WEBVTT

00:05.063 --> 00:07.293
(قسمت چهل و یکم)

00:13.635 --> 00:15.500
تو هستی، گیوم یونگ؟

00:22.444 --> 00:24.002
تو چرا  ...؟

00:24.813 --> 00:29.546
راه درمان رو میدونم
من شما رو معالجه میکنم

00:37.559 --> 00:41.689
بانوان پزشک دیگه ای هم هستن
چرا باید توسط تو درمان بشم

00:42.230 --> 00:44.892
از بیماری مشابهی بهبود پیدا کردم

00:45.500 --> 00:47.991
...بیش از هر کسی راجع به این بیماری میدونم

00:48.036 --> 00:51.130
و به همین خاطر هم بود که بانوی اول
پزشکان، منو به اینجا فرستاد

00:51.154 --> 01:01.154
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:01.178 --> 01:11.178
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:21.189 --> 01:22.588
چکار میکنی؟

01:25.106 --> 01:26.471
دارم درمانش میکنم

01:26.908 --> 01:28.136
برو بیرون

01:29.945 --> 01:33.642
باید یه بانوی پزشک دیگه رو بفرستید

01:33.815 --> 01:35.806
بیش از هر کسی راجع به این بیماری میدونم

01:35.917 --> 01:39.478
چرا باهام بحث میکنی؟

01:39.888 --> 01:43.517
از چه چیزی میترسی که نمیخوای
معالجش کنم؟

01:43.725 --> 01:47.718
چطور جرأت میکنی با من اینطور صحبت کنی؟
همین الان از اینجا برو بیرون

02:01.309 --> 02:03.209
نه، به کارت ادامه بده و معالجم کن

02:03.345 --> 02:04.471
!خانم

02:04.579 --> 02:06.274
حق با یانگومه

02:06.548 --> 02:10.075
چرا باید ازش بترسم؟

02:11.486 --> 02:15.286
مطمئن نیستم که بانو "هن" هنگام مرگش
...چیو راجع  بهم گفته

02:15.323 --> 02:18.156
ولی چیزی ندارم که به خاطرش شرمنده باشم

02:20.161 --> 02:22.561
وقتی که کار اشتباهی نکردم
از چی باید بترسم؟

02:25.200 --> 02:27.225
به کارت ادامه بده و درمانم کن

02:29.037 --> 02:32.768
ممکنه بانو هن گفته باشه
که اون تنها انسان خوبه

02:32.807 --> 02:35.640
در حالیکه با من مثل یه حیوون رفتار میکرد

02:37.812 --> 02:39.746
حالا در دستان تو ام

02:40.315 --> 02:41.942
به کارت ادامه بده

04:19.014 --> 04:23.576
به زودی داروها رو با خودم میارم پس تا اون
وقت مخلوط آب میوه و چای زنبیل بنوشید

04:23.618 --> 04:24.949
باشه

04:52.814 --> 05:01.347
امیدوارم که هم در گرفتن انتقام
و هم در پزشکی موفق باشی

05:04.526 --> 05:12.991
بانو،هر دو کارو انجام میدم ولی کمکم کنید
انتقامم رو با سوء استفاده از پزشکی نگیرم

05:13.034 --> 05:17.630
همونطور که از غذا برای دستیابی
به قدرت، سو‌ءاستفاده کردن

05:18.339 --> 05:23.299
لطفا بهم کمک کنید تا از راه
درست و صحیح برنده شم

05:28.083 --> 05:30.142
چرا معالجشو قبول کردی؟

05:30.318 --> 05:32.377
هیچکس نمیتونه بگه در ذهنش چی میگذره

05:32.721 --> 05:39.183
چه کاری میتونه با من کنه؟
اگه بلایی سرم بیاد،نمیتونه در امون بمونه

05:40.295 --> 05:42.559
ترجیح میدم که ببینم اینطوری از پا درمیاد

05:47.335 --> 05:49.633
موفق شدید علت بیماری رو کشف کنید؟

05:49.938 --> 05:50.836
نه

05:50.872 --> 05:55.502
پس چرا بعد از اینکه دستورات بهتون
داده شد، به اونجا برگشتید؟

05:56.544 --> 05:59.479
افراد رو سرشماری کردم و متوجه
شدم یکی از بانوان پزشک نیست

05:59.614 --> 06:01.980
ولی به وضوح  بهت دستوری داده بودم

06:03.151 --> 06:06.552
باید مسئولیت یکی از اون سه
همراه رو بر عهده میگرفتی

06:08.857 --> 06:14.090
ولی دستورات منو نادیده گرفتی
تا فقط یه بانوی پزشک رو نجات بدی

06:14.129 --> 06:16.393
و هیچ تماسی در طی این پانزده روز نداشتی

06:16.431 --> 06:19.628
ولی اون نبود که راه مداوای
بیماری رو پیدا کرد؟

06:19.667 --> 06:21.396
دقیقا هم به همین دلیله که
دارم این حرفا رو میزنم

06:21.736 --> 06:25.035
بدون هیچ چشمداشتی برای اینکه
خودش معروفیتی کسب‌ کنه

06:25.073 --> 06:27.598
از راه سرپیچی از دستورات
چطور میتونست چنین کاری بکنه؟

06:27.876 --> 06:32.836
باید به سرپرست بهداشت یا به من گزارش میداد

06:35.784 --> 06:38.651
اگه به جام بودی،به همین
...راحتی اجازه میدادی یکی از ژنرال هایی که

06:38.686 --> 06:41.678
سلسله مراتب رو نقض کرده، بره پی کارش؟

06:47.495 --> 06:49.190
این یه اپیدمی نبوده؟

06:49.230 --> 06:52.597
نه اعلیحضرت،فهمیدیم که این
امر فقط مسمومیت غذایی بوده

06:52.634 --> 06:55.831
بنابراین قاصدانی رو به مناطق مختلف فرستادیم

06:56.738 --> 06:59.707
واقعا؟باعث خوشوقتیه

06:59.941 --> 07:04.378
به دلیل اقبال بلند شماست

07:06.514 --> 07:09.278
تو در خلال این طاعون مسئول امداد بودی؟

07:10.018 --> 07:11.485
بله اعلیحضرت

07:11.519 --> 07:13.009
کارت خوب بوده

07:13.655 --> 07:15.782
الطاف شما غیرقابل توصیفن

07:16.257 --> 07:19.988
با این حال، اعلیحضرت، نکته‌ای هست که
میخواستم ازتون درخواست کنم

07:20.628 --> 07:21.560
اون چیه؟

07:22.797 --> 07:24.765
تو برکناری

07:25.533 --> 07:27.194
متأسفم قربان

07:27.602 --> 07:32.562
این بار عجله کردی
اونا تلاش کردن ازمون ایراد بگیرن

07:32.607 --> 07:35.474
پس چطور میتونید اینقدر بیفکر باشید؟

07:38.713 --> 07:41.181
بعدا وقتی زمان، مناسب باشه
دوباره تو رو به خدمت برمیگردونم

07:41.216 --> 07:42.808
پس تا اونوقت خودت رو از دردسر دور نگه دار

07:43.051 --> 07:46.384
همونطور که گفتم،نمیدونم کی برمیگرده

07:46.421 --> 07:50.619
نسخه رو با خودم آوردم
نمیتونی فقط دارو رو درست کنی؟

07:50.658 --> 07:52.182
نسخه رو همراهت داری؟

07:52.227 --> 07:53.159
...بله

07:53.895 --> 07:56.989
خوب، اگه پول رو بهم بدی
...اونوقت منم

07:57.031 --> 07:58.464
چیکار میکنی؟

07:58.900 --> 08:02.893
اوه،داشت سوال میکرد
...میگه مریضه

08:03.738 --> 08:05.933
بیا تو

08:07.909 --> 08:10.969
تو آقای "مین" رو توی راه ندیدی؟

08:11.012 --> 08:12.411
چطور؟

08:12.447 --> 08:16.907
برکنار شده و باید به اینجا اومده باشه

08:16.951 --> 08:18.475
اخراجش کردن؟

08:18.519 --> 08:23.183
به عنوان یه افسر کمکی به شهر رفت
بدون اینکه وظیفه خودشو انجام بده

08:23.224 --> 08:25.715
و حتی هیچ گزارشی هم نفرستاد

08:25.760 --> 08:31.824
حتی اگه هم اینطور باشه، یانگوم و آقای مین
زندگی انسان های زیادی رو نجات دادن، پس چرا اینطور شد؟

