WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:28.320 --> 00:31.366
‫در غروب 18 آوریل 1775،

00:31.670 --> 00:35.597
‫به پل ریویر ماموریت داده شد تا به
‫سمت لکسینگتون در ماساچوست بتازه

00:35.622 --> 00:38.698
‫با این خبر که سربازان
‫انگلیسی مستقر در بوستون

00:38.723 --> 00:41.979
‫قصد دارن به سمت حومه
‫شمال غربی شهر حرکت کنن

00:42.004 --> 00:43.834
‫ریویر سوار بر اسب راهی شد،

00:43.835 --> 00:46.963
‫و بعد از اینکه در حومه چارلستون
‫به سختی از دستگیری فرار کرد،

00:46.964 --> 00:50.091
‫مسیرش رو تغییر داد و از مدفورد گذشت،

00:50.092 --> 00:52.698
‫و به مهاجرنشین‌ها در مورد
‫حمله قریب‌الوقوع هشدار داد

00:52.723 --> 00:55.934
‫همون‌طور که می‌دونید: "انگلیسی‌ها
‫دارن میان! انگلیسی‌ها دارن میان!"

00:56.498 --> 01:00.297
‫سواری شجاعانه‌ی
ریویر جان خیلی‌ها رو نجات داد

01:00.769 --> 01:02.938
‫و ناخواسته زندگی چند
‫نفر دیگه رو هم به گند کشید

01:02.963 --> 01:04.957
‫- انگلیسی‌ها دارن میان!
‫- اسب‌ها رو بیارید!

01:04.982 --> 01:06.942
‫- باید فرار کنیم!
‫- انگلیسی‌ها دارن میان!

01:07.338 --> 01:08.694
‫انگلیسی‌ها دارن میان!

01:09.238 --> 01:12.323
‫انگلیسی‌ها دارن میان! فرار کنین!

01:12.348 --> 01:14.424
‫فرار کنین! جونتون رو نجات بدین!

01:14.449 --> 01:15.849
‫اوه، ریدم توش! انگلیسی‌ها!

01:15.874 --> 01:17.236
‫انگلیسی‌ها دارن میان!

01:17.529 --> 01:19.524
‫های! انگلیسی‌ها دارن میان!

01:19.549 --> 01:21.800
‫اوه خدای من! الزبت! الزبت!

01:21.825 --> 01:23.743
‫- بله؟ چه خبر شده؟
‫- انگلیسی‌ها دارن میان!

01:23.768 --> 01:25.162
‫- چی؟ چی؟
‫- انگلیسی‌ها دارن میان!

01:25.187 --> 01:27.043
‫آره! باید وسایلمون رو جمع
‫کنیم و از اینجا بزنیم به چاک!

01:27.068 --> 01:28.445
‫- حالا کجا قراره بریم؟
‫- نمی‌دونم!

01:28.726 --> 01:30.709
‫می‌تونیم بریم پیش خواهرم تو ایپسویچ!

01:30.734 --> 01:31.820
‫- خواهرت؟
‫- آره!

01:31.845 --> 01:34.055
‫اوه نه، اون خیلی اُمله!
‫نمی‌تونیم بریم اونجا!

01:34.094 --> 01:36.408
‫قبل از هر وعده غذا 45 دقیقه دعا می‌خونه!

01:36.433 --> 01:37.948
‫نمی‌دونم واسه چی این‌قدر شاکره!

01:37.973 --> 01:39.140
‫نصف بچه‌هاش که سقط شدن!

01:39.141 --> 01:40.641
‫آره، ولی هنوز پنج تا بچه‌ی سالم داره!

01:40.642 --> 01:42.018
‫باشه، می‌ریم پیش خواهرت

01:42.019 --> 01:43.108
‫- باشه
!وسایلت رو بردار -

01:43.133 --> 01:45.092
‫- باروبندیلت رو جمع کن!
‫- هویج‌ها رو بردارم؟

01:45.117 --> 01:46.540
‫- هویج واسه تو راه خوبه
آره -

01:46.565 --> 01:47.732
‫تخم‌مرغ‌ها چی؟

01:47.733 --> 01:50.234
‫نه تخم‌مرغ تو سفر با ‫اسب؟
مگه مغز خر خوردی؟

01:50.235 --> 01:52.111
‫داری کلکسیون پرهات رو با خودت میاری؟

01:52.112 --> 01:53.821
‫این کلکسیون پر نیست

01:53.822 --> 01:55.114
‫ بهش میگن قلم‌پر

01:55.115 --> 01:57.158
‫این کلکسیون رو از وقتی پسر‌بچه بودم دارم

01:57.159 --> 01:59.285
‫این یکی دست جان وینثراپ بود،

01:59.286 --> 02:00.745
‫همون روزی که از ذات‌الریه مُرد

02:00.746 --> 02:02.830
‫- باید واسه مامان جا باز کنیم
اونو که نمیاری -

02:02.831 --> 02:04.248
‫این نقاشی روز عروسیش بود

02:04.249 --> 02:06.542
‫- 25 سالش بود
!اون زن یه هیولاست -

02:06.543 --> 02:08.718
‫داریم از صندوقت مشترک استفاده می‌کنیما!
‫- اون... نه!

02:08.743 --> 02:10.218
‫- بذار...
‫- بذار مامان رو بیارم!

02:10.243 --> 02:12.006
‫تو رو خدا، دارم بهت می‌گم اون مُرده

02:12.007 --> 02:14.212
‫- این زنیکه‌ی سلیطه رو ببر بیرون...
‫- اون مُرده

02:14.237 --> 02:15.926
‫تو رو خدا، بذارش همین‌جا بمونه

02:15.927 --> 02:17.928
‫ تو کالسکه نیازی به اون نداریم،
‫زود باش دیگه

02:17.929 --> 02:19.681
‫می‌دونی چیِ تو واقعاً رو مخه؟

02:19.716 --> 02:20.739
!اوه! اوه

02:20.764 --> 02:22.558
‫بهتره دوباره بحث کره گرفتن منو ‫وسط نکشی

02:22.559 --> 02:24.018
‫- جداً؟
‫- آره، همینه که هست

02:24.019 --> 02:26.486
‫خب، تو افتضاح‌ترین کره بگیر دنیایی!

02:26.511 --> 02:28.915
‫اگه جونت هم در خطر باشه
‫نمی‌تونی یه کره درست‌وحسابی بگیری

02:28.940 --> 02:30.608
‫چطور جرات می‌کنی!

02:30.609 --> 02:32.443
‫هیچ‌کس بهتر از من کره نمی‌گیره

02:32.444 --> 02:34.779
‫من بهترین کره بگیر موجودم
جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخونم

02:34.780 --> 02:38.199
‫بعد بالا پایین می‌کنم، بالا پایین می‌کنم،
‫سریع‌تر، سریع‌تر،

02:38.200 --> 02:39.325
‫ هم می‌زنم، هم می‌زنم

02:39.326 --> 02:42.411
‫مامان می‌گفت در هر صورت
باهاش ازدواج کن، ‫ولی کره‌ش تلخـه

02:42.412 --> 02:44.288
‫کره‌ی من تلخ نیست، ‫کره‌ی خیلی بهتره

02:44.289 --> 02:46.137
‫- کره‌ی تلخ که بهتر نیست
کره‌ی تلخ بهتره  -

02:46.162 --> 02:48.121
‫- هیچ‌کس از کره‌ی تو خوشش نمیاد
راستی -

02:48.168 --> 02:51.003
‫حالا که بحثش شد،
‫خوراک کبوترت هم وا می‌ره و بی‌مزه‌ست

02:51.004 --> 02:52.296
‫- کبوتر من؟
‫- آره، کبوتر تو

02:52.297 --> 02:53.839
‫- همه عاشق کبوتر منن
!کبوتر تو -

02:53.840 --> 02:56.124
‫هیچ‌کس عاشق کبوتر تو نیست، می‌دونی چیه؟

02:56.149 --> 02:58.135
‫واسه همینه که ملت دیگه
‫پاشون رو تو این خونه نمی‌ذارن

02:58.136 --> 02:59.512
‫چون نمی‌تونن تحملش کنن

02:59.513 --> 03:01.156
‫باید قیافه‌هاشون رو موقع غذا خوردن ببینی

03:01.181 --> 03:04.058
‫صورتشون جمع می‌شه، حالت تهوع می‌گیرن
دل‌و‌روده‌شون میاد بالا

03:04.059 --> 03:05.669
‫می‌دونی چرا ‫نمیان اینجا؟

03:05.694 --> 03:07.561
‫چون خودت یه آدم کسل‌کننده‌ای

03:07.562 --> 03:09.528
‫واسه همین بود که به اون
‫مهمونی چای دعوت نشدی...

03:09.553 --> 03:10.847
‫- اوه، آره
همون که با مایکل فینی بود -

03:10.872 --> 03:13.375
‫اون گفت: "کار و زندگی این بشر
‫فقط شده حرف زدن در مورد کارش"

03:13.400 --> 03:15.735
‫چون کار من ‫خیلی جالبه

03:15.779 --> 03:17.822
‫- واسه همینه
تو بشکه می‌سازی  -

03:17.823 --> 03:19.323
‫آره، بشکه‌ها جالبن

03:19.324 --> 03:21.325
‫هیچ‌کس بشکه‌ها رو جذاب نمی‌دونه

03:21.326 --> 03:24.405
‫تو بشکه‌ها رو جذاب نمی‌دونی
‫چون از بشکه سر در نمیاری

03:24.430 --> 03:26.431
‫بشکه‌ها خیلی پیچیده‌تر از ‫فهم توئه

03:26.456 --> 03:27.623
‫ اصلاً هم کار راحتی نیست

03:27.666 --> 03:30.459
‫جداً؟ چهار تا تیکه چوب رو گرد چیدن
‫این‌قدر سخته؟

03:30.460 --> 03:32.355
‫فکر می‌کنی چوب رو دایره‌ای درآوردن راحته؟

03:32.380 --> 03:33.672
‫ببین چقدر احمقی

03:33.697 --> 03:36.076
‫- چوب رو دایره‌ای چیدن که کاری نداره
...دقیقاً واسه همین احمقی -

03:36.101 --> 03:37.957
‫- چوب رو دایره‌ای چیدن کاری نداره؟
‫- چوب از درخت میاد!

03:37.982 --> 03:39.432
‫که خودش گرده!

03:39.457 --> 03:42.043
‫و همون هم دقیقاً اندازه یه بشکه‌ست!

03:43.406 --> 03:44.449
‫اوکی، می‌دونی چیه؟

03:44.474 --> 03:45.663
‫ وقت ندارم سر این چیزا ‫جروبحث کنم

03:45.688 --> 03:47.746
‫بیا همه‌چی رو فراموش کنیم، زود باش
باید جمع کردن وسایل رو تموم کنیم

03:47.771 --> 03:49.964
‫باشه، می‌خوام یه مقدار دیگه
‫حکاکی روی دندون وال با خودم بیارم

03:49.989 --> 03:51.754
‫آره، حکاکی روی دندون وال ایده خوبیه، باشه

03:53.158 --> 03:54.873
‫صبرکن، اون چیه؟ ‫اونجا چی داری؟

03:54.898 --> 03:55.981
‫اوه، نه، چیزی نیست

03:56.006 --> 03:57.610
‫خب اگه چیزی نیست، چرا نمی‌ذاری ببینمش؟

03:57.635 --> 03:59.204
‫خب اگه چیز خاصی بود، ‫می‌ذاشتم ببینیش...

