WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.790 --> 00:14.718
‫[ سال ۱۹۹۶ ]

00:16.225 --> 00:19.228
‫امشب یک مصاحبه‌ی
‫اختصاصیِ ۶۰ دقیقه‌ای داریم

00:20.062 --> 00:24.733
‫‏۱۰ سال پیش هیچ‌کس از ساکنان زمین
‫اطلاع نداشت که کسی ازمون محافظت می‌کنه

00:24.816 --> 00:27.736
‫که خودش رو «گرین لنترن» معرفی می‌کنه

00:28.362 --> 00:31.615
‫بعدش بدون هیچ هشداری
‫خودش رو به دنیا معرفی کرد،

00:31.698 --> 00:36.203
‫و به طور چشم‌گیری جلوی یک شهاب‌سنگ رو گرفت
‫و مانع از نابود شدن آبشار ویکتوریا شد

00:36.286 --> 00:39.039
‫یا حداقل تا حدودی خودش رو معرفی کرد

00:40.332 --> 00:45.379
‫امشب ما اولین مصاحبه‌ی بدون پرده
‫و صمیمانه با یه ابرقهرمان رو براتون آماده کردیم

00:46.505 --> 00:47.805
‫مضطرب هستی؟

00:48.090 --> 00:49.359
‫من اصلاً مضطرب نمی‌شم

00:49.383 --> 00:51.593
‫- بخشی از کارمه
‫- البته

00:51.677 --> 00:53.095
‫هیجان‌زده‌ام

00:53.178 --> 00:55.389
‫در اون صورت، کی هستی؟

00:57.015 --> 00:58.475
‫من «هال جوردن» هستم

00:59.726 --> 01:00.870
‫لعنت بهت، مارکوس!

01:00.894 --> 01:04.314
‫- همه‌مون رو توی دردسر می‌اندازی
‫- فقط حواست به پنجره باشه

01:07.526 --> 01:10.862
‫می‌خوای مردم دنیا در موردت
‫چه چیزی رو بدونن؟

01:11.530 --> 01:13.031
‫من کهنه‌سرباز نیروی هوایی هستم

01:13.574 --> 01:15.033
‫قبلاً خلبان آزمایش بودم

01:16.076 --> 01:17.376
‫و واقعاً…

01:21.415 --> 01:23.166
‫این‌که من یه آدم عادی‌ام

01:23.917 --> 01:25.217
‫مثل شما

01:25.586 --> 01:29.548
‫ولی خب تو همچنین
‫اولین گرین لنترن زمین هستی

01:30.173 --> 01:31.473
‫اون هم هست

01:31.800 --> 01:36.179
‫در خیلی از جهات، هال جوردن
‫برای بازی در این نقش متولد شده

01:36.680 --> 01:38.890
‫پدرش یه خلبان آزمایش پرافتخار بود

01:38.974 --> 01:42.227
‫که به طرز غم‌انگیزی زمانی که هال
‫فقط ۸ ساله بود در یک سانحه جان باخت

01:43.770 --> 01:46.189
‫هال پا جای پای پدرش گذاشت…

01:46.273 --> 01:48.400
‫گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن!
‫اومد خونه!

01:48.483 --> 01:50.902
‫لعنتی! یالا،
‫جان، تلویزیون رو خاموش کن!

01:50.986 --> 01:55.032
‫خب، من تنها نیروی این‌جا هستم،
‫اما ما مثل پلیس‌های گشتی هستیم

01:55.115 --> 01:56.575
‫- هر کدوم از ما…
‫- خاموشش کن!

01:56.658 --> 01:57.993
‫…مسئول بخشی از کهکشانه

01:58.076 --> 02:00.829
‫و چطور تو برای ما برگزیده شدی؟

02:00.912 --> 02:02.372
‫- امتحانی وجود داره؟
‫- جان!

02:02.456 --> 02:05.334
‫- بجنب، تلویزیون رو خاموش کن!
‫- فقط یه سوال پرسیدن

02:06.251 --> 02:08.587
‫- دخل‌مون اومده
‫- «می‌ترسی؟»

02:09.838 --> 02:11.757
‫و تو گفتی: «نه»

02:12.299 --> 02:13.599
‫درسته

02:14.176 --> 02:18.472
‫وحشتناک‌ترین ترس هر بچه‌ای
‫از دست دادن پدر یا مادرشه

02:19.681 --> 02:21.099
‫وقتی اون اتفاق بیُفته…

02:24.394 --> 02:26.021
‫دیگه چیزی نمی‌تونه بترسونتت

02:47.167 --> 02:48.835
‫می‌خوای اسم واقعیش رو بهم بگی؟

02:51.713 --> 02:53.090
‫هال نمی‌دونم‌چی

02:53.674 --> 02:54.974
‫هال؟

02:55.217 --> 02:56.517
‫بله، قربان

03:00.138 --> 03:01.438
‫همین‌الان برو بیرون

03:05.000 --> 03:12.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:27.833 --> 03:29.209
‫می‌ترسی؟

03:30.585 --> 03:31.885
‫نه، قربان!

04:00.365 --> 04:01.665
‫بیا بریم همبرگر بخوریم

04:23.513 --> 04:24.813
‫گندش بزنن

04:25.181 --> 04:29.190
‫[ سال ۲۰۱۶ ]

04:37.986 --> 04:42.986
‫♪ Boogie Shoes - The Sunshine Band ♪

05:04.596 --> 05:05.896
‫دیر اومدم

05:07.933 --> 05:09.233
‫بله، قربان

05:09.893 --> 05:11.603
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

05:30.872 --> 05:32.099
‫مطمئنی عصبانی نیستی؟

05:32.123 --> 05:34.459
‫- نه، قربان
‫- اگه من بودم که عصبانی می‌شدم

05:34.960 --> 05:36.837
‫دو هفته غیبم زده بود،

05:36.920 --> 05:40.298
‫بدون هیچ توضیحی، بعدش هم
‫در حالت خماری دیر اومدم سر قرار

05:41.758 --> 05:43.552
‫یالا، باید یه‌کم عصبانی باشی

05:43.635 --> 05:45.095
‫نه، قربان

05:46.388 --> 05:47.615
‫یه‌کم آشفته‌ای؟

05:47.639 --> 05:49.182
‫نه، قربان

05:49.266 --> 05:51.226
‫چرا هر بار می‌گی «قربان»

05:51.309 --> 05:53.144
‫حس می‌کنم منظورت اینه
‫که «کیرم دهنت»؟

05:53.228 --> 05:54.813
‫روحمم خبر نداره

05:55.355 --> 05:56.655
‫قربان

05:59.651 --> 06:01.862
‫حتماً کنجکاوی بدونی کجا بودم

06:01.945 --> 06:04.781
‫- تا حالا اسم «فارون ۴» رو شنیدی؟
‫- خب، دارم آموزش می‌بینم

06:04.865 --> 06:06.408
‫هنوز از سیاره خارج نشدیم

06:06.491 --> 06:08.952
‫آره، آره، درسته.
‫یه سیاره‌ی خراب‌شده‌ست

06:09.035 --> 06:10.579
‫که در آستانه‌ی جنگ داخلی بود

06:10.662 --> 06:12.747
‫منظورم اینه که دلیل این خماریم

06:12.831 --> 06:15.250
‫اینه که داشتیم صلح جدید رو
‫جشن می‌گرفتیم

06:15.333 --> 06:16.561
‫چطور موفق شدی انجامش بدی؟

06:16.585 --> 06:19.212
‫با یه‌کم دیپلماسی و یه‌کم مشت و لگد،
‫خودت روال کار رو می‌دونی

06:19.754 --> 06:21.339
‫در واقع نمی‌دونم، قربان.
‫برای همین دارم آموزش می‌بینم

06:21.423 --> 06:23.300
‫خب، یه عالمه وقت داری

06:23.383 --> 06:24.569
‫با کمال احترام،

06:24.593 --> 06:27.012
‫چند وقته داریم این کار رو می‌کنیم؟
‫دو ماهه؟

06:28.597 --> 06:30.140
‫و هنوز حتی حلقه رو هم دستم نکردم

06:30.223 --> 06:33.685
‫این‌قدر فکرت درگیر جواهرات نباشه، جونیور.
‫وقتی حلقه تو رو انتخاب کنه می‌تونی دستت کنی

06:33.768 --> 06:36.229
‫فکر می‌کردم نکته اینه
‫که نگهبانان من رو انتخاب کردن

06:36.313 --> 06:38.064
‫- همین
‫- رئیس‌های آبی‌رنگ بزرگ

06:38.148 --> 06:39.417
‫شاید فکر کنن تو خاصی،

06:39.441 --> 06:42.152
‫اما فقط یه معلم جایگزینی، جونیور

06:42.235 --> 06:43.945
‫هنوز آماده نیستی
‫که بری جلو کلاس

06:44.029 --> 06:45.488
‫تا زمانی که حلقه بگه

06:53.997 --> 06:55.297
‫بیا

06:55.582 --> 06:56.882
‫می‌خوایش؟

06:57.584 --> 06:59.044
‫یه امتحانه؟

07:01.379 --> 07:04.299
‫‏۵ کیلومتر دیگه یه تاکوفروشی
‫توی مسیر هست

07:04.382 --> 07:05.682
‫اون‌جا می‌بینمت

07:30.894 --> 07:34.480
‫« لـنـتـرن‌هـا »

07:45.548 --> 07:48.093
‫- سلام
‫- بابا، می‌خواست من رو بُکُشه

07:48.176 --> 07:50.804
‫توی مسیر تمرین پرواز بودیم، و اون…

07:50.887 --> 07:52.722
‫جوردن سعی کرد من رو بکشه

07:52.806 --> 07:54.391
‫نمی‌تونه تو رو بکشه

07:54.474 --> 07:55.976
‫فقط می‌خواد کلافه‌ت کنه

07:56.559 --> 07:57.894
‫کلافه نیستم

07:57.978 --> 07:59.246
‫پس داره امتحانت می‌کنه

07:59.270 --> 08:00.570
‫اونا اجازه دارن بداخلاقی کنن

08:00.605 --> 08:03.441
‫ما اجازه نداریم. پس نفس عمیق بکش،
‫خودت رو جمع‌وجور کن، و بروز نده

