WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:21.000 --> 00:28.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:28.054 --> 00:30.620
‫تو 14 آگست 1945،

00:30.645 --> 00:32.299
‫ژاپن تسلیم متفقین شد

00:32.324 --> 00:34.613
‫و جنگ جهانی دوم ‫بالاخره تموم شد

00:34.638 --> 00:37.475
‫آمریکایی‌ها
برای جشن گرفتن ‫ریختن تو خیابونا،

00:37.500 --> 00:39.090
‫و اون حال‌وهوا ثبت شد

00:39.115 --> 00:44.023
‫تو اون عکس شاهکاری ‫که
آلفرد آیزنشتات ‫واسه مجله لايف گرفت

00:44.048 --> 00:47.295
‫یه ملوان یونیفرم‌پوش
‫که وحشیانه داشت یه پرستار رو می‌بوسید

00:47.320 --> 00:49.608
اونم ‫وسط شلوغی ‫میدان تایمز،

00:49.633 --> 00:52.197
‫شد نماد غرور ‫و پیروزی آمریکایی‌ها

00:52.761 --> 00:55.151
‫ولی عکس‌ها کل حقیقت رو نمی‌گن

00:59.810 --> 01:01.269
‫جنگ تموم شد!

01:01.760 --> 01:03.198
‫جنگ تموم شد!

01:03.223 --> 01:05.267
‫- جنگ تموم شد!
‫- بردیم!

01:05.292 --> 01:06.821
‫ما بردیم!
‫دمتون گرم!

01:08.225 --> 01:09.319
‫واقعاً بردیم!

01:09.630 --> 01:12.155
‫پیروزی! پیروزی!

01:12.180 --> 01:13.848
‫- بردیم!
‫- پیروزی!

01:13.873 --> 01:16.260
‫دستای کثیفتو بکش کنار، مرتیکه!

01:16.285 --> 01:17.661
‫نه، جنگ تموم شد، جنگ تموم شد

01:17.686 --> 01:18.904
‫- خب که چی؟
‫- آره! نشنیدی؟

01:18.929 --> 01:20.207
‫- جنگ تموم شد
‫- ولم کن دیوث!

01:20.232 --> 01:21.682
‫داریم خوشحالی می‌کنیم!
‫داریم جشن می‌گیریم!

01:21.707 --> 01:23.016
‫تو چه مرگته
‫هیزی، بیمار جنسی؟

01:23.041 --> 01:25.493
‫- نه، همه دارن همو می‌بوسن!
‫- گوه نخور! فقط تو زر می‌زنی!

01:25.518 --> 01:26.728
‫نه، فقط من نیستم دیدم مردم...

01:26.753 --> 01:28.328
‫هیز حشری! جنده‌باز عوضی!

01:28.353 --> 01:29.404
‫- جنده‌باز چیه!
!من عوضی نیستم -

01:29.429 --> 01:32.092
‫- ‫چرا هستی! من صاحب دارم، ناموس یکی‌ام
‫- خب، باشه باشه

01:32.117 --> 01:33.494
‫- هی جانی! جانی!
‫- ها؟ چی؟ جانی؟

01:33.519 --> 01:35.188
‫- نه نه نه، جانی کیلوی چنده‌...
!آره! آره، جانی -

01:35.213 --> 01:36.680
‫- جانی! بیا اینجا!
‫- چه گوهی داری می‌خوری؟

01:36.705 --> 01:37.852
‫- جانی!
‫- جانی؟

01:37.877 --> 01:39.600
‫- این آشغال رفته اعصابت، اگنس؟
‫- آره!

01:39.625 --> 01:40.926
‫نه نه نه جانی، داداش جانی

01:40.951 --> 01:42.369
‫- این لاشی خواست ازم لب بگیره
‫- نه بابا نه...

01:42.394 --> 01:43.437
‫می‌خواستی ببوسیش؟

01:43.462 --> 01:44.754
‫- آره، کثافت خواست ببوسه
‫- جانی، همه دارن می‌بوسن

01:44.779 --> 01:46.974
‫- نه نه نه، چی گفتی زگیل؟
‫- نه جانی! گوه خوردم!

01:46.999 --> 01:47.958
‫- آخ!
‫- وای!

01:47.983 --> 01:49.109
‫آخ، دهنم سرویس شد

01:49.134 --> 01:51.503
‫- تو الان خواستی مشت بزنی ‫تو صورتم؟
‫- نه نه نه نه نه! مشت چیه

01:51.528 --> 01:53.380
‫- مشت کدومه جانی
‫- این آشغال افتاده به جون یه ملوان!

01:53.405 --> 01:54.406
‫نه به خدا، نه نه نه!

01:54.431 --> 01:56.174
‫- هی! واسه جانی شاخ و شونه می‌کشی؟
‫- آخ!

01:56.199 --> 01:57.917
‫- اونم تو روز پیروزی؟
‫- نه بابا، من غلط بکنم

01:57.942 --> 01:59.261
‫مگه مغز خر خوردم با جانی دربیفتم؟

01:59.286 --> 02:01.580
‫- کثافت حتماً نازی‌ایه!
‫- اوه نه! نه بابا، نازی چیه

02:01.605 --> 02:03.315
‫- یه نازی حشری!
‫- نازی؟ نه به مولا!

02:03.340 --> 02:05.809
‫- بچه‌ها بریزید سرش! جانی!
‫- جانی! هی هی هی!

02:05.834 --> 02:06.961
‫وای! نه نه نه!

02:08.837 --> 02:12.424
‫- نه نه نه نه نه!
‫- غلط کردم، نه نه نه!

02:22.625 --> 02:23.953
‫سال 1841،

02:23.978 --> 02:25.405
‫ویلیام هنری هریسون

02:25.430 --> 02:28.658
شد نهمین رئیس‌جمهور ‫ایالات متحده

02:28.683 --> 02:30.579
‫با وجود هوای سرد ‫و نامساعد،

02:30.604 --> 02:32.533
‫این رئیس‌جمهور 68 ساله

02:32.558 --> 02:35.978
‫طولانی‌ترین نطق تحلیف تاریخ آمریکا رو کرد...

02:36.003 --> 02:39.089
‫نزدیک دو ساعت، ‫اونم بدون پالتو

02:39.114 --> 02:41.109
‫طولی نکشید که هریسون افتاد تو بستر بیماری...

02:41.134 --> 02:42.385
‫ عجب غافلگیری بزرگی،

02:42.410 --> 02:44.031
‫و دوا‌درمون‌های دکترها هم...

02:44.056 --> 02:47.184
‫از زهر مار و مسهل و زالو گرفته

02:47.209 --> 02:51.171
‫تا جیوه و تریاک،
‫فقط حال رئیس‌جمهور رو خراب‌تر کرد

02:51.196 --> 02:54.400
‫انگار هر ننه قمری واسه خودش نظر می‌داد
‫که چطوری درمانش کنن

02:54.761 --> 02:57.472
‫ولی متأسفانه، ‫حرف بی‌سوادترین آدما رو

02:57.497 --> 02:59.166
‫گوش کردن و دادن دست اون

03:00.268 --> 03:03.195
‫آه! سلام خانم هریسون

03:03.220 --> 03:04.759
‫سلام لارنس، ‫از دیدنت خوشحال شدم

03:04.784 --> 03:05.928
منم خوشحال شدم

03:05.953 --> 03:08.951
‫جناب رئیس‌جمهور، ‫تبریک می‌گم

03:08.980 --> 03:10.440
‫ممنون لارنس، ‫لطف داری

03:10.465 --> 03:12.050
‫- یه کم توتون پیپ جدید آوردم
‫- اوم

03:12.075 --> 03:13.152
‫نظرتون چیه؟ بوی خوبی میده؟

03:13.177 --> 03:15.963
‫- راستش، با سلیقه‌م جور نیست
‫- من که اصلاً هیچ بویی حس نمی‌کنم

03:15.988 --> 03:17.782
‫‫یه رگه بوی آلبالو میده. حسش می‌کنی؟

03:17.807 --> 03:20.408
‫نه...
‫نه، اصلاً طعم آلبالو نمی‌ده

03:20.433 --> 03:22.935
‫- هیچی؟
‫-بیشتر فقط بوی دود می‌ده

03:22.960 --> 03:25.180
‫- بگذریم، جناب رئیس‌جمهور یه سوال بپرسم؟
‫- حتماً

03:25.205 --> 03:27.457
‫- چند تا سرخ‌پوست نفله کردی؟
‫- خودم شخصاً؟

03:27.482 --> 03:29.184
‫چطوری می‌کشتی؟
‫چاقو می‌زدی یا تیر؟

03:29.209 --> 03:31.670
‫- خب، به نظرم چندتایی رو ‫با تیر زدم
‫- آها

03:31.695 --> 03:33.822
‫- چندتایی هم زیر تیغ ‌شمشیرم نفله شدن
‫- هوم

03:33.847 --> 03:36.325
‫‫چندتایی هم لابد
‫با سخنرانی‌هام از پا درآوردم!

03:37.156 --> 03:38.156
‫آه!

03:38.885 --> 03:41.296
‫ببین، شما دو تا کلاً با هم خوب جور می‌شینا!

03:41.321 --> 03:43.323
‫- آره، آره!
‫- خیلى باحال بود، خیلى بامزه‌ست!

03:43.348 --> 03:44.581
‫می‌گم بلانسبت شما...

03:45.033 --> 03:47.994
‫قیافت طوریه که، ‫انگار یه سرخ‌پوست
با یه فوت ‫می‌تونه نقش زمینت کنه

03:48.019 --> 03:49.646
‫- چیزه...
‫- اصلاً شبیه قوی‌ترین آدم دنیا نیستی

03:49.671 --> 03:50.797
‫با تمام احترامی که قائلم،

03:50.822 --> 03:52.990
‫فکر کنم باید یه خرده بیشتر احترام بذاری

03:53.015 --> 03:54.209
‫والا حقیقت امر اینه که،

03:54.234 --> 03:56.111
‫هرچند خیلی تر و فرز نیستم،

03:56.136 --> 03:57.596
‫ولی از پس خودم برمیام، از این جهت که

03:57.621 --> 03:59.339
‫به این راحتی‌هام زمین نمی‌خورم

03:59.364 --> 04:00.949
‫واسه همین بهم می‌گن "تیپه‌کانـو"!

04:00.991 --> 04:02.909
‫- همون قایقه که چپ می‌شه، نه رئیس‌جمهور!
‫- آره دقیقا

04:02.934 --> 04:04.650
‫دیدم پالتو تنت نیست

04:04.675 --> 04:06.135
‫هوا سگ‌لرزه‌ست، سرما نمی‌خوری؟

04:06.160 --> 04:07.298
‫هوا به این توپی!