03:59.229 --> 04:00.219
‫- خب اون...
‫- ولی چیزی نیست،

04:00.244 --> 04:01.450
‫چرا آدم به "هیچی" نگاه کنه؟

04:01.475 --> 04:02.828
‫چه چیزی باشه چه نباشه، می‌خوام ببینم

04:02.853 --> 04:04.267
‫- نه، چیکار می‌کنی؟
‫- می‌دونم، تو قراره...

04:09.906 --> 04:12.283
‫چرا نقاشی‌های زن‌های سرخ‌پوست
‫لخت و سینه برجسته داری؟

04:12.896 --> 04:14.756
...‫اوکی توضیح دادنش

04:14.781 --> 04:16.755
خیلی خیلی راحته

04:17.674 --> 04:21.135
‫دارم کسب‌وکار کره راه می‌اندازم،
‫و می‌خواستم عکسش رو بذارم

04:21.136 --> 04:22.371
‫روی بدنه شیشه کره

04:22.679 --> 04:24.221
‫نمی‌دونستم قراره لخت باشه

04:24.222 --> 04:26.682
‫چرا باید عکس
سرخ‌پوست‌های لخت قبیله ماشبی رو

04:26.683 --> 04:28.799
‫- بذاری روی شیشه کره‌ت؟
‫- ماشپی؟

04:29.100 --> 04:31.177
اتفاقاً اونا ایروکوا هستن، نه وحشی

04:31.202 --> 04:33.864
‫- اونا چه ربطی به کره دارن؟
‫- اشتباه از من بود

04:33.889 --> 04:36.349
‫- اون دیگه چیه؟
‫- شرمنده بچه‌ها معذرت می‌خوام

04:36.374 --> 04:38.126
‫انگلیسی‌ها نمیان

04:38.379 --> 04:39.963
‫- اونا نمیان
!خدا رو شکر -

04:39.988 --> 04:41.298
‫- چی؟
‫- اشتباه از من بود

04:41.323 --> 04:43.609
‫- از همگی معذرت می‌خوام
چی؟ داری در مورد چی حرف می‌زنی؟ -

04:43.634 --> 04:45.760
‫اونا مسیرشون اینجا ‫نیست
دارن می‌رن سمت کنکورد

04:45.785 --> 04:48.120
‫کنکورد؟ پس اون همه سر
‫و صدای قبلی واسه چی بود؟

04:48.145 --> 04:50.539
‫همین چند وقت پیش از تپه ‫می‌اومدی پایین
:و با تمام وجودت داد می‌زدی

04:50.540 --> 04:52.792
‫"دارن میان، دارن میان،
‫دارن میان، دارن میان"

04:52.793 --> 04:54.585
‫این چیزی بود که شنیدم، این‌طوری بهم گفتن

04:54.586 --> 04:56.087
‫کی بهت گفت انگلیسی‌ها دارن میان؟

04:56.112 --> 04:57.481
‫- یه سری از بچه‌ها
اونا کی‌ان؟ -

04:58.006 --> 04:59.089
چند تا بچه‌ی باحال

04:59.090 --> 05:00.737
‫می‌گفتن: "اوه، شنیدم ‫انگلیسی‌ها دارن میان"

05:00.762 --> 05:02.223
‫اون یکی‌ها هم می‌گفتن:
‫"آره، آره، منم شنیدم"

05:02.248 --> 05:04.219
‫"باید به ملت خبر بدیم"
‫منم اتفاقی حرف‌هاشون رو شنیدم،

05:04.220 --> 05:05.581
‫گفتم: " بذارین من برم ‫به بقیه بگم"

05:05.606 --> 05:07.389
‫مثلاً گفتم: "خیلی دوست دارم یه
‫جوری تو کار باهاتون هماهنگ بشم"

05:07.390 --> 05:08.767
‫اونا هم گفتن:
‫"ردیفه، رو به راهه پل"

05:08.792 --> 05:10.153
‫- "این کار خودته "
‫- پس یه سری آدم می‌شناسی

05:10.178 --> 05:11.267
که ‫گفتن انگلیسی‌ها دارن میان،

05:11.292 --> 05:13.460
‫تو هم داوطلب شدی کل شهر رو بکوبی بری

05:13.485 --> 05:15.260
‫و به همه خبر بدی؟
‫داستان این‌طوری بود؟

05:15.285 --> 05:16.845
آره، خب اونا ‫پسرای خیلی باحالی‌ان

05:16.870 --> 05:18.931
‫خب شاید بهتر بود موقعی که
‫از تپه سرازیر می‌شدی داد می‌زدی:

05:18.956 --> 05:21.008
‫- "شاید انگلیسی‌ها بیان "
‫- بابا دارن میان!

05:21.270 --> 05:22.973
این‌طور نیست که نیان ‫فقط نمیان اینجا

05:22.998 --> 05:24.871
حالا می‌ری بهشون بگی که اشتباه کردن؟ -
نه -

05:25.144 --> 05:26.022
‫چرا نه؟

05:26.047 --> 05:28.006
‫اینا از اون بچه‌خفن‌هان، نمی‌رم بگم:

05:28.031 --> 05:31.271
‫"هوی، شماها اشتباه کردین
‫انگلیسی‌ها دقیقاً اونجا نمی‌اومدن"

05:31.296 --> 05:34.298
‫این‌طوری دیگه نمی‌خوان باهام بچرخن
عمراً دیگه منو تو جمعشون راه بدن

05:34.323 --> 05:35.962
‫- اوه، ریویر
چیه؟ -

05:35.987 --> 05:37.892
‫می‌دونی امشب چه گند
‫کیری زدی به زندگی من؟

05:37.917 --> 05:39.751
‫- من که... نمی...
‫- رسماً ریدی به هیکلم

05:39.776 --> 05:41.651
‫دستت درد نکنه، کارت عالی بود، ریویر

05:41.676 --> 05:44.679
‫معذرت می‌خوام، ولی من
‫مسئول زندگی تو نیستم آقا

05:45.738 --> 05:48.001
‫خب، پس انگلیسی‌ها دیگه نمیان

05:48.508 --> 05:50.008
‫بابت اون قضیه شرمنده همگی

05:50.433 --> 05:52.103
‫اون قضیه اشتباه از من بود!

05:52.592 --> 05:55.083
‫انگلیسی‌ها دیگه نمیان!

06:00.933 --> 06:02.101
داستان جالبیـه

06:03.660 --> 06:06.117
‫داستان جالبیـه، این...

06:07.346 --> 06:09.931
این یارو ریویر، عجب آدمیه یه تخته‌ش کمه

06:10.153 --> 06:11.530
‫این بشر مخش تعطیله

06:11.911 --> 06:13.591
...کاشف به عمل اومد که

06:14.969 --> 06:17.401
‫انگلیسی‌ها نمیان، باورت می‌شه؟

06:17.549 --> 06:18.919
‫دیگه نمیان

06:18.944 --> 06:21.112
‫آره، آره، آره  همه اینا...

06:21.137 --> 06:22.597
‫آره، آره

06:22.992 --> 06:26.388
‫خب، خلاصه می‌تونیم وسایلمون رو باز کنیم

06:26.413 --> 06:30.251
‫و به زندگی قشنگمون اینجا ادامه بدیم، و...

06:30.911 --> 06:32.501
‫راستی، شام چی داریم؟

06:33.060 --> 06:34.394
‫امیدوارم خوراک کبوتر باشه!

06:37.480 --> 06:44.480
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

06:46.979 --> 06:49.271
...‫انقلاب تگزاس، شورشی بود

06:49.296 --> 06:51.714
‫توسط مهاجران آمریکایی علیه دولت مکزیک

06:52.253 --> 06:57.216
‫در 23 فوریه 1836،
‫دیوی کراکت، جیمز بووی

06:57.241 --> 07:00.876
‫و پادگان کوچیکی
‫شامل حدود 200 داوطلب تگزاسی

07:00.901 --> 07:05.674
‫توسط یک نیروی ارتش مکزیک
‫متشکل از 2 تا 3 هزار سرباز

07:05.699 --> 07:07.301
‫تحت فرماندهی ژنرال سانتا آنـا

07:07.601 --> 07:11.062
‫در نبردی که به "نبرد آلامو" معروف شد،
‫محاصره شدن

07:11.087 --> 07:13.206
‫همه مدافعان کشته شدن

07:13.561 --> 07:17.763
‫و با توجه به اینکه تعداد دشمن 10 برابر
‫آنها بود، شانس چندانی برای پیروزی نداشتن

07:18.198 --> 07:24.413
‫اما جدای از اینها، ممکنه دلیل کاملاً
‫متفاوتی برای شکست آلامو وجود داشته باشه

07:33.450 --> 07:34.907
‫اولین کاری که باید بکنیم اینه که

07:34.932 --> 07:37.842
‫- این دیوار شرقی رو تقویت کنیم
اوه آره، دیوار شرقی -

07:37.867 --> 07:39.751
‫- درسته؟ نیاز داریم به...
‫- آره، باید تقویت بشه

07:39.776 --> 07:42.433
‫دقیقاً، سرهنگ تراویس
خواسته ‫که همه مهمات رو برداریم

07:42.458 --> 07:45.377
‫- و بذاریمشون تو محوطه میدان اصلی
تراویس؟ -

07:45.402 --> 07:47.361
‫- می‌دونم
رئیس فکر می‌کنه خیلی‌بزرگـه -

07:47.386 --> 07:48.636
‫انگار همه کارها رو ما داریم می‌کنیم

07:48.661 --> 07:52.170
‫کل روز رو تو اتاقشون چپیدن
‫و به ملت دستور می‌دن

07:52.195 --> 07:54.380
‫- هیچ گهی نمی‌خورن
نمی‌دونم اون تو چه غلطی می‌کنن -

07:54.405 --> 07:56.497
‫- تو داری همه کارها رو می‌کنی
قیافه‌م رو نگاه کن -

07:56.522 --> 07:57.967
‫- هی، بذار یه چیزی ازت بپرسم
آره، بگو -

07:57.992 --> 08:00.428
‫می‌دونی که اینجا مستراح نداره
جای خوبی سراغ داری؟

08:00.453 --> 08:02.948
‫راستش یه جا دارم،
ولی ‫زیاد حال نمی‌کنم باهاش

08:02.973 --> 08:04.682
‫اون‌ور درخت‌های گردوئه

08:04.707 --> 08:07.964
‫از بین کاکتوس‌ها رد می‌شم،
‫معمولاً پای همین درخت، درست اینجا

08:07.989 --> 08:09.459
‫اوه آره، آره، اونجا آمارش رو گرفتم

08:09.484 --> 08:11.426
‫- وایسا ببینم، تو یه جا داری؟
‫- یه جای ردیف دارم

08:11.451 --> 08:13.107
‫- خب، حدوداً کجاست؟
‫- آره دیگه

08:13.132 --> 08:15.604
‫فقط حدود تقریبی اون مکان رو بهم بگو

08:15.629 --> 08:16.796
‫فقط همینو بهت می‌گم

08:16.821 --> 08:18.547
‫دیگه هم هیچی نپرس، چون نمی‌گم

08:18.572 --> 08:22.042
‫سمت شمالیه، یه جایی اون‌ور...
‫نه، عمراً بتونی پیداش کنی

08:22.067 --> 08:24.234
‫- شمال بیابون کاکتوسه؟
‫- نه، نپرس دیگه

08:24.259 --> 08:25.461
‫- بیخیال، تمومش کنیم
باشه، باشه -

08:25.486 --> 08:28.572
‫فقط همینو بهت بگم:
‫جایی بهتر از این واسه ریدن پیدا نمی‌کنی

08:28.597 --> 08:30.056
‫- جداً؟
‫- محشره

08:30.081 --> 08:31.498
‫نزدیک دو‌شاخه‌ی رودخونه‌ست؟

08:31.523 --> 08:33.675
‫می‌دونم که علف‌های اونجا
‫یه کم نرم‌تر و مشتی‌ترن

08:33.700 --> 08:34.640
‫من دیگه حرفی ندارم

08:34.665 --> 08:36.881
‫یعنی نمی‌خوای مکان ریدنت رو لو بدی؟

08:36.906 --> 08:38.948
‫- دیوی، خودت می‌دونی چقدر برام عزیزی
می‌دونم -

08:38.973 --> 08:41.099
‫ولی عمراً بفهمی اونجا کجاست

08:41.124 --> 08:42.833
‫یعنی نمی‌خوای قضیه اونجا رو بهم بگی؟

08:42.858 --> 08:43.972
‫من قرار نیست در مورد

08:43.997 --> 08:45.831
‫- مکان ریدنم چیزی بهت بگم، دیوی
بیخیال باوا -

08:45.856 --> 08:47.738
‫- عمراً بفهمی کجاست
!لری، اذیت نکن دیگه مَرد -

08:47.763 --> 08:50.269
‫- نوچ!
‫- من دارم یه جایی می‌رینم

08:50.294 --> 08:54.256
‫که قشنگ حکم طبقه ششم جهنم دانته رو داره

08:54.614 --> 08:55.614
‫و من...

