1
00:00:04,140 --> 00:00:06,336
(قسمت بیست و چهارم)

2
00:00:06,360 --> 00:00:16,360
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:18,700 --> 00:00:24,696
این از اون‌ها نیست. مال بانو هنه
وقتی که بانوی خدمتکار بوده نوشته

4
00:00:25,449 --> 00:00:27,679
...اما چرا یانگوم این‌ها رو داره

5
00:00:27,704 --> 00:00:30,537
این درباره‌ی آشپزیه، پس
...سعی داشته که بهش

6
00:00:30,562 --> 00:00:32,723
روش پختنش رو یاد بده

7
00:00:35,517 --> 00:00:39,146
و توی این کتاب‌ها فقط کالاهای
ورودی و خروجی به قصر نوشته شده

8
00:00:39,188 --> 00:00:42,385
و نه این که بانوهای قصر
چطوری ازشون استفاده می‌کردن

9
00:00:45,099 --> 00:00:46,566
این‌ها رو برگردون

10
00:00:46,788 --> 00:00:48,016
باشه

11
00:00:48,679 --> 00:00:50,271
مطمئنین؟

12
00:00:50,399 --> 00:00:53,562
مطمئن نیستم که قصد داره
چی رو از بین این سندهای قدیمی پیدا کنه

13
00:00:53,602 --> 00:00:56,435
اما این کتاب‌ها چیزهای جدیدی نیستن

14
00:00:59,308 --> 00:01:02,402
و اگه همچین کتابی هم وجود داشته باشه
اون‌ها رو باید به خوبی مخفی کرده باشه

15
00:01:02,444 --> 00:01:08,212
یانگرو، تو باید مراقب کارهای یانگوم باشی
و گیوم یونگ، باید مراقب کارهای بانو هن باشی

16
00:01:14,981 --> 00:01:17,882
یون سنگ، تو کتاب‌هام رو ندیدی؟

17
00:01:17,926 --> 00:01:18,449
کتاب‌ها؟

18
00:01:18,493 --> 00:01:20,984
بله، کتابهای حسابرسی
...که من این زیر گذاشته بودم

19
00:01:21,029 --> 00:01:22,087
انگار ناپدید شدن

20
00:01:22,130 --> 00:01:24,621
واقعاً؟ دنبالشون گشتی؟

21
00:01:24,646 --> 00:01:26,307
ممکنه که جای دیگه‌ای گذاشته باشیشون

22
00:01:26,501 --> 00:01:27,735
نه

23
00:01:27,785 --> 00:01:30,686
ممکنه که بخاطر گم شدنشون
از طرف بانو هن سرزنش بشی؟

24
00:01:30,776 --> 00:01:33,370
بهتر نیست الان بهش بگی؟

25
00:01:35,987 --> 00:01:38,751
ممکنه که یانگرو اون‌ها رو برداشته باشه

26
00:01:38,933 --> 00:01:39,900
چرا اون؟

27
00:01:39,998 --> 00:01:44,128
برای این کار دلیلی داشته؟
همیشه ما رو اذیت می‌کنه

28
00:01:45,507 --> 00:01:46,667
این واقعا یه آزاره

29
00:01:47,721 --> 00:01:49,245
چی شده؟

30
00:01:50,543 --> 00:01:51,942
مشکل چیه؟

31
00:01:52,260 --> 00:01:54,728
...بانوی من، راستش

32
00:01:56,164 --> 00:01:58,359
کتاب‌های حسابرسی رو گم کردم

33
00:01:58,399 --> 00:02:01,266
نه، گمشون نکرده
گم شدن

34
00:02:01,291 --> 00:02:02,189
گم شدن؟

35
00:02:02,403 --> 00:02:04,963
بله. یانگوم تو
...اتاقش گذاشته بود

36
00:02:05,006 --> 00:02:07,372
اما وقتی که دنبالشون گشت گم شده بودن

37
00:02:07,491 --> 00:02:09,015
متأسفم

38
00:02:09,162 --> 00:02:11,630
بسیار خب، کتاب‌ها دوباره برمی‌گردن

39
00:02:13,346 --> 00:02:17,942
آدم‌هایی که عصبین از اینکه فعالیت‌هاشون
ثبت کردی کتاب‌ها رو برداشتن

40
00:02:18,620 --> 00:02:23,990
اما تو اون‌ها فقط واقعیت ثبت شده
و کتاب‌ها رو برمی‌گردونن

41
00:02:50,566 --> 00:02:51,794
تو کتاب‌ها رو برداشته بودی؟

42
00:02:51,819 --> 00:02:52,786
چی؟

43
00:02:52,811 --> 00:02:54,244
...این‌ها

44
00:02:54,269 --> 00:02:56,794
چرا باید برشون داشته باشم؟ چرا؟

45
00:02:57,489 --> 00:02:59,957
یانگرو، دفترچم کجاست؟

46
00:03:00,662 --> 00:03:03,187
بیخیال... درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

47
00:03:03,231 --> 00:03:07,065
یانگرو، برشون گردون
اون‌ها برام خیلی مهمن

48
00:03:07,101 --> 00:03:10,559
اگه می‌خواستم ببینمشون، ازت اجازه می‌گرفتم
برای اینکه ما هم‌اتاقیم

49
00:03:10,605 --> 00:03:13,631
پس چرا باید برشون داشته باشم؟

50
00:03:13,656 --> 00:03:19,686
چه دفترچه‌ای؟ تو همیشه سعی می‌کنی که
...من رو بخاطر هر چیزی سرزنش بکنی

51
00:03:19,747 --> 00:03:22,773
الان که بانو هن بانوی اول قصر شدن

52
00:03:22,817 --> 00:03:24,011
نه، اینطوری نیست

53
00:03:24,052 --> 00:03:27,419
فراموشش کن! الان مجبورم کار بکنم

54
00:03:27,584 --> 00:03:29,484
و تو کار دیگه‌ای انجام می‌دی

55
00:04:41,829 --> 00:04:50,328
پس برای اینه که یانگوم خیلی خوبه
بانو هن فقط این رو داده به یانگوم

56
00:04:50,371 --> 00:04:53,169
و فقط بهم می‌گه
!که برو کاسه آب بیار

57
00:04:53,701 --> 00:04:55,225
چیکار می‌کنی؟-
پسش بده-

58
00:04:55,543 --> 00:04:56,942
!به هیچ وجه، مال تو نیست

59
00:04:56,978 --> 00:04:57,740
پس مال توعه؟

60
00:04:57,779 --> 00:04:59,974
!بله، مال منه! پسش بده

61
00:05:00,014 --> 00:05:01,777
پس بذار ببینم اگه خط توعه

62
00:05:01,816 --> 00:05:03,113
چیکار می‌کنین!؟

63
00:05:07,522 --> 00:05:08,648
این چیه؟

64
00:05:10,158 --> 00:05:11,819
این دفترچه مال کیه؟

65
00:05:12,360 --> 00:05:15,796
نمی‌دونم. یانگرو داشت نگاهش می‌کرد
...پس منم اون رو ازش گرفتم

66
00:05:28,377 --> 00:05:29,901
تو این رو از کجا آوردی؟

67
00:05:31,339 --> 00:05:33,364
...توی یه گوشه از ساختمون

68
00:05:35,701 --> 00:05:41,537
اون رو کنار یه درخت پیدا کردم
...قصد داشتم صاحبش رو پیدا کنم

69
00:05:41,562 --> 00:05:43,530
...اما یون سنگ اومد و

70
00:05:45,348 --> 00:05:49,842
خیلی قدیمی به نظر می‌رسه
مال شما نیست؟

71
00:06:03,911 --> 00:06:11,784
میونگ هیچ وقت بهم نمی‌گفت کجا می‌ذاره
و همه جا رو دنبالش گشتم

