1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:21,000 --> 00:00:28,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:28,054 --> 00:00:30,620
‫تو 14 آگست 1945،

4
00:00:30,645 --> 00:00:32,299
‫ژاپن تسلیم متفقین شد

5
00:00:32,324 --> 00:00:34,613
‫و جنگ جهانی دوم ‫بالاخره تموم شد

6
00:00:34,638 --> 00:00:37,475
‫آمریکایی‌ها
برای جشن گرفتن ‫ریختن تو خیابونا،

7
00:00:37,500 --> 00:00:39,090
‫و اون حال‌وهوا ثبت شد

8
00:00:39,115 --> 00:00:44,023
‫تو اون عکس شاهکاری ‫که
 آلفرد آیزنشتات ‫واسه مجله لايف گرفت

9
00:00:44,048 --> 00:00:47,295
‫یه ملوان یونیفرم‌پوش
‫که وحشیانه داشت یه پرستار رو می‌بوسید

10
00:00:47,320 --> 00:00:49,608
اونم ‫وسط شلوغی ‫میدان تایمز،

11
00:00:49,633 --> 00:00:52,197
‫شد نماد غرور ‫و پیروزی آمریکایی‌ها

12
00:00:52,761 --> 00:00:55,151
‫ولی عکس‌ها کل حقیقت رو نمی‌گن

13
00:00:59,810 --> 00:01:01,269
‫جنگ تموم شد!

14
00:01:01,760 --> 00:01:03,198
‫جنگ تموم شد!

15
00:01:03,223 --> 00:01:05,267
‫- جنگ تموم شد!
‫- بردیم!

16
00:01:05,292 --> 00:01:06,821
‫ما بردیم!
‫دمتون گرم!

17
00:01:08,225 --> 00:01:09,319
‫واقعاً بردیم!

18
00:01:09,630 --> 00:01:12,155
‫پیروزی! پیروزی!

19
00:01:12,180 --> 00:01:13,848
‫- بردیم!
‫- پیروزی!

20
00:01:13,873 --> 00:01:16,260
‫دستای کثیفتو بکش کنار، مرتیکه!

21
00:01:16,285 --> 00:01:17,661
‫نه، جنگ تموم شد، جنگ تموم شد

22
00:01:17,686 --> 00:01:18,904
‫- خب که چی؟
‫- آره! نشنیدی؟

23
00:01:18,929 --> 00:01:20,207
‫- جنگ تموم شد
‫- ولم کن دیوث!

24
00:01:20,232 --> 00:01:21,682
‫داریم خوشحالی می‌کنیم!
‫داریم جشن می‌گیریم!

25
00:01:21,707 --> 00:01:23,016
‫تو چه مرگته
‫هیزی، بیمار جنسی؟

26
00:01:23,041 --> 00:01:25,493
‫- نه، همه دارن همو می‌بوسن!
‫- گوه نخور! فقط تو زر می‌زنی!

27
00:01:25,518 --> 00:01:26,728
‫نه، فقط من نیستم دیدم مردم...

28
00:01:26,753 --> 00:01:28,328
‫هیز حشری! جنده‌باز عوضی!

29
00:01:28,353 --> 00:01:29,404
‫- جنده‌باز چیه!
!من عوضی نیستم -

30
00:01:29,429 --> 00:01:32,092
‫- ‫چرا هستی! من صاحب دارم، ناموس یکی‌ام
‫- خب، باشه باشه

31
00:01:32,117 --> 00:01:33,494
‫- هی جانی! جانی!
‫- ها؟ چی؟ جانی؟

32
00:01:33,519 --> 00:01:35,188
‫- نه نه نه، جانی کیلوی چنده‌...
!آره! آره، جانی -

33
00:01:35,213 --> 00:01:36,680
‫- جانی! بیا اینجا!
‫- چه گوهی داری می‌خوری؟

34
00:01:36,705 --> 00:01:37,852
‫- جانی!
‫- جانی؟

35
00:01:37,877 --> 00:01:39,600
‫- این آشغال رفته اعصابت، اگنس؟
‫- آره!

36
00:01:39,625 --> 00:01:40,926
‫نه نه نه جانی، داداش جانی

37
00:01:40,951 --> 00:01:42,369
‫- این لاشی خواست ازم لب بگیره
‫- نه بابا نه...

38
00:01:42,394 --> 00:01:43,437
‫می‌خواستی ببوسیش؟

39
00:01:43,462 --> 00:01:44,754
‫- آره، کثافت خواست ببوسه
‫- جانی، همه دارن می‌بوسن

40
00:01:44,779 --> 00:01:46,974
‫- نه نه نه، چی گفتی زگیل؟
‫- نه جانی! گوه خوردم!

41
00:01:46,999 --> 00:01:47,958
‫- آخ!
‫- وای!

42
00:01:47,983 --> 00:01:49,109
‫آخ، دهنم سرویس شد

43
00:01:49,134 --> 00:01:51,503
‫- تو الان خواستی مشت بزنی ‫تو صورتم؟
‫- نه نه نه نه نه! مشت چیه

44
00:01:51,528 --> 00:01:53,380
‫- مشت کدومه جانی
‫- این آشغال افتاده به جون یه ملوان!

45
00:01:53,405 --> 00:01:54,406
‫نه به خدا، نه نه نه!

46
00:01:54,431 --> 00:01:56,174
‫- هی! واسه جانی شاخ و شونه می‌کشی؟
‫- آخ!

47
00:01:56,199 --> 00:01:57,917
‫- اونم تو روز پیروزی؟
‫- نه بابا، من غلط بکنم

48
00:01:57,942 --> 00:01:59,261
‫مگه مغز خر خوردم با جانی دربیفتم؟

49
00:01:59,286 --> 00:02:01,580
‫- کثافت حتماً نازی‌ایه!
‫- اوه نه! نه بابا، نازی چیه

50
00:02:01,605 --> 00:02:03,315
‫- یه نازی حشری!
‫- نازی؟ نه به مولا!

51
00:02:03,340 --> 00:02:05,809
‫- بچه‌ها بریزید سرش! جانی!
‫- جانی! هی هی هی!

52
00:02:05,834 --> 00:02:06,961
‫وای! نه نه نه!

53
00:02:08,837 --> 00:02:12,424
‫- نه نه نه نه نه!
‫- غلط کردم، نه نه نه!

54
00:02:22,625 --> 00:02:23,953
‫سال 1841،

55
00:02:23,978 --> 00:02:25,405
‫ویلیام هنری هریسون

56
00:02:25,430 --> 00:02:28,658
شد نهمین رئیس‌جمهور ‫ایالات متحده

57
00:02:28,683 --> 00:02:30,579
‫با وجود هوای سرد ‫و نامساعد،

58
00:02:30,604 --> 00:02:32,533
‫این رئیس‌جمهور 68 ساله

59
00:02:32,558 --> 00:02:35,978
‫طولانی‌ترین نطق تحلیف تاریخ آمریکا رو کرد...

60
00:02:36,003 --> 00:02:39,089
‫نزدیک دو ساعت، ‫اونم بدون پالتو

61
00:02:39,114 --> 00:02:41,109
‫طولی نکشید که هریسون افتاد تو بستر بیماری...

62
00:02:41,134 --> 00:02:42,385
‫ عجب غافلگیری بزرگی،

63
00:02:42,410 --> 00:02:44,031
‫و دوا‌درمون‌های دکترها هم...

64
00:02:44,056 --> 00:02:47,184
‫از زهر مار و مسهل و زالو گرفته

65
00:02:47,209 --> 00:02:51,171
‫تا جیوه و تریاک،
‫فقط حال رئیس‌جمهور رو خراب‌تر کرد

66
00:02:51,196 --> 00:02:54,400
‫انگار هر ننه قمری واسه خودش نظر می‌داد
‫که چطوری درمانش کنن

67
00:02:54,761 --> 00:02:57,472
‫ولی متأسفانه، ‫حرف بی‌سوادترین آدما رو

68
00:02:57,497 --> 00:02:59,166
‫گوش کردن و دادن دست اون

69
00:03:00,268 --> 00:03:03,195
‫آه! سلام خانم هریسون

70
00:03:03,220 --> 00:03:04,759
‫سلام لارنس، ‫از دیدنت خوشحال شدم

71
00:03:04,784 --> 00:03:05,928
منم خوشحال شدم

72
00:03:05,953 --> 00:03:08,951
‫جناب رئیس‌جمهور، ‫تبریک می‌گم

73
00:03:08,980 --> 00:03:10,440
‫ممنون لارنس، ‫لطف داری

74
00:03:10,465 --> 00:03:12,050
‫- یه کم توتون پیپ جدید آوردم
‫- اوم

75
00:03:12,075 --> 00:03:13,152
‫نظرتون چیه؟ بوی خوبی میده؟

76
00:03:13,177 --> 00:03:15,963
‫- راستش، با سلیقه‌م جور نیست
‫- من که اصلاً هیچ بویی حس نمی‌کنم

77
00:03:15,988 --> 00:03:17,782
‫‫یه رگه بوی آلبالو میده. حسش می‌کنی؟

78
00:03:17,807 --> 00:03:20,408
‫نه...
‫نه، اصلاً طعم آلبالو نمی‌ده

79
00:03:20,433 --> 00:03:22,935
‫- هیچی؟
‫-بیشتر فقط بوی دود می‌ده

80
00:03:22,960 --> 00:03:25,180
‫- بگذریم، جناب رئیس‌جمهور یه سوال بپرسم؟
‫- حتماً

81
00:03:25,205 --> 00:03:27,457
‫- چند تا سرخ‌پوست نفله کردی؟
‫- خودم شخصاً؟

82
00:03:27,482 --> 00:03:29,184
‫چطوری می‌کشتی؟
‫چاقو می‌زدی یا تیر؟

83
00:03:29,209 --> 00:03:31,670
‫- خب، به نظرم چندتایی رو ‫با تیر زدم
‫- آها

84
00:03:31,695 --> 00:03:33,822
‫- چندتایی هم زیر تیغ ‌شمشیرم نفله شدن
‫- هوم

85
00:03:33,847 --> 00:03:36,325
‫‫چندتایی هم لابد
 ‫با سخنرانی‌هام از پا درآوردم!

86
00:03:37,156 --> 00:03:38,156
‫آه!

87
00:03:38,885 --> 00:03:41,296
‫ببین، شما دو تا کلاً با هم خوب جور می‌شینا!

88
00:03:41,321 --> 00:03:43,323
‫- آره، آره!
‫- خیلى باحال بود، خیلى بامزه‌ست!

89
00:03:43,348 --> 00:03:44,581
‫می‌گم بلانسبت شما...

90
00:03:45,033 --> 00:03:47,994
‫قیافت طوریه که، ‫انگار یه سرخ‌پوست
با یه فوت ‫می‌تونه نقش زمینت کنه

91
00:03:48,019 --> 00:03:49,646
‫- چیزه...
‫- اصلاً شبیه قوی‌ترین آدم دنیا نیستی

92
00:03:49,671 --> 00:03:50,797
‫با تمام احترامی که قائلم،

93
00:03:50,822 --> 00:03:52,990
‫فکر کنم باید یه خرده بیشتر احترام بذاری

94
00:03:53,015 --> 00:03:54,209
‫والا حقیقت امر اینه که،

95
00:03:54,234 --> 00:03:56,111
‫هرچند خیلی تر و فرز نیستم،

96
00:03:56,136 --> 00:03:57,596
‫ولی از پس خودم برمیام، از این جهت که

97
00:03:57,621 --> 00:03:59,339
‫به این راحتی‌هام زمین نمی‌خورم

98
00:03:59,364 --> 00:04:00,949
‫واسه همین بهم می‌گن "تیپه‌کانـو"!

99
00:04:00,991 --> 00:04:02,909
‫- همون قایقه که چپ می‌شه، نه رئیس‌جمهور!
‫- آره دقیقا

100
00:04:02,934 --> 00:04:04,650
‫دیدم پالتو تنت نیست

101
00:04:04,675 --> 00:04:06,135
‫هوا سگ‌لرزه‌ست، سرما نمی‌خوری؟

102
00:04:06,160 --> 00:04:07,298
‫هوا به این توپی!

