1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:25,526 --> 00:00:27,777
‫26 اکتبر 1881

3
00:00:27,778 --> 00:00:29,133
‫تومب‌استون، آریزونا

4
00:00:29,158 --> 00:00:31,381
‫برادران اِرپ، ‫وایت و ویرجیل،

5
00:00:31,406 --> 00:00:33,043
‫و هفت‌تیرکش معروف، داک هالیدی

6
00:00:33,068 --> 00:00:35,862
‫رو در روی دار و دسته بدنام کلانتون ایستادن،

7
00:00:35,887 --> 00:00:38,726
‫در یک تیراندازی افسانه‌ای در او.کی. کورال

8
00:00:38,751 --> 00:00:40,040
‫در واقع، این تیراندازی اصلاً

9
00:00:40,065 --> 00:00:42,612
‫داخل محوطه کورال اتفاق نیفتاد
بلکه در یه زمین خالی

10
00:00:42,637 --> 00:00:45,055
‫پشت محوطه و
در انتهای خیابان فریمونت رخ داد

11
00:00:45,504 --> 00:00:47,346
‫این جنگ مسلحانه جان 3 نفر رو گرفت،

12
00:00:47,371 --> 00:00:49,465
‫اما نظریه‌های متناقض زیادی

13
00:00:49,466 --> 00:00:52,220
‫درباره علت اصلی شروع این درگیری وجود داره

14
00:00:52,245 --> 00:00:54,433
‫بعضی‌ها می‌گن
 این دعوا هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد

15
00:00:54,458 --> 00:00:57,340
‫اگه سر و کله یه تازه‌وارد رو مخ، شرخر

16
00:00:57,365 --> 00:00:59,599
‫و ر روی اعصاب از شرق کشور پیدا نمی‌شد

17
00:00:59,835 --> 00:01:01,888
"تومب‌استون"

18
00:01:07,484 --> 00:01:09,694
‫خیلی‌خب، بازی پوکر هفت‌کارته‌ست

19
00:01:09,695 --> 00:01:11,821
‫پوکر هفت‌کارته، داک، کارت‌ها رو پخش کن

20
00:01:12,851 --> 00:01:14,574
‫وایت، وایت

21
00:01:15,408 --> 00:01:17,326
‫همش با ژتون‌ها
 همش داری با ژتون‌ها ور می‌ری

22
00:01:17,327 --> 00:01:20,246
‫داری سر و صدا راه می‌اندازی
 بی‌خیال پسر، ها؟

23
00:01:20,247 --> 00:01:21,831
‫شرمنده‌م لارنس، رو اعصابت رفته؟

24
00:01:21,832 --> 00:01:23,709
‫- آره
‫- مبلغ وسط جوره

25
00:01:24,456 --> 00:01:26,520
‫اِرپ. چه اسم عجیبی

26
00:01:26,545 --> 00:01:28,379
‫ این چیه دیگه؟ مال کجاست؟
 مال کجاست اصلاً؟

27
00:01:28,380 --> 00:01:29,797
‫- اسم رایجیـه
‫- جدی؟

28
00:01:29,798 --> 00:01:31,841
‫- کل اروپای شرقی پره
‫- اروپای شرقی؟

29
00:01:31,842 --> 00:01:33,624
‫بخش غربی اروپای شرقی

30
00:01:33,649 --> 00:01:35,011
‫- آره، اگه بری بخش غربیِ...
‫- اوه

31
00:01:35,012 --> 00:01:36,470
‫اروپای شرقی، سنگ بندازی

32
00:01:36,471 --> 00:01:37,704
‫- می‌خوره به یه اِرپ
‫- دقیقاً

33
00:01:37,729 --> 00:01:39,632
‫- اونجا تا دلت بخواد اِرپ ریخته
‫- کلی اِرپ اونجاست...

34
00:01:39,657 --> 00:01:41,517
‫- غرب اروپای شرقی؟
‫- آهای اِرپ! آهای، آهای اِرپ!

35
00:01:41,518 --> 00:01:43,561
‫مخصوصاً بخش مرکزی

36
00:01:43,562 --> 00:01:45,045
‫غرب اروپای شرقی

37
00:01:45,070 --> 00:01:46,752
‫- گل گفتی. اِرپ‌ها کلاً...
‫- آره

38
00:01:46,777 --> 00:01:49,334
‫- مال مرکز غرب اروپای شرقی‌ان
‫- هوم

39
00:01:49,359 --> 00:01:50,534
‫مبلغ وسط جوره

40
00:01:51,613 --> 00:01:54,196
‫- یه آس
‫- خب، اینجا رو ببین

41
00:01:54,197 --> 00:01:56,949
‫- یه آس پیک هم این‌طرف
‫- خب، اینجا رو ببین

42
00:01:56,950 --> 00:01:57,998
‫اینجا رو ببین

43
00:01:58,696 --> 00:02:00,579
‫- اوه، اوه، اوه!
‫- هوی! چه غلطی می‌کنی؟

44
00:02:00,604 --> 00:02:01,829
‫هوی، هوی، هوی، هوی

45
00:02:01,830 --> 00:02:03,581
‫بشین سر جات، لاشی ورق‌باز

46
00:02:03,582 --> 00:02:04,832
‫نه، من تقلب نمی‌کنم

47
00:02:04,833 --> 00:02:07,481
‫فقط می‌خوام یه سر به اسب بزنم
‫نگران اسبمـم

48
00:02:07,506 --> 00:02:09,961
‫- مگه اسبت چشه؟
‫- می‌دونی، من گره زدن بلد نیستم،

49
00:02:09,986 --> 00:02:11,797
‫یه حلقه درست می‌کنم
 ردش می‌کنم از اون یکی حلقه

50
00:02:11,798 --> 00:02:13,414
‫کلاً نمی‌دونم ‫چطوری باید گره بزنم

51
00:02:13,439 --> 00:02:14,898
‫به توانایی گره زدنم اعتماد ندارم

52
00:02:14,923 --> 00:02:16,399
‫تو واقعاً یه تخته‌ت کم نیست؟

53
00:02:16,873 --> 00:02:18,708
‫توی جنگی چیزی ‫مغزت ضربه دیده؟

54
00:02:18,733 --> 00:02:22,194
‫من جنگ نرفتم داک، خار پاشنه داشتم

55
00:02:26,156 --> 00:02:27,220
‫ای بابا

56
00:02:27,773 --> 00:02:29,899
‫شاید بهتر باشه بری ‫پیش یه دکتر دیگه

57
00:02:29,900 --> 00:02:31,400
‫شایدم تو بهتره سرت تو کار خودت باشه

58
00:02:31,401 --> 00:02:34,278
‫راستی داک، تو اول ‫هفت‌تیرکش بودی

59
00:02:34,279 --> 00:02:35,946
‫بعد تصمیم گرفتی بری دانشکده پزشکی؟

60
00:02:35,947 --> 00:02:37,615
‫یا رفتی پزشکی خوندی و بعد گفتی:

61
00:02:37,616 --> 00:02:40,076
‫ولش کن، ترجیح می‌دم یه هفت‌تیرکش بشم؟

62
00:02:40,077 --> 00:02:42,161
‫ترکیب عجیبی به نظر می‌رسه

63
00:02:42,162 --> 00:02:44,038
‫من دکتر آدم‌کش زیاد نمی‌شناسم

64
00:02:44,039 --> 00:02:45,581
‫خیلی‌خب، نوبت شرط‌بندی منه

65
00:02:45,582 --> 00:02:47,625
‫راستی، به نظرت شبی دو بار بلند شدن

66
00:02:47,626 --> 00:02:49,960
‫واسه دستشویی رفتن، به نظرت زیاده‌رویه؟

67
00:02:49,961 --> 00:02:52,380
‫اومدی اینجا کارت بازی کنی یا ویزیت بشی؟

68
00:02:52,381 --> 00:02:55,132
‫آها، فهمیدم. می‌خوای بیام مطبت

69
00:02:55,133 --> 00:02:56,895
‫تا بتونی پول ویزیت ازم بگیری

70
00:02:56,920 --> 00:02:58,446
‫هوشمندانه بود، خیلی زرنگی

71
00:02:58,471 --> 00:03:01,024
‫- اون در واقع یه دندون‌پزشکه
‫- اوه

72
00:03:07,969 --> 00:03:09,887
‫- اوه، ریدم!
‫- اوه، لعنت بهش!

73
00:03:10,864 --> 00:03:12,032
‫اوه، خدای من!

74
00:03:13,860 --> 00:03:14,916
‫خودشونن

75
00:03:16,321 --> 00:03:17,843
‫کلانتون‌ها اومدن

76
00:03:27,249 --> 00:03:29,333
‫بیلی، این عوضی رو نگاه کن

77
00:03:29,334 --> 00:03:32,177
‫نه این طرف می‌تونه اسب ببنده، نه اون طرف

78
00:03:32,202 --> 00:03:34,036
‫کل تیرک کیری رو اشغال کرده

79
00:03:34,061 --> 00:03:36,229
‫آره، کل تیرک کیری رو اشغال کرده

80
00:03:36,254 --> 00:03:38,024
‫منم همینو گفتم بیلی

81
00:03:38,468 --> 00:03:40,678
‫- اوه، راست می‌گی
‫- لعنت بهش!

82
00:03:40,679 --> 00:03:42,128
‫نوبت شرط خشت‌ـه

83
00:03:43,306 --> 00:03:46,100
‫- آقایون
‫- یا خدا، این دیگه چیه؟

84
00:03:46,101 --> 00:03:47,601
‫- جدی می‌گی؟
‫- چی؟

85
00:03:47,602 --> 00:03:49,478
‫انگشت‌هات رو کردی تو لیوان

86
00:03:49,479 --> 00:03:51,439
‫جانی سبیل، بی‌خیال، تو که دیگه باید بفهمی

87
00:03:51,440 --> 00:03:52,602
‫ چطوری اینو بخورم؟

88
00:03:52,627 --> 00:03:54,127
‫تو نگران انگشت‌های من تو آبجوتی؟

89
00:03:54,152 --> 00:03:56,320
‫- آره، آره!
‫- این‌ها تمیزترین چیزهای این خراب‌شده‌ان!

90
00:03:56,361 --> 00:03:58,696
‫روبه‌روی یه یاروی مسلولی نشستی، حالیته؟

91
00:03:58,697 --> 00:04:00,795
‫کلیتوس و بو اونجا اسهال خونی دارن

92
00:04:00,820 --> 00:04:02,655
‫و نصف جنده‌های اینجا هم سیفلیس دارن

93
00:04:02,680 --> 00:04:04,389
‫خیلی‌خب، آروم باش، سبیل

94
00:04:04,414 --> 00:04:07,249
‫آهای جانی
 کدوم نصف ‫از جنده‌ها سیفلیس دارن؟

95
00:04:07,274 --> 00:04:08,461
‫نصف پایینی‌شون

96
00:04:14,087 --> 00:04:16,902
‫خیلی‌خب!
‫اون نمک‌نشناس حروم‌زاده کیه

97
00:04:16,927 --> 00:04:19,346
‫که اسبش رو وسط اون تیرک بسته؟

98
00:04:19,371 --> 00:04:21,486
‫- دقیقاً وسطش
‫- نه، خفه شو بابا بیلی!

99
00:04:21,511 --> 00:04:22,525
‫خودمم

100
00:04:22,550 --> 00:04:24,683
‫باید برای دوتا اسب جا باشه

101
00:04:24,910 --> 00:04:27,391
‫پس هر کی که هستی،
‫آقای گنده‌پارک‌کن...

102
00:04:27,692 --> 00:04:28,867
‫واویلا!