04:07.323 --> 04:08.574
‫احساس نکردم پالتو لازم باشه

04:08.599 --> 04:10.041
‫جدی؟
‫تو الان رئیس‌جمهوری رفیق

04:10.066 --> 04:12.352
‫هر کسی می‌تونه واست نگهش داره
‫اصلاً خانم هریسون پالتوتو نگه می‌داره

04:12.377 --> 04:14.838
‫اوه نه، خانم هریسون پالتوبیار کسی نمی‌شه!

04:14.880 --> 04:17.413
‫- اووه، اووه!
‫- معلومه زیاد با بانوی اول دمخور نشدی!

04:17.438 --> 04:19.609
‫- مطمئن هم نیستم بخوام بشم
‫- هوم

04:19.634 --> 04:21.511
‫خب بالاخره یکی پیدا می‌شه پالتوتو نگه داره

04:21.536 --> 04:22.922
‫چون الان داره خیلی سگ‌لرز می‌شه

04:22.947 --> 04:24.406
‫چون دلمون نمی‌خواد رئیس‌جمهورمون هی بگه،

04:24.431 --> 04:26.850
‫"وای وای، ‫یخ کردم، چه سرمایی"

04:26.875 --> 04:29.127
‫نه بابا راست می‌گم، حالم کاملاً ردیفه

04:29.152 --> 04:31.574
‫به هر حال، زشته بیشتر از این ‫وقتتو بگیرم

04:31.599 --> 04:33.523
‫طرف الان رئیس‌جمهوره
مثل حرف زدن با دکتر می‌مونه

04:33.565 --> 04:35.108
‫- باید حرفتو بزنی و جیم شی
‫- نه نه

04:35.133 --> 04:36.257
‫آره باید جیم شی، درسته؟

04:36.847 --> 04:38.562
‫آره. به هر حال تبریک میگم،

04:38.587 --> 04:40.130
‫ بی‌صبرانه منتظرم کارمو شروع کنم

04:40.155 --> 04:41.924
‫خیلی ممنون، ‫از دیدنت خوشحال شدم

04:46.318 --> 04:47.318
قربان؟

04:48.035 --> 04:49.055
‫ حالتون خوبه؟

04:49.080 --> 04:50.207
‫آره، کاملاً ردیفم

04:50.248 --> 04:51.708
‫مطمئنین؟ این سرفه‌ها واسه چیه؟

04:51.733 --> 04:53.351
‫تو این فصل از سال بعضی وقتا

04:53.376 --> 04:55.378
‫- حساسیت فصلی می‌گیرم، همین
‫- اونم تو مارس؟

04:55.420 --> 04:57.380
‫- آره خب، معلومه
‫- باهام دست دادین!

04:57.405 --> 04:58.936
‫خب تو دستتو دراز کردی سمت من

04:58.961 --> 05:00.354
‫نباید دستمو می‌گرفتی!

05:00.379 --> 05:02.573
‫خب نخواستم بی‌ادبی بشه. اوه!

05:02.598 --> 05:04.244
‫خب ببین، واسه من...

05:04.269 --> 05:07.397
‫بی‌ادبی اینه که دستتو دراز کنی

05:07.422 --> 05:10.702
‫وقتی سرما خوردی یا مریضی یا یه مَرضی داری

05:10.727 --> 05:12.103
‫تو جزو آدمای خودمی

05:12.128 --> 05:14.005
‫وقتی دستتو دراز کردی، مجبور بودم

05:14.030 --> 05:16.086
‫منم دستمو دراز کنم و باهات دست بدم

05:16.111 --> 05:18.745
‫واجب بود، اصلاً واجب عینی!

05:18.770 --> 05:19.892
‫مگه حالیت نیستـ...

05:21.881 --> 05:22.881
اوکی

05:22.906 --> 05:24.574
‫- وای خدا
‫- فهمیدم

05:26.336 --> 05:27.578
‫- اوه عزیزم
‫- همه چی ردیفه؟

05:29.021 --> 05:30.029
‫جناب رئیس‌جمهور؟

05:30.054 --> 05:33.038
‫من... یه جورایی... احساسِ...

05:33.416 --> 05:35.502
‫- یکم احساس ضعف می‌کنم
‫- یکی زنگ بزنه دکتر!

05:42.567 --> 05:44.456
لطفاً ‫چند تا حوله داغ دیگه بیار پرستار‫

05:44.481 --> 05:45.858
‫دکتر، حالش چطوره؟

05:45.883 --> 05:47.885
‫تب رئیس‌جمهور اصلاً قطع بشو نیست

05:47.910 --> 05:49.550
‫هر کاری از دستتون برمیومده کردین؟

05:49.575 --> 05:51.952
‫معلومه! حجامت، تریاک،

05:51.977 --> 05:54.104
‫الانم می‌خوایم زالودرمانی رو شروع کنیم

05:54.145 --> 05:55.689
‫- زالو به اندازه کافی دارین؟
‫- آره

05:55.714 --> 05:57.255
‫خیلی به این زالوها امیدواریم

05:57.280 --> 05:58.426
‫ممنون دکتر

06:00.539 --> 06:03.209
‫چطوری؟ چطوری رفیق؟
‫اوضاع چطوره؟

06:03.234 --> 06:05.298
‫- عزیزم
‫- مارتا

06:05.323 --> 06:06.702
‫ هی دکتر

06:07.086 --> 06:09.344
‫- حالش چطوره؟
‫- حال رئیس‌جمهور اصلاً خوب نیست

06:09.369 --> 06:12.658
‫ای بابا... می‌دونی،
‫من تو مراسم تحلیف بودم

06:12.683 --> 06:14.600
‫- آره‫
!پالتو تنش نکرده بود -

06:14.625 --> 06:15.976
‫- هوا هم سرد بود
‫- خیلی کسمغزیه!

06:16.001 --> 06:17.586
‫ده نفر آدم می‌تونستن پالتوشو نگه دارن!

06:17.611 --> 06:18.645
‫زنشم می‌تونست نگه داره

06:18.670 --> 06:20.130
‫زنش رک و راست تو روم گفت
عمراً پالتو دستش بگیره

06:20.155 --> 06:21.452
‫خانم رئیس‌جمهور مغرورتر از این حرفاست

06:21.477 --> 06:23.149
‫هر چند نفر که لازم بود براش پالتو می‌آوردن

06:23.174 --> 06:25.427
‫همیشه باید پالتو ببری
داشتنش بهتر از نداشتن‌شه

06:25.452 --> 06:26.857
‫- مگه چه ضرری داره؟
‫- هیچ ضرری نداره

06:26.882 --> 06:28.887
‫می‌دونی چی فکر می‌کنم؟
‫خیلی خودخواهی و خودبزرگ‌بینی بود

06:28.912 --> 06:30.323
‫از طرف اون ‫که پالتو تنش نکرد

06:30.348 --> 06:32.204
‫می‌خواست پز بده. من باهاش دست دادم!

06:32.229 --> 06:34.464
‫می‌ترسم همون کوفت و زهرماری که
اون گرفته منم بگیرم

06:34.489 --> 06:35.660
‫گلوم شروع کرده به خارش گرفتن

06:35.685 --> 06:37.264
‫خب می‌تونی بری
با دکترت در این مورد حرف بزنی

06:37.289 --> 06:38.957
‫من الان سیخ واستادم پیش یه دکتر!

06:38.982 --> 06:41.484
‫ولی من الان دارم به
رئیس‌جمهور ایالات متحده رسیدگی می‌کنم

06:41.526 --> 06:43.486
‫آره آره آره می‌دونم، داری رسیدگی می‌کنی...

06:43.528 --> 06:45.030
‫- بله، دارم رسیدگی می‌کنم
‫- بایدم بکنی

06:45.055 --> 06:46.139
‫نمی‌خوام مزاحم کارت بشم

06:46.164 --> 06:47.417
‫- ممنون...
‫- فقط یه نگاه سریع و سرسری بنداز

06:47.442 --> 06:48.758
‫قرار نیست تو دهنت نگاه کنم

06:48.783 --> 06:50.327
‫- فقط یه "آآآ" می‌گم! چیه مگه؟
‫- نگاه نمی‌کنم!

06:50.352 --> 06:52.062
‫من در آنِ واحد فقط حواسم به یه مریضه،

06:52.087 --> 06:53.346
‫اونم رهبر این مملکته

06:53.371 --> 06:55.505
‫خب الان که مستقیماً بهش نمی‌رسی!

06:55.530 --> 06:57.286
‫اون افتاده تو تخت، تو هم اینجا واستادی

06:57.311 --> 06:59.939
‫دارم زالوها رو آماده می‌کنم!
دارم به صدای نفساش گوش می‌دم

06:59.964 --> 07:03.023
‫دارم اثرات تریاک رو چک می‌کنم
!دارم بهش می‌رسم

07:03.048 --> 07:04.174
!‫‫یه ذره هم به من برس

07:04.199 --> 07:05.775
‫چیزی به اسم "رسیدگی نصفه و نیمه" نداریم!

07:05.800 --> 07:07.344
‫معلومه تا حالا تو عمرت به کسی رسیدگی نکردی

07:07.369 --> 07:08.662
‫پسرعموم یه بار مریض شد،

07:08.687 --> 07:10.339
‫من واسش یکم کیک یزدی بردم!

07:10.364 --> 07:11.602
‫اصلاً نگاه نمی‌کنم

07:11.627 --> 07:13.516
‫نگاه نمی‌کنم! دارم تو چشات نگاه می‌کنم

07:13.558 --> 07:15.018
‫خب وقتی داری تو چشام نگاه می‌کنی،

07:15.043 --> 07:17.037
‫سه سانت بیای پایین‌تر دهنمو می‌بینی دیگه!

07:17.062 --> 07:18.121
‫اون یه جور نگاه دیگه‌ست!

07:18.146 --> 07:19.522
‫- یه نگاه بنداز! آآآ
‫- نه!

07:19.564 --> 07:22.415
‫آآآه-آه! آه!

07:22.734 --> 07:26.172
‫آه-آآآه! آه! آه! آآآه!

07:26.197 --> 07:27.861
‫جوابم نه هستش!
حالا اگه زحمتی نیست برید کنار

07:27.886 --> 07:29.277
‫من باید به یه رئیس‌جمهور برسم

07:29.302 --> 07:31.244
‫باشه، فهمیدم داری می‌رسی بهش
‫اون یکی داره چه غلطی می‌کنه؟

07:31.269 --> 07:33.387
‫- اونم داره می‌رسه
‫- منم دارم می‌رسم

07:33.412 --> 07:34.622
‫رسیدگی هم‌زمان لازم داره مگه؟

07:34.647 --> 07:36.296
‫آره، ما دو تا، پزشک معالجشیم

07:36.321 --> 07:37.489
‫یه سوالی ازتون بپرسم؟

07:37.514 --> 07:39.990
‫وقتی شنیدین مریض شده
ته دلتون خوشحال شدین؟

07:40.015 --> 07:42.475
‫- نه بابا! رفتم کلیسا زدم زیر گریه!
‫- برو بابا خالی نبند!