08:56.713 --> 08:57.713
چیه؟

08:57.738 --> 08:59.662
‫- می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟
‫- آره حتماً، بگو

08:59.687 --> 09:03.741
‫تازه الان دوزاریم افتاد که
تا حالا تو رو ‫بدون اون کلاه ندیدم

09:03.766 --> 09:04.850
‫- اوه، این کلاه؟
‫- آره

09:04.875 --> 09:06.720
‫- تا حالا منو بدون کلاه ندیدی؟
‫- حتی یه بار

09:06.745 --> 09:08.204
‫خودم خیلی با این کلاه
‫حال می‌کنم بهم میاد

09:08.229 --> 09:10.216
‫الان چقدره می‌شناسمت؟ 8 ماه؟ 9 ماه؟

09:10.241 --> 09:11.943
‫- آره
هیچ‌وقت درش نمیاری -

09:11.968 --> 09:13.218
خب پیش اومده درش بیارم

09:13.219 --> 09:14.160
‫- قطعاً درش آوردم
جداً؟ -

09:14.185 --> 09:16.304
‫خب شاید تو ندیدی
...بعضی‫ وقتا شب‌ها درش میارم

09:16.329 --> 09:18.055
‫ فکر نکنم تا حالا کسی بدون کلاه دیده‌باشتت

09:18.080 --> 09:19.491
‫با چند نفر دیگه هم در این مورد حرف زدم

09:19.516 --> 09:21.707
‫- اصلاً جنسش چیه؟ پوست راکونه؟
‫- آره، دقیقاً خود راکونه

09:21.732 --> 09:24.314
‫یه حیوون لاشخور کثیف
چطور ‫می‌تونی این رو بذاری روی سرت؟

09:24.339 --> 09:25.375
تو می‌گی کثیف -
آره -

09:25.400 --> 09:26.484
‫-- من می‌گم همه‌فن‌حریف

09:26.509 --> 09:29.010
‫- آخه اونا آشغال‌خورن
...قضیه کلاه اینه که -

09:29.035 --> 09:30.411
‫- قشنگ ست می‌شه با...
‫- آره

09:30.436 --> 09:31.625
‫با کل تیپ و لباسم جور درمیاد

09:31.650 --> 09:34.485
‫چون حتی اون روزی که رفتیم
‫تو رودخونه ریوگرانده شنا کنیم هم

09:34.510 --> 09:36.761
‫- کلاه سرت بود
از آفتاب زیاد خوشم نمیاد -

09:36.786 --> 09:38.162
‫نکته اصلی اینجاست که...

09:39.054 --> 09:40.978
‫انگار داری یه چیزی رو قایم می‌کنی

09:41.294 --> 09:42.586
‫- من چیزی رو قایم نمی‌کنم
واقعاً؟ -

09:42.611 --> 09:44.654
‫- چیزی واسه قایم کردن نیست
یه داستان کوتاه برات تعریف کنم؟ -

09:44.679 --> 09:46.490
‫یه روز تو پارک با یه زنه آشنا شدم

09:46.515 --> 09:48.718
کلاهم سرم بود، تأثیر خیلی خوبی هم گذاشتم

09:48.743 --> 09:51.025
‫فرداش دوباره دیدمش، ولی کلاه سرم نبود

09:51.050 --> 09:52.384
...‫تا اینو دید

09:52.931 --> 09:55.073
کُپ کرد و ‫بدجوری تو ذوقش خورد

09:55.098 --> 09:57.308
‫حرفم اینه دیوی،

09:57.333 --> 10:00.721
‫اون فکر کرد من با گذاشتنِ
اون ‫کلاه یه جورایی بهش کلک زدم

10:00.746 --> 10:02.367
‫لری، از این تیکه‌هایی که
‫می‌اندازی اصلاً خوشم نمیاد

10:02.392 --> 10:04.914
‫- نه بابا، من که همه‌چیز رو رو می‌کنم
زیر اون کلاه چیه، دیوی؟ -

10:04.939 --> 10:07.018
‫- کله!
‫- و بالای اون کله چیه؟

10:07.043 --> 10:08.571
‫- مو!
‫- دوست دارم ببینمش

10:08.596 --> 10:10.485
‫- تیپ و قیافه‌م همینه، شیرفهم شد؟
‫- آره

10:10.510 --> 10:12.878
‫- این چیزا، این ریش‌ریش‌های لباسم
آره، می‌فهمم چی می‌گی -

10:12.903 --> 10:14.363
‫ وقتی 3 سالم بود یه خرس رو کشتم

10:14.388 --> 10:16.214
‫- اینم بخشی از همون داستانه، می‌دونی؟
‫- باشه، بابا، باشه

10:16.239 --> 10:18.591
‫این داستان کصشعرِ خرس کشتن
تو 3 سالگی رو ‫تمومش کن

10:18.616 --> 10:20.033
‫- این چرندیات تو کتم نمی‌ره
چرت‌وپرت نیست -

10:20.058 --> 10:21.736
‫تو حتی نمی‌تونستی ‫دماغت رو بکشی بالا
چه برسه به خرس کشتن

10:21.761 --> 10:24.019
‫ از این لاف زدن‌ها دست بردار، باشه؟
‫اصلاً و ابداً باورم نمی‌شه

10:24.044 --> 10:26.360
سه سال و نیمم بود
بیا رندش کنیم رو به پایین

10:26.385 --> 10:27.238
‫- باشه
آره -

10:27.263 --> 10:29.760
‫- من رسماً یه خرس رو کشتم
آره، لابد خرس خودش از قبل مُرده بوده -

10:29.785 --> 10:31.898
‫نمُرده بود، داشت جون می‌داد،

10:31.923 --> 10:34.986
منم نگفتم خلاصش نکردم
فقط گفتم خرس رو کشتم

10:35.011 --> 10:38.155
‫- باشه، قبول، تو 3 سالگی خرس رو کشتی
و کچل هم نیستی

10:38.180 --> 10:40.869
‫زیر این کلاه مو هست

10:40.894 --> 10:42.485
پس بیا اون موها رو ببینیم، دیوی

10:42.510 --> 10:44.317
‫- می‌خوای ببینی زیر کلاه چیه؟
‫- آره، دقیقاً

10:44.521 --> 10:46.513
‫همین الان برداشتم و گذاشتم
به فرزی معروفم

10:46.538 --> 10:47.550
‫چی؟

10:48.053 --> 10:49.128
‫آروم باش، دیوی

10:49.153 --> 10:52.706
‫شکمت رو سفره می‌کنم و ‫پوستت رو می‌کَنم
میشه کلاه بعدی واسه سرم

10:52.731 --> 10:53.879
‫آروم باش، دیوی

10:54.607 --> 10:55.900
‫آروم باش، دیوی

10:56.854 --> 10:59.132
‫تو کچل نیستی، تو کچل نیستی

11:04.148 --> 11:05.759
‫خوشحالم که این قضیه روشن شد

11:05.784 --> 11:06.784
قربان

11:07.758 --> 11:09.800
‫- ارتش مکزیک داره میاد
چند نفرن؟ -

11:09.825 --> 11:12.078
‫حداقل 2000 نفر، شایدم بیشتر

11:12.103 --> 11:13.558
اوه، ‫دو هزار نفر

11:14.020 --> 11:17.637
‫ما اینجا 200 تا تگزاسی هستیم،
‫تعداد اونا 10 برابر ماست

11:18.114 --> 11:22.856
‫به سرهنگ تراویس بگو که ما
‫تا آخرین قطره خونمون می‌جنگیم

11:22.881 --> 11:23.881
‫بله، قربان

11:25.695 --> 11:26.993
‫چی؟ اون دیگه چه حرفی بود؟

11:27.018 --> 11:29.892
‫گفتم که قراره تا آخرین قطره خونمون بجنگیم

11:29.917 --> 11:32.431
‫فکر کنم درست شنیدم، این کار عاقلانه‌ست؟

11:32.456 --> 11:35.288
‫- ما اینجاییم، باید از آلامو دفاع کنیم

11:35.313 --> 11:37.203
‫اگه قراره همه‌مون غزل خداحافظی ‫رو بخونیم،

11:37.900 --> 11:39.161
هدف از این کار چیه؟

11:39.186 --> 11:43.317
‫چرا پرچم سفید رو بالا ‫نمی‌بریم
و بر نمی‌گردیم خونه؟

11:43.342 --> 11:44.818
‫خب اون‌وقت بهمون می‌گن بزدل

11:44.843 --> 11:45.882
‫ به کیرم!

11:45.914 --> 11:48.840
‫ما باید اینجا با افتخار بمیریم!

11:49.217 --> 11:52.482
‫حالا هم می‌رم اون بیرون
‫تا به نیروهام روحیه بدم

11:58.530 --> 11:59.928
‫زود باشین، شلیک کنین!

