1
00:00:01,882 --> 00:00:04,882
تهیه وتنظیم زیرنویس : مهرداد
Director Subtitle : Mehrdad

2
00:00:04,907 --> 00:00:06,568
(قسمت بیست و یکم)

3
00:00:06,713 --> 00:00:10,149
برنگشته؟
بانو یونگ، چه اتفاقی افتاده؟

4
00:00:10,283 --> 00:00:13,150
حیوون‌ها مواد اولیه‌ی بانو
...هن رو دیشب از بین بردن

5
00:00:13,186 --> 00:00:17,885
پس برای تهیه‌ی مواد رفته
اما هنوز برنگشته

6
00:00:18,024 --> 00:00:20,618
چطوری مراقب بوده که
مواد اولیه‌اش از بین رفته؟

7
00:00:20,660 --> 00:00:25,063
با اینکه مواد از بین رفتن، باید
...سر وقت اینجا باشه و می‌تونست از

8
00:00:25,098 --> 00:00:27,430
مواد اولیه‌ی در دسترس استفاده می‌کرد
این‌ها از اصول برگزاری جشن نیست؟

9
00:00:27,467 --> 00:00:30,197
منم همینطور فکر می‌کنم و واسه‌ی همین
خواستم مسابقه رو تمومش کنیم

10
00:00:30,236 --> 00:00:32,796
اما بانو چویی بهم گفت
...وظیفه‌ی یه رقیب اینه که

11
00:00:32,839 --> 00:00:37,799
براش صبر کنه و مهم‌تر از اون
امروز تولد شماست

12
00:00:39,545 --> 00:00:43,345
پس کی این خوراک‌ها رو درست کرده؟

13
00:00:43,483 --> 00:00:47,351
این دختر که دستیار بانو هنه درستشون کرده

14
00:00:48,221 --> 00:00:51,281
نیازی به سوال بیشتر نیست
نتیجه از قبل معلومه

15
00:00:51,386 --> 00:00:54,184
اولیاحضرت، لطفاً اول به حرفم گوش بدین

16
00:00:55,294 --> 00:01:02,427
اون کسیه که به خاطر استادش
جون خودش رو به خطر انداخته

17
00:01:02,769 --> 00:01:08,298
به نظر میاد تونسته تا حالا کارشو خوب
انجام بده پس خواهشاً بهش لطف کنین

18
00:01:08,967 --> 00:01:13,427
بله، اولیاحضرت، مهم‌تر از اون
...این جشن تولدتون

19
00:01:13,452 --> 00:01:17,980
قبل از این که این یه مسابقه باشه
می‌ترسم ممکنه جشن تولدتون خراب بشه

20
00:01:19,919 --> 00:01:24,754
فکر نمی‌کنم خیلی دیر بشه، اگه
بعد از جشن بهش رسیدگی کنین

21
00:01:24,891 --> 00:01:31,797
حتماً. متأسفم صدامو رو تو
... همچین زمانی بلند کردم

22
00:01:31,831 --> 00:01:37,235
و از اونجایی که غذاشون اونقدرام
بد نیست، ادامه می‌دیم

23
00:01:37,570 --> 00:01:39,629
ادامه می‌دیم

24
00:01:40,206 --> 00:01:41,696
حتماً، اولیاحضرت

25
00:01:49,015 --> 00:01:50,710
مگه همه چیز تموم نشد؟

26
00:01:51,384 --> 00:01:55,912
تموم؟ فکر می‌کنم بخاطر اینکه یانگوم یه
مرحله رو برده، مسابقه ادامه داره، درسته؟

27
00:01:56,823 --> 00:01:57,847
!حتماً

28
00:01:59,525 --> 00:02:04,087
وقتی نتیجه‌ی مسابقه مشخصه، چرا
ملکه مادر همچین کاری رو انجام می‌ده؟

29
00:02:04,111 --> 00:02:14,111
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

30
00:02:14,135 --> 00:02:24,135
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

31
00:02:53,279 --> 00:02:56,840
شبیه خوراک گوشت دندس
اون میگوعه و اینم...؟

32
00:02:57,116 --> 00:02:58,879
اون قارچ و دنده‌ی گاوه

33
00:02:59,151 --> 00:03:00,778
قارچ و دنده‌ی گاو؟

34
00:03:01,153 --> 00:03:05,590
بله، گوشت دنده گاوی
که دور قارچ پیچیده شده و سرخ شدس

35
00:03:05,625 --> 00:03:07,820
خوردنش خیلی آسونه

36
00:03:23,309 --> 00:03:26,540
...بله، همیشه خوردن گوشت دنده مشکل بوده

37
00:03:26,579 --> 00:03:28,638
اما خوردن این آسون و خوشمزس

38
00:03:29,515 --> 00:03:32,382
قارچ‌ها هم خیلی معطر و خوشبوان

39
00:03:32,418 --> 00:03:35,251
این خوراک میگویی که
بیشتر می‌بینیم، نیست؟

40
00:03:47,733 --> 00:03:52,067
مزش کلا با خوراک معمولی متفاوته
چطوری اونو درست کردین؟

41
00:03:52,104 --> 00:03:53,571
این میگوی شرابیه

42
00:03:54,106 --> 00:03:59,134
میگوی شرابی؟
میگوها تو شراب خیلی موندن؟

43
00:03:59,178 --> 00:04:00,236
بله

44
00:04:02,548 --> 00:04:05,073
سه مرحله به این کار اختصاص داده شده

45
00:04:05,384 --> 00:04:06,908
با انجام سه مرحله؟

46
00:04:07,353 --> 00:04:11,289
اول از همه، میگوی زنده باید
از دریا گرفته شده باشه

47
00:04:11,324 --> 00:04:14,851
بعد با آب شسته بشه تا کل زهرش از بین بره

48
00:04:14,894 --> 00:04:20,833
و تو شراب دارویی گذاشته شده، بعد
در بالای ریگ‌های داغ، پخته شده

49
00:04:21,167 --> 00:04:23,897
...چه تلاش زیادی

50
00:04:24,303 --> 00:04:28,171
بله، فکر کنم که بخاطر همین مزش خوب شده

51
00:04:40,686 --> 00:04:43,814
جالبه، پس می‌تونین میگو رو تو شراب بذارین

52
00:04:43,856 --> 00:04:47,087
می‌فهمم، بانو چویی واقعاً متفاوته

53
00:04:47,126 --> 00:04:50,562
البته، چطوری یه دستیار
ساده می‌تونه شکستش بده؟

54
00:04:51,063 --> 00:04:57,662
آره، اما حقیقت اینه یانگوم هم یه
!دور برده، این عالیه

55
00:05:01,374 --> 00:05:02,602
چی شده؟

56
00:05:02,642 --> 00:05:04,132
کی برندس؟

57
00:05:04,877 --> 00:05:07,846
یه بار دیگه می‌بره و همه چیز تموم می‌شه

58
00:05:56,095 --> 00:05:58,757
شما بانو هن از آشپزخانه سلطنتی نیستین؟

59
00:05:58,798 --> 00:05:59,765
ببخشین؟

60
00:05:59,799 --> 00:06:01,892
من ژنرال مین جانگ هو از گارد سلطنتی‌ام

61
00:06:01,934 --> 00:06:04,027
به خواهش آقای گنگ اینجام

62
00:06:04,070 --> 00:06:05,196
متوجهم

63
00:06:05,471 --> 00:06:07,530
سریع به قصر همراهیش کنین

64
00:06:09,642 --> 00:06:10,836
بریم

65
00:06:12,211 --> 00:06:14,008
!کل این جا رو بگردین

66
00:06:40,573 --> 00:06:42,507
حدس می‌زنم بعد سرو این غذا
مسابقه تموم می‌شه

67
00:06:42,842 --> 00:06:48,075
بله، این بهترین خوراک شماعه، پس
کی جرأت می‌کنه حتی نزدیک بیاد؟

68
00:06:57,456 --> 00:07:01,620
چطوری ممکنه بانو هن هنوز نیومده باشه؟
درست کردنش برات خیلی سخته

69
00:07:02,561 --> 00:07:06,395
یانگوم، حالا چی می‌شه؟ همه چیز تمومه
اگه تو یه بار دیگه ببازی