08:04.150 --> 08:06.194
‫باید خونسرد باشی.
‫می‌تونی خونسرد باشی، پسر؟

08:06.277 --> 08:08.488
‫- بله، قربان. می‌تونم خونسرد باشم
‫- خوبه

08:09.030 --> 08:11.533
‫- این رو می‌خوای، درسته؟
‫- معلومه که می‌خوامش

08:12.033 --> 08:13.333
‫فقط توی مسیر بمون

08:13.368 --> 08:14.703
‫تا بهش برسی

08:16.913 --> 08:18.213
‫آره، خب…

08:28.091 --> 08:29.318
‫گندش بزنن

08:29.342 --> 08:30.642
‫مُردم؟

08:31.177 --> 08:32.804
‫- چی؟
‫- حلقه‌ی من دستته

08:33.471 --> 08:34.931
‫این حرفت باید خنده‌دار باشه؟

08:36.766 --> 08:38.476
‫هی، کاری کردم که عصبانی بشی؟

08:38.560 --> 08:39.936
‫چون اگه کاری کردم، متأسفم

08:40.020 --> 08:42.313
‫تو؟ هال جوردن؟ متأسفی؟

08:42.397 --> 08:43.697
‫درسته

08:44.149 --> 08:45.449
‫حتماً سرم ضربه خورده

08:46.151 --> 08:48.153
‫صبر کن ببینم. بمون

08:48.695 --> 08:50.363
‫از اول شروع کن

08:51.406 --> 08:53.408
‫تو کی هستی و چرا حلقه‌ی من دستته؟

08:53.491 --> 08:55.326
‫من جان اِستوارت هستم، کارآموزت

08:56.411 --> 08:58.246
‫لنترن‌ها از بخش خودشون کارآموز نمی‌گیرن

08:58.329 --> 08:59.629
‫الان می‌گیرن

09:00.832 --> 09:02.167
‫توی چه سالی هستیم؟

09:02.792 --> 09:04.092
‫سال ۲۰۱۶

09:05.003 --> 09:06.303
‫یا…

09:07.380 --> 09:09.382
‫می‌خوای بهم بگی فکر می‌کنی
‫قضیه چیه؟

09:10.300 --> 09:11.968
‫من نسخه‌ی پشتیبان از آگاهی
‫هال جوردن هستم،

09:12.052 --> 09:14.554
‫که با آگاهیِ حلقه ترکیب شده،
‫اومدم یه پیغام به خودم بدم

09:15.180 --> 09:18.016
‫- پس هال هستی؟
‫- نه. آره. می‌شه گفت. یه جورایی

09:19.142 --> 09:21.019
‫خب، مثل اینه که خودت رو
‫توی فضای ابری دیجیتال ذخیره کنی،

09:21.102 --> 09:22.329
‫اما هر از گاهی

09:22.353 --> 09:23.938
‫وقتی توی دنیای واقعی
‫بهت نیاز دارن، باید…

09:25.482 --> 09:27.567
‫لنترن‌ها موظفن هر هفته
‫خودشون رو آپلود کنن،

09:27.650 --> 09:30.445
‫به‌خاطر آیندگان، محض اطمینان
‫شاید اتفاقی براشون بیُفته

09:33.656 --> 09:35.158
‫باید این رو بهت آموزش می‌دادم

09:36.659 --> 09:38.328
‫فکر می‌کردم دارم بهت آموزش می‌دم

09:38.411 --> 09:39.711
‫آره، منم چنین فکری می‌کردم

09:40.080 --> 09:41.414
‫آخرین بار کِی از خودت
‫نسخه‌ی پشتیبان گرفتی؟

09:41.998 --> 09:45.293
‫به نظر می‌رسه ۱۰ سال پیش.
‫گوش کن، باید خودم رو پیدا کنم

09:45.376 --> 09:47.087
‫- کجام؟
‫- ‏۵ کیلومتر دورتر

09:47.170 --> 09:49.047
‫داری تاکو می‌خوری

09:49.130 --> 09:50.673
‫خوبه. پس تا اون‌جا می‌تونی پرواز کنی

09:52.717 --> 09:54.135
‫من…

09:55.261 --> 09:56.930
‫پرواز کردن رو بهت آموزش ندادم، نه؟

10:01.434 --> 10:02.734
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

10:02.811 --> 10:05.939
‫بهم بگو دوست داری بهت چی بگم

10:07.774 --> 10:09.074
‫بهت اعتماد دارم؟

10:10.026 --> 10:13.696
‫منظورم اینه که ما…
‫می‌دونی، با هم کنار میاییم؟

10:14.614 --> 10:15.914
‫عالی با هم کنار میاییم

10:20.578 --> 10:22.580
‫توی راشویلِ نبراسکا تگرگ می‌باره

10:25.291 --> 10:27.669
‫- همین؟
‫- خب، خودم می‌دونم منظورم چیه

10:40.056 --> 10:41.850
‫هی، گرین لنترن‌ـه!

10:42.976 --> 10:45.311
‫- تو یه افسانه‌ای، رفیق
‫- ممنون

10:45.395 --> 10:46.938
‫- می‌خوام باهات عکس بگیرم!
‫- ازش بپرس!

10:47.021 --> 10:48.523
‫بذارید نفس بکشه!

10:49.149 --> 10:50.449
‫باغ‌وحش مخصوص ناز کردن که نیست

10:50.483 --> 10:51.783
‫یالا

10:52.068 --> 10:53.945
‫غذاتون رو میارم سر میزتون، آقای جوردن

10:54.028 --> 10:55.905
‫- خیلی ممنون
‫- ممنون

10:55.989 --> 10:57.574
‫- خیلی‌خب، بچه‌ها
‫- خیلی ممنون. ممنون

10:58.449 --> 10:59.749
‫ببینید!

11:01.911 --> 11:02.972
‫من…

11:02.996 --> 11:04.664
‫به نظرتون می‌شه دخترم…

11:05.331 --> 11:07.625
‫حتماً. بیا این‌جا. بیا

11:08.126 --> 11:09.270
‫آماده!

11:09.294 --> 11:10.795
‫خیلی‌خب

11:11.379 --> 11:13.006
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

11:13.089 --> 11:16.050
‫- مامانم دلش برای لباس مخصوصت تنگ شده
‫- من چنین حرفی نزدم

11:16.801 --> 11:19.345
‫به مامانت بگو هنوز
‫توی مناسبت‌های خاص می‌پوشمش

11:19.846 --> 11:21.146
‫آره

11:21.755 --> 11:25.171
‫[ تاکوفروشی ]

11:40.366 --> 11:41.701
‫ممکن بود بمیرم

11:41.784 --> 11:43.953
‫می‌خوای آموزشت بدم،
‫منم دارم آموزشت می‌دم

11:46.039 --> 11:47.498
‫چطور خودت رو نجات دادی؟

11:48.124 --> 11:49.667
‫با حلقه چی به وجود آوردی؟

11:51.085 --> 11:52.385
‫حباب محافظ

11:54.255 --> 11:56.216
‫- یه نابغه‌ای
‫- آره

11:56.299 --> 11:57.675
‫دسر رو مهمون مایید

11:58.218 --> 12:00.094
‫خب، خیلی ممنون

12:00.595 --> 12:03.473
‫می‌تونم بپرسم چرا فقط
‫توی مناسبت‌های خاص لباس رو می‌پوشید؟

12:06.517 --> 12:07.977
‫مثل یه جوون که خیلی مشتاقه

12:08.061 --> 12:10.063
‫و دوست داره خودش رو ثابت کنه،
‫پس کراوات می‌زنه

12:10.146 --> 12:11.814
‫تا مردم جدی بگیرنش

12:12.440 --> 12:14.484
‫اما وقتی پیر و عاقل‌تر می‌شه…

12:17.153 --> 12:19.405
‫متوجه میشه که کراوت خیلی آزاردهنده‌ست

12:23.159 --> 12:26.162
‫- جالب بود
‫- آره. جالب بود

12:28.164 --> 12:29.464
‫حلقه‌م رو بده

12:35.213 --> 12:37.131
‫راستی برای خودت یه پیغام فرستادی

12:38.216 --> 12:40.051
‫- منظورت چیه؟
‫- حلقه

12:40.134 --> 12:41.594
‫نسخه‌ی پشتیبان آگاهیت

12:42.095 --> 12:43.554
‫‏۱۰ سال پیش خیلی مهربون‌تر بودی

12:43.680 --> 12:44.980
‫چی گفتم؟

12:45.765 --> 12:47.892
‫«توی راشویلِ نبراسکا تگرگ می‌باره»

12:48.685 --> 12:49.985
‫صورت‌حساب رو پرداخت کن

12:49.986 --> 12:54.986
‫♪ No Fun - The Stooges ♪

12:59.529 --> 13:00.829
‫مادرجنده

13:27.319 --> 13:29.605
‫[ راشویل ]

13:55.293 --> 13:56.919
‫شرمنده، هیچ‌کس اجازه‌ی ورود نداره

13:57.795 --> 13:59.881
‫واقعاً؟ آخه به نظر می‌رسه
‫کل شهر وارد شدن

13:59.964 --> 14:02.633
‫بی‌خیال. کافیه، موافق نیستی؟

14:04.719 --> 14:05.821
‫جان استوارت هستم

14:05.845 --> 14:07.764
‫همکار هال جوردن هستم

14:08.681 --> 14:10.600
‫فکر می‌کردم فقط یه گرین لنترن داریم

14:10.683 --> 14:14.062
‫- خب در اصل من دارم آموزش می‌بینم
‫- پس دستیارشی؟

14:18.900 --> 14:20.610
‫نظرت چیه خبر بدی؟

14:23.946 --> 14:25.246
‫هی، رئیس

14:26.991 --> 14:28.291
‫یکی دیگه اومده

14:29.952 --> 14:31.496
‫شوخی می‌کنی؟

14:32.080 --> 14:34.624
‫بهش بگو یه گوشه

14:34.707 --> 14:36.334
‫کنار اون یکی عوضی بمونه

14:38.628 --> 14:39.928
‫چشم، خانم

14:44.425 --> 14:45.725
‫چی گفت؟

14:48.679 --> 14:50.014
‫دخالت نکن

15:09.826 --> 15:11.126
‫من رو جا گذاشتی و رفتی

15:11.619 --> 15:14.247
‫داشتم امتحانت می‌کردم،
‫ببینم توانایی داری

15:14.330 --> 15:15.832
‫خودت تنها بیایی یا نه

15:15.915 --> 15:17.917
‫‏۶ ساعته این‌جایی،

15:18.000 --> 15:20.169
‫پس چرا هنوز دارن صحنه‌ی جرم رو
‫ارزیابی می‌کنن؟

15:21.462 --> 15:23.506
‫خدمات اورژانس از دو شهرستان مختلفن

15:23.589 --> 15:26.384
‫دارن با شاهدها صحبت می‌کنن،
‫هر بار ۱۰ نفر رو بیرون می‌برن