07:42.500 --> 07:45.169
‫اگه منم ظرف چند روز
مثل این رئیس‌جمهور افتادم تو تخت

07:45.194 --> 07:46.364
‫حس شما چیه اونوقت؟

07:46.389 --> 07:48.141
‫- مگه تو رئیس‌جمهوری؟
‫- نه

07:48.166 --> 07:49.409
‫کل این شهر پر از آدم مریضه

07:49.434 --> 07:50.897
‫باتلاقه اصلاً، حالت به هم می‌خوره

07:50.922 --> 07:53.223
‫اگه واسه معاینه بیام مطبت،
‫چقدر پیاده می‌شم؟

07:53.248 --> 07:54.701
‫مطب من همین‌جا تو کاخ سفیده،

07:54.726 --> 07:55.825
‫پس اصلاً امکان‌پذیر نیست

07:55.850 --> 07:57.102
‫خب چرا نمی‌تونم تو کاخ سفید ببینمت؟

07:57.127 --> 07:59.171
‫کار من فقط با وقت قبلیه، اونم وقت قبلی

07:59.196 --> 08:00.725
‫فقط با رئیس‌جمهور ایالات متحده!

08:00.750 --> 08:02.707
‫پس رسماً بگو کل روز
!داری مفت‌خوری می‌کنی دیگه

08:02.732 --> 08:04.651
‫وقتی کاری نمی‌کنم
یعنی وظیفه‌مو درست انجام دادم

08:04.676 --> 08:07.246
‫- مثل این مفت‌خورای لش افتادی تو کاخ سفید
‫- من لش نیستم!

08:07.278 --> 08:10.407
‫- ما پیش‌بینی خطرات رو می‌کنیم و جلوی تهدیداتِ...
‫- جدی میگی؟

08:10.432 --> 08:12.651
‫- سلامتیش رو قبل از وقوع می‌گیریم
‫- آره جون عمت!

08:12.676 --> 08:13.969
پس چرا ‫واسه طرف یه پالتو نیاوردی؟

08:13.994 --> 08:16.621
‫لارنس، تو رو خدا!

08:18.891 --> 08:20.640
‫ایول دکتر، دمت گرم بابت کمکت!

08:21.725 --> 08:23.253
‫- اصلاً واسم مهم نیستا‫
عه، جدی؟ -

08:23.278 --> 08:25.072
‫- نه بابا، پشیزم واسم ارزش نداره
‫- باشه، به تخمت

08:31.141 --> 08:32.605
‫اوه عزیزم

08:38.199 --> 08:40.298
‫بخشید، شرمنده مزاحم می‌شم

08:40.323 --> 08:41.958
‫من دیروز تو مراسم تحلیف بودم،

08:41.983 --> 08:43.067
‫بعد باهاش دست دادم

08:43.092 --> 08:44.593
‫دارین می‌بینین چقدر حالش خرابه

08:44.618 --> 08:47.711
‫می‌خوام بدونم چقدر وقت دارم
تا دستمو با آب و صابون بشورم؟

08:47.736 --> 08:48.878
‫حدوداً ده ثانیه

08:48.903 --> 08:50.113
‫- ده ثانیه؟
‫- آره دقیقا

08:50.138 --> 08:51.163
‫- همش همین؟
‫- آره

08:51.188 --> 08:52.188
‫دیوونه‌کننده‌ست!

08:52.213 --> 08:54.525
یعنی تنها زمانی که ‫می‌تونی
با یکی دست بدی فقط تو دستشوئیه

08:54.550 --> 08:56.860
‫انگار کلاً باید یه سطل آب و صابون دستت بگیری

08:56.885 --> 08:58.422
‫تمام روز بچرخی تا مریض نشی

08:59.039 --> 09:01.392
‫نه نه نه!
‫الان غذا ندین بهش لطفاً!

09:01.417 --> 09:03.355
‫- چی؟ چرا؟
‫- سرماخوردگی رو باید غذا بدی بهش،

09:03.380 --> 09:05.799
‫- ولی تب رو باید گشنگی بدی!
‫- نه، اصلاً قبول ندارم!

09:05.824 --> 09:08.112
‫سرماخوردگی رو باید گشنگی بدی،
‫به تب باید غذا بدی!

09:08.137 --> 09:09.858
‫نه بابا، چی داری میگی! مگه تو دکتری؟

09:09.883 --> 09:12.374
‫نه، ولی ننه‌م همیشه می‌گفت:

09:12.399 --> 09:14.168
‫"سرما رو گشنگی بده، تب رو غذا"

09:14.193 --> 09:16.406
‫حتی وقتی مخملک گرفته بودم،

09:16.431 --> 09:19.142
‫ننه‌م یک‌بند تو دهنم غذا می‌چپوند!

09:19.167 --> 09:21.786
‫هفت کیلو چاق شدم، ولی یه هفته‌ای خوب شدم!

09:21.811 --> 09:24.439
‫- خب مگه ننه‌ت دکتر بود؟
‫- نه، سگ اشناوزر پرورش می‌داد!

09:24.464 --> 09:26.591
‫- ولی خیلی دنیا دیده و پر بود!
‫- هنوز زنده‌ست؟

09:26.616 --> 09:28.213
‫نه، خودش سر تبِ مخملک مُرد!

09:28.238 --> 09:29.736
‫چون چیزی واسه کوفت کردن نمونده بود

09:29.761 --> 09:33.432
‫"تب رو گشنگی بده، سرماخوردگی رو غذا،
‫تا پیر بشی و نری به فنا!"

09:33.457 --> 09:35.799
‫نه بابا! "سرماخوردگی رو بفرست خمار،
‫تب رو بمب‌باران غذا،

09:35.824 --> 09:37.534
‫تا صد سالگی عمر می‌کنی، تضمین می‌کنم!"

09:37.559 --> 09:39.132
‫شاید حق با تو باشه
فکر کنم درست میگه‌ها

09:39.157 --> 09:40.707
‫- نه بابا!
‫- باید به تب غذا داد

09:40.732 --> 09:42.891
‫تو دانشکده پرستاری به جفتش غذا می‌دادیم

09:42.916 --> 09:44.927
‫- خب اونم غلطه دیگه!
‫- به سرماخوردگی غذا بده...

09:44.952 --> 09:46.992
‫نه، انرژی‌تو تلف نکن‫، حرف نزن داداش

09:47.017 --> 09:50.300
‫در هر صورت گشنگی بکشی می‌میری!
به تب غذا بدین

09:50.325 --> 09:51.707
‫وای تو رو خدا، آره!

09:51.732 --> 09:53.277
‫- بهش غذا بدین بهش برسین
‫- لطفاً به این تب‌دار غذا بدین

09:53.302 --> 09:55.356
‫از اون کیک شکلاتیه چیزی مونده؟

09:55.381 --> 09:56.571
‫به این بنده خدا غذا بدین

09:56.596 --> 09:58.264
‫خب منم نگفتم دیگه تا آخر عمرش هیچی نخوره

09:58.289 --> 09:59.380
‫آره، یه بشقاب واسش بکش

09:59.405 --> 10:02.873
‫خب، آماده‌ای؟ یه مقدار پوره سیب‌زمینی

10:05.855 --> 10:07.296
‫آخ، چه عالیه!

10:07.649 --> 10:09.035
‫باید پالتو رو می‌پوشیدم

10:09.902 --> 10:10.995
‫دفعه بعد!

10:12.074 --> 10:13.200
‫دفعه بعد...

10:26.924 --> 10:30.427
‫- ریق رحمتو سر کشید
‫- وای عزیزم! نه!

10:31.297 --> 10:32.635
‫- نه!
‫- این کثافت‌کاریا چیه اینجا؟

10:32.660 --> 10:33.944
‫چرا همه جا پر غذاست؟

10:34.425 --> 10:36.896
‫رئیس‌جمهور... چیزه...
‫یه لقمه غذا خورد

10:37.141 --> 10:39.560
‫قانون اول پزشکی رو نمی‌دونین مگه؟

10:39.585 --> 10:42.669
‫"سرماخوردگی رو غذا بده، تب رو گشنگی!"

10:42.694 --> 10:43.903
‫- بهم گفتیا!
‫- بهت گفتم که!

10:43.928 --> 10:45.328
‫نگفتم که سورچرانى راه بندازین!

10:45.353 --> 10:47.897
‫رئیس‌جمهور اسهال‌خونی گرفته بود
اونوقت شماها بهش غذا دادین؟

10:47.922 --> 10:49.499
‫خب آخه... آدما قاطی می‌کنن دیگه...

10:49.524 --> 10:50.534
‫این یه رسوایی تمام‌عیاره!

10:50.559 --> 10:52.677
آخه کدوم احمقی‫ مسئول این گوه‌کاریه؟

10:52.702 --> 10:54.328
‫بیاین که حاضره!

10:54.353 --> 10:56.943
استیکِ مخصوص لاندی، ‫جناب رئیس‌جمهور!

11:06.947 --> 11:09.533
‫اواخر سال 1846، یه گروه از مهاجرها

11:09.558 --> 11:12.130
‫تو راه کالیفرنیا به سرپرستی جرج دانر

11:12.155 --> 11:13.865
‫به خاطر برف سنگین زودهنگام

11:13.890 --> 11:15.885
‫بالای کوه گیر افتادن

11:16.256 --> 11:18.509
‫امدادگرا سعی کردن خودشونو بهشون برسونن،

11:18.534 --> 11:20.763
...‫ولی اولین گروه نجات تازه

11:20.788 --> 11:22.582
‫نزدیک به 4 ماه بعدش تونست برسه"

11:22.607 --> 11:24.602
‫یعنی ‫بعد از اینکه کاروان کالسکه‌ها زمین‌گیر شد

11:24.893 --> 11:26.936
‫وقتی آذوقه‌شون ته کشید، گروه مجبور شد

11:26.978 --> 11:29.190
‫واسه زنده موندن
دست به اقدامات ناموسی و وحشتناکی بزنه

11:29.215 --> 11:31.594
‫و منظوم از "اقدامات ناموسی" راستش...

11:31.912 --> 11:32.937
‫آدم‌خواریه!

11:33.343 --> 11:36.093
‫و از آدم‌خواری هم منظورم اینه که
همدیگه رو رو هوا زدن خوردن

11:36.505 --> 11:38.103
فاجعه فوق‌العاده دردناکی بود

11:38.128 --> 11:39.552
‫هم واسه اونایی که به فنا رفتن،

11:39.577 --> 11:41.621
‫هم واسه اونایی که زنده موندن...

