WEBVTT

00:06.080 --> 00:11.830
‫«می‌خوام حتی بعد از مرگم هم
‫به زندگی کردن ادامه بدم!»

00:32.240 --> 00:42.830
‫عشقی پنهان زیر
آسمان صاف شب

01:46.000 --> 01:52.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:52.530 --> 01:53.930
‫آره!

01:52.900 --> 01:54.770
‫به سلامتی!

01:56.570 --> 01:59.130
‫هی، سورانو. بیدار شدی؟

01:59.130 --> 02:00.860
‫خواب عجیبی دیدم.

02:00.860 --> 02:01.610
‫چه خوابی؟

02:02.060 --> 02:04.200
‫از اون خواب‌های افسرده‌کننده.

02:04.200 --> 02:05.400
‫این دیگه یعنی چی؟

02:06.140 --> 02:10.210
‫از این حال و هوا بیا بیرون پسر!
‫اومدی خوش بگذرونی، پس خرابش نکن.

02:10.210 --> 02:12.740
‫من فقط به خاطر این اینجام که
‫تو منو با خودت کشوندی، نارومی.

02:15.830 --> 02:21.090
‫در ضمن تقصیر توئه که این‌قدر خسته‌ام.
‫کل شب داشتیم دکوراسیون رو تغییر می‌دادیم.

02:22.790 --> 02:27.220
‫ببخشید که هم‌اتاقی رو اعصابی‌ام.
‫ولی خودم کاملاً سرپام.

02:27.220 --> 02:29.400
‫این همه انرژی رو از کجات میاری؟

02:41.570 --> 02:43.650
‫چقدر گرمه.

02:43.650 --> 02:47.420
‫تولدت مبارک،

02:47.420 --> 02:51.180
‫تولدت مبارک،

02:51.180 --> 02:55.740
‫تولدت مبارک.

02:56.970 --> 03:00.810
‫تولدت مبارک!

03:00.070 --> 03:01.390
‫هورا!

03:01.850 --> 03:03.390
‫اه...

03:03.880 --> 03:05.060
‫چرا این‌قدر حالت گرفته شد؟

03:05.060 --> 03:06.770
‫چرا نشه؟

03:06.770 --> 03:08.750
‫کی اهمیت میده؟ باحاله که!

03:08.750 --> 03:11.390
‫من هیچ چیز جالبی تو این کارها نمی‌بینم.

03:11.390 --> 03:12.620
‫هه.

03:13.020 --> 03:16.420
‫جدی این‌جور چیزها
‫حالت رو به هم نمی‌زنه؟

03:16.420 --> 03:17.200
‫هوم؟

03:17.750 --> 03:20.670
‫من واقعاً از سیگار خوشم نمیاد.

03:20.670 --> 03:22.160
‫آره!

03:22.540 --> 03:25.920
‫من خیلی از رگ‌های برجسته روی
‫ساعد خوشم میاد.

03:25.920 --> 03:28.040
‫آره!

03:32.300 --> 03:36.270
‫باید هنوز خیلی پاک و ساده باشی
‫که این چیزها برات چندش‌آوره.

03:36.270 --> 03:37.510
‫داری مسخره‌ام می‌کنی؟

03:37.510 --> 03:42.520
‫نه، نه. ولی خب،
‫می‌دونم که کلاً این‌طوری هستی.

03:42.520 --> 03:44.800
‫منظورت چیه؟ چه طوری؟

03:45.970 --> 03:50.030
‫خب ببین. اصلاً قصد نداری
‫جات رو عوض کنی، مگه نه؟

03:50.030 --> 03:53.620
‫بقیه دارن خودشون رو می‌کشن
‫تا با بقیه ارتباط برقرار کنن.

03:53.620 --> 03:55.780
‫آره، و دقیقاً همین رو اعصابمه.

03:55.780 --> 03:57.890
‫توجه کنید!

04:01.190 --> 04:04.660
‫یه اعلان خیلی مهم دارم
‫که باید به گوش همه برسونم!

04:06.110 --> 04:09.180
‫سال‌اولی، هایاسه یوکو-سان!

04:10.920 --> 04:11.730
‫ها؟

04:12.830 --> 04:14.110
‫پاشو، پاشو!

