WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.880 --> 00:14.056
‫[ سال ۲۰۱۶ ]

00:14.057 --> 00:15.557
‫درخواست دسترسی برای هال جوردن

00:16.725 --> 00:18.352
‫دسترسی مجاز است

00:20.521 --> 00:21.821
‫سینسترو

00:22.064 --> 00:23.272
‫هال

00:23.273 --> 00:24.858
‫هر چیزی در مورد «من‌هانتر»ها
‫می‌دونی رو بهم بگو

00:25.692 --> 00:28.529
‫سلام نمی‌کنی؟
‫احوال‌پرسی نمی‌کنی؟

00:30.113 --> 00:31.990
‫سلام، سینسترو، حالت چطوره؟

00:32.491 --> 00:34.826
‫حالا بگو در مورد من‌هانترها چی می‌دونی؟

00:35.369 --> 00:36.828
‫اگه هنوز یکی‌شون وجود داشته باشه،

00:37.829 --> 00:40.874
‫من می‌شم دومین تهدید بزرگی
‫که باهاش روبه‌رو هستی

00:42.626 --> 00:44.711
‫حالا نظرت چیه در مورد
‫جان اِستوارت برام بگی؟

00:46.004 --> 00:47.339
‫اون اسم رو از کجا شنیدی؟

00:48.131 --> 00:49.431
‫از همین اطراف

00:50.217 --> 00:51.517
‫«همین اطراف»؟

00:52.135 --> 00:54.637
‫وسط ناکجاآباد توی یه سلول
‫زندانی هستی

00:54.638 --> 00:55.973
‫کارآموزم یه کارآموز داره

00:56.473 --> 00:58.891
‫غیرمنطقی نیست
‫که چنین خبر جنجالی‌ای

00:58.892 --> 01:00.142
‫به گوش من برسه

01:00.143 --> 01:01.394
‫کارآموزم نیست

01:01.395 --> 01:03.479
‫یه گزینه‌ی احتیاطیه.
‫یه جانشینه

01:03.480 --> 01:04.855
‫نگهبانان از کجا پیداش کردن؟

01:04.856 --> 01:07.359
‫- برام مهم نیست از کجا پیداش کردن
‫- برای من مهمه، هال

01:18.453 --> 01:19.753
‫تفنگداران دریایی

01:20.414 --> 01:22.290
‫عضو تفنگداران دریایی بوده

01:22.291 --> 01:25.210
‫- و اون ارتش زمینه؟
‫- چرا برات مهمه؟

01:26.712 --> 01:29.214
‫واقعاً خودت هم باور نداری
‫که جانشینته، مگه نه، هال؟

01:30.882 --> 01:32.182
‫نه

01:33.302 --> 01:35.220
‫پس بگو واقعاً طرف چیه

01:41.852 --> 01:43.152
‫جایگزینمه

02:00.279 --> 02:01.283
‫[ بابا ]

02:04.291 --> 02:05.374
‫سلام، بابا

02:05.375 --> 02:06.792
‫می‌خوان باهات حرف بزنن

02:06.793 --> 02:08.544
‫‏۲۰ دقیقه فرصت داری.
‫یه تلفن عمومی پیدا کن

02:08.545 --> 02:09.845
‫تا وصلت کنم

02:12.424 --> 02:13.633
‫آره، الان نمی‌تونم

02:13.634 --> 02:15.051
‫«نمی‌تونم» یعنی چی؟

02:15.052 --> 02:16.594
‫داریم روی یه پرونده کار می‌کنیم

02:16.595 --> 02:18.220
‫جوردن خیلی کار بهم می‌ده

02:18.221 --> 02:20.974
‫قابل قبول نیست.
‫گوشی رو می‌دم به مادرت

02:22.809 --> 02:25.020
‫هی، برنادت،
‫با پسرمون تماس گرفتم

02:26.855 --> 02:29.566
‫ولی واقعاً باید جان اِستوارت رو بُکُشی

02:30.567 --> 02:31.867
‫نه

02:32.778 --> 02:35.197
‫- جوردن؟
‫- و چرا نه؟

02:38.992 --> 02:40.159
‫چون من شرور نیستم

02:40.160 --> 02:43.288
‫نه، شرور نیستی. تو فقط…

02:45.999 --> 02:47.626
‫اون کلمه‌ای که باهاش می‌جنگی چیه؟

02:48.502 --> 02:49.669
‫پیری

02:49.670 --> 02:51.088
‫باتجربه‌ام

02:51.672 --> 02:53.964
‫می‌خوان جانی سخت‌کوش رو
‫جایگزینم کنن؟

02:53.965 --> 02:55.265
‫من که مشکلی ندارم

02:55.676 --> 02:57.259
‫طرف اصلاً زیادی بی‌نقصه

02:57.260 --> 02:59.554
‫به جز اون، خیلی حوصله‌سربره

03:00.180 --> 03:01.555
‫برای اِستوارت احترام قائل هستی؟

03:01.556 --> 03:03.683
‫نمی‌خوام بُکُشمش، ولی به این معنی نیست
‫که ازش خوشم میاد

03:03.684 --> 03:05.268
‫منم نگفتم خوشت میاد یا نه.
‫گفتم براش احترام قائل هستی یا نه

03:05.811 --> 03:07.111
‫خب…

03:07.729 --> 03:09.898
‫معلومه چیزی در مورد
‫من‌هانترها نمی‌دونی،

03:10.524 --> 03:12.609
‫پس از زندان انفرادیت لذت ببر

03:13.694 --> 03:15.987
‫هنوز یکی‌شون زنده‌ست؟
‫روی زمینه؟

03:22.786 --> 03:23.953
‫چی می‌دونی؟

03:23.954 --> 03:26.331
‫اعتقاد بر اینه که من‌هانترها
‫منقرض شدن

03:27.124 --> 03:28.833
‫چیزهای دیگه‌ای هم
‫راجع بهشون می‌دونم

03:28.834 --> 03:31.293
‫جنبه‌های منحصر به فرد
‫ساختار فیزیکی‌شون

03:31.294 --> 03:34.089
‫که قابل تغییر نیستن
‫وقتی شکل جدیدی به خودشون می‌گیرن

03:34.840 --> 03:36.758
‫اگه یکی‌شون توی
‫سیاره‌ی شما زنده باشه،

03:38.176 --> 03:41.054
‫اون اطلاعاتی که دارم
‫برای نگهبانان ارزشمند خواهند بود

03:43.974 --> 03:46.142
‫من‌هانتر رو تحویل نگهبانان بده

03:46.143 --> 03:47.978
‫و در عین حال اِستوارت رو
‫بی‌اعتبار کن

03:49.771 --> 03:51.856
‫بهم بگو، خودش مستقیماً
‫با نگهبانان در ارتباطه؟

03:51.857 --> 03:53.816
‫- می‌گه نیست
‫- و تو حرفش رو باور داری؟

03:53.817 --> 03:56.902
‫اون ماجرای من‌هانترها رو متوجه شد،
‫می‌تونست چیزی به من نگه

03:56.903 --> 03:58.279
‫فقط از دستورات پیروی می‌کنه

03:58.280 --> 03:59.905
‫خب پس می‌شه کنترلش کرد

03:59.906 --> 04:02.575
‫کاری کن باور کنه قبول داری

04:02.576 --> 04:04.161
‫که شایسته‌ست جای تو رو بگیره

04:05.203 --> 04:07.580
‫- نترسه؟
‫- می‌تونه باشه

04:07.581 --> 04:10.291
‫پس مغروره،
‫بیش از حد اعتماد به نفس داره،

04:10.292 --> 04:13.003
‫بنابراین نمی‌فهمه واقعاً نیّتت چیه

04:17.215 --> 04:19.049
‫من رو همین‌طوری گول زدی؟

04:19.050 --> 04:21.011
‫من همیشه خودم بودم

04:21.720 --> 04:23.597
‫جاه‌طلبیم همیشه یه تهدید بود

04:24.890 --> 04:26.600
‫تو خودت انتخاب کردی
‫نادیده بگیریش

04:29.561 --> 04:31.938
‫با جان اِستوارت مرتکب
‫چنین اشتباهی نشو

04:35.557 --> 04:42.557
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:42.703 --> 04:46.289
‫« لـنـتـرن‌هـا »

04:51.291 --> 04:54.291
‫♪ Walk Away - James Gang ♪

05:04.012 --> 05:05.312
‫لعنتی

05:06.515 --> 05:08.891
‫اون یارو دستیار عوضی سبزرنگ
‫و گنده‌بکه

05:08.892 --> 05:11.269
‫سلام. یه دوربین تفنگ می‌خوام

05:11.564 --> 05:14.021
‫یه «اِشمیت و بندر»،
‫اما یه «لئوپولد»

