1
00:00:16,270 --> 00:00:26,820
‫عشق پنهان زیر آسمان صاف شب

2
00:01:30,000 --> 00:01:40,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:01:40,020 --> 00:01:47,020
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

4
00:01:49,970 --> 00:01:53,570
‫اگه نمیدونی، اینجا
‫میشه سیگار کشید.

5
00:01:54,100 --> 00:01:55,700
‫تویی که نباید اینجا باشی.

6
00:01:56,130 --> 00:01:58,740
‫تا حالا چیزی درباره دود دست‌دوم نشنیدی؟

7
00:01:58,740 --> 00:02:03,410
‫پس ممنون می‌شم
‫اگه یه مدت نفست رو حبس کنی.

8
00:02:09,490 --> 00:02:13,370
‫تو همکلاسی فویوتسوکی-سان هستی؟

9
00:02:15,970 --> 00:02:18,730
‫من پزشک معالجشم.

10
00:02:18,730 --> 00:02:20,780
‫پزشک معالجش هستی؟

11
00:02:25,850 --> 00:02:28,800
‫امـ... می‌تونم یه چیزی ازتون بپرسم؟

12
00:02:28,800 --> 00:02:30,900
‫درباره حافظه فویوتسوکی-سان؟

13
00:02:31,570 --> 00:02:35,780
‫سرطان واقعاً می‌تونه باعث فراموشی بشه؟

14
00:02:36,290 --> 00:02:41,910
‫خب، اگه تومور توی مغز رشد کنه،
‫از نظر تئوری ممکنه.

15
00:02:42,900 --> 00:02:47,540
‫اما در مورد فویوتسوکی-سان،
‫سرطان به کبدش زده،

16
00:02:48,130 --> 00:02:51,970
‫پس این نباید اصلاً روی
‫حافظه‌اش تأثیر بذاره.

17
00:02:51,970 --> 00:02:54,610
‫پس... چرا؟

18
00:02:55,890 --> 00:02:59,960
‫یه احتمال ضعیف وجود داره که
‫وقتی شیمی‌درمانی رو شروع کنی،

19
00:02:59,960 --> 00:03:01,860
‫خاطراتت ممکنه ناپیدا بشن.

20
00:03:02,570 --> 00:03:06,230
‫مثلاً یادت نیاد دیروز چی
‫شده و کلاً احساس گیجی کنی.

21
00:03:06,620 --> 00:03:08,430
‫بهش می‌گن مه مغزیِ شیمی‌درمانی.

22
00:03:08,850 --> 00:03:12,360
‫گاهی اوقات وقتی تحت داروهای
‫سنگین باشی هم این اتفاق می‌افته.

23
00:03:12,360 --> 00:03:14,240
‫خب، این قضیه رو توضیح می‌ده؟

24
00:03:15,090 --> 00:03:16,560
‫هوم...

25
00:03:17,300 --> 00:03:21,440
‫علائم فویوتسوکی-سان به نظر با
‫مه مغزیِ شیمی‌درمانی نمی‌خونه.

26
00:03:22,140 --> 00:03:23,670
‫منظورتون چیه؟

27
00:03:24,260 --> 00:03:27,200
‫به نظر نمی‌رسه که این مشکل ناشی
‫از بیماری یا داروهاش باشه.

28
00:03:28,380 --> 00:03:35,900
‫می‌شه گفت بیشتر جنبه روانی داره،
‫انگار خودش خاطراتش رو مهر و موم کرده.

29
00:03:35,900 --> 00:03:37,000
‫مهر و موم؟

30
00:03:41,480 --> 00:03:45,720
‫اگه بتونی یه جوری خاطراتش رو تحریک کنی،
‫شاید تأثیر داشته باشه.

31
00:03:47,090 --> 00:03:48,280
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

32
00:03:48,830 --> 00:03:50,240
‫لطفاً یه چیزی بهم بگید.

33
00:03:51,750 --> 00:03:54,560
‫فویوتسوکی می‌تونه
‫این سرطان رو شکست بده؟

34
00:03:55,860 --> 00:03:59,990
‫خب، شانسش رو حدود ۵ درصد می‌دونم.

35
00:03:59,990 --> 00:04:01,630
‫منظورتون شانس مرگشه؟

36
00:04:02,290 --> 00:04:03,100
‫نه.

37
00:04:04,120 --> 00:04:06,780
‫منظورم شانس زنده موندنش تا پایان ساله.

38
00:04:13,860 --> 00:04:15,800
‫اما من درمانش می‌کنم.

