12:19.114
‫عاشق شدم، و می‌دونم اینو درک نمی‌کنی

12:19.114 --> 12:23.076
‫یعنی می‌خوای همه‌چی رو فدای دختری کنی
‫که داره بهت دروغ میگه؟

12:23.076 --> 12:24.620
‫منظورت چیه؟

12:24.620 --> 12:26.914
‫اون دختره که اینقدر شیفته‌ش شدی

12:26.914 --> 12:29.791
‫اف‌بی‌ای کوفتی
‫مچت رو گرفت، مامان

12:29.791 --> 12:31.668
‫آره، فکر می‌کنی چطوری مچم رو گرفتن؟

12:34.880 --> 12:36.632
‫- ها؟
‫- نه، چرند میگی

12:37.257 --> 12:40.135
‫چرند میگی، خب؟
‫باباش هم دستگیر شد، خب؟

12:40.135 --> 12:42.554
‫خودشم دستگیر شد، درسته؟
‫بهش دستبند زدن و بردنش، درسته؟

12:42.554 --> 12:44.890
‫ولی هیچ اتهامی بهش نزدن
‫و حتی ازش بازجویی هم نکردن

12:44.890 --> 12:47.809
‫نه، نه، نه
‫چون عملاً هیچ نقشی تو اون قضایا نداشت، مامان

12:47.809 --> 12:51.104
‫معاون جرم بود، کری
‫و از تشکیلات‌مون اطلاع داشت

12:51.104 --> 12:52.272
‫ولی ولش کردن بره

12:52.272 --> 12:55.400
‫هیچوقت به ذهنت نرسید
‫ازش بپرسی چرا؟

12:55.400 --> 12:57.319
‫واقعاً اینقدر ساده‌لوحی لامصب؟

13:07.788 --> 13:10.707
‫لاکی می‌دونه پولم کجاست
‫و تو هم میاریش برام

13:13.335 --> 13:16.421
‫می‌دونی وِین چه بلایی سرم میاره
‫اگه پول رو بهش ندم؟

13:16.505 --> 13:18.423
‫واقعاً می‌خوای بذاری اون اتفاق بیُفته؟

13:19.299 --> 13:20.599
‫مامان

13:20.884 --> 13:22.184
‫داریم در مورد زندگیم حرف می‌زنیم

13:23.554 --> 13:25.722
‫یه زمانی زندگیم برات مهم بود

13:28.892 --> 13:30.978
‫اگه به‌خاطر من انجامش نمی‌دی،
‫برای منی که بزرگت کردم،

13:31.937 --> 13:35.148
‫حداقل برای زنت اون کار رو بکن
‫اگه واقعاً اون‌قدر دوستش داری

13:35.232 --> 13:38.694
‫چون می‌دونی چه بلایی سرش میاد
‫اگه مجبور بشم خودم قضیه رو حل کنم

13:47.369 --> 13:49.955
‫خیلی‌خب، و به این فکر نکردی
‫که اینا رو بهم بگی؟

13:51.415 --> 13:53.041
‫بهت بگم؟ بهت بگم؟

13:53.125 --> 13:55.586
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- خیلی‌خب. باشه. ما…

13:55.669 --> 13:58.046
‫- سعی نکن من رو مقصر جلوه بدی
‫- سعی نکنم تو رو مقصر جلوه بدم؟

13:58.130 --> 14:00.257
‫تو با اِف‌بی‌آی همکاری کردی
‫و به من نگفتی

14:01.383 --> 14:03.218
‫به‌خاطر تو مامانم زندانی شد

14:03.302 --> 14:04.602
‫از قبل زیر نظر داشتنش

14:05.137 --> 14:07.431
‫- چرند می‌گی!
‫- چاره‌ای نداشتم

14:07.514 --> 14:09.391
‫وقتی من ۲ دقیقه پیش این رو گفتم
‫بهم گفتی دارم چرند می‌گم

14:09.474 --> 14:11.143
‫خب تو واقعاً داشتی چرند می‌گفتی

14:14.730 --> 14:18.483
‫می‌تونی هر چیزی که دوست داری
‫به خودت بگی، اما می‌دونی حق با منه

14:19.067 --> 14:20.367
‫بهم دروغ گفتی

14:22.571 --> 14:24.364
‫می‌خواستم بهت بگم…

14:24.448 --> 14:25.991
‫- اما نگفتی، نه؟
‫- اما…

14:26.074 --> 14:28.702
‫چند سال فرصت داشتی حقیقت رو بگی

14:28.785 --> 14:29.888
‫چند سال

14:29.912 --> 14:32.456
‫این همه مدت که زن و شوهر بودیم،
‫هر وقت در مورد مامانم باهات حرف می‌زدم،