08:31.866 --> 08:34.960
این راه و رسم اون بالایی هاست

08:35.003 --> 08:37.665
کِی اونا کاری کردن که ما هم بتونیم بفهمیم

08:37.705 --> 08:39.002
...ولی مهم نیست

08:42.143 --> 08:45.169
خوش اومدی

08:46.180 --> 08:47.977
چیه؟اتفاقی افتاده؟

08:48.016 --> 08:51.816
با اینکه زندگیمون به خاطر وجود شما و
...اون بانوی پزشک نجات پیدا کرد

08:51.853 --> 08:54.822
خونه و تموم آذوغه‌ هامونو از دست دادیم

08:55.023 --> 08:56.081
...آه نه

08:56.291 --> 08:58.054
حکومت محلی حاضر نیست
انبارهای برنج رو باز کنه

08:58.092 --> 08:59.559
فقط سر ما داد زدن

08:59.594 --> 09:03.428
...تموم سبزیجات و حبوباتمونو هم

09:03.464 --> 09:07.059
به دلیل بیماری گرفتن و حالا
چیزی برای خوردن نداریم

09:07.101 --> 09:12.767
آه نه... ولی نگران نباش
...به دفتر حکومت محلی میره

09:12.807 --> 09:16.106
و بهشون دستور میده تا انبارها
رو برای امداد باز کنن

09:16.277 --> 09:21.180
متأسفم، ولی دیگه اختیار این کارو ندارم

09:21.215 --> 09:24.116
...چی؟ اگه یکی از دستیاران مدیر امدادی

09:24.152 --> 09:27.815
بعد از طاعون، دیگه اختیار
کارهای امدادی رو نداری؟

09:27.855 --> 09:32.815
درسته قربان...باید چیزی برای خوردن
داشته باشیم تا خونه‌هامون رو دوباره بسازیم

09:34.162 --> 09:37.757
باشه،رئیس افسران این منطقه رو ملاقات میکنم

09:40.068 --> 09:46.405
می بینید؟ اگه بخواد، همه چی درست میشه

09:52.246 --> 09:55.181
پس دوباره برگشتیم به همون جای اول؟

09:55.550 --> 09:57.313
یانگرو میگه که اطمینان نداره

09:57.352 --> 09:58.842
بعد از اینکه خودشون رو مجزا کردن؟

09:58.886 --> 10:02.583
آقای مین برکنار شده، ولی هنوز
نمیدونیم چی به سر یانگوم میاد

10:02.857 --> 10:05.587
یعنی ممکنه دوباره اونو به دفتر
خدمات اجتماعی بفرستن؟

10:05.626 --> 10:09.187
گفت که سرپرست پزشکان داره
در این خصوص فکر میکنه

10:12.934 --> 10:14.458
این چیه؟

10:14.736 --> 10:16.795
عالیجناب، این چیه؟

10:17.238 --> 10:19.763
...فرماندار قبلی

10:19.807 --> 10:22.298
پارک سو ‌بوک" درخواستی رو از سر"
تأثر و به درستی مطرح کرده

10:22.577 --> 10:24.101
چرا...؟

10:24.145 --> 10:26.079
...میگه که مدیر امداد

10:26.114 --> 10:27.911
با دارو به شهر طاعون ‌زده رفت

10:27.949 --> 10:30.543
مردم رو نجات داد و دلیل بیماریشونو
کشف کرد

10:30.585 --> 10:31.916
خب پس چه اتفاقی براش افتاده؟

10:31.953 --> 10:34.751
عالیجناب، این امر صحت داره

10:35.123 --> 10:38.854
با این حال،از روی عمد از دستورات
سرپرست امداد سرپیچی کرده

10:38.893 --> 10:43.830
و ضمنا به مافوقای خودش گزارش نداده
بنابراین تقصیراتش قابل توجیه هستن

10:43.865 --> 10:47.164
حتی اگه از دستورات سرپیچی کرده باشه
...و حتی اگه در زمان معین گزارش نداده باشه

10:47.201 --> 10:49.431
با نجات جون مردم، کار خیلی بزرگی انجام داده

10:49.470 --> 10:53.736
و همچنین طاعون رو هم از بین برده حالا چطوری
با این موضوع به این شکل برخورد میکنید؟

10:53.941 --> 10:57.843
دستورات رو عملی نکرده
...اگه با موضوع اینطور برخورد نشه

10:57.879 --> 11:02.907
قادر نخواهیم بود در مواقع ضرورت
کنترل مناسبی رو اعمال کنیم

11:02.950 --> 11:06.044
داشتن کنترل مهمتر از نجات جون مردمه؟

11:07.021 --> 11:08.579
...علاوه بر این،نوشته که

11:08.623 --> 11:11.615
افسر مزبور برای کمک به
مردم اون شهر برگشته

11:11.793 --> 11:14.057
مردم ازش متشکرن

11:15.396 --> 11:17.762
حکومت در قبال مردم
...مرتکب گناه شده، وقتی که

11:17.799 --> 11:20.097
دستور دادیم اون دهکده
رو محاصره کرده و آتیش بزنن

11:20.134 --> 11:26.130
اونم بدون دونستن علت بیماری
و با این حال اون افسر بهشون کمک کرد

11:26.174 --> 11:27.641
...باید ارتقا پیدا کنه

11:27.675 --> 11:28.869
!نه اینکه تنبیه بشه؟

11:28.910 --> 11:32.744
...ولی به دلایل شخصی به شهر برگشت

11:32.780 --> 11:39.481
و به همین دلیل هم در اون زمان
اصلا کمکی به شهر نمیکرده

11:39.620 --> 11:42.350
علت بیماری رو به همراه
یه پزشک زن پیدا نکرد؟

11:42.390 --> 11:45.120
دیگه چکار امدادی از دست یه فرد
برای مردم ساختست؟

11:46.894 --> 11:48.555
فورا به خدمت برگردونیدش

11:54.402 --> 11:56.597
چطور ممکنه؟

11:56.637 --> 12:04.271
"در واقع فرماندار "پارک سو‌ ‌بوک
ازم درباره تو خواهش کرد

12:04.946 --> 12:12.114
همچنین مردمی هم که داستان تو رو
شنیده بودن، ازش تقاضا کردن

12:12.553 --> 12:16.489
و فرماندار هم تقاضایی رو برای پادشاه فرستاد

12:16.524 --> 12:17.855
فرماندار این کارو کرد؟

12:17.892 --> 12:22.693
بله، در حال حاضر من مسئول
مراقبت از مادرشم

12:22.730 --> 12:26.461
بله، البته... حالا مسائل دارن جور درمیان

12:26.734 --> 12:29.202
!قربان! قربان

12:32.140 --> 12:35.439
تمام راه رو تا اینجا دویدیم
مبادا رفته باشید

12:35.476 --> 12:36.374
چخبره؟

12:39.647 --> 12:40.614
اینا چی هستن؟

12:40.648 --> 12:45.312
در واقع چیز زیادی نداشتیم

12:45.353 --> 12:47.821
...ولی بهترین هایی رو که داشتیم آوردیم

12:47.855 --> 12:53.225
...ممکنه چندان خوب نباشن

12:53.261 --> 12:56.719
اینا رو از همه اهالی ده جمع کردیم

12:57.498 --> 12:58.726
...متأسفم

12:58.766 --> 13:00.631
...نمیتونم این چیزای

13:00.668 --> 13:02.158
...گرانبها رو قبول کنم

13:02.203 --> 13:04.364
ولی این تمنای مردمه

13:04.405 --> 13:09.638
لطفا اینطور تصور کنید که اونا رو
گرفتم و برای افراد اینجا پختم

13:09.677 --> 13:10.871
...آه نه

13:10.912 --> 13:16.179
نه،اشقه میتونه حالا که بهبود
پیدا کردید براتون مفید باشه

13:16.617 --> 13:17.709
درست نمیگم؟

13:17.952 --> 13:22.321
بله اشقه بعد از بیماری بسیار مفیده

13:22.356 --> 13:23.687
پس باشه

13:23.724 --> 13:26.522
...آه نه،یه بسته از این بردارید و بقیه اونا

13:26.561 --> 13:28.756
...میتونه برای اون بانوی پزشک باشه

13:28.796 --> 13:31.196
باشه. حالا دیگه میریم

13:31.232 --> 13:32.460
خداحافظ

13:48.783 --> 13:50.580
فقط قلب تو رو با خود میبرم

13:51.619 --> 13:52.881
بیا بریم

13:54.722 --> 13:58.818
ممکنه دزدیده بشه

14:08.135 --> 14:12.094
یِئول یی دستور تخلیه رو بهت ابلاغ نکرد؟

14:12.139 --> 14:12.730
نه

14:12.773 --> 14:17.233
اگه دستور رو دریافت کرده بود
دیگه چرا باید به شهر برمیگشت؟

