WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:33.000 --> 00:40.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:40.832 --> 00:41.893
‫چه مرگته؟

00:41.917 --> 00:43.544
‫وقت بیدار شدنه، جونیور

00:44.419 --> 00:46.255
‫نگهبانان چی گفتن؟

00:47.756 --> 00:49.056
‫در مورد چی؟

00:49.591 --> 00:52.135
‫‏۴ تا فضایی توی یه زمین فوتبال مُردن

00:52.636 --> 00:54.555
‫یکی دیگه‌شون نصف کلانتری رو
‫داغون کرد

00:54.638 --> 00:56.431
‫آره، نگهبانان رو خبر نمی‌کنم

00:56.515 --> 00:58.267
‫پس این‌جا چه غلطی می‌کنی، هال؟

00:58.350 --> 01:00.060
‫تو رو آموزش می‌دم

01:07.943 --> 01:09.243
‫نه، نه، جدی می‌گم.
‫اصلاً عجله نکن

01:09.319 --> 01:10.505
‫داریم چه غلطی می‌کنیم، جوردن؟

01:10.529 --> 01:12.322
‫منظورت چیه؟
‫خودت چندین ماهه

01:12.406 --> 01:13.550
‫دهنم رو سرویس کردی
‫تا پرواز کردن رو یادت بدم

01:13.574 --> 01:15.576
‫- امروز قراره یادش بگیری
‫- باید پرونده‌مون رو حل کنیم

01:15.659 --> 01:17.536
‫یا خود خدا

01:18.161 --> 01:19.461
‫شل بگیر بابا

01:26.795 --> 01:28.095
‫آماده‌ای؟

01:45.564 --> 01:46.940
‫پرواز کن

01:47.024 --> 01:48.324
‫پرواز کنم؟

01:48.650 --> 01:50.235
‫پرواز کن

01:51.069 --> 01:53.447
‫همین؟ فقط… فقط پرواز کنم؟

01:53.530 --> 01:55.741
‫نه، نه، نه، نه.
‫من… خیلی شرمنده

01:55.824 --> 01:57.124
‫لطفاً پرواز کن

01:57.366 --> 01:58.785
‫ببین، باید یه چیز غریزی باشه

01:58.869 --> 02:00.169
‫فقط تمرکز کن

02:00.704 --> 02:02.414
‫- من خلبان جنگنده‌ام
‫- شنیدم

02:02.497 --> 02:04.166
‫وقتی به پرواز کردن فکر می‌کنم،
‫به طور خودکار اتفاق می‌افته

02:04.249 --> 02:05.626
‫می‌بینی… فقط تمرکز کن

02:06.793 --> 02:08.502
‫به پرواز فکر کن

02:08.586 --> 02:09.920
‫عالیه. ممنون

02:17.137 --> 02:18.472
‫یه‌کم برو عقب

02:56.635 --> 02:57.969
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

02:59.054 --> 03:02.015
‫فکر کنم یه پرنده‌ست، قربان

03:03.892 --> 03:05.686
‫این مسخره‌بازی «قربان» گفتن رو
‫تمومش کن

03:05.769 --> 03:07.896
‫- هر دو تامون می‌دونیم از ته دل نمی‌گی
‫- آره، آره، آره

03:07.979 --> 03:09.279
‫هر چی تو بگی

03:13.151 --> 03:15.779
‫شارژ حلقه رو به اتمام است

03:16.279 --> 03:19.032
‫خیلی‌خب. یه درس جدید.
‫مفتی. حلقه رو بده بهم

03:19.658 --> 03:22.160
‫یالا

03:28.125 --> 03:29.425
‫مشکلی هست؟

03:31.211 --> 03:33.797
‫نه. نه

03:35.424 --> 03:37.091
‫وقتی شارژ حلقه کم می‌شه، یه…

03:38.885 --> 03:40.387
‫…یه حقه‌ی یک‌بار مصرف
‫برای شارژ کردنش هست

03:42.055 --> 03:43.355
‫باید…

03:46.643 --> 03:48.103
‫مستقیم بهش ضربه بزنی

03:48.895 --> 03:51.398
‫شارژ حلقه ۵ درصد است

03:52.023 --> 03:54.109
‫خیلی‌خب

03:54.192 --> 03:55.492
‫برنامه‌ی پرواز جدید

03:56.653 --> 03:58.613
‫- صندلی کنار پنجره برات گرفتم
‫- نمی‌فهمم

03:59.114 --> 04:00.174
‫توی هواپیما

04:00.198 --> 04:02.242
‫بعضی صندلی‌ها کنار پنجره‌ان،
‫بعضی‌ها کنار راهروئن

04:02.325 --> 04:03.625
‫و بعضی صندلی‌ها هم وسطن

04:03.660 --> 04:05.162
‫ولی کسی اونا رو نمی‌خواد…

04:05.620 --> 04:08.957
‫ببین، برای شارژ کردن حلقه
‫به فانوس نیاز دارم

04:09.040 --> 04:11.710
‫ازت می‌خوام برگردی به «کوست سیتی»
‫و از خونه‌م فانوس رو بیاری

04:11.793 --> 04:14.129
‫آدرس خونه رو پشتش نوشتم و…

04:14.212 --> 04:15.922
‫کلید خونه هم جلوی در زیر سنگه

04:16.005 --> 04:17.632
‫اما این رو که قبلاً گرفتی، هال

04:19.801 --> 04:21.636
‫صبر کن، اگه موفق می‌شدم پرواز کنم
‫می‌خواستی چیکار کنی؟

04:21.720 --> 04:23.889
‫خب پرواز نکردی، نه؟
‫پس خیلی مهم نیست

04:23.972 --> 04:25.891
‫حالا آماده شو.
‫اون فانوس رو نیاز دارم

04:27.267 --> 04:28.567
‫عـه…

04:29.686 --> 04:31.855
‫یه چیز دیگه.
‫به «اِرل» غذا بده، باشه؟

04:31.938 --> 04:34.691
‫- غذاش توی یخچاله
‫- و اِرل چیه؟

04:34.775 --> 04:36.234
‫یه سگه یا گربه؟

04:36.318 --> 04:38.987
‫می‌دونی چیه؟
‫یه تمرین دیگه هم برات دارم

04:39.070 --> 04:42.491
‫اون پرنده رو با خودت ببر
‫و زنده برگردونش

04:42.574 --> 04:44.409
‫اگه تمرکزت به هم بخوره
‫اون پرنده هم ناپدید می‌شه

04:44.493 --> 04:45.911
‫اگه ناپدید بشه یعنی شکست خوردی

04:46.995 --> 04:48.295
‫شکست نخور

04:50.791 --> 04:52.167
‫تو قراره چیکار کنی؟

04:52.250 --> 04:54.753
‫از جواب ندادن به سوالات تو لذت ببرم

05:05.808 --> 05:09.419
‫« لـنـتـرن‌هـا »

05:21.260 --> 05:24.249
‫[ تیم بایسون، حمله کن! ]

05:25.844 --> 05:27.885
‫[ خانه‌ی پیشگامان ]

06:39.941 --> 06:43.111
‫با کلانتری راشویل تماس گرفته‌اید

06:43.194 --> 06:47.198
‫اگر کار اضطراری دارید،
‫لطفاً قطع کنید و با ۹۱۱ تماس بگیرید

06:47.282 --> 06:48.992
‫در غیر این صورت پیغام بگذارید

06:49.075 --> 06:50.744
‫و یک نفر از کلانتری…

07:25.362 --> 07:26.662
‫اون‌جایید

07:26.738 --> 07:28.990
‫شارژ این حلقه به زودی تمام می‌شود

07:29.074 --> 07:30.217
‫- گندش بزنن
‫- سه،

07:30.241 --> 07:32.034
‫دو، یک

07:45.694 --> 07:48.873
‫[ مقر لژیون ۱۶۱ ]