70
00:07:07,867 --> 00:07:11,200
و بانو هن می‌خواست کباب لاک پشت
رو برای این دور آماده کنه

71
00:07:11,237 --> 00:07:17,437
خیلی بهتر از خوراک توعه
حالا چی...؟ حالا چی می‌شه...؟

72
00:07:18,077 --> 00:07:23,413
یون سنگ. حالا وقتشه که بری

73
00:07:24,817 --> 00:07:26,580
منظورت چیه؟

74
00:07:26,986 --> 00:07:31,514
باید با شرایط پیش اومده خودتو وفق بدی

75
00:07:35,261 --> 00:07:36,853
این یکی از اون وقت‌هاست

76
00:07:40,566 --> 00:07:46,937
باید تنهایی بدون هیچ ترس و نگرانی
با شرایط پیش بریم

77
00:08:12,865 --> 00:08:19,703
درست نیست، مادر؟ همه چیزی که
حالا دارم چیزیه که تو بهم دادی

78
00:08:20,406 --> 00:08:24,001
...لطفاً بهم کمک کن... لطفاً

79
00:09:03,048 --> 00:09:05,516
لطفاً بخورین و امتحان کنین

80
00:09:19,365 --> 00:09:23,199
گوشت خیلی نرمه،تو دهنم آب می‌شه

81
00:09:23,569 --> 00:09:25,400
این گوشت بچه‌ی گرازه

82
00:09:25,437 --> 00:09:31,103
بچه‌ی گراز؟ این یه بار تو
سفرهای شکارم امتحان کرده بودم

83
00:09:31,143 --> 00:09:37,048
مزش خیلی مخصوصه، می‌خواستم
یه بارم مادرم اون رو امتحان کنه

84
00:09:37,082 --> 00:09:42,543
،این تو اشقه، نخل
...چهل سکه، جعفری دارویی، سیر

85
00:09:42,588 --> 00:09:45,182
توفو، پیاز سبز و گردو هم خوابوندم

86
00:09:47,326 --> 00:09:53,458
تو سیلیکات (مایع) برای
تمیز کردن آب و بیشتر کردن مزش گذاشتم

87
00:09:53,732 --> 00:09:58,601
این دلیله که روی زبون
و گلو خوب آب می‌شه

88
00:10:36,976 --> 00:10:38,534
این تو چی خوابونیدین؟

89
00:10:40,913 --> 00:10:43,905
تو نخل، بلوط، دانه‌ی کاج
...اشقه، ریشه جعفری، انجیر

90
00:10:43,949 --> 00:10:46,679
برنج سیاه، لوبیا سیاه و ادویه‌جات قرار دادم

91
00:10:46,719 --> 00:10:51,452
...جواب سوال ملکه این نیست
...می‌خواد بدونه این عطر

92
00:10:51,490 --> 00:10:54,015
...و این مزه تند از کجاعه

93
00:10:54,393 --> 00:10:57,419
این بخاطر خاک(زمین) فلاوا یوستاعه

94
00:10:59,064 --> 00:11:00,292
خاک فلاوا یوستا؟

95
00:11:00,399 --> 00:11:05,200
این خاک رس بالای کورس

96
00:11:05,371 --> 00:11:08,431
نمی‌تونین خاک قرمز رنگی رو تهیه کنید
...و وقتی از خاک برای خشک کردن

97
00:11:08,474 --> 00:11:12,934
جوجه، قبل از پختش استفاده می‌کنین
همچین طعمی بدست میاد

98
00:11:13,278 --> 00:11:16,543
واقعاً؟ خاک می‌تونه طعم تند(معطری) بده؟

99
00:11:16,982 --> 00:11:22,045
بله، خودم چشیدمش، یکم تند و شوره

100
00:11:24,156 --> 00:11:27,592
عالیه! چطوری تونستی همچین
طعمی رو از خاک بگیری

101
00:11:28,127 --> 00:11:31,119
اینجا مرغ بدون بوعه
و گوشتم خیلی نرمه

102
00:11:44,643 --> 00:11:50,240
!بانوی من، براتون چه اتفاقی افتاده؟
داشتیم از نگرانی می‌مردیم

103
00:11:50,282 --> 00:11:53,945
یه اتفاق‌هایی افتاد. خب مسابقه چی شد؟

104
00:11:53,986 --> 00:11:57,114
یانگوم سه بار باخت

105
00:11:57,156 --> 00:11:59,249
و اگه یه بار دیگر ببازه، همه چیز تمومه

106
00:12:01,226 --> 00:12:03,126
یانگوم چی کار کرد؟

107
00:12:04,363 --> 00:12:08,561
!بانوی من؟! چه اتفاقی براتون افتاده؟

108
00:12:32,257 --> 00:12:35,249
واقعاً تصمیم گیری سخته

109
00:12:37,429 --> 00:12:43,368
...اما با نگاه کردن به ترکیبات و مواد غذاها

110
00:12:44,837 --> 00:12:46,805
من این رو انتخاب می‌کنم

111
00:13:03,655 --> 00:13:06,590
واقعاً فوق العادس که
اون همچین طعمی درست کرده

112
00:13:06,625 --> 00:13:11,528
فقط از خاک فلاوا یوستا استفاده کردن
بهتر از گوشت بچه گرازه

113
00:13:12,664 --> 00:13:14,996
منم همین فکر رو می‌کنم

114
00:13:20,272 --> 00:13:22,399
ممنونم، مادر

115
00:13:25,511 --> 00:13:28,173
!بانوی من، یانگوم برد

116
00:13:28,213 --> 00:13:32,149
بله، چیزی که فکر کردیم
!ناممکن بود انجام داد

117
00:13:32,184 --> 00:13:34,175
یانگوم دختر منه

118
00:13:35,521 --> 00:13:40,220
بانوی من، اما نباید ببازین
همین حالا به آشپزخانه برین

119
00:13:40,259 --> 00:13:41,226
بله، بانوی من

120
00:13:41,593 --> 00:13:43,288
همین حالا برین، بانوی من

121
00:13:43,428 --> 00:13:48,024
نه، این حالا مسابقه یانگومه

122
00:14:08,620 --> 00:14:09,917
چی شد؟

123
00:14:12,157 --> 00:14:13,488
چی شد؟

124
00:14:16,295 --> 00:14:17,956
!پس تو بردی

125
00:14:19,164 --> 00:14:23,362
!تو واقعاً فوق‌العاده‌ای
!خیلی عالی

126
00:14:25,504 --> 00:14:29,770
و اگه تو دور بعدی رو از دست بدی
...همه چیز تمومه

127
00:14:29,808 --> 00:14:32,333
خب هنوز باید اون رو سرو کنیم؟

128
00:14:39,318 --> 00:14:42,412
این بار، اول خوراک
بانو چویی رو امتحان می‌کنم

129
00:15:10,882 --> 00:15:15,785
طعم و مزش بی‌نظیره، از اونجاییکه
برنج رو با تخم‌های خرچنگ مخلوط کردین

130
00:15:15,821 --> 00:15:17,311
بله، مادر

131
00:15:18,257 --> 00:15:20,191
شما خیلی لطف دارین دارین

132
00:15:26,865 --> 00:15:29,356
چطوری جرأت کردی دیگچه رو اینجا بذاری؟

133
00:15:30,769 --> 00:15:32,327
برای این کار دلیلی داری؟

134
00:15:32,738 --> 00:15:33,966
بله، بانوی من

135
00:15:55,927 --> 00:15:58,760
این با مخلوط برنج‌های معمولی متفاوته

136
00:15:58,964 --> 00:16:03,162
برای همچین هوای سردی عالیه

137
00:16:03,201 --> 00:16:08,104
بله، نگران بودم بعضی از ما ممکنه
...به خاطر سرما

138
00:16:08,140 --> 00:16:12,236
دچار سوء هاضمه بشیم، اما خوردن همچین
برنج گرمی، درونم آرام کرد

139
00:16:12,711 --> 00:16:15,407
و وقتی اینو درست می‌کردی
به این چیزها فکر کردی؟

140
00:16:17,049 --> 00:16:20,610
با اینکه اون فقط یه دستیار سادس
ولی بازم خیلی با ملاحظس

