WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.768 --> 00:19.560
‫آنچه در لی‌اِن گذشت...

00:19.561 --> 00:22.063
‫می‌خوام بهت بگم قراره چی‌کار کنیم. منظورم از "ما"، دقیقاً یعنی خودت.

00:22.105 --> 00:24.690
‫می‌ری حواست رو کاملاً جمع می‌کنی، عقلت رو می‌ذاری سر جاش،

00:24.691 --> 00:26.192
‫و از اون زن عذرخواهی می‌کنی.

00:27.444 --> 00:28.611
‫فکر کنم کار از این حرف‌ها گذشته.

00:28.654 --> 00:30.613
‫فی به من گفت واسه همیشه از زندگیش گم شم بیرون.

00:30.656 --> 00:33.282
‫من بیل رو استخدام کردم تا آشپزخونه‌ی سوخته‌ام رو بازسازی کنه.

00:33.575 --> 00:34.909
‫نقشه‌ات چیه بیل؟

00:35.786 --> 00:37.828
‫داری سعی می‌کنی دوباره خودتو توی دل من جا کنی؟

00:37.829 --> 00:40.706
‫اون هم با انتخاب کابینت‌های خوش‌سلیقه‌ات و خر کردن بابام؟

00:42.000 --> 00:45.002
‫خب، باور کنی یا نه لی‌اِن، این پروژه ربطی به تو نداره.

00:45.295 --> 00:47.588
‫به خودم ربط داره و به این دست‌هام.

00:48.257 --> 00:49.507
‫این واسه من هم خوبه.

00:49.508 --> 00:50.758
‫واسه جان هم خوبه.

00:51.051 --> 00:53.010
‫بهمون... یه حس هدفمندی میده.

00:55.472 --> 00:57.348
‫پس چوب بلوط سفید خیلی قشنگ میشه.

00:58.016 --> 00:59.016
‫ممنون.

01:00.936 --> 01:04.271
‫به یه توافق نسبی رسیدیم. من... می‌توانم توی زندگی بچه‌ام باشم،

01:04.314 --> 01:07.024
‫تا وقتی که به هیچ شکل و عنوانی توی زندگی اون نباشم.

01:07.693 --> 01:08.818
‫بابتش متأسفم.

01:08.860 --> 01:09.944
‫آره، من هم همین‌طور.

01:11.655 --> 01:12.738
‫خب، آم...

01:13.490 --> 01:14.615
‫بالش و پتو بردارم؟

01:15.284 --> 01:16.284
‫حتماً.

01:16.285 --> 01:17.285
‫ممنون.

01:17.452 --> 01:18.703
‫البته تو هتل همپتون.

01:31.000 --> 01:38.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:50.319 --> 01:52.278
‫توی خیابون قدم می‌زدم.

01:53.488 --> 01:57.825
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دختری مثل تو رو ببینم.

01:58.410 --> 02:00.995
‫دختری مثل تو رو ببینم.

02:03.248 --> 02:06.167
‫با موهای خرمایی و چشم‌های عسلی.

02:06.918 --> 02:10.880
‫از اون چشم‌هایی که سحر و جادوم می‌کنه.

02:11.340 --> 02:14.342
‫منو سحر و جادو می‌کنی.

02:15.636 --> 02:20.765
‫و دویدم، تا دوردست‌ها دویدم.

02:22.142 --> 02:27.730
‫فقط دویدم، تمام شب و روز رو دویدم.

02:28.482 --> 02:29.940
‫نمی‌تونستم فرار کنم.

02:35.530 --> 02:37.698
‫کسی اونجا نیست؟ بیل؟

02:37.741 --> 02:38.741
‫سلام.

02:39.534 --> 02:40.910
‫خودم هم تازه رسیدم.

02:41.495 --> 02:43.120
‫واسه همین صدای بسته شدن در رو شنیدی.

02:45.582 --> 02:47.667
‫امکان نداره همون آشپزخونه‌ی قدیمی مامان و بابا باشه.

02:47.918 --> 02:50.002
‫بوی پیازداغ نمیاد.

02:50.420 --> 02:52.129
‫اون وسایل زرد و دلگیر هم غیبشون زده.

02:52.172 --> 02:55.549
‫پس اون نمک‌پاش و فلفل‌پاش‌های نژادپرستانه‌ی مشکوک کجا رفتن؟

02:56.218 --> 02:57.551
‫اون‌ها اردک بودن.

02:57.886 --> 02:59.053
‫با کیمونو.

02:59.680 --> 03:02.598
‫انداختمشون توی اون کیسه با بقیه‌ی خرت‌وپرتایی که از آتش‌سوزی سالم موندن.

03:02.641 --> 03:03.933
‫اوه، عاشق خرت‌وپرتم!

03:06.269 --> 03:08.104
‫باید بهت تبریک بگم، بیل.

03:08.105 --> 03:09.980
‫طبق بودجه و سر وقت.

03:10.023 --> 03:11.816
‫مأموریت با موفقیت انجام شد.

03:12.275 --> 03:14.360
‫خیلی ممنونم.

03:15.028 --> 03:16.237
‫زندگی خوشی داشته باشی.

03:16.238 --> 03:19.073
‫اگه هم توی خواربارفروشی همو دیدیم، یه سر تکون دادن ساده کافیه.

03:20.492 --> 03:21.534
‫وایسا ببینم.

03:21.827 --> 03:25.830
‫پُز دادن مهارت و ظریف‌کاریم تنها دلیلی نیست که امروز ازت خواستم اینجا ببینمت.

