1
00:00:03,250 --> 00:00:04,110
‫کاپیتان نارومی!

2
00:00:04,580 --> 00:00:05,810
‫اون...

3
00:00:05,810 --> 00:00:07,020
‫فرمانده نیست!

4
00:00:11,190 --> 00:00:14,700
‫همونی که سلاح کایجو داشت؟

5
00:00:14,700 --> 00:00:19,420
‫من کشتمش ... و باهاش در آمیختم.

6
00:00:19,420 --> 00:00:22,720
‫کی همچین چیزی رو باور می‌کنه!

7
00:00:23,520 --> 00:00:24,550
‫کیکورو؟

8
00:00:26,290 --> 00:00:27,710
‫آها...

9
00:00:28,290 --> 00:00:31,550
‫تو... دختر این مردی؟

10
00:00:31,740 --> 00:00:33,170
‫نگاه نکن، کیکورو!

11
00:00:33,550 --> 00:00:35,630
‫برای امروز دیگه بسه.

12
00:00:35,630 --> 00:00:36,790
‫به همین خیال باش!

13
00:00:39,790 --> 00:00:41,700
‫فرمانده رو پس بده.

14
00:00:49,560 --> 00:00:53,100
‫چیزی که بابا رو کشت، درست جلوی چشمامه...

15
00:00:53,550 --> 00:00:54,900
‫ولی من...

16
00:01:09,000 --> 00:01:19,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

17
00:02:45,590 --> 00:02:50,650
‫من و کاپیتان نارومی دوتایی با هم بهش حمله می کنیم...

18
00:02:54,770 --> 00:02:56,900
‫اما داره برنده می‌شه!

19
00:03:02,650 --> 00:03:07,420
‫خب دیگه، من برم.

20
00:03:13,660 --> 00:03:14,800
‫شماره‌ی 8.

21
00:03:15,220 --> 00:03:16,800
‫الان شانسمونه!

22
00:03:20,160 --> 00:03:22,630
‫اون حمله‌ی غیر قابل‌گریز...

23
00:03:29,500 --> 00:03:33,010
‫بخاطر پس‌زدگی نمی‌تونم بدنمو سخت کنم.

24
00:03:40,860 --> 00:03:43,620
‫مشکل اصلی اینه.

25
00:03:44,180 --> 00:03:47,200
‫عمراً نمی‌ذارم فرار کنی.

26
00:03:47,530 --> 00:03:50,530
‫چون... این...

27
00:03:57,850 --> 00:04:04,270
‫این... حق اون نیست!

28
00:04:10,360 --> 00:04:15,910
‫تداخل توی پیوند، روند پس‌زدگی رو سریع‌تر می‌کنه.

29
00:04:16,390 --> 00:04:18,160
‫شک ندارم.

30
00:04:18,160 --> 00:04:22,150
‫همونطور که فکر می‌کردم، مانع بزرگ من...

31
00:04:25,110 --> 00:04:26,540
‫تویی.

32
00:04:34,500 --> 00:04:35,500
‫یکم دیگه...

33
00:04:35,500 --> 00:04:36,990
‫تو مشتمی!

34
00:04:38,340 --> 00:04:43,220
‫شرمنده، اما شماها نمی‌تونین جلوی منو بگیرین.

35
00:04:48,900 --> 00:04:51,450
‫این دیگه آخرشه.

36
00:04:54,550 --> 00:04:57,150
‫هیبینو کافکا! کاپیتان نارومی!

37
00:05:20,080 --> 00:05:22,590
‫فکر کنم این دیگه نهایتمه.

38
00:05:22,590 --> 00:05:27,320
‫نزدیک بود بدن جدید فوق‌العاده‌مو از دست بدم.

39
00:05:34,300 --> 00:05:35,810
‫زنده موندیم.

40
00:05:36,120 --> 00:05:39,680
‫خب دیگه آماده شو، حرومزاده.

