WEBVTT

00:16.270 --> 00:26.820
‫عشق پنهان زیر آسمان صاف شب

01:30.000 --> 01:40.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:40.020 --> 01:47.020
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:49.970 --> 01:53.570
‫اگه نمیدونی، اینجا
‫میشه سیگار کشید.

01:54.100 --> 01:55.700
‫تویی که نباید اینجا باشی.

01:56.130 --> 01:58.740
‫تا حالا چیزی درباره دود دست‌دوم نشنیدی؟

01:58.740 --> 02:03.410
‫پس ممنون می‌شم
‫اگه یه مدت نفست رو حبس کنی.

02:09.490 --> 02:13.370
‫تو همکلاسی فویوتسوکی-سان هستی؟

02:15.970 --> 02:18.730
‫من پزشک معالجشم.

02:18.730 --> 02:20.780
‫پزشک معالجش هستی؟

02:25.850 --> 02:28.800
‫امـ... می‌تونم یه چیزی ازتون بپرسم؟

02:28.800 --> 02:30.900
‫درباره حافظه فویوتسوکی-سان؟

02:31.570 --> 02:35.780
‫سرطان واقعاً می‌تونه باعث فراموشی بشه؟

02:36.290 --> 02:41.910
‫خب، اگه تومور توی مغز رشد کنه،
‫از نظر تئوری ممکنه.

02:42.900 --> 02:47.540
‫اما در مورد فویوتسوکی-سان،
‫سرطان به کبدش زده،

02:48.130 --> 02:51.970
‫پس این نباید اصلاً روی
‫حافظه‌اش تأثیر بذاره.

02:51.970 --> 02:54.610
‫پس... چرا؟

02:55.890 --> 02:59.960
‫یه احتمال ضعیف وجود داره که
‫وقتی شیمی‌درمانی رو شروع کنی،

02:59.960 --> 03:01.860
‫خاطراتت ممکنه ناپیدا بشن.

03:02.570 --> 03:06.230
‫مثلاً یادت نیاد دیروز چی
‫شده و کلاً احساس گیجی کنی.

03:06.620 --> 03:08.430
‫بهش می‌گن مه مغزیِ شیمی‌درمانی.

03:08.850 --> 03:12.360
‫گاهی اوقات وقتی تحت داروهای
‫سنگین باشی هم این اتفاق می‌افته.

03:12.360 --> 03:14.240
‫خب، این قضیه رو توضیح می‌ده؟

03:15.090 --> 03:16.560
‫هوم...

03:17.300 --> 03:21.440
‫علائم فویوتسوکی-سان به نظر با
‫مه مغزیِ شیمی‌درمانی نمی‌خونه.

03:22.140 --> 03:23.670
‫منظورتون چیه؟

03:24.260 --> 03:27.200
‫به نظر نمی‌رسه که این مشکل ناشی
‫از بیماری یا داروهاش باشه.

03:28.380 --> 03:35.900
‫می‌شه گفت بیشتر جنبه روانی داره،
‫انگار خودش خاطراتش رو مهر و موم کرده.

03:35.900 --> 03:37.000
‫مهر و موم؟

03:41.480 --> 03:45.720
‫اگه بتونی یه جوری خاطراتش رو تحریک کنی،
‫شاید تأثیر داشته باشه.

03:47.090 --> 03:48.280
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

03:48.830 --> 03:50.240
‫لطفاً یه چیزی بهم بگید.

03:51.750 --> 03:54.560
‫فویوتسوکی می‌تونه
‫این سرطان رو شکست بده؟

03:55.860 --> 03:59.990
‫خب، شانسش رو حدود ۵ درصد می‌دونم.

03:59.990 --> 04:01.630
‫منظورتون شانس مرگشه؟

04:02.290 --> 04:03.100
‫نه.

04:04.120 --> 04:06.780
‫منظورم شانس زنده موندنش تا پایان ساله.

04:13.860 --> 04:15.800
‫اما من درمانش می‌کنم.

