1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,768 --> 00:00:19,560
‫آنچه در لی‌اِن گذشت...

3
00:00:19,561 --> 00:00:22,063
‫می‌خوام بهت بگم قراره چی‌کار کنیم. منظورم از "ما"، دقیقاً یعنی خودت.

4
00:00:22,105 --> 00:00:24,690
‫می‌ری حواست رو کاملاً جمع می‌کنی، عقلت رو می‌ذاری سر جاش،

5
00:00:24,691 --> 00:00:26,192
‫و از اون زن عذرخواهی می‌کنی.

6
00:00:27,444 --> 00:00:28,611
‫فکر کنم کار از این حرف‌ها گذشته.

7
00:00:28,654 --> 00:00:30,613
‫فی به من گفت واسه همیشه از زندگیش گم شم بیرون.

8
00:00:30,656 --> 00:00:33,282
‫من بیل رو استخدام کردم تا آشپزخونه‌ی سوخته‌ام رو بازسازی کنه.

9
00:00:33,575 --> 00:00:34,909
‫نقشه‌ات چیه بیل؟

10
00:00:35,786 --> 00:00:37,828
‫داری سعی می‌کنی دوباره خودتو توی دل من جا کنی؟

11
00:00:37,829 --> 00:00:40,706
‫اون هم با انتخاب کابینت‌های خوش‌سلیقه‌ات و خر کردن بابام؟

12
00:00:42,000 --> 00:00:45,002
‫خب، باور کنی یا نه لی‌اِن، این پروژه ربطی به تو نداره.

13
00:00:45,295 --> 00:00:47,588
‫به خودم ربط داره و به این دست‌هام.

14
00:00:48,257 --> 00:00:49,507
‫این واسه من هم خوبه.

15
00:00:49,508 --> 00:00:50,758
‫واسه جان هم خوبه.

16
00:00:51,051 --> 00:00:53,010
‫بهمون... یه حس هدفمندی میده.

17
00:00:55,472 --> 00:00:57,348
‫پس چوب بلوط سفید خیلی قشنگ میشه.

18
00:00:58,016 --> 00:00:59,016
‫ممنون.

19
00:01:00,936 --> 00:01:04,271
‫به یه توافق نسبی رسیدیم. من... می‌توانم توی زندگی بچه‌ام باشم،

20
00:01:04,314 --> 00:01:07,024
‫تا وقتی که به هیچ شکل و عنوانی توی زندگی اون نباشم.

21
00:01:07,693 --> 00:01:08,818
‫بابتش متأسفم.

22
00:01:08,860 --> 00:01:09,944
‫آره، من هم همین‌طور.

23
00:01:11,655 --> 00:01:12,738
‫خب، آم...

24
00:01:13,490 --> 00:01:14,615
‫بالش و پتو بردارم؟

25
00:01:15,284 --> 00:01:16,284
‫حتماً.

26
00:01:16,285 --> 00:01:17,285
‫ممنون.

27
00:01:17,452 --> 00:01:18,703
‫البته تو هتل همپتون.

28
00:01:31,000 --> 00:01:38,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

29
00:01:50,319 --> 00:01:52,278
‫توی خیابون قدم می‌زدم.

30
00:01:53,488 --> 00:01:57,825
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دختری مثل تو رو ببینم.

31
00:01:58,410 --> 00:02:00,995
‫دختری مثل تو رو ببینم.

32
00:02:03,248 --> 00:02:06,167
‫با موهای خرمایی و چشم‌های عسلی.

33
00:02:06,918 --> 00:02:10,880
‫از اون چشم‌هایی که سحر و جادوم می‌کنه.

34
00:02:11,340 --> 00:02:14,342
‫منو سحر و جادو می‌کنی.

35
00:02:15,636 --> 00:02:20,765
‫و دویدم، تا دوردست‌ها دویدم.

36
00:02:22,142 --> 00:02:27,730
‫فقط دویدم، تمام شب و روز رو دویدم.

37
00:02:28,482 --> 00:02:29,940
‫نمی‌تونستم فرار کنم.

38
00:02:35,530 --> 00:02:37,698
‫کسی اونجا نیست؟ بیل؟

39
00:02:37,741 --> 00:02:38,741
‫سلام.

40
00:02:39,534 --> 00:02:40,910
‫خودم هم تازه رسیدم.

41
00:02:41,495 --> 00:02:43,120
‫واسه همین صدای بسته شدن در رو شنیدی.

42
00:02:45,582 --> 00:02:47,667
‫امکان نداره همون آشپزخونه‌ی قدیمی مامان و بابا باشه.

43
00:02:47,918 --> 00:02:50,002
‫بوی پیازداغ نمیاد.

44
00:02:50,420 --> 00:02:52,129
‫اون وسایل زرد و دلگیر هم غیبشون زده.

45
00:02:52,172 --> 00:02:55,549
‫پس اون نمک‌پاش و فلفل‌پاش‌های نژادپرستانه‌ی مشکوک کجا رفتن؟

46
00:02:56,218 --> 00:02:57,551
‫اون‌ها اردک بودن.

47
00:02:57,886 --> 00:02:59,053
‫با کیمونو.

48
00:02:59,680 --> 00:03:02,598
‫انداختمشون توی اون کیسه با بقیه‌ی خرت‌وپرتایی که از آتش‌سوزی سالم موندن.

49
00:03:02,641 --> 00:03:03,933
‫اوه، عاشق خرت‌وپرتم!

50
00:03:06,269 --> 00:03:08,104
‫باید بهت تبریک بگم، بیل.

51
00:03:08,105 --> 00:03:09,980
‫طبق بودجه و سر وقت.

52
00:03:10,023 --> 00:03:11,816
‫مأموریت با موفقیت انجام شد.

53
00:03:12,275 --> 00:03:14,360
‫خیلی ممنونم.

54
00:03:15,028 --> 00:03:16,237
‫زندگی خوشی داشته باشی.

55
00:03:16,238 --> 00:03:19,073
‫اگه هم توی خواربارفروشی همو دیدیم، یه سر تکون دادن ساده کافیه.

56
00:03:20,492 --> 00:03:21,534
‫وایسا ببینم.