103
00:04:29,219 --> 00:04:32,765
برو گره‌ت رو درست کن -
صبرکن، صبرکن -

104
00:04:33,132 --> 00:04:35,392
‫یه ثانیه صبرکن
‫داری به من می‌گی گنده‌پارک‌کن؟

105
00:04:35,901 --> 00:04:37,461
‫به گمونم آره

106
00:04:37,938 --> 00:04:40,070
این مدل حرف زدن
می‌تونه یه نفر رو به کشتن بده

107
00:04:40,071 --> 00:04:41,155
‫اصلاً پشمم نیست

108
00:04:41,180 --> 00:04:44,800
‫می‌خوام همین الان بره بیرون
‫و اون گره رو درست کنه

109
00:04:44,825 --> 00:04:47,369
‫حالا یواش‌تر،
‫ما اینجا یه پول دوبل این وسط داریم

110
00:04:47,370 --> 00:04:49,075
‫35 دلار پول روشه

111
00:04:49,482 --> 00:04:52,142
‫هیچ‌کس هیچ‌جا نمی‌ره
‫مگه این‌که من بگم

112
00:04:52,565 --> 00:04:53,697
‫این‌طوریه مگه؟

113
00:04:55,435 --> 00:04:56,502
‫آره

114
00:04:57,945 --> 00:05:00,007
‫فقط به خاطر احترام به جانی سبیل

115
00:05:00,008 --> 00:05:01,801
‫که پشت پیشخونه‌، وگرنه

116
00:05:01,802 --> 00:05:04,553
‫مغزت رو همین‌جا و همین الان می‌ترکونم

117
00:05:04,554 --> 00:05:06,722
‫همه‌مون احترام فوق‌العاده‌ای
‫برای جانی سبیل قائلیم،

118
00:05:06,723 --> 00:05:08,827
‫- اصلاً جای بحثی نداره. آره
‫- ویسکی مشتی‌ای می‌ریزه

119
00:05:08,852 --> 00:05:10,325
‫احترام خاصی برای جانی سبیل قائلیم

120
00:05:10,350 --> 00:05:12,179
‫- معلومه که همین‌طوره. عاشقتیم جانی
‫- آره

121
00:05:12,204 --> 00:05:14,240
‫- اون بهترینه
‫- خیلی‌خب، بیاید مثل مردا اینو حلش کنیم

122
00:05:15,482 --> 00:05:17,608
‫ساعت 3 بعدازظهر توی او.کی.کورال

123
00:05:17,609 --> 00:05:19,945
‫- ساعت 3؟
‫- من پایه‌م، ساعت 3 اوکی‌ام

124
00:05:20,821 --> 00:05:22,614
‫آره، من... می‌تونم ساعت 3 رو جور کنم

125
00:05:24,747 --> 00:05:26,372
‫آره! ساعت 3، آره

126
00:05:26,576 --> 00:05:27,873
‫البته یه سوال دارم

127
00:05:27,898 --> 00:05:30,748
‫قراره توی محوطه کورال ‫همدیگه رو ببینیم؟

128
00:05:30,773 --> 00:05:32,015
‫داخل کورال

129
00:05:32,040 --> 00:05:33,541
‫پس اسب‌ها چی می‌شن؟

130
00:05:33,542 --> 00:05:36,794
‫خب... اوکی... حرف حسابیه‫
بیرون کورال همدیگه رو می‌بینیم

131
00:05:36,795 --> 00:05:38,128
‫منظورت تو همون خندقه‌ست؟

132
00:05:38,129 --> 00:05:39,755
‫نه، اون‌پایین کنار تابلو

133
00:05:39,756 --> 00:05:41,310
‫همون تابلویی که درست بیرون کوراله؟

134
00:05:41,335 --> 00:05:42,883
‫فکر نکنم دیگه اون تابلو اونجا باشه

135
00:05:42,884 --> 00:05:44,905
‫- آره، راست می‌گی. اون تابلو دیگه نیست
‫- من که ندیدمش

136
00:05:44,930 --> 00:05:47,304
‫- سال‌هاست که دیگه نیست
‫- خب، چه می‌دونم، اصلاً همون بیرون...

137
00:05:47,329 --> 00:05:49,306
‫سمت چپ کورال ردیفش می‌کنیم

138
00:05:49,307 --> 00:05:51,684
‫چپ کی؟ اگه داری...
‫کدوم‌طرفی نگاه می‌کنی؟

139
00:05:51,685 --> 00:05:53,227
‫چپ تو یا چپ ما؟

140
00:05:53,228 --> 00:05:55,111
‫اگه گرد باشه، چطوری روبه‌روش وایمیستی؟

141
00:05:55,136 --> 00:05:56,869
‫رو به کورال می‌ایستی دیگه...

142
00:05:56,894 --> 00:05:58,928
‫حله، ولی اگه راستش رو بخوای، اصلاً

143
00:05:58,953 --> 00:06:00,418
‫فکر نکنم کورال هم ایده خوبی باشه

144
00:06:00,443 --> 00:06:02,111
‫اون زمین خالی رو می‌شناسی؟
 اسمش چی بود، فریمنت؟

145
00:06:02,112 --> 00:06:03,362
‫- فریمونت؟
‫- فری... آره، فریمونت

146
00:06:03,363 --> 00:06:04,780
‫یه زمین خالی اونجاست
می‌تونیم بریم همون‌جا

147
00:06:04,781 --> 00:06:06,031
‫خب، من همون کورال صداش می‌کنم

148
00:06:06,032 --> 00:06:08,097
‫باشه، هر چی دلت می‌خواد بگو
ولی توی زمین خالی قرار می‌ذاریم

149
00:06:08,122 --> 00:06:10,035
‫ما می‌ریم ضلع جنوبی کورال

150
00:06:10,036 --> 00:06:11,246
‫- زمین خالی
‫- و بعدش شما هم...

151
00:06:11,271 --> 00:06:13,241
‫- آره، همون زمین خالی
‫- ولی امروز قضیه سر کورالـه

152
00:06:13,266 --> 00:06:15,095
‫ما ضلع جنوبی کورال می‌ایستیم

153
00:06:15,120 --> 00:06:16,709
‫شما هم ضلع شمالی کورال

154
00:06:16,710 --> 00:06:17,877
‫- زمین خالی
‫- این عالیه،

155
00:06:17,878 --> 00:06:20,151
‫فقط اینکه کدوم‌طرف می‌شه شمال؟

156
00:06:22,424 --> 00:06:23,424
‫نمی‌دونم

157
00:06:23,425 --> 00:06:25,383
‫آره، دیدی؟ آره. خودت می‌دونی؟
 اصلاً بلد بودی؟

158
00:06:25,408 --> 00:06:28,294
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب!
ساعت 3 بعدازظهر، دم کورال

159
00:06:28,319 --> 00:06:31,884
‫پس ما توی کورال یا همون
 زمین خالی همدیگه رو می‌بینیم

160
00:06:31,909 --> 00:06:34,099
‫بعدش قضیه چطوری شروع می‌شه؟

161
00:06:34,124 --> 00:06:35,477
‫- مراحلش چطوریه؟
‫- خب...

162
00:06:35,478 --> 00:06:37,897
‫- آره، روال این تیراندازی چطوریه
‫- روال کار...

163
00:06:37,898 --> 00:06:41,202
‫پشت به پشت هم می‌ایستیم
 هر کدوم 20 قدم می‌ریم جلو

164
00:06:41,227 --> 00:06:42,359
‫ توی اون زمین خالی

165
00:06:42,360 --> 00:06:44,028
‫- که نمی‌شه 20 قدم رفت
‫- باز شروع شد

166
00:06:44,029 --> 00:06:45,821
‫توی اون زمین خالی نمی‌شه 20 قدم راه رفت

167
00:06:45,822 --> 00:06:47,813
‫پشت به پشت می‌ایستیم، 10 قدم می‌ریم

168
00:06:47,838 --> 00:06:48,967
‫20 قدم خیلی زیاده

169
00:06:48,992 --> 00:06:50,784
‫- باشه، این‌طوری می‌شه
‫- چی؟

170
00:06:50,785 --> 00:06:52,953
‫نه بابا، اصلاً چرا باید قدم بشمریم؟

171
00:06:52,954 --> 00:06:54,955
‫دوئل که نیست، تیراندازی دسته‌جمعیه

172
00:06:54,956 --> 00:06:57,893
‫- راست می‌گه
‫- این‌طوریه که شما میاین، ما هم میایم

173
00:06:57,918 --> 00:06:59,668
‫خب اگه قراره یه تیراندازی عادلانه باشه،

174
00:06:59,669 --> 00:07:01,378
‫این‌طوری نمی‌شه که همین‌طوری بیایم

175
00:07:01,379 --> 00:07:02,546
‫و بعد اسلحه بکشیم

176
00:07:02,547 --> 00:07:04,840
‫این بنده‌خدا دنبال نظم و ترتیب بیشتریه

177
00:07:04,841 --> 00:07:06,926
‫ما دنبال شیرتوشیر...
آره، شیرتوشیر بودنیـم

178
00:07:06,951 --> 00:07:08,969
‫آره‫ اگه دست‌به‌تیرت خوب باشه
 دیگه این چیزا مهم نیست

179
00:07:08,970 --> 00:07:10,554
‫از کجا بفهمیم کِی شروع می‌شه؟

180
00:07:10,555 --> 00:07:11,889
‫ما دقیقاً راس ساعت 3 شروع می‌کنیم،

181
00:07:11,890 --> 00:07:13,140
‫پس یه ذره زودتر می‌رسیم اونجا،

182
00:07:13,141 --> 00:07:15,100
‫ساعت 3 که شد، شروع کنیم به شلیک کردن

183
00:07:15,101 --> 00:07:16,185
‫پس اگه بخواین ساعت

184
00:07:16,186 --> 00:07:18,277
‫- 2 و 55 دقیقه اونجا باشین...
‫- ساعت 2 و 55 دقیقه اونجاییم

185
00:07:18,302 --> 00:07:19,438
‫تا واسه ساعت 3 آماده باشین،

186
00:07:19,439 --> 00:07:21,690
‫- برنامه‌مون اینه
‫- جانی می‌تونه بهمون علامت بده

187
00:07:21,691 --> 00:07:23,453
‫می‌تونه زنگ اون کلیسای اون‌پایین رو بزنه

188
00:07:23,478 --> 00:07:27,151
‫خیلی‌خب. ساعت 3 بعدازظهر می‌ریم دم کورال

189
00:07:27,176 --> 00:07:28,757
‫- زمین خالی
‫- یه کم قبل از 3

190
00:07:28,782 --> 00:07:30,616
‫من همون کورال صداش می‌کنم!

191
00:07:30,617 --> 00:07:33,285
‫آره، بدجوری قفل کرده که بگه کورال
 بذار بگه. ادامه بده

192
00:07:33,286 --> 00:07:36,232
‫ردیفه؟ اونجا می‌بینمت،
‫آقای گنده‌پارک‌کن

193
00:07:36,257 --> 00:07:37,584
‫وایسا، این ایده چطوره؟

194
00:07:37,918 --> 00:07:41,125
‫همه‌مون از همین‌جا شروع کنیم
 و با هم پیاده بریم اونجا

195
00:07:41,773 --> 00:07:43,190
‫- نه
‫- نه بابا

196
00:07:43,215 --> 00:07:46,007
‫- نه... خفه شو بابا بیلی!
‫- اینو دیگه پایه‌ نیستم

197
00:07:46,032 --> 00:07:47,891
‫اگه همه‌مون با هم پیاده بریم
...خیلی ضایع‌ست

198
00:07:47,916 --> 00:07:49,917
‫- آره، اصلاً یه جوریه، حس غریبی داره...
‫- فکر کنم آره. ضایع‌ست

199
00:07:49,942 --> 00:07:53,019
‫- ساعت 3 بعدازظهر، دم کورال
‫- زمین خالی

200
00:07:53,044 --> 00:07:54,324
‫- اونجا می‌بینیمتون
‫- ساعت 3 می‌بینمتون

201
00:07:54,349 --> 00:07:55,193
‫آره

202
00:07:55,218 --> 00:07:56,390
‫اونجا می‌بینمتون

203
00:07:57,626 --> 00:08:00,445
‫خب پسرا، شاید همه‌مون
 اینجا چندتا گلوله بخوریم

204
00:08:00,730 --> 00:08:01,937
‫کاریه که باید انجام بشه

205
00:08:01,962 --> 00:08:03,713
‫این‌جور چیزا ممکنه خونین‌ومالین کنه

206
00:08:03,738 --> 00:08:05,572
‫شاید بعضی‌هامون ‫دیگه نتونیم برگردیم

207
00:08:06,276 --> 00:08:08,057
‫اول از همه باید بگم،

208
00:08:08,082 --> 00:08:10,700
‫باعث افتخارمه که توی یه تیراندازی

209
00:08:10,725 --> 00:08:14,302
‫کنار برادران اِرپ و داک هالیدی هستم
 پشمام، خیلی عجیبه

210
00:08:14,327 --> 00:08:16,704
‫- خب...
‫- واقعاً چیز خفنی می‌شه

211
00:08:16,705 --> 00:08:19,456
‫متأسفانه، تازه یادم افتاد

212
00:08:19,457 --> 00:08:21,675
‫که ساعت 3 با نعل‌بند وقت دارم

213
00:08:21,700 --> 00:08:23,812
‫- باید اسبم رو ببرم پیشش
‫- امروز؟

214
00:08:23,837 --> 00:08:24,952
...‫می‌دونی چقدر سخته

215
00:08:24,977 --> 00:08:27,232
‫که ازش وقت بگیری؟ محاله

216
00:08:27,257 --> 00:08:30,207
‫- آره، واقعاً همین‌طوره. آره، بد شد
‫- ای بابا. چه ضدحالی

217
00:08:30,232 --> 00:08:32,179
‫- خیلی برام مهم بود
‫- عجب شانس گندی

218
00:08:32,204 --> 00:08:33,502
‫ می‌اندازیمش واسه ساعت 4

219
00:08:33,527 --> 00:08:35,302
‫- من ساعت 4 پایه‌ام
‫- نه، نه...

220
00:08:35,327 --> 00:08:36,849
‫می‌دونی چیه،
‫ساعت 4 اصلاً واسه منم بهتره

221
00:08:36,850 --> 00:08:38,642
‫کلانتون‌ها چطور... آخه نمی‌شه...