08:13.326 --> 08:14.953
‫داشتی در مورد من حرف می‌زدی؟

08:19.124 --> 08:20.424
‫داشتی در مورد من حرف می‌زدی

08:29.801 --> 08:31.101
‫ببخشید

08:32.761 --> 08:34.061
‫ببخشید

08:35.140 --> 08:36.440
‫ببخشید

08:43.898 --> 08:45.198
‫ادامه بده

08:48.486 --> 08:51.573
‫داشتیم در مورد این حرف می‌زدیم
‫که باید بازی روز جمعه

08:51.656 --> 08:53.450
‫برگزار بشه یا نه

08:54.242 --> 08:55.994
‫به کلی آسیب‌زاست،

08:56.077 --> 08:59.080
‫یا باعث می‌شه جامعه متحد بشن؟

08:59.164 --> 09:02.042
‫مربی، می‌خواستی یه چیزی بگی

09:04.627 --> 09:07.172
‫درسته. آره. خب…

09:08.131 --> 09:09.716
‫با پسرها صحبت کردم،

09:09.799 --> 09:12.886
‫و خیلی شوکه شدن

09:13.678 --> 09:14.864
‫- همچنین یه چیزیه که…
‫- سلام

09:14.888 --> 09:17.640
‫از زمان شروع تمرین‌های دو نوبته
‫براش زحمت کشیدن

09:17.724 --> 09:19.392
‫یعنی…

09:19.476 --> 09:21.561
‫- خب در اصل خودمون…
‫- ببخشید. شرمنده

09:21.644 --> 09:24.564
‫…چه چیزی بهشون یاد می‌دیم
‫اگه همه‌چیز رو جمع کنیم و تسلیم بشیم؟

09:25.732 --> 09:27.150
‫آره، فکر کنم ما هم داریم سعی می‌کنیم

09:27.233 --> 09:28.533
‫- همین رو بفهمیم
‫- یه خبر خوب

09:29.027 --> 09:31.446
‫موفق شدم قاضی رو راضی کنم
‫اتهامات حمله رو کنار بذاره

09:31.529 --> 09:33.198
‫خب ممنونم

09:33.281 --> 09:35.825
‫- هزینه‌ش چقدر می‌شه؟
‫- نه. مهمون مایی

09:36.326 --> 09:39.120
‫و مشخصاً نگرانیم…

09:39.204 --> 09:41.873
‫خبر خوب اینه که آزادی
‫و می‌تونی برگردی به کوست سیتی

09:41.956 --> 09:44.709
‫یا هر جایی که دوست داری بری

09:44.793 --> 09:47.045
‫قبل از این‌که من بیام داخل
‫داشتن در مورد چی حرف می‌زدن؟