141
00:16:20,652 --> 00:16:23,052
...و سعی کرده طعم برنج مخلوط (مرسوم) رو

142
00:16:23,088 --> 00:16:25,556
با یه سری تغییر کوچیک تو طرز تهیه تغییر بده

143
00:16:25,590 --> 00:16:27,490
!خیلی باهوشه

144
00:16:40,639 --> 00:16:42,470
حالا، سه به سه

145
00:16:51,783 --> 00:16:54,149
!چقدر ناامید کننده

146
00:16:54,186 --> 00:16:58,486
...حالا فقط مخلوط(فشرده) میوه مونده

147
00:17:00,859 --> 00:17:04,852
بانوی من، برای تهیه‌ی دسر
...بهترین دسرمو آماده کردم

148
00:17:04,896 --> 00:17:06,329
لطفاً بهم اعتماد کنین

149
00:17:20,812 --> 00:17:24,748
همه چیز به این دسر بستگی داره
و فکر می‌کنم خیلی سادس

150
00:17:24,983 --> 00:17:29,977
نه، این بهترین غذای من برای پادشاهه

151
00:18:58,276 --> 00:19:02,303
دسر شما، لاله کوهی سرخ شدس
!عالیه

152
00:19:05,383 --> 00:19:09,479
از اون جاییکه آخرین دسر اینجاست
...می‌خوام بپرسم که

153
00:19:10,689 --> 00:19:15,717
آخرین مرحله‌ی جشن آماده کردن
بهترین غذاتون برای پادشاه بود

154
00:19:17,095 --> 00:19:20,189
بهترین خوراکی که حاضر کردین چی بود؟

155
00:19:20,332 --> 00:19:22,994
بچه گراز بخار پز بود

156
00:19:24,736 --> 00:19:26,795
و برای شما مرغ بود؟

157
00:19:27,339 --> 00:19:28,636
نه، اون نبود

158
00:19:29,441 --> 00:19:30,465
پس؟

159
00:19:30,509 --> 00:19:35,071
در واقع، بانو هن تصمیم داشت کباب
...لاک پشت درست کنه که یادآور دوستش بود

160
00:19:35,113 --> 00:19:38,276
اما نتونست آمادش کنه

161
00:19:38,316 --> 00:19:42,082
پس شما دو تا، بهترین
خوراکتون آماده نکردین؟

162
00:19:42,120 --> 00:19:48,525
اولیاحضرت، اما من بهترین غذام رو آماده کردم

163
00:19:49,094 --> 00:19:50,425
تو؟

164
00:19:51,763 --> 00:19:53,196
چیه؟

165
00:19:54,199 --> 00:19:56,531
دسر توت وحشی

166
00:19:56,701 --> 00:19:57,690
چی؟

167
00:20:05,310 --> 00:20:07,744
منظورت، این دسر توت وحشیه؟

168
00:20:08,046 --> 00:20:09,638
بله، اولیاحضرت

169
00:20:17,589 --> 00:20:20,490
چرا این بهترین خوراکته؟

170
00:20:21,860 --> 00:20:28,629
توت وحشی آخرین غذاییه که
من قبل از مرگ مادرم بهش دادم

171
00:20:31,236 --> 00:20:36,503
خیلی نگران مادرم بودم
...و اون نمی‌توست بخوره، چون

172
00:20:36,541 --> 00:20:41,979
زخمی شده بود، من چند تا
توت وحشی انتخاب کردم و

173
00:20:42,013 --> 00:20:45,710
خودم اون‌هارو را جویدم و توی دهنش گذاشتم

174
00:20:49,554 --> 00:20:59,452
مادرم اون‌هارو را خورد و با
یه لبخند جواب داد و بعد مرد

175
00:21:03,802 --> 00:21:07,033
اعلیحضرت، پدر همه‌ی مردمه

176
00:21:07,339 --> 00:21:13,471
لطفاً از همه‌ی مردم مراقبت کنین مثل
مادرم که حتی بعد از خوردن غذای بی‌ارزش

177
00:21:13,511 --> 00:21:16,810
با لبخند جوابم داد

178
00:21:19,150 --> 00:21:25,020
این رو آماده کردم همونطور که
برای مادرم آماده کرده بودم

179
00:21:52,217 --> 00:21:54,185
خوشمزس

180
00:21:55,854 --> 00:22:01,520
احساس مادرت رو فراموش نمی‌کنم
وقتی مجبور بود تو رو ترک کنه

181
00:22:03,695 --> 00:22:08,029
من مادرت نگرانت رو فراموش نمی‌کنم

182
00:22:08,767 --> 00:22:14,262
و اینکه تنهایی چطور تونستی
به زندگی کردن ادامه بدی

183
00:22:16,307 --> 00:22:18,935
و با همون راه و روش، امور
ملت رو برنامه ریزی می‌کنم

184
00:22:18,977 --> 00:22:21,138
توت‌های وحشی بهترین غذا برای منه

185
00:22:21,179 --> 00:22:25,206
!و تو بهترین بانوی چوسان از آشپزخانه سلطنتی

186
00:22:38,663 --> 00:22:42,394
هیچ چیز دیگه‌ای برای گفتن
ندارم، وقتی این گفتین

187
00:22:42,434 --> 00:22:47,599
آه، نه، مادر این فقط نظر من دربارش بود

188
00:22:47,939 --> 00:22:53,172
شما باید تصمیم بگیرین
چون ناظر مسابقه هستین

189
00:22:53,578 --> 00:22:57,810
... می‌دونم، اما اگه این خواسته‌ی شماست

190
00:22:57,949 --> 00:23:03,285
آه، نه، مادر،فقط نظر منو ندین
نظر خودتون رو هم بگین

191
00:23:03,655 --> 00:23:04,952
...خب

192
00:23:04,989 --> 00:23:11,360
اولیاحضرت، می‌خوام معلمش رو
صرف نظر از نتایج ملاقات کنم

193
00:23:11,830 --> 00:23:13,798
...منم، اما

194
00:23:14,132 --> 00:23:18,831
متاسفم که صحبتتون قطع کردم
اما بانو هن برگشتن

195
00:23:19,137 --> 00:23:23,904
!واقعاً؟ پس بگین بیان داخل
!دوست دارم الان ایشون ببینم

196
00:23:40,792 --> 00:23:45,252
وقتی شنیدم شما دیر کردین
و حتی مواد اولیه نداشتین

197
00:23:45,296 --> 00:23:49,062
نظرم به سمت بانو چویی رفت

198
00:23:50,068 --> 00:23:55,734
اما بانوی اول باید بتونه
...افراد رو این طور آموزش بده

199
00:23:55,774 --> 00:23:59,175
و این ویژگی شماست که همچین دستیاری دارین

200
00:23:59,644 --> 00:24:05,139
با نگاه کردن بهتون، می‌فهمم
که افکارم اشتباه نیست

201
00:24:05,483 --> 00:24:08,145
و اگه مهارت‌های شاگردتون اینقدر خوبه

202
00:24:08,186 --> 00:24:11,155
دیگه چی راجع به مهارت‌های شما می‌شه گفت؟

203
00:24:13,057 --> 00:24:17,050
پادشاه برای تحسین شما و دستیارتون آمادن

204
00:24:17,662 --> 00:24:20,927
خب فکر می‌کنم اراده‌ی شاه
...از خواسته‌ی من محکم‌تره

205
00:24:22,567 --> 00:24:26,731
...بنابراین، برای احترام به خواسته‌ی شاه

206
00:24:26,771 --> 00:24:30,434
بانو هن رو به عنوان بانوی اول
آشپزخانه سلطنتی انتخاب می‌کنم

207
00:24:58,536 --> 00:24:59,525
!این عالیه

208
00:25:02,807 --> 00:25:03,967
...باور نکردنیه

209
00:27:03,661 --> 00:27:05,788
شما باید می‌شدین، بانوی من

210
00:27:06,597 --> 00:27:11,159
اما چه اتفاقی افتاد؟
شنیدم کشتی برگشته

211
00:27:11,202 --> 00:27:12,760
شما دزدیده شده بودین؟

212
00:27:13,871 --> 00:27:16,931
فکر می‌کنم اون‌ها می‌خواستن
مسابقه رو از دست بدیم

