WEBVTT

00:24.460 --> 00:26.460
‫رئیس رسید.

00:26.630 --> 00:28.380
‫روی در زدیم «بسته» هستیم که.

00:28.710 --> 00:29.880
‫کیه؟

00:30.540 --> 00:32.960
‫مهمون ویژۀ امشبمون.

00:35.170 --> 00:36.250
‫مهمونی رو شروع کردید؟

00:36.880 --> 00:37.790
‫کمیسر شیائو؟

00:39.580 --> 00:42.420
‫می‌خواستم به چیائو لین زنگ بزنم که اتفاقای دیشب رو بررسی کنیم؛

00:42.790 --> 00:44.580
‫ولی گفت همه اینجان،

00:44.880 --> 00:46.420
‫واسه همین گفت بیام پیشتون.

00:47.040 --> 00:48.960
‫اتفاقاً یه مهمون خارجی هم همراهمه.

00:49.460 --> 00:50.000
‫هِـــلو.

00:50.250 --> 00:52.540
‫من از یینگ‌دو اومدم، اسمم جِی‌ـه.

00:52.560 --> 01:02.560
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:18.860 --> 02:22.440
Translation & TypeSetting: Elixir

02:37.580 --> 02:39.000
‫به چی نگاه می‌کنی؟

02:39.500 --> 02:41.080
‫به تو. مشکلیه؟

02:53.250 --> 02:54.330
‫فقط نگاه نکن.

02:54.750 --> 02:56.000
‫یه چیزی هم بخور.

03:27.080 --> 03:29.250
‫بهت گفتم بِر و بِر نگاه نکن.

03:30.210 --> 03:31.420
‫تــــو!

03:31.960 --> 03:34.880
‫آ یوآن، می‌شه یه لطف کوچیکی در حقم بکنی؟

03:40.630 --> 03:41.880
‫بس کن!

04:01.630 --> 04:03.540
‫معلومه یه ریگی به کفششه.

04:03.920 --> 04:05.380
‫چرا باید باهاش کار کنیم؟

04:11.670 --> 04:15.290
‫می‌دونی چرا واسه تحصیل رفتم یینگ‌دو؟

04:16.750 --> 04:21.210
‫هیچ‌وقت بهم نگفتی، واسه همین منم هیچ‌وقت نپرسیدم.

04:22.630 --> 04:26.400
‫وقتی بچه بودم، دور و اطرافم پر از کتاب بود.

04:28.330 --> 04:30.130
‫بیشتر وقتا، هیچ‌کس باهام بازی نمی‌کرد؛

04:30.790 --> 04:32.500
‫واسه همین کتابا شده بودن بهترین دوستام.

04:34.130 --> 04:37.210
‫هر کتابی که پیدا می‌کردم رو با اشتیاق زیاد می‌خوندم؛

04:37.290 --> 04:39.330
‫تا اینکه ازش خسته می‌شدم.

04:41.630 --> 04:42.630
‫یه روز؛

04:43.880 --> 04:46.920
‫یه کتاب در مورد قدرت‌های ماورایی،
‫دوباره یه آتیشی رو توی وجودم روشن کرد.

04:48.210 --> 04:51.170
‫همه‌چیز رو دربارۀ قدرت‌های ماورایی توضیح داده بود،

04:51.250 --> 04:54.710
‫از جمله منشأ پیدایش اون‌ها، یعنی «یینگ‌دو»؛

04:55.920 --> 05:01.630
‫برای همین تصمیم گرفتم به یینگ‌دو برم،

05:02.290 --> 05:06.880
‫تا رازهای بیشتری رو کشف کنم و سازمان باستانی پشت‌پرده...

05:08.670 --> 05:09.830
‫یعنی «ساروس» رو پیدا کنم.

05:11.250 --> 05:12.330
‫چــی؟

05:12.420 --> 05:13.630
‫بری یینگ‌دو؟!

05:14.380 --> 05:15.380
‫آره.

05:15.460 --> 05:17.040
‫دانشگاهم رو انتخاب کردم.

05:18.330 --> 05:20.250
‫بهترین دانشگاه، توی گویدوئه.

