WEBVTT

00:10.793 --> 00:15.258
‫[ سال ۲۰۰۷ ]

00:15.282 --> 00:26.282
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:34.368 --> 00:35.668
‫لعنتی

00:36.093 --> 00:44.380
‫[ راشویل ] [ جمعیت: ۱۰۰۱ نفر ]
‫[ تأسیس: سال ۱۸۸۵ ]

00:52.261 --> 00:53.561
‫گندش بزنن!

01:11.562 --> 01:15.562
‫[ کافه ]

01:26.920 --> 01:28.380
‫می‌شه یه فنجون قهوه برام بیاری؟

01:29.339 --> 01:30.639
‫اول باید پول بدی

01:34.219 --> 01:35.519
‫بهتره بکنیش ۲ تا قهوه

01:38.223 --> 01:39.523
‫مهمون من

01:41.226 --> 01:43.186
‫نصیحت من رو می‌خوای؟
‫فرار نکن

01:46.315 --> 01:48.150
‫حرکتی که با پلاک‌ها زدی قشنگ بود

01:49.443 --> 01:52.279
‫بعد از آپالاشیا، پلاک‌های گاتهام
‫از دور هم معلومن

01:53.530 --> 01:55.866
‫اما اگه واقعاً می‌خواستی ما رو فریب بدی،
‫ماشینت رو عوض می‌کردی

01:57.116 --> 01:58.577
‫دزد نیستم

01:58.660 --> 01:59.995
‫کلاً توی خون‌تونه

02:01.204 --> 02:02.789
‫پدرت حیف شد واقعاً

02:03.498 --> 02:04.559
‫اگه دهنش رو می‌بست

02:04.583 --> 02:06.418
‫و دوران زندانش رو می‌گذروند
‫می‌تونست آدم مهمی بشی

02:07.669 --> 02:08.969
‫آره، خب…

02:10.130 --> 02:12.341
‫واقعاً هیچ‌وقت استعداد زیادی
‫توی پدر بودن نداشت،

02:12.424 --> 02:13.800
‫پس تصور کن من چه حسی دارم

02:16.428 --> 02:17.763
‫اگه باعث آروم شدنت می‌شه،

02:19.014 --> 02:20.974
‫این‌جور کارها هیچ لذتی برام ندارن

02:22.893 --> 02:24.353
‫کاری که مجبور بودی
‫انجام بدی رو انجام دادی

02:26.188 --> 02:29.941
‫اون رو کُشتی
‫و منم یه قطره اشک نریختم

02:32.527 --> 02:34.696
‫به رئیست بگو من براش تهدیدآمیز نیستم

02:36.323 --> 02:37.623
‫قوانین دست من نیستن

02:38.075 --> 02:39.409
‫پدرت یه خبرچین بود

02:39.493 --> 02:41.453
‫یعنی به‌خاطر اون
‫تو هم یه خبرچین هستی

02:47.250 --> 02:50.295
‫پس می‌ذارم قهوه‌ت رو بخوری،

02:50.962 --> 02:53.340
‫و بعدش همراه‌مون میایی بیرون
‫و می‌ریم پیش ماشین

02:53.965 --> 02:56.885
‫و اگه بخوای هیاهو به پا کنی
‫یا از کسی کمک بخوای،

02:57.511 --> 02:59.262
‫همه‌ی این دهاتی‌ها رو
‫می‌فرستیم اون دنیا

03:00.555 --> 03:01.855
‫متوجه شدی؟

03:03.600 --> 03:04.900
‫خدایا، لعنتی!

03:06.770 --> 03:08.070
‫سلام

03:08.522 --> 03:10.023
‫- سلام
‫- اسمت چیه؟

03:11.274 --> 03:13.276
‫- کری
‫- من زویی هستم

03:13.360 --> 03:14.820
‫از آشنایی باهات خوش‌حالم، کری

03:14.903 --> 03:16.488
‫به نظر می‌رسید کمک لازم داری

03:16.571 --> 03:18.323
‫این قضیه هیچ ربطی به تو نداره

03:18.907 --> 03:20.093
‫حسش می‌کنی؟

03:20.117 --> 03:22.452
‫اون ترقوه‌ته که داره به طرز خطرناکی
‫به شکستن نزدیک می‌شه