222
00:08:38,643 --> 00:08:40,477
‫جانی می‌تونه بره ‫و به کلانتون‌ها بگه، آره

223
00:08:40,478 --> 00:08:41,895
‫نه، نباید مزاحم جانی بشی

224
00:08:41,896 --> 00:08:43,731
‫آره، آره. نه‫نه بابا...
مشکلی نیست. من می‌تونم

225
00:08:43,732 --> 00:08:45,607
‫می‌رم دنبال‌شون. ته همین خیابونن دیگه

226
00:08:45,608 --> 00:08:47,193
‫ اگه اون‌ها پایه‌ باشن
 ما هم ساعت 4 هستیم‫، آره

227
00:08:47,218 --> 00:08:49,094
‫- خیلی‌خب، می‌رم بهشون می‌گم
‫- دستت درد نکنه جانی

228
00:08:49,119 --> 00:08:50,368
‫غمت نباشه. درک می‌کنن

229
00:08:51,555 --> 00:08:52,573
‫اوکی

230
00:08:52,574 --> 00:08:54,404
‫- پس شد ساعت 4
آره -

231
00:08:54,429 --> 00:08:55,805
‫راستی، من قبل تیراندازی

232
00:08:55,830 --> 00:08:57,641
‫کلی زمان لازم دارم تا آماده بشم

233
00:08:57,666 --> 00:08:59,611
‫حموم می‌رم، لباسمو عوض می‌کنم

234
00:08:59,636 --> 00:09:01,242
‫می‌دونی، این تیپی که زدم
واسه جنگ مسلحانه نیست

235
00:09:01,267 --> 00:09:02,332
‫- آره
‫- ردیفه؟

236
00:09:02,333 --> 00:09:04,710
‫راستی، این ایده ساعت 4 شاهکار بود

237
00:09:04,711 --> 00:09:05,753
‫اون‌موقع می‌بینمت

238
00:09:05,754 --> 00:09:07,546
‫ساعت 4 واسه اون‌ها هم راستش بهتره

239
00:09:07,547 --> 00:09:09,173
‫- اوه، چه خوب
‫- پس حله، ساعت 4 پای کاریم

240
00:09:09,174 --> 00:09:10,182
‫می‌دونی چیه؟

241
00:09:10,800 --> 00:09:13,581
‏3 و 55 دقیقه، 3 و 55 دقیقه اونجاییم

242
00:09:22,812 --> 00:09:25,230
‫بدو دیگه جونزی! یالا خوارکسه!

243
00:09:25,231 --> 00:09:26,524
‫بیا از اینجا جیم شیم!

244
00:09:33,775 --> 00:09:40,775
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

245
00:09:42,874 --> 00:09:45,626
‫در 9 آوریل 1865

246
00:09:45,627 --> 00:09:47,387
‫ژنرال ارتش کنفدراسیون
 ‫رابرت ئی. لی

247
00:09:47,412 --> 00:09:50,305
‫در آپوماتوکس تسلیم شد
 و به جنگ داخلی پایان داد

248
00:09:50,673 --> 00:09:53,801
‫فشاری که در طول جنگ
روی لینکلن بود، حد و حساب نداشت

249
00:09:53,802 --> 00:09:57,208
‫به‌خصوص که همسرش، مری تاد لینکلن هم

250
00:09:57,438 --> 00:09:59,794
زن ‫فوق‌العاده روانی و رو مخی بود

251
00:10:00,399 --> 00:10:04,082
‫اما حالا جنگ تموم شده بود
 و کشور می‌تونست به آرامش برسه

252
00:10:04,395 --> 00:10:07,575
‫البته 5 روز بعد، در شب 14 آوریل،

253
00:10:07,600 --> 00:10:09,501
‫رئیس‌جمهور لینکلن و همسرش مری

254
00:10:09,526 --> 00:10:12,569
"‫به تماشای تئاتر "پسرعموی آمریکایی‌مان

255
00:10:12,594 --> 00:10:15,448
‫در تئاتر فورد
واقع در واشنگتن دی.سی رفته بودن

256
00:10:15,865 --> 00:10:17,991
‫و همون‌جا بود که جان ویلکس بوث،

257
00:10:17,992 --> 00:10:20,250
‫بازیگر تئاتر ‫و از هواداران کنفدراسیون،

258
00:10:20,275 --> 00:10:22,889
‫رئیس‌جمهور آبراهام لینکلن رو ترور کرد...

259
00:10:22,914 --> 00:10:26,132
"‫و فریاد زد: "عاقبت همه ظالمان همینه!

260
00:10:26,422 --> 00:10:28,054
‫که شعار رسمی ایالت ویرجینیا بود

261
00:10:28,534 --> 00:10:30,744
‫آبراهام لینکلن
 تبدیل به اولین رئیس‌جمهوری شد

262
00:10:30,769 --> 00:10:32,694
‫که در زمان ریاست‌جمهوری‌اش ترور می‌شد

263
00:10:32,719 --> 00:10:34,352
‫و در حالی که از جان ویلکس بوث

264
00:10:34,377 --> 00:10:36,828
‫به‌عنوان یکی از
بزرگ‌ترین شرورهای آمریکا یاد می‌شه

265
00:10:36,854 --> 00:10:39,439
‫می‌توان گفت که تقصیر اون احمقی هم که

266
00:10:39,464 --> 00:10:41,632
‫لینکلن رو برای دیدن این تئاتر ترغیب کرد،

267
00:10:41,657 --> 00:10:43,544
‫دست‌کمی از او نداشت

268
00:10:48,574 --> 00:10:49,607
‫خیلی‌خب

269
00:10:50,859 --> 00:10:54,091
‫خب آقای رئیس‌جمهور
 فکر کنم واسه امروز دیگه بسه

270
00:10:54,116 --> 00:10:55,231
‫جنگ تموم شده

271
00:10:55,256 --> 00:10:59,184
یه شایعاتی شنیدم ‫که می‌گن گرنت توی
 آپوماتوکس یه کم عرق خورده و شنگول بوده

272
00:10:59,209 --> 00:11:00,417
‫منم همینو شنیدم

273
00:11:00,442 --> 00:11:02,193
‫آپوماتوکس. تلفظش بدبختیه

274
00:11:02,218 --> 00:11:04,094
‫- می‌تونی آپوماتوکس رو هجی کنی؟
‫- آره باو!

275
00:11:04,122 --> 00:11:05,289
‫یه سکه شرط می‌بندم نمی‌تونی

276
00:11:05,290 --> 00:11:07,207
‫- قبوله
یالا بنال، ببینم چه‌کاره‌ای -

277
00:11:07,208 --> 00:11:10,336
‫ای - پی - پی - او...

278
00:11:11,087 --> 00:11:13,167
‫ام - ئی - تی - ئی - ایکس

279
00:11:13,192 --> 00:11:14,507
‫- پرت پرت بودی
‫- جدی؟

280
00:11:14,532 --> 00:11:17,944
‫ای - پی - پی - او
 ام - ای - تی - تی - او - ایکس

281
00:11:17,969 --> 00:11:19,469
اصلاً ئی نداره، یه سکه بهم بدهکاری

282
00:11:19,470 --> 00:11:20,533
‫- باشه
‫- سهم ما رو پیاده شو

283
00:11:20,558 --> 00:11:22,559
‫الان همرام نیست،
 ولی خودت می‌دونی بدحساب نیستم

284
00:11:22,584 --> 00:11:24,418
‫- جدی؟ من باید اینو بدونم؟
‫- بهم می‌گن آبراهامِ راست‌گو

285
00:11:24,443 --> 00:11:26,136
‫- واقعاً هستی؟
‫- تا حالا یه بارم دروغ نگفتم

286
00:11:26,161 --> 00:11:28,620
‫نه این‌که دروغ بگی، ولی خب می‌دونی
 بعضی وقت‌ها آلزایمر می‌گیری

287
00:11:28,646 --> 00:11:29,897
‫- اوه
‫- بذار یه چیزی ازت بپرسم

288
00:11:29,898 --> 00:11:33,372
‫اگه بزنم کانال یادآوری... مثلاً 5 روز بگذره

289
00:11:33,740 --> 00:11:35,106
‫و بعد بیام بهت یادآوری کنم،

290
00:11:35,604 --> 00:11:37,123
‫توی چشمت کوچیک می‌شم؟

291
00:11:37,148 --> 00:11:38,263
‫خیلی حرکت خزیـه

292
00:11:38,288 --> 00:11:39,792
‫توی این وضعیت کی خزتره؟

293
00:11:40,136 --> 00:11:41,816
اونی که زیر شرطش می‌زنه؟

294
00:11:41,841 --> 00:11:44,440
‫یا اونی که پولش رو
‫از اونی که زیر شرط زده طلب می‌کنه؟

295
00:11:44,465 --> 00:11:45,871
‫شاید دادم بهت، حالا می‌دم

296
00:11:45,872 --> 00:11:47,331
‫- شاید دادم، شایدم اصلاً ندادم
‫- شرط بسته بودیما

297
00:11:47,332 --> 00:11:49,333
‫- شرط تخمی‌ای بود
‫- خودت قبولش کردی!

298
00:11:49,334 --> 00:11:50,667
‫خیلی‌خب بابا، بالاخره
 یه جا سکه رو بهت می‌دم

299
00:11:50,668 --> 00:11:51,835
‫- می‌دونی که اوکی‌ام
‫- باشه

300
00:11:51,836 --> 00:11:53,244
‫راستی، این طرفا

301
00:11:53,269 --> 00:11:56,107
‫یه شال زرد رنگ مایل به قهوه‌ای ندیدی؟

302
00:11:56,132 --> 00:11:58,136
‫چند روز پیش همین‌جا جا گذاشتمش

303
00:11:58,161 --> 00:11:59,694
‫- نه
‫- ندیدی؟

304
00:11:59,719 --> 00:12:00,860
‫نه... من که چیزی ندیدم...

305
00:12:00,885 --> 00:12:04,013
‫آخه مری رو دیدم که یه شال

306
00:12:05,542 --> 00:12:06,866
‫خیلی شبیه به اون سرش بود

307
00:12:06,891 --> 00:12:09,685
‫ فکر کنم فهمیدم قضیه چیه، راستش...

308
00:12:11,689 --> 00:12:14,793
‫احتمالاً مری... احتمالاً اونو کش رفته

309
00:12:15,026 --> 00:12:17,194
‫ فکر کردم اونو از یه جای دیگه خریده

310
00:12:17,195 --> 00:12:18,946
‫- عجب
‫- سرش کرده بود

311
00:12:18,947 --> 00:12:20,902
‫- دیدی شال منو سرش کرده؟
‫- آره دیدم

312
00:12:20,927 --> 00:12:23,009
‫- شال منو دزدیده؟
‫- خب از تیپ زدنت خوشش میاد

313
00:12:23,034 --> 00:12:24,076
‫تو چیزی بهش نگفتی؟

314
00:12:24,077 --> 00:12:26,954
‫چرا، یه چیزی گفتم،
‫ولی خیلی زیرلبی و آروم گفتم

315
00:12:26,955 --> 00:12:28,580
‫- صدات رو شنید؟
‫- نه بابا

316
00:12:28,581 --> 00:12:30,457
‫چرا بهش نگفتی: این شال باترفیلده؟

317
00:12:30,458 --> 00:12:31,875
‫از هر چی خوشش بیاد، برمی‌داره

318
00:12:31,876 --> 00:12:34,024
‫اصلاً به تخممـم نیست زن رئیس‌جمهوره
 مال منو دزدیده

319
00:12:34,049 --> 00:12:36,105
‫- من اون شال رو پس می‌گیرم
‫- خب پس برو فک بزن و پسش بگیر

320
00:12:36,130 --> 00:12:37,130
‫تو دیگه مردی شدی

321
00:12:37,131 --> 00:12:38,590
‫من دوست ندارم
‫نخود هر آشی بشم و وسط بیفتم

322
00:12:38,591 --> 00:12:41,593
‫من اصلاً جنگ راه انداختم
‫که یه جورایی از دست این زن فرار کنم

323
00:12:41,594 --> 00:12:44,807
‫صداش دیوونم می‌کنه‫، ترجیح می‌دم

324
00:12:45,095 --> 00:12:46,948
صدای جون‌دادنِ
 سربازها رو بشنوم تا صدای اونو

325
00:12:46,973 --> 00:12:48,204
‫هی، می‌شه یه لطفی در حقم بکنی؟

326
00:12:48,229 --> 00:12:49,931
‫نمیشه یواشکی بری توی کمد لباس‌هاش؟

327
00:12:49,956 --> 00:12:51,853
‫من عمراً پام رو اونجا بذارم. خودت برو!

328
00:12:51,878 --> 00:12:53,420
‫من که نمی‌تونم برم بالا
‫سرک بکشم توی کمدش

329
00:12:53,445 --> 00:12:54,820
‫مجبور نیستی که
‫توی چشم‌هاش نگاه کنی!

330
00:12:54,857 --> 00:12:56,483
‫- تا ببیندت شروع می‌کنه به وراجی!
‫- باهاش هم‌کلام بشم؟

331
00:12:56,484 --> 00:12:57,859
‫- فقط دو کلمه باهاش حرف بزن!
‫- اصلاً نمی‌خوام باهاش حرف بزنم!