09:47.128 --> 09:49.881
‫شرایط خوبی دارن
‫که بازی رو انجام بدن

09:50.590 --> 09:51.966
‫‏۵ نفر مُردن

09:52.050 --> 09:54.761
‫یه فضایی خودش رو
‫توی کلانتری منفجر کرد

09:54.844 --> 09:56.221
‫هضم کردنش خیلی سخته

09:56.304 --> 09:57.364
‫همسرت بهت گفت

09:57.388 --> 09:59.224
‫که فضایی قبل از منفجر کردن خودش

09:59.307 --> 10:01.226
‫در مورد انتقام حرف می‌زد؟

10:04.020 --> 10:06.356
‫این چیزیه که واقعاً دوست دارم
‫در موردش حرف بزنم

10:07.148 --> 10:08.983
‫من به این دلیل وارد اون زمین بازی شدم

10:09.067 --> 10:10.485
‫چون حس ششمم بهم می‌گفت

10:10.568 --> 10:11.712
‫فقط یه احساس درونی بود

10:11.736 --> 10:13.363
‫که می‌گفت قضیه قراره فرازمینی باشه

10:14.364 --> 10:16.699
‫اما افراد پدرت به ۴ نفر شلیک کردن

10:17.742 --> 10:20.912
‫و در نهایت مشخص می‌شه
‫دوست اونا یه فضاییه؟

10:23.289 --> 10:24.874
‫این… یه سواله یا…

10:24.958 --> 10:26.626
‫فقط منظورم اینه که

10:26.709 --> 10:29.129
‫به‌خاطر یه حس درونی
‫به کسی شلیک نمی‌کنی

10:31.005 --> 10:33.591
‫- من… نمی‌دونم…
‫- نه، دارم بهت می‌گم

10:33.675 --> 10:35.635
‫- شلیک نمی‌کنی
‫- باشه

10:35.718 --> 10:38.513
‫پس افراد پدرت از کجا می‌دونستن
‫باید چه کسایی رو بزنن؟

10:39.013 --> 10:40.313
‫باید از خودش بپرسی، من…

10:40.348 --> 10:41.534
‫از تو که وکیلمی می‌پرسم،

10:41.558 --> 10:43.017
‫تو کسی هستی
‫که به سلامتم اهمیت می‌دی،

10:43.101 --> 10:44.727
‫و همچنین برنامه‌ی سفرم

10:44.811 --> 10:45.871
‫فکر می‌کنم هنوزم

10:45.895 --> 10:47.689
‫گفت‌وگومون مشمول محرمانگی
‫وکیل و موکل می‌شه

10:47.772 --> 10:49.399
‫ببخشید، عزیزم؟

10:49.482 --> 10:50.782
‫- بله؟
‫- بله؟

10:52.152 --> 10:53.820
‫شوهرم رو گفتم

10:53.903 --> 10:55.280
‫آره. البته

10:55.363 --> 10:57.615
‫اگه شما دو نفر می‌خواید صحبت کنید،

10:57.699 --> 10:59.492
‫از آقای جوردن می‌خوام
‫این‌جا رو ترک کنه

10:59.576 --> 11:01.202
‫- اون شروع کرد
‫- خب…

11:01.744 --> 11:04.122
‫فقط ۳۰ ثانیه از صبرم باقی مونده

11:04.622 --> 11:05.683
‫من فقط ۴۰ ثانیه نیاز دارم

11:05.707 --> 11:07.876
‫و من با کمال میل
‫بهت ۴۰ ثانیه فرصت می‌دم

11:07.959 --> 11:09.259
‫وقتی این جلسه تموم بشه

11:10.545 --> 11:12.213
‫خب چقدر دیگه طول می‌کشه؟

11:13.548 --> 11:16.467
‫تا زمانی که نیاز باشه طول می‌کشه

11:16.551 --> 11:18.845
‫آره، فکر نکنم بتونم اون‌قدر ساکت بمونم

11:21.306 --> 11:24.934
‫ببخشید، من…
‫باید این رو جواب بدم

11:25.602 --> 11:27.395
‫آره. ادامه بده

11:28.897 --> 11:30.040
‫بگو، جونیور

11:30.064 --> 11:32.150
‫این خونه آدم رو دیوونه می‌کنه

11:32.233 --> 11:33.651
‫زنگ زدی این رو بهم بگی؟

11:33.735 --> 11:35.904
‫نه، نه، کلید رو نمی‌تونم پیدا کنم

11:35.987 --> 11:38.031
‫خب زیر سنگ رو نگاه کردی؟

11:39.824 --> 11:41.409
‫کدوم سنگ، هال؟

11:41.492 --> 11:43.328
‫سمت چپ در، زیر بوته‌ها

11:44.621 --> 11:46.497
‫شبیه یه سیب‌زمینیه که لبخند می‌زنه

11:46.581 --> 11:49.000
‫یا اگه برعکس گذاشته باشمش
‫یه سیب‌زمینیه که اخم کرده

11:49.083 --> 11:50.501
‫سنگ سیب‌زمینی‌شکل

12:05.850 --> 12:07.150
‫اون‌جا اوضاع چطوره؟

12:08.311 --> 12:10.605
‫حس می‌کنم همه دوست دارن
‫من از این‌جا برم

12:12.398 --> 12:16.527
‫یه‌جورایی باعث می‌شه
‫حس کنم باید بمونم

12:16.611 --> 12:18.154
‫باعث می‌شه چنین فکری بکنی

12:18.238 --> 12:19.864
‫فانوس توی کمدمه

12:19.948 --> 12:22.450
‫اگه الان جلوی در ورودی هستی،
‫باید بری بالا سمت چپ

12:25.870 --> 12:28.248
‫راستی لنترن‌ها چقدر حقوق می‌گیرن؟

12:28.331 --> 12:29.631
‫به اندازه‌ی کافی حقوق نمی‌گیرن

12:30.250 --> 12:31.550
‫این رو می‌تونم بهت بگم

12:31.918 --> 12:35.129
‫خب خونه‌ت که چیز دیگه‌ای می‌گه

12:37.090 --> 12:39.008
‫- اون صدای چی بود؟
‫- نگران نباش

12:40.426 --> 12:43.471
‫خونه رو یه آدم ثروتمند بهم داد.
‫جون بچه‌ش رو نجات دادم

12:43.554 --> 12:45.807
‫باباش خیلی عذاب‌وجدان داشت
‫چون کمکی ازش برنمی‌اومد

12:45.890 --> 12:49.352
‫منم نمی‌خواستم بیشتر از اون
‫غرورش جریحه‌دار بشه، پس…

12:53.439 --> 12:54.857
‫گذاشتم یه خونه برام بخره

12:55.942 --> 12:58.319
‫کِی می‌خوای واقعاً بیایی
‫این‌جا زندگی کنی؟

12:59.529 --> 13:00.714
‫منظورت چیه؟

13:00.738 --> 13:02.323
‫‏۸ ساله اون‌جا زندگی می‌کنم

13:03.116 --> 13:05.994
‫- اسباب و اثاثیه نداری
‫- یه تخت دارم

13:06.077 --> 13:07.377
‫اتاقت رو پیدا کردم

13:07.578 --> 13:09.664
‫فانوس توی یه جعبه‌ست
‫که ته کمده

13:09.747 --> 13:11.416
‫برو توی راهرو و بپیچ سمت راست

13:31.060 --> 13:32.562
‫هی، می‌خوای…

13:34.439 --> 13:37.108
‫می‌خوای برات یونیفرمت رو بیارم؟

13:37.191 --> 13:39.819
‫مگه این‌که بخوای بهم آموزش بدی
‫چطور یه نفر

13:39.902 --> 13:41.404
‫باید توی اون لعنتی بشاشه

13:49.412 --> 13:50.872
‫جعبه رو می‌بینم

13:50.955 --> 13:52.016
‫خوبه

13:52.040 --> 13:54.250
‫با صدا باز می‌شه،
‫پس وقتی رفتی پیشش

13:54.334 --> 13:55.634
‫گوشی رو بذار روی حالت بلندگو

13:58.546 --> 14:00.131
‫درود، هال جوردن

14:00.214 --> 14:02.633
‫برای دسترسی به گاوصندوق
‫لطفاً هویت خود را تأیید کن

14:02.717 --> 14:03.777
‫آماده‌ست

14:03.801 --> 14:05.511
‫«موگو» اهل معاشرت نیست

14:08.181 --> 14:10.016
‫جعبه رو باز کن.
‫فانوس داخلشه

14:17.106 --> 14:18.167
‫خیلی تاریکه

14:18.191 --> 14:20.068
‫یه بُعد کوچیکه، جونیور

14:20.151 --> 14:22.737
‫فقط دستت رو بکن داخلش و…

14:23.321 --> 14:24.822
‫پیداش می‌کنی

14:45.927 --> 14:46.987
‫پیداش کردم

14:47.011 --> 14:48.346
‫یادت باشه به اِرل غذا بدی

14:48.429 --> 14:50.640
‫قاشق‌ها روی پیشخوانن

15:13.225 --> 15:16.337
‫[ اِرل جوردن ]
‫[ گوشت گاو و گاومیش کوهان‌دار ]

15:27.218 --> 15:28.518
‫اِرل؟

15:31.639 --> 15:32.939
‫هی، اِرل

15:33.808 --> 15:35.108
‫وقت غذاست

15:38.479 --> 15:39.540
‫اِرل؟

15:39.564 --> 15:42.525
‫غذای موردعلاقه‌ت رو آوردم.
‫گوشت گاو و گاومیش کوهان‌دار

15:44.526 --> 15:51.673
‫[ اِرل ]

15:52.368 --> 15:53.668
‫اِرل؟

16:01.461 --> 16:04.255
‫هی، اِرل، گوش کن، من…
‫نمی‌دونم کجایی،

16:04.338 --> 16:08.509
‫اما دیگه آماده‌ام که
‫از شر این گوشت خلاص بشم

16:10.178 --> 16:13.514
‫یا خدا!

16:19.061 --> 16:20.855
‫چه مرگته، جوردن؟

16:24.150 --> 16:26.360
‫چطوری، رفیق؟
‫سلام، اِرل. من…

16:27.904 --> 16:29.822
‫من جان هستم و…
‫اومدم بهت غذا بدم

16:30.740 --> 16:33.201
‫فقط پرنده‌م رو نخور

16:33.284 --> 16:34.584
‫خیلی‌خب

16:35.244 --> 16:37.246
‫بگیر…

16:37.330 --> 16:39.832
‫می‌دونی، یه زمانی…

16:39.915 --> 16:41.834
‫منم همبرگر خیلی دوست داشتم

16:41.918 --> 16:44.837
‫وای! هی!

16:49.675 --> 16:50.975
‫جوردن عوضی

18:28.816 --> 18:30.116
‫داریم کجا می‌ریم؟

18:32.153 --> 18:33.613
‫پرنده‌ی کوفتیم کجاست؟

18:34.280 --> 18:35.580
‫پرنده‌ت در امانه

20:38.237 --> 20:40.322
‫به‌خاطر بیمه نداشتن زدیم کنار؟

20:42.616 --> 20:44.410
‫دقیقاً همون‌طوریه که به نظر می‌رسه

20:44.493 --> 20:45.721
‫اما در دفاع از خودم باید بگم

20:45.745 --> 20:47.663
‫که می‌خواستم توی جلسه
‫در موردش باهات حرف بزنم

20:47.747 --> 20:49.047
‫ولی بهم گفتی ساکت باشم

20:50.124 --> 20:52.543
‫داری می‌کُشیم، جوردن. می‌دونی؟

20:53.127 --> 20:55.504
‫یه مرگ زجرآور و آرومه

20:56.172 --> 20:58.591
‫قضیه بزرگ‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی

20:58.674 --> 21:01.010
‫منظورت اینه که می‌ری به ورزشگاه

21:01.093 --> 21:03.846
‫و اجساد رو از گیت فلزیاب عبور می‌دی،

21:03.929 --> 21:07.475
‫که الان فهمیدی یه دستگاه
‫تشخیص موجودات فضاییه؟

21:08.350 --> 21:09.977
‫بذار جمله‌م رو عوض کنم

21:10.060 --> 21:12.897
‫دقیقاً قضیه همون‌طوریه که فکر می‌کنی

21:13.481 --> 21:16.025
‫تبریک می‌گم. بالاخره مثل من فهمیدی

21:16.567 --> 21:19.153
‫حالا می‌شه لطفاً بذاری
‫کارم رو انجام بدم؟

21:19.236 --> 21:21.530
‫الان وقت خوبی برای صحبت کردن
‫در مورد حوزه‌ی اختیاراته؟

21:21.614 --> 21:22.758
‫چون به نظر می‌رسید خیلی گیر دادی

21:22.782 --> 21:24.241
‫به این‌که چی زمینیه و چی نیست

21:24.325 --> 21:26.452
‫- و با توجه…
‫- با اینا داری کجا می‌ری؟

21:26.535 --> 21:27.835
‫دیدن پدرشوهرت

21:30.581 --> 21:34.794
‫می‌تونم بگم فکر خیلی بدیه؟

21:34.877 --> 21:36.837
‫اون دستگاه‌ها رو اون گذاشته اون‌جا؟

21:37.463 --> 21:39.256
‫- آره
‫- می‌دونی از کجا پیداشون کرده؟

21:39.340 --> 21:41.091
‫- نه
‫- حتی کنجکاو هم نیستی؟

21:41.175 --> 21:43.928
‫شیفته‌ی فضایی‌ها بودن
‫خلاف قانون نیست

21:44.011 --> 21:45.513
‫باور کن اگه غیرقانونی می‌بود

21:45.596 --> 21:47.890
‫اون‌وقت زندگی زناشوییم
‫خیلی خوب می‌شد

21:47.973 --> 21:49.117
‫زندگی زناشوییت خوب نیست؟

21:49.141 --> 21:52.978
‫حقیقت اینه که مِیکون هیچ کار
‫غیرقانونی‌ای انجام نداده

21:53.062 --> 21:55.689
‫وقتی بهت نیاز داشت
‫خیلی خوش‌برخورد بود،

21:55.773 --> 21:57.149
‫اما اگه امروز

21:57.233 --> 22:00.444
‫با این سوالات و رفتارت بری اون‌جا،

22:00.528 --> 22:02.321
‫نتیجه‌ی خوبی نخواهد داشت

22:03.531 --> 22:04.831
‫تو طرف کی هستی؟

22:14.333 --> 22:17.670
‫خودم می‌برمت، اما باید بذاری
‫من صحبت کنم

22:18.754 --> 22:20.054
‫فهمیدی؟

22:20.589 --> 22:22.967
‫- خب نمی‌دونم…
‫- فقط سرت رو تکون بده

22:25.761 --> 22:27.061
‫دنبالم بیا

22:39.900 --> 22:40.961
‫سلام، بن

22:40.985 --> 22:42.528
‫می‌خوام رئیست رو ببینم

22:44.405 --> 22:47.074
‫متأسفانه ملاقات‌کننده نمی‌پذیره

22:47.157 --> 22:49.076
‫آره، درک می‌کنم. صد در صد

22:49.660 --> 22:51.495
‫می‌دونی، بعضی‌وقت‌ها باید
‫چیزهایی رو بپذیری

22:51.579 --> 22:53.205
‫که باعث ناراحتیت می‌شن

22:54.498 --> 22:56.000
‫از طرف تو حرف می‌زنه؟

22:56.083 --> 22:58.377
‫در حال حاضر فقط داره حرف می‌زنه

22:58.878 --> 23:01.422
‫این بخشی از یه تحقیقات رسمیه، پسر

23:02.715 --> 23:04.800
‫- راست می‌گه؟
‫- از قرار معلوم

23:05.342 --> 23:07.177
‫خب در اون صورت
‫می‌شه حکم‌تون رو ببینم؟

23:09.930 --> 23:12.600
‫خب اون‌جا رو ببینید. سواره‌نظام اومد.
‫درست سر وقت

23:19.982 --> 23:21.984
‫سواره‌نظام توی فیلم‌ها
‫خیلی سرعت بیشتری داره

23:22.693 --> 23:24.778
‫بهشون گفتم کسی رو نمی‌بینید

23:25.654 --> 23:27.990
‫اشکالی نداره، بن.
‫سلام، کِری

23:29.199 --> 23:30.701
‫می‌دونی طرفدار کارتم

23:31.243 --> 23:33.787
‫اما باید اعتراف کنم که نمی‌دونم
‫هنوز توی شهر چیکار می‌کنی

23:34.455 --> 23:35.755
‫‏۴ تا فضایی مُردن

23:35.789 --> 23:37.541
‫هم‌دست‌شون هم خودش رو منفجر کرد

23:38.167 --> 23:39.585
‫ولی تو هنوز این‌جایی

23:39.668 --> 23:41.128
‫خب پسرت هم همین رو گفت

23:41.670 --> 23:44.298
‫اما بذار من نظرم رو بگم

23:45.841 --> 23:47.468
‫به نظرم توی این مزرعه
‫یه چیزی رو پنهان می‌کنی

23:47.551 --> 23:48.612
‫که نمی‌خوای من ببینمش

23:48.636 --> 23:50.429
‫اون روز همین‌جا مهمونم بودی

23:50.512 --> 23:51.812
‫چون می‌خواستی ثابت کنم

23:51.847 --> 23:53.807
‫اون یارو که دستگیر شده بود
‫یه فضاییه

23:53.891 --> 23:56.101
‫و اون کار رو کردی. همون‌طور که گفتم،
‫طرفدار کارتم،

23:56.185 --> 23:57.937
‫- اما کارت تموم شده
‫- فقط یه دقیقه

23:58.020 --> 23:59.480
‫- از وقتت رو می‌خوام
‫- فکر می‌کنم یه دقیقه فرصت داشتی

24:01.774 --> 24:03.776
‫دروازه‌ی ورودی، موقعیت ساعت ۱۱

24:06.445 --> 24:08.364
‫وای، پسر.
‫الان مثلاً تهدیدم کردید؟

24:08.447 --> 24:10.658
‫‏۴ تا جسد توی ماشینمه

24:10.741 --> 24:12.576
‫که وقتی از اون گیت‌های فلزیاب

24:12.660 --> 24:14.328
‫که توی ورزشگاه نصب کردی
‫ردشون کردم

24:14.411 --> 24:16.163
‫دوربین مخفی و زنگ هشدار فعال شدن

24:16.747 --> 24:19.458
‫نمی‌خوام این شهر کوچیک رو
‫بی‌اعتبار کنم،

24:20.125 --> 24:21.394
‫اما من تمام کیهان رو دیدم،

24:21.418 --> 24:23.045
‫و فکر نکنم تا حالا فناوری‌ای دیده باشم

24:23.128 --> 24:24.428
‫که اون‌قدر پیشرفته باشه

24:25.839 --> 24:27.139
‫بهت گفتم

24:27.883 --> 24:30.010
‫کسایی که قبل از من
‫توی این سرزمین بودن

24:30.970 --> 24:32.888
‫وقتی مهاجرها اومدن
‫و استعمارشون کردن

24:32.972 --> 24:34.272
‫خیلی غافل‌گیر شدن

24:34.723 --> 24:36.558
‫نمی‌خوام دوباره مرتکب اون اشتباه بشم

24:36.642 --> 24:38.519
‫و اون فناوری چی؟

24:38.602 --> 24:40.771
‫یه هدیه‌ی خیلی سخاوتمندانه
‫از طرف مردیه که هزینه‌ی این مزرعه رو می‌ده

24:40.854 --> 24:42.314
‫- همون حامی مالی رو می‌گی؟
‫- درسته

24:42.398 --> 24:43.774
‫حقیقت رو بهم بگو.
‫اون اصلاً واقعیه

24:43.857 --> 24:45.442
‫یا مثل «کایزر شوزه» افسانه‌ایه؟

24:45.526 --> 24:46.826
‫مطمئن باش که کاملاً واقعیه

24:46.902 --> 24:48.046
‫اسمش چی بود؟

24:48.070 --> 24:49.255
‫اجازه ندارم بگم

24:49.279 --> 24:50.948
‫- به‌خاطر توافق‌نامه‌ی عدم افشا
‫- درسته

24:51.031 --> 24:52.133
‫خیلی… می‌دونی،

24:52.157 --> 24:53.909
‫- همه‌ی گاوچرون‌ها توافق‌نامه‌ی عدم افشا دارن…
‫- کافیه

24:53.993 --> 24:55.828
‫- بیا بریم
‫- …یا تو یه گاوچرون خاص هستی؟

24:55.911 --> 24:56.972
‫نه، جدی می‌گم

24:56.996 --> 25:00.040
‫مثل «مارلبرو» خودت رو
‫یه گاوچرون کردی،

25:00.124 --> 25:02.584
‫ولی به‌خاطر توافق‌نامه‌ی عدم افشا
‫نمی‌تونی حقیقت رو بهم بگی؟

25:02.668 --> 25:04.211
‫لعنتی حتی اون یکی یارو

25:04.294 --> 25:05.879
‫به بچه‌ها سیگار می‌فروخت،

25:06.005 --> 25:07.798
‫ولی بازم اجازه نداد
‫اون وکیل‌ها جلوش رو بگیرن

25:07.881 --> 25:09.717
‫و نذارن چیزی که می‌خواست رو بگه

25:13.262 --> 25:15.180
‫می‌خوام بدونم توی این مزرعه

25:15.264 --> 25:16.564
‫چه فناوری دیگه‌ای داری

25:16.640 --> 25:18.350
‫فکر کنم مهمه که بدونی

25:18.851 --> 25:20.477
‫یه نفر با تفنگ توی اون برج نگهبانیه

25:20.561 --> 25:23.272
‫و دستور داره به هر کسی
‫که بدون اجازه وارد این مزرعه بشه شلیک کنه

25:27.192 --> 25:28.492
‫خب نمی‌تونی اون کار رو بکنی

25:31.030 --> 25:33.949
‫- می‌تونه اون کار رو بکنه؟
‫- صد در صد می‌تونه

25:34.658 --> 25:36.118
‫خب خیلی غیردوستانه به نظر می‌رسه

25:36.744 --> 25:38.044
‫کلانتر

25:38.787 --> 25:39.848
‫میام سراغت

25:39.872 --> 25:41.415
‫مجبوری باهام سروکله بزنی

25:42.291 --> 25:44.209
‫محض رضای خدا من حلقه دارم

25:44.293 --> 25:46.378
‫اگه بخوای بهم شلیک کنی من یه…

25:48.000 --> 25:55.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:57.097 --> 25:59.099
‫بابت خشونت معذرت می‌خوام