39
00:04:27,610 --> 00:04:29,040
‫حالت خوبه؟

40
00:04:29,040 --> 00:04:33,410
‫اوه. یه اسمی-سنپای.

41
00:04:33,410 --> 00:04:36,820
‫قربون حدس زدنت، کوتوموگی‌ام.

42
00:04:38,490 --> 00:04:39,730
‫ببخشید.

43
00:04:40,970 --> 00:04:43,660
‫خب، اون دختری که نمی‌تونه ببینه کجاست؟

44
00:04:44,570 --> 00:04:47,520
‫الان توی بیمارستانه.

45
00:04:48,010 --> 00:04:49,870
‫حالش خوب نیست.

46
00:04:49,870 --> 00:04:50,900
‫آرارا.

47
00:04:51,880 --> 00:04:54,480
‫خب، تو دوست‌پسرشی. باید پیشش باشی.

48
00:04:54,890 --> 00:04:56,520
‫من دوست‌پسرش نیستم.

49
00:04:56,520 --> 00:04:58,380
‫شماها با هم قرار نمی‌ذاشتید؟

50
00:04:59,130 --> 00:05:00,510
‫اون دست رد به سینه‌ام زد.

51
00:05:01,440 --> 00:05:03,910
‫می‌شه قبل از اینکه گریه‌ام
‫بگیره بی‌خیال شی؟

52
00:05:05,010 --> 00:05:07,140
‫وقتی زندگی سخته، آتش‌بازی راه بنداز.

53
00:05:07,560 --> 00:05:09,180
‫داری چی می‌گی؟

54
00:05:09,180 --> 00:05:11,230
‫اوه، پس به این گوش کن.

55
00:05:11,960 --> 00:05:15,220
‫می‌دونی که آتش‌بازی جشنواره
‫مدرسه کنسل شد، درسته؟

56
00:05:15,220 --> 00:05:17,850
‫به خاطر اون یه کم تو دردسر افتادم.

57
00:05:18,570 --> 00:05:19,700
‫هاه.

58
00:05:20,460 --> 00:05:22,780
‫هزینه کنسلیه.

59
00:05:23,360 --> 00:05:27,720
‫یه آتش‌باز هست که می‌شناسم و می‌خواد
‫پول همه چیزایی که ساخته رو بدیم،

60
00:05:27,720 --> 00:05:32,520
‫اما کمیته جشنواره می‌گه اون می‌تونه اون
‫آتش‌بازی‌ها رو جای دیگه‌ای استفاده کنه،

61
00:05:32,520 --> 00:05:35,040
‫پس فقط می‌خوان پول تجهیزات رو بدن.

62
00:05:35,040 --> 00:05:38,890
‫هیچ‌کدوم کوتاه نمیان،
‫واسه همین بین دوراهی گیر کردم.

63
00:05:38,890 --> 00:05:40,960
‫خودت رو جای من بذار.

64
00:05:43,210 --> 00:05:44,740
‫راستش اصلاً برام مهم نیست.

65
00:05:45,570 --> 00:05:49,160
‫ولی، انگار واقعاً می‌شه توی
‫محوطه دانشگاه آتش‌بازی راه انداخت.

66
00:05:49,160 --> 00:05:50,600
‫معلومه که می‌شه!

67
00:05:50,600 --> 00:05:54,600
‫باید اول از کلی جاها مجوز بگیری،

68
00:05:54,600 --> 00:05:59,610
‫و این واقعاً دردسر بزرگیه،
‫ولی من یه راهی براش پیدا کردم.

69
00:05:59,610 --> 00:06:02,780
‫پنجاه تا ترقه سایز دو،
‫پانزده تا سایز سه،

70
00:06:02,780 --> 00:06:06,710
‫و ده تا سایز چهار می‌گیری،
‫یه آبشار یا آتش‌بازی زمینی هم وسطش می‌ذاری،

71
00:06:06,710 --> 00:06:08,390
‫و یه برنامه سه دقیقه‌ای داری.

72
00:06:09,210 --> 00:06:12,090
‫اگه فقط اندازه ۷۵ تا ترقه
‫مواد منفجره داشته باشی،

73
00:06:12,090 --> 00:06:14,490
‫دیگه لازم نیست خودت رو
‫درگیر اون همه درخواست کنی.

74
00:06:15,320 --> 00:06:17,740
‫عه، نمی‌دونستم.

75
00:06:17,740 --> 00:06:21,190
‫خب، من دارم می‌رم ماهیگیری. می‌آی؟

76
00:06:22,290 --> 00:06:24,400
‫بچه‌ماهی‌های اسب‌ماهی الان فصلشونه.