04:13.360 --> 04:14.550
‫زود باش، زود باش!

04:17.670 --> 04:21.510
‫من قبلاً هیچ‌وقت در نگاه اول
‫عاشق کسی نشده بودم،

04:21.800 --> 04:24.070
‫اما راستش و بگم، دیگه نمی‌تونم
‫جلوی خودم و بگیرم.

04:24.850 --> 04:26.600
‫با من قرار بذار!

04:26.600 --> 04:27.680
‫هیی...

04:28.850 --> 04:30.690
‫چرا که نه؟ قبول کن!

04:30.690 --> 04:32.560
‫با منم دوست شو!

04:32.560 --> 04:33.770
‫متأسفم.

04:34.740 --> 04:36.860
‫اصلا تایپ من نیستی.

04:38.500 --> 04:39.400
‫جدی؟

04:40.090 --> 04:41.240
‫بله، جدی.

04:47.750 --> 04:50.500
‫این‌قدر ضدحال نباش، سورانو.

04:50.500 --> 04:54.130
‫من هیچ‌وقت از آدم‌هایی که
‫همش می‌خوان جلب توجه کنن خوشم نمیومده.

04:54.130 --> 04:55.120
‫چرا؟

04:56.010 --> 04:58.640
‫چون خیلی آویزون به نظر می‌رسن.

04:59.320 --> 05:03.010
‫نمی‌دونم، انگار زیادی دارن
‫خودشون رو به آب و آتیش می‌زنن.

05:03.790 --> 05:07.210
‫شاید هنوز دارن سعی می‌کنن بفهمن
‫می‌خوان چه جور آدمی باشن.

05:07.210 --> 05:09.600
‫مگه دانشگاه برای همین چیزها نیست؟

05:09.600 --> 05:13.980
‫با این حال، از کسایی که این‌قدر
‫می‌خوان جلب توجه کنن خوشم نمیاد.

05:14.380 --> 05:16.440
‫من حتی نمی‌خوام کوچک‌ترین جلب توجهی بکنم.

05:16.440 --> 05:17.610
‫جلب توجه؟

05:18.700 --> 05:22.170
‫اگه تو دعوتم نکرده بودی
‫اصلاً نمی‌اومدم.

05:24.840 --> 05:28.810
‫هی، سورانو. چطوره بریم
‫یه چند لحظه اون‌جا بشینیم؟

05:30.590 --> 05:32.280
‫جدی می‌گی؟

05:33.610 --> 05:38.060
‫نمی‌دونم چرا، اما اون گوشه از اتاق
‫مثل یه دنیای دیگه به نظر می‌رسه.

05:40.160 --> 05:44.000
‫شاید بقیه پسرها فکر می‌کنن
‫در حد و اندازه‌شون نیستن.

05:44.860 --> 05:46.630
‫منم ترجیح می‌دم فاصله‌ام رو حفظ کنم.

05:47.910 --> 05:49.870
‫پس بیا بریم جلو.

05:49.870 --> 05:52.360
‫ها؟ هی، وایسا!

05:52.980 --> 05:54.700
‫چیزی می‌خوای؟

05:54.700 --> 05:55.410
‫خب...

05:55.410 --> 05:56.820
‫هی، این صندلی‌ها خالی‌ان؟

05:56.820 --> 05:57.880
‫عصر بخیر!

05:58.740 --> 06:00.140
‫ام...

06:01.190 --> 06:02.630
‫فکر نکنم دلشون بخواد این‌جا باشیم.

06:02.630 --> 06:04.240
‫ردیفه، ردیفه!

06:05.110 --> 06:09.630
‫من نارومی اوشیو هستم و اینم
‫هم‌اتاقیم تو خوابگاه...

06:09.630 --> 06:11.120
‫سورانو کاکرو.

06:11.950 --> 06:15.750
‫من هایاسه یوکو هستم و اینم...

06:17.420 --> 06:19.010
‫فویوتسوکی کوهارو.

06:19.630 --> 06:21.160
‫وای...

06:21.890 --> 06:24.210
‫اون‌قدر آراسته و بی‌نقصه‌ که
‫ترسناک به نظر می‌رسه.