14:32.539 --> 14:34.708
‫هیچ‌وقت به ذهنت نرسید که اشاره کنی
‫تو کسی بودی که مامانم رو فروختی

14:34.791 --> 14:36.418
‫- نمی‌تونستم
‫- و الان اومدی این‌جا

14:36.502 --> 14:38.253
‫و سعی می‌کنی ادعای
‫برتری اخلاقی داشته باشی

14:38.337 --> 14:42.132
‫- و بهم می‌گی من کسی‌ام که…
‫- هر کاری که کردم به‌خاطر خودمون بوده، باشه؟

14:42.216 --> 14:43.884
‫سعی می‌کردم از خودمون محافظت کنم

14:43.967 --> 14:45.267
‫منم سعی می‌کردم از تو محافظت کنم

14:45.302 --> 14:47.554
‫این‌که توی اتاق هتل تنهام گذاشتی
‫تا بمیرم اسمش محافظت کردن نیست، کری!

14:47.638 --> 14:50.015
‫بهت گفتم، اگه پول رو نمی‌بردم براش
‫قصد داشت تو رو بُکُشه

14:50.098 --> 14:51.558
‫و هنوزم قصد داره من رو بُکُشه

14:51.642 --> 14:55.187
‫کدوم بخشش رو نمی‌فهمی؟

14:55.270 --> 14:58.982
‫اون همیشه مایه‌ی دردسر بوده
‫و خواهد بود!

14:59.566 --> 15:01.151
‫ولی احساساتت بهت اجازه نمی‌دن
‫این حقیقت رو ببینی

15:01.235 --> 15:03.612
‫تا وقتی که همه‌مون رو به کشتن نمی‌داد
‫دست برنمی‌داشت،

15:03.695 --> 15:05.948
‫و مجبور بودم یه کاری بکنم

15:06.031 --> 15:07.175
‫احساسات من نمی‌ذارن؟

15:07.199 --> 15:09.117
‫چه فرقی با رابطه‌ی تو و جان داره؟

15:09.201 --> 15:10.619
‫خب چون بابای من یه تبهکار نیست

15:10.702 --> 15:12.412
‫فکر کنم سر جزئیات بی‌اهمیت
‫داری بحث می‌کنی

15:12.496 --> 15:13.796
‫می‌دونی چیه؟

15:13.830 --> 15:15.457
‫در مورد پدرم حرف نزن

15:15.541 --> 15:18.126
‫حرف نزنم…؟ شوخی می‌کنی؟
‫مسخره می‌کنی؟

15:18.210 --> 15:19.510
‫همه‌ش کار اون بود

15:19.545 --> 15:20.814
‫تقصیر اونه

15:20.838 --> 15:23.006
‫همون لحظه‌ای که از وِین دزدی کرد
‫همه‌مون رو بیچاره کرد

15:23.090 --> 15:25.425
‫اصلاً همه‌مون به‌خاطر پدر تو

15:25.509 --> 15:27.094
‫توی این وضع گیر کردیم

15:27.177 --> 15:28.477
‫تقصیر اونه

15:28.720 --> 15:30.889
‫و حتی الان هم نمی‌تونی
‫حقیقت رو ببینی

15:36.687 --> 15:39.648
‫می‌خوام ماشین‌های پلیس
‫در تقاطع خیابون‌های اوشن و مگنولیا باشن،

15:39.731 --> 15:42.067
‫حدوداً ۹۰ متری از خونه
‫فاصله داشته باشن. درگیر نشید

15:42.150 --> 15:43.902
‫تکرار می‌کنم، درگیر نشید

15:43.986 --> 15:45.487
‫نذارید مظنون‌ها ماشین‌ها رو ببینن

15:45.571 --> 15:46.631
‫فقط جلوشون رو بگیرید

15:46.655 --> 15:49.575
‫فقط اگه سعی کردن فرار کنن
‫جلوشون رو بگیرید

15:51.034 --> 15:54.872
‫پس هیچ هواپیمای باری‌ای در کار نبوده که بخواد
‫از لاس وگاس خارج‌مون کنه، دومینیکا دروغ بود

15:55.998 --> 15:57.624
‫از همون لحظه‌ای که
‫تصمیم گرفتیم پول رو برداریم،

15:57.708 --> 15:59.793
‫می‌دونستی می‌خوای ازم بدزدی‌شون

16:05.924 --> 16:08.093
‫یه روز قبل رفتن‌مون فهمیدم،
‫بعد از این‌که مامانم رو دیدم