03:26.289 --> 03:27.540
‫یه پیشنهاد دارم.

03:28.041 --> 03:30.042
‫ولی لازمه که ایده‌ام رو توی ذهنت مجسم کنی.

03:30.585 --> 03:32.169
‫پس بیا قدم بزنیم و حرف بزنیم.

03:33.004 --> 03:34.672
‫وای، پلاک دندونام!

03:37.050 --> 03:40.052
‫بالاخره یه چیزی از دوران دبیرستان پیدا شد که هنوز اندازه‌مه.

03:43.014 --> 03:44.390
‫خب، حالا به حرفام گوش کن.

03:44.641 --> 03:48.394
‫فکر می‌کنم واقعاً باید این اتاق رو هم نو نوار کنم، باشه؟

03:48.437 --> 03:50.020
‫یکم، آم...

03:50.021 --> 03:51.772
‫چطوری محترمانه بگم؟ خب،

03:52.315 --> 03:53.774
‫شبیه جشنواره‌ی خرس روستاییه.

03:54.609 --> 03:56.193
‫طوری میگی انگار چیز بدیه.

03:56.236 --> 03:58.154
‫خب، به آشپزخونه نمیاد دیگه.

03:58.155 --> 04:00.948
‫این خونه مثل شورت مامان‌دوز با سوتین توری میمونه.

04:02.033 --> 04:03.743
‫مگه تو لباس‌های زیر منو می‌بینی؟

04:04.828 --> 04:07.246
‫اصلاً چه فایده‌ای داره؟ کسی که اصلاً اینجا زندگی نمی‌کنه.

04:07.289 --> 04:09.165
‫خب، توی این یه مورد حق با توئه.

04:09.207 --> 04:10.833
‫در این شکی نیست، اینو بهت بگم.

04:11.835 --> 04:13.669
‫- ولی یه روزی من... - باز شروع نکن.

04:13.712 --> 04:16.422
‫بابا نمی‌خواد بفروشه، من هم خسته شدم از بس سر این موضوع باهاش بحث کردم.

04:16.465 --> 04:20.092
‫خب، همین‌جوری خالی افتاده خودش دلیل محکم‌تریه که الان انجامش بدیم.

04:20.302 --> 04:22.595
‫منظورم اینه شاید چند ماه طول بکشه تا تمومش کنم،

04:22.637 --> 04:23.804
‫ولی مشکلی نیست.

04:24.514 --> 04:26.056
‫این بدهی رو بهت دارم، لی‌اِن.

04:26.558 --> 04:28.100
‫مشکوک می‌زنی ها!

04:28.351 --> 04:29.393
‫ممنون.

04:29.436 --> 04:31.812
‫نمی‌خواستم بعد از اون همه زحمتی که کشیده تو ذوقش بزنم.

04:31.813 --> 04:34.482
‫اوه، اوکی. خب، مشکوکه یا عاشقانه، ها؟

04:34.524 --> 04:37.359
‫وقتی می‌بینم کاری باید انجام بشه، نمی‌تونم بی‌خیالش بشم.

04:37.861 --> 04:39.779
‫یعنی منظورم اینه ازش بگذرم.

04:41.239 --> 04:44.867
‫خب، خدایی شبیه رستوران‌هایی شده که ماهی‌گربه‌ای سرو می‌کنن.

04:45.869 --> 04:47.369
‫اینو به نشونه‌ی بله تلقی می‌کنم.

04:48.413 --> 04:50.372
‫فکر کنم یه چیز مهم پیدا کردم.

04:50.415 --> 04:52.458
‫- چی هست؟
‫- وصیت‌نامه‌ی بابا.

04:53.168 --> 04:56.253
‫"اگه و وقتی مُردم، همه چی می‌رسه به دخترام. جان"

04:56.546 --> 04:57.630
‫"اگه" مُردم؟

04:57.631 --> 05:00.883
‫منطقیه، فکر می‌کنه قرص‌های چربی خونش رویین‌تنش کردن.

05:02.052 --> 05:05.304
‫تو رو خدا بگو یه مدرک قانونی‌تر و محکم‌تر از این داره.

05:05.347 --> 05:08.349
‫از وکیلا متنفره، از خرج کردن متنفره، خودت چی فکر می‌کنی؟

05:08.809 --> 05:10.768
‫تو باید اون چیز کثیف رو از دهنت دربیاری.

05:10.811 --> 05:12.478
‫باید بریم با یه وکیل صحبت کنیم.

05:14.981 --> 05:16.732
‫بچه‌ها، فکر کنم گیر کرده.

05:18.109 --> 05:20.152
‫بیل، انبردست رو بیار من نگهش می‌دارم.

05:21.362 --> 05:26.283
لی‌اِن

05:29.079 --> 05:33.123
‫مطمئن نیستم این سند توی هیچ دادگاهی اعتبار قانونی داشته باشه.

05:33.458 --> 05:35.668
‫چرا نداشته باشه؟ رو کاغذ زرد قانونی نوشته شده!

05:35.961 --> 05:39.547
‫تازه کنارش یادآوری کرده که سریال "سایمون و سایمون" افتاده پنج‌شنبه‌شب‌ها.

05:41.007 --> 05:45.928
‫اون جرالد مکرینی همه‌جوره تنور منو برای پدرت گرم می‌کرد.