12:02.054 --> 12:03.251
وای ‫شرمنده‌م

12:04.109 --> 12:05.109
!اووه

12:07.323 --> 12:08.491
‫زیر اون کلاه کچله کچله

12:08.892 --> 12:10.059
‫یا عیسی مسیح

12:11.055 --> 12:12.305
‫یه کله‌ی کچل براق

12:13.276 --> 12:15.766
‫شوخی نمی‌کنم، نگاش کن
حتی یه تار مو هم نداره

12:20.612 --> 12:21.652
این چیه دیگه؟

12:24.751 --> 12:25.751
خدای من

12:26.136 --> 12:27.136
کراکت کچله

12:27.721 --> 12:30.233
کراکت کچله، کراکت کچله

12:30.489 --> 12:32.725
‫واسه همین بود
‫که هیچ‌وقت کلاهش رو درنمی‌آورد

12:32.750 --> 12:34.339
‫قشنگ کچل بودا

12:36.868 --> 12:38.228
نمی‌تونم حمله کنم

12:38.580 --> 12:40.958
دیوی کراکت مثل یه مار زنگی می‌جنگه

12:40.987 --> 12:43.397
با ده‌هزار نفر هم نمی‌تونیم پیروز بشیم

12:43.982 --> 12:45.662
نمی‌دونم باید چیکار کنم

12:45.687 --> 12:46.805
!هی، ژنرال

12:47.058 --> 12:48.058
!دست نگهدارید

12:48.393 --> 12:49.393
!قربان

12:49.740 --> 12:50.740
!صبر کنید

12:51.060 --> 12:52.712
!هی، ژنرال

12:53.424 --> 12:54.600
ژنرال سانتا آنـا

12:54.625 --> 12:56.748
!قربان، صبر کنید

12:57.412 --> 12:58.829
آروم باش سرباز، چی شده؟

12:58.863 --> 12:59.602
!صبر کنید

12:59.626 --> 13:00.626
!قربان

13:00.651 --> 13:01.803
...ژنرال سانتا آنـا

13:01.828 --> 13:02.822
اون کچله، مو نداره

13:02.847 --> 13:03.847
کی مو نداره؟

13:04.104 --> 13:05.104
کراکت

13:05.496 --> 13:07.899
اون همیشه کلاه پوست راکون سرشه

13:07.924 --> 13:09.851
!چون که اون کچله

13:09.876 --> 13:10.876
کچل؟

13:11.011 --> 13:12.011
بله

13:12.771 --> 13:13.834
کراکت کچله؟

13:13.859 --> 13:14.981
!کراکت کچله

13:15.419 --> 13:17.968
هیچ مرد موداری از یه مرد کچل پیروی نمی‌کنه

13:17.993 --> 13:18.993
هرگز

13:19.018 --> 13:20.392
اون که مو نداره، اصلاً چیزی نداره

13:20.417 --> 13:21.232
هیچی نداره

13:21.257 --> 13:21.933
اصلاً مرد نیست

13:21.958 --> 13:24.326
کچل بودن برای یه مرد، واقعاً مسخره‌ست

13:24.351 --> 13:26.538
یه مرد کچل مثل یه دلقکه

13:26.563 --> 13:27.775
بله، یه دلقکه

13:27.800 --> 13:29.480
یه مرد کچل یعنی یه بازنده

13:30.044 --> 13:31.044
...بنابر این

13:31.639 --> 13:33.883
!به آلامو حمل می‌کنیم

13:49.659 --> 13:53.079
‫باورتون می‌شه تازه تو سال 1920 بود

13:53.104 --> 13:56.051
‫که زن‌ها تو ایالات متحده ‫حق رای به دست آوردن؟

13:56.076 --> 13:58.324
‫تصویب اصلاحیه 19 قانون اساسی،

13:58.349 --> 14:02.589
‫اوج مبارزات چند دهه‌ فعالان حق
‫رای زنان به رهبری سوزان بی آنتونی بود

14:02.954 --> 14:06.718
‫اون تو سال 1869
به همراه ‫الیزابت کیدی استنتون،

14:06.743 --> 14:09.214
‫"انجمن حق رای زنان" رو تاسیس کرد

14:09.239 --> 14:11.157
‫و برای حق رای زن‌ها،

14:11.182 --> 14:14.049
‫مالکیت اموال و دسترسی برابر به آموزش، جنگید

14:14.419 --> 14:18.183
‫سوزان بی آنتونی
با تمسخر و زن‌ستیزی ‫مداوم روبه‌رو شد،

14:18.208 --> 14:21.794
‫اما هیچ‌وقت
تو وفاداری‌ش به آرمان ‫حقوق برابر سست نشد

14:21.819 --> 14:24.603
‫دوست یا دشمن
سوزان بی آنتونی خواهان این ‫بود که

14:24.628 --> 14:27.420
همه نقشی در تصمیم‌گیری‌ها داشته باشن

14:27.445 --> 14:30.531
‫اما یه سری آدم هم بودن که
آرزو می‌کردن ‫کاش کنارشون نمی‌نشست

14:31.496 --> 14:35.749
‫خیلی خوشحالم که همه‌تون رو
‫دور این سفره شام می‌بینم

14:35.774 --> 14:39.175
‫خیلی ممنون که تشریف آوردید
حضور شما برام یه دنیا ارزش داره

14:39.200 --> 14:40.845
‫- سوزان، ممنون از شما
آره -

14:40.870 --> 14:41.933
‫ممنون که ما رو دعوت کردین

14:41.958 --> 14:43.459
‫- اوه، آلفرد
عالی به نظر میاد -

14:43.484 --> 14:45.735
‫- خیلی ممنون بابت پذیرایی
خواهش می‌کنم، هربرت -

14:45.760 --> 14:48.412
‫- ممنون، عمه سوزان
فدات بشم، خواهش می‌کنم -

14:48.437 --> 14:49.592
‫- لطف کردید
خیلی محبت کردید -

14:49.617 --> 14:50.629
‫دقیقاً

14:54.482 --> 14:57.732
‫چی؟ من گفتم ممنون که اومدید
تو هم باید تشکر متقابل کنی

14:57.757 --> 14:59.697
‫نکته جالبی رو دست گذاشتی

14:59.722 --> 15:02.474
‫یه جورایی یه تشکر متقابل بی‌مورده،

15:02.499 --> 15:04.069
‫- واقعاً اگه بهش فکر کنی...
‫- جداً؟

15:04.094 --> 15:06.054
‫چون راستش رو بخوای
این تو نبودی ‫که منو دعوت کردی

15:06.079 --> 15:07.985
‫خواهر خوشگلت ادیت دعوتم کرد

15:08.010 --> 15:10.011
‫کسی که دارم مخش رو ‫می‌زنم
کلمه درستش همینه؟

15:10.036 --> 15:12.510
‫- آره
آره، همونی که دارم باهاش لاس می‌زنم -

15:12.535 --> 15:14.119
‫اون منو دعوت کرد،
‫پس بذار بگم قراره چیکار کنم،

15:14.144 --> 15:15.104
‫- سوزی...
‫- سوزان

15:15.129 --> 15:16.577
‫سوزان، بذار بهت بگم قراره چیکار کنم

15:16.602 --> 15:18.626
‫از اونجایی که اون منو دعوت کرده،

15:18.651 --> 15:21.278
‫90% تشکرم رو به اون اختصاص می‌دم

15:21.303 --> 15:22.588
‫حالا این 90% رو تماشا کن

15:22.613 --> 15:25.532
‫- خیلیی ممنون که دعوتم کردی
خواهش می‌کنم -

15:25.557 --> 15:27.749
‫و به تو هم 10% می‌رسه

15:28.630 --> 15:30.335
‫- ممنون
آره، عالی بود -

15:30.360 --> 15:32.082
‫- این منصفانه‌ست
تقسیم‌بندی منطقی‌ای بود -

15:32.107 --> 15:34.317
‫- خب، بیاید از غذامون لذت ببریم
ممنون -

15:34.342 --> 15:38.713
‫مارچوبه‌های داخل سالاد
‫توی باغچه ادیت عمل اومده

15:38.738 --> 15:40.606
‫- خواهرت؟
‫- اوه خدای من!

15:40.631 --> 15:42.144
فوق‌العاده‌ست -
ممنون، ادیت -

15:42.169 --> 15:43.586
‫- دستت درد نکنه، ادیت
چقدر لذیذه -

15:43.611 --> 15:45.278
‫کارش تو پرورش سبزیجات حرف نداره

15:45.303 --> 15:46.721
‫دوست دارم به رشد چیزها کمک کنم

15:46.746 --> 15:49.477
اوه! ‫کاملاً معلومه که همین‌طوره

15:52.441 --> 15:53.940
‫به نظر می‌رسه چیزی نمی‌خوری، لارنس

15:53.965 --> 15:55.335
‫- چیزی شده؟
‫- آره، آره

15:56.317 --> 15:59.299
‫- زیاد گشنم نیست  ناهار رو دیر خوردم
آها، چه ساعتی؟ -

15:59.324 --> 16:00.863
‫- ساعت 4
‏4 عصر؟

16:00.888 --> 16:02.430
‫- آره
آخه چرا باید ساعت چهار غذا بخوری -

16:02.455 --> 16:03.627
‫وقتی شب مهمونی شام دعوت داری؟

16:03.652 --> 16:06.546
‫بذار بگم چرا داشتم از گشنگی تلف می‌شدم
‫خودت که می‌دونی، بنیه‌م خیلی ضعیفه

16:06.571 --> 16:08.048
‫آره، طفلکی داشت غش می‌کرد

16:08.073 --> 16:09.541
‫خب فکر کنم می‌تونستی یه ریزه‌ بخوری،

16:09.566 --> 16:12.889
‫- مثلاً یه بیسکوئیتی چیزی
آره سوزی، ایده‌م همین بود -

16:12.914 --> 16:14.915
‫- سوزان!
‫- آره سوزان، ایده‌م همین بود

16:14.940 --> 16:16.368
‫ولی یه دونه بیسکوئیت هم تو خونه نبود

16:16.393 --> 16:18.258
‫مگه می‌شه تو خونه‌ی کسی بیسکوئیت نباشه؟

16:18.283 --> 16:19.935
‫- تو خونه‌ی خودتون بیسکوئیت دارین؟
‫- معلومه که داریم

16:19.960 --> 16:22.554
‫منم معمولاً دارم، ولی این‌بار نداشتم

16:22.579 --> 16:24.496
‫بیسکوئیت واسه میان‌وعده از نون شب واجب‌تره

16:24.521 --> 16:26.966
‫- واسه همین یه ساندویچ درست کردم
ساندویچ؟ -

16:26.991 --> 16:28.884
‫روش هم کلی پیازداغ مشتی ریخته بودم

16:28.909 --> 16:30.139
‫آره، عاشق پیازداغه

16:30.164 --> 16:33.208
‫چهار قاچش کردم
قصدم این ‫بود فقط یه قاچش رو بخورم،

16:33.233 --> 16:36.110
‫ولی یه قاچ شد دو قاچ و
‫بعدش هم سه قاچ و تمام

16:36.135 --> 16:38.219
‫- درکت می‌کنم، واسه منم پیش اومده
آره، خلاصه شرمنده -

16:38.244 --> 16:41.121
‫به نظر می‌رسه آدم بی‌اراده‌ای
‫هستی و اصلاً رو خودت کنترل نداری

16:41.146 --> 16:42.668
‫بذار یه چیزی رو روشن بهت بگم، اوکی؟

16:42.693 --> 16:44.691
‫همین که هر دقیقه کنار این زن می‌شینم

16:44.716 --> 16:48.192
‫و بهش دست نمی‌زنم، یعنی دارم
‫بالاترین حد اراده رو از خودم نشون می‌دم

16:49.179 --> 16:51.543
‫پس امشب قراره اینجا دست به
‫سیاه و سفید نزنی و چیزی نخوری؟

16:51.568 --> 16:52.903
‫ظاهراً که این‌طوریه، آره

16:52.928 --> 16:54.722
‫اصلاً اگه نمی‌خواستی کوفت کنی چرا اومدی؟

16:54.747 --> 16:58.108
‫خب، اول از همه اینکه مطمئن باش از
‫حضور من تو این جمع پشیمون نمی‌شی

16:58.133 --> 16:59.458
‫حضورم اینجا یه امتیاز حساب می‌شه؟

16:59.483 --> 17:01.105
‫- یه امتیاز تمام‌عیار
آره، خودت می‌فهمی -

17:01.130 --> 17:03.321
‫آدم که هر روز با یه همچین
شخصیت خفنی ‫روبه‌رو نمی‌شه،

17:03.346 --> 17:04.716
‫- می‌دونی چی می‌گم؟
‫- اون که صددرصد

17:04.741 --> 17:07.076
‫من غیر از کوفت کردن یه وعده غذا،
‫کلی چیزای دیگه واسه ارائه دارم