03:22.536 --> 03:24.579
‫یه بار دیگه بپری وسط حرفم
‫از وسط دو نصف می‌شه

03:25.414 --> 03:27.040
‫برای کشتنت اومدن این‌جا، درسته؟

03:27.624 --> 03:30.877
‫- آره، اما من هیچ کاری نکردم
‫- مهم نیست

03:30.961 --> 03:33.380
‫دختر خوبی به نظر می‌رسی
‫و دوست دارم نجاتت بدم،

03:33.422 --> 03:35.924
‫اما هر دو تامون می‌دونیم
‫اگه این یارو رو بُکُشم،

03:36.007 --> 03:37.843
‫مشکلاتت حل نمی‌شن

03:38.927 --> 03:41.513
‫نه. رئیسش افراد بیشتری می‌فرسته

03:42.139 --> 03:43.439
‫چه دستوراتی بهت دادن؟

03:46.143 --> 03:48.395
‫اون رو بُکُشم، خاکش کنم،

03:48.478 --> 03:49.896
‫و به عنوان مدرک
‫انگشت کوچیکه‌ش رو با خودم ببرم

03:49.980 --> 03:52.065
‫خیلی‌خب. پس انگشت
‫کوچیکه‌ت رو نیاز داریم

03:52.149 --> 03:54.526
‫- چاقوت کجاست؟
‫- جیب راست کتم

04:00.991 --> 04:02.451
‫می‌خوای من برات انجامش بدم؟

04:05.871 --> 04:07.171
‫نه

04:07.831 --> 04:09.131
‫اگه خودم انجامش بدم بهتره

04:31.563 --> 04:33.523
‫نیازه دوباره داستان رو مرور کنیم؟

04:33.607 --> 04:34.751
‫- نه، فهمیدم
‫- خوبه

04:34.775 --> 04:36.318
‫چون اگه رئیست باور نکنه،

04:36.401 --> 04:37.462
‫فقط خودت رو نمی‌کشم،

04:37.486 --> 04:38.987
‫مجبورم کل خانواده‌ت رو بُکُشم

04:39.070 --> 04:40.370
‫دیدی چه توانایی‌هایی دارم

04:41.364 --> 04:42.664
‫کاری کن باور کنه

04:45.911 --> 04:48.914
‫- اون رو چیکار کنم؟
‫- با «بیتسی» تماس بگیر

04:48.997 --> 04:50.957
‫بهش بگو یه میز یه نفره می‌خوایم

04:56.630 --> 05:00.592
‫امشب بهت کمک کردم
‫چون قبلاً توی چنین شرایطی بودم

05:01.510 --> 05:03.011
‫سردرگم و وحشت‌زده بودم

05:03.595 --> 05:05.639
‫از چیزی فرار می‌کردم
‫که راه فراری ازش وجود نداشت

05:07.599 --> 05:10.769
‫اما یه بار یه نفر بهم یه فرصت داد

05:10.852 --> 05:12.687
‫وقتی خیلی بهش نیاز داشتم

05:13.605 --> 05:17.901
‫و حالا… من دارم همون فرصت رو
‫به تو می‌دم

05:19.903 --> 05:21.780
‫چه فرصتی؟

05:21.863 --> 05:23.163
‫یه زندگی

05:23.281 --> 05:27.077
‫ساده، امن و ایمن،
‫بدون نیاز به فرار و پنهان شدن

05:27.160 --> 05:29.871
‫تنها چیزی که در ازای اون زندگی
‫می‌خوام، یه قوله

05:30.413 --> 05:32.707
‫این‌که قول بدی وقتی زمانش فرا می‌رسه

05:33.207 --> 05:35.877
‫همون‌طور که من ازت محافظت کردم
‫تو هم از من محافظت کنی

05:38.547 --> 05:39.847
‫در برابر کی؟

05:44.469 --> 05:45.769
‫یه روزی…

05:48.390 --> 05:50.392
‫چند نفر میان دنبالم می‌گردن

05:50.475 --> 05:52.978
‫کسایی که خیلی خطرناک‌تر
‫از اونایی‌ان که اومدن دنبال تو

05:53.061 --> 05:54.437
‫و وقتی اون روز فرا برسه،

05:55.522 --> 05:56.666
‫به یه نفر نیاز دارم

05:56.690 --> 05:59.484
‫که بدونه چه حسی داره
‫وقتی یه گوشه گیر افتادی

06:00.485 --> 06:02.696
‫کسی که بلد باشه
‫چطور از پس خودش بربیاد

06:03.488 --> 06:04.788
‫کسی…

06:06.241 --> 06:08.368
‫که مایل باشه خودش رو فدا کنه

06:11.705 --> 06:13.005
‫می‌تونم روت حساب باز کنم؟

06:18.169 --> 06:19.469
‫آره

06:22.591 --> 06:23.891
‫خوبه

06:25.260 --> 06:26.887
‫بیا یه انگشت کوچیکه‌ی جدید
‫برات پرورش بدیم

06:33.010 --> 06:36.558
‫« لـنـتـرن‌هـا »

06:36.559 --> 06:43.559
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

07:12.432 --> 07:16.144
‫شرمنده، جونیور.
‫می‌تونی خوب تکون بخوری؟

07:18.021 --> 07:19.898
‫- آروم باش، وگرنه…
‫- کون لقت!

07:21.066 --> 07:22.366
‫از این ماشین لعنتی ببرم بیرون

07:22.400 --> 07:24.110
‫شرمنده، نمی‌تونم اون کار رو بکنم.
‫هنوز نه

07:24.819 --> 07:27.030
‫باید فعلاً از بازی کنار بذارمت

07:27.697 --> 07:29.491
‫اما مطمئنم شرایطم رو درک می‌کنی،

07:29.574 --> 07:30.909
‫چون برای این‌که جای من رو بگیری

07:30.992 --> 07:33.370
‫با رئیس‌ها نقشه می‌ریختی

07:33.912 --> 07:35.747
‫فکر می‌کنی بهت اجازه می‌دن
‫حلقه رو نگه داری؟

07:37.040 --> 07:38.750
‫می‌خوای اعتبار کشتن زویی رو
‫به اسم خودت بزنی؟

07:38.832 --> 07:41.252
‫کشتن؟ یا خدا، جونیور

07:41.336 --> 07:43.088
‫به عنوان کسی که بدجور دنبال حلقه‌ای

07:43.129 --> 07:44.398
‫مشخصاً جزئیات ظریف رو نادیده گرفتی

07:44.422 --> 07:45.722
‫ما کسی رو نمی‌کُشیم

07:46.675 --> 07:48.093
‫البته نمی‌تونم از طرف نگهبانان
‫تضمینی بدم

07:48.176 --> 07:49.511
‫وقتی تحویلش می‌دم به اونا

07:49.594 --> 07:51.805
‫چرا کاری کردی با «آنتان» تماس بگیرم؟

07:53.014 --> 07:55.892
‫می‌دونی، وقتی تیم فضاییش
‫بیاد این‌جا،

07:55.976 --> 07:58.353
‫کل این شهر لعنتی رو منفجر می‌کنن

07:58.436 --> 07:59.980
‫خب حدس می‌زنم شبه‌نظامی‌ها

08:00.063 --> 08:01.481
‫برای محافظت از زویی وارد عمل می‌شن

08:01.564 --> 08:03.608
‫و آنتان هم حواس‌ها رو پرت می‌کنه

08:03.692 --> 08:06.861
‫این‌که تو دعوتش کردی به کافه
‫فقط قضیه رو آسون‌تر می‌کنه

08:06.945 --> 08:08.905
‫تا به عنوان پوشش ازش استفاده کنم

08:10.240 --> 08:11.741
‫می‌ذارم مِیکون و آنتان دعوا بکنن

08:11.825 --> 08:13.125
‫و خودم می‌رم سراغ زویی

08:13.576 --> 08:16.705
‫و تا اون بفهمه چه خبره،
‫من رفتم به سیاره‌ی «اوآ»

08:16.788 --> 08:19.457
‫و اون حروم‌زاده‌های آبی‌رنگ
‫صف می‌کشن

08:19.541 --> 08:21.084
‫تا نوبتی حلقه‌م رو ببوسن

08:22.210 --> 08:24.587
‫تو هیچ‌وقت جای من رو
‫نمی‌گیری، جونیور

08:25.714 --> 08:27.340
‫تمریناتت این‌جا به پایان می‌رسن

08:31.469 --> 08:32.769
‫کیرم دهنت!

08:33.596 --> 08:36.224
‫هی! آشغال!