14:17.278 --> 14:19.246
و به وضوح دستور رو ابلاغ کردی؟

14:19.280 --> 14:22.977
بله، جودنگ و چو بک هم اونجا بودن

14:23.017 --> 14:26.418
جودنگ و چو بک در زمان مقرر اومدن

14:26.454 --> 14:27.546
این درسته؟

14:27.588 --> 14:30.056
بله، هرچند سه‌ی ما
...دستور رو با هم نشنیدیم

14:30.091 --> 14:32.855
یانگوم زمانی رسید که دستور در
حال ابلاغ شدن بود

14:32.893 --> 14:36.124
و بعد از اینکه رفتیم، دستور
رو به یانگوم ابلاغ کرد

14:36.497 --> 14:39.295
دستوری رو که به یانگوم داده شد، شنیدید؟

14:39.333 --> 14:40.322
بله

14:40.935 --> 14:44.336
فقط بهم گفت که از شهر "یانگ جی" دارو بیارم

14:44.372 --> 14:45.737
اینطور نیست

14:46.474 --> 14:48.374
پس اینجا چه خبره؟

14:48.409 --> 14:51.503
میگه دستور رو بهش گفته و اون یکی
هنوز هم اصرار داره که اونو نشنیده

15:09.930 --> 15:11.158
چیه؟

15:11.332 --> 15:16.292
فکر کنم چیزی راجع به یانگ جی شنیدم

15:17.371 --> 15:21.068
با دقت بهم گوش کن
...فقط در صورتی میتونی اینجا بمونی که

15:21.108 --> 15:22.803
یانگوم به دفتر خدمات اجتماعی فرستاده بشه

15:24.145 --> 15:25.703
پس دهنت رو بسته نگه دار

15:38.726 --> 15:42.787
به این موضوع شک داشتم
جدا مشکوک بودم

15:42.830 --> 15:45.196
...وقتی میخوای شرط ببندی

15:45.966 --> 15:48.127
کجا بریم؟

15:48.169 --> 15:49.693
باید به سرپرست پزشکان بگیم

15:49.737 --> 15:52.035
!نه!میترسم

15:52.206 --> 15:53.468
ولی یانگوم چی میشه؟

15:53.507 --> 15:57.603
به این خاطره که وقتی بهم گفت
دهنت رو بسته نگه دار چشماش رو ندیدی

15:57.645 --> 15:59.840
لطفا منو در این مسائل درگیر نکن

15:59.880 --> 16:00.642
جو‌ ‌دنگ

16:00.681 --> 16:01.773
...نمیدونم، حتی اگه

16:01.816 --> 16:04.751
خود سرپرست پزشکان هم ازم سوال کنه
بازم میگم نمیدونم. باشه؟

16:04.785 --> 16:05.911
نه،باید بهش بگی

16:06.020 --> 16:07.749
...اوه نه!نمیتونم این کارو کنم

16:07.788 --> 16:09.016
میترسم

16:16.397 --> 16:18.490
صحت داره که جو‌ ‌دنگ
...یِئول یی رو تهدید کرده

16:18.532 --> 16:20.261
و گفته که چیزایی درباره یانگ جی شنیده؟

16:20.301 --> 16:21.734
...اوه، نه

16:22.169 --> 16:25.229
دارید چکار میکنید؟

16:26.207 --> 16:28.107
یانگوم بهتون گفته که این کارو بکنید؟

16:28.142 --> 16:31.009
آه، نه،فقط میخواستیم حقیقت رو بدونیم

16:31.045 --> 16:33.536
!بانوی پزشکان! بانوی پزشکان

16:33.581 --> 16:37.210
من قبل از این نمیتونم
با یانگوم توی یه محل بمونم

16:37.251 --> 16:40.948
چطور میتونه از دوستام که باهاش هم دوره بودن
برای انجام همچین کارهایی استفاده کنه

16:43.157 --> 16:46.490
یا من و یا یانگوم رو به
دفتر خدمات شهری بفرستید

16:46.861 --> 16:49.193
خواهش میکنم یکی از ما رو به اونجا بفرستید

16:50.631 --> 16:53.566
نه، بذارید یانگوم که کارهای درخشان
زیادی انجام داده اینجا بمونه

16:53.601 --> 16:55.569
و من رو به دفتر خدمات شهری بفرستید

16:59.840 --> 17:01.330
یانگوم رو اینجا بیارید

17:06.614 --> 17:09.981
یانگوم،واقعا دستور رو دریافت نکردی؟

17:12.920 --> 17:16.048
چنین چیزی تا قبل از اومدن تو
به اینجا اتفاق نیفتاده بود

17:17.124 --> 17:20.355
یانگوم،تو رو میخوان

17:25.032 --> 17:26.499
چی؟ موضوع چیه؟

17:26.801 --> 17:29.099
من جهان رو نشناخته ام

17:29.437 --> 17:31.200
داره از چی حرف میزنه؟

17:31.572 --> 17:33.005
...میدونم

17:36.143 --> 17:37.371
بشین

17:42.116 --> 17:44.380
باید به دفتر خدمات شهری بری

17:46.120 --> 17:49.453
فقط شما دو تا میدونید که کی
اینجا داره دروغ میگه

17:52.293 --> 17:57.731
ولی روشنه که چنین مسائلی تا پیش از
اومدنت به اینجا، سابقه نداشته

18:00.634 --> 18:03.467
برای بانوان پزشک، فقط مهارت اهمیت نداره

18:03.504 --> 18:05.301
بلکه درک و همبستگی هم اهمیت داره

18:05.339 --> 18:07.773
ولی همه اینا رو به وضوح شکستی

18:08.676 --> 18:12.635
پس به دفتر خدمات شهری برو و سعی کن
اونجا دردسر درست نکنی

18:15.516 --> 18:18.781
اونجا یاد میگیری که زیستن
برای مردم یعنی چی؟

18:18.819 --> 18:20.616
به افسر مسئول اونجا اطلاع میدم

18:20.654 --> 18:22.417
همین امروز به اونجا برو و
خودت رو معرفی کن

18:25.426 --> 18:29.886
!بانو! بانو

18:32.533 --> 18:34.091
چی شده بانو مین؟

18:34.134 --> 18:38.537
یانگوم رو به دفتر خدمات اجتماعی فرستادن

18:39.006 --> 18:41.031
داره از قصر خارج میشه تا اونجا بره

18:41.075 --> 18:44.272
امروز بیرون میره، بدون اینکه شما رو ببینه

18:44.545 --> 18:49.881
چطور ممکنه؟
قطعا کار بانو چوییه

18:49.917 --> 18:53.853
چطور ممکنه؟فقط برای مدت کوتاهی اینجا بوده

18:53.888 --> 18:58.348
تازه، بانو چویی چطور میتونه چنین کاری
با یانگوم بکنه که یه پزشکه؟

18:58.392 --> 19:00.860
بانو!چیزی نمیدونید

19:01.061 --> 19:03.427
نمیدونید که اونا چه جور آدمایی هستن؟

19:03.464 --> 19:07.594
درسته

19:08.235 --> 19:09.668
واقعا؟

19:50.444 --> 19:52.969
بانو سو کجا دارید میرید؟

19:53.447 --> 19:54.709
...قربان

19:55.482 --> 19:57.916
با وسایلتون کجا میرید؟

19:58.352 --> 20:00.013
...جناب جانگ

20:03.090 --> 20:06.526
دستور دارم که برم و توی دفتر
خدمات شهری کار کنم

20:07.628 --> 20:10.529
ولی هنوز یه بانوی دستیار پزشکی

20:10.564 --> 20:12.395
چرا باید تو رو اونجا بفرستن؟

20:15.269 --> 20:17.829
کی این کار رو کرده؟
سرپرست پزشکان؟

20:22.743 --> 20:26.110
لازم نیست به دفتر خدمات شهری بری

20:28.616 --> 20:30.106
دنبالم بیا

20:32.453 --> 20:35.581
فقط دنبالم بیا و حرفی نزن

20:42.196 --> 20:46.326
یانگوم، پس چرا برگشتی؟
...مگه بهت نگفتن که به دفتر خدمات شهری بری