72
00:06:11,819 --> 00:06:13,980
این ممکنه از کجا اومده باشه؟

73
00:06:54,195 --> 00:06:55,924
حتماً کار یانگرو بوده

74
00:07:15,492 --> 00:07:17,460
درسته، کتاب‌ها برمی‌گردن

75
00:07:17,510 --> 00:07:18,499
ها؟

76
00:07:18,524 --> 00:07:23,552
آدم هایی که عصبانین
اون‌ها رو برمی‌گردونن

77
00:07:24,897 --> 00:07:29,231
نمی‌تونم اجازه بدم
کسی دفترچه مادرم رو ببینه

78
00:07:34,663 --> 00:07:37,325
تو پیداش کردی؟ ممکنه دزدیده باشی؟

79
00:07:37,350 --> 00:07:38,510
!...چرا تو

80
00:07:40,258 --> 00:07:42,488
کتاب‌های یانگوم رو هم برداشتی، مگه نه؟

81
00:07:43,556 --> 00:07:46,354
همه شماها به نظر می‌رسه که
به نتیجه‌ای رسیدین

82
00:07:46,447 --> 00:07:49,439
!چرا این کار رو بکنم؟! چرا؟

83
00:07:50,085 --> 00:07:51,484
...مهم نیست، پس

84
00:08:01,729 --> 00:08:05,790
...زمانی که کتاب‌ها رو برگردوندم

85
00:08:05,833 --> 00:08:08,028
چی؟ تو رو گرفتن؟

86
00:08:08,603 --> 00:08:14,269
نه، اون‌ها رو به خوبی برگرداندم
...اما دفترچه‌ی یانگوم

87
00:08:14,294 --> 00:08:15,556
این رو با بقیش برنگردوندی؟

88
00:08:16,645 --> 00:08:20,604
قصد داشتم بعد از اینکه
یکم نگاهش کردم برگردونم

89
00:08:20,681 --> 00:08:24,515
اما بانو هن بخاطر یون سنگ اون رو گرفت

90
00:08:24,775 --> 00:08:27,369
پس فهمید که تو برش داشتی؟

91
00:08:27,394 --> 00:08:30,363
نه. اصرار کردم که بیرون پیداش کردم

92
00:08:30,524 --> 00:08:33,493
و بانو هن دربارش چیز زیادی نگفت

93
00:08:33,962 --> 00:08:37,625
گیوم یونگ، چی باید
بگم به بانو چویی؟

94
00:08:39,315 --> 00:08:41,545
اول بهش می‌گیم که چه اتفاقی افتاده

95
00:08:45,012 --> 00:08:45,876
و؟

96
00:08:45,995 --> 00:08:48,725
و دفترچه‌ی آشپزی بوده

97
00:08:49,054 --> 00:08:51,454
قصد داشتم خیلی سریع بهش
...نگاه کنم و برش گردونم و

98
00:08:51,479 --> 00:08:54,209
!باید ازم اطاعت می کردی
!چرا همه چیز رو خراب کردی؟

99
00:08:55,478 --> 00:08:57,544
بانو هن اون رو به یانگوم می‌ده

100
00:08:57,569 --> 00:08:59,469
...و او از یانگوم دربارش می‌پرسه

101
00:08:59,494 --> 00:09:02,986
از اونجایی که تو دستت بوده
!این معنیش اینه که تو دزدیدیش

102
00:09:03,157 --> 00:09:07,059
اما بانوی من، بانو هن اون رو به یانگوم نداد

103
00:09:07,094 --> 00:09:08,186
منظورت چیه؟

104
00:09:08,229 --> 00:09:13,394
بانو هن نمی‌دونست که مال کیه
و ازم پرسید که کجا پیداش کردی؟

105
00:09:14,835 --> 00:09:18,703
پس نمی‌دونسته که تو اتاق یانگوم بوده

106
00:09:20,174 --> 00:09:24,372
و به نظر می‌رسه برای یانگوم خیلی مهمه

107
00:09:24,412 --> 00:09:29,748
او گم شدن کتاب‌ها را گزارش کرده بود
اما دفترچه رو نه

108
00:09:30,866 --> 00:09:33,767
پس گیر نیفتادیم

109
00:09:34,955 --> 00:09:40,018
اگه مال بانو هن نیست، پس چرا
یانگوم همچین دفترچه قدیمی رو داره؟

110
00:09:40,628 --> 00:09:43,791
می‌دونم، این دفترچه کیه

111
00:09:43,831 --> 00:09:46,459
می‌تونه مال بانویی باشه
...که به قصر اومده

112
00:09:46,500 --> 00:09:48,866
همون زمانی که شما اومدین؟

113
00:09:54,442 --> 00:09:57,843
فراموش نکن. اگه دوباره ازش پرسید
تو پافشاری کن که پیداش کردی

114
00:09:57,878 --> 00:10:01,109
باید انکارش بکنی

115
00:10:01,386 --> 00:10:05,652
و ببین که یانگوم با بانوهای قصر
رابطه‌ای داره یا نه

116
00:10:06,503 --> 00:10:07,629
باشه

117
00:10:30,111 --> 00:10:35,413
بانو هن نمی‌دونه که مال کیه و
ازم پرسید که کجا پیداش کردی؟

118
00:10:36,050 --> 00:10:41,818
می‌تونه مال بانویی باشه که همزمان
با شما به قصر اومده؟

119
00:10:42,952 --> 00:10:47,946
...بانویی که همراه من اومده
...بانو جنگ و بانو جین بوده باشن

120
00:10:47,971 --> 00:10:52,840
اما بانو جنگ قبل‌ از این اتفاق قصر
رو ترک کرده بودن

121
00:10:53,200 --> 00:10:56,294
و بانو جین
...سرپرست بانوهاس

122
00:10:56,337 --> 00:10:59,329
...نمی‌تونستن یانگوم رو دیده باشن

123
00:10:59,354 --> 00:11:03,222
...پس اگه مال بانو هن نیست
مال کیه؟ مال کیه؟

124
00:11:04,416 --> 00:11:07,977
!میونگ! پارک میونگ

125
00:11:13,395 --> 00:11:16,262
بانو چویی خواستن
فوراٌ به آبدارخونه برین

126
00:11:16,557 --> 00:11:17,922
باشه

127
00:11:31,483 --> 00:11:33,678
آخرِ دفترچه مربوط به چه زمانی بود؟

128
00:11:33,793 --> 00:11:34,555
ها؟

129
00:11:34,580 --> 00:11:38,107
گفتی که اون رو خونده بودی
آخرش چه اتفاقی افتاده بود؟

130
00:11:38,746 --> 00:11:40,941
... همه‌ی جزئیاتش رو نخونده بودم

131
00:11:40,981 --> 00:11:47,716
آخرین تاریخی که خوندم
روز جشن تولد مادر یونسان بود

132
00:12:07,341 --> 00:12:10,538
چطوری... از کجا اومده؟

133
00:12:10,678 --> 00:12:13,704
چطوری یانگوم می‌تونه
دفترچه‌ی میونگ رو داشته باشه؟

134
00:12:18,219 --> 00:12:19,618
این چیه؟

135
00:12:22,247 --> 00:12:23,771
نمی‌دونم

136
00:12:23,796 --> 00:12:27,095
تو قصد داری انکارش کنی
!اونم وقتی که تو مخفیش کردی؟

137
00:12:27,512 --> 00:12:32,575
برای اولین باره که می‌بینمش

138
00:12:32,600 --> 00:12:36,730
پس چرا از دستورم اطاعت نکردی
و به آشپزخانه قصر رفتی؟

139
00:12:39,061 --> 00:12:42,622
!چطوری جرأت می‌کنی بهمون همچین دروغی بگی؟

140
00:12:43,001 --> 00:12:44,901
!دروغ نمی‌گم

141
00:12:44,945 --> 00:12:46,435
!پس چی پیدا کرده بود؟

142
00:12:47,548 --> 00:12:50,039
...اون دفترچه‌ی کوچکی بود

143
00:12:50,263 --> 00:12:52,754
نتونستم که با دقت نگاش کنم

144
00:12:52,779 --> 00:12:58,615
پیل دو چیز عجیبی می‌گفت
عهگفته که یانگوم دختر خونده سرآشپز داگو