16:09.178 --> 16:10.478
‫همون شبی که خوابت نمی‌گرفت

16:12.472 --> 16:13.772
‫منطقیه

16:14.892 --> 16:16.192
‫پس چرا…

16:17.311 --> 16:18.611
‫پول رو بهش ندادی؟

16:18.937 --> 16:20.237
‫نمی‌دونم

16:21.565 --> 16:23.025
‫نمی‌دونی؟

16:25.527 --> 16:27.154
‫داشتم تلاش می‌کردم تو در امان باشی

16:30.073 --> 16:31.450
‫زیباست

16:32.492 --> 16:34.036
‫نمی‌خواستم بهت خیانت کنم

16:37.289 --> 16:38.589
‫واقعاً زیباست

16:38.624 --> 16:39.809
‫خیلی‌خب، بین دو راهی گیر کرده بودم

16:39.833 --> 16:41.293
‫به افتخار زندگی قبلی‌مون

16:41.919 --> 16:43.219
‫به افتخار زندگی قبلی‌مون

17:05.828 --> 17:12.828
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:15.493 --> 17:17.412
‫بدترین شب عمرم رو سپری کردم

17:17.496 --> 17:19.122
‫اما کاری که باید
‫انجام می‌دادم رو انجام دادم

17:22.041 --> 17:24.086
‫با پول‌ها رسیدم اون‌جا

17:24.169 --> 17:27.339
‫یه غذاخوری بین‌راهی کنار بزرگراه بود
‫و می‌خواستم برم داخل،

17:27.422 --> 17:29.675
‫ماشین عوض کنیم، نقشه رو اجرا کنیم،
‫اون پول‌ها رو می‌برد

17:29.758 --> 17:31.176
‫و همه‌چیز تموم می‌شد

17:31.260 --> 17:34.555
‫و از پشت شیشه‌ی غذاخوری
‫داشتم بهش نگاه می‌کردم

17:35.180 --> 17:36.682
‫داشت با داچ قهوه می‌خورد،

17:36.765 --> 17:39.393
‫خیلی آروم منتظر من بود
‫تا برم پول رو تحویلش بدم،

17:39.476 --> 17:42.229
‫کامل مطمئن بود که اون کار رو می‌کنم
‫چون ذات دو تامون این‌طوره که هست،

17:42.312 --> 17:44.565
‫و داستان کل زندگیم همین بوده

17:48.318 --> 17:49.618
‫و من…

17:49.862 --> 17:54.366
‫توی ماشینم نشسته بودم
‫و از اون‌جا چهره‌ش رو می‌دیدم

17:55.325 --> 17:56.386
‫و اون…

17:56.410 --> 17:57.911
‫می‌خندید

18:09.673 --> 18:12.426
‫روحمم خبر نداشت که به چی می‌خندید،
‫اما مهم نبود. برام مهم نبود

18:12.509 --> 18:15.596
‫چون تنها چیزی که توی زندگیم
‫دوست داشتم رو خراب کرده بود،

18:15.679 --> 18:17.556
‫و اون‌جا نشسته بود و داشت می‌خندید

18:21.351 --> 18:22.978
‫و یه چیزی توی وجودم…

18:24.855 --> 18:26.648
‫نمی‌خواستم دیگه بازیچه‌‌ی دستش باشم

18:26.732 --> 18:29.151
‫کل زندگیم برای اون زندگی کرده بودم
‫و اون لحظه…

18:29.234 --> 18:31.945
‫از همه‌چیزِ اون متنفر بودم.
‫پس فرار کردم

18:34.281 --> 18:37.201
‫اگه قبل از این‌که من رو دور بزنی
‫اون جرقه توی سرت زده می‌شد خیلی بهتر می‌بود

18:37.284 --> 18:38.584
‫نه بابا؟!

18:42.623 --> 18:44.791
‫- می‌تونستی برگردی سراغم
‫- برگشتم

18:54.760 --> 18:56.970
‫فقط… نتونستم برسم بهت.
‫خیلی دیر رسیدم

18:57.930 --> 18:59.765
‫پس به فرارت ادامه دادی

18:59.848 --> 19:01.148
‫ای خدا

19:03.018 --> 19:04.728
‫کاری از دستم برنمی‌اومد

19:04.811 --> 19:07.814
‫خیلی‌خب، می‌دونستم فرار می‌کنی،
‫اما باید پول‌ها رو یه کاری می‌کردم

19:50.941 --> 19:52.651
‫ممنون

20:15.300 --> 20:18.355
‫« ‏۱۲ کلمه‌ی بازیابی »

20:22.014 --> 20:24.600
‫فکر می‌کردی چه اتفاقی برای من می‌افته؟

20:24.683 --> 20:26.435
‫- بهت که گفتم…
‫- آره، آره، آره، می‌دونم

20:26.518 --> 20:28.812
‫می‌دونستی "فرار می‌کنم."
‫عالیه. اما بعدش چی؟

20:28.896 --> 20:31.440
‫فکر می‌کردی مادرت
‫چه بلایی سرم میاره؟

20:31.523 --> 20:33.609
‫فکر می‌کردم میاد سراغ من

20:33.692 --> 20:35.819
‫می‌دونست پول با منه،
‫پس گفتم تو دیگه در امانی…

20:35.903 --> 20:38.071
‫انداختم توی صندوق عقب ماشین، کری

20:38.155 --> 20:39.257
‫- لعنتی
‫- آره

20:39.281 --> 20:40.657
‫فکر می‌کرد هم‌دستیم

20:40.741 --> 20:43.327
‫به زیردست‌هاش دستور می‌داد
‫من رو تیکه‌تیکه کنن تا بفهمن تو کجایی