08:43.606 --> 08:45.066
‫ساکنان راشویل،

08:45.150 --> 08:46.818
‫این یک مانور نیست

08:46.901 --> 08:49.696
‫تکرار می‌کنم، این یک مانور نیست

08:49.779 --> 08:52.741
‫بسیج شوید و اقدامات احتیاطی را
‫انجام دهید

08:53.366 --> 08:56.411
‫ساکنان راشویل، این یک مانور نیست

08:56.494 --> 08:59.247
‫تکرار می‌کنم، این یک مانور نیست

08:59.330 --> 09:01.416
‫بسیج شوید و اقدامات احتیاطی را
‫انجام دهید

09:01.499 --> 09:03.752
‫- منم میام. برام مهم نیست. آره!
‫- نه

09:03.835 --> 09:05.628
‫- بیلی، بی‌خیال
‫- نمی‌تونید…

09:06.671 --> 09:07.857
‫برام مهم نیست

09:07.881 --> 09:10.133
‫نمی‌تونید ازم انتظار داشته باشید
‫یه جا بشینم و کاری نکنم

09:10.216 --> 09:12.302
‫- جات همین‌جاست
‫- منم باید کنار بقیه باشم

09:12.385 --> 09:14.179
‫- از سر راه برو کنار
‫- نه، می‌تونم… می‌تونم…

09:25.482 --> 09:27.192
‫در مورد جاسوسی کردن
‫چی بهت گفتم؟

09:27.275 --> 09:30.403
‫- ببین بدون این‌که دیده بشی
‫- و چی دیدی؟

09:32.280 --> 09:33.698
‫چرا بابا این‌قدر عصبانیه؟

09:35.116 --> 09:38.328
‫امروز روز خیلی مهمیه.
‫فقط می‌خواد مفید باشه

09:39.454 --> 09:41.623
‫اما مفیدترین کاری که
‫در حال حاضر می‌تونه بکنه

09:41.706 --> 09:43.006
‫اینه که مراقب تو باشه

09:43.750 --> 09:45.543
‫اتفاق بدی قراره بیُفته، نه؟

09:50.423 --> 09:51.723
‫آره

09:53.510 --> 09:55.470
‫امروز آدم‌های زیادی می‌میرن

09:57.222 --> 09:58.522
‫آدم‌هایی که می‌شناسی‌شون

10:01.226 --> 10:02.526
‫کسایی که دوست‌شون داری

10:03.561 --> 10:04.861
‫تو هم قراره بمیری؟

10:09.818 --> 10:11.118
‫خواهیم دید

10:13.029 --> 10:14.572
‫اما هر اتفاقی هم که بیُفته،

10:15.448 --> 10:17.617
‫چیزهایی که بهت یاد دادم رو
‫هیچ‌وقت فراموش نکن

10:19.327 --> 10:20.627
‫قول می‌دی فراموش نکنی؟

10:21.704 --> 10:23.004
‫قول می‌دم

10:32.090 --> 10:33.317
‫بله؟

10:33.341 --> 10:34.759
‫مردم شهر دارن بسیج می‌شن

10:35.385 --> 10:36.685
‫جوردن نیستش

10:37.262 --> 10:39.931
‫اما تصاویر ماهواره‌ای نشون می‌دن
‫که اِستوارت پیدا شده

10:40.598 --> 10:41.898
‫کجا؟

11:02.787 --> 11:04.087
‫هی!

11:04.330 --> 11:05.630
‫هی!

11:08.626 --> 11:09.926
‫کمک!

11:13.590 --> 11:16.968
‫کمک! هی! کمک!

11:27.531 --> 11:30.030
‫[ راشویل ]

11:43.494 --> 11:44.913
‫پروتکل نگهبانی رو فعال کن

11:48.750 --> 11:51.502
‫دیگه کم‌کم داشتم احساس می‌کردم
‫من رو کامل فراموش کردی

11:51.586 --> 11:54.589
‫یه جست‌وجوی هدفمند نیاز دارم.
‫موجود فضایی متخاصم، اولویت اصلیه

11:54.672 --> 11:56.132
‫چه شکلیه؟

11:58.176 --> 11:59.886
‫لعنتی. خودمون اون رو کشیدیم؟

12:00.845 --> 12:01.906
‫کارآموز این رو کشیده

12:01.930 --> 12:03.932
‫جان رو می‌گی. اون روز دیدمش

12:04.015 --> 12:05.315
‫ازش خوشم میاد

12:05.767 --> 12:07.067
‫کجاست؟

12:07.393 --> 12:08.693
‫توی ماشین

12:08.770 --> 12:09.872
‫نباید بهمون کمک بده؟

12:09.896 --> 12:11.522
‫جان رو فراموش کن

12:11.606 --> 12:13.358
‫فقط این یارو رو پیدا کن
‫تا کارمون راه بیُفته

12:27.497 --> 12:29.374
‫چه غلطی می‌کنی؟

12:29.457 --> 12:30.833
‫من و تو باید صحبت کنیم

12:34.462 --> 12:36.214
‫چرا سلاحت رو…

12:38.299 --> 12:39.599
‫چه غلطی می‌کنی؟

12:41.302 --> 12:42.602
‫خدایا، می‌خوای خشاب عوض کنی؟

12:43.012 --> 12:45.390
‫زویی نمی‌تونه صدامون رو بشنوه،
‫اما می‌تونه ما رو ببینه

12:45.473 --> 12:47.350
‫اگه این کار رو نکنم
‫دخلم رو میاره

12:47.433 --> 12:49.519
‫و به زودی هر کسی
‫که توی شهر گوشی داره

12:49.602 --> 12:51.646
‫دستور کشتن تو رو دریافت می‌کنه

12:58.403 --> 13:00.571
‫- تمومش کن
‫- چیزی برای صحبت کردن وجود نداره!

13:00.655 --> 13:03.866
‫هکتور هاموند چی؟
‫فرستادی‌مون به سمت یه تله!

13:03.950 --> 13:05.868
‫فرستادم‌تون جایی که اون می‌خواست

13:05.952 --> 13:07.495
‫پس الان یه عروسک
‫خیمه‌شب‌بازی هستی

13:07.578 --> 13:08.878
‫که یه نشان داره، ها؟

13:09.372 --> 13:10.832
‫من این شهر رو امن نگه می‌دارم

13:10.915 --> 13:12.417
‫امن در برابر اون؟

13:13.334 --> 13:14.669
‫واقعاً نمی‌فهمی

13:15.169 --> 13:17.338
‫خب می‌فهمم که ترسیدی

13:17.839 --> 13:21.301
‫- فکر می‌کنی قضیه فقط در مورد ترسه؟
‫- پس دیگه چی می‌تونه باشه؟

13:22.260 --> 13:24.470
‫مدیونش هستم!