15:27.844 --> 15:29.846
‫سرعت کار توی شهرهای کوچیک همین‌قدره

15:31.347 --> 15:32.932
‫نمی‌فهمم. تا این‌جا پرواز کردی

15:33.015 --> 15:34.517
‫فقط برای این‌که بشینی روی نیمکت

15:37.103 --> 15:39.772
‫جواب اون معما داره میاد به سمتت

15:41.107 --> 15:42.407
‫سلام، کلانتر…

15:43.568 --> 15:45.653
‫کِین. جان استوارت

15:47.113 --> 15:48.413
‫کِری هستم

15:48.823 --> 15:52.785
‫- جان هستم، کارآموز هال
‫- باعث افتخاره

15:53.286 --> 15:55.079
‫چون قطعاً باعث افتخار بود که دیدمش

15:55.163 --> 15:56.622
‫وقتی خودش اومد

15:56.706 --> 15:58.541
‫- این توی حوزه‌ی اختیارات شما نیست
‫- الان می‌گه

15:58.624 --> 15:59.768
‫این توی حوزه‌ی اختیارات‌مون نیست

15:59.792 --> 16:01.061
‫- خب نیست
‫- خواهد شد

16:01.085 --> 16:02.753
‫نمی‌تونم دوباره این رو تحمل کنم

16:03.838 --> 16:07.300
‫ببین، یه آدم مهم هستی. می‌دونم.
‫اما حوزه‌ی اختیاراتت

16:07.383 --> 16:09.969
‫شامل حوادث فرازمینی می‌شه

16:10.052 --> 16:13.139
‫این کاملاً تعریف یه حادثه‌ی زمینیه

16:13.222 --> 16:14.891
‫این قربانی‌ها در نهایت
‫مشخص می‌شه فضایی هستن

16:14.974 --> 16:16.893
‫- بر اساس چه چیزی؟
‫- یه حسی دارم

16:16.976 --> 16:18.078
‫یه حسی داره

16:18.102 --> 16:20.104
‫شدیداً احساس می‌کنم چنین چیزیه

16:20.188 --> 16:22.565
‫پس صحنه‌ی جرم کامل در اختیار شماست

16:24.942 --> 16:29.530
‫خب آخه برای یه تیراندازی جمعی
‫خیلی آروم به نظر می‌رسه، موافق نیستی؟

16:30.740 --> 16:32.040
‫شوکه شدن

16:32.116 --> 16:34.035
‫یا هیچ‌کس قربانی‌ها رو نمی‌شناسه

16:34.869 --> 16:37.538
‫اون پایین به نظرت کسی
‫بیش از حد ناراحته؟

16:40.833 --> 16:42.710
‫ندیدی کسی پیش جسدها بمونه؟

16:43.878 --> 16:45.338
‫همراه من بگو

16:46.088 --> 16:47.388
‫فضایی‌ها

16:48.382 --> 16:51.427
‫ببین، می‌دونم فکر می‌کنی
‫داری کمک می‌دی،

16:51.511 --> 16:53.262
‫اما باید بهم اعتماد کنی

16:53.846 --> 16:56.516
‫این آدم‌ها دوست‌هامن.
‫همسایه‌هامن

16:56.599 --> 16:59.477
‫کار تو رو درک می‌کنن.
‫می‌دونن فقط خودمون نیستیم

16:59.977 --> 17:02.313
‫این‌که توی سی‌اِن‌اِن در موردش بشنون

17:02.396 --> 17:03.696
‫با این‌که حضوری ببیننش
‫خیلی فرق داره

17:04.148 --> 17:06.067
‫اگه در نهایت مشخص شد فضایی‌ان،
‫اون‌وقت بهش رسیدگی می‌کنیم

17:06.150 --> 17:09.153
‫اما تا اون موقع،
‫می‌خوام همه رو آروم نگه دارم

17:09.654 --> 17:14.242
‫پس اگه می‌شه یه لطفی بهم بکنید
‫و از ماشین‌های شبکه‌های خبر دور بمونید

17:15.826 --> 17:17.286
‫از دیدن‌تون خوش‌حال شدم

17:17.828 --> 17:21.332
‫حالا هر دو تاتون لطف کنید
‫و سر راه من پیداتون نشه

17:29.590 --> 17:31.467
‫دختر فوق‌العاده‌ایه، نه؟

17:31.968 --> 17:33.427
‫فکر کنم بدجور ازت متنفره

17:34.804 --> 17:36.806
‫آره، اما نحوه‌ی تنفرش هم فوق‌العاده‌ست

17:42.562 --> 17:43.862
‫خب، این‌جا چه خبره؟

17:43.938 --> 17:46.357
‫خب، اگه اشتباه نکنم…

17:48.234 --> 17:49.569
‫نظرت چیه تو بهم بگی؟

17:53.447 --> 17:57.493
‫به نظر من که تیم راشویل
‫با یه ضربه‌ی تعیین‌کننده پیروز شده

18:00.371 --> 18:02.164
‫پایه‌ی ضربه هنوز اون‌جاست

18:02.957 --> 18:04.257
‫فنس شکسته

18:04.709 --> 18:07.336
‫حدس می‌زنم طرفدارهای تیم میزبان
‫ریختن توی زمین

18:07.837 --> 18:09.064
‫چون بازی خیلی رقابتی بوده،

18:09.088 --> 18:11.674
‫چند نفر از طرفدارهای تیم مهمان هم
‫وارد زمین شدن

18:11.757 --> 18:14.468
‫و چون این‌جا نبراسکاست،
‫تعداد زیادی سلاح داشتن

18:15.469 --> 18:18.306
‫‏۴ نفر مُردن، همه‌شون لباس
‫تیم مهمان تنشونه

18:18.389 --> 18:23.477
‫ولی هیچ چیزی نشون نمی‌ده
‫چرا تو فکر می‌کنی ربطی به فضایی‌ها داره

18:27.607 --> 18:29.942
‫می‌دونی، از وقتی تو یه بچه بودی
‫من توی این کار بودم

18:30.026 --> 18:32.111
‫من تنها کسی‌ام که توی
‫این سیاره‌ی کوفتی

18:32.194 --> 18:33.613
‫این کار رو انجام دادم

18:33.696 --> 18:36.324
‫وقتی می‌گم یه حسی دارم
‫یعنی یه حسی دارم، جونیور

18:36.407 --> 18:38.451
‫«توی راشویلِ نبراسکا تگرگ می‌باره»

18:39.076 --> 18:41.162
‫این نقطه رو زیر نظر داشتی

18:41.245 --> 18:42.788
‫«تگرگ» مشخصاً یعنی فضایی‌ها

18:42.872 --> 18:44.874
‫خدایا، حتی تلفظ‌شون هم شبیه همه

18:45.708 --> 18:47.877
‫پس هر دو تامون می‌دونیم
‫قضیه چیزی فراتر از یه احساسه

18:47.960 --> 18:49.295
‫- می‌دونیم؟
‫- آره، می‌دونیم

18:50.588 --> 18:52.131
‫بذار هر چیزی
‫که نیازه بدونی رو بهت بگم

18:52.715 --> 18:54.050
‫این کار منه

18:54.550 --> 18:56.927
‫تا زمانی که زنده باشم،
‫هنوزم کار منه

18:57.428 --> 18:59.597
‫و قصد ندارم به این زودی بمیرم،

18:59.680 --> 19:02.016
‫پس نظرت چیه یه لطف بزرگ
‫به خودت بکنی

19:02.099 --> 19:04.435
‫و یه نفس خیلی عمیق بکشی، جونیور؟

19:14.904 --> 19:16.204
‫لعنتی

19:16.989 --> 19:18.616
‫فکر کنم یکی‌شون هنوز این‌جاست

19:19.492 --> 19:21.077
‫آره، همونی که آستین کوتاه تنشه

19:21.160 --> 19:22.495
‫از وقتی رسیدم زیر نظر دارمش،

19:22.578 --> 19:25.414
‫تلاش می‌کنم بفهمم چرا فرار نکرده،
‫و چی می‌خواد

19:25.956 --> 19:27.256
‫به کلانتر گفتی؟

19:27.708 --> 19:29.251
‫معلومه که نه

19:29.710 --> 19:31.087
‫اما صحنه‌ی جرم اونه

19:32.380 --> 19:34.674
‫اگه حلقه دست تو بود
‫اون کار رو می‌کردی؟

19:34.757 --> 19:35.817
‫آره

19:35.841 --> 19:37.385
‫به زنجیره‌ی فرماندهی احترام می‌ذارم

19:40.304 --> 19:42.264
‫خب بفرما برو احترام بذار

19:50.564 --> 19:51.864
‫ببخشید

19:54.110 --> 19:56.028
‫هی، عوضی

19:56.529 --> 19:59.573
‫کدوم بخش از «سر راه من
‫پیداتون نشه» رو متوجه نشدی؟

19:59.657 --> 20:00.957
‫یه چیزی رو باید ببینی

20:01.033 --> 20:02.260
‫اگه می‌خوای در مورد

20:02.284 --> 20:03.911
‫اون مرد روستایی که آستین کوتاه تنشه

20:03.994 --> 20:05.371
‫و تنها لباس گرمش رو دور انداخته

20:05.454 --> 20:07.456
‫تا به قربانی‌ها نپیونده برام بگی،

20:07.540 --> 20:09.583
‫می‌خوام مطمئن بشم نمی‌ترسه

20:09.667 --> 20:12.253
‫و مثل دوست‌های مُرده‌ش
‫شروع به تیراندازی نمی‌کنه

20:15.631 --> 20:17.049
‫گند زدم، نه؟

20:17.133 --> 20:18.801
‫فکر کنم آره

20:27.893 --> 20:29.193
‫گندش بزنن

21:52.520 --> 21:54.063
‫- حواس‌تون بهش هست؟
‫- آره

22:01.570 --> 22:04.406
‫- باید ازش بازجویی کنم
‫- حرفشم نزن

22:08.244 --> 22:09.544
‫سلام

22:09.745 --> 22:11.705
‫- آره
‫- تشنه‌ته؟

22:41.485 --> 22:43.485
‫♪ Brand New Key - Melanie ♪

22:43.487 --> 22:44.787
‫چطورید، رفقا؟

22:50.619 --> 22:53.205
‫هی، می‌شه دو بطری دیگه از این
‫و یه لیوان دیگه از اون بدی؟