11:42.513 --> 11:44.179
‫یه ذره توضیح دادنش سخته

12:02.222 --> 12:03.571
‫یا خدا!

12:04.494 --> 12:06.413
‫- گروه دانر!
‫- بالاخره رسیدن!

12:06.438 --> 12:07.739
‫گروه دانر!

12:08.228 --> 12:09.646
‫- آخیش!
‫- پیداتون کردیم!

12:09.671 --> 12:10.881
‫- ایناهاشون!
‫- اوه!

12:10.906 --> 12:12.232
‫- سلام!
‫- اوه، سلام!

12:12.257 --> 12:14.901
‫- چطورین؟
‫- برف تنگه بالاخره آب شد، ‫‌

12:14.926 --> 12:17.837
‫واسه همین تونستیم خودمونو
!بهتون برسونیم. خدا رو شکر زنده‌این

12:17.862 --> 12:19.656
‫- اوه، چقدر خوب شد پیداتون کردیم!
‫- آخیش!

12:19.681 --> 12:20.988
‫- خدا رو شکر
‫- آره، اینو ببین!

12:21.013 --> 12:22.149
‫- چطورین بچه‌ها؟
‫- اینو نیگاه!

12:22.174 --> 12:24.719
‫- سلام به همگی
‫- اوه، چقدر لطف کردین شما!

12:24.744 --> 12:26.024
‫- عالی نیست؟
‫- نجات پیدا کردیم!

12:26.049 --> 12:28.090
‫- این گروه...
‫- گروه نجات اومده!

12:28.115 --> 12:31.169
‫من کیفی می‌کنم اگه
یه روزی عضو گروه نجات بشم

12:31.194 --> 12:33.362
‫و بقیه تا آخر عمرشون

12:33.387 --> 12:35.825
‫زیر منت و مدیون من باشن
!چون من نجاتشون دادم

12:35.850 --> 12:37.310
‫مثل بیرون کشیدن خار از پای شیر!

12:37.553 --> 12:38.925
‫همچین توقعی از من نداشته باش

12:39.717 --> 12:41.052
!سرحال به نظر میای، قربان

12:41.077 --> 12:42.871
‫- آره، آره... خب، ما...
‫- ردیفیم بابا، آره

12:42.896 --> 12:44.896
‫ما... روبه‌راهیم! زنده‌ایم هنوز

12:44.921 --> 12:45.955
‫- آره والا!
‫- ها؟

12:45.980 --> 12:47.696
‫ با در نظر گرفتن اوضاع، بدک نیستیم

12:47.721 --> 12:49.389
‫- با در نظر گرفتن همه چی، آره‫
آره -

12:49.414 --> 12:51.111
‫- داریم یه جورایی سر می‌کنیم دیگه، آره
‫- آره

12:51.145 --> 12:54.044
‫دقیقاً مثل روزی که از سالت‌لیک‌سیتی
!راه افتادین، ترگل‌ورگل و قبراقین

12:54.212 --> 12:55.782
‫- لطف داری دمت گرم!
‫- عالی به نظر میای

12:55.807 --> 12:58.837
‫- واقعاً محبت داری، ‫آره،
مرسی، ‫خیلی ممنون ازت!

12:58.862 --> 13:00.905
‫- چقدر بامحبت!
‫- خب حالا بقیه کجان؟

13:01.593 --> 13:02.636
‫خب راستش...

13:02.661 --> 13:04.400
‫- خب...
‫- منظورت دقیقاً کیه؟

13:04.425 --> 13:05.885
‫- منظورم...
‫- سوال به جایی بود!

13:05.910 --> 13:07.049
‫- جالب شد
‫- سوال بدی نبود خدایی

13:07.074 --> 13:08.463
‫- سوال خوبی بود
‫- آره، سوال خوبی بود

13:08.488 --> 13:10.198
‫- سوال توپیه ‫"بقیه کجان؟"
‫- همگی منظورته؟

13:10.223 --> 13:11.808
‫- بعله، دقیقاً سوال همینه
‫- سوال همینه

13:11.833 --> 13:13.042
‫- براش جواب داریم
‫- آره، داریم

13:13.067 --> 13:15.311
‫- آره‫
خب، خیلی ساده‌ست، خیلی ساده -

13:15.336 --> 13:16.866
‫- راستش... اونا اینجا نیستن
‫- نه، نیستن

13:16.891 --> 13:18.517
‫- دقیقاً، تشریف ندارن
‫- اینجا نیستن

13:18.542 --> 13:19.793
‫- غیب‌شون زده، ما اینجاییم
‫- می‌بینم

13:19.818 --> 13:21.623
‫آره‫ ما اینجاییم، اونا نیستن
‫- اونا نیستن

13:21.648 --> 13:22.941
‫چون الان کدوم گوری‌ان؟

13:23.099 --> 13:24.349
‫- آره دیگه...
‫- آم...

13:24.374 --> 13:25.732
‫خب، راستش...

13:26.138 --> 13:28.505
‫- رک بگم...
‫- آره، رک بگم، ولمون کردن رفتن!

13:28.530 --> 13:30.451
‫- زدن به چاک
‫- اونم تو چله‌ی زمستون؟

13:30.476 --> 13:32.729
‫اون گردنه رو کلاً برف بسته

13:32.754 --> 13:34.339
‫- کی همچین غلطی می‌کنه؟
‫- التماسشون کردم نرن!

13:34.364 --> 13:36.699
‫ولی ولمون کردن اینجا
تا خودمون یه خاکی تو سرمون بریزیم

13:36.724 --> 13:38.584
‫اون‌وقت به جون همدیگه نیفتادین؟

13:38.609 --> 13:39.861
‫- نه! تازه...
‫- نه اصلاً، یک‌دل و متحد!

13:39.886 --> 13:41.304
‫و... و تازه کسی هم نمُرد

13:41.329 --> 13:42.688
‫نه، نه، نه، نه، ‫کسی نمُرد

13:42.713 --> 13:44.340
‫نه
‫اینجا ریق رحمتو سر نکشیدن، نه

13:44.365 --> 13:46.659
‫یا خدا، نه تو این خراب‌شده
حتی کسی مریضم نشد

13:46.684 --> 13:48.219
‫- هیشکی نمُرد
‫- هیشکی نمُرد

13:48.244 --> 13:50.308
‫- نه اون‌ور کسی  نمُرد، نه...
‫- اصلاً و ابداً!

13:50.581 --> 13:53.057
‫-...نه اون‌ور که کسی نمُرد
‫- نه بابا! اون‌ورم کسی نمُرد

13:53.082 --> 13:54.794
‫اون‌جا هم احدی نمُرد
!خدا رو صد هزار مرتبه شکر

13:54.819 --> 13:56.102
‫فضولی نباشه، ولی می‌تونم بپرسم

13:56.127 --> 13:58.588
‫بدون هیچی آذوقه چطوری زنده موندین؟

13:58.629 --> 13:59.849
‫آره... هوم...

13:59.874 --> 14:01.314
‫میگم این یارو...

14:01.826 --> 14:04.262
‫- درست وقتی فکر می‌کنی تموم شده...
‫- وای حاجی، خیلی رد داده!

14:04.287 --> 14:06.414
‫- یه دقیقه صبرکن
‫- یه سوال دیگه رو می‌کنه!

14:06.439 --> 14:08.567
‫این سوالش از سوال اولی بهتر نبود؟

14:08.592 --> 14:10.325
‫روی سوال قبلی رو سفید کرد!

14:10.350 --> 14:12.101
‫خیلی سوال تکراری و تابلویی به نظر میاد

14:12.126 --> 14:13.828
‫چیزی از خفن بودنش کم نمی‌کنه!

14:13.853 --> 14:15.681
‫- باشه
‫- حالا که فهمیدی چه سوالِ

14:15.706 --> 14:18.382
‫- خفن و عجیبی بود، بذار آخرین سوال باشه
‫- حله

14:18.700 --> 14:20.610
‫ولی جوابش چیه بالاخره؟

14:20.635 --> 14:23.276
‫- چطوری زنده موندین؟
‫- باشه، باشه. این دیگه بهترین سوال شد!

14:23.301 --> 14:25.054
‫ولی چون خیلی خفن بود، خدایی آخریش باشه!

14:25.079 --> 14:26.845
‫- جوابشم راحته
‫- واسه من یکی...

14:26.870 --> 14:29.375
‫وارد جزئیات شدن خیلی دردناکه

14:29.400 --> 14:32.305
‫این... این یارو، چهار روز تو چادرش بود

14:32.330 --> 14:33.791
‫- و بیرون نمی‌اومد
‫- اوه، چه وحشتناک!

14:34.116 --> 14:36.584
‫جیکوب، چی...
‫- خیلی سخت بود، نه؟ خدایی سخت بود، سخت بود

14:36.609 --> 14:37.622
‫چیزیش نیست

14:37.647 --> 14:39.165
‫خب دیگه چطوری زنده موندین؟

14:39.603 --> 14:40.938
‫- من برمی‌گردم تو چادر!
‫- نه، نه!

14:40.963 --> 14:42.465
‫مجبورم، باید برم!

14:42.490 --> 14:44.451
‫- نه، نه!
‫- به بیرون تعلق ندارم...

14:44.755 --> 14:45.818
‫باشه

14:45.843 --> 14:48.179
‫- به خودت مسلط باش!
‫- شرمنده که ناراحتت کردم

14:48.204 --> 14:50.123
‫دیگه دست از این سوال پرسیدن وردار!

14:50.148 --> 14:52.548
‫- تحملش سخته برامون
‫- حتماً همه‌تون احساساتی شدین

14:52.573 --> 14:53.890
‫آره‫، آره

14:53.915 --> 14:56.145
هنوز برام عجیبه، باورم نمیشه‫
که همه‌تون چقدر سرحالین

14:56.170 --> 14:58.164
‫- آره
‫- لطف داری خدایی

14:58.189 --> 14:59.307
‫آره، بازم ممنون

14:59.332 --> 15:01.501
‫- خیلی با تعریفت حال دادیا، دمت گرم!
‫- آره

15:01.526 --> 15:03.528
‫- این بوی چیه میاد؟
‫- سوپ آماده‌ست!

15:03.553 --> 15:04.955
‫- آخ‌جون!
‫- نه، شایدم آماده نباشه!

15:05.322 --> 15:06.420
‫نه نه نه نه نه!

15:06.445 --> 15:08.007
‫- دیگ رو بیخیال شو،
‫دیگ رو قایم کن!
‫- چی؟

15:08.032 --> 15:09.923
‫- بنجامین دانر!
‫- دانره! خودشه، اومد!