145
00:12:59,126 --> 00:13:03,085
که به قصر رفته و مثل دختر بانو پارک بوده

146
00:13:03,130 --> 00:13:05,928
چی؟ دختر میونگ؟

147
00:13:05,966 --> 00:13:06,625
بله

148
00:13:06,867 --> 00:13:09,233
نگفتی که اون پسر بوده؟

149
00:13:09,270 --> 00:13:12,296
درسته... اما حتماً پسر بود

150
00:13:12,740 --> 00:13:15,470
چطوری یه پسر می‌تونه بانوی قصر باشه؟

151
00:13:16,644 --> 00:13:22,082
منم دربارش فکر کردم
اما پیل دو از نزدیک دیده بودش

152
00:13:22,116 --> 00:13:23,083
...مطمئن نیستم

153
00:13:23,117 --> 00:13:26,086
بخاطر گرد و غبار آب باید جوشونده بشه

154
00:13:26,120 --> 00:13:29,851
و بعد برای شستن وسایل استفاده بشه

155
00:13:33,727 --> 00:13:35,524
کی این‌ها رو بهت گفته؟

156
00:13:35,563 --> 00:13:37,155
...هیچ کس، اما

157
00:13:37,464 --> 00:13:39,796
پس خودت این کارها رو کردی؟

158
00:13:39,833 --> 00:13:43,234
مادرم همیشه این کار رو می‌کرد
...هر وقت که طوفان می‌اومد

159
00:13:43,270 --> 00:13:48,708
وقتی که آب گل آلود می‌شه
غذاها مزش تغییر می‌کنه و فاسد می‌شه

160
00:13:52,246 --> 00:14:00,517
...یانگوم... یانگوم
دختر میونگه

161
00:14:09,797 --> 00:14:12,265
تو چیزی درباره‌ی یانگوم فهمیدی؟

162
00:14:12,299 --> 00:14:13,357
نه هنوز

163
00:14:13,400 --> 00:14:14,924
هیچ تفاوتی؟

164
00:14:15,536 --> 00:14:18,767
بانو هن و یانگوم به
همدیگه چیزی نگفتن؟

165
00:14:18,806 --> 00:14:20,569
اینطور که معلومه دربارش چیزی نمی‌دونن

166
00:14:21,275 --> 00:14:22,264
خب

167
00:14:22,743 --> 00:14:24,438
مراقبشون باش

168
00:14:24,478 --> 00:14:25,445
باشه

169
00:14:36,757 --> 00:14:39,749
این‌ها کارهای مشکوکی می‌کنن؟

170
00:14:39,793 --> 00:14:44,059
به تدارکات قصر رفتم و به نظر می‌رسه
یه اتفاق‌هایی داره اونجا کیفته

171
00:14:45,466 --> 00:14:50,733
اگه موضوع انبار غذا باشه
به دایی جان مربوط نمی‌شه؟

172
00:14:53,707 --> 00:14:54,935
!بانوی من

173
00:14:58,846 --> 00:15:00,177
!بانوی من

174
00:15:08,422 --> 00:15:10,151
گیوم یونگ

175
00:15:11,225 --> 00:15:13,250
موضوع چیه؟

176
00:15:14,294 --> 00:15:18,355
...یانگوم... یانگوم

177
00:15:18,532 --> 00:15:25,495
بله، یانگوم چی شده؟
چی شده؟ بهم بگین

178
00:15:35,349 --> 00:15:37,909
اون دفترچه برای میونگه

179
00:15:40,654 --> 00:15:43,851
میونگ کیه؟

180
00:15:44,692 --> 00:15:48,059
میونگ بهترین دوست بانو هن بود

181
00:15:52,199 --> 00:15:55,999
اما من کشتمش

182
00:15:59,840 --> 00:16:05,540
در زمان سلطنت یونسان
چیزی رو توی غذای ملکه مادر ریختم

183
00:16:05,579 --> 00:16:11,142
که براش مضر بود
...کسی که به خانواده‌ی

184
00:16:11,185 --> 00:16:15,178
ما آسیب رسونده بود
و میونگ من رو دید

185
00:16:17,024 --> 00:16:21,984
ما براش دسیسه چیدیم که
...با یکی از نگهبان‌ها رابطه داشته

186
00:16:22,029 --> 00:16:24,589
و بهش زهر دادیم

187
00:16:28,502 --> 00:16:34,532
اما یه روز، میونگ دوباره
تو خیابان‌های هان یانگ بود

188
00:16:39,847 --> 00:16:44,341
از برادرم خواستم که اون رو فورا بکشه

189
00:16:44,585 --> 00:16:47,611
گفت که به وضوح دیده که یه تیر بهش خورده

190
00:16:52,748 --> 00:17:00,883
...اما دخترش
حالا دخترش پیداش شده

191
00:17:13,447 --> 00:17:16,644
...ممکنه که اون

192
00:17:19,686 --> 00:17:21,483
اون یانگومه

193
00:17:35,469 --> 00:17:36,902
...اما این حتمی نیست

194
00:17:36,937 --> 00:17:40,338
کاملاً مطمئنم... مطمئنم

195
00:17:43,677 --> 00:17:48,011
نمی‌دونم که چطوری و چرا
...به آشپزخانه‌ی سلطنتی برگشته

196
00:17:48,048 --> 00:17:53,452
اما اگه از این موضوع باخبر باشه
...اگه به بانو هن بگه

197
00:17:53,487 --> 00:17:58,925
یانگوم و بانو هن هنوز از موضوع
همدیگه با خبر نیستن

198
00:18:01,929 --> 00:18:05,695
اگه می‌دونست، باید یانگرو رو
...از قصر بیرون مینداخت

199
00:18:05,732 --> 00:18:08,496
وقتی که دفترچش رو ازش گرفت

200
00:18:08,535 --> 00:18:13,905
و چیز دیگه‌ای اگه اتفاق می‌افتاد
و یانگوم هم عکس العملی از خودش نشون می‌داد

201
00:18:18,378 --> 00:18:24,681
و همه چیز آرومه. پس باید
...نذاریم که باهم ارتباط برقرار کنن

202
00:18:24,718 --> 00:18:26,982
و از موضوع باخبر بشن

203
00:18:28,755 --> 00:18:34,159
و باید به آینده فکر کنیم
و اول به دایی اطلاع بدیم

204
00:18:38,131 --> 00:18:46,561
به یانگرو می‌گم که هر چیز
غیر عادی از کارهای یانگوم رو گزارش کنه

205
00:18:48,141 --> 00:18:51,338
...خوبه

206
00:19:18,772 --> 00:19:20,672
حالا که یادداشت‌های روزانه رو گم کردم
...چه اتفاقی میفته

207
00:19:20,707 --> 00:19:25,770
اگه کسی مادرم رو بشناسه؟
باید این رو به بانو هن بگم؟

208
00:19:25,812 --> 00:19:27,837
بهم کمک می‌کنه؟

209
00:19:32,119 --> 00:19:36,112
!اون دوست! بهترین دوست مادرم

210
00:20:25,772 --> 00:20:30,471
امیدوارم که هر چی زودتر ببینمش
...یه چیزی ازش پیدا کردم

211
00:20:30,510 --> 00:20:34,640
...زود پیداش می‌کنم

212
00:20:41,788 --> 00:20:47,158
!درسته، سرکه خرمالو
خودم پیداش می‌کنم

213
00:20:51,631 --> 00:20:52,825
اینجا اتفاقی افتاده؟

214
00:20:52,866 --> 00:20:54,561
...نه

215
00:21:40,970 --> 00:21:44,337
تحقیقات شروع شده
...و تحقیقات تو تدارکات قصر هم شروع شده

216
00:21:44,718 --> 00:21:50,554
و همین طور تو انبارهای مواد غذایی قصر
...و همین طور تو حرمسراها

217
00:21:50,590 --> 00:21:52,581
و همه‌ی مسئولیت‌هاشون رو خوب انجام می‌دن

218
00:21:52,626 --> 00:21:54,594
!این جا چه اتفاقی افتاده؟

219
00:21:54,628 --> 00:21:56,425
...به نظر می‌رسه که همه چیز از وقتی

220
00:21:56,463 --> 00:21:58,431
شروع شده که... بانوی حسابدار انتخاب شده

221
00:21:58,465 --> 00:22:01,992
می‌گی که این مشکل بزرگ
فقط به خاطر بانوی حسابداره؟