77
00:06:23,930 --> 00:06:27,140
‫بی‌خیال شو دیگه.

78
00:06:24,400 --> 00:06:27,830
‫و اون خانمه توی کافه‌تریا
‫می‌گه برام سرخشون می‌کنه.

79
00:06:27,830 --> 00:06:28,750
‫راستی، راستی.

80
00:06:30,080 --> 00:06:32,140
‫صبر کن. کجا گذاشتمش؟

81
00:06:32,820 --> 00:06:33,890
‫چی؟

82
00:06:34,850 --> 00:06:35,600
‫چی؟

83
00:06:36,650 --> 00:06:39,160
‫باید برگردم اتاقم تا یه گزارش بنویسم.

84
00:06:39,160 --> 00:06:40,440
‫ایناهاش! ایناهاش!

85
00:06:41,450 --> 00:06:42,730
‫این...

86
00:06:45,240 --> 00:06:47,320
‫مال دوست‌دخترت نیست؟

87
00:06:50,530 --> 00:06:52,370
‫کجا پیداش کردی؟

88
00:06:53,150 --> 00:06:55,690
‫روی زمین، جلوی کلاب‌هوس افتاده بود.

89
00:06:56,450 --> 00:06:59,270
‫حدس زدم این نشانگر بریل باید مال اون باشه.

90
00:06:59,920 --> 00:07:04,060
‫می‌خواستم وقتی دیدمش بهش بدم،
‫ولی اگه بیمارستانه، می‌سپرمش به تو.

91
00:07:04,060 --> 00:07:05,010
‫سنپای!

92
00:07:05,690 --> 00:07:07,580
‫خیلی ممنونم!

93
00:07:06,120 --> 00:07:07,580
‫دارم خفه می‌شم!

94
00:07:08,300 --> 00:07:10,260
‫واقعاً ممنونم!

95
00:07:10,260 --> 00:07:11,310
‫اوه.

96
00:07:12,640 --> 00:07:16,100
‫نشانگر فویوتسوکی رو پس گرفتم!

97
00:07:16,100 --> 00:07:17,620
‫پسش گرفتم!

98
00:07:22,070 --> 00:07:23,740
‫لطفاً اینجا ندوید.

99
00:07:24,210 --> 00:07:25,350
‫معذرت می‌خوام.

100
00:07:31,320 --> 00:07:33,800
‫حالا دیکشنری بریل از کجا گیر بیارم؟

101
00:07:37,870 --> 00:07:48,010
‫کتابخانه دانشگاه

102
00:07:37,870 --> 00:07:48,010
‫جستجوی پایگاه داده

103
00:07:37,870 --> 00:07:44,510
‫جستجوی منابع

104
00:07:37,870 --> 00:07:44,510
‫جستجو

105
00:07:38,840 --> 00:07:42,860
‫تا حالا لیستی از کارایی که
‫می‌خوای قبل مرگ انجام بدی نوشتی؟

106
00:07:40,000 --> 00:07:44,510
‫دیکشنری بریل

107
00:07:43,790 --> 00:07:46,780
‫هرچند هیچ‌وقت نمی‌دونی کی ممکنه بمیری.

108
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫عنوان

109
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫نویسنده

110
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫ناشر

111
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫کد

112
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫آموزش کامل خط بریل ژاپنی، ویرایش هشتم

113
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫انجمن بریل ژاپن

114
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫مرکز انتشارات بریل ژاپن

115
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫دیکشنری خط بریل، ویرایش بازنگری‌شده

116
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫کمیته ویراستاران بریل

117
00:07:46,130 --> 00:07:47,020
‫انتشارات اسناد ملی

118
00:07:48,670 --> 00:07:51,590
‫فکر نکنم شوخی کرده باشه.

119
00:07:52,970 --> 00:07:57,720
‫شاید فویوتسوکی تمام این مدت
‫داشته با ترس‌هاش می‌جنگیده.

120
00:07:59,890 --> 00:08:05,060
‫هر چیزی که می‌خواسته امتحان کنه،
‫همین‌جا نوشته شده.