57
00:03:21,827 --> 00:03:25,830
‫پُز دادن مهارت و ظریف‌کاریم تنها دلیلی نیست که امروز ازت خواستم اینجا ببینمت.

58
00:03:26,289 --> 00:03:27,540
‫یه پیشنهاد دارم.

59
00:03:28,041 --> 00:03:30,042
‫ولی لازمه که ایده‌ام رو توی ذهنت مجسم کنی.

60
00:03:30,585 --> 00:03:32,169
‫پس بیا قدم بزنیم و حرف بزنیم.

61
00:03:33,004 --> 00:03:34,672
‫وای، پلاک دندونام!

62
00:03:37,050 --> 00:03:40,052
‫بالاخره یه چیزی از دوران دبیرستان پیدا شد که هنوز اندازه‌مه.

63
00:03:43,014 --> 00:03:44,390
‫خب، حالا به حرفام گوش کن.

64
00:03:44,641 --> 00:03:48,394
‫فکر می‌کنم واقعاً باید این اتاق رو هم نو نوار کنم، باشه؟

65
00:03:48,437 --> 00:03:50,020
‫یکم، آم...

66
00:03:50,021 --> 00:03:51,772
‫چطوری محترمانه بگم؟ خب،

67
00:03:52,315 --> 00:03:53,774
‫شبیه جشنواره‌ی خرس روستاییه.

68
00:03:54,609 --> 00:03:56,193
‫طوری میگی انگار چیز بدیه.

69
00:03:56,236 --> 00:03:58,154
‫خب، به آشپزخونه نمیاد دیگه.

70
00:03:58,155 --> 00:04:00,948
‫این خونه مثل شورت مامان‌دوز با سوتین توری میمونه.

71
00:04:02,033 --> 00:04:03,743
‫مگه تو لباس‌های زیر منو می‌بینی؟

72
00:04:04,828 --> 00:04:07,246
‫اصلاً چه فایده‌ای داره؟ کسی که اصلاً اینجا زندگی نمی‌کنه.

73
00:04:07,289 --> 00:04:09,165
‫خب، توی این یه مورد حق با توئه.

74
00:04:09,207 --> 00:04:10,833
‫در این شکی نیست، اینو بهت بگم.

75
00:04:11,835 --> 00:04:13,669
‫- ولی یه روزی من... - باز شروع نکن.

76
00:04:13,712 --> 00:04:16,422
‫بابا نمی‌خواد بفروشه، من هم خسته شدم از بس سر این موضوع باهاش بحث کردم.

77
00:04:16,465 --> 00:04:20,092
‫خب، همین‌جوری خالی افتاده خودش دلیل محکم‌تریه که الان انجامش بدیم.

78
00:04:20,302 --> 00:04:22,595
‫منظورم اینه شاید چند ماه طول بکشه تا تمومش کنم،

79
00:04:22,637 --> 00:04:23,804
‫ولی مشکلی نیست.

80
00:04:24,514 --> 00:04:26,056
‫این بدهی رو بهت دارم، لی‌اِن.

81
00:04:26,558 --> 00:04:28,100
‫مشکوک می‌زنی ها!

82
00:04:28,351 --> 00:04:29,393
‫ممنون.

83
00:04:29,436 --> 00:04:31,812
‫نمی‌خواستم بعد از اون همه زحمتی که کشیده تو ذوقش بزنم.

84
00:04:31,813 --> 00:04:34,482
‫اوه، اوکی. خب، مشکوکه یا عاشقانه، ها؟

85
00:04:34,524 --> 00:04:37,359
‫وقتی می‌بینم کاری باید انجام بشه، نمی‌تونم بی‌خیالش بشم.

86
00:04:37,861 --> 00:04:39,779
‫یعنی منظورم اینه ازش بگذرم.

87
00:04:41,239 --> 00:04:44,867
‫خب، خدایی شبیه رستوران‌هایی شده که ماهی‌گربه‌ای سرو می‌کنن.

88
00:04:45,869 --> 00:04:47,369
‫اینو به نشونه‌ی بله تلقی می‌کنم.

89
00:04:48,413 --> 00:04:50,372
‫فکر کنم یه چیز مهم پیدا کردم.

90
00:04:50,415 --> 00:04:52,458
‫- چی هست؟
‫- وصیت‌نامه‌ی بابا.

91
00:04:53,168 --> 00:04:56,253
‫"اگه و وقتی مُردم، همه چی می‌رسه به دخترام. جان"

92
00:04:56,546 --> 00:04:57,630
‫"اگه" مُردم؟

93
00:04:57,631 --> 00:05:00,883
‫منطقیه، فکر می‌کنه قرص‌های چربی خونش رویین‌تنش کردن.

94
00:05:02,052 --> 00:05:05,304
‫تو رو خدا بگو یه مدرک قانونی‌تر و محکم‌تر از این داره.

95
00:05:05,347 --> 00:05:08,349
‫از وکیلا متنفره، از خرج کردن متنفره، خودت چی فکر می‌کنی؟

96
00:05:08,809 --> 00:05:10,768
‫تو باید اون چیز کثیف رو از دهنت دربیاری.

97
00:05:10,811 --> 00:05:12,478
‫باید بریم با یه وکیل صحبت کنیم.

98
00:05:14,981 --> 00:05:16,732
‫بچه‌ها، فکر کنم گیر کرده.

99
00:05:18,109 --> 00:05:20,152
‫بیل، انبردست رو بیار من نگهش می‌دارم.

100
00:05:21,362 --> 00:05:26,283
لی‌اِن

101
00:05:29,079 --> 00:05:33,123
‫مطمئن نیستم این سند توی هیچ دادگاهی اعتبار قانونی داشته باشه.

102
00:05:33,458 --> 00:05:35,668
‫چرا نداشته باشه؟ رو کاغذ زرد قانونی نوشته شده!

103
00:05:35,961 --> 00:05:39,547
‫تازه کنارش یادآوری کرده که سریال "سایمون و سایمون" افتاده پنج‌شنبه‌شب‌ها.

104
00:05:41,007 --> 00:05:45,928
‫اون جرالد مکرینی همه‌جوره تنور منو برای پدرت گرم می‌کرد.