06:25.420 --> 06:26.220
‫همم؟

06:27.880 --> 06:28.580
‫ها؟

06:29.850 --> 06:31.320
‫داره به چیزی نگاه می‌کنه؟

06:36.850 --> 06:40.040
‫کوهارو-چان، دقیقاً روبه‌روته،
‫ساعت دوازده.

06:44.040 --> 06:46.060
‫خیلی ممنون، یوکو-چان.

06:49.740 --> 06:52.340
‫چشمات ضعیفه، فویوتسوکی-سان؟

06:53.800 --> 06:55.220
‫بله، همین‌طوره.

06:56.860 --> 06:59.440
‫در واقع، من اصلاً نمی‌تونم ببینم.

07:04.010 --> 07:06.390
‫اگه می‌خواید بیاید جای بعدی،
‫دنبال من بیاید!

07:07.330 --> 07:12.060
‫اون بی‌شعورها تا فهمیدن کوهارو-چان
‫نمی‌تونه ببینه، بلند شدن و رفتن.

07:12.060 --> 07:12.840
‫ها؟

07:14.470 --> 07:17.350
‫پس واسه همین بود که انگار
‫توی یه جزیره تک و تنها مونده بودین.

07:17.350 --> 07:18.700
‫جزیره؟

07:18.700 --> 07:20.660
‫آره، مثل یه جزیره متروکه.

07:21.330 --> 07:22.840
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

07:24.230 --> 07:27.780
‫من که یک کلمه از حرف‌های
‫سنسه رو نفهمیدم.

07:28.240 --> 07:31.240
‫بعدش هم که صدام کرد،
‫نمی‌دونستم باید چیکار کنم!

07:32.050 --> 07:33.870
‫اون خیلی خنده‌دار بود.

07:36.040 --> 07:39.410
‫فکر کنم اون نمی‌تونه این ماه رو هم ببینه.

07:42.570 --> 07:48.700
‫اگه من چشمام رو از دست می‌دادم، فکر
‫نکنم می‌تونستم مثل اون این‌قدر شاد باشم.

07:46.220 --> 07:48.210
‫تو همیشه این‌قدر رک حرف می‌زنی؟

07:48.800 --> 07:50.680
‫ولی اون چامپون واقعاً خوشمزه بود.

07:52.040 --> 07:56.620
‫فویوتسوکی-سان، چرا با این‌که نمی‌تونی
‫ببینی خواستی بیای مهمونی خوش‌آمدگویی؟

07:56.620 --> 07:59.300
‫خب، تا حالا به چنین مهمونی‌ای نرفته بودم.

07:59.770 --> 08:02.880
‫تا حالا نرفته بود.

08:02.880 --> 08:04.150
‫زیر لب داری چی من‌من می‌کنی؟

08:04.150 --> 08:05.040
‫آه!

08:05.400 --> 08:07.780
‫این‌قدر از من بدت میاد؟

08:08.230 --> 08:09.530
‫نه، اصلاً.

08:10.230 --> 08:11.780
‫شوخی می‌کنم.

08:12.840 --> 08:14.790
‫اشکالی نداره دستش رو رها کنی؟

08:14.790 --> 08:19.230
‫تا وقتی چیزی روی سنگ‌فرش لمسی نباشه،
‫خودش می‌تونه راه بره.

08:19.970 --> 08:22.300
‫شما دوتا
‫خیلی وقته با هم دوستین؟

08:22.300 --> 08:23.400
‫چطور مگه؟

08:23.400 --> 08:25.630
‫خب، چون داری راهنمایی‌ش می‌کنی.

08:25.630 --> 08:30.300
‫آها. من و کوهارو-چان توی
‫مراسم افتتاحیه با هم آشنا شدیم.

08:30.300 --> 08:34.330
‫حرف اول فامیلی من «ها» نزدیک حرف اول
‫فامیلی فویوتسوکی یعنی «فو» بود، مگه نه؟

08:34.910 --> 08:36.110
‫آه، که این‌طور.

08:37.580 --> 08:41.750
‫راستی، چیزی درباره «دانشجوی همیار»
‫توی دانشگاه شنیدی؟

08:41.750 --> 08:42.730
‫نه، نشنیدم.