121
00:08:13,870 --> 00:08:15,870
‫جدول الفبای بریل

122
00:08:20,870 --> 00:08:23,090
‫فروشگاه

123
00:08:20,870 --> 00:08:23,090
‫کوه

124
00:08:20,870 --> 00:08:23,090
‫فروشگاه

125
00:08:20,870 --> 00:08:23,090
‫به

126
00:08:20,870 --> 00:08:23,090
‫مهما

127
00:08:20,870 --> 00:08:23,090
‫رفتن

128
00:08:20,870 --> 00:08:23,090
‫مهمانی؟

129
00:09:00,570 --> 00:09:02,180
‫مهمونی رفتن

130
00:09:02,610 --> 00:09:04,320
‫عضو باشگاه شدن

131
00:09:09,730 --> 00:09:11,700
‫دوست پیدا کردن

132
00:09:12,590 --> 00:09:14,260
‫خرید رفتن

133
00:09:24,550 --> 00:09:26,020
‫آتش‌بازی کردن

134
00:09:26,580 --> 00:09:28,010
‫عاشق شدن

135
00:09:39,690 --> 00:09:41,460
‫هنوز هیچ کاری نکردی!

136
00:09:42,370 --> 00:09:47,800
‫فکر کنم اگه با هم آتیش‌بازی کنیم،
‫خیلی عالی می‌شه.

137
00:09:48,830 --> 00:09:51,470
‫مطمئنم روز خیلی خاصی می‌شه.

138
00:09:51,980 --> 00:09:54,140
‫روزی که هیچ‌وقت یادمون نمی‌ره.

139
00:09:56,350 --> 00:09:58,080
‫پس من برات به واقعیت تبدیلش می‌کنم.

140
00:09:58,890 --> 00:10:01,890
‫هیچ دلیلی نداره که بخوای تسلیم بشی.

141
00:10:02,770 --> 00:10:06,970
‫آره، درسته! آره.

142
00:10:18,050 --> 00:10:19,420
‫بیا آتیش‌بازی کنیم.

143
00:10:21,230 --> 00:10:25,630
‫پرنسس داشت ضعیف‌تر می‌شد،
‫واسه همین پرنس با تمام توانش دوید

144
00:10:23,210 --> 00:10:26,460
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫به کسی وابسته بشم.

145
00:10:25,630 --> 00:10:30,740
‫تا اون میوه گرون‌بها رو
‫بیاره که طلسمش رو می‌شکست.

146
00:10:27,240 --> 00:10:31,340
‫یه جور تسلیم شدن بود،
‫مثل یه نوع دفاع شخصی.

147
00:10:31,340 --> 00:10:37,420
‫وقتی بالاخره به پرنسس رسید،
‫میوه‌ای که با دقت پیچیده بود رو بهش داد.

148
00:10:31,900 --> 00:10:38,260
‫وقتی فهمیدم چقدر عمیق توی
‫وجودم ریشه کرده، شوکه شدم.

149
00:10:37,860 --> 00:10:44,220
‫پرنسس یه گاز از میوه زد
‫و اشک از صورتش جاری شد.

150
00:10:44,560 --> 00:10:47,130
‫طلسم شکسته شد،

151
00:10:47,130 --> 00:10:51,910
‫و پرنسس بالاخره تونست به
‫پرنس بگه چقدر دوستش داره.

152
00:10:52,570 --> 00:10:58,380
‫بعد از اون، پرنس و پرنسس تا
‫ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن.

153
00:10:59,070 --> 00:11:00,500
‫پایان.

154
00:11:00,500 --> 00:11:02,200
‫وای!

155
00:11:02,200 --> 00:11:04,720
‫حالا نوبت آواز خوندنه.

156
00:11:06,480 --> 00:11:07,580
‫حالت خوبه؟

157
00:11:08,450 --> 00:11:09,700
‫خوبم.

158
00:11:10,940 --> 00:11:16,520
‫روز بعد که رفتم،
‫اصلاً فویوتسوکی رو ندیدم.

159
00:11:18,780 --> 00:11:22,310
‫یه مدت پیش،
‫وقتی خیلی ضعیف به نظر می‌رسید،

160
00:11:22,310 --> 00:11:26,100
‫بدون اینکه صدایی ازم در بیاد،
‫تا اتاقش دنبالش رفتم.

161
00:11:27,440 --> 00:11:31,710
‫از این فکر که تبدیل به یه
‫استاکر واقعی شدم می‌ترسیدم.

162
00:11:27,440 --> 00:11:31,710
‫(استاکر: فردی که به دلایل مختلف
‫یک شخص رو دنبال میکنه.)

163
00:11:32,950 --> 00:11:35,780
‫ولی حداقل تونستم اتاقش رو پیدا کنم.

164
00:11:44,040 --> 00:11:46,290
‫مطمئنی می‌خوای کوتاهش کنم؟

165
00:11:46,290 --> 00:11:48,320
‫اوهوم. لطفاً.

166
00:11:58,220 --> 00:12:00,580
‫اون مادر فویوتسوکیه؟

167
00:12:01,930 --> 00:12:04,060
‫لعنتی!

