WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:25.526 --> 00:27.777
‫26 اکتبر 1881

00:27.778 --> 00:29.133
‫تومب‌استون، آریزونا

00:29.158 --> 00:31.381
‫برادران اِرپ، ‫وایت و ویرجیل،

00:31.406 --> 00:33.043
‫و هفت‌تیرکش معروف، داک هالیدی

00:33.068 --> 00:35.862
‫رو در روی دار و دسته بدنام کلانتون ایستادن،

00:35.887 --> 00:38.726
‫در یک تیراندازی افسانه‌ای در او.کی. کورال

00:38.751 --> 00:40.040
‫در واقع، این تیراندازی اصلاً

00:40.065 --> 00:42.612
‫داخل محوطه کورال اتفاق نیفتاد
بلکه در یه زمین خالی

00:42.637 --> 00:45.055
‫پشت محوطه و
در انتهای خیابان فریمونت رخ داد

00:45.504 --> 00:47.346
‫این جنگ مسلحانه جان 3 نفر رو گرفت،

00:47.371 --> 00:49.465
‫اما نظریه‌های متناقض زیادی

00:49.466 --> 00:52.220
‫درباره علت اصلی شروع این درگیری وجود داره

00:52.245 --> 00:54.433
‫بعضی‌ها می‌گن
این دعوا هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد

00:54.458 --> 00:57.340
‫اگه سر و کله یه تازه‌وارد رو مخ، شرخر

00:57.365 --> 00:59.599
‫و ر روی اعصاب از شرق کشور پیدا نمی‌شد

00:59.835 --> 01:01.888
"تومب‌استون"

01:07.484 --> 01:09.694
‫خیلی‌خب، بازی پوکر هفت‌کارته‌ست

01:09.695 --> 01:11.821
‫پوکر هفت‌کارته، داک، کارت‌ها رو پخش کن

01:12.851 --> 01:14.574
‫وایت، وایت

01:15.408 --> 01:17.326
‫همش با ژتون‌ها
همش داری با ژتون‌ها ور می‌ری

01:17.327 --> 01:20.246
‫داری سر و صدا راه می‌اندازی
بی‌خیال پسر، ها؟

01:20.247 --> 01:21.831
‫شرمنده‌م لارنس، رو اعصابت رفته؟

01:21.832 --> 01:23.709
‫- آره
‫- مبلغ وسط جوره

01:24.456 --> 01:26.520
‫اِرپ. چه اسم عجیبی

01:26.545 --> 01:28.379
‫ این چیه دیگه؟ مال کجاست؟
مال کجاست اصلاً؟

01:28.380 --> 01:29.797
‫- اسم رایجیـه
‫- جدی؟

01:29.798 --> 01:31.841
‫- کل اروپای شرقی پره
‫- اروپای شرقی؟

01:31.842 --> 01:33.624
‫بخش غربی اروپای شرقی

01:33.649 --> 01:35.011
‫- آره، اگه بری بخش غربیِ...
‫- اوه

01:35.012 --> 01:36.470
‫اروپای شرقی، سنگ بندازی

01:36.471 --> 01:37.704
‫- می‌خوره به یه اِرپ
‫- دقیقاً

01:37.729 --> 01:39.632
‫- اونجا تا دلت بخواد اِرپ ریخته
‫- کلی اِرپ اونجاست...

01:39.657 --> 01:41.517
‫- غرب اروپای شرقی؟
‫- آهای اِرپ! آهای، آهای اِرپ!

01:41.518 --> 01:43.561
‫مخصوصاً بخش مرکزی

01:43.562 --> 01:45.045
‫غرب اروپای شرقی

01:45.070 --> 01:46.752
‫- گل گفتی. اِرپ‌ها کلاً...
‫- آره

01:46.777 --> 01:49.334
‫- مال مرکز غرب اروپای شرقی‌ان
‫- هوم

01:49.359 --> 01:50.534
‫مبلغ وسط جوره

01:51.613 --> 01:54.196
‫- یه آس
‫- خب، اینجا رو ببین

01:54.197 --> 01:56.949
‫- یه آس پیک هم این‌طرف
‫- خب، اینجا رو ببین

01:56.950 --> 01:57.998
‫اینجا رو ببین

01:58.696 --> 02:00.579
‫- اوه، اوه، اوه!
‫- هوی! چه غلطی می‌کنی؟

02:00.604 --> 02:01.829
‫هوی، هوی، هوی، هوی

02:01.830 --> 02:03.581
‫بشین سر جات، لاشی ورق‌باز

02:03.582 --> 02:04.832
‫نه، من تقلب نمی‌کنم

02:04.833 --> 02:07.481
‫فقط می‌خوام یه سر به اسب بزنم
‫نگران اسبمـم

02:07.506 --> 02:09.961
‫- مگه اسبت چشه؟
‫- می‌دونی، من گره زدن بلد نیستم،

02:09.986 --> 02:11.797
‫یه حلقه درست می‌کنم
ردش می‌کنم از اون یکی حلقه

02:11.798 --> 02:13.414
‫کلاً نمی‌دونم ‫چطوری باید گره بزنم

02:13.439 --> 02:14.898
‫به توانایی گره زدنم اعتماد ندارم

02:14.923 --> 02:16.399
‫تو واقعاً یه تخته‌ت کم نیست؟

02:16.873 --> 02:18.708
‫توی جنگی چیزی ‫مغزت ضربه دیده؟

02:18.733 --> 02:22.194
‫من جنگ نرفتم داک، خار پاشنه داشتم

02:26.156 --> 02:27.220
‫ای بابا

02:27.773 --> 02:29.899
‫شاید بهتر باشه بری ‫پیش یه دکتر دیگه

02:29.900 --> 02:31.400
‫شایدم تو بهتره سرت تو کار خودت باشه

02:31.401 --> 02:34.278
‫راستی داک، تو اول ‫هفت‌تیرکش بودی

02:34.279 --> 02:35.946
‫بعد تصمیم گرفتی بری دانشکده پزشکی؟

02:35.947 --> 02:37.615
‫یا رفتی پزشکی خوندی و بعد گفتی:

02:37.616 --> 02:40.076
‫ولش کن، ترجیح می‌دم یه هفت‌تیرکش بشم؟

02:40.077 --> 02:42.161
‫ترکیب عجیبی به نظر می‌رسه

02:42.162 --> 02:44.038
‫من دکتر آدم‌کش زیاد نمی‌شناسم

02:44.039 --> 02:45.581
‫خیلی‌خب، نوبت شرط‌بندی منه

02:45.582 --> 02:47.625
‫راستی، به نظرت شبی دو بار بلند شدن

02:47.626 --> 02:49.960
‫واسه دستشویی رفتن، به نظرت زیاده‌رویه؟

02:49.961 --> 02:52.380
‫اومدی اینجا کارت بازی کنی یا ویزیت بشی؟

02:52.381 --> 02:55.132
‫آها، فهمیدم. می‌خوای بیام مطبت

02:55.133 --> 02:56.895
‫تا بتونی پول ویزیت ازم بگیری

02:56.920 --> 02:58.446
‫هوشمندانه بود، خیلی زرنگی

02:58.471 --> 03:01.024
‫- اون در واقع یه دندون‌پزشکه
‫- اوه

03:07.969 --> 03:09.887
‫- اوه، ریدم!
‫- اوه، لعنت بهش!

03:10.864 --> 03:12.032
‫اوه، خدای من!

03:13.860 --> 03:14.916
‫خودشونن

03:16.321 --> 03:17.843
‫کلانتون‌ها اومدن

03:27.249 --> 03:29.333
‫بیلی، این عوضی رو نگاه کن

03:29.334 --> 03:32.177
‫نه این طرف می‌تونه اسب ببنده، نه اون طرف

03:32.202 --> 03:34.036
‫کل تیرک کیری رو اشغال کرده

03:34.061 --> 03:36.229
‫آره، کل تیرک کیری رو اشغال کرده

03:36.254 --> 03:38.024
‫منم همینو گفتم بیلی

03:38.468 --> 03:40.678
‫- اوه، راست می‌گی
‫- لعنت بهش!

03:40.679 --> 03:42.128
‫نوبت شرط خشت‌ـه

03:43.306 --> 03:46.100
‫- آقایون
‫- یا خدا، این دیگه چیه؟

03:46.101 --> 03:47.601
‫- جدی می‌گی؟
‫- چی؟

03:47.602 --> 03:49.478
‫انگشت‌هات رو کردی تو لیوان

03:49.479 --> 03:51.439
‫جانی سبیل، بی‌خیال، تو که دیگه باید بفهمی

03:51.440 --> 03:52.602
‫ چطوری اینو بخورم؟

03:52.627 --> 03:54.127
‫تو نگران انگشت‌های من تو آبجوتی؟

03:54.152 --> 03:56.320
‫- آره، آره!
‫- این‌ها تمیزترین چیزهای این خراب‌شده‌ان!

03:56.361 --> 03:58.696
‫روبه‌روی یه یاروی مسلولی نشستی، حالیته؟

03:58.697 --> 04:00.795
‫کلیتوس و بو اونجا اسهال خونی دارن

04:00.820 --> 04:02.655
‫و نصف جنده‌های اینجا هم سیفلیس دارن

04:02.680 --> 04:04.389
‫خیلی‌خب، آروم باش، سبیل

04:04.414 --> 04:07.249
‫آهای جانی
کدوم نصف ‫از جنده‌ها سیفلیس دارن؟

04:07.274 --> 04:08.461
‫نصف پایینی‌شون

04:14.087 --> 04:16.902
‫خیلی‌خب!
‫اون نمک‌نشناس حروم‌زاده کیه

04:16.927 --> 04:19.346
‫که اسبش رو وسط اون تیرک بسته؟

04:19.371 --> 04:21.486
‫- دقیقاً وسطش
‫- نه، خفه شو بابا بیلی!

04:21.511 --> 04:22.525
‫خودمم

04:22.550 --> 04:24.683
‫باید برای دوتا اسب جا باشه

04:24.910 --> 04:27.391
‫پس هر کی که هستی،
‫آقای گنده‌پارک‌کن...

04:27.692 --> 04:28.867
‫واویلا!