20:43.410 --> 20:45.871
‫باشه، به خدا… به خدا قسم

20:45.954 --> 20:47.372
‫فکر نمی‌کردم بیاد سراغ تو

20:47.456 --> 20:49.541
‫خب آره، فکر کنم اونم انتظار نداشت
‫تو بهم خیانت کنی

20:49.625 --> 20:52.628
‫باید می‌فهمیدم. فقط زمان کافی
‫برای فکر کردن بهش نداشتم

20:52.711 --> 20:56.089
‫اون قسمت رو گند زدم.
‫می‌دونست تو باعث شدی زندانی بشه،

20:56.173 --> 20:57.883
‫پس معلوم بود که میاد سراغت

20:57.966 --> 20:59.927
‫تقصیر منه. بیا دلیلش رو بفهمیم

21:00.010 --> 21:02.304
‫چرا اون کار رو کردی؟
‫چرا با اِف‌بی‌آی همکاری کردی؟

21:03.722 --> 21:05.516
‫چون راه دیگه‌ای برای محافظت کردن
‫از خودمون پیدا نکردم

21:05.599 --> 21:07.518
‫پس سرنوشت همه رو تعیین کردی؟

21:07.601 --> 21:09.478
‫نه، کاری رو انجام دادم
‫که مجبور بودم انجامش بدم

21:09.561 --> 21:11.855
‫شاید رند تو رو هم بازی داده.
‫اصلاً به اون فکر کردی؟

21:11.939 --> 21:13.315
‫- نه
‫- چرا نه؟

21:13.398 --> 21:15.567
‫- چون به‌خاطر رند اون کار رو نکردم
‫- پس چرا…

21:15.651 --> 21:17.903
‫به‌خاطر پدرم و تو اون کار رو کردم،

21:17.986 --> 21:20.781
‫ولی تو اون کار رو به‌خاطر
‫‏۱۰ میلیون دلار پول انجام دادی

21:20.864 --> 21:24.743
‫اصلاً قضیه در مورد پول نبود.
‫قضیه در مورد پول نبود. باشه؟

21:24.826 --> 21:26.203
‫در مورد تو بود

21:26.828 --> 21:28.128
‫دوستت دارم

21:28.455 --> 21:30.707
‫- می‌دونم هنوز دوستم داری
‫- نه، ندارم

21:30.791 --> 21:32.292
‫باور نمی‌کنم.
‫عشق انتخابی نیست

21:32.376 --> 21:33.961
‫خب برام مهم نیست
‫چه چیزی رو باور می‌کنی یا نمی‌کنی

21:34.044 --> 21:35.838
‫نگو دوستم نداری.
‫می‌دونم دروغ می‌گی

21:35.921 --> 21:38.590
‫می‌دونی چیه؟
‫دیگه نمی‌خوام باهات بحث کنم

21:38.674 --> 21:39.974
‫کلمات بازیابی رو بده بهم

21:40.926 --> 21:42.636
‫- نه
‫- نه؟

21:43.262 --> 21:46.139
‫نه. پول رو به دارایی دیجیتال تبدیل کردم
‫که هیچ‌کس نتونه بهش دست پیدا کنه، از جمله تو