04:27.610 --> 04:29.040
‫حالت خوبه؟

04:29.040 --> 04:33.410
‫اوه. یه اسمی-سنپای.

04:33.410 --> 04:36.820
‫قربون حدس زدنت، کوتوموگی‌ام.

04:38.490 --> 04:39.730
‫ببخشید.

04:40.970 --> 04:43.660
‫خب، اون دختری که نمی‌تونه ببینه کجاست؟

04:44.570 --> 04:47.520
‫الان توی بیمارستانه.

04:48.010 --> 04:49.870
‫حالش خوب نیست.

04:49.870 --> 04:50.900
‫آرارا.

04:51.880 --> 04:54.480
‫خب، تو دوست‌پسرشی. باید پیشش باشی.

04:54.890 --> 04:56.520
‫من دوست‌پسرش نیستم.

04:56.520 --> 04:58.380
‫شماها با هم قرار نمی‌ذاشتید؟

04:59.130 --> 05:00.510
‫اون دست رد به سینه‌ام زد.

05:01.440 --> 05:03.910
‫می‌شه قبل از اینکه گریه‌ام
‫بگیره بی‌خیال شی؟

05:05.010 --> 05:07.140
‫وقتی زندگی سخته، آتش‌بازی راه بنداز.

05:07.560 --> 05:09.180
‫داری چی می‌گی؟

05:09.180 --> 05:11.230
‫اوه، پس به این گوش کن.

05:11.960 --> 05:15.220
‫می‌دونی که آتش‌بازی جشنواره
‫مدرسه کنسل شد، درسته؟

05:15.220 --> 05:17.850
‫به خاطر اون یه کم تو دردسر افتادم.

05:18.570 --> 05:19.700
‫هاه.

05:20.460 --> 05:22.780
‫هزینه کنسلیه.

05:23.360 --> 05:27.720
‫یه آتش‌باز هست که می‌شناسم و می‌خواد
‫پول همه چیزایی که ساخته رو بدیم،

05:27.720 --> 05:32.520
‫اما کمیته جشنواره می‌گه اون می‌تونه اون
‫آتش‌بازی‌ها رو جای دیگه‌ای استفاده کنه،

05:32.520 --> 05:35.040
‫پس فقط می‌خوان پول تجهیزات رو بدن.

05:35.040 --> 05:38.890
‫هیچ‌کدوم کوتاه نمیان،
‫واسه همین بین دوراهی گیر کردم.

05:38.890 --> 05:40.960
‫خودت رو جای من بذار.

05:43.210 --> 05:44.740
‫راستش اصلاً برام مهم نیست.

05:45.570 --> 05:49.160
‫ولی، انگار واقعاً می‌شه توی
‫محوطه دانشگاه آتش‌بازی راه انداخت.

05:49.160 --> 05:50.600
‫معلومه که می‌شه!

05:50.600 --> 05:54.600
‫باید اول از کلی جاها مجوز بگیری،

05:54.600 --> 05:59.610
‫و این واقعاً دردسر بزرگیه،
‫ولی من یه راهی براش پیدا کردم.

05:59.610 --> 06:02.780
‫پنجاه تا ترقه سایز دو،
‫پانزده تا سایز سه،

06:02.780 --> 06:06.710
‫و ده تا سایز چهار می‌گیری،
‫یه آبشار یا آتش‌بازی زمینی هم وسطش می‌ذاری،

06:06.710 --> 06:08.390
‫و یه برنامه سه دقیقه‌ای داری.

06:09.210 --> 06:12.090
‫اگه فقط اندازه ۷۵ تا ترقه
‫مواد منفجره داشته باشی،

06:12.090 --> 06:14.490
‫دیگه لازم نیست خودت رو
‫درگیر اون همه درخواست کنی.

06:15.320 --> 06:17.740
‫عه، نمی‌دونستم.

06:17.740 --> 06:21.190
‫خب، من دارم می‌رم ماهیگیری. می‌آی؟

06:22.290 --> 06:24.400
‫بچه‌ماهی‌های اسب‌ماهی الان فصلشونه.