103
00:04:07,323 --> 00:04:08,574
‫احساس نکردم پالتو لازم باشه

104
00:04:08,599 --> 00:04:10,041
‫جدی؟
‫تو الان رئیس‌جمهوری رفیق

105
00:04:10,066 --> 00:04:12,352
‫هر کسی می‌تونه واست نگهش داره
‫اصلاً خانم هریسون پالتوتو نگه می‌داره

106
00:04:12,377 --> 00:04:14,838
‫اوه نه، خانم هریسون پالتوبیار کسی نمی‌شه!

107
00:04:14,880 --> 00:04:17,413
‫- اووه، اووه!
‫- معلومه زیاد با بانوی اول دمخور نشدی!

108
00:04:17,438 --> 00:04:19,609
‫- مطمئن هم نیستم بخوام بشم
‫- هوم

109
00:04:19,634 --> 00:04:21,511
‫خب بالاخره یکی پیدا می‌شه پالتوتو نگه داره

110
00:04:21,536 --> 00:04:22,922
‫چون الان داره خیلی سگ‌لرز می‌شه

111
00:04:22,947 --> 00:04:24,406
‫چون دلمون نمی‌خواد رئیس‌جمهورمون هی بگه،

112
00:04:24,431 --> 00:04:26,850
‫"وای وای، ‫یخ کردم، چه سرمایی"

113
00:04:26,875 --> 00:04:29,127
‫نه بابا راست می‌گم، حالم کاملاً ردیفه

114
00:04:29,152 --> 00:04:31,574
‫به هر حال، زشته بیشتر از این ‫وقتتو بگیرم

115
00:04:31,599 --> 00:04:33,523
‫طرف الان رئیس‌جمهوره
مثل حرف زدن با دکتر می‌مونه

116
00:04:33,565 --> 00:04:35,108
‫- باید حرفتو بزنی و جیم شی
‫- نه نه

117
00:04:35,133 --> 00:04:36,257
‫آره باید جیم شی، درسته؟

118
00:04:36,847 --> 00:04:38,562
‫آره. به هر حال تبریک میگم،

119
00:04:38,587 --> 00:04:40,130
‫ بی‌صبرانه منتظرم کارمو شروع کنم

120
00:04:40,155 --> 00:04:41,924
‫خیلی ممنون، ‫از دیدنت خوشحال شدم

121
00:04:46,318 --> 00:04:47,318
قربان؟

122
00:04:48,035 --> 00:04:49,055
‫ حالتون خوبه؟

123
00:04:49,080 --> 00:04:50,207
‫آره، کاملاً ردیفم

124
00:04:50,248 --> 00:04:51,708
‫مطمئنین؟ این سرفه‌ها واسه چیه؟

125
00:04:51,733 --> 00:04:53,351
‫تو این فصل از سال بعضی وقتا

126
00:04:53,376 --> 00:04:55,378
‫- حساسیت فصلی می‌گیرم، همین
‫- اونم تو مارس؟

127
00:04:55,420 --> 00:04:57,380
‫- آره خب، معلومه
‫- باهام دست دادین!

128
00:04:57,405 --> 00:04:58,936
‫خب تو دستتو دراز کردی سمت من

129
00:04:58,961 --> 00:05:00,354
‫نباید دستمو می‌گرفتی!

130
00:05:00,379 --> 00:05:02,573
‫خب نخواستم بی‌ادبی بشه. اوه!

131
00:05:02,598 --> 00:05:04,244
‫خب ببین، واسه من...

132
00:05:04,269 --> 00:05:07,397
‫بی‌ادبی اینه که دستتو دراز کنی

133
00:05:07,422 --> 00:05:10,702
‫وقتی سرما خوردی یا مریضی یا یه مَرضی داری

134
00:05:10,727 --> 00:05:12,103
‫تو جزو آدمای خودمی

135
00:05:12,128 --> 00:05:14,005
‫وقتی دستتو دراز کردی، مجبور بودم

136
00:05:14,030 --> 00:05:16,086
‫منم دستمو دراز کنم و باهات دست بدم

137
00:05:16,111 --> 00:05:18,745
‫واجب بود، اصلاً واجب عینی!

138
00:05:18,770 --> 00:05:19,892
‫مگه حالیت نیستـ...

139
00:05:21,881 --> 00:05:22,881
اوکی

140
00:05:22,906 --> 00:05:24,574
‫- وای خدا
‫- فهمیدم

141
00:05:26,336 --> 00:05:27,578
‫- اوه عزیزم
‫- همه چی ردیفه؟

142
00:05:29,021 --> 00:05:30,029
‫جناب رئیس‌جمهور؟

143
00:05:30,054 --> 00:05:33,038
‫من... یه جورایی... احساسِ...

144
00:05:33,416 --> 00:05:35,502
‫- یکم احساس ضعف می‌کنم
‫- یکی زنگ بزنه دکتر!

145
00:05:42,567 --> 00:05:44,456
لطفاً ‫چند تا حوله داغ دیگه بیار پرستار‫

146
00:05:44,481 --> 00:05:45,858
‫دکتر، حالش چطوره؟

147
00:05:45,883 --> 00:05:47,885
‫تب رئیس‌جمهور اصلاً قطع بشو نیست

148
00:05:47,910 --> 00:05:49,550
‫هر کاری از دستتون برمیومده کردین؟

149
00:05:49,575 --> 00:05:51,952
‫معلومه! حجامت، تریاک،

150
00:05:51,977 --> 00:05:54,104
‫الانم می‌خوایم زالودرمانی رو شروع کنیم

151
00:05:54,145 --> 00:05:55,689
‫- زالو به اندازه کافی دارین؟
‫- آره

152
00:05:55,714 --> 00:05:57,255
‫خیلی به این زالوها امیدواریم

153
00:05:57,280 --> 00:05:58,426
‫ممنون دکتر

154
00:06:00,539 --> 00:06:03,209
‫چطوری؟ چطوری رفیق؟
‫اوضاع چطوره؟

155
00:06:03,234 --> 00:06:05,298
‫- عزیزم
‫- مارتا

156
00:06:05,323 --> 00:06:06,702
‫ هی دکتر

157
00:06:07,086 --> 00:06:09,344
‫- حالش چطوره؟
‫- حال رئیس‌جمهور اصلاً خوب نیست

158
00:06:09,369 --> 00:06:12,658
‫ای بابا... می‌دونی،
‫من تو مراسم تحلیف بودم

159
00:06:12,683 --> 00:06:14,600
‫- آره‫
!پالتو تنش نکرده بود -

160
00:06:14,625 --> 00:06:15,976
‫- هوا هم سرد بود
‫- خیلی کسمغزیه!

161
00:06:16,001 --> 00:06:17,586
‫ده نفر آدم می‌تونستن پالتوشو نگه دارن!

162
00:06:17,611 --> 00:06:18,645
‫زنشم می‌تونست نگه داره

163
00:06:18,670 --> 00:06:20,130
‫زنش رک و راست تو روم گفت
عمراً پالتو دستش بگیره

164
00:06:20,155 --> 00:06:21,452
‫خانم رئیس‌جمهور مغرورتر از این حرفاست

165
00:06:21,477 --> 00:06:23,149
‫هر چند نفر که لازم بود براش پالتو می‌آوردن

166
00:06:23,174 --> 00:06:25,427
‫همیشه باید پالتو ببری
 داشتنش بهتر از نداشتن‌شه

167
00:06:25,452 --> 00:06:26,857
‫- مگه چه ضرری داره؟
‫- هیچ ضرری نداره

168
00:06:26,882 --> 00:06:28,887
‫می‌دونی چی فکر می‌کنم؟
‫خیلی خودخواهی و خودبزرگ‌بینی بود

169
00:06:28,912 --> 00:06:30,323
‫از طرف اون ‫که پالتو تنش نکرد

170
00:06:30,348 --> 00:06:32,204
‫می‌خواست پز بده. من باهاش دست دادم!

171
00:06:32,229 --> 00:06:34,464
‫می‌ترسم همون کوفت و زهرماری که
 اون گرفته منم بگیرم

172
00:06:34,489 --> 00:06:35,660
‫گلوم شروع کرده به خارش گرفتن

173
00:06:35,685 --> 00:06:37,264
‫خب می‌تونی بری
 با دکترت در این مورد حرف بزنی

174
00:06:37,289 --> 00:06:38,957
‫من الان سیخ واستادم پیش یه دکتر!

175
00:06:38,982 --> 00:06:41,484
‫ولی من الان دارم به
رئیس‌جمهور ایالات متحده رسیدگی می‌کنم

176
00:06:41,526 --> 00:06:43,486
‫آره آره آره می‌دونم، داری رسیدگی می‌کنی...

177
00:06:43,528 --> 00:06:45,030
‫- بله، دارم رسیدگی می‌کنم
‫- بایدم بکنی

178
00:06:45,055 --> 00:06:46,139
‫نمی‌خوام مزاحم کارت بشم

179
00:06:46,164 --> 00:06:47,417
‫- ممنون...
‫- فقط یه نگاه سریع و سرسری بنداز

180
00:06:47,442 --> 00:06:48,758
‫قرار نیست تو دهنت نگاه کنم

181
00:06:48,783 --> 00:06:50,327
‫- فقط یه "آآآ" می‌گم! چیه مگه؟
‫- نگاه نمی‌کنم!

182
00:06:50,352 --> 00:06:52,062
‫من در آنِ واحد فقط حواسم به یه مریضه،

183
00:06:52,087 --> 00:06:53,346
‫اونم رهبر این مملکته

184
00:06:53,371 --> 00:06:55,505
‫خب الان که مستقیماً بهش نمی‌رسی!

185
00:06:55,530 --> 00:06:57,286
‫اون افتاده تو تخت، تو هم اینجا واستادی

186
00:06:57,311 --> 00:06:59,939
‫دارم زالوها رو آماده می‌کنم!
دارم به صدای نفساش گوش می‌دم

187
00:06:59,964 --> 00:07:03,023
‫دارم اثرات تریاک رو چک می‌کنم
!دارم بهش می‌رسم

188
00:07:03,048 --> 00:07:04,174
!‫‫یه ذره هم به من برس

189
00:07:04,199 --> 00:07:05,775
‫چیزی به اسم "رسیدگی نصفه و نیمه" نداریم!

190
00:07:05,800 --> 00:07:07,344
‫معلومه تا حالا تو عمرت به کسی رسیدگی نکردی

191
00:07:07,369 --> 00:07:08,662
‫پسرعموم یه بار مریض شد،

192
00:07:08,687 --> 00:07:10,339
‫من واسش یکم کیک یزدی بردم!

193
00:07:10,364 --> 00:07:11,602
‫اصلاً نگاه نمی‌کنم

194
00:07:11,627 --> 00:07:13,516
‫نگاه نمی‌کنم! دارم تو چشات نگاه می‌کنم

195
00:07:13,558 --> 00:07:15,018
‫خب وقتی داری تو چشام نگاه می‌کنی،

196
00:07:15,043 --> 00:07:17,037
‫سه سانت بیای پایین‌تر دهنمو می‌بینی دیگه!

197
00:07:17,062 --> 00:07:18,121
‫اون یه جور نگاه دیگه‌ست!

198
00:07:18,146 --> 00:07:19,522
‫- یه نگاه بنداز! آآآ
‫- نه!

199
00:07:19,564 --> 00:07:22,415
‫آآآه-آه! آه!

200
00:07:22,734 --> 00:07:26,172
‫آه-آآآه! آه! آه! آآآه!

201
00:07:26,197 --> 00:07:27,861
‫جوابم نه هستش!
حالا اگه زحمتی نیست برید کنار

202
00:07:27,886 --> 00:07:29,277
‫من باید به یه رئیس‌جمهور برسم

203
00:07:29,302 --> 00:07:31,244
‫باشه، فهمیدم داری می‌رسی بهش
‫اون یکی داره چه غلطی می‌کنه؟

204
00:07:31,269 --> 00:07:33,387
‫- اونم داره می‌رسه
‫- منم دارم می‌رسم

205
00:07:33,412 --> 00:07:34,622
‫رسیدگی هم‌زمان لازم داره مگه؟

206
00:07:34,647 --> 00:07:36,296
‫آره، ما دو تا، پزشک معالجشیم

207
00:07:36,321 --> 00:07:37,489
‫یه سوالی ازتون بپرسم؟

208
00:07:37,514 --> 00:07:39,990
‫وقتی شنیدین مریض شده
 ته دلتون خوشحال شدین؟

209
00:07:40,015 --> 00:07:42,475
‫- نه بابا! رفتم کلیسا زدم زیر گریه!
‫- برو بابا خالی نبند!