213
00:27:17,542 --> 00:27:20,705
آه، خدای من! اون‌ها به همچین
نقشه‌هایی هم فکر کردن؟

214
00:27:20,745 --> 00:27:25,546
پس، از بین بردن مواد اولیه
هم می‌تونه نقشه بوده باشه؟

215
00:27:31,122 --> 00:27:34,285
دیدی؟ بهت درباره‌ی دیدن
یانگوم تو رویام، شب پیش گفتم

216
00:27:34,325 --> 00:27:37,021
و بهت گفتم که فکر می‌کنم
بانو هن برنده می‌شه

217
00:27:37,061 --> 00:27:43,557
می‌فهمم...اگه به خاطر شما نبود
هنوز تا حالا سر درگم بودم

218
00:27:45,603 --> 00:27:51,735
اما درست کردن غذا برای یانگوم درست بعد
این که برنده شده، عجیب نیست؟

219
00:27:51,876 --> 00:27:53,901
کی ما درباره‌ی همچین چیزهایی نگران بودیم؟

220
00:27:54,345 --> 00:27:56,176
...حق با شماست

221
00:27:56,381 --> 00:27:59,748
به خاطر اینه که مردم دوسمون دارن، چون
تصورش رو هم نمی‌کنیم که بانوی اول باشیم

222
00:27:59,784 --> 00:28:02,912
پس می‌تونیم راحت زندگی کنیم

223
00:28:03,721 --> 00:28:06,315
دقیقاً، حتی اگه کسی یه
...مقامی رو راحت بهم بده

224
00:28:06,357 --> 00:28:09,349
...اونو نمی‌گیریم. شما هم دیدین

225
00:28:09,394 --> 00:28:13,262
هر وقت که ملکه مادر می‌خواست
حرف بزنه، چقدر استرس داشتن

226
00:28:14,265 --> 00:28:20,602
درسته، ترجیح می‌دم زیر
دستشون کار کنم و غذای خوشمزه بخورم

227
00:28:20,638 --> 00:28:23,869
بله! درسته! پس می‌تونیم طرف برنده رو بگیریم

228
00:28:23,908 --> 00:28:31,576
کمترین تلاشت نشون بده و راحت
زندگی کن، آروم برای یه زندگی طولانی

229
00:28:32,450 --> 00:28:36,819
حالا می‌بینم شما عاقل ترین فردین

230
00:28:37,922 --> 00:28:41,551
از حالا، فقط کاری می‌کنم که شما می‌کنین

231
00:28:42,260 --> 00:28:44,490
یانگوم پوسته خرمالو رو دوست داره، درسته؟

232
00:28:44,529 --> 00:28:45,393
بله

233
00:28:49,300 --> 00:28:51,666
الان داری چی می‌خوری؟

234
00:29:14,325 --> 00:29:19,991
مادر، ممنونم. تونستم
به خاطر شما، انجامش بدم

235
00:29:20,731 --> 00:29:23,165
ممنونم، مادر

236
00:29:28,673 --> 00:29:30,231
شما بانو سو نیستین؟

237
00:29:31,242 --> 00:29:35,975
بله، امشب شیفت منه

238
00:29:36,681 --> 00:29:40,674
آه، شنیدم به آزادی بانو هن کمک کردین

239
00:29:40,718 --> 00:29:43,380
خیلی ممنونم

240
00:29:43,688 --> 00:29:46,384
در واقع، نتونستم هیچ کمکی بهشون بکنم

241
00:29:47,458 --> 00:29:51,690
اما همه‌ی دزدها رو گرفتم
و تحویل پلیس دادم

242
00:29:51,729 --> 00:29:55,597
فردا، باید بفهمیم کی پشت همه‌ی
این کارهاست

243
00:29:55,633 --> 00:29:56,895
شما کردین؟

244
00:29:57,635 --> 00:29:58,693
بله

245
00:30:00,037 --> 00:30:03,700
کاری که امروز کردین خیلی خوب بود

246
00:30:06,944 --> 00:30:11,074
تا آخر مقاومت کردین و
...چیزی که شما تو سرو دسر گفتین

247
00:30:11,115 --> 00:30:13,709
اون کلمه‌ها تو قلبم می‌مونه

248
00:30:16,053 --> 00:30:20,183
من شرمنده می‌کنین

249
00:30:34,105 --> 00:30:35,072
اینجا چی کار می‌کنین؟

250
00:30:35,506 --> 00:30:37,337
...متعجب بودم که چطوری بررسی

251
00:30:37,375 --> 00:30:39,935
آدمایی که بانوی دربار رو
دزدیده بودن اینقدر طول کشید

252
00:30:39,977 --> 00:30:41,842
بانوی دربار رو دزدیده بودن؟

253
00:30:42,146 --> 00:30:44,011
اون‌هارو دیروز تحویل دادم

254
00:30:44,215 --> 00:30:48,845
خوب، آنها فهمیدند که آنها بازرگانانی بودند
... که در مسیرشان قرار گرفته بودند

255
00:30:48,886 --> 00:30:51,047
خب اون‌هارو امروز آزاد کردیم

256
00:30:51,355 --> 00:30:54,688
چی؟ خیلی راحت بانوی دربار دزدیدن

257
00:30:54,792 --> 00:30:56,760
گفتن می‌خواسته از قایق پیاده بشه

258
00:30:56,794 --> 00:30:57,988
چون فهمیده اشتباه کرده

259
00:30:58,029 --> 00:31:00,259
اما نمی‌تونستن بهش اجازه بدن
پیاده بشه، چون عجله داشتن

260
00:31:01,165 --> 00:31:03,998
این چیزیه که رئیس گارد دستور داده

261
00:31:04,035 --> 00:31:06,128
پس چرا نمی‌رین با خودشون
راجع بهش حرف بزنین؟

262
00:31:12,877 --> 00:31:14,902
برای این مشکل، متأسفم

263
00:31:14,946 --> 00:31:16,937
اجازه ندین، دوباره پیش بیاد

264
00:31:17,248 --> 00:31:18,408
بله، آقا

265
00:31:26,290 --> 00:31:27,723
شما برای دیدن من اومدین؟

266
00:31:27,758 --> 00:31:31,592
بله، آقا. این درباره‌ی سارق‌هاییه
...که دسته من بودن

267
00:31:31,896 --> 00:31:33,022
شما درباره‌ی چی حرف می‌زنین؟

268
00:31:33,064 --> 00:31:34,964
...افرادی که بانوی دربار رو گرفتن

269
00:31:34,999 --> 00:31:36,523
اون‌هارو آزاد کردم

270
00:31:36,567 --> 00:31:39,161
اما، اون‌ها یه بانوی دربار رو دزدیده بودن

271
00:31:39,203 --> 00:31:44,231
قبلاً بررسی کردم
...بانوی دربار مراقب نبوده

272
00:31:44,275 --> 00:31:50,077
و قایق بازرگان‌ها رو اشتباه گرفته
...و برای پیاده شدن پافشاری کرده

273
00:31:50,114 --> 00:31:52,048
...خب اون‌ها بهش اجازه دادن بره

274
00:31:52,650 --> 00:31:56,142
و شنیدم شما
...بازداشتشون کردین، بدون

275
00:31:56,187 --> 00:31:59,782
این که بهشون دلیلش رو بگین
خیلی شاکی بودن

276
00:32:06,797 --> 00:32:10,028
این کاغذیه که گواهی می‌ده
مشروبات به پادشاه داده شده، آره؟

277
00:32:10,067 --> 00:32:11,432
حتماً، البته

278
00:32:11,469 --> 00:32:14,597
آره، درسته! فکر می‌کنی
!با نوشته‌هات گول می‌خورم؟

279
00:32:15,767 --> 00:32:18,861
چطوری می‌تونی این کلمه‌ها رو بخونی؟

280
00:32:19,010 --> 00:32:22,411
نمی‌دونم، البته، فقط وانمود می‌کردم

281
00:32:24,448 --> 00:32:27,781
به هر حال، چه این توسط بانو هن
نوشته شده باشه یا توسط تو

