WEBVTT

00:10.878 --> 00:14.840
‫« سال ۲۰۱۶ »

00:16.892 --> 00:17.976
‫بپر

00:27.000 --> 00:38.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:32.500 --> 01:39.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:39.716 --> 01:42.844
‫« مدیریت »

01:44.604 --> 01:45.896
‫سلام

01:50.694 --> 01:52.362
‫واسه مصاحبه اومدم

01:53.739 --> 01:56.074
‫- بفرما داخل بشین
‫- حتماً

02:01.163 --> 02:02.164
‫الان برمی‌گردم

02:38.033 --> 02:39.284
‫از سر جات تکون نخوردی

02:40.327 --> 02:41.662
‫گفتی منتظر بمونم

02:46.708 --> 02:48.251
‫کل شب رو همین‌جا نشستی؟

02:49.002 --> 02:50.295
‫خودتون گفتید بشینم

03:00.222 --> 03:01.682
‫منو می‌شناسی؟

03:03.225 --> 03:04.685
‫حدسش سخت نیست

03:05.227 --> 03:06.278
‫شما جزو نگهبانان هستید

03:06.353 --> 03:07.904
‫راجع‌به ما چی بهت گفتن؟

03:07.979 --> 03:10.982
‫اینکه همه‌کاره‌ی کل کیهان…

03:11.650 --> 03:12.826
‫و بنیان‌گذار فانوس‌هایید

03:12.901 --> 03:14.069
‫۱۲ نفر بودید

03:14.152 --> 03:15.654
‫اخیراً یکیتون کُشته شد

03:16.238 --> 03:17.322
‫تسلیت میگم

03:17.406 --> 03:18.448
‫ممنون

03:19.741 --> 03:22.119
‫درضمن، همه‌تون هم آبی‌رنگید

03:24.121 --> 03:27.165
‫به نظر ما این مصاحبه راحت‌تر پیش میره…

03:28.834 --> 03:30.585
‫اگه در قالب یه انسان باشم

03:30.669 --> 03:32.587
‫- می‌تونم یه سؤال بپرسم؟
‫- بفرما

03:32.713 --> 03:35.215
‫فانوس‌های سبز رو که حلقه انتخاب می‌کنه

03:36.341 --> 03:39.186
‫پس واسه چی یهو
‫اومدید سراغ مصاحبه؟

03:39.261 --> 03:41.054
‫به‌خاطر همون تسلیتی که گفتی

03:47.185 --> 03:48.770
‫الان باید چیزی بگم؟

03:49.271 --> 03:52.190
‫این‌جور وقت‌ها داوطلب‌ها
‫معمولاً می‌پرسن: «چرا من؟»

03:52.899 --> 03:53.984
‫آها

03:54.985 --> 03:56.695
‫نه، خودم خوب می‌دونم چرا من

04:01.742 --> 04:02.993
‫مامان!

04:06.872 --> 04:07.998
‫مامان!

04:09.249 --> 04:10.876
‫اومدم، مارکوس

04:26.475 --> 04:28.560
‫می‌ترسی؟

04:29.227 --> 04:30.312
‫آره!

04:31.104 --> 04:32.230
‫آره!

04:39.654 --> 04:40.697
‫چی شد؟

04:44.993 --> 04:46.036
‫یا خدا

04:57.172 --> 05:00.675
« فـانـوس‌هـا »

05:02.385 --> 05:04.855
‫قهرمان مرموزی که فقط با اسم
‫«فانوس سبز» می‌شناسیمش

05:04.930 --> 05:08.058
‫باز هم یه کلان‌شهر رو از فاجعه نجات داد

05:08.141 --> 05:10.235
‫کماکان هیچ اطلاعاتی
‫از هویت وی در دست نیست،

05:10.310 --> 05:12.360
‫اما امروز این بیانیه رو صادر کرده

05:12.437 --> 05:15.607
‫عین کلماتش:
‫«بااینکه چهره‌ام رو نمی‌بینید،

05:15.690 --> 05:18.985
‫بدونید در مبارزه با پلیدی
‫یک‌قدم هم پا پس نمی‌کشم.

05:19.069 --> 05:22.280
‫شبی که این حلقه بهم رسید،
‫فقط یه سؤال ازم پرسیدن؛

05:22.781 --> 05:24.074
‫اینکه آیا می‌ترسم یا نه.

05:24.157 --> 05:26.952
‫مثل همون موقع عزمم جزمـه.

05:27.452 --> 05:28.995
‫من با ترس بیگانه‌ام.»

05:33.207 --> 05:34.793
‫زده به سرت؟

05:36.002 --> 05:38.180
‫آخه چطوری نباید می‌ترسیدم؟

05:38.255 --> 05:39.923
‫از رو تختم کشیدنم بالا

05:40.006 --> 05:42.801
‫- توی یه… یه حباب بودم
‫- اسلحه‌تو بده به من، جانی

05:42.884 --> 05:44.052
‫نورش سبز بود

05:44.923 --> 05:46.040
‫داشتن امتحانم می‌کردن

05:46.847 --> 05:49.497
‫تا وارد این تشکیلات فانوسشون بشم؛
‫منو انتخاب کرده بودن

05:49.599 --> 05:51.401
‫قبلاً راجع‌بهش حرف زدیم.
‫کلاً کابوس بود

05:51.476 --> 05:53.779
‫- حبابی در کار نبوده!
‫- بوده! مگه نشنیدی چی گفت؟

05:53.854 --> 05:55.605
‫اسلحه‌تو بده من، جانی

05:55.689 --> 05:57.532
‫همون سؤال رو از اون هم پرسیدن

05:57.607 --> 05:58.950
‫به نظرت اتفاقیـه؟

05:59.025 --> 06:01.194
‫- داری منو می‌ترسونی
‫- «می‌ترسی؟»

06:04.030 --> 06:05.081
‫چرا حرفمو باور نمی‌کنی؟

06:05.156 --> 06:06.867
‫چون هیچ عقل سلیمی باورش نمی‌کنه!

06:07.367 --> 06:09.169
‫ولی باور کن اگه اون تفنگو بهم ندی،

06:09.244 --> 06:10.954
‫خودم می‌فرستمت سینه‌ی قبرستون!

06:21.298 --> 06:23.383
‫من که نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم، برنی

06:26.845 --> 06:28.934
‫این توهمات عقلت رو زایل کرده؛

06:29.010 --> 06:30.508
‫این‌طوری نمیشه دیگه

06:30.807 --> 06:33.457
‫وقتی بچه‌ها رو از مدرسه آوردم،
‫بهتره نبینمت!

06:54.873 --> 06:57.375
‫گروهبان استوارت تشریف دارن؟

06:59.085 --> 07:00.211
‫خیر

07:01.254 --> 07:02.339
‫کمکی از دستم برمیاد؟

07:02.422 --> 07:05.258
‫- چه ساعتی تشریف میارن؟
‫- درست نمی‌دونم

07:07.177 --> 07:08.178
‫جنابعالی؟

07:08.553 --> 07:10.472
‫شما همسر گروهبان استوارت هستید؟

07:11.348 --> 07:12.245
‫برنادت هستم

07:12.321 --> 07:15.810
‫لطفاً به شوهرتون بگید ما نگهبانان

07:15.886 --> 07:21.197
‫بابت آسیب‌های روحیِ ناشی از
‫آخرین ارتباطمون با ایشون عمیقاً متأسفیم

07:22.067 --> 07:24.235
‫مایلیم غرامتی پرداخت کنیم

07:24.653 --> 07:28.323
‫بابت هرگونه درد و رنجی که ایجاد شده

07:31.618 --> 07:33.536
‫سر درنمیارم، من…

07:36.289 --> 07:39.334
‫گزارش‌هایی به دستمون رسیده
‫مبنی بر اینکه خیلی از داوطلبانی که

07:39.417 --> 07:43.254
‫برای نقش فانوس سبز ارزیابی شدن دچار…

07:45.757 --> 07:47.175
‫آشفتگی عاطفی شدن

07:49.427 --> 07:51.554
‫داری میگی آدم‌فضایی هستی؟

07:51.638 --> 07:55.475
‫بله، من متعلق به یک نژادِ
‫بین‌کهکشانی و غیرزمینی‌ام

07:55.558 --> 07:56.643
‫ثابت کن

07:57.811 --> 07:59.062
‫عذر می‌خوام؟

07:59.145 --> 08:02.774
‫به چشم من که
‫یه زنیکه‌ی سفیدپوست بخت‌برگشته‌ای

08:03.566 --> 08:04.651
‫حرفت رو ثابت کن

08:08.321 --> 08:10.448
‫تجربه نشون داده کالبد اصلیم

08:11.157 --> 08:12.993
‫برای انسان‌ها اذیت‌کننده‌ست

08:14.786 --> 08:15.954
‫من اذیت نمیشم

08:17.080 --> 08:18.289
‫نشونم بده

08:51.031 --> 08:52.449
‫قهوه می‌خوای؟

08:55.243 --> 08:58.705
‫ببخشید اینجا به‌هم‌ریخته‌ست.
‫بچه‌هام تازه امتحان دادن.