20:46.367 --> 20:48.733
و یاد بگیری که برای مردم زندگی کنی؟

20:48.769 --> 20:51.932
بانوی پزشک "سو" بیش از این به یادگیری
چنین چیزی احتیاج ندارن

20:52.873 --> 20:55.967
این امر در حیطه اختیارات داروخانه سلطنتیه

20:56.377 --> 21:00.404
سرپرست پزشکان
جناب مین ارتقا درجه گرفتن

21:00.447 --> 21:04.406
و به دومین رده صاحب منصبان
داروخانه منصوب شدن

21:10.557 --> 21:12.991
حتی با در نظر نگرفتن چیزی
...که اون دختر انجام داده

21:13.027 --> 21:15.928
باید گفت حتی در زمانی که خودش
...مریض بود، از بیماران مراقبت کرد

21:15.963 --> 21:18.864
و مردم هم ازش قدردانی کردن

21:20.000 --> 21:23.128
دیگه چه اندازه باید مراعات حال دیگران
و توجه بهشون رو یاد بگیره؟

21:37.151 --> 21:39.847
مردم مایلن که با اهدای اینا
ازتون تشکر کنن

21:42.189 --> 21:46.216
چیزایی رو آموختم که اگه
نبودید هرگز یاد نمیگرفتم

21:48.262 --> 21:52.699
فقط در کلام از مردم یاد میکردم ولی در حقیقت
منم فقط یه دانشمند صاحب‌ منصب بودم و بس

21:54.668 --> 22:00.038
بگذریم، چرا اونا میخواستن تو رو به
دفتر خدمات شهری بفرستن؟

22:05.145 --> 22:10.310
آقا، هرچند از شما به دلیل اینکه اجازه دادید
...اینجا بمونم سپاسگزارم، ولی اگه شما

22:10.350 --> 22:16.482
خودتون رو درگیر
...انتصابات بانوان پزشک کنید

22:23.263 --> 22:25.254
تو و من خیلی شرمنده شدیم

22:25.299 --> 22:29.565
میدونم.چطور میتونه چنین رفتاری با
سرپرست پزشکان داشته باشه

22:29.603 --> 22:32.128
اونم در حضور تمامی ما؟

22:32.539 --> 22:36.703
دومین رده صاحب منصبان چه ارتباطی با اون
دختر میتونه داشته باشه؟

22:37.478 --> 22:38.740
ارتباط؟

22:39.113 --> 22:43.015
...چو بوک  بهم گفت وقتی شنیده که یانگوم

22:43.050 --> 22:47.544
توی محل قرار نبوده،
...به شهر برگشته و امروز هم

22:50.924 --> 22:53.552
متأسفم. کارم به خوبی انجام نشد

22:54.628 --> 22:57.096
سرپرست پزشکان بهش دستور داد
که اینجا رو ترک کنه

22:57.131 --> 22:59.895
ولی دومین رده صاحب منصبان
داروخانه دخالت کرد

22:59.933 --> 23:04.768
دومین رده صاحب منصبان داروخانه؟ یعنی میخوای
بگی که تغییری در اون سمت به وجود اومده؟

23:04.805 --> 23:09.265
بله، جناب مین جانگ هو که همراه
...یانگوم در شهر بودن

23:12.346 --> 23:16.510
به طریقی با یانگوم ارتباط داره؟

23:31.431 --> 23:32.796
...این

23:32.833 --> 23:36.963
بله... این همون سند واگذاری
تجارت دارو است که میخواستی

23:37.404 --> 23:42.000
هنوز موفق نشدم
هر وقت موفق شدم با خوشحالی میپذیرمش

23:42.042 --> 23:43.339
نگهش دار

23:43.377 --> 23:44.071
...بانو

23:44.111 --> 23:49.708
ولی از این لحظه به بعد باید در
خدمت من باشی، میفهمی؟

23:51.251 --> 23:52.946
هرگز مهربونی شما رو فراموش نخواهم کرد

23:58.125 --> 24:03.461
بانو،شنیدم که شما به جناب مین کمک کردید

24:03.497 --> 24:06.057
فقط کاری رو کردم که هرکسی باید میکرد

24:06.099 --> 24:09.967
شما منو نجات دادید... نمیدونم چطور میتونم
...مراتب سپاسگزاری خودم رو بهتون اظهار کنم

24:10.003 --> 24:11.766
...باعث میشی که من مور مورم بشه

24:11.805 --> 24:14.706
ساکت باش... برو و به بیماران سر بزن

24:15.075 --> 24:19.205
توی کنترل نبضش مشکل داشتم
به همین دلیل ازت خواستم اونو معاینه کنی

24:23.917 --> 24:26.647
!یانگوم! یانگوم

24:26.687 --> 24:29.747
...یه خبر خوب دارم
حدس بزن چیه؟

24:29.990 --> 24:32.584
!بانو لی حاملست

24:32.759 --> 24:35.353
چی! جدی میگی؟

24:35.395 --> 24:40.526
از خود بانو مین شنیدیم
پس مطمئنا همینطوره

24:40.901 --> 24:42.664
چطور فهمید؟

24:42.703 --> 24:44.534
بانو مین گفت که سوء هاضمه داشته

24:44.571 --> 24:47.631
به همین دلیل دنبال یکی
از بانوان دستیار پزشک میفرسته

24:47.774 --> 24:53.872
و اون دستیار پزشک گفته
که بانو لی حتما بارداره

24:54.648 --> 24:57.242
کی تموم این چیزا رو شنیده؟

24:57.284 --> 24:59.218
تو اینا رو شنیدی یا من؟

24:59.253 --> 25:01.084
چرا تموم جزئیات رو میگی...؟

25:01.121 --> 25:03.817
کی فکر میکنه که این میتونه
اینجا مشکل ‌ساز باشه؟

25:03.857 --> 25:05.188
درست نمیگم یانگوم؟

25:05.225 --> 25:07.523
بله... بله... داگو

25:08.495 --> 25:13.523
بانو،نمیدونم که باید چی بهتون بگم؟

25:13.767 --> 25:16.634
این چیز خوبیه، پس چرا گریه میکنید؟

25:16.870 --> 25:21.830
کی داره گریه میکنه؟فقط به یاد اون
روزایی افتادم که اغلب سرزنش میشد

25:22.276 --> 25:23.743
...بانو

25:25.112 --> 25:28.570
اونا این کارا رو با تو میکردن
چون اینقدر مهربونی

25:30.117 --> 25:32.551
باید کسایی رو که مهربون و
نجیبن تشویق کنن

25:32.586 --> 25:34.417
ولی در عوض اونا رو تحقیر کردن

25:35.055 --> 25:37.023
اینا همه به خاطر شماست

25:37.057 --> 25:39.082
...بهم یاد دادید که چطور نفس بکشم و

25:39.126 --> 25:41.856
با من مثل یه مادر و مثل
یه خواهر رفتار کردید

25:41.895 --> 25:43.658
اوه، نمیخواد بگی

25:44.564 --> 25:45.929
من لایق مرگم

25:45.966 --> 25:47.331
لطفا منو ببخش

25:48.101 --> 25:50.069
این کیه؟

25:50.837 --> 25:52.099
نمیدونم

26:00.547 --> 26:03.607
ما ناسپاس بودیم، چون جوان و ناپخته بودیم

26:03.650 --> 26:05.140
لطفا ما رو ببخشید

26:06.386 --> 26:08.616
دیگه هرگز چنین کارایی نمیکنیم

26:08.655 --> 26:11.317
لطفا...خواهش میکنم ما رو ببخشید

26:11.458 --> 26:12.516
...لازم نیست

26:12.559 --> 26:15.722
به این دلیل نیست که شما جوون و ناپخته‌اید
بلکه به این خاطره که شما بدذاتید

26:16.363 --> 26:18.593
...اگه پادشاه دفعات بیشتری بهش سر میزد

26:18.632 --> 26:23.899
هرگز اینقدر گستاخ میشدید که
حتی براش غذا آماده نکنید؟

26:26.540 --> 26:29.634
یه انسان باید در زمان سختی و دشواری
نسبت به دیگران حساس و غمخوار باشه