105
00:05:47,472 --> 00:05:49,723
‫می‌دونم دادگاه نیستیم، ولی اعتراض دارم!

106
00:05:50,851 --> 00:05:52,977
‫خب، بیاین این وراجی‌ها رو تموم کنیم.

107
00:05:53,019 --> 00:05:55,229
‫این یارو احتمالاً ساعتی ۵۰ دلار قراره ازمون بگیره.

108
00:05:55,312 --> 00:05:57,272
...ام

109
00:05:57,315 --> 00:05:59,817
‫- اوه بابا، تعرفه‌اش خیلی بالاتر از... - کارول، هیچی نگو.

110
00:05:59,818 --> 00:06:00,860
‫اعتراضمو پس می‌گیرم.

111
00:06:02,529 --> 00:06:05,114
‫پیشنهاد اکید من اینه که

112
00:06:05,115 --> 00:06:07,366
‫به جای وصیت‌نامه، صندوق امانات درست کنیم

113
00:06:07,409 --> 00:06:10,244
‫که اسم دخترهاتون روی تمام اموالتون بیاد.

114
00:06:10,662 --> 00:06:13,706
‫یعنی این‌طوری قبل اینکه بمیرم مالک داراییم میشن؟

115
00:06:14,291 --> 00:06:16,417
‫از نظر قانونی، همگی با هم شریک میشین.

116
00:06:16,543 --> 00:06:19,837
‫این کار می‌تونه مقدار زیادی توی مالیات بر ارث براتون صرفه‌جویی کنه.

117
00:06:20,422 --> 00:06:21,630
‫خونه‌ام چی میشه؟

118
00:06:21,965 --> 00:06:25,259
‫اون بزرگ‌ترین دارایی شماست، پس بله، اون هم توی صندوق قرار می‌گیره.

119
00:06:25,302 --> 00:06:26,343
‫همینه!

120
00:06:27,888 --> 00:06:30,556
‫هر وقت وکیل کلمه‌ی "امانات" رو به زبان میاره، اصلاً قبول نکنین.

121
00:06:31,349 --> 00:06:32,474
‫تلاش خوبی بود.

122
00:06:33,350 --> 00:06:34,352
ببخشید؟

123
00:06:34,352 --> 00:06:36,729
‫خودتو به موش‌مردگی نزن، پرنسس.

124
00:06:36,771 --> 00:06:38,939
‫مامان، میشه کمی کمکم کنی، لطفاً؟

125
00:06:38,940 --> 00:06:42,276
‫جان، چی شده که این‌قدر عصبانی شدی؟

126
00:06:42,569 --> 00:06:44,236
‫اون مالک خونه میشه،

127
00:06:44,487 --> 00:06:46,655
‫بعدش هم یواشکی زیر پامون رو خالی می‌کنه تا خونه رو بفروشه.

128
00:06:46,698 --> 00:06:48,032
‫اصلاً این طور نیست!

129
00:06:48,074 --> 00:06:49,617
‫دخترها همچین کاری نمی‌کنن.

130
00:06:49,659 --> 00:06:52,745
‫بابا، ما هم اولین باره درباره‌ی مالکیت مشترک می‌شنویم.

131
00:06:52,787 --> 00:06:55,915
‫اوه، جدی؟ از کجا بدونم همه‌تون با هم دست‌به‌یکی نکردین؟

132
00:06:55,916 --> 00:06:59,209
‫چون اگه می‌خواستم با کسی دست‌به‌یکی کنم، این دو تا رو انتخاب نمی‌کردم!

133
00:07:00,795 --> 00:07:03,297
‫جهت اطلاع بگم که من هم با کسی دست‌به‌یکی نکردم.

134
00:07:05,425 --> 00:07:08,510
‫خیلی شرمنده‌ام. معمولاً این مدل بحث‌ها رو تو خلوت خودمون می‌کنیم.

135
00:07:09,971 --> 00:07:12,014
‫اگه به یکم زمان نیاز دارین تا با هم حرف بزنین...

136
00:07:12,015 --> 00:07:15,601
‫که تا کنتورت داره می‌اندازه، بری با منشی‌ت لاس بزنی؟

137
00:07:16,144 --> 00:07:17,728
‫ختم جلسه!

138
00:07:18,396 --> 00:07:20,814
‫بابا، چرا الان داری این‌قدر اذیت می‌کنی؟

139
00:07:20,857 --> 00:07:23,525
‫ما فقط می‌خوایم کار وصیت‌نامه تموم شه، لطفاً بشین.

140
00:07:23,568 --> 00:07:26,320
‫نه، من دارم می‌رم باشگاه کهنه‌سربازها،

141
00:07:26,488 --> 00:07:27,947
‫اونجا آدم‌هاش هوامو دارن.

142
00:07:28,156 --> 00:07:30,199
‫آه، جدی؟ چطوری؟ من بودم که رانندگی کردم.

143
00:07:30,241 --> 00:07:32,409
‫پاهات توی ماشین من اصلاً به پدال هم نمی‌رسه.

144
00:07:32,493 --> 00:07:34,118
...عه

145
00:07:34,245 --> 00:07:36,538
‫من از جنگل‌های ویتنام جون سالم به‌در بردم.

146
00:07:36,581 --> 00:07:39,875
‫فکر کنم از پس خیابان‌های خطرناک ناکسویل هم بربیام.

147
00:07:41,086 --> 00:07:42,127
‫جان!

148
00:07:42,420 --> 00:07:46,966
‫من از طرف خودم و لی‌اِن... عذرخواهی می‌کنم.

149
00:07:47,676 --> 00:07:49,802
‫و همین طور دختر مجردم، کارول،

150
00:07:49,803 --> 00:07:51,887
‫که معمولاً لباس‌های بهتری می‌پوشه.

151
00:07:55,433 --> 00:07:57,017
‫باید یه وکیل جدید پیدا کنیم،

152
00:07:57,018 --> 00:07:58,560
‫چون من دیگه روم نمیشه پامو اونجا بذارم.

153
00:07:59,354 --> 00:08:01,814
‫بی‌خیال، اون کارش نوشتن وصیت‌نامه‌ی خونوادگیه.

154
00:08:01,815 --> 00:08:03,691
‫احتمالاً خون و خون‌ریزی هم زیاد دیده.