222
00:22:02,035 --> 00:22:03,832
چیزهای زیادی به خاطر یه
پست ناچیز اتفاق افتاده

223
00:22:03,870 --> 00:22:07,362
و این‌ها از زمانی اتفاق افتاده
که اون بانو شروع به حسابرسی کرده

224
00:22:07,407 --> 00:22:12,674
ترسیدن و فقط چیزهای لازم رو سفارش می‌دن

225
00:22:12,712 --> 00:22:15,340
برای همینه که اینقدر مهم شده

226
00:22:15,515 --> 00:22:17,415
...چی

227
00:22:18,718 --> 00:22:21,118
!قربان

228
00:22:21,154 --> 00:22:23,315
چه اتفاقی افتاده، قربان؟

229
00:22:23,356 --> 00:22:26,291
دفتر بازرسی قصر ما رو تحت بازرسی قرار داده

230
00:22:26,326 --> 00:22:30,592
قربان، فکر می‌کنم که باید
به خاطر رسم و رسومات قبلیمون تقاص پس بدیم

231
00:22:35,769 --> 00:22:37,293
این رو هم می‌دونستین؟

232
00:22:38,338 --> 00:22:42,570
شاید فقط به خاطر بانو هن که
...داره سعی می‌کنه قدرتش رو روی

233
00:22:42,609 --> 00:22:45,635
بانوهای قصر داشته باشه، اما یهویی
قدرتش رو زیاد کرد

234
00:22:45,679 --> 00:22:48,170
!باید قبل از انجام دادن این کارها جلوشون رو می‌گرفتین

235
00:22:48,215 --> 00:22:53,016
بخاطر دستور ملکه مادر
بانو هن اختیار تام دارن

236
00:22:53,053 --> 00:22:54,850
و نمی‌توانم کاری در موردش بکنم

237
00:22:54,875 --> 00:22:58,538
اگه زود این اتفاق بیفته
باید کس دیگه‌ای این مقام رو بگیره

238
00:22:58,758 --> 00:23:01,454
قصد دارین چی کار کنین؟

239
00:23:02,483 --> 00:23:06,044
همه‌ی مواد غذایی که به قصر میاد
با بازرسی وارد قصر می‌شن

240
00:23:06,399 --> 00:23:08,333
باید سریع عمل کنیم

241
00:23:14,908 --> 00:23:16,068
مشکل بزرگیه

242
00:23:16,243 --> 00:23:18,006
این چه آشوبیه که
توی تدارکات قصر افتاده؟

243
00:23:18,044 --> 00:23:20,945
همه‌ی قسمت ها و مسئول‌هاشون تحت بازرسین

244
00:23:21,414 --> 00:23:23,211
اینجا مشکلی هست؟

245
00:23:23,250 --> 00:23:25,810
مسئول آشپزخانه یه
...بانوی حسابدار انتخاب کرده

246
00:23:25,852 --> 00:23:27,843
همه‌ی چیزها رو به دقت ثبت می‌کنه

247
00:23:28,555 --> 00:23:31,547
کاردارها باید بفهمن و گزارش بدن
...به بازرس‌ها

248
00:23:31,591 --> 00:23:34,025
که مقدار سفارش‌ها کم شده

249
00:23:34,060 --> 00:23:37,996
پس مقدار سفارش‌ها باید در آینده
بیشتر از الان کم شده باشه

250
00:23:38,031 --> 00:23:41,626
این مشکل نیست
و مدیرهای اداره قصر رو توبیخ می‌کنن

251
00:23:41,668 --> 00:23:45,832
خودم و وزیر اوه کیوم هو
و بقیه‌ی مقامات مربوطه رو هم همین طور

252
00:23:47,240 --> 00:23:52,177
پس وزیر کیوم اوه می‌خوان شما رو تو
رقاص خونه به طور مخفیانه ببینن

253
00:23:52,212 --> 00:23:53,509
باشه

254
00:23:58,084 --> 00:24:01,645
همه‌ی بخش‌های قصر تحت بازرسین

255
00:24:01,688 --> 00:24:02,780
ممنونم

256
00:24:03,523 --> 00:24:07,584
نمی‌دونستم که یه بانوی حسابدار
می‌تونه اینقدر اطلاعات جمع کنه

257
00:24:08,128 --> 00:24:12,258
برای اینه که بانو هن و بانو سو
کارشون رو به خوبی انجام دادن

258
00:24:12,283 --> 00:24:13,944
این استراتژی شما بود

259
00:24:13,969 --> 00:24:17,427
ازتون ممنونم، پادشاه دیگه نباید نگران باشن

260
00:24:17,452 --> 00:24:19,613
اما کارمون اینجا تموم نمی‌شه

261
00:24:20,640 --> 00:24:23,438
اولین گزارشمون به دست پادشاه رسید

262
00:24:31,151 --> 00:24:35,679
چطوری ممکنه که همه‌ی سفارش‌های قصر فقط
توسط پانسول چویی تهیه بشه؟

263
00:24:36,289 --> 00:24:40,953
فکر می کردم همه‌ی کارهای لازم رو برای
کم کردن هزینه‌ها انجام دادم

264
00:24:40,994 --> 00:24:42,393
در طول مدت پادشاهی یونسان

265
00:24:43,029 --> 00:24:45,054
و همین طور نصف مواد غذایی قصر
یه سری مشکل‌هایی داشتن

266
00:24:46,132 --> 00:24:48,396
!چطوری همه‌ی این‌ها ممکنه

267
00:24:52,672 --> 00:24:58,008
باید از بازرگان‌های بیشتری استفاده کنیم

268
00:24:58,878 --> 00:25:00,607
بله، اعلیحضرت

269
00:25:03,450 --> 00:25:08,149
مواد مصرفی باید کم بشه
و همه‌ی زیر دستاتون باید عوض بشن

270
00:25:08,188 --> 00:25:12,750
...و تا وقتی که تعداد بازرگان‌ها بیشتر بشه

271
00:25:12,792 --> 00:25:14,851
ما ضرر بیشتری می‌کنیم

272
00:25:15,061 --> 00:25:16,756
مشکلی نیست

273
00:25:16,830 --> 00:25:17,922
بله، قربان

274
00:25:18,832 --> 00:25:22,063
می‌تونم زیر دستام رو
با افراد دیگم جایگزین کنم

275
00:25:22,102 --> 00:25:26,471
و می‌تونم مشکلات فروشنده‌ها رو هم
...به طور کامل حل کنم اما

276
00:25:26,506 --> 00:25:28,565
مشکل ما با افرادی که عمداً

277
00:25:28,608 --> 00:25:30,337
سیستممون رو خراب کردن

278
00:25:30,377 --> 00:25:35,110
درسته، قربان
...اولین مضنون بانو هن هست

279
00:25:35,148 --> 00:25:38,345
اگه رئیس مامورهای حرمسرا بفهمه

280
00:25:38,385 --> 00:25:41,980
از وقتی که مسئول تدارکات شدم
باید اول به من گزارش می‌کرد

281
00:25:42,022 --> 00:25:45,514
پس چطوری بازرس‌های خودشون اول اقدام کردن؟

282
00:25:49,696 --> 00:25:56,693
اینجا چیز مشکوکی وجود داره
یه نفر داره سعی می‌کنه بهمون ضرر بزنه

283
00:25:59,939 --> 00:26:05,070
فکر می‌کنم که باید اول حلش کنیم
پس باید بفهمیم کی اول شروع کرده؟

284
00:26:05,111 --> 00:26:06,169
بله، قربان

285
00:26:06,846 --> 00:26:09,679
بعد از اون، بحثمون رو ادامه می‌دیم

286
00:26:10,216 --> 00:26:11,649
بله

287
00:26:20,360 --> 00:26:21,327
این چیه؟

288
00:26:21,361 --> 00:26:25,058
دیدم که یانگوم
این رو زیر یکی از قصرها پنهون کرد

289
00:27:10,009 --> 00:27:11,499
اون چیه؟

290
00:27:12,946 --> 00:27:16,643
تو اینجا بمون. این رو گزارش می‌دم

291
00:27:28,495 --> 00:27:31,293
کجا... پیداش کردی؟

292
00:27:31,431 --> 00:27:36,391
یانگرو دیده که یانگوم اون رو زیر
یکی ازقصرها مخفی کرده و برام آورد