13:24.554 --> 13:27.348
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی درک کنی
‫اون چه چیزی بهم داد

13:28.308 --> 13:29.608
‫چی بهت داد؟

13:30.351 --> 13:31.651
‫معجزه کرد

13:32.020 --> 13:33.730
‫می‌شه یه‌کم باجزئیات‌تر بگی؟

13:34.522 --> 13:36.316
‫لطفاً فقط بی‌خیال شو

13:37.066 --> 13:38.693
‫قبل از این‌که تو پیدات بشه
‫در آرامش زندگی‌مون رو می‌کردیم

13:38.776 --> 13:40.528
‫اگه تو بری می‌تونیم دوباره
‫آرامش رو برقرار کنیم

13:40.611 --> 13:42.780
‫به حرف‌های خودت گوش بده!
‫اون حتی یه خانم هم نیست

13:42.864 --> 13:44.164
‫اصلاً انسان نیست!

13:44.574 --> 13:46.451
‫داری از یه جنایتکار جنگی محافظت می‌کنی

13:46.534 --> 13:47.994
‫چرا به فکر پسرت نیستی؟

13:48.077 --> 13:50.371
‫به فکر پسرم هستم!

13:55.543 --> 13:57.545
‫بذار تو و نوآ رو از این‌جا خارج کنم
‫و ببرم‌تون یه جای امن

13:58.713 --> 14:01.215
‫اصلاً گوش می‌دی چی می‌گم؟

14:01.299 --> 14:04.552
‫این‌جا خونه‌ی منه.
‫جایی نمی‌رم

14:05.053 --> 14:08.097
‫بهترین کاری که می‌تونی برای همه‌مون
‫انجام بدی اینه که بری

14:09.182 --> 14:11.351
‫تا زمانی که جلوش رو نگیرم
‫هیچ‌جا نمی‌رم

14:12.894 --> 14:14.604
‫اگه بمونی،

14:14.687 --> 14:17.440
‫اگه بخوای دستگیرش کنی،
‫بی‌رحمیش رو نشون می‌ده

14:18.066 --> 14:20.568
‫فقط برای بیرون کشیدن تو
‫به شهر حمله می‌کنه

14:20.651 --> 14:22.111
‫می‌فهمی؟

14:24.655 --> 14:27.367
‫اگه می‌خوای جون مردم رو
‫نجات بدی، برو

14:28.910 --> 14:30.453
‫نمی‌تونم اون کار رو بکنم

14:33.081 --> 14:35.415
‫پس هر اتفاقی که بیُفته تقصیر توئه

14:36.834 --> 14:39.712
‫وقتی زمانش برسه
‫حاضری عواقب تصمیمت رو بپذیری؟

15:03.927 --> 15:05.822
‫هیچی رو احساس نمی‌کنم

15:05.905 --> 15:07.240
‫به‌خاطر مورفینه

15:08.032 --> 15:10.368
‫و بیشتر پایانه‌های عصبیت از بین رفتن

15:13.329 --> 15:14.629
‫گذاشتی بسوزم

15:15.915 --> 15:17.291
‫واقعاً انسان نیستی

15:29.762 --> 15:31.597
‫پس می‌دونی چی هستم

15:33.891 --> 15:35.191
‫یه من‌هانتری

15:36.853 --> 15:39.397
‫چرا به نگهبانان نگفتی
‫که من این‌جا توی راشویلم؟

15:42.066 --> 15:43.443
‫چون بهشون اعتماد ندارم

15:44.777 --> 15:46.529
‫چرا بهشون اعتماد نداری، جان؟

15:48.573 --> 15:49.873
‫چون…

15:51.492 --> 15:55.413
‫به اون نگفتن که قراره من رو
‫جایگزینش کنن

15:58.082 --> 16:00.126
‫فقط از من انتظار داشتن
‫حلقه رو ازش بگیرم

16:02.587 --> 16:04.088
‫این تنها دلیله؟

16:04.630 --> 16:06.299
‫اونی که اسمش آنتان‌ـه

16:06.799 --> 16:09.844
‫بهم گفت به جوردن نگم، چون…

16:11.721 --> 16:13.473
‫من‌هانتر…

16:14.765 --> 16:16.726
‫تحت حفاظت نگهبانانه

16:17.768 --> 16:19.312
‫مشخصاً نیستم

16:21.522 --> 16:23.191
‫به نظرت دلیلش چیه؟

16:24.984 --> 16:26.569
‫چون اونا خلقت کردن

16:30.114 --> 16:31.657
‫واقعاً همین‌طوره

16:32.700 --> 16:34.535
‫ما رو برای اجرای عدالت خلق کردن

16:35.453 --> 16:37.121
‫وقتی به این نتیجه رسیدن
‫که خیلی بی‌رحم هستیم

16:37.205 --> 16:39.749
‫یه دکمه رو فشار دادن.
‫نمی‌دونم چرا،

16:39.832 --> 16:41.918
‫اما همه به جز من از بین رفتن

16:43.127 --> 16:44.962
‫حالا نوبت منه که صادق باشم…

16:46.756 --> 16:48.758
‫هال جوردن امروز می‌میره

16:51.427 --> 16:53.513
‫مجبورش می‌کنم از حلقه‌ش استفاده کنه
‫تا زمانی که باتریش تموم بشه،