155
00:08:04,901 --> 00:08:08,570
‫همسایه‌مون تموم ثروتش رو واسه یه مرغ عشق به ارث گذاشت.

156
00:08:09,322 --> 00:08:11,031
‫بچه‌هاش کلاً پر و بالشون ریخت.

157
00:08:12,200 --> 00:08:13,659
‫تو چطوری این‌قدر خونسردی؟

158
00:08:13,910 --> 00:08:15,744
‫بابا همین الان به همه‌مون گفت دزد!

159
00:08:16,371 --> 00:08:18,247
‫روال کارش همین‌طوریه.

160
00:08:18,289 --> 00:08:19,415
‫راست میگه.

161
00:08:19,582 --> 00:08:22,459
‫عصبانی میشه، طوفان به پا می‌کنه، می‌زنه بیرون، بعدش برمی‌گرده میگه:

162
00:08:22,502 --> 00:08:24,962
‫"راه حلش رو پیدا کردم"، و دقیقاً ایده‌ی خودتو تحویلت میده.

163
00:08:25,338 --> 00:08:27,006
‫این دیگه مدل مردهاست.

164
00:08:27,465 --> 00:08:30,175
‫هر چی بیشتر فشار بیاری، بیشتر جوش میاره.

165
00:08:30,677 --> 00:08:31,844
‫ولی آخه حق با اون نیست.

166
00:08:31,886 --> 00:08:33,846
‫بله، ولی خودش باید به این نتیجه برسه.

167
00:08:33,847 --> 00:08:36,764
‫فعلاً باید کلاً کاری به کارش نداشته باشی.

168
00:08:37,808 --> 00:08:41,311
‫حالا بی‌مناسبت نیست بپرسم اگه بابا لی‌اِن رو نبخشه،

169
00:08:41,354 --> 00:08:43,522
‫پول و ارث و میراث یه مرغ عشق به من می‌رسه؟

170
00:08:44,733 --> 00:08:46,775
‫من اصلاً از اون پیرمرد عذرخواهی نمی‌کنم.

171
00:08:46,818 --> 00:08:49,570
‫ما سال‌هاست به خاطر بابا داریم روی پر قو راه می‌ریم.

172
00:08:49,946 --> 00:08:51,447
‫اونی که باید شاکی باشه منم!

173
00:08:51,489 --> 00:08:52,906
‫ظاهراً که همین‌طوره.

174
00:08:52,907 --> 00:08:54,241
‫معلومه که هستم!

175
00:08:54,659 --> 00:08:56,243
‫گور بابای مدل مردونه‌اش.

176
00:08:56,286 --> 00:08:58,912
‫مدل من اینه که بکشم برم اون باشگاه کهنه‌سربازها،

177
00:08:58,955 --> 00:09:01,081
‫و اون‌قدر سرش داد بزنم تا اعتراف کنه حق با منه.

178
00:09:02,417 --> 00:09:05,711
‫خب، می‌خواستم بگم نرو، ولی ممکنه از نظر مالی به نفعم تموم شه.

179
00:09:05,754 --> 00:09:07,713
‫پس برو اونجا و خود واقعیت باش!

180
00:09:13,511 --> 00:09:14,553
‫برنی کجاست؟

181
00:09:14,888 --> 00:09:17,181
‫رفته اداره‌ی امور کهنه‌سربازها واسه چکاپ.

182
00:09:17,306 --> 00:09:18,767
اوه، چه هالی

183
00:09:18,767 --> 00:09:19,015
‫ آره، الان با افاده میاد تو و پز روده‌ی سالم و بی‌نقصش رو میده،
اوه، چه هالی

184
00:09:19,015 --> 00:09:22,853
‫ آره، الان با افاده میاد تو و پز روده‌ی سالم و بی‌نقصش رو میده،

185
00:09:22,896 --> 00:09:25,731
‫میگه: "والا مثل سرسره‌ی آبی، لیز و صافِ صافه."

186
00:09:26,858 --> 00:09:30,360
‫این مرد ول‌کن نیست، مدام یادآوری می‌کنه که هنوز هم می‌تونه ناخن‌های پاش رو بگیره.

187
00:09:31,696 --> 00:09:32,821
‫کله‌خر!

188
00:09:34,449 --> 00:09:38,243
‫با این حال، من واسه اون حرومزاده‌ی بزرگوار تیر می‌خورم.

189
00:09:38,244 --> 00:09:40,245
‫خب، من که قبلاً تیر خوردم.

190
00:09:40,580 --> 00:09:42,081
‫صاف خورد وسط کونم.

191
00:09:42,749 --> 00:09:44,500
‫یه پرواز مشتی با هلیکوپتر واسم اومد،

192
00:09:44,501 --> 00:09:46,877
‫و مستقیم بردتم یه فاحشه‌خونه تو سایگون.

193
00:09:47,921 --> 00:09:48,879
‫به سلامتی برنی!

194
00:09:49,047 --> 00:09:50,255
‫به سلامتی برنی!

195
00:10:01,935 --> 00:10:03,102
‫سلام بچه‌ها.

196
00:10:04,229 --> 00:10:05,646
‫منم، لی‌اِن.

197
00:10:07,857 --> 00:10:09,441
‫بابا، منم دخترت.

198
00:10:09,442 --> 00:10:11,110
‫اوه، می‌دونیم تو کی هستی.

199
00:10:12,403 --> 00:10:15,072
‫دوک، آخرین باری که اینجا بودم ازم خواستگاری کردی.

200
00:10:15,365 --> 00:10:16,949
‫- اوه، جون سالم به در بردم!
‫- آره.

201
00:10:18,910 --> 00:10:20,536
‫بابا، داشتی چی بهشون می‌گفتی؟

202
00:10:20,578 --> 00:10:21,578
‫حقیقت رو!

203
00:10:21,788 --> 00:10:23,539
‫تو توی خونه‌ات منو زندانی کردی،

204
00:10:23,581 --> 00:10:25,582
‫حالا هم داری سعی می‌کنی خونه‌ام رو بدزدی.

205
00:10:25,583 --> 00:10:27,167
‫این اصلاً حقیقت نداره!