168
00:12:06,120 --> 00:12:07,870
‫هیس.

169
00:12:07,870 --> 00:12:09,240
‫مامان؟

170
00:12:09,240 --> 00:12:11,810
‫باشه، باشه، فهمیدم.

171
00:12:12,130 --> 00:12:15,270
‫ولی فکر کنم اول باید یه
‫چیزی برای نوشیدن بگیرم.

172
00:12:20,930 --> 00:12:23,070
‫تو دوست کوهارو هستی؟

173
00:12:23,070 --> 00:12:25,200
‫امـ... آره!

174
00:12:25,200 --> 00:12:26,910
‫هیس.

175
00:12:27,430 --> 00:12:29,160
‫بیا بریم اون‌طرف حرف بزنیم.

176
00:12:35,770 --> 00:12:36,940
‫خیلی عجیبه.

177
00:12:38,220 --> 00:12:40,460
‫حس می‌کنم فویوتسوکی داره نگام می‌کنه.

178
00:12:41,950 --> 00:12:45,060
‫پس تو یکی از دوستای کوهارو هستی؟

179
00:12:45,060 --> 00:12:49,040
‫امـ... بله. اسم من سورانو کاکروئه.

180
00:12:49,040 --> 00:12:50,550
‫ما هم‌دانشگاهی هستیم.

181
00:12:50,550 --> 00:12:51,970
‫دانشگاه؟

182
00:12:51,970 --> 00:12:52,710
‫هان؟

183
00:12:53,190 --> 00:12:56,590
‫پس اون واقعاً رفته دانشگاه، نه؟

184
00:12:56,590 --> 00:13:00,100
‫امـ... بله. ما توی یه رشته‌ایم.

185
00:13:00,870 --> 00:13:02,830
‫خدا رو شکر.

186
00:13:04,330 --> 00:13:10,040
‫از وقتی بستری شده،
‫همش اصرار داره که هیچ‌وقت دانشگاه نرفته.

187
00:13:10,370 --> 00:13:13,630
‫داشتم فکر می‌کردم نکنه
‫همه‌ش توهم خودم بوده.

188
00:13:13,630 --> 00:13:15,880
‫خونه هم همین‌طوری رفتار می‌کرد؟

189
00:13:16,450 --> 00:13:18,210
‫به تو هم چیزی شبیه این گفته؟

190
00:13:19,250 --> 00:13:22,500
‫طوری رفتار می‌کنه که انگار
‫یادش رفته ما کی هستیم.

191
00:13:23,800 --> 00:13:25,460
‫که اینطور.

192
00:13:27,090 --> 00:13:30,680
‫حتماً برای تو و دوستات خیلی سخته.

193
00:13:30,960 --> 00:13:33,640
‫نه، من روبراهم.

194
00:13:33,640 --> 00:13:36,590
‫لازم نیست اینو بگی. می‌دونم سخته.

195
00:13:37,210 --> 00:13:38,290
‫از پسش برمیام.

196
00:13:39,620 --> 00:13:41,300
‫باشه.

197
00:13:44,830 --> 00:13:47,950
‫حتماً برای شما هم خیلی سخته، مامان.

198
00:13:47,950 --> 00:13:51,970
‫گفتی «مامان»؟ ای وای، نکنه تو و کوهارو...؟

199
00:13:51,970 --> 00:13:54,270
‫نـ... نه، اصلاً اون‌طوری نیست!

200
00:13:54,670 --> 00:13:56,220
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم.

201
00:13:59,890 --> 00:14:05,550
‫مثل مادر، مثل دختر!
‫همون چیزی که از مادر فویوتسوکی انتظار میره.

202
00:14:06,010 --> 00:14:11,570
‫مطمئن نیستم واقعاً بخوای
‫اینو بشنوی، سورانو-کون،

203
00:14:13,140 --> 00:14:14,540
‫ولی خیلی سخته.

204
00:14:15,860 --> 00:14:22,340
‫روزی نیست که فکر نکنم چرا
‫نتونستم بدن قوی‌تری بهش بدم.

205
00:14:23,070 --> 00:14:29,370
‫ولی اگه بذارم ناراحتی‌م رو ببینه،
‫فقط کار رو براش سخت‌تر می‌کنم.

206
00:14:30,480 --> 00:14:35,470
‫اگه قراره از این بگذره،
‫باید براش لبخند بزنیم.

207
00:14:36,570 --> 00:14:40,510
‫واسه همین می‌خوام تو
‫هم باهاش وقت بگذرونی.