05:20.460 --> 05:22.130
‫چرا می‌خوای بری یینگ‌دو؟

05:22.210 --> 05:25.540
‫که بهمون نشون بدی چقدر سرسختی؟

05:31.250 --> 05:32.920
‫حق نداری با داداشت این‌جوری حرف بزنی!

05:33.830 --> 05:36.960
‫اصلاً حالیت هست چقدر واسه‌ت پول خرج کردم که بتونی بری دانشگاه؟

05:37.380 --> 05:40.000
‫بعضی از لطف‌ها رو حتی نمی‌شه با پول پس داد!

05:40.290 --> 05:42.420
‫بعد جرئت می‌کنی به داداشت طعنه بزنی؟

05:49.670 --> 05:50.750
‫هرجا که می‌خوای برو.

05:53.250 --> 05:54.330
‫ممنون، پدر.

06:00.540 --> 06:01.960
‫هنوزم بهش می‌گی پدر؟

06:02.170 --> 06:03.250
‫بی‌شرم و حیا.

06:04.330 --> 06:06.920
‫واسه خودت چی زیر لب ور ور می‌کنی؟

06:07.000 --> 06:09.500
‫خاک بر سر من که پسری عین تو دارم!

06:12.080 --> 06:15.630
‫این‌جوری نگو بابا! من پسر واقعیتم!

06:18.170 --> 06:19.670
‫تحصیل توی یینگ‌دو؛

06:19.750 --> 06:24.500
‫بهونۀ خوبی بود که مدت زیادی اونجا بمونم...

06:29.080 --> 06:32.960
‫... تا بتونم درمورد ساروس، سرنخ پیدا کنم.

06:33.040 --> 06:37.040
‫پسر جون، دنبال چه کتابی می‌گردی؟

06:38.500 --> 06:41.540
‫کتاب نه، دنبال یه جایی می‌گردم.

06:58.540 --> 07:00.540
‫توی یینگ‌دو منابع بی‌شماری رو زیر و رو کردم.

07:01.750 --> 07:02.880
‫بر اساس همین منابع،

07:03.790 --> 07:09.210
‫تونستم تا حدودی روند تکامل و مکان‌های
‫فعالیت ساروس رو توی یینگ‌دوی باستان ردیابی کنم.

07:14.500 --> 07:15.920
‫در نهایت؛ جستجوم رو محدود کردم،

07:17.210 --> 07:19.170
‫و رسیدم به یه آموزشگاه زبان به اسم باهاتی.

07:25.080 --> 07:26.040
‫متأسفانه؛

07:26.960 --> 07:29.330
‫آموزشگاه توی یه آتیش‌سوزی نابود شده بود،

07:29.960 --> 07:31.710
‫و همه‌چی خاکستر شده بود.

07:40.500 --> 07:45.040
‫ولی خوشبختانه؛ نه همۀ نشونه‌ها.

07:46.500 --> 07:51.040
‫مدرکی پیدا کردم مبنی بر اینکه این آموزشگاه قطعاً با ساروس ارتباط داشته.

07:55.880 --> 07:57.830
‫آتیش‌سوزی صرفاً یه حادثه نبود.

07:58.750 --> 08:00.460
‫یه نفر می‌خواسته ساروس رو حذف کنه.

08:01.920 --> 08:06.420
‫و من... باید ادامه‌ش بدم.

08:07.000 --> 08:11.540
‫برای همینه که همۀ شماها برام اهمیت دارید.

08:16.330 --> 08:18.330
‫امیدوارم بتونیم به‌عنوان دوست،

08:19.210 --> 08:20.500
‫متحد بمونیم.

08:33.630 --> 08:37.250
‫اون تنها دوستیه که توی یینگ‌دو پیدا کردی؟

08:37.710 --> 08:41.710
‫می‌خوای بپیچی به پَر و پای من، یا فقط به فکر خودتی؟

08:46.420 --> 08:51.250
‫هدف ساروس متحد کردن آدم‌هاییه که قدرت‌های خاص دارن،

08:51.330 --> 08:55.000
‫کسایی که بیشترشون ‫مثل گوشت توی دیگ می‌مونن.

08:56.290 --> 08:59.290
‫تا زمانی که کاملاً آماده و پخته نشن، آفتابی نمی‌شن.