17:07.101 --> 17:08.715
‫غذای بقیه چطوره؟ امیلی؟

17:08.740 --> 17:10.199
‫- لذیذه، سوزان
آره

17:10.224 --> 17:11.933
‫- دستت درد نکنه، مارتا، عزیزم
واقعاً عالیه -

17:11.958 --> 17:13.136
‫این چنگال کوچولو رو ببین

17:13.161 --> 17:15.497
به نظرتون منطق پشت این چیه؟

17:15.522 --> 17:16.822
‫ این چنگال سالاده، لارنس

17:16.847 --> 17:18.717
‫چرا این چنگال باید کوچیک‌تر از چنگالی باشه

17:18.742 --> 17:20.576
‫که باهاش غذای اصلی رو می‌خوری؟

17:20.601 --> 17:23.263
‫اصلاً چرا تو بشقاب غذا ‫می‌خوریم؟
چرا چاقو داریم؟

17:23.288 --> 17:25.790
‫چرا لیوان داریم؟ رسمش این‌طوریه دیگه

17:25.815 --> 17:27.607
‫یه سری چیزا فقط از روی عادته

17:27.632 --> 17:29.259
‫و لزوماً هیچ منطق و عقل سلیمی پشتش نیست

17:29.284 --> 17:32.160
‫دقیقاً، حرف منم در مورد حق رای همینه

17:32.185 --> 17:33.894
‫گاهی وقت‌ها چیزها باید تغییر کنن

17:33.919 --> 17:35.169
‫- آره، کاملاً  آره
بله بله -

17:35.194 --> 17:37.504
‫می‌دونی چیه؟
‫این تئوری رو گوش کن، اوکی؟

17:37.529 --> 17:40.155
‫ما باید سالاد رو با چنگال بزرگ بخوریم،

17:40.180 --> 17:42.557
‫این‌طوری سالم‌تر زندگی
‫می‌کنیم و سالاد بیشتری می‌خوریم

17:42.582 --> 17:44.386
‫چنگال کوچیکه هم
باید مال غذای اصلی باشه

17:44.411 --> 17:46.454
‫این‌طوری کمتر می‌خوری،
‫کمتر لمبوندن هم بهتره

17:46.479 --> 17:49.147
‫- جابه‌جایی رو حال کردی؟
‫- عجب نوآوری خلاقانه‌ای

17:49.172 --> 17:51.005
‫- تو چقدر باهوشی
!واقعاً شاهکاره -

17:51.030 --> 17:52.041
‫چی؟

17:52.066 --> 17:53.270
اووه

17:53.295 --> 17:54.802
‫- راست می‌گه، نکته خوبی گفت...
‫- اوکی

17:54.827 --> 17:57.388
‫اگه به چاقوها نگاه کنید، هم‌اندازه‌ان

17:57.413 --> 17:59.771
‫- لنگه‌ی هم
آره، لنگه‌ی هم -

17:59.796 --> 18:01.965
‫دیگه کی می‌تونه پیشنهاد
‫جابه‌جایی چنگال‌ها رو بده؟

18:01.990 --> 18:03.973
‫- هیچ‌کس
انگار آدم داره با یه دانشمند غذا می‌خوره -

18:03.998 --> 18:05.165
‫بله، من یه امتیازم واسه این جمع

18:05.190 --> 18:06.851
‫کجا می‌تونین یه همچین نظراتی بشنوین؟

18:06.876 --> 18:09.153
‫مطمئناً از این دو تا مجسمه خشک‌ومقدس
‫در نمیاد، اینو بهتون تضمین می‌دم

18:09.178 --> 18:10.977
‫من که عمراً به یه همچین چیزی فکر می‌کردم

18:11.002 --> 18:14.963
‫این آقایونی که داری بهشون اشاره می‌کنی،
‫از قضا شهروندان محترمی هستن

18:14.988 --> 18:18.641
‫همین آلفرد، بزرگ‌ترین صاحب
‫کارخونه ریسندگی تو غرب نیویورکـه

18:18.666 --> 18:22.210
‫ما بیش از 120 تا بچه رو به کار گرفتیم

18:22.235 --> 18:23.748
‫- می‌تونیم یه پیک بزنیم؟
‫- آره!

18:23.773 --> 18:24.898
‫- آره
پیک رو تو می‌گی، ادیت؟ -

18:24.923 --> 18:27.841
‫- آره راستی، شرابِ کجاست؟
‫- ما با آب پیک می‌زنیم

18:27.866 --> 18:29.284
‫- این آبـه؟
‫- من اهل مشروب نیستم

18:29.309 --> 18:31.795
‫می‌دونی، اگه یه کم شراب بود،
‫ملت یه مقدار یخ‌شون وا می‌شد

18:31.820 --> 18:33.427
‫ما اینجا نهضت پاک‌دامنی
و اعتدال رو رعایت می‌کنیم

18:33.441 --> 18:33.995
آره

18:34.019 --> 18:35.776
‫ ما تو جنبش اعتدال، معتقدیم که...

18:35.801 --> 18:37.635
‫هی اعتدال، اعتدال، اعتدال

18:37.660 --> 18:40.484
‫الکل یه پدیده شیطانیه ‫که باید ریشه‌کن بشه

18:40.509 --> 18:42.163
‫ما زندگی هدفمندی داریم

18:42.188 --> 18:43.750
‫مشخصه، قیافه‌هاتون داد می‌زنه
‫ داره بهتون خوش می‌گذره

18:43.775 --> 18:46.110
‫اتفاقاً کلی هم داره خوش ‫می‌گذره
اوه، بله که خوش می‌گذره

18:46.135 --> 18:47.636
‫دارم بیشترین لذت رو می‌برم

18:47.661 --> 18:49.245
‫اما خودت می‌بینی این کار چقدر بی‌انصافیه؟

18:49.270 --> 18:51.188
‫یعنی چون خودت ‫از شنا کردن خوشت نمیاد،

18:51.213 --> 18:52.555
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نباید پاشو بذاره تو آب؟

18:52.580 --> 18:53.997
‫خونه‌ی من، قانون من

18:54.022 --> 18:56.164
‫ولی بعد شام شراب پورت رو که داریم، نه؟

18:56.189 --> 18:58.316
‫- پورت بی‌پورت، هربرت
پس از شراب شری هم خبری نیست؟ -

18:58.341 --> 18:59.364
‫ نه، اعتدال، پاک‌دامنی!

18:59.669 --> 19:03.298
‫ما تو این خونه معتقدیم که ‫الکل مایه فساده

19:03.323 --> 19:05.339
‫- حتماً تو کارخونه ریسندگی هم به چشم دیدی
معضل بزرگیه -

19:05.364 --> 19:07.699
‫- بچه‌ها هم تو کارخونه عرق‌خوری می‌کنن
کلی هم عر می‌زنن و گریه می‌کنن -

19:07.724 --> 19:10.375
‫تو با عرق‌خوری بچه‌ها
تو ‫کارخونه موافقی، لارنس؟

19:10.400 --> 19:12.919
‫راستش رو بخوای، من این‌قدر از بچه‌ها متنفرم

19:12.943 --> 19:15.083
‫که اصلاً به تخمم نیست چه غلطی می‌کنن

19:15.108 --> 19:16.358
‫- سوزان
جانم، عزیزم؟ -

19:16.383 --> 19:20.939
‫هنوز در مورد این اختراع جدیدی که
تازه ‫راه انداختی صحبتی نکردیم،

19:20.964 --> 19:22.589
‫منظورم برقه

19:22.614 --> 19:25.408
‫این فانوس‌ها و لوسترها، ‫واقعاً چقدر قشنگن

19:25.433 --> 19:29.168
‫من که چشمم آب نمی‌خوره، ‫یه چیزی تو
نور شمع هست ‫که هنوزم ترجیحش می‌دم

19:29.193 --> 19:31.987
‫من خودم بیشتر پایه‌ی پیه گاو ‫و موم هستم

19:32.012 --> 19:35.012
‫- خب، من به پیشرفت اعتقاد دارم
درسته، امنیتش هم بیشتره -

19:35.037 --> 19:37.613
‫- امن‌تر از موم و شعله شمع؟
‫- صددرصد

19:37.638 --> 19:39.347
‫- اسمت چی بود داداش؟
‫- هربرت

19:39.372 --> 19:41.857
‫هربرت، اوکی می‌خواستم یادم بمونه

19:42.342 --> 19:45.052
‫تا اگه برحسب اتفاق
یه روزی دوباره ‫به تورت خوردم، بشناسمت،

19:45.077 --> 19:47.600
‫چون قطعاً هیچ دیدار
‫برنامه‌ریزی‌شده‌ای در کار نیست

19:49.936 --> 19:51.510
‫منظورت چیه آقا؟

19:51.535 --> 19:55.312
‫خب، باید بگم این برق
‫بزرگ‌ترین اتفاقیه که تا حالا افتاده

19:55.337 --> 19:57.136
‫منم باید از اینا ردیف کنم، برق‌کارت کیه؟

19:57.161 --> 19:58.288
...اوه، آم

19:58.891 --> 20:00.290
اصلاً ‫یادم نمیاد

20:00.315 --> 20:02.125
‫جداً؟ یادت نمیاد؟

20:02.150 --> 20:03.150
ها؟

20:03.175 --> 20:04.175
!آها

20:04.200 --> 20:06.249
‫جداً؟ یعنی واقعاً یادت نمیاد؟

20:06.274 --> 20:08.655
‫ادیت، باید در مورد سس‌ها باهات حرف بزنم

20:08.680 --> 20:11.411
‫- لطفاً بیا تو آشپزخونه
اوکی، با اجازه‌تون -

20:11.436 --> 20:13.444
!اوه
‫- این زن رو ببین توروخدا

20:13.469 --> 20:15.409
میشه یه لحظه نگاهش کنی؟ -
دوست‌داشتنیه -

20:15.434 --> 20:17.393
تا حالا تو زندگیت
یه همچین زیبایی‌ ‫به چشمت خورده؟

20:17.418 --> 20:18.209
‫ فوق‌العاده‌ست

20:18.234 --> 20:21.686
‫اصلاً آدم باورش نمی‌شه این دو تا
‫از یه رحم بیرون اومده باشن

20:21.711 --> 20:23.474
‫قطعاً یکی‌شون رو از پرورشگاه آوردن

20:23.499 --> 20:25.133
‫- من نیاز به یه پیک دارم
جداً؟ -

20:25.158 --> 20:26.201
‫بدون شک

20:26.226 --> 20:27.549
!اووه

20:27.574 --> 20:29.743
‫- اوه، خدای من!
‫- عجب ناقلایی هستی تو

20:30.366 --> 20:31.370
‫لارنس!