05:47.472 --> 05:49.723
‫می‌دونم دادگاه نیستیم، ولی اعتراض دارم!

05:50.851 --> 05:52.977
‫خب، بیاین این وراجی‌ها رو تموم کنیم.

05:53.019 --> 05:55.229
‫این یارو احتمالاً ساعتی ۵۰ دلار قراره ازمون بگیره.

05:55.312 --> 05:57.272
...ام

05:57.315 --> 05:59.817
‫- اوه بابا، تعرفه‌اش خیلی بالاتر از... - کارول، هیچی نگو.

05:59.818 --> 06:00.860
‫اعتراضمو پس می‌گیرم.

06:02.529 --> 06:05.114
‫پیشنهاد اکید من اینه که

06:05.115 --> 06:07.366
‫به جای وصیت‌نامه، صندوق امانات درست کنیم

06:07.409 --> 06:10.244
‫که اسم دخترهاتون روی تمام اموالتون بیاد.

06:10.662 --> 06:13.706
‫یعنی این‌طوری قبل اینکه بمیرم مالک داراییم میشن؟

06:14.291 --> 06:16.417
‫از نظر قانونی، همگی با هم شریک میشین.

06:16.543 --> 06:19.837
‫این کار می‌تونه مقدار زیادی توی مالیات بر ارث براتون صرفه‌جویی کنه.

06:20.422 --> 06:21.630
‫خونه‌ام چی میشه؟

06:21.965 --> 06:25.259
‫اون بزرگ‌ترین دارایی شماست، پس بله، اون هم توی صندوق قرار می‌گیره.

06:25.302 --> 06:26.343
‫همینه!

06:27.888 --> 06:30.556
‫هر وقت وکیل کلمه‌ی "امانات" رو به زبان میاره، اصلاً قبول نکنین.

06:31.349 --> 06:32.474
‫تلاش خوبی بود.

06:33.350 --> 06:34.352
ببخشید؟

06:34.352 --> 06:36.729
‫خودتو به موش‌مردگی نزن، پرنسس.

06:36.771 --> 06:38.939
‫مامان، میشه کمی کمکم کنی، لطفاً؟

06:38.940 --> 06:42.276
‫جان، چی شده که این‌قدر عصبانی شدی؟

06:42.569 --> 06:44.236
‫اون مالک خونه میشه،

06:44.487 --> 06:46.655
‫بعدش هم یواشکی زیر پامون رو خالی می‌کنه تا خونه رو بفروشه.

06:46.698 --> 06:48.032
‫اصلاً این طور نیست!

06:48.074 --> 06:49.617
‫دخترها همچین کاری نمی‌کنن.

06:49.659 --> 06:52.745
‫بابا، ما هم اولین باره درباره‌ی مالکیت مشترک می‌شنویم.

06:52.787 --> 06:55.915
‫اوه، جدی؟ از کجا بدونم همه‌تون با هم دست‌به‌یکی نکردین؟

06:55.916 --> 06:59.209
‫چون اگه می‌خواستم با کسی دست‌به‌یکی کنم، این دو تا رو انتخاب نمی‌کردم!

07:00.795 --> 07:03.297
‫جهت اطلاع بگم که من هم با کسی دست‌به‌یکی نکردم.

07:05.425 --> 07:08.510
‫خیلی شرمنده‌ام. معمولاً این مدل بحث‌ها رو تو خلوت خودمون می‌کنیم.

07:09.971 --> 07:12.014
‫اگه به یکم زمان نیاز دارین تا با هم حرف بزنین...

07:12.015 --> 07:15.601
‫که تا کنتورت داره می‌اندازه، بری با منشی‌ت لاس بزنی؟

07:16.144 --> 07:17.728
‫ختم جلسه!

07:18.396 --> 07:20.814
‫بابا، چرا الان داری این‌قدر اذیت می‌کنی؟

07:20.857 --> 07:23.525
‫ما فقط می‌خوایم کار وصیت‌نامه تموم شه، لطفاً بشین.

07:23.568 --> 07:26.320
‫نه، من دارم می‌رم باشگاه کهنه‌سربازها،

07:26.488 --> 07:27.947
‫اونجا آدم‌هاش هوامو دارن.

07:28.156 --> 07:30.199
‫آه، جدی؟ چطوری؟ من بودم که رانندگی کردم.

07:30.241 --> 07:32.409
‫پاهات توی ماشین من اصلاً به پدال هم نمی‌رسه.

07:32.493 --> 07:34.118
...عه

07:34.245 --> 07:36.538
‫من از جنگل‌های ویتنام جون سالم به‌در بردم.

07:36.581 --> 07:39.875
‫فکر کنم از پس خیابان‌های خطرناک ناکسویل هم بربیام.

07:41.086 --> 07:42.127
‫جان!

07:42.420 --> 07:46.966
‫من از طرف خودم و لی‌اِن... عذرخواهی می‌کنم.

07:47.676 --> 07:49.802
‫و همین طور دختر مجردم، کارول،

07:49.803 --> 07:51.887
‫که معمولاً لباس‌های بهتری می‌پوشه.

07:55.433 --> 07:57.017
‫باید یه وکیل جدید پیدا کنیم،

07:57.018 --> 07:58.560
‫چون من دیگه روم نمیشه پامو اونجا بذارم.

07:59.354 --> 08:01.814
‫بی‌خیال، اون کارش نوشتن وصیت‌نامه‌ی خونوادگیه.

08:01.815 --> 08:03.691
‫احتمالاً خون و خون‌ریزی هم زیاد دیده.