206
00:10:27,210 --> 00:10:30,045
‫من فقط تلاش می‌کنم کارات رو جوری ردیف کنم که بعد از مرگت تو دردسر نیفتی.

207
00:10:32,757 --> 00:10:34,466
‫احتمالاً می‌شد بهتر منظورمو برسونم.

208
00:10:35,343 --> 00:10:37,469
‫می‌بینی؟ بچه‌های این دوره‌زمونه این‌طوری رفتار می‌کنن.

209
00:10:37,512 --> 00:10:40,389
‫کاری می‌کنند فکر کنی خیر و صلاح تو رو می‌خوان،

210
00:10:40,390 --> 00:10:43,725
‫ولی تا به خودت میای، می‌بینی موتورسیکلت و اره‌برقیت رو فروختن!

211
00:10:44,269 --> 00:10:46,937
‫این نشون میده بچه‌هات دوستت دارن و می‌خوان سایه‌ات بالاسرشون باشه.

212
00:10:46,980 --> 00:10:50,357
‫خب، بدون موتورسیکلت و اره‌برقی اصلاً زندگی چه فایده‌ای داره؟

213
00:10:51,860 --> 00:10:54,069
‫اینکه فقط یه تنه‌ی بی‌دست‌وپا با کلاه‌کاسکت نباشی؟

214
00:10:54,863 --> 00:10:57,614
‫هی، نیا اینجا و به دوستای من بی‌حرمتی نکن!

215
00:10:57,991 --> 00:11:00,409
‫میشه لطفاً بذارین بگم جریان از نظر من چی بوده؟

216
00:11:00,702 --> 00:11:02,161
‫من خودم واست میگم:

217
00:11:02,453 --> 00:11:03,662
‫"من طمع‌کارم."

218
00:11:04,205 --> 00:11:05,247
‫پایان!

219
00:11:06,291 --> 00:11:07,916
‫شماها چقدر بی‌انصافین.

220
00:11:09,961 --> 00:11:12,713
‫ولی ممنون بابت خدمتتون، موقع رفتن یه دور نوشیدنی مهمون من.

221
00:11:15,258 --> 00:11:16,508
‫حالا این کیه؟

222
00:11:20,180 --> 00:11:23,891
‫هی مامان، با این حرف‌های "خونه‌ی من" که بابا راه انداخته، چطور کنار میای؟

223
00:11:23,933 --> 00:11:25,350
‫منظورم اینه که خونه‌ی تو هم هست.

224
00:11:25,768 --> 00:11:28,812
‫خب، گاهی وقت‌ها که این‌قدر از ازدواجت می‌گذره،

225
00:11:28,855 --> 00:11:30,606
‫"من" یعنی "ما".

226
00:11:30,648 --> 00:11:31,648
‫اوم.

227
00:11:31,649 --> 00:11:33,775
‫خب، دفعه‌ی بعد که بابا گفت "واسم یه آبجو بیار"،

228
00:11:33,818 --> 00:11:35,360
‫واسه تو هم یکی میارم.

229
00:11:36,362 --> 00:11:39,489
‫واسه همین هم هست که سهم من از خونه، مستقیم می‌رسه به تو.

230
00:11:41,951 --> 00:11:45,495
‫اوه اوه. لی‌اِن داره اون راه رفتن "به خواسته‌ام نرسیدم" رو میاد.

231
00:11:47,248 --> 00:11:49,666
‫بهش گفتم کاری به کارش نداشته باش.

232
00:11:50,251 --> 00:11:52,211
‫اگه نمی‌شناختمش، درها رو قفل می‌کردم.

233
00:11:59,177 --> 00:12:01,011
‫خب، اوضاع چطور پیش رفت؟

234
00:12:02,000 --> 00:12:08,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

235
00:12:09,062 --> 00:12:10,187
‫سلام پدر.

236
00:12:10,230 --> 00:12:11,438
‫وای خدای من!

237
00:12:12,565 --> 00:12:14,024
‫دقیقاً، وای خدای من.

238
00:12:14,067 --> 00:12:15,984
‫چطور می‌تونی به من اعتماد نداشته باشی؟

239
00:12:15,985 --> 00:12:19,363
‫چون منو کشوندی پیش وکیل تا سعی کنی خونه‌ام رو بدزدی.

240
00:12:19,822 --> 00:12:21,531
‫من اصلاً همچین کاری نمی‌کردم!

241
00:12:22,075 --> 00:12:24,660
‫من حتی یک‌بار هم سعی نکردم بهت کلک بزنم یا بهت دروغ بگم،

242
00:12:24,661 --> 00:12:27,329
‫یا گولت بزنم کاری رو انجام بدی که دلت نمی‌خواد.

243
00:12:27,372 --> 00:12:29,331
‫من حتی یه دروغ کوچک هم بهت نگفتم.

244
00:12:30,375 --> 00:12:32,793
‫البته به جز اون جای بوسه رو گردنم بعد از مهمونی پایان سال،

245
00:12:33,294 --> 00:12:35,003
‫که به خاطر حساسیت به کرم ضدجوش نبود!

246
00:12:35,004 --> 00:12:37,714
‫ولی این در مقایسه با اینکه کارول از صندوق کلیسا پول می‌دزدید

247
00:12:37,715 --> 00:12:39,341
‫تا سیگار بخره، چیزی نیست!

248
00:12:40,176 --> 00:12:42,094
‫حتماً باید لوش می‌دادی، آره؟

249
00:12:42,971 --> 00:12:45,389
‫- اصلاً کسی می‌تونه به تو اعتماد کنه؟
‫- بله!

250
00:12:45,431 --> 00:12:48,767
‫بابا، من سعی می‌کنم بهت کمک کنم، و فکر کنم یه عذرخواهی به من بدهکاری.

251
00:12:50,478 --> 00:12:51,561
‫یه مشکلی داریم.

252
00:12:51,604 --> 00:12:53,021
‫آره، معلومه که داریم.

253
00:12:53,564 --> 00:12:54,773
‫خیارشورهای من کجان؟

254
00:12:55,858 --> 00:12:56,774
چی؟

255
00:12:56,901 --> 00:12:59,403
‫خیارشورهای کوچولوی مخصوص من کجان؟

256
00:12:59,611 --> 00:13:01,654
‫تاریخشون گذشته بود، انداختمشون دور.