16:53.596 --> 16:55.306
‫و بعدش دخلش رو میارم

16:56.807 --> 16:58.107
‫اما تو…

16:59.018 --> 17:00.895
‫تو مجبور نیستی امروز بمیری، جان

17:00.978 --> 17:02.939
‫می‌تونم شفات بدم.
‫می‌تونم ازت محافظت کنم

17:05.942 --> 17:07.777
‫اما محافظت من بهایی داره

17:09.945 --> 17:13.199
‫فقط به نگهبانان بگو که جوردن
‫شجاعانه مُرده،

17:13.281 --> 17:15.326
‫در حال نجات راشویل

17:15.409 --> 17:17.286
‫از دست تیم انتقام‌جویان گمراه آنتان

17:17.912 --> 17:19.212
‫و…

17:19.914 --> 17:21.374
‫فداکاریش…

17:21.874 --> 17:23.459
‫آرامش رو برقرار خواهد کرد

17:24.752 --> 17:26.052
‫و تو…

17:26.963 --> 17:30.925
‫حلقه رو می‌گیری.
‫حلقه‌ای که بر حق متعلق به توئه

17:34.637 --> 17:36.681
‫می‌خوای نجاتت بدم، جان؟

19:04.393 --> 19:06.604
‫امروز یه بار بهم شلیک شده بود، رفقا

19:07.355 --> 19:09.774
‫به زودی هر کسی که توی این شهره

19:09.857 --> 19:11.400
‫دستور کشتن من رو دریافت می‌کنه

19:12.193 --> 19:14.862
‫پس نظرتون چیه توی
‫این زمان کمی که داریم

19:15.404 --> 19:16.947
‫با هم یه معامله‌ای بکنیم

19:20.785 --> 19:22.119
‫جان اِستوارت کجاست؟

19:23.579 --> 19:24.879
‫تحت تأثیر قرار گرفته

19:27.333 --> 19:28.518
‫تحت تأثیر من‌هانتر؟

19:28.542 --> 19:29.842
‫مثل آب خوردن بازیش داد

19:30.127 --> 19:32.505
‫شانس آوردید من می‌دونم
‫من‌هانتر کیه

19:32.588 --> 19:35.341
‫و می‌دونم کجا می‌تونید پیداش کنید
‫و منفجر بشید

19:36.467 --> 19:39.095
‫خیلی وقت پیش یاد گرفتم
‫نباید به امثال تو اعتماد کنم

19:39.637 --> 19:40.937
‫امثال من؟

19:41.305 --> 19:42.605
‫تو به نگهبانان خدمت می‌کنی

19:44.934 --> 19:46.519
‫نگهبانان می‌خوان کسی رو
‫جایگزین من بکنن

19:46.602 --> 19:48.521
‫که تو بهش اعتماد کردی
‫من‌هانتر رو بهت معرفی کنه

19:49.772 --> 19:52.066
‫چرا باید حرف‌هات رو باور کنم؟

19:58.906 --> 20:00.449
‫چون این‌جا توی یه تیم هستیم

20:02.159 --> 20:03.459
‫چطور؟

20:03.911 --> 20:05.211
‫فقط می‌خوای من‌هانتر رو بُکُشی

20:05.287 --> 20:06.872
‫نمی‌خوای نصف این شهر رو
‫منفجر کنی، درسته؟

20:07.832 --> 20:08.892
‫درسته

20:08.916 --> 20:10.334
‫منم همین‌ها رو می‌خوام

20:10.418 --> 20:12.670
‫من اطلاعات رو دارم،
‫شما قدرت دارید،

20:13.170 --> 20:14.588
‫و اون مرد من رو می‌شناسه

20:14.672 --> 20:17.049
‫پس از راه دور متوجه‌ی
‫نزدیک شدن من می‌شه

20:18.634 --> 20:20.219
‫پس شکل مردونه‌ای به خودش گرفته؟

20:21.762 --> 20:23.062
‫ویلیام میکون

20:23.431 --> 20:25.933
‫یه دامدار کله‌گنده‌ست

20:26.517 --> 20:28.936
‫سلطان توهم توطئه‌ست

20:29.019 --> 20:31.939
‫توی کار گوشته،
‫اما اونا همه‌ش یه پوششه

20:32.022 --> 20:34.817
‫برای این‌که بتونه هزینه‌ی دفاعش
‫در برابر مهمون‌های ناخونده‌ای

20:34.900 --> 20:38.028
‫مثل من و تو رو تأمین کنه،
‫مخصوصاً امثال تو

20:40.531 --> 20:44.076
‫و چطور تونستی این میکون رو
‫شناسایی کنی؟

20:44.160 --> 20:46.746
‫ما رو فرستادن به سمت تله و بدلش،
‫اونم سفره‌ی دلش رو باز کرد

20:46.829 --> 20:48.456
‫البته بیشتر به صورت استعاری

20:52.001 --> 20:53.502
‫و کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟

20:53.627 --> 20:55.838
‫مزرعه‌ش پایین جاده‌ست.
‫به شدت ازش محافظت می‌شه

20:55.921 --> 20:59.341
‫این حروم‌زاده‌های بیچاره
‫فقط شروع کار بودن

20:59.425 --> 21:00.725
‫و تو قراره چیکار کنی؟

21:01.343 --> 21:03.304
‫من می‌خوام بشینم این‌جا
‫یه‌کم قهوه بخورم

21:06.474 --> 21:08.768
‫خب قبل از این‌که متحد بشیم،

21:09.393 --> 21:11.353
‫فقط یه سوال دیگه دارم

21:11.437 --> 21:13.481
‫اگه جان اِستوارت رو…

21:14.398 --> 21:16.192
‫بازی داده، همون‌طور که تو می‌گی…

21:17.902 --> 21:19.445
‫پس با میکون مقاربت داشته

21:19.528 --> 21:21.322
‫- مقاربت؟
‫- رابطه‌ی جنسی

21:21.405 --> 21:22.591
‫آمیزش جنسی

21:22.615 --> 21:24.825
‫یکی از مؤثرترین سلاح‌های من‌هانترهاست

21:24.909 --> 21:27.578
‫قوی‌ترین فرد هر جامعه رو اغوا می‌کنن،

21:27.661 --> 21:30.039
‫آلفا رو، و اون رو تحت
‫فرمان خودشون درمیارن

21:30.956 --> 21:34.919
‫پس اِستورات تحت تأثیر
‫ابراز علاقه‌های میکون قرار گرفته؟

21:37.213 --> 21:39.799
‫جان یه‌کم مقاربت داشت،
‫اما راستش رو بگم؟

21:40.508 --> 21:42.510
‫من هدف اصلی میکون بودم

21:42.593 --> 21:43.893
‫ما…

21:44.136 --> 21:45.436
‫خیلی…

21:46.180 --> 21:47.480
‫مقاربتی بودیم

21:48.474 --> 21:49.774
‫شگفت‌انگیزه

21:50.476 --> 21:52.478
‫تو همیشه خودت رو
‫دگرجنس‌گرا نشون دادی

21:53.312 --> 21:54.612
‫آره. می‌دونی،

21:54.613 --> 21:57.566
‫وقتی به اندازه‌ی خودمون
‫لذت‌های این کهکشان رو تجربه کرده باشی،