41
00:05:41,060 --> 00:05:44,440
‫کاش از اول همین کارو می‌کردم!

42
00:05:45,850 --> 00:05:46,740
‫نه!

43
00:05:51,730 --> 00:05:53,190
‫تف توش!

44
00:05:55,190 --> 00:05:58,280
‫نمی‌تونین دست رد به کسی بزنین که بهتون نیاز داره.

45
00:06:01,510 --> 00:06:04,870
‫انسان‌ها موجود عجیبی‌ان.

46
00:06:04,870 --> 00:06:07,380
‫خدانگهدار، کایجو شماره‌ی 8.

47
00:06:08,540 --> 00:06:11,470
‫با حرکت بعدیم...

48
00:06:21,030 --> 00:06:24,050
‫دوره‌ی کایجوها شروع می‌شه.

49
00:07:02,500 --> 00:07:08,380
‫با حرکت بعدیم، دوره‌ی کایجوها شروع می‌شه.

50
00:07:12,300 --> 00:07:17,420
‫با صورت فرمانده... این حرفا رو نزن...

51
00:07:25,350 --> 00:07:28,800
‫تف تـــــــــــــــوش!

52
00:07:51,450 --> 00:07:56,620
قسمت هفدهـــم

53
00:07:51,450 --> 00:07:56,620
می‌خوام قوی بشم

54
00:07:52,440 --> 00:07:53,310
‫اخبار فوری.

55
00:07:54,710 --> 00:07:59,160
‫ادا‌ره‌ی خنثی‌سازی اعلام کرد، در طی فاجعه‌ی کایجوی پیشین،

56
00:07:59,160 --> 00:08:02,580
‫فرمانده‌ی کل نیروی دفاع، شینومیا ایسائو هنگام انجام وظیفه جان خود را از دست دادند.

57
00:07:59,160 --> 00:08:02,580
ایسائو شینومیا در میدان مبارزه جان باخت

58
00:08:24,610 --> 00:08:26,100
‫اسلحه‌ها آماده باش!

59
00:08:29,220 --> 00:08:30,480
‫آتش!

60
00:09:12,040 --> 00:09:13,060
‫نارومی...

61
00:09:14,690 --> 00:09:18,680
‫نیروی دفاع و این کشور رو به تو می‌سپرم.

62
00:09:33,040 --> 00:09:35,520
‫آخرش هم نیومد.

63
00:09:35,840 --> 00:09:39,970
دفتر فرمانده

64
00:09:37,640 --> 00:09:38,730
‫اون دختر...

65
00:09:43,510 --> 00:09:46,480
‫مطمئنی... نمی‌خوای باهاش خدافظی کنی؟

66
00:09:50,000 --> 00:09:51,940
‫هیچ کاری ازم بر نیومد.

67
00:09:54,280 --> 00:09:56,500
‫چون خیلی کند بودم...

68
00:09:56,500 --> 00:09:58,070
‫به موقع نرسیدم!

69
00:10:01,180 --> 00:10:03,310
‫چون ضعیف بودم...

70
00:10:03,310 --> 00:10:05,030
‫نتونستم نجاتش بدم.

71
00:10:05,750 --> 00:10:08,240
‫تقصیر منه که گذاشتم فرار کنه!

72
00:10:08,760 --> 00:10:09,670
‫این‌طور نیست...

73
00:10:09,670 --> 00:10:11,150
‫کاپیتان نارومی...

74
00:10:12,330 --> 00:10:15,820
‫من... می‌خوام قوی‌ بشم!

75
00:10:19,160 --> 00:10:22,970
‫می‌دونم بابام هنوز توی بدن اون گیر افتاده.

76
00:10:24,340 --> 00:10:26,760
‫نمی‌تونم ازش خداحافظی کنم...

77
00:10:27,910 --> 00:10:33,560
‫نه تا وقتی که نیروی دفاع، ماها... اونو شکست بدیم.

78
00:10:35,820 --> 00:10:38,020
‫ببخشید که کنترلمو از دست دادم.