08:43.400 --> 08:49.550
‫دانشجوی همیار کسیه که داوطلبانه
‫به دانشجوهای دارای معلولیت کمک می‌کنه.

08:49.550 --> 08:51.300
‫منم یکی از اونام.

08:51.970 --> 08:55.920
‫در کل، نباید سعی
‫کنی به کسی کمک کنی

08:53.170 --> 08:55.110
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه.

08:55.530 --> 08:59.860
‫بعضی وقت‌ها با آدم‌هایی روبرو می‌شم
‫که کاملاً نقطه مقابل من هستن.

08:55.920 --> 08:57.880
‫مگر این‌که خودشون ازت بخوان،

08:57.880 --> 09:00.240
‫ولی من در هر صورت همیشه
‫تلاشم رو می‌کنم.

09:01.220 --> 09:05.130
‫امروز، کوهارو-چان بود
‫که ازم خواست کمکش کنم.

09:05.800 --> 09:09.630
‫گفت حالا که اومده دانشگاه، دوست داره
‫ببینه جوِ مهمونی‌ها چطوریه.

09:11.270 --> 09:12.420
‫فوقالعاده‌ست، نه؟

09:13.800 --> 09:16.350
‫آره، همین‌طوره.

09:20.120 --> 09:21.080
‫راستی.

09:21.080 --> 09:25.900
‫سورانو-کون، تو دوشنبه‌ها زنگ اول
‫کلاس علوم کامپیوتر داری؟

09:26.160 --> 09:31.450
‫آره، دارم. ولی این‌قدر سخته که
‫یه جورایی پشیمون شدم.

09:32.630 --> 09:35.110
‫کوهارو-چان هم همین رو می‌گفت.

09:35.110 --> 09:36.330
‫فویوتسوکی این رو می‌گفت؟

09:37.480 --> 09:40.560
‫علاقه‌ای داری که دانشجوی همیار بشی،
‫سورانو-کون؟

09:42.360 --> 09:43.380
‫چطور؟

09:43.790 --> 09:45.770
‫خب، فقط واسه همون یه کلاسه،

09:45.770 --> 09:49.500
‫ولی می‌خواستم ببینم مایل هستی
‫راهنمای کوهارو-چان بشی؟

09:49.500 --> 09:51.070
‫ولی...

09:51.070 --> 09:55.080
‫فقط اگه برات مشکلی
‫نیست. وگرنه که هیچی.

09:56.090 --> 09:57.000
‫آه!

09:56.090 --> 09:57.000
‫ها؟

09:58.730 --> 10:00.200
‫ای وای.

10:01.640 --> 10:02.630
‫حالت خوبه؟

10:02.630 --> 10:05.020
‫ببخشید ببخشید، حواسم نبود.

10:05.610 --> 10:06.770
‫معذرت می‌خوام!

10:06.770 --> 10:11.440
‫تقصیر تو نیست. هر کسی ممکن بود
‫بزنه این آهن‌پاره رو بندازه.

10:12.200 --> 10:16.760
‫دیدی؟ این نتیجه پارک کردن دوچرخه
‫روی سنگ‌فرش لمسیه.

10:17.160 --> 10:19.100
‫کاش مردم بیشتر رعایت می‌کردن.

10:19.670 --> 10:20.820
‫واقعاً.

10:21.290 --> 10:22.940
‫آره، واقعاً.

10:23.270 --> 10:25.570
‫راستی، در مورد اون قضیه راهنمای دانشجو...

10:25.570 --> 10:28.030
‫می‌تونم اول یکم بهش فکر کنم؟

10:28.790 --> 10:32.040
‫باشه. چطور می‌تونم باهات در ارتباط باشم؟

10:32.040 --> 10:34.130
‫راستش... اوه!

10:36.640 --> 10:40.540
‫پس موقع راه رفتن، بلوک‌های لمسی رو
‫زیر پات حس می‌کنی؟

10:37.390 --> 10:42.630
‫خب، شماره‌ت ذخیره شد. اگه کوهارو-چان
‫مشکلی داشت کمکش کن، باشه؟

10:40.540 --> 10:44.270
‫راستش، بیشتر با عصام
‫حس‌شون می‌کنم.