21:46.223 --> 21:48.934
‫- پول تو نیست
‫- و مال تو هم نیست

21:49.017 --> 21:50.203
‫و قطعاً مال جان نیست

21:50.227 --> 21:52.896
‫این همه سختی نکشیدم
‫که آخر سر پول‌ها رو بدم به اون

21:54.940 --> 21:57.442
‫همین‌الان کلمات رو بگو

21:59.403 --> 22:00.904
‫بهم شلیک نمی‌کنی

22:00.988 --> 22:04.199
‫چیزخورم کردی، ازم دزدی کردی،
‫تنهام گذاشتی تا بمیرم،

22:04.283 --> 22:06.994
‫و روحتم خبر نداره
‫از اون موقع چقدر سختی کشیدم

22:07.077 --> 22:08.954
‫پس باید حرفم رو قبول کنی
‫وقتی بهت می‌گم

22:09.037 --> 22:12.374
‫بدون شک بهت شلیک می‌کنم

22:12.875 --> 22:15.210
‫مشکل اینه که کلمات
‫توی مغز من هستن،

22:15.294 --> 22:16.920
‫پس اگه بهم شلیک کنی
‫اون کلمات رو به گور می‌برم

22:17.004 --> 22:19.173
‫کی گفت قراره بُکُشمت؟

22:21.800 --> 22:23.100
‫جرئت داری بزن

22:25.721 --> 22:27.431
‫کری مسترسون،
‫مأمور اِف‌بی‌آی صحبت می‌کنه

22:27.514 --> 22:28.814
‫می‌دونم داخل خونه‌ای

22:28.891 --> 22:32.019
‫دست‌هات رو ببر بالا و آروم بیا بیرون

22:32.102 --> 22:34.521
‫می‌خوام دستم رو ببرم توی جیبم.
‫کار احمقانه‌ای انجام ندی

22:35.355 --> 22:36.655
‫نمی‌خوام کسی آسیب ببینه

22:36.732 --> 22:37.917
‫مجبورمون نکن به زور بیاییم داخل

22:37.941 --> 22:39.359
‫تو همیشه راننده‌ی بهتری بودی

22:45.199 --> 22:46.499
‫می‌ریم داخل

22:49.912 --> 22:52.497
‫اتاق نشیمن خالیه.
‫آشپزخانه خالیه

22:54.458 --> 22:55.758
‫طبقه‌ی اول خالیه

22:59.087 --> 23:00.387
‫یعنی چی؟

23:04.968 --> 23:06.268
‫چی شده؟

23:12.059 --> 23:14.686
‫برانکوی آبی! برانکوی آبی!
‫برید، برید، برید!

23:14.770 --> 23:16.813
‫- بجنبید
‫- لاکی‌ـه

23:17.397 --> 23:18.541
‫لاکی عوضیه

23:18.565 --> 23:19.942
‫همه‌ی واحدها دنبال‌شون برن

23:20.025 --> 23:21.252
‫آزادراه‌ها رو ببندید

23:21.276 --> 23:23.445
‫بگید بالگرد اونا رو کامل
‫زیر نظر داشته باشه

23:35.958 --> 23:38.043
‫یه لحظه فکر کردم
‫واقعاً می‌خوای بهم شلیک کنی

23:38.126 --> 23:39.426
‫آره، هنوز ممکنه بهت شلیک کنم

23:43.257 --> 23:44.557
‫ماشین. ماشین

23:45.175 --> 23:46.510
‫آره، خودم دارم می‌بینم!

23:50.222 --> 23:51.522
‫گندش بزنن. گندش بزنن، گندش بزنن

23:52.182 --> 23:54.059
‫- توی سمت اشتباه جاده هستیم…
‫- خودم می‌دونم

23:54.142 --> 23:55.442
‫…لاکی، یالا

23:58.605 --> 23:59.666
‫چی؟

23:59.690 --> 24:00.990
‫- می‌پیچم سمت چپ
‫- گندش بزنن

24:07.281 --> 24:09.867
‫سرعت بالاست.
‫ترافیک متوسطه، ولی داره سنگین می‌شه

24:09.950 --> 24:11.368
‫به خیابان لاهویا ویلیج نزدیک می‌شن

24:11.451 --> 24:13.620
‫- داره کجا می‌ره؟
‫- گندش بزنن

24:15.080 --> 24:17.249
‫رابرتس، ۴ تا ماشین پلیس بفرست

24:17.332 --> 24:18.959
‫- به مرز مکزیک
‫- چشم

24:19.042 --> 24:21.295
‫فکر می‌کنی در حالی که این همه
‫پلیس دنبالشن، سعی می‌کنه از مرز عبور کنه؟

24:21.378 --> 24:22.838
‫نمی‌خوام از راه سختش بفهمم

24:33.223 --> 24:35.684
‫ترافیک داره سنگین می‌شه،
‫مظنون‌ها گیر می‌افتن

24:35.767 --> 24:37.352
‫بزن بریم. راه فراری ندارن

24:38.103 --> 24:40.355
‫خیلی‌خب، باید از این جاده خارج بشیم
‫و به سمت جنوب به مکزیک بریم

24:40.439 --> 24:42.316
‫"خارج بشیم؟" با تو هیچ‌جا نمیام

24:42.399 --> 24:44.568
‫خیلی‌خب. الان واقعاً چاره‌ای نداری

24:45.110 --> 24:46.410
‫لعنتی! به کشتن می‌دی‌مون

24:46.445 --> 24:48.530
‫می‌خوای پیاده بشی؟
‫می‌تونم همین‌جا پیاده‌ت کنم

24:48.614 --> 24:51.700
‫ازت نمی‌خوام ببخشیم،
‫اما الان هدف هر دو تامون یکیه

24:51.783 --> 24:53.702
‫فقط ازت می‌خوام برای ۱۰ دقیقه
‫بهم اعتماد کنی، باشه؟

24:53.785 --> 24:56.205
‫خب تا وقتی بالگرد رو گم نکنیم
‫نمی‌تونیم هیچ‌جا بریم

24:56.288 --> 24:58.332
‫آره، و چطور می‌خوایم اون کار رو بکنیم؟

24:58.415 --> 25:00.751
‫- لاکی، چطور می‌خوایم اون کار رو بکنیم؟
‫- دارم فکر می‌کنم