26:29.676 --> 26:32.338
و در زمان آسایش پند بگیره

26:32.379 --> 26:35.143
حالا با چنین دیدگاهی
چطور به دنبال بخششید؟

26:37.751 --> 26:40.618
ولی این بارو نادیده میگیریم

26:41.788 --> 26:44.450
این عطوفت بانو لیه

26:45.492 --> 26:49.690
ولی آخرین باریه که نادیده میگیریم
فهمیدید؟

26:49.896 --> 26:51.124
بله

26:51.665 --> 26:55.658
!حالا دیگه بانو باید استراحت کنن، پس برید

26:55.936 --> 26:57.130
چشم

27:03.010 --> 27:04.341
!...بانو

27:07.414 --> 27:09.644
بانوی من،همه کاری بلدید
!و میدونید چکار باید کنید

27:09.916 --> 27:13.249
من دیدم که بانو هن این کارو انجام میداد
و منم میخواستم که این کارو بکنم

27:13.887 --> 27:16.981
کارت خوب بود، با دیدنش احساس آرامش کردم

27:18.392 --> 27:23.386
بانو، من بانوی ملازم بانوی اولم

27:24.131 --> 27:25.325
این یانگرو نیست؟

27:25.899 --> 27:27.298
بیا تو

27:33.473 --> 27:34.770
چی باعث شده اینجا بیای؟

27:36.877 --> 27:39.710
بانوی اول، بارداریتون
...رو بهتون تبریک میگن

27:39.746 --> 27:42.044
و ضمنا هدیه کوچکی هم برای شما فرستادن

27:42.816 --> 27:45.751
...احتمالا اینقدرها هم خوشحال نیست

27:45.852 --> 27:48.252
آه،چطور میتونید راجع
بهش اینطور صحبت کنید؟

27:50.557 --> 27:52.184
و اون چیه؟

27:52.726 --> 27:54.751
این هدیه‌ای از طرف منه

27:55.695 --> 28:03.761
دوران کودکی و نوجوونیمون رو با هم گذروندیم

28:04.504 --> 28:06.802
بله، این رابطه‌ای پر از تلخی و شیرینیه

28:08.008 --> 28:11.102
...مطمئنا، لطفا تشکر منو بهش ابلاغ کن

28:11.478 --> 28:14.470
و از اونجا که در حال حاضر فرزند
پادشاه رو تو شکم دارم

28:14.514 --> 28:17.711
لطفا بهش خبر بده نیاز به یه
بانوی ملازم و یه آشپز دارم

28:17.751 --> 28:22.586
برای این منظور، بانو مین
و چانگ یی رو در نظر گرفتم

28:27.828 --> 28:29.762
بله بانو

28:37.437 --> 28:39.234
!بانو

28:40.440 --> 28:44.809
متأسفم که نتونستم اون
کارو براتون انجام بدم

28:52.786 --> 28:56.449
اولیاحضرت! من اینجام که وضعیت
سلامتی شما رو امروز صبح کنترل کنم

28:56.823 --> 28:59.656
در قسمتی از بدن خود کسالتی احساس میکنید؟

28:59.693 --> 29:01.991
خوبم

29:03.930 --> 29:06.592
اولیاحضرت، بانوی اول اینجا هستن

29:14.307 --> 29:15.831
شما من رو احضار کردید؟

29:17.010 --> 29:19.877
شنیدم که بانو لی باردارن

29:20.514 --> 29:21.879
بله، اولیاحضرت

29:23.316 --> 29:25.216
به همین خاطر شما رو احضار کردم

29:29.689 --> 29:32.681
یانگوم، تو هم این موضوع رو شنیدی، مگه نه؟

29:32.726 --> 29:34.956
من بانوی ملازم ایشون شدم

29:34.995 --> 29:37.054
در حال حاضر در آشپزخانه ایشون هستم

29:37.931 --> 29:39.660
لطفا بهشون اطلاع بدید

29:40.133 --> 29:41.828
بله،حتما

29:42.869 --> 29:45.838
بانو! یانگوم اینجاست

29:46.139 --> 29:47.766
بذارید بیاد تو

29:55.415 --> 29:57.144
لطفا مراتب احترام من رو بپذیرید

29:58.618 --> 30:00.347
این کارها یعنی چی یانگوم؟

30:01.254 --> 30:04.519
لطفا بشینید و مراتب
!احترامم رو قبول کنید، بانو

30:05.325 --> 30:06.383
بانو؟

30:07.594 --> 30:15.000
بله بانو،بتازگی به رده هشتم از
طبقه چهارم مقامات دربار ارتقاء یافتید

30:16.436 --> 30:17.425
!چی؟

30:19.172 --> 30:20.662
لطفاً بشینید

30:42.662 --> 30:44.653
تبریک میگم، بانو

31:04.751 --> 31:07.481
نمیدونم چرا این اتفاقات داره میفته

31:08.321 --> 31:13.224
تلاش زیادی کردم که پادشاه به سمت اون زن نره

31:14.995 --> 31:16.758
اون الان سوک وونه؟

31:16.796 --> 31:19.560
بانو سوک وون از رده هشتم!؟

31:20.433 --> 31:25.461
!و از تو خواسته که غذاشو حاضر کنی

31:29.509 --> 31:33.343
یانگوم،تموم اینا به خاطر اینه که برگشتی

31:33.380 --> 31:35.712
...حتی اولین باری که پادشاه رو ملاقات کردم

31:35.749 --> 31:37.842
بهت فکر میکردم

31:38.685 --> 31:41.483
بخاطر اینه که تو مبارک و خوش‌ یُمنی

31:43.156 --> 31:45.989
بانو! میز غذایی از آشپزخونه رسیده

31:48.962 --> 31:51.897
ملکه،غذای مخصوصی رو برای شما سفارش دادن

31:52.666 --> 31:54.065
بگو بیاد تو

32:11.885 --> 32:13.750
خودت اینو آوردی؟

32:14.087 --> 32:20.253
بله، ملکه ازم خواستن ببینم که
غذا رو دوست دارید یا خیر؟

32:21.261 --> 32:22.922
...نه چندان، با این حال

32:24.064 --> 32:25.622
درپوشها رو بردارید

32:35.709 --> 32:38.507
چه اتفاقی افتاده؟
از بو خوشتون نمیاد؟

32:41.614 --> 32:45.516
متأسفم بانو چویی،ولی نمیتونم اینو تحمل کنم

32:46.086 --> 32:48.145
میتونی غذای دیگه ای برام تهیه کنی؟

32:53.960 --> 32:56.019
لطفا چند لحظه دیگه صبر کنید

32:56.196 --> 32:57.891
غذای دیگه ای میارم

32:58.798 --> 33:00.459
میزها رو بیرون ببرید

33:08.575 --> 33:09.872
...بانو

33:30.930 --> 33:35.094
بانو...چه چیز دیگه ای دوست دارید؟

33:35.702 --> 33:37.294
لطفا بذارید تا بدونم

33:39.072 --> 33:45.739
مطمئن نیستم...گرسنمه
ولی هر بار که غذا میبینم، دلم ‌آشوب میشه

33:50.517 --> 33:54.351
مطمئنم که اگه بانو یونگ غذا رو
حاضر میکرد، اینطور نمیشدم

33:57.657 --> 34:01.058
فکر میکنم در غذای بانو چویی چیزی کمه

34:01.094 --> 34:02.959
موافق نیستی؟

34:07.534 --> 34:10.628
مطمئن نیستم که بتونم امروز چیزی بخورم
پس بهتره که اصلا غذا رو لغو کنی