79
00:10:38,020 --> 00:10:39,880
‫مجازاتمو برای اینکه شرکت نکردم، قبول می‌کنم...

80
00:10:39,220 --> 00:10:40,320
‫شینومیا...

81
00:10:41,200 --> 00:10:46,570
‫تا دفعه‌ی دیگه که با اون می‌جنگیم،
‫تو رو از هرکسی جز خودم قوی‌تر می‌کنم.

82
00:10:47,940 --> 00:10:50,510
‫چیزی که ایسائو-سان کرد توی مخ من،

83
00:10:50,510 --> 00:10:52,580
‫من می‌کنم تو مخ تو.

84
00:10:52,950 --> 00:10:54,810
‫بهم نشون بده ظرفیتشو داری و برام نتیجه بیار.

85
00:10:55,330 --> 00:10:58,290
‫اونوقت بابت شرکت نکردن توی مراسم مجازاتت نمی‌کنم.

86
00:11:03,250 --> 00:11:04,340
‫بله.

87
00:11:15,050 --> 00:11:16,350
‫قسم می‌خورم...

88
00:11:17,050 --> 00:11:18,120
‫من...

89
00:11:32,770 --> 00:11:33,950
‫این...؟

90
00:11:34,200 --> 00:11:37,970
‫فرمانده شینومیا بهمون دستور دادن این پروژه رو مخفیانه ادامه بدیم.

91
00:11:39,530 --> 00:11:41,810
‫گفتن اگه اتفاقی برای خودشون افتاد،

92
00:11:43,670 --> 00:11:47,440
‫باید اینو به شما نشون بدم، و طبق دستورالعمل شما پیش برم.

93
00:11:50,100 --> 00:11:54,970
‫ایسائوی لعنتی... همیشه مجبورم می‌کنی کارای کثیف بکنم.

94
00:11:56,740 --> 00:11:58,730
‫توسعه‌ش رو ادامه بدین.

95
00:11:59,240 --> 00:12:02,320
‫برای مبارزه‌ی انتقاممون آماده می‌شیم.

96
00:12:11,390 --> 00:12:13,110
‫ریتمم رو به‌هم زد!

97
00:12:15,090 --> 00:12:17,340
‫لیدر جوخه شینونومه...

98
00:12:17,340 --> 00:12:19,660
‫توی کنترل بردش عالیه.

99
00:12:20,540 --> 00:12:24,170
‫برای همین می‌تونه توی میدون مبارزه با همچون اسلحه‌ی بزرگی بجنگه.

100
00:12:24,170 --> 00:12:26,520
‫آه... حوصله‌م سر رفت.

101
00:12:26,920 --> 00:12:31,940
‫کی می‌خوای به اون حدی برسی که بتونی با خودم مبارزه کنی پس؟

102
00:12:32,880 --> 00:12:40,450
‫همه‌ی لیدرهار جوخه توی واحد اول پتانسیل اینو
‫دارن تا خودشون یه روزی کاپیتان بشن.

103
00:12:41,290 --> 00:12:45,230
‫من یه ماه طول می‌کشه تا این بازی رو تا تهش برم.

104
00:12:45,230 --> 00:12:47,240
‫تا اون‌موقع باید از همه‌شون بهتر بشی.

105
00:12:48,600 --> 00:12:51,970
‫اگه به اون سطح از نبوغ نرسی، دیر می‌شه.

106
00:12:53,030 --> 00:12:55,260
‫خب بازی رو شروع می‌کنیم.

107
00:12:55,260 --> 00:12:57,740
‫تو خودتم کارتو شروع کن.

108
00:12:58,350 --> 00:13:00,230
‫لیدر جوخه شینونومه...

109
00:13:02,510 --> 00:13:05,270
‫یه بار دیگه، دمتون گرم.

110
00:13:05,870 --> 00:13:09,760
‫ای بابا... جدی برنامه داره تو کمتر از یه ماه شکستم بده.