22:53.289 --> 22:54.589
‫حتماً

22:55.833 --> 22:58.127
‫الان از اون حلقه برای
‫جعل اسکناس استفاده کردی؟

22:58.210 --> 23:01.297
‫نه. با اراده‌م یه اسکناس ساختم

23:01.380 --> 23:03.048
‫عجب. اما نمی‌تونستی

23:03.132 --> 23:05.467
‫برای یارو که من دنبالش بودم
‫یه چیزی بسازی. حله

23:06.260 --> 23:08.012
‫این حلقه یه سلاح خطرناکه

23:08.971 --> 23:12.099
‫اصل ماجرا اینه که بدونی
‫چه زمانی باید ازش استفاده کنی

23:14.268 --> 23:16.645
‫بهم بگو، چطور حلقه رو به دست آوردی؟

23:16.729 --> 23:17.914
‫خودت می‌دونی

23:17.938 --> 23:20.149
‫آره، اما چیزی که من می‌دونم
‫امکان نداره حقیقت داشته باشه، نه؟

23:20.900 --> 23:22.276
‫خب، به روش قدیمی گیرش آوردم

23:22.359 --> 23:25.613
‫- قطعاً با مصاحبه کردن به دستش نیاوردم
‫- خب، گندش بزنن، شاید باید مصاحبه می‌کردی

23:26.989 --> 23:29.491
‫آخه برای به دست آوردن چنین قدرتی
‫نباید براش تلاش کنی؟

23:29.575 --> 23:30.875
‫خوب عمل کنی، خودت رو ثابت کنی،

23:30.951 --> 23:33.537
‫به جای این‌که یهویی شانسی
‫به دستش بیاری؟

23:33.621 --> 23:35.581
‫اصلاً چرا برات مهمه
‫چطور حلقه‌م رو به دست آوردم؟

23:35.664 --> 23:38.500
‫چون به نظرم به همین دلیل
‫توی نبراسکای لعنتی هستیم

23:41.503 --> 23:43.964
‫چند سال بود خلبان آزمایش بودم

23:44.048 --> 23:45.317
‫می‌دونی، نصف‌شب بود

23:45.341 --> 23:46.842
‫و حدوداً ۹ لیوان مشروب خورده بودم،

23:46.926 --> 23:48.636
‫هنوز چکمه‌ها و شلوار جینم پام بود

23:50.554 --> 23:52.765
‫یهویی اتاقم شروع کرد به لرزیدن

23:54.308 --> 23:55.608
‫چشم‌هام رو باز کردم

23:56.060 --> 23:57.811
‫و توی یه حباب بزرگ بودم

23:57.895 --> 23:59.813
‫یه حباب سبز بزرگ

24:00.397 --> 24:02.733
‫اون حباب سبز از تخت‌خواب بیرون کشیدم

24:02.816 --> 24:04.193
‫یهویی یه صدا رو شنیدم

24:04.276 --> 24:05.694
‫که توی تمام بدنم،

24:05.778 --> 24:07.613
‫استخون‌هام، دندون‌هام، قلبم می‌پیچید

24:08.113 --> 24:09.413
‫و گفت:

24:11.325 --> 24:12.660
‫«می‌ترسی؟»

24:13.911 --> 24:17.790
‫منم گفتم: «نه. نمی‌ترسم»

24:17.873 --> 24:19.173
‫بـوم!

24:19.917 --> 24:22.628
‫مثل یه ماهی که گیر می‌افته
‫من رو از پنجره بیرون کشید و برد توی آسمون

24:22.711 --> 24:24.713
‫توی ۱۰ ثانیه حدوداً
‫چند صد کیلومتر جابه‌جام کرد

24:25.464 --> 24:26.924
‫من خلبان جنگنده بودم

24:27.007 --> 24:29.009
‫حس خیلی دقیقی نسبت
‫به سرعت و جهت پرواز دارم

24:29.093 --> 24:32.054
‫برای همین می‌دونم اون حباب سبز
‫دقیقاً کجا گذاشتم روی زمین

24:32.638 --> 24:33.698
‫نبراسکا

24:33.722 --> 24:36.350
‫بیشتر از ۳۲ کیلومتر
‫با جایی که الان نشستیم فاصله نداره

24:36.433 --> 24:38.811
‫یعنی وسط ناکجاآباد

24:39.353 --> 24:41.730
‫پس یه مکان عالی برای
‫سقوط یه سفینه بود

24:44.566 --> 24:45.866
‫و اون‌جا بود

24:46.318 --> 24:47.778
‫دقیقاً روبه‌روم

24:47.861 --> 24:49.161
‫خلبان

24:49.738 --> 24:51.323
‫یه فضایی واقعی بود

24:51.407 --> 24:54.368
‫صورتی و کچل، سرفه می‌کرد
‫و خونی بالا می‌آورد که توی تاریکی می‌درخشید

24:54.451 --> 24:56.078
‫خیلی تکون‌دهنده بود

25:03.919 --> 25:06.296
‫هی، به نظرت بامزه‌ای؟

25:07.172 --> 25:09.091
‫صورتی شروع کرد به حرف زدن

25:09.174 --> 25:12.219
‫و صداهای عجیب‌وغریبی
‫از دهنش خارج می‌شد. داشت می‌مُرد

25:13.595 --> 25:15.973
‫و حلقه‌ش رو بهم داد.
‫این حلقه رو

25:16.849 --> 25:18.475
‫و منم دستم کردمش

25:18.559 --> 25:20.894
‫اون‌وقت هر چیزی
‫که می‌گفت رو می‌فهمیدم

25:22.646 --> 25:24.314
‫«اسم من آبین سور هست،

25:25.274 --> 25:28.402
‫من مسئول حفظ صلح و حاکمیت

25:29.236 --> 25:30.863
‫در بخش ۲۸۱۴ هستم

25:32.948 --> 25:35.034
‫و این مسئولیت الان بر عهده‌ی توئه،

25:35.868 --> 25:38.495
‫چون حلقه تو رو برگزیده
‫تا جانشین من باشی»

25:40.247 --> 25:42.291
‫لعنتی، می‌دونستم حاکمیت یعنی چی؟

25:42.374 --> 25:45.335
‫معلومه که نمی‌دونستم.
‫و بعدش دو کلمه‌ی دیگه گفت

25:46.045 --> 25:47.345
‫آخرین کلمات عمرش

25:47.838 --> 25:49.214
‫و خیلی آروم زمزمه کرد،

25:49.298 --> 25:51.425
‫پس مطمئن نیستم گفت: «موفق باشی»

25:51.508 --> 25:52.808
‫یا گفت: «وای، لعنتی»

25:53.135 --> 25:55.679
‫بگذریم، معلوم شد زمین

25:55.763 --> 25:58.432
‫خیلی خارج از حوزه‌ی اختیارات اوناست.
‫یه نقطه‌ی بی‌اهمیت توی کهکشانه

25:59.016 --> 26:01.518
‫این‌که یه انسان حلقه گیرش بیاد
‫یه اتفاق شانسی نیست؟

26:03.604 --> 26:05.647
‫رئیس‌های آبی‌رنگ بزرگ
‫اصلاً نمی‌خواستن هیچ لنترنی

26:05.731 --> 26:07.649
‫نزدیک این سیاره‌ی خراب‌شده بشه

26:08.692 --> 26:12.654
‫و برای همین همیشه حس می‌کردم
‫که اون سقوط تصادفی نبوده

26:13.197 --> 26:15.324
‫وقتی بهم می‌گه یه فاجعه در راهه،

26:15.866 --> 26:18.994
‫مطمئن می‌شم یکی حواسش باشه
‫که بهم بگه کِی قراره شروع بشه

26:19.078 --> 26:20.537
‫هولوگرام

26:22.372 --> 26:24.124
‫هولوگرام. هوشمندانه‌ست

26:24.625 --> 26:26.460
‫- ممنون
‫- ولی اون‌قدرا هم هوشمندانه نیست

26:29.505 --> 26:32.216
‫هی، جوردن! کله‌کیری!

26:32.966 --> 26:34.152
‫بهم بی‌توجهی می‌کنی؟

26:34.176 --> 26:36.720
‫به خدا اگه اون آهنگ
‫یه بار دیگه پخش بشه،

26:36.804 --> 26:39.098
‫می‌ذارمت توی اون دستگاه پخش موسیقی

26:41.683 --> 26:43.393
‫هال، فکر کنم با توئه

26:43.477 --> 26:44.777
‫آره، می‌شنوم

26:45.187 --> 26:46.487
‫می‌خوای بجنگی؟

26:47.940 --> 26:49.608
‫می‌خوای دستگیر بشی

26:51.193 --> 26:53.987
‫می‌خوای دستگیر بشی
‫تا بتونی با اون مردی حرف بزنی

26:54.071 --> 26:55.739
‫که خانم کلانتر نمی‌خواد
‫باهاش حرف بزنی

26:55.823 --> 26:57.123
‫مرد نه

26:57.741 --> 26:59.993
‫- فضایی
‫- نقشه‌ی احمقانه‌ایه

27:00.077 --> 27:02.246
‫- نقشه‌های احمقانه‌تری هم داشتم
‫- شک ندارم همین‌طوره

27:05.999 --> 27:07.835
‫خیلی‌خب. دیگه وقتشه

27:14.007 --> 27:17.594
‫ببین، به نظر می‌رسه دارن
‫دهنم رو سرویس می‌کنن،

27:17.678 --> 27:20.430
‫پس ممکنه وسوسه بشی دخالت کنی،
‫اما ازت می‌خوام همین‌جا بمونی

27:20.514 --> 27:21.814
‫حتماً. خیالت راحت

27:25.060 --> 27:26.360
‫ممنون

27:32.651 --> 27:34.153
‫هی، رفقا

27:35.154 --> 27:36.613
‫یه چیزی رو بهم می‌گید؟

27:37.322 --> 27:39.992
‫مشکل‌تون با اسکیت چیه؟
‫(آهنگ در مورد اسکیته)