20:31.907 --> 20:34.812
‫آخه چه مرگته که پاشدی
این مرتیکه‌ی اسکل رو ‫آوردی تو خونه؟

20:34.837 --> 20:37.452
‫من کلی باهاش حال می‌کنم، سوزان
داری خیلی بهش سخت می‌گیری

20:37.477 --> 20:39.715
‫من بهش سخت نمی‌گیرم
این بشر یه تخته‌ش کمه

20:39.740 --> 20:42.332
‫اتفاقاً کلی تیزه
تو اون قضیه چنگال کوچیکه نابغه بود

20:42.357 --> 20:44.414
‫اوه، توروخدا بس کن
این ‫حتی از اون معرکه‌گیر سیرک هم

20:44.439 --> 20:45.647
‫که اون دفعه آوردی خونه بدتره

20:45.672 --> 20:46.672
‫بهت گفته بودم

20:46.697 --> 20:48.998
‫اسم "کارل شمشیر قورت‌بده" رو
‫تو دهنت نیار

20:49.023 --> 20:50.158
‫ راست می‌گی، تند رفتم

20:50.183 --> 20:54.190
‫حرف لارنس منطقی بود، من دعوتش کردم
اون باید از من تشکر می‌کرد، نه تو

20:54.215 --> 20:55.588
آه، ‫خیلی‌خب

20:56.337 --> 20:59.289
‫من سعی می‌کنم پذیرا باشم،
‫سعی می‌کنم دندون رو جگر بذارم

20:59.314 --> 21:01.762
‫- اونم فقط به خاطر تو، چون دوسِت دارم
ممنون، دستت درد نکنه، سوزان -

21:01.787 --> 21:02.888
‫ آخرش با تو چیکار کنم؟

21:03.061 --> 21:04.604
‫به افتخار مهمان محبوب جدیدم در میز شام

21:04.633 --> 21:07.048
‫داری اینجا چه غلطی می‌کنی؟

21:08.014 --> 21:09.099
‫اون الکله؟

21:09.124 --> 21:12.203
‫- نه، شوره‌ست
شوره، آره ارواح عمت -

21:12.228 --> 21:14.482
‫کمک می‌کنه شهوت و حشـ‌رم رو کنترل کنم

21:14.507 --> 21:17.380
‫وگرنه این طفلک، واقعاً نگران حالش می‌شدم

21:17.405 --> 21:18.405
اوهوم

21:19.137 --> 21:20.831
‫- ادیت!
‫- شرمنده، سوزان

21:20.856 --> 21:22.570
‫تو همه‌رو به راه بد می‌کشونی، لارنس

21:22.595 --> 21:24.763
‫ما که مثل تو بی‌عیب‌ونقص نیستیم، سوزان

21:24.788 --> 21:27.540
‫روی زن‌ها هم همین اثر رو داره، خودتم
می‌تونی جذابیتش رو اینجا تصور کنی

21:27.565 --> 21:30.525
‫خیلی‌خب، بیاید بحث رو عوض کنیم، من اصلاً
‫نیاز ندارم یه همچین چیزی رو تصور کنم

21:30.550 --> 21:33.758
‫سوزان، واسه جلسه بزرگت تو کنگره آماده‌ای؟

21:33.783 --> 21:35.489
‫کلی هیجان دارم

21:35.514 --> 21:39.524
‫ما پیش‌نویس یه اصلاحیه رو
‫نوشتیم که قراره به کنگره ارائه بدیم

21:39.549 --> 21:41.487
‫تا زن‌ها هم حق رای داشته باشن

21:41.512 --> 21:43.512
‫- احسنت!
‫- بله، بله، بله!

21:45.530 --> 21:47.948
‫شنیدید چی گفت؟
دارین ‫این حرف‌ها رو می‌شنوین؟

21:47.973 --> 21:49.154
‫- آره
شوخی قشنگی بود -

21:49.179 --> 21:50.215
‫- خنده‌دار بود
آره -

21:50.240 --> 21:52.809
‫- اصلاً کجای این قضیه خنده‌داره؟
‫- حتماً داری شوخی می‌کنی

21:52.834 --> 21:54.167
‫کاملاً جدی می‌گم

21:54.192 --> 21:56.152
‫من تمام زندگیم رو پای این کار گذاشتم

21:56.177 --> 21:59.625
‫- واقعاً روز غم‌انگیزیه
اصلاً از همون اولش مسخره‌ست -

21:59.650 --> 22:01.025
‫زن که نمی‌تونه رای بده

22:01.050 --> 22:03.009
‫چرا زن‌ها نباید حق رای داشته باشن؟

22:03.034 --> 22:05.745
‫ما داریم با رای ندادنتون بهتون لطف می‌کنیم

22:05.770 --> 22:09.189
‫زن و مرد پیش خدا برابر آفریده شدن

22:09.214 --> 22:11.820
‫- بله!
‫- ما باید حقوق برابری داشته باشیم

22:11.845 --> 22:14.053
‫- بابا بی‌خیال، سوزی
!سوزان -

22:14.078 --> 22:15.412
‫بی‌خیال، سوزان

22:15.437 --> 22:17.313
‫چرا زن‌ها نباید حق رای داشته باشن؟

22:17.338 --> 22:19.103
‫- دقیقاً، لارنس، چرا؟
‫- آره، چرا؟

22:19.128 --> 22:21.767
‫فکر کنم یه ایده‌ای دارم
یه نظریه به ذهنم رسید

22:22.096 --> 22:24.347
‫من در مورد
حق رای ‫زن‌ها این پیشنهاد رو دارم:

22:24.372 --> 22:28.073
‫فکر می‌کنم اگه یه زن
جذاب ‫باشه و بتونه یه مرد رو تور کنه،

22:28.462 --> 22:30.356
‫نباید بتونه رای بده

22:30.381 --> 22:32.866
‫یه زن زیبا، مثل ادیت، باید تو خونه بمونه،

22:32.891 --> 22:34.929
‫ آشپزی کنه و حواسش به بچه‌ها باشه

22:34.954 --> 22:39.465
‫اما اونایی که
هیچ جذابیتی واسه جنس مخالف ندارن

22:39.490 --> 22:42.070
‫ زن‌های ‫سلیطه، عجوزه‌ها، جادوگرها،

22:42.095 --> 22:45.329
‫و ترشیده‌ها
اون زن‌ها باید بتونن رای بدن

22:45.354 --> 22:47.695
‫- این یه مصالحه خوبیه
منطقی به نظر می‌رسه -

22:47.720 --> 22:49.429
‫حالا کی قراره اینو تعیین کنه؟

22:49.454 --> 22:51.190
‫ من خودم با کمال میل
این مسئولیت رو قبول می‌کنم

22:51.222 --> 22:52.097
اونوقت چرا تو؟

22:52.122 --> 22:54.466
‫- واقعاً هر مردی از پسش برمیاد
هر مردی که بینش داشته باشه -

22:54.491 --> 22:55.867
‫به عنوان مثال، ادیت

22:56.516 --> 22:59.814
‫خیلی معذر‌ت می‌خوام، ولی
‫عزیزم، تو نمی‌تونی رای بدی

23:00.502 --> 23:03.295
‫- ممنون
النور، تو هم نمی‌تونی رای بدی -

23:03.320 --> 23:05.263
‫مارتا، واسه تو هم رایی در کار نیست

23:05.288 --> 23:07.998
‫- خیلی زیبایی
کلارا، واقعاً شرمنده‌م -

23:08.023 --> 23:09.588
‫و اما تو، سوزان

23:09.613 --> 23:11.989
‫تو... تو می‌تونی رای بدی

23:12.014 --> 23:13.251
چی؟ به چه دلیل مثلاً؟

23:13.276 --> 23:16.278
‫خب دیگه، چون... آره  خودت می‌دونی

23:16.303 --> 23:18.756
‫ممنون، لارنس، بابت ‫اجازه دادنت
ولی نیازی بهش ندارم

23:18.781 --> 23:21.139
‫من و الیزابت کیدی استنتون
‫این اصلاحیه رو تنظیم کردیم،

23:21.164 --> 23:25.904
‫و امیدوارم بیشتر مردهای
‫کنگره مثل تو فکر نکنن، لارنس

23:25.929 --> 23:29.303
‫به نظرم کلی از وقتت رو
‫با این الیزابت کیدی استنتون می‌گذرونی

23:29.328 --> 23:31.217
اوه، آره، خیلی با هم صمیمی ‫هستیم

23:31.242 --> 23:32.343
سال‌هاست با هم کار می‌کنیم

23:32.368 --> 23:34.155
‫بله، خیلی صمیمی هستین

23:34.180 --> 23:35.806
‫آره، اون بهم کمک کرد اصلاحیه رو بنویسم

23:35.831 --> 23:37.275
...آدم می‌تونه بگه

23:38.125 --> 23:39.960
!خیلی، خیلی صمیمی

23:39.985 --> 23:40.753
!هوم

23:40.778 --> 23:44.902
‫می‌دونی، دارم حس می‌کنم شاید
‫وقتشه که دیگه رفع زحمت کنی، لارنس

23:44.927 --> 23:47.113
‫- به نظرم باید رای‌گیری کنیم
بیاید رای بگیریم -

23:47.138 --> 23:49.636
‫کی موافقه وقتش رسیده ‫لارنس تشریف ببره؟

23:49.661 --> 23:51.914
‫نه، نه، نه  معلومه که
فقط مردها ‫می‌تونن رای بدن

23:51.939 --> 23:53.489
‫ادیت، منو ببخش،

23:53.812 --> 23:57.415
‫ولی فکر کنم باید گورت رو
از خونه‌ی من ‫گم کنی بیرون، لارنس عوضی

23:57.440 --> 23:59.480
‫اومدی اینجا در حالی که قبلاً کوفت کرده بودی،

23:59.505 --> 24:01.715
‫نه از چنگال‌ها خوشت میاد، نه از غذاها،

24:01.740 --> 24:03.073
‫سر میز منم عرق‌خوری می‌کنی،

24:03.098 --> 24:04.669
‫حالا هم نمی‌خوای ما رای بدیم؟

24:04.694 --> 24:07.352
‫تو این خونه، زن‌ها حق رای دارن

24:07.377 --> 24:08.371
‫بزن به چاک، مرتیکه‌ی لاشی!

24:08.396 --> 24:10.917
‫- چی؟ داری منو می‌اندازی بیرون؟
‫- گورت رو گم کن برو بیرون!

24:10.942 --> 24:14.127
‫باشه  من دارم می‌رم، سوزی
بیا بریم، ادیت، راه بیفت

24:14.152 --> 24:16.779
‫شرمنده‌م، لارنس، اون خواهرمـه

24:16.804 --> 24:18.355
‫حالا هم گورت رو گم کن بیرون!

24:19.147 --> 24:20.156
‫اوکی

24:22.015 --> 24:24.267
‫شاید حالا بتونیم یه شام خوب بخوریم

24:24.917 --> 24:26.842
‫خب... داره میاد

24:26.867 --> 24:28.868
‫یه چیز دیگه، سوزان بی آنتونی

24:28.893 --> 24:31.354
‫لازم نیست بهم بگی اون "بی" مخفف چیه

24:32.061 --> 24:33.932
‫و چنگال کوچیکه هم تو کـ‌ونت

24:34.150 --> 24:36.110
‫- چنگال کوچیکه تو کـ‌ونت
!بیرون -

24:46.286 --> 24:48.632
‫در 20 ژوئیه 1969،

24:48.657 --> 24:53.448
‫نیل آرمسترانگ و ادوین‌بـاز آلدرین، اولین
‫انسان‌هایی بودن که روی ماه قدم گذاشتن

24:53.795 --> 24:56.958
‫آرمسترانگ اولین نفر رفت و
‫این جملات معروف رو به زبان آورد:

24:57.248 --> 25:02.764
‫"این یک قدم کوچک برای یک انسان،
‫و یک جهش بزرگ برای بشریت است"

25:03.611 --> 25:06.905
‫این یک دستاورد بزرگ در کاوش‌های بشری بود،

25:06.930 --> 25:09.223
‫که وقتی به این فکر کنین،
‫حتی شگفت‌انگیزتر هم می‌شه:

25:09.248 --> 25:12.995
‫آنها چهار روز در یک کپسول
‫فلزی کوچک در فضا در حرکت بودن،