21:57.650 --> 22:00.778
‫دیگه کمتر بحث ترجیحه،
‫بیشتر بحث فرصته

22:01.821 --> 22:03.155
‫آره، البته

22:06.992 --> 22:08.577
‫اینم از دستور کشتن من

22:16.430 --> 22:18.414
‫[ هشدار فوری از طرف ویلیام میکون.
‫دستور کشتن هال جوردن ]

22:19.880 --> 22:21.257
‫خب، فعلاً…

22:22.842 --> 22:24.844
‫دشمنِ دشمن من، دوست منه

22:27.555 --> 22:29.056
‫اما اگه دروغ گفته باشی…

22:29.598 --> 22:31.809
‫مردم بی‌گناه می‌میرن

22:59.670 --> 23:01.964
‫می‌دونم درد داره،
‫اما دستگاه درست کار نمی‌کنه

23:02.047 --> 23:03.799
‫اگه هنوز مورفین توی بدنت باشه

23:05.885 --> 23:09.638
‫پوست فعلی رو جدا می‌کنه
‫و با بافت جدید جایگزینش می‌کنه

23:17.104 --> 23:18.898
‫اگه سفیدپوست بشم
‫معامله‌مون به هم می‌خوره

23:20.482 --> 23:22.359
‫اگه تیره‌تر بشی چی؟

23:22.860 --> 23:25.321
‫برادرهام تا ابد مسخره‌م می‌کنن

23:27.406 --> 23:29.575
‫از نظر اونا زندگی با من بهتر تا کرده

23:30.117 --> 23:31.994
‫- حق با اوناست؟
‫- آره و نه

23:32.995 --> 23:35.331
‫تو چی؟ پوست تو چی؟

23:37.958 --> 23:39.258
‫کدوم یکی؟

23:40.044 --> 23:42.379
‫پوست‌های زیادی داشتم

23:42.463 --> 23:44.298
‫همینی که الان داری،
‫چرا این رو انتخاب کردی؟

23:44.381 --> 23:45.681
‫قدرت

23:47.384 --> 23:51.138
‫چطور باید یه جامعه، فرهنگ
‫یا سیاره رو فتح کرد؟

23:51.221 --> 23:53.057
‫به عنوان یه غریبه واردش می‌شی

23:54.058 --> 23:56.644
‫سریع‌ترین راه برای درک کردن یه تمدن

23:56.727 --> 23:58.771
‫اینه که از موضع ضعف شروع کنی

23:59.396 --> 24:01.732
‫می‌بینی، توی این دنیای شما

24:01.815 --> 24:06.153
‫سختی‌ها رو مانعی می‌بینن
‫که نمی‌شه بهشون غلبه کرد

24:08.197 --> 24:10.407
‫اما من به اون مانع نیاز دارم

24:10.491 --> 24:15.621
‫تا بتونم به جایگاه بالاتری برسم،

24:15.704 --> 24:17.164
‫به یه هدف عمیق‌تر،

24:17.247 --> 24:19.625
‫سختی باعث می‌شه قوی‌تر بشی

24:20.334 --> 24:22.169
‫به روش‌هایی که آسایش
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه

24:23.504 --> 24:26.840
‫تبعیض، بی‌عدالتی، ترس؟

24:26.924 --> 24:29.843
‫اونا مانع نیستن

24:31.136 --> 24:34.390
‫اونا کوره‌ای هستن
‫که بهترین نسخه‌ت رو می‌سازن

24:36.976 --> 24:38.276
‫چشم‌هات رو باز کن

24:39.895 --> 24:42.106
‫نکن. صبر کن

24:42.189 --> 24:43.524
‫نمی‌خوای جوردن بمیره

24:43.607 --> 24:45.985
‫مرگش صلح رو به ارمغان میاره

24:52.000 --> 24:59.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:05.045 --> 25:06.748
‫من و پدرت معتقدیم ۵ سالگی کافیه

25:06.749 --> 25:08.424
‫که در مورد سرنوشتت بدونی

25:10.426 --> 25:12.553
‫وقتی بزرگ می‌شی
‫باید گرین لنترن بشی، پسرم

25:14.471 --> 25:16.640
‫ازمون می‌خوان مطمئن بشیم
‫که آدم نترسی هستی

25:18.976 --> 25:21.353
‫- می‌ترسی؟
‫- نه، قربان!

25:49.048 --> 25:53.010
‫دستگاه برای جمع‌آوری و شبیه‌سازی
‫بافت جدید به یه نمونه نیاز داشت

25:59.141 --> 26:00.768
‫تو «آبین سور» رو کُشتی

26:01.518 --> 26:03.479
‫اون آورده بودت این‌جا
‫تا جونت رو نجات بده

26:04.313 --> 26:05.457
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

26:05.481 --> 26:08.233
‫خودت گفتی.
‫نمی‌تونی ذات واقعیت رو نادیده بگیری

26:10.569 --> 26:13.655
‫اون تنها کسی توی کهکشان بوده
‫که می‌دونسته تو هنوز زنده‌ای

26:13.739 --> 26:16.158
‫می‌ترسیدی یهویی نظرش عوض بشه،

26:16.241 --> 26:18.702
‫و به نگهبانان بگه که تو رو نکشته…

26:20.329 --> 26:23.248
‫تنها حرکت هوشمندانه این بوده
‫که جون خودش رو بگیری

26:24.625 --> 26:25.925
‫آره

26:26.835 --> 26:28.212
‫من آبین سور رو کُشتم

26:30.631 --> 26:31.931
‫مجبور بودم

26:36.095 --> 26:37.395
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم

26:39.515 --> 26:40.815
‫می‌دونم

26:47.272 --> 26:49.483
‫برای همین این‌قدر جذب تو شدم، جان

26:51.485 --> 26:52.785
‫تو واقعاً من رو می‌بینی

27:07.876 --> 27:09.795
‫- اومدن؟
‫- تصویر رو ببین

27:14.299 --> 27:15.599
‫به لحظه‌ی موعود رسیدیم

27:16.969 --> 27:18.269
‫آره، درسته

27:18.270 --> 27:19.803
‫می‌تونی به زبون من صحبت کنی؟

27:20.603 --> 27:22.270
‫بهم بگو آماده‌ای

27:23.165 --> 27:24.401
‫آماده‌ام

27:25.287 --> 27:26.879
‫بهم بگو مطمئنی

27:28.601 --> 27:30.233
‫مطمئنم

27:31.574 --> 27:33.493
‫بهم بگو دوستم داری

27:36.147 --> 27:37.827
‫دوستت دارم

27:39.366 --> 27:42.327
‫ممنون بابت…

27:46.039 --> 27:47.416
‫همه‌چیز

27:47.499 --> 27:48.917
‫ممنون بابت وقت اضافه‌ای که بهم دادی

27:49.001 --> 27:50.627
‫از هر دقیقه‌ش لذت بردم

28:17.029 --> 28:19.198
‫از ماشین پیاده شو
‫و دست‌هات رو بذار پشت سرت

28:26.288 --> 28:27.588
‫آروم و یواش

28:31.710 --> 28:34.588
‫- من فقط آدرس می‌خوام
‫- بگردش

28:40.427 --> 28:41.970
‫هی، دست‌هات رو ببر بالا!