08:04.901 --> 08:08.570
‫همسایه‌مون تموم ثروتش رو واسه یه مرغ عشق به ارث گذاشت.

08:09.322 --> 08:11.031
‫بچه‌هاش کلاً پر و بالشون ریخت.

08:12.200 --> 08:13.659
‫تو چطوری این‌قدر خونسردی؟

08:13.910 --> 08:15.744
‫بابا همین الان به همه‌مون گفت دزد!

08:16.371 --> 08:18.247
‫روال کارش همین‌طوریه.

08:18.289 --> 08:19.415
‫راست میگه.

08:19.582 --> 08:22.459
‫عصبانی میشه، طوفان به پا می‌کنه، می‌زنه بیرون، بعدش برمی‌گرده میگه:

08:22.502 --> 08:24.962
‫"راه حلش رو پیدا کردم"، و دقیقاً ایده‌ی خودتو تحویلت میده.

08:25.338 --> 08:27.006
‫این دیگه مدل مردهاست.

08:27.465 --> 08:30.175
‫هر چی بیشتر فشار بیاری، بیشتر جوش میاره.

08:30.677 --> 08:31.844
‫ولی آخه حق با اون نیست.

08:31.886 --> 08:33.846
‫بله، ولی خودش باید به این نتیجه برسه.

08:33.847 --> 08:36.764
‫فعلاً باید کلاً کاری به کارش نداشته باشی.

08:37.808 --> 08:41.311
‫حالا بی‌مناسبت نیست بپرسم اگه بابا لی‌اِن رو نبخشه،

08:41.354 --> 08:43.522
‫پول و ارث و میراث یه مرغ عشق به من می‌رسه؟

08:44.733 --> 08:46.775
‫من اصلاً از اون پیرمرد عذرخواهی نمی‌کنم.

08:46.818 --> 08:49.570
‫ما سال‌هاست به خاطر بابا داریم روی پر قو راه می‌ریم.

08:49.946 --> 08:51.447
‫اونی که باید شاکی باشه منم!

08:51.489 --> 08:52.906
‫ظاهراً که همین‌طوره.

08:52.907 --> 08:54.241
‫معلومه که هستم!

08:54.659 --> 08:56.243
‫گور بابای مدل مردونه‌اش.

08:56.286 --> 08:58.912
‫مدل من اینه که بکشم برم اون باشگاه کهنه‌سربازها،

08:58.955 --> 09:01.081
‫و اون‌قدر سرش داد بزنم تا اعتراف کنه حق با منه.

09:02.417 --> 09:05.711
‫خب، می‌خواستم بگم نرو، ولی ممکنه از نظر مالی به نفعم تموم شه.

09:05.754 --> 09:07.713
‫پس برو اونجا و خود واقعیت باش!

09:13.511 --> 09:14.553
‫برنی کجاست؟

09:14.888 --> 09:17.181
‫رفته اداره‌ی امور کهنه‌سربازها واسه چکاپ.

09:17.306 --> 09:18.767
اوه، چه هالی

09:18.767 --> 09:19.015
‫ آره، الان با افاده میاد تو و پز روده‌ی سالم و بی‌نقصش رو میده،
اوه، چه هالی

09:19.015 --> 09:22.853
‫ آره، الان با افاده میاد تو و پز روده‌ی سالم و بی‌نقصش رو میده،

09:22.896 --> 09:25.731
‫میگه: "والا مثل سرسره‌ی آبی، لیز و صافِ صافه."

09:26.858 --> 09:30.360
‫این مرد ول‌کن نیست، مدام یادآوری می‌کنه که هنوز هم می‌تونه ناخن‌های پاش رو بگیره.

09:31.696 --> 09:32.821
‫کله‌خر!

09:34.449 --> 09:38.243
‫با این حال، من واسه اون حرومزاده‌ی بزرگوار تیر می‌خورم.

09:38.244 --> 09:40.245
‫خب، من که قبلاً تیر خوردم.

09:40.580 --> 09:42.081
‫صاف خورد وسط کونم.

09:42.749 --> 09:44.500
‫یه پرواز مشتی با هلیکوپتر واسم اومد،

09:44.501 --> 09:46.877
‫و مستقیم بردتم یه فاحشه‌خونه تو سایگون.

09:47.921 --> 09:48.879
‫به سلامتی برنی!

09:49.047 --> 09:50.255
‫به سلامتی برنی!

10:01.935 --> 10:03.102
‫سلام بچه‌ها.

10:04.229 --> 10:05.646
‫منم، لی‌اِن.

10:07.857 --> 10:09.441
‫بابا، منم دخترت.

10:09.442 --> 10:11.110
‫اوه، می‌دونیم تو کی هستی.

10:12.403 --> 10:15.072
‫دوک، آخرین باری که اینجا بودم ازم خواستگاری کردی.

10:15.365 --> 10:16.949
‫- اوه، جون سالم به در بردم!
‫- آره.

10:18.910 --> 10:20.536
‫بابا، داشتی چی بهشون می‌گفتی؟

10:20.578 --> 10:21.578
‫حقیقت رو!

10:21.788 --> 10:23.539
‫تو توی خونه‌ات منو زندانی کردی،

10:23.581 --> 10:25.582
‫حالا هم داری سعی می‌کنی خونه‌ام رو بدزدی.

10:25.583 --> 10:27.167
‫این اصلاً حقیقت نداره!