05:14.022 --> 05:16.817
‫یا هر دوربینی که
‫با «مک‌میلان» می‌فروشید رو می‌خرم

05:17.651 --> 05:19.151
‫بدون تفنگ نمی‌تونم
‫بهت دوربین بفروشم

05:19.152 --> 05:20.361
‫نه، تفنگ نمی‌خوام

05:20.362 --> 05:22.279
‫خب پس بدشانسی آوردی

05:22.280 --> 05:23.580
‫هر دو تا با هم هستن

05:24.074 --> 05:25.617
‫یه‌جورایی مثل خودت و رئیست

05:26.451 --> 05:27.751
‫راستی خودش کجاست؟

05:28.745 --> 05:31.956
‫خیلی‌خب، پس لطفاً یه تفنگ
‫و یه دوربین بهم بده

05:31.957 --> 05:33.257
‫ممنون

05:42.342 --> 05:43.926
‫بذار حدس بزنم،
‫اگه گوجه بخوام،

05:43.927 --> 05:45.387
‫باید گوشت هم بخرم، نه؟

05:55.063 --> 05:56.731
‫خیلی‌خب، ممنون

05:57.232 --> 05:58.532
‫هی

05:58.984 --> 06:00.284
‫خیلی بچه‌های باحالی هستید

06:02.436 --> 06:04.436
‫[ راشویل ]

06:22.132 --> 06:23.432
‫بی‌خیال، پسر

06:25.468 --> 06:27.177
‫خبری از حامی مرموزمون نیست؟

06:27.178 --> 06:28.888
‫می‌تونی همون من‌هانتر صداش کنی

06:28.889 --> 06:30.189
‫این‌طوری کمتر احمقانه به نظر می‌رسه

06:30.849 --> 06:32.433
‫فکر می‌کنی با اون بالگرد اومده

06:32.434 --> 06:33.642
‫برای همین این بالایی

06:33.643 --> 06:35.394
‫می‌خوای ببینی وارد
‫اون مزرعه می‌شه یا نه، ها؟

06:35.395 --> 06:37.021
‫ندیدم چه کسایی داخلش بودن

06:37.022 --> 06:38.898
‫خیلی خوب می‌شد اگه تو این‌جا می‌بودی
‫چون می‌تونی پرواز کنی

06:38.899 --> 06:40.024
‫اومدم در اتاقت رو زدم،

06:40.025 --> 06:41.860
‫- ولی نبودی
‫- رفتم توی فضا رابطه‌ی جنسی داشتم

06:42.485 --> 06:44.613
‫نگرانم بودی، جونیور؟

06:45.572 --> 06:47.907
‫نگران گروه آدم‌کُش فضایی بودم

06:47.908 --> 06:50.452
‫که اگه کارمون رو انجام ندیم
‫‏۳۶ ساعت دیگه میان سراغ‌مون

06:51.036 --> 06:52.328
‫حالا این بالا بودی چی فهمیدی؟

06:52.329 --> 06:54.204
‫‏۴ برج نگهبانی مزرعه

06:54.205 --> 06:56.332
‫- توی یه خط دید قرار دارن
‫- و یعنی چی؟

06:56.333 --> 06:58.375
‫خب به نظرم به این معنیه
‫که یه سازه‌ی مخفی

06:58.376 --> 06:59.460
‫توی اون مزرعه‌ست

06:59.461 --> 07:01.629
‫سازه‌ای که از هیچ‌جا قابل دیدن نیست،

07:01.630 --> 07:03.422
‫به جز اون برج‌های نگهبانی،

07:03.423 --> 07:05.633
‫و اون بالگرد هم الان
‫دقیقاً اون‌جا فرود اومد

07:05.634 --> 07:07.468
‫اون ساختمون یه «وینی»ـه
‫(وینی: آلت تناسلی مردانه)

07:07.719 --> 07:09.595
‫- چی گفتی؟
‫- یه…

07:09.596 --> 07:11.931
‫یه اصطلاح معماریه که والت دیزنی

07:11.932 --> 07:13.599
‫برای سازه‌های املاکش ابداع کرد

07:13.600 --> 07:15.809
‫مثل قلعه‌ی زیبای خفته توی دیزنی‌لند

07:15.810 --> 07:17.110
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن

07:18.188 --> 07:19.980
‫- رفتی به دیزنی‌لند؟
‫- نه، معلومه که نه

07:19.981 --> 07:21.440
‫نذاشتن برم داخل

07:21.441 --> 07:22.983
‫شادترین مکان کره‌ی زمینه،

07:22.984 --> 07:25.236
‫اما گفتن من حس‌وحالش رو
‫خراب می‌کنم

07:25.987 --> 07:27.364
‫الان یه جوک گفتی؟

07:28.782 --> 07:30.825
‫ببین، والت دیزنی

07:31.326 --> 07:33.994
‫پارک‌هاش رو اطراف وینی می‌ساخت،

07:33.995 --> 07:36.413
‫و به نظرم میکون هم توی مزرعه

07:36.414 --> 07:38.165
‫- همین کار رو کرده
‫- یعنی فکر می‌کنی من‌هانتر

07:38.166 --> 07:39.667
‫- داخل وینیِ میکونه؟
‫- شاید

07:39.668 --> 07:41.210
‫زیر نظر داشتن بالگرد خیلی آسونه

07:41.211 --> 07:43.796
‫هر روز ساعت ۹:۱۷ اون‌جا فرود میاد

07:43.797 --> 07:47.216
‫هیچ خلبانی هر روز اون کار رو نمی‌کنه
‫مگه این‌که عمدی باشه

07:47.217 --> 07:48.842
‫ممکنه برای فریب دادن‌مون باشه

07:48.843 --> 07:52.137
‫اگه برای فریب دادن باشه،
‫پس شاید من‌هانتر اصلاً توی مزرعه نباشه

07:52.138 --> 07:53.847
‫فقط باید بریم داخل تا متوجه بشیم

07:53.848 --> 07:55.474
‫اول باید کلانتر کِین رو پیدا کنیم

07:55.475 --> 07:57.643
‫بهش قول دادم
‫که همه‌چیز رو بهش می‌گیم

07:57.644 --> 07:59.895
‫کلانتر کِین؟ اوهوم

07:59.896 --> 08:01.481
‫اوهوم چی؟

08:02.565 --> 08:03.649
‫متأهله

08:03.650 --> 08:07.194
‫و برعکس تو،
‫من برای پیوند زناشویی حرمت قائلم

08:07.195 --> 08:08.495
‫حرفت رو باور می‌کنم

08:09.739 --> 08:11.199
‫بیا بریم. دو تامون رو
‫با پرواز می‌برم پیشش

08:12.033 --> 08:13.333
‫چطور؟

08:14.285 --> 08:16.912
‫خب، می‌تونم مثل یه بچه بغلت کنم،

08:16.913 --> 08:19.081
‫یا می‌تونی سوارم بشی
‫و فکر کنی من یه اسبم

08:19.082 --> 08:20.382
‫نه، دستت درد نکنه

08:32.137 --> 08:34.096
‫اینم توی حوزه‌ی اختیاراتته، ها؟

08:34.097 --> 08:36.182
‫این بار مال شوهرمه، پس آره

08:36.766 --> 08:38.100
‫فکر می‌کردم یه وکیله

08:38.101 --> 08:40.311
‫توی راشویل همه چند شغل دارن

08:43.982 --> 08:45.282
‫خیلی‌خب

08:46.234 --> 08:47.818
‫نظرت چیه تو تعریف کنی؟

08:47.819 --> 08:49.570
‫واقعاً؟ می‌خوای چقدر اطلاعات بدم؟

08:49.571 --> 08:51.613
‫- همه‌چیز رو بهش بگو
‫- باشه

08:51.614 --> 08:54.283
‫یه مجرم جنگی بین‌سیاره‌ای

08:54.284 --> 08:55.784
‫این‌جا توی راشویل پنهان شده

08:55.785 --> 08:57.537
‫بهش می‌گن «من‌هانتر»

08:58.329 --> 08:59.629
‫شرمنده

09:00.415 --> 09:01.715
‫من‌هانتر؟
‫(شکارچی انسان)

09:02.292 --> 09:03.375
‫واقعاً؟

09:03.376 --> 09:05.294
‫اون رفقایی که توی
‫ورزشگاه مُردن رو یادته؟

09:05.295 --> 09:07.755
‫خب اونی که توی اداره‌ی پلیس بود
‫آخری‌شون نبود

09:07.756 --> 09:10.091
‫ظاهراً یه گروه ازشون
‫اومدن این‌جا تا…

09:10.842 --> 09:12.926
‫تا همون چیزی که جان گفت رو بُکُشن

09:12.927 --> 09:14.227
‫گوشی رو نشونش بده

09:15.346 --> 09:17.182
‫یکی‌شون این رو بهم داد

09:18.016 --> 09:20.350
‫گفت اگه هدف رو پیدا کردیم
‫باهاشون تماس بگیریم

09:20.351 --> 09:22.561
‫اگه تا فردا شب پیداش نکنیم،

09:22.562 --> 09:24.146
‫اون فضایی‌ها وارد شهر می‌شن

09:24.147 --> 09:25.607
‫و خودشون رو منفجر می‌کنن

09:27.525 --> 09:30.110
‫این موجود چی می‌خواد؟

09:30.111 --> 09:32.529
‫نمی‌دونیم، اما یه مدتیه
‫که اومده این‌جا

09:32.530 --> 09:34.907
‫- چطور ممکنه؟
‫- خب می‌تونن تغییر شکل بدن

09:34.908 --> 09:37.076
‫ممکنه هر کسی باشه
‫که این‌جا توی راشویله

09:37.077 --> 09:39.820
‫پس همه رو به صف می‌کنیم تا
‫از اون دستگاه فضایی‌یاب عبور کنن