210
00:07:42,500 --> 00:07:45,169
‫اگه منم ظرف چند روز
مثل این رئیس‌جمهور افتادم تو تخت

211
00:07:45,194 --> 00:07:46,364
‫حس شما چیه اونوقت؟

212
00:07:46,389 --> 00:07:48,141
‫- مگه تو رئیس‌جمهوری؟
‫- نه

213
00:07:48,166 --> 00:07:49,409
‫کل این شهر پر از آدم مریضه

214
00:07:49,434 --> 00:07:50,897
‫باتلاقه اصلاً، حالت به هم می‌خوره

215
00:07:50,922 --> 00:07:53,223
‫اگه واسه معاینه بیام مطبت،
‫چقدر پیاده می‌شم؟

216
00:07:53,248 --> 00:07:54,701
‫مطب من همین‌جا تو کاخ سفیده،

217
00:07:54,726 --> 00:07:55,825
‫پس اصلاً امکان‌پذیر نیست

218
00:07:55,850 --> 00:07:57,102
‫خب چرا نمی‌تونم تو کاخ سفید ببینمت؟

219
00:07:57,127 --> 00:07:59,171
‫کار من فقط با وقت قبلیه، اونم وقت قبلی

220
00:07:59,196 --> 00:08:00,725
‫فقط با رئیس‌جمهور ایالات متحده!

221
00:08:00,750 --> 00:08:02,707
‫پس رسماً بگو کل روز
!داری مفت‌خوری می‌کنی دیگه

222
00:08:02,732 --> 00:08:04,651
‫وقتی کاری نمی‌کنم
 یعنی وظیفه‌مو درست انجام دادم

223
00:08:04,676 --> 00:08:07,246
‫- مثل این مفت‌خورای لش افتادی تو کاخ سفید
‫- من لش نیستم!

224
00:08:07,278 --> 00:08:10,407
‫- ما پیش‌بینی خطرات رو می‌کنیم و جلوی تهدیداتِ...
‫- جدی میگی؟

225
00:08:10,432 --> 00:08:12,651
‫- سلامتیش رو قبل از وقوع می‌گیریم
‫- آره جون عمت!

226
00:08:12,676 --> 00:08:13,969
پس چرا ‫واسه طرف یه پالتو نیاوردی؟

227
00:08:13,994 --> 00:08:16,621
‫لارنس، تو رو خدا!

228
00:08:18,891 --> 00:08:20,640
‫ایول دکتر، دمت گرم بابت کمکت!

229
00:08:21,725 --> 00:08:23,253
‫- اصلاً واسم مهم نیستا‫
عه، جدی؟ -

230
00:08:23,278 --> 00:08:25,072
‫- نه بابا، پشیزم واسم ارزش نداره
‫- باشه، به تخمت

231
00:08:31,141 --> 00:08:32,605
‫اوه عزیزم

232
00:08:38,199 --> 00:08:40,298
‫بخشید، شرمنده مزاحم می‌شم

233
00:08:40,323 --> 00:08:41,958
‫من دیروز تو مراسم تحلیف بودم،

234
00:08:41,983 --> 00:08:43,067
‫بعد باهاش دست دادم

235
00:08:43,092 --> 00:08:44,593
‫دارین می‌بینین چقدر حالش خرابه

236
00:08:44,618 --> 00:08:47,711
‫می‌خوام بدونم چقدر وقت دارم
 تا دستمو با آب و صابون بشورم؟

237
00:08:47,736 --> 00:08:48,878
‫حدوداً ده ثانیه

238
00:08:48,903 --> 00:08:50,113
‫- ده ثانیه؟
‫- آره دقیقا

239
00:08:50,138 --> 00:08:51,163
‫- همش همین؟
‫- آره

240
00:08:51,188 --> 00:08:52,188
‫دیوونه‌کننده‌ست!

241
00:08:52,213 --> 00:08:54,525
یعنی تنها زمانی که ‫می‌تونی
با یکی دست بدی فقط تو دستشوئیه

242
00:08:54,550 --> 00:08:56,860
‫انگار کلاً باید یه سطل آب و صابون دستت بگیری

243
00:08:56,885 --> 00:08:58,422
‫تمام روز بچرخی تا مریض نشی

244
00:08:59,039 --> 00:09:01,392
‫نه نه نه!
‫الان غذا ندین بهش لطفاً!

245
00:09:01,417 --> 00:09:03,355
‫- چی؟ چرا؟
‫- سرماخوردگی رو باید غذا بدی بهش،

246
00:09:03,380 --> 00:09:05,799
‫- ولی تب رو باید گشنگی بدی!
‫- نه، اصلاً قبول ندارم!

247
00:09:05,824 --> 00:09:08,112
‫سرماخوردگی رو باید گشنگی بدی،
‫به تب باید غذا بدی!

248
00:09:08,137 --> 00:09:09,858
‫نه بابا، چی داری میگی! مگه تو دکتری؟

249
00:09:09,883 --> 00:09:12,374
‫نه، ولی ننه‌م همیشه می‌گفت:

250
00:09:12,399 --> 00:09:14,168
‫"سرما رو گشنگی بده، تب رو غذا"

251
00:09:14,193 --> 00:09:16,406
‫حتی وقتی مخملک گرفته بودم،

252
00:09:16,431 --> 00:09:19,142
‫ننه‌م یک‌بند تو دهنم غذا می‌چپوند!

253
00:09:19,167 --> 00:09:21,786
‫هفت کیلو چاق شدم، ولی یه هفته‌ای خوب شدم!

254
00:09:21,811 --> 00:09:24,439
‫- خب مگه ننه‌ت دکتر بود؟
‫- نه، سگ اشناوزر پرورش می‌داد!

255
00:09:24,464 --> 00:09:26,591
‫- ولی خیلی دنیا دیده و پر بود!
‫- هنوز زنده‌ست؟

256
00:09:26,616 --> 00:09:28,213
‫نه، خودش سر تبِ مخملک مُرد!

257
00:09:28,238 --> 00:09:29,736
‫چون چیزی واسه کوفت کردن نمونده بود

258
00:09:29,761 --> 00:09:33,432
‫"تب رو گشنگی بده، سرماخوردگی رو غذا،
‫تا پیر بشی و نری به فنا!"

259
00:09:33,457 --> 00:09:35,799
‫نه بابا! "سرماخوردگی رو بفرست خمار،
‫تب رو بمب‌باران غذا،

260
00:09:35,824 --> 00:09:37,534
‫تا صد سالگی عمر می‌کنی، تضمین می‌کنم!"

261
00:09:37,559 --> 00:09:39,132
‫شاید حق با تو باشه
فکر کنم درست میگه‌ها

262
00:09:39,157 --> 00:09:40,707
‫- نه بابا!
‫- باید به تب غذا داد

263
00:09:40,732 --> 00:09:42,891
‫تو دانشکده پرستاری به جفتش غذا می‌دادیم

264
00:09:42,916 --> 00:09:44,927
‫- خب اونم غلطه دیگه!
‫- به سرماخوردگی غذا بده...

265
00:09:44,952 --> 00:09:46,992
‫نه، انرژی‌تو تلف نکن‫، حرف نزن داداش

266
00:09:47,017 --> 00:09:50,300
‫در هر صورت گشنگی بکشی می‌میری!
به تب غذا بدین

267
00:09:50,325 --> 00:09:51,707
‫وای تو رو خدا، آره!

268
00:09:51,732 --> 00:09:53,277
‫- بهش غذا بدین بهش برسین
‫- لطفاً به این تب‌دار غذا بدین

269
00:09:53,302 --> 00:09:55,356
‫از اون کیک شکلاتیه چیزی مونده؟

270
00:09:55,381 --> 00:09:56,571
‫به این بنده خدا غذا بدین

271
00:09:56,596 --> 00:09:58,264
‫خب منم نگفتم دیگه تا آخر عمرش هیچی نخوره

272
00:09:58,289 --> 00:09:59,380
‫آره، یه بشقاب واسش بکش

273
00:09:59,405 --> 00:10:02,873
‫خب، آماده‌ای؟ یه مقدار پوره سیب‌زمینی

274
00:10:05,855 --> 00:10:07,296
‫آخ، چه عالیه!

275
00:10:07,649 --> 00:10:09,035
‫باید پالتو رو می‌پوشیدم

276
00:10:09,902 --> 00:10:10,995
‫دفعه بعد!

277
00:10:12,074 --> 00:10:13,200
‫دفعه بعد...

278
00:10:26,924 --> 00:10:30,427
‫- ریق رحمتو سر کشید
‫- وای عزیزم! نه!

279
00:10:31,297 --> 00:10:32,635
‫- نه!
‫- این کثافت‌کاریا چیه اینجا؟

280
00:10:32,660 --> 00:10:33,944
‫چرا همه جا پر غذاست؟

281
00:10:34,425 --> 00:10:36,896
‫رئیس‌جمهور... چیزه...
‫یه لقمه غذا خورد

282
00:10:37,141 --> 00:10:39,560
‫قانون اول پزشکی رو نمی‌دونین مگه؟

283
00:10:39,585 --> 00:10:42,669
‫"سرماخوردگی رو غذا بده، تب رو گشنگی!"

284
00:10:42,694 --> 00:10:43,903
‫- بهم گفتیا!
‫- بهت گفتم که!

285
00:10:43,928 --> 00:10:45,328
‫نگفتم که سورچرانى راه بندازین!

286
00:10:45,353 --> 00:10:47,897
‫رئیس‌جمهور اسهال‌خونی گرفته بود
 اونوقت شماها بهش غذا دادین؟

287
00:10:47,922 --> 00:10:49,499
‫خب آخه... آدما قاطی می‌کنن دیگه...

288
00:10:49,524 --> 00:10:50,534
‫این یه رسوایی تمام‌عیاره!

289
00:10:50,559 --> 00:10:52,677
آخه کدوم احمقی‫ مسئول این گوه‌کاریه؟

290
00:10:52,702 --> 00:10:54,328
‫بیاین که حاضره!

291
00:10:54,353 --> 00:10:56,943
استیکِ مخصوص لاندی، ‫جناب رئیس‌جمهور!

292
00:11:06,947 --> 00:11:09,533
‫اواخر سال 1846، یه گروه از مهاجرها

293
00:11:09,558 --> 00:11:12,130
‫تو راه کالیفرنیا به سرپرستی جرج دانر

294
00:11:12,155 --> 00:11:13,865
‫به خاطر برف سنگین زودهنگام

295
00:11:13,890 --> 00:11:15,885
‫بالای کوه گیر افتادن

296
00:11:16,256 --> 00:11:18,509
‫امدادگرا سعی کردن خودشونو بهشون برسونن،

297
00:11:18,534 --> 00:11:20,763
...‫ولی اولین گروه نجات تازه

298
00:11:20,788 --> 00:11:22,582
‫نزدیک به 4 ماه بعدش تونست برسه"

299
00:11:22,607 --> 00:11:24,602
‫یعنی ‫بعد از اینکه کاروان کالسکه‌ها زمین‌گیر شد

300
00:11:24,893 --> 00:11:26,936
‫وقتی آذوقه‌شون ته کشید، گروه مجبور شد

301
00:11:26,978 --> 00:11:29,190
‫واسه زنده موندن
 دست به اقدامات ناموسی و وحشتناکی بزنه

302
00:11:29,215 --> 00:11:31,594
‫و منظوم از "اقدامات ناموسی" راستش...

303
00:11:31,912 --> 00:11:32,937
‫آدم‌خواریه!

304
00:11:33,343 --> 00:11:36,093
‫و از آدم‌خواری هم منظورم اینه که
 همدیگه رو رو هوا زدن خوردن

305
00:11:36,505 --> 00:11:38,103
فاجعه فوق‌العاده دردناکی بود

306
00:11:38,128 --> 00:11:39,552
‫هم واسه اونایی که به فنا رفتن،

307
00:11:39,577 --> 00:11:41,621
‫هم واسه اونایی که زنده موندن...