06:23.930 --> 06:27.140
‫بی‌خیال شو دیگه.

06:24.400 --> 06:27.830
‫و اون خانمه توی کافه‌تریا
‫می‌گه برام سرخشون می‌کنه.

06:27.830 --> 06:28.750
‫راستی، راستی.

06:30.080 --> 06:32.140
‫صبر کن. کجا گذاشتمش؟

06:32.820 --> 06:33.890
‫چی؟

06:34.850 --> 06:35.600
‫چی؟

06:36.650 --> 06:39.160
‫باید برگردم اتاقم تا یه گزارش بنویسم.

06:39.160 --> 06:40.440
‫ایناهاش! ایناهاش!

06:41.450 --> 06:42.730
‫این...

06:45.240 --> 06:47.320
‫مال دوست‌دخترت نیست؟

06:50.530 --> 06:52.370
‫کجا پیداش کردی؟

06:53.150 --> 06:55.690
‫روی زمین، جلوی کلاب‌هوس افتاده بود.

06:56.450 --> 06:59.270
‫حدس زدم این نشانگر بریل باید مال اون باشه.

06:59.920 --> 07:04.060
‫می‌خواستم وقتی دیدمش بهش بدم،
‫ولی اگه بیمارستانه، می‌سپرمش به تو.

07:04.060 --> 07:05.010
‫سنپای!

07:05.690 --> 07:07.580
‫خیلی ممنونم!

07:06.120 --> 07:07.580
‫دارم خفه می‌شم!

07:08.300 --> 07:10.260
‫واقعاً ممنونم!

07:10.260 --> 07:11.310
‫اوه.

07:12.640 --> 07:16.100
‫نشانگر فویوتسوکی رو پس گرفتم!

07:16.100 --> 07:17.620
‫پسش گرفتم!

07:22.070 --> 07:23.740
‫لطفاً اینجا ندوید.

07:24.210 --> 07:25.350
‫معذرت می‌خوام.

07:31.320 --> 07:33.800
‫حالا دیکشنری بریل از کجا گیر بیارم؟

07:37.870 --> 07:48.010
‫کتابخانه دانشگاه

07:37.870 --> 07:48.010
‫جستجوی پایگاه داده

07:37.870 --> 07:44.510
‫جستجوی منابع

07:37.870 --> 07:44.510
‫جستجو

07:38.840 --> 07:42.860
‫تا حالا لیستی از کارایی که
‫می‌خوای قبل مرگ انجام بدی نوشتی؟

07:40.000 --> 07:44.510
‫دیکشنری بریل

07:43.790 --> 07:46.780
‫هرچند هیچ‌وقت نمی‌دونی کی ممکنه بمیری.

07:46.130 --> 07:47.020
‫عنوان

07:46.130 --> 07:47.020
‫نویسنده

07:46.130 --> 07:47.020
‫ناشر

07:46.130 --> 07:47.020
‫کد

07:46.130 --> 07:47.020
‫آموزش کامل خط بریل ژاپنی، ویرایش هشتم

07:46.130 --> 07:47.020
‫انجمن بریل ژاپن

07:46.130 --> 07:47.020
‫مرکز انتشارات بریل ژاپن

07:46.130 --> 07:47.020
‫دیکشنری خط بریل، ویرایش بازنگری‌شده

07:46.130 --> 07:47.020
‫کمیته ویراستاران بریل

07:46.130 --> 07:47.020
‫انتشارات اسناد ملی

07:48.670 --> 07:51.590
‫فکر نکنم شوخی کرده باشه.

07:52.970 --> 07:57.720
‫شاید فویوتسوکی تمام این مدت
‫داشته با ترس‌هاش می‌جنگیده.

07:59.890 --> 08:05.060
‫هر چیزی که می‌خواسته امتحان کنه،
‫همین‌جا نوشته شده.