26:00.976 --> 26:02.436
‫آره

26:03.228 --> 26:06.815
‫می‌شه در مورد پرنده یه سوال
‫ازت بپرسم، جان اِستوارت؟

26:07.858 --> 26:08.918
‫حتماً

26:08.942 --> 26:10.444
‫سازه‌ی خیلی چشم‌گیریه،

26:10.527 --> 26:12.112
‫اما چطور هال جوردن

26:12.196 --> 26:14.239
‫از این فاصله می‌تونه همچنان
‫به تجسمش ادامه بده؟

26:15.824 --> 26:17.910
‫اون بهش شکل نمی‌ده.
‫کار منه

26:18.869 --> 26:20.013
‫حلقه دستت نیست

26:20.037 --> 26:21.291
‫من رو بستی

26:21.292 --> 26:23.308
‫که در مورد پرنده‌ی کوفتیم سوال بپرسی؟

26:23.332 --> 26:26.085
‫نه، بستمت تا در مورد «من‌هانتر»ها
‫ازت سوال بپرسم

26:31.423 --> 26:33.175
‫ببخشید. باید واکنش نشون می‌دادم؟

26:33.258 --> 26:34.360
‫آره

26:34.384 --> 26:36.470
‫چون فکر می‌کنی
‫می‌دونم «من‌هانتر» چیه؟

26:36.553 --> 26:37.971
‫با توجه به نزدیکیت به هال جوردن،

26:38.097 --> 26:39.640
‫خیلی سخته که بخوام باور کنم
‫چیزی در موردشون نمی‌دونی

26:39.765 --> 26:41.266
‫نزدیکی. منظورت «صمیمیت»ـه؟

26:41.350 --> 26:44.144
‫اون کلمه‌ی بهتریه، آره.
‫کلمه‌ی خیلی بهتریه

26:44.228 --> 26:47.022
‫می‌بینم که زبان انسان‌ها
‫زبان اولت نیست

26:48.107 --> 26:50.984
‫من حتی به صمیمی بودن با هال
‫نزدیک هم نیستم

26:51.068 --> 26:53.570
‫در واقع من رو فرستاده این‌جا
‫تا از شرم خلاص بشه،

26:53.654 --> 26:54.954
‫پس متأسفم، آقایون

26:56.281 --> 26:57.741
‫اما می‌خواید مردی رو شکنجه کنید

26:57.825 --> 26:59.125
‫که از هیچی خبر نداره

27:05.582 --> 27:07.000
‫شکنجه؟ نه، جان

27:07.835 --> 27:09.169
‫نمی‌خوایم شکنجه‌ت کنیم، جان

27:09.920 --> 27:11.220
‫می‌خوایم جذبت کنیم

27:13.340 --> 27:15.676
‫وقتی می‌خوای کسی رو جذب کنی
‫مستقیم بهش نمی‌گی

27:16.760 --> 27:18.095
‫باید خیلی زیرکانه انجامش بدی

27:18.679 --> 27:20.180
‫برای زیرکی وقت نداریم، جان

27:20.264 --> 27:22.474
‫یکی از خطرناک‌ترین موجودات تمام دوران

27:22.558 --> 27:24.560
‫می‌دونه که پیدا شده،
‫یعنی همین‌الان

27:24.643 --> 27:26.103
‫داره پاسخ وحشیانه‌اش رو آماده می‌کنه

27:27.104 --> 27:28.404
‫و اون یه من‌هانتره؟

27:28.438 --> 27:30.190
‫فکر می‌کنی از اول گرین لنترن‌ها بودن؟

27:30.274 --> 27:32.401
‫- واقعاً نمی‌دونی؟
‫- واقعاً نمی‌دونم

27:32.484 --> 27:33.986
‫خب این‌طوری همه‌چیز آسون‌تر می‌شه

27:34.069 --> 27:35.369
‫نیاز نیست ذهنیتت رو عوض کنم

27:35.404 --> 27:36.673
‫فقط باید مهرش کنم

27:36.697 --> 27:38.157
‫منظورت از مهر کردن چیه؟

27:41.368 --> 27:43.328
‫حک کنم؟ عـه…

27:43.954 --> 27:46.582
‫- روشنت کنم
‫- نیازی به روشن شدن ندارم

27:48.125 --> 27:50.252
‫یه زمانی توی کهکشان هرج‌ومرج بود

27:51.170 --> 27:53.213
‫و سروکله‌ی من‌هانترها پیدا شد

27:53.922 --> 27:55.257
‫نمی‌دونیم از کجا اومده بودن،

27:55.340 --> 27:56.640
‫فقط می‌دونیم مصنوعی بودن

27:57.634 --> 27:58.934
‫و می‌تونستن جسم‌های جدید بسازن،

27:58.969 --> 28:00.929
‫یعنی می‌تونستن به شکل
‫هر گونه‌ای دربیان

28:01.013 --> 28:04.224
‫و بدون این‌که شناسایی بشن
‫توی هر جامعه‌ای قرار بگیرن

28:05.017 --> 28:06.602
‫این تواناییِ ساختن باعث شد

28:06.685 --> 28:08.020
‫بتونن فناوری‌هایی خلق کنن

28:08.103 --> 28:10.355
‫که فراتر از محدودیت‌های سیاره‌ای بود
‫که توش ساکن بودن

28:10.981 --> 28:13.358
‫بی‌رحم و فریبنده بودن

28:14.151 --> 28:16.904
‫چیزی رو اجرا می‌کردن
‫که اسمش رو «عدالت» گذاشته بودن

28:17.946 --> 28:19.698
‫گونه‌های زیادی به کلی نابود شدن

28:20.866 --> 28:22.576
‫و بعدش همون‌طور اسرارآمیز
‫که پیداشون شده بود،

28:22.659 --> 28:23.845
‫غیب‌شون زد

28:23.869 --> 28:25.454
‫حداقل ما فکر می‌کردیم غیب‌شون زده

28:25.954 --> 28:28.540
‫در واقع یکی‌شون توی سیاره‌مون
‫باقی مونده بود،

28:28.624 --> 28:29.684
‫شکل یکی از ماها رو گرفته بود

28:29.708 --> 28:31.752
‫و بی‌سروصدا برای نسل‌کشی
‫نقشه می‌کشید

28:33.253 --> 28:35.088
‫تا حالا توسط یکی از عزیزانت
‫فریب خوردی؟

28:36.757 --> 28:37.817
‫آره

28:37.841 --> 28:39.801
‫پس وقتی تجربه کنی
‫چه بلایی سرمون آورده

28:40.886 --> 28:42.429
‫حتماً درک می‌کنی

28:51.772 --> 28:54.399
‫ولم کنید

28:55.609 --> 28:58.237
‫متأسفم، اما باید ببینی

29:03.325 --> 29:04.785
‫این‌طور به نظر می‌رسه

29:04.868 --> 29:07.204
‫وقتی یه من‌هانتر مردمت رو نابود می‌کنه

29:08.747 --> 29:10.749
‫جان، می‌بینی چه حسی داره؟

29:12.167 --> 29:14.419
‫ببین!

29:14.503 --> 29:16.630
‫می‌بینی چه بلایی سرشون آورده، جان؟

29:16.713 --> 29:19.925
‫می‌بینی؟

29:20.008 --> 29:21.308
‫ببین!

29:46.910 --> 29:48.620
‫تأثیر فقدان جمعی ما

29:48.704 --> 29:50.455
‫تا مدتی باهات می‌مونه

29:51.581 --> 29:52.881
‫متأسفم

29:58.380 --> 29:59.965
‫ابعاد فاجعه‌ی ما

30:00.048 --> 30:02.134
‫توجه یه گرین لنترن
‫که نگهبانان فرستاده بودنش رو جلب کرد

30:03.218 --> 30:05.137
‫اون لنترن…

30:06.263 --> 30:07.848
‫اون هیولا رو دستگیر کرد

30:07.931 --> 30:09.683
‫و تضمین داد که اعدام می‌شه

30:12.060 --> 30:14.313
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم

30:15.272 --> 30:16.332
‫مهم نیست،

30:16.356 --> 30:18.525
‫اما معتقدیم اون من‌هانتر هنوز زنده‌ست

30:20.027 --> 30:23.905
‫پس دنبالش گشتیم، جان.
‫چندین سال دنبالش گشتیم

30:24.573 --> 30:26.658
‫تا این‌که بالاخره متوجه شدیم
‫کجا قایم شده

30:28.535 --> 30:29.637
‫راشویل

30:29.661 --> 30:30.961
‫قدرت شناسایی ما محدوده

30:31.663 --> 30:33.665
‫من‌هانتر یه تشعشع خاص داره،

30:33.749 --> 30:35.542
‫ولی می‌تونه خودش رو
‫شبیه هر انسانی بکنه

30:35.625 --> 30:37.711
‫برای این‌که بفهمیم کدوم انسانه،
‫باید فاصله رو کم می‌کردیم