04:29.219 --> 04:32.765
برو گره‌ت رو درست کن -
صبرکن، صبرکن -

04:33.132 --> 04:35.392
‫یه ثانیه صبرکن
‫داری به من می‌گی گنده‌پارک‌کن؟

04:35.901 --> 04:37.461
‫به گمونم آره

04:37.938 --> 04:40.070
این مدل حرف زدن
می‌تونه یه نفر رو به کشتن بده

04:40.071 --> 04:41.155
‫اصلاً پشمم نیست

04:41.180 --> 04:44.800
‫می‌خوام همین الان بره بیرون
‫و اون گره رو درست کنه

04:44.825 --> 04:47.369
‫حالا یواش‌تر،
‫ما اینجا یه پول دوبل این وسط داریم

04:47.370 --> 04:49.075
‫35 دلار پول روشه

04:49.482 --> 04:52.142
‫هیچ‌کس هیچ‌جا نمی‌ره
‫مگه این‌که من بگم

04:52.565 --> 04:53.697
‫این‌طوریه مگه؟

04:55.435 --> 04:56.502
‫آره

04:57.945 --> 05:00.007
‫فقط به خاطر احترام به جانی سبیل

05:00.008 --> 05:01.801
‫که پشت پیشخونه‌، وگرنه

05:01.802 --> 05:04.553
‫مغزت رو همین‌جا و همین الان می‌ترکونم

05:04.554 --> 05:06.722
‫همه‌مون احترام فوق‌العاده‌ای
‫برای جانی سبیل قائلیم،

05:06.723 --> 05:08.827
‫- اصلاً جای بحثی نداره. آره
‫- ویسکی مشتی‌ای می‌ریزه

05:08.852 --> 05:10.325
‫احترام خاصی برای جانی سبیل قائلیم

05:10.350 --> 05:12.179
‫- معلومه که همین‌طوره. عاشقتیم جانی
‫- آره

05:12.204 --> 05:14.240
‫- اون بهترینه
‫- خیلی‌خب، بیاید مثل مردا اینو حلش کنیم

05:15.482 --> 05:17.608
‫ساعت 3 بعدازظهر توی او.کی.کورال

05:17.609 --> 05:19.945
‫- ساعت 3؟
‫- من پایه‌م، ساعت 3 اوکی‌ام

05:20.821 --> 05:22.614
‫آره، من... می‌تونم ساعت 3 رو جور کنم

05:24.747 --> 05:26.372
‫آره! ساعت 3، آره

05:26.576 --> 05:27.873
‫البته یه سوال دارم

05:27.898 --> 05:30.748
‫قراره توی محوطه کورال ‫همدیگه رو ببینیم؟

05:30.773 --> 05:32.015
‫داخل کورال

05:32.040 --> 05:33.541
‫پس اسب‌ها چی می‌شن؟

05:33.542 --> 05:36.794
‫خب... اوکی... حرف حسابیه‫
بیرون کورال همدیگه رو می‌بینیم

05:36.795 --> 05:38.128
‫منظورت تو همون خندقه‌ست؟

05:38.129 --> 05:39.755
‫نه، اون‌پایین کنار تابلو

05:39.756 --> 05:41.310
‫همون تابلویی که درست بیرون کوراله؟

05:41.335 --> 05:42.883
‫فکر نکنم دیگه اون تابلو اونجا باشه

05:42.884 --> 05:44.905
‫- آره، راست می‌گی. اون تابلو دیگه نیست
‫- من که ندیدمش

05:44.930 --> 05:47.304
‫- سال‌هاست که دیگه نیست
‫- خب، چه می‌دونم، اصلاً همون بیرون...

05:47.329 --> 05:49.306
‫سمت چپ کورال ردیفش می‌کنیم

05:49.307 --> 05:51.684
‫چپ کی؟ اگه داری...
‫کدوم‌طرفی نگاه می‌کنی؟

05:51.685 --> 05:53.227
‫چپ تو یا چپ ما؟

05:53.228 --> 05:55.111
‫اگه گرد باشه، چطوری روبه‌روش وایمیستی؟

05:55.136 --> 05:56.869
‫رو به کورال می‌ایستی دیگه...

05:56.894 --> 05:58.928
‫حله، ولی اگه راستش رو بخوای، اصلاً

05:58.953 --> 06:00.418
‫فکر نکنم کورال هم ایده خوبی باشه

06:00.443 --> 06:02.111
‫اون زمین خالی رو می‌شناسی؟
اسمش چی بود، فریمنت؟

06:02.112 --> 06:03.362
‫- فریمونت؟
‫- فری... آره، فریمونت

06:03.363 --> 06:04.780
‫یه زمین خالی اونجاست
می‌تونیم بریم همون‌جا

06:04.781 --> 06:06.031
‫خب، من همون کورال صداش می‌کنم

06:06.032 --> 06:08.097
‫باشه، هر چی دلت می‌خواد بگو
ولی توی زمین خالی قرار می‌ذاریم

06:08.122 --> 06:10.035
‫ما می‌ریم ضلع جنوبی کورال

06:10.036 --> 06:11.246
‫- زمین خالی
‫- و بعدش شما هم...

06:11.271 --> 06:13.241
‫- آره، همون زمین خالی
‫- ولی امروز قضیه سر کورالـه

06:13.266 --> 06:15.095
‫ما ضلع جنوبی کورال می‌ایستیم

06:15.120 --> 06:16.709
‫شما هم ضلع شمالی کورال

06:16.710 --> 06:17.877
‫- زمین خالی
‫- این عالیه،

06:17.878 --> 06:20.151
‫فقط اینکه کدوم‌طرف می‌شه شمال؟

06:22.424 --> 06:23.424
‫نمی‌دونم

06:23.425 --> 06:25.383
‫آره، دیدی؟ آره. خودت می‌دونی؟
اصلاً بلد بودی؟

06:25.408 --> 06:28.294
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب!
ساعت 3 بعدازظهر، دم کورال

06:28.319 --> 06:31.884
‫پس ما توی کورال یا همون
زمین خالی همدیگه رو می‌بینیم

06:31.909 --> 06:34.099
‫بعدش قضیه چطوری شروع می‌شه؟

06:34.124 --> 06:35.477
‫- مراحلش چطوریه؟
‫- خب...

06:35.478 --> 06:37.897
‫- آره، روال این تیراندازی چطوریه
‫- روال کار...

06:37.898 --> 06:41.202
‫پشت به پشت هم می‌ایستیم
هر کدوم 20 قدم می‌ریم جلو

06:41.227 --> 06:42.359
‫ توی اون زمین خالی

06:42.360 --> 06:44.028
‫- که نمی‌شه 20 قدم رفت
‫- باز شروع شد

06:44.029 --> 06:45.821
‫توی اون زمین خالی نمی‌شه 20 قدم راه رفت

06:45.822 --> 06:47.813
‫پشت به پشت می‌ایستیم، 10 قدم می‌ریم

06:47.838 --> 06:48.967
‫20 قدم خیلی زیاده

06:48.992 --> 06:50.784
‫- باشه، این‌طوری می‌شه
‫- چی؟

06:50.785 --> 06:52.953
‫نه بابا، اصلاً چرا باید قدم بشمریم؟

06:52.954 --> 06:54.955
‫دوئل که نیست، تیراندازی دسته‌جمعیه

06:54.956 --> 06:57.893
‫- راست می‌گه
‫- این‌طوریه که شما میاین، ما هم میایم

06:57.918 --> 06:59.668
‫خب اگه قراره یه تیراندازی عادلانه باشه،

06:59.669 --> 07:01.378
‫این‌طوری نمی‌شه که همین‌طوری بیایم

07:01.379 --> 07:02.546
‫و بعد اسلحه بکشیم

07:02.547 --> 07:04.840
‫این بنده‌خدا دنبال نظم و ترتیب بیشتریه

07:04.841 --> 07:06.926
‫ما دنبال شیرتوشیر...
آره، شیرتوشیر بودنیـم

07:06.951 --> 07:08.969
‫آره‫ اگه دست‌به‌تیرت خوب باشه
دیگه این چیزا مهم نیست

07:08.970 --> 07:10.554
‫از کجا بفهمیم کِی شروع می‌شه؟

07:10.555 --> 07:11.889
‫ما دقیقاً راس ساعت 3 شروع می‌کنیم،

07:11.890 --> 07:13.140
‫پس یه ذره زودتر می‌رسیم اونجا،

07:13.141 --> 07:15.100
‫ساعت 3 که شد، شروع کنیم به شلیک کردن

07:15.101 --> 07:16.185
‫پس اگه بخواین ساعت

07:16.186 --> 07:18.277
‫- 2 و 55 دقیقه اونجا باشین...
‫- ساعت 2 و 55 دقیقه اونجاییم

07:18.302 --> 07:19.438
‫تا واسه ساعت 3 آماده باشین،

07:19.439 --> 07:21.690
‫- برنامه‌مون اینه
‫- جانی می‌تونه بهمون علامت بده

07:21.691 --> 07:23.453
‫می‌تونه زنگ اون کلیسای اون‌پایین رو بزنه

07:23.478 --> 07:27.151
‫خیلی‌خب. ساعت 3 بعدازظهر می‌ریم دم کورال

07:27.176 --> 07:28.757
‫- زمین خالی
‫- یه کم قبل از 3

07:28.782 --> 07:30.616
‫من همون کورال صداش می‌کنم!

07:30.617 --> 07:33.285
‫آره، بدجوری قفل کرده که بگه کورال
بذار بگه. ادامه بده

07:33.286 --> 07:36.232
‫ردیفه؟ اونجا می‌بینمت،
‫آقای گنده‌پارک‌کن

07:36.257 --> 07:37.584
‫وایسا، این ایده چطوره؟

07:37.918 --> 07:41.125
‫همه‌مون از همین‌جا شروع کنیم
و با هم پیاده بریم اونجا

07:41.773 --> 07:43.190
‫- نه
‫- نه بابا

07:43.215 --> 07:46.007
‫- نه... خفه شو بابا بیلی!
‫- اینو دیگه پایه‌ نیستم

07:46.032 --> 07:47.891
‫اگه همه‌مون با هم پیاده بریم
...خیلی ضایع‌ست

07:47.916 --> 07:49.917
‫- آره، اصلاً یه جوریه، حس غریبی داره...
‫- فکر کنم آره. ضایع‌ست

07:49.942 --> 07:53.019
‫- ساعت 3 بعدازظهر، دم کورال
‫- زمین خالی

07:53.044 --> 07:54.324
‫- اونجا می‌بینیمتون
‫- ساعت 3 می‌بینمتون

07:54.349 --> 07:55.193
‫آره

07:55.218 --> 07:56.390
‫اونجا می‌بینمتون

07:57.626 --> 08:00.445
‫خب پسرا، شاید همه‌مون
اینجا چندتا گلوله بخوریم

08:00.730 --> 08:01.937
‫کاریه که باید انجام بشه

08:01.962 --> 08:03.713
‫این‌جور چیزا ممکنه خونین‌ومالین کنه

08:03.738 --> 08:05.572
‫شاید بعضی‌هامون ‫دیگه نتونیم برگردیم

08:06.276 --> 08:08.057
‫اول از همه باید بگم،

08:08.082 --> 08:10.700
‫باعث افتخارمه که توی یه تیراندازی

08:10.725 --> 08:14.302
‫کنار برادران اِرپ و داک هالیدی هستم
پشمام، خیلی عجیبه

08:14.327 --> 08:16.704
‫- خب...
‫- واقعاً چیز خفنی می‌شه

08:16.705 --> 08:19.456
‫متأسفانه، تازه یادم افتاد

08:19.457 --> 08:21.675
‫که ساعت 3 با نعل‌بند وقت دارم

08:21.700 --> 08:23.812
‫- باید اسبم رو ببرم پیشش
‫- امروز؟

08:23.837 --> 08:24.952
...‫می‌دونی چقدر سخته

08:24.977 --> 08:27.232
‫که ازش وقت بگیری؟ محاله

08:27.257 --> 08:30.207
‫- آره، واقعاً همین‌طوره. آره، بد شد
‫- ای بابا. چه ضدحالی

08:30.232 --> 08:32.179
‫- خیلی برام مهم بود
‫- عجب شانس گندی

08:32.204 --> 08:33.502
‫ می‌اندازیمش واسه ساعت 4

08:33.527 --> 08:35.302
‫- من ساعت 4 پایه‌ام
‫- نه، نه...

08:35.327 --> 08:36.849
‫می‌دونی چیه،
‫ساعت 4 اصلاً واسه منم بهتره

08:36.850 --> 08:38.642
‫کلانتون‌ها چطور... آخه نمی‌شه...