208
00:14:41,100 --> 00:14:43,150
‫می‌دونم چقدر ممکنه سخت باشه،

209
00:14:44,160 --> 00:14:47,140
‫ولی می‌خوام کمی خنده به زندگیش بیاری.

210
00:14:48,910 --> 00:14:50,060
‫چشم.

211
00:14:53,310 --> 00:14:54,510
‫ممنونم.

212
00:14:57,520 --> 00:15:00,290
‫اون قیچی واسه چیه؟

213
00:15:00,290 --> 00:15:01,360
‫اوه.

214
00:15:03,170 --> 00:15:05,220
‫می‌گه می‌خواد موهاش رو کوتاه کنه.

215
00:15:05,820 --> 00:15:09,000
‫به‌خاطر داروها،
‫به‌زودی شروع به ریزش می‌کنه.

216
00:15:10,040 --> 00:15:11,450
‫واقعاً؟

217
00:15:12,810 --> 00:15:15,650
‫موهای خیلی بلند و قشنگی داره.

218
00:15:15,650 --> 00:15:18,340
‫خب، ما دور نمی‌اندازیمش.

219
00:15:18,800 --> 00:15:21,140
‫تا حالا اسم اهدای مو رو شنیدی؟

220
00:15:21,580 --> 00:15:23,270
‫اهدای مو؟

221
00:15:24,070 --> 00:15:26,200
‫یعنی موهات رو به کس دیگه‌ای هدیه بدی.

222
00:15:27,650 --> 00:15:34,310
‫کلاه‌گیس‌های رایگان درست می‌کنن و به بچه‌های
‫مریضی می‌دن که موهاشون رو از دست دادن.

223
00:15:34,750 --> 00:15:37,940
‫پس چرا برای خودش کلاه‌گیس درست نمی‌کنن؟

224
00:15:41,180 --> 00:15:44,940
‫وقتی کوهارو بچه بود و موهاش رو از دست داد،
‫خیلی ناراحت شد،

225
00:15:45,330 --> 00:15:49,580
‫واسه همین می‌خواد موهاش رو به بچه‌های
‫دیگه‌ای بده که همین شرایط رو دارن.

226
00:15:50,150 --> 00:15:51,100
‫دقیقا...

227
00:15:52,900 --> 00:15:56,940
‫این دقیقاً همون چیزیه که
‫فویوتسوکی-سان انجام میده.

228
00:15:57,630 --> 00:15:59,600
‫دقیقاً.

229
00:15:59,600 --> 00:16:03,980
‫به‌عنوان مادرش، شاید جانبدارانه باشه،
‫ولی فکر می‌کنم دختر خیلی تحسین‌برانگیزیه.

230
00:16:06,590 --> 00:16:09,680
‫لطفاً بازم بیا ببینش، باشه؟

231
00:16:11,460 --> 00:16:12,330
‫بله. حتماً!

232
00:16:16,930 --> 00:16:20,810
‫جشنواره آتش‌بازی بچه‌ها بیاید نقاشی
‫آتش‌بازی‌های مورد علاقه‌مون رو بکشیم

233
00:16:19,170 --> 00:16:20,810
‫بچه‌ها.

234
00:16:21,560 --> 00:16:25,190
‫امروز، بیاید امروز نقاشی آتش‌بازی بکشیم.

235
00:16:25,190 --> 00:16:36,290
‫جشنواره آتش‌بازی بچه‌ها بیاید نقاشی
‫آتش‌بازی‌های مورد علاقه‌مون رو بکشیم

236
00:16:25,540 --> 00:16:27,320
‫باشه.

237
00:16:27,830 --> 00:16:33,410
‫یه نوعی هست به اسم آتش‌بازی‌های طرح‌دار
‫که می‌تونه هر چی بکشی رو توی آسمون بیاره.

238
00:16:33,410 --> 00:16:34,880
‫چی؟

239
00:16:34,880 --> 00:16:36,860
‫نمیشه!

240
00:16:34,880 --> 00:16:36,860
‫دروغ میگی!

241
00:16:36,860 --> 00:16:40,170
‫ولی واقعاً میشه.

242
00:16:40,170 --> 00:16:41,670
‫وای!

243
00:16:41,670 --> 00:16:43,010
‫ایول!

244
00:16:41,670 --> 00:16:43,880
‫چرا حرفم رو باور نمی‌کنن؟!

245
00:16:43,010 --> 00:16:44,260
‫واو!

246
00:16:43,880 --> 00:16:45,920
‫بیچاره.