30:38.628 --> 30:40.756
‫اما تیم‌مون شناسایی و قتل‌عام شد

30:43.467 --> 30:44.926
‫و ۱ ساعت بعدش کی پیداش شد؟

30:45.594 --> 30:46.894
‫جوردن

30:47.637 --> 30:49.598
‫فکر می‌کنی می‌خواسته
‫از اون هیولا محافظت کنه؟

30:49.681 --> 30:50.908
‫شاید

30:50.932 --> 30:52.642
‫هدف‌مون می‌دونه پیداش کردیم

30:53.185 --> 30:55.520
‫و اگه وارد راشویل بشیم
‫فوراً شناسایی می‌شیم

30:58.565 --> 30:59.865
‫پس تو…

31:00.984 --> 31:02.986
‫تو باید من‌هانتر رو شناسایی کنی

31:05.781 --> 31:07.574
‫چطور باید اون کار رو بکنم؟

31:07.657 --> 31:08.760
‫پرنده‌ت

31:08.784 --> 31:10.911
‫پرنده‌ت این رو ثابت می‌کنه
‫که می‌تونی غیرممکن رو ممکن کنی

31:12.120 --> 31:14.289
‫ما می‌تونیم مأموریت‌مون رو
‫این‌طور تکمیل کنیم

31:14.373 --> 31:16.958
‫که بریم وسط میدون شهر
‫و خودمون رو منفجر کنیم،

31:17.042 --> 31:18.919
‫اما اون‌وقت راشویل ویران می‌شه

31:20.462 --> 31:22.422
‫نیاز نیست جون افراد بی‌گناه گرفته بشه

31:23.256 --> 31:26.259
‫چون خودش رو شکل یه انسان کرده
‫به عنوان یه انسان می‌تونه کشته بشه

31:26.927 --> 31:28.887
‫‏۴۸ ساعت فرصت داری، جان

31:31.139 --> 31:32.439
‫من‌هانتر رو پیدا کن

31:36.395 --> 31:37.695
‫وقتی پیداش کردی…

31:39.564 --> 31:40.864
‫باهامون تماس بگیر

31:41.108 --> 31:43.026
‫- اگه تماس نگیری…
‫- آره، می‌دونم

31:57.624 --> 31:58.924
‫سلام

32:02.129 --> 32:03.429
‫بهم شلیک کردن

32:05.173 --> 32:06.716
‫بدون اجازه وارد شدی

32:07.300 --> 32:09.236
‫مثل اینه که یه تابلو دستت بگیری
‫و وارد مزرعه بشی

32:09.237 --> 32:11.180
‫و روی تابلو نوشته شده باشه:
‫«بهم شلیک کنید»

32:12.389 --> 32:14.766
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

32:15.392 --> 32:17.769
‫یه‌کم درد دارم.
‫چقدر بی‌هوش بودم؟

32:18.854 --> 32:21.189
‫خیلی نیست.
‫گفتن می‌تونی مرخص بشی

32:21.690 --> 32:23.817
‫فقط می‌خواستن بخوابی
‫تا اثر داروی بیهوشی بپره

32:32.325 --> 32:33.625
‫خب…

32:34.327 --> 32:36.455
‫قضیه‌ی «سینسترو» چیه؟

32:37.998 --> 32:39.458
‫چرا این سوال رو ازم می‌پرسی؟

32:40.709 --> 32:43.003
‫خواب که بودی مدام
‫اسمش رو صدا می‌زدی

32:45.213 --> 32:46.840
‫اجازه ندارم در موردش حرف بزنم

32:48.508 --> 32:50.927
‫خیلی موضوع محرمانه‌ای نیست

32:53.013 --> 32:57.058
‫این‌جا نوشته اونم یه لنترن بوده،
‫می‌خواسته کودتا کنه،

32:57.559 --> 32:59.603
‫و یکی از رئیس‌ها رو کشته

33:00.812 --> 33:03.732
‫همچنین نوشته تو کسی بودی
‫که شکستش دادی

33:08.069 --> 33:09.369
‫در موردش حرف نمی‌زنم

33:09.946 --> 33:13.158
‫ولی می‌زنی، توی خواب

33:14.242 --> 33:15.542
‫چطور…

33:18.371 --> 33:20.081
‫حتماً شوخیت گرفته!

33:20.165 --> 33:22.292
‫همون‌طور که گفتم،
‫بدون اجازه وارد ملک دیگران شدی

33:22.834 --> 33:24.169
‫به نام «تام آزبورن»،

33:24.252 --> 33:25.962
‫یا هر کسی که می‌پرستیش

33:26.004 --> 33:27.464
‫لطفاً این رو باز کن

33:27.964 --> 33:32.093
‫اول باید به حرفم گوش بدی.
‫می‌تونی اون کار رو بکنی؟

33:32.761 --> 33:34.930
‫- بله، خانم
‫- خوبه

33:35.931 --> 33:37.891
‫چون هر بار که گوش ندی،

33:37.974 --> 33:39.351
‫یا اجساد رو بدزدی،

33:39.434 --> 33:42.103
‫یا هجوم ببری به مزرعه‌ی پدرشوهرم،

33:42.187 --> 33:44.464
‫و نذاری من حرف بزنم،

33:44.465 --> 33:47.859
‫کاری که داری واقعاً می‌کنی
‫اینه که اقتدار من رو تضعیف می‌کنی

33:48.985 --> 33:50.445
‫من کلانترم

33:50.987 --> 33:54.157
‫اگه از دستوراتم پیروی نکنی،
‫این تصور رو تقویت می‌کنی

33:54.241 --> 33:57.244
‫که این‌جا قدرت دست میکون‌ـه.
‫و باور کن،

33:58.245 --> 34:00.914
‫اصلاً دلت نمی‌خواد
‫اون تصور رو تقویت کنی

34:02.624 --> 34:04.209
‫این شهر منه

34:04.292 --> 34:06.962
‫خیلی زحمت کشیدم
‫تا احترام مردم رو به دست بیارم،

34:07.045 --> 34:09.089
‫و نمی‌تونم اجازه بدم
‫کارهام رو زیر سوال ببری

34:12.592 --> 34:13.892
‫درست می‌گی

34:16.346 --> 34:18.348
‫شرمنده. حق با توئه

34:23.311 --> 34:25.063
‫پس برمی‌گردی به مسافرخونه‌ت

34:25.146 --> 34:26.446
‫و می‌ذاری کارم رو بکنم؟

34:27.190 --> 34:29.775
‫دیگه به مزرعه هجوم نمی‌بری؟

34:31.444 --> 34:33.612
‫به جون تام آزبورن قسم می‌خورم

34:51.089 --> 34:53.174
‫و محض اطلاعت، طرف تو نیستم

34:53.800 --> 34:56.177
‫طرف میکون هم نیستم،
‫طرف خودم هستم،

34:57.012 --> 34:58.888
‫سعی می‌کنم این شهر رو
‫سر پا نگه دارم

35:07.564 --> 35:09.107
‫می‌تونم یه سوالی ازت بپرسم؟

35:09.733 --> 35:11.901
‫اگه از دستگاه‌های تشخیص
‫موجودات فضایی خبر داشتم،

35:11.985 --> 35:13.903
‫چرا سر حوزه‌ی اختیارات
‫باهات درگیر شدم؟

35:14.904 --> 35:16.239
‫باعث می‌شه یه مرد توی فکر فرو بره

35:18.908 --> 35:20.243
‫بقیه مُرده بودن

35:21.119 --> 35:23.455
‫فکر می‌کردم چون ویلون
‫باعث نشده زنگ هشدار فعال بشه،

35:23.538 --> 35:24.838
‫پس یه فضایی نبوده

35:25.832 --> 35:27.132
‫اشتباه می‌کردم

35:27.959 --> 35:29.259
‫پیش میاد

35:30.045 --> 35:31.838
‫نباید پیش بیاد. ببین

35:32.881 --> 35:35.634
‫معذرت می‌خوام که سد راهت شدم

35:37.093 --> 35:39.137
‫آخه نمی‌خواستم بابای بیلی

35:39.220 --> 35:41.056
‫باعث شورش بشه

35:41.139 --> 35:44.434
‫و باعث بشه همه فکر کنن
‫فضایی‌ها می‌خوان حمله کنن

35:45.644 --> 35:47.145
‫چقدر هم نقشه‌م جواب داد

35:50.273 --> 35:51.900
‫ممنون که راستش رو گفتی

35:54.402 --> 35:56.988
‫ممنون که توی حوزه‌ی قضایی من نمردی

36:00.575 --> 36:02.118
‫نوبت منه سوال بپرسم

36:03.787 --> 36:06.164
‫چرا با این‌که تهدید برطرف شده
‫من هنوز توی شهر هستم؟

36:07.248 --> 36:08.792
‫باعث می‌شه یه دختر توی فکر فرو بره

36:08.875 --> 36:11.920
‫یه مشکلی هست.
‫می‌تونم حسش کنم

36:16.007 --> 36:17.592
‫چرا می‌خوای از این‌جا برم؟

36:18.968 --> 36:21.471
‫حس می‌کنم بدون هیچ دلیل موجهی

36:21.554 --> 36:23.014
‫همه‌چیز می‌خواد منفجر بشه

36:24.057 --> 36:26.017
‫این‌جا همه دارن دیوونه می‌شن

36:27.227 --> 36:30.313
‫و این‌که تو دردسر درست کنی
‫و تیر بخوری هم هیچ فایده‌ای نداره