08:13.870 --> 08:15.870
‫جدول الفبای بریل

08:20.870 --> 08:23.090
‫فروشگاه

08:20.870 --> 08:23.090
‫کوه

08:20.870 --> 08:23.090
‫فروشگاه

08:20.870 --> 08:23.090
‫به

08:20.870 --> 08:23.090
‫مهما

08:20.870 --> 08:23.090
‫رفتن

08:20.870 --> 08:23.090
‫مهمانی؟

09:00.570 --> 09:02.180
‫مهمونی رفتن

09:02.610 --> 09:04.320
‫عضو باشگاه شدن

09:09.730 --> 09:11.700
‫دوست پیدا کردن

09:12.590 --> 09:14.260
‫خرید رفتن

09:24.550 --> 09:26.020
‫آتش‌بازی کردن

09:26.580 --> 09:28.010
‫عاشق شدن

09:39.690 --> 09:41.460
‫هنوز هیچ کاری نکردی!

09:42.370 --> 09:47.800
‫فکر کنم اگه با هم آتیش‌بازی کنیم،
‫خیلی عالی می‌شه.

09:48.830 --> 09:51.470
‫مطمئنم روز خیلی خاصی می‌شه.

09:51.980 --> 09:54.140
‫روزی که هیچ‌وقت یادمون نمی‌ره.

09:56.350 --> 09:58.080
‫پس من برات به واقعیت تبدیلش می‌کنم.

09:58.890 --> 10:01.890
‫هیچ دلیلی نداره که بخوای تسلیم بشی.

10:02.770 --> 10:06.970
‫آره، درسته! آره.

10:18.050 --> 10:19.420
‫بیا آتیش‌بازی کنیم.

10:21.230 --> 10:25.630
‫پرنسس داشت ضعیف‌تر می‌شد،
‫واسه همین پرنس با تمام توانش دوید

10:23.210 --> 10:26.460
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫به کسی وابسته بشم.

10:25.630 --> 10:30.740
‫تا اون میوه گرون‌بها رو
‫بیاره که طلسمش رو می‌شکست.

10:27.240 --> 10:31.340
‫یه جور تسلیم شدن بود،
‫مثل یه نوع دفاع شخصی.

10:31.340 --> 10:37.420
‫وقتی بالاخره به پرنسس رسید،
‫میوه‌ای که با دقت پیچیده بود رو بهش داد.

10:31.900 --> 10:38.260
‫وقتی فهمیدم چقدر عمیق توی
‫وجودم ریشه کرده، شوکه شدم.

10:37.860 --> 10:44.220
‫پرنسس یه گاز از میوه زد
‫و اشک از صورتش جاری شد.

10:44.560 --> 10:47.130
‫طلسم شکسته شد،

10:47.130 --> 10:51.910
‫و پرنسس بالاخره تونست به
‫پرنس بگه چقدر دوستش داره.

10:52.570 --> 10:58.380
‫بعد از اون، پرنس و پرنسس تا
‫ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن.

10:59.070 --> 11:00.500
‫پایان.

11:00.500 --> 11:02.200
‫وای!

11:02.200 --> 11:04.720
‫حالا نوبت آواز خوندنه.

11:06.480 --> 11:07.580
‫حالت خوبه؟

11:08.450 --> 11:09.700
‫خوبم.

11:10.940 --> 11:16.520
‫روز بعد که رفتم،
‫اصلاً فویوتسوکی رو ندیدم.

11:18.780 --> 11:22.310
‫یه مدت پیش،
‫وقتی خیلی ضعیف به نظر می‌رسید،

11:22.310 --> 11:26.100
‫بدون اینکه صدایی ازم در بیاد،
‫تا اتاقش دنبالش رفتم.

11:27.440 --> 11:31.710
‫از این فکر که تبدیل به یه
‫استاکر واقعی شدم می‌ترسیدم.

11:27.440 --> 11:31.710
‫(استاکر: فردی که به دلایل مختلف
‫یک شخص رو دنبال میکنه.)

11:32.950 --> 11:35.780
‫ولی حداقل تونستم اتاقش رو پیدا کنم.

11:44.040 --> 11:46.290
‫مطمئنی می‌خوای کوتاهش کنم؟

11:46.290 --> 11:48.320
‫اوهوم. لطفاً.