332
00:12:57,860 --> 00:12:59,736
‫- خودت باهاش حرف بزن!
‫- نمی‌تونم باهاش دهن‌به‌دهن بشم، رد داده!

333
00:12:59,737 --> 00:13:00,946
‫فکر کردی ‫نمی‌دونم رد داده؟

334
00:13:00,947 --> 00:13:02,688
‫دارم باهاش زندگی می‌کنم! باهاش ازدواج کردم!

335
00:13:02,713 --> 00:13:04,393
‫اون مادر ‫بچه‌های خدابیامرزمه

336
00:13:04,418 --> 00:13:07,020
‫- اون... اون باید... باید یه جوری...
‫- اوه، آره می‌دونم‫

337
00:13:07,036 --> 00:13:08,055
‫- می‌دونی؟
‫- می‌دونم

338
00:13:08,079 --> 00:13:09,579
‫- می‌دونی؟
‫- وایسا ببینم، منظورت چیه؟

339
00:13:09,580 --> 00:13:12,499
‫- نمی‌دونم والا
‫- باید غل‌وزنجیرش کنن بفرستنش یه جایی

340
00:13:12,500 --> 00:13:13,750
‫اوه نه، اونم امتحان کردیم

341
00:13:13,751 --> 00:13:15,419
‫- تو... تو تیمارستان روانی‌ها‫
قبولش نکردن، پسش دادن -

342
00:13:15,420 --> 00:13:17,254
‫از امین‌آباد شوتش کردن بیرون

343
00:13:17,255 --> 00:13:18,630
‫رفتم دنبالش که ترخیصش کنم، بهم گفتن:

344
00:13:18,631 --> 00:13:20,549
‫داداش، این یکی بدجوری تعطیله.

345
00:13:20,550 --> 00:13:23,093
‫خب اصلاً اون خراب‌شده
واسه همین از آدم‌های تعطیله دیگه

346
00:13:23,094 --> 00:13:24,886
‫این دیگه از دیوونه‌ها هم دیوونه‌تر بود

347
00:13:24,887 --> 00:13:26,263
‫یعنی می‌گی حتی اونجا هم

348
00:13:26,264 --> 00:13:28,682
‫- نتونست بین روانی‌ها دووم بیاره؟
‫- دیگه مغزش موریانه زده بود

349
00:13:28,683 --> 00:13:30,475
‫- واو
‫- من می‌تونم کل کشور رو متحد کنم،

350
00:13:30,476 --> 00:13:32,640
‫- ولی حریف مری یکی نمی‌شم
‫- خیلی‌خب، بگذریم...

351
00:13:33,771 --> 00:13:35,772
‫آقای رئیس‌جمهور، یه چیزی برات آوردم

352
00:13:35,773 --> 00:13:37,537
‫یه سورپرایز کوچیک، اوکی؟

353
00:13:40,111 --> 00:13:41,774
‫این بلیت تئاتر فورده؟

354
00:13:41,799 --> 00:13:46,075
اوه ‫بله، خود خودشه!
"یه نمایش کمدیه، "پسرعموی آمریکایی‌مان

355
00:13:47,460 --> 00:13:50,712
‫باید بری تا یه کم از شر این همه اراجیف
 و مشغله ذهنی‌ت آزاد بشی

356
00:13:50,737 --> 00:13:53,181
‫- نیاز داری ریلکس کنی! قیافت رو نگاه!
‫- نمی‌تونم برم بیرون

357
00:13:53,206 --> 00:13:55,193
‫الان اصلاً حوصله شلوغی و
بین مردم رفتن رو ندارم

358
00:13:55,218 --> 00:13:57,513
‫بیخیال بابا، قرار نیست
 وسط شلوغی باشی. لژ اختصاصی گرفتیم

359
00:13:57,538 --> 00:14:01,082
‫مثل سگ داری کار می‌کنی!
!نیاز داری یه کم سرگرم بشی

360
00:14:01,107 --> 00:14:03,483
‫تو که خندیدن رو دوست داری
 حس طنز فوق‌العاده‌ای هم داری

361
00:14:03,508 --> 00:14:04,884
‫آره، راستش حس طنز خیلی خوبی دارم

362
00:14:04,909 --> 00:14:07,202
‫حس طنز عالی
 جوک‌های معرکه‌ای هم تعریف می‌کنی

363
00:14:07,227 --> 00:14:09,228
‫- همه دارن اینو می‌گن
‫- خودمم می‌دونم بامزه‌م

364
00:14:09,253 --> 00:14:11,170
‫اون پیش‌نویس اول ‫نطق گتیسبورگ رو یادته؟

365
00:14:11,195 --> 00:14:12,696
‫- همون که تیپ زدم و صدامو تغییر دادم؟
‫- آره، خود صداها

366
00:14:12,727 --> 00:14:14,227
‫اون آدم‌ها، شخصیت‌ها و خلاصه همه‌چیز؟

367
00:14:14,228 --> 00:14:16,104
‫آره، مجبورم کردن حذفش کنم
 ولی خیلی خنده‌دار بود

368
00:14:16,105 --> 00:14:18,857
‫صدای اون یارو جنوبی رو درآوردم، هری چاتانوگا

369
00:14:18,858 --> 00:14:20,494
‫ادای هری چاتانوگا رو برام دربیار

370
00:14:20,519 --> 00:14:22,319
‫- حسش نیست، نمی‌تونم
‫- بیخیال بابا، اصرار نکن!

371
00:14:22,320 --> 00:14:24,571
‫هوی، من خیس شدم. این آبه چقدر خیسه.

372
00:14:25,730 --> 00:14:26,990
‫وای چقدر بامزه، عالی بود

373
00:14:26,991 --> 00:14:28,088
‫یه یارویی بود که می‌شناختمش...

374
00:14:28,113 --> 00:14:29,525
‫- آره، آره
‫- آره، زمانی که وکیل بودم

375
00:14:29,550 --> 00:14:31,509
‫تازه تونی چاقالو هم یه شخصیت دیگه بود که...

376
00:14:31,534 --> 00:14:33,618
‫تونی چاقالو. وای باید
ادای تونی چاقالو رو برام دربیاری

377
00:14:33,664 --> 00:14:34,998
‫هوی، این چیه دیگه؟ کوفته‌قلقلیه؟

378
00:14:34,999 --> 00:14:36,583
‫بسه دیگه ولش کن بره
‫این اصلاً جاش اینجا نیست.

379
00:14:36,584 --> 00:14:39,503
‫جاش اینجا نیست، اینجا چه غلطی می‌کنه؟
 جاش اینجا نیست

380
00:14:39,504 --> 00:14:41,213
‫- عاشق تونی چاقالوام
‫- من هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمی‌خوام

381
00:14:41,214 --> 00:14:42,717
‫همه‌شون رو بریزین دور‫
همه‌شون رو بریزین دور

382
00:14:42,742 --> 00:14:44,368
‫- تکیه‌کلامش همین بود
‫- محشره

383
00:14:44,393 --> 00:14:46,273
‫عاشق تونی چاقالوام
خیلی خوبه. بریزیدش دور

384
00:14:46,298 --> 00:14:47,938
‫بگذریم، باید حتماً بیای

385
00:14:47,963 --> 00:14:49,588
‫- فکر نکنم بتونم بیام
‫- بیخیال. بیا دیگه

386
00:14:49,613 --> 00:14:51,239
‫- خوش می‌گذره
‫- کیا میان؟

387
00:14:51,264 --> 00:14:53,746
‫خب، من و تو که حتماً هستیم، ولی...

388
00:14:55,563 --> 00:14:57,105
‫واسه اون یکی می‌خوای چیکار کنی؟

389
00:14:57,130 --> 00:14:59,248
‫اون قطعاً دلش می‌خواد بیاد. عاشق تئاتره

390
00:14:59,273 --> 00:15:00,764
‫عشقش اینه که بغل دستم بشینه

391
00:15:00,789 --> 00:15:02,248
‫و بگه: اوه، من می‌دونم الان قراره چی بشه.

392
00:15:02,273 --> 00:15:03,442
‫- هیچ‌وقت هم درست حدس نمی‌زنه
‫- آره والا

393
00:15:03,467 --> 00:15:04,656
‫برمی‌گرده می‌گه:
‫چرا اینا آواز می‌خونن؟

394
00:15:04,681 --> 00:15:05,759
‫منم می‌گم: خب تئاتر موزیکالـه زن!

395
00:15:05,784 --> 00:15:07,447
‫هی، ببین، اگه اونجا باشیم
 و دورمون شلوغ باشه

396
00:15:07,448 --> 00:15:10,853
‫و تو هم باشی، سگش شرف داره به این‌که
 توی این خونه باهاش تنها بمونم

397
00:15:10,878 --> 00:15:12,536
‫- اینو راست می‌گی
‫- آره، پس میای؟

398
00:15:12,537 --> 00:15:14,033
‫- می‌شه یه لطفی در حقم بکنی؟
‫- حتماً، بگو

399
00:15:14,058 --> 00:15:15,176
‫می‌شه دقیقاً وسط ما دوتا بشینی؟

400
00:15:15,201 --> 00:15:16,206
‫اگه خودت بخوای می‌شینم،

401
00:15:16,207 --> 00:15:17,582
‫ولی اون عمراً زیر بار این قضیه بره

402
00:15:17,583 --> 00:15:19,543
‫نه بابا ازت خوشش میاد
از سبک لباس‌پوشیدنت خوشش میاد

403
00:15:19,544 --> 00:15:20,752
‫خوشش میاد که یه جورایی قرتی هستی

404
00:15:20,753 --> 00:15:22,295
‫- من قرتی نیستم
‫- چرا بابا، قرتی‌ای

405
00:15:22,296 --> 00:15:24,047
‫- شاید یه کم، ولی نه شیش‌دونگ
‫- نه دیگه، قرتی کاملی

406
00:15:24,048 --> 00:15:26,633
‫- اصلاً هم این‌طور نیستم
‫- تو از یه سال پیش رسماً زدی تو کار قرتی‌بازی

407
00:15:26,634 --> 00:15:28,552
‫تو پشت سر من با بقیه حرف می‌زنی
و بهشون می‌گی قرتی‌ام؟

408
00:15:28,553 --> 00:15:29,970
‫خود مردم میان بهم می‌گن تو قرتی‌ای

409
00:15:29,971 --> 00:15:31,852
‫یعنی خودت پیش‌قدم نمی‌شی؟
 خودت اینو نمی‌گی؟

410
00:15:31,877 --> 00:15:33,348
‫معلومه خودت این حرفو می‌اندازی دهنشون

411
00:15:33,349 --> 00:15:34,808
‫فقط به دو سه نفر گفتم،

412
00:15:34,809 --> 00:15:37,371
‫اونم در این حد که مثلاً:
‫باترفیلد یه خرده چیزه...

413
00:15:37,895 --> 00:15:40,313
‫خوشم نمیاد، لطفاً دیگه تکرارش نکن

414
00:15:40,314 --> 00:15:42,566
‫خودم می‌بینم موقع رفتن
‫چقدر زل می‌زنی به آینه

415
00:15:42,567 --> 00:15:44,276
‫فقط یه نگاه سرسری می‌اندازم. مگه چیه؟

416
00:15:44,277 --> 00:15:46,077
‫سرسری نیست بابا. قشنگ این ژست‌ها رو میای

417
00:15:46,102 --> 00:15:47,973
‫من این کارو نمی‌کنم
 یه نگاه کوچولو می‌اندازم

418
00:15:47,998 --> 00:15:49,966
‫- بعدش هم راه می‌افتم
‫- دقیقا همین کارو می‌کنی

419
00:15:49,991 --> 00:15:51,616
‫بد نبود اگه خودت هم گهگداری

420
00:15:51,617 --> 00:15:53,201
‫یه نگاه به آینه می‌انداختی

421
00:15:53,202 --> 00:15:55,620
‫ اصلاً نمی‌تونم موقع نمایش بغل دستش بشینم

422
00:15:55,621 --> 00:15:57,122
‫کشش سوال‌جواب‌هاش رو ندارم

423
00:15:57,123 --> 00:15:59,207
‫می‌شه تو بغلش بشینی؟
 محض خاطر من

424
00:15:59,208 --> 00:16:01,084
‫- باشه، باشه. تلاشمو می‌کنم
‫- دمت گرم، واقعاً ممنون

425
00:16:01,085 --> 00:16:02,919
‫راستش نمی‌دونم چطوری مدیریت می‌کنی،

426
00:16:02,920 --> 00:16:05,213
‫اونم بین این زن و یه جنگ داخلی؟

427
00:16:05,214 --> 00:16:07,380
‫- چطور می‌تونی تحمل...
‫- جنگ در مقایسه با این زن حکم تعطیلات رو داره

428
00:16:07,405 --> 00:16:08,599
‫- آره والا‫
- خیلی رو مخه

429
00:16:08,624 --> 00:16:09,759
‫بدجوری رو اعصابه

430
00:16:09,760 --> 00:16:12,596
‫یعنی به محض این‌که دهنش رو باز می‌کنه
 ذهنم میره یه جای دیگه‫

431
00:16:12,597 --> 00:16:14,181
‫فکر کنم واسه این انقدر دلم گرفته چون...