36:32.982 --> 36:35.068
‫اگه بهت نیاز داشته باشم
‫باهات تماس می‌گیرم

36:40.323 --> 36:41.741
‫کنار تختم نشسته بودی

36:43.576 --> 36:44.876
‫کتاب خیلی خوبیه

36:45.745 --> 36:48.248
‫وقتی توی خونه بچه داشته باشی
‫وقت برای کتاب خوندن پیدا نمی‌شه

36:56.784 --> 36:59.513
‫[ فرم امضای بیمار برای ترخیص ]

37:06.558 --> 37:10.061
‫راستی اهل کجایی؟

37:11.521 --> 37:13.398
‫تصمیم گرفتی مهربون باشی،

37:13.481 --> 37:16.151
‫و بهترین چیزی که به ذهنت رسید همین بود؟
‫«اهل کجایی؟»

37:16.234 --> 37:18.278
‫خب شبیه اهالی راشویل نیستی

37:18.361 --> 37:21.406
‫- خیلی مغروری
‫- باعث نمی‌شه حرفم اشتباه باشه

37:22.657 --> 37:25.452
‫اهل گاتهام هستم.
‫همین‌طوری تصمیم گرفتم بیام این‌جا

37:26.327 --> 37:28.830
‫- به نظر می‌رسه داستان جالبی داره
‫- مگه نه؟

37:30.749 --> 37:33.334
‫- فقط همین رو می‌خوای بهم بگی؟
‫- تقریباً

37:33.918 --> 37:36.212
‫برای فعلاً قابل قبوله

37:36.254 --> 37:38.173
‫چون نمی‌خوای بری

37:38.673 --> 37:40.759
‫اصلاً به حرف‌هام گوش ندادی، نه؟

37:40.842 --> 37:43.762
‫خب یه‌کم گوش دادم.
‫بیمارها کجان؟

37:43.845 --> 37:46.723
‫شهر کوچیکیه،
‫خیلی بیمار پیدا نمی‌شه

37:50.059 --> 37:51.120
‫نصف تجهیزات

37:51.144 --> 37:52.812
‫انگار هنوز استفاده نشدن

37:52.896 --> 37:54.439
‫آره، خب بیشتر مردم
‫اون‌قدر باهوش هستن

37:54.522 --> 37:55.982
‫که کاری نکنن تیر بخورن

38:07.702 --> 38:09.245
‫ممنون. همین‌جا پیاده می‌شم

38:15.251 --> 38:16.669
‫بفرمایید. ممنون

38:31.726 --> 38:33.102
‫سلام

38:33.937 --> 38:36.064
‫می‌شه…

38:36.147 --> 38:38.024
‫لطفاً یه فنجون قهوه بدون کافئین
‫برام بیار. ممنون

38:38.107 --> 38:40.109
‫البته

38:52.330 --> 38:54.457
‫شهر کوچیکیه، حتماً همدیگه رو می‌بینیم

38:57.085 --> 38:58.145
‫آره

38:58.169 --> 39:00.296
‫پشت یه میز بشینی راحت‌تری

39:01.631 --> 39:03.591
‫روز طاقت‌فرسایی بوده

39:03.675 --> 39:06.636
‫فقط می‌خوام یه لحظه ذهنم رو خالی کنم

39:06.719 --> 39:08.471
‫آره، آره. منصفانه‌ست

39:14.978 --> 39:16.038
‫خیلی ممنون

39:16.062 --> 39:17.362
‫- بفرمایید
‫- ممنون

39:45.466 --> 39:47.969
‫محض اطلاع،

39:49.429 --> 39:51.723
‫اگه می‌دونستم متأهلی
‫قبول نمی‌کردم رابطه داشته باشیم

39:55.101 --> 39:57.020
‫خب خوشحالم که نمی‌دونستی

40:01.190 --> 40:02.650
‫به اون‌جور چیزها علاقه داری؟

40:03.985 --> 40:05.486
‫کدوم چیزها؟

40:07.447 --> 40:08.823
‫یعنی…

40:10.241 --> 40:12.035
‫رابطه‌ت غیرمتعارفه؟

40:15.997 --> 40:17.297
‫شوهرم رو دیدی، درسته؟

40:18.374 --> 40:19.834
‫آره. نظر خودت چیه؟

40:19.918 --> 40:22.545
‫محترمانه بگم؟
‫به نظرم خیلی آدم عجیب‌وغریبیه

40:22.629 --> 40:25.214
‫آره، درسته. خیلی زیاد

40:25.298 --> 40:26.925
‫آره. به نظرم خیلی آدم عجیب‌وغریبیه

40:27.008 --> 40:28.308
‫اما تو نیستی

40:31.596 --> 40:35.016
‫- از کجا این‌قدر مطمئنی؟
‫- می‌بینمت. خب…

40:35.642 --> 40:37.393
‫فکر نمی‌کنم کاری انجام بدی

40:37.477 --> 40:39.979
‫بدون این‌که اول خوب
‫بهش فکر کنی. می‌دونی؟

40:40.063 --> 40:43.858
‫مردهای سفیدپوست این امتیاز رو دارن
‫که عجیب‌وغریب باشن

40:45.026 --> 40:46.444
‫مردهای سفیدپوستِ ثروتمند؟

40:47.153 --> 40:49.697
‫می‌تونن هر غلطی که می‌خوان بکنن

40:50.323 --> 40:52.825
‫گاوچرون‌بازی کنن، دژ بسازن

40:53.368 --> 40:56.746
‫- خوشت میاد؟
‫- آره. از امنیتی که داره خوشم میاد

40:56.829 --> 40:58.247
‫همچنین از این خوشم میاد که می‌تونسته

40:58.331 --> 41:00.249
‫یه بلوند احمق از تگزاس با خودش بیاره
‫تا همراهیش کنه،

41:00.333 --> 41:01.633
‫اما من رو می‌خواست

41:02.835 --> 41:04.629
‫مطمئنم خیلی‌ها می‌خوانت

41:04.712 --> 41:06.012
‫هیچ‌کدوم…

41:07.382 --> 41:08.967
‫نمی‌تونن چیزی که اون داره رو
‫برام فراهم کنن

41:11.594 --> 41:13.304
‫سروکار داشتن باهاش سخته،
‫می‌دونم، اما…

41:14.263 --> 41:15.682
‫فکر کنم ارزشش رو داره

41:16.766 --> 41:19.018
‫و وقتی بخوام یه‌کم
‫فاصله بگیرم، می‌گیرم

41:19.686 --> 41:23.078
‫پس حاضری با یه مرد سفیدپوستِ عجیب‌وغریب
‫که عقده‌ی نجات دادن دیگران رو داره بسازی

41:23.079 --> 41:24.356
‫فقط برای این‌که چنین
‫زندگی‌ای داشته باشی؟

41:24.357 --> 41:26.776
‫نه، پیش شوهرم موندم چون عاشقشم

41:27.944 --> 41:29.404
‫و می‌دونم اونم عاشق منه

41:33.700 --> 41:35.118
‫هی، مرد سفیدپوست تو چطوره؟

41:37.036 --> 41:39.330
‫چطوره؟

41:40.873 --> 41:42.173
‫می‌خواست من رو از سر راهش برداره،

41:42.208 --> 41:44.752
‫پس من رو فرستاد
‫که برم وسایلش رو بیارم

41:50.383 --> 41:53.302
‫برای همین می‌خواستی اون‌جا
‫ذهنت رو خالی کنی؟

42:00.852 --> 42:02.937
‫فقط دارم به این فکر می‌کنم
‫که می‌تونم بهش اعتماد کنم یا نه

42:03.479 --> 42:05.690
‫اگه مجبوری چنین سوالی
‫از خودت بپرسی،

42:05.773 --> 42:08.234
‫پس جوابش رو از قبل می‌دونی

42:17.504 --> 42:19.708
‫[ مسافرخونه ]