308
00:11:42,513 --> 00:11:44,179
‫یه ذره توضیح دادنش سخته

309
00:12:02,222 --> 00:12:03,571
‫یا خدا!

310
00:12:04,494 --> 00:12:06,413
‫- گروه دانر!
‫- بالاخره رسیدن!

311
00:12:06,438 --> 00:12:07,739
‫گروه دانر!

312
00:12:08,228 --> 00:12:09,646
‫- آخیش!
‫- پیداتون کردیم!

313
00:12:09,671 --> 00:12:10,881
‫- ایناهاشون!
‫- اوه!

314
00:12:10,906 --> 00:12:12,232
‫- سلام!
‫- اوه، سلام!

315
00:12:12,257 --> 00:12:14,901
‫- چطورین؟
‫- برف تنگه بالاخره آب شد، ‫‌

316
00:12:14,926 --> 00:12:17,837
‫واسه همین تونستیم خودمونو
!بهتون برسونیم. خدا رو شکر زنده‌این

317
00:12:17,862 --> 00:12:19,656
‫- اوه، چقدر خوب شد پیداتون کردیم!
‫- آخیش!

318
00:12:19,681 --> 00:12:20,988
‫- خدا رو شکر
‫- آره، اینو ببین!

319
00:12:21,013 --> 00:12:22,149
‫- چطورین بچه‌ها؟
‫- اینو نیگاه!

320
00:12:22,174 --> 00:12:24,719
‫- سلام به همگی
‫- اوه، چقدر لطف کردین شما!

321
00:12:24,744 --> 00:12:26,024
‫- عالی نیست؟
‫- نجات پیدا کردیم!

322
00:12:26,049 --> 00:12:28,090
‫- این گروه...
‫- گروه نجات اومده!

323
00:12:28,115 --> 00:12:31,169
‫من کیفی می‌کنم اگه
 یه روزی عضو گروه نجات بشم

324
00:12:31,194 --> 00:12:33,362
‫و بقیه تا آخر عمرشون

325
00:12:33,387 --> 00:12:35,825
‫زیر منت و مدیون من باشن
!چون من نجاتشون دادم

326
00:12:35,850 --> 00:12:37,310
‫مثل بیرون کشیدن خار از پای شیر!

327
00:12:37,553 --> 00:12:38,925
‫همچین توقعی از من نداشته باش

328
00:12:39,717 --> 00:12:41,052
!سرحال به نظر میای، قربان

329
00:12:41,077 --> 00:12:42,871
‫- آره، آره... خب، ما...
‫- ردیفیم بابا، آره

330
00:12:42,896 --> 00:12:44,896
‫ما... روبه‌راهیم! زنده‌ایم هنوز

331
00:12:44,921 --> 00:12:45,955
‫- آره والا!
‫- ها؟

332
00:12:45,980 --> 00:12:47,696
‫ با در نظر گرفتن اوضاع، بدک نیستیم

333
00:12:47,721 --> 00:12:49,389
‫- با در نظر گرفتن همه چی، آره‫
آره -

334
00:12:49,414 --> 00:12:51,111
‫- داریم یه جورایی سر می‌کنیم دیگه، آره
‫- آره

335
00:12:51,145 --> 00:12:54,044
‫دقیقاً مثل روزی که از سالت‌لیک‌سیتی
!راه افتادین، ترگل‌ورگل و قبراقین

336
00:12:54,212 --> 00:12:55,782
‫- لطف داری دمت گرم!
‫- عالی به نظر میای

337
00:12:55,807 --> 00:12:58,837
‫- واقعاً محبت داری، ‫آره،
مرسی، ‫خیلی ممنون ازت!

338
00:12:58,862 --> 00:13:00,905
‫- چقدر بامحبت!
‫- خب حالا بقیه کجان؟

339
00:13:01,593 --> 00:13:02,636
‫خب راستش...

340
00:13:02,661 --> 00:13:04,400
‫- خب...
‫- منظورت دقیقاً کیه؟

341
00:13:04,425 --> 00:13:05,885
‫- منظورم...
‫- سوال به جایی بود!

342
00:13:05,910 --> 00:13:07,049
‫- جالب شد
‫- سوال بدی نبود خدایی

343
00:13:07,074 --> 00:13:08,463
‫- سوال خوبی بود
‫- آره، سوال خوبی بود

344
00:13:08,488 --> 00:13:10,198
‫- سوال توپیه ‫"بقیه کجان؟"
‫- همگی منظورته؟

345
00:13:10,223 --> 00:13:11,808
‫- بعله، دقیقاً سوال همینه
‫- سوال همینه

346
00:13:11,833 --> 00:13:13,042
‫- براش جواب داریم
‫- آره، داریم

347
00:13:13,067 --> 00:13:15,311
‫- آره‫
خب، خیلی ساده‌ست، خیلی ساده -

348
00:13:15,336 --> 00:13:16,866
‫- راستش... اونا اینجا نیستن
‫- نه، نیستن

349
00:13:16,891 --> 00:13:18,517
‫- دقیقاً، تشریف ندارن
‫- اینجا نیستن

350
00:13:18,542 --> 00:13:19,793
‫- غیب‌شون زده، ما اینجاییم
‫- می‌بینم

351
00:13:19,818 --> 00:13:21,623
‫آره‫ ما اینجاییم، اونا نیستن
‫- اونا نیستن

352
00:13:21,648 --> 00:13:22,941
‫چون الان کدوم گوری‌ان؟

353
00:13:23,099 --> 00:13:24,349
‫- آره دیگه...
‫- آم...

354
00:13:24,374 --> 00:13:25,732
‫خب، راستش...

355
00:13:26,138 --> 00:13:28,505
‫- رک بگم...
‫- آره، رک بگم، ولمون کردن رفتن!

356
00:13:28,530 --> 00:13:30,451
‫- زدن به چاک
‫- اونم تو چله‌ی زمستون؟

357
00:13:30,476 --> 00:13:32,729
‫اون گردنه رو کلاً برف بسته

358
00:13:32,754 --> 00:13:34,339
‫- کی همچین غلطی می‌کنه؟
‫- التماسشون کردم نرن!

359
00:13:34,364 --> 00:13:36,699
‫ولی ولمون کردن اینجا
 تا خودمون یه خاکی تو سرمون بریزیم

360
00:13:36,724 --> 00:13:38,584
‫اون‌وقت به جون همدیگه نیفتادین؟

361
00:13:38,609 --> 00:13:39,861
‫- نه! تازه...
‫- نه اصلاً، یک‌دل و متحد!

362
00:13:39,886 --> 00:13:41,304
‫و... و تازه کسی هم نمُرد

363
00:13:41,329 --> 00:13:42,688
‫نه، نه، نه، نه، ‫کسی نمُرد

364
00:13:42,713 --> 00:13:44,340
‫نه
‫اینجا ریق رحمتو سر نکشیدن، نه

365
00:13:44,365 --> 00:13:46,659
‫یا خدا، نه تو این خراب‌شده
 حتی کسی مریضم نشد

366
00:13:46,684 --> 00:13:48,219
‫- هیشکی نمُرد
‫- هیشکی نمُرد

367
00:13:48,244 --> 00:13:50,308
‫- نه اون‌ور کسی  نمُرد، نه...
‫- اصلاً و ابداً!

368
00:13:50,581 --> 00:13:53,057
‫-...نه اون‌ور که کسی نمُرد
‫- نه بابا! اون‌ورم کسی نمُرد

369
00:13:53,082 --> 00:13:54,794
‫اون‌جا هم احدی نمُرد
!خدا رو صد هزار مرتبه شکر

370
00:13:54,819 --> 00:13:56,102
‫فضولی نباشه، ولی می‌تونم بپرسم

371
00:13:56,127 --> 00:13:58,588
‫بدون هیچی آذوقه چطوری زنده موندین؟

372
00:13:58,629 --> 00:13:59,849
‫آره... هوم...

373
00:13:59,874 --> 00:14:01,314
‫میگم این یارو...

374
00:14:01,826 --> 00:14:04,262
‫- درست وقتی فکر می‌کنی تموم شده...
‫- وای حاجی، خیلی رد داده!

375
00:14:04,287 --> 00:14:06,414
‫- یه دقیقه صبرکن
‫- یه سوال دیگه رو می‌کنه!

376
00:14:06,439 --> 00:14:08,567
‫این سوالش از سوال اولی بهتر نبود؟

377
00:14:08,592 --> 00:14:10,325
‫روی سوال قبلی رو سفید کرد!

378
00:14:10,350 --> 00:14:12,101
‫خیلی سوال تکراری و تابلویی به نظر میاد

379
00:14:12,126 --> 00:14:13,828
‫چیزی از خفن بودنش کم نمی‌کنه!

380
00:14:13,853 --> 00:14:15,681
‫- باشه
‫- حالا که فهمیدی چه سوالِ

381
00:14:15,706 --> 00:14:18,382
‫- خفن و عجیبی بود، بذار آخرین سوال باشه
‫- حله

382
00:14:18,700 --> 00:14:20,610
‫ولی جوابش چیه بالاخره؟

383
00:14:20,635 --> 00:14:23,276
‫- چطوری زنده موندین؟
 ‫- باشه، باشه. این دیگه بهترین سوال شد!

384
00:14:23,301 --> 00:14:25,054
‫ولی چون خیلی خفن بود، خدایی آخریش باشه!

385
00:14:25,079 --> 00:14:26,845
‫- جوابشم راحته
‫- واسه من یکی...

386
00:14:26,870 --> 00:14:29,375
‫وارد جزئیات شدن خیلی دردناکه

387
00:14:29,400 --> 00:14:32,305
‫این... این یارو، چهار روز تو چادرش بود

388
00:14:32,330 --> 00:14:33,791
‫- و بیرون نمی‌اومد
‫- اوه، چه وحشتناک!

389
00:14:34,116 --> 00:14:36,584
‫جیکوب، چی...
‫- خیلی سخت بود، نه؟ خدایی سخت بود، سخت بود

390
00:14:36,609 --> 00:14:37,622
‫چیزیش نیست

391
00:14:37,647 --> 00:14:39,165
‫خب دیگه چطوری زنده موندین؟

392
00:14:39,603 --> 00:14:40,938
‫- من برمی‌گردم تو چادر!
‫- نه، نه!

393
00:14:40,963 --> 00:14:42,465
‫مجبورم، باید برم!

394
00:14:42,490 --> 00:14:44,451
‫- نه، نه!
‫- به بیرون تعلق ندارم...

395
00:14:44,755 --> 00:14:45,818
‫باشه

396
00:14:45,843 --> 00:14:48,179
‫- به خودت مسلط باش!
‫- شرمنده که ناراحتت کردم

397
00:14:48,204 --> 00:14:50,123
‫دیگه دست از این سوال پرسیدن وردار!

398
00:14:50,148 --> 00:14:52,548
‫- تحملش سخته برامون
‫- حتماً همه‌تون احساساتی شدین

399
00:14:52,573 --> 00:14:53,890
‫آره‫، آره

400
00:14:53,915 --> 00:14:56,145
هنوز برام عجیبه، باورم نمیشه‫
که همه‌تون چقدر سرحالین

401
00:14:56,170 --> 00:14:58,164
‫- آره
‫- لطف داری خدایی

402
00:14:58,189 --> 00:14:59,307
‫آره، بازم ممنون

403
00:14:59,332 --> 00:15:01,501
‫- خیلی با تعریفت حال دادیا، دمت گرم!
‫- آره

404
00:15:01,526 --> 00:15:03,528
‫- این بوی چیه میاد؟
‫- سوپ آماده‌ست!

405
00:15:03,553 --> 00:15:04,955
‫- آخ‌جون!
‫- نه، شایدم آماده نباشه!

406
00:15:05,322 --> 00:15:06,420
‫نه نه نه نه نه!

407
00:15:06,445 --> 00:15:08,007
‫- دیگ رو بیخیال شو،
‫دیگ رو قایم کن!
‫- چی؟

408
00:15:08,032 --> 00:15:09,923
‫- بنجامین دانر!
‫- دانره! خودشه، اومد!