111
00:13:10,370 --> 00:13:13,100
‫وقتی کسی پایین‌تر از خودم، سعی داره این‌طوری بیاد تو دلم...

112
00:13:13,420 --> 00:13:15,580
‫منم حسابی هیجانی می‌کنه.

113
00:13:16,470 --> 00:13:17,600
‫یالا.

114
00:13:19,830 --> 00:13:21,610
‫خب، تصمیمت رو گرفتی؟

115
00:13:22,870 --> 00:13:27,110
‫کایجو شماره‌ی 8 رو عضوی از نیروی مبارزه‌مون می‌پذیریم؟

116
00:13:30,610 --> 00:13:33,170
‫کاپیتان نارومی، معاون فرمانده هاسه‌گاوا.

117
00:13:33,170 --> 00:13:35,180
‫باید در مورد شماره‌ی 8 گزارش بدم.

118
00:13:42,140 --> 00:13:45,420
‫خیلی وقته ها...

119
00:14:02,980 --> 00:14:05,430
‫تبدیل شدنش به کایجو داره پیشرفت می‌کنه؟

120
00:14:05,430 --> 00:14:06,760
‫بله

121
00:14:06,760 --> 00:14:09,450
‫بخشی از بدنش دیگه به حالت عادی برنمی‌گرده.

122
00:14:09,880 --> 00:14:13,120
‫سابقه‌ی مشابهی وجود نداره، برای همین مطمئن نیستیم.

123
00:14:13,700 --> 00:14:16,210
‫ولی اگه همین‌طور به تبدیل‌ شدن ادامه بده...

124
00:14:16,210 --> 00:14:17,750
‫سیگار نکشید

125
00:14:20,370 --> 00:14:21,770
‫ممکنه یه روز...

126
00:14:23,400 --> 00:14:25,750
‫دیگه هیچ‌وقت به حالت انسانیش برنگرده.

127
00:14:27,860 --> 00:14:30,250
‫خود هیبینو کافکا از این موضوع خبر داره؟

128
00:14:30,250 --> 00:14:31,180
‫بله.

129
00:14:32,030 --> 00:14:33,230
‫الان کجاست؟

130
00:14:33,820 --> 00:14:36,840
‫بهش اجازه دادن از پایگاه بره، تا به کارهای خونه‌ش رسیدگی کنه.

131
00:14:36,840 --> 00:14:39,450
‫البته که، از نزدیک تحت نظر قرار داره، ولی...

132
00:14:40,410 --> 00:14:44,230
‫بازم ممکنه دیگه هیچ‌وقت نتونه یه زندگی عادی داشته باشه.

133
00:14:57,450 --> 00:15:01,460
‫شرمنده، یه‌جای دیگه هم هست که باید بهش سر بزنم!

134
00:15:28,650 --> 00:15:31,690
‫لعنتــــی! پوست که نیست فولاده!

135
00:15:31,690 --> 00:15:33,620
‫الانه تیغه‌ش بشکنه!

136
00:15:33,900 --> 00:15:37,940
‫توکو-سان، اگه این‌طوری بخوایم ادامه بدیم
‫تمام اره‌های حرارتی‌مون می‌سوزن.

137
00:15:37,940 --> 00:15:42,630
‫هـــا چاره چیه... گمونم مجبوریم از مفصل ببریمشون
‫و بعدش با سنگرشکن پوسته رو بترکونیم.

138
00:15:44,260 --> 00:15:47,640
‫ولی جدی، وقتی این‌همه جنازه اطراف شهر می‌بینم...

139
00:15:48,350 --> 00:15:52,420
‫احساس می‌کنم اونی که مورچه‌ست ماییم.

140
00:15:53,000 --> 00:15:55,010
‫هــــــــوی!

141
00:15:58,410 --> 00:16:00,250
‫کافکـــا تویی که پسر!