25:00.834 --> 25:03.003
‫- خب به چی فکر می‌کنی، لاکی؟
‫- فقط بهم اعتماد کن

25:19.186 --> 25:21.271
‫از بالگرد به نیروهای زمینی،
‫خودروی اشتباهی رو دنبال کردیم

25:21.355 --> 25:22.415
‫از روگذر به بعد گمش کردیم

25:22.439 --> 25:24.399
‫برانکوی آبی رو نمی‌بینیم

25:24.483 --> 25:26.151
‫تکرار می‌کنم، خودروی مظنون‌ها رو نمی‌بینیم

25:30.030 --> 25:31.049
‫جلو می‌ریم

25:31.073 --> 25:32.616
‫صندلی شاگرد کسی نیست

25:33.492 --> 25:34.792
‫خالیه

25:38.789 --> 25:40.089
‫خیلی‌خب، داریم کجا می‌ریم؟

25:40.624 --> 25:41.924
‫جایی که بتونیم هم‌رنگ جماعت بشیم

25:46.380 --> 25:47.680
‫رابرتس

25:49.883 --> 25:51.069
‫چی شد؟

25:51.093 --> 25:53.428
‫- ماشین رو ول کردن و رفتن
‫- شوخی می‌کنی!

26:13.949 --> 26:15.249
‫اون بالان

26:15.659 --> 26:17.119
‫اون بالا دارن پیاده می‌رن

26:17.202 --> 26:19.788
‫می‌خوام همه‌ی ماشین پلیس‌ها
‫برن بالا رو محاصره کنن و گیرشون بندازن

26:19.872 --> 26:21.290
‫- مظنون‌ها پیاده هستن
‫- خیلی دور نشدن

26:21.373 --> 26:22.673
‫محاصره‌شون می‌کنیم. بزنید بریم!

26:24.001 --> 26:25.460
‫می‌تونم یه سوالی ازت بپرسم؟

26:25.544 --> 26:26.962
‫الان واقعاً زمان مناسبی نیست

26:27.045 --> 26:30.007
‫جان ازت خواست پول رو براش برداری.
‫چرا اون کار رو کردی؟

26:31.633 --> 26:34.219
‫والدین‌مون زندان بودن،
‫زندگی‌ای که همیشه می‌خواستی رو داشتیم،

26:34.303 --> 26:36.889
‫خوش‌حال بودی، و بعدش جان تماس گرفت
‫و همه‌چیز رو به‌خاطرش کنار گذاشتی؟

26:36.972 --> 26:39.099
‫- خب در هر صورت می‌اومدن سراغ‌مون
‫- کیا؟

26:39.725 --> 26:41.560
‫ویتاکر. مادرت

26:41.643 --> 26:43.228
‫یا فکر می‌کردن من ربطی
‫به اون ماجرا داشتم

26:43.312 --> 26:44.897
‫یا ازم استفاده می‌کردن
‫تا زیر زبون جان رو بِکِشن

26:44.980 --> 26:46.124
‫در هر صورت اون زندگی‌مون
‫به پایان می‌رسید

26:46.148 --> 26:47.566
‫- آره، می‌خوای نظر من رو بدونی؟
‫- واقعاً نه

26:47.649 --> 26:49.985
‫به نظرم بلد نیستی
‫به پدرت جواب منفی بدی

26:53.363 --> 26:54.865
‫با همید؟

26:56.074 --> 26:58.410
‫خب سوار بشید. وقت نداریم

26:59.369 --> 27:00.669
‫عزیزم، می‌تونم ببخشمت

27:01.830 --> 27:03.248
‫فقط سوار شو!

27:05.292 --> 27:06.592
‫احمق

27:09.129 --> 27:10.429
‫هی!

27:13.425 --> 27:14.725
‫عوضی!