409
00:15:09,948 --> 00:15:12,571
‫- چه خبره اینجا؟
‫- گروه نجاتـه، گروه نجات اومده

410
00:15:12,596 --> 00:15:14,005
‫- ایول، سلام!
‫- آره والا!

411
00:15:14,030 --> 00:15:15,844
‫- بنجامین دانر،
‫خیلی قبراق به نظر میای جناب!

412
00:15:15,869 --> 00:15:17,682
‫- آره، من خوبم...
‫- ها؟

413
00:15:17,707 --> 00:15:20,245
‫خیلی سرحالی، واقعاً قبراقی و ردیف!

414
00:15:20,270 --> 00:15:22,914
‫- آره، آخه... می‌دونی، هوای آزاد...

415
00:15:22,939 --> 00:15:25,117
‫هر کسی رو می‌تونه...
تازه می‌دونی از چی خوشم میاد؟

416
00:15:25,142 --> 00:15:27,046
‫- هیزم‌شکنی! عاشق هیزم‌شکنی
‫- واو!

417
00:15:27,071 --> 00:15:28,569
‫چقدر هیزم‌شکن قهاریه این بشر!

418
00:15:28,594 --> 00:15:31,305
‫- ورزش فوق‌العاده‌ایه!
‫- همین؟ فقط هیزم‌شکنی؟

419
00:15:31,330 --> 00:15:33,322
‫و راستش... جق زدنِ افراطی!

420
00:15:33,347 --> 00:15:34,914
‫- اوه، بی‌رویه!
‫- زیاده‌روی در حد مرگ!

421
00:15:34,939 --> 00:15:35,992
‫- آره دیگه
‫- خیلی زیاد

422
00:15:36,017 --> 00:15:38,513
‫یه طناب آویزون می‌کنه دم چادر
!ما خبر داریم، می‌دونیم

423
00:15:38,538 --> 00:15:40,309
‫- آره، اون علامتشه
‫- هیزم‌شکن خسته شده

424
00:15:40,356 --> 00:15:42,900
‫هیزم‌شکنه داره "خستگی در می‌کنه"!

425
00:15:43,617 --> 00:15:45,735
‫- توی دیگ چی داری؟
‫- آم...

426
00:15:46,210 --> 00:15:47,897
‫- تو دیگ چیه؟
‫- تو دیگ چیه؟

427
00:15:47,922 --> 00:15:50,216
‫- اوه، دیگ! دیگ رو میگه!
‫- بابا ایول به این یارو!

428
00:15:50,241 --> 00:15:51,826
‫نه، اینم یه سوال مزخرف دیگه

429
00:15:51,851 --> 00:15:53,645
‫- باز هم یه سوال خفن!
‫- اصلاً شاهکار بود

430
00:15:53,670 --> 00:15:55,255
‫- چطور این سوالا به ذهنت می‌رسه؟
‫- چطوری آخه؟

431
00:15:55,280 --> 00:15:56,823
‫سوالت چی بود اصلاً؟

432
00:15:57,039 --> 00:15:59,250
‫"توی دیگ چی داری؟"

433
00:16:00,601 --> 00:16:01,661
‫خرس!

434
00:16:01,953 --> 00:16:04,998
‫خب، پس کل زمستونو زنده موندین...

435
00:16:06,483 --> 00:16:07,862
‫اونم فقط با یه خرس

436
00:16:07,887 --> 00:16:10,193
‫خب البته اون خرسه قبلش یه خوک خورده بود،

437
00:16:10,218 --> 00:16:12,155
‫واسه همین رسماً حساب کنی دو وعده بود!

438
00:16:12,180 --> 00:16:14,007
‫- عجب!
‫- تازه، ماهیگیری روی یخ هم بود

439
00:16:14,032 --> 00:16:16,624
‫- آره! خدا پدر اونو بیامرزه
‫- آره، ماهیگیری روی یخ

440
00:16:17,030 --> 00:16:19,196
‫- قلاباتون کو پس؟
‫- نه، قلاب ملاب تعطیل!

441
00:16:19,221 --> 00:16:20,347
‫مگه میشه؟ چطوری اونوقت؟

442
00:16:20,372 --> 00:16:22,557
‫با دست می‌گرفتیمشون
!نیازی به قلاب ندارم که

443
00:16:22,582 --> 00:16:25,001
‫- با دستت؟!
‫آره، یخ رو با مشت می‌شکستم

444
00:16:25,026 --> 00:16:28,112
‫کرم رو آویزون می‌کردم
 می‌بردم زیر آب و تکونش می‌دادم

445
00:16:28,782 --> 00:16:29,871
‫ماهیه که می‌اومد،

446
00:16:30,297 --> 00:16:31,225
!رو هوا می‌زدمش

447
00:16:31,250 --> 00:16:32,868
‫ زمین که یخ زده کرم از کجا می‌آوردی؟

448
00:16:33,919 --> 00:16:36,204
‫- خب...
‫- داداش من یه هیزم‌شکنم!

449
00:16:36,229 --> 00:16:37,748
‫تنه درخت قطع می‌کنم

450
00:16:37,773 --> 00:16:39,858
‫از این کرم‌ها تو تمام این درخت‌ها پره!

451
00:16:39,883 --> 00:16:41,135
‫- کرم درخت!
‫- کرم درخت؟!

452
00:16:41,160 --> 00:16:42,931
‫بذار یه چیزی بهت بگم، اون ماهی‌ها...

453
00:16:43,215 --> 00:16:44,645
‫- عاشق این کرم درختا بودن!
‫- اوه!

454
00:16:44,670 --> 00:16:46,380
‫اصلاً سیرمونی نداشتن ازش!

455
00:16:46,422 --> 00:16:48,774
‫- واسشون مثل کباب‌برگ بود!
‫- پس از درخت کرم می‌کشیدی بیرون،

456
00:16:48,799 --> 00:16:51,593
‫بعد با کرم درخت و
 دست خالی ماهیگیری می‌کردی؟

457
00:16:53,244 --> 00:16:54,520
‫جمع‌بندی فوق‌العاده‌ای بود!

458
00:16:55,241 --> 00:16:57,433
‫اون کالسکه خانواده استنتونه. اونا هم اینجان؟

459
00:16:57,475 --> 00:16:59,435
‫هوم...
‫آره، کجان پس؟

460
00:16:59,460 --> 00:17:01,095
‫- اوه!
‫- واو، استنتون‌ها

461
00:17:01,120 --> 00:17:02,446
‫- استنتون‌ها
‫- داستانش طولانیـه

462
00:17:02,471 --> 00:17:03,681
‫- استنتون‌ها‫
خانواده‌ی استنتون -

463
00:17:03,706 --> 00:17:06,083
‫همونایی که...
‫بنا نبود دیگه اسمی ازشون بیاریم!

464
00:17:06,108 --> 00:17:07,494
‫- استنتون‌ها‫
داستانیه واسه خودش -

465
00:17:07,519 --> 00:17:08,979
‫یه چیزیه که ‫اصلاً دلت نمی‌خواد بشنوی

466
00:17:09,004 --> 00:17:11,214
‫الایزا، چرا خودت شروع نمی‌کنی داستانشو بگی؟

467
00:17:11,239 --> 00:17:12,448
‫آره. می‌دونی چیه بنجامین؟

468
00:17:12,473 --> 00:17:14,350
‫خودت بگو. می‌دونم ته و توش رو یادتـه

469
00:17:14,375 --> 00:17:15,760
‫قبلاً یادم بود، الان یادم رفته

470
00:17:15,785 --> 00:17:18,371
‫ولی یادت نیست؟
 سیر تا پیازشو برات تعریف کردم

471
00:17:18,396 --> 00:17:20,580
‫به نظرم کسی که از نزدیک دیدتش

472
00:17:20,605 --> 00:17:22,072
‫خودش تعریف کنه قشنگ‌تره

473
00:17:22,097 --> 00:17:23,105
‫جورج...

474
00:17:23,668 --> 00:17:25,867
‫چرا نمیگی اون روز چی دیدی؟

475
00:17:26,632 --> 00:17:27,966
‫سخته، می‌دونم

476
00:17:28,214 --> 00:17:29,340
‫راحت باش، آروم تعریف کن

477
00:17:29,798 --> 00:17:30,882
‫خب...

478
00:17:31,708 --> 00:17:33,763
‫یه پرنده‌ی غول‌پیکر شیرجه زد پایین

479
00:17:34,044 --> 00:17:36,857
‫‫- و آیزایای کوچولوی هفت ساله رو قاپید...
‫- خب

480
00:17:36,882 --> 00:17:38,575
‫و شروع کرد به پرواز کردن و دور شدن!

481
00:17:38,600 --> 00:17:40,882
‫- بعد ملانی تا دیدش،
‫- آخ!

482
00:17:40,907 --> 00:17:42,939
‫دستشو قلاب کرد دور آیزایا،

483
00:17:42,964 --> 00:17:44,946
‫- و چارلی طفلک...
‫- چارلی

484
00:17:44,971 --> 00:17:47,123
‫...چارلی هم ملانی رو چسبید،

485
00:17:47,148 --> 00:17:49,025
‫بعدش آیزایا...

486
00:17:49,850 --> 00:17:51,671
‫اون یکی آیزایای ده ساله، ملانی رو گرفت،

487
00:17:51,696 --> 00:17:53,791
‫- و پرنده هم پرید و رفت!
‫- یه دقیقه وایسا، وایسا

488
00:17:54,108 --> 00:17:55,480
‫دو تا آیزایا داشتن؟

489
00:17:55,505 --> 00:17:57,340
‫- آره، دو تا آیزایا
مهم اینه که -

490
00:17:57,365 --> 00:17:59,059
‫هر دو تا آیزایا اون روز غیبشون زد...

491
00:17:59,084 --> 00:18:00,210
‫- درسته
‫- همراه همون پرنده

492
00:18:00,235 --> 00:18:01,848
‫اصلاً اسمشو نمی‌شد گذاشت پرنده!

493
00:18:01,873 --> 00:18:03,166
‫مثل جانورای ماقبل تاریخ

494
00:18:03,191 --> 00:18:05,310
‫- دایناسور بود، مطمئنم!
‫- اوه!

495
00:18:05,335 --> 00:18:08,319
‫اتفاقی یه پرنده‌ی غول‌پیکر ندیدی

496
00:18:08,548 --> 00:18:11,048
‫یه پرنده‌ی غول‌پیکر
 با یه خانواده‌ی چهار نفره تو آسمون؟

497
00:18:11,296 --> 00:18:13,506
‫من می‌خوام بدونم چه بلایی سر استنتون‌ها،

498
00:18:13,717 --> 00:18:16,052
‫تایلرها و ادی‌ها اومده!

499
00:18:16,077 --> 00:18:17,839
‫اصلاً اینجا چه خبره؟

500
00:18:17,864 --> 00:18:19,616
‫- آره
‫- گفتیم که چی شده

501
00:18:19,641 --> 00:18:21,073
‫چرا؟ منظورت چیه‌؟

502
00:18:21,098 --> 00:18:22,517
‫فکر کردی اونا رو خوردیم؟

503
00:18:23,506 --> 00:18:25,037
‫من حرفی از آدم‌خواری نزدم!

504
00:18:25,062 --> 00:18:26,355
‫- آره
‫- هوم

505
00:18:26,380 --> 00:18:29,007
‫- اوه. آره، معلومه که نه
‫- آره، آخه چرا باید همچین فکری بکنی؟

506
00:18:29,032 --> 00:18:30,658
‫هیچ‌کس خورده نشده!

507
00:18:30,683 --> 00:18:33,185
‫کی آخه کسی رو می‌خوره؟
!وحشتناکه! اصلاً امکان نداره

508
00:18:33,210 --> 00:18:35,145
‫بی‌خیال، ما که... آدم‌خوار نیستیم!

509
00:18:35,170 --> 00:18:36,588
‫نه! استغفراله، نه!

510
00:18:36,613 --> 00:18:39,534
‫- خیلی حال‌به‌هم‌زنه!
‫- ما آدم نمی‌خوریم‫اصلاً و ابداً...