282
00:32:27,818 --> 00:32:31,686
می‌گه که پادشاه شراب
مورچه قرمز ما رو خورد، درسته؟

283
00:32:31,822 --> 00:32:38,250
بله، این رو خیلی دوست داشته
اینجا رو نگاه کن، خیلی دوسش داشته

284
00:32:38,296 --> 00:32:42,460
کافیه، خب، مسئله اینه
که پادشاه این رو خورده

285
00:32:42,933 --> 00:32:47,529
هنوز معلوم نیست پادشاه اینو خورده یا نه

286
00:32:47,571 --> 00:32:50,665
باشه، جدا از این

287
00:32:50,708 --> 00:32:54,474
یانگوم رو بهترین بانوی دربار صدا زده

288
00:32:54,512 --> 00:32:56,275
!بله! درسته

289
00:32:56,314 --> 00:32:59,909
پس از این که بدونن ما
والدینشیم سود می‌بریم

290
00:32:59,950 --> 00:33:05,855
خانواده‌های بقیه‌ی بانوهای دربارم
این طوری زندگی می‌کنن

291
00:33:06,324 --> 00:33:10,761
این برای یانگوم خوبه؟

292
00:33:10,995 --> 00:33:16,126
البته، ما هیچ چیز
...غیر قانونی اینجا نمی‌فروشیم

293
00:33:16,167 --> 00:33:19,568
شراب مورچه قرمز باارزشه
فقط از اسم یانگوم استفاده می‌کنیم

294
00:33:19,603 --> 00:33:22,663
و این رو با قیمت نسبتاً بالایی می‌فروشیم

295
00:33:22,707 --> 00:33:24,265
...اما

296
00:33:24,308 --> 00:33:27,072
منظورت چیه، اما؟
...لازم نیست نگران باشی

297
00:33:27,111 --> 00:33:28,908
پس، فقط برو و یکم مورچه قرمز بگیر

298
00:33:29,447 --> 00:33:30,709
نه، نمی‌خوام

299
00:33:30,748 --> 00:33:32,010
!چی؟ نه؟

300
00:33:32,049 --> 00:33:36,145
نیش مورچه قرمز! نمی‌تونم مورچه قرمز بگیرم

301
00:33:36,187 --> 00:33:40,123
چرا تو...! همیشه یه
!کتک حسابی می‌خوای، ها؟

302
00:33:42,526 --> 00:33:44,790
می‌تونم همه چیز بگیرم، جز مورچه قرمز

303
00:33:52,303 --> 00:33:54,999
آقا ! چی باعث شده بیایین اینجا؟

304
00:33:55,039 --> 00:33:57,234
اومدم درباره‌ی اتفاق دیروز بپرسم

305
00:33:57,274 --> 00:34:01,938
حتماً، چرا نباید به هیانگ کیوم بریم
و نوشیدنی بخوریم و بحث کنیم؟

306
00:34:01,979 --> 00:34:06,609
از وقتی شما رفتین، اون خوب تربیت کردم
بریم

307
00:34:07,585 --> 00:34:11,214
بانو هن می‌دونست که سوار یه
قایق بازرگانی بوده؟

308
00:34:11,255 --> 00:34:13,655
البته! اون‌ها بهم گفتن مقصدش
به سمت بازار ماپوعه

309
00:34:13,691 --> 00:34:15,352
و واسه‌ی ‌‌همین، بهش گفتم سوارش بشه

310
00:34:15,393 --> 00:34:17,486
اون‌ها واقعاً گفتن، به سمت اون‌جا می‌رن؟

311
00:34:17,528 --> 00:34:19,962
البته، به چه دلیل دیگه‌ای باید
اجازه می‌دادم سوار قایقش بشه

312
00:34:19,994 --> 00:34:22,121
وقتی اینقدر عجله داشت؟

313
00:34:23,801 --> 00:34:26,998
پس باید هیانگ کیوم رو به ماپو بیارم؟

314
00:34:27,104 --> 00:34:29,698
چی؟ ماپو؟

315
00:34:35,146 --> 00:34:39,674
افسر گارد سلطنتیه
...و زندگیت می‌تونه تغییر بکنه

316
00:34:39,717 --> 00:34:42,845
و به اینکه چقدر راست بگی، بستگی داره

317
00:34:42,887 --> 00:34:44,479
آقا

318
00:34:50,194 --> 00:34:52,492
خب دوست دارین چی بدونین؟

319
00:34:52,730 --> 00:34:57,690
آخرین بار، پان سول چویی رو با پارک بو کیوم
که مسئول تدارکات غذاعه، اینجا دیدم

320
00:34:57,735 --> 00:34:59,669
اون‌ها مرتب همدیگه رو می‌بینن؟

321
00:34:59,703 --> 00:35:04,197
چویی پانسول همیشه اینجا میاد و بیشتر
اینجا پارک بو کیوم رو می‌بینه

322
00:35:04,241 --> 00:35:09,702
و بعضی وقت‌ها، آقای
اوه کیوم هو هم اینجا میاد

323
00:35:10,514 --> 00:35:13,381
منظورتون آقای اوه کیوم هو
از مرکز سرویس‌های غذاعه؟

324
00:35:13,417 --> 00:35:16,853
بله، بیشتر برای نوشیدن سه تایی اینجا میان

325
00:35:26,030 --> 00:35:29,158
شما خیلی بهش مطمئن بودین، اما حالا چی؟

326
00:35:29,366 --> 00:35:31,425
از این بابت شرمندم

327
00:35:32,603 --> 00:35:37,006
دردسر بزرگیه چون
...امنیت آشپزخانه سلطنتی رو تامین نکردیم

328
00:35:37,041 --> 00:35:41,102
اما بدتر از اون رئیس سرویس‌های غذا منم

329
00:35:41,145 --> 00:35:42,544
چند لحظه‌ای بیرون بمونین

330
00:35:48,853 --> 00:35:52,016
آشپزخانه سلطنتی بیشتر از طرف محصولاتی
که به قصر میاد بازرسی می‌شه

331
00:35:52,056 --> 00:35:55,355
پس ممکنه زمان و شرایط سختی به
...عنوان تنها مسئول محصولات داشته باشین

332
00:35:55,392 --> 00:35:59,328
و برای مدت طولانی نمی‌تونین تدارکات
قصر رو در اختیار داشته باشین

333
00:36:01,999 --> 00:36:05,196
اگه مدیرهای هر بخش
از رقبای دیگه، محصولات رو دریافت کنن

334
00:36:05,236 --> 00:36:07,363
نمی‌تونم هیچ کاری انجام بدم

335
00:36:07,404 --> 00:36:11,704
واسه‌ی همین ازتون خواستم باید شرایط
اطرافمون رو هر جور شده تغییر بدیم

336
00:36:11,942 --> 00:36:15,002
وقتی همه حاضر بودن
ملکه‌ مادر این رو اعلام کرده

337
00:36:15,045 --> 00:36:16,205
!چطوری می‌تونیم شرایطمون تغییر بدیم؟

338
00:36:16,247 --> 00:36:19,739
بانو چویی گفت ملکه مادر
نظرش دربارش تغییر داده

339
00:36:19,783 --> 00:36:23,150
و بانو هن هیچ وقت کنارتون واینمیسه

340
00:36:23,187 --> 00:36:24,916
لطفاً درک کنین

341
00:36:27,858 --> 00:36:29,758
...این زیاد نیست، اما

342
00:36:30,528 --> 00:36:31,859
چیه؟

343
00:36:36,734 --> 00:36:41,103
...چرا...شما

344
00:37:00,991 --> 00:37:02,458
لطفاً خبر بدین

345
00:37:02,626 --> 00:37:05,288
سرورم، بانو یونگ اینجان

346
00:37:05,329 --> 00:37:06,853
بذارین بیان داخل

347
00:37:14,004 --> 00:37:15,301
بشینین

348
00:37:21,779 --> 00:37:24,748
به نظر نمیاد خوب باشین
چه اتفاقی براتون افتاده؟