28:48.644 --> 28:49.944
‫وای، گندش…

29:36.066 --> 29:37.818
‫آره

30:35.817 --> 30:37.621
‫یه قدم جلوتر بیایی…

30:37.622 --> 30:39.688
‫زنده‌زنده پوستت رو می‌کنم

30:40.312 --> 30:42.201
‫خوب تغییر قیافه دادی

30:43.133 --> 30:47.905
‫معمولاً خودت رو شبیه
‫اعضای طبقه‌ی نخبه نمی‌کنی

30:48.732 --> 30:50.142
‫یه حقه‌ی ضروری بود

30:50.352 --> 30:53.998
‫وقتی همدیگه رو دیدیم
‫اولین چیزی که بهت گفتم چی بود؟

30:54.298 --> 30:58.193
‫«خیلی به خورشیدها خیره نشو»

30:59.854 --> 31:01.918
‫آخرین چیزی که گفتم چی بود؟

31:03.027 --> 31:04.209
‫«تو یه هیولایی»

31:07.486 --> 31:09.942
‫اسم‌های بچه‌هامون چی بود؟

31:13.064 --> 31:15.009
‫بچه‌دار نشدیم

31:20.128 --> 31:22.964
‫اگه واقعاً همون کسی هستی
‫که ادعا می‌کنی، تا الان نابودم کرده بوده

31:31.348 --> 31:33.767
‫اگه تلاش کنم بُکُشمت،
‫خودت رو منفجر می‌کنی

31:33.850 --> 31:35.560
‫فکر کردی اون‌قدر
‫میل به انتقام کورم کرده

31:35.644 --> 31:38.522
‫که بدون این‌که اول مطمئن بشم،
‫هر دو تامون رو منفجر می‌کنم؟

31:39.689 --> 31:41.441
‫بعد از اون همه درد و رنجی
‫که به ارمغان آوردم

31:44.194 --> 31:45.529
‫تقصیری هم نداری

31:46.738 --> 31:49.574
‫به زبان، خاطرات و گذشته‌ی من
‫مسلط شدی

31:50.575 --> 31:52.077
‫ولی یه چیز تو رو لو می‌ده

31:56.915 --> 31:58.291
‫تو هرگز از مرگ استقبال نمی‌کنی

32:18.937 --> 32:20.237
‫انسان

32:21.731 --> 32:24.443
‫این برای توئه.
‫من این‌جام، بیا بگیرم

32:41.710 --> 32:43.010
‫چه غلطی می‌کنه؟

32:48.925 --> 32:50.225
‫من‌هانتر عوضی

32:55.515 --> 32:58.351
‫هی، می‌شه اون پنکه رو جابه‌جا کنی؟

32:59.519 --> 33:00.937
‫نسیم مثل سوزن می‌مونه

33:36.139 --> 33:37.474
‫جان، خبر خوب بهم بده، پسر

33:37.557 --> 33:39.559
‫بابا، گوش کن چی می‌گم.
‫وقت زیادی ندارم

33:39.643 --> 33:41.811
‫می‌خوام سریع تماس رو
‫به «لیانا» وصل کنی

33:41.895 --> 33:43.730
‫همون معنایی رو داره
‫که من فکر می‌کنم؟

33:43.813 --> 33:45.982
‫اگه فکر می‌کنی به این معنیه
‫که ازت می‌خوام دیش رو راه بندازی

33:46.066 --> 33:47.984
‫و تماس رو به لیانا وصل کنی، پس آره

33:48.068 --> 33:49.986
‫جان، حلقه رو گرفتی؟

33:50.070 --> 33:51.130
‫حلقه رو نگرفتم

33:51.154 --> 33:53.740
‫می‌شه لطفاً تماس رو
‫به لیانا وصل کنی؟ ممنون

33:53.823 --> 33:56.743
‫- چرا لفتش می‌دی، جان؟
‫- بی‌خیال. گوشی روی بلندگوئه؟

33:56.826 --> 33:58.995
‫من و پدرت تقریباً ۲۴ ساعته

33:59.079 --> 34:00.664
‫گوشی به دست منتظریم

34:00.747 --> 34:03.583
‫- حقمونه بدونیم چه خبره
‫- یه لحظه صبر کن، مامان

34:13.051 --> 34:14.351
‫می‌خوای بدونی چه خبره؟

34:14.636 --> 34:17.514
‫بعد از آخرین باری که صحبت کردیم
‫هال جوردن غافلگیرم کرد

34:17.597 --> 34:18.897
‫و ماشین کرایه‌ایم رو داغون کرد

34:19.181 --> 34:20.891
‫و تقریباً باعث شد
‫زنده‌زنده داخلش بسوزم

34:20.976 --> 34:22.643
‫تقریباً مطمئنم قصدش این نبوده
‫که اون اتفاق بیُفته،

34:22.726 --> 34:24.980
‫اما کامل مطمئن نیستم،
‫و نکته هم همینه

34:25.480 --> 34:29.317
‫در اصل باید الان مُرده باشم،
‫اما به لطف فناوری فضایی

34:29.400 --> 34:31.360
‫صحیح و سالم هستم،
‫با این‌که حس می‌کنم

34:31.444 --> 34:33.737
‫برهنه از روی یه تپه‌ی پر از شیشه‌ی شکسته
‫غلت خوردم پایین

34:33.822 --> 34:37.074
‫همون‌طور که می‌تونی تصور کنی، مامان،
‫در حال حاضر خیلی عصبانی‌ام،

34:37.158 --> 34:40.245
‫و قصد دارم یه کاری بکنم.
‫اما اول…

34:40.786 --> 34:45.166
‫می‌خوام اون حلقه رو
‫از روی انگشت اون مادرجنده جدا کنم

35:01.933 --> 35:02.994
‫کمک!