34:10.670 --> 34:14.766
سعی کن بفهمی که چی توی اون غذا کمه

34:23.850 --> 34:25.511
!چقدر بدخواه و بداندیشه؟

34:26.286 --> 34:29.813
مصممه که تو رو بی ‌آبرو کنه
خصوصا در حضور یانگوم

34:36.429 --> 34:39.921
بانو، حتی اگه هم اینجور باشه
بانوی اول آشپزخانست

34:39.966 --> 34:42.298
باید حداقل احترام مقام و
موقعیتشو حفظ کنید

35:18.805 --> 35:20.466
متأسفم بانو چویی

35:21.074 --> 35:23.907
ولی جدا فکر نمیکنم که بتونم اینو بخورم

35:32.185 --> 35:36.417
بسیار خب بانو
غذا رو مجددا آماده میکنم

36:35.682 --> 36:37.775
تبریک میگم بانو سوک وون

36:38.685 --> 36:41.745
!جدا که آدم نمیتونه از آینده مطمئن باشه

36:43.323 --> 36:45.917
!داری بهم تبریک میگی

36:46.993 --> 36:51.362
اگه بانو یونگ اینجا بود
قطعا به این موضوع، حسابی میخندید

37:10.416 --> 37:13.249
!پس فعلا مشکل مربوط به یانگوم نیست

37:13.953 --> 37:16.513
خیلی به بانو یونگ نزدیک بود

37:16.823 --> 37:21.021
...اگرچه به خاطر یانگومه که اینطوریه

37:21.060 --> 37:22.925
ولی احتمالا نحوه رفتن بانو یونگ هم مؤثره

37:24.764 --> 37:26.857
نباید اینطور قربانی بشیم

37:26.966 --> 37:29.730
پادشاه هم به بانو یونگ علاقه داشتن

37:30.403 --> 37:35.932
و شنیدم که پادشاه، اغلب پیشنهادات
وزیر اوه کیوم هو رو رد میکنه

37:36.409 --> 37:37.341
چی؟

37:37.510 --> 37:40.741
پایه های قدرتش هنوز مستحکمه
و چندان جای نگرانی نیست

37:40.780 --> 37:46.514
نه ، صدراعظم دست راست گفته که در مورد

37:46.552 --> 37:48.520
تغییر نگرش پادشاه نگرانه

37:48.921 --> 37:53.722
نباید همینطور منتظر بمونیم
...اگه بانو لی فرزند پسری به دنیا بیاره

37:57.263 --> 38:00.255
یانگوم،میتونی مراقبم باشی؟ مگه نه؟

38:00.500 --> 38:04.459
بله، فکر کنم بتونم یه بانوی پزشک رسمی بشم

38:04.504 --> 38:07.405
نه یه دستیار و در اون صورت
اجازه اقامت پیدا کنم

38:07.440 --> 38:08.338
جدا؟

38:09.375 --> 38:11.468
من درخواست میدم

38:11.778 --> 38:14.474
تمامی بانوان دستیار پزشک
وظایفشون رو انجام دادن

38:14.514 --> 38:17.210
پس  به سمَت بانوان پزشک
رسمی منصوب میشن

38:17.250 --> 38:21.084
بنابراین، اگرچه همه ما برای هر بیماری ای
...دور هم جمع میشیم

38:21.120 --> 38:24.351
هر یه نفر از اونا به یکی از محل های
اقامت منصوب میشن

38:24.390 --> 38:25.914
شما منصوبشون کردید؟

38:27.126 --> 38:28.423
ادامه بدید و اعلامشون کنید

38:28.461 --> 38:31.521
...دو بانوی پزشک منصوب میشن به هر قصر

38:31.564 --> 38:35.523
و موظفید که معاینه های منظم
روزانه رو انجام بدید

38:36.903 --> 38:39.963
یون بی، در قصر ملکه مادر خواهد موند

38:41.140 --> 38:43.040
شین بی در قصر شاهزاده

38:43.076 --> 38:44.600
بله، بانوی اول

38:44.644 --> 38:47.442
و در مورد قصر ملکه که یئول یی
اونجا کار میکرد

38:49.215 --> 38:51.581
از این به بعد، یانگوم به اونجا میره

38:54.087 --> 38:56.681
ولی زمان زیادی از
اومدن یانگوم به اینجا نمیگذره

38:56.723 --> 38:59.157
ولی ملکه خیلی بهش اعتماد داره

38:59.492 --> 39:01.426
...تنها فرده

39:02.161 --> 39:03.651
ادامه بدید

39:03.796 --> 39:08.893
یئول یی به بانو لی خدمت میکنه که اخیرا
نشان سنجاق "سوک وون" رو دریافت کرده

39:12.739 --> 39:15.037
و بقیه هم مثل سابق باقی می مونن

39:15.074 --> 39:20.740
...بانوان پزشک، مسئول تهیه داروها هستن

39:20.780 --> 39:24.716
و خدمت توی بقیه مسئولیت ها
بین همه مشترک خواهد بود

39:24.751 --> 39:27.686
از قصر ملکه گرفته تا قصر بانو سوک وون
پس تمام تلاش خودتونو بکار ببرید

39:31.257 --> 39:36.889
یانگوم، مسئولیت سنگینی بهت محول شده
پس کارت رو خوب انجام بده

39:43.669 --> 39:44.863
پس اینطوری شد

39:44.904 --> 39:47.270
میدونم،ممکنه به خاطر جناب مین باشه؟

39:47.306 --> 39:49.570
یئول یی، خودت رو نباز

39:50.343 --> 39:53.278
همه ما پشت تو هستیم و اگه تو
پشتکار خودت رو حفظ کنی

39:53.312 --> 39:55.576
دوباره به قصر ملکه برمیگردی

39:55.615 --> 40:01.520
نه، اوضاع خوبه، اینطوری دیگه یانگوم
نمیتونه منو تحت کنترل داشته باشه

40:11.164 --> 40:13.689
یئول یی، فرد بسیار خوبیه

40:16.936 --> 40:18.494
موضوع چیه؟

40:19.739 --> 40:20.899
چیزی نیست

40:20.940 --> 40:22.703
بعدا بهت میگم

40:23.242 --> 40:25.039
موضوع شخصی ای در میونه؟

40:25.611 --> 40:28.944
نه...مربوط به انتصاب پزشکانه

40:29.448 --> 40:33.509
در مورد قصر ملکه
نتیجه مورد نظر حاصل نشد؟

40:38.724 --> 40:40.919
رابطه تو با یئول یی رو مد نظر قرار دادیم

40:40.960 --> 40:43.121
و به همین دلیل، شما دو تا رو دور
از هم قرار دادیم

40:43.696 --> 40:47.427
ضمنا، یئول یی خودش هم مایل بود که
کنار بره، پس تو رو اونجا گذاشتیم

40:49.569 --> 40:51.537
پس مشکل چیه؟

40:52.405 --> 40:53.895
چیزی نیست

41:06.285 --> 41:08.276
بانوی من، بانوی پزشک، یانگوم اومده

41:08.321 --> 41:09.811
بذار بیاد تو

41:14.293 --> 41:19.094
خوش اومدی.شنیدم که یئول یی به عنوان
...بانوی پزشک مسئول سلامت من تعیین شده، ولی

41:20.499 --> 41:22.490
میخواستم که این کارو تو انجام بدی

41:22.535 --> 41:28.906
اوه، نه بانو. یئول یی تجربه
و مهارتش بیشتر از منه

41:34.180 --> 41:36.239
من الان میرم

41:45.391 --> 41:49.191
از جناب مین گرفته تا بانو لی
همه رو میشناسی

41:51.731 --> 41:55.758
خیلی احمق بودم که بدون دونستن
همه ارتباطاتت، با تو مبارزه کردم

41:58.237 --> 42:01.245
به همین دلیل دست کشیدم

42:04.237 --> 42:06.645
پس تو هم منو تحریک نکن

42:09.448 --> 42:13.908
من مسئول اینجام
میخوای از اینجا هم بیرونم کنی؟

42:14.754 --> 42:18.121
یا شاید نمیتونی به مهارت هام اعتماد کنی؟

42:22.428 --> 42:26.831
نه...من فقط از گذشته میشناسمش

42:29.035 --> 42:31.026
لطفا ازش به خوبی مراقبت کن

42:42.581 --> 42:48.247
یانگوم خواست که ازتون به خوبی مراقبت کنم
شنیدم که به شما نزدیکه

42:48.287 --> 42:51.222
بله،همدیگه رو از زمان بچگی میشناختیم

42:51.557 --> 42:55.823
نگران نباشید.بهتر از اونچه که یانگوم
میتونست، ازتون مراقبت میکنم

42:56.429 --> 42:57.726
حتما همینطوره

42:58.497 --> 43:01.159
نبضم مشکلی داره؟

43:01.367 --> 43:09.866
نه بانو، ولی باید در خلال چهار ماه اول
بیش از حد محتاط باشید