257
00:13:01,655 --> 00:13:04,240
‫آه، این هم از آخرین خیانت!

258
00:13:04,241 --> 00:13:06,075
‫اگه می‌خوردی‌شون مریض می‌شدی.

259
00:13:06,076 --> 00:13:07,869
‫خب، حالا دیگه هیچ‌وقت نمی‌فهمیم.

260
00:13:07,870 --> 00:13:12,498
‫می‌دونی، مدام سعی می‌کنی برای زندگیم تصمیم بگیری،
‫از جایی که توش زندگی می‌کنم تا دکتری که می‌رم پیشش،

261
00:13:12,499 --> 00:13:14,835
‫و حالا هم افتادی دنبال خرت‌وپرت‌هام.

262
00:13:15,377 --> 00:13:16,211
‫دیگه بریدم.

263
00:13:17,045 --> 00:13:18,462
‫باز داری کجا در می‌ری؟

264
00:13:18,463 --> 00:13:19,839
‫خونه‌ی خودم!

265
00:13:19,840 --> 00:13:20,965
‫که هنوز مالکش منم،

266
00:13:20,966 --> 00:13:23,092
‫و تا روزی که بمیرم هم مال خودم می‌مونه!

267
00:13:23,093 --> 00:13:26,054
‫من اصلاً سعی ندارم ازت بگیرمش، پیرمرد خرفت!

268
00:13:29,225 --> 00:13:30,267
‫این دیگه چه...؟

269
00:13:41,571 --> 00:13:42,988
‫تو اینجا دیگه چه غلطی می‌کنی؟

270
00:13:43,531 --> 00:13:44,531
‫خب، داشتم...

271
00:13:45,158 --> 00:13:46,575
‫یه مزاحم رو که داشت...

272
00:13:47,618 --> 00:13:49,578
‫تلویزیون می‌دید و پاپ‌کورن می‌خورد بیرون می‌کردم.

273
00:13:50,663 --> 00:13:52,914
‫یعنی، خب، شلوارت رو دزدید و دررفت؟

274
00:13:54,667 --> 00:13:55,834
‫آره، آره، دزدیدش.

275
00:13:57,378 --> 00:13:58,795
‫چند وقته داری اینجا زندگی می‌کنی؟

276
00:13:59,547 --> 00:14:00,881
‫از وقتی فی منو انداخت بیرون.

277
00:14:00,923 --> 00:14:02,716
‫اوهوم، کارشون همینه دیگه.

278
00:14:03,051 --> 00:14:04,843
‫عذرت رو می‌خوان و پرتت می‌کنن بیرون،

279
00:14:04,844 --> 00:14:06,970
‫بعدش هم بهت میگن به صلاح خودته.

280
00:14:07,472 --> 00:14:09,222
‫خودت اینجا چی‌کار می‌کنی؟ لی‌اِن انداختت بیرون؟

281
00:14:09,265 --> 00:14:11,850
‫خودم زدم بیرون. خیارشورهام رو ریخته دور.

282
00:14:12,560 --> 00:14:13,977
‫کی خیارشور رو می‌ریزه دور؟

283
00:14:14,020 --> 00:14:15,687
‫گفت تاریخ‌مصرفشون گذشته.

284
00:14:16,189 --> 00:14:18,273
‫مسخره‌ست! خیارشور که انقضا نداره، ابدیه!

285
00:14:19,192 --> 00:14:21,276
‫تاریخ رو فقط واسه این می‌زنن که مردم برن بیشتر بخرن.

286
00:14:21,319 --> 00:14:22,319
‫دمت گرم.

287
00:14:22,445 --> 00:14:23,945
‫عوضی‌های حرومزاده!

288
00:14:25,447 --> 00:14:27,657
‫خب، دیگه رفع زحمت کنم.

289
00:14:27,784 --> 00:14:29,326
‫نه، نه، نه، بنشین بمون.

290
00:14:29,369 --> 00:14:31,370
‫بالاخره یکی باید از اینجا لذت ببره دیگه.

291
00:14:31,954 --> 00:14:33,330
‫اوه، ممنون.

292
00:14:36,209 --> 00:14:37,542
‫راستش رو بخوای باید بهت بگم،

293
00:14:37,960 --> 00:14:40,045
‫زندگی توی کاروان تو سفر حال میده،

294
00:14:40,296 --> 00:14:42,005
‫ولی وقتی واسه آخر هفته یه نوزاد پیشته،

295
00:14:42,048 --> 00:14:43,882
‫یادت می‌اندازه که اصلاً خونه نداری.

296
00:14:46,010 --> 00:14:47,594
‫مشکل مالی داری پسر؟

297
00:14:48,221 --> 00:14:49,763
‫یک مرحله قبل از مشکل چیه؟

298
00:14:50,223 --> 00:14:51,473
‫اوه، انکار.

299
00:14:51,516 --> 00:14:52,682
‫پس همه‌چی عالیه!

300
00:14:54,060 --> 00:14:55,560
‫خوابیدن توی اتاق‌خواب قدیمی لی‌اِن،

301
00:14:55,603 --> 00:14:57,813
‫زیر پوستر گروه "دوران دوران" مثل تحقق یه رویاست.

302
00:14:58,898 --> 00:15:01,400
‫خب، خوشحالم که تو و پسرت اینجایین.

303
00:15:01,984 --> 00:15:03,360
‫این یه خونه‌ی خانوادگیه.

304
00:15:03,403 --> 00:15:05,070
‫بایدم همین‌جوری باشه.

305
00:15:06,322 --> 00:15:07,531
‫ممنونم جان، لطف داری.

306
00:15:08,282 --> 00:15:11,201
‫فقط خیلی راحت نباش، زن سابقت بدجور دندون تیز کرده براش.

307
00:15:12,203 --> 00:15:17,456
‫- کی میگه؟ به من گفت فروش خونه کلاً منتفیه.
‫- ها! تو هم حرفشو باور کردی؟

308
00:15:17,457 --> 00:15:18,918
‫خب، آره.

309
00:15:18,918 --> 00:15:19,000
‫من به لی‌اِن بیشتر از هر کسی که می‌شناسم اعتماد دارم.
‫خب، آره.