09:00.380 --> 09:04.500
‫پس برای پیدا کردن این تک‌شاخ‌های نادر،

09:04.580 --> 09:07.710
‫باید وقت بذاریم و صبوری کنیم.

09:08.710 --> 09:10.330
‫گیر انداختنشون که جای خود داره.

09:19.580 --> 09:20.500
‫چنگ ژیاعوشی!

09:20.710 --> 09:21.750
‫ادبت کجا رفته؟

09:22.880 --> 09:23.880
‫مهمون داریما!

09:23.960 --> 09:25.710
‫گوشتو واسه خودت برندار!

09:28.000 --> 09:31.330
‫آه... حق با توئه! هرچی تو بگی بانوی من!

09:31.670 --> 09:32.790
‫اول مهمون!

09:34.000 --> 09:36.210
‫اینو داشتی می‌کردی توی دهنت؛
‫بعد تعارفش می‌کنی به مهمون؟

09:36.420 --> 09:37.670
‫چندش!

09:39.040 --> 09:40.130
‫باشه، باشه.

09:40.210 --> 09:41.710
‫می‌دمش به لو گوانگ!

09:42.720 --> 09:43.210
‫تو!

09:44.420 --> 09:47.750
‫شنیدم اینجا رسمه که به همدیگه غذا تعارف کنید؛

09:47.830 --> 09:49.250
‫واسه همین من مشکلی ندارم.

09:49.330 --> 09:51.380
‫این‌جوری به‌هم نزدیک‌تر می‌شیم!

09:51.460 --> 09:54.080
‫خیلی بهتر از غذاهای سردیه که ما توی خونه تنها می‌خوریم.

09:55.170 --> 09:58.080
‫نه فقط چینی رو خوب حرف می‌زنی، تازه رسم و رسومات رو هم بلدی.

09:58.170 --> 09:59.210
‫آفرین!

10:00.540 --> 10:02.750
‫والدین جِی از چینی‌های مهاجرن.

10:03.130 --> 10:04.670
‫اون صرفاً توی یینگ‌دو بزرگ شده.

10:05.290 --> 10:09.330
‫واسه پرونده‌ای که شیا فی اخیراً درگیرش بوده اومده اینجا.

10:09.420 --> 10:12.210
‫ا‫ی بابا کمیسر شیائو، این یه مهمونی خوش‌‌آمدگوییه.

10:12.290 --> 10:14.580
‫می‌شه کارای پرونده رو موکول کنیم به فردا؟

10:16.170 --> 10:17.380
‫دقیق‌تر بگم؛

10:17.750 --> 10:19.000
‫اینجا دنبال یکی می‌گردم.

10:19.670 --> 10:20.960
‫کی؟

10:25.670 --> 10:26.290
‫خب خب!

10:26.320 --> 10:27.460
‫حرف زدن کافیه!

10:27.540 --> 10:29.750
‫بزنید بر بدن، زود باشید!

10:29.830 --> 10:31.250
‫موندم...

10:31.330 --> 10:34.380
‫چجوری از اون جهنم فرار کردی؟

10:35.290 --> 10:37.710
‫قدرت خاصی داری؟

10:43.670 --> 10:45.250
‫اولین تک‌شاخی که پیدا کردم،

10:46.080 --> 10:48.000
‫توی بیمارستان شهرستان بود.

10:49.710 --> 10:51.540
‫معمولاً می‌شنیدم پرستارها درمورد یه بچه...

10:52.380 --> 10:54.330
‫که از یه بیماری عجیب رنج می‌بره، صحبت می‌کنن.

10:55.290 --> 10:59.710
‫اون هر لحظه، صدای غرش‌های رعدآسا رو می‌شنید.

11:02.210 --> 11:04.540
‫بعدش پیداش کردم،

11:04.630 --> 11:06.250
‫درمانش کردم،

11:06.330 --> 11:09.920
‫و از اون‌موقع دوستای نزدیکی هستیم.

11:10.710 --> 11:12.290
‫ولی وقتی منو پیدا کردی،

11:12.790 --> 11:14.790
‫حتی خودمم نمی‌دونستم قدرت خاصی دارم.

11:15.380 --> 11:16.420
‫چون تو متفاوتی.