511
00:18:39,559 --> 00:18:41,053
‫البته، یعنی می‌دونی،

512
00:18:41,078 --> 00:18:44,481
‫اگه اتفاقی تو جنگل برمی‌خوردم
‫به مهمونی آدم‌خوارها،

513
00:18:44,506 --> 00:18:47,634
‫اونا هم یه تکه انگشت کوچک خوشمزه

514
00:18:47,659 --> 00:18:49,130
‫تعارفم می‌کردن، واسه حفظ ادبم که شده

515
00:18:49,155 --> 00:18:51,159
!شاید یه گاز می‌زدم -
‫- واسه حفظ ادب!
‫- منم امتحانش می‌کردم

516
00:18:51,184 --> 00:18:53,132
‫تو همون مهمونی، اگه بهم

517
00:18:53,157 --> 00:18:55,457
‫یه استیک آبدار از گوشت کون تعارف می‌کردن،

518
00:18:55,482 --> 00:18:57,138
‫- اوکی، اونم یه گاز می‌زدم...
‫- درست

519
00:18:57,163 --> 00:18:58,331
‫صرفاً واسه احترام

520
00:18:58,356 --> 00:18:59,732
‫- فقط از روی ادب!
‫- آره

521
00:19:00,111 --> 00:19:01,986
‫- اصلاً دلتون می‌خواد نجاتتون بدیم؟
‫- دلتون می‌خواد؟

522
00:19:02,011 --> 00:19:03,561
‫- اوه، اوه!
‫- بابا بی‌خیال!

523
00:19:03,586 --> 00:19:05,451
‫- دوباره شروع کرد!
‫- باز پرسید؟

524
00:19:05,478 --> 00:19:06,760
‫- یکی دیگه!
‫- تو...

525
00:19:06,785 --> 00:19:08,385
‫- بازم یه سوال دیگه!
‫- تو با دو تا سوالِ

526
00:19:08,410 --> 00:19:10,249
‫عجیب و غریب اومدی سراغ ما

527
00:19:10,274 --> 00:19:12,174
‫- گفتیم همون آخریشه‌ها!
‫- حالا شاهکار، همه‌شون رو رو کرد!

528
00:19:12,199 --> 00:19:14,827
‫- "دلتون می‌خواد نجاتتون بدیم؟"
‫- آره. اوه، نه، نه!

529
00:19:14,852 --> 00:19:16,201
‫- طوری هم پرسید انگار...
‫- آره‫

530
00:19:16,226 --> 00:19:17,779
‫- آره‫-...انگار اصلاً چیز مهمی نیست!

531
00:19:17,804 --> 00:19:19,525
‫باشه، قبول، نجاتمون بدین

532
00:19:19,550 --> 00:19:20,968
‫- بگیم آره چطوره؟
‫- فقط یه مهلت کوتاه بدین...

533
00:19:20,993 --> 00:19:22,161
‫- تا...
‫- لااقل چند دقیقه

534
00:19:22,186 --> 00:19:23,980
‫- آره، چند دقیقه
‫- ما تو جمع کردن وسایل کمکتون می‌کنیم

535
00:19:24,005 --> 00:19:25,131
‫نه نه نه نه نه!

536
00:19:25,156 --> 00:19:26,883
‫- آره، خودمون ردیفش می‌کنیم
‫- باشه، باشه

537
00:19:26,908 --> 00:19:28,626
‫- بزنین بریم از اینجا
‫- برید وسایلو جمع کنین

538
00:19:28,651 --> 00:19:29,902
‫اون غذاها رو هم آماده کن

539
00:19:32,632 --> 00:19:33,709
‫اوه خدای من!

540
00:19:33,734 --> 00:19:36,026
‫وای، خدایا مرگم بده!

541
00:19:40,933 --> 00:19:42,066
‫فقط انگشت کوچیکه بودها!

542
00:19:43,000 --> 00:19:50,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

543
00:19:51,761 --> 00:19:53,812
‫در 28 آگست 2014،

544
00:19:53,837 --> 00:19:57,132
‫دولت رئیس‌جمهور اوباما درگیر یه رسوایی شد

545
00:19:57,157 --> 00:20:00,162
‫که ریاست‌جمهوری نظیرش رو به خودش ندیده بود

546
00:20:00,501 --> 00:20:03,587
‫و حالا این خطای شدید تو تصمیم‌گیری چی بود؟

547
00:20:03,612 --> 00:20:06,019
‫رئیس‌جمهور اوباما با خبرنگارها مصاحبه کرد،

548
00:20:06,044 --> 00:20:08,297
‫اونم با کت‌وشلوار کرم!

549
00:20:08,322 --> 00:20:09,906
‫درست شنیدین، کرم!

550
00:20:10,353 --> 00:20:12,312
‫نه سرمه‌ای، نه خاکستری، نه مشکی،

551
00:20:12,337 --> 00:20:15,182
‫حتی نه پارچه جناغی... بلکه... کرم!

552
00:20:15,690 --> 00:20:17,637
‫جنجال رسانه‌ای شدیدی به پا شد،

553
00:20:17,662 --> 00:20:19,119
‫و بعضی‌ها ادعا کردن که اوباما

554
00:20:19,144 --> 00:20:23,030
‫با این انتخاب تیپش، خط‌قرمزهای
مقام ریاست‌جمهوری رو ‫زیر پا گذاشته!

555
00:20:23,055 --> 00:20:26,434
‫اما آقای رئیس‌جمهور
روز پنجشنبه جلوی خبرنگارها حاضر شد

556
00:20:26,459 --> 00:20:28,904
‫در حالی که این کت‌وشلوار کرم رو پوشیده بود‫

557
00:20:28,929 --> 00:20:30,641
‫مجله‌ی تایم این کارش رو مثل دیدنِ

558
00:20:30,666 --> 00:20:32,788
‫"بازیگری بدون لباس صحنه" تشبیه کرد

559
00:20:32,813 --> 00:20:34,879
‫مجله‌ی جی‌کیو اونو "فاجعه" نامید،

560
00:20:34,904 --> 00:20:36,678
‫و اسکوایر بهش گفت "یه افتضاح تمام عیار"

561
00:20:36,703 --> 00:20:39,167
‫انگار داشت می‌رفت به یه پارتی تو همپتونز

562
00:20:39,192 --> 00:20:40,470
‫تو روزهای بعدش،

563
00:20:40,495 --> 00:20:43,300
‫رئیس‌جمهور اوباما
مسئولیت این افتضاح رو به گردن گرفت

564
00:20:43,325 --> 00:20:46,333
‫و حاضر نشد تقصیر رو بندازه گردن کس دیگه‌ای

565
00:20:46,358 --> 00:20:49,910
‫اما حالا بالاخره داره
 یکی رو لو میده و قربانی می‌کنه

566
00:20:49,935 --> 00:20:51,270
‫و تا الان دیگه،

567
00:20:51,295 --> 00:20:53,100
‫احتمالاً می‌دونین اون آدم کیه

568
00:20:53,482 --> 00:20:56,046
‫ آقای رئیس‌جمهور، ‫می‌خوایم
انتخابتون رو برای نشست ناتو اعلام کنیم

569
00:20:56,071 --> 00:20:58,773
‫آره، به نظرم این خیلی... عالی به نظر میاد

570
00:20:58,798 --> 00:20:59,601
‫این چیه؟

571
00:20:59,626 --> 00:21:01,719
چینش و طرح ‫نشست ناتو تو تورینه؟
‫- آره

572
00:21:01,744 --> 00:21:03,195
‫قراره تو تورین همینو بپوشیم

573
00:21:03,220 --> 00:21:04,680
‫- همینه؟
‫- خودشه

574
00:21:04,722 --> 00:21:06,022
‫می‌تونم یه پیشنهادی بدم؟

575
00:21:07,119 --> 00:21:09,185
‫- حرفتو بزن
‫- چند تا کراوات اضافه هم با خودت بردار

576
00:21:09,210 --> 00:21:10,529
‫چرا به کراوات اضافه نیاز داریم؟

577
00:21:10,554 --> 00:21:11,777
‫چون معمولاً لک میفتن

578
00:21:11,802 --> 00:21:13,123
‫من کراوات‌هام لک نمی‌شن

579
00:21:13,148 --> 00:21:14,707
‫می‌دونی چرا همیشه مثل روز اول تمیزن؟

580
00:21:14,732 --> 00:21:16,368
‫- نه. چرا؟
‫- چون وقتی کراوات بستم، هیچ‌وقت

581
00:21:16,393 --> 00:21:18,360
‫سوپ یا پاستا نمی‌خورم

582
00:21:18,385 --> 00:21:22,147
‫باید انتخابت رو بکنی. یا سوپ می‌خوری
یا کراوات می‌زنی، هردو با هم نمیشه

583
00:21:22,172 --> 00:21:23,090
‫- جداً؟
‫- آره

584
00:21:23,115 --> 00:21:25,910
‫چون دیدم سوپ می‌خوری، ‫
واسه همینه که کراواتات همیشه کثیف و لکه‌ان

585
00:21:25,935 --> 00:21:27,484
‫- یکم بهش فکر کن
‫- جالب شد

586
00:21:28,454 --> 00:21:30,779
‫- خب، اگه کراوات رو بزنیم بالا چی؟
‫- بالا زدن فایده نداره

587
00:21:30,804 --> 00:21:34,044
‫می‌دونی چرا؟
‫چون چیزی که میره بالا، دوباره میفته پایین!

588
00:21:34,069 --> 00:21:35,404
‫حتی ممکنه اوضاع رو بدتر کنه

589
00:21:35,429 --> 00:21:38,140
‫ممکنه تهش کراواتت بیفته درست وسط سوپ!

590
00:21:38,165 --> 00:21:39,581
‫هم کراوات خراب میشه، هم سوپ

591
00:21:39,606 --> 00:21:41,416
‫گرفتم چی می‌گی
‫واسه خودت استادی‌‌ها

592
00:21:41,441 --> 00:21:43,277
‫- آره دیگه
‫- اینم برنامه سفر به تورین

593
00:21:43,302 --> 00:21:44,762
‫خیلی‌خب. ببینیم چی داریم اینجا

594
00:21:44,787 --> 00:21:46,333
‫- بذار ببینم
‫- این چیه؟

595
00:21:47,520 --> 00:21:49,492
‫- نوشیدنیه
‫- چه نوشیدنی‌ای؟

596
00:21:49,517 --> 00:21:50,893
‫اسموتی پروتئینه

597
00:21:50,918 --> 00:21:52,971
‫- جدی؟ اسمش چیه؟
‫- آره

598
00:21:53,688 --> 00:21:55,372
‫مطمئن نیستم
‫نمی‌دونم اسمش چیه

599
00:21:55,397 --> 00:21:56,508
‫- مطمئن نیستی؟
‫- آره

600
00:21:56,533 --> 00:21:57,610
‫مگه اسم نداره؟

601
00:21:58,606 --> 00:22:00,608
‫- مانگو تانگو
‫- مانگو تانگو؟

602
00:22:00,850 --> 00:22:02,905
‫داری اسموتی مانگو تانگو می‌خوری؟!

603
00:22:02,947 --> 00:22:04,532
‫- چه خوب
‫- آره، لازم نیست...

604
00:22:04,557 --> 00:22:07,101
‫- لازم نیست داد بزنی
‫- میشه منم یه ذره...