08:38.643 --> 08:40.477
‫جانی می‌تونه بره ‫و به کلانتون‌ها بگه، آره

08:40.478 --> 08:41.895
‫نه، نباید مزاحم جانی بشی

08:41.896 --> 08:43.731
‫آره، آره. نه‫نه بابا...
مشکلی نیست. من می‌تونم

08:43.732 --> 08:45.607
‫می‌رم دنبال‌شون. ته همین خیابونن دیگه

08:45.608 --> 08:47.193
‫ اگه اون‌ها پایه‌ باشن
ما هم ساعت 4 هستیم‫، آره

08:47.218 --> 08:49.094
‫- خیلی‌خب، می‌رم بهشون می‌گم
‫- دستت درد نکنه جانی

08:49.119 --> 08:50.368
‫غمت نباشه. درک می‌کنن

08:51.555 --> 08:52.573
‫اوکی

08:52.574 --> 08:54.404
‫- پس شد ساعت 4
آره -

08:54.429 --> 08:55.805
‫راستی، من قبل تیراندازی

08:55.830 --> 08:57.641
‫کلی زمان لازم دارم تا آماده بشم

08:57.666 --> 08:59.611
‫حموم می‌رم، لباسمو عوض می‌کنم

08:59.636 --> 09:01.242
‫می‌دونی، این تیپی که زدم
واسه جنگ مسلحانه نیست

09:01.267 --> 09:02.332
‫- آره
‫- ردیفه؟

09:02.333 --> 09:04.710
‫راستی، این ایده ساعت 4 شاهکار بود

09:04.711 --> 09:05.753
‫اون‌موقع می‌بینمت

09:05.754 --> 09:07.546
‫ساعت 4 واسه اون‌ها هم راستش بهتره

09:07.547 --> 09:09.173
‫- اوه، چه خوب
‫- پس حله، ساعت 4 پای کاریم

09:09.174 --> 09:10.182
‫می‌دونی چیه؟

09:10.800 --> 09:13.581
‏3 و 55 دقیقه، 3 و 55 دقیقه اونجاییم

09:22.812 --> 09:25.230
‫بدو دیگه جونزی! یالا خوارکسه!

09:25.231 --> 09:26.524
‫بیا از اینجا جیم شیم!

09:33.775 --> 09:40.775
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

09:42.874 --> 09:45.626
‫در 9 آوریل 1865

09:45.627 --> 09:47.387
‫ژنرال ارتش کنفدراسیون
‫رابرت ئی. لی

09:47.412 --> 09:50.305
‫در آپوماتوکس تسلیم شد
و به جنگ داخلی پایان داد

09:50.673 --> 09:53.801
‫فشاری که در طول جنگ
روی لینکلن بود، حد و حساب نداشت

09:53.802 --> 09:57.208
‫به‌خصوص که همسرش، مری تاد لینکلن هم

09:57.438 --> 09:59.794
زن ‫فوق‌العاده روانی و رو مخی بود

10:00.399 --> 10:04.082
‫اما حالا جنگ تموم شده بود
و کشور می‌تونست به آرامش برسه

10:04.395 --> 10:07.575
‫البته 5 روز بعد، در شب 14 آوریل،

10:07.600 --> 10:09.501
‫رئیس‌جمهور لینکلن و همسرش مری

10:09.526 --> 10:12.569
"‫به تماشای تئاتر "پسرعموی آمریکایی‌مان

10:12.594 --> 10:15.448
‫در تئاتر فورد
واقع در واشنگتن دی.سی رفته بودن

10:15.865 --> 10:17.991
‫و همون‌جا بود که جان ویلکس بوث،

10:17.992 --> 10:20.250
‫بازیگر تئاتر ‫و از هواداران کنفدراسیون،

10:20.275 --> 10:22.889
‫رئیس‌جمهور آبراهام لینکلن رو ترور کرد...

10:22.914 --> 10:26.132
"‫و فریاد زد: "عاقبت همه ظالمان همینه!

10:26.422 --> 10:28.054
‫که شعار رسمی ایالت ویرجینیا بود

10:28.534 --> 10:30.744
‫آبراهام لینکلن
تبدیل به اولین رئیس‌جمهوری شد

10:30.769 --> 10:32.694
‫که در زمان ریاست‌جمهوری‌اش ترور می‌شد

10:32.719 --> 10:34.352
‫و در حالی که از جان ویلکس بوث

10:34.377 --> 10:36.828
‫به‌عنوان یکی از
بزرگ‌ترین شرورهای آمریکا یاد می‌شه

10:36.854 --> 10:39.439
‫می‌توان گفت که تقصیر اون احمقی هم که

10:39.464 --> 10:41.632
‫لینکلن رو برای دیدن این تئاتر ترغیب کرد،

10:41.657 --> 10:43.544
‫دست‌کمی از او نداشت

10:48.574 --> 10:49.607
‫خیلی‌خب

10:50.859 --> 10:54.091
‫خب آقای رئیس‌جمهور
فکر کنم واسه امروز دیگه بسه

10:54.116 --> 10:55.231
‫جنگ تموم شده

10:55.256 --> 10:59.184
یه شایعاتی شنیدم ‫که می‌گن گرنت توی
آپوماتوکس یه کم عرق خورده و شنگول بوده

10:59.209 --> 11:00.417
‫منم همینو شنیدم

11:00.442 --> 11:02.193
‫آپوماتوکس. تلفظش بدبختیه

11:02.218 --> 11:04.094
‫- می‌تونی آپوماتوکس رو هجی کنی؟
‫- آره باو!

11:04.122 --> 11:05.289
‫یه سکه شرط می‌بندم نمی‌تونی

11:05.290 --> 11:07.207
‫- قبوله
یالا بنال، ببینم چه‌کاره‌ای -

11:07.208 --> 11:10.336
‫ای - پی - پی - او...

11:11.087 --> 11:13.167
‫ام - ئی - تی - ئی - ایکس

11:13.192 --> 11:14.507
‫- پرت پرت بودی
‫- جدی؟

11:14.532 --> 11:17.944
‫ای - پی - پی - او
ام - ای - تی - تی - او - ایکس

11:17.969 --> 11:19.469
اصلاً ئی نداره، یه سکه بهم بدهکاری

11:19.470 --> 11:20.533
‫- باشه
‫- سهم ما رو پیاده شو

11:20.558 --> 11:22.559
‫الان همرام نیست،
ولی خودت می‌دونی بدحساب نیستم

11:22.584 --> 11:24.418
‫- جدی؟ من باید اینو بدونم؟
‫- بهم می‌گن آبراهامِ راست‌گو

11:24.443 --> 11:26.136
‫- واقعاً هستی؟
‫- تا حالا یه بارم دروغ نگفتم

11:26.161 --> 11:28.620
‫نه این‌که دروغ بگی، ولی خب می‌دونی
بعضی وقت‌ها آلزایمر می‌گیری

11:28.646 --> 11:29.897
‫- اوه
‫- بذار یه چیزی ازت بپرسم

11:29.898 --> 11:33.372
‫اگه بزنم کانال یادآوری... مثلاً 5 روز بگذره

11:33.740 --> 11:35.106
‫و بعد بیام بهت یادآوری کنم،

11:35.604 --> 11:37.123
‫توی چشمت کوچیک می‌شم؟

11:37.148 --> 11:38.263
‫خیلی حرکت خزیـه

11:38.288 --> 11:39.792
‫توی این وضعیت کی خزتره؟

11:40.136 --> 11:41.816
اونی که زیر شرطش می‌زنه؟

11:41.841 --> 11:44.440
‫یا اونی که پولش رو
‫از اونی که زیر شرط زده طلب می‌کنه؟

11:44.465 --> 11:45.871
‫شاید دادم بهت، حالا می‌دم

11:45.872 --> 11:47.331
‫- شاید دادم، شایدم اصلاً ندادم
‫- شرط بسته بودیما

11:47.332 --> 11:49.333
‫- شرط تخمی‌ای بود
‫- خودت قبولش کردی!

11:49.334 --> 11:50.667
‫خیلی‌خب بابا، بالاخره
یه جا سکه رو بهت می‌دم

11:50.668 --> 11:51.835
‫- می‌دونی که اوکی‌ام
‫- باشه

11:51.836 --> 11:53.244
‫راستی، این طرفا

11:53.269 --> 11:56.107
‫یه شال زرد رنگ مایل به قهوه‌ای ندیدی؟

11:56.132 --> 11:58.136
‫چند روز پیش همین‌جا جا گذاشتمش

11:58.161 --> 11:59.694
‫- نه
‫- ندیدی؟

11:59.719 --> 12:00.860
‫نه... من که چیزی ندیدم...

12:00.885 --> 12:04.013
‫آخه مری رو دیدم که یه شال

12:05.542 --> 12:06.866
‫خیلی شبیه به اون سرش بود

12:06.891 --> 12:09.685
‫ فکر کنم فهمیدم قضیه چیه، راستش...

12:11.689 --> 12:14.793
‫احتمالاً مری... احتمالاً اونو کش رفته

12:15.026 --> 12:17.194
‫ فکر کردم اونو از یه جای دیگه خریده

12:17.195 --> 12:18.946
‫- عجب
‫- سرش کرده بود

12:18.947 --> 12:20.902
‫- دیدی شال منو سرش کرده؟
‫- آره دیدم

12:20.927 --> 12:23.009
‫- شال منو دزدیده؟
‫- خب از تیپ زدنت خوشش میاد

12:23.034 --> 12:24.076
‫تو چیزی بهش نگفتی؟

12:24.077 --> 12:26.954
‫چرا، یه چیزی گفتم،
‫ولی خیلی زیرلبی و آروم گفتم

12:26.955 --> 12:28.580
‫- صدات رو شنید؟
‫- نه بابا

12:28.581 --> 12:30.457
‫چرا بهش نگفتی: این شال باترفیلده؟

12:30.458 --> 12:31.875
‫از هر چی خوشش بیاد، برمی‌داره

12:31.876 --> 12:34.024
‫اصلاً به تخممـم نیست زن رئیس‌جمهوره
مال منو دزدیده

12:34.049 --> 12:36.105
‫- من اون شال رو پس می‌گیرم
‫- خب پس برو فک بزن و پسش بگیر

12:36.130 --> 12:37.130
‫تو دیگه مردی شدی

12:37.131 --> 12:38.590
‫من دوست ندارم
‫نخود هر آشی بشم و وسط بیفتم

12:38.591 --> 12:41.593
‫من اصلاً جنگ راه انداختم
‫که یه جورایی از دست این زن فرار کنم

12:41.594 --> 12:44.807
‫صداش دیوونم می‌کنه‫، ترجیح می‌دم

12:45.095 --> 12:46.948
صدای جون‌دادنِ
سربازها رو بشنوم تا صدای اونو

12:46.973 --> 12:48.204
‫هی، می‌شه یه لطفی در حقم بکنی؟

12:48.229 --> 12:49.931
‫نمیشه یواشکی بری توی کمد لباس‌هاش؟

12:49.956 --> 12:51.853
‫من عمراً پام رو اونجا بذارم. خودت برو!

12:51.878 --> 12:53.420
‫من که نمی‌تونم برم بالا
‫سرک بکشم توی کمدش

12:53.445 --> 12:54.820
‫مجبور نیستی که
‫توی چشم‌هاش نگاه کنی!

12:54.857 --> 12:56.483
‫- تا ببیندت شروع می‌کنه به وراجی!
‫- باهاش هم‌کلام بشم؟

12:56.484 --> 12:57.859
‫- فقط دو کلمه باهاش حرف بزن!
‫- اصلاً نمی‌خوام باهاش حرف بزنم!