15:09.948 --> 15:12.571
‫- چه خبره اینجا؟
‫- گروه نجاتـه، گروه نجات اومده

15:12.596 --> 15:14.005
‫- ایول، سلام!
‫- آره والا!

15:14.030 --> 15:15.844
‫- بنجامین دانر،
‫خیلی قبراق به نظر میای جناب!

15:15.869 --> 15:17.682
‫- آره، من خوبم...
‫- ها؟

15:17.707 --> 15:20.245
‫خیلی سرحالی، واقعاً قبراقی و ردیف!

15:20.270 --> 15:22.914
‫- آره، آخه... می‌دونی، هوای آزاد...

15:22.939 --> 15:25.117
‫هر کسی رو می‌تونه...
تازه می‌دونی از چی خوشم میاد؟

15:25.142 --> 15:27.046
‫- هیزم‌شکنی! عاشق هیزم‌شکنی
‫- واو!

15:27.071 --> 15:28.569
‫چقدر هیزم‌شکن قهاریه این بشر!

15:28.594 --> 15:31.305
‫- ورزش فوق‌العاده‌ایه!
‫- همین؟ فقط هیزم‌شکنی؟

15:31.330 --> 15:33.322
‫و راستش... جق زدنِ افراطی!

15:33.347 --> 15:34.914
‫- اوه، بی‌رویه!
‫- زیاده‌روی در حد مرگ!

15:34.939 --> 15:35.992
‫- آره دیگه
‫- خیلی زیاد

15:36.017 --> 15:38.513
‫یه طناب آویزون می‌کنه دم چادر
!ما خبر داریم، می‌دونیم

15:38.538 --> 15:40.309
‫- آره، اون علامتشه
‫- هیزم‌شکن خسته شده

15:40.356 --> 15:42.900
‫هیزم‌شکنه داره "خستگی در می‌کنه"!

15:43.617 --> 15:45.735
‫- توی دیگ چی داری؟
‫- آم...

15:46.210 --> 15:47.897
‫- تو دیگ چیه؟
‫- تو دیگ چیه؟

15:47.922 --> 15:50.216
‫- اوه، دیگ! دیگ رو میگه!
‫- بابا ایول به این یارو!

15:50.241 --> 15:51.826
‫نه، اینم یه سوال مزخرف دیگه

15:51.851 --> 15:53.645
‫- باز هم یه سوال خفن!
‫- اصلاً شاهکار بود

15:53.670 --> 15:55.255
‫- چطور این سوالا به ذهنت می‌رسه؟
‫- چطوری آخه؟

15:55.280 --> 15:56.823
‫سوالت چی بود اصلاً؟

15:57.039 --> 15:59.250
‫"توی دیگ چی داری؟"

16:00.601 --> 16:01.661
‫خرس!

16:01.953 --> 16:04.998
‫خب، پس کل زمستونو زنده موندین...

16:06.483 --> 16:07.862
‫اونم فقط با یه خرس

16:07.887 --> 16:10.193
‫خب البته اون خرسه قبلش یه خوک خورده بود،

16:10.218 --> 16:12.155
‫واسه همین رسماً حساب کنی دو وعده بود!

16:12.180 --> 16:14.007
‫- عجب!
‫- تازه، ماهیگیری روی یخ هم بود

16:14.032 --> 16:16.624
‫- آره! خدا پدر اونو بیامرزه
‫- آره، ماهیگیری روی یخ

16:17.030 --> 16:19.196
‫- قلاباتون کو پس؟
‫- نه، قلاب ملاب تعطیل!

16:19.221 --> 16:20.347
‫مگه میشه؟ چطوری اونوقت؟

16:20.372 --> 16:22.557
‫با دست می‌گرفتیمشون
!نیازی به قلاب ندارم که

16:22.582 --> 16:25.001
‫- با دستت؟!
‫آره، یخ رو با مشت می‌شکستم

16:25.026 --> 16:28.112
‫کرم رو آویزون می‌کردم
می‌بردم زیر آب و تکونش می‌دادم

16:28.782 --> 16:29.871
‫ماهیه که می‌اومد،

16:30.297 --> 16:31.225
!رو هوا می‌زدمش

16:31.250 --> 16:32.868
‫ زمین که یخ زده کرم از کجا می‌آوردی؟

16:33.919 --> 16:36.204
‫- خب...
‫- داداش من یه هیزم‌شکنم!

16:36.229 --> 16:37.748
‫تنه درخت قطع می‌کنم

16:37.773 --> 16:39.858
‫از این کرم‌ها تو تمام این درخت‌ها پره!

16:39.883 --> 16:41.135
‫- کرم درخت!
‫- کرم درخت؟!

16:41.160 --> 16:42.931
‫بذار یه چیزی بهت بگم، اون ماهی‌ها...

16:43.215 --> 16:44.645
‫- عاشق این کرم درختا بودن!
‫- اوه!

16:44.670 --> 16:46.380
‫اصلاً سیرمونی نداشتن ازش!

16:46.422 --> 16:48.774
‫- واسشون مثل کباب‌برگ بود!
‫- پس از درخت کرم می‌کشیدی بیرون،

16:48.799 --> 16:51.593
‫بعد با کرم درخت و
دست خالی ماهیگیری می‌کردی؟

16:53.244 --> 16:54.520
‫جمع‌بندی فوق‌العاده‌ای بود!

16:55.241 --> 16:57.433
‫اون کالسکه خانواده استنتونه. اونا هم اینجان؟

16:57.475 --> 16:59.435
‫هوم...
‫آره، کجان پس؟

16:59.460 --> 17:01.095
‫- اوه!
‫- واو، استنتون‌ها

17:01.120 --> 17:02.446
‫- استنتون‌ها
‫- داستانش طولانیـه

17:02.471 --> 17:03.681
‫- استنتون‌ها‫
خانواده‌ی استنتون -

17:03.706 --> 17:06.083
‫همونایی که...
‫بنا نبود دیگه اسمی ازشون بیاریم!

17:06.108 --> 17:07.494
‫- استنتون‌ها‫
داستانیه واسه خودش -

17:07.519 --> 17:08.979
‫یه چیزیه که ‫اصلاً دلت نمی‌خواد بشنوی

17:09.004 --> 17:11.214
‫الایزا، چرا خودت شروع نمی‌کنی داستانشو بگی؟

17:11.239 --> 17:12.448
‫آره. می‌دونی چیه بنجامین؟

17:12.473 --> 17:14.350
‫خودت بگو. می‌دونم ته و توش رو یادتـه

17:14.375 --> 17:15.760
‫قبلاً یادم بود، الان یادم رفته

17:15.785 --> 17:18.371
‫ولی یادت نیست؟
سیر تا پیازشو برات تعریف کردم

17:18.396 --> 17:20.580
‫به نظرم کسی که از نزدیک دیدتش

17:20.605 --> 17:22.072
‫خودش تعریف کنه قشنگ‌تره

17:22.097 --> 17:23.105
‫جورج...

17:23.668 --> 17:25.867
‫چرا نمیگی اون روز چی دیدی؟

17:26.632 --> 17:27.966
‫سخته، می‌دونم

17:28.214 --> 17:29.340
‫راحت باش، آروم تعریف کن

17:29.798 --> 17:30.882
‫خب...

17:31.708 --> 17:33.763
‫یه پرنده‌ی غول‌پیکر شیرجه زد پایین

17:34.044 --> 17:36.857
‫‫- و آیزایای کوچولوی هفت ساله رو قاپید...
‫- خب

17:36.882 --> 17:38.575
‫و شروع کرد به پرواز کردن و دور شدن!

17:38.600 --> 17:40.882
‫- بعد ملانی تا دیدش،
‫- آخ!

17:40.907 --> 17:42.939
‫دستشو قلاب کرد دور آیزایا،

17:42.964 --> 17:44.946
‫- و چارلی طفلک...
‫- چارلی

17:44.971 --> 17:47.123
‫...چارلی هم ملانی رو چسبید،

17:47.148 --> 17:49.025
‫بعدش آیزایا...

17:49.850 --> 17:51.671
‫اون یکی آیزایای ده ساله، ملانی رو گرفت،

17:51.696 --> 17:53.791
‫- و پرنده هم پرید و رفت!
‫- یه دقیقه وایسا، وایسا

17:54.108 --> 17:55.480
‫دو تا آیزایا داشتن؟

17:55.505 --> 17:57.340
‫- آره، دو تا آیزایا
مهم اینه که -

17:57.365 --> 17:59.059
‫هر دو تا آیزایا اون روز غیبشون زد...

17:59.084 --> 18:00.210
‫- درسته
‫- همراه همون پرنده

18:00.235 --> 18:01.848
‫اصلاً اسمشو نمی‌شد گذاشت پرنده!

18:01.873 --> 18:03.166
‫مثل جانورای ماقبل تاریخ

18:03.191 --> 18:05.310
‫- دایناسور بود، مطمئنم!
‫- اوه!

18:05.335 --> 18:08.319
‫اتفاقی یه پرنده‌ی غول‌پیکر ندیدی

18:08.548 --> 18:11.048
‫یه پرنده‌ی غول‌پیکر
با یه خانواده‌ی چهار نفره تو آسمون؟

18:11.296 --> 18:13.506
‫من می‌خوام بدونم چه بلایی سر استنتون‌ها،

18:13.717 --> 18:16.052
‫تایلرها و ادی‌ها اومده!

18:16.077 --> 18:17.839
‫اصلاً اینجا چه خبره؟

18:17.864 --> 18:19.616
‫- آره
‫- گفتیم که چی شده

18:19.641 --> 18:21.073
‫چرا؟ منظورت چیه‌؟

18:21.098 --> 18:22.517
‫فکر کردی اونا رو خوردیم؟

18:23.506 --> 18:25.037
‫من حرفی از آدم‌خواری نزدم!

18:25.062 --> 18:26.355
‫- آره
‫- هوم

18:26.380 --> 18:29.007
‫- اوه. آره، معلومه که نه
‫- آره، آخه چرا باید همچین فکری بکنی؟

18:29.032 --> 18:30.658
‫هیچ‌کس خورده نشده!

18:30.683 --> 18:33.185
‫کی آخه کسی رو می‌خوره؟
!وحشتناکه! اصلاً امکان نداره

18:33.210 --> 18:35.145
‫بی‌خیال، ما که... آدم‌خوار نیستیم!

18:35.170 --> 18:36.588
‫نه! استغفراله، نه!

18:36.613 --> 18:39.534
‫- خیلی حال‌به‌هم‌زنه!
‫- ما آدم نمی‌خوریم‫اصلاً و ابداً...