11:58.220 --> 12:00.580
‫اون مادر فویوتسوکیه؟

12:01.930 --> 12:04.060
‫لعنتی!

12:06.120 --> 12:07.870
‫هیس.

12:07.870 --> 12:09.240
‫مامان؟

12:09.240 --> 12:11.810
‫باشه، باشه، فهمیدم.

12:12.130 --> 12:15.270
‫ولی فکر کنم اول باید یه
‫چیزی برای نوشیدن بگیرم.

12:20.930 --> 12:23.070
‫تو دوست کوهارو هستی؟

12:23.070 --> 12:25.200
‫امـ... آره!

12:25.200 --> 12:26.910
‫هیس.

12:27.430 --> 12:29.160
‫بیا بریم اون‌طرف حرف بزنیم.

12:35.770 --> 12:36.940
‫خیلی عجیبه.

12:38.220 --> 12:40.460
‫حس می‌کنم فویوتسوکی داره نگام می‌کنه.

12:41.950 --> 12:45.060
‫پس تو یکی از دوستای کوهارو هستی؟

12:45.060 --> 12:49.040
‫امـ... بله. اسم من سورانو کاکروئه.

12:49.040 --> 12:50.550
‫ما هم‌دانشگاهی هستیم.

12:50.550 --> 12:51.970
‫دانشگاه؟

12:51.970 --> 12:52.710
‫هان؟

12:53.190 --> 12:56.590
‫پس اون واقعاً رفته دانشگاه، نه؟

12:56.590 --> 13:00.100
‫امـ... بله. ما توی یه رشته‌ایم.

13:00.870 --> 13:02.830
‫خدا رو شکر.

13:04.330 --> 13:10.040
‫از وقتی بستری شده،
‫همش اصرار داره که هیچ‌وقت دانشگاه نرفته.

13:10.370 --> 13:13.630
‫داشتم فکر می‌کردم نکنه
‫همه‌ش توهم خودم بوده.

13:13.630 --> 13:15.880
‫خونه هم همین‌طوری رفتار می‌کرد؟

13:16.450 --> 13:18.210
‫به تو هم چیزی شبیه این گفته؟

13:19.250 --> 13:22.500
‫طوری رفتار می‌کنه که انگار
‫یادش رفته ما کی هستیم.

13:23.800 --> 13:25.460
‫که اینطور.

13:27.090 --> 13:30.680
‫حتماً برای تو و دوستات خیلی سخته.

13:30.960 --> 13:33.640
‫نه، من روبراهم.

13:33.640 --> 13:36.590
‫لازم نیست اینو بگی. می‌دونم سخته.

13:37.210 --> 13:38.290
‫از پسش برمیام.

13:39.620 --> 13:41.300
‫باشه.

13:44.830 --> 13:47.950
‫حتماً برای شما هم خیلی سخته، مامان.

13:47.950 --> 13:51.970
‫گفتی «مامان»؟ ای وای، نکنه تو و کوهارو...؟

13:51.970 --> 13:54.270
‫نـ... نه، اصلاً اون‌طوری نیست!

13:54.670 --> 13:56.220
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم.

13:59.890 --> 14:05.550
‫مثل مادر، مثل دختر!
‫همون چیزی که از مادر فویوتسوکی انتظار میره.

14:06.010 --> 14:11.570
‫مطمئن نیستم واقعاً بخوای
‫اینو بشنوی، سورانو-کون،

14:13.140 --> 14:14.540
‫ولی خیلی سخته.

14:15.860 --> 14:22.340
‫روزی نیست که فکر نکنم چرا
‫نتونستم بدن قوی‌تری بهش بدم.

14:23.070 --> 14:29.370
‫ولی اگه بذارم ناراحتی‌م رو ببینه،
‫فقط کار رو براش سخت‌تر می‌کنم.

14:30.480 --> 14:35.470
‫اگه قراره از این بگذره،
‫باید براش لبخند بزنیم.

14:36.570 --> 14:40.510
‫واسه همین می‌خوام تو
‫هم باهاش وقت بگذرونی.