142
00:16:00,250 --> 00:16:01,920
‫خیلی‌وقته ندیدمتون!

143
00:16:03,180 --> 00:16:04,360
‫ســـیلام!

144
00:16:04,900 --> 00:16:07,490
‫یه‌سر رفتم مقر بهم گفتن اینجایین.

145
00:16:07,490 --> 00:16:10,830
‫بگو بینم... آفتاب از کدوم طرف در اومده؟

146
00:16:10,830 --> 00:16:13,450
‫یادم افتاد هنوز یه چیزی پیشمه که مال شماست.

147
00:16:13,860 --> 00:16:16,240
آنچه میلیونرها می‌دادند

148
00:16:14,240 --> 00:16:15,070
‫اینا.

149
00:16:16,230 --> 00:16:19,800
‫پسر... نمی‌خواست خودتو به زحمت بندازی...

150
00:16:28,930 --> 00:16:30,670
‫خب... زندگی توی نیروی دفاع چطوریاست؟

151
00:16:30,670 --> 00:16:31,250
‫عـــــه!

152
00:16:34,740 --> 00:16:36,480
‫این مدل جدیده؟

153
00:16:42,830 --> 00:16:44,680
‫عــجــب چیزیه پــســر!

154
00:16:44,680 --> 00:16:47,300
‫ولی تنظیم کردنش خیلی دنگ‌و‌فنگ داره.

155
00:16:47,300 --> 00:16:48,490
‫مثلاً نزدیک رگ‌ها که می‌شی...

156
00:16:51,800 --> 00:16:53,570
‫تـ ـ تونستی ببریش!

157
00:16:54,620 --> 00:16:57,350
‫دست‌خوش، الکی ده‌سال اینجا کار نکرده.

158
00:16:57,350 --> 00:17:03,080
‫راستی خبر داری؟ از وقتی رفتی، هرچی کثافت‌کاری
‫مربوط به دل و روده‌ست انداختن رو دوش من!

159
00:17:03,080 --> 00:17:05,840
‫اوه؟ حالا فهمیدی چه‌قدر جور تیمو می‌کشیدم؟

160
00:17:05,840 --> 00:17:08,240
‫حالم به‌هم می‌خوره بابا.

161
00:17:09,510 --> 00:17:12,140
‫ای‌کاش برمی‌گشتی سر کار کافکا.

162
00:17:13,100 --> 00:17:15,890
‫توی نیروی دفاعم جات اون ته‌مه‌هاست، مگه نه؟

163
00:17:15,890 --> 00:17:18,190
‫ولی اینجا می‌ذاشتنت رو سرشون!

164
00:17:20,990 --> 00:17:22,950
‫چـ ـ چــــتـــه؟ چی‌کار می‌کنی؟

165
00:17:23,890 --> 00:17:26,910
‫بخور که هرچی بخوری حقته!

166
00:17:26,020 --> 00:17:30,660
‫خـــب، وقتشه بریم ســــر کــــــار!

167
00:17:31,230 --> 00:17:34,020
‫شماره‌ی ۸ داره چی‌کار می‌کنه؟

168
00:17:46,540 --> 00:17:49,930
‫ولی می‌گم، از الان به بعد چی می‌شه؟

169
00:17:51,090 --> 00:17:54,710
‫آخه می‌دونین، ایسائو شینومیا هم دیگه مرده.

170
00:17:54,710 --> 00:17:58,540
‫وقتی بچه بودم، برام عین یه قهرمان شکست‌ناپذیر بود.

171
00:17:58,960 --> 00:18:02,970
‫دوست ندارم اینو جلوی کافکا بگم،
‫ولی نباید از شهر بزنیم بیرون؟

172
00:18:04,390 --> 00:18:07,790
‫آخه... توکو-سان، خودتم دیگه چیزی به عروسی دخترت نمونده...

173
00:18:07,790 --> 00:18:08,980
‫مرتیکه‌ی خر!