349
00:37:24,782 --> 00:37:28,775
بله، سرورم
اومدم یه چیزی ازتون بخوام

350
00:37:29,086 --> 00:37:30,348
ازم بخوای؟

351
00:37:30,588 --> 00:37:34,854
فکر نمی‌کنم بتونم بیشتر از
این تو نقش بانوی اول کار کنم

352
00:37:35,025 --> 00:37:38,586
و از اونجاییکه بانوی اول بعدی انتخاب شده

353
00:37:38,629 --> 00:37:42,497
می‌خوام کارها رو به بانو هن بسپارم
و به محض این که حل شد برم

354
00:37:43,200 --> 00:37:47,068
پس، لطفاً اجازش بدین

355
00:37:47,838 --> 00:37:53,674
پادشاه از شنیدنش ناراحت می‌شه
موندن براتون سخته؟

356
00:37:53,711 --> 00:37:55,042
بله، سرورم

357
00:37:56,981 --> 00:38:02,214
...به خاطر این که زندگی این طوریه
حتماً، برو و انجامش بده

358
00:38:02,786 --> 00:38:07,814
بله، سرورم. انجام می‌دم و بعد از
روز سوم قصر رو ترک می‌کنم

359
00:38:08,225 --> 00:38:11,217
زمان ترفیع بانو هن و رفتن بانو یونگه

360
00:38:11,261 --> 00:38:13,821
پس مطمئن شو ازش خوب مراقبت می‌شه

361
00:38:13,864 --> 00:38:17,595
یه دستور برای تغییر بانوی اول
طی سه روز داده شده

362
00:38:17,635 --> 00:38:18,795
شما می‌خواین چی کار کنین؟

363
00:38:19,003 --> 00:38:20,630
نمی‌تونم بهش اجازه
بدم این داشته باشه

364
00:38:21,005 --> 00:38:23,735
!چطوری؟ شما به یه شاگرد باختین؟

365
00:38:23,774 --> 00:38:30,236
چیزی واسه‌ی گفتن ندارم، اما بانوی من
بانو هن حتی مسابقه نداد

366
00:38:30,280 --> 00:38:34,410
ملکه مادم گفتن مسابقه کافی نبوده

367
00:38:34,985 --> 00:38:39,046
فقط نمی‌خواست جلوی
درخواست پادشاه قرار بگیره

368
00:38:39,089 --> 00:38:42,616
...و وقتی بدونه چه اتفاقی میفته

369
00:38:42,660 --> 00:38:46,687
بعد از این که بانو هن ترفیع بگیره
باید بهم کمک کنین

370
00:38:49,466 --> 00:38:54,335
بانوهای دربار زیادی کمک‌های
من و برادرم را دریافت کردن

371
00:38:54,371 --> 00:38:58,501
بانوهای دربار آشپزخانه‌های مختلف
بهم اعتماد کردن و وابستن

372
00:38:58,742 --> 00:39:03,008
فکر می‌کنین اون‌ها به بانو هن به
عنوان بانوی اول خدمت می‌کنن؟

373
00:39:03,614 --> 00:39:05,206
می‌خواین چی کار کنین؟

374
00:39:05,549 --> 00:39:07,540
می‌خوام همشون یکی کنم

375
00:39:07,584 --> 00:39:11,520
و ملکه مادر از کارم خوب حمایت می‌کنه

376
00:39:12,256 --> 00:39:15,123
بعد سه روز می‌خوام این بهت واگذار کنم

377
00:39:15,392 --> 00:39:18,725
بانوی من، هنوز
اینجا بهتون نیاز دارم

378
00:39:18,762 --> 00:39:22,027
ساکت باش
تو به اندازه‌ی کافی تحت نظرم مدیریت کردی

379
00:39:23,133 --> 00:39:30,665
این خودم بهتون واگذار می‌کنم
قبل از این که سلامتیم بدتر بشه

380
00:39:46,390 --> 00:39:47,982
!گوش کنین

381
00:39:52,062 --> 00:39:55,793
بعد از سه روز، تصمیم داریم
...مراسم انتخابی داشته باشیم

382
00:39:55,833 --> 00:39:58,131
برای بانو هن به عنوان بانوی اول دربار

383
00:40:00,838 --> 00:40:05,707
بانو مین، مطمئن شو همه‌ی کارها رو
...به بانوها گفتی

384
00:40:05,743 --> 00:40:09,679
همه چیز باید بدون هیچ اشتباهی آماده باشه و

385
00:40:09,713 --> 00:40:12,307
همچنین به بانوهای دیگه بگو
برای اون روز آماده بشن

386
00:40:12,349 --> 00:40:13,680
بله، بانوی من

387
00:40:24,394 --> 00:40:26,954
!آروم باشین و اینجا جمع بشین

388
00:40:33,470 --> 00:40:38,032
بعد از گرفتن همه‌ی برنج‌های مزارع با
کمک من، ازم عذرخواهی می‌خواین؟

389
00:40:38,075 --> 00:40:42,603
نه، اما تو مقامی هستم که مستقیماً
دستورهای ملکه مادر رو تایید می‌کنم

390
00:40:42,646 --> 00:40:45,706
اون کاریه که می‌خوام انجام بدم، اگه
...شما واقعاً یه هدف محکم داشته باشین

391
00:40:45,749 --> 00:40:48,513
‌باید بذارین همه‌ی
...بانوهای آشپزخانه‌ی دربار

392
00:40:48,552 --> 00:40:51,043
دستور ملکه مادر رو بدونن

393
00:40:52,389 --> 00:40:57,088
شما همچنین می‌دونین که
ملکه مادر با این موافق نیست

394
00:40:57,127 --> 00:40:59,687
کسیه که در مورد عدم شایستگی و

395
00:40:59,730 --> 00:41:02,665
سلسله‌ی بانوهای دربار
بهتر از هر کسی می‌دونه

396
00:41:03,133 --> 00:41:04,794
روتون حساب می‌کنم

397
00:41:21,585 --> 00:41:25,282
می‌دونم خانواده‌ی شما
روزهای سختی رو می‌گذرونن

398
00:41:25,322 --> 00:41:28,780
اگه بهم کمک کنین
منم به خانوادتون کمک می‌کنم

399
00:41:28,826 --> 00:41:31,522
تا بتونن تو موقعیتشون
مثل خانواده‌های دیگه بمونن

400
00:41:32,329 --> 00:41:35,730
بقیه‌ی بانوهای دربار قبلا پیشم اومدن

401
00:41:35,766 --> 00:41:38,326
نباید دربارش نگران باشین

402
00:41:47,711 --> 00:41:53,115
بانوی من، بانوهای شبستان منتظرن

403
00:41:53,684 --> 00:41:54,878
واقعاً؟

404
00:42:03,760 --> 00:42:06,524
اومدیم و منتظرتون بودیم چون نگرانیم

405
00:42:06,697 --> 00:42:10,064
هرگز به کسی مثل بانو هن خدمت نمی‌کنیم

406
00:42:10,968 --> 00:42:14,062
و شنیدم ملکه مادر باهاش مخالفه

407
00:42:14,204 --> 00:42:18,072
ما بهتون از الان واسه‌ی زمان
طولانی با واقعا خدمت می‌کنیم

408
00:42:18,642 --> 00:42:21,236
از شنیدنش ممنونم

409
00:42:21,478 --> 00:42:26,575
پس، محکم باشین و درباره‌ی بانوهای
زیر دستمون اصلاً نگران نباشین

410
00:42:27,117 --> 00:42:28,482
ممنونم

411
00:42:28,919 --> 00:42:30,887
این چیزیه که
می‌خواستیم بهتون بگیم

412
00:42:31,255 --> 00:42:34,190
حالا می‌ریم

413
00:42:44,067 --> 00:42:47,696
پس تصمیم گرفتن بعد از
سه روز این کار رو بکنن

414
00:42:47,738 --> 00:42:49,035
...بذار انجام بدن

415
00:43:05,989 --> 00:43:10,392
یاد نگرفتین چطوری تعظیم کنین؟
!دست چپت رو بالا بیار

416
00:43:10,527 --> 00:43:13,087
دست راستمون رو روی نوک دست چپمون نذاریم؟

417
00:43:13,130 --> 00:43:15,655
آخرین بار این طوری بهمون یاد دادین

418
00:43:16,233 --> 00:43:21,261
کی من کردم؟ دست چپتون رو
!روی نوک دست راستتون بذارین