27:19.723 --> 27:21.850
‫ببخشید! لطفاً کمکم کنید

27:21.934 --> 27:23.519
‫اون مرد رو می‌بینید،
‫داره من رو تعقیب می‌کنه

27:23.602 --> 27:24.662
‫احساس امنیت نمی‌کنم

27:24.686 --> 27:26.313
‫لطفاً، به‌خاطر اون احساس امنیت نمی‌کنم…

27:26.396 --> 27:27.696
‫دست از سرم بردار

27:27.731 --> 27:29.031
‫آقا، جونم در خطره

27:30.734 --> 27:32.034
‫اون دیگه چی بود؟

27:41.578 --> 27:42.878
‫باید این‌جا باشن

27:42.913 --> 27:44.456
‫اگه هنوز پیاده باشن

27:44.540 --> 27:45.840
‫ممکنه لاکی یه ماشین دزدیده باشه

27:45.874 --> 27:48.961
‫اگه اون‌طوری باشه دیگه روح‌مون هم
‫خبر نداره داریم دنبال چی می‌گردیم

27:50.546 --> 27:51.880
‫باید از مرز دورتر بشیم

27:51.964 --> 27:53.507
‫اون‌طور هزاران مسیر مختلف هست

27:53.590 --> 27:55.175
‫و می‌تونیم گم‌وگور بشیم

27:55.259 --> 27:57.803
‫مطمئنی نمی‌خوای بریم به سمت جنوب
‫و لب مرز منتظر بمونیم؟

27:58.470 --> 27:59.697
‫- لب مرز…
‫- آره

27:59.721 --> 28:01.431
‫اونا هم انتظار دارن اون کار رو بکنیم

28:01.515 --> 28:03.308
‫به نظرم سریع‌ترین راه خروج‌مونه، لاکی

28:03.392 --> 28:04.692
‫- صبر کن، چی…
‫- لاکی

28:15.571 --> 28:16.905
‫- دارن نگاه می‌کنن؟
‫- نمی‌دونم

28:18.323 --> 28:20.242
‫اما نگاه نکن

28:23.453 --> 28:25.539
‫گفتم نگاه نکن، کری

28:29.585 --> 28:30.885
‫مراقب باش

28:47.186 --> 28:48.687
‫خیلی‌خب. هزاران مسیر هست،

28:48.770 --> 28:50.731
‫نمی‌دونم یعنی چی.
‫باید یه مسیر رو انتخاب کنیم

28:51.565 --> 28:54.234
‫من الان دارم رانندگی می‌کنم.
‫می‌شه لطفاً مسیر رو بهم بگی؟

28:54.318 --> 28:56.445
‫- اگه همین‌طوری بخوای برونی تا شب توی راهیم
‫- لعنتی!

28:56.528 --> 28:58.113
‫ای خدا

28:58.864 --> 29:00.407
‫اونا بودن

29:05.037 --> 29:06.747
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

29:06.830 --> 29:08.130
‫می‌خوام انجامش بدم

29:09.166 --> 29:10.584
‫گندش بزنن. گندش بزنن. لعنتی

29:13.128 --> 29:15.422
‫- لعنتی! نه!
‫- گندش بزنن

29:16.048 --> 29:17.591
‫برو دنبال‌شون. گم‌شون نکنی

29:21.637 --> 29:23.847
‫- سریع‌تر برو، لاکی. یالا!
‫- دارم سعی‌ام رو می‌کنم، لطفاً فقط…

29:36.652 --> 29:37.952
‫گندش بزنن

29:46.870 --> 29:48.170
‫خیلی‌خب

29:57.756 --> 29:59.056
‫از اون‌طرف جلوشون رو بگیر

30:02.886 --> 30:04.471
‫بیچاره شدیم. بیچاره شدیم

30:06.139 --> 30:08.058
‫- لاکی، بمون
‫- بمون

30:15.274 --> 30:16.733
‫یا خدا!

30:17.568 --> 30:18.868
‫خیلی دیوونگیه

30:46.930 --> 30:48.307
‫- کری؟
‫- می‌دونم

30:49.975 --> 30:51.035
‫اصلاً از رابطه‌مون پشیمون نیستم

30:51.059 --> 30:52.359
‫منم همین‌طور

30:58.317 --> 30:59.377
‫چیکار می‌کنی؟

30:59.401 --> 31:00.903
‫یه‌کم زمان می‌خرم

31:01.570 --> 31:02.905
‫گندش بزنن

31:06.366 --> 31:07.784
‫لعنتی!

31:27.095 --> 31:28.395
‫کری؟

32:22.776 --> 32:24.076
‫تمومه، لاکی

32:29.074 --> 32:30.492
‫کجا می‌بریدش؟

32:35.414 --> 32:36.832
‫نتونستم کاری براش بکنم

32:38.041 --> 32:39.341
‫چی؟ چی…

32:40.502 --> 32:42.254
‫- متأسفم
‫- نه، صبر کن. منظورت چیه؟

32:42.337 --> 32:44.631
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم
‫پاش گیر بود، و کاری ازم برنمی‌اومد

32:44.715 --> 32:46.884
‫نه، نه، نه. بهم قول دادی

32:46.967 --> 32:48.267
‫هر کاری که می‌تونستم رو انجام دادم

32:48.719 --> 32:49.863
‫- متأسفم
‫- متأسفی؟

32:49.887 --> 32:51.847
‫نه. نمی‌تونی اون کار رو بکنی

32:51.930 --> 32:53.473
‫کاری از دستت برنمی‌اومد؟

32:53.557 --> 32:55.225
‫ازم سوءاستفاده کردی!