08:59.998 --> 09:01.648
‫پس باز هم بچه داری؟

09:02.292 --> 09:05.420
‫آره. البته منظورم شاگردهام بود. من معلمم

09:06.588 --> 09:09.340
‫پس تو شوهرمو از روی تخت
‫آوردی روی هوا؟

09:09.966 --> 09:12.516
‫ما قبل از این
‫فانوس سبزی از سیاره‌ی زمین نداشتیم

09:14.345 --> 09:18.725
‫حالا متوجه شدیم که
‫شیوه‌ی گزینش حلقه برای گونه‌ی شما

09:19.851 --> 09:20.852
‫نامتعارفـه

09:21.352 --> 09:23.402
‫قصد ندارید گندتونو جمع کنید؟

09:24.397 --> 09:27.901
‫جانی با هر کی دردودل می‌کنه،
‫طرف فکر می‌کنه عقلش پاره‌سنگ برداشته

09:27.984 --> 09:30.078
‫هر شب تا حد مرگ مشروب می‌خوره

09:30.153 --> 09:32.030
‫خانواده‌ام داره از هم می‌پاشه

09:32.113 --> 09:33.839
‫سازوکارمون بی‌نقص نیست

09:34.346 --> 09:36.127
‫فقط در همین حد از دستم برمیاد

09:37.702 --> 09:40.121
‫اصلاً در جریانِ
‫تفاوت‌های نژادی روی زمین هستی؟

09:41.081 --> 09:44.000
‫می‌فهمی چقدر نامردیـه که

09:44.084 --> 09:46.836
‫از یه مرد سیاه‌پوست
‫توی آمریکا بپرسی «می‌ترسی؟»

09:48.505 --> 09:49.881
‫منظورت از «سیاه‌پوست»…

09:51.508 --> 09:53.051
‫همون پوست‌قهوه‌ایـه؟

09:53.134 --> 09:55.678
‫ما هر روزمون رو
‫با ترس از آزار و اذیت شب می‌کنیم

09:55.762 --> 09:59.516
‫ولی باز هم جا نمی‌زنیم و
‫گاهی حتی از دوروبری‌هامون سرتریم

09:59.599 --> 10:00.683
‫اینو می‌دونستی؟

10:02.185 --> 10:03.269
‫نمی‌دونستم

10:05.647 --> 10:07.690
‫حتی تو فضا هم
‫ما رو آدم حساب نمی‌کنن

10:14.531 --> 10:17.742
‫عمر انسان‌ها نسبتاً کوتاهـه

10:21.621 --> 10:24.165
‫شاید این قضیه فرصت‌های تازه‌ای رو
‫پیش روتون بذاره

10:25.208 --> 10:28.378
‫هر چیزی که حلقه توی وجود شوهرت دید،
‫توی ژن‌هاش نهفته‌ست

10:28.461 --> 10:31.005
‫خودت هم زن باصلابتی هستی

10:32.340 --> 10:35.343
‫چه‌بسا پسر شما روزی…

10:36.886 --> 10:38.471
‫گزینه‌ی فوق‌العاده‌ای بشه

10:40.640 --> 10:44.602
‫تا اون موقع خیلی مونده.
‫اگه اون هم بترسه چی؟

10:45.103 --> 10:46.312
‫اون‌وقت اون هم رد میشه

10:49.440 --> 10:51.640
‫اگه جوری بارش بیارم
‫که با ترس غریبه باشه چی؟

10:52.944 --> 10:55.196
‫چنین چیزی قطعاً نظرمون رو جلب می‌کنه…

10:57.365 --> 10:58.491
‫وقتی که موعدش برسه

10:59.701 --> 11:01.286
‫موقعش که رسید،

11:03.204 --> 11:05.248
‫از کجا بدونم حقش پایمال نمیشه؟

11:05.790 --> 11:07.333
‫بهت قول میدم

11:19.679 --> 11:22.473
‫شما همونی بودید که رفتید سراغ مامانم؟

11:22.557 --> 11:23.558
‫بله

11:23.641 --> 11:28.229
‫می‌دونی، وقتی خواست اون الماس رو بفروشه،
‫پلیس‌ها ریختن سرش

11:29.105 --> 11:30.406
‫باور نمی‌کردن مال خودشه

11:30.481 --> 11:33.026
‫شرمنده‌ام که متحمل چنین دردسری شد

11:34.611 --> 11:35.961
‫آره، بهش میگم شرمنده‌اید

11:36.487 --> 11:38.957
‫پدرت تفنگدار نیروی دریایی بود.
‫واسه همین تو هم راه اونو رفتی؟

11:39.032 --> 11:42.410
‫بله، خانم.
‫این هم بخشی از مسیر بود.

11:42.493 --> 11:43.586
‫کدوم مسیر؟

11:43.661 --> 11:47.665
‫تفنگدار شدم تا برسم به اینجا؛
‫روبروی شما پشت همین میز

11:49.042 --> 11:51.336
‫خب، پس بیا
‫از همین‌جا شروع کنیم، جان استوارت

11:52.837 --> 11:55.882
‫یا شاید بهتره بگم سرگروهبان جان استوارت

11:55.965 --> 11:59.219
‫- درستـه؟
‫- سرگروهبان سابق

12:13.691 --> 12:15.741
‫لباس دیگه‌ای تو ماشینت نداشتی؟

12:15.818 --> 12:17.737
‫- ساک ورزشی‌ای چیزی؟
‫- نه، قربان

12:19.072 --> 12:21.741
‫خب، من سفارش دادم.
‫برات استیک و آبجو گرفتم.

12:22.575 --> 12:25.328
‫- تشکر
‫- قرار نبود با لباس فرم بیای

12:26.037 --> 12:28.464
‫بهم گفتن قضیه‌ی امنیت ملیـه

12:28.539 --> 12:31.439
‫اصلاً توی رستوران قرار گذاشتیم
‫تا جلب توجه نشه

12:35.129 --> 12:37.048
‫تک‌تیراندازهایی مثل تو کمن

12:37.131 --> 12:38.631
‫مو لای درز آمارت نمیره

12:39.425 --> 12:41.275
‫- صبوری
‫- این هدفمـه؟

12:42.470 --> 12:44.389
‫اسم رمزش گرگ خاکستریـه

12:44.472 --> 12:46.107
‫- کارش پول‌شوییـه…
‫- خودش مهم نیست

12:46.182 --> 12:49.435
‫- درمورد مأموریت بگید
‫- نمیشه ردش رو زد

12:49.519 --> 12:51.821
‫فقط می‌دونیم به یه جا رفت‌وآمد داره

12:51.896 --> 12:54.649
‫یه ویلا توی شبه‌جزیره‌ی کامچاتکا که
‫به نظرمون مال خودشـه