09:39.821 --> 09:40.913
‫خب نمی‌تونیم اون کار رو بکنیم

09:40.914 --> 09:43.458
‫من‌هانترها فضایی نیستن.
‫یه چیز دیگه‌ان

09:45.210 --> 09:46.510
‫عالیه

09:47.545 --> 09:50.298
‫پس همه تهدید محسوب می‌شن
‫و جون همه‌مون در خطره؟

09:52.383 --> 09:54.427
‫اگه می‌تونه هر کسی باشه،
‫چرا من نیستم؟

09:54.928 --> 09:56.720
‫خیلی وقت پیش…

09:56.721 --> 09:58.847
‫یه لنترن به اسم «آبین سور»
‫سقوط کرد توی زمین
‫[ بابا ]

09:58.848 --> 10:01.558
‫دلیلش رو نمی‌دونیم،
‫اما یه من‌هانتر همراهش بوده

10:01.559 --> 10:03.352
‫اون من‌هانتر هر هویتی که گرفته،

10:03.353 --> 10:06.397
‫خب قبل از اون هیچ اطلاعاتی
‫در موردش پیدا نمی‌شه

10:07.565 --> 10:10.944
‫من گذشته‌ی تو رو بررسی کردم.
‫اهل گاتهام هستی و…

10:12.570 --> 10:15.406
‫عکس فارغ‌التحصیلیت خیلی قشنگه.
‫قابل درکه که چتری‌ها رو کوتاه کردی

10:17.492 --> 10:19.202
‫پس این من‌هانتر کیه؟

10:20.370 --> 10:21.996
‫مطمئنم یه نظریه‌ای دارید

10:22.914 --> 10:24.666
‫فکر می‌کنیم حامی مالی میکون‌ـه

10:25.750 --> 10:28.252
‫و چون شوهرت وکیل میکون‌ـه،

10:28.253 --> 10:29.553
‫حدس می‌زنم

10:30.547 --> 10:32.715
‫تو می‌دونی طرف کیه

10:34.092 --> 10:35.392
‫واقعاً نمی‌دونم

10:35.969 --> 10:37.470
‫بی‌خیال، همسرشی

10:38.054 --> 10:40.556
‫رابطه‌مون اون‌طور نیست

10:40.557 --> 10:42.141
‫من مدت زیادیه که این‌جا زندگی می‌کنم

10:42.142 --> 10:44.018
‫ولی هیچ‌وقت حامی مالی
‫میکون رو ندیدم

10:44.602 --> 10:47.354
‫شما دو نفر چطور فکر می‌کنید
‫می‌خواید طرف رو بگیرید؟

10:47.355 --> 10:49.231
‫فکر می‌کنیم توی یه ساختمون
‫توی مزرعه‌ست

10:49.232 --> 10:51.693
‫جونیور اسمش رو گذاشته «وینی»،
‫و می‌خوایم یه سری بهش بزنیم

10:57.157 --> 10:59.075
‫- باشه
‫- باشه، همین؟

11:00.160 --> 11:02.578
‫فضایی‌ها می‌خوان شهرم رو بترکونن

11:02.579 --> 11:04.663
‫پیدا کردن اون باعث می‌شه
‫اونا دست نگه دارن، درسته؟

11:04.664 --> 11:06.457
‫درسته. احتمالاً

11:08.793 --> 11:10.670
‫ولی فقط یه فرصت دارید

11:11.337 --> 11:12.637
‫گند نزنید

11:31.024 --> 11:32.399
‫هی، به نظرت…

11:32.400 --> 11:34.235
‫کلانتر به میکون خبر می‌ده
‫که می‌خوایم بریم اون‌جا؟

11:35.486 --> 11:37.196
‫اون‌طوری خیلی بد می‌شه

11:37.197 --> 11:38.989
‫- اما فکر می‌کنی نمی‌گه؟
‫- آره

11:38.990 --> 11:41.033
‫- و حس ششمت بهت می‌گه؟
‫- همیشه حس ششمم بهم می‌گه

11:41.034 --> 11:42.702
‫باشه، الان چی؟

11:43.286 --> 11:44.369
‫منتظر می‌مونیم

11:44.370 --> 11:46.205
‫- برای چی؟
‫- برای رسیدن غروب

11:46.206 --> 11:49.167
‫بهتره ۶ ساعت رو هدر بدیم
‫تا این‌که توی روز روشن بمیریم

11:56.591 --> 11:57.891
‫دریافت شد

12:14.108 --> 12:15.610
‫باهام ارتباط برقرار نکردی

12:17.028 --> 12:18.862
‫ناامیدکننده‌ست

12:18.863 --> 12:20.163
‫شرمنده

12:20.823 --> 12:22.575
‫جوردن همین نزدیکی خواب بود

12:23.201 --> 12:24.910
‫می‌ترسیدم بفهمه از این‌جا رفتم

12:24.911 --> 12:26.703
‫چرا هنوز توی نبراسکا هستید؟

12:26.704 --> 12:28.248
‫فقط داریم خراب‌کاری‌های اون فضایی

12:29.040 --> 12:30.875
‫که خودش رو منفجر کرد رو
‫مرتب می‌کنیم

12:31.542 --> 12:33.877
‫جوردن بهت گفت دیشب کجا رفته؟

12:33.878 --> 12:36.172
‫گفت توی فضا رابطه‌ی جنسی داشته

12:38.132 --> 12:39.432
‫دروغه

12:39.801 --> 12:41.301
‫باشه، کجا بوده؟

12:41.302 --> 12:42.804
‫سوگندی که خورده رو
‫زیر پا می‌ذاشته

12:44.305 --> 12:46.557
‫رفته دیدن سینسترو

12:48.559 --> 12:49.810
‫در مورد چی حرف زدن؟

12:49.811 --> 12:51.395
‫امیدوار بودم تو بتونی بهم بگی

12:51.396 --> 12:52.479
‫هیچی به من نمی‌گه

12:52.480 --> 12:55.232
‫چیزی که مهمه اینه که اعمال جوردن

12:55.233 --> 12:57.026
‫اتفاق اجتناب‌ناپذیر رو تسریع کردن

12:58.569 --> 13:00.363
‫با بقیه‌ی نگهبانان صحبت کردم

13:01.614 --> 13:02.914
‫به توافق رسیدیم

13:04.409 --> 13:06.285
‫در طول آموزشت

13:06.286 --> 13:08.829
‫- جوردن حلقه رو بهت می‌ده، درسته؟
‫- آره

13:08.830 --> 13:10.832
‫لحظه‌ای که حلقه رو دستت کردی،

13:11.541 --> 13:13.042
‫سوگند رو بخون،

13:14.294 --> 13:18.673
‫و اون‌وقت تبدیل به گرین لنترنِ
‫بخش ۲۸۱۴ می‌شی

13:21.926 --> 13:23.226
‫همین؟

13:23.594 --> 13:25.512
‫قرارمون این بود که جایگزینش بشی

13:25.513 --> 13:26.930
‫آره، فقط نمی‌دونستم

13:26.931 --> 13:29.017
‫که قراره خودم انجامش بدم

13:30.143 --> 13:31.268
‫نمی‌دونستم

13:31.269 --> 13:32.979
‫که ضعف پدرت
‫توی وجود تو هم ریشه داره

13:34.981 --> 13:37.774
‫مادرت بهم قول داد
‫که چنین چیزی نیست

13:37.775 --> 13:39.401
‫مادرت اشتباه می‌کرد

13:39.402 --> 13:41.403
‫اولش که بهم گفت قوی هستی

13:41.404 --> 13:44.282
‫و به اصول اخلاقی پایبندی،
‫و این‌که از لحاظ ویژگی‌های ذاتی

13:44.782 --> 13:47.659
‫از اکثر دیگران سرتری،
‫و این‌که پتانسیل زیادی داری

13:47.660 --> 13:49.329
‫بهش شک داشتم

13:50.580 --> 13:51.880
‫دودل بودم،

13:52.457 --> 13:54.667
‫و باید به غرایزم اعتماد می‌کردم

13:55.585 --> 13:58.713
‫جوردن چندین گزارش در مورد
‫پیشرفتت بهمون داده

14:00.298 --> 14:02.299
‫می‌گه آدم خلاقی نیستی

14:02.300 --> 14:04.052
‫می‌گه خیلی ضعیفی

14:04.552 --> 14:07.179
‫و نمی‌تونی قدرت عظیم
‫انگشتر رو تحمل کنی

14:07.180 --> 14:09.140
‫خب برای اینه که یه پیرمرده

14:09.807 --> 14:12.560
‫و خسته‌ست.
‫و دیگه زمان خداحافظیش رسیده

14:14.020 --> 14:16.438
‫لیاقت «قدرت عظیم» حلقه رو نداره

14:16.439 --> 14:19.524
‫هیچ کاری برای به دست آوردنش انجام نداده.
‫و هر بار که به من نگاه می‌کنه،