27:40.075 --> 27:42.327
‫ببین، بچه خوشگل.
‫نشونم بده چی بلدی

27:42.411 --> 27:44.288
‫یا خدا. شبیه خواهرم هستی

27:44.371 --> 27:45.515
‫خدا حفظت کنه. می‌دونی چیه؟

27:45.539 --> 27:46.915
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

27:46.999 --> 27:48.299
‫می‌خوای جواب بله بدی؟

27:49.668 --> 27:52.629
‫زانو نزد، اما بالاخره حلقه رو داده

27:53.714 --> 27:56.091
‫نه، فکر نمی‌کنم بخواد
‫این حلقه رو دستم کنم

27:56.175 --> 27:57.475
‫هیچ‌وقت

27:58.051 --> 28:00.679
‫- اما دادش بهت
‫- فکر کنم داره امتحانم می‌کنه

28:00.762 --> 28:02.062
‫چطور امتحانت می‌کنه؟

28:07.686 --> 28:10.063
‫- مگه مهمه؟
‫- یالا، نشونم بده

28:10.564 --> 28:12.274
‫- چی می‌خوری، غریبه؟
‫- کوکاکولا

28:12.858 --> 28:14.443
‫- کوکاکولا و چی؟
‫- کوکاکولای خالی

28:14.526 --> 28:16.111
‫نگو مشروب نمی‌خوری

28:16.195 --> 28:17.255
‫نه، فقط…

28:17.279 --> 28:18.822
‫الان وسط یه مأموریتم

28:18.906 --> 28:20.490
‫یه پلیس فضایی هستی

28:22.576 --> 28:24.536
‫کی بهت گفت من یه پلیس فضایی‌ام؟

28:25.120 --> 28:26.580
‫خب همکارت یه پلیس فضاییه

28:27.247 --> 28:28.707
‫گفتم حتماً تو هم هستی

28:29.333 --> 28:31.501
‫همکارم نیست. کارآموزشم

28:33.462 --> 28:35.047
‫چند تا کارآموز داره؟

28:35.130 --> 28:37.299
‫- فقط منم
‫- چرا تو رو انتخاب کرده؟

28:37.382 --> 28:39.092
‫اون انتخاب نکرده.
‫رئیس‌هامون من رو انتخاب کردن

28:40.052 --> 28:43.222
‫پلیس‌های فضایی هم رئیس دارن؟

28:45.140 --> 28:48.477
‫بی‌خیال، همه رئیس دارن، می‌دونی؟

28:51.772 --> 28:56.568
‫پس وقتی آموزشت تکمیل بشه،
‫اون‌وقت تو هم رسماً یه پلیس فضایی می‌شی؟

28:56.652 --> 28:59.988
‫خب، روال کار این‌طوره که زمین
‫فقط یه لنترن داره

29:00.072 --> 29:04.743
‫پس فقط دارم آموزش می‌بینم
‫برای زمانی که اتفاقی برای جوردن بیُفته

29:05.369 --> 29:07.120
‫تو کوارتربک ذخیره هستی

29:07.204 --> 29:08.504
‫صبورم

29:09.081 --> 29:10.381
‫نه، نیستی

29:11.541 --> 29:14.211
‫خیلی‌خب، احمق‌ها.
‫تمومش کنید!

29:16.088 --> 29:17.839
‫- برید بیرون!
‫- باید دوباره به مامانت زنگ بزنم؟

29:17.923 --> 29:19.508
‫از این‌جا برید بیرون. همین‌الان!

29:22.000 --> 29:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:32.271 --> 29:33.939
‫یالا. بریم

29:34.022 --> 29:35.322
‫از این‌جا ببریدش بیرون!

29:35.941 --> 29:37.241
‫آره، آره

29:37.317 --> 29:38.902
‫از حرف زدن باهات
‫خوش‌حال شدم، غریبه

29:41.363 --> 29:42.632
‫من جان هستم

29:42.656 --> 29:44.241
‫تا ماشینم همراهم میایی، جان؟

30:12.519 --> 30:14.062
‫می‌خوای برام سخنرانی کنی؟

30:14.771 --> 30:16.071
‫نه

30:17.190 --> 30:18.817
‫می‌خوام برات روشنش کنم

30:29.074 --> 30:31.658
‫[ کلانتری شهرستان شریدان ]

30:32.247 --> 30:34.499
‫چون نظری ندارم یعنی نظری ندارم

30:35.667 --> 30:39.129
‫در مورد یه تحقیقات در حال انجام
‫صحبت نمی‌کنم، خودت که می‌دونی

30:40.589 --> 30:41.889
‫باشه

30:42.257 --> 30:43.557
‫خوبه

30:44.217 --> 30:45.719
‫سلامم رو بارب برسون

30:48.847 --> 30:51.641
‫اومدی رفیقت رو آزاد کنی؟

30:51.725 --> 30:52.952
‫قهوه می‌خوای؟

30:52.976 --> 30:55.645
‫درسته، و نه، ممنون

30:56.188 --> 30:57.415
‫یه‌کم اعصباش خرابه

30:57.439 --> 30:59.900
‫چون توی کمد جاروها زندانیش کردم

31:00.942 --> 31:03.570
‫انگار دلش می‌خواسته دستگیر بشه

31:03.735 --> 31:06.155
‫تا کنار مظنونی زندانیش کنم

31:06.156 --> 31:07.908
‫که بهش گفتم
‫نمی‌تونه باهاش حرف بزنه

31:08.533 --> 31:10.744
‫بهش گفتم نقشه‌ی احمقانه‌ایه

31:11.244 --> 31:13.413
‫باید بلندتر بهش می‌گفتی

31:13.497 --> 31:16.666
‫خب گوش کن،
‫می‌تونم دوست احمقم رو ببرم خونه؟

31:17.793 --> 31:19.753
‫اول باید بره دادگاه

31:23.423 --> 31:24.723
‫واقعاً؟

31:24.758 --> 31:27.010
‫…و هشت فقره ضرب و جرح شدید

31:27.094 --> 31:28.394
‫و مقاومت در برابر دستگیری

31:28.428 --> 31:29.728
‫متهم چه دفاعی داره؟

31:29.805 --> 31:32.432
‫با کمال احترام، خانم قاضی، بی‌خیال

31:33.350 --> 31:34.410
‫«بی‌خیال»؟

31:34.434 --> 31:36.311
‫ببینید، فقط می‌خوام
‫از مظنونی بازجویی کنم

31:36.395 --> 31:38.188
‫که در جریان یه تحقیقات خیلی جدیه،

31:38.271 --> 31:40.065
‫- که من…
‫- تحقیقات

31:40.690 --> 31:42.067
‫درست متوجه شدم، جناب،

31:42.150 --> 31:44.403
‫که شما مأمور اجرای قانون هستید؟

31:44.486 --> 31:46.446
‫و اگر این‌طوره، می‌شه لطف کنید بگید

31:46.530 --> 31:48.281
‫نماینده‌ی کدوم سازمان هستید؟

31:49.533 --> 31:50.833
‫من گرین لنترنم

31:50.909 --> 31:52.536
‫نپرسیدم کی هستید

31:52.619 --> 31:55.664
‫گفتم مأمور کدوم اداره هستید

31:55.747 --> 31:56.974
‫من گرین لنترنم،

31:56.998 --> 31:58.834
‫و مأمور…

31:59.459 --> 32:01.211
‫گرین لنترنم، پس…

32:01.294 --> 32:05.643
‫ببینید، وقتی رفتم سر صحنه‌ی جرم
‫خودم رو به این بانوی عدالت معرفی کردم

32:05.644 --> 32:07.759
‫و به حوزه‌ی اختیاراتش احترام گذاشتم

32:07.843 --> 32:09.386
‫درسته، کلانتر؟

32:09.886 --> 32:12.889
‫آره، اما احترام گذاشتنش
‫گستاخانه بود، خانم قاضی

32:13.390 --> 32:15.058
‫گستاخ هستید، آقای جوردن؟

32:15.142 --> 32:16.893
‫آره، جواب ندید

32:18.061 --> 32:20.564
‫ویلیام مِیکون هستم،
‫وکیل مدافع، خانم قاضی

32:20.647 --> 32:22.482
‫- ببخشید که دیر اومدم
‫- آقای مِیکون

32:22.566 --> 32:25.444
‫متهم تصمیم گرفته
‫خودش از خودش دفاع کنه

32:25.527 --> 32:26.945
‫به این دلیله که نمی‌دونه

32:27.028 --> 32:30.073
‫قراره درس عبرتی برای
‫دیگران باشه، خانم قاضی،

32:30.157 --> 32:32.409
‫که خیلی مضحکه
‫چون آقای جوردن یه قهرمانه

32:33.326 --> 32:36.288
‫درسته که رسماً موافقت نکرده…

32:36.371 --> 32:38.832
‫- استخدامی. اون استخدامه
‫- فوق‌العاده‌ست

32:38.915 --> 32:41.251
‫وکیل مدافع درخواست
‫بی‌گناهی متهم رو داره

32:41.334 --> 32:43.920
‫و از شما می‌خوایم
‫وثیقه‌ی معقولی تعیین کنید،

32:44.004 --> 32:47.757
‫با این‌که آقای جوردن می‌تونه فرار کنه

32:48.258 --> 32:49.558
‫چون…

32:50.051 --> 32:51.351
‫می‌تونه پرواز کنه

32:51.636 --> 32:53.513
‫این یارو کیه؟

32:54.014 --> 32:55.199
‫شوهرمه

32:55.223 --> 32:57.517
‫مبلغ وثیقه ۱۰۰ هزار دلاره

32:57.601 --> 32:59.728
‫- بی‌خیال
‫- ‏۲۰۰ هزار دلار

33:00.395 --> 33:03.231
‫حالا می‌دونید هر «بی‌خیال»ـی که بگید
‫چقدر براتون هزینه داره، آقای جوردن

33:04.107 --> 33:06.526
‫- یه بار دیگه امتحان کنیم؟
‫- نه، متوجه شدیم

33:06.610 --> 33:08.069
‫و ممنون، خانم قاضی

33:08.153 --> 33:11.031
‫پدرم تا موقع ناهار
‫چک رو برای منشی‌تون می‌فرسته

33:11.531 --> 33:14.326
‫بسیار خب. آقای جوردن،
‫از شهر خارج نشید

33:14.951 --> 33:16.251
‫جلسه خاتمه یافت

33:19.122 --> 33:21.208
‫- ممنون که نجاتم دادی
‫- باعث افتخارمه

33:21.291 --> 33:23.585
‫اما معمولاً وقتی یه غریبه

33:23.668 --> 33:24.968
‫بهم چند صد هزار دلار می‌ده،

33:25.045 --> 33:27.797
‫و چیزی در عوض نمی‌خواد
‫مشخص می‌شه آدم بده‌ست

33:28.632 --> 33:31.051
‫اما یه چیزی می‌خوایم، آقای جوردن

33:31.134 --> 33:34.971
‫پدرم دوست دارن امروز عصر
‫باهاتون شام بخورن. خیلی طرفدار شماست