293
00:27:49,582 --> 00:27:58,752
پس اون نه فقط آشپزخانه قصر رو بلکه
کل ساختمون‌ها رو هم بررسی کرده؟

294
00:27:58,792 --> 00:27:59,816
بله

295
00:28:00,560 --> 00:28:04,121
و مامور بازرسی که همه جا
رو بررسی کرده، مینگ جو بوده

296
00:28:05,551 --> 00:28:08,816
این عجیبه. چطوری کسی می‌تونه با همچین
...مقام پایینی این کار رو انجام داده باشه

297
00:28:08,919 --> 00:28:11,513
و مافوقش حتی خبر هم نداشته باشه؟

298
00:28:11,538 --> 00:28:16,532
و آخرین گزارشی که برای پادشاه ارسال شده بود
برای پادشاه نوشته

299
00:28:16,576 --> 00:28:21,843
اما مقامش به اندازه‌ی کافی بالا نیست
...که همچین کاری رو بکنه

300
00:28:21,881 --> 00:28:27,478
اما مهم نیست که چه مقامی داره
می‌تونه بعنوان بازرس همچین کاری انجام بده

301
00:28:31,991 --> 00:28:33,686
خداحافظ

302
00:28:33,726 --> 00:28:37,719
حتماً، حتماً... مراقب باش، یانگوم

303
00:28:39,332 --> 00:28:40,697
ممکنه یه لحظه ببینمتون

304
00:28:40,733 --> 00:28:42,530
باشه

305
00:28:42,569 --> 00:28:45,197
داشتم می‌اومدم تا ازتون مقدار بیشتری
...پول برای شراب‌هام درخواست کنم

306
00:28:45,238 --> 00:28:48,298
از وقتی که قیمت برنج زیاد شده

307
00:28:48,341 --> 00:28:50,275
می‌خوام اون رو ببینم، نه شما رو

308
00:28:50,739 --> 00:28:51,933
بله، قربان

309
00:28:54,681 --> 00:28:58,515
باهاش خوش رفتار باش، اگه چیز دیگه‌ای خواست
به حسابش بذار

310
00:28:58,551 --> 00:29:00,382
می‌دونی که چیکار کنی؟

311
00:29:00,453 --> 00:29:05,891
باهاش خوب رفتار کن، باشه؟ برو

312
00:29:11,164 --> 00:29:12,791
قربان، من رو صدا زدین؟

313
00:29:13,166 --> 00:29:15,066
چقدر بانوی آشپزخانه رو می شناسین؟

314
00:29:15,101 --> 00:29:21,404
کی؟ آه، یانگوم
مثل دختر خودمه

315
00:29:21,441 --> 00:29:24,501
از زمانی که به قصر اومده باهام بزرگ شده

316
00:29:24,544 --> 00:29:30,744
آره؟ تو مینگ جو رو هم می‌شناسی؟

317
00:29:30,783 --> 00:29:34,184
مینگ جو هو؟ بله، می‌شناسمش

318
00:29:34,258 --> 00:29:35,657
چطوری می‌شناسیش؟

319
00:29:35,878 --> 00:29:41,908
مختصر بگم یا با جرئیات؟

320
00:29:42,128 --> 00:29:43,527
با جزئیات بگو

321
00:29:43,552 --> 00:29:47,716
...خوبه، یکم قبل به خونم اومد

322
00:29:47,767 --> 00:29:53,296
...و زنم ظاهر شد
...راستی، و با زنم صحبت کردم

323
00:29:53,339 --> 00:30:01,041
قیمت برنج زیاد شده
پس یکم بیشتر بهمون پول بدین

324
00:30:01,080 --> 00:30:03,275
نمی‌تونی بیشتر از این توضیح بدی؟

325
00:30:03,516 --> 00:30:10,615
من با یانگوم به دایه‌ی ملکه خدمت کردیم

326
00:30:10,657 --> 00:30:13,820
یانگوم و مینگ جو از اونجا
هکدیگه رو می‌شناسن؟

327
00:30:13,860 --> 00:30:20,288
درسته. خیلی بخشندس
با هم به ساحل رفتیم

328
00:30:20,333 --> 00:30:24,429
...و خودش یه خرچنگ بزرگ گرفت

329
00:30:27,006 --> 00:30:29,304
هی! مینگ جو
بانو هن رو هم می‌شناسه؟

330
00:30:29,342 --> 00:30:34,575
البته. بانو هن زمانی که بانوی اول شد

331
00:30:34,614 --> 00:30:39,711
من و مینگ جو هو بهش خیلی کمک کردیم

332
00:30:39,752 --> 00:30:44,348
اون رو به بندر سونگ پا بردم

333
00:30:44,390 --> 00:30:48,884
و کشتی به طرف بندر یونگ هو حرکت کرد

334
00:30:48,928 --> 00:30:50,225
!"من گفتم "کشتی داره برمی‌گرده

335
00:30:50,263 --> 00:30:52,322
!تو واقعا بی‌‌مصرفی

336
00:30:57,503 --> 00:30:59,596
داستان جالبی بود، به هر حال

337
00:31:01,708 --> 00:31:03,300
برو بیرون

338
00:31:11,551 --> 00:31:15,282
نمی‌تونیم با رئیس
بازرس‌های قصر کاری بکنیم، درسته؟

339
00:31:15,321 --> 00:31:19,621
نه، قربان. فهمیدم که مینگ جو پشتیبانی نداره

340
00:31:19,659 --> 00:31:23,891
مینگ جو هو پسر آقای مین ایک سو نیست

341
00:31:23,930 --> 00:31:27,957
بله، پسرشه

342
00:31:28,034 --> 00:31:33,597
بله. بعد از حمله به شورشی‌ها توی
بندر سوم، کیم جینگ ین رو تعقیب کرد

343
00:31:33,640 --> 00:31:35,733
...و یه پیروزی موفقیت آمیز بدست آورد

344
00:31:35,775 --> 00:31:38,608
و مقامش رو از رئیس گارد سلطنتی گرفت

345
00:31:38,645 --> 00:31:40,545
رئیس گارد سلطنتی؟

346
00:31:40,580 --> 00:31:45,813
کسی نیست که بخاطر زیاد شدن
قدرتش همچین کاری بکنه

347
00:31:46,419 --> 00:31:49,582
این کار رو برای بدست آوردن
اسم و شهرتش کرده

348
00:31:49,622 --> 00:31:51,920
شما که افرادی مثل اون رو می‌شناسین

349
00:31:52,759 --> 00:31:58,891
پس کنارش می‌ذاریم. وقتی داره
تحقیق می‌کنه بالاخره اشتباه می‌کنه

350
00:31:59,032 --> 00:32:01,023
اگه شما همچین افرادی رو
که این کارها رو می‌کنن تنبیه نکنین

351
00:32:01,067 --> 00:32:03,467
افراد دیگه‌ای مثل اون دوباره پیدا می‌شن

352
00:32:03,636 --> 00:32:06,503
درسته، یه اشتباه ازش پیدا کن
...و اون رو یا تبعید کن یا مقامش رو بگیر

353
00:32:06,539 --> 00:32:12,307
تا دیگه نتونه تو قصر پا بذاره

354
00:32:12,502 --> 00:32:13,434
بله، قربان

355
00:32:14,106 --> 00:32:18,270
و با بانو چویی حرف می‌زنیم
که با بانو هن چیکار کنیم

356
00:32:19,452 --> 00:32:20,612
حتماً

357
00:32:24,372 --> 00:32:30,675
چطوری پسر مین ایک سو بانو هن رو می‌شناسه
و این کار رو براش انجام می‌ده؟

358
00:32:31,831 --> 00:32:36,996
راستی، اشتباه بدی انجام داده
که خودش رو با وزیر اوه درگیر کرده

359
00:32:40,473 --> 00:32:42,236
الان چه اتفاقی میفته؟

360
00:32:42,275 --> 00:32:45,642
وزیر اوه گفت باهاش کاری می‌کنه که
درس عبرتی برای بقیه بشه