43:11.344 --> 43:15.246
در شروع ماه دوم
به چیزای ترش احتیاج دارید

43:15.281 --> 43:19.308
به این دلیله که کبدتون در این
زمان به کودک خون میده

43:19.352 --> 43:22.082
پس فکر نکنید که امری غیرعادیه

43:25.324 --> 43:28.623
غذای خاصی رو هوس میکنید؟

43:29.428 --> 43:30.622
نه

43:31.263 --> 43:33.788
...لطفا بهم بگید. اگه اینطور باشه

43:33.833 --> 43:36.700
بدلیل اینه که یکی از اندام های
درونی بدن ضعیف شده

43:38.938 --> 43:45.173
به شما در موارد مختلف، از غذا گرفته تا
راه رفتن کمک میکنم، پس اصلا نگران نباشید

43:46.012 --> 43:49.573
حتماً...ولی در واقع،یکم نگرانم

43:50.182 --> 43:53.413
...مادرم برای زایمان من دچار مشکل شد

43:53.452 --> 43:56.751
و برای مدتی طولانی بعد از زایمان بیمار بود

43:56.789 --> 44:00.555
نگران نباشید.با تمام وجود بهتون خدمت میکنم

44:05.131 --> 44:07.929
پس حالا مسئول بانو لی هستی؟

44:07.967 --> 44:09.127
بله، بانوی من

44:09.402 --> 44:10.835
فعلا خیلی خوبه

44:10.870 --> 44:13.668
با این حال، یانگوم اغلب به اونجا سر میزنه

44:13.706 --> 44:17.073
ولی قادر نیست در قلمرو من دخالت کنه

44:17.943 --> 44:19.035
چرا؟

44:19.078 --> 44:21.808
این نوع رابطه در داروخانه متداوله

44:24.216 --> 44:28.346
پس راجع به اینکه چطور باید کاری کنی تا
بچش رو بندازه، فکر کردی؟

44:28.387 --> 44:32.585
بله،نبضشو بررسی کردم و متوجه
شدم که کار دشواری به نظر نمیرسه

44:32.725 --> 44:34.124
به هرحال به یاد داشته باش
که این فرزند پادشاهه

44:34.160 --> 44:36.287
اگه لو بری، در خطر خواهی بود

44:37.063 --> 44:40.464
نگران نباشید، من مراقبم

44:42.368 --> 44:44.131
وضع سلامت ملکه مادر چطوره؟

44:44.170 --> 44:47.196
به جز نشانه‌های پیری، مشکل دیگه ای نیست

44:47.506 --> 44:48.996
در مورد ملکه چطور؟

44:49.041 --> 44:54.673
یانگوم گفت که گلو و شونه‌هاشون درد میکنه
به همین دلیل بهشون دارو میدیم

44:55.081 --> 44:58.517
این یه نشونه متداوله که بر اثر
وزن موها به وجود میاد

44:58.551 --> 45:00.917
اغلب ایشون رو ماساژ بدید

45:02.188 --> 45:04.122
بانو لی چطوره؟

45:04.156 --> 45:08.183
نبضشون حالت یو داره، کمی گیجی به همراه
سر درد داره و پژواک هایی رو میشنوه

45:08.227 --> 45:09.751
باید کم خونی باشه

45:10.629 --> 45:12.494
در زمان بارداری بسیار رایجه

45:12.531 --> 45:14.465
پس باید در مورد غذا دقت بیشتری کنید

45:14.500 --> 45:16.468
بله،داریم همین کارو میکنیم

45:16.502 --> 45:20.131
اگه نشونه ها بدتر شدن، باید از داروی
ریشه آنجلیکا استفاده کنید

45:26.078 --> 45:27.340
یانگوم

45:27.780 --> 45:28.906
بانو

45:28.948 --> 45:30.916
چرا این روزها به ما سر نمیزنی؟

45:30.950 --> 45:35.114
از اونجا که بانوی پزشک "یئول یی" مسئول هستن
...درست نیست که اونجا برم

45:35.154 --> 45:39.113
جدا؟ یئول یی واقعا خوبه

45:39.158 --> 45:40.386
واقعا؟

45:40.426 --> 45:44.294
ترتیبی میده که بانو لی غذای
مناسب و تمرینات مناسب داشته باشه

45:44.330 --> 45:46.855
حتی برای بانو لی و بچش کتاب میخونه

45:46.899 --> 45:48.457
جدا؟

45:49.001 --> 45:53.461
و به دلیل کم خونیِ بانو لی،ما رو مجبور
میکنه تا غذاهای خوب براش بیاریم

45:53.873 --> 45:55.067
جدا مایه خوشحالیه

45:55.274 --> 45:59.233
ولی بانو لی هنوز هم خیلی نگران
وضع حاملگیشه

45:59.278 --> 46:01.508
یئول یی اوقات سختیو میگذرونه

46:07.319 --> 46:10.880
بانو لی دچار کم خونی هستن و باید صدف بخورن

46:10.923 --> 46:13.858
همچنین سوپ استخوان، میگو و ماهی
!اونم هر روز

46:13.893 --> 46:17.260
میبینی که دروغ نگفتم

46:17.296 --> 46:18.763
...ولی اینا اونقدر گرون هستن

46:18.797 --> 46:21.994
که حتی برای پادشاه و ملکه
هم اغلب استفاده نمیشن

46:22.034 --> 46:25.526
اون بارداره، لطفا اجازه این کارو بدید

46:25.571 --> 46:26.663
چشم بانو

46:26.705 --> 46:32.041
اگه پادشاه بفهمه که ایشون به دلیل غذا
ضعیف شده بسیار عصبانی میشه

46:32.778 --> 46:35.440
بسیار خوب...سعی میکنم اجازش رو بگیرم

46:40.352 --> 46:41.842
یانگوم

46:41.887 --> 46:43.548
برای غذای بانو لی اینجا اومدی؟

46:43.589 --> 46:46.683
بله ، بانوی اول آشپزخانه، مواد لازم
رو به ما نمیده

46:46.725 --> 46:49.057
برای همین یئول یی گفت که تلاش
میکنه تا راضیش کنه

46:50.196 --> 46:53.029
یئول یی داره کارشو خوب انجام میده، مگه نه؟

46:53.065 --> 46:56.501
بله،جدا برای مراقبت از
بانو لی بهتر از ماست

47:15.054 --> 47:17.750
این داروی ریشه آنجلیکاست
که برای کم خونی خوبه

47:18.824 --> 47:22.487
با اینکه به خوبی مراقبمی
ولی هنوزم نگرانم و میترسم

47:22.528 --> 47:24.723
شاید به این دلیله که مادرم رو به یاد میارم

47:24.763 --> 47:27.231
قلبم می تپه و سرگیجه دارم

47:27.499 --> 47:31.128
نگرانی، بدترین چیز برای بچه داخل رحمه

47:31.170 --> 47:33.195
لطفا خونسرد باشید

47:37.076 --> 47:38.634
دراز بکشید، لطفا

47:49.588 --> 47:53.649
...باید آروم باشید و باید

47:53.692 --> 47:56.160
با شکم نفس بکشید، به خاطر بچه

47:59.732 --> 48:04.533
نفس بکشید ... بیرون بدید

48:07.306 --> 48:09.137
این کارو ادامه بدید

48:14.246 --> 48:17.579
اگه راه، راه نامیده ‌شود
پس اون راه درست نیست

48:17.616 --> 48:21.177
اگه اسم، اسم نامیده ‌شود
پس اون اسم درست نیست

48:21.220 --> 48:24.815
گمنامی توسط آسمان و زمین ایجاد میشود

48:24.857 --> 48:28.793
داشتن یه نام، مادر همه ی چیز هاست
(اصلی ترین چیزه)

48:33.599 --> 48:35.328
بانو، چیشده؟

48:35.367 --> 48:37.267
دوران دشواری رو میگذرونم

48:37.303 --> 48:38.827
دوران دشوار؟

48:38.871 --> 48:43.740
هر قدر هم که یئول یی تلاش میکنه
آروم نمیگیره

48:44.209 --> 48:46.177
اون که بیمار نیست، هست؟

48:46.211 --> 48:49.703
سرگیجه و سردرد داره و
پژواک هایی رو میشنوه

48:50.049 --> 48:51.346
این کم خونیه

48:51.383 --> 48:54.045
...میدونم، با وجود اینکه یئول یی بهش گفته

48:54.086 --> 48:57.681
هر وقت که یئول یی اونجا نیست
میگه احساس خفگی داره

48:57.723 --> 49:00.988
یا احساس میکنه که قلبش تند میتپه و
اوضاعمو دشوار میکنه

49:01.327 --> 49:05.229
برای همین لطفا برو و آرومش کن

49:05.264 --> 49:07.323
فقط کافیه که بهش بگی حالش خوبه

49:07.366 --> 49:08.993
بهت اعتماد داره

49:09.134 --> 49:11.432
...ولی اگه بانوی پزشک "یئول یی" بیاد

49:11.470 --> 49:14.098
نه،امروز به تازگی ایشونو معاینه کرده

49:15.641 --> 49:20.203
بانو، کم خونی بین
زنان باردار خیلی شایعه

49:20.779 --> 49:25.773
،به همین خاطره که یئول یی از صدف
سوپ استخوان و امثال اون استفاه میکنه