18:39.559 --> 18:41.053
‫البته، یعنی می‌دونی،

18:41.078 --> 18:44.481
‫اگه اتفاقی تو جنگل برمی‌خوردم
‫به مهمونی آدم‌خوارها،

18:44.506 --> 18:47.634
‫اونا هم یه تکه انگشت کوچک خوشمزه

18:47.659 --> 18:49.130
‫تعارفم می‌کردن، واسه حفظ ادبم که شده

18:49.155 --> 18:51.159
!شاید یه گاز می‌زدم -
‫- واسه حفظ ادب!
‫- منم امتحانش می‌کردم

18:51.184 --> 18:53.132
‫تو همون مهمونی، اگه بهم

18:53.157 --> 18:55.457
‫یه استیک آبدار از گوشت کون تعارف می‌کردن،

18:55.482 --> 18:57.138
‫- اوکی، اونم یه گاز می‌زدم...
‫- درست

18:57.163 --> 18:58.331
‫صرفاً واسه احترام

18:58.356 --> 18:59.732
‫- فقط از روی ادب!
‫- آره

19:00.111 --> 19:01.986
‫- اصلاً دلتون می‌خواد نجاتتون بدیم؟
‫- دلتون می‌خواد؟

19:02.011 --> 19:03.561
‫- اوه، اوه!
‫- بابا بی‌خیال!

19:03.586 --> 19:05.451
‫- دوباره شروع کرد!
‫- باز پرسید؟

19:05.478 --> 19:06.760
‫- یکی دیگه!
‫- تو...

19:06.785 --> 19:08.385
‫- بازم یه سوال دیگه!
‫- تو با دو تا سوالِ

19:08.410 --> 19:10.249
‫عجیب و غریب اومدی سراغ ما

19:10.274 --> 19:12.174
‫- گفتیم همون آخریشه‌ها!
‫- حالا شاهکار، همه‌شون رو رو کرد!

19:12.199 --> 19:14.827
‫- "دلتون می‌خواد نجاتتون بدیم؟"
‫- آره. اوه، نه، نه!

19:14.852 --> 19:16.201
‫- طوری هم پرسید انگار...
‫- آره‫

19:16.226 --> 19:17.779
‫- آره‫-...انگار اصلاً چیز مهمی نیست!

19:17.804 --> 19:19.525
‫باشه، قبول، نجاتمون بدین

19:19.550 --> 19:20.968
‫- بگیم آره چطوره؟
‫- فقط یه مهلت کوتاه بدین...

19:20.993 --> 19:22.161
‫- تا...
‫- لااقل چند دقیقه

19:22.186 --> 19:23.980
‫- آره، چند دقیقه
‫- ما تو جمع کردن وسایل کمکتون می‌کنیم

19:24.005 --> 19:25.131
‫نه نه نه نه نه!

19:25.156 --> 19:26.883
‫- آره، خودمون ردیفش می‌کنیم
‫- باشه، باشه

19:26.908 --> 19:28.626
‫- بزنین بریم از اینجا
‫- برید وسایلو جمع کنین

19:28.651 --> 19:29.902
‫اون غذاها رو هم آماده کن

19:32.632 --> 19:33.709
‫اوه خدای من!

19:33.734 --> 19:36.026
‫وای، خدایا مرگم بده!

19:40.933 --> 19:42.066
‫فقط انگشت کوچیکه بودها!

19:43.000 --> 19:50.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

19:51.761 --> 19:53.812
‫در 28 آگست 2014،

19:53.837 --> 19:57.132
‫دولت رئیس‌جمهور اوباما درگیر یه رسوایی شد

19:57.157 --> 20:00.162
‫که ریاست‌جمهوری نظیرش رو به خودش ندیده بود

20:00.501 --> 20:03.587
‫و حالا این خطای شدید تو تصمیم‌گیری چی بود؟

20:03.612 --> 20:06.019
‫رئیس‌جمهور اوباما با خبرنگارها مصاحبه کرد،

20:06.044 --> 20:08.297
‫اونم با کت‌وشلوار کرم!

20:08.322 --> 20:09.906
‫درست شنیدین، کرم!

20:10.353 --> 20:12.312
‫نه سرمه‌ای، نه خاکستری، نه مشکی،

20:12.337 --> 20:15.182
‫حتی نه پارچه جناغی... بلکه... کرم!

20:15.690 --> 20:17.637
‫جنجال رسانه‌ای شدیدی به پا شد،

20:17.662 --> 20:19.119
‫و بعضی‌ها ادعا کردن که اوباما

20:19.144 --> 20:23.030
‫با این انتخاب تیپش، خط‌قرمزهای
مقام ریاست‌جمهوری رو ‫زیر پا گذاشته!

20:23.055 --> 20:26.434
‫اما آقای رئیس‌جمهور
روز پنجشنبه جلوی خبرنگارها حاضر شد

20:26.459 --> 20:28.904
‫در حالی که این کت‌وشلوار کرم رو پوشیده بود‫

20:28.929 --> 20:30.641
‫مجله‌ی تایم این کارش رو مثل دیدنِ

20:30.666 --> 20:32.788
‫"بازیگری بدون لباس صحنه" تشبیه کرد

20:32.813 --> 20:34.879
‫مجله‌ی جی‌کیو اونو "فاجعه" نامید،

20:34.904 --> 20:36.678
‫و اسکوایر بهش گفت "یه افتضاح تمام عیار"

20:36.703 --> 20:39.167
‫انگار داشت می‌رفت به یه پارتی تو همپتونز

20:39.192 --> 20:40.470
‫تو روزهای بعدش،

20:40.495 --> 20:43.300
‫رئیس‌جمهور اوباما
مسئولیت این افتضاح رو به گردن گرفت

20:43.325 --> 20:46.333
‫و حاضر نشد تقصیر رو بندازه گردن کس دیگه‌ای

20:46.358 --> 20:49.910
‫اما حالا بالاخره داره
یکی رو لو میده و قربانی می‌کنه

20:49.935 --> 20:51.270
‫و تا الان دیگه،

20:51.295 --> 20:53.100
‫احتمالاً می‌دونین اون آدم کیه

20:53.482 --> 20:56.046
‫ آقای رئیس‌جمهور، ‫می‌خوایم
انتخابتون رو برای نشست ناتو اعلام کنیم

20:56.071 --> 20:58.773
‫آره، به نظرم این خیلی... عالی به نظر میاد

20:58.798 --> 20:59.601
‫این چیه؟

20:59.626 --> 21:01.719
چینش و طرح ‫نشست ناتو تو تورینه؟
‫- آره

21:01.744 --> 21:03.195
‫قراره تو تورین همینو بپوشیم

21:03.220 --> 21:04.680
‫- همینه؟
‫- خودشه

21:04.722 --> 21:06.022
‫می‌تونم یه پیشنهادی بدم؟

21:07.119 --> 21:09.185
‫- حرفتو بزن
‫- چند تا کراوات اضافه هم با خودت بردار

21:09.210 --> 21:10.529
‫چرا به کراوات اضافه نیاز داریم؟

21:10.554 --> 21:11.777
‫چون معمولاً لک میفتن

21:11.802 --> 21:13.123
‫من کراوات‌هام لک نمی‌شن

21:13.148 --> 21:14.707
‫می‌دونی چرا همیشه مثل روز اول تمیزن؟

21:14.732 --> 21:16.368
‫- نه. چرا؟
‫- چون وقتی کراوات بستم، هیچ‌وقت

21:16.393 --> 21:18.360
‫سوپ یا پاستا نمی‌خورم

21:18.385 --> 21:22.147
‫باید انتخابت رو بکنی. یا سوپ می‌خوری
یا کراوات می‌زنی، هردو با هم نمیشه

21:22.172 --> 21:23.090
‫- جداً؟
‫- آره

21:23.115 --> 21:25.910
‫چون دیدم سوپ می‌خوری، ‫
واسه همینه که کراواتات همیشه کثیف و لکه‌ان

21:25.935 --> 21:27.484
‫- یکم بهش فکر کن
‫- جالب شد

21:28.454 --> 21:30.779
‫- خب، اگه کراوات رو بزنیم بالا چی؟
‫- بالا زدن فایده نداره

21:30.804 --> 21:34.044
‫می‌دونی چرا؟
‫چون چیزی که میره بالا، دوباره میفته پایین!

21:34.069 --> 21:35.404
‫حتی ممکنه اوضاع رو بدتر کنه

21:35.429 --> 21:38.140
‫ممکنه تهش کراواتت بیفته درست وسط سوپ!

21:38.165 --> 21:39.581
‫هم کراوات خراب میشه، هم سوپ

21:39.606 --> 21:41.416
‫گرفتم چی می‌گی
‫واسه خودت استادی‌‌ها

21:41.441 --> 21:43.277
‫- آره دیگه
‫- اینم برنامه سفر به تورین

21:43.302 --> 21:44.762
‫خیلی‌خب. ببینیم چی داریم اینجا

21:44.787 --> 21:46.333
‫- بذار ببینم
‫- این چیه؟

21:47.520 --> 21:49.492
‫- نوشیدنیه
‫- چه نوشیدنی‌ای؟

21:49.517 --> 21:50.893
‫اسموتی پروتئینه

21:50.918 --> 21:52.971
‫- جدی؟ اسمش چیه؟
‫- آره

21:53.688 --> 21:55.372
‫مطمئن نیستم
‫نمی‌دونم اسمش چیه

21:55.397 --> 21:56.508
‫- مطمئن نیستی؟
‫- آره

21:56.533 --> 21:57.610
‫مگه اسم نداره؟

21:58.606 --> 22:00.608
‫- مانگو تانگو
‫- مانگو تانگو؟

22:00.850 --> 22:02.905
‫داری اسموتی مانگو تانگو می‌خوری؟!

22:02.947 --> 22:04.532
‫- چه خوب
‫- آره، لازم نیست...

22:04.557 --> 22:07.101
‫- لازم نیست داد بزنی
‫- میشه منم یه ذره...