361
00:32:45,678 --> 00:32:49,045
پس دیگه نمی‌تونه تو
کار غذای قصر دخالت کنه

362
00:32:51,084 --> 00:32:53,211
!ولی واقعا آدم لایقی بود

363
00:32:53,252 --> 00:32:58,485
می‌تونه از این کار جلوگیری کنه
اگه قبل از اینکه اتفاقی بیفته عقب بکشه

364
00:33:01,494 --> 00:33:04,725
راستی تو درباره‌ی چی می‌خواستی حرف بزنی؟

365
00:33:05,765 --> 00:33:09,758
دختر بانو پارک پیدا شده

366
00:33:10,536 --> 00:33:12,163
بانو پارک؟

367
00:33:12,905 --> 00:33:16,432
!چی؟ دختر بانو پارک؟

368
00:33:16,843 --> 00:33:17,332
بله

369
00:33:17,376 --> 00:33:18,934
!کجا! کجاست؟

370
00:33:19,078 --> 00:33:20,477
تو قصره

371
00:33:20,801 --> 00:33:22,826
!قصر؟

372
00:33:23,382 --> 00:33:26,840
دختری که با بانو هن بود
...که اسمش یانگوم بود

373
00:33:26,886 --> 00:33:30,344
منظورت دختریه که تو روز مسابقه
غذاها رو سرو می‌کرد؟

374
00:33:30,623 --> 00:33:31,681
بله

375
00:33:32,414 --> 00:33:35,747
پس، "پیل دو" راست می‌گفت

376
00:33:57,450 --> 00:34:00,351
این نامه مال اونه

377
00:34:06,425 --> 00:34:10,691
الان وقت فکر کردن
راجع به کالاهای قصر نیست

378
00:34:12,331 --> 00:34:15,767
اگه بانو هن بفهمه خانوادمون که مقامش رو

379
00:34:15,802 --> 00:34:20,171
برای پنج نسل حفظ کرده یه روزه نابود می‌شه

380
00:34:22,308 --> 00:34:26,870
خوشبختانه، بانو هن نمی‌دونه
یانگوم دختر بانو پارکه

381
00:34:32,451 --> 00:34:36,114
بانو هن هنوز نمی‌دونه؟

382
00:34:36,622 --> 00:34:37,884
نه

383
00:34:38,758 --> 00:34:40,419
از کجا می‌دونی؟

384
00:34:40,560 --> 00:34:42,084
مطمئنم

385
00:34:42,128 --> 00:34:44,255
!مطمئنی؟ مطمئنی؟

386
00:34:44,397 --> 00:34:47,560
تو این دنیا هیچ چیز مطمئنی
!وجود نداره! هیچی

387
00:34:51,470 --> 00:34:53,335
باید هرچی زودتر یه کاری بکنین

388
00:34:54,140 --> 00:34:56,540
قصد دارین با بانو هن چیکار بکنین؟

389
00:34:57,443 --> 00:34:59,308
هنوز تصمیمی نگرفتیم

390
00:35:00,346 --> 00:35:01,938
پس...؟

391
00:35:06,919 --> 00:35:13,449
اگه ردپایی از خودت بذاری می‌تونه نابودت کنه

392
00:35:30,076 --> 00:35:32,977
وزیر اوه گفته اون رو یه
نمونه می‌کنه برای بقیه

393
00:35:33,012 --> 00:35:36,880
پس دیگه نمی‌تونه
پاش رو تو قصر بذاره

394
00:35:39,452 --> 00:35:42,012
!واقعا که آدم لایقی بود

395
00:35:42,054 --> 00:35:46,957
می‌تونه از این کار جلوگیری کنه
اگه قبل از اینکه اتفاقی بیفته عقب بکشه

396
00:35:59,672 --> 00:36:01,936
بانو چویی، شما باید الان
...تو قصر باشین

397
00:36:01,974 --> 00:36:03,134
اینجا چی کار می‌کنین؟

398
00:36:03,175 --> 00:36:07,134
باید یه سری چیزهایی رو بهتون می گفتم
لطفاً من رو ببخشین

399
00:36:10,917 --> 00:36:16,514
قطعا تنبیه می‌شین. پس لطفاً
قبل از اون مقابل وزیر اوه زانو بزنین

400
00:36:19,592 --> 00:36:22,322
اگر اومدین که این حرف‌ها رو بزنین
بهتره که برین

401
00:36:23,696 --> 00:36:25,926
حتی اگه مقامم رو از دست بدم

402
00:36:25,965 --> 00:36:28,957
و نتونم دیگه به قصر برگردم

403
00:36:29,302 --> 00:36:30,963
نمی‌تونم این کار رو بکنم

404
00:36:31,637 --> 00:36:38,133
اگه نمی‌تونی از کوه بری بالا
اما می‌تونی دورش بزنی و به هدفت برسی

405
00:36:40,146 --> 00:36:44,515
فکر می‌کردم که شما با بانو چویی
...و یا پانسول چویی فرق می‌کنین

406
00:36:44,550 --> 00:36:48,179
حتی اگه شما از یه خانواده باشین

407
00:36:51,357 --> 00:36:59,287
فکر می‌کردم شما با افرادی
...که آدم می‌فرستن که

408
00:36:59,332 --> 00:37:04,998
بانو هن رو بدزدن یا با اون سودجوها
و وزیر اوه کیوم هو فرق می‌کنین

409
00:37:05,705 --> 00:37:07,730
!واقعا دردآوره برام

410
00:37:08,207 --> 00:37:09,674
اما چطوری ادامه بدم...؟

411
00:37:10,009 --> 00:37:15,311
هیچ کس کنارم نبود وقتی که
از این خاطره دردناک رد می‌شدم

412
00:37:15,348 --> 00:37:17,009
!این فقط یه بهونس؟

413
00:37:17,049 --> 00:37:22,988
می‌گین یه بهونس؟
...نمی‌دونین که چه احساسی داشتم

414
00:37:23,122 --> 00:37:27,718
وقتی کسی کنارتون نیست
وقتی که نمی‌دونین چی کار باید بکنین؟

415
00:37:31,263 --> 00:37:36,132
بالاخره، جایی که برام می‌مونه خانوادمه

416
00:37:43,642 --> 00:37:50,980
وقتی که یه رنج روحی رو تحمل
می‌کردم به معبد هم اومدم تا ببینمتون

417
00:37:53,419 --> 00:37:56,320
نباید به اونجا می‌اومدم
اما به هر حال اومدم

418
00:38:00,659 --> 00:38:06,757
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

419
00:38:09,435 --> 00:38:14,099
و دیدم که یانگوم ازش استفاده می‌کنه

420
00:38:16,475 --> 00:38:17,407
...اون فقط

421
00:38:17,443 --> 00:38:23,279
می‌تونم با حرف‌هام
شما رو از مقامتون خلع کنم

422
00:38:24,450 --> 00:38:28,318
و یانگوم هم جونش رو مطابق
قانون قصر از دست می‌ده

423
00:38:31,590 --> 00:38:34,889
هنوز نمی‌خواین عقب بکشین؟

424
00:39:01,253 --> 00:39:05,121
با اینکه باهاش همچین رفتاری کردم
...امیدوارم حالش همیشه خوب باشه

425
00:39:05,691 --> 00:39:17,262
اگه به خاطر یانگوم عقب کشید
بعد من باید چی کار کنم؟

426
00:39:35,421 --> 00:39:41,155
می‌تونم با حرف‌هام
شما رو از مقامتون خلع کنم

427
00:39:42,495 --> 00:39:46,932
و یانگوم هم زندگیش رو مطابق
قانون قصر از دست می‌ده

428
00:40:05,117 --> 00:40:08,609
داری چی می‌گی؟
به گارد سلطنتی برگشته؟

429
00:40:08,654 --> 00:40:11,350
براساس گزارش واحد بازرسی

430
00:40:11,390 --> 00:40:14,223
به صورت موقت به اینجا اومده بود
...یه ستوان گارد سلطنتیه

431
00:40:14,260 --> 00:40:17,718
و به اینجا اومده بود تا جاسوس‌
...پیدا کنه چون رفتارهایی دیده بود

432
00:40:17,763 --> 00:40:22,166
رئیس گارد سلطنتی
...دوباره اون رو برگردوند

433
00:40:22,201 --> 00:40:26,160
چون تنها کسیه که
...تو این کارها مهارت کافی داره