33:35.055 --> 33:37.807
‫و به نظرم هم‌فکر هستید

33:37.891 --> 33:39.118
‫چیکار می‌کنی، بیلی؟

33:39.142 --> 33:43.063
‫داشتم آقای جوردن رو دعوت می‌کردم
‫امشب بیاد به مزرعه، عزیزم

33:44.898 --> 33:46.274
‫زن و شوهرن

33:46.358 --> 33:49.361
‫معلومه که زن و شوهرن.
‫توی شهرهای کوچیک همه با هم فامیلن

33:50.529 --> 33:53.198
‫اگه حقیقت نداشت
‫خیلی بهم برمی‌خورد

33:53.281 --> 33:54.741
‫بیلی مِیکون هستم،
‫تو باید جان باشی

33:54.824 --> 33:56.159
‫- بله، قربان
‫- باربیکیو دوست داری؟

33:56.743 --> 33:57.887
‫جونیور گیاه‌خواره

33:57.911 --> 33:59.913
‫به هر چیزی که باعث می‌شه
‫آدم از زندگی لذت ببره اعتقاد نداره

33:59.996 --> 34:01.623
‫اما خیلی دوست داریم
‫شام تشریف بیاریم

34:01.706 --> 34:04.501
‫آره، اگه کلانتر مشکلی نداشته باشه

34:05.585 --> 34:07.003
‫هر چقدر بیشتر باشیم
‫بیشتر خوش می‌گذره

34:56.261 --> 34:57.561
‫گروه شبه‌نظامیه؟

34:59.347 --> 35:03.268
‫اگه مثل اردک راه می‌ره و مثل
‫یه اردک شلیک می‌کنه، پس قطعاً اردکه

35:23.413 --> 35:24.713
‫عصر بخیر

35:25.415 --> 35:27.292
‫- خیلی خوش‌حالم که اومدید
‫- چطوری؟

35:27.417 --> 35:29.794
‫- این پسرمون «نوآ»ست
‫- خیلی‌خب. چطوری، نوآ؟

35:29.878 --> 35:31.379
‫نوآ، این دوستان آقای استوارت
‫و آقای جوردن هستن

35:31.463 --> 35:32.763
‫نوآ

35:33.298 --> 35:34.598
‫حمله یا دفاع؟

35:34.633 --> 35:36.051
‫هر جا بهم نیاز داشته باشن، قربان

35:36.760 --> 35:38.637
‫اهل کار تیمیه. بچه‌ی خوبیه

35:40.764 --> 35:43.475
‫ببخشید. باید جواب بدم

35:43.558 --> 35:45.727
‫بابا توی آشپزخونه منتظرتونه

35:45.810 --> 35:47.979
‫نوآ، همراهم بیا
‫و کمک مادربزرگ بده

35:48.063 --> 35:49.363
‫سلام

35:50.649 --> 35:51.949
‫آره

35:56.279 --> 35:57.579
‫آبجو می‌خوری؟

35:59.699 --> 36:00.999
‫ای خدا، آره

36:02.077 --> 36:03.377
‫بذار بازش کنم

36:19.719 --> 36:22.847
‫پدر شوهرم ازت طلب داره
‫و هنوز حتی ندیدیش

36:23.765 --> 36:25.642
‫آدمی نیست که بخوای مدیونش باشی

36:26.184 --> 36:27.727
‫مثل یه زن که بدهکاره حرف می‌زنی

36:31.606 --> 36:32.906
‫خیلی دیر نیست

36:33.191 --> 36:34.693
‫می‌تونی پرواز کنی و بری خونه

36:34.776 --> 36:36.903
‫خودت رو نجات بده،
‫چون خیلی زود

36:36.986 --> 36:39.572
‫آرزو می‌کنی اصلاً به این‌جا نمی‌اومدی

36:41.074 --> 36:42.374
‫نه

36:49.374 --> 36:50.834
‫خب…

36:52.210 --> 36:54.212
‫همین که هال جوردن
‫اومده توی آشپزخونه‌م هیجان‌انگیزه،

36:54.295 --> 36:55.630
‫اما یه بسته آبجو هم همراهش باشه؟

36:55.714 --> 36:56.941
‫واقعاً خوش‌شانسم

36:56.965 --> 36:59.384
‫کوچیک‌ترین کاریه که می‌تونم بکنم.
‫این جانه

36:59.467 --> 37:00.969
‫جان، ویل مِیکون هستم

37:01.052 --> 37:03.596
‫دوست دارم بهت دست بدم،
‫اما دست‌هام گوشتی‌ان

37:03.680 --> 37:05.640
‫شنیدم گوشت نمی‌خوری

37:06.182 --> 37:07.892
‫برات یه‌کم استیک توفو سفارش دادم

37:07.976 --> 37:11.312
‫- امیدوارم کارت رو راه بندازه
‫- خیلی لطف داری. ممنونم

37:12.647 --> 37:14.431
‫و من بابت زحماتی
‫که کشیدی ممنونم، قربان

37:14.432 --> 37:17.003
‫تک‌تیرانداز تفنگداران دریایی.
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

37:17.004 --> 37:18.820
‫عـه، در موردم تحقیق کرده

37:19.446 --> 37:20.822
‫شما در مورد من تحقیق نکردید؟

37:22.365 --> 37:23.665
‫ای خدا

37:24.117 --> 37:26.161
‫با یه سلاح کشتار جمعی
‫که روی انگشت توئه

37:26.244 --> 37:29.372
‫وارد یه منطقه‌ی ناشناخته شدید،
‫یا اعتماد دارید، یا متکبرید

37:29.456 --> 37:30.999
‫خب اون اعتماد داره.
‫من متکبرم

37:31.082 --> 37:32.459
‫من به هیچ‌کس اعتماد ندارم

37:32.542 --> 37:33.877
‫دقیقاً مثل خودمی

37:35.712 --> 37:37.422
‫ملک خوبی داری، ویل

37:37.505 --> 37:38.840
‫آره، خوب نیست؟

37:39.674 --> 37:43.052
‫متأسفانه مال خودم نیست.
‫من فقط ازش مراقبت می‌کنم

37:43.136 --> 37:45.180
‫اشکالی نداره بپرسم برای کی
‫ازش مراقبت می‌کنی؟

37:45.722 --> 37:47.022
‫اصلاً مشکلی نیست

37:47.098 --> 37:50.477
‫متأسفانه توافق‌نامه‌ی عدم افشا اجازه نمی‌ده

37:50.560 --> 37:52.520
‫در مورد مدیرم یا افشای اسمش
‫صحبت کنم

37:53.605 --> 37:54.939
‫به‌خاطر دولت

37:55.857 --> 37:56.917
‫جانم؟

37:56.941 --> 37:58.568
‫دولت. حدس می‌زنم دولت

37:58.651 --> 38:00.111
‫احتمالاً رئیست رو زیر نظر داره

38:00.195 --> 38:02.906
‫و منتظر یه فرصت مناسبن
‫تا به این‌جا حمله کنن،

38:02.989 --> 38:04.449
‫و سلاح‌ها و حقوقش رو ازش بگیرن

38:04.532 --> 38:06.455
‫فکر می‌کنی برات وثیقه گذاشتیم

38:06.456 --> 38:08.912
‫تا توی یه جنگ دیوونه‌وار
‫علیه مأمورهای فدرال کمک‌مون کنی؟

38:10.955 --> 38:12.916
‫خب پس چرا برام وثیقه گذاشتید؟

38:12.999 --> 38:15.210
‫به‌خاطر فضایی‌ها، پسر

38:16.002 --> 38:17.302
‫چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟

38:21.007 --> 38:24.719
‫اولین بار که تو پیدات شد
‫کل مردم دنیا مات و مبهوت موندن

38:25.553 --> 38:27.430
‫منطقیه، با توجه به کارهایی
‫که می‌تونی انجام بدی

38:28.097 --> 38:29.808
‫ولی به نکته‌ی اصلی توجه نشد

38:31.226 --> 38:33.812
‫هزاران سیاره وجود داره
‫که موجوداتی هوشمند توشون زندگی می‌کنن

38:34.687 --> 38:37.857
‫و خودمون این‌جا راحت‌الحلقومِ کهکشانیم

38:37.941 --> 38:39.776
‫و منتظریم بلعیده بشیم

38:39.859 --> 38:41.159
‫این زمینی که الان توش هستیم،

38:41.160 --> 38:43.484
‫مال قبیله‌ی «کیووا» بود،
‫بعدش مال قبیله‌ی «سو» شد

38:43.863 --> 38:46.282
‫ولی اون‌طرف اقیانوس
‫کشتی‌ها داشتن از راه می‌رسیدن

38:48.034 --> 38:50.995
‫بگذریم، به عنوان کسی
‫که توی کهکشان دور زده،

38:51.663 --> 38:53.373
‫اون بیرون خیلی آرومه

38:53.456 --> 38:55.959
‫خب پس چرا پلیس فضایی نیاز دارن؟

38:59.754 --> 39:04.050
‫ببین، من یه انزواطلب خل نیستم
‫که سرش رو توی برف کرده،

39:04.759 --> 39:06.427
‫تاریخ رو خوب خوندم

39:06.511 --> 39:08.555
‫استعمار از هر زاویه‌ای زشته،

39:08.638 --> 39:13.893
‫اما بذار بهت بگم، اگه تو کسی باشی
‫که مستعمره شدی دیگه خیلی زشت‌تره

39:14.811 --> 39:17.522
‫اینا رو یه کوچولو پیشگیری در نظر بگیر

39:17.605 --> 39:19.190
‫بیشتر از «یه کم» به نظر می‌رسه

39:19.274 --> 39:20.574
‫منظورم اینه که

39:20.942 --> 39:23.550
‫فکر می‌کنم کسی
‫که توی بازداشتگاه کلانتره

39:23.551 --> 39:25.363
‫عضوی از یه تیم پیشروئه

39:26.531 --> 39:28.408
‫و دوست دارم ازت بپرسم
‫چرا چنین فکری می‌کنی،

39:28.491 --> 39:30.702
‫اما حدس می‌زنم اونم
‫بخشی از توافق‌نامه‌ی عدم افشاست

39:31.703 --> 39:33.872
‫عروسم می‌گه خیلی باهوش نیستی

39:33.955 --> 39:36.332
‫عروست کسیه که نمی‌ذاره
‫با طرف صحبت کنم

39:38.209 --> 39:40.420
‫خیلی‌خب، می‌تونم حلش کنم

39:41.588 --> 39:42.888
‫در ازای چی؟

39:44.132 --> 39:45.432
‫بریم بخوریم

40:08.197 --> 40:09.497
‫هدف می‌گیری

40:09.866 --> 40:11.166
‫جانم، قربان؟

40:12.243 --> 40:13.543
‫هدف نگیر

40:13.745 --> 40:16.706
‫فقط رد شدنش رو تصور کن

40:20.251 --> 40:21.551
‫یه بار دیگه امتحان کن

40:23.463 --> 40:24.964
‫هی، به خودت فشار نیار

40:25.465 --> 40:26.765
‫فقط تمرکز کن

40:37.727 --> 40:39.027
‫هی!