49:26.418 --> 49:31.879
میدونم...ولی پدرم بهم گفته بود که
مادرم هم نشانه های مشابهی داشت

49:31.924 --> 49:35.883
...سرگیجه، سردرد و پژواک، اما

49:35.928 --> 49:43.027
بهم گفت که این برای مادرم مشکل
بزرگی بود و نباید منو به دنیا میاورد

49:44.403 --> 49:46.963
کم خونی میتونه باعث یه زایمان سخت شه

49:47.005 --> 49:51.271
ولی از اونجاییکه تغذیه مناسبی دارید
با مادرتون تفاوت دارید

49:52.010 --> 49:53.443
درسته؟

49:53.479 --> 49:55.504
بله، پس نگران نباشید

49:57.516 --> 50:00.417
حالا با شنیدن حرفای تو میتونم آروم باشم

50:01.587 --> 50:05.045
پس دیگه چنین چیزایی رو نمیگید، درسته؟

50:06.759 --> 50:08.784
حالا منم آروم میشم

50:12.097 --> 50:15.464
ناگهان صاف میشینه و یکباره به من
...میگه که گردنش سفت شده

50:15.501 --> 50:18.868
...یا سردرد داره... و یا قلبش داره

50:18.904 --> 50:21.600
تندتر میزنه... یا چشماش خشک شدن

50:22.207 --> 50:26.234
و وقتی دراز میکشه، احساس میکنه
که آسمون در حال چرخیدنه

50:27.112 --> 50:31.048
میخوای بگی که حتی در زمان
دراز کشیدن هم سرگیجه داری؟

50:31.083 --> 50:33.677
و نه فقط در زمانیکه سعی میکنی
از یه حالت نشسته برخیزی؟

50:34.153 --> 50:35.211
بله

50:36.155 --> 50:40.285
و نه تنها سردرد داری، بلکه
گردنت هم سفت شده؟

50:40.793 --> 50:41.782
بله

50:41.994 --> 50:44.087
و احساس میکنی که دیدت تار شده؟

50:44.930 --> 50:48.195
بله، چطور مگه؟مشکلی وجود داره؟

50:51.670 --> 50:53.638
لطفاً دستتو بهم نشون بده

51:02.614 --> 51:06.675
مادرت هنگام زایمان چگونه بود؟

51:06.919 --> 51:08.614
...طبق گفته پدرم

51:08.720 --> 51:12.281
پاهاش حتی قبل از ماه
...زایمان آماس کرده بود

51:12.324 --> 51:16.488
و قبل از زایمان، دائما غش میکرد
و دچار تشنج بود

51:16.528 --> 51:20.988
حتی دچار سکته ناقص شد،به حدی
...در خلال زایمان خونریزی کرد که

51:21.033 --> 51:27.165
حتی تا وقتی که به قصر اومدم
نمیتونست از جاش بلند بشه

51:28.073 --> 51:32.601
وقت تولد بسیار کوچیک بودم و اونا
فکر کردن مُردم، چون نفس نمیکشیدم

51:32.644 --> 51:35.340
ولی پدرم گفت که به نحوی زنده موندم

51:41.520 --> 51:43.988
اینا نشونه های فشار خون بالاست

51:44.623 --> 51:45.954
کم خونی نیست؟

51:49.294 --> 51:50.693
پس چیه؟

51:53.899 --> 51:56.129
چیزی نیست که براش نگران باشی

51:56.635 --> 51:59.126
جزئیات رو به پزشکا اطلاع میدم

51:59.171 --> 52:01.162
و بررسی دقیق تری میکنیم

52:01.206 --> 52:03.766
پس از هیچی نگران نباش

52:04.743 --> 52:05.869
واقعا؟

52:06.578 --> 52:09.138
بله،بهم اعتماد داری، مگه نه؟

52:19.958 --> 52:21.050
...قربان

52:21.727 --> 52:22.716
چیشده؟

52:22.761 --> 52:26.390
نشونه های فشار خون بالا
چه تفاوتی با نشونه های کم خونی دارن؟

52:26.431 --> 52:29.332
هر دوی اونا مولد سرگیجه و پژواک هستن

52:29.368 --> 52:32.166
سرگیجه کم خونی وقتی پدید میاد
که فرد موقعیت خودشو عوض کنه

52:32.204 --> 52:35.833
ولی سرگیجه فشار خون حتی وقتی که
فرد دراز میکشه هم پدیدار میشه

52:37.709 --> 52:40.576
ضمنا افراد کم خون در قسمت جلویی
سر احساس درد دارن

52:40.612 --> 52:44.548
در حالیکه فشار خون باعث سفتی
شونه ها و گردن میشه

52:45.384 --> 52:48.581
هر دو باعث احساس عصبانیت و بیخوابی میشن

52:48.620 --> 52:51.214
ولی صورت افراد کم خون
کبود و زرد میشه

52:51.256 --> 52:54.487
در حالیکه فرد دارای فشار خون
بالا صورتی سرخ داره

52:55.694 --> 52:59.061
یه فرد لاغر هم میتونه نشونه های
فشارخون داشته باشه؟

52:59.097 --> 53:04.330
البته، اگه این امر از والدینش
...به ارث رسیده باشه

53:05.671 --> 53:06.899
چرا میپرسی؟

53:07.039 --> 53:10.975
اگه چنین فردی حامله شه چه؟

53:11.009 --> 53:13.239
میتونه برای مادر و فرزند
بسیار خطرناک باشه

53:13.278 --> 53:16.372
این امر خصوصا برای بچه صادقه. از هر
ده زایمان، نه موردش بسیار سخت خواهد بود

53:16.415 --> 53:18.781
...پس برای بانوانی که این علائمو دارن

53:18.817 --> 53:22.753
باید قبل از زایمان، بیماری رو درمان کرد

53:22.788 --> 53:26.622
اگه غذاهایی مانند صدف، سوپ استخوان و
امثالش به فرد داده شه چی؟

53:26.658 --> 53:28.656
چه کسی چنین کار احمقانه ای کرده؟

53:38.770 --> 53:41.068
یئول یی، یئول یی...اونو دیدیش؟

53:41.540 --> 53:43.167
چطور،مشکلی پیش اومده؟

53:43.208 --> 53:44.266
اونو دیدیش؟

53:44.476 --> 53:47.502
گفت که به آشپزخانه میره تا مواد غذایی بگیره

53:58.123 --> 54:00.921
بانوی پزشک "یئول یی" اینجا بود؟

54:01.226 --> 54:02.284
یئول یی؟

54:02.427 --> 54:06.363
نمیدونم. فکر کنم یه لحظه اینجا دیدمش

54:06.398 --> 54:08.332
پیش بانوی اول رفت؟

54:09.768 --> 54:12.931
...پس بچه دار شدن در حالیکه فرد

54:12.971 --> 54:15.599
مبتلا به فشار خونه، خطرناکه

54:15.641 --> 54:19.577
...بله. بنابراین باید از تمامی انواع

54:19.611 --> 54:23.707
صدف، شیر، تخم مرغ، ماهی و
هرچیز دارای نمک پرهیز کرد

54:26.084 --> 54:28.780
حتی اگه سالم هم باشه
بازم خطرناکه

54:28.820 --> 54:31.755
باید بازم به دادن غذای
کائولیانگ بهش ادامه داد؟

54:31.790 --> 54:35.783
بله، به زودی در تنفس مشکل پیدا میکنه

54:35.827 --> 54:38.159
حتی ممکنه دچار تشنج یا سکته ناقص بشه

54:38.897 --> 54:39.955
...بعد

54:41.967 --> 54:44.197
بچه زنده نمیمونه

54:44.200 --> 54:46.200
تهیه وتنظیم زیرنویس : مهرداد
Director Subtitle : Mehrdad

54:46.224 --> 54:54.224
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