14:19.525 --> 14:22.652
‫می‌دونه که من خیلی بیشتر از اون
‫برای داشتن حلقه مناسبم

14:22.653 --> 14:25.114
‫چون کل زندگیم براش زحمت کشیدم

14:28.618 --> 14:30.036
‫حلقه از هم اول قسمت من بوده

14:31.621 --> 14:33.664
‫اون عوضی فقط
‫برام گرم نگهش داشته

14:35.708 --> 14:37.168
‫پس برو بگیرش

14:40.129 --> 14:41.429
‫جان اِستوارت

14:59.107 --> 15:00.524
‫- خوبی؟
‫- هی، گوش کن

15:00.525 --> 15:02.859
‫می‌دونم احتمالاً برنامه‌ت اینه
‫که با مشت سبزت

15:02.860 --> 15:04.069
‫پرواز کنی و بری اون‌جا

15:04.070 --> 15:05.904
‫و همه‌چیز رو داغون کنی
‫تا به وینی برسی،

15:05.905 --> 15:07.948
‫و نمی‌خوام بهت بگم
‫چطور باید کارت رو انجام بدی

15:07.949 --> 15:09.908
‫- خب پس نگو
‫- اما توی هر کدوم از اون برج‌ها

15:09.909 --> 15:11.827
‫‏۳ تا تیرانداز ماهر وجود داره،

15:11.828 --> 15:13.663
‫و این بار سرت رو نشونه می‌گیرن

15:15.373 --> 15:17.750
‫پس پیشنهاد می‌کنم از زیر زمین بری

15:18.584 --> 15:20.586
‫خب پیشنهاد می‌کنی
‫چطور اون کار رو بکنم؟

15:27.093 --> 15:28.510
‫همین‌الان این رو کشیدی؟

15:28.511 --> 15:29.846
‫آره، آدم خلاقی‌ام

15:30.763 --> 15:32.063
‫بزن بریم

15:47.155 --> 15:49.198
‫بگیر. خودت به وجود بیارش

15:52.785 --> 15:54.085
‫چی؟

15:55.079 --> 15:56.539
‫می‌شه درس امروزمون

15:57.373 --> 15:58.673
‫یالا

16:24.484 --> 16:25.784
‫بیا حفاری کنیم

16:29.030 --> 16:30.330
‫آره

17:00.061 --> 17:01.604
‫«‏۵ درجه به سمت چپ»

17:03.064 --> 17:06.399
‫- اینا رو از کجا فهمیدی؟
‫- توی اینترنت یه‌کم تحقیق کردم

17:06.400 --> 17:08.860
‫باورم نمی‌شه.
‫تک‌تیرانداز تفنگداران دریایی بودی

17:08.861 --> 17:11.071
‫آره، و بعد از این‌که
‫تک‌تیرانداز تفنگداران دریایی بودم

17:11.072 --> 17:12.372
‫رفتم دانشکده‌ی هنر

17:15.493 --> 17:17.954
‫- واقعاً کی هستی؟
‫- مثلاً تمرکز کردم

17:18.454 --> 17:19.996
‫خب باید بتونی هم‌زمان تمرکز کنی

17:19.997 --> 17:22.040
‫و به سوالات شخصی پاسخ بدی

17:22.041 --> 17:24.418
‫- صحیح
‫- حال مامانت چطوره؟

17:26.295 --> 17:27.754
‫عالیه. مامان تو چطوره؟

17:27.755 --> 17:29.055
‫مُرده. به‌خاطر سرطان

17:30.716 --> 17:32.016
‫یا خدا

17:32.218 --> 17:34.512
‫- پدرت و مادرت هر دو مُردن؟
‫- می‌شه تمرکز کنی؟

17:35.429 --> 17:37.431
‫اون‌طوری آسون‌تره.
‫محدودیت‌های خویشاوندی‌ای وجود نداره

17:38.307 --> 17:39.607
‫متأسفم

17:40.768 --> 17:42.068
‫متأسف نباش

17:43.771 --> 17:45.940
‫مامانم زندگی خوبی داشت
‫و بابام…

17:46.649 --> 17:49.025
‫همون‌طور که دلش می‌خواست
‫از این دنیا رفت، به عنوان یه قهرمان

17:49.026 --> 17:50.326
‫چطور آدمی بود؟

17:51.654 --> 17:52.954
‫نترس بود

17:53.614 --> 17:55.741
‫حداقل دوست داشت مردم
‫چنین فکری راجع بهش بکنن

17:56.867 --> 17:58.167
‫از چی می‌ترسید؟

18:07.003 --> 18:08.303
‫رسیدیم

19:54.985 --> 19:57.154
‫هیچ حامی مالی‌ای این‌جا نیست،
‫اما این چه وضعشه؟

19:58.197 --> 20:00.700
‫این سلاح‌ها اون‌قدر پیشرفته‌ان
‫که مال این سیاره نیستن

20:02.201 --> 20:03.501
‫درست حدس زدیم

20:04.120 --> 20:06.747
‫- حامی مالی همون من‌هانتره
‫- آره

20:07.331 --> 20:08.631
‫حلقه‌م رو بده

20:13.879 --> 20:16.297
‫الان یه صدای «کلیک» شنیدم.
‫تو هم شنیدی؟

20:16.298 --> 20:18.007
‫آره. منم شنیدم

20:18.008 --> 20:19.308
‫تکون نخور

20:19.719 --> 20:22.722
‫یه آژیر فشاره.
‫اگه تکون بخوری به صدا درمیاد

20:23.431 --> 20:24.890
‫- فیلم خوبیه
‫- فیلم خیلی خوبیه

20:25.933 --> 20:28.893
‫پس کاری می‌کنیم فکر کنه
‫من هنوز روش ایستادم

20:28.894 --> 20:30.938
‫آره، باشه. وزنت چقدره؟

20:31.564 --> 20:32.898
‫تقریباً ۸۴ کیلو

20:33.399 --> 20:34.699
‫باشه

20:47.037 --> 20:49.039
‫خیلی‌خب، باید هم‌زمان انجامش بدیم

20:50.458 --> 20:51.758
‫سه

20:52.460 --> 20:53.760
‫دو

20:54.170 --> 20:55.828
‫یک
‫[ ‏۸۴ کیلو ]

20:56.422 --> 20:57.722
‫گفتم تقریباً

21:22.031 --> 21:23.331
‫لعنتی! چیزی نمی‌بینم!

21:23.866 --> 21:25.367
‫یه کاری بکن، جونیور!

21:26.118 --> 21:27.703
‫محض رضای خدا
‫از حلقه استفاده کن!

21:28.287 --> 21:29.663
‫کار نمی‌کنه!

21:42.176 --> 21:43.677
‫بله، قربان. نفری ۲۰۰ تا

21:45.763 --> 21:47.139
‫امشب

22:03.739 --> 22:05.616
‫همسرم بهم گفت یه هنرمندی

22:07.451 --> 22:08.743
‫آره، درسته

22:08.744 --> 22:10.162
‫بااستعدادی؟

22:13.499 --> 22:14.799
‫من رو بِکِش

22:18.963 --> 22:20.263
‫با چی کار می‌کنی؟

22:21.215 --> 22:22.515
‫زغال

22:23.133 --> 22:24.433
‫زغال بیار

22:25.010 --> 22:26.310
‫کیفیتش خوب باشه

22:29.390 --> 22:31.724
‫هی، من چیزهای زیادی دیدم،

22:31.725 --> 22:34.394
‫حتی رفتم به سیاره‌ای
‫که شاخک‌های هوشمند داشت

22:34.395 --> 22:36.230
‫- اما این عجیبه، درسته؟
‫- آره

22:51.153 --> 22:54.153
‫♪ Arpeggione Sonata - Franz Schubert ♪

23:02.882 --> 23:04.633
‫بهتره سریع نقاشیت رو بکشی، جونیور

23:07.136 --> 23:08.436
‫بکش ببینم چی بلدی

23:10.222 --> 23:12.266
‫بشین. دست‌هات راحت باشن

23:17.229 --> 23:19.356
‫همون‌جور بمون. ممنون

23:23.444 --> 23:25.029
‫زویی، عزیزم، نظرت چیه بمونی؟

23:29.158 --> 23:30.458
‫باشه

23:34.622 --> 23:36.164
‫می‌تونی لباس‌هات رو بپوشی، رفیق

23:36.165 --> 23:38.333
‫جونیور می‌تونه از حفظ نقاشی بکشه

23:38.334 --> 23:39.792
‫واقعاً؟

23:39.793 --> 23:41.545
‫خب پس احتمالاً می‌تونی
‫نقاشی همسرم رو هم بکشی

23:46.008 --> 23:47.842
‫می‌شه در مورد
‫اون حقیقت آشکار حرف بزنیم؟

23:47.843 --> 23:49.803
‫- کدوم حقیقت؟
‫- اونی که مد نظرته نه

23:50.387 --> 23:51.930
‫توی این مزرعه چه خبره؟

23:51.931 --> 23:53.473
‫نیروهات تاریکی به سمت‌مون
‫شلیک کردن

23:53.474 --> 23:54.557
‫فکر کن من خیلی بدبینم،

23:54.558 --> 23:57.186
‫اما به نظر می‌رسه اون سلاح‌ها
‫برای ناتوان کردن گرین لنترن‌ها ساخته شدن