11:21.630 --> 11:25.000
‫چیزی که اولین بار توی وجودت دیدم، قدرت ماورایی نبود.

11:27.500 --> 11:31.500
‫عزم و ارادۀ محافظت کردن از خانواده‌ت بود.

11:33.500 --> 11:34.580
‫این چه طرز رانندگیه؟

11:34.750 --> 11:35.790
‫نزدیک بود بزنی به خواهرم!

11:35.880 --> 11:37.080
‫رانندگی من عالیه!

11:37.170 --> 11:38.670
‫اون یهویی پرید بیرون!

11:38.880 --> 11:40.880
‫جغله‌ها، گمشید!

11:43.580 --> 11:44.710
‫عذرخواهی کن!

11:44.880 --> 11:46.290
‫اشک خواهرمو درآوردی!

11:47.130 --> 11:48.040
‫مسخره‌ست!

11:48.130 --> 11:49.290
‫تکون بخور!

11:49.420 --> 11:50.670
‫وقت منو تلف نکن!

11:57.040 --> 11:58.290
‫عذرخواهی کن!

11:58.380 --> 11:59.420
‫تا وقتی نکنی، تکون نمی‌خورم!

11:59.500 --> 12:00.420
‫پسرۀ...

12:01.250 --> 12:02.670
‫زود باش، منو زیر بگیر!

12:03.000 --> 12:04.380
‫از رو من رد شو.

12:04.790 --> 12:05.960
‫اگه جرئت نداری،

12:06.040 --> 12:07.790
‫می‌چسبم به کاپوتت!

12:14.710 --> 12:16.460
‫شیائو شی، منو نکِش!

12:16.580 --> 12:18.420
‫اون بود که تند رانندگی کرد و داشت می‌زد بهت.

12:18.670 --> 12:20.210
‫باید ازت عذرخواهی کنه!

12:21.790 --> 12:24.290
‫موشای روانی!

12:29.290 --> 12:30.670
‫عجب بدشانسی‌ای.

12:31.000 --> 12:32.330
‫عذر می‌خوام آقای لیو.

12:32.750 --> 12:34.960
‫نقشه نشون داد که مسیر اصلی خیلی شلوغه،

12:35.210 --> 12:36.580
‫واسه همین از مسیر فرعی اومدم.

12:48.170 --> 12:49.830
‫فردا هم از همین مسیر بیا.

12:55.380 --> 12:58.290
‫اگه یه ذره دیگه به کاپوت می‌چسبیدی،

12:58.540 --> 13:00.830
‫شاید یه روز زودتر همدیگه رو دیده بودیم.

13:06.960 --> 13:10.210
‫بعداً درمورد والدینت شنیدم.

13:10.580 --> 13:11.500
‫خیلی ناراحت شدم.

13:12.880 --> 13:14.170
‫ولی وقتی پیدات کردم...

13:14.670 --> 13:16.540
‫قدرت داشتی.

13:17.500 --> 13:18.710
‫اون‌موقع بیشتر مطمئن شدم،

13:20.250 --> 13:22.330
‫که تو یه هدیه از سمت بهشتی.

13:27.460 --> 13:29.830
‫قدرت ماورایی؟

13:30.040 --> 13:33.380
‫ای بابا! اصلاً مگه همچین چیزی هم هست؟

13:33.460 --> 13:34.790
‫اگه قدرت ماورایی نبوده،

13:35.960 --> 13:39.630
‫کی می‌تونسته اون‌همه مجرم خطرناک رو زمین بزنه،

13:39.750 --> 13:40.880
‫و سالم فرار کنه؟

13:50.080 --> 13:51.830
‫چرا فقط من دارم می‌خورم؟

13:52.040 --> 13:53.580
‫چرا نمی‌خورید؟

13:54.130 --> 13:57.380
‫نکنه واسه اینکه رئیسش با قدرت ماورایی کشته شده؛

13:57.540 --> 14:00.460
‫مغزش به‌صورت خودکار این کلمه رو نشنیده می‌گیره؟

14:01.830 --> 14:04.830
‫انگاری خنگ‌بازی درآوردن هم یکی از قدرتاته.

14:04.920 --> 14:06.330
‫کافیه!

14:06.420 --> 14:09.540
‫قدرت فلان... قدرت بیسار!
‫ولم کنید بابا، خسته شید!