40:39.270 --> 40:40.570
‫چی گفتم؟

40:40.939 --> 40:42.239
‫الان چی گفتم؟

40:43.274 --> 40:44.574
‫عالی بود

40:44.901 --> 40:46.201
‫از کجا می‌دونستی؟

40:46.235 --> 40:49.697
‫قبلاً بابام سیب روی سرم می‌ذاشت
‫و به سمتش شلیک می‌کرد

40:50.281 --> 40:51.467
‫مامان‌بزرگ!

40:51.491 --> 40:52.951
‫مامان‌بزرگ، موفق شدم یه بار ردش کنم!

40:53.034 --> 40:54.334
‫نشونم بده، عزیزدلم

40:59.749 --> 41:01.049
‫این‌جا زندگی می‌کنی؟

41:03.419 --> 41:04.719
‫زویی مِیکون هستم

41:08.800 --> 41:10.100
‫الان اسمم رو می‌دونی

41:11.594 --> 41:13.179
‫بیا، عزیزدلم.
‫بیا بریم پیش بقیه

41:13.262 --> 41:14.562
‫- خیلی‌خب
‫- یالا

41:20.019 --> 41:23.481
‫خب، همه‌ی آبجوهات رو خوردیم،
‫اما غذای باقی‌مونده رو برات بسته‌بندی کردم

41:24.273 --> 41:26.484
‫- خیلی ممنون
‫- و با کری صحبت کردم

41:26.985 --> 41:28.486
‫از اون‌جایی که منافع مشترکی داریم،

41:28.569 --> 41:31.030
‫حاضره اجازه بده فردا صبح
‫با مظنون صحبت کنی

41:31.990 --> 41:33.290
‫خب…

41:36.703 --> 41:38.413
‫می‌دونی، مشکل همینه، ویل

41:38.913 --> 41:40.665
‫نمی‌دونم منافع شما چی هستن

41:41.541 --> 41:43.626
‫دیشب نزدیک بود دو نفر از افرادم

41:44.168 --> 41:46.838
‫توی تیراندازی با کسایی
‫که هیچ‌کس تا حالا ندیده‌شون کشته بشن

41:47.839 --> 41:49.139
‫نظرت چیه هر دو تامون این رو بخوایم

41:49.140 --> 41:51.987
‫که از زمین در مقابل کسایی
‫که توش متولد نشدن محافظت کنیم؟

41:54.470 --> 41:56.514
‫امیدوارم توفوت بدمزه نبوده باشه، سرباز

41:57.640 --> 41:58.940
‫نه، قربان

41:59.475 --> 42:00.775
‫خوش‌مزه بود

42:01.060 --> 42:02.204
‫خوبه

42:02.228 --> 42:04.272
‫هیچی بهتر از خوردن
‫غذای کباب‌شده‌ی یه مرد دیگه نیست

42:07.275 --> 42:08.575
‫شبتون بخیر، آقایون

42:16.034 --> 42:17.334
‫هی

42:17.660 --> 42:18.960
‫قضیه چی بود؟

42:22.206 --> 42:23.750
‫شاید با زنش رابطه داشتم

42:24.625 --> 42:25.925
‫شاید؟

42:28.463 --> 42:30.465
‫قطعاً با زنش رابطه داشتم

42:32.925 --> 42:34.302
‫و خودش خبر داره؟

42:35.636 --> 42:36.936
‫ظاهراً

42:37.597 --> 42:40.433
‫یا خدا، ۲۴ ساعته اومدیم این‌جا

42:41.976 --> 42:43.276
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

42:57.432 --> 43:00.327
‫[ کلانتری شهرستان شریدان ]

43:00.328 --> 43:01.628
‫قرار بود ساعت ۹ بیایید

43:02.246 --> 43:03.432
‫الان ساعت چنده؟

43:03.456 --> 43:04.756
‫‏۹ که نیست

43:11.839 --> 43:13.883
‫اسمش «وِیلون ساندرز»ـه

43:13.966 --> 43:16.886
‫یه راننده‌ی کامیون با گواهینامه‌ی تجاریه.
‫با رئیسش تماس گرفتم،

43:16.969 --> 43:19.514
‫گفت دیگه ۵ سالی می‌شه
‫که براش کار می‌کنه

43:20.348 --> 43:23.559
‫فضایی‌ها توی جور کردن کارت شناسایی
‫و پول دادن به مردم برای دروغ گفتن حرفه‌ای هستن

43:23.643 --> 43:25.603
‫یه احمق اهل کیمبل‌ـه

43:26.229 --> 43:29.107
‫از دماغ شکسته‌ش توی بیمارستان
‫عکس‌برداری کردن

43:29.607 --> 43:33.528
‫تمام اندام رو داره
‫و هیچ شاخکان پنهانی نداره

43:34.195 --> 43:35.905
‫جمع کلمه‌ی «شاخک» می‌شه «شاخک‌ها»

43:35.988 --> 43:37.865
‫جمع کلمه‌ی «گه نخور» چیه؟

43:40.868 --> 43:42.995
‫جونیور، به کلانتر بگو
‫در حال حاضر چند گونه

43:43.079 --> 43:44.956
‫فناوری لازم رو دارن
‫که خودشون رو شبیه انسان‌ها کنن

43:45.039 --> 43:47.797
‫‏۱۴ تا. اِم‌آر‌آی، عکس‌‌برداری
‫با اشعه‌ی ایکس، آزمایش خون

43:47.798 --> 43:49.638
‫هیچ‌کدوم نمی‌تونن تشخیص بدن

43:50.461 --> 43:52.672
‫- پس نمی‌تونی ثابت کنی
‫- می‌تونم وادارش کنم اعتراف کنه

43:53.339 --> 43:56.008
‫اگه دست روش بلند کنی
‫دوباره باید جلوی قاضی بمونی

43:56.634 --> 43:58.970
‫یعنی نمی‌تونی با دفترتلفن‌های
‫سبز‌رنگ بزرگ کتکش بزنی،

43:59.053 --> 44:01.514
‫یا هر زهرمار دیگه‌ای که با حلقه‌ت می‌سازی

44:01.597 --> 44:02.866
‫جرئت چنین کاری رو ندارم

44:02.890 --> 44:05.268
‫- ‏۱۰ دقیقه فرصت داری
‫- فقط ۵ دقیقه می‌خوام

44:05.351 --> 44:07.061
‫- و منم باهات میام؟
‫- نه

44:15.611 --> 44:16.946
‫ارواح عمش اگه فضایی باشه

44:19.115 --> 44:20.658
‫می‌دونی، همه‌مون فضایی هستیم

44:21.367 --> 44:23.578
‫بستگی داره توی کدوم سیاره باشی

44:24.954 --> 44:26.581
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟

44:27.081 --> 44:28.541
‫- نه، ممنون
‫- خیلی‌خب

44:30.543 --> 44:33.254
‫آره، فکر کنم دوست داری
‫با خونه تماس بگیری، یا…

44:33.921 --> 44:35.756
‫- بری خونه
‫- بله، قربان

44:37.008 --> 44:38.384
‫و خونه‌ت توی کیمبل‌ـه؟

44:38.926 --> 44:40.887
‫خب، بیشتر روزهای سال توی جاده‌ام،

44:40.970 --> 44:43.181
‫اما توی کیمبل لنگر انداختم.
‫بله، قربان

44:43.264 --> 44:46.267
‫«لنگر انداختی.»
‫چه تعبیر انسانی قشنگی

44:46.350 --> 44:49.729
‫خب اگه برای بازی مهم به این شهر اومدی
‫حتماً خیلی رقابت‌تون شدیده