12:54.732 --> 12:57.432
‫اطلاعی هم نداریم که
‫چند وقت یک بار میره و چقدر می‌مونه

12:57.777 --> 13:01.322
‫می‌خواید کمین کنم و
‫منتظر بمونم تا پیداش بشه

13:01.864 --> 13:04.075
‫ممکنه چند هفته یا چند ماه معطل بشی

13:04.575 --> 13:06.225
‫قبل از من چند نفر رو فرستادید؟

13:07.537 --> 13:09.047
‫روی چه حسابی فکر می‌کنی نفر اول نیستی؟

13:09.122 --> 13:11.883
‫خب، از یه منطقه‌ی کوهستانی دورافتاده
‫اطلاعات دارید،

13:11.958 --> 13:14.808
‫یه نقشه‌ی کلی هم از ویلا هست؛
‫پس قبلاً یکی رفته اونجا

13:15.795 --> 13:16.879
‫سه نفر

13:17.547 --> 13:19.799
‫چند ماه پیش
‫ارتباطمون با آخرین تیم قطع شد

13:20.591 --> 13:22.769
‫اما اگه این مأموریت رو قبول کنی،
‫حساب کار فرق می‌کنه

13:22.844 --> 13:24.729
‫یه دکمه‌ی اضطراری بهت میدیم
‫تا اگه نیاز به نجات داشتی بزنیش

13:24.804 --> 13:28.099
‫لازمش ندارم.
‫دستپاچگی تو کارم نیست، قربان.

13:31.394 --> 13:33.112
‫بهتره قبل از رفتن
‫کارهات رو ردیف کنی

13:33.187 --> 13:34.939
‫- بله
‫- بابات در چه حالـه؟

13:36.107 --> 13:37.108
‫قربان؟

13:37.692 --> 13:39.861
‫بعد از دوره‌ی آموزشی
‫با هم خدمت می‌کردیم

13:41.070 --> 13:42.697
‫شنیدم درگیر مشکلاتی شده بوده

13:45.825 --> 13:48.202
‫خیلی بهتره، قربان. ممنون

14:05.762 --> 14:07.263
‫صدای پاتو نشنیدم

14:08.014 --> 14:09.515
‫رو مبل جا خوش کردی؟

14:10.141 --> 14:12.018
‫صد شرف داره به مسافرخونه

14:15.104 --> 14:16.731
‫باید این وضعو درست کنیم، جانی

14:17.815 --> 14:18.900
‫می‌دونم

14:19.400 --> 14:21.160
‫اون حلقه هیچ‌وقت قرار نبود به تو برسه

14:21.235 --> 14:23.571
‫- می‌دونم باورم نمی‌کنی
‫- الان باورت می‌کنم

14:23.654 --> 14:27.033
‫معذرت می‌خوام که همه جوری باهات تا کردن
‫که انگار رد دادی

14:28.534 --> 14:32.330
‫- معذرت می‌خوام که خودم هم جزوشون بوده‌م
‫- چرا الان؟ چی شده مگه؟

14:47.512 --> 14:50.431
‫پریروز یکی از رؤسای فانوس سبز اومد اینجا

14:51.599 --> 14:53.810
‫عذرخواهی کرد که تو رو انتخاب نکردن

15:02.652 --> 15:03.778
‫چی گفت؟

15:04.904 --> 15:07.615
‫یه‌مشت اراجیف
‫راجع‌به اینکه سازوکارشون بی‌نقص نیست

15:10.701 --> 15:12.120
‫ولی جان پتانسیلش رو داره

15:14.122 --> 15:15.164
‫بچه‌ی خودمون؟

15:16.457 --> 15:17.458
‫دقیقاً

15:19.210 --> 15:22.296
‫- متوجه نمیشم
‫- تو چرا رفتی تو نیروی دریایی؟

15:24.674 --> 15:26.134
‫من چرا صبح تا شب درس میدم؟

15:27.677 --> 15:30.021
‫واسه اینکه خودمونو
‫از منجلابی که توش بودیم بیرون بکشیم

15:30.096 --> 15:32.765
‫تا به عالم و آدم ثابت کنیم
‫آدم به‌دردنخوری نیستیم

15:33.766 --> 15:35.726
‫ما این همه تابوشکنی نکردیم و

15:35.810 --> 15:38.688
‫جلوی هر ترسی سینه سپر نکردیم
‫که تهش تو بسوزی؛

15:38.771 --> 15:41.199
‫فقط چون دلت نمیاد
‫از عزیزانت دل بکنی

15:41.274 --> 15:43.724
‫اینا چشم دیدن ما رو ندارن، برنی،
‫خودت خوب می‌دونی

15:44.902 --> 15:46.195
‫چه این پایین، چه اون بالا

15:46.279 --> 15:49.449
‫منم همینو بهش گفتم،
‫ولی نباید به این ذلت تن بدیم

15:50.408 --> 15:51.918
‫نمیشه که سه‌تا پسر بزرگ کنیم

15:51.993 --> 15:53.753
‫ولی ته دلمون باور داشته باشیم
‫هر چقدر هم که کاردرست باشن،

15:53.828 --> 15:55.028
‫باز هم نادیده گرفته میشن

15:55.455 --> 15:56.956
‫چرا اَرون یا مارکوس نه؟

15:57.039 --> 15:58.332
‫نه، سنشون گذشته

15:59.417 --> 16:00.793
‫اونا طعم ترس رو چشیده‌ن

16:03.838 --> 16:06.048
‫تازه، به نظرم اون نگهبانه
‫از جان خوشش اومد

16:07.383 --> 16:08.468
‫از چشم‌هاش خوندم

16:14.265 --> 16:16.225
‫چطوری می‌خوای ازش فانوس سبز بسازی؟

16:18.019 --> 16:19.061
‫کلی تحقیق کردم

16:20.855 --> 16:22.955
‫جوری تربیتش می‌کنیم که
‫ترس تو وجودش حل بشه

16:23.983 --> 16:26.035
‫طوری آموزشش میدیم که
‫تمام ویژگی‌های خوب تو رو داشته باشه

16:26.110 --> 16:29.210
‫ولی هیچ‌کدوم از خصلت‌های
‫فانوسی که انتخاب کردن رو نداشته باشه

16:31.407 --> 16:32.492
‫چی بگم

16:36.037 --> 16:37.747
‫همون شبی که دست رد به سینه‌ات زدن،

16:37.830 --> 16:40.625
‫شروع از هم پاشیدن کل زندگیمون بود

16:43.169 --> 16:46.019
‫الان فرصتی نصیبمون شده
‫تا دوباره به زندگیمون سروسامون بدیم