14:41.100 --> 14:43.150
‫می‌دونم چقدر ممکنه سخت باشه،

14:44.160 --> 14:47.140
‫ولی می‌خوام کمی خنده به زندگیش بیاری.

14:48.910 --> 14:50.060
‫چشم.

14:53.310 --> 14:54.510
‫ممنونم.

14:57.520 --> 15:00.290
‫اون قیچی واسه چیه؟

15:00.290 --> 15:01.360
‫اوه.

15:03.170 --> 15:05.220
‫می‌گه می‌خواد موهاش رو کوتاه کنه.

15:05.820 --> 15:09.000
‫به‌خاطر داروها،
‫به‌زودی شروع به ریزش می‌کنه.

15:10.040 --> 15:11.450
‫واقعاً؟

15:12.810 --> 15:15.650
‫موهای خیلی بلند و قشنگی داره.

15:15.650 --> 15:18.340
‫خب، ما دور نمی‌اندازیمش.

15:18.800 --> 15:21.140
‫تا حالا اسم اهدای مو رو شنیدی؟

15:21.580 --> 15:23.270
‫اهدای مو؟

15:24.070 --> 15:26.200
‫یعنی موهات رو به کس دیگه‌ای هدیه بدی.

15:27.650 --> 15:34.310
‫کلاه‌گیس‌های رایگان درست می‌کنن و به بچه‌های
‫مریضی می‌دن که موهاشون رو از دست دادن.

15:34.750 --> 15:37.940
‫پس چرا برای خودش کلاه‌گیس درست نمی‌کنن؟

15:41.180 --> 15:44.940
‫وقتی کوهارو بچه بود و موهاش رو از دست داد،
‫خیلی ناراحت شد،

15:45.330 --> 15:49.580
‫واسه همین می‌خواد موهاش رو به بچه‌های
‫دیگه‌ای بده که همین شرایط رو دارن.

15:50.150 --> 15:51.100
‫دقیقا...

15:52.900 --> 15:56.940
‫این دقیقاً همون چیزیه که
‫فویوتسوکی-سان انجام میده.

15:57.630 --> 15:59.600
‫دقیقاً.

15:59.600 --> 16:03.980
‫به‌عنوان مادرش، شاید جانبدارانه باشه،
‫ولی فکر می‌کنم دختر خیلی تحسین‌برانگیزیه.

16:06.590 --> 16:09.680
‫لطفاً بازم بیا ببینش، باشه؟

16:11.460 --> 16:12.330
‫بله. حتماً!

16:16.930 --> 16:20.810
‫جشنواره آتش‌بازی بچه‌ها بیاید نقاشی
‫آتش‌بازی‌های مورد علاقه‌مون رو بکشیم

16:19.170 --> 16:20.810
‫بچه‌ها.

16:21.560 --> 16:25.190
‫امروز، بیاید امروز نقاشی آتش‌بازی بکشیم.

16:25.190 --> 16:36.290
‫جشنواره آتش‌بازی بچه‌ها بیاید نقاشی
‫آتش‌بازی‌های مورد علاقه‌مون رو بکشیم

16:25.540 --> 16:27.320
‫باشه.

16:27.830 --> 16:33.410
‫یه نوعی هست به اسم آتش‌بازی‌های طرح‌دار
‫که می‌تونه هر چی بکشی رو توی آسمون بیاره.

16:33.410 --> 16:34.880
‫چی؟

16:34.880 --> 16:36.860
‫نمیشه!

16:34.880 --> 16:36.860
‫دروغ میگی!

16:36.860 --> 16:40.170
‫ولی واقعاً میشه.

16:40.170 --> 16:41.670
‫وای!

16:41.670 --> 16:43.010
‫ایول!

16:41.670 --> 16:43.880
‫چرا حرفم رو باور نمی‌کنن؟!

16:43.010 --> 16:44.260
‫واو!

16:43.880 --> 16:45.920
‫بیچاره.