10:27.210 --> 10:30.045
‫من فقط تلاش می‌کنم کارات رو جوری ردیف کنم که بعد از مرگت تو دردسر نیفتی.

10:32.757 --> 10:34.466
‫احتمالاً می‌شد بهتر منظورمو برسونم.

10:35.343 --> 10:37.469
‫می‌بینی؟ بچه‌های این دوره‌زمونه این‌طوری رفتار می‌کنن.

10:37.512 --> 10:40.389
‫کاری می‌کنند فکر کنی خیر و صلاح تو رو می‌خوان،

10:40.390 --> 10:43.725
‫ولی تا به خودت میای، می‌بینی موتورسیکلت و اره‌برقیت رو فروختن!

10:44.269 --> 10:46.937
‫این نشون میده بچه‌هات دوستت دارن و می‌خوان سایه‌ات بالاسرشون باشه.

10:46.980 --> 10:50.357
‫خب، بدون موتورسیکلت و اره‌برقی اصلاً زندگی چه فایده‌ای داره؟

10:51.860 --> 10:54.069
‫اینکه فقط یه تنه‌ی بی‌دست‌وپا با کلاه‌کاسکت نباشی؟

10:54.863 --> 10:57.614
‫هی، نیا اینجا و به دوستای من بی‌حرمتی نکن!

10:57.991 --> 11:00.409
‫میشه لطفاً بذارین بگم جریان از نظر من چی بوده؟

11:00.702 --> 11:02.161
‫من خودم واست میگم:

11:02.453 --> 11:03.662
‫"من طمع‌کارم."

11:04.205 --> 11:05.247
‫پایان!

11:06.291 --> 11:07.916
‫شماها چقدر بی‌انصافین.

11:09.961 --> 11:12.713
‫ولی ممنون بابت خدمتتون، موقع رفتن یه دور نوشیدنی مهمون من.

11:15.258 --> 11:16.508
‫حالا این کیه؟

11:20.180 --> 11:23.891
‫هی مامان، با این حرف‌های "خونه‌ی من" که بابا راه انداخته، چطور کنار میای؟

11:23.933 --> 11:25.350
‫منظورم اینه که خونه‌ی تو هم هست.

11:25.768 --> 11:28.812
‫خب، گاهی وقت‌ها که این‌قدر از ازدواجت می‌گذره،

11:28.855 --> 11:30.606
‫"من" یعنی "ما".

11:30.648 --> 11:31.648
‫اوم.

11:31.649 --> 11:33.775
‫خب، دفعه‌ی بعد که بابا گفت "واسم یه آبجو بیار"،

11:33.818 --> 11:35.360
‫واسه تو هم یکی میارم.

11:36.362 --> 11:39.489
‫واسه همین هم هست که سهم من از خونه، مستقیم می‌رسه به تو.

11:41.951 --> 11:45.495
‫اوه اوه. لی‌اِن داره اون راه رفتن "به خواسته‌ام نرسیدم" رو میاد.

11:47.248 --> 11:49.666
‫بهش گفتم کاری به کارش نداشته باش.

11:50.251 --> 11:52.211
‫اگه نمی‌شناختمش، درها رو قفل می‌کردم.

11:59.177 --> 12:01.011
‫خب، اوضاع چطور پیش رفت؟

12:02.000 --> 12:08.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:09.062 --> 12:10.187
‫سلام پدر.

12:10.230 --> 12:11.438
‫وای خدای من!

12:12.565 --> 12:14.024
‫دقیقاً، وای خدای من.

12:14.067 --> 12:15.984
‫چطور می‌تونی به من اعتماد نداشته باشی؟

12:15.985 --> 12:19.363
‫چون منو کشوندی پیش وکیل تا سعی کنی خونه‌ام رو بدزدی.

12:19.822 --> 12:21.531
‫من اصلاً همچین کاری نمی‌کردم!

12:22.075 --> 12:24.660
‫من حتی یک‌بار هم سعی نکردم بهت کلک بزنم یا بهت دروغ بگم،

12:24.661 --> 12:27.329
‫یا گولت بزنم کاری رو انجام بدی که دلت نمی‌خواد.

12:27.372 --> 12:29.331
‫من حتی یه دروغ کوچک هم بهت نگفتم.

12:30.375 --> 12:32.793
‫البته به جز اون جای بوسه رو گردنم بعد از مهمونی پایان سال،

12:33.294 --> 12:35.003
‫که به خاطر حساسیت به کرم ضدجوش نبود!

12:35.004 --> 12:37.714
‫ولی این در مقایسه با اینکه کارول از صندوق کلیسا پول می‌دزدید

12:37.715 --> 12:39.341
‫تا سیگار بخره، چیزی نیست!

12:40.176 --> 12:42.094
‫حتماً باید لوش می‌دادی، آره؟

12:42.971 --> 12:45.389
‫- اصلاً کسی می‌تونه به تو اعتماد کنه؟
‫- بله!

12:45.431 --> 12:48.767
‫بابا، من سعی می‌کنم بهت کمک کنم، و فکر کنم یه عذرخواهی به من بدهکاری.

12:50.478 --> 12:51.561
‫یه مشکلی داریم.

12:51.604 --> 12:53.021
‫آره، معلومه که داریم.

12:53.564 --> 12:54.773
‫خیارشورهای من کجان؟

12:55.858 --> 12:56.774
چی؟

12:56.901 --> 12:59.403
‫خیارشورهای کوچولوی مخصوص من کجان؟

12:59.611 --> 13:01.654
‫تاریخشون گذشته بود، انداختمشون دور.