16:54.805 --> 16:56.098
‫جان ازمون متنفر میشه

16:57.141 --> 16:58.392
‫بذار بشه

17:16.368 --> 17:19.004
‫هوا واسه پرش عالی نیست،
‫ولی تنها راهیـه که متوجه نشن

17:19.079 --> 17:20.498
‫پس عالیِ عالیـه

17:20.580 --> 17:22.383
‫مأموریت که تموم شد،
‫این دکمه رو بزن

17:22.458 --> 17:24.594
‫اگه کار بیخ پیدا کرد و
‫نیاز به نجات بود…

17:24.669 --> 17:27.138
‫فقط وقتی خبری ازم میشه که
‫مأموریتم رو انجام داده باشم

17:27.213 --> 17:28.673
‫موفق باشی. بپر

18:40.494 --> 18:43.914
‫با فضاحت تمام اخراجم کردن

18:44.999 --> 18:46.759
‫- بیشتر توضیح بده
‫- درمورد کدوم بخشش؟

18:46.834 --> 18:48.628
‫ماجرای فضاحت یا اصل اخراجم؟

18:48.711 --> 18:50.388
‫من بیشتر نگران نافرمانی‌ام

18:50.463 --> 18:51.663
‫نافرمانی‌ای در کار نبود

18:52.214 --> 18:54.383
‫یه مأموریت داشتم که
‫توش شکست خوردم

18:56.594 --> 18:59.188
‫بهت نمیاد بی‌خود و بی‌جهت جا بزنی

18:59.263 --> 19:04.226
‫خب، اگه دلیل و برهانی هم بوده باشه،
‫اصولاً محرمانه‌ست

19:07.063 --> 19:09.690
‫خیلی از مسائلی که
‫من هم قراره مطرح کنم، محرمانه‌ان

19:10.483 --> 19:12.583
‫خیالتون راحت،
‫حرفی از این اتاق بیرون نمیره

19:16.989 --> 19:19.075
‫درمورد سینسترو چی می‌دونی؟

19:19.158 --> 19:22.370
‫فقط همون چیزهایی که توی اخبار دیدم؛
‫اینکه یاغی شد

19:22.453 --> 19:25.081
‫و یکی از همکارهای نگهبان‌تون رو کُشت

19:25.164 --> 19:27.174
‫هل جردن هم دهنش رو صاف کرد و
‫انداختش زندان

19:27.249 --> 19:28.593
‫نظرت درمورد هل جردن چیه؟

19:28.668 --> 19:30.211
‫- نظری ندارم
‫- یعنی چی نداری؟

19:30.294 --> 19:33.194
‫- بهش فکر نمی‌کنم
‫- بالاخره باید حس یا نظری داشته باشی

19:34.090 --> 19:35.891
‫اون به جای پدر تو انتخاب شد

19:36.153 --> 19:39.031
‫پدر من در کمال شرافت
‫به این کشور خدمت کرد

19:39.345 --> 19:42.223
‫واسه هر کسی که وظیفه‌اش
‫حفاظت از مردمه احترام قائلـه

19:42.306 --> 19:44.156
‫همین رو به من هم یاد داد

19:45.851 --> 19:47.770
‫سینسترو استاد جردن بود

19:49.480 --> 19:51.482
‫حکم پدر رو براش داشت

19:53.651 --> 19:56.779
‫هنوز هم ته دلش
‫علاقه‌ی خاصی به استادش داره. یجورایی…

20:00.449 --> 20:01.575
‫نگران‌کننده‌ست

20:01.659 --> 20:02.702
‫خصلت آدمیزاده

20:03.327 --> 20:05.621
‫ما کسایی که بزرگمون کردن رو دوست داریم

20:08.416 --> 20:09.750
‫حتی اگه رد داده باشن

20:10.876 --> 20:15.423
‫تولدت مبارک

20:15.506 --> 20:19.468
‫تولدت مبارک

20:19.885 --> 20:25.099
‫تولدت مبارک، جان عزیزم

20:25.182 --> 20:29.812
‫تولدت مبارک

20:31.480 --> 20:32.940
‫یه آرزو بکن، پسرم

20:35.609 --> 20:38.070
‫یه کادو برات گرفتیم، عزیزم.
‫چشم‌هاتو ببند.

20:38.696 --> 20:40.614
‫مارکوس، تو چرا چشم‌هاتو بستی؟

20:40.698 --> 20:42.248
‫دعا می‌کنم پیرهن بیسبال باشه

20:42.616 --> 20:45.216
‫- با اون خیکت لباس‌های جان اندازه‌ات نمیشه
‫- هوی

20:46.287 --> 20:47.329
‫بازش کن

20:59.049 --> 21:01.302
‫وایسید،
‫من مدادشمعی خواسته بودم

21:02.401 --> 21:05.851
‫به نظر من و بابات پنج‌سالگی
‫سن خوبیـه تا از سرنوشتت خبردار بشی

21:17.735 --> 21:20.485
‫بزرگ که شدی قراره فانوس سبز بشی، پسرم

21:22.573 --> 21:25.123
‫لابد برات سؤال بوده که
‫چرا برخوردمون باهات فرق داره

21:25.576 --> 21:27.670
‫چرا اتاقت از داداش‌هات جداست،

21:27.745 --> 21:29.171
‫و با اونا نمیری مدرسه

21:29.246 --> 21:30.548
‫فکر می‌کردم فقط اونو
‫بیشتر دوست دارید

21:30.623 --> 21:31.707
‫هوی!

21:31.791 --> 21:33.250
‫بچه‌ها، قضیه جدیـه

21:35.211 --> 21:37.797
‫وقتی بچه بودی، نگهبانان،

21:37.880 --> 21:40.007
‫همونایی که کل دنیا دستشونـه،

21:40.090 --> 21:44.053
‫اومدن بهمون گفتن
‫می‌خوان تو فانوس سبز بعدی باشی

21:44.136 --> 21:45.730
‫گفتن باید آموزشت بدیم

21:45.805 --> 21:48.232
‫گفتن چند تا پرنده رو مأمور می‌کنن
‫تا حواسشون به ما باشه

21:48.307 --> 21:49.900
‫اونا همه‌چیز رو برای نگهبانان تعریف می‌کنن

21:49.975 --> 21:52.125
‫واسه همینـه که این‌قدر
‫عاشق پرنده‌هایی، پسرم

21:53.354 --> 21:55.865
‫می‌دونم نقاشی دوست داری و
‫مدادشمعی می‌خواستی،

21:55.940 --> 21:57.740
‫البته باز هم می‌تونی
‫یکم نقاشی بکشی

21:58.567 --> 22:01.445
‫ولی از امسال،
‫تمرین‌های واقعی‌ات شروع میشه

22:01.529 --> 22:02.863
‫باید چیکار کنم؟

22:04.615 --> 22:06.792
‫می‌خوان جوری بارت بیاریم که
‫با ترس غریبه باشی

22:06.867 --> 22:09.578
‫- همیشه اونو ترجیح میدید
‫- آهای، اَرون

22:12.248 --> 22:13.290
‫گوش کن

22:15.334 --> 22:16.794
‫نباید نگران اون باشی

22:17.670 --> 22:19.922
‫نباید نگران هیچ‌کس جز خودت باشی

22:20.881 --> 22:24.510
‫نمی‌خوای که نگهبانان فکر کنن جا زدی، نه؟

22:24.593 --> 22:25.845
‫نه، خانم

22:28.514 --> 22:29.598
‫این چیه؟

22:29.682 --> 22:31.934
‫مواظب باش، مارکوس.
‫بدش به جان.

22:36.188 --> 22:37.838
‫هدفت رو برات مشخص کردیم، پسرم

22:38.482 --> 22:41.026
‫حالا باید تیراندازی یاد بگیری. حاضری؟

22:42.194 --> 22:44.280
‫واسه همین تک‌تیرانداز شدی؟

22:44.822 --> 22:47.575
‫- تیرانداز قهاری‌ام
‫- سؤالم این نبود

22:49.034 --> 22:52.621
‫می‌تونم یه هدف رو
‫از فاصله‌ی بالای ۱.۵ کیلومتر بزنم

23:06.635 --> 23:08.345
‫پس از فاصله خوشت میاد؟

23:10.681 --> 23:11.932
‫به کنایه میگید دیگه؟

23:12.850 --> 23:18.063
‫سؤالتون اینه که با کسی صمیمی هستم
‫یا ممکنه سرِ کار حواسم پرت بشه؟

23:19.690 --> 23:21.942
‫بله. سؤالم همینـه

23:25.195 --> 23:28.449
‫تنهایی رو دوست دارم.
‫حواسم هم پرت نمیشه.

23:35.956 --> 23:37.041
‫پدر و مادرت چی؟

23:40.169 --> 23:42.819
‫بابت سخت‌گیری‌هاشون سر تمرین‌ها
‫ازشون کینه به دل داری؟

23:43.088 --> 23:44.340
‫خودتون خانواده دارید؟

23:44.423 --> 23:48.510
‫ما تنها پا به این دنیا می‌ذاریم و
‫تنها هم از این دنیا می‌ریم

23:49.637 --> 23:50.721
‫چه تلخ

23:52.890 --> 23:53.933
‫واقعاً؟

23:54.975 --> 23:59.813
‫واقعاً نمی‌تونم مفهوم خانواده رو
‫به کسی که خانواده نداره توضیح بدم،

23:59.897 --> 24:03.567
‫ولی سخت‌گیری هم توی ذاتشـه

24:05.319 --> 24:08.030
‫هی، ماشالا، پسر.
‫عالی بود.