605
00:22:07,126 --> 00:22:08,608
‫یه کوچولو... یه کوچولو تست کنم؟

606
00:22:08,633 --> 00:22:10,922
‫نه داداش،
‫نمی‌تونی از نوشیدنی من هورت بکشی

607
00:22:10,955 --> 00:22:12,581
‫- مگه چی میشه حالا؟
‫- یعنی چیز خاصی نیست،

608
00:22:12,623 --> 00:22:14,083
‫فقط ترجیح میدم این کارو نکنی

609
00:22:14,108 --> 00:22:15,310
‫تو داری از نی استفاده می‌کنی،

610
00:22:15,335 --> 00:22:16,977
‫فقط از لبه لیوان یه قلپ می‌خورم

611
00:22:17,002 --> 00:22:18,420
‫- خب این که بدتره!
‫- چطور بدتره؟

612
00:22:18,445 --> 00:22:20,739
‫دهنتو می‌زنی به لبه لیوان،

613
00:22:20,764 --> 00:22:22,608
‫آب دهنت قاطی نوشیدنی میشه

614
00:22:22,633 --> 00:22:24,733
‫- پس کلاً اهل قلپ دادن به بقیه نیستی؟
‫- نه نه، تست میدم

615
00:22:24,758 --> 00:22:26,169
‫میشل همیشه می‌تونه یه قلپ بخوره

616
00:22:26,194 --> 00:22:29,281
‫اگه مالیا و ساشا هم اینجا بودن
 با کمال میل بهشون یه قلپ می‌دادم

617
00:22:29,306 --> 00:22:30,432
‫- اها‫
ولی به تو یکی نه -

618
00:22:30,457 --> 00:22:32,144
‫- پنتـا چی؟
‫- نه، پنتـا هم نه

619
00:22:32,169 --> 00:22:33,129
‫- بایدن؟
‫- نه

620
00:22:33,154 --> 00:22:34,537
‫آدم باید واسه خودش مرز داشته باشه

621
00:22:34,562 --> 00:22:36,438
‫- پس کلاً قلپ دادن به‌جز از اعضای خانواده تعطیل؟
‫- دقیقاً

622
00:22:36,480 --> 00:22:39,316
‫تازه، تو، بایدن، پنتـا...

623
00:22:40,285 --> 00:22:42,178
‫- لباتون پیر و چروکیده‌ست!
‫- لبای پیر؟

624
00:22:42,203 --> 00:22:43,892
‫آره اصلاً اشتهاآور نیست

625
00:22:43,917 --> 00:22:47,108
‫راستی، "لب پیره"...
!عجب لقبی میشه واسه من

626
00:22:47,133 --> 00:22:48,843
‫خیلی‌خب آقای "لب پیره"
 برگردیم سر جدول برنامه

627
00:22:48,868 --> 00:22:50,619
‫- باشه، بریم
‫- آره، این خیلی خوب به نظر میاد

628
00:22:50,644 --> 00:22:51,776
‫- عالیه
‫- کاشکی...

629
00:22:51,801 --> 00:22:53,267
‫زمان بیشتری تو کوه‌های آلپ داشتیم

630
00:22:53,292 --> 00:22:54,573
‫خیلی کارا می‌شد اونجا کرد

631
00:22:54,598 --> 00:22:56,004
‫مردم می‌تونن برن اسکی،

632
00:22:56,247 --> 00:22:59,200
‫- برن کوهنوردی و پیاده‌روی
‫- جدی؟ مگه اسکی بلدی؟

633
00:22:59,488 --> 00:23:01,199
‫چرا فکر کردی اسکی بلد نیستم؟

634
00:23:02,814 --> 00:23:03,989
‫خودت اسکی بلدی؟

635
00:23:04,508 --> 00:23:06,802
‫- آره
‫- خب، پس فکر می‌کنی اسکی بلدی

636
00:23:06,827 --> 00:23:08,262
‫اما من نمی‌تونم اسکی کنم؟

637
00:23:08,304 --> 00:23:10,723
‫یعنی، خب، اوم، نه...

638
00:23:10,748 --> 00:23:13,158
‫چی باعث شد فکر کنی اسکی بلد نیستم؟

639
00:23:13,183 --> 00:23:14,223
‫آم...

640
00:23:15,060 --> 00:23:17,730
‫- لری، نکنه به خاطر...
‫- نه نه نه نه!

641
00:23:17,755 --> 00:23:19,215
‫- به خاطر اونه؟
‫- نه بابا!

642
00:23:19,240 --> 00:23:21,986
‫عمراً، اصلاً و ابداً!

643
00:23:22,011 --> 00:23:23,563
‫واسه اینه که اهل هاوایی‌ام؟

644
00:23:24,376 --> 00:23:25,831
‫خدایی آره

645
00:23:25,856 --> 00:23:28,122
‫- هاوایی‌ها هم اسکی می‌کنن، لری!
‫- مگه هاوایی‌ها هم اسکی بلدن؟

646
00:23:28,147 --> 00:23:29,466
‫- آره
‫- عجب! کی فکرشو می‌کرد؟

647
00:23:29,491 --> 00:23:30,743
‫- من می‌دونستم
‫- اوه

648
00:23:32,053 --> 00:23:34,973
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
 یه لطف کوچیک در حقم بکنی

649
00:23:34,998 --> 00:23:36,750
‫وقتی رفتی تورین؟

650
00:23:36,775 --> 00:23:38,891
‫- وسط نشست ناتو، ازم می‌خوای بهت لطف کنم؟
‫- آره

651
00:23:38,916 --> 00:23:40,269
‫یه کار خیلی ریزه، چیزی نیست

652
00:23:40,294 --> 00:23:42,514
‫- چی هست حالا؟
‫- به نخست‌وزیر دانمارک

653
00:23:42,539 --> 00:23:44,485
‫بگو من سلام رسوندم، همین!

654
00:23:44,510 --> 00:23:45,774
‫وسط اجلاس سران ناتو...

655
00:23:45,799 --> 00:23:47,192
‫- آره
‫-وقتی داریم در مورد مسایل حیاتی

656
00:23:47,217 --> 00:23:48,469
‫امنیت ملی بحث می‌کنیم،

657
00:23:48,494 --> 00:23:50,571
‫توقع داری بهش بگم:
راستی می‌دونی چیه؟"

658
00:23:50,596 --> 00:23:52,222
‫- لری سلام رسوند"؟!
‫- فقط همین کارو باید بکنی

659
00:23:52,247 --> 00:23:53,383
‫فکر می‌کنی چی میشه مثلاً؟

660
00:23:53,408 --> 00:23:55,451
‫فقط می‌خوام بدونم چه واکنشی نشون میده

661
00:23:55,476 --> 00:23:56,894
‫می‌دونی به نظرم چه واکنشی نشون میده؟

662
00:23:56,919 --> 00:23:58,838
‫- به نظرم میگه:
‫"لری دیگه کدوم خریه؟"

663
00:23:58,863 --> 00:24:00,907
‫من... اصلاً این‌طور فکر نمی‌کنم

664
00:24:00,932 --> 00:24:02,917
‫- تو مکالمه ما رو ندیدی...
‫- چی...

665
00:24:02,942 --> 00:24:04,693
‫دو سال پیش که اونجا بودیم

666
00:24:04,718 --> 00:24:06,962
‫فکر کردی همون‌قدر که واسه تو
 موندگار بوده واسه اونم بوده؟

667
00:24:06,987 --> 00:24:08,112
‫خندوندمش!

668
00:24:08,137 --> 00:24:10,282
‫- گفت: "اوه، چقدر بامزه‌ای!"
‫- خدایی همین‌طوری گفت؟

669
00:24:10,307 --> 00:24:12,100
‫- آره، دقیقاً همین‌طوری گفت!
‫- گفت: "اوه"؟

670
00:24:12,125 --> 00:24:14,043
‫گفت: "اوه، چقدر تو بامزه‌ای‫، خیلی بامزه‌ای"

671
00:24:14,068 --> 00:24:15,162
‫- لری...
‫- آره

672
00:24:15,187 --> 00:24:16,812
‫من عمراً همچین کاری نمی‌کنم!

673
00:24:16,837 --> 00:24:18,670
‫- تو دیوونه شدی؟
‫- چرا؟

674
00:24:18,695 --> 00:24:21,188
‫اون نخست‌وزیر دانمارکه!
اصلاً نمی‌دونه تو کی هستی

675
00:24:21,213 --> 00:24:23,482
‫من رو مخش تأثیر گذاشتم! خوب منو می‌شناسه

676
00:24:23,507 --> 00:24:25,523
‫- بماند که ‫کل قضیه‌ی
 "به فلانی بگو سلام رسوندم"

677
00:24:25,548 --> 00:24:26,850
‫هیچ فایده و نتیجه‌ای نداره

678
00:24:26,875 --> 00:24:29,001
‫بیا تا تهشو بریم. من وسط نشست ناتوام،

679
00:24:29,026 --> 00:24:32,054
‫می‌خوای وسط این گیرودار برم
پیش نخست‌وزیر دانمارک ‫و بگم:

680
00:24:32,079 --> 00:24:34,165
‫"لری لب‌پیره سلام رسوند" بعد برگردم پیشت،

681
00:24:34,190 --> 00:24:36,818
‫بعد مجبور باشم بهت بگم:
‫"هله هم سلام رسوند"

682
00:24:36,843 --> 00:24:38,383
‫خب که چی؟ هیچ اتفاقی نمیفته!

683
00:24:38,408 --> 00:24:41,100
!‫بعدش من میرم تو نخِ طرز فکرش

684
00:24:41,125 --> 00:24:42,187
‫-میری تو نخش؟
‫-آره

685
00:24:42,212 --> 00:24:44,541
‫- یعنی چی اونوقت؟
‫- یعنی می‌پرسم چه واکنشی نشون داد؟

686
00:24:44,566 --> 00:24:47,444
‫- آره ولی... مثلاً میگه:
‫"اوه! اوه، لری سلام رسوند؟"

687
00:24:47,469 --> 00:24:49,596
‫- لری، این...
‫- "تو هم به لری بگو

688
00:24:49,621 --> 00:24:50,963
‫منم خیلی سلام رسوندم"

689
00:24:50,988 --> 00:24:53,388
‫لری، اصلاً دلم نمی‌خواد
 درباره این موضوع بحث کنم، باشه؟

690
00:24:53,413 --> 00:24:54,913
‫- بیا برگردیم سر کارمون‫
باشه، حتماً -

691
00:24:54,938 --> 00:24:56,836
‫- خیلی‌خب
‫- اون پرونده جریانش چیه؟

692
00:24:58,122 --> 00:24:59,331
‫اطلاعات طبقه‌بندی‌شده‌

693
00:25:00,960 --> 00:25:02,547
‫- بهت نمی‌گم
‫- چرا؟

694
00:25:02,572 --> 00:25:04,407
‫دهنم تو راز نگه‌داشتن قرصه قرصه!

695
00:25:04,432 --> 00:25:07,227
‫می‌دونی، پسرخالم آرتور دو زنه بود

696
00:25:07,252 --> 00:25:08,691
‫یه زن تو نیوهمشایر داشت...

697
00:25:08,716 --> 00:25:09,792
‫- اها
‫-یکی هم تو کوئینز!

698
00:25:09,817 --> 00:25:11,944
‫یک هفته در میون بینشون در رفت‌وآمد بود

699
00:25:11,969 --> 00:25:13,095
‫به هیچ‌کس نگفته بود

700
00:25:13,137 --> 00:25:15,305
‫فقط به من گفت، منم به احدی نگفتم

701
00:25:15,330 --> 00:25:17,366
‫- خب الان بهم گفتی!
‫- آخه مُرده!

702
00:25:17,391 --> 00:25:18,767
‫  آره، باشه

703
00:25:18,809 --> 00:25:20,811
‫در ضمن منم کلی حرف حساس و محرمانه بهت زدم

704
00:25:20,836 --> 00:25:21,999
‫اون دفعه رو بهت گفتم که

705
00:25:22,024 --> 00:25:23,779
‫12 سالم بود تو شلوارم ریدم؟

706
00:25:23,814 --> 00:25:25,816
‫- تو اتوبوس تو راه باغ گیاه‌شناسی...
‫-آره لری، لری، بیخیالِ...

707
00:25:25,841 --> 00:25:27,042
‫- ها؟
‫-وقتی داشتی اینو می‌گفتی،

708
00:25:27,067 --> 00:25:28,819
‫نمی‌خواستم بشنوم، الانم نمی‌خوام بشنوم!

709
00:25:28,844 --> 00:25:30,587
‫می‌تونی تصور کنی چقدر روحیه‌م داغون شد؟

710
00:25:30,612 --> 00:25:32,148
‫اصلاً دلم نمی‌خواد تصورش کنم

711
00:25:32,173 --> 00:25:33,827
‫یه پسر 12 ساله، کلی هم دختر تو اتوبوس بود،

712
00:25:33,852 --> 00:25:35,588
‫تا سال‌ها بهم می‌گفتن "دیوید پوشکی"!

713
00:25:35,613 --> 00:25:37,069
‫خب اینا اطلاعات کاملاً محرمانه‌ست!