12:57.860 --> 12:59.736
‫- خودت باهاش حرف بزن!
‫- نمی‌تونم باهاش دهن‌به‌دهن بشم، رد داده!

12:59.737 --> 13:00.946
‫فکر کردی ‫نمی‌دونم رد داده؟

13:00.947 --> 13:02.688
‫دارم باهاش زندگی می‌کنم! باهاش ازدواج کردم!

13:02.713 --> 13:04.393
‫اون مادر ‫بچه‌های خدابیامرزمه

13:04.418 --> 13:07.020
‫- اون... اون باید... باید یه جوری...
‫- اوه، آره می‌دونم‫

13:07.036 --> 13:08.055
‫- می‌دونی؟
‫- می‌دونم

13:08.079 --> 13:09.579
‫- می‌دونی؟
‫- وایسا ببینم، منظورت چیه؟

13:09.580 --> 13:12.499
‫- نمی‌دونم والا
‫- باید غل‌وزنجیرش کنن بفرستنش یه جایی

13:12.500 --> 13:13.750
‫اوه نه، اونم امتحان کردیم

13:13.751 --> 13:15.419
‫- تو... تو تیمارستان روانی‌ها‫
قبولش نکردن، پسش دادن -

13:15.420 --> 13:17.254
‫از امین‌آباد شوتش کردن بیرون

13:17.255 --> 13:18.630
‫رفتم دنبالش که ترخیصش کنم، بهم گفتن:

13:18.631 --> 13:20.549
‫داداش، این یکی بدجوری تعطیله.

13:20.550 --> 13:23.093
‫خب اصلاً اون خراب‌شده
واسه همین از آدم‌های تعطیله دیگه

13:23.094 --> 13:24.886
‫این دیگه از دیوونه‌ها هم دیوونه‌تر بود

13:24.887 --> 13:26.263
‫یعنی می‌گی حتی اونجا هم

13:26.264 --> 13:28.682
‫- نتونست بین روانی‌ها دووم بیاره؟
‫- دیگه مغزش موریانه زده بود

13:28.683 --> 13:30.475
‫- واو
‫- من می‌تونم کل کشور رو متحد کنم،

13:30.476 --> 13:32.640
‫- ولی حریف مری یکی نمی‌شم
‫- خیلی‌خب، بگذریم...

13:33.771 --> 13:35.772
‫آقای رئیس‌جمهور، یه چیزی برات آوردم

13:35.773 --> 13:37.537
‫یه سورپرایز کوچیک، اوکی؟

13:40.111 --> 13:41.774
‫این بلیت تئاتر فورده؟

13:41.799 --> 13:46.075
اوه ‫بله، خود خودشه!
"یه نمایش کمدیه، "پسرعموی آمریکایی‌مان

13:47.460 --> 13:50.712
‫باید بری تا یه کم از شر این همه اراجیف
و مشغله ذهنی‌ت آزاد بشی

13:50.737 --> 13:53.181
‫- نیاز داری ریلکس کنی! قیافت رو نگاه!
‫- نمی‌تونم برم بیرون

13:53.206 --> 13:55.193
‫الان اصلاً حوصله شلوغی و
بین مردم رفتن رو ندارم

13:55.218 --> 13:57.513
‫بیخیال بابا، قرار نیست
وسط شلوغی باشی. لژ اختصاصی گرفتیم

13:57.538 --> 14:01.082
‫مثل سگ داری کار می‌کنی!
!نیاز داری یه کم سرگرم بشی

14:01.107 --> 14:03.483
‫تو که خندیدن رو دوست داری
حس طنز فوق‌العاده‌ای هم داری

14:03.508 --> 14:04.884
‫آره، راستش حس طنز خیلی خوبی دارم

14:04.909 --> 14:07.202
‫حس طنز عالی
جوک‌های معرکه‌ای هم تعریف می‌کنی

14:07.227 --> 14:09.228
‫- همه دارن اینو می‌گن
‫- خودمم می‌دونم بامزه‌م

14:09.253 --> 14:11.170
‫اون پیش‌نویس اول ‫نطق گتیسبورگ رو یادته؟

14:11.195 --> 14:12.696
‫- همون که تیپ زدم و صدامو تغییر دادم؟
‫- آره، خود صداها

14:12.727 --> 14:14.227
‫اون آدم‌ها، شخصیت‌ها و خلاصه همه‌چیز؟

14:14.228 --> 14:16.104
‫آره، مجبورم کردن حذفش کنم
ولی خیلی خنده‌دار بود

14:16.105 --> 14:18.857
‫صدای اون یارو جنوبی رو درآوردم، هری چاتانوگا

14:18.858 --> 14:20.494
‫ادای هری چاتانوگا رو برام دربیار

14:20.519 --> 14:22.319
‫- حسش نیست، نمی‌تونم
‫- بیخیال بابا، اصرار نکن!

14:22.320 --> 14:24.571
‫هوی، من خیس شدم. این آبه چقدر خیسه.

14:25.730 --> 14:26.990
‫وای چقدر بامزه، عالی بود

14:26.991 --> 14:28.088
‫یه یارویی بود که می‌شناختمش...

14:28.113 --> 14:29.525
‫- آره، آره
‫- آره، زمانی که وکیل بودم

14:29.550 --> 14:31.509
‫تازه تونی چاقالو هم یه شخصیت دیگه بود که...

14:31.534 --> 14:33.618
‫تونی چاقالو. وای باید
ادای تونی چاقالو رو برام دربیاری

14:33.664 --> 14:34.998
‫هوی، این چیه دیگه؟ کوفته‌قلقلیه؟

14:34.999 --> 14:36.583
‫بسه دیگه ولش کن بره
‫این اصلاً جاش اینجا نیست.

14:36.584 --> 14:39.503
‫جاش اینجا نیست، اینجا چه غلطی می‌کنه؟
جاش اینجا نیست

14:39.504 --> 14:41.213
‫- عاشق تونی چاقالوام
‫- من هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمی‌خوام

14:41.214 --> 14:42.717
‫همه‌شون رو بریزین دور‫
همه‌شون رو بریزین دور

14:42.742 --> 14:44.368
‫- تکیه‌کلامش همین بود
‫- محشره

14:44.393 --> 14:46.273
‫عاشق تونی چاقالوام
خیلی خوبه. بریزیدش دور

14:46.298 --> 14:47.938
‫بگذریم، باید حتماً بیای

14:47.963 --> 14:49.588
‫- فکر نکنم بتونم بیام
‫- بیخیال. بیا دیگه

14:49.613 --> 14:51.239
‫- خوش می‌گذره
‫- کیا میان؟

14:51.264 --> 14:53.746
‫خب، من و تو که حتماً هستیم، ولی...

14:55.563 --> 14:57.105
‫واسه اون یکی می‌خوای چیکار کنی؟

14:57.130 --> 14:59.248
‫اون قطعاً دلش می‌خواد بیاد. عاشق تئاتره

14:59.273 --> 15:00.764
‫عشقش اینه که بغل دستم بشینه

15:00.789 --> 15:02.248
‫و بگه: اوه، من می‌دونم الان قراره چی بشه.

15:02.273 --> 15:03.442
‫- هیچ‌وقت هم درست حدس نمی‌زنه
‫- آره والا

15:03.467 --> 15:04.656
‫برمی‌گرده می‌گه:
‫چرا اینا آواز می‌خونن؟

15:04.681 --> 15:05.759
‫منم می‌گم: خب تئاتر موزیکالـه زن!

15:05.784 --> 15:07.447
‫هی، ببین، اگه اونجا باشیم
و دورمون شلوغ باشه

15:07.448 --> 15:10.853
‫و تو هم باشی، سگش شرف داره به این‌که
توی این خونه باهاش تنها بمونم

15:10.878 --> 15:12.536
‫- اینو راست می‌گی
‫- آره، پس میای؟

15:12.537 --> 15:14.033
‫- می‌شه یه لطفی در حقم بکنی؟
‫- حتماً، بگو

15:14.058 --> 15:15.176
‫می‌شه دقیقاً وسط ما دوتا بشینی؟

15:15.201 --> 15:16.206
‫اگه خودت بخوای می‌شینم،

15:16.207 --> 15:17.582
‫ولی اون عمراً زیر بار این قضیه بره

15:17.583 --> 15:19.543
‫نه بابا ازت خوشش میاد
از سبک لباس‌پوشیدنت خوشش میاد

15:19.544 --> 15:20.752
‫خوشش میاد که یه جورایی قرتی هستی

15:20.753 --> 15:22.295
‫- من قرتی نیستم
‫- چرا بابا، قرتی‌ای

15:22.296 --> 15:24.047
‫- شاید یه کم، ولی نه شیش‌دونگ
‫- نه دیگه، قرتی کاملی

15:24.048 --> 15:26.633
‫- اصلاً هم این‌طور نیستم
‫- تو از یه سال پیش رسماً زدی تو کار قرتی‌بازی

15:26.634 --> 15:28.552
‫تو پشت سر من با بقیه حرف می‌زنی
و بهشون می‌گی قرتی‌ام؟

15:28.553 --> 15:29.970
‫خود مردم میان بهم می‌گن تو قرتی‌ای

15:29.971 --> 15:31.852
‫یعنی خودت پیش‌قدم نمی‌شی؟
خودت اینو نمی‌گی؟

15:31.877 --> 15:33.348
‫معلومه خودت این حرفو می‌اندازی دهنشون

15:33.349 --> 15:34.808
‫فقط به دو سه نفر گفتم،

15:34.809 --> 15:37.371
‫اونم در این حد که مثلاً:
‫باترفیلد یه خرده چیزه...

15:37.895 --> 15:40.313
‫خوشم نمیاد، لطفاً دیگه تکرارش نکن

15:40.314 --> 15:42.566
‫خودم می‌بینم موقع رفتن
‫چقدر زل می‌زنی به آینه

15:42.567 --> 15:44.276
‫فقط یه نگاه سرسری می‌اندازم. مگه چیه؟

15:44.277 --> 15:46.077
‫سرسری نیست بابا. قشنگ این ژست‌ها رو میای

15:46.102 --> 15:47.973
‫من این کارو نمی‌کنم
یه نگاه کوچولو می‌اندازم

15:47.998 --> 15:49.966
‫- بعدش هم راه می‌افتم
‫- دقیقا همین کارو می‌کنی

15:49.991 --> 15:51.616
‫بد نبود اگه خودت هم گهگداری

15:51.617 --> 15:53.201
‫یه نگاه به آینه می‌انداختی

15:53.202 --> 15:55.620
‫ اصلاً نمی‌تونم موقع نمایش بغل دستش بشینم

15:55.621 --> 15:57.122
‫کشش سوال‌جواب‌هاش رو ندارم

15:57.123 --> 15:59.207
‫می‌شه تو بغلش بشینی؟
محض خاطر من

15:59.208 --> 16:01.084
‫- باشه، باشه. تلاشمو می‌کنم
‫- دمت گرم، واقعاً ممنون

16:01.085 --> 16:02.919
‫راستش نمی‌دونم چطوری مدیریت می‌کنی،

16:02.920 --> 16:05.213
‫اونم بین این زن و یه جنگ داخلی؟

16:05.214 --> 16:07.380
‫- چطور می‌تونی تحمل...
‫- جنگ در مقایسه با این زن حکم تعطیلات رو داره

16:07.405 --> 16:08.599
‫- آره والا‫
- خیلی رو مخه

16:08.624 --> 16:09.759
‫بدجوری رو اعصابه

16:09.760 --> 16:12.596
‫یعنی به محض این‌که دهنش رو باز می‌کنه
ذهنم میره یه جای دیگه‫

16:12.597 --> 16:14.181
‫فکر کنم واسه این انقدر دلم گرفته چون...