24:08.572 --> 24:10.282
‫برو یه سیب دیگه بذار

24:10.824 --> 24:13.661
‫مگه قرار نبود این دیش رو نصب کنی؟

24:13.744 --> 24:15.454
‫حس کردم بهتره باهاش تمرین کنم

24:15.537 --> 24:17.039
‫حس کردی؟

24:17.122 --> 24:19.249
‫حس کردن نداریم.
‫باید دیش رو نصب کنیم.

24:19.333 --> 24:22.252
‫پول الماسه تموم شده، برنی.
‫قطعات بیشتری لازم داریم.

24:22.336 --> 24:24.305
‫من هم باید باهاشون تماس بگیرم و
‫بگم چقدر پیشرفت کرده

24:24.380 --> 24:27.430
‫اصلاً نمی‌دونیم به کی باید زنگ بزنیم و
‫خودشون گفتن حواس‌شون هست

24:27.549 --> 24:29.059
‫من آینده‌اش رو نمی‌سپرم دست اونا

24:29.134 --> 24:31.345
‫بابایی، نگاه. عین ویلهلم تل

24:32.554 --> 24:33.973
‫روی سرم بزنش

24:39.019 --> 24:40.062
‫شلیک کن

24:40.771 --> 24:43.273
‫- چی؟
‫- ببین می‌ترسه یا نه. بزنش

24:56.370 --> 24:57.621
‫ترس واگیرداره

24:59.540 --> 25:01.000
‫همون سؤال رو از اون بپرس

25:13.012 --> 25:14.263
‫می‌ترسی؟

25:14.847 --> 25:15.973
‫نه، قربان

25:22.271 --> 25:23.647
‫این کار لازمـه

25:24.565 --> 25:25.858
‫برای جفت‌تون

25:36.035 --> 25:38.954
‫پوره‌ی سیب شد. میشه پوره‌ی سیب بخورم؟

25:40.497 --> 25:42.697
‫به نظرم پدرت می‌تونه
‫غذاهای بهتری برات بگیره

25:44.293 --> 25:46.128
‫حقتـه برات یه چیزبرگر بگیرم، پسرم

25:46.211 --> 25:48.797
‫پسر خوب. بیا ببینم

25:52.468 --> 25:55.429
‫پدر و مادرت… دوست‌شون داری؟

25:56.013 --> 26:00.017
‫آره. معلومـه که دوست‌شون دارم.
‫همه چی رو مدیون اونام.

26:00.100 --> 26:01.810
‫- بهشون مدیونی؟
‫- بله

26:02.519 --> 26:04.772
‫چطوری می‌خوای این دِین رو ادا کنی؟

26:05.272 --> 26:07.775
‫- با به دست آوردن این شغل
‫- اگه موفق نشی چی؟

26:08.442 --> 26:09.485
‫میشم

26:10.110 --> 26:13.238
‫- از کجا انقدر مطمئنی؟
‫- تعلیم دیدم که مطمئن باشم

26:23.000 --> 26:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:51.485 --> 26:53.112
‫- کسخل شدی
‫- مطمئنم راست میگم

26:53.195 --> 26:54.488
‫این رو نمیگه

26:54.571 --> 26:55.614
‫- میگه
‫- نخیر

26:55.697 --> 26:57.574
‫نمی‌تونن اون کلمه رو توی رادیو بگن

26:57.658 --> 26:59.034
‫توی آهنگ واقعاً میگه

26:59.118 --> 27:01.668
‫«اگه با ماهی و گریتز و
‫جاکش‌بازی حال می‌کنید» یا نه؟

27:01.745 --> 27:04.289
‫اون از کجا بدونه؟
‫اصلاً سیاه‌پوست هم نیست

27:04.373 --> 27:06.250
‫کاکاسیاه فقط پیانو گوش میده

27:06.333 --> 27:08.418
‫- می‌دونی که مامان زورش می‌کنه
‫- هیس. ساکت

27:08.502 --> 27:09.962
‫می‌دونی که مامان زورش می‌کنه

27:10.045 --> 27:12.172
‫ولی از پشت دیوار گوش میده.
‫صداش رو شنیدم.

27:13.799 --> 27:15.551
‫آره. همین رو میگه

27:15.634 --> 27:17.094
‫- دیدی گفتم؟!
‫- الکی میگی تا

27:17.177 --> 27:20.681
‫- پیش اَرون عزیز شی
‫- ولمون کن. کل آهنگ رو بلدی؟

27:20.764 --> 27:21.974
‫بخون

27:24.852 --> 27:26.812
‫قراره کل عمر ازشون بترسی؟

27:26.895 --> 27:29.815
‫اونها هدف‌شون اینـه که
‫بی‌بخار بارت بیارن

27:32.317 --> 27:34.736
‫♪ گفتم همه دست‌ها رو ببرید بالا و ♪

27:34.820 --> 27:37.072
‫♪ جوری تکون‌شون بدید
‫انگار کیرتون هم نیست ♪

27:37.156 --> 27:39.783
‫♪ اگه با ماهی و گریتز و ♪
‫♪ جاکش‌بازی حال می‌کنید، ♪

27:39.867 --> 27:41.243
‫♪ بلند همراه من بگید، ♪

27:41.326 --> 27:42.995
‫♪ هوریا؟ ♪

27:43.078 --> 27:45.038
‫- هوریا!
‫- هوریا

27:45.122 --> 27:46.999
‫عین سفیدپوست‌های پاستوریزه حرف می‌زنی

27:52.588 --> 27:55.424
‫- جان، پیاده شو
‫- ولی مامان، ما بهش گفتیم رپ بخونه

27:56.049 --> 27:58.886
‫ربطی به آهنگ نداره. تمرینشـه

27:58.969 --> 28:01.146
‫اون بیرون تیکه‌پاره‌اش می‌کنن.
‫تابحال این‌جور جاها…

28:01.221 --> 28:03.348
‫کسی از تو نظر نخواست

28:05.100 --> 28:06.518
‫پیاده شو، پسرم

28:08.061 --> 28:09.188
‫ببخشید

28:50.938 --> 28:52.856
‫- روبراهی، پسر؟
‫- چه خبرا، کوچولو؟

28:52.940 --> 28:55.400
‫کنجکاوم بدونم چرا درخواست نجات ندادی

28:56.860 --> 28:58.362
‫باید مأموریتم رو تکمیل می‌کردم

28:58.445 --> 28:59.947
‫شاید از سر لجبازی بوده

29:00.030 --> 29:02.783
‫باید مأموریتم رو تکمیل می‌کردم

29:05.827 --> 29:08.580
تمرین‌هات حتماً به‌شدت
‫منجر به تنهاییت شدن

29:09.957 --> 29:13.460
‫نظر به اینکه انسان‌ها
‫نیازمند روابط اجتماعی بسیاری هستن،

29:13.543 --> 29:17.631
‫گویا اون تنهایی کاملاً
‫با برنامه‌ریزیت در تضاد بوده

29:19.383 --> 29:22.844
‫انسان‌ها برنامه‌ریزی نمیشن، تربیت میشیم

29:24.137 --> 29:25.973
‫متوجه فرق این دو مورد نمیشم

29:26.974 --> 29:29.142
‫خب، فرق می‌کنن

29:39.778 --> 29:40.821
‫کجا میری؟

29:41.321 --> 29:43.991
‫من… حق نداری بری

29:44.074 --> 29:45.993
‫- وایسا! نه. برو، برو
‫- نه، نه، نه

29:47.869 --> 29:48.912
‫اوه! آره

29:54.459 --> 29:55.711
‫جان

29:58.714 --> 30:00.257
‫یه راسته‌ی خوک برات نگه داشتم

30:02.342 --> 30:03.844
‫غذات توی مایکروفره

30:25.407 --> 30:26.950
‫در صورتی که فانوس سبز بشی،

30:27.034 --> 30:29.244
‫از خانوادت دورتر میشی

30:30.829 --> 30:31.830
‫مشکلی نیست

30:32.456 --> 30:33.498
‫اونها…

30:34.958 --> 30:36.251
‫- دلتنگت نمیشن؟
‫- نه

30:37.252 --> 30:40.172
‫خودت دلتنگ اونها نمیشی؟

30:41.882 --> 30:44.843
‫هممون ۱۸ سال توی
‫یه خونه زندگی کردیم

30:45.844 --> 30:47.494
‫هیچ‌وقت چندان باهاشون صمیمی نبودم

30:48.722 --> 30:49.765
‫مامان!