10:43.210 --> 10:44.950
‫بدترین حالت ممکن شد.

10:44.270 --> 10:45.640
‫دست‌هام خیلی حساس شدن.

10:50.650 --> 10:54.770
‫کاش می‌تونستم بهش بگم
‫که من اصلاً مرد این کار نیستم.

10:59.900 --> 11:04.540
‫بعد طلاق مادرم، وقتی بین خونه‌های
‫فامیل‌های مختلف جابجا می‌شدیم،

11:04.540 --> 11:07.850
‫باید یاد می‌گرفتم چطور سرم رو پایین بندازم
‫و از دردسر دوری کنم.

11:08.760 --> 11:11.300
‫اگه جلب توجه می‌کردم، بقیه ازم متنفر
‫می‌شدن.

11:12.100 --> 11:14.670
‫همیشه شرایط رو می‌سنجیدم، خودم رو با محیط
‫وفق می‌دادم،

11:15.670 --> 11:16.850
‫و دخالت نمی‌کردم.

11:19.020 --> 11:20.690
‫این بهترین کاری بود که از دستم برمی‌اومد.

11:26.480 --> 11:29.080
‫اون آپارتمان اون‌جا نیست؟

11:29.080 --> 11:30.900
‫پسر.

11:31.200 --> 11:33.410
‫عجب ساختمون شیکیه.

11:38.650 --> 11:40.390
‫از این‌جا به بعد رو خودت می‌تونی بری؟

11:40.390 --> 11:41.900
‫آره. ممنون.

11:42.430 --> 11:43.330
‫عه؟

11:45.780 --> 11:46.990
‫اون چیه؟

11:47.930 --> 11:49.290
‫اون‌جاست.

11:53.870 --> 11:57.760
‫اون‌جا نزدیک دانشگاه نیست؟
‫آتیش‌بازی کردن اون‌جا مجازه؟

11:57.760 --> 11:59.010
‫چی؟ چی؟

11:59.530 --> 12:01.140
‫آتیش‌بازی دارن می‌کنن؟

12:02.130 --> 12:02.890
‫آه!

12:03.340 --> 12:04.140
‫مواظب باش!

12:09.640 --> 12:12.900
‫دست‌هات خیلی گرمه، سورانو-سان.

12:13.650 --> 12:15.410
‫باید بیشتر مواظب باشی.

12:16.090 --> 12:17.580
‫ببخشید.

12:17.580 --> 12:20.080
‫خب، اشکالی نداره.

12:24.260 --> 12:26.200
‫نتونستم ببینمشون.

12:26.200 --> 12:27.260
‫مگه می‌تونی ببینی؟

12:27.260 --> 12:28.090
‫نه.

12:29.150 --> 12:31.970
‫ولی آتیش‌بازی رو دوست دارم.

12:32.640 --> 12:34.740
‫دوست داری؟

12:35.980 --> 12:40.370
‫دوست دارم یه روزی با دوست‌هام
‫آتیش‌بازی کنم.

12:42.480 --> 12:46.450
‫چطور می‌شه توی دنیایی که کاملاً تاریکه،
‫آتیش‌بازی راه انداخت؟

12:47.940 --> 12:51.660
‫چطور می‌شه توی دنیایی که کاملاً تاریکه،
‫آتیش‌بازی رو تماشا کرد؟

12:53.610 --> 12:56.620
‫نمی‌تونستم بفهمم این فقط یه حرف ساده بود
‫یا واقعاً از ته دلش می‌گفت.

12:57.290 --> 12:59.140
‫آدم عجیبی بود.

13:25.580 --> 13:26.260
‫اوه.

13:42.320 --> 13:44.450
‫هوای کوهارو-چان رو برام داشته باش!

13:44.790 --> 13:48.030
‫پسر، جدی میگی؟

13:48.030 --> 13:50.960
‫اصلا نمی‌خواد بیخیال بشه، نه؟

14:22.450 --> 14:23.450
‫صبح بخیر.

14:25.090 --> 14:27.700
‫همم؟ صبح بخیر.