25:13.020 --> 25:15.307
‫کپسولی که توسط کامپیوتر ناسا ‫هدایت می‌شد

25:15.332 --> 25:18.829
که یک میلیون بار
ضعیف‌تر ‫از گوشی هوشمند شما بود

25:19.380 --> 25:21.431
‫در طول این سفر، نیل و بـاز

25:21.456 --> 25:25.292
‫به‌طور مداوم با مرکز هدایت
‫عملیات در هیوستون در ارتباط بودن،

25:25.317 --> 25:28.069
‫و نوارهای جدیدی که اخیراً منتشر شدن

25:28.094 --> 25:31.047
‫ابعاد متفاوتی از سفر ‫آنها را آشکار می‌کنه

25:32.551 --> 25:35.836
‫ارتفاع در حال حاضر 21 هزار فوت
همه‌چیز هنوز عالی به نظر می‌رسه

25:36.485 --> 25:37.680
‫هیوستون،

25:38.033 --> 25:39.900
آمار آلارم 1202 رو بهمون بده

25:39.925 --> 25:43.417
‫اوکی، اوضاع اونجا خوب به نظر می‌رسه
نیل ارتفاع الان 21 هزار فوتـه

25:43.442 --> 25:44.952
‫از نظر ما همه‌چیز ردیفه، ایگل

25:44.977 --> 25:46.049
دریافت شد

25:47.001 --> 25:49.630
هی ‫راستی، واسه
بچه‌های ‫تیم پرتاب چی کادو گرفتی؟

25:49.911 --> 25:50.933
چی؟

25:51.480 --> 25:52.668
‫ کادو واسه بچه‌های تیم پرتاب؟

25:52.693 --> 25:54.646
‫- در مورد چی حرف می‌زنی؟
‫- واسه‌شون چوب گلف پاتر گرفتم

25:54.671 --> 25:57.340
‫واسه بچه‌های تیم پرتاب کادو
‫گرفتی؟ داری شوخی می‌کنی؟

25:57.860 --> 25:59.122
‫چرا این کارو کردی؟

25:59.654 --> 26:01.114
‫خب دارن ما رو می‌فرستن به ماه

26:01.139 --> 26:02.725
‫خب من که هیچی واسه‌شون نگرفتم

26:02.750 --> 26:04.560
‫- طوری نیست
نه بابا -

26:05.002 --> 26:07.305
‫الان حتماً پیش خودشون فکر می‌کنن
‫من یه آدم خسیس ناخن‌خشکم

26:07.330 --> 26:09.950
‫- یا چشم‌سفید و این‌جور چیزا
نه، مطمئنم این‌طوری فکر نمی‌کنن -

26:10.228 --> 26:14.799
‫به نظر من که خیلی ضایع‌ست
‫تو واسه‌شون یه چیزی گرفتی و من نگرفتم

26:14.824 --> 26:16.324
‫مطمئنم پشت سرمون حرف درمیارن

26:16.349 --> 26:19.310
‫تو وقتی می‌ری خونه‌ی کسی
‫واسه شام، دست‌خالی می‌ری؟

26:19.335 --> 26:20.383
‫آره

26:20.408 --> 26:22.643
‫- خب این که خیلی بده
چرا بده؟ -

26:22.668 --> 26:25.545
‫اگه مجبور باشم تو راه مهمونی
‫نگه‌دارم تا یه چیزی بخرم،

26:25.570 --> 26:27.628
‫اصلاً ترجیح می‌دم
اون مهمونی ‫رو نرم، اصلاً دعوتم نکنن

26:27.653 --> 26:29.342
‫خیلی‎خب؛ منظور بدی نداشتم، اوکی؟

26:29.367 --> 26:30.971
‫فقط یه حرکت دلی و قشنگ بود

26:30.996 --> 26:33.532
‫آره، دقیقاً  از همین کارها که
‫هیچ‌وقت به عقل من نمی‌رسه

26:33.855 --> 26:36.023
‫من احتیاج دارم
یکی این ‫کارهای دلی‌ش رو بهم بگه

26:36.048 --> 26:37.575
‫تا منم همون کارو کپی کنم

26:37.600 --> 26:40.674
‫- مخ من اصلاً به این جور تعارف‌ها قد نمی‌ده
چیز خاصی نبود، یه هدیه کوچیک بود -

26:40.699 --> 26:42.353
‫پاشدی واسه تیم پرتاب کادو گرفتی...

26:43.398 --> 26:46.355
‫ارتفاع 4200، اجازه فرود صادر شد، تمام

26:46.689 --> 26:48.856
‫دریافت شد، آماده فرود در ارتفاع 4 هزار فوتی

26:48.881 --> 26:50.716
‫- اگه به منم می‌گفتی چیزی ازت کم نمی‌شد
شرمنده -

26:50.741 --> 26:52.366
‫نمی‌فهمم چطور دلت اومد به من نگی

26:52.391 --> 26:55.298
‫- خب واسه‌شون یه سوغاتی بیار
سوغاتی؟ -

26:55.323 --> 26:57.634
‫آره  یه چیزی از ماه واسه‌شون بیار
یه تیکه سنگ مثلاً

26:57.659 --> 26:59.031
‫- سنگ؟
‫- آره، واسه‌شون سنگ بیار

26:59.056 --> 27:01.067
‫چیه، پاک رد دادی مرتیکه؟
‫سنگ‌ها رو واسه خودم نگه می‌دارم

27:01.092 --> 27:02.808
‫می‌خوای تک‌تک سنگ‌های
‫ماه رو واسه خودت برداری؟

27:02.833 --> 27:05.037
‫آره  قراره کلی سنگ جمع کنم

27:05.371 --> 27:06.375
‫خیلی زیاد

27:06.400 --> 27:09.568
‫- مگه می‌خوای سنگ‌ها رو قورت بدی؟
‫- نه، با خودم کیسه لباس‌شویی آوردم

27:09.593 --> 27:11.267
‫واسه سنگ جمع کردن کیسه لباس‌شویی ‫آوردی؟

27:11.292 --> 27:12.501
این کار اصلاً علمی نیست

27:12.526 --> 27:14.039
‫سنگ‌ها رو می‌ریزم ‫تو کیسه لباس‌شویی

27:14.064 --> 27:15.564
‫اسکل، اینا سنگ‌های ماهن

27:15.589 --> 27:17.986
‫- هنوز آزمایش نشدن
ببین چی می‌گم -

27:18.011 --> 27:19.658
‫با این سنگ‌ها می‌تونیم
‫میلیون‌ها دلار به جیب بزنیم

27:19.683 --> 27:20.764
‫مخت رو به کار بنداز، باشه؟

27:20.789 --> 27:22.878
‫تو با سخنرانی کردن هم
‫می‌تونی میلیون‌ها دلار دربیاری

27:22.903 --> 27:25.029
‫نیازی نیست یه مشت سنگ
‫از ماه با خودت برگردونی

27:25.054 --> 27:27.380
‫- و همین‌طوری بخشش کنی یا بفروشی
باشه -

27:27.405 --> 27:29.095
‫بهتره کلمه‌ای از این موضوع جایی نگی

27:29.887 --> 27:32.494
‫معذرت می‌خوام
قصدم این نبود ‫که عصبی‌ت کنم

27:32.519 --> 27:34.603
‫- نمی‌دونم چی بهت بگم
خب این کارت بدجور رو مخمه -

27:35.153 --> 27:36.172
خیلی‌خب، بیا بی‌خیالش شیم

27:36.197 --> 27:38.010
‫- بی‌خیالش شیم
آره، می‌شه یه لحظه مکث کنیم؟ -

27:38.035 --> 27:40.126
‫ما داریم روی ماه فرود میایم
یعنی بابا بیخیال

27:40.151 --> 27:43.027
!‫ما داریم روی ماه فرود میایم
!‫ما داریم روی ماه فرود میایم

27:43.052 --> 27:44.625
‫ما داریم روی ماه فرود میایم

27:44.650 --> 27:47.319
‫مفهومه، تایید فرود ‫در ارتفاع 3 هزار فوتی

27:47.344 --> 27:48.335
‫مفهومه

27:48.667 --> 27:50.645
‫کاهش ارتفاع تا 3 هزار فوت، تمام

27:50.670 --> 27:51.795
‫داده‌های رادار خوبه

27:51.820 --> 27:54.197
‫الان در مرحله نزدیک به ماه هستیم
همه‌چیز خوب به نظر می‌رسه

27:54.834 --> 27:55.955
هی، ‫راستی،

27:56.443 --> 27:58.265
‫فکر کنم یه جمله خیلی توپ آماده کردم

27:58.290 --> 28:00.885
‫واسه وقتی که
برای ‫اولین بار پامو می‌ذارم رو ماه

28:01.375 --> 28:03.209
‫- ردیفه؟
‫- چی؟ منظورت چیه؟

28:03.234 --> 28:05.046
‫خب، قراره اولین انسانی
‫باشم که پاش رو می‌ذاره رو ماه

28:05.071 --> 28:07.697
‫باید یه چیز عمیق بگم،
‫یه چیزی که سنگین و باوقار باشه،

28:07.722 --> 28:09.574
‫و فکر کنم یه چیزهایی به ذهنم رسیده

28:09.599 --> 28:11.161
‫کی گفته تو قدم اول رو برمی‌داری؟

28:11.186 --> 28:12.796
‫- اونا گفتن
اونا کی‌ان؟ -

28:13.987 --> 28:15.529
‫ناسا، بچه‌های تیم پرتاب

28:15.554 --> 28:17.889
‫پس حالا تو قراره
‫اولین قدم رو روی ماه برداری؟

28:17.914 --> 28:19.206
‫هیچ‌کس اینو به من نگفته بود

28:19.231 --> 28:21.232
‫به من گفتن، به تو نگفتن؟

28:21.257 --> 28:22.437
‫نه، نه، نگفتن

28:22.462 --> 28:24.298
‫به هر حال، نظرت در مورد این چیه؟

28:24.776 --> 28:29.541
‫"این یک قدم کوچک برای یک انسان،
‫و یک جهش بزرگ برای بشریت است"

28:29.566 --> 28:32.507
‫افتضاحه پسر، گند زدی که

28:32.532 --> 28:33.599
‫ خیلی تخمیه

28:33.624 --> 28:35.349
داری در مورد چی حرف می‌زنی؟
‫خیلی پیش‌پاافتاده‌ست

28:35.374 --> 28:37.656
‫من خودم می‌تونستم یه جمله خیلی بهتر

28:37.681 --> 28:40.105
‫از اون "یک قدم کوچک
برای ‫یک انسان" کسل‌کننده بسازم

28:40.130 --> 28:41.214
‫تو بهترش رو می‌تونی بگی؟

28:41.615 --> 28:43.992
‫- مثلاً چی تو چنته داری؟
‫- تو خواب هم بهتر از اینو می‌گم

28:44.017 --> 28:46.109
‫پس اگه خوب نیست، یه جمله بهم بگو

28:48.093 --> 28:52.988
‫"من را پرواز ده تا به ماه برسم
‫و بگذار میان ستاره‌ها بازی کنم"

28:54.827 --> 28:56.577
‫- مثل اون آهنگه؟
‫- کدوم آهنگ؟

28:56.602 --> 28:58.679
‫یه آهنگ هست به اسمِ
"من را پرواز ده تا به ماه برسم"

28:58.704 --> 29:00.288
‫- "من را پرواز ده تا به ماه برسم"؟
‫- اثر سیناترا

29:00.313 --> 29:02.147
‫- تا حالا نشنیدم
تا حالا آهنگ رو نشنیدی -

29:02.172 --> 29:04.232
‫ولی متنش رو مو به مو داری درست می‌گی؟

29:04.257 --> 29:06.909
‫می‌خوای اصلاً بپر رو ماه و
شروع ‫کن به خوندن آهنگ "باد تابستونی"؟

29:07.009 --> 29:08.010
!اوه

29:08.034 --> 29:10.119
‫"من را... من را پرواز ده تا
‫به ماه برسم، بگذار بازی کنم..."