22:07.126 --> 22:08.608
‫یه کوچولو... یه کوچولو تست کنم؟

22:08.633 --> 22:10.922
‫نه داداش،
‫نمی‌تونی از نوشیدنی من هورت بکشی

22:10.955 --> 22:12.581
‫- مگه چی میشه حالا؟
‫- یعنی چیز خاصی نیست،

22:12.623 --> 22:14.083
‫فقط ترجیح میدم این کارو نکنی

22:14.108 --> 22:15.310
‫تو داری از نی استفاده می‌کنی،

22:15.335 --> 22:16.977
‫فقط از لبه لیوان یه قلپ می‌خورم

22:17.002 --> 22:18.420
‫- خب این که بدتره!
‫- چطور بدتره؟

22:18.445 --> 22:20.739
‫دهنتو می‌زنی به لبه لیوان،

22:20.764 --> 22:22.608
‫آب دهنت قاطی نوشیدنی میشه

22:22.633 --> 22:24.733
‫- پس کلاً اهل قلپ دادن به بقیه نیستی؟
‫- نه نه، تست میدم

22:24.758 --> 22:26.169
‫میشل همیشه می‌تونه یه قلپ بخوره

22:26.194 --> 22:29.281
‫اگه مالیا و ساشا هم اینجا بودن
با کمال میل بهشون یه قلپ می‌دادم

22:29.306 --> 22:30.432
‫- اها‫
ولی به تو یکی نه -

22:30.457 --> 22:32.144
‫- پنتـا چی؟
‫- نه، پنتـا هم نه

22:32.169 --> 22:33.129
‫- بایدن؟
‫- نه

22:33.154 --> 22:34.537
‫آدم باید واسه خودش مرز داشته باشه

22:34.562 --> 22:36.438
‫- پس کلاً قلپ دادن به‌جز از اعضای خانواده تعطیل؟
‫- دقیقاً

22:36.480 --> 22:39.316
‫تازه، تو، بایدن، پنتـا...

22:40.285 --> 22:42.178
‫- لباتون پیر و چروکیده‌ست!
‫- لبای پیر؟

22:42.203 --> 22:43.892
‫آره اصلاً اشتهاآور نیست

22:43.917 --> 22:47.108
‫راستی، "لب پیره"...
!عجب لقبی میشه واسه من

22:47.133 --> 22:48.843
‫خیلی‌خب آقای "لب پیره"
برگردیم سر جدول برنامه

22:48.868 --> 22:50.619
‫- باشه، بریم
‫- آره، این خیلی خوب به نظر میاد

22:50.644 --> 22:51.776
‫- عالیه
‫- کاشکی...

22:51.801 --> 22:53.267
‫زمان بیشتری تو کوه‌های آلپ داشتیم

22:53.292 --> 22:54.573
‫خیلی کارا می‌شد اونجا کرد

22:54.598 --> 22:56.004
‫مردم می‌تونن برن اسکی،

22:56.247 --> 22:59.200
‫- برن کوهنوردی و پیاده‌روی
‫- جدی؟ مگه اسکی بلدی؟

22:59.488 --> 23:01.199
‫چرا فکر کردی اسکی بلد نیستم؟

23:02.814 --> 23:03.989
‫خودت اسکی بلدی؟

23:04.508 --> 23:06.802
‫- آره
‫- خب، پس فکر می‌کنی اسکی بلدی

23:06.827 --> 23:08.262
‫اما من نمی‌تونم اسکی کنم؟

23:08.304 --> 23:10.723
‫یعنی، خب، اوم، نه...

23:10.748 --> 23:13.158
‫چی باعث شد فکر کنی اسکی بلد نیستم؟

23:13.183 --> 23:14.223
‫آم...

23:15.060 --> 23:17.730
‫- لری، نکنه به خاطر...
‫- نه نه نه نه!

23:17.755 --> 23:19.215
‫- به خاطر اونه؟
‫- نه بابا!

23:19.240 --> 23:21.986
‫عمراً، اصلاً و ابداً!

23:22.011 --> 23:23.563
‫واسه اینه که اهل هاوایی‌ام؟

23:24.376 --> 23:25.831
‫خدایی آره

23:25.856 --> 23:28.122
‫- هاوایی‌ها هم اسکی می‌کنن، لری!
‫- مگه هاوایی‌ها هم اسکی بلدن؟

23:28.147 --> 23:29.466
‫- آره
‫- عجب! کی فکرشو می‌کرد؟

23:29.491 --> 23:30.743
‫- من می‌دونستم
‫- اوه

23:32.053 --> 23:34.973
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
یه لطف کوچیک در حقم بکنی

23:34.998 --> 23:36.750
‫وقتی رفتی تورین؟

23:36.775 --> 23:38.891
‫- وسط نشست ناتو، ازم می‌خوای بهت لطف کنم؟
‫- آره

23:38.916 --> 23:40.269
‫یه کار خیلی ریزه، چیزی نیست

23:40.294 --> 23:42.514
‫- چی هست حالا؟
‫- به نخست‌وزیر دانمارک

23:42.539 --> 23:44.485
‫بگو من سلام رسوندم، همین!

23:44.510 --> 23:45.774
‫وسط اجلاس سران ناتو...

23:45.799 --> 23:47.192
‫- آره
‫-وقتی داریم در مورد مسایل حیاتی

23:47.217 --> 23:48.469
‫امنیت ملی بحث می‌کنیم،

23:48.494 --> 23:50.571
‫توقع داری بهش بگم:
راستی می‌دونی چیه؟"

23:50.596 --> 23:52.222
‫- لری سلام رسوند"؟!
‫- فقط همین کارو باید بکنی

23:52.247 --> 23:53.383
‫فکر می‌کنی چی میشه مثلاً؟

23:53.408 --> 23:55.451
‫فقط می‌خوام بدونم چه واکنشی نشون میده

23:55.476 --> 23:56.894
‫می‌دونی به نظرم چه واکنشی نشون میده؟

23:56.919 --> 23:58.838
‫- به نظرم میگه:
‫"لری دیگه کدوم خریه؟"

23:58.863 --> 24:00.907
‫من... اصلاً این‌طور فکر نمی‌کنم

24:00.932 --> 24:02.917
‫- تو مکالمه ما رو ندیدی...
‫- چی...

24:02.942 --> 24:04.693
‫دو سال پیش که اونجا بودیم

24:04.718 --> 24:06.962
‫فکر کردی همون‌قدر که واسه تو
موندگار بوده واسه اونم بوده؟

24:06.987 --> 24:08.112
‫خندوندمش!

24:08.137 --> 24:10.282
‫- گفت: "اوه، چقدر بامزه‌ای!"
‫- خدایی همین‌طوری گفت؟

24:10.307 --> 24:12.100
‫- آره، دقیقاً همین‌طوری گفت!
‫- گفت: "اوه"؟

24:12.125 --> 24:14.043
‫گفت: "اوه، چقدر تو بامزه‌ای‫، خیلی بامزه‌ای"

24:14.068 --> 24:15.162
‫- لری...
‫- آره

24:15.187 --> 24:16.812
‫من عمراً همچین کاری نمی‌کنم!

24:16.837 --> 24:18.670
‫- تو دیوونه شدی؟
‫- چرا؟

24:18.695 --> 24:21.188
‫اون نخست‌وزیر دانمارکه!
اصلاً نمی‌دونه تو کی هستی

24:21.213 --> 24:23.482
‫من رو مخش تأثیر گذاشتم! خوب منو می‌شناسه

24:23.507 --> 24:25.523
‫- بماند که ‫کل قضیه‌ی
"به فلانی بگو سلام رسوندم"

24:25.548 --> 24:26.850
‫هیچ فایده و نتیجه‌ای نداره

24:26.875 --> 24:29.001
‫بیا تا تهشو بریم. من وسط نشست ناتوام،

24:29.026 --> 24:32.054
‫می‌خوای وسط این گیرودار برم
پیش نخست‌وزیر دانمارک ‫و بگم:

24:32.079 --> 24:34.165
‫"لری لب‌پیره سلام رسوند" بعد برگردم پیشت،

24:34.190 --> 24:36.818
‫بعد مجبور باشم بهت بگم:
‫"هله هم سلام رسوند"

24:36.843 --> 24:38.383
‫خب که چی؟ هیچ اتفاقی نمیفته!

24:38.408 --> 24:41.100
!‫بعدش من میرم تو نخِ طرز فکرش

24:41.125 --> 24:42.187
‫-میری تو نخش؟
‫-آره

24:42.212 --> 24:44.541
‫- یعنی چی اونوقت؟
‫- یعنی می‌پرسم چه واکنشی نشون داد؟

24:44.566 --> 24:47.444
‫- آره ولی... مثلاً میگه:
‫"اوه! اوه، لری سلام رسوند؟"

24:47.469 --> 24:49.596
‫- لری، این...
‫- "تو هم به لری بگو

24:49.621 --> 24:50.963
‫منم خیلی سلام رسوندم"

24:50.988 --> 24:53.388
‫لری، اصلاً دلم نمی‌خواد
درباره این موضوع بحث کنم، باشه؟

24:53.413 --> 24:54.913
‫- بیا برگردیم سر کارمون‫
باشه، حتماً -

24:54.938 --> 24:56.836
‫- خیلی‌خب
‫- اون پرونده جریانش چیه؟

24:58.122 --> 24:59.331
‫اطلاعات طبقه‌بندی‌شده‌

25:00.960 --> 25:02.547
‫- بهت نمی‌گم
‫- چرا؟

25:02.572 --> 25:04.407
‫دهنم تو راز نگه‌داشتن قرصه قرصه!

25:04.432 --> 25:07.227
‫می‌دونی، پسرخالم آرتور دو زنه بود

25:07.252 --> 25:08.691
‫یه زن تو نیوهمشایر داشت...

25:08.716 --> 25:09.792
‫- اها
‫-یکی هم تو کوئینز!

25:09.817 --> 25:11.944
‫یک هفته در میون بینشون در رفت‌وآمد بود

25:11.969 --> 25:13.095
‫به هیچ‌کس نگفته بود

25:13.137 --> 25:15.305
‫فقط به من گفت، منم به احدی نگفتم

25:15.330 --> 25:17.366
‫- خب الان بهم گفتی!
‫- آخه مُرده!

25:17.391 --> 25:18.767
‫  آره، باشه

25:18.809 --> 25:20.811
‫در ضمن منم کلی حرف حساس و محرمانه بهت زدم

25:20.836 --> 25:21.999
‫اون دفعه رو بهت گفتم که

25:22.024 --> 25:23.779
‫12 سالم بود تو شلوارم ریدم؟

25:23.814 --> 25:25.816
‫- تو اتوبوس تو راه باغ گیاه‌شناسی...
‫-آره لری، لری، بیخیالِ...

25:25.841 --> 25:27.042
‫- ها؟
‫-وقتی داشتی اینو می‌گفتی،

25:27.067 --> 25:28.819
‫نمی‌خواستم بشنوم، الانم نمی‌خوام بشنوم!

25:28.844 --> 25:30.587
‫می‌تونی تصور کنی چقدر روحیه‌م داغون شد؟

25:30.612 --> 25:32.148
‫اصلاً دلم نمی‌خواد تصورش کنم

25:32.173 --> 25:33.827
‫یه پسر 12 ساله، کلی هم دختر تو اتوبوس بود،

25:33.852 --> 25:35.588
‫تا سال‌ها بهم می‌گفتن "دیوید پوشکی"!

25:35.613 --> 25:37.069
‫خب اینا اطلاعات کاملاً محرمانه‌ست!