174
00:18:09,240 --> 00:18:11,060
‫من هیچ‌جا نمی‌رم!

175
00:18:11,060 --> 00:18:12,980
‫اگه ماها فرار کنیم...

176
00:18:13,220 --> 00:18:18,240
‫وقتی نیروی دفاع زد شماره‌ی ۹ رو جرواجر کرد
‫کی قراره آت‌و‌آشغالاشو از کف خیابون جمع کنه؟

177
00:18:23,130 --> 00:18:26,610
‫این توکو-سان هم... بعضی اوقات بدجوری خفن می‌شه ها.

178
00:18:26,610 --> 00:18:28,490
‫با اینکه صرفاً یه الکلیه.

179
00:18:29,250 --> 00:18:31,920
‫حتی با اینکه معتاد قماره و ۵۰،۰۰۰ تا هم به من بدهکاره.

180
00:18:32,300 --> 00:18:33,790
‫ببندین بابا!

181
00:18:34,560 --> 00:18:38,990
‫می‌دونم نیروی دفاع ژاپن قراره نیست به همین راحتیا تسلیم شه.

182
00:18:40,100 --> 00:18:42,580
‫مگه نه، کافکا؟

183
00:18:50,350 --> 00:18:53,940
‫دیگه نمی‌خوام آسیب‌دیدن دوستامو ببینم.

184
00:18:56,650 --> 00:19:00,200
‫باید شماره‌ی ۹ رو شکست بدم...

185
00:19:07,440 --> 00:19:09,110
‫رک‌و‌راست بهت می‌گم.

186
00:19:09,970 --> 00:19:12,460
‫نمی‌تونم اجازه بدم توی نیروی دفاع بمونی.

187
00:19:13,620 --> 00:19:16,200
‫دلیلشم خودت می‌دونی، نه؟

188
00:19:16,560 --> 00:19:21,720
‫اگه همین‌طور تبدیل بشی، شاید دیگه
‫هیچ‌وقت به حالت انسانیت برنگردی.

189
00:19:22,370 --> 00:19:25,580
‫نمی‌تونم اجازه بدم همچین آدمی بجنگه.

190
00:19:25,970 --> 00:19:27,170
‫ولی...

191
00:19:27,990 --> 00:19:30,060
‫با تموم اینا، من...

192
00:19:31,520 --> 00:19:32,510
‫با این اوصاف...

193
00:19:34,010 --> 00:19:36,660
‫با اینکه عواقبشو می‌دونم، حرفمو می‌زنم.

194
00:19:37,260 --> 00:19:40,360
‫بهمون کمک کن، هیبینو کافکا.

195
00:19:41,100 --> 00:19:44,750
‫به هیچ‌جامم نیست بخوای تا ابد کایجو بمونی.

196
00:19:44,750 --> 00:19:46,610
‫اگه همچین داستانی شد، خودم می‌کشمت.

197
00:19:46,990 --> 00:19:49,910
‫دقیقاً همین‌قدر مرده‌ی شماره‌ی ۹ رو می‌خوام.

198
00:19:49,910 --> 00:19:51,880
‫هرکاری لازم باشه می‌کنم.

199
00:19:52,440 --> 00:19:54,520
‫خودتم همچین حسی داری، مگه نه؟

200
00:19:55,120 --> 00:20:00,210
‫وقتی اون اتفاق افتاد، فقط ما دوتا اونجا بودیم.
‫فقط ما می‌دونیم چه حسی داره.

201
00:20:00,640 --> 00:20:04,090
‫می‌دونم مخالفتی نداری. محاله که داشته باشی.

202
00:20:10,760 --> 00:20:14,170
‫من... یه‌جایی هست که در تلاشم بهش برسم.

203
00:20:15,400 --> 00:20:20,400
‫فرمانده... با وجود اینکه همه مخالفش بودن،
‫بهم یه فرصت داد تا به اونجا برسم.

204
00:20:23,410 --> 00:20:25,430
‫هرچی در پیش باشه براش آماده‌م.