434
00:40:26,205 --> 00:40:28,639
و به خارج از قصر یه منطقه‌ی
روستایی منتقل شده

435
00:40:28,674 --> 00:40:30,198
مطمئنی؟

436
00:40:30,242 --> 00:40:31,470
بله، قربان

437
00:40:32,545 --> 00:40:34,740
فکر می‌کنم بهتره
اون رو به حال خودش بذاریم

438
00:40:34,780 --> 00:40:42,482
الان که به بیرون از پایتخت رفته
شاید بتونه برای این مشکل یه کاری بکنه

439
00:40:43,722 --> 00:40:46,657
باید اول به این وضعیت رسیدگی کنیم

440
00:40:46,692 --> 00:40:50,492
و می‌تونیم بعد از آروم شدن
قضایا به حسابش برسیم

441
00:40:52,731 --> 00:40:56,189
ازتون درخواستی داشتم قبل از اینکه بزین

442
00:40:56,235 --> 00:41:00,865
نمی‌تونیم وزیر اوه رو
با این مدارک محکوم کنیم

443
00:41:00,906 --> 00:41:03,431
و فقط خودمون رو بی‌دلیل هدفش قرار می‌دیم

444
00:41:04,843 --> 00:41:08,006
اگه می‌خواین باید مدارک
قابل اطمینان بیشتری جمع کنین

445
00:41:08,047 --> 00:41:11,710
بله، قربان. پس لطفاً یه
تعداد مامور بهم بدین

446
00:41:12,184 --> 00:41:15,085
به هر حال این چیزی نیست که
که گارد سلطنتی خودش رو درگیرش کنه

447
00:41:15,120 --> 00:41:17,315
اما می‌تونین ازشون استفاده کنین

448
00:41:17,356 --> 00:41:19,324
اشکالی نداره

449
00:41:19,358 --> 00:41:22,350
ممنونم قربان
...کارهای خودم رو مخفیانه انجام می‌دم

450
00:41:22,394 --> 00:41:23,827
تا وقتی که مدارک قابل اطمینانی پیدا کنم

451
00:41:23,862 --> 00:41:25,557
!باشه، مراقب باش

452
00:41:31,704 --> 00:41:33,968
شنیدم که به یه منطقه‌‌ی روستایی می‌رین

453
00:41:34,807 --> 00:41:36,502
بهتره که برگردم سرکارم

454
00:41:36,775 --> 00:41:39,903
باید ایمان داشته باشین تو گارد سلطنتی

455
00:41:39,945 --> 00:41:41,173
بله، قربان

456
00:41:49,688 --> 00:41:50,712
...قربان

457
00:41:52,324 --> 00:41:55,054
شما به خارج از پایتخت می‌رین؟
چه اتفاقی افتاده؟

458
00:41:55,194 --> 00:41:56,525
بهتره که برگردم سرکارم

459
00:41:56,562 --> 00:41:58,621
...می‌تونه مربوط به این موضوع‌ها باشه

460
00:41:59,131 --> 00:42:01,565
آه، نه، نگرانش نباش

461
00:42:01,800 --> 00:42:04,360
...اما چرا شما رو انتقال دادن

462
00:42:04,403 --> 00:42:05,665
این به این معنیه که تنزل مقام پیدا کردین؟

463
00:42:06,372 --> 00:42:10,331
منظورم... بله

464
00:42:13,279 --> 00:42:17,113
همه کارها رو انجام دادین
...اما مقام پایین‌تری بهتون دادن

465
00:42:17,149 --> 00:42:20,949
خودم درخواست کردم. نگران نباش

466
00:42:41,307 --> 00:42:42,865
بشینین

467
00:42:51,317 --> 00:42:53,979
احتمالاً می‌دونین که این‌ها چین

468
00:43:02,828 --> 00:43:06,821
این ها دفترهای حسابداری ماه پیش آشپزخانس

469
00:43:07,433 --> 00:43:10,527
می‌دونین که این مشکل بزرگی
...برای مقامات رسمی قصر و

470
00:43:10,569 --> 00:43:13,094
همه‌ی بخش‌های دیگس

471
00:43:13,972 --> 00:43:17,408
به خاطر همین ما هم ازش جدا نیستیم

472
00:43:17,609 --> 00:43:24,208
و وظیفه‌ی منه که مشخص کنم این مواد
غذایی کجا و چطوری مصرف شدن

473
00:43:27,252 --> 00:43:29,812
نمی‌تونم قبول کنم که یه رسم بوده

474
00:43:29,855 --> 00:43:34,292
و رسم‌ها لزوماً خوب نیستن

475
00:43:35,461 --> 00:43:39,625
اما این دفعه رو نادیده می‌گیرم

476
00:43:43,402 --> 00:43:47,099
و دلیلش هم اینه که می‌خوام
یه بار دیگه بهتون اعتماد کنم

477
00:43:50,376 --> 00:43:54,244
به خاطر اینه که بهتون اطمینان دارم
...که مطابق دستورم عمل می‌کنین

478
00:43:54,279 --> 00:43:59,148
و دیگه اینکه به کمکتون نیاز دارم
و دوباره ازتون می‌خوام کمکم کنین

479
00:44:01,954 --> 00:44:07,017
و این آخرین باره که نادیدش می‌گیرم

480
00:44:16,368 --> 00:44:18,336
خب چی شد؟

481
00:44:18,370 --> 00:44:21,999
بانو هن بهمون رحم کرد

482
00:44:22,040 --> 00:44:24,838
زیادی مهربون نیست؟

483
00:44:24,877 --> 00:44:26,037
...مهربون؟ اصلا

484
00:44:26,678 --> 00:44:31,047
بانوی من، ممنونم
این اتفاق دوباره نمیفته

485
00:44:31,250 --> 00:44:33,980
بله، بانوی من. این اتفاق
دیگه هیچ وقت نمیفته

486
00:44:34,153 --> 00:44:39,318
خوبه،‌ برای همین بخشیدمتون
پس نگران نباشین و برگردین سر کارهاتون

487
00:44:39,358 --> 00:44:40,689
بله،‌ بانوی من

488
00:44:48,901 --> 00:44:52,701
چه اتفاقی برای بانوهایی که
به بانو هن بی‌احترامی کرده بودن افتاد؟

489
00:44:52,738 --> 00:44:54,968
چطوری مطیع شدن؟

490
00:44:55,574 --> 00:44:58,839
به خاطر بخشندگی بانو هن شد

491
00:44:58,877 --> 00:45:00,139
بخشندگی؟

492
00:45:00,846 --> 00:45:05,749
دیگه نمی‌دونم اسمش چی بذارم؟

493
00:45:06,318 --> 00:45:10,049
قدرت؟ یه چیزی شبیهش

494
00:45:10,088 --> 00:45:12,022
وقتی که بانوی اول شدم

495
00:45:12,157 --> 00:45:15,058
همه رو سرزنش می‌کنم
"و بعد می‌گم "ایندفعه شما رو می‌بخشم

496
00:45:17,396 --> 00:45:19,887
می‌دونین که منظورش از این چی بود؟

497
00:45:20,140 --> 00:45:21,107
نه

498
00:45:34,046 --> 00:45:36,844
موضوع چیه؟ مثل اینکه حالت خوب نیست؟

499
00:45:42,754 --> 00:45:44,153
...بانوی من

500
00:45:46,191 --> 00:45:51,493
خودم قصد دارم که در مورد یانگوم
...و بانو هن

501
00:45:54,533 --> 00:45:58,469
کاری هست که باید یه بار انجام بدم

502
00:46:00,739 --> 00:46:06,575
و برای شما سخته که به آشپزخانه‌ها
سر بزنین، پس من این کار رو می‌کنم

503
00:46:07,913 --> 00:46:09,778
می‌تونی؟

504
00:46:24,263 --> 00:46:26,891
واقعاً؟ واقعاً قصد داری انجامش بدی؟

505
00:46:32,337 --> 00:46:35,636
بله، پس باید کاری رو بکنی که می‌گم

506
00:46:43,015 --> 00:46:46,746
بانوی من، این‌ها دفترهایی هستن
که از کل آشپزخانه‌ها جمع کردم