247
00:16:47,390 --> 00:16:50,050
‫کسی که یه هفته قبل بهش زنگ زدم،

248
00:16:50,050 --> 00:16:56,290
‫بعد از اینکه لیست فعالیت‌های روی نشانگر
‫کتاب بریل رو رمزگشایی کردم، هایاسه بود.

249
00:16:56,710 --> 00:16:59,290
‫با اون تماست حسابی غافلگیرم کردی.

250
00:16:59,290 --> 00:17:00,270
‫ببخشید.

251
00:17:01,140 --> 00:17:05,570
‫چون توی کمیته هستی،
‫فکر کردم می‌دونی با آتش‌بازی چیکار کنی.

252
00:17:06,280 --> 00:17:10,810
‫اگه واسه کوهارو-چان باشه،
‫حتی اگه نمی‌گفتی هم انجامش می‌دادم.

253
00:17:10,810 --> 00:17:15,380
‫تازه، هنوز کلی از اون
‫آتش‌بازی‌های جشنواره باقی مونده.

254
00:17:16,360 --> 00:17:19,480
‫ولی از کوتوموگی-سنپای خیلی
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

255
00:17:19,480 --> 00:17:21,560
‫همیشه خیلی بی‌تفاوت به نظر می‌رسه.

256
00:17:21,560 --> 00:17:25,130
‫اصلاً انتظار نداشتم توی نمایش
‫آتش‌بازی بچه‌ها کمک کنه.

257
00:17:25,920 --> 00:17:28,980
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم به اندازه کافی
‫ازش تشکر کنم.

258
00:17:30,010 --> 00:17:35,290
‫اینم یه فرصت عالیه که به بچه‌ها یه نمایش
‫آتش‌بازی بدیم که هیچ‌وقت فراموش نکنن.

259
00:17:35,760 --> 00:17:36,580
‫اوهوم.

260
00:17:38,080 --> 00:17:41,130
‫امیدوارم به کوهارو-چان کمک کنه که
‫یادش بیاد.

261
00:17:42,260 --> 00:17:43,100
‫اوهوم.

262
00:17:44,140 --> 00:17:47,970
‫امیدوارم آتش‌بازی بتونه اون
‫طلسم یا هر چی که هست رو بشکنه.

263
00:17:47,970 --> 00:17:49,510
‫تا خاطرات فویوتسوکی برگردن.

264
00:17:51,490 --> 00:17:54,490
‫فویوتسوکی امروز هم نیومد.

265
00:18:02,650 --> 00:18:05,850
‫سورانو-کون، ممنون که امروز هم اومدی.

266
00:18:05,850 --> 00:18:09,300
‫خواهش می‌کنم.
‫ببخشید که همش مزاحمتون می‌شم.

267
00:18:09,970 --> 00:18:13,050
‫کوهارو شاید الان خواب باشه

268
00:18:13,340 --> 00:18:15,970
‫ولی باید برم یه کاری انجام بدم.

269
00:18:15,970 --> 00:18:17,120
‫باشه.

270
00:18:17,700 --> 00:18:19,310
‫قبل از اینکه بری تو،

271
00:18:19,310 --> 00:18:22,540
‫لطفاً ماسک بزن و دستات رو ضدعفونی کن.

272
00:18:24,250 --> 00:18:26,050
‫کوهارو رو بهت می‌سپارم.

273
00:18:27,880 --> 00:18:30,110
‫با اجازه...

274
00:18:45,100 --> 00:18:47,380
‫شبیه سفیدبرفی شده.

275
00:18:56,910 --> 00:19:01,450
‫کاش این آرامش تا ابد ادامه داشت.

276
00:19:12,050 --> 00:19:14,070
‫وای!

277
00:19:19,970 --> 00:19:23,910
‫مامان؟ پنجره رو باز بذار.

278
00:19:24,620 --> 00:19:27,060
‫نسیم خیلی خوب و خنکه.

279
00:19:29,050 --> 00:19:30,580
‫مامان؟

280
00:19:31,920 --> 00:19:34,960
‫اوه، ببخشید. پرستاری؟

281
00:19:36,090 --> 00:19:38,510
‫نه، سورانو هستم.

282
00:19:42,430 --> 00:19:44,310
‫صبر کن! صبر کن!

283
00:19:44,310 --> 00:19:46,300
‫کی بهت اجازه داده همین‌طوری بیای تو؟

284
00:19:46,300 --> 00:19:50,540
‫خب، فقط نگران بودم
‫چون تازگی‌ها پیدات نبود.

285
00:19:50,540 --> 00:19:53,460
‫قبلاً بهت گفتم که منو فراموش کن!

286
00:19:53,460 --> 00:19:57,200
‫چرا نتونم بیام
‫ملاقاتت؟ حتی مامانت ازم خواست.