419
00:43:21,305 --> 00:43:22,294
فهمیدین؟

420
00:43:22,706 --> 00:43:25,004
این درست نیست
...یون سنگ بهمون گفت

421
00:43:25,042 --> 00:43:27,237
دست راستمون رو روی نوک دست چپمون بذاریم

422
00:43:27,277 --> 00:43:30,041
ساکت باش، می‌خوای
!بهم گوش کنی یا نه؟

423
00:43:33,317 --> 00:43:35,410
ممکنه که آخرش ماجرا تغییر کنه؟

424
00:43:35,752 --> 00:43:38,346
بانو چویی احتمالاً نمی‌تونه
اجازه بده این اتفاق بیفته

425
00:43:38,956 --> 00:43:40,685
منظورتون چیه؟

426
00:43:41,158 --> 00:43:42,785
!می‌خوای چیو بفهمی، بچه؟

427
00:43:42,826 --> 00:43:49,459
می‌دونم. دوست ندارین
بانو هن بانوی اول آشپزخانه باشه

428
00:43:50,467 --> 00:43:54,233
چی؟ می‌خوای شلاق بخوری، یا نه؟
!بیا اینجا

429
00:44:03,146 --> 00:44:05,239
بانوی من، چانگ یی‌ام

430
00:44:12,789 --> 00:44:14,188
چرا اینجا اومدین؟

431
00:44:14,224 --> 00:44:17,625
اون‌ها دوستام از خیاط خونن

432
00:44:18,161 --> 00:44:19,093
و؟

433
00:44:19,129 --> 00:44:22,621
برای تهیه‌ی ابریشم براتون پول جمع کردیم

434
00:44:23,533 --> 00:44:24,591
ابریشم؟

435
00:44:25,168 --> 00:44:27,728
پس می‌تونیم یه لباس براتون درست کنیم

436
00:44:29,072 --> 00:44:32,473
فقط یه بانوی دربارم
می‌تونم چیزی که دارم رو بپوشم

437
00:44:32,943 --> 00:44:35,878
آه، نه، بانوی من ...لطفاً وایسین

438
00:44:55,098 --> 00:44:57,692
مطمئن نیستم بتونیم تا فردا
صبح همه چیز رو انجام بدیم

439
00:44:57,734 --> 00:45:00,794
می‌دونم. فکر کنم چیزهای زیادی
... رو از دست می‌دیم

440
00:45:00,837 --> 00:45:03,067
چون خیلی سریع اتفاق افتاد

441
00:45:03,273 --> 00:45:07,903
فکر می‌کنم به خاطر اینه که بانو یونگ
...می‌خواد این خودش تحویل بده

442
00:45:07,944 --> 00:45:10,412
وقتی سلامتیش داره بدتر می‌شه

443
00:45:10,447 --> 00:45:11,641
می‌دونم

444
00:45:12,983 --> 00:45:16,578
بانو یونگ دوست دارم. حتی اگه
...گاهی ترسناک باشه

445
00:45:16,620 --> 00:45:19,282
می‌تونست بامزه و خلاق باشه
... راجع به چیزهایی

446
00:45:19,322 --> 00:45:21,586
که بانو هن کمتر این طوریه

447
00:45:21,625 --> 00:45:22,649
حق با شماست

448
00:45:22,826 --> 00:45:25,192
بهش می‌گم! این چیزها
!رو پشت سرش می‌گین

449
00:45:25,228 --> 00:45:27,355
ولی، شما شروع کردین

450
00:45:28,498 --> 00:45:29,590
پس اینه؟

451
00:45:30,667 --> 00:45:33,830
به هر حال، یون سنگ کجاست
وقتی ما این طوری مشغولیم؟

452
00:45:33,870 --> 00:45:37,636
تنهاش بذارین. احتمالاً الان خیلی ناراحته

453
00:45:38,708 --> 00:45:40,335
باشه

454
00:45:43,880 --> 00:45:47,316
بانوی من، شما واقعاً باید فردا برین؟

455
00:45:48,351 --> 00:45:52,014
این فقط درتون رو برای
یه زمان کوتاه آروم می‌کنه

456
00:45:52,055 --> 00:45:53,249
باشه

457
00:45:54,224 --> 00:45:56,920
اینقدر بده؟

458
00:45:57,561 --> 00:46:00,359
لطفاً فردا صبح برگرد

459
00:46:00,564 --> 00:46:01,861
حتماً

460
00:46:06,570 --> 00:46:08,162
...بانوی من

461
00:46:08,371 --> 00:46:11,067
گریه کردن تمام کن
و کمک کن بشینم

462
00:46:13,276 --> 00:46:14,766
...بانوی من

463
00:46:16,546 --> 00:46:20,642
می‌خوام اتاق تمیز کنم
پس توام بهم کمک کن

464
00:46:21,284 --> 00:46:24,082
بانوی من، چرا می‌خواین
از قبل وسایلتونو جمع کنین؟

465
00:46:24,121 --> 00:46:28,080
برای کسی که داره می‌ره، بهتر
چیزی از خودش جا نذاره

466
00:46:28,125 --> 00:46:31,219
باید من فراموش کنی
به محض اینکه رفتم

467
00:46:31,261 --> 00:46:36,699
!به هیچ وجه بانوی من
!شما رو فراموش نمی‌کنم

468
00:46:40,370 --> 00:46:41,997
بیا اینجا

469
00:46:50,647 --> 00:46:55,482
چطوری می‌تونم بچه‌ای
مثل تو رو اینجا ترک کنم؟

470
00:46:59,189 --> 00:47:02,556
حتی وقتی همه چیز سخت می‌شه
نمی‌تونی کاری انجام بدی

471
00:47:02,592 --> 00:47:05,220
چطوری می‌تونم تو رو ترک کنم؟

472
00:47:25,982 --> 00:47:30,248
شما دارین اینجا چی کار می‌کنین؟
لطفاً بیرون وایسین

473
00:47:31,855 --> 00:47:35,791
می‌تونین بیرون بمونین
فردا فقط بشینین و بخورین

474
00:47:36,626 --> 00:47:40,084
می‌خواد غذای بانو یونگ رو خودش بپزه

475
00:47:48,238 --> 00:47:52,641
بانوی من، بانو یونگ
می‌خوان الان شما رو ببینن

476
00:48:04,854 --> 00:48:06,446
بشین

477
00:48:18,702 --> 00:48:23,366
فردا این قصر خسته کننده رو ترک می‌کنم

478
00:48:25,375 --> 00:48:31,314
خیلی قصر رو دوست داشتم وقتی
تو بچگی با پدرم دیدمش

479
00:48:31,348 --> 00:48:36,183
به قصر آمدم با وجود اینکه
پدرم سعی داشت مانعم بشه

480
00:48:37,153 --> 00:48:42,921
اما قصر رویایی که من تو بچگیم دیدم
فقط یه خیال بود

481
00:48:46,730 --> 00:48:51,793
با این حال همیشه شلوغ بوده
قصر تنها بوده

482
00:48:53,169 --> 00:48:59,438
حسادت وجود داشت احتمالاً
چون از تنها بودن خسته شدن

483
00:49:00,143 --> 00:49:06,412
خسته شدن از تنهایی، احتمالاً جنگیدن
که توسط شاه به رسمیت شناخته بشن

484
00:49:06,449 --> 00:49:11,386
خسته شدن از تنهایی، احتمالاً چاپلوسی
بقیه ره برای بدست آوردن ثروت گفتن

485
00:49:11,421 --> 00:49:17,792
خسته شدن از تنهایی، احتمالاً باید از
فریب‌کاری واسه‌ی قدرت داشتن استفاده می‌کردن

486
00:49:19,829 --> 00:49:23,390
یکم دلسوزی باش
یکم ترحم داشته باش

487
00:49:24,734 --> 00:49:29,330
اونقدری که می‌خوای از اخلاقیات
پیروی کنی با بقیه هم همدردی کن