44:49.812 --> 44:53.941
‫آخه کیمبل چقدر فاصله داره؟
‫دو و نیم ساعت رانندگی کردی؟

44:54.734 --> 44:56.034
‫آره، شرمنده

44:56.068 --> 44:58.070
‫من فقط… عاشق فوتبالم

44:58.154 --> 44:59.822
‫و تیم شهرمه

44:59.906 --> 45:02.033
‫آره. منم عاشق فوتبالم

45:03.618 --> 45:06.287
‫نبراسکا اولین قهرمانی ملیش رو
‫کِی به دست آورد؟

45:07.038 --> 45:08.338
‫جانم؟

45:09.040 --> 45:11.250
‫عاشق فوتبالی. اهل نبراسکایی

45:11.334 --> 45:13.836
‫اولین قهرمانی هاسکرز کی بود؟

45:15.755 --> 45:20.885
‫- آره، سال ۱۹۷۰، باب دِوَنی
‫- درسته

45:22.053 --> 45:23.930
‫اولین بازیکن‌شون که ۲۰۰ یارد دوید؟

45:24.847 --> 45:27.516
‫- فرانک سولیچ؟
‫- اولین برنده‌ی جایزه هایزمن؟

45:27.600 --> 45:29.393
‫- جانی راجرز
‫- درسته

45:30.186 --> 45:31.646
‫هری پاتر توی کدوم مدرسه درس خوند؟

45:32.605 --> 45:33.905
‫جانم؟

45:34.232 --> 45:37.109
‫هری پاتر، همون جادوگره.
‫اسم مدرسه‌ش چی بود؟

45:39.028 --> 45:40.328
‫نمی‌دونم

45:41.322 --> 45:42.622
‫یه کتاب بود

45:43.199 --> 45:44.259
‫خیلی کتاب نمی‌خونم

45:44.283 --> 45:46.994
‫خب فیلم که می‌بینی، نه؟
‫‏۲۲ فیلم در موردش ساختن

45:47.078 --> 45:48.955
‫فوتبال زیاد نگاه می‌کنم

45:49.038 --> 45:51.415
‫- مشکل همینه، نه؟
‫- چی؟

45:51.499 --> 45:53.501
‫وانمود می‌کنی کسی هستی
‫که واقعاً نیستی

45:53.584 --> 45:54.770
‫تمام جزئیات رو یاد می‌گیری،

45:54.794 --> 45:57.004
‫اما چیزهایی که همه
‫می‌دونن رو نمی‌دونی

45:58.881 --> 46:01.217
‫من… متوجه نمی‌شم.
‫شما دقیقاً کی هستید؟

46:02.718 --> 46:04.220
‫هال جوردن، گرین لنترن

46:05.596 --> 46:08.391
‫نگهبانان کیهان من رو مأمور کردن
‫از بخش ۲۸۱۴

46:08.474 --> 46:09.892
‫در برابر همه‌ی تهدیدهای
‫فراسیاره‌ای محافظت کنم

46:10.434 --> 46:13.020
‫و تو، ویلون، یکی‌شون هستی

46:14.313 --> 46:17.858
‫یا خدا، واقعاً خیلی خودش رو
‫تحویل می‌گیره، نه؟

46:17.942 --> 46:19.318
‫حتماً خیلی سخته،

46:19.402 --> 46:21.862
‫این‌که کسی آموزشت بده
‫که بهش احترام نمی‌ذاری

46:21.946 --> 46:23.246
‫بهش احترام می‌ذارم

46:23.614 --> 46:25.157
‫- بی‌خیال
‫- جدی می‌گم

46:25.658 --> 46:26.958
‫چرا؟

46:28.911 --> 46:30.496
‫نمی‌دونم. نترسه

46:30.579 --> 46:32.707
‫اگه به مردم اهمیت می‌دی،

46:33.249 --> 46:35.960
‫می‌دونی، شوهر، همسر، والدین، بچه،

46:36.544 --> 46:38.212
‫پس می‌ترسی از دست‌شون بدی

46:38.754 --> 46:40.298
‫همون اولی که اومد پیشم

46:40.381 --> 46:43.634
‫مشخص بود جوردن به هیچ‌کس
‫اهمیت نمی‌ده

46:44.260 --> 46:46.053
‫و هیچ‌کس به اون اهمیت نمی‌ده

46:46.637 --> 46:48.306
‫نترس نیست

46:48.931 --> 46:50.231
‫تنهاست

46:50.558 --> 46:52.268
‫اما چرا موندی؟

46:52.351 --> 46:53.769
‫دنبال چی می‌گشتی؟

46:53.853 --> 46:56.939
‫می‌دونم وقتی من اومدم نمی‌تونستی
‫فرار کنی. باید هم‌رنگ جماعت می‌شدی

46:57.023 --> 46:58.250
‫اما قبلش…

46:58.274 --> 47:00.526
‫فقط رفتم دیدن بازی فوتبال
‫تیم‌های دبیرستانی، رفیق

47:00.609 --> 47:02.653
‫با بقیه‌ی طرفدارهای تیم کیمبل
‫که الان مُردن

47:02.737 --> 47:06.032
‫اونا رو نمی‌شناسم، باشه؟
‫بهتون گفتم، راننده‌ی کامیونم

47:06.115 --> 47:09.243
‫آره، مطمئنم می‌تونی خیلی در مورد
‫اون کامیون حرف بزنی، اما شرط می‌بندم نمی‌تونی

47:09.327 --> 47:11.746
‫در مورد مهمانی چای بوستون،
‫کلی کلارکسون،

47:11.829 --> 47:13.622
‫باراک اوباما، یا روپ…

47:13.706 --> 47:16.292
‫باراک اوباما رئیس‌جمهور
‫ایالات متحده‌ی آمریکاست

47:17.710 --> 47:19.010
‫همین؟

47:19.337 --> 47:21.422
‫به عنوان یه روستایی نبراسکایی

47:21.505 --> 47:23.966
‫کلاً نظرت در مورد
‫باراک حسین اوباما همینه؟

47:27.470 --> 47:30.056
‫اون ۴۴اُمین رئیس‌جمهوره.
‫اومد جای جورج دابلیو بوش

47:30.139 --> 47:33.100
‫در مورد گواهی تولدش
‫یه سری جنجال به پا شده

47:35.853 --> 47:38.564
‫یا خدا، قطعاً فضایی هستی

47:47.114 --> 47:48.449
‫فرض کنیم اصلاً حق با توئه

47:48.991 --> 47:50.291
‫وای، گندش بزنن

47:50.785 --> 47:52.661
‫فرض کنیم

47:52.745 --> 47:57.416
‫من اهل این دنیای بدبو و شور نیستم،
‫رهگذری‌ام که خیلی توی زحمت افتاده

47:57.500 --> 48:00.002
‫تا خودش رو خوب هم‌رنگ بقیه کنه
‫و قوانین مسخره‌ی

48:00.086 --> 48:02.189
‫مسابقات بیهوده‌ای رو یاد گرفته
‫که توش با توپ بازی می‌کنن

48:02.190 --> 48:03.672
‫و توجه مردم رو بیشتر

48:03.673 --> 48:05.383
‫از وخیم‌تر شدن وضعیت آب‌وهوا

48:05.466 --> 48:07.635
‫یا گرسنگیِ کم‌بضاعت‌ترین آدم‌های این دنیا
‫به خودش جلب می‌کنه

48:10.888 --> 48:12.556
‫اگه این همه زحمت کشیده باشم،

48:12.640 --> 48:14.433
‫یعنی حتماً برای هدف خیلی مهمی
‫به این‌جا اومدم

48:14.517 --> 48:17.061
‫هدفی که مستلزم نهایت احتیاط
‫و مخفی‌کاری بوده

48:17.144 --> 48:18.979
‫هدفی که باید اون رو

48:19.063 --> 48:21.190
‫از امثال سازمان حافظ صلح کهکشانی
‫پنهان نگه داشت

48:21.273 --> 48:23.859
‫چون نقطه‌ی مقابل صلحه

48:24.527 --> 48:25.827
‫یعنی جنگ

48:26.570 --> 48:27.839
‫بنابراین…

48:27.863 --> 48:30.533
‫اگه بخوام به دست چنین سازمانی بیُفتم

48:30.616 --> 48:32.910
‫مجبور می‌شم دست
‫به اقدامات شدیدی بزنم

48:32.993 --> 48:35.329
‫تا مطمئن بشم که هدفم فاش نمی‌شه

48:37.998 --> 48:39.298
‫فرضاً می‌گم

48:44.088 --> 48:47.508
‫و فرضاً برای این‌که چیزی نگی
‫چه کاری می‌تونی بکنی؟

48:47.591 --> 48:49.927
‫- قرص سیانور بخوری؟
‫- خیلی کوته‌بینانه فکر می‌کنی

48:50.010 --> 48:51.113
‫پس افق دیدم رو گسترش بده

48:51.137 --> 48:54.056
‫در اون صورت یه دستگاه نوترونی مبتنی
‫بر داده‌های بیومتریک توی اسکلت من ادغام شده

48:54.140 --> 48:56.308
‫و می‌تونم با فکر کردن فعالش کنم

48:57.768 --> 49:00.146
‫مگه این‌که بذاری همین‌الان برم

49:00.229 --> 49:01.939
‫دروغ می‌گه، درسته؟

49:02.022 --> 49:04.483
‫فرضاً یا واقعاً از این‌جا خارج نمی‌شی

49:04.567 --> 49:07.278
‫و اگه خودت رو منفجر کنی،
‫یه حباب درست می‌کنم

49:07.361 --> 49:09.447
‫و با حلقه‌م جلوی انفجارت رو می‌گیرم

49:09.530 --> 49:11.407
‫و بدون یه خراش کوچولو
‫از این‌جا خارج می‌شم

49:11.490 --> 49:12.717
‫‏۴۸ ساعته این‌جایی

49:12.741 --> 49:15.119
‫برای شارژ کردن حلقه‌ت
‫فانوس رو با خودت آوردی؟

49:16.912 --> 49:18.212
‫انرژی زیادی دارم

49:20.082 --> 49:21.382
‫اما تا کِی؟

49:24.503 --> 49:25.803
‫آره

49:31.010 --> 49:32.237
‫باید از خودت این رو بپرسی

49:32.261 --> 49:33.971
‫که آیا انرژی‌ای که آزاد می‌کنم

49:34.054 --> 49:35.764
‫برای نابودی کل این شهر کافیه یا نه

49:37.808 --> 49:41.103
‫می‌خوایم حرف بزنیم یا منفجر بشیم؟
‫چون دیگه وقت ناهاره

49:44.523 --> 49:46.442
‫تقریباً به نظر می‌رسه…

49:47.818 --> 49:52.281
‫دوست داری بمیری، هال جوردن.
‫این با سوگند مقدست در تضاد نیست؟

49:53.365 --> 49:55.576
‫«در روشن‌ترین روز و در تاریک‌ترین شب…»

49:55.659 --> 49:57.161
‫- نگو
‫- «…هیچ شری از دید من پنهان نخواهد ماند»

49:57.244 --> 50:01.040
‫- دهنت رو ببند
‫- «بگذارید همه‌ی پرستندگان شیطان

50:01.123 --> 50:02.833
‫- از قدرت من…
‫- گفتم خفه شو

50:03.876 --> 50:05.753
‫…از نور گرین لنترن برحذر باشند»

50:09.131 --> 50:12.510
‫اسم مدرسه‌ی هری پاتر هاگوارتز بود،
‫فضاییِ احمق بی‌شعور!

50:17.348 --> 50:19.725
‫- این صدای بوق از تو میاد؟
‫- بریم؟ باید بریم

50:19.808 --> 50:21.769
‫- نه، خیلی دیره
‫- چرا اومدی این‌جا؟

50:22.603 --> 50:23.903
‫چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه…

50:24.396 --> 50:25.696
‫جز گرفتن انتقام؟

50:59.640 --> 51:01.100
‫گفتم فضاییه

51:27.072 --> 51:31.895
‫[ سال ۲۰۲۶ ]

52:27.353 --> 52:30.356
‫نگاهش کن. اصلاً پیر نشدی

52:30.439 --> 52:31.739
‫دروغ‌گو

52:34.860 --> 52:36.160
‫نوآ چطوره؟

52:37.112 --> 52:39.782
‫قدش بلند شده.
‫الان توی تیمه

52:40.282 --> 52:41.582
‫کوارتربک‌ـه

52:42.409 --> 52:43.827
‫بازیش هم خوبه؟

52:43.911 --> 52:45.211
‫یکی از بهترین‌های ایالته

52:47.498 --> 52:48.798
‫خوبه

52:53.420 --> 52:54.720
‫کَس دیگه‌ای خبر داره؟

52:56.924 --> 52:58.425
‫فقط مسئول زمین

53:00.678 --> 53:01.978
‫خیلی‌خب

54:13.292 --> 54:18.292
‫♪ Knievel - Scud Mountain Boys ♪

54:25.590 --> 54:45.590
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