23:57.811 --> 24:00.063
‫هی، من که گفتم برای
‫هر نوع تهاجمی آماده‌ایم

24:00.064 --> 24:02.023
‫خب نگران‌کننده‌ست، نه؟

24:02.024 --> 24:05.069
‫خب اگه لنترن‌ها برای رئیسم
‫تهدیدآمیز باشن باید نگران‌کننده باشه

24:06.278 --> 24:07.578
‫پس الان رئیسته؟

24:08.030 --> 24:09.739
‫فکر می‌کردم فقط یه حامی مالیه

24:09.740 --> 24:11.240
‫خودت رو درگیر کلمات نکن

24:11.241 --> 24:12.325
‫رئیس، حامی مالی…

24:12.326 --> 24:14.161
‫- منجی چطوره؟
‫- باشه

24:14.828 --> 24:16.128
‫سرطانم رو درمان کرد

24:18.457 --> 24:20.542
‫اصلاً اون‌طور با هم آشنا شدیم.
‫زویی پرستارم بود

24:21.377 --> 24:23.712
‫بعد از این‌که دکترها گفتن رفتنی‌ام،
‫زنده نگهش داشت

24:23.837 --> 24:27.174
‫بعدش اون اومد،
‫جادو کرد و من الان این‌جام

24:29.510 --> 24:31.011
‫- «جادو کرد»؟
‫- به تعبیری

24:32.096 --> 24:34.973
‫- می‌شه شونه‌هات رو شل کنی؟
‫- الان یه‌جور در موردش حرف می‌زنی انگار یه خداست

24:34.974 --> 24:36.725
‫- همین‌طوره، مگه نه؟
‫- هی، لطفاً

24:37.226 --> 24:38.560
‫می‌شه تکون نخوری؟

24:42.189 --> 24:44.066
‫وقتی اون پیداش شد
‫همه‌چیز عوض شد

24:45.442 --> 24:49.445
‫محصولات رشد می‌کنن. بچه‌ها به سلامت
‫بزرگ می‌شن. و بیمارستان رو دیدی

24:49.446 --> 24:50.781
‫هیچ‌کس بیمار نمی‌شه

24:53.117 --> 24:55.744
‫اون از ما مراقبت می‌کنه
‫و ما هم مراقب اون هستیم

24:56.662 --> 24:59.373
‫پس چرا نمی‌رید پِی کارتون
‫تا بتونیم ازش مراقبت کنیم؟

25:00.958 --> 25:02.459
‫خب اون اتفاق نمی‌افته

25:06.005 --> 25:07.305
‫خب حیف شد

25:11.010 --> 25:13.594
‫نظرت چیه این چاخان‌ها رو بی‌خیال بشیم
‫که تهدید می‌کنی

25:13.595 --> 25:15.014
‫من رو با تفنگ تاریکی می‌کُشی؟

25:16.181 --> 25:18.433
‫چون هر دو تامون می‌دونیم
‫اگه من بمیرم

25:18.434 --> 25:20.601
‫‏۱۰۰ تا لنترن میان در خونه‌ت،

25:20.602 --> 25:22.812
‫و حتی فرصت نمی‌کنی
‫جسدم رو قایم کنی

25:22.813 --> 25:23.896
‫درسته

25:23.897 --> 25:27.192
‫کشتن یه لنترن
‫واکنش گسترده‌ای به دنبال داره

25:29.987 --> 25:31.613
‫ولی اون یه لنترن نیست

25:33.782 --> 25:36.492
‫بابا، لطفاً کیرت رو بپوشون

25:36.493 --> 25:39.912
‫- می‌تونم کمکت کنم، کلانتر؟
‫- تماس گرفتن و گفتن کسی بدون اجازه وارد شده

25:39.913 --> 25:42.749
‫- فکر می‌کنم همین دو تا بودن
‫- اشتباه می‌کنی، کری

25:42.750 --> 25:44.333
‫فقط برو پِی کارت
‫و کاری به کار ما نداشته باش

25:44.334 --> 25:47.128
‫- اون اتفاق نمی‌افته
‫- منم دقیقاً همین رو گفتم

25:47.129 --> 25:49.048
‫پاشید بریم. می‌برم‌تون اداره‌ی پلیس

25:50.549 --> 25:51.849
‫برید

26:02.203 --> 26:09.203
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:15.741 --> 26:18.577
‫فقط یه فرصت برای گرفتن
‫طرف داشتید و گند زدید

26:19.078 --> 26:22.121
‫اگه زویی باهام تماس نگرفته بود
‫الان به‌گا رفته بودید

26:22.122 --> 26:23.414
‫من کلاً زندگیم بگاییه

26:23.415 --> 26:25.333
‫خدایا، اون چیه؟
‫یه تیکه کلامه؟

26:25.334 --> 26:29.838
‫اصلاً به حرف‌های خودت گوش می‌دی؟
‫الان پای منم توی این قضیه گیره

26:36.386 --> 26:37.804
‫به پرونده‌های بیلی نفوذ کردم

26:37.805 --> 26:40.724
‫خیلی به پیدا کردن
‫حامی مالی مسخره نزدیک شدم

26:41.266 --> 26:43.852
‫تا وقتی که پیداش کنم،
‫می‌رید توی اتاق‌هاتون و درها رو قفل می‌کنید

26:44.436 --> 26:47.396
‫و منتظر من می‌مونید
‫تا بهتون بگم قراره چیکار کنیم

26:47.397 --> 26:48.697
‫فهمیدید؟

26:51.401 --> 26:52.986
‫آره. آره

26:54.988 --> 26:56.531
‫آخه ابرقهرمان‌ها در رو قفل نمی‌کنن…

26:56.532 --> 26:57.832
‫- بگو آره!
‫- آره

26:58.534 --> 26:59.834
‫خوبه

27:00.244 --> 27:01.544
‫می‌تونید برید

27:04.498 --> 27:05.832
‫باید در رو برامون باز کنی

27:05.833 --> 27:07.133
‫یا خدا

27:16.927 --> 27:18.227
‫صبر کن

27:21.223 --> 27:23.183
‫کلانتر، بدون هیچ قرار عاشقانه‌ای؟

27:23.684 --> 27:24.984
‫هیچ‌وقت خفه‌خون می‌گیری؟

27:25.686 --> 27:27.229
‫اِستوارت، بیا این‌جا

27:29.189 --> 27:31.315
‫میکون فقط اجازه داد
‫از مزرعه‌ش خارج بشید

27:31.316 --> 27:33.109
‫هنوز کارش باهاتون تموم نشده

27:33.110 --> 27:35.612
‫می‌دونه کجا اقامت دارید.
‫یه نفر رو می‌فرسته سراغ‌تون

27:37.573 --> 27:39.448
‫دوست دارم ببرم‌تون بازداشتگاه،

27:39.449 --> 27:42.118
‫اما هنوز داریم تلاش می‌کنیم
‫ساختمون رو تعمیر کنیم، پس…

27:42.119 --> 27:43.419
‫آره، ممنون

27:44.371 --> 27:45.671
‫چیزی به من نمی‌دی؟

27:47.374 --> 27:48.750
‫تو یه ابرقهرمانی

28:04.057 --> 28:05.357
‫هی، جونیور

28:07.895 --> 28:09.195
‫چیه؟

28:10.689 --> 28:11.989
‫وینیِ میکون رو پیدا کردیم

28:18.614 --> 28:20.489
‫چرا با گوشیت باهام تماس گرفتی؟

28:20.490 --> 28:21.741
‫با تلفن عمومی تماس بگیر

28:21.742 --> 28:23.327
‫باهاش صحبت کردم، مامان

28:24.203 --> 28:25.503
‫چی گفت؟

28:27.748 --> 28:29.291
‫حلقه رو بهم نمی‌دن

28:30.083 --> 28:31.500
‫گفت خودم باید ازش بگیرمش

28:31.501 --> 28:32.835
‫پس بگیرش

28:32.836 --> 28:34.629
‫بهم نگو اون مرد دلت رو برده

28:34.630 --> 28:35.755
‫بی‌خیال

28:35.756 --> 28:37.423
‫مادرجنده‌ی جذابیه

28:37.424 --> 28:39.133
‫می‌دونم چه‌جور آدمیه

28:39.134 --> 28:41.220
‫خوبه. تمرکزت رو از دست نده

28:42.429 --> 28:43.729
‫نمی‌دم

28:48.143 --> 28:49.443
‫مامان، باید برم

29:14.044 --> 29:15.587
‫می‌خوای اون رو بذاری کنار؟

29:18.340 --> 29:19.640
‫تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

29:21.009 --> 29:22.386
‫میکون فرستاده‌ت؟

29:23.553 --> 29:25.347
‫نه. خودم اومدم

29:27.057 --> 29:28.892
‫پس این‌جا چیکار می‌کنی؟

30:31.163 --> 30:35.042
‫داشتم به این فکر می‌کردم
‫که توی ماشین نباشیم چقدر بهتره