14:27.700 --> 14:28.570
‫عه؟

14:29.470 --> 14:34.810
‫آها، اون راهی نداره
‫بفهمه کی داره با کی حرف می‌زنه.

14:35.530 --> 14:37.660
‫فویوتسوکی، صبح بخیر.

14:40.010 --> 14:42.020
‫سورانو-سان؟

14:42.020 --> 14:43.590
‫چرا می‌پرسی؟

14:44.480 --> 14:48.810
‫ببخشید. اگه اسمت رو نگی،
‫نمی‌تونم مطمئن بشم.

14:48.810 --> 14:49.780
‫آها.

14:50.790 --> 14:54.250
‫ولی از لحن صدات
‫حدس زدم که خودتی.

14:54.250 --> 14:57.730
‫صدای خیلی خاصی داری،
‫سورانو-سان.

14:57.730 --> 14:59.230
‫واقعاً؟

14:59.230 --> 15:00.050
‫بله.

15:00.460 --> 15:05.100
‫صدای بیشتر مردم حول‌وحوش نت «دو» هست،
‫ولی صدای شما به «فا» نزدیک‌تره.

15:05.100 --> 15:07.040
‫حتماً گوش موسیقیایی خیلی خوبی داری.

15:08.500 --> 15:11.370
‫از بچگی پیانو
‫تمرین می‌کردم.

15:17.360 --> 15:19.120
‫امم، بیا.

15:21.470 --> 15:22.270
‫همم؟

15:23.560 --> 15:25.840
‫نشانگر کتابت افتاده بود.

15:26.970 --> 15:30.300
‫اوه، برام برش داشتی؟

15:30.960 --> 15:33.220
‫سورانو-سان، آدم خوبی هستی.

15:46.420 --> 15:49.380
‫پس همان‌طور که می‌بینید، در عملگر «و»،

15:49.380 --> 15:52.700
‫اگر هر دو شرط درست باشند،
‫نتیجه نیز درست خواهد بود.

15:53.160 --> 15:57.870
‫حال در مورد عملگر «یا»،
‫اگر یکی از شروط هم درست باشد،

15:57.870 --> 16:00.240
‫نتیجه طبیعتاً درست خواهد بود.

16:00.750 --> 16:05.240
‫به عنوان مثال، تصور کنید در صف
‫یک وسیله بازی در شهربازی ایستاده‌اید...

16:02.610 --> 16:05.240
‫یه جور دستگاه بریله؟

16:07.650 --> 16:10.280
‫شاید یه دستگاه یادداشت‌برداری بریل باشه.

16:26.200 --> 16:29.630
‫یهو به خودم میام و می‌بینم دلم براش می‌سوزه،

16:29.630 --> 16:32.560
‫و بعدش از خودم بابت این طرز فکر متنفر می‌شم.

16:35.230 --> 16:36.460
‫باید برم.

16:40.750 --> 16:41.950
‫اوه...

16:53.730 --> 16:59.100
‫خیلی آدم پستی‌ام، اول به خاطر این‌که برای
‫واکنش نشون دادن تردید کردم.

16:59.100 --> 17:01.190
‫بعدش هم به خاطر این‌که دلم می‌خواست یکی
‫دیگه کمک کنه،

17:01.190 --> 17:03.750
‫و در آخر هم به خاطر این‌که خیالم راحت شد
‫کسی اون دوروبر نیست.

17:07.850 --> 17:10.380
‫یه لحظه صبر کن، فویوتسوکی.
‫من برات برش می‌دارم.

17:10.380 --> 17:12.770
‫اوه. خیلی ممنون!

17:15.370 --> 17:16.340
‫بفرما.

17:19.450 --> 17:20.950
‫خیلی ممنونم.

17:21.810 --> 17:23.510
‫کار خاصی نکردم.

17:25.120 --> 17:28.090
‫شاید بهتر بود یه زنگوله بهش وصل می‌کردم.

17:28.090 --> 17:31.470
‫ولی وقتی اون‌طوری روی زمین افتاده باشه
‫که صدایی ازش درنمیاد.

17:31.470 --> 17:33.970
‫اوه. راست می‌گی.