16:14.182 --> 16:16.415
‫می‌دونی، دارم تلاش می‌کنم
خودمو از دست این زن آزاد کنم

16:16.440 --> 16:18.602
‫و فکر کنم واسه همینه که
این همه آدم رو آزاد می‌کنم

16:18.603 --> 16:20.395
‫تو خودت به یه اعلامیه آزادی نیاز داری

16:20.396 --> 16:22.147
‫- خودم نمی‌خواستم اینو بگم
ولی آره، گل گفتی

16:22.148 --> 16:23.940
‫می‌دونی، بدترین اتفاق دنیا هم نمی‌شد

16:23.941 --> 16:25.233
‫اگه یهو دچار یه...

16:25.234 --> 16:26.623
‫حادثه ناگهانی می‌شد

16:29.061 --> 16:30.104
‫ادامه بده

16:33.614 --> 16:35.415
‫خب، این به نظر یه ایده‌ی...

16:35.767 --> 16:37.447
یه ایده وحشتناک میاد

16:37.663 --> 16:39.956
‫نمی‌فهمم شوخی می‌کنی یا نه
شوخی بود دیگه؟

16:39.957 --> 16:43.022
‫- معلومه که شوخی بود
‫- آها، که این‌طور

16:43.240 --> 16:44.240
آها -
آها -

16:52.053 --> 16:53.637
‫- بریم تئاتر رو ببینیم
‫- بریم

16:55.000 --> 17:01.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:02.313 --> 17:04.450
‫چهار سال دیگه هم مهمون مایی، آقای لینکلن!

17:13.224 --> 17:14.168
سلام

17:14.659 --> 17:17.442
‫این چه وضعیـه؟
‫من عمراً بغل دست تو بشینم

17:17.790 --> 17:19.412
‫- پاشو برو اون‌ور
‫- ولی عزیزم،

17:19.413 --> 17:21.706
‫- فکر کردم خوشت میاد درمورد نمایش گپ بزنین...
‫- آره جون عمت

17:21.707 --> 17:23.057
‫بهتره جات رو عوض کنی

17:23.336 --> 17:25.500
‫جابه‌جا می‌شی
یا بگم مثل سگ شوتت کنن بیرون؟

17:25.525 --> 17:26.650
‫- باشه
‫- ردیفه!

17:28.605 --> 17:29.690
‫هر دفعه داستان همینه

17:31.092 --> 17:32.552
‫- بهت که گفته بودم!
‫- آره، می‌دونم

17:33.630 --> 17:35.093
‫شرمنده، فکر کردم شاید خوشت بیاد...

17:35.118 --> 17:37.055
‫- که با هم گپ بزنین، آخه می‌دونه...
‫- راستی خانوم لینکلن،

17:37.056 --> 17:38.233
‫- یه چیزی
‫- چیه؟

17:38.258 --> 17:40.718
‫می‌دونم شال من دست توئه و می‌خوامش

17:40.743 --> 17:42.327
‫- الان وقت این حرفاست؟
‫- کدوم شال؟

17:42.352 --> 17:45.187
‫- همون شال زردی که پیچوندی
‫- تو شال زرد داری؟

17:45.212 --> 17:48.256
‫توی کاخ سفید جا گذاشتمش
!تو هم ورش داشتی و سرت کردی

17:48.281 --> 17:49.531
‫ نمی‌فهمم درمورد چی حرف می‌زنی

17:49.556 --> 17:51.015
‫اوه، خیلی داری زر می‌زنی

17:51.040 --> 17:52.499
‫- اصلاً باورنکردنیه!
‫- داری چیکار می‌کنی؟

17:52.530 --> 17:53.572
‫این خودش دید سرت کردی

17:53.573 --> 17:55.115
‫چیکار داری می‌کنی؟ این کار رو نکن

17:55.116 --> 17:57.200
‫- چی داری میگی؟
‫- تو گفتی من شال دزدیدم؟

17:57.201 --> 17:59.119
‫- آره
‫- نه، من دیدم یه شال زرد رو برداشتی،

17:59.120 --> 18:00.704
‫- ولی ندیدم بدزدیش
‫- آخه من چرا باید...

18:00.705 --> 18:01.788
‫- آره جون خودت
‫- این حرف‌ها چیه...

18:01.789 --> 18:04.040
‫آبراهام لینکلن، داری به من دروغ میگی لعنتی؟

18:04.041 --> 18:05.625
‫داری بهم دروغ میگی! خودت ورش داشتی!

18:05.626 --> 18:07.877
‫من چرا باید چیزی از تو بدزدم؟ خفه‌شو!

18:07.878 --> 18:09.434
‫- دروغگو خودتی!
‫- هردوتون دارین تف می‌پاشین رو من

18:09.459 --> 18:10.918
‫- بکشید عقب!
‫- دروغگو خودتی!

18:10.943 --> 18:12.465
‫- کثافت، خیلی داری زر می‌زنی
‫- تو بدتیپ‌ترین آدمی که تا حالا دیدم!

18:12.466 --> 18:13.633
‫کون لقت، مری

18:13.634 --> 18:15.343
‫کون لقت؟ چت شده تو؟

18:15.344 --> 18:17.088
‫هی عزیزم، یه کم فتیله رو بکش پایین

18:17.113 --> 18:19.021
‫یا خدا، این چه مسخره‌بازی‌ایـه

18:19.046 --> 18:20.809
‫تمومش کنین!
دیگه هیچ‌کس حق نداره درموردش حرف بزنه

18:20.834 --> 18:22.726
‫- تمومش کنین!
‫-  اگه فکر کردی قضیه همین‌جا تموم شده...

18:22.727 --> 18:24.939
‫وای خدای من!

18:24.964 --> 18:26.866
‫از رسیدنمون خبری نشد؟

18:26.891 --> 18:28.892
‫نه، این‌ها بازیگرن، مثلاً قرار بوده...

18:28.917 --> 18:30.148
هیس، ‫خیلی‌خب

18:30.353 --> 18:31.391
‫هی

18:33.029 --> 18:34.863
‫راستی اون سکه‌ای که بهم بدهکاری همراهته؟

18:34.864 --> 18:36.441
‫نه، سکه همرام نیست، نه

18:37.408 --> 18:39.691
‫- می‌تونم از این بپرسم
‫- آره، ازش بپرس

18:40.304 --> 18:42.471
‫هی، ما یه سکه شرط بستیم

18:42.496 --> 18:45.603
‫که من نمی‌تونم آپوماتوکس رو هجی کنم و باختم

18:45.628 --> 18:47.378
‫یه سکه داری بدم بهش؟

18:47.403 --> 18:48.737
‫- نه
‫- یه سکه نداری؟

18:48.762 --> 18:51.305
‫- نه، این...
‫- بهش بگو بدحساب نیستم

18:51.330 --> 18:53.961
‫- میگه بدحساب نیست
‫- آره، جون عمت

18:53.986 --> 18:55.811
‫- آره، خوش‌حسابه!
...‫- این بشر رسماً گداترین آدمیـه

18:55.836 --> 18:56.902
‫که تا حالا دیدم

18:56.927 --> 18:58.345
‫فکر کنم کم‌کم دارم

18:58.346 --> 19:00.221
‫توی این خراب‌شده احساس راحتی می‌کنم

19:00.222 --> 19:01.598
‫- می‌دونی چیه؟
‫- چیه؟

19:01.599 --> 19:04.383
‫دارم به یه شوخی فکر می‌کنم‫
یه شوخی بزرگ

19:05.102 --> 19:08.521
‫یه چیزی شبیه به...
‫یه شوخی با یه...

19:11.609 --> 19:12.777
‫این چیه؟

19:14.111 --> 19:15.571
‫می‌دونی، مثلاً یه...

19:16.703 --> 19:17.997
‫خب این قراره چیکار کنه؟

19:18.022 --> 19:19.592
‫مسمومش کنه، بریزیم تو حلقش
غزل خداحافظی رو بخونه

19:19.617 --> 19:21.786
‫اوه. آره

19:23.579 --> 19:25.664
‫من که می‌گم بزنیم
مغز لامصبش رو بپاشیم کف زمین

19:25.665 --> 19:27.999
‫قبل لباس پوشیدن یه توک پا میری حَمام؟

19:28.000 --> 19:29.210
‫میری حَمام؟

19:30.725 --> 19:31.711
‫حَمام؟

19:31.712 --> 19:33.588
‫فکر کنم منظورت همون حموم باشه

19:34.038 --> 19:35.548
‫بیخیال تو رو خدا، بس کن

19:35.549 --> 19:36.925
‫این‌ها به چی هِروکِر می‌کنن؟

19:36.926 --> 19:38.500
‫این خنده‌دارترین چیزیـه که تا حالا دیدم

19:38.525 --> 19:39.928
‫من که ندیدم یه بار هم خنده‌ت بگیره

19:39.929 --> 19:41.429
‫خب، دارم از درون می‌خندم

19:41.430 --> 19:44.057
‫اوه خدا، چقدر چرته. حالم به‌هم خورد

19:44.058 --> 19:45.902
‫- ایده خودت بودها‫
می‌دونم، می‌دونم -

19:45.927 --> 19:47.811
‫شکر خوردم، اشتباه کردم
بقیه بهم گفتن معرکه‌ست

19:47.812 --> 19:49.729
‫- اصلاً باورم نمیشه
‫- مردم از این چیزها خوششون میاد

19:49.730 --> 19:51.898
‫آره، می‌دونی کیا خوششون میاد؟
آدم‌های اسکل

19:51.899 --> 19:53.316
‫به نظر من که خیلی بامزه‌ست

19:53.317 --> 19:54.484
‫آفرین، مشت نمونه خروار

19:54.485 --> 19:55.478
‫- چی؟
‫- چی؟

19:55.503 --> 19:56.977
‫- بچه‌ها، کل‌کل نکنین تو رو خدا‫
چی گفتی؟ -

19:57.002 --> 19:58.628
‫- شنیدی چی گفتم
‫- صلوات بفرست

19:58.656 --> 20:01.074
‫بیخیال... بیخیال... تمومش کنین

20:01.075 --> 20:02.742
‫- بزن به چاک!
‫- بزن به چاک؟

20:02.743 --> 20:05.245
‫- اوه، گمشو بیرون!
‫- اوه، درست صحبت کن آقا!

20:05.246 --> 20:06.746
‫ بیا از اینجا جیم شیم

20:06.956 --> 20:08.206
‫منظورت چیه جیم شیم؟

20:08.207 --> 20:09.499
‫- نمی‌تونم همین‌طوری بذارم برم
‫- چرا؟

20:09.500 --> 20:11.334
‫من رئیس‌جمهور ایالات متحده‌م
نمی‌تونم سرم رو بندازم پایین برم که

20:11.335 --> 20:13.837
‫نمی‌بینی مگه؟ هر دفعه بلند می‌شم
‫یا کاری می‌کنم، شروع می‌کنن به دست زدن

20:13.838 --> 20:15.951
‫بهش بگو... بهش بگو حالم خوب نیست

20:16.382 --> 20:18.258
‫اون‌وقت مثلاً باید تو رو ببرم؟
باید اسکورتت کنم بیرون؟

20:18.259 --> 20:20.344
‫آره، آره. ازش بپرس

20:21.066 --> 20:23.138
‫هی، باترفیلد حالش زیاد خوب نیست،

20:23.139 --> 20:25.098
‫می‌خواست ببینه می‌شه تا دم در
همراهیش کنم و برسونمش؟

20:25.099 --> 20:26.433
‫به درک که حالش خوب نیست

20:26.434 --> 20:28.017
فکر‫کردم که خودم ببرم برسونمش

20:28.018 --> 20:30.687
‫به اون مرتیکه عوضی بگو هیچ‌جا نمیری

20:33.774 --> 20:36.234
‫بهم گفت بهت بگم که خیلی عوضی‌ای...