14:09.880 --> 14:11.290
‫بس می‌کنی یا نه؟

14:11.790 --> 14:15.200
‫وقتی یکی جوابتو نمی‌ده، معنیش اینه که نمی‌خواد درموردش حرف بزنه!

14:15.540 --> 14:16.710
‫اگه واسه دونستنش لَه‌لَه می‌زنی؛

14:16.920 --> 14:17.790
‫بهت می‌گم!

14:17.960 --> 14:19.170
‫من از قدرت ماورایی متنفرم!

14:19.290 --> 14:21.130
‫کجان این آدمای خاص؟

14:21.540 --> 14:23.040
‫همه‌شونو می‌کُشم!

14:30.500 --> 14:31.790
‫یا خود خدا...

14:31.920 --> 14:33.630
‫غریزۀ پلیسیمو تحریک کردی.

14:33.830 --> 14:35.080
‫نزدیک بود تفنگمو دربیارم.

14:36.670 --> 14:37.960
‫اوه؟ جدی؟

14:38.130 --> 14:39.540
‫من یکی از همونام.

14:40.170 --> 14:43.420
‫و توانایی من، شناسایی کردن...

14:43.750 --> 14:46.250
‫بقیۀ آدمای توانمنده.

15:01.750 --> 15:02.790
‫چیزه...

15:02.880 --> 15:04.040
‫هیس.

15:17.830 --> 15:19.080
‫آیم جوکینگ!

15:17.830 --> 15:19.080
‫شوخی می‌کنم

15:20.920 --> 15:22.210
‫همه‌تونو دست انداختم!

15:22.580 --> 15:25.210
‫قدرت ماورایی؟ چطور همچین چیزی ممکنه؟

15:25.750 --> 15:27.000
‫ترسوندیم.

15:27.290 --> 15:29.210
‫نزدیک بود بزنم دخلتو بیارم.

15:34.630 --> 15:39.170
‫راستی؛ فهمیدی رئیست چطوری مرده؟

15:39.250 --> 15:40.790
‫این چیز سفید چیه؟

15:41.330 --> 15:42.210
‫کُنجاک.

15:42.830 --> 15:43.710
‫داشتم می‌گفتم...

15:44.920 --> 15:46.630
‫این چیز چسبونکی چیه؟

15:54.880 --> 15:56.580
‫وای، من که سیرِ سیرم.

15:56.710 --> 15:58.000
‫می‌رم دستشویی.

16:04.920 --> 16:07.040
‫چی شد که توجه‌ت بهش جلب شد؟

16:08.130 --> 16:11.960
‫بدون اون، احتمالاً توی یینگ‌دو دست خالی می‌موندم.

16:37.380 --> 16:39.420
‫بیرون نوشته «بسته» است؛

16:39.500 --> 16:41.040
‫ولی تو بازم اومدی داخل.

16:41.920 --> 16:43.330
‫چیز ضروری‌ای پیش اومده؟

16:46.960 --> 16:48.250
‫تو رو می‌شناسم.

16:48.880 --> 16:50.000
‫به کمکت احتیاج دارم.

16:54.790 --> 17:00.170
‫باشه؛ ولی اول باید یه لطفی در حقم بکنی.

17:00.250 --> 17:03.250
‫این یارو کیه؟ توضیح بده.

17:04.000 --> 17:05.540
‫آقای لیو! آقای لیو!

17:05.750 --> 17:08.880
‫کمکم کنید! اطلاعاتی که لازم دارید رو بهتون می‌دم!

17:08.960 --> 17:10.040
‫کمکم کنید!

17:34.710 --> 17:36.250
‫تو کدوم خری هستی؟

17:36.330 --> 17:38.920
‫چرا یه سگ فرستادی که زاغ‌سیاهمو چوب بزنه؟

17:42.420 --> 17:43.290
‫دو میلیون.

17:48.130 --> 17:50.290
‫دو میلیون می‌دی که کمک منو بخری؟

17:50.540 --> 17:52.580
‫واقعاً منو می‌شناسی؟

17:53.670 --> 17:57.710
‫درمورد آموزشگاه زبان باهاتی دنبال اطلاعات می‌گردم.