432
00:16:14,182 --> 00:16:16,415
‫می‌دونی، دارم تلاش می‌کنم
 خودمو از دست این زن آزاد کنم

433
00:16:16,440 --> 00:16:18,602
‫و فکر کنم واسه همینه که
این همه آدم رو آزاد می‌کنم

434
00:16:18,603 --> 00:16:20,395
‫تو خودت به یه اعلامیه آزادی نیاز داری

435
00:16:20,396 --> 00:16:22,147
‫- خودم نمی‌خواستم اینو بگم
 ولی آره، گل گفتی

436
00:16:22,148 --> 00:16:23,940
‫می‌دونی، بدترین اتفاق دنیا هم نمی‌شد

437
00:16:23,941 --> 00:16:25,233
‫اگه یهو دچار یه...

438
00:16:25,234 --> 00:16:26,623
‫حادثه ناگهانی می‌شد

439
00:16:29,061 --> 00:16:30,104
‫ادامه بده

440
00:16:33,614 --> 00:16:35,415
‫خب، این به نظر یه ایده‌ی...

441
00:16:35,767 --> 00:16:37,447
یه ایده وحشتناک میاد

442
00:16:37,663 --> 00:16:39,956
‫نمی‌فهمم شوخی می‌کنی یا نه
 شوخی بود دیگه؟

443
00:16:39,957 --> 00:16:43,022
‫- معلومه که شوخی بود
‫- آها، که این‌طور

444
00:16:43,240 --> 00:16:44,240
آها -
آها -

445
00:16:52,053 --> 00:16:53,637
‫- بریم تئاتر رو ببینیم
‫- بریم

446
00:16:55,000 --> 00:17:01,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

447
00:17:02,313 --> 00:17:04,450
‫چهار سال دیگه هم مهمون مایی، آقای لینکلن!

448
00:17:13,224 --> 00:17:14,168
سلام

449
00:17:14,659 --> 00:17:17,442
‫این چه وضعیـه؟
‫من عمراً بغل دست تو بشینم

450
00:17:17,790 --> 00:17:19,412
‫- پاشو برو اون‌ور
‫- ولی عزیزم،

451
00:17:19,413 --> 00:17:21,706
‫- فکر کردم خوشت میاد درمورد نمایش گپ بزنین...
‫- آره جون عمت

452
00:17:21,707 --> 00:17:23,057
‫بهتره جات رو عوض کنی

453
00:17:23,336 --> 00:17:25,500
‫جابه‌جا می‌شی
یا بگم مثل سگ شوتت کنن بیرون؟

454
00:17:25,525 --> 00:17:26,650
‫- باشه
‫- ردیفه!

455
00:17:28,605 --> 00:17:29,690
‫هر دفعه داستان همینه

456
00:17:31,092 --> 00:17:32,552
‫- بهت که گفته بودم!
‫- آره، می‌دونم

457
00:17:33,630 --> 00:17:35,093
‫شرمنده، فکر کردم شاید خوشت بیاد...

458
00:17:35,118 --> 00:17:37,055
‫- که با هم گپ بزنین، آخه می‌دونه...
‫- راستی خانوم لینکلن،

459
00:17:37,056 --> 00:17:38,233
‫- یه چیزی
‫- چیه؟

460
00:17:38,258 --> 00:17:40,718
‫می‌دونم شال من دست توئه و می‌خوامش

461
00:17:40,743 --> 00:17:42,327
‫- الان وقت این حرفاست؟
‫- کدوم شال؟

462
00:17:42,352 --> 00:17:45,187
‫- همون شال زردی که پیچوندی
‫- تو شال زرد داری؟

463
00:17:45,212 --> 00:17:48,256
‫توی کاخ سفید جا گذاشتمش
!تو هم ورش داشتی و سرت کردی

464
00:17:48,281 --> 00:17:49,531
‫ نمی‌فهمم درمورد چی حرف می‌زنی

465
00:17:49,556 --> 00:17:51,015
‫اوه، خیلی داری زر می‌زنی

466
00:17:51,040 --> 00:17:52,499
‫- اصلاً باورنکردنیه!
‫- داری چیکار می‌کنی؟

467
00:17:52,530 --> 00:17:53,572
‫این خودش دید سرت کردی

468
00:17:53,573 --> 00:17:55,115
‫چیکار داری می‌کنی؟ این کار رو نکن

469
00:17:55,116 --> 00:17:57,200
‫- چی داری میگی؟
‫- تو گفتی من شال دزدیدم؟

470
00:17:57,201 --> 00:17:59,119
‫- آره
‫- نه، من دیدم یه شال زرد رو برداشتی،

471
00:17:59,120 --> 00:18:00,704
‫- ولی ندیدم بدزدیش
‫- آخه من چرا باید...

472
00:18:00,705 --> 00:18:01,788
‫- آره جون خودت
‫- این حرف‌ها چیه...

473
00:18:01,789 --> 00:18:04,040
‫آبراهام لینکلن، داری به من دروغ میگی لعنتی؟

474
00:18:04,041 --> 00:18:05,625
‫داری بهم دروغ میگی! خودت ورش داشتی!

475
00:18:05,626 --> 00:18:07,877
‫من چرا باید چیزی از تو بدزدم؟ خفه‌شو!

476
00:18:07,878 --> 00:18:09,434
‫- دروغگو خودتی!
‫- هردوتون دارین تف می‌پاشین رو من

477
00:18:09,459 --> 00:18:10,918
‫- بکشید عقب!
‫- دروغگو خودتی!

478
00:18:10,943 --> 00:18:12,465
‫- کثافت، خیلی داری زر می‌زنی
‫- تو بدتیپ‌ترین آدمی که تا حالا دیدم!

479
00:18:12,466 --> 00:18:13,633
‫کون لقت، مری

480
00:18:13,634 --> 00:18:15,343
‫کون لقت؟ چت شده تو؟

481
00:18:15,344 --> 00:18:17,088
‫هی عزیزم، یه کم فتیله رو بکش پایین

482
00:18:17,113 --> 00:18:19,021
‫یا خدا، این چه مسخره‌بازی‌ایـه

483
00:18:19,046 --> 00:18:20,809
‫تمومش کنین!
دیگه هیچ‌کس حق نداره درموردش حرف بزنه

484
00:18:20,834 --> 00:18:22,726
‫- تمومش کنین!
‫-  اگه فکر کردی قضیه همین‌جا تموم شده...

485
00:18:22,727 --> 00:18:24,939
‫وای خدای من!

486
00:18:24,964 --> 00:18:26,866
‫از رسیدنمون خبری نشد؟

487
00:18:26,891 --> 00:18:28,892
‫نه، این‌ها بازیگرن، مثلاً قرار بوده...

488
00:18:28,917 --> 00:18:30,148
هیس، ‫خیلی‌خب

489
00:18:30,353 --> 00:18:31,391
‫هی

490
00:18:33,029 --> 00:18:34,863
‫راستی اون سکه‌ای که بهم بدهکاری همراهته؟

491
00:18:34,864 --> 00:18:36,441
‫نه، سکه همرام نیست، نه

492
00:18:37,408 --> 00:18:39,691
‫- می‌تونم از این بپرسم
‫- آره، ازش بپرس

493
00:18:40,304 --> 00:18:42,471
‫هی، ما یه سکه شرط بستیم

494
00:18:42,496 --> 00:18:45,603
‫که من نمی‌تونم آپوماتوکس رو هجی کنم و باختم

495
00:18:45,628 --> 00:18:47,378
‫یه سکه داری بدم بهش؟

496
00:18:47,403 --> 00:18:48,737
‫- نه
‫- یه سکه نداری؟

497
00:18:48,762 --> 00:18:51,305
‫- نه، این...
‫- بهش بگو بدحساب نیستم

498
00:18:51,330 --> 00:18:53,961
‫- میگه بدحساب نیست
‫- آره، جون عمت

499
00:18:53,986 --> 00:18:55,811
‫- آره، خوش‌حسابه!
...‫- این بشر رسماً گداترین آدمیـه

500
00:18:55,836 --> 00:18:56,902
‫که تا حالا دیدم

501
00:18:56,927 --> 00:18:58,345
‫فکر کنم کم‌کم دارم

502
00:18:58,346 --> 00:19:00,221
‫توی این خراب‌شده احساس راحتی می‌کنم

503
00:19:00,222 --> 00:19:01,598
‫- می‌دونی چیه؟
‫- چیه؟

504
00:19:01,599 --> 00:19:04,383
‫دارم به یه شوخی فکر می‌کنم‫
یه شوخی بزرگ

505
00:19:05,102 --> 00:19:08,521
‫یه چیزی شبیه به...
‫یه شوخی با یه...

506
00:19:11,609 --> 00:19:12,777
‫این چیه؟

507
00:19:14,111 --> 00:19:15,571
‫می‌دونی، مثلاً یه...

508
00:19:16,703 --> 00:19:17,997
‫خب این قراره چیکار کنه؟

509
00:19:18,022 --> 00:19:19,592
‫مسمومش کنه، بریزیم تو حلقش
غزل خداحافظی رو بخونه

510
00:19:19,617 --> 00:19:21,786
‫اوه. آره

511
00:19:23,579 --> 00:19:25,664
‫من که می‌گم بزنیم
مغز لامصبش رو بپاشیم کف زمین

512
00:19:25,665 --> 00:19:27,999
‫قبل لباس پوشیدن یه توک پا میری حَمام؟

513
00:19:28,000 --> 00:19:29,210
‫میری حَمام؟

514
00:19:30,725 --> 00:19:31,711
‫حَمام؟

515
00:19:31,712 --> 00:19:33,588
‫فکر کنم منظورت همون حموم باشه

516
00:19:34,038 --> 00:19:35,548
‫بیخیال تو رو خدا، بس کن

517
00:19:35,549 --> 00:19:36,925
‫این‌ها به چی هِروکِر می‌کنن؟

518
00:19:36,926 --> 00:19:38,500
‫این خنده‌دارترین چیزیـه که تا حالا دیدم

519
00:19:38,525 --> 00:19:39,928
‫من که ندیدم یه بار هم خنده‌ت بگیره

520
00:19:39,929 --> 00:19:41,429
‫خب، دارم از درون می‌خندم

521
00:19:41,430 --> 00:19:44,057
‫اوه خدا، چقدر چرته. حالم به‌هم خورد

522
00:19:44,058 --> 00:19:45,902
‫- ایده خودت بودها‫
می‌دونم، می‌دونم -

523
00:19:45,927 --> 00:19:47,811
‫شکر خوردم، اشتباه کردم
 بقیه بهم گفتن معرکه‌ست

524
00:19:47,812 --> 00:19:49,729
‫- اصلاً باورم نمیشه
‫- مردم از این چیزها خوششون میاد

525
00:19:49,730 --> 00:19:51,898
‫آره، می‌دونی کیا خوششون میاد؟
 آدم‌های اسکل

526
00:19:51,899 --> 00:19:53,316
‫به نظر من که خیلی بامزه‌ست

527
00:19:53,317 --> 00:19:54,484
‫آفرین، مشت نمونه خروار

528
00:19:54,485 --> 00:19:55,478
‫- چی؟
‫- چی؟

529
00:19:55,503 --> 00:19:56,977
‫- بچه‌ها، کل‌کل نکنین تو رو خدا‫
چی گفتی؟ -

530
00:19:57,002 --> 00:19:58,628
‫- شنیدی چی گفتم
‫- صلوات بفرست

531
00:19:58,656 --> 00:20:01,074
‫بیخیال... بیخیال... تمومش کنین

532
00:20:01,075 --> 00:20:02,742
‫- بزن به چاک!
‫- بزن به چاک؟

533
00:20:02,743 --> 00:20:05,245
‫- اوه، گمشو بیرون!
‫- اوه، درست صحبت کن آقا!

534
00:20:05,246 --> 00:20:06,746
‫ بیا از اینجا جیم شیم

535
00:20:06,956 --> 00:20:08,206
‫منظورت چیه جیم شیم؟

536
00:20:08,207 --> 00:20:09,499
‫- نمی‌تونم همین‌طوری بذارم برم
‫- چرا؟

537
00:20:09,500 --> 00:20:11,334
‫من رئیس‌جمهور ایالات متحده‌م
نمی‌تونم سرم رو بندازم پایین برم که

538
00:20:11,335 --> 00:20:13,837
‫نمی‌بینی مگه؟ هر دفعه بلند می‌شم
‫یا کاری می‌کنم، شروع می‌کنن به دست زدن

539
00:20:13,838 --> 00:20:15,951
‫بهش بگو... بهش بگو حالم خوب نیست

540
00:20:16,382 --> 00:20:18,258
‫اون‌وقت مثلاً باید تو رو ببرم؟
باید اسکورتت کنم بیرون؟

541
00:20:18,259 --> 00:20:20,344
‫آره، آره. ازش بپرس

542
00:20:21,066 --> 00:20:23,138
‫هی، باترفیلد حالش زیاد خوب نیست،

543
00:20:23,139 --> 00:20:25,098
‫می‌خواست ببینه می‌شه تا دم در
 همراهیش کنم و برسونمش؟

544
00:20:25,099 --> 00:20:26,433
‫به درک که حالش خوب نیست

545
00:20:26,434 --> 00:20:28,017
فکر‫کردم که خودم ببرم برسونمش

546
00:20:28,018 --> 00:20:30,687
‫به اون مرتیکه عوضی بگو هیچ‌جا نمیری

547
00:20:33,774 --> 00:20:36,234
‫بهم گفت بهت بگم که خیلی عوضی‌ای...