20:36.235 --> 20:37.370
‫و اینکه حق ندارم جایی برم

20:37.395 --> 20:39.313
‫می‌تونی بهش بگی بره گورش رو گم کنه

20:42.158 --> 20:44.586
‫خواست که بهت بگم ‫که بری گم شی

20:44.904 --> 20:46.698
‫بهش بگو خودم می‌دونم چطور گم شم

20:50.914 --> 20:53.627
‫خواست بهت بگم که خودش میره گم می‌شه

20:53.652 --> 20:56.237
‫اوه، بهش بگو ایده خیلی خوبیه،

20:56.262 --> 20:59.023
‫چون هیچ خر دیگه‌ای حاضر نیست
نگاش کنه، از جمله خودت

21:05.556 --> 21:07.766
‫بهم گفت بهت بگم ایده خیلی خوبیه،

21:07.767 --> 21:10.394
‫چون هیچ خر دیگه‌ای حاضر نیست
...نگاهت کنه، ام، از جمله

21:10.785 --> 21:11.807
خودم

21:12.719 --> 21:14.136
‫گمشو بیرون عوضی!

21:14.161 --> 21:15.524
‫خیلی‌خب، دارم میرم

21:15.775 --> 21:17.153
‫- آره، اون قضیه...
‫- آره، همون شوخی باحال؟

21:17.178 --> 21:18.778
‫- همون شوخی، آره، آره
‫- شوخی باحال؟ آره

21:18.803 --> 21:20.387
‫- تو رو خدا رو اون قضیه کار کن، باشه؟
‫- حله

21:20.412 --> 21:21.955
‫- فردا می‌بینمت
‫- هِری، بزن به چاک

21:23.491 --> 21:25.096
‫- اوه!
‫- اوه! ببخشید

21:25.121 --> 21:26.635
‫- واقعاً معذرت می‌خوام
‫- اوه نه، تقصیر من بود

21:26.660 --> 21:29.251
‫- نه نه، کاملاً تقصیر من بود
‫- نه، فکرم یه جای دیگه بود

21:29.276 --> 21:31.469
‫- شب خوبی داشته باشی
‫- شما هم همین‌طور، ممنون

21:31.494 --> 21:33.625
‫عجب گستاخی بی‌شرمانه‌ای ازتون سر زد

21:33.626 --> 21:37.019
‫- دارم قندیل می‌زنم
‫- آداب معاشرت جامعه بافرهنگ رو یاد نگرفتی، نه؟

21:37.290 --> 21:39.658
‫خب، فکر کنم اون‌قدری بارمه که

21:39.683 --> 21:41.589
‫حالت رو جا بیارم، پیرزن...

21:42.708 --> 21:45.016
‫ای پیرمرد سالوس حیله‌گر!

21:47.767 --> 21:49.029
‫بعد از این‌که آبراهام لینکلن

21:49.054 --> 21:51.005
‫توسط جان ویلکس بوث ترور شد...

21:51.030 --> 21:52.406
‫مری، بیوه لینکلن...

21:52.431 --> 21:55.600
‫توی وضعیت روحی بدی بود
طوری که نتونست توی مراسم تشییع جنازه

21:55.648 --> 21:57.941
‫شوهرش شرکت کنه، و حتی دلش رضا نمی‌داد

21:57.942 --> 21:59.630
‫که از کاخ سفید اسباب‌کشی کنه

21:59.898 --> 22:02.442
‫به مدت شش هفته
رئیس‌جمهور جدید که سوگند یاد کرده بود

22:02.467 --> 22:04.041
‫یعنی اندرو جانسون، مجبور شد

22:04.066 --> 22:05.483
‫توی ساختمان خزانه‌داری زندگی کنه

22:05.508 --> 22:07.575
با همه‌ی وسایلش، از جمله سگ‌هاش

22:07.880 --> 22:11.648
‫جانسون که دیگه کارد به استخونش رسیده بود،

22:11.673 --> 22:14.299
لارنس باترفیلد، دستیارِ لینکلن رو
صدا کرد تا این کار رو تموم کنه

22:14.583 --> 22:17.221
‫این همون مردیـه که این زنجیره تلخ حوادث رو

22:17.246 --> 22:19.583
‫با کشوندن لینکلن به اون تئاتر لعنتی شروع کرد

22:22.216 --> 22:25.637
‫خیلی‌خب. من هیچ‌چیزی رو
‫نمی‌تونم تو اینجا پیدا کنم

22:26.467 --> 22:28.463
‫- باترفیلد
‫- آقای رئیس‌جمهور، فرستادین دنبال‌ من؟

22:28.879 --> 22:31.116
‫آه! اوه! آخ!

22:31.141 --> 22:32.475
‫- لعنتی
‫- اوه، خدای من

22:32.476 --> 22:33.786
‫- اوه پسر
صاف خورد به ساق پام -

22:33.811 --> 22:35.228
‫- از این اتفاق متنفرم
‫- اول از همه،

22:35.229 --> 22:37.188
‫بذار فقط اینو بگم که
اتفاقی که واسه لینکلن افتاد

22:37.189 --> 22:39.881
‫یه تراژدی وحشتناک و غیرقابل‌وصف بود
‫- اوه. بله، دقیقاً

22:39.906 --> 22:41.458
‫- اصلاً افتضاح بود
‫- اوه، خیلی بد شد

22:41.485 --> 22:43.413
‫ بهش التماس کردم
‫که نره اون تئاتر مسخره رو ببینه

22:43.438 --> 22:45.761
‫تصورش رو بکن آخرین چیزی که
توی عمرت می‌بینی ‫اون نمایش چرند باشه؟

22:45.786 --> 22:47.903
شنیدم افتضاح بوده -
والا نقدهایی که بود معرکه بودن -

22:47.928 --> 22:49.902
‫- ولی من این‌طوری نشنیدم
‫- تو شنیدی؟ ولی من خوندم

22:50.294 --> 22:52.420
‫داری تیکه می‌اندازی چون خودم درس خوندم؟

22:52.445 --> 22:55.022
‫- چی؟ نه بابا‫
چون زنم توی بزرگسالی بهم خوندن یاد داده؟ -

22:55.047 --> 22:57.160
‫- نه تو رو خدا، شوخی می‌کنی؟
‫- اگه حرفی داری، رک و پوست‌کنده بگو

22:57.185 --> 22:58.727
‫اولاً که می‌دونم حرفی واسه گفتن نیست،

22:58.752 --> 23:00.962
‫ولی اگه حتی حرفی هم داشتم،
‫عمراً به خودت نمی‌گفتم

23:00.963 --> 23:02.620
‫می‌رفتم پشت سرت به یکی دیگه می‌گفتم

23:02.645 --> 23:04.142
‫ولی اصلاً توی این فازها نبودم

23:04.167 --> 23:05.584
‫خیلی‌خب‫، یه چیزی برام مبهمه

23:05.609 --> 23:08.199
‫اگه نقدها انقدر معرکه بوده
پس چرا بهش التماس کردی نره؟

23:09.046 --> 23:12.466
‫نیاز داشت ‫توی خونه بمونه
و یه کم استراحت کنه

23:12.491 --> 23:13.949
‫دلم می‌خواست ریلکس کنه

23:13.974 --> 23:15.141
‫- فقط همین؟
‫- آره

23:15.166 --> 23:16.708
‫یه جای کارت می‌لنگه، باترفیلد

23:16.733 --> 23:17.775
‫- نه، همه‌چیز ردیفه
‫- واقعاً؟

23:17.813 --> 23:19.022
‫حساب‌کتابم درسته، آره

23:19.023 --> 23:20.899
‫هر چی می‌خونی رو باور نکن
فقط همینو بهت بگم

23:20.900 --> 23:22.942
‫چون پچ‌پچ‌هایی که
...من از خود اهالی تئاتر شنیدم

23:22.943 --> 23:25.194
‫اهالی تئاتر؟ تو با اهالی تئاتر می‌پری؟

23:25.195 --> 23:26.946
‫- کدوم اهالی تئاتر؟
‫- بازیگر جانشین

23:26.947 --> 23:28.698
‫تو با بازیگر جانشین می‌پری؟

23:28.699 --> 23:30.158
‫مگه چشه؟ من مرد مردمی‌ام

23:30.159 --> 23:31.576
‫قبول دارم که مرد مردمی هستی،

23:31.577 --> 23:33.494
...‫ولی خیلی عجیبه که مردِ

23:33.495 --> 23:35.496
‫اهالی تئاتر باشی
‫- منظورت از این لحن چیه؟

23:35.497 --> 23:37.332
‫- این کارها یعنی چی؟
‫- اون‌ها فرق دارن، همین

23:37.333 --> 23:38.458
‫- از این بحث خوشم نمیاد
‫- آره

23:38.459 --> 23:39.834
‫- هی، کوئینسی
‫- هی!

23:39.835 --> 23:41.461
‫می‌شه لطفاً بری بیرون؟ نه!

23:41.462 --> 23:43.338
اوضاع چطوره پسر؟ -
کی سگ خوبیه؟ -

23:43.363 --> 23:44.366
اینجا بدجوری جاش تنگه

23:44.391 --> 23:45.757
‫اوف! چقدر اینجا بو میاد

23:45.758 --> 23:47.258
‫- تو هم این بو رو حس می‌کنی؟
‫- اه، افتضاحه

23:47.259 --> 23:49.677
‫رفتن تنشون رو زدن به رودخونه پوتومک‫
نه، جکسون، نکن

23:49.678 --> 23:51.471
‫اون پیمان‌نامه ناواهوئه، بذارش زمین

23:51.472 --> 23:53.160
‫- جکسون!
‫- اصلاً نمی‌تونم نفس بکشم!

23:53.185 --> 23:55.451
‫نمی‌تونی؟ خودم دارم خفه می‌شم
واسه همین گفتم بیای اینجا

23:55.476 --> 23:58.186
‫ما اینجا توی این خزانه‌داری خراب‌شده
گیر افتادیم، فهمیدی؟

23:58.187 --> 23:59.479
‫اونم با دو تا سگ

23:59.480 --> 24:00.988
‫اینجا رسماً مثل یه کمد فکسنی می‌مونه

24:01.013 --> 24:02.500
‫من باید برم توی کاخ سفید مستقر بشم

24:02.525 --> 24:04.641
‫اما مشکل اینجاست و علتی که صدات کردم اینه

24:04.666 --> 24:07.305
‫که مری تاد لینکلن
قصد نداره اونجا رو خالی کنه

24:07.330 --> 24:08.672
‫- الان شش هفته گذشته
‫- آره، می‌دونم

24:08.697 --> 24:11.151
‫من رئیس‌جمهورم. ازت می‌خوام بری
اونو از اونجا بندازی بیرون، باشه؟

24:11.176 --> 24:13.117
‫خودمم خیلی دلم می‌خواد از اونجا بره

24:13.118 --> 24:15.286
‫من متوجهم که ساختمان خزانه‌داری

24:15.287 --> 24:18.331
‫مکان مناسبی برای اقامت یه رئیس‌جمهور نیست

24:18.332 --> 24:20.875
‫اما من آدم این کار نیستم

24:20.876 --> 24:24.170
‫یعنی، تقریباً
...مرد هر کار دیگه‌ای روی زمین هستم

24:24.171 --> 24:26.673
‫- ولی مثلاً قرار بود همون آدم کاربلد باشی
‫- هستم، من همون آدمم

24:26.674 --> 24:28.603
‫حساب‌کتابت جور درنمیاد
و می‌دونی چی رو نمی‌فهمم؟

24:28.628 --> 24:30.671
‫فرمول اون ریاضی
که اصلاً چطوری به اینجایی رسیدی

24:30.696 --> 24:32.864
‫- من ریاضی واقعی رو می‌فهمم
...اما این فرمول باترفیلدیـه که

24:32.889 --> 24:34.282
‫- جور درنمیاد
‫- اوه!