310
00:15:19,000 --> 00:15:21,002
‫من به لی‌اِن بیشتر از هر کسی که می‌شناسم اعتماد دارم.

311
00:15:21,421 --> 00:15:23,296
‫همه توی ناکسویل به لی‌اِن اعتماد دارن.

312
00:15:24,090 --> 00:15:25,841
‫اون پول صندوق کمک‌های مالی رو می‌شماره،

313
00:15:25,842 --> 00:15:27,801
‫از همون وقتایی که کارول داشت ازش دزدی می‌کرد.

314
00:15:28,553 --> 00:15:31,430
‫چرا امروز همه گیر دادن به کارول نازنین و خرابش می‌کنن؟

315
00:15:32,348 --> 00:15:33,598
‫کارول نازنین؟

316
00:15:34,809 --> 00:15:36,268
‫واقعاً جریان چیه، جان؟

317
00:15:39,897 --> 00:15:42,941
‫نمی‌دونم، هر وقت یه چیزی بین من و این خونه قرار می‌گیره، یکم...

318
00:15:43,359 --> 00:15:44,609
‫دیوونه میشی؟ مثل زن‌ها؟

319
00:15:46,320 --> 00:15:47,779
‫می‌خوای اینجا زندگی کنی یا نه؟

320
00:15:49,240 --> 00:15:50,282
‫درکت می‌کنم، خب؟

321
00:15:50,283 --> 00:15:52,701
‫بخش زیادی از غرور یه مرد به خونه‌اش گره خورده.

322
00:15:53,453 --> 00:15:55,287
‫هر بار از جلوی خونه‌ی قبلیم رد میشم،

323
00:15:55,288 --> 00:15:57,664
‫یادم میاد پرداخت اون پیش‌پرداخت چقدر حس خوبی داشت.

324
00:15:57,707 --> 00:16:01,209
‫آره، چون مدرکی بود که نشون میداد زحمت کشیدی و می‌تونی خرج خانواده رو بدی.

325
00:16:02,545 --> 00:16:04,129
‫منظورم اینه بدون این خونه...

326
00:16:04,964 --> 00:16:06,840
‫واقعاً نمی‌دونم کی‌ام.

327
00:16:07,758 --> 00:16:09,843
‫تو هنوز هم بزرگ این خاندانی، جان.

328
00:16:09,844 --> 00:16:11,136
‫همیشه همین‌طور میمونه.

329
00:16:11,179 --> 00:16:13,972
‫آه، نمی‌دونم. انگار داره همه چیز از دست میره.

330
00:16:13,973 --> 00:16:15,974
‫اوه نه، نه، این‌طور نیست.

331
00:16:16,934 --> 00:16:19,269
‫اگه تو نبودی، شاید من الان سقفی بالای سرم نداشتم.

332
00:16:20,855 --> 00:16:24,483
‫سخته واسه یه مرد که توی چشم‌های یه مرد دیگه نگاه کنه و بگه ممنونم، ولی...

333
00:16:26,152 --> 00:16:27,235
‫ممنونم جان.

334
00:16:28,946 --> 00:16:31,656
‫خب، تا شلوار نپوشی از بغل خبری نیست.

335
00:16:35,327 --> 00:16:36,577
!هی

336
00:16:36,829 --> 00:16:38,205
‫دیشب با بابا حرف زدی؟

337
00:16:38,206 --> 00:16:39,915
‫نه، نیومد خونه.

338
00:16:40,583 --> 00:16:42,000
‫به پلیس هم زنگ نزدی؟

339
00:16:42,376 --> 00:16:43,376
‫نه.

340
00:16:43,794 --> 00:16:45,921
‫- امروز یه روز جدیده، من هم آدم دیگه‌ای شدم.
‫- اوه!

341
00:16:46,214 --> 00:16:47,797
‫دارم بی‌خیال همه چی میشم، کارول.

342
00:16:48,257 --> 00:16:50,133
‫با لی‌اِن بی‌خیال و رها آشنا شو!

343
00:16:51,260 --> 00:16:53,470
‫دیشب بدون سوتین خوابیدم!

344
00:16:55,223 --> 00:16:58,141
‫بدون سوتین! حرکت بعدیت چیه‌، صندل بیرکن‌استاک؟

345
00:16:58,476 --> 00:17:00,727
‫شاید! الان دیگه رنگ‌های خیلی باحالی ازش اومده.

346
00:17:02,021 --> 00:17:05,732
‫یعنی بالاخره می‌تونیم بذاریم ظرف‌ها توی سینک تلنبار بشه و فردا صبح بشوریمشون؟

347
00:17:06,317 --> 00:17:08,943
‫آره، معلومه. با دو تا مگس سرکه هم مشکلی ندارم.

348
00:17:09,862 --> 00:17:11,404
‫اعصابت هم خرد نمیشه...

349
00:17:11,697 --> 00:17:14,199
‫اگه این گلدون یکم کج و وسط میز باشه؟

350
00:17:14,909 --> 00:17:15,991
‫مشکلی ندارم.

351
00:17:21,499 --> 00:17:22,499
‫بس کن!

352
00:17:23,416 --> 00:17:25,544
‫گفتم "بی‌خیال"، نگفتم "روانی"!

353
00:17:26,462 --> 00:17:29,089
‫کاری به کار بابا نداشتن تمام توانم رو گرفته.

354
00:17:29,382 --> 00:17:31,132
‫خب، الان قراره امتحان پس بدی.

355
00:17:31,133 --> 00:17:34,344
‫این هم یه گلدون متحرک کج‌و‌لج که داره میاد.

356
00:17:34,345 --> 00:17:36,763
‫سلام بابا، صبحت بخیر، چطوری؟

357
00:17:36,973 --> 00:17:38,181
‫چی می‌خوای، کارول؟

358
00:17:38,224 --> 00:17:39,891
‫هیچی، فقط دارم مثل یه دختر خوب...

359
00:17:39,892 --> 00:17:42,352
‫به پدرم خوش‌آمد میگم. درست میگم لی‌اِن؟

360
00:17:42,395 --> 00:17:43,645
‫حرفی ندارم بزنم.