30:49.723 --> 30:51.433
‫این باید آخرین بار باشه

30:54.895 --> 30:56.195
‫باشه

30:57.522 --> 30:58.899
‫دلیل خاصی داره؟

31:01.151 --> 31:04.029
‫خب یا باید از شهر بری
‫یا کشته بشی

31:05.906 --> 31:08.033
‫واقعاً امیدوارم رفتن رو انتخاب کنی

31:12.829 --> 31:14.129
‫شرمنده

31:16.750 --> 31:18.050
‫چرا می‌خوای بمونی؟

31:21.129 --> 31:25.217
‫چون حس می‌کنم
‫همه دارن بهم دروغ می‌گن

31:27.719 --> 31:29.019
‫چرا؟

31:31.723 --> 31:33.642
‫چون خودمم اون کار رو می‌کنم

31:36.728 --> 31:38.480
‫فکر می‌کنی جوردن بهت دروغ می‌گه؟

31:38.980 --> 31:40.280
‫آره

31:42.192 --> 31:43.492
‫به نظرت منم دروغ می‌گم؟

31:47.489 --> 31:48.789
‫آره

31:58.250 --> 32:01.044
‫اگه چیزهایی که می‌دونم رو
‫بهت بگم…

32:03.088 --> 32:04.388
‫همه‌چیز عوض می‌شه

32:07.926 --> 32:09.226
‫نمی‌تونم اون کار رو بکنم

32:09.970 --> 32:11.388
‫به‌خاطر شوهرت؟

32:13.890 --> 32:15.190
‫چیکار کرده که مدیونشی؟

32:15.684 --> 32:18.145
‫اشتباه متوجه شدی.
‫من مدیون اون نیستم

32:19.855 --> 32:21.155
‫اون مدیون منه

32:22.149 --> 32:24.860
‫وقتی دیدمش در آستانه‌ی مرگ بود
‫و من جونش رو نجات دادم

32:25.527 --> 32:26.827
‫و الان…

32:27.404 --> 32:30.031
‫دارم سعی می‌کنم
‫جون تو رو نجات بدم

32:36.079 --> 32:37.379
‫این یعنی آره؟

32:38.540 --> 32:39.840
‫شهر رو ترک می‌کنی؟

32:43.211 --> 32:44.511
‫امکان نداره

32:47.299 --> 32:48.599
‫گندش بزنن

32:50.635 --> 32:51.935
‫گندش بزنن

33:43.605 --> 33:45.105
‫از کجا اومد؟

33:45.106 --> 33:47.192
‫- ‏۴۵ درجه‌ی شمال‌شرقی
‫- با دستت نشون بده!

34:08.829 --> 34:10.829
‫[ مسافرخانه ]

34:32.445 --> 34:34.280
‫کی چنین ماهواره‌ای می‌سازه؟

34:34.281 --> 34:39.244
‫به ۳ شرکتِ اطلس، ورماند،
‫و روتگر محدودش کردم

34:41.162 --> 34:43.790
‫میکون با هر سه شرکت
‫قرارداد عدم افشا امضا کرده

34:44.374 --> 34:45.457
‫کِی؟

34:45.458 --> 34:47.294
‫هر ۳ تاش بیشتر از ۱۰ سال پیش

34:47.877 --> 34:51.338
‫اطلس و روتگر حدوداً ۳۰ سال پیش

34:51.339 --> 34:53.591
‫پس حتماً کار یکی از اوناست.
‫جونیور، تموم نکردی؟

34:53.592 --> 34:55.051
‫آره، دیگه آخراشه

34:56.219 --> 34:57.846
‫مادربزرگش بود

34:58.388 --> 35:00.223
‫الان به نوآ چی بگم؟

35:07.814 --> 35:09.774
‫فقط بهش بگو می‌فهمیم
‫کار کی بوده

35:11.735 --> 35:13.777
‫همه‌ی ماهواره‌ها توی
‫سیستم دولت ثبت شدن

35:13.778 --> 35:15.078
‫می‌تونی بررسیش کنی؟

35:15.322 --> 35:18.575
‫می‌تونم شماره‌ی سریال رو توی پایگاه داده‌ی
‫کمیسیون ارتباطات فدرال جست‌وجو کنم

35:24.706 --> 35:26.958
‫به نام شرکت اطلس ثبت شده

35:27.626 --> 35:30.210
‫مالک شرکت اطلس «هکتور هاموند»ـه

35:30.211 --> 35:33.547
‫زنجیره‌ای از کشتارگاه‌های مدرن
‫در سراسر کشور داره

35:33.548 --> 35:37.302
‫قبل از سال ۱۹۸۶
‫هیچ اطلاعاتی ازش وجود نداره

35:37.927 --> 35:39.596
‫نزدیک‌ترین کشتارگاهش کجاست؟

35:40.722 --> 35:42.056
‫تقریباً ۱۵۰ کیلومتر از این‌جا دورتره

35:42.057 --> 35:44.141
‫حتماً خودش هم اون‌جاست.
‫سر زندگی جونیور شرط می‌بندم

35:44.142 --> 35:46.353
‫- نظرت چیه؟
‫- خیلی راحت به نظر می‌رسه

35:48.188 --> 35:49.271
‫توضیح بده ببینم

35:49.272 --> 35:51.148
‫خودت یه پلیس فضایی هستی.
‫تحقیقات کدومه؟

35:51.149 --> 35:53.652
‫فکر می‌کنی توی این مسافرخونه
‫پرونده رو حل کردیم

35:55.904 --> 35:56.987
‫ادامه بده

35:56.988 --> 35:59.991
‫ماهواره‌هایی داره که می‌تونه
‫هر وقت بخواد همه‌مون رو بُکُشه

36:01.201 --> 36:02.501
‫اما هنوز زنده‌ایم

36:02.994 --> 36:05.121
‫و چرا تصمیم گرفت زویی رو بکشه
‫و خودمون رو نکشه؟

36:07.582 --> 36:09.709
‫چون کشتن زویی
‫چیزی فراتر از یه تهدید بود

36:10.335 --> 36:11.752
‫یه دعوت‌نامه بود

36:11.753 --> 36:15.215
‫خدایا، جونیور.
‫بد نیست. آفرین

36:16.549 --> 36:17.849
‫ممنون

36:22.389 --> 36:24.140
‫هی، از زمین به اِستوارت

36:27.477 --> 36:28.777
‫از زمین به اِستوارت

36:30.855 --> 36:32.232
‫چطوری؟

36:35.819 --> 36:36.902
‫چیه؟

36:36.903 --> 36:39.030
‫تا حالا چنین سوالی ازم نپرسیدی

36:41.449 --> 36:43.201
‫خب دوست‌دخترت
‫جلوی چشم‌هات منفجر شد

36:44.994 --> 36:46.294
‫از پسش برمیام

36:49.207 --> 36:51.292
‫به نظر می‌رسه داری
‫احساساتت رو سرکوب می‌کنی

36:56.297 --> 36:57.597
‫بخشی از کاره

36:58.341 --> 37:00.135
‫مردن مردم بخشی از کاره

37:02.887 --> 37:04.187
‫می‌خوای نصیحتت کنم؟

37:06.891 --> 37:09.018
‫از الان به بعد
‫اصلاً سراغ روابط واقعی نرو

37:09.519 --> 37:12.439
‫از مردم فاصله بگیر،
‫به نفع خودشونه

37:16.359 --> 37:18.486
‫این کار خیلی آدم رو تنها می‌کنه

37:22.907 --> 37:25.076
‫هیچ‌وقت با بقیه‌ی لنترن‌ها
‫صحبت نمی‌کنی؟

37:26.703 --> 37:28.746
‫فقط من انسانم. بقیه فضایی‌ان

37:28.747 --> 37:30.080
‫یکی‌شون یه سنجابه

37:30.081 --> 37:32.667
‫- هیچ‌کس از من خوشش نمیاد
‫- من مثل توئم. من انسانم

37:34.961 --> 37:36.044
‫درسته

37:36.045 --> 37:38.130
‫ولی خیلی ناراحتی
‫که من جانشینتم

37:38.131 --> 37:39.431
‫درسته

37:40.341 --> 37:41.641
‫نقشه چیه؟

37:44.179 --> 37:45.479
‫به نظرم…

37:46.681 --> 37:48.349
‫به نظرم بریم بیُفتیم توی تله‌ش

37:50.518 --> 37:51.853
‫می‌خوای فکر من رو بشنوی؟

37:52.854 --> 37:54.272
‫به نظرم حلقه رو بده به من

37:54.814 --> 37:56.774
‫هاموند انتظار داره
‫حلقه دست تو باشه،

37:56.775 --> 37:58.109
‫نه دست من،
‫اون‌طوری غافل‌گیر می‌شه

37:58.985 --> 38:00.694
‫- یعنی من یه طعمه می‌شم
‫- آره، دقیقاً

38:00.695 --> 38:03.363
‫این یه کار تمرینی نیست.
‫کارت خوبه، اما مثل من نیستی

38:03.364 --> 38:04.664
‫شاید بار بعدی

38:05.033 --> 38:06.333
‫هی

38:06.576 --> 38:07.911
‫ولی اعتماد به نفست رو دوست دارم

38:17.962 --> 38:20.297
‫امنیت را فراموش نکنید
‫[ می‌توانیم شخصیت یک فرد را
‫از نحوه رفتارش با حیوانات قضاوت کنیم ]