548
00:20:36,235 --> 00:20:37,370
‫و اینکه حق ندارم جایی برم

549
00:20:37,395 --> 00:20:39,313
‫می‌تونی بهش بگی بره گورش رو گم کنه

550
00:20:42,158 --> 00:20:44,586
‫خواست که بهت بگم ‫که بری گم شی

551
00:20:44,904 --> 00:20:46,698
‫بهش بگو خودم می‌دونم چطور گم شم

552
00:20:50,914 --> 00:20:53,627
‫خواست بهت بگم که خودش میره گم می‌شه

553
00:20:53,652 --> 00:20:56,237
‫اوه، بهش بگو ایده خیلی خوبیه،

554
00:20:56,262 --> 00:20:59,023
‫چون هیچ خر دیگه‌ای حاضر نیست
 نگاش کنه، از جمله خودت

555
00:21:05,556 --> 00:21:07,766
‫بهم گفت بهت بگم ایده خیلی خوبیه،

556
00:21:07,767 --> 00:21:10,394
‫چون هیچ خر دیگه‌ای حاضر نیست
...نگاهت کنه، ام، از جمله

557
00:21:10,785 --> 00:21:11,807
خودم

558
00:21:12,719 --> 00:21:14,136
‫گمشو بیرون عوضی!

559
00:21:14,161 --> 00:21:15,524
‫خیلی‌خب، دارم میرم

560
00:21:15,775 --> 00:21:17,153
‫- آره، اون قضیه...
‫- آره، همون شوخی باحال؟

561
00:21:17,178 --> 00:21:18,778
‫- همون شوخی، آره، آره
‫- شوخی باحال؟ آره

562
00:21:18,803 --> 00:21:20,387
‫- تو رو خدا رو اون قضیه کار کن، باشه؟
‫- حله

563
00:21:20,412 --> 00:21:21,955
‫- فردا می‌بینمت
‫- هِری، بزن به چاک

564
00:21:23,491 --> 00:21:25,096
‫- اوه!
‫- اوه! ببخشید

565
00:21:25,121 --> 00:21:26,635
‫- واقعاً معذرت می‌خوام
‫- اوه نه، تقصیر من بود

566
00:21:26,660 --> 00:21:29,251
‫- نه نه، کاملاً تقصیر من بود
‫- نه، فکرم یه جای دیگه بود

567
00:21:29,276 --> 00:21:31,469
‫- شب خوبی داشته باشی
‫- شما هم همین‌طور، ممنون

568
00:21:31,494 --> 00:21:33,625
‫عجب گستاخی بی‌شرمانه‌ای ازتون سر زد

569
00:21:33,626 --> 00:21:37,019
‫- دارم قندیل می‌زنم
‫- آداب معاشرت جامعه بافرهنگ رو یاد نگرفتی، نه؟

570
00:21:37,290 --> 00:21:39,658
‫خب، فکر کنم اون‌قدری بارمه که

571
00:21:39,683 --> 00:21:41,589
‫حالت رو جا بیارم، پیرزن...

572
00:21:42,708 --> 00:21:45,016
‫ای پیرمرد سالوس حیله‌گر!

573
00:21:47,767 --> 00:21:49,029
‫بعد از این‌که آبراهام لینکلن

574
00:21:49,054 --> 00:21:51,005
‫توسط جان ویلکس بوث ترور شد...

575
00:21:51,030 --> 00:21:52,406
‫مری، بیوه لینکلن...

576
00:21:52,431 --> 00:21:55,600
‫توی وضعیت روحی بدی بود
 طوری که نتونست توی مراسم تشییع جنازه

577
00:21:55,648 --> 00:21:57,941
‫شوهرش شرکت کنه، و حتی دلش رضا نمی‌داد

578
00:21:57,942 --> 00:21:59,630
‫که از کاخ سفید اسباب‌کشی کنه

579
00:21:59,898 --> 00:22:02,442
‫به مدت شش هفته
 رئیس‌جمهور جدید که سوگند یاد کرده بود

580
00:22:02,467 --> 00:22:04,041
‫یعنی اندرو جانسون، مجبور شد

581
00:22:04,066 --> 00:22:05,483
‫توی ساختمان خزانه‌داری زندگی کنه

582
00:22:05,508 --> 00:22:07,575
با همه‌ی وسایلش، از جمله سگ‌هاش

583
00:22:07,880 --> 00:22:11,648
‫جانسون که دیگه کارد به استخونش رسیده بود،

584
00:22:11,673 --> 00:22:14,299
لارنس باترفیلد، دستیارِ لینکلن رو
 صدا کرد تا این کار رو تموم کنه

585
00:22:14,583 --> 00:22:17,221
‫این همون مردیـه که این زنجیره تلخ حوادث رو

586
00:22:17,246 --> 00:22:19,583
‫با کشوندن لینکلن به اون تئاتر لعنتی شروع کرد

587
00:22:22,216 --> 00:22:25,637
‫خیلی‌خب. من هیچ‌چیزی رو
‫نمی‌تونم تو اینجا پیدا کنم

588
00:22:26,467 --> 00:22:28,463
‫- باترفیلد
‫- آقای رئیس‌جمهور، فرستادین دنبال‌ من؟

589
00:22:28,879 --> 00:22:31,116
‫آه! اوه! آخ!

590
00:22:31,141 --> 00:22:32,475
‫- لعنتی
‫- اوه، خدای من

591
00:22:32,476 --> 00:22:33,786
‫- اوه پسر
صاف خورد به ساق پام -

592
00:22:33,811 --> 00:22:35,228
‫- از این اتفاق متنفرم
‫- اول از همه،

593
00:22:35,229 --> 00:22:37,188
‫بذار فقط اینو بگم که
 اتفاقی که واسه لینکلن افتاد

594
00:22:37,189 --> 00:22:39,881
‫یه تراژدی وحشتناک و غیرقابل‌وصف بود
‫- اوه. بله، دقیقاً

595
00:22:39,906 --> 00:22:41,458
‫- اصلاً افتضاح بود
‫- اوه، خیلی بد شد

596
00:22:41,485 --> 00:22:43,413
‫ بهش التماس کردم
‫که نره اون تئاتر مسخره رو ببینه

597
00:22:43,438 --> 00:22:45,761
‫تصورش رو بکن آخرین چیزی که
توی عمرت می‌بینی ‫اون نمایش چرند باشه؟

598
00:22:45,786 --> 00:22:47,903
شنیدم افتضاح بوده -
والا نقدهایی که بود معرکه بودن -

599
00:22:47,928 --> 00:22:49,902
‫- ولی من این‌طوری نشنیدم
‫- تو شنیدی؟ ولی من خوندم

600
00:22:50,294 --> 00:22:52,420
‫داری تیکه می‌اندازی چون خودم درس خوندم؟

601
00:22:52,445 --> 00:22:55,022
‫- چی؟ نه بابا‫
چون زنم توی بزرگسالی بهم خوندن یاد داده؟ -

602
00:22:55,047 --> 00:22:57,160
‫- نه تو رو خدا، شوخی می‌کنی؟
‫- اگه حرفی داری، رک و پوست‌کنده بگو

603
00:22:57,185 --> 00:22:58,727
‫اولاً که می‌دونم حرفی واسه گفتن نیست،

604
00:22:58,752 --> 00:23:00,962
‫ولی اگه حتی حرفی هم داشتم،
‫عمراً به خودت نمی‌گفتم

605
00:23:00,963 --> 00:23:02,620
‫می‌رفتم پشت سرت به یکی دیگه می‌گفتم

606
00:23:02,645 --> 00:23:04,142
‫ولی اصلاً توی این فازها نبودم

607
00:23:04,167 --> 00:23:05,584
‫خیلی‌خب‫، یه چیزی برام مبهمه

608
00:23:05,609 --> 00:23:08,199
‫اگه نقدها انقدر معرکه بوده
 پس چرا بهش التماس کردی نره؟

609
00:23:09,046 --> 00:23:12,466
‫نیاز داشت ‫توی خونه بمونه
 و یه کم استراحت کنه

610
00:23:12,491 --> 00:23:13,949
‫دلم می‌خواست ریلکس کنه

611
00:23:13,974 --> 00:23:15,141
‫- فقط همین؟
‫- آره

612
00:23:15,166 --> 00:23:16,708
‫یه جای کارت می‌لنگه، باترفیلد

613
00:23:16,733 --> 00:23:17,775
‫- نه، همه‌چیز ردیفه
‫- واقعاً؟

614
00:23:17,813 --> 00:23:19,022
‫حساب‌کتابم درسته، آره

615
00:23:19,023 --> 00:23:20,899
‫هر چی می‌خونی رو باور نکن
 فقط همینو بهت بگم

616
00:23:20,900 --> 00:23:22,942
‫چون پچ‌پچ‌هایی که
...من از خود اهالی تئاتر شنیدم

617
00:23:22,943 --> 00:23:25,194
‫اهالی تئاتر؟ تو با اهالی تئاتر می‌پری؟

618
00:23:25,195 --> 00:23:26,946
‫- کدوم اهالی تئاتر؟
‫- بازیگر جانشین

619
00:23:26,947 --> 00:23:28,698
‫تو با بازیگر جانشین می‌پری؟

620
00:23:28,699 --> 00:23:30,158
‫مگه چشه؟ من مرد مردمی‌ام

621
00:23:30,159 --> 00:23:31,576
‫قبول دارم که مرد مردمی هستی،

622
00:23:31,577 --> 00:23:33,494
...‫ولی خیلی عجیبه که مردِ

623
00:23:33,495 --> 00:23:35,496
‫اهالی تئاتر باشی
‫- منظورت از این لحن چیه؟

624
00:23:35,497 --> 00:23:37,332
‫- این کارها یعنی چی؟
‫- اون‌ها فرق دارن، همین

625
00:23:37,333 --> 00:23:38,458
‫- از این بحث خوشم نمیاد
‫- آره

626
00:23:38,459 --> 00:23:39,834
‫- هی، کوئینسی
‫- هی!

627
00:23:39,835 --> 00:23:41,461
‫می‌شه لطفاً بری بیرون؟ نه!

628
00:23:41,462 --> 00:23:43,338
اوضاع چطوره پسر؟ -
کی سگ خوبیه؟ -

629
00:23:43,363 --> 00:23:44,366
اینجا بدجوری جاش تنگه

630
00:23:44,391 --> 00:23:45,757
‫اوف! چقدر اینجا بو میاد

631
00:23:45,758 --> 00:23:47,258
‫- تو هم این بو رو حس می‌کنی؟
‫- اه، افتضاحه

632
00:23:47,259 --> 00:23:49,677
‫رفتن تنشون رو زدن به رودخونه پوتومک‫
 نه، جکسون، نکن

633
00:23:49,678 --> 00:23:51,471
‫اون پیمان‌نامه ناواهوئه، بذارش زمین

634
00:23:51,472 --> 00:23:53,160
‫- جکسون!
‫- اصلاً نمی‌تونم نفس بکشم!

635
00:23:53,185 --> 00:23:55,451
‫نمی‌تونی؟ خودم دارم خفه می‌شم
 واسه همین گفتم بیای اینجا

636
00:23:55,476 --> 00:23:58,186
‫ما اینجا توی این خزانه‌داری خراب‌شده
 گیر افتادیم، فهمیدی؟

637
00:23:58,187 --> 00:23:59,479
‫اونم با دو تا سگ

638
00:23:59,480 --> 00:24:00,988
‫اینجا رسماً مثل یه کمد فکسنی می‌مونه

639
00:24:01,013 --> 00:24:02,500
‫من باید برم توی کاخ سفید مستقر بشم

640
00:24:02,525 --> 00:24:04,641
‫اما مشکل اینجاست و علتی که صدات کردم اینه

641
00:24:04,666 --> 00:24:07,305
‫که مری تاد لینکلن
 قصد نداره اونجا رو خالی کنه

642
00:24:07,330 --> 00:24:08,672
‫- الان شش هفته گذشته
‫- آره، می‌دونم

643
00:24:08,697 --> 00:24:11,151
‫من رئیس‌جمهورم. ازت می‌خوام بری
 اونو از اونجا بندازی بیرون، باشه؟

644
00:24:11,176 --> 00:24:13,117
‫خودمم خیلی دلم می‌خواد از اونجا بره

645
00:24:13,118 --> 00:24:15,286
‫من متوجهم که ساختمان خزانه‌داری

646
00:24:15,287 --> 00:24:18,331
‫مکان مناسبی برای اقامت یه رئیس‌جمهور نیست

647
00:24:18,332 --> 00:24:20,875
‫اما من آدم این کار نیستم

648
00:24:20,876 --> 00:24:24,170
‫یعنی، تقریباً
...مرد هر کار دیگه‌ای روی زمین هستم

649
00:24:24,171 --> 00:24:26,673
‫- ولی مثلاً قرار بود همون آدم کاربلد باشی
‫- هستم، من همون آدمم

650
00:24:26,674 --> 00:24:28,603
‫حساب‌کتابت جور درنمیاد
 و می‌دونی چی رو نمی‌فهمم؟

651
00:24:28,628 --> 00:24:30,671
‫فرمول اون ریاضی
 که اصلاً چطوری به اینجایی رسیدی

652
00:24:30,696 --> 00:24:32,864
‫- من ریاضی واقعی رو می‌فهمم
...اما این فرمول باترفیلدیـه که

653
00:24:32,889 --> 00:24:34,282
‫- جور درنمیاد
‫- اوه!