714
00:25:37,094 --> 00:25:39,911
‫بی‌دلیل نیست که مجوز دسترسی امنیتی نگرفتی

715
00:25:39,936 --> 00:25:42,439
‫این رفتارت ثابت می‌کنه
 که تصمیم کاملاً درستی بوده

716
00:25:42,464 --> 00:25:44,456
‫- درباره روسیه‌ست؟ چین؟
‫- لری، این...

717
00:25:44,481 --> 00:25:46,922
‫- نه
‫- تایوان! وای خدای من، تایوان؟!

718
00:25:47,445 --> 00:25:50,357
‫ ببخشید آقای رئیس‌جمهور، ‫کنفرانس
خبری درباره داعش 10 دقیقه دیگه شروع میشه

719
00:25:50,382 --> 00:25:52,263
‫باشه، متوجه شدم. خیلی‌خب

720
00:25:52,734 --> 00:25:54,069
‫من باید چند تا چیز رو چک کنم،

721
00:25:54,094 --> 00:25:55,553
‫- الان برمی‌گردم
‫- حتماً، راحت باش

722
00:25:55,578 --> 00:25:56,579
‫عجله نکن

723
00:26:08,009 --> 00:26:09,039
‫به‌به!

724
00:26:09,299 --> 00:26:10,299
!‫آه

725
00:26:25,394 --> 00:26:26,394
!وای

726
00:26:35,416 --> 00:26:37,280
‫خب، فکر کنم دیگه راهی‌ام

727
00:26:40,972 --> 00:26:42,966
‫هی! می‌دونی چی شده؟

728
00:26:42,991 --> 00:26:44,993
‫- چی؟
‫- یه ایده‌ای دارم که شاید برات جالب باشه

729
00:26:45,018 --> 00:26:46,602
‫- خب، ایده‌ت چی هست؟
‫- به نظرم...

730
00:26:46,627 --> 00:26:48,768
‫- آره
‫-باید همین کت‌وشلوار کرم‌رنگ رو بپوشی

731
00:26:48,793 --> 00:26:49,985
‫برای کنفرانس خبری

732
00:26:50,010 --> 00:26:51,887
‫- واسه این کنفرانس خبری؟
‫- آره

733
00:26:52,111 --> 00:26:53,648
‫- چرا؟
‫- خب، اول از همه اینکه...

734
00:26:53,673 --> 00:26:54,922
‫کت‌شلوارِ معرکه‌ایه

735
00:26:54,947 --> 00:26:56,423
‫واسه همین دارم با خودم می‌برمش تورین

736
00:26:56,448 --> 00:26:57,822
‫اونجا یه مراسم روزانه‌ست،

737
00:26:57,847 --> 00:27:00,094
‫تو فضای بازه،
‫یکمی اسپرت‌تر و راحت‌تره

738
00:27:00,119 --> 00:27:01,370
‫امروزم که جمعه‌ی راحتیه

739
00:27:01,395 --> 00:27:03,731
‫هی برایان، رئیس می‌خواد
!کت‌وشلوار کرمه رو پرو کنه

740
00:27:03,756 --> 00:27:05,808
‫- خدایی عاشق این کت‌وشلوارم
‫- محشره!

741
00:27:05,833 --> 00:27:07,793
‫تیپت راحته، کنفرانس هم تو اتاق مطبوعاتـه،

742
00:27:07,818 --> 00:27:09,904
‫- تو سالن شرقی نیست که رسمی باشه
‫- کراواتت کو پس؟

743
00:27:13,046 --> 00:27:15,548
‫می‌خوام ناهار بخورم و...

744
00:27:15,573 --> 00:27:17,386
‫می‌خوام... می‌خوام سوپ بخورم

745
00:27:17,411 --> 00:27:19,488
‫- آره
‫- می‌خوام سوپ بخورم

746
00:27:19,513 --> 00:27:21,115
‫- داری به حرف من گوش می‌کنی؟
‫- آره

747
00:27:21,140 --> 00:27:23,242
‫- کار درستی می‌کنی، ‫فقط نکته آخر
‫- ها؟

748
00:27:23,267 --> 00:27:24,560
‫یه اشتباه کاملاً ناشیانه کردی!

749
00:27:24,601 --> 00:27:27,062
‫وقتی کراوات رو درمیاری
باید دکمه بالایی پیرهنتو باز بذاری

750
00:27:27,087 --> 00:27:29,589
‫- آها دکمه بالا! آره آره
‫- این‌طوری خفن‌تر و شیک‌تر میشه

751
00:27:29,614 --> 00:27:31,116
‫- آره
‫- ممنونم

752
00:27:31,141 --> 00:27:32,484
‫اوه، اوه!

753
00:27:32,509 --> 00:27:34,636
‫- واقعاً کت‌وشلوار معرکه‌ایه
‫- اوه خدا، وای!

754
00:27:34,661 --> 00:27:36,164
‫فکر کنم بهترین حرکتم همینه

755
00:27:36,189 --> 00:27:37,774
‫می‌خوام امتحانش کنم ببینم چطور میشه

756
00:27:37,799 --> 00:27:39,283
‫ لری "لب‌پیره" ناامیدت نمی‌کنه!

757
00:27:40,617 --> 00:27:41,858
‫بعداً ازم تشکر می‌کنی

758
00:27:50,788 --> 00:27:52,791
‫- به نظرت چطوره؟
‫- خیلی خوبه

759
00:27:53,130 --> 00:27:55,716
‫ خیلی، خیلی...

760
00:27:55,741 --> 00:27:57,743
‫خیلی، معرکه‌ست!

761
00:27:57,768 --> 00:28:00,020
‫خیلی‌خب، بریم، یه کنفرانس خبری در پیش دارم

762
00:28:00,697 --> 00:28:01,697
‫از این کارت مطمئنی؟

763
00:28:01,722 --> 00:28:04,007
‫تو کلِ عمرم از هیچ چیزی ‫انقدر مطمئن نبودم

764
00:28:04,223 --> 00:28:06,296
‫باشه، الان برمی‌گردم

765
00:28:06,321 --> 00:28:09,967
‫مردم قراره تا سال‌های سال
‫درباره این موضوع صحبت کنن!

766
00:28:14,026 --> 00:28:16,804
‫ممنون که تو این مسیر شگفت‌انگیز
 همراهمون بودین

767
00:28:17,361 --> 00:28:19,405
‫بعضی بخش‌هاش حتی واقعی هم بود!

768
00:28:20,492 --> 00:28:24,290
‫پیشرفت و پیشروی آمریکا
هیچ‌وقت هموار یا مداوم نبوده

769
00:28:25,107 --> 00:28:28,576
‫همیشه پر از فرازونشیب و افت‌و خیز بوده

770
00:28:29,119 --> 00:28:30,741
‫به ازای هر دو قدمی که به جلو برمی‌داریم،

771
00:28:30,766 --> 00:28:33,012
‫گاهی احساس میشه که یک قدم به عقب برگشتیم

772
00:28:33,568 --> 00:28:36,785
‫و بعضی وقت‌ها، وقتی یکی از
اون قدم‌ها رو به عقب برمی‌داریم

773
00:28:37,197 --> 00:28:39,571
‫ممکنه وسوسه بشیم که ناامید بشیم،

774
00:28:39,916 --> 00:28:41,774
‫یا اینکه بدبینی بهمون غلبه کنه

775
00:28:42,734 --> 00:28:45,237
‫اما سرگذشت این کشور باید بهمون انگیزه بده

776
00:28:45,262 --> 00:28:46,555
‫که مسیر سخت‌تر رو انتخاب کنیم،

777
00:28:47,278 --> 00:28:49,572
‫پای آرمان‌هامون بمونیم،

778
00:28:49,811 --> 00:28:53,119
‫و هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم
 تا منشأ اثر باشیم

779
00:28:53,572 --> 00:28:56,839
‫چه تو مدارس، چه تو محل کار،

780
00:28:57,123 --> 00:28:59,659
‫چه تو محله‌ها، یا شهرهامون

781
00:29:00,697 --> 00:29:04,993
‫اگه این کارو بکنیم
 اطمینان دارم که 250 سال آینده‌ی

782
00:29:05,035 --> 00:29:08,914
‫این آزمون بزرگ آمریکا
 از گذشته‌ش هم درخشان‌تر خواهد بود

783
00:29:12,720 --> 00:29:14,179
‫- لری؟
‫- اوه

784
00:29:14,204 --> 00:29:15,232
‫چیکار می‌کنی؟

785
00:29:15,257 --> 00:29:18,282
‫اوه، هیـ... هیچی! آره. من...

786
00:29:19,124 --> 00:29:21,397
‫- یه دکمه... یه دکمه گم کردم. آره
‫- آها، دکمه‌ت افتاده پس

787
00:29:21,422 --> 00:29:22,965
‫آره‫، دیگه کاریش نمیشه کرد

788
00:29:22,990 --> 00:29:24,408
‫مثل اینکه عین همین دکمه‌ست

789
00:29:24,433 --> 00:29:26,303
‫- آره‫
آره -

790
00:29:26,328 --> 00:29:28,537
‫دکمه من و جورج واشنگتن عین همن‫

791
00:29:28,562 --> 00:29:30,028
‫چه تصادفی، نه؟

792
00:29:30,053 --> 00:29:31,061
‫عجب تصادفی!

793
00:29:31,446 --> 00:29:33,789
‫خیلی‌خب، ‫خب، باحال بودا، نه؟

794
00:29:33,814 --> 00:29:34,856
‫- آره، عالی بود
‫- آره

795
00:29:34,881 --> 00:29:37,463
‫- خوش گذشت
‫- اوه، می‌دونی چی شد؟

796
00:29:37,757 --> 00:29:39,843
‫اوه، متن فیلم‌نامه‌م جا موند

797
00:29:39,868 --> 00:29:41,588
‫من... من... ‫الان برمی‌گردم

798
00:29:41,613 --> 00:29:43,007
‫لری، دست از پا خطا نکن!

799
00:29:43,757 --> 00:29:45,425
‫- چی؟
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی

800
00:29:45,450 --> 00:29:47,494
‫- من هیچ کاری نمی‌کنم!
‫- داری فکر می‌کنی که دکمه‌ی

801
00:29:47,519 --> 00:29:48,720
‫جورج واشنگتن رو کش بری!

802
00:29:48,745 --> 00:29:50,587
‫اون پدر کشورمونه، بیخیال شو!

803
00:29:50,612 --> 00:29:51,996
‫- باشه. من...
‫- بیخیال

804
00:29:52,021 --> 00:29:54,209
‫- انگار واقعاً می‌خواستم دکمه رو بردارم!
!‫- آره جون خودت

805
00:29:54,234 --> 00:29:57,828
‫من قرار نبود دکمه رو بردارم‫
هی، بذار یه سوال ازت بپرسم‫

806
00:29:57,853 --> 00:29:58,564
بپرس

807
00:29:58,589 --> 00:30:00,091
‫ببین، مثلاً به فرض، آم...

808
00:30:00,116 --> 00:30:02,321
‫ یکی این سریال‌های
 تلویزیونی رو ‫ساخته باشه، خب؟

809
00:30:02,676 --> 00:30:05,582
‫و همه ازش متنفر بشن
‫یعنی، حالشون ازش به هم بخوره

810
00:30:05,607 --> 00:30:08,674
‫جوری که حتی بدون اینکه بهت فحش و
متلک بگن، نتونی از خونه بیای بیرون

811
00:30:08,699 --> 00:30:10,777
‫تو بودی...
‫تو بودی از کشور می‌رفتی؟

812
00:30:11,455 --> 00:30:13,312
‫ اگه جای تو بودم، آره، می‌رفتم!

813
00:30:14,007 --> 00:30:15,425
‫- آها، هوم
‫- هوم

814
00:30:15,450 --> 00:30:17,426
!‫- خب، به رفیقم می‌گم
‫- حتماً همین کارو بکن

815
00:30:17,656 --> 00:30:19,283
‫می‌دونی چیه، چهل‌وچهارمین؟

816
00:30:19,308 --> 00:30:20,726
‫فکر کنم این می‌تونه شروع

817
00:30:20,751 --> 00:30:22,393
‫یه رفاقت قشنگ و موندگار باشه!

818
00:30:22,691 --> 00:30:23,771
‫بعید می‌دونم!

819
00:30:24,485 --> 00:30:44,485
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