488
00:49:29,372 --> 00:49:33,206
اگه نکنی، بقیه از تصمیمتون می‌ترسن

489
00:49:33,243 --> 00:49:36,337
و از این می‌ترسن

490
00:49:38,715 --> 00:49:44,312
... آسون نیست، البته
...مصمم باش و

491
00:49:47,424 --> 00:49:51,019
همچنان با رفتار بقیه با ذهن باز برخورد کن

492
00:49:51,895 --> 00:49:54,955
اما می‌تونی انجامش بدی
فقط بیشتر روشن فکر باش

493
00:49:55,598 --> 00:50:01,093
این‌ها آخرین حرفایین که
بهت می‌خواستم بگم

494
00:50:04,941 --> 00:50:09,344
کارهای آدمیزاد مشکله، وقتی
تو توی کار آشپزخانه بهتری

495
00:50:09,379 --> 00:50:13,213
هیچ نگرانی دربارش ندارم

496
00:50:22,726 --> 00:50:28,392
نه، نباید به یه فرد
مریض احترام بذاری

497
00:50:29,799 --> 00:50:33,735
این کار برای یه فرد مردس

498
00:51:23,853 --> 00:51:26,879
اینجا چی کار می‌کنین وقتی
بدنتون آسیب دیدس؟

499
00:51:47,577 --> 00:51:51,980
می‌دونم بهتون بی‌احترامی‌ کردم

500
00:51:54,551 --> 00:51:58,647
لطفاً همه‌ی نفرت‌ها رو بریزین بیرون

501
00:52:01,791 --> 00:52:08,924
لطفاً با بانو هن مهربون باشین

502
00:52:15,905 --> 00:52:18,271
لطفاً اجازه بدین این بار ایشون کار کنه

503
00:52:20,743 --> 00:52:25,646
این آخرین خواستم به عنوان بانوی پیریه
که برای شصت سال تو قصر بوده

504
00:52:25,682 --> 00:52:28,150
لطفاً آروم کناره گیری کنین

505
00:54:00,810 --> 00:54:05,144
مراسم انتخاب بانوی اول
رو اینجا برگزار نکردیم؟

506
00:54:05,169 --> 00:54:15,169
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو

507
00:54:16,326 --> 00:54:19,261
بانو هن تو مسابقه شرکت نکرده

508
00:54:19,295 --> 00:54:24,130
و از اول به خاطر حمایت
بانو یونگ شرایط عادلانه نبود

509
00:54:24,267 --> 00:54:26,394
حتی ملکه مادر باهاش مخالفت می‌کن

510
00:54:26,436 --> 00:54:29,132
پس نمی‌تونیم قبولش کنیم

511
00:54:29,172 --> 00:54:32,573
و نمی‌تونیم همچین جایگاه
دوست‌های بانو هن رو قبول کنیم

512
00:54:32,609 --> 00:54:36,909
بله، اگه اون‌ها بگن کسی بانوی دربار
می‌شه حداقل از یه طبقه‌ی متوسط باشه

513
00:54:36,946 --> 00:54:40,404
قانون‌هایی برای بانوهای دربار وجود داره

514
00:54:40,450 --> 00:54:43,783
با این حال کشاورزها و
کارگرها بعضی وقت‌ها میان

515
00:54:43,820 --> 00:54:47,119
مقام‌های بالا توسط
نجییب زاده‌های اصیل پر می‌شه

516
00:54:47,156 --> 00:54:49,056
و داریم درباره‌ی آشپزخانه
سلطنتی حرف می‌زنیم

517
00:54:49,092 --> 00:54:53,324
نمی‌تونیم یه بانوی دربار رو که دختر یه
بردس، به عنوان بانوی اول قبول کنیم

518
00:54:53,363 --> 00:54:54,830
نمی‌تونیم اجازه همچین چیزی رو بدیم

519
00:54:54,864 --> 00:54:58,197
درسته. مرز بین برترین‌ها
...و عموم مردم محکمه و

520
00:54:58,234 --> 00:55:00,702
باید خیلی ممنون باشه که
تونسته وارد قصر شه

521
00:55:00,737 --> 00:55:03,137
چطوری جرأت می‌کن مقام بانوی اول رو بگیره؟

522
00:55:03,172 --> 00:55:05,333
بهتون یادآوری می‌کنم که
این آشپزخانه پادشاهه

523
00:55:05,375 --> 00:55:09,471
چطوری همچین فردی که از خانواده‌ی سطح
پایینه می‌تونه بیاد اینجا؟

524
00:55:09,512 --> 00:55:14,415
پس به هیچ وجه نمی‌تونیم قبولش کنیم
نمی‌تونیم بهش به عنوان مافوقمون خدمت کنیم

525
00:55:14,450 --> 00:55:19,080
لطفاً به ملکه مادر بگین

526
00:55:19,122 --> 00:55:22,819
ملکه مادر حتماً با درخواستمون موافقت می‌کنه

527
00:55:22,859 --> 00:55:28,491
زمان زیادی با بانو هن موافقت نمی‌کنه

528
00:55:28,531 --> 00:55:31,796
بله، حتی پادشاه تایید می‌کنه و
...تصمیمش رو پس می‌گیره

529
00:55:31,834 --> 00:55:34,496
وقتی صاحب منصب‌ها دیگه مخالفن

530
00:55:34,537 --> 00:55:40,407
حتماً، ملکه مادر درباره‌ی بی‌نظمی
سران بی‌تفاوت نمی مونه

531
00:55:53,556 --> 00:55:59,256
بانوی من، حالا می‌خواین چی کار کنین؟
هیچ کدوم از بانوها اینجا نیومدن

532
00:55:59,295 --> 00:56:00,557
حتی بانوهای کارگر؟

533
00:56:00,596 --> 00:56:05,158
نه... احساس می‌کنه سرکشین
اگه به اونجا برین. حالا چی؟

534
00:56:05,201 --> 00:56:09,604
می‌دنم، باید چی کار کنیم؟
زمان مراسم گذشته

535
00:56:09,639 --> 00:56:14,576
بانوی من، اگه بخوام برای مدت
طولانی زندگی کنم، باید چی کار کنم؟

536
00:56:14,610 --> 00:56:17,807
نمی‌دونم. هیچ وقت
قبلاً اینو تجربه نکرده بودم

537
00:56:18,150 --> 00:56:19,811
!بانوی من

538
00:56:20,249 --> 00:56:26,882
پس بذار وانمود کنیم بیماریم
فکر می‌کنم الان این بهترین راهه

539
00:56:26,923 --> 00:56:29,649
شما چی می‌گین؟ این
الان بهترین راهه؟

540
00:56:29,992 --> 00:56:33,621
چی شده؟
چطوری کسی رو نمی‌بینم؟

541
00:56:33,663 --> 00:56:35,255
...اونه

542
00:56:35,832 --> 00:56:37,026
حرف بزن

543
00:56:37,184 --> 00:56:41,603
نمی‌خواستم برم، اما منو
برای اومدن به جلسه تهدید کردن

544
00:56:41,637 --> 00:56:43,571
کی؟ کی همچین
کاری انجام داده؟

545
00:56:44,073 --> 00:56:50,740
همه‌ی بانوهای آشپزخانه دربار و
خانواده‌های سلطنتی جمع شدن

546
00:56:59,989 --> 00:57:04,585
باید الان یه تصمیم سریع بگیرین
لطفاً به ملکه مادر بگین

547
00:57:04,609 --> 00:57:13,609
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

548
00:57:13,770 --> 00:57:15,863
فکر می‌کنین دارین
!اینجا چی کار می‌کنین؟

549
00:57:16,773 --> 00:57:19,469
هنوز بانوی اول آشپزخانه سلطنتی‌ام

550
00:57:19,509 --> 00:57:22,307
بانوهای آشپزخانه دربار
!همین الان دنبالم بیاین

551
00:57:25,848 --> 00:57:29,682
بانوی سرپرست، قبلاً ازتون خواسته بودم

552
00:57:30,787 --> 00:57:38,125
بانو چویی قبلاً بهتون گفته بودم و
!مجبورین این کار ترسناک رو انجام بدین

553
00:57:39,028 --> 00:57:41,519
!...حتما تنبیه می‌شین

554
00:57:41,564 --> 00:57:45,547
!بانوی من! بانوی من