30:50.640 --> 30:53.435
‫میشه با اَرون و مارکوس برم بیرون؟
‫تکالیفم رو انجام دادم

30:53.518 --> 30:55.070
‫می‌تونه اهداف نیم کیلومتری رو بزنه…

30:55.145 --> 30:56.280
‫- مامان؟
‫- تازه ده سالشـه

30:56.355 --> 30:59.316
‫هر روز نترس بودن خودش رو نشون میده. اون…

30:59.399 --> 31:00.442
‫می‌شنوی؟

31:00.525 --> 31:03.070
‫یه چیزی بگو. تو قول دادی!

31:04.112 --> 31:05.572
‫با کی حرف می‌زنی؟

31:07.532 --> 31:10.619
‫نگهبانان بودن؟
‫چرا جواب نمی‌دادن؟

31:11.370 --> 31:14.831
‫شاید جواب نمیدن چون پیشرفتی نمی‌بینن

31:15.499 --> 31:17.584
‫- هنوز می‌ترسی
‫- من از هیچی نمی‌ترسم

31:17.667 --> 31:19.336
‫پرنده‌ها باید این رو بهشون بگن

31:19.878 --> 31:23.048
‫- خب، این رو نگفتن
‫- پس پرنده‌ها دروغگوئن

31:24.049 --> 31:25.550
‫ثابت کن

31:32.057 --> 31:34.810
‫خوبـه، جان. عالی بود

31:35.727 --> 31:37.354
‫بریم یه چیزبرگر بزنیم

31:38.105 --> 31:40.190
‫- هنوز نه
‫- چی؟

31:40.273 --> 31:41.358
‫بده جان شلیک کنه

31:44.111 --> 31:45.237
‫به چی؟

31:46.279 --> 31:47.447
‫سیب روی سر تو

31:49.449 --> 31:50.784
‫گفتش نمی‌ترسه

31:52.619 --> 31:53.662
‫ببینیم و تعریف کنیم

31:57.374 --> 31:58.917
‫از پسش برمیای، پسرم؟

32:14.349 --> 32:15.976
‫عزیزم، قبلش تمرین نکنیم؟

32:16.059 --> 32:18.019
‫جان مگس رو توی آسمون می‌زنه

32:20.480 --> 32:21.982
‫آره

33:12.157 --> 33:14.075
‫گمونم پرنده‌ها اونقدرا هم دروغگو نیستن

33:32.928 --> 33:34.221
‫لازم نیست قایمش کنی

33:35.931 --> 33:36.932
‫بده ببینم

33:45.148 --> 33:46.900
‫خیلی بااستعدادی، پسرم

33:48.068 --> 33:51.238
‫می‌دونم اگه دست خودت بود،
‫کل وقتت رو نقاشی می‌کشیدی

33:51.321 --> 33:53.990
‫باید تمرین کنم.
‫وقت برای نقاشی ندارم.

33:54.074 --> 33:56.243
‫ولی به هر حال خیلی علاقه داری

33:58.245 --> 34:00.455
‫بعضی چیزها توی خون آدمـه

34:01.873 --> 34:03.917
‫مثلاً پرنده‌ها، نقاشی…

34:06.461 --> 34:07.754
‫عشق به پدرت

34:08.922 --> 34:10.632
‫لازم نیست از این بابت خجالت بکشی

34:11.216 --> 34:14.052
‫می‌دونی چندتا پسربچه هستن که
‫بی‌پدر بزرگ میشن؟

34:17.097 --> 34:18.348
‫من ترسیدم

34:22.768 --> 34:27.107
‫اینکه نخوای به عزیزانت صدمه بزنی طبیعیـه

34:29.109 --> 34:31.610
‫عشق مهم‌ترین داراییِ ماست

34:32.404 --> 34:33.747
‫واسه همین این همه تو رو آموزش میدیم

34:33.822 --> 34:36.199
‫می‌خوایم موفقیتت رو ببینیم؛
‫چون دوستت داریم

34:36.283 --> 34:39.786
‫حق با پرنده‌ها بود.
‫من مهارت کافی رو ندارم.

34:43.873 --> 34:45.273
‫پرنده‌ها رو از خودم در آوردم

34:46.208 --> 34:48.168
‫ما خیلی هولت می‌کنیم…

34:51.130 --> 34:53.842
‫جوری که انگار همین امروز باید
‫پا شی بری چون در واقع…

34:54.801 --> 34:56.719
‫نمی‌دونیم کِی قراره بیان سراغت و

34:56.803 --> 34:58.722
‫ازت بخوان عضو فانوس‌ها بشی

35:00.223 --> 35:02.183
‫واسه این نمی‌دونیم چون…

35:03.351 --> 35:04.436
‫حق با تو بود

35:05.103 --> 35:07.147
‫نگهبانان جواب ما رو نمیدن

35:09.774 --> 35:11.026
‫دروغ گفتی؟

35:11.568 --> 35:15.155
‫فقط چون جواب نمیدن،
‫دلیل نمیشه حواس‌شون نباشه

35:15.238 --> 35:17.282
‫احتمالاً اصلاً نمی‌دونن من کی هستم

35:17.365 --> 35:19.576
‫بهت قول میدم خوب تو رو می‌شناسن

35:22.162 --> 35:24.214
‫تو رو بهتر از هل جردن،
‫زمان انتخابش می‌شناسن و

35:24.289 --> 35:25.624
‫می‌دونن از اون بهتری

35:26.833 --> 35:28.877
‫تنها دلیلی هم که اون حلقه دستشـه

35:28.960 --> 35:31.671
‫اینـه که چنان زندگی مرفهی داشته که

35:31.755 --> 35:33.590
‫مجبور نبوده طعم ترس رو بچشه

35:35.216 --> 35:37.802
‫ما می‌خوایم تو هم چنین موهبتی داشته باشی

35:38.928 --> 35:40.472
‫من از آینده‌ات مطمئنم

35:42.807 --> 35:45.857
‫مطمئنم یه روزی اون یونیفرم رو
‫می‌پوشی و هممون رو سربلند می‌کنی

35:48.355 --> 35:49.898
‫ولی من رو انتخاب نکردن

35:55.612 --> 35:56.946
‫گاهی…

35:58.406 --> 36:01.284
‫یه سیاه‌پوست باید خودش داوطلب بشه

36:02.911 --> 36:04.496
‫دلیل نمیشه کمبودی داشته باشی،

36:04.579 --> 36:08.179
‫دلیل نمیشه بهتر از بقیه نباشی،
‫تنها دلیلش اینـه که ما رو آدم حساب نمی‌کنن

36:09.376 --> 36:11.476
‫واسه همین باید خودمونو تو چشم‌شون فرو کنیم

36:14.339 --> 36:17.759
‫اگه به‌خاطر اینکه دروغ گفتیم،
‫دیگه نمی‌خوای تمرین کنی، درک می‌کنم