24:34.307 --> 24:36.558
‫- فرمول باترفیلدی جور درنمیاد؟
‫- آره، همون فرمول باترفیلدی

24:36.583 --> 24:38.709
‫- می‌تونی اینو برام توضیح بدی؟ آره
‫- اوه، من برات توضیح بدم؟

24:38.734 --> 24:40.610
‫- آره، توضیح بده...
‫- دلت می‌خواد چی برات روشن بشه؟

24:40.646 --> 24:41.688
‫تو واسه لینکلن چیکار کردی؟

24:41.689 --> 24:43.940
‫- من واسش چیکار کردم؟
‫- چطوری شدی سوگلی و آدم اون؟

24:43.941 --> 24:46.359
‫من مناظره‌های
!لینکلن و داگلاس رو مهندسی کردم

24:46.360 --> 24:48.277
‫- واسه همین آدم اون شدم!
‫- چی؟

24:48.278 --> 24:50.486
‫- من به داگلاس حق‌السکوت دادم خرش کردم
‫- راسته؟

24:50.511 --> 24:51.988
‫- آره!
‫- واو

24:52.245 --> 24:54.117
‫راستی، من هیچ‌وقت چنین حرفی نزدم

24:54.118 --> 24:55.421
‫- منم چیزی نشنیدم
‫- خیلی‌خب

24:55.446 --> 24:56.887
‫می‌تونی همچین کاری واسه من بکنی؟

24:56.912 --> 24:58.371
‫مثل آب خوردن. من آدم خودتم

24:58.372 --> 25:01.164
‫بهتر از من پیدا نمی‌کنی
من یه ویژگی خاص دارم

25:01.189 --> 25:02.315
‫کل زندگیم این ویژگی رو داشتم

25:02.340 --> 25:03.757
‫- می‌تونم جوری دروغ بگم که...
‫- آره

25:03.782 --> 25:05.282
‫- رو دست بزرگترین دروغگوها بلند شم
‫- خب

25:05.307 --> 25:08.685
‫- می‌تونم طوری مخ بزنم که هرکاری برام بکنه
‫- خوشحالم که اینو گفتی

25:08.716 --> 25:10.426
‫- می‌تونم آدم‌ها رو بازی بدم
‫- اهوم

25:10.451 --> 25:13.491
‫همین الانش هم دارم تو رو بازی می‌دم
و خودت اصلاً روحت هم خبر نداره

25:14.485 --> 25:15.572
‫حالا گرفتی منظورم چیه؟

25:15.597 --> 25:17.306
‫پس ازت می‌خوام
بری مری تاد رو از اونجا دک کنی

25:17.307 --> 25:19.851
‫مشکل اینجاست که اون از من متنفر‌ه

25:19.852 --> 25:21.436
‫- اون از هیچ‌کس خوشش نمیاد، چی می‌گی؟
‫- نه، نه!

25:21.437 --> 25:23.980
‫با من به‌خصوص لج افتاده
‫در ضمن، شال گردن منم دزدیده

25:23.981 --> 25:25.457
‫اصلاً چرا در این باره بحث می‌کنیم؟ به درک

25:25.482 --> 25:27.900
‫داری وقتم رو تلف می‌کنی
‫آخه چرا اون مرد باید بره اون تئاتر احمقانه؟

25:27.901 --> 25:29.986
‫اگه نمی‌رفت، من الان توی این وضعیت نبودم

25:29.987 --> 25:31.362
‫این‌همه گرفتاری و بدبختی نداشتم

25:31.363 --> 25:32.546
‫این وضعیت؟

25:33.038 --> 25:35.599
‫باید بگم شاید واسه شما
‫همچین بد هم نشده باشه

25:36.167 --> 25:38.411
‫- منظورت چیه؟
‫- خب تا قبلش معاون رئیس‌جمهور بودی،

25:38.412 --> 25:41.339
‫و الان... رئیس‌جمهوری

25:41.364 --> 25:43.332
‫یه لحظه وایسا ببینم باترفیلد
داری تیکه‌اندازی می‌کنی

25:43.333 --> 25:45.126
‫که من ترجیح می‌دادم لینکلن بمیره

25:45.127 --> 25:46.712
‫تا خودم بتونم رئیس‌جمهور بشم؟

25:47.337 --> 25:49.422
‫- نه، اصلاً و ابداً‫
نه -

25:49.423 --> 25:51.175
‫نه. معلومه که نه

25:52.043 --> 25:53.249
‫آخه چه جور آدمی

25:53.274 --> 25:55.394
‫- ممکنه یه همچین فکری به سرش بزنه؟
‫- باید آدم خیلی کثیفی باشه

25:55.419 --> 25:56.731
‫- کثیف و پست
‫- آدم خیلی پستی

25:56.756 --> 25:58.692
‫هم اونی که اینو بخواد پَستـه
هم اونی که اینو به زبون بیاره

25:58.717 --> 26:00.420
‫- از هر لحاظ پست و حقیره
‫- دقیقاً. ولی خب...

26:01.353 --> 26:03.412
‫الان رئیس‌جمهوری، که خودش کلی فاز میده

26:03.437 --> 26:04.771
‫آیا من آماده خدمت به کشورم هستم؟

26:04.772 --> 26:06.773
‫- آره، صددرصد
‫- آیا ایده‌هایی توی سرم دارم؟ معلومه

26:06.774 --> 26:09.252
‫ من فقط هیجان‌زده‌ام
...که این راه رو ادامه بدم

26:09.277 --> 26:11.797
‫- به عنوان رئیس‌جمهور
‫- ولی از این خراب‌شده نمی‌تونم کارمو بکنم

26:11.822 --> 26:14.349
‫پس ازت می‌خوام همین الان بری کاخ سفید

26:14.374 --> 26:16.574
‫- یا خدا‫
با اون پیرزن رو مخ حرف بزن -

26:16.575 --> 26:17.896
‫باید کاملاً مودب باشی

26:18.234 --> 26:19.570
‫باید فروتنی نشون بدی

26:19.595 --> 26:21.889
‫مراتب تسلیتت رو ابراز می‌کنی

26:21.914 --> 26:24.033
‫ و بعدش اون دیوونه زنجیری رو...

26:24.058 --> 26:25.851
از اونجا دک می‌کنی تا بتونم اسباب‌کشی کنم

26:25.876 --> 26:27.543
‫وگرنه، اخراجی

26:29.204 --> 26:30.213
‫خیلی‌خب

26:37.767 --> 26:40.852
‫خانم لینکلن
لارنس باترفیلد به دیدارتون اومدن

27:03.956 --> 27:06.917
‫خانم لینکلن، باعث افتخاره

27:07.397 --> 27:08.406
هوم

27:09.257 --> 27:10.962
‫برای غم بزرگتون واقعاً تسلیت می‌گم

27:10.963 --> 27:12.589
‫ممنون از همدردیتون، آقا

27:12.614 --> 27:15.150
‫- اوضاع چطور پیش میره؟
‫- عزادارم

27:15.175 --> 27:18.177
‫نه، خب عزادار بودن که پیش‌فرض قضیه‌ست
‫فقط خواستم بدونم چیز دیگه‌ای هم هست

27:18.178 --> 27:19.512
‫که بخواید بهش اشاره کنین؟

27:19.513 --> 27:21.944
‫- صددرصد فقط عزاداری
‫- کاملاً قابل‌درکه

27:21.969 --> 27:24.215
‫ممنون که تشریف آوردین، روز خوش

27:26.339 --> 27:27.360
‫خب...

27:27.977 --> 27:30.541
‫ام، راستش من همین الان دیدم
‫که رئیس‌جمهور جانسون،

27:30.566 --> 27:32.229
‫همون معاون اول سابق،

27:32.254 --> 27:34.671
‫توی ساختمان خزانه‌داری زندگی می‌کنه

27:34.696 --> 27:36.889
‫- اوه، چقدر افتضاح
‫- توی شرایط... بله، خیلی افتضاح

27:36.914 --> 27:39.055
‫- توی یه جای خیلی تنگ و ترش...
‫- اوه!

27:39.080 --> 27:40.970
‫- اونم با سگ‌ها و خونواده‌ش
‫- وحشتناکه

27:40.995 --> 27:45.121
‫به هر حال، آم، ایشون
از من خواستن بیام اینجا تا بپرسم

27:45.122 --> 27:47.124
...‫آیا هیچ‌گونه، آم

27:48.278 --> 27:51.488
‫محدوده زمانی مشخصی ‫مد نظرتون هست
‫که بخواین اینجا رو خالی کنین؟

27:51.513 --> 27:54.415
چون الان شش هفته‌ست که گذشته

27:56.175 --> 27:58.134
‫کلکسیون پارچ‌های منو دیدی؟

27:58.135 --> 28:01.504
‫اوه، بله، بله، زیبان. واقعاً قشنگن

28:01.529 --> 28:03.183
‫بعضیاشون آبی‌ان، بعضیاشون صورتی

28:03.208 --> 28:05.235
‫- بعضیاشون زرد زرد
‫- بعضیاشون زرد

28:05.260 --> 28:07.595
‫- بعضیاشون سبز
‫- اوه، نگاه کن، اون یکی بنفشه

28:07.620 --> 28:09.746
‫- اوهوم
‫- بعضیاشون بزرگتر از بقیه‌ان

28:09.771 --> 28:11.063
‫آره، در اندازه‌های کاملاً مختلف

28:11.064 --> 28:13.191
‫واقعاً باشکوهه. بهتون تبریک می‌گم

28:13.192 --> 28:14.919
‫ممنون. از دیدارتون خوشحال شدم

28:15.343 --> 28:17.194
‫دوباره خدانگهدار

28:17.738 --> 28:19.656
‫- اوه، آم...
‫- روز خوش، آقا

28:27.169 --> 28:28.628
...‫به هر ترتیب

28:28.653 --> 28:31.572
‫مطمئنم واقفید که طبق قانون اساسی،

28:31.597 --> 28:34.015
‫وقتی رئیس‌جمهور دیگه توی پستش نباشه،

28:34.046 --> 28:35.922
‫معاونش جانشین می‌شه

28:35.923 --> 28:37.853
‫این به صلاح مملکته

28:37.878 --> 28:39.550
‫که از کاخ سفید اسباب‌کشی کنین

28:39.551 --> 28:41.510
‫و اجازه بدید رئیس‌جمهور جانسون بیان اینجا

28:41.511 --> 28:44.666
‫من هیچ‌جا نمیرم
!اصلاً جایی رو ندارم که برم

28:44.691 --> 28:45.732
‫اوه!