35:03.018 --> 35:05.437
‫شارژ حلقه ۵ درصد است

35:06.438 --> 35:08.523
‫کمک! کمک می‌خوام!

35:10.025 --> 35:11.860
‫هوات رو دارم. یالا.
‫چیزی نیست. هوات رو دارم

35:14.821 --> 35:16.090
‫بد موقع مزاحمت شدم؟

35:16.114 --> 35:17.174
‫چی پیدا کردی؟

35:17.198 --> 35:18.384
‫زنی که نقاشیش رو نشونم دادی رو
‫پیدا کردم

35:18.408 --> 35:20.118
‫بالگردش الان نزدیک
‫مخزن آب فرود اومد

35:20.201 --> 35:22.662
‫چندین نیروی متخاصم دورش رو گرفتن

35:22.746 --> 35:25.040
‫به نظر می‌رسه یه‌جور تبلت دستشه

35:25.665 --> 35:26.965
‫الان میام!

35:30.170 --> 35:31.355
‫دستبندها رو بده

35:31.379 --> 35:33.256
‫- چی؟
‫- دستبندها رو بده

35:44.225 --> 35:46.811
‫تفنگ‌هاتون رو بندازید
‫وگرنه دخلش رو میارم

35:46.895 --> 35:48.855
‫زنده یا مُرده. گمشید عقب!

35:49.981 --> 35:51.566
‫مخزن رو منفجر کن!

36:14.214 --> 36:15.548
‫من‌هانتر عوضی

36:40.865 --> 36:42.165
‫گندش بزنن!

37:16.985 --> 37:18.445
‫حروم‌زاده!

37:51.102 --> 37:53.313
‫شارژ حلقه به زودی تمام می‌شود

37:53.396 --> 37:54.696
‫نه بابا؟!

38:11.790 --> 38:13.208
‫«در روشن‌ترین روز و در تاریک‌ترین…

38:20.173 --> 38:21.633
‫چه غلطی می‌کنی؟

38:21.716 --> 38:22.985
‫سزاوار این حلقه نیستی

38:23.009 --> 38:24.844
‫سزاوارش نیستم.
‫اون من رو انتخاب کرد

38:51.412 --> 38:52.712
‫لعنتی!

39:19.148 --> 39:21.317
‫هیچ‌وقت جای من رو نمی‌گیری

40:10.518 --> 40:13.969
‫[ راشویل ]

40:17.152 --> 40:20.205
‫[ مسافرخانه ]

40:30.720 --> 40:32.180
‫کارآموزت کجاست؟

40:37.727 --> 40:39.187
‫خودش رو ارتقا داد

40:40.855 --> 40:44.651
‫در اصل، من ارتقاش دادم.
‫جونش رو با جون تو معاوضه کردم

40:48.488 --> 40:49.788
‫به چی می‌خندی؟

40:51.366 --> 40:53.618
‫اگه فقط یه چیز در مورد اون بچه بدونم…

40:55.495 --> 40:57.038
‫اینه که بزدل نیست

40:58.373 --> 40:59.832
‫اگه می‌خواست من بمیرم…

41:01.751 --> 41:03.051
‫خودش می‌کُشتم

41:09.425 --> 41:12.178
‫پس چرا توی خرابه‌ها رهات کرده
‫تا من پیدات کنم؟

41:15.515 --> 41:16.815
‫حس ششمم رو بگم؟

41:20.853 --> 41:22.153
‫یه طعمه‌ام

41:32.281 --> 41:33.581
‫می‌بینمت، زویی

42:38.222 --> 42:39.522
‫متأسفم

44:52.064 --> 44:54.609
‫ارزشش رو داشت. ها؟

45:25.306 --> 45:26.606
‫هی

45:28.226 --> 45:29.526
‫یکی رو گذاشتن جای من

45:31.854 --> 45:33.648
‫یکی رو هم می‌ذارن جای تو

45:36.692 --> 45:37.992
‫لعنتی

45:44.617 --> 45:49.617
‫THINGS BEHIND THINGS BEHIND ♪
‫♪ THINGS - Bon Iver

46:55.563 --> 46:56.863
‫دست نگه دارید!

46:59.525 --> 47:01.819
‫تموم شد. بذارید رد بشه

47:09.910 --> 47:11.210
‫هال کجاست؟

47:15.458 --> 47:16.758
‫توی مسافرخونه‌ست

48:05.257 --> 48:07.093
‫فکر می‌کنم عبارت مناسب

48:07.176 --> 48:09.595
‫برای توصیف وقایع امروز…

48:11.639 --> 48:12.939
‫«قاراشمیش‌»ـه

48:14.725 --> 48:16.185
‫درست کلمه رو گفتم؟

48:17.144 --> 48:18.444
‫آره

48:24.068 --> 48:26.737
‫باید زودتر تماس می‌گرفتی

48:31.413 --> 48:33.035
‫بهت میاد

48:38.874 --> 48:40.626
‫کفش‌هات کجان؟

48:45.423 --> 48:47.466
‫- هال جوردن، اون…
‫- زنده‌ست

48:58.769 --> 49:00.354
‫چی توی کوله‌ست؟

49:00.438 --> 49:03.816
‫گناهان‌تون و عواقب‌شون

49:22.209 --> 49:24.086
‫حتی ما هم مرتکب اشتباه می‌شیم

49:27.089 --> 49:28.799
‫تنها کاری که ازمون برمیاد
‫اینه که جبران کنیم

49:31.093 --> 49:32.393
‫می‌دونی،

49:32.970 --> 49:35.806
‫بیشتر عمرم تصور می‌کردم

49:36.891 --> 49:39.727
‫وقتی این حلقه رو دستم کنم
‫چه حسی خواهم داشت

49:42.438 --> 49:47.193
‫غرور، قدردانی، قدرت؟

49:51.280 --> 49:52.990
‫اما وقتی حلقه رو دستم کردم…

49:54.950 --> 49:56.827
‫فقط احساس پوچی کردم

50:00.998 --> 50:02.298
‫جان

50:04.418 --> 50:07.922
‫هال برای نگه داشتن این حلقه
‫به همه‌چیز پشت کرد

50:09.173 --> 50:15.346
‫به اصولش، سوگندش، حتی خودش،
‫و همین نابودش کرد

50:19.099 --> 50:22.061
‫احتمالاً حتی یادش نمیاد
‫چرا این لامصب رو می‌خواسته

50:35.074 --> 50:36.374
‫و منم یادم نمیاد

51:06.655 --> 51:26.655
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