13:01.655 --> 13:04.240
‫آه، این هم از آخرین خیانت!

13:04.241 --> 13:06.075
‫اگه می‌خوردی‌شون مریض می‌شدی.

13:06.076 --> 13:07.869
‫خب، حالا دیگه هیچ‌وقت نمی‌فهمیم.

13:07.870 --> 13:12.498
‫می‌دونی، مدام سعی می‌کنی برای زندگیم تصمیم بگیری،
‫از جایی که توش زندگی می‌کنم تا دکتری که می‌رم پیشش،

13:12.499 --> 13:14.835
‫و حالا هم افتادی دنبال خرت‌وپرت‌هام.

13:15.377 --> 13:16.211
‫دیگه بریدم.

13:17.045 --> 13:18.462
‫باز داری کجا در می‌ری؟

13:18.463 --> 13:19.839
‫خونه‌ی خودم!

13:19.840 --> 13:20.965
‫که هنوز مالکش منم،

13:20.966 --> 13:23.092
‫و تا روزی که بمیرم هم مال خودم می‌مونه!

13:23.093 --> 13:26.054
‫من اصلاً سعی ندارم ازت بگیرمش، پیرمرد خرفت!

13:29.225 --> 13:30.267
‫این دیگه چه...؟

13:41.571 --> 13:42.988
‫تو اینجا دیگه چه غلطی می‌کنی؟

13:43.531 --> 13:44.531
‫خب، داشتم...

13:45.158 --> 13:46.575
‫یه مزاحم رو که داشت...

13:47.618 --> 13:49.578
‫تلویزیون می‌دید و پاپ‌کورن می‌خورد بیرون می‌کردم.

13:50.663 --> 13:52.914
‫یعنی، خب، شلوارت رو دزدید و دررفت؟

13:54.667 --> 13:55.834
‫آره، آره، دزدیدش.

13:57.378 --> 13:58.795
‫چند وقته داری اینجا زندگی می‌کنی؟

13:59.547 --> 14:00.881
‫از وقتی فی منو انداخت بیرون.

14:00.923 --> 14:02.716
‫اوهوم، کارشون همینه دیگه.

14:03.051 --> 14:04.843
‫عذرت رو می‌خوان و پرتت می‌کنن بیرون،

14:04.844 --> 14:06.970
‫بعدش هم بهت میگن به صلاح خودته.

14:07.472 --> 14:09.222
‫خودت اینجا چی‌کار می‌کنی؟ لی‌اِن انداختت بیرون؟

14:09.265 --> 14:11.850
‫خودم زدم بیرون. خیارشورهام رو ریخته دور.

14:12.560 --> 14:13.977
‫کی خیارشور رو می‌ریزه دور؟

14:14.020 --> 14:15.687
‫گفت تاریخ‌مصرفشون گذشته.

14:16.189 --> 14:18.273
‫مسخره‌ست! خیارشور که انقضا نداره، ابدیه!

14:19.192 --> 14:21.276
‫تاریخ رو فقط واسه این می‌زنن که مردم برن بیشتر بخرن.

14:21.319 --> 14:22.319
‫دمت گرم.

14:22.445 --> 14:23.945
‫عوضی‌های حرومزاده!

14:25.447 --> 14:27.657
‫خب، دیگه رفع زحمت کنم.

14:27.784 --> 14:29.326
‫نه، نه، نه، بنشین بمون.

14:29.369 --> 14:31.370
‫بالاخره یکی باید از اینجا لذت ببره دیگه.

14:31.954 --> 14:33.330
‫اوه، ممنون.

14:36.209 --> 14:37.542
‫راستش رو بخوای باید بهت بگم،

14:37.960 --> 14:40.045
‫زندگی توی کاروان تو سفر حال میده،

14:40.296 --> 14:42.005
‫ولی وقتی واسه آخر هفته یه نوزاد پیشته،

14:42.048 --> 14:43.882
‫یادت می‌اندازه که اصلاً خونه نداری.

14:46.010 --> 14:47.594
‫مشکل مالی داری پسر؟

14:48.221 --> 14:49.763
‫یک مرحله قبل از مشکل چیه؟

14:50.223 --> 14:51.473
‫اوه، انکار.

14:51.516 --> 14:52.682
‫پس همه‌چی عالیه!

14:54.060 --> 14:55.560
‫خوابیدن توی اتاق‌خواب قدیمی لی‌اِن،

14:55.603 --> 14:57.813
‫زیر پوستر گروه "دوران دوران" مثل تحقق یه رویاست.

14:58.898 --> 15:01.400
‫خب، خوشحالم که تو و پسرت اینجایین.

15:01.984 --> 15:03.360
‫این یه خونه‌ی خانوادگیه.

15:03.403 --> 15:05.070
‫بایدم همین‌جوری باشه.

15:06.322 --> 15:07.531
‫ممنونم جان، لطف داری.

15:08.282 --> 15:11.201
‫فقط خیلی راحت نباش، زن سابقت بدجور دندون تیز کرده براش.

15:12.203 --> 15:17.456
‫- کی میگه؟ به من گفت فروش خونه کلاً منتفیه.
‫- ها! تو هم حرفشو باور کردی؟

15:17.457 --> 15:18.918
‫خب، آره.

15:18.918 --> 15:19.000
‫من به لی‌اِن بیشتر از هر کسی که می‌شناسم اعتماد دارم.
‫خب، آره.