205
00:20:28,870 --> 00:20:30,050
‫جدی؟

206
00:20:31,930 --> 00:20:33,070
‫پس دنبالم بیا.

207
00:20:35,800 --> 00:20:37,100
‫از اینجا به بعد...

208
00:20:47,540 --> 00:20:50,010
‫نوبت ما بچه‌های نیروی دفاعه.

209
00:20:57,530 --> 00:20:59,860
‫بالأخره بیدار شدی، نه؟

210
00:21:01,000 --> 00:21:02,710
‫خوب خوابیدی؟

211
00:21:06,500 --> 00:21:08,800
‫کایجوی شماره‌ی ۱۰.

212
00:21:08,820 --> 00:21:18,820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

213
00:22:40,050 --> 00:22:42,760
‫ «شب هوشیِ ژاپن» هوشینا سوشیرو

214
00:22:44,220 --> 00:22:46,000
‫اینم از مهمون‌های این هفته‌مون.

215
00:22:46,000 --> 00:22:48,440
‫کاپیتان واحد سوم، آشیرو مینا هستم.

216
00:22:48,440 --> 00:22:50,150
‫منم افسر اپراتور، اوکونوگی کونومی هستم!

217
00:22:50,150 --> 00:22:52,020
‫بریم سراغ نامه‌ی این هفته.

218
00:22:52,020 --> 00:22:54,140
‫از طرف شنونده‌مون «اوکونومینا-سان»...

219
00:22:54,140 --> 00:22:56,010
‫منم دوست دارم اپراتور بشم.

220
00:22:56,010 --> 00:22:58,700
‫می‌شه بهم بگین کجای کارتون سخته و کجاش ارزششو داره؟

221
00:22:58,700 --> 00:22:59,520
‫اوکونوگی-چان.

222
00:22:59,520 --> 00:23:02,940
‫عــا... همین‌وقتاست که سخت می‌شه.

223
00:23:03,270 --> 00:23:07,750
‫آزاد کردن محدودکننده‌ها تأثیر زیادی روی اطراف می‌ذاره، پس باید تأییدیه بگیری.

224
00:23:07,750 --> 00:23:11,240
‫اگه بدون تأییدیه انجامش بدی، اون‌وقت مجبوری براش گزارش بنویسی.

225
00:23:11,240 --> 00:23:12,960
‫واحد سوم خیلی این کارو می‌کنه،

226
00:23:12,960 --> 00:23:17,010
‫برای همین خیلی به متن و توجیه‌هایی که می‌نویسم دقت می‌کنم.

227
00:23:17,010 --> 00:23:18,610
‫عـ ـ عه، که این‌طور...

228
00:23:18,610 --> 00:23:21,070
‫مخصوصاً وقتی یه کایجو تیکه‌پاره می‌شه.

229
00:23:21,070 --> 00:23:23,920
‫اون وقت باید کلی زنگ بزنم به شرکتای پاکسازی.

230
00:23:23,920 --> 00:23:26,210
‫سخته، ولی چون خودم نمی‌تونم برم وسط میدون،

231
00:23:26,210 --> 00:23:29,010
‫حس می‌کنم این‌طوری هوای همه رو دارم، واسه همین خیلی رضایت‌بخشه!

232
00:23:29,010 --> 00:23:30,950
‫شـ ـ شرمنده، اوکونوگی.

233
00:23:30,950 --> 00:23:32,220
‫عــه؟ چی شده مگه؟

234
00:23:32,220 --> 00:23:34,540
‫تا‫ «شب هوشیِ ژاپن» دیگر خدانگهدار!

235
00:23:34,540 --> 00:23:36,140
‫دستت درد نکنه، اوکونوگی-چان.

236
00:23:36,140 --> 00:23:38,010
‫معلوم هست شما دوتا چتون شد یه‌دفعه؟!

237
00:23:38,020 --> 00:23:40,010
ادامه دارد