29:10.144 --> 29:12.081
‫- "بذار ببینم بهار تو چه شکلیه..."
‫- "بذار ببینم بهار تو چه شکلیه "

29:12.106 --> 29:13.528
‫- "در مشتری و مریخ "
‫- "مشتری و مریخ "

29:13.553 --> 29:14.763
‫اوه، آره، این تویی...

29:15.129 --> 29:16.723
‫- لعنتی حق با توئه، این یه آهنگه
آره دیگه -

29:16.748 --> 29:18.040
‫شاید وقتی رو ماه فرود اومدی،

29:18.065 --> 29:19.929
‫بتونی بهشون بگی:
هی، اگه بتونم اینجا موفق بشم"

29:19.954 --> 29:21.261
‫هر جای دیگه‌ای هم می‌تونم"

29:21.286 --> 29:24.468
‫اوکی، این یکی چطوره؟
یه سنگ برمی‌دارم، خب؟

29:24.493 --> 29:27.675
‫وانمود می‌کنم دارم ‫می‌خورمش
"می‌گم... گودا"

29:28.572 --> 29:30.740
‫- "گودا"؟
‫- آره، گودا همون پنیره

29:31.095 --> 29:32.213
‫آره، نه، گرفتم چی شد

29:32.564 --> 29:35.271
‫مسخره‌ست، تو اصلاً
حس ‫شوخ... می‌دونی، فازت همینه

29:35.296 --> 29:36.858
‫تو اصلاً و ابداً حس شوخ‌طبعی نداری

29:36.883 --> 29:39.176
‫من می‌تونم پشت سر هم
‫جوک بگم و تو هم هیچی نفهمی

29:39.201 --> 29:41.452
‫- چی؟
‫- اونا باید از من می‌خواستن که جمله رو بگم

29:41.477 --> 29:42.894
‫چون من خلاقم

29:42.919 --> 29:45.017
‫آره، تو اون‌قدر خلاقی که از
‫رو دست سیناترا اسکی می‌ری

29:45.042 --> 29:46.960
‫می‌دونی، من تو دوران
‫دبیرستان کلی تئاتر بازی کردم

29:46.985 --> 29:48.902
‫- اوکی
من نقش رابرت براونینگ رو -

29:48.927 --> 29:51.646
‫تو تئاتر "خانواده بارتِ خیابان ‫ویمپول"
بازی کردم، فوق‌العاده بودم

29:51.671 --> 29:54.252
‫فقط چون تو دوران دبیرستان
تئاتر"خانواده بارتِ خیابان ‫ویمپول"رو

29:54.277 --> 29:55.676
بازی کردی ‫دلیل نمی‌شه خلاق باشی

29:55.701 --> 29:57.538
‫آره، می‌دونی چیه؟
‫فرداش تو روزنامه مدرسه

29:57.563 --> 30:00.480
‫درباره‌م نوشتن:
"باز آلدرین خود رابرت براونینگ است"

30:00.505 --> 30:02.005
‫و کلمه "است" رو هم بزرگ نوشتن

30:02.030 --> 30:03.197
‫دیالوگی ازش یادتـه؟

30:03.222 --> 30:05.209
‫شاید بتونی وقتی داری
روی ‫ماه راه می‌ری یکیش رو بگی

30:05.234 --> 30:07.720
‫ایگل، هیوستون،
‫مجوز شروع فرود با موتور صادر شد

30:08.202 --> 30:09.786
دریافت شد، آماده‌سازی برای فرود

30:09.811 --> 30:11.599
‫ما آماده‌ایم، با همون زمان‌بندی، آماده‌ایم

30:12.386 --> 30:13.624
توی کسکش

30:13.854 --> 30:16.605
‫حالا فهمیدم چرا اون کادو رو بهشون دادی

30:16.630 --> 30:19.405
‫چون می‌خواستی
خودت ‫اول از همه پاتو بذاری رو ماه

30:19.430 --> 30:21.574
‫- چی؟
‫- تو با رشوه دادن راهت رو به ماه باز کردی!

30:21.599 --> 30:23.642
‫من بهشون کادو دادم چون رسم ادب همینه

30:23.667 --> 30:26.711
‫کی آخه به تیم پرتاب کادو می‌ده؟ شرط
‫می‌بندم تا حالا هیشکی بهشون کادو نداده

30:26.736 --> 30:28.477
‫تا حالا هیشکی رو هم
قبل ‫از این نفرستاده بودن ماه

30:28.502 --> 30:30.171
‫اوه خدای من، تو خیلی عقده‌ای هستی

30:30.196 --> 30:31.614
‫- یه آدم فیکی
من فیک‌م؟ -

30:31.639 --> 30:32.889
‫- آره
ادوین -

30:33.280 --> 30:34.522
‫واسه چی به خودت می‌گی "بـاز"؟

30:34.547 --> 30:37.236
‫چون خفن به نظر می‌رسه؟
‫تو ادوینی، ادوین آلدرین

30:37.261 --> 30:40.797
‫اگه من بودم اسممو عوض می‌کردم چون
آهنگ ‫آخر هر دوتا اسمت بدجور تو ذوق می‌زنه

30:40.822 --> 30:42.698
‫- اوه، واقعاً متأسفم
...واسه همین یه اسم برداشتی -

30:42.723 --> 30:44.692
‫- که انگار مال یه بچه ده ساله‌ست
اوه، حتماً همین‌طوره -

30:44.717 --> 30:46.912
‫- "بـاز"
بذار یه چیزی بهت بگم احمق‌جون، اوکی؟ -

30:46.937 --> 30:50.069
‫وقتی پنج سالم بود، به جای اینکه
‫زنگ در خونه دوستام رو بزنم،

30:50.094 --> 30:53.588
‫بیرون می‌ایستادم و صدای زنگ درمی‌آوردم
‫و می‌گفتم: "باززز، باززز، باززز"

30:53.613 --> 30:56.187
‫و این اسم روم موند!
مامانای ‫همه‌شون هم عاشق این کار بودن!

30:56.212 --> 30:57.543
‫"اوه بـاز اومده!"

30:57.568 --> 30:58.902
‫فکر نکنم راست بگی

30:58.927 --> 31:00.010
‫فکر می‌کنی از خودم درمیارم؟

31:00.035 --> 31:01.828
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟
‫فکر کنم سر تا پات دروغه

31:01.853 --> 31:04.814
‫- سر تا پای من دروغه؟
‫- آره! تا حالا چهار بار بهم گفتی که

31:04.839 --> 31:06.541
‫با دختر راکی مارسیانو سکس داشتی

31:06.566 --> 31:08.567
‫خب واقعاً هم با دختر
‫راکی مارسیانو سکس داشتم،

31:08.592 --> 31:11.136
‫- و فوق‌العاده هم بود
...عمراً راکی مارسیانو می‌ذاشت -

31:11.161 --> 31:13.996
‫یکی مثل تو با اسم "بـاز"
‫حتی به دخترش نزدیک بشه

31:14.021 --> 31:17.231
‫راکی مارسیانو منو دید
واقعاً ازم خوشش اومد

31:17.256 --> 31:20.618
‫پس به من نگو راکی مارسیانو
‫نمی‌ذاشت با لوسی سکس داشته باشم

31:20.643 --> 31:23.103
‫چون خودش اجازه داد، لوسی هم همین‌طور

31:23.128 --> 31:26.338
‫اون "اجازه داد" با دخترش سکس داشته باشی؟
‫همین الانش هم ضایع به نظر می‌رسه...

31:26.363 --> 31:27.989
‫- خب، اون...
‫- این دیگه چه جور توافق کیری‌ای بود

31:28.014 --> 31:30.255
‫که با راکی مارسیانو داشتی؟

31:30.280 --> 31:31.855
‫ایگل، اون بالا اوضاع ردیفه؟

31:31.880 --> 31:35.633
‫فقط... در حال کاهش ارتفاع، 700 فوت

31:35.896 --> 31:37.480
‫ایگل، مجوز فرود صادر شد، تمام

31:37.505 --> 31:39.380
‫بذار یه چیزی بهت بگم نیل، من باور نمی‌کنم

31:39.405 --> 31:40.870
‫- که ناسا بهت گفته باشه...
‫- 300 فوت

31:40.895 --> 31:41.931
‫که اولین نفر روی ماه باشی

31:41.956 --> 31:44.290
‫- چرا، گفتن من دروغگو نیستم
نگفتن  نه، نگفتن -

31:44.315 --> 31:45.955
‫- تو دروغگویی!
‫- تو دروغگویی!

31:46.048 --> 31:47.915
‫- تو دروغگویی!
‫- تو دروغگویی!

31:48.079 --> 31:49.232
‫- تو دروغگویی!
‫- تو دروغگویی!

31:52.029 --> 31:53.540
‫پیامتون دریافت شد، ایگل

31:53.846 --> 31:55.413
‫اینجا پایگاه آرامشه

31:56.294 --> 31:57.905
...‫- ایگل فرود اومد
‫- ایگل فرود اومد

31:58.544 --> 31:59.876
...‫- ایگل فرود اومد
‫- ایگل فرود اومد

31:59.901 --> 32:00.942
...‫  ایگل فرود

32:01.373 --> 32:03.707
‫- ایگل فرود اومد...
‫- فرود اومدیم، فرود اومدیم

32:03.732 --> 32:04.863
‫آره، فرود اومد، آره

32:05.889 --> 32:08.235
‫اوکی، خاموشی موتور
همه‌چیز خوبه، تمام

32:09.018 --> 32:11.085
‫آماده‌ایم، آماده‌ایم

32:16.703 --> 32:19.204
‫مفهومه، عملیات خروج از سفینه
‫به زیبایی داره پیش می‌ره

32:19.229 --> 32:21.647
‫بس کن!
!داری فرود روی ماه رو خراب می‌کنی

32:21.672 --> 32:22.873
‫ما تو تلویزیونیم!

32:22.898 --> 32:23.988
!دروغگوی عوضی

32:24.560 --> 32:25.614
‫برگرد تو!

32:26.280 --> 32:28.923
‫این یک قدم کوچک برای یک انسان،

32:28.948 --> 32:31.472
‫و یک جهش بزرگ برای بشریت است

32:31.497 --> 32:33.764
‫- بنگ!
‫- برگرد اینجا!

32:34.906 --> 32:37.562
‫مرتیکه حرومزاده!

32:39.561 --> 32:41.104
‫داری خرابش می‌کنی، ادوین!

32:41.129 --> 32:42.214
‫من "بـاز" هستم!

32:43.424 --> 32:44.697
!آخ

32:45.191 --> 32:46.525
‫خایه مال!

32:46.550 --> 32:48.643
‫- تو چقدر خسیسی!
‫- پاشدی واسه تیم پرتاب کادو گرفتی؟

32:48.668 --> 32:49.918
‫اونا ازت متنفرن،

32:49.943 --> 32:51.657
‫واسه همینم نمی‌خواستن تو اول بری

32:51.682 --> 32:54.309
‫- پاچه‌خوار عوضی!
‫- ولم کن!

32:54.564 --> 32:55.565
‫هی!

32:55.590 --> 32:56.590
!آخ

32:56.925 --> 32:57.933
!آخ

32:57.958 --> 33:00.294
!عینکم -
!ازت متنفرم -

33:12.618 --> 33:32.618
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