15:19.000 --> 15:21.002
‫من به لی‌اِن بیشتر از هر کسی که می‌شناسم اعتماد دارم.

15:21.421 --> 15:23.296
‫همه توی ناکسویل به لی‌اِن اعتماد دارن.

15:24.090 --> 15:25.841
‫اون پول صندوق کمک‌های مالی رو می‌شماره،

15:25.842 --> 15:27.801
‫از همون وقتایی که کارول داشت ازش دزدی می‌کرد.

15:28.553 --> 15:31.430
‫چرا امروز همه گیر دادن به کارول نازنین و خرابش می‌کنن؟

15:32.348 --> 15:33.598
‫کارول نازنین؟

15:34.809 --> 15:36.268
‫واقعاً جریان چیه، جان؟

15:39.897 --> 15:42.941
‫نمی‌دونم، هر وقت یه چیزی بین من و این خونه قرار می‌گیره، یکم...

15:43.359 --> 15:44.609
‫دیوونه میشی؟ مثل زن‌ها؟

15:46.320 --> 15:47.779
‫می‌خوای اینجا زندگی کنی یا نه؟

15:49.240 --> 15:50.282
‫درکت می‌کنم، خب؟

15:50.283 --> 15:52.701
‫بخش زیادی از غرور یه مرد به خونه‌اش گره خورده.

15:53.453 --> 15:55.287
‫هر بار از جلوی خونه‌ی قبلیم رد میشم،

15:55.288 --> 15:57.664
‫یادم میاد پرداخت اون پیش‌پرداخت چقدر حس خوبی داشت.

15:57.707 --> 16:01.209
‫آره، چون مدرکی بود که نشون میداد زحمت کشیدی و می‌تونی خرج خانواده رو بدی.

16:02.545 --> 16:04.129
‫منظورم اینه بدون این خونه...

16:04.964 --> 16:06.840
‫واقعاً نمی‌دونم کی‌ام.

16:07.758 --> 16:09.843
‫تو هنوز هم بزرگ این خاندانی، جان.

16:09.844 --> 16:11.136
‫همیشه همین‌طور میمونه.

16:11.179 --> 16:13.972
‫آه، نمی‌دونم. انگار داره همه چیز از دست میره.

16:13.973 --> 16:15.974
‫اوه نه، نه، این‌طور نیست.

16:16.934 --> 16:19.269
‫اگه تو نبودی، شاید من الان سقفی بالای سرم نداشتم.

16:20.855 --> 16:24.483
‫سخته واسه یه مرد که توی چشم‌های یه مرد دیگه نگاه کنه و بگه ممنونم، ولی...

16:26.152 --> 16:27.235
‫ممنونم جان.

16:28.946 --> 16:31.656
‫خب، تا شلوار نپوشی از بغل خبری نیست.

16:35.327 --> 16:36.577
!هی

16:36.829 --> 16:38.205
‫دیشب با بابا حرف زدی؟

16:38.206 --> 16:39.915
‫نه، نیومد خونه.

16:40.583 --> 16:42.000
‫به پلیس هم زنگ نزدی؟

16:42.376 --> 16:43.376
‫نه.

16:43.794 --> 16:45.921
‫- امروز یه روز جدیده، من هم آدم دیگه‌ای شدم.
‫- اوه!

16:46.214 --> 16:47.797
‫دارم بی‌خیال همه چی میشم، کارول.

16:48.257 --> 16:50.133
‫با لی‌اِن بی‌خیال و رها آشنا شو!

16:51.260 --> 16:53.470
‫دیشب بدون سوتین خوابیدم!

16:55.223 --> 16:58.141
‫بدون سوتین! حرکت بعدیت چیه‌، صندل بیرکن‌استاک؟

16:58.476 --> 17:00.727
‫شاید! الان دیگه رنگ‌های خیلی باحالی ازش اومده.

17:02.021 --> 17:05.732
‫یعنی بالاخره می‌تونیم بذاریم ظرف‌ها توی سینک تلنبار بشه و فردا صبح بشوریمشون؟

17:06.317 --> 17:08.943
‫آره، معلومه. با دو تا مگس سرکه هم مشکلی ندارم.

17:09.862 --> 17:11.404
‫اعصابت هم خرد نمیشه...

17:11.697 --> 17:14.199
‫اگه این گلدون یکم کج و وسط میز باشه؟

17:14.909 --> 17:15.991
‫مشکلی ندارم.

17:21.499 --> 17:22.499
‫بس کن!

17:23.416 --> 17:25.544
‫گفتم "بی‌خیال"، نگفتم "روانی"!

17:26.462 --> 17:29.089
‫کاری به کار بابا نداشتن تمام توانم رو گرفته.

17:29.382 --> 17:31.132
‫خب، الان قراره امتحان پس بدی.

17:31.133 --> 17:34.344
‫این هم یه گلدون متحرک کج‌و‌لج که داره میاد.

17:34.345 --> 17:36.763
‫سلام بابا، صبحت بخیر، چطوری؟

17:36.973 --> 17:38.181
‫چی می‌خوای، کارول؟

17:38.224 --> 17:39.891
‫هیچی، فقط دارم مثل یه دختر خوب...

17:39.892 --> 17:42.352
‫به پدرم خوش‌آمد میگم. درست میگم لی‌اِن؟

17:42.395 --> 17:43.645
‫حرفی ندارم بزنم.