25:37.094 --> 25:39.911
‫بی‌دلیل نیست که مجوز دسترسی امنیتی نگرفتی

25:39.936 --> 25:42.439
‫این رفتارت ثابت می‌کنه
که تصمیم کاملاً درستی بوده

25:42.464 --> 25:44.456
‫- درباره روسیه‌ست؟ چین؟
‫- لری، این...

25:44.481 --> 25:46.922
‫- نه
‫- تایوان! وای خدای من، تایوان؟!

25:47.445 --> 25:50.357
‫ ببخشید آقای رئیس‌جمهور، ‫کنفرانس
خبری درباره داعش 10 دقیقه دیگه شروع میشه

25:50.382 --> 25:52.263
‫باشه، متوجه شدم. خیلی‌خب

25:52.734 --> 25:54.069
‫من باید چند تا چیز رو چک کنم،

25:54.094 --> 25:55.553
‫- الان برمی‌گردم
‫- حتماً، راحت باش

25:55.578 --> 25:56.579
‫عجله نکن

26:08.009 --> 26:09.039
‫به‌به!

26:09.299 --> 26:10.299
!‫آه

26:25.394 --> 26:26.394
!وای

26:35.416 --> 26:37.280
‫خب، فکر کنم دیگه راهی‌ام

26:40.972 --> 26:42.966
‫هی! می‌دونی چی شده؟

26:42.991 --> 26:44.993
‫- چی؟
‫- یه ایده‌ای دارم که شاید برات جالب باشه

26:45.018 --> 26:46.602
‫- خب، ایده‌ت چی هست؟
‫- به نظرم...

26:46.627 --> 26:48.768
‫- آره
‫-باید همین کت‌وشلوار کرم‌رنگ رو بپوشی

26:48.793 --> 26:49.985
‫برای کنفرانس خبری

26:50.010 --> 26:51.887
‫- واسه این کنفرانس خبری؟
‫- آره

26:52.111 --> 26:53.648
‫- چرا؟
‫- خب، اول از همه اینکه...

26:53.673 --> 26:54.922
‫کت‌شلوارِ معرکه‌ایه

26:54.947 --> 26:56.423
‫واسه همین دارم با خودم می‌برمش تورین

26:56.448 --> 26:57.822
‫اونجا یه مراسم روزانه‌ست،

26:57.847 --> 27:00.094
‫تو فضای بازه،
‫یکمی اسپرت‌تر و راحت‌تره

27:00.119 --> 27:01.370
‫امروزم که جمعه‌ی راحتیه

27:01.395 --> 27:03.731
‫هی برایان، رئیس می‌خواد
!کت‌وشلوار کرمه رو پرو کنه

27:03.756 --> 27:05.808
‫- خدایی عاشق این کت‌وشلوارم
‫- محشره!

27:05.833 --> 27:07.793
‫تیپت راحته، کنفرانس هم تو اتاق مطبوعاتـه،

27:07.818 --> 27:09.904
‫- تو سالن شرقی نیست که رسمی باشه
‫- کراواتت کو پس؟

27:13.046 --> 27:15.548
‫می‌خوام ناهار بخورم و...

27:15.573 --> 27:17.386
‫می‌خوام... می‌خوام سوپ بخورم

27:17.411 --> 27:19.488
‫- آره
‫- می‌خوام سوپ بخورم

27:19.513 --> 27:21.115
‫- داری به حرف من گوش می‌کنی؟
‫- آره

27:21.140 --> 27:23.242
‫- کار درستی می‌کنی، ‫فقط نکته آخر
‫- ها؟

27:23.267 --> 27:24.560
‫یه اشتباه کاملاً ناشیانه کردی!

27:24.601 --> 27:27.062
‫وقتی کراوات رو درمیاری
باید دکمه بالایی پیرهنتو باز بذاری

27:27.087 --> 27:29.589
‫- آها دکمه بالا! آره آره
‫- این‌طوری خفن‌تر و شیک‌تر میشه

27:29.614 --> 27:31.116
‫- آره
‫- ممنونم

27:31.141 --> 27:32.484
‫اوه، اوه!

27:32.509 --> 27:34.636
‫- واقعاً کت‌وشلوار معرکه‌ایه
‫- اوه خدا، وای!

27:34.661 --> 27:36.164
‫فکر کنم بهترین حرکتم همینه

27:36.189 --> 27:37.774
‫می‌خوام امتحانش کنم ببینم چطور میشه

27:37.799 --> 27:39.283
‫ لری "لب‌پیره" ناامیدت نمی‌کنه!

27:40.617 --> 27:41.858
‫بعداً ازم تشکر می‌کنی

27:50.788 --> 27:52.791
‫- به نظرت چطوره؟
‫- خیلی خوبه

27:53.130 --> 27:55.716
‫ خیلی، خیلی...

27:55.741 --> 27:57.743
‫خیلی، معرکه‌ست!

27:57.768 --> 28:00.020
‫خیلی‌خب، بریم، یه کنفرانس خبری در پیش دارم

28:00.697 --> 28:01.697
‫از این کارت مطمئنی؟

28:01.722 --> 28:04.007
‫تو کلِ عمرم از هیچ چیزی ‫انقدر مطمئن نبودم

28:04.223 --> 28:06.296
‫باشه، الان برمی‌گردم

28:06.321 --> 28:09.967
‫مردم قراره تا سال‌های سال
‫درباره این موضوع صحبت کنن!

28:14.026 --> 28:16.804
‫ممنون که تو این مسیر شگفت‌انگیز
همراهمون بودین

28:17.361 --> 28:19.405
‫بعضی بخش‌هاش حتی واقعی هم بود!

28:20.492 --> 28:24.290
‫پیشرفت و پیشروی آمریکا
هیچ‌وقت هموار یا مداوم نبوده

28:25.107 --> 28:28.576
‫همیشه پر از فرازونشیب و افت‌و خیز بوده

28:29.119 --> 28:30.741
‫به ازای هر دو قدمی که به جلو برمی‌داریم،

28:30.766 --> 28:33.012
‫گاهی احساس میشه که یک قدم به عقب برگشتیم

28:33.568 --> 28:36.785
‫و بعضی وقت‌ها، وقتی یکی از
اون قدم‌ها رو به عقب برمی‌داریم

28:37.197 --> 28:39.571
‫ممکنه وسوسه بشیم که ناامید بشیم،

28:39.916 --> 28:41.774
‫یا اینکه بدبینی بهمون غلبه کنه

28:42.734 --> 28:45.237
‫اما سرگذشت این کشور باید بهمون انگیزه بده

28:45.262 --> 28:46.555
‫که مسیر سخت‌تر رو انتخاب کنیم،

28:47.278 --> 28:49.572
‫پای آرمان‌هامون بمونیم،

28:49.811 --> 28:53.119
‫و هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم
تا منشأ اثر باشیم

28:53.572 --> 28:56.839
‫چه تو مدارس، چه تو محل کار،

28:57.123 --> 28:59.659
‫چه تو محله‌ها، یا شهرهامون

29:00.697 --> 29:04.993
‫اگه این کارو بکنیم
اطمینان دارم که 250 سال آینده‌ی

29:05.035 --> 29:08.914
‫این آزمون بزرگ آمریکا
از گذشته‌ش هم درخشان‌تر خواهد بود

29:12.720 --> 29:14.179
‫- لری؟
‫- اوه

29:14.204 --> 29:15.232
‫چیکار می‌کنی؟

29:15.257 --> 29:18.282
‫اوه، هیـ... هیچی! آره. من...

29:19.124 --> 29:21.397
‫- یه دکمه... یه دکمه گم کردم. آره
‫- آها، دکمه‌ت افتاده پس

29:21.422 --> 29:22.965
‫آره‫، دیگه کاریش نمیشه کرد

29:22.990 --> 29:24.408
‫مثل اینکه عین همین دکمه‌ست

29:24.433 --> 29:26.303
‫- آره‫
آره -

29:26.328 --> 29:28.537
‫دکمه من و جورج واشنگتن عین همن‫

29:28.562 --> 29:30.028
‫چه تصادفی، نه؟

29:30.053 --> 29:31.061
‫عجب تصادفی!

29:31.446 --> 29:33.789
‫خیلی‌خب، ‫خب، باحال بودا، نه؟

29:33.814 --> 29:34.856
‫- آره، عالی بود
‫- آره

29:34.881 --> 29:37.463
‫- خوش گذشت
‫- اوه، می‌دونی چی شد؟

29:37.757 --> 29:39.843
‫اوه، متن فیلم‌نامه‌م جا موند

29:39.868 --> 29:41.588
‫من... من... ‫الان برمی‌گردم

29:41.613 --> 29:43.007
‫لری، دست از پا خطا نکن!

29:43.757 --> 29:45.425
‫- چی؟
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی

29:45.450 --> 29:47.494
‫- من هیچ کاری نمی‌کنم!
‫- داری فکر می‌کنی که دکمه‌ی

29:47.519 --> 29:48.720
‫جورج واشنگتن رو کش بری!

29:48.745 --> 29:50.587
‫اون پدر کشورمونه، بیخیال شو!

29:50.612 --> 29:51.996
‫- باشه. من...
‫- بیخیال

29:52.021 --> 29:54.209
‫- انگار واقعاً می‌خواستم دکمه رو بردارم!
!‫- آره جون خودت

29:54.234 --> 29:57.828
‫من قرار نبود دکمه رو بردارم‫
هی، بذار یه سوال ازت بپرسم‫

29:57.853 --> 29:58.564
بپرس

29:58.589 --> 30:00.091
‫ببین، مثلاً به فرض، آم...

30:00.116 --> 30:02.321
‫ یکی این سریال‌های
تلویزیونی رو ‫ساخته باشه، خب؟

30:02.676 --> 30:05.582
‫و همه ازش متنفر بشن
‫یعنی، حالشون ازش به هم بخوره

30:05.607 --> 30:08.674
‫جوری که حتی بدون اینکه بهت فحش و
متلک بگن، نتونی از خونه بیای بیرون

30:08.699 --> 30:10.777
‫تو بودی...
‫تو بودی از کشور می‌رفتی؟

30:11.455 --> 30:13.312
‫ اگه جای تو بودم، آره، می‌رفتم!

30:14.007 --> 30:15.425
‫- آها، هوم
‫- هوم

30:15.450 --> 30:17.426
!‫- خب، به رفیقم می‌گم
‫- حتماً همین کارو بکن

30:17.656 --> 30:19.283
‫می‌دونی چیه، چهل‌وچهارمین؟

30:19.308 --> 30:20.726
‫فکر کنم این می‌تونه شروع

30:20.751 --> 30:22.393
‫یه رفاقت قشنگ و موندگار باشه!

30:22.691 --> 30:23.771
‫بعید می‌دونم!

30:24.485 --> 30:44.485
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