16:47.390 --> 16:50.050
‫کسی که یه هفته قبل بهش زنگ زدم،

16:50.050 --> 16:56.290
‫بعد از اینکه لیست فعالیت‌های روی نشانگر
‫کتاب بریل رو رمزگشایی کردم، هایاسه بود.

16:56.710 --> 16:59.290
‫با اون تماست حسابی غافلگیرم کردی.

16:59.290 --> 17:00.270
‫ببخشید.

17:01.140 --> 17:05.570
‫چون توی کمیته هستی،
‫فکر کردم می‌دونی با آتش‌بازی چیکار کنی.

17:06.280 --> 17:10.810
‫اگه واسه کوهارو-چان باشه،
‫حتی اگه نمی‌گفتی هم انجامش می‌دادم.

17:10.810 --> 17:15.380
‫تازه، هنوز کلی از اون
‫آتش‌بازی‌های جشنواره باقی مونده.

17:16.360 --> 17:19.480
‫ولی از کوتوموگی-سنپای خیلی
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

17:19.480 --> 17:21.560
‫همیشه خیلی بی‌تفاوت به نظر می‌رسه.

17:21.560 --> 17:25.130
‫اصلاً انتظار نداشتم توی نمایش
‫آتش‌بازی بچه‌ها کمک کنه.

17:25.920 --> 17:28.980
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم به اندازه کافی
‫ازش تشکر کنم.

17:30.010 --> 17:35.290
‫اینم یه فرصت عالیه که به بچه‌ها یه نمایش
‫آتش‌بازی بدیم که هیچ‌وقت فراموش نکنن.

17:35.760 --> 17:36.580
‫اوهوم.

17:38.080 --> 17:41.130
‫امیدوارم به کوهارو-چان کمک کنه که
‫یادش بیاد.

17:42.260 --> 17:43.100
‫اوهوم.

17:44.140 --> 17:47.970
‫امیدوارم آتش‌بازی بتونه اون
‫طلسم یا هر چی که هست رو بشکنه.

17:47.970 --> 17:49.510
‫تا خاطرات فویوتسوکی برگردن.

17:51.490 --> 17:54.490
‫فویوتسوکی امروز هم نیومد.

18:02.650 --> 18:05.850
‫سورانو-کون، ممنون که امروز هم اومدی.

18:05.850 --> 18:09.300
‫خواهش می‌کنم.
‫ببخشید که همش مزاحمتون می‌شم.

18:09.970 --> 18:13.050
‫کوهارو شاید الان خواب باشه

18:13.340 --> 18:15.970
‫ولی باید برم یه کاری انجام بدم.

18:15.970 --> 18:17.120
‫باشه.

18:17.700 --> 18:19.310
‫قبل از اینکه بری تو،

18:19.310 --> 18:22.540
‫لطفاً ماسک بزن و دستات رو ضدعفونی کن.

18:24.250 --> 18:26.050
‫کوهارو رو بهت می‌سپارم.

18:27.880 --> 18:30.110
‫با اجازه...

18:45.100 --> 18:47.380
‫شبیه سفیدبرفی شده.

18:56.910 --> 19:01.450
‫کاش این آرامش تا ابد ادامه داشت.

19:12.050 --> 19:14.070
‫وای!

19:19.970 --> 19:23.910
‫مامان؟ پنجره رو باز بذار.

19:24.620 --> 19:27.060
‫نسیم خیلی خوب و خنکه.

19:29.050 --> 19:30.580
‫مامان؟

19:31.920 --> 19:34.960
‫اوه، ببخشید. پرستاری؟

19:36.090 --> 19:38.510
‫نه، سورانو هستم.

19:42.430 --> 19:44.310
‫صبر کن! صبر کن!

19:44.310 --> 19:46.300
‫کی بهت اجازه داده همین‌طوری بیای تو؟

19:46.300 --> 19:50.540
‫خب، فقط نگران بودم
‫چون تازگی‌ها پیدات نبود.

19:50.540 --> 19:53.460
‫قبلاً بهت گفتم که منو فراموش کن!