17:57.790 --> 18:00.880
‫آقای لیو؛ من 500 هزارتا بسمه.

18:01.250 --> 18:03.290
‫پولی که بهم دادید کافیه!

18:03.580 --> 18:04.630
‫کمکم کنید،

18:04.790 --> 18:07.580
‫منم براتون رایگان تحقیق می‌کنم!

18:08.790 --> 18:10.710
‫بعد از اینکه خوب فکر کردی، می‌تونی قیمت رو بگی.

18:12.420 --> 18:16.170
‫اوه؛ و اون دو میلیون...

18:16.250 --> 18:18.080
‫واسه جمع‌وجور کردن جسد این یاروئه.

18:19.580 --> 18:21.670
‫نه، آقای لیو!

18:21.750 --> 18:24.330
‫500 هزارتا رو پس می‌دم!

18:24.540 --> 18:26.750
‫لطفاً کمکم کنید! لطفاً!

18:35.920 --> 18:38.250
‫بای بای! مراقبت کنید!

18:38.880 --> 18:40.210
‫به سلامت برسید!

18:40.290 --> 18:41.580
‫خدانگهدارتون!

18:42.130 --> 18:43.370
‫بای بــــای!

18:42.760 --> 18:43.750
‫چنگ ژیاعوشی،

18:43.830 --> 18:45.080
‫مسخره‌بازی درنیار. باید بریم خونه.

18:45.460 --> 18:46.540
‫هنوز زوده!

18:46.830 --> 18:48.330
‫تازه سر شبه!

18:48.500 --> 18:50.130
‫عشق و حال لازمم!

18:53.380 --> 18:55.380
‫رئیس رسید.

18:58.580 --> 19:01.460
‫لو گوانگ؛ کمیسر شیائو الان قایمکی بهم گفت...

19:01.540 --> 19:04.000
‫که اون پلیس اهل یینگ‌دو واقعاً دنبال یکی می‌گرده.

19:04.540 --> 19:06.580
‫یکی به اسم وِین.

19:07.130 --> 19:08.210
‫اسمشو شنیدی؟

19:14.920 --> 19:16.420
‫این کارو قبول می‌کنم.

19:22.130 --> 19:23.290
‫پول هم نمی‌خوام.

19:24.040 --> 19:25.960
‫ولی بهم مدیون می‌شی.

19:26.630 --> 19:28.630
‫رئیس رسید!

19:30.960 --> 19:32.130
‫شیا فی کجاست؟

19:32.830 --> 19:37.080
‫خب، یه‌چیزی رو سپرد بهم و بعد هم رفت.

19:38.080 --> 19:38.660
‫ژیاعوشی،

19:38.680 --> 19:39.210
‫هــا؟

19:39.290 --> 19:41.210
‫به کمکت احتیاج دارم.

19:42.130 --> 19:45.170
‫از همسایه‌ها شنیدم که چیائو لین جادوگری بلده،

19:45.250 --> 19:47.330
‫و می‌تونه از طریق عکس‌ها گذشته رو ببینه.

19:47.830 --> 19:50.540
‫من هیچی از بچگیم یادم نیست؛

19:51.250 --> 19:53.830
‫واسه همین می‌خواستم ببینم می‌تونه یه نگاهی بندازه یا نه.

19:53.920 --> 20:00.670
‫ولی خیلی زشته که به یه دختر بگی جادوگر، واسه همین...

20:00.750 --> 20:01.880
‫روت حساب می‌کنم!

20:15.880 --> 20:18.000
‫حتی نگفت درخواستش چیه؟

20:19.000 --> 20:22.130
‫اما اینکه آدم بچگیش رو یادش نیاد،
‫مگه یه چیز کاملاً طبیعی نیست؟

20:24.540 --> 20:26.290
‫لو گوانگ، یه نگاه میندازی؟

20:26.380 --> 20:27.540
‫چیز خاصی توش می‌بینی؟

20:35.500 --> 20:37.040
‫کسی که عکس رو گرفته...

20:43.250 --> 20:45.080
‫چرا اونه؟!

20:50.310 --> 20:51.400
قسمت پنجم

20:50.310 --> 20:51.400
شام خوش‌آمدگویی

20:51.420 --> 21:01.420
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