17:43.980 --> 17:46.481
‫خب، من وقت ملاقات با وکیل گرفتم.

17:46.899 --> 17:48.108
‫می‌خوای ازم شکایت کنی؟

17:48.693 --> 17:49.776
‫یه چی تو همین مایه‌ها.

17:49.819 --> 17:51.778
‫واسه اون یکی بهتره سوتینت رو بپوشی!

17:55.324 --> 17:57.576
‫می‌دونی جان، به نظرم خیلی باحال میشد اگه...

17:57.618 --> 18:00.078
‫ظرف سس‌خوریمون رو ارث می‌دادیم

18:00.121 --> 18:02.414
‫به اون مرد خوش‌اخلاق توی پمپ‌بنزین

18:02.415 --> 18:04.666
‫که همیشه باد لاستیکامون رو چک می‌کنه.

18:06.043 --> 18:08.670
‫واقعاً قراره بشقاب به بشقاب پیش بریم؟

18:09.714 --> 18:12.882
‫امکانش هست مامان رو با یه دفترچه تلفن ناکسویل تنها بذاریم،

18:12.925 --> 18:14.843
‫و بعداً با لیست بیایم پیشتون؟

18:15.886 --> 18:17.637
‫من و جان روی یه مبلغی توافق کردیم.

18:18.139 --> 18:19.514
‫هر چقدر دلتون می‌خواد وقت دارین.

18:20.141 --> 18:21.766
‫خب، خیلی لطف دارین.

18:22.518 --> 18:24.811
‫برای سیخ‌های بلالی چه برنامه‌ای داری؟

18:26.397 --> 18:28.064
‫من معمولاً از دستام استفاده می‌کنم.

18:28.274 --> 18:32.611
‫خب، وقتی خدای مهربون منو ببره پیش خودش، انگشتاتون می‌رن مرخصی!

18:34.196 --> 18:35.614
‫یه چیز دیگه هم هست که می‌خوام تو وصیت‌نامه باشه.

18:36.240 --> 18:38.867
‫بیل مورفی تا هر وقت نیاز داشته باشه می‌تونه توی خونه زندگی کنه.

18:38.909 --> 18:41.328
‫- چی؟
‫- صبر کن، سهم من یا سهم لی‌اِن؟

18:42.622 --> 18:45.165
‫چرا شوهر سابقم باید توی خونه‌ی دوران بچگیم زندگی کنه؟

18:45.166 --> 18:47.459
‫- چون ورشکسته‌ست، آه در بساط نداره.
‫- چه خوب!

18:47.501 --> 18:49.461
‫توی تخت قدیمی تو می‌خوابه.

18:49.962 --> 18:51.004
‫اوه، چندشم شد!

18:52.673 --> 18:54.716
‫می‌دونم، عجیبه، ولی...

18:55.092 --> 18:56.551
‫چیزیه که بهش نیاز داره.

18:58.095 --> 18:59.638
‫اگه مشکلی نداشته باشین.

19:02.183 --> 19:04.184
‫این چیزیه که بابات می‌خواد.

19:05.686 --> 19:06.853
‫پس عاشقشم.

19:07.605 --> 19:08.813
‫خب، کارمون تموم شد.

19:09.690 --> 19:10.774
‫من و تو مشکلی نداریم؟

19:11.150 --> 19:12.150
‫تقریباً.

19:13.611 --> 19:17.155
‫می‌خوام لی‌اِن مورفی، دخترم رو دوباره بهتون معرفی کنم.

19:18.699 --> 19:21.660
‫تو این چند روز اخیر حرفای زیادی پشت سرش زده شد،

19:22.078 --> 19:24.537
‫حتی یه چیزایی هم روی دیوار دستشویی نوشتن.

19:26.540 --> 19:28.875
‫خب، من اینجام تا حقیقت رو روشن کنم.

19:29.043 --> 19:30.293
‫اون دختر خوبیه.

19:30.836 --> 19:31.920
‫ختم کلام.

19:32.213 --> 19:34.881
‫اوه، ممنون، واقعاً دختر خوبی‌ام.

19:37.385 --> 19:39.511
‫خب، فکر کنم همه‌تون یه عذرخواهی بهش بدهکارین.

19:40.805 --> 19:42.138
‫ببخشید لی‌اِن، آره.

19:44.308 --> 19:45.767
‫من هم عذرخواهی می‌کنم.

19:46.102 --> 19:47.310
‫می‌دونی که دوستت دارم.

19:47.561 --> 19:49.479
‫اوم، من هم دوستت دارم بابا.

19:50.314 --> 19:51.690
‫الان داره چی میگه؟

19:52.108 --> 19:54.776
‫اوه، داره به لی‌اِن میگه که اون بچه عزیز و محبوبشه.

19:56.153 --> 19:58.321
‫- همیشه می‌ره سراغ گزینه‌ی تابلو.
‫- اوم.

19:59.240 --> 20:01.282
‫تو گزینه‌ی پنهان منی، کارول.

20:01.909 --> 20:03.076
‫ممنون مامان.

20:04.328 --> 20:05.328
‫خانم‌ها،

20:05.705 --> 20:08.081
‫این‌ها از طرف آقاییه که اونجا نشسته.

20:13.713 --> 20:15.505
‫فکر می‌کنی خونه داشته باشه؟

20:16.172 --> 20:18.466
‫خب، با لباسایی که تو پوشیدی ازش نپرس!

20:19.000 --> 20:39.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