654
00:24:34,307 --> 00:24:36,558
‫- فرمول باترفیلدی جور درنمیاد؟
‫- آره، همون فرمول باترفیلدی

655
00:24:36,583 --> 00:24:38,709
‫- می‌تونی اینو برام توضیح بدی؟ آره
‫- اوه، من برات توضیح بدم؟

656
00:24:38,734 --> 00:24:40,610
‫- آره، توضیح بده...
‫- دلت می‌خواد چی برات روشن بشه؟

657
00:24:40,646 --> 00:24:41,688
‫تو واسه لینکلن چیکار کردی؟

658
00:24:41,689 --> 00:24:43,940
‫- من واسش چیکار کردم؟
‫- چطوری شدی سوگلی و آدم اون؟

659
00:24:43,941 --> 00:24:46,359
‫من مناظره‌های
!لینکلن و داگلاس رو مهندسی کردم

660
00:24:46,360 --> 00:24:48,277
‫- واسه همین آدم اون شدم!
‫- چی؟

661
00:24:48,278 --> 00:24:50,486
‫- من به داگلاس حق‌السکوت دادم خرش کردم
‫- راسته؟

662
00:24:50,511 --> 00:24:51,988
‫- آره!
‫- واو

663
00:24:52,245 --> 00:24:54,117
‫راستی، من هیچ‌وقت چنین حرفی نزدم

664
00:24:54,118 --> 00:24:55,421
‫- منم چیزی نشنیدم
‫- خیلی‌خب

665
00:24:55,446 --> 00:24:56,887
‫می‌تونی همچین کاری واسه من بکنی؟

666
00:24:56,912 --> 00:24:58,371
‫مثل آب خوردن. من آدم خودتم

667
00:24:58,372 --> 00:25:01,164
‫بهتر از من پیدا نمی‌کنی
 من یه ویژگی خاص دارم

668
00:25:01,189 --> 00:25:02,315
‫کل زندگیم این ویژگی رو داشتم

669
00:25:02,340 --> 00:25:03,757
‫- می‌تونم جوری دروغ بگم که...
‫- آره

670
00:25:03,782 --> 00:25:05,282
‫- رو دست بزرگترین دروغگوها بلند شم
‫- خب

671
00:25:05,307 --> 00:25:08,685
‫- می‌تونم طوری مخ بزنم که هرکاری برام بکنه
‫- خوشحالم که اینو گفتی

672
00:25:08,716 --> 00:25:10,426
‫- می‌تونم آدم‌ها رو بازی بدم
‫- اهوم

673
00:25:10,451 --> 00:25:13,491
‫همین الانش هم دارم تو رو بازی می‌دم
 و خودت اصلاً روحت هم خبر نداره

674
00:25:14,485 --> 00:25:15,572
‫حالا گرفتی منظورم چیه؟

675
00:25:15,597 --> 00:25:17,306
‫پس ازت می‌خوام
 بری مری تاد رو از اونجا دک کنی

676
00:25:17,307 --> 00:25:19,851
‫مشکل اینجاست که اون از من متنفر‌ه

677
00:25:19,852 --> 00:25:21,436
‫- اون از هیچ‌کس خوشش نمیاد، چی می‌گی؟
‫- نه، نه!

678
00:25:21,437 --> 00:25:23,980
‫با من به‌خصوص لج افتاده
‫در ضمن، شال گردن منم دزدیده

679
00:25:23,981 --> 00:25:25,457
‫اصلاً چرا در این باره بحث می‌کنیم؟ به درک

680
00:25:25,482 --> 00:25:27,900
‫داری وقتم رو تلف می‌کنی
‫آخه چرا اون مرد باید بره اون تئاتر احمقانه؟

681
00:25:27,901 --> 00:25:29,986
‫اگه نمی‌رفت، من الان توی این وضعیت نبودم

682
00:25:29,987 --> 00:25:31,362
‫این‌همه گرفتاری و بدبختی نداشتم

683
00:25:31,363 --> 00:25:32,546
‫این وضعیت؟

684
00:25:33,038 --> 00:25:35,599
‫باید بگم شاید واسه شما
‫همچین بد هم نشده باشه

685
00:25:36,167 --> 00:25:38,411
‫- منظورت چیه؟
‫- خب تا قبلش معاون رئیس‌جمهور بودی،

686
00:25:38,412 --> 00:25:41,339
‫و الان... رئیس‌جمهوری

687
00:25:41,364 --> 00:25:43,332
‫یه لحظه وایسا ببینم باترفیلد
 داری تیکه‌اندازی می‌کنی

688
00:25:43,333 --> 00:25:45,126
‫که من ترجیح می‌دادم لینکلن بمیره

689
00:25:45,127 --> 00:25:46,712
‫تا خودم بتونم رئیس‌جمهور بشم؟

690
00:25:47,337 --> 00:25:49,422
‫- نه، اصلاً و ابداً‫
نه -

691
00:25:49,423 --> 00:25:51,175
‫نه. معلومه که نه

692
00:25:52,043 --> 00:25:53,249
‫آخه چه جور آدمی

693
00:25:53,274 --> 00:25:55,394
‫- ممکنه یه همچین فکری به سرش بزنه؟
‫- باید آدم خیلی کثیفی باشه

694
00:25:55,419 --> 00:25:56,731
‫- کثیف و پست
‫- آدم خیلی پستی

695
00:25:56,756 --> 00:25:58,692
‫هم اونی که اینو بخواد پَستـه
هم اونی که اینو به زبون بیاره

696
00:25:58,717 --> 00:26:00,420
‫- از هر لحاظ پست و حقیره
‫- دقیقاً. ولی خب...

697
00:26:01,353 --> 00:26:03,412
‫الان رئیس‌جمهوری، که خودش کلی فاز میده

698
00:26:03,437 --> 00:26:04,771
‫آیا من آماده خدمت به کشورم هستم؟

699
00:26:04,772 --> 00:26:06,773
‫- آره، صددرصد
‫- آیا ایده‌هایی توی سرم دارم؟ معلومه

700
00:26:06,774 --> 00:26:09,252
‫ من فقط هیجان‌زده‌ام
...که این راه رو ادامه بدم

701
00:26:09,277 --> 00:26:11,797
‫- به عنوان رئیس‌جمهور
‫- ولی از این خراب‌شده نمی‌تونم کارمو بکنم

702
00:26:11,822 --> 00:26:14,349
‫پس ازت می‌خوام همین الان بری کاخ سفید

703
00:26:14,374 --> 00:26:16,574
‫- یا خدا‫
با اون پیرزن رو مخ حرف بزن -

704
00:26:16,575 --> 00:26:17,896
‫باید کاملاً مودب باشی

705
00:26:18,234 --> 00:26:19,570
‫باید فروتنی نشون بدی

706
00:26:19,595 --> 00:26:21,889
‫مراتب تسلیتت رو ابراز می‌کنی

707
00:26:21,914 --> 00:26:24,033
‫ و بعدش اون دیوونه زنجیری رو...

708
00:26:24,058 --> 00:26:25,851
از اونجا دک می‌کنی تا بتونم اسباب‌کشی کنم

709
00:26:25,876 --> 00:26:27,543
‫وگرنه، اخراجی

710
00:26:29,204 --> 00:26:30,213
‫خیلی‌خب

711
00:26:37,767 --> 00:26:40,852
‫خانم لینکلن
لارنس باترفیلد به دیدارتون اومدن

712
00:27:03,956 --> 00:27:06,917
‫خانم لینکلن، باعث افتخاره

713
00:27:07,397 --> 00:27:08,406
هوم

714
00:27:09,257 --> 00:27:10,962
‫برای غم بزرگتون واقعاً تسلیت می‌گم

715
00:27:10,963 --> 00:27:12,589
‫ممنون از همدردیتون، آقا

716
00:27:12,614 --> 00:27:15,150
‫- اوضاع چطور پیش میره؟
‫- عزادارم

717
00:27:15,175 --> 00:27:18,177
‫نه، خب عزادار بودن که پیش‌فرض قضیه‌ست
‫فقط خواستم بدونم چیز دیگه‌ای هم هست

718
00:27:18,178 --> 00:27:19,512
‫که بخواید بهش اشاره کنین؟

719
00:27:19,513 --> 00:27:21,944
‫- صددرصد فقط عزاداری
‫- کاملاً قابل‌درکه

720
00:27:21,969 --> 00:27:24,215
‫ممنون که تشریف آوردین، روز خوش

721
00:27:26,339 --> 00:27:27,360
‫خب...

722
00:27:27,977 --> 00:27:30,541
‫ام، راستش من همین الان دیدم
‫که رئیس‌جمهور جانسون،

723
00:27:30,566 --> 00:27:32,229
‫همون معاون اول سابق،

724
00:27:32,254 --> 00:27:34,671
‫توی ساختمان خزانه‌داری زندگی می‌کنه

725
00:27:34,696 --> 00:27:36,889
‫- اوه، چقدر افتضاح
‫- توی شرایط... بله، خیلی افتضاح

726
00:27:36,914 --> 00:27:39,055
‫- توی یه جای خیلی تنگ و ترش...
‫- اوه!

727
00:27:39,080 --> 00:27:40,970
‫- اونم با سگ‌ها و خونواده‌ش
‫- وحشتناکه

728
00:27:40,995 --> 00:27:45,121
‫به هر حال، آم، ایشون
 از من خواستن بیام اینجا تا بپرسم

729
00:27:45,122 --> 00:27:47,124
...‫آیا هیچ‌گونه، آم

730
00:27:48,278 --> 00:27:51,488
‫محدوده زمانی مشخصی ‫مد نظرتون هست
‫که بخواین اینجا رو خالی کنین؟

731
00:27:51,513 --> 00:27:54,415
چون الان شش هفته‌ست که گذشته

732
00:27:56,175 --> 00:27:58,134
‫کلکسیون پارچ‌های منو دیدی؟

733
00:27:58,135 --> 00:28:01,504
‫اوه، بله، بله، زیبان. واقعاً قشنگن

734
00:28:01,529 --> 00:28:03,183
‫بعضیاشون آبی‌ان، بعضیاشون صورتی

735
00:28:03,208 --> 00:28:05,235
‫- بعضیاشون زرد زرد
‫- بعضیاشون زرد

736
00:28:05,260 --> 00:28:07,595
‫- بعضیاشون سبز
‫- اوه، نگاه کن، اون یکی بنفشه

737
00:28:07,620 --> 00:28:09,746
‫- اوهوم
‫- بعضیاشون بزرگتر از بقیه‌ان

738
00:28:09,771 --> 00:28:11,063
‫آره، در اندازه‌های کاملاً مختلف

739
00:28:11,064 --> 00:28:13,191
‫واقعاً باشکوهه. بهتون تبریک می‌گم

740
00:28:13,192 --> 00:28:14,919
‫ممنون. از دیدارتون خوشحال شدم

741
00:28:15,343 --> 00:28:17,194
‫دوباره خدانگهدار

742
00:28:17,738 --> 00:28:19,656
‫- اوه، آم...
‫- روز خوش، آقا

743
00:28:27,169 --> 00:28:28,628
...‫به هر ترتیب

744
00:28:28,653 --> 00:28:31,572
‫مطمئنم واقفید که طبق قانون اساسی،

745
00:28:31,597 --> 00:28:34,015
‫وقتی رئیس‌جمهور دیگه توی پستش نباشه،

746
00:28:34,046 --> 00:28:35,922
‫معاونش جانشین می‌شه

747
00:28:35,923 --> 00:28:37,853
‫این به صلاح مملکته

748
00:28:37,878 --> 00:28:39,550
‫که از کاخ سفید اسباب‌کشی کنین

749
00:28:39,551 --> 00:28:41,510
‫و اجازه بدید رئیس‌جمهور جانسون بیان اینجا

750
00:28:41,511 --> 00:28:44,666
‫من هیچ‌جا نمیرم
!اصلاً جایی رو ندارم که برم

751
00:28:44,691 --> 00:28:45,732
‫اوه!