32:55.309 --> 32:57.102
‫- متأسفم. بریم
‫- نه

32:57.186 --> 33:00.189
‫صبر کن. نه، نه، نه.
‫نمی‌تونی اون کار رو بکنی

33:00.272 --> 33:01.940
‫باشه؟ با هم یه قراری داشتیم

33:02.024 --> 33:04.610
‫بهم قول دادی! بهت کمک کردم!

33:04.693 --> 33:07.779
‫می‌فهمی این زندگیمه؟

33:07.863 --> 33:10.073
‫چه مرگته؟ یه دروغ‌گویی!

33:10.991 --> 33:12.659
‫بهم دروغ گفتی!

33:27.132 --> 33:28.432
‫بهم شلیک کردن

33:30.802 --> 33:32.102
‫کری!

33:33.555 --> 33:34.855
‫کری، کری. متأسفم، متأسفم

33:34.890 --> 33:37.434
‫متأسفم، متأسفم، متأسفم. هی، عزیزم.
‫پایین رو نگاه نکن. پایین رو نگاه نکن

33:37.518 --> 33:39.436
‫هی، من رو ببین.
‫به من نگاه کن

33:39.520 --> 33:42.189
‫هی. هی، چیزی نیست.
‫چیزی نیست

33:42.272 --> 33:43.572
‫لعنتی

33:43.649 --> 33:46.109
‫چیزی نیست. درست می‌شه

33:46.193 --> 33:48.278
‫فکر کنم اسلحه انتخاب بدی بود

33:48.362 --> 33:51.156
‫هی. هی، عزیزم.
‫اصلاً بهش نگاه نکن

33:51.240 --> 33:52.866
‫به من نگاه کن.
‫هی، تمرکز کن

33:52.950 --> 33:54.701
‫- کری، ازت می‌خوام تمرکز کنی
‫- باشه

33:54.785 --> 33:58.830
‫ازت می‌خوام تمرکز کنی. به من نگاه کن.
‫من رو ببین. نفس بکش، عزیزم، نفس بکش

33:59.456 --> 34:01.959
‫آره، همینه.
‫آفرین، عزیزم

34:02.042 --> 34:05.462
‫چیزی نیست. درست می‌شه.
‫کامل درست می‌شه

34:05.546 --> 34:06.773
‫- همه‌چیز درست می‌شه
‫- فکر کنم می‌خوام بمیرم

34:06.797 --> 34:10.007
‫نه، عزیزم. نه، عزیزدلم

34:10.759 --> 34:13.219
‫چیزی نیست. چیزی نیست

34:13.971 --> 34:15.931
‫هی. هی

34:18.308 --> 34:21.687
‫کری؟ کری؟

34:25.607 --> 34:28.735
‫تو… خوش‌حال بودی

34:29.485 --> 34:30.785
‫خوش‌حال بودی…

34:35.074 --> 34:36.374
‫کری؟

34:37.828 --> 34:39.371
‫کری، چشم‌هات رو باز کن.
‫به من نگاه کن

34:40.789 --> 34:43.083
‫به من نگاه کن، کری!
‫نمی‌تونی تنهام بذاری!

34:44.333 --> 34:45.633
‫کری!

34:46.795 --> 34:49.882
‫چشم‌هات رو باز کن!
‫نمی‌تونی ترکم کنی

34:56.304 --> 34:57.639
‫نه!

34:58.849 --> 35:01.018
‫چشم‌هات رو باز کن لعنتی!

35:02.311 --> 35:03.937
‫یالا!

35:07.691 --> 35:08.991
‫لطفاً

35:42.059 --> 35:43.359
‫صبر کن

35:55.113 --> 35:56.413
‫رند، صبر کن!

36:17.386 --> 36:18.686
‫دختره کجاست؟

36:23.934 --> 36:25.234
‫رند!

36:25.686 --> 36:26.746
‫یه مأمور زخمی شده!

36:26.770 --> 36:28.605
‫رند! هی

37:14.526 --> 37:15.826
‫نه!

37:16.069 --> 37:17.338
‫نه!

37:17.362 --> 37:19.364
‫نه! پسرم

37:19.448 --> 37:22.784
‫- نه، نباید بری اون‌جا. نه. بیا بریم
‫- نه! بذار برم. ولم کن

37:22.868 --> 37:26.288
‫نه! نه!

37:26.371 --> 37:30.209
‫نه! نه!

37:38.884 --> 37:40.511
‫پسرم!

38:01.061 --> 38:26.061
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