36:19.844 --> 36:22.013
‫ولی نباید نگران انتخاب نشدن باشی

36:27.143 --> 36:28.353
‫خودت خودتو انتخاب کن

36:34.734 --> 36:36.194
‫برای تیراندازی آماده‌ام

36:38.988 --> 36:40.323
‫میرم بابات رو بیدار کنم

36:40.990 --> 36:42.117
‫نه، بابا نه

36:42.200 --> 36:43.451
‫خودت

37:15.525 --> 37:17.277
‫می‌دونستم از پسش برمیای، پسرم

37:19.654 --> 37:21.406
‫بریم چیزبرگرت رو بهت بدم

37:22.532 --> 37:23.950
‫از چیزبرگر بدم میاد

37:29.205 --> 37:31.249
‫پس دیگه لازم نیست بخوری

37:39.007 --> 37:41.342
‫صداقتت در زمینه‌ی خانوادت رو تحسین می‌کنم

37:41.426 --> 37:44.888
‫چرا حس می‌کنم الان می‌خوای بگی «اما»؟

37:44.971 --> 37:47.974
‫چون هنوز اطلاعاتی هست که
‫در اختیارم قرار نمیدی

37:48.057 --> 37:50.393
‫- عین اخراجم از نیروی دریایی؟
‫- درستـه

37:52.687 --> 37:55.187
‫تمام اطلاعاتی که می‌تونستم
‫با خیال راحت بدم رو گفتم

37:55.774 --> 37:57.275
‫اگه این شغل رو می‌خوای،

37:58.568 --> 38:00.779
‫باید اطلاعاتی که دوست نداری رو هم بدی

40:08.907 --> 40:11.200
‫- نه ماه
‫- گفتی ممکنـه یه مدت طول بکشه

40:11.284 --> 40:13.127
‫- مدت زیادی بود
‫- دیگه همینقدر طول کشید

40:13.202 --> 40:14.329
‫خیال کردیم مُردی

40:14.871 --> 40:16.372
‫مافوق‌ها آمپر چسبونده بودن

40:16.456 --> 40:18.356
‫می‌تونستید یه هواپیمای شناسایی بفرستید

40:18.917 --> 40:20.301
‫لازم نبود حتماً جردن رو بفرستید

40:20.376 --> 40:21.502
‫ما نفرستادیمش

40:22.503 --> 40:23.546
‫دقیقاً

40:29.510 --> 40:32.722
‫معاون وزیر دفاع رفته بود یه فاحشه‌خونه

40:32.805 --> 40:35.558
‫اونجا هل جردن لامصب
‫وسط بار معرکه گرفته بود

40:36.100 --> 40:37.300
‫شروع کردن به مشروب خوردن

40:37.685 --> 40:41.940
‫از زیر زبون معاون در میره که
‫گرگ خاکستری عازم ویلاست. بوم

40:42.899 --> 40:45.610
‫جردن یهو زد به دل آسمون و
‫راهی کامچاتکا شد

40:45.693 --> 40:49.530
‫ساختمون رو ترکوند، گرگ خاکستری رو برداشت و
‫تحویلش داد به گوانتانامو

40:52.367 --> 40:56.037
‫پس حالا یه تروریست تحت‌تعقیب داریم که
‫زنده‌ست و دستگیر شده

40:57.163 --> 40:58.539
‫با یه سری روسِ کُفری که

40:58.623 --> 41:01.459
‫می‌خوان بدونن کی ۱۲۰ هکتار
‫از خاک‌شون رو پودر کرده

41:01.542 --> 41:05.338
‫خوشبختانه ارتش آمریکا می‌تونه
‫مسئولیت این بگایی رو قبول کنه

41:06.130 --> 41:07.590
‫ولی با یه استثنای کوچیک

41:08.633 --> 41:10.802
‫- قرار نبود اونجا باشیم
‫- نخیر

41:12.220 --> 41:13.429
‫جردن هم همین‌طور

41:15.390 --> 41:16.941
‫یکی هم باید تقصیرها رو گردن بگیره،

41:17.016 --> 41:20.186
‫تا یه وقت کسی خیال نکنه
‫سیاست‌های خارجه‌مون،

41:20.269 --> 41:23.690
‫کمک گرفتن از ابرقهرمان‌های الکلی
‫توی بارهای لختیـه

41:23.773 --> 41:26.275
‫- بفرمایید، آقایون
‫- مرسی

41:31.614 --> 41:32.699
‫آره، باشه

41:33.408 --> 41:35.201
‫می‌دونی چی رو قبول می‌کنی، پسر؟

41:35.743 --> 41:37.343
‫این یعنی سرخود پا شدی رفتی اونجا

41:38.579 --> 41:40.581
‫بدون هیچ مزایایی اخراج میشی

41:40.665 --> 41:44.043
‫ولی تمام مافوق‌ها می‌فهمن
‫چه خدمتی به کشورت کردی

41:50.550 --> 41:52.135
‫آره، متوجهم

41:52.802 --> 41:54.012
‫خدا خیرت بده، سرگروهبان

42:07.650 --> 42:09.750
‫تا کِی قراره توی خونه‌ام
‫زانوی غم بغل بگیری؟

42:10.236 --> 42:11.404
‫تا هر وقت اجازه بدی

42:16.451 --> 42:17.744
‫هل جردن لامصب

42:19.495 --> 42:20.955
‫هل جردن لامصب

42:21.039 --> 42:22.457
‫تمام زحماتم هدر رفت

42:24.459 --> 42:26.302
‫می‌تونی هر چی از دست دادی رو پس بگیری

42:26.377 --> 42:28.346
‫سالیان سال از عمرم رو صرف خدمت کردم، مامان

42:28.421 --> 42:32.175
‫فقط نه ماهش رو داشتم توت و حشره می‌خوردم

42:32.258 --> 42:34.218
‫حالا نه اینکه خیلی گوشت می‌خوری

42:37.764 --> 42:39.474
‫بازش کن. قبلاً خوندمش

42:40.308 --> 42:41.309
‫این چیـه؟

42:53.446 --> 42:55.665
‫- من برای دانشکده‌ی هنر درخواست ندادم
‫- من دادم

42:55.740 --> 42:57.992
‫- می‌خوای بری، مگه نه؟
‫- چرا همچین کاری کردی؟

42:58.076 --> 43:00.161
‫چون وقتشـه یه تکونی به خودت بدی و

43:00.244 --> 43:02.580
‫انقدر برق من رو مصرف نکنی

43:02.663 --> 43:04.082
‫باشه، پس…

43:05.083 --> 43:06.417
‫سرنوشتم چی؟

43:08.795 --> 43:12.507
‫مقصد عوض نشده.
‫این فقط یه راه جایگزینـه.

43:13.257 --> 43:16.060
‫حالا اگه می‌خوای بشینی توی این اتاق و
‫نگران این باشی که همه چی تموم شده،

43:16.135 --> 43:17.303
‫پس اونوقت می‌ترسی

43:18.221 --> 43:20.515
‫- اگه هم بترسی…
‫- همه چی تمومـه

43:20.598 --> 43:21.599
‫درستـه

43:22.266 --> 43:24.852
‫شجاعت همون ترسیـه که بهش غلبه کردی، پسرم

43:26.229 --> 43:27.438
‫حق داری نگران باشی،

43:27.939 --> 43:30.689
‫ولی به هر حال باید شجاعتش رو
‫داشته باشی که تلاشت رو بکنی

43:31.651 --> 43:34.987
‫چون یه روزی هر پسربچه‌ای
‫دلش می‌خواد جای تو باشه

43:36.364 --> 43:37.698
‫ولی تا اونموقع،

43:38.616 --> 43:40.827
‫باید یکم شاد باشی

43:43.079 --> 43:45.081
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

43:45.748 --> 43:47.542
‫هنوز بابت اون مداد شمعی‌ها شاکی‌ای؟

44:07.061 --> 44:09.447
‫ممنون که درخواست ملاقاتم رو
‫قبول کردید، آقای استوارت

44:09.522 --> 44:11.065
‫مرسی. خواهش می‌کنم

44:11.149 --> 44:12.817
‫همون‌طور که مطمئنم در جریانید،

44:12.900 --> 44:15.945
‫ما برای یه پروژه‌ی خیلی مخصوص
‫دنبال یک دانشجوی زبده می‌گردیم