42:38.222 --> 42:39.522
‫نه

42:41.142 --> 42:42.442
‫نگو

42:47.106 --> 42:48.406
‫چه بلایی سرت اومده؟

42:48.900 --> 42:50.200
‫شوهرِ دوست‌دخترت

42:50.234 --> 42:52.111
‫یکی از شما تک‌تیراندازها رو
‫انداخت به جونم

42:52.195 --> 42:54.655
‫شونه؟

42:55.573 --> 42:56.908
‫تیر از اونور کرد بیرون؟

42:57.408 --> 42:58.993
‫آره، تیر اخطار خوبی بوده

42:59.494 --> 43:01.120
‫خوشحالم که طرفدار کارشی

43:01.204 --> 43:03.456
‫آره

43:13.800 --> 43:15.510
‫بهت گفتم یونیفرم رو نیار

43:16.511 --> 43:18.387
‫آره، خب شاید نتونستم

43:18.471 --> 43:19.847
‫بهش بی‌احترامی کنم

43:19.931 --> 43:21.557
‫وقتی وسایلم رو می‌گشتی

43:21.599 --> 43:22.899
‫دیگه چیکار کردی؟

43:22.975 --> 43:25.770
‫حوله‌م رو پوشیدی و رقصیدی؟
‫شونه‌م رو گرفتی و آواز خوندی؟

43:29.148 --> 43:30.733
‫«در روشن‌ترین روز و در تاریک‌ترین شب،

43:30.817 --> 43:32.002
‫هیچ شری از دید من پنهان نخواهد ماند

43:32.026 --> 43:33.326
‫بگذارید همه‌ی پرستندگان شیطان

43:33.402 --> 43:35.071
‫از قدرت من، از نور گرین لنترن
‫برحذر باشند»

43:37.281 --> 43:39.075
‫یه چیزی توی اون مزرعه‌ست

43:39.826 --> 43:41.160
‫حامی مالی کلید حل این ماجراست

43:41.244 --> 43:43.579
‫تا وقتی نفهمیم طرف کیه
‫و چه چیزی رو پنهان می‌کنن

43:43.663 --> 43:44.890
‫از این‌جا نمی‌ریم

43:44.914 --> 43:46.214
‫آره

43:46.624 --> 43:49.627
‫هر چی تو بگی

43:52.296 --> 43:53.840
‫هی، شاید بخوای

43:54.382 --> 43:56.801
‫جزئیات ریز بیمه‌نامه رو بخونی

44:11.482 --> 44:13.568
‫این چیه روی صندلی‌ها؟

44:13.651 --> 44:16.946
‫فکر می‌کنم در اصل بهش می‌گن
‫«مایع چسبناک فضایی»

44:39.969 --> 44:41.637
‫در مورد من‌هانترها چی می‌دونی؟

44:45.141 --> 44:46.285
‫اون کلمه رو از کجا شنیدی؟

44:46.309 --> 44:49.520
‫رفیق‌مون ویلون یه دوست‌هایی داشته.
‫موقع سوار شدن به هواپیما دنبالم اومدن

44:49.604 --> 44:51.522
‫جلوی خونه‌ت دزدیدنم

44:51.606 --> 44:52.940
‫معتقدن یه من‌هانتر

44:53.024 --> 44:54.324
‫این‌جا توی راشویله

45:00.406 --> 45:02.074
‫خب از تو چی می‌خواستن؟

45:03.159 --> 45:07.622
‫گفتن شناساییش کنم.
‫و تا ۴۸ ساعت دیگه باهاشون تماس بگیرم

45:07.705 --> 45:10.458
‫وگرنه نیمی از غرب نبراسکا رو
‫منفجر می‌کنن

45:10.541 --> 45:11.602
‫چرا تو؟

45:11.626 --> 45:14.879
‫چون به تو اعتماد ندارن.
‫در واقع خیلی صریح گفت

45:14.962 --> 45:16.714
‫که نباید چیزی بهت بگم

45:16.797 --> 45:18.633
‫- دیگه چی؟
‫- این‌که فکر می‌کنه

45:18.716 --> 45:20.760
‫ممکنه نگهبانان من‌هانتر رو
‫این‌جا قایم کرده باشن

45:21.260 --> 45:23.930
‫- چنین کاری نمی‌کنن
‫- خب منم همین رو گفتم

45:24.013 --> 45:26.140
‫می‌دونستم این‌جا یه خبرهایی هست

45:26.224 --> 45:28.267
‫و حس ششمم هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه

45:36.567 --> 45:38.152
‫حتماً «آبین سور» اون رو آورده این‌جا

45:38.236 --> 45:39.612
‫و من‌هانتر هم اون رو کشته

45:40.821 --> 45:42.281
‫آره، و بعدش حلقه به تو رسیده

45:43.407 --> 45:45.576
‫در مورد من‌هانترها دیگه
‫چی می‌تونی بهم بگی؟

45:47.161 --> 45:48.537
‫فعلاً دونستن این چیزها برات زوده، جونیور

45:48.621 --> 45:51.666
‫نه، نیست.
‫من بهت گفتم اون این‌جاست

45:51.749 --> 45:54.335
‫کسی که به زنجیره‌ی فرماندهی احترام می‌ذاره
‫حالا می‌خواد من قوانین رو زیر پا بذارم؟

45:54.418 --> 45:56.128
‫هال، نمی‌دونن چه شکلیه

45:56.212 --> 45:58.714
‫ممکنه هر کدوم از افراد این شهر باشه

46:02.301 --> 46:03.601
‫دیگه بهت چی گفتن؟

46:06.722 --> 46:08.182
‫می‌دونی، این‌که…

46:09.350 --> 46:10.977
‫خلق کردن یه موجود زنده،

46:12.144 --> 46:15.314
‫چه برسه به این‌که زنده نگهش داری
‫اونم بدون این‌که حلقه دستت باشه،

46:15.398 --> 46:16.816
‫اون‌قدر پیشرفته‌ست

46:16.899 --> 46:18.442
‫که عملاً غیرممکنه

46:18.526 --> 46:20.945
‫اما گفتم حقیقت نداره،

46:21.028 --> 46:22.328
‫چون اگه حقیقت داشت،

46:23.072 --> 46:25.116
‫تو حداقل یه آفرین بهم می‌گفتی

46:27.159 --> 46:28.459
‫آفرین

46:34.834 --> 46:36.134
‫‏۴۸ ساعت، ها؟

46:37.878 --> 46:39.178
‫آره، ۴۸ ساعت

46:39.547 --> 46:41.257
‫به نگهبانان چیزی گفتی؟

46:44.802 --> 46:46.137
‫من فقط به تو گزارش می‌دم

46:47.972 --> 46:49.515
‫- هی
‫- چیه؟

46:51.183 --> 46:52.518
‫اصلاً قضیه‌ی اون پرنده چیه؟

46:53.686 --> 46:55.438
‫- منظورت چیه؟
‫- پرنده رو می‌گم

46:55.521 --> 46:57.398
‫آخه با ضمیر ناخودآگاهت
‫به وجودش آوردی

46:57.481 --> 46:59.442
‫حتماً معنای خیلی عمیقی برات داره

46:59.525 --> 47:00.825
‫فقط یه پرنده‌ست

48:30.366 --> 48:32.243
‫درخواست دسترسی برای هال جوردن

48:32.326 --> 48:33.626
‫دسترسی مجاز است

48:54.849 --> 48:56.149
‫سینسترو

48:57.518 --> 48:58.818
‫هال

49:00.146 --> 49:01.939
‫هر چیزی در مورد من‌هانترها
‫می‌دونی رو بهم بگم

49:03.732 --> 49:06.777
‫سلام نمی‌کنی؟
‫احوال‌پرسی نمی‌کنی؟

49:07.778 --> 49:09.655
‫سلام، سینسترو، حالت چطوره؟

49:11.115 --> 49:13.200
‫حالا بگو در مورد من‌هانترها چی می‌دونی؟

49:14.535 --> 49:16.162
‫اگه هنوز یکی‌شون وجود داشته باشه،

49:17.037 --> 49:18.497
‫من می‌شم دومین تهدید بزرگی

49:18.581 --> 49:19.881
‫که باهاش روبه‌رو هستی

49:21.834 --> 49:23.794
‫حالا نظرت چیه در مورد
‫جان اِستوارت برام بگی؟

49:28.548 --> 49:30.548
‫♪ Human Condition - Pretty Sick ♪

49:30.549 --> 49:50.549
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