752
00:28:45,757 --> 00:28:47,683
‫- می‌دونین کجا می‌تونین برین؟
‫- کجا؟

753
00:28:47,684 --> 00:28:49,101
‫من یه دوست توی اسپرینگ‌فیلد دارم

754
00:28:49,102 --> 00:28:51,437
‫که بهم گفت مردهای اونجا،

755
00:28:51,438 --> 00:28:53,147
‫براتون صف کشیدن!

756
00:28:53,148 --> 00:28:54,357
‫- واسه من؟
‫- بله!

757
00:28:54,358 --> 00:28:56,745
‫می‌دونین، می‌گن شما انقدر مایه نشاطین،

758
00:28:56,770 --> 00:28:58,604
‫و کسی هم‌نشین بهتری از شما نیست،

759
00:28:58,629 --> 00:29:00,964
‫و اون بهت‌زدگی و قیافه سنگی‌تون،

760
00:29:00,989 --> 00:29:04,575
‫رفتار پیش‌بینی‌نشده و چندگانگی شخصیت‌تون،

761
00:29:04,618 --> 00:29:06,327
‫باعث می‌شه آدم از بودن کنارتون لذت ببره

762
00:29:06,328 --> 00:29:07,745
‫- همین‌طوره
‫- اوه! داشت یادم می‌رفت،

763
00:29:07,746 --> 00:29:10,728
‫اون فرق وسط عمیقی که روی سرتون باز کردین

764
00:29:10,942 --> 00:29:12,609
‫واقعاً دلبری می‌کنه

765
00:29:12,634 --> 00:29:15,970
‫ببین، عمراً اگه پام رو دوباره بذارم اونجا

766
00:29:15,995 --> 00:29:17,898
‫دوره کلبه‌های چوبی من دیگه سر اومده

767
00:29:17,923 --> 00:29:19,548
‫- اوم
‫- فراموشش کن

768
00:29:19,573 --> 00:29:20,484
!ها

769
00:29:20,509 --> 00:29:21,717
‫- خانم لینکلن
‫- بله؟

770
00:29:21,718 --> 00:29:25,180
‫نظرتون چیه با هزینه کامل دولت ایالات متحده،

771
00:29:25,847 --> 00:29:28,269
‫یه سفر همه‌چیز رایگان برید پاریس؟

772
00:29:28,294 --> 00:29:29,627
‫- می‌دونین اونجا چی دارن؟
‫- هوم؟

773
00:29:29,652 --> 00:29:31,987
‫سرتاسر پاریس پر از پارچ‌ـه

774
00:29:32,012 --> 00:29:34,191
‫اونجا شهر پارچ‌هاست
‫- اوم

775
00:29:34,216 --> 00:29:35,544
‫لازم نیست بابت چیزی پول بدین

776
00:29:35,569 --> 00:29:37,669
‫من هیچ‌جا نمیرم. من عزادارم

777
00:29:37,694 --> 00:29:39,378
‫- واقعاً؟ جداً هستین؟
‫- بله که هستم

778
00:29:39,403 --> 00:29:41,237
‫خیلی‌خب، این نمایش کوچولوی

779
00:29:41,238 --> 00:29:43,322
‫فوق‌العاده‌ای که راه انداختین...

780
00:29:43,323 --> 00:29:45,074
‫- ممنون
‫- واقعاً تحسین‌برانگیزه

781
00:29:45,075 --> 00:29:47,567
‫شما اون شب باید می‌رفتین
‫روی سن تئاتر فورد بازی می‌کردین

782
00:29:47,592 --> 00:29:50,079
ممنون، ‫خودمم همین فکر رو می‌کردم
انقدر کارتون درسته

783
00:29:50,080 --> 00:29:52,290
‫- انقدر بازیگر خوبی هستین
‫- ممنون

784
00:29:52,291 --> 00:29:54,052
‫ولی من واقعاً عزادارم

785
00:29:54,077 --> 00:29:55,314
‫اصلاً می‌دونی عزاداری یعنی چی؟

786
00:29:55,339 --> 00:29:56,899
‫- فکر کنم بدونم، بله...
‫- اوه، واقعاً می‌دونی؟

787
00:29:56,924 --> 00:29:59,314
‫- بله. اوه بله، کاملاً می‌فهمم. بله
‫- مگه فقدان بزرگی رو تجربه کردی؟

788
00:29:59,339 --> 00:30:02,008
‫بله. بله خانم لینکلن، تجربه کردم!

789
00:30:02,009 --> 00:30:06,116
‫من توی جنگ خایه‌هام رو از دست دادم!
عزاداری یعنی این

790
00:30:06,141 --> 00:30:07,850
‫- آره!
‫- تو خایه نداری؟

791
00:30:07,875 --> 00:30:09,042
‫نه، ندارم!

792
00:30:09,067 --> 00:30:10,734
‫چطوری خایه‌هات رو از دست دادی؟

793
00:30:10,759 --> 00:30:11,989
‫تیر خورد و قطع شد

794
00:30:12,014 --> 00:30:13,681
‫- جفتش؟
‫- آره، جفتش!

795
00:30:13,706 --> 00:30:15,803
‫- با یه گلوله یا دو تا؟
‫- با یه گلوله

796
00:30:15,828 --> 00:30:17,871
‫خایه‌دونم ترور شد

797
00:30:17,896 --> 00:30:19,688
‫اما من به زندگیم ادامه دادم

798
00:30:19,713 --> 00:30:22,257
‫فهمیدم که نمی‌تونم
 تمام روز رو توی خونه بشینم

799
00:30:22,282 --> 00:30:24,074
‫و زل بزنم به اون جای خالی‌ای

800
00:30:24,114 --> 00:30:25,489
‫که خایه‌هام باید اونجا می‌بودن

801
00:30:25,490 --> 00:30:27,074
‫اون پایین چه شکلی شده؟

802
00:30:27,075 --> 00:30:28,909
‫راستش اصلاً به شما ربطی نداره

803
00:30:28,910 --> 00:30:31,287
‫حس می‌کنم باید یه جای سرخ و ملتهب باشه

804
00:30:31,288 --> 00:30:33,122
‫- درست می‌گم؟
‫- نه، اصلاً نزدیکش هم نیستین

805
00:30:33,123 --> 00:30:36,292
‫- اوه، لطفاً منو از گمراهی در بیار
‫- شبیه یه حفره و فضای خالی بزرگه،

806
00:30:36,293 --> 00:30:38,002
‫می‌دونین؟ یه چیزی شبیه به...
همون چیزی که خودتون دارین

807
00:30:38,003 --> 00:30:39,045
‫من چهار تا بچه به دنیا آوردم

808
00:30:39,046 --> 00:30:41,630
‫نکتۀ اصلی اینه که
 دیگه نمی‌تونم نزدیکی کنم

809
00:30:41,631 --> 00:30:43,831
‫باهاش کنار اومدم. ازش عبور کردم

810
00:30:43,857 --> 00:30:45,902
‫دارید می‌گی
باید باهاش کنار بیام و ازش بگذرم؟

811
00:30:45,927 --> 00:30:48,304
‫نه، دارم می‌گم
 باید اسباب‌کشی کنین و برید

812
00:30:48,305 --> 00:30:50,556
‫لالالا، لالالا! صدات رو نمی‌شنوم. شرمنده

813
00:30:50,557 --> 00:30:51,849
‫اصلاً نمی‌فهمم چی داری می‌گی

814
00:30:51,850 --> 00:30:53,142
‫من هیچ‌جا نمیرم، اینجا خونه‌ی منه

815
00:30:53,143 --> 00:30:54,852
‫خیلی‌خب، بازی دیگه تمومه، باشه؟

816
00:30:54,853 --> 00:30:57,480
‫اینجا دیگه خونه منه، اینجا زندگی می‌کنم

817
00:30:57,481 --> 00:30:58,955
‫خوشحالم که هم‌صحبت شدیم

818
00:31:00,486 --> 00:31:01,724
‫روز خوش، آقا

819
00:31:02,611 --> 00:31:05,571
‫خانم لینکلن...
اگه برگردم پیش آقای جانسون

820
00:31:05,572 --> 00:31:07,031
‫و بهش بگم که هیچ احتمالی وجود نداره...

821
00:31:07,032 --> 00:31:09,033
‫که شما از اینجا برید، اخراج می‌شم،

822
00:31:09,034 --> 00:31:11,535
‫و اون‌وقت مجبورم دوباره برگردم
‫سر شغل تف‌دونی‌فروشی!

823
00:31:11,560 --> 00:31:13,597
‫شما اصلاً روحتون هم خبر نداره
 که چقدر کار سختیه

824
00:31:13,622 --> 00:31:15,289
‫مردم دیگه از تف‌دونی استفاده نمی‌کنن

825
00:31:15,290 --> 00:31:17,875
‫هر جا می‌رسن تف می‌کنن
...من فقط... نمی‌خوام یه

826
00:31:17,876 --> 00:31:20,722
‫من فقط یه تف‌دونی‌فروش بی‌مقدارم.

827
00:31:20,747 --> 00:31:23,940
‫آخ، نمی‌دونم آب دهنم رو کجا بریزم!

828
00:31:23,965 --> 00:31:26,258
‫- شوهر من ترور شده.
‫- حالا باید چیکار کنم؟

829
00:31:26,259 --> 00:31:27,676
‫آره، شوهرم ترور شد...

830
00:31:27,677 --> 00:31:29,011
‫و نمی‌تونم باهاش کنار بیام.

831
00:31:29,012 --> 00:31:31,013
‫اونم درست وقتی که
!داشتیم یه تئاتر کمدی می‌دیدیم! اوه

832
00:31:31,014 --> 00:31:33,876
‫و دارم تظاهر می‌کنم که عزادارم و ماتم گرفتم،

833
00:31:33,901 --> 00:31:36,781
‫در حالی که هیچ غلطی هم نمی‌کنم!
می‌دونی چیه؟

834
00:31:36,806 --> 00:31:39,013
‫به نظرم شما خودتون
!کرم موندن توی این خونه بزرگ رو دارین

835
00:31:39,038 --> 00:31:41,247
‫فکر کنم اینجا کلی داره بهتون خوش می‌گذره،

836
00:31:41,274 --> 00:31:43,442
‫اونم با این‌همه
خدم و حشم که دور و برتون رو گرفتن

837
00:31:43,443 --> 00:31:45,528
‫و همه مردم هم دارن براتون دلسوزی می‌کنن!

838
00:31:45,529 --> 00:31:47,671
‫داری به من می‌گی دروغگو؟ اوه!

839
00:31:47,696 --> 00:31:49,467
‫منظورت چیه آقا، داری به چی اشاره می‌کنی؟

840
00:31:49,491 --> 00:31:51,700
‫ خودتون خوب می‌دونین منظورم چیه!
دارین شر و ور می‌گید

841
00:31:51,701 --> 00:31:53,854
‫چطور به خودت اجازه میدی!

842
00:31:53,879 --> 00:31:55,847
‫دیدی؟ می‌دونستم هنوز خایه‌هات سر جاشونه!

843
00:31:55,872 --> 00:31:58,332
‫خایه‌ت اصلاً هم ترور نشده بود!

844
00:32:02,379 --> 00:32:04,172
‫یه پنج‌سنتی بهم بدهکاری!

845
00:32:04,857 --> 00:32:06,399
‫همین الان از خونه من گم شو بیرون

846
00:32:06,424 --> 00:32:07,580
‫یه بار دیگه پات رو بذاری اینجا،

847
00:32:07,605 --> 00:32:09,176
‫این دفعه خایه‌هات رو واقعاً با تیر می‌ترکونم

848
00:32:09,177 --> 00:32:10,386
‫من برمی‌گردم!

849
00:32:10,387 --> 00:32:12,263
‫آره، آره، آره! بهتره بدوی!

850
00:32:16,117 --> 00:32:17,193
!باورنکردنیه

851
00:32:18,671 --> 00:32:20,580
اوه، ‫داری چیکار می‌کنی؟

852
00:32:20,605 --> 00:32:22,857
‫شال گردنم رو دزدیده بودی، سلیطه روانی!

853
00:32:22,858 --> 00:32:24,525
‫- من اصلاً دست بهش نزدم!
‫- حدس می‌زدم کار خودتـه!

854
00:32:24,526 --> 00:32:26,110
‫اوه، این چیه؟ این ماله منه!

855
00:32:26,111 --> 00:32:27,834
‫- این شال گردن منه!
‫- آره جون عمت! زر نزن!

856
00:32:27,859 --> 00:32:30,114
‫- آخه چه مردی شال گردن زرد ریش‌ریش داره...
‫- این شال گردن منه!

857
00:32:30,115 --> 00:32:31,699
‫- این شال منه! دستت رو بکش!
‫- تکلیف تو چیه مرتیکه روانی عوضی؟

858
00:32:31,700 --> 00:32:35,847
‫خیلی شانس آوردی که هنوز زنده‌ای، ‫چون
!من و لینکلن نقشه داشتیم تو رو ترور کنیم

859
00:32:38,834 --> 00:32:40,779
‫حالا نظرت درمورد شال گردن چیه؟

860
00:32:40,804 --> 00:32:42,887
‫سلامم رو به شوهرم برسون

861
00:32:45,427 --> 00:33:05,427
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