28:45.757 --> 28:47.683
‫- می‌دونین کجا می‌تونین برین؟
‫- کجا؟

28:47.684 --> 28:49.101
‫من یه دوست توی اسپرینگ‌فیلد دارم

28:49.102 --> 28:51.437
‫که بهم گفت مردهای اونجا،

28:51.438 --> 28:53.147
‫براتون صف کشیدن!

28:53.148 --> 28:54.357
‫- واسه من؟
‫- بله!

28:54.358 --> 28:56.745
‫می‌دونین، می‌گن شما انقدر مایه نشاطین،

28:56.770 --> 28:58.604
‫و کسی هم‌نشین بهتری از شما نیست،

28:58.629 --> 29:00.964
‫و اون بهت‌زدگی و قیافه سنگی‌تون،

29:00.989 --> 29:04.575
‫رفتار پیش‌بینی‌نشده و چندگانگی شخصیت‌تون،

29:04.618 --> 29:06.327
‫باعث می‌شه آدم از بودن کنارتون لذت ببره

29:06.328 --> 29:07.745
‫- همین‌طوره
‫- اوه! داشت یادم می‌رفت،

29:07.746 --> 29:10.728
‫اون فرق وسط عمیقی که روی سرتون باز کردین

29:10.942 --> 29:12.609
‫واقعاً دلبری می‌کنه

29:12.634 --> 29:15.970
‫ببین، عمراً اگه پام رو دوباره بذارم اونجا

29:15.995 --> 29:17.898
‫دوره کلبه‌های چوبی من دیگه سر اومده

29:17.923 --> 29:19.548
‫- اوم
‫- فراموشش کن

29:19.573 --> 29:20.484
!ها

29:20.509 --> 29:21.717
‫- خانم لینکلن
‫- بله؟

29:21.718 --> 29:25.180
‫نظرتون چیه با هزینه کامل دولت ایالات متحده،

29:25.847 --> 29:28.269
‫یه سفر همه‌چیز رایگان برید پاریس؟

29:28.294 --> 29:29.627
‫- می‌دونین اونجا چی دارن؟
‫- هوم؟

29:29.652 --> 29:31.987
‫سرتاسر پاریس پر از پارچ‌ـه

29:32.012 --> 29:34.191
‫اونجا شهر پارچ‌هاست
‫- اوم

29:34.216 --> 29:35.544
‫لازم نیست بابت چیزی پول بدین

29:35.569 --> 29:37.669
‫من هیچ‌جا نمیرم. من عزادارم

29:37.694 --> 29:39.378
‫- واقعاً؟ جداً هستین؟
‫- بله که هستم

29:39.403 --> 29:41.237
‫خیلی‌خب، این نمایش کوچولوی

29:41.238 --> 29:43.322
‫فوق‌العاده‌ای که راه انداختین...

29:43.323 --> 29:45.074
‫- ممنون
‫- واقعاً تحسین‌برانگیزه

29:45.075 --> 29:47.567
‫شما اون شب باید می‌رفتین
‫روی سن تئاتر فورد بازی می‌کردین

29:47.592 --> 29:50.079
ممنون، ‫خودمم همین فکر رو می‌کردم
انقدر کارتون درسته

29:50.080 --> 29:52.290
‫- انقدر بازیگر خوبی هستین
‫- ممنون

29:52.291 --> 29:54.052
‫ولی من واقعاً عزادارم

29:54.077 --> 29:55.314
‫اصلاً می‌دونی عزاداری یعنی چی؟

29:55.339 --> 29:56.899
‫- فکر کنم بدونم، بله...
‫- اوه، واقعاً می‌دونی؟

29:56.924 --> 29:59.314
‫- بله. اوه بله، کاملاً می‌فهمم. بله
‫- مگه فقدان بزرگی رو تجربه کردی؟

29:59.339 --> 30:02.008
‫بله. بله خانم لینکلن، تجربه کردم!

30:02.009 --> 30:06.116
‫من توی جنگ خایه‌هام رو از دست دادم!
عزاداری یعنی این

30:06.141 --> 30:07.850
‫- آره!
‫- تو خایه نداری؟

30:07.875 --> 30:09.042
‫نه، ندارم!

30:09.067 --> 30:10.734
‫چطوری خایه‌هات رو از دست دادی؟

30:10.759 --> 30:11.989
‫تیر خورد و قطع شد

30:12.014 --> 30:13.681
‫- جفتش؟
‫- آره، جفتش!

30:13.706 --> 30:15.803
‫- با یه گلوله یا دو تا؟
‫- با یه گلوله

30:15.828 --> 30:17.871
‫خایه‌دونم ترور شد

30:17.896 --> 30:19.688
‫اما من به زندگیم ادامه دادم

30:19.713 --> 30:22.257
‫فهمیدم که نمی‌تونم
تمام روز رو توی خونه بشینم

30:22.282 --> 30:24.074
‫و زل بزنم به اون جای خالی‌ای

30:24.114 --> 30:25.489
‫که خایه‌هام باید اونجا می‌بودن

30:25.490 --> 30:27.074
‫اون پایین چه شکلی شده؟

30:27.075 --> 30:28.909
‫راستش اصلاً به شما ربطی نداره

30:28.910 --> 30:31.287
‫حس می‌کنم باید یه جای سرخ و ملتهب باشه

30:31.288 --> 30:33.122
‫- درست می‌گم؟
‫- نه، اصلاً نزدیکش هم نیستین

30:33.123 --> 30:36.292
‫- اوه، لطفاً منو از گمراهی در بیار
‫- شبیه یه حفره و فضای خالی بزرگه،

30:36.293 --> 30:38.002
‫می‌دونین؟ یه چیزی شبیه به...
همون چیزی که خودتون دارین

30:38.003 --> 30:39.045
‫من چهار تا بچه به دنیا آوردم

30:39.046 --> 30:41.630
‫نکتۀ اصلی اینه که
دیگه نمی‌تونم نزدیکی کنم

30:41.631 --> 30:43.831
‫باهاش کنار اومدم. ازش عبور کردم

30:43.857 --> 30:45.902
‫دارید می‌گی
باید باهاش کنار بیام و ازش بگذرم؟

30:45.927 --> 30:48.304
‫نه، دارم می‌گم
باید اسباب‌کشی کنین و برید

30:48.305 --> 30:50.556
‫لالالا، لالالا! صدات رو نمی‌شنوم. شرمنده

30:50.557 --> 30:51.849
‫اصلاً نمی‌فهمم چی داری می‌گی

30:51.850 --> 30:53.142
‫من هیچ‌جا نمیرم، اینجا خونه‌ی منه

30:53.143 --> 30:54.852
‫خیلی‌خب، بازی دیگه تمومه، باشه؟

30:54.853 --> 30:57.480
‫اینجا دیگه خونه منه، اینجا زندگی می‌کنم

30:57.481 --> 30:58.955
‫خوشحالم که هم‌صحبت شدیم

31:00.486 --> 31:01.724
‫روز خوش، آقا

31:02.611 --> 31:05.571
‫خانم لینکلن...
اگه برگردم پیش آقای جانسون

31:05.572 --> 31:07.031
‫و بهش بگم که هیچ احتمالی وجود نداره...

31:07.032 --> 31:09.033
‫که شما از اینجا برید، اخراج می‌شم،

31:09.034 --> 31:11.535
‫و اون‌وقت مجبورم دوباره برگردم
‫سر شغل تف‌دونی‌فروشی!

31:11.560 --> 31:13.597
‫شما اصلاً روحتون هم خبر نداره
که چقدر کار سختیه

31:13.622 --> 31:15.289
‫مردم دیگه از تف‌دونی استفاده نمی‌کنن

31:15.290 --> 31:17.875
‫هر جا می‌رسن تف می‌کنن
...من فقط... نمی‌خوام یه

31:17.876 --> 31:20.722
‫من فقط یه تف‌دونی‌فروش بی‌مقدارم.

31:20.747 --> 31:23.940
‫آخ، نمی‌دونم آب دهنم رو کجا بریزم!

31:23.965 --> 31:26.258
‫- شوهر من ترور شده.
‫- حالا باید چیکار کنم؟

31:26.259 --> 31:27.676
‫آره، شوهرم ترور شد...

31:27.677 --> 31:29.011
‫و نمی‌تونم باهاش کنار بیام.

31:29.012 --> 31:31.013
‫اونم درست وقتی که
!داشتیم یه تئاتر کمدی می‌دیدیم! اوه

31:31.014 --> 31:33.876
‫و دارم تظاهر می‌کنم که عزادارم و ماتم گرفتم،

31:33.901 --> 31:36.781
‫در حالی که هیچ غلطی هم نمی‌کنم!
می‌دونی چیه؟

31:36.806 --> 31:39.013
‫به نظرم شما خودتون
!کرم موندن توی این خونه بزرگ رو دارین

31:39.038 --> 31:41.247
‫فکر کنم اینجا کلی داره بهتون خوش می‌گذره،

31:41.274 --> 31:43.442
‫اونم با این‌همه
خدم و حشم که دور و برتون رو گرفتن

31:43.443 --> 31:45.528
‫و همه مردم هم دارن براتون دلسوزی می‌کنن!

31:45.529 --> 31:47.671
‫داری به من می‌گی دروغگو؟ اوه!

31:47.696 --> 31:49.467
‫منظورت چیه آقا، داری به چی اشاره می‌کنی؟

31:49.491 --> 31:51.700
‫ خودتون خوب می‌دونین منظورم چیه!
دارین شر و ور می‌گید

31:51.701 --> 31:53.854
‫چطور به خودت اجازه میدی!

31:53.879 --> 31:55.847
‫دیدی؟ می‌دونستم هنوز خایه‌هات سر جاشونه!

31:55.872 --> 31:58.332
‫خایه‌ت اصلاً هم ترور نشده بود!

32:02.379 --> 32:04.172
‫یه پنج‌سنتی بهم بدهکاری!

32:04.857 --> 32:06.399
‫همین الان از خونه من گم شو بیرون

32:06.424 --> 32:07.580
‫یه بار دیگه پات رو بذاری اینجا،

32:07.605 --> 32:09.176
‫این دفعه خایه‌هات رو واقعاً با تیر می‌ترکونم

32:09.177 --> 32:10.386
‫من برمی‌گردم!

32:10.387 --> 32:12.263
‫آره، آره، آره! بهتره بدوی!

32:16.117 --> 32:17.193
!باورنکردنیه

32:18.671 --> 32:20.580
اوه، ‫داری چیکار می‌کنی؟

32:20.605 --> 32:22.857
‫شال گردنم رو دزدیده بودی، سلیطه روانی!

32:22.858 --> 32:24.525
‫- من اصلاً دست بهش نزدم!
‫- حدس می‌زدم کار خودتـه!

32:24.526 --> 32:26.110
‫اوه، این چیه؟ این ماله منه!

32:26.111 --> 32:27.834
‫- این شال گردن منه!
‫- آره جون عمت! زر نزن!

32:27.859 --> 32:30.114
‫- آخه چه مردی شال گردن زرد ریش‌ریش داره...
‫- این شال گردن منه!

32:30.115 --> 32:31.699
‫- این شال منه! دستت رو بکش!
‫- تکلیف تو چیه مرتیکه روانی عوضی؟

32:31.700 --> 32:35.847
‫خیلی شانس آوردی که هنوز زنده‌ای، ‫چون
!من و لینکلن نقشه داشتیم تو رو ترور کنیم

32:38.834 --> 32:40.779
‫حالا نظرت درمورد شال گردن چیه؟

32:40.804 --> 32:42.887
‫سلامم رو به شوهرم برسون

32:45.427 --> 33:05.427
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