19:53.460 --> 19:57.200
‫چرا نتونم بیام
‫ملاقاتت؟ حتی مامانت ازم خواست.

19:57.200 --> 19:59.480
‫با مادرم حرف زدی؟!

19:59.480 --> 20:00.410
‫آخ.

20:01.900 --> 20:03.020
‫حالت خوبه؟

20:03.020 --> 20:05.870
‫یه لحظه...

20:10.960 --> 20:11.960
‫ببخشید.

20:13.890 --> 20:16.630
‫چیکار کنم که فراموشم کنی؟

20:17.970 --> 20:19.170
‫ببخشید.

20:19.170 --> 20:21.020
‫لطفاً عذرخواهی نکن.

20:21.960 --> 20:23.380
‫حالت خوبه؟

20:23.380 --> 20:25.080
‫نه، افتضاحه.

20:26.070 --> 20:29.370
‫این روزا، حتی نمی‌تونم آب هم بخورم.

20:29.870 --> 20:32.100
‫واسه همین بهم سرم وصل کردن.

20:32.560 --> 20:36.330
‫عوارض جانبی؟ داروها واقعاً این‌قدر قوی‌ان؟

20:36.330 --> 20:38.210
‫آره، هستن.

20:38.210 --> 20:42.680
‫تعداد گلبول‌های سفیدم خیلی
‫پایینه و همش آفت دهان می‌زنم.

20:44.870 --> 20:50.220
‫دکتر گفت ممکنه هفته دیگه
‫موهام شروع به ریزش کنه.

20:51.450 --> 20:53.950
‫که... اینطور.

20:56.170 --> 21:00.130
‫و این چیزیه که ازش متنفرم.

21:01.140 --> 21:06.860
‫نمی‌تونم ببینم،
‫پس هیچ ایده‌ای ندارم چه شکلی شدم.

21:08.250 --> 21:13.880
‫سعی می‌کنم با لمس کردن تصور کنم چه شکلی‌ام،
‫و این وحشتناکه.

21:20.690 --> 21:22.260
‫می‌خوام بمیرم.

21:24.430 --> 21:30.170
‫وقتی می‌بینم یه دوست باارزش جلوم گریه می‌کنه،
‫نمی‌تونم دست رو دست بذارم.

21:36.170 --> 21:40.200
‫داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم که یه نمایش
‫آتش‌بازی برای بچه‌ها توی مدرسه راه بندازیم.

21:41.050 --> 21:42.840
‫آتش‌بازی برای بچه‌ها؟

21:42.840 --> 21:43.840
‫آره.

21:44.390 --> 21:49.220
‫به عنوان بخشی از کار داوطلبانه‌مون،
‫داریم نقاشی‌های بچه‌ها رو به آتش‌بازی تبدیل می‌کنیم.

21:50.190 --> 21:55.130
‫واسه همین اومدم ازت یه چیزی بپرسم.
‫تو هم نقاشی می‌کشی، فویوتسوکی؟

21:55.650 --> 21:57.470
‫می‌خوای من نقاشی بکشم؟

21:57.470 --> 21:58.570
‫آره.

21:59.430 --> 22:03.250
‫امروز نقاشی‌های بچه‌ها رو
‫می‌فرستیم برای شرکت آتش‌بازی.

22:03.250 --> 22:07.390
‫آماده کردنشون طول می‌کشه،
‫پس نمایش تا اواخر سپتامبر برگزار نمی‌شه.

22:07.830 --> 22:12.960
‫پس باید به جنگیدن ادامه بدی!
‫یه کم بیشتر از دو ماهه.

22:13.360 --> 22:17.500
‫بیا هدفمون این باشه که
‫تا اون موقع خیلی بهتر بشی!

22:17.500 --> 22:18.670
‫چطور می‌تونی...

22:19.830 --> 22:22.300
‫چطور می‌تونی اینو بهم بگی

22:24.570 --> 22:26.930
‫وقتی می‌دونی چقدر دارم زجر می‌کشم؟!

22:25.640 --> 22:30.010
‫تنها

22:30.030 --> 22:40.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