44:16.028 --> 44:18.114
‫تعریف شما رو زیاد شنیدیم

44:18.948 --> 44:20.408
‫ارزیابی‌تون اصلاً پیچیده نیست

44:20.950 --> 44:24.036
‫ازتون می‌خوام یه سری اشیا رو
‫از حفظ نقاشی کنید

44:24.120 --> 44:26.706
‫هر چی جزئیاتشون بیشتر بهتر

44:27.290 --> 44:28.916
‫- شروع کنیم؟
‫- حتماً

44:36.299 --> 44:39.385
‫لطفاً ساختمانی که
‫داخلش هستیم رو بکِشید

45:04.702 --> 45:06.003
‫می‌تونید یه ساعت رو تصور کنید؟

45:06.078 --> 45:08.623
‫ترجیحاً ساعتی که مال پدر یا مادرتون بوده

45:08.706 --> 45:11.250
‫- بله، ساعت پدرم
‫- عالیـه

45:12.543 --> 45:15.922
‫آقای استوارت، الان لطفاً…

45:19.383 --> 45:20.843
‫این حلقه رو دست‌تون کنید و

45:21.677 --> 45:23.471
‫ساعت پدرتون رو تصور کنید

45:39.445 --> 45:42.782
‫برای اینکه کار کنه،
‫باید تمام اجزای داخلش رو در نظر بگیرید

45:46.035 --> 45:48.246
‫فقط بهش فکر کنید و
‫خودش ظاهر میشه

46:21.988 --> 46:23.114
‫احسنت

46:40.047 --> 46:42.008
‫ما پیشرفت شما رو زیر نظر داشتیم

46:44.051 --> 46:47.388
‫حالا می‌تونید برید،
‫وگرنه به مصاحبه‌تون نمی‌رسید

46:51.267 --> 46:52.351
‫مصاحبه‌ام؟

46:53.894 --> 46:55.563
‫همونی که منتظرش بودید

47:05.906 --> 47:07.033
‫بپر

47:29.555 --> 47:33.476
‫تأیید می‌کنی به‌خاطر هل جردن هستش که

47:33.559 --> 47:35.019
‫دیگه عضوی از ارتش نیستی؟

47:35.102 --> 47:36.103
‫بله

47:37.646 --> 47:42.735
‫به نظرت به‌خاطر اینکه هل جردن
‫به جای پدرت انتخاب شد…

47:42.818 --> 47:44.862
‫زندگی خانوادت انقدر…

47:47.656 --> 47:49.075
‫پیچیده‌ست؟

47:49.158 --> 47:50.576
‫بله

47:50.659 --> 47:52.703
‫وگرنه الان با برادرهات صمیمی‌تر بودی؟

47:56.832 --> 47:57.875
‫بله

47:57.958 --> 48:00.252
‫بابت هیچکدوم از این مسائل

48:01.712 --> 48:04.965
‫از هل جردن کینه‌ای به دل داری؟

48:06.342 --> 48:07.343
‫نه

48:07.426 --> 48:10.596
‫ولی الان گفتی به‌خاطر اون بود که
‫از ارتش اخراج شدی

48:10.679 --> 48:12.398
‫تقصیر اون نبود.
‫داشت از دستورات پیروی می‌کرد.

48:12.473 --> 48:13.766
‫راستش اصلاً این‌طور نیست

48:13.849 --> 48:18.270
‫در واقع ما بارها بابت استفاده از قدرت‌هاش
‫برای مداخله در درگیری‌های زمینی،

48:18.354 --> 48:20.272
‫اون رو شماتت کردیم

48:31.409 --> 48:33.953
‫تمایل داری جایگزین هل جردن بشی؟

48:35.704 --> 48:38.290
‫علیرغم اینکه به زعم خودش

48:38.374 --> 48:40.459
‫فقط براش حکم نیروی پشتیبانی داری؟

48:44.213 --> 48:45.673
‫شرح مأموریتم اینـه؟

48:45.756 --> 48:49.427
‫اگه این شغل رو به دست بیاری، بله،
‫شرح مأموریتت اینـه

48:50.469 --> 48:52.930
‫خب، پس اهمیتی نداره
‫تمایلی دارم یا نه

49:08.779 --> 49:10.114
‫تبریک میگم…

49:13.284 --> 49:14.493
‫جان استوارت

49:17.246 --> 49:19.165
‫مامان! بابا!

49:20.082 --> 49:21.750
‫باورتون نمیشه چی شده

49:22.334 --> 49:24.295
‫ایناهاشش. شخص شخیصِ جان استوارت

49:24.378 --> 49:26.555
‫هی، این تازه‌کاره دیگه؟
‫شما هم این‌طوری صداش می‌کنید؟

49:26.630 --> 49:28.299
‫ما فقط بهش میگیم جان

49:28.382 --> 49:30.342
‫تازه‌کار، هل جردن. خوشبختم

49:30.426 --> 49:32.686
‫- آره، من هم خوشبختم
‫- واقعاً افتخاریـه، مگه نه؟

49:32.761 --> 49:36.148
‫داشتم به پدر و مادرت می‌گفتم که
‫باید شخصاً بیام با شاگرد جدیدم آشنا شم

49:36.223 --> 49:39.560
‫حقیقتاً نمی‌دونم رؤسای آبی
‫چطوری انتخابش کردن،

49:39.643 --> 49:42.313
‫ولی مطمئنم که… اگه شما تربیتش کرده باشید،

49:42.855 --> 49:44.064
‫حتماً کارش درستـه

49:45.941 --> 49:47.526
‫واقعاً خانواده‌ی خاکی‌ای هستید،

49:48.194 --> 49:49.994
‫عین خانواده‌ی هاکستبل توی اون سریاله

49:51.071 --> 49:55.242
‫تازه‌کار، نظرت چیـه بریم بیرون و
‫درباره‌ی برنامه و این چیزا صحبت کنیم؟

49:55.326 --> 49:56.452
‫ضمناً…

49:56.952 --> 49:58.704
‫بابت مهمون‌نوازی‌تون ممنونم

50:05.377 --> 50:06.462
‫نمیای، تازه‌کار؟

50:11.759 --> 50:13.409
‫از دیدن من شوکه شدی یا خجالتی‌ای؟

50:14.428 --> 50:15.471
‫هیچکدوم، قربان

50:17.014 --> 50:18.807
‫یجورایی حس می‌کنم…

50:20.100 --> 50:21.101
‫عصبی‌ای

50:21.685 --> 50:23.145
‫نه، نه، فقط…

50:24.605 --> 50:25.731
‫این برام اتفاق مهمیـه

50:25.814 --> 50:27.733
‫دلم می‌خواست خودم بهشون بگم، همین

50:31.612 --> 50:34.240
‫ای وای. سورپرایز رو خراب کردم؟

50:35.324 --> 50:37.910
‫نه. نه، قربان. نه، مشکلی نیست

50:37.993 --> 50:39.078
‫- مشکلی نیست؟
‫- نه

50:39.161 --> 50:40.454
‫- عیبی نداره؟
‫- نه

50:40.538 --> 50:41.580
‫مطمئنی؟

50:42.748 --> 50:44.416
‫باشه. خوبـه، خوبـه، خوبـه

50:45.042 --> 50:47.002
‫چون راستشو بخوای…

50:48.587 --> 50:50.673
‫حقیقتاً کیرم نیست دلت چی می‌خواد،

50:50.756 --> 50:52.675
‫ولی حدسم اینـه که
‫دنبال این حلقه‌ای و

50:52.758 --> 50:55.761
‫من نه دستیار لازم دارم، نه نیروی پشتیبانی،

50:55.844 --> 50:58.722
‫فقط وقتی این حلقه رو به دست میاری که
‫از روی جسدم رد بشی

51:01.559 --> 51:04.195
‫کلاس‌هامون از دوشنبه صبح شروع میشه.
‫به امید دیدار، تازه‌کار.

51:04.270 --> 51:07.896
♪ GASOLINE DREAMS - OUTKAST ♪

51:21.495 --> 51:22.705
‫فکر کنم باهام حال کرد

51:25.000 --> 51:45.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