361
00:17:43,980 --> 00:17:46,481
‫خب، من وقت ملاقات با وکیل گرفتم.

362
00:17:46,899 --> 00:17:48,108
‫می‌خوای ازم شکایت کنی؟

363
00:17:48,693 --> 00:17:49,776
‫یه چی تو همین مایه‌ها.

364
00:17:49,819 --> 00:17:51,778
‫واسه اون یکی بهتره سوتینت رو بپوشی!

365
00:17:55,324 --> 00:17:57,576
‫می‌دونی جان، به نظرم خیلی باحال میشد اگه...

366
00:17:57,618 --> 00:18:00,078
‫ظرف سس‌خوریمون رو ارث می‌دادیم

367
00:18:00,121 --> 00:18:02,414
‫به اون مرد خوش‌اخلاق توی پمپ‌بنزین

368
00:18:02,415 --> 00:18:04,666
‫که همیشه باد لاستیکامون رو چک می‌کنه.

369
00:18:06,043 --> 00:18:08,670
‫واقعاً قراره بشقاب به بشقاب پیش بریم؟

370
00:18:09,714 --> 00:18:12,882
‫امکانش هست مامان رو با یه دفترچه تلفن ناکسویل تنها بذاریم،

371
00:18:12,925 --> 00:18:14,843
‫و بعداً با لیست بیایم پیشتون؟

372
00:18:15,886 --> 00:18:17,637
‫من و جان روی یه مبلغی توافق کردیم.

373
00:18:18,139 --> 00:18:19,514
‫هر چقدر دلتون می‌خواد وقت دارین.

374
00:18:20,141 --> 00:18:21,766
‫خب، خیلی لطف دارین.

375
00:18:22,518 --> 00:18:24,811
‫برای سیخ‌های بلالی چه برنامه‌ای داری؟

376
00:18:26,397 --> 00:18:28,064
‫من معمولاً از دستام استفاده می‌کنم.

377
00:18:28,274 --> 00:18:32,611
‫خب، وقتی خدای مهربون منو ببره پیش خودش، انگشتاتون می‌رن مرخصی!

378
00:18:34,196 --> 00:18:35,614
‫یه چیز دیگه هم هست که می‌خوام تو وصیت‌نامه باشه.

379
00:18:36,240 --> 00:18:38,867
‫بیل مورفی تا هر وقت نیاز داشته باشه می‌تونه توی خونه زندگی کنه.

380
00:18:38,909 --> 00:18:41,328
‫- چی؟
‫- صبر کن، سهم من یا سهم لی‌اِن؟

381
00:18:42,622 --> 00:18:45,165
‫چرا شوهر سابقم باید توی خونه‌ی دوران بچگیم زندگی کنه؟

382
00:18:45,166 --> 00:18:47,459
‫- چون ورشکسته‌ست، آه در بساط نداره.
‫- چه خوب!

383
00:18:47,501 --> 00:18:49,461
‫توی تخت قدیمی تو می‌خوابه.

384
00:18:49,962 --> 00:18:51,004
‫اوه، چندشم شد!

385
00:18:52,673 --> 00:18:54,716
‫می‌دونم، عجیبه، ولی...

386
00:18:55,092 --> 00:18:56,551
‫چیزیه که بهش نیاز داره.

387
00:18:58,095 --> 00:18:59,638
‫اگه مشکلی نداشته باشین.

388
00:19:02,183 --> 00:19:04,184
‫این چیزیه که بابات می‌خواد.

389
00:19:05,686 --> 00:19:06,853
‫پس عاشقشم.

390
00:19:07,605 --> 00:19:08,813
‫خب، کارمون تموم شد.

391
00:19:09,690 --> 00:19:10,774
‫من و تو مشکلی نداریم؟

392
00:19:11,150 --> 00:19:12,150
‫تقریباً.

393
00:19:13,611 --> 00:19:17,155
‫می‌خوام لی‌اِن مورفی، دخترم رو دوباره بهتون معرفی کنم.

394
00:19:18,699 --> 00:19:21,660
‫تو این چند روز اخیر حرفای زیادی پشت سرش زده شد،

395
00:19:22,078 --> 00:19:24,537
‫حتی یه چیزایی هم روی دیوار دستشویی نوشتن.

396
00:19:26,540 --> 00:19:28,875
‫خب، من اینجام تا حقیقت رو روشن کنم.

397
00:19:29,043 --> 00:19:30,293
‫اون دختر خوبیه.

398
00:19:30,836 --> 00:19:31,920
‫ختم کلام.

399
00:19:32,213 --> 00:19:34,881
‫اوه، ممنون، واقعاً دختر خوبی‌ام.

400
00:19:37,385 --> 00:19:39,511
‫خب، فکر کنم همه‌تون یه عذرخواهی بهش بدهکارین.

401
00:19:40,805 --> 00:19:42,138
‫ببخشید لی‌اِن، آره.

402
00:19:44,308 --> 00:19:45,767
‫من هم عذرخواهی می‌کنم.

403
00:19:46,102 --> 00:19:47,310
‫می‌دونی که دوستت دارم.

404
00:19:47,561 --> 00:19:49,479
‫اوم، من هم دوستت دارم بابا.

405
00:19:50,314 --> 00:19:51,690
‫الان داره چی میگه؟

406
00:19:52,108 --> 00:19:54,776
‫اوه، داره به لی‌اِن میگه که اون بچه عزیز و محبوبشه.

407
00:19:56,153 --> 00:19:58,321
‫- همیشه می‌ره سراغ گزینه‌ی تابلو.
‫- اوم.

408
00:19:59,240 --> 00:20:01,282
‫تو گزینه‌ی پنهان منی، کارول.

409
00:20:01,909 --> 00:20:03,076
‫ممنون مامان.

410
00:20:04,328 --> 00:20:05,328
‫خانم‌ها،

411
00:20:05,705 --> 00:20:08,081
‫این‌ها از طرف آقاییه که اونجا نشسته.

412
00:20:13,713 --> 00:20:15,505
‫فکر می‌کنی خونه داشته باشه؟

413
00:20:16,172 --> 00:20:18,466
‫خب، با لباسایی که تو پوشیدی ازش نپرس!

414
00:20:19,000 --> 00:20:39,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