38:20.298 --> 38:22.759
‫اولین قدم برای داشتن محیطی امن‌تر است
‫[ می‌توانیم شخصیت یک فرد را
‫از نحوه رفتارش با حیوانات قضاوت کنیم ]

38:23.343 --> 38:25.720
‫در امان باشید، هوشیار باشید

38:28.890 --> 38:30.190
‫امنیت را فراموش نکنید

38:30.600 --> 38:32.977
‫اولین قدم برای داشتن محیطی امن‌تر است

38:33.937 --> 38:35.897
‫در امان باشید، هوشیار باشید

39:01.798 --> 39:03.925
‫هی، هاموند کجاست؟

39:23.862 --> 39:25.571
‫دیگه تحمل این آدم‌های
‫عجیب‌وغریب رو ندارم

39:25.572 --> 39:26.872
‫موافقم

39:45.425 --> 39:48.428
‫آهنگ جز، نمی‌تونه خوب باشه

40:06.404 --> 40:07.822
‫خب گاوها رو پیدا کردیم

40:46.736 --> 40:48.036
‫برای همین من گیاه‌خوارم

41:08.633 --> 41:10.175
‫فکر می‌کنم تو آقای هاموند هستی

41:10.176 --> 41:12.010
‫خیابون اسپن، پلاک ۳۲۴۸

41:12.011 --> 41:14.639
‫- چی؟
‫- آدرس خونه‌ی پدر و مادرمه

41:15.431 --> 41:17.684
‫قبلاً نشون دادم ماهواره‌هام
‫چه قابلیتی دارن

41:18.601 --> 41:20.645
‫دقیقاً تا ۳ دقیقه‌ی دیگه

41:21.562 --> 41:23.981
‫یکی‌شون خونه‌ی دوران بچگیت رو
‫با خاک یکسان می‌کنه،

41:23.982 --> 41:26.733
‫مگه اینه‌ من یه کد رو
‫توی این لپ‌تاپ وارد کنم

41:26.734 --> 41:28.694
‫اگه من رو بُکُشی،
‫خانواده‌ت رو کُشتی

41:28.695 --> 41:29.820
‫آره، عالیه

41:29.821 --> 41:32.197
‫کلید مرد مُرده.
‫جوری رفتار نکن انگار تو اختراعش کردی

41:32.198 --> 41:34.408
‫ببین، خودت دعوت‌مون کردی بیاییم.
‫پس بیا بریم سر اصل مطلب، خب؟

41:34.409 --> 41:37.327
‫می‌تونی نجات‌شون بدی، جان.
‫می‌خوای بدونی چطور؟

41:37.328 --> 41:39.037
‫با اون حرف نزن.
‫با من حرف بزن

41:39.038 --> 41:40.831
‫یه گروه اومدن سراغت

41:40.832 --> 41:42.165
‫که دنبال من می‌گردن

41:42.166 --> 41:44.209
‫یه گوشی بهت دادن.
‫باهاشون تماس بگیر

41:44.210 --> 41:45.670
‫بهشون بگو این‌جا پیدام کردی

41:46.462 --> 41:49.381
‫خیلی‌خب، تا بتونی با لیز گاویت
‫جزغاله‌شون کنی

41:49.382 --> 41:51.049
‫خیلی‌خب، کار هوشمندانه‌ایه

41:51.050 --> 41:52.467
‫یه سوال

41:52.468 --> 41:53.844
‫ماجرای گوشی جان رو از کجا می‌دونی؟

41:53.845 --> 41:58.015
‫همیشه این‌طوریه؟
‫حتماً غیرقابل تحمله

41:58.016 --> 42:00.017
‫اگه با من حرف نزنی
‫بدجور زجر می‌کشی

42:00.018 --> 42:01.936
‫- من کسی‌ام که حلقه دارم
‫- فعلاً

42:02.562 --> 42:03.645
‫منظورت چیه؟

42:03.646 --> 42:06.816
‫وقتی وارد اون مسافرخونه شدید،
‫گفتم بهتره حرف‌هاتون رو گوش بدم

42:07.400 --> 42:09.401
‫مکالمات‌تون رو زیر نظر داشتم

42:09.402 --> 42:10.945
‫بیشترشون حوصله‌سربر بودن

42:12.822 --> 42:14.122
‫بیشترشون

42:16.659 --> 42:18.744
‫خب برای اینه که یه پیرمرده

42:18.745 --> 42:21.539
‫و خسته‌ست.
‫و دیگه زمان خداحافظیش رسیده

42:23.041 --> 42:25.333
‫لیاقت «قدرت عظیم» حلقه رو نداره

42:25.334 --> 42:28.128
‫هیچ کاری برای به دست آوردنش انجام نداده.
‫و هر بار که به من نگاه می‌کنه،

42:28.129 --> 42:31.590
‫می‌دونه که من خیلی بیشتر از اون
‫برای داشتن حلقه مناسبم

42:31.591 --> 42:33.968
‫چون کل زندگیم براش زحمت کشیدم

42:37.221 --> 42:38.931
‫حلقه از هم اول قسمت من بوده

42:40.600 --> 42:42.351
‫اون عوضی فقط
‫برام گرم نگهش داشته

42:43.019 --> 42:44.353
‫پس برو بگیرش

42:46.064 --> 42:47.565
‫تو دیگه از رده خارج شدی، آقای جوردن

42:48.107 --> 42:51.610
‫یه مدل جدید و پیشرفته‌تر
‫جات رو گرفته

42:51.611 --> 42:53.654
‫حتماً خیلی وحشتناکه

42:55.031 --> 42:57.491
‫- آبین سور چه رنگی بود؟
‫- چی؟

42:57.492 --> 42:58.992
‫همونی که این حلقه رو بهم داد،

42:58.993 --> 43:01.661
‫و قبل از این‌که بمیره
‫توی این سیاره پیاده‌ت کرد؟

43:01.662 --> 43:03.664
‫اگه تو من‌هانتری
‫بگو چه رنگی بود؟

43:05.875 --> 43:08.376
‫- یادم نمیاد
‫- رنگ خیلی به‌یادموندی‌ای داشت

43:08.377 --> 43:09.878
‫فضایی‌های زیادی دیدم

43:09.879 --> 43:11.179
‫فکر نکنم

43:12.381 --> 43:13.799
‫به نظرم چاخان می‌کنی

43:13.800 --> 43:16.594
‫به نظرم خودت رو جای
‫کَس دیگه‌ای جا زدی. یه طعمه‌ای

43:17.512 --> 43:18.812
‫کمتر از ۱ دقیقه مونده

43:19.388 --> 43:20.764
‫می‌دونی، یکی از رفقای قدیمیم

43:20.765 --> 43:22.849
‫اخیراً یه چیزی در مورد
‫من‌هانترها بهم گفت

43:22.850 --> 43:24.726
‫خیلی راحت می‌تونید
‫خودتون رو شبیه دیگران بکنید،

43:24.727 --> 43:26.027
‫تقریباً می‌شه گفت بدون هیچ نقصی

43:26.270 --> 43:29.065
‫اما وقتی نوبت به شبیه‌سازی
‫موجودات زنده‌ی کربن‌پایه می‌رسه،

43:29.857 --> 43:32.443
‫تنها عضوی که نمی‌تونید
‫درست شبیه‌سازیش کنید قلبه

43:33.069 --> 43:36.489
‫ولی خب قابل تشخیص نیست،
‫البته تا وقتی زنده باشید

43:37.156 --> 43:40.660
‫اما وقتی قلب‌تون از کار بیُفته،
‫متبلور می‌شه

43:41.661 --> 43:43.830
‫پس تنها راهی که ثابت کنم
‫یه من‌هانتری…

43:44.664 --> 43:46.540
‫اینه که قلبت رو بِکِشم بیرون

43:46.541 --> 43:48.250
‫اگه من رو بُکُشی
‫خانواده‌ی اون می‌میرن

43:48.251 --> 43:49.835
‫من که مشکلی با اون موضوع ندارم

43:49.836 --> 43:52.379
‫شاید قبل از شنیدن
‫اون صدای ضبط‌شده برام مهم می‌بود،

43:52.380 --> 43:54.005
‫اما الان دارم به این فکر می‌کنم

43:54.006 --> 43:57.467
‫که سفر یه قهرمان واقعاً
‫بعد از مردن پدر و مادرش شروع می‌شه

43:57.468 --> 43:59.719
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- اگه خانواده‌ی اِستوارت رو بُکُشی،

43:59.720 --> 44:01.472
‫دیگه دلیلی وجود نداره
‫که من زنده نگهت دارم

44:02.765 --> 44:05.143
‫پس تقریباً ۱۰ ثانیه فرصت داری
‫حقیقت رو بهم بگی

44:05.935 --> 44:07.235
‫- هال
‫- نُه

44:07.812 --> 44:09.104
‫- هشت
‫- تمومش کن

44:09.105 --> 44:10.730
‫- هفت
‫- بس کن!