17:42.500 --> 17:44.740
‫زنگ دوم کلاس داری؟

17:44.740 --> 17:46.850
‫نه، ندارم.

17:49.100 --> 17:50.850
‫پس کار دیگه‌ای نداری؟

17:50.850 --> 17:52.810
‫می‌خوای با هم وقت بگذرونیم؟

17:55.550 --> 17:58.400
‫یوکو-چان بهم پیام داد
‫و گفت که سرش شلوغه.

17:58.400 --> 18:00.720
‫بهت پیام داد؟ یعنی زنگ زد؟

18:00.720 --> 18:02.460
‫نه، توی لایم پیام داد.

18:02.460 --> 18:04.650
‫چی؟ مگه می‌تونی از لایم استفاده کنی؟

18:05.800 --> 18:07.790
‫بعداً برات توضیح می‌دم چطوری.

18:12.930 --> 18:14.220
‫چیزی می‌خوری برات بگیرم؟

18:14.730 --> 18:16.470
‫خودم می‌تونم بخرم.

18:20.370 --> 18:22.600
‫از کجا فهمیدی کدوم دکمه رو باید بزنی؟

18:23.730 --> 18:25.410
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

18:25.410 --> 18:28.230
‫آخه گفتی جایی رو نمی‌بینی.

18:29.200 --> 18:32.220
‫دلیلش اینه که این دستگاه
‫دستگاهِ خودِ منه.

18:33.470 --> 18:38.740
‫فویوتسوکی-ساما، نکنه خانواده‌تون
‫صاحب یه شرکت دستگاه‌های فروش خودکاره؟

18:40.840 --> 18:42.730
‫نه، معلومه که نه.

18:43.200 --> 18:48.310
‫آخه همین الان گفتی که
‫این دستگاه مال خودته.

18:50.530 --> 18:53.120
‫سورانو-سان، تو هم بعضی وقت‌ها
‫خیلی بامزه می‌شیا.

18:53.320 --> 18:54.080
‫ها؟

18:54.310 --> 18:57.700
‫فکر کردی من یه آدم عبوس و خشکم
‫که هیچ‌وقت شوخی نمی‌کنه؟

18:58.090 --> 18:59.980
‫یه آدم عبوس؟

19:03.690 --> 19:04.920
‫مگه انقدر خنده‌داره؟

19:06.250 --> 19:10.880
‫منظورم از «دستگاه خودم» این بود که
‫این دستگاهیه که همیشه ازش استفاده می‌کنم.

19:11.530 --> 19:16.320
‫برای آدم‌هایی مثل من، دستگاه‌های ناشناس
‫مثل رولت روسی می‌مونن.

19:16.760 --> 19:20.640
‫مثلاً شیرچای می‌خوای ولی به جاش سوپ لوبیا
‫گیرت میاد! از این اتفاق‌ها زیاد می‌افته.

19:20.640 --> 19:22.680
‫ولی به نظر هیجان‌انگیز میاد.

19:22.680 --> 19:23.400
‫اوه.

19:24.460 --> 19:28.100
‫ببخشید. نباید این حرف رو می‌زدم.

19:28.100 --> 19:33.260
‫واقعاً نیازی به عذرخواهی نیست.
‫بعضی وقت‌ها واقعاً جالب می‌شه.

19:33.690 --> 19:36.280
‫ولی خب دلم نمی‌خواد هر دفعه ریسک کنم،

19:36.280 --> 19:38.700
‫واسه همین سعی می‌کنم از دستگاه‌هایی
‫استفاده کنم که می‌شناسم.

19:38.700 --> 19:39.830
‫و این همون...

19:39.830 --> 19:41.660
‫دستگاه خودته.

19:42.240 --> 19:43.350
‫دقیقاً!

19:44.500 --> 19:49.420
‫یوکو-چان دکمه‌های این یکی رو بهم یاد داد
‫و منم کاملاً بهش مسلط شدم!

19:49.420 --> 19:52.230
‫واقعاً جای همه این دکمه‌ها رو
‫حفظ کردی؟

19:52.230 --> 19:56.610
‫ببخشید، فقط دکمه شکر
‫و دکمه شیرچای رو.