287
00:19:57,200 --> 00:19:59,480
‫با مادرم حرف زدی؟!

288
00:19:59,480 --> 00:20:00,410
‫آخ.

289
00:20:01,900 --> 00:20:03,020
‫حالت خوبه؟

290
00:20:03,020 --> 00:20:05,870
‫یه لحظه...

291
00:20:10,960 --> 00:20:11,960
‫ببخشید.

292
00:20:13,890 --> 00:20:16,630
‫چیکار کنم که فراموشم کنی؟

293
00:20:17,970 --> 00:20:19,170
‫ببخشید.

294
00:20:19,170 --> 00:20:21,020
‫لطفاً عذرخواهی نکن.

295
00:20:21,960 --> 00:20:23,380
‫حالت خوبه؟

296
00:20:23,380 --> 00:20:25,080
‫نه، افتضاحه.

297
00:20:26,070 --> 00:20:29,370
‫این روزا، حتی نمی‌تونم آب هم بخورم.

298
00:20:29,870 --> 00:20:32,100
‫واسه همین بهم سرم وصل کردن.

299
00:20:32,560 --> 00:20:36,330
‫عوارض جانبی؟ داروها واقعاً این‌قدر قوی‌ان؟

300
00:20:36,330 --> 00:20:38,210
‫آره، هستن.

301
00:20:38,210 --> 00:20:42,680
‫تعداد گلبول‌های سفیدم خیلی
‫پایینه و همش آفت دهان می‌زنم.

302
00:20:44,870 --> 00:20:50,220
‫دکتر گفت ممکنه هفته دیگه
‫موهام شروع به ریزش کنه.

303
00:20:51,450 --> 00:20:53,950
‫که... اینطور.

304
00:20:56,170 --> 00:21:00,130
‫و این چیزیه که ازش متنفرم.

305
00:21:01,140 --> 00:21:06,860
‫نمی‌تونم ببینم،
‫پس هیچ ایده‌ای ندارم چه شکلی شدم.

306
00:21:08,250 --> 00:21:13,880
‫سعی می‌کنم با لمس کردن تصور کنم چه شکلی‌ام،
‫و این وحشتناکه.

307
00:21:20,690 --> 00:21:22,260
‫می‌خوام بمیرم.

308
00:21:24,430 --> 00:21:30,170
‫وقتی می‌بینم یه دوست باارزش جلوم گریه می‌کنه،
‫نمی‌تونم دست رو دست بذارم.

309
00:21:36,170 --> 00:21:40,200
‫داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم که یه نمایش
‫آتش‌بازی برای بچه‌ها توی مدرسه راه بندازیم.

310
00:21:41,050 --> 00:21:42,840
‫آتش‌بازی برای بچه‌ها؟

311
00:21:42,840 --> 00:21:43,840
‫آره.

312
00:21:44,390 --> 00:21:49,220
‫به عنوان بخشی از کار داوطلبانه‌مون،
‫داریم نقاشی‌های بچه‌ها رو به آتش‌بازی تبدیل می‌کنیم.

313
00:21:50,190 --> 00:21:55,130
‫واسه همین اومدم ازت یه چیزی بپرسم.
‫تو هم نقاشی می‌کشی، فویوتسوکی؟

314
00:21:55,650 --> 00:21:57,470
‫می‌خوای من نقاشی بکشم؟

315
00:21:57,470 --> 00:21:58,570
‫آره.

316
00:21:59,430 --> 00:22:03,250
‫امروز نقاشی‌های بچه‌ها رو
‫می‌فرستیم برای شرکت آتش‌بازی.

317
00:22:03,250 --> 00:22:07,390
‫آماده کردنشون طول می‌کشه،
‫پس نمایش تا اواخر سپتامبر برگزار نمی‌شه.

318
00:22:07,830 --> 00:22:12,960
‫پس باید به جنگیدن ادامه بدی!
‫یه کم بیشتر از دو ماهه.

319
00:22:13,360 --> 00:22:17,500
‫بیا هدفمون این باشه که
‫تا اون موقع خیلی بهتر بشی!

320
00:22:17,500 --> 00:22:18,670
‫چطور می‌تونی...

321
00:22:19,830 --> 00:22:22,300
‫چطور می‌تونی اینو بهم بگی

322
00:22:24,570 --> 00:22:26,930
‫وقتی می‌دونی چقدر دارم زجر می‌کشم؟!

323
00:22:25,640 --> 00:22:30,010
‫تنها

324
00:22:30,030 --> 00:22:40,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