44:10.731 --> 44:11.940
‫- شیش
‫- بس کن!

44:11.941 --> 44:13.241
‫من انسانم! من انسانم!

44:14.110 --> 44:15.778
‫کد رو همین‌الان وارد کن

44:23.202 --> 44:25.830
‫- در امانن
‫- اگه اشتباه می‌کردی چی؟

44:26.914 --> 44:28.214
‫من هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنم

44:29.834 --> 44:31.134
‫خیلی‌خب

44:32.044 --> 44:33.344
‫تو کی هستی؟

44:34.505 --> 44:38.050
‫- کدوم خری هستی؟ حرف بزن!
‫- من «هکتور گوتیرز» هستم

44:39.635 --> 44:41.219
‫دانشجوی مهندسی بودم

44:41.220 --> 44:44.014
‫اون اومد پیشم و یه فناوری
‫شگفت‌انگیز بهم داد

44:44.015 --> 44:45.599
‫و گفت می‌تونم ازش
‫بری کمک به خانواده و جامعه‌ام

44:45.600 --> 44:47.977
‫- استفاده کنم
‫- من‌هانتر کدوم خریه؟

44:49.854 --> 44:51.154
‫مشخص نیست؟

44:54.275 --> 44:55.860
‫ویل میکون

45:21.719 --> 45:23.179
‫پسش می‌دادم

45:24.388 --> 45:25.688
‫چی؟

45:29.101 --> 45:32.647
‫توی مزرعه‌ی میکون
‫حلقه دست من بود

45:35.024 --> 45:37.109
‫فقط نیاز بود سوگند رو بخونم

45:38.402 --> 45:39.702
‫اما نخوندم

45:41.781 --> 45:43.366
‫اما بار بعدی که خواستمش،

45:43.908 --> 45:46.118
‫فقط می‌خواستم بهت نشون بدم
‫چه توانایی‌هایی دارم

45:49.038 --> 45:50.338
‫باور می‌کنم

45:50.998 --> 45:52.875
‫- مشکلی نیست
‫- واقعاً؟

45:54.669 --> 45:56.504
‫منم اگه جای تو بودم
‫همین کار رو می‌کردم

45:57.213 --> 45:59.422
‫و حرف‌هایی که زدی هم
‫کامل نادرست نبودن

45:59.423 --> 46:01.091
‫برای به دست آوردن این حلقه
‫زحمت زیادی نکشیدم

46:01.092 --> 46:04.470
‫و احتمالش خیلی زیاده
‫که تو از من بهتر عمل کنی

46:07.515 --> 46:10.142
‫بعضی‌وقت‌ها می‌تونم
‫یه‌کم عوضی باشم

46:15.189 --> 46:17.400
‫می‌دونی، نگهبانان گفتن
‫یه سوگند رو زیر پا گذاشتی

46:19.110 --> 46:21.237
‫هر چیزی که می‌گن رو باور می‌کنی؟

46:22.280 --> 46:23.990
‫بهتره یه‌کم بی‌خیال‌شون بشی

46:24.532 --> 46:26.575
‫ببین الان دارن چه بلایی سر من میارن

46:27.201 --> 46:29.161
‫اما خب واقعاً
‫یه سوگند رو زیر پا گذاشتم

46:30.913 --> 46:32.540
‫رفتم دیدن سینسترو

46:33.874 --> 46:35.668
‫و اون در مورد قلب بلوری بهت گفت؟

46:36.168 --> 46:37.669
‫چیزهای دیگه‌ای هم گفت

46:37.670 --> 46:39.046
‫خیلی بی‌رحمن، جونیور

46:39.714 --> 46:42.632
‫با سوءاستفاده از نقاط ضعف
‫به جوامع نفوذ می‌کنن

46:42.633 --> 46:44.010
‫کلاً برای این کار برنامه‌ریزی شدن

46:44.677 --> 46:47.012
‫منظورت اینه که چاره‌ی دیگه‌ای ندارن؟

46:47.013 --> 46:48.555
‫هر بار راهی برای رسیدن
‫به قدرت پیدا می‌کنن،

46:48.556 --> 46:50.683
‫و اگه تهدیدی برای اون قدرت
‫شناسایی کنن،

46:51.183 --> 46:52.475
‫اون تهدید رو دستکاری می‌کنن

46:52.476 --> 46:54.270
‫تا هر چیزی که می‌خوان رو باور کنه

46:55.980 --> 46:57.440
‫یاد کسی از آشناها می‌افتی؟

47:08.492 --> 47:09.792
‫آره، باید میکون باشه

47:11.495 --> 47:12.795
‫همون‌طور که هکتور گفت

47:16.542 --> 47:17.842
‫آره

47:32.183 --> 47:33.934
‫با گروه آدم‌کُش فضایی تماس بگیر

47:35.853 --> 47:37.854
‫بگو توی کافه بیان به دیدن‌مون

47:37.855 --> 47:39.190
‫نه، بهت اعتماد ندارن

47:41.192 --> 47:43.569
‫خب بهشون بگو بیان دیدن تو

47:45.196 --> 47:46.496
‫به تو اعتماد دارن

47:55.164 --> 47:56.464
‫آره

48:04.840 --> 48:07.885
‫- بله؟
‫- کسی که دنبالش می‌گردیم رو پیدا کردم

48:09.512 --> 48:10.595
‫خوبه

48:10.596 --> 48:14.392
‫توی کافه‌ی نزدیک راشویل منتظرتونم

48:16.602 --> 48:17.902
‫نزدیکیم

48:20.481 --> 48:21.781
‫آره

48:29.824 --> 48:31.124
‫چیه؟

48:32.284 --> 48:34.120
‫واقعاً بخشیدمت

48:37.164 --> 48:38.582
‫فکر می‌کردم راستش رو می‌گی

48:43.712 --> 48:45.012
‫در مورد چی؟

48:45.256 --> 48:48.174
‫وقتی زویی منفجر شد
‫نمی‌فهمیدم چرا ناراحت نیستی

48:48.175 --> 48:50.010
‫فکر می‌کردم قلبت از سنگه

48:51.720 --> 48:53.639
‫تعجب کردم که ناراحت نشدی

48:55.141 --> 48:56.475
‫می‌دونستم ازش خوشت می‌اومد

48:58.644 --> 48:59.944
‫ولی پیش هکتور که بودیم

49:00.729 --> 49:02.815
‫وقتی بابت پدر و مادرت
‫اون‌قدر هول کردی…

49:03.482 --> 49:04.782
‫اون موقع متوجه شدم

49:06.277 --> 49:07.903
‫قلبت از سنگ نیست، جونیور

49:09.405 --> 49:12.157
‫به این دلیل ناراحت نیستی
‫که می‌دونی زویی نمرده

49:12.158 --> 49:13.491
‫و نمی‌دونم چطور تونسته

49:13.492 --> 49:15.660
‫زنده از اون ماشین خارج بشه
‫اگه یه من‌هانتر نباشه

49:15.661 --> 49:17.329
‫چیزی که نمی‌تونم بفهمم

49:17.872 --> 49:19.172
‫اینه که تو چند وقته خبر داری

49:20.666 --> 49:22.334
‫منم خبر نداشتم.
‫فقط یه احساسی داشتم

49:22.835 --> 49:24.961
‫گور بابای احساس،
‫بهش می‌گن حس ششم، جونیور

49:24.962 --> 49:26.838
‫- آره
‫- خب آفرین

49:26.839 --> 49:28.590
‫واقعاً تبریک می‌گم

49:28.591 --> 49:31.050
‫شاگرد از استاد پیشی می‌گیره

49:31.051 --> 49:33.261
‫نمی‌خواستم چیزی رو ازت پنهان کنم

49:33.262 --> 49:35.889
‫فقط مطمئن نبودم،
‫پس نمی‌خواستم چیزی بگم

49:35.890 --> 49:37.307
‫به نگهبانان نگفتی؟

49:37.308 --> 49:39.517
‫اصلاً به نگهبانان نگفتم
‫داریم چیکار می‌کنیم

49:39.518 --> 49:40.977
‫چون خودت بهم گفتی

49:40.978 --> 49:42.938
‫- درسته؟
‫- به جز این‌که یه پیرمرد خسته‌ام

49:46.150 --> 49:47.610
‫خب شرمنده بابت اون حرف‌ها

49:48.986 --> 49:50.362
‫منم بابت ماشین کرایه‌ای شرمنده‌ام

49:50.363 --> 49:51.363
‫♪ Midas - Wunderhorse ♪

50:00.944 --> 50:20.944
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