19:56.610 --> 19:58.570
‫پس چرا گفتی «همه»؟

19:58.570 --> 20:00.830
‫منظورم دقیقاً همه‌شون نبود که!

20:02.720 --> 20:07.180
‫وقتی این‌طوری با هم حرف می‌زنیم،
‫کم‌کم یادم می‌ره که اون نمی‌تونه ببینه.

20:08.660 --> 20:10.910
‫صفحه‌خوان؟

20:10.910 --> 20:11.830
‫بله.

20:13.000 --> 20:15.960
‫بیشتر گوشی‌ها
‫خودشون این قابلیت رو دارن.

20:15.960 --> 20:17.410
‫این‌طوری کار می‌کنه.

20:17.410 --> 20:20.940
‫کوهارو-چان، ببخشید ولی امروز کار دارم.

20:21.330 --> 20:23.350
‫پس متن‌ها رو برات بلند می‌خونه؟

20:24.110 --> 20:27.960
‫با یه ضربه می‌تونی بخونی
‫و با دو بار ضربه زدن انتخابش کنی.

20:28.570 --> 20:32.090
‫کارهای دیگه رو هم می‌شه
‫با دو یا سه تا انگشت انجام داد،

20:32.090 --> 20:34.270
‫واسه همین مجبور شدم کلی تمرین کنم.

20:34.270 --> 20:36.680
‫پسر، به نظر خیلی سخت میاد.

20:37.320 --> 20:43.080
‫سخت که بود، ولی آدم‌ها اگه مجبور بشن
‫واقعاً به هر چیزی عادت می‌کنن.

20:43.080 --> 20:44.950
‫چطوری متن می‌نویسی؟

20:45.300 --> 20:50.970
‫از تایپ صوتی استفاده می‌کنم. واسه همین اگه
‫گاهی غلط‌های املایی عجیب داشتم ببخشید.

20:52.240 --> 20:54.850
‫نارومی-سان هم قبلاً این رو ازم پرسیده بود.

20:54.850 --> 20:58.950
‫وقتی براش توضیح دادم،
‫پرسید که می‌تونیم با هم دوست بشیم یا نه.

21:00.690 --> 21:03.000
‫حتی آدم‌های کم‌بینا و نابینایی مثل من هم

21:03.000 --> 21:05.710
‫می‌تونن بیشتر کارهایی که بقیه انجام می‌دن
‫رو انجام بدن.

21:07.140 --> 21:11.460
‫خیلی راحت
‫خودش رو معلول صدا کرد.

21:12.840 --> 21:18.020
‫من هیچوقت نمی‌تونستم با لبخند به کسی
‫بگم که بدون پدر بزرگ شدم.

21:19.740 --> 21:23.300
‫یعنی فویوتسوکی تا الان
‫چقدر سختی کشیده؟

21:24.930 --> 21:29.080
‫بعدش به خودم شک می‌کنم.
‫تا چه حد اجازه دارم ازش سوال بپرسم؟

21:29.080 --> 21:32.200
‫چی ممکنه بگم که آخرش باعث
‫ناراحتیش بشه؟

21:34.530 --> 21:36.610
‫احساس می‌کنم یه دیوار نامرئی وجود داره.

21:38.460 --> 21:41.680
‫دیواری که خودم ساختمش
‫ولی هنوز نمی‌تونم ببینمش.

21:43.280 --> 21:46.660
‫فقط باید گوش بدم.
‫فقط باید سفره دلم رو باز کنم.

21:48.500 --> 21:52.540
‫این رو می‌فهمم، می‌فهممش ولی بازم...

21:54.760 --> 21:56.920
‫سورانو-سان، تو هم مال خودت رو بهم بگو.

21:57.480 --> 21:59.250
‫ها؟ آهان.

22:01.040 --> 22:01.880
‫حتماً.

22:02.830 --> 22:06.300
‫می‌شه برام اسکنش کنی؟

22:10.600 --> 22:14.990
‫عکس پروفایلش یه جور گل بود
‫که تا حالا ندیده بودم.

22:15.010 --> 22:24.010
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:24.720 --> 22:29.970
‫یک ملاقات غیرمنتظره

22:29.990 --> 22:39.990
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