507
00:46:47,419 --> 00:46:48,716
کارت خوب بود

508
00:46:48,754 --> 00:46:52,383
و هر چیز اضافی دیگه دوباره
به انبار تدارکات قصر برمی‌گرده

509
00:46:52,424 --> 00:46:54,619
و سفارش‌ها خیلی کم شده

510
00:46:54,660 --> 00:46:57,151
خوبه

511
00:46:58,196 --> 00:46:59,629
دربارش شنیدم

512
00:47:00,065 --> 00:47:01,157
درباره‌ی چی؟

513
00:47:01,199 --> 00:47:02,757
!کارتون خوب بود

514
00:47:05,270 --> 00:47:10,799
فکر می‌کردم قصد دارین
همه‌ی بانوهای قصر رو اخراج کنین

515
00:47:11,710 --> 00:47:13,302
فکر کردی که این کار رو می‌کنم؟

516
00:47:13,345 --> 00:47:14,243
بله

517
00:47:14,713 --> 00:47:15,771
چرا؟

518
00:47:15,981 --> 00:47:18,381
من رو خیلی تنبیه کردین
...وقتی که یه اشتباه کوچیکی کرده بودم

519
00:47:18,417 --> 00:47:21,580
و من رو به معبد اهم فرستادین

520
00:47:22,754 --> 00:47:24,449
احساس بدی داشتی؟

521
00:47:25,123 --> 00:47:26,454
بله

522
00:47:29,861 --> 00:47:33,490
برام یه کاری بکنین

523
00:47:35,667 --> 00:47:39,433
الان دو ماهه که آشپزی نکردم

524
00:47:41,607 --> 00:47:45,543
لطفاً، اجازه می‌دین که فرد
دیگه‌ای حسابرسی بکنه؟

525
00:47:45,577 --> 00:47:46,635
نه

526
00:47:48,280 --> 00:47:49,645
خیلی سخت گیرین

527
00:47:49,915 --> 00:47:51,405
هنوزم می‌گم نه

528
00:47:51,450 --> 00:47:52,781
چرا نه؟

529
00:47:53,852 --> 00:47:56,446
هنوز سه روز دیگه مونده
که دو ماه بشه

530
00:47:59,424 --> 00:48:02,257
قصد داشتم که فقط این کار
رو برای دو ماه انجام بدی

531
00:48:02,694 --> 00:48:04,355
واقعاً؟

532
00:48:04,396 --> 00:48:06,193
چیه؟ دلت می‌خواد که بیشتر این کار رو بکنی؟

533
00:48:06,231 --> 00:48:10,361
آه، نه. از اینکه کنارتون
آشپزی کنم بیشتر لذت می‌برم

534
00:48:22,114 --> 00:48:31,045
مادر، نمی‌تونم دوستت رو پیدا کنم
به همه‌ی ظرف‌های سرکه سر زدم

535
00:48:31,089 --> 00:48:35,992
اما نتونستم پیداش کنم
می‌تونم موضوع تو رو به بانو هن بگم؟

536
00:48:36,028 --> 00:48:40,431
می‌تونم نامت رو به بانو هن نشون بدم
می‌تونم، مادر؟

537
00:50:19,798 --> 00:50:21,231
خردل رو بیار

538
00:50:36,081 --> 00:50:37,548
این مال شماعه، بانوی من؟

539
00:50:37,582 --> 00:50:38,844
بله

540
00:50:40,118 --> 00:50:43,053
تمومش کردین

541
00:50:43,088 --> 00:50:44,419
درسته

542
00:50:52,297 --> 00:50:55,095
امروز غذاها به نظر خوشمزه میان

543
00:51:02,342 --> 00:51:05,209
تموم شد. اون رو سرو کنین کن-
باشه، بانوی من-

544
00:51:06,711 --> 00:51:08,235
دیر کردیم. عجله کنین

545
00:51:27,399 --> 00:51:32,302
این رو هیچ وقت تا حالا ندیدم
مال کیه؟

546
00:51:46,318 --> 00:51:49,913
درسته! چرا آشپزخانه
رو بررسی نکرده بودم؟

547
00:51:50,322 --> 00:51:53,189
می‌دونین
این ظرف سرکه مال کیه؟

548
00:51:53,358 --> 00:51:54,723
نمی‌دونم

549
00:51:54,759 --> 00:51:57,091
اجازه دست زدن به این وسایل رو نمی‌دن

550
00:51:57,529 --> 00:52:00,362
پس افرادی که غذا رو سرو می‌کنن کجان؟

551
00:52:00,398 --> 00:52:03,094
احتمالاً تو آشپزخانه‌
وسطی برای سرو غذا رفتن

552
00:52:04,102 --> 00:52:05,194
آشپزخانه وسطی؟

553
00:52:39,504 --> 00:52:42,905
این باید سرکه خرمالو باشه
که خیلی قدیمیه

554
00:52:46,011 --> 00:52:51,745
مزه‌ی این سرکه هر روز
بهتر و خوش طعم‌تر می‌شه

555
00:52:55,086 --> 00:52:56,917
خیلی خوبه

556
00:53:02,360 --> 00:53:03,258
یانگرو

557
00:53:03,295 --> 00:53:05,092
ها؟ چیه؟

558
00:53:06,031 --> 00:53:06,895
یون سنگ

559
00:53:06,932 --> 00:53:08,126
چیه؟

560
00:53:08,667 --> 00:53:09,929
بانوها کجان؟

561
00:53:09,968 --> 00:53:12,198
رفتن که غذاها رو سرو کنن

562
00:53:12,237 --> 00:53:13,329
درسته؟

563
00:53:13,838 --> 00:53:15,100
!یانگوم

564
00:53:16,574 --> 00:53:18,508
چرا با دیدنش جا خوردی؟

565
00:53:18,543 --> 00:53:21,569
!چی؟ منظورت چیه؟

566
00:53:21,613 --> 00:53:23,638
دوباره کار بدی کردی؟ ها؟

567
00:53:24,916 --> 00:53:30,855
هی، همیشه من رو مقصر نشون می‌دی که
انگار دوست دارم به یانگوم صدمه بزنم

568
00:53:30,889 --> 00:53:32,220
یانگوم؟

569
00:53:32,724 --> 00:53:34,555
چرا باید یانگوم صدمه ببینه؟

570
00:53:35,694 --> 00:53:37,753
من نگفتم مک گوم؟

571
00:53:50,175 --> 00:53:51,107
کارت خوب بود

572
00:53:51,142 --> 00:53:54,111
آه، نه، همه چیز رو درست کردین

573
00:53:54,312 --> 00:53:56,872
کبابت عالی بود

574
00:53:56,915 --> 00:53:58,177
واقعاً؟

575
00:53:58,216 --> 00:54:00,684
بله، بهتر از غذای من بود

576
00:54:00,708 --> 00:54:09,708
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

577
00:54:10,662 --> 00:54:13,859
اون سرکه خرمالو قدیمیه

578
00:54:15,400 --> 00:54:21,270
مزه و بوی این سرکه هر روز
بهتر و خوشمزه‌تر می‌شه

579
00:54:30,448 --> 00:54:34,077
چطوری اینجا رو تمیز نکردن؟
کجان؟

580
00:54:34,119 --> 00:54:35,245
!بانوی من

581
00:54:36,955 --> 00:54:39,753
اینجا ظرف سرکه رو ندیدین؟

582
00:54:40,458 --> 00:54:42,983
آه، بانو هن بردش

583
00:54:47,132 --> 00:54:48,690
بانو هن؟

584
00:54:49,768 --> 00:54:51,736
بله. چطوری؟

585
00:54:52,937 --> 00:54:56,065
همین طور اینجا واینسا
بیا اول اینجا رو تمیز کنیم

586
00:54:58,220 --> 00:55:02,850
یانگوم! موضوع چیه؟
این دخترها امروز چشونه؟

587
00:56:58,963 --> 00:57:00,521
یانگوم

588
00:57:03,935 --> 00:57:05,447
بانوی من

589
00:57:06,000 --> 00:57:08,000
تهیه وتنظیم زیرنویس : مهرداد
Director Subtitle : Mehrdad
