1
00:00:04,193 --> 00:00:06,247
(قسمت نوزدهم)

2
00:00:06,271 --> 00:00:16,271
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:25,624 --> 00:00:29,595
سرورم، امروز باید به این
مسئله‌ی شرمآور رسیدگی کنین

4
00:00:29,620 --> 00:00:34,291
پس هرطور که مایلین این دختر رو مجازات
کنین و از خوردن این غذا نهایت لذت ببرین

5
00:01:10,530 --> 00:01:12,766
!این غذا واقعا عالیه

6
00:01:16,942 --> 00:01:20,979
سرورم، این بانوییه که به شما اهانت کرد

7
00:01:21,012 --> 00:01:23,148
باهاش باید چی کار کنیم؟

8
00:01:28,620 --> 00:01:32,390
این غذا باید نهایت غذایی باشه که
تو کاخ سلطنتی چین تهیه می‌شه

9
00:01:37,229 --> 00:01:40,899
ممکنه من از خوردن این همه غذا معاف کنین؟

10
00:01:44,316 --> 00:01:47,986
غذاهای مهمونی خیلی عالی بودن

11
00:01:48,870 --> 00:01:53,541
بله، این مهمونی تا دو روز آینده ادامه داره

12
00:01:53,566 --> 00:01:57,103
از پیشنهادتون ممنونم
اما مجبورم این پیشنهاد رو رد کنم

13
00:01:57,882 --> 00:02:03,455
سرورم، منظورتون چیه؟
ما این غذا رو مخصوص شما درست کردیم

14
00:02:03,488 --> 00:02:06,458
چون از اینکه شما مجبور بودین بخاطر گستاخی
این دختر غذایی بخورین که دوست نداشتین

15
00:02:06,491 --> 00:02:11,263
احساس شرمندگی می‌کنیم
واسه چی پیشنهاد ما رو رد می‌کنین؟

16
00:02:12,367 --> 00:02:15,003
!بخاطر این انسان گستاخ

17
00:02:17,241 --> 00:02:19,343
منظورتون چیه؟

18
00:02:19,571 --> 00:02:23,808
من تا حالا فقط دنبال
غذاهای خوش طعم و چرب بودم

19
00:02:23,842 --> 00:02:29,047
واسه همین با اینکه دیابت داشتم
و با توجه به اینکه آدم کلا موجود ضعیفیه

20
00:02:29,080 --> 00:02:33,652
با اینکه می‌دونستم این غذاها واسم خوب نیست
نمی‌تونستم از خوردنشون صرف نظر کنم

21
00:02:35,772 --> 00:02:39,909
من اهل چوسان نیستم و
زمان زیادی هم اینجا نمی‌مونم

22
00:02:39,934 --> 00:02:43,537
تو می‌تونستی چیزی رو که من می‌خواستم
به من بدی و من راهی کنی

23
00:02:43,562 --> 00:02:46,031
واسه چی تو کارت اینقدر سرسختی نشون دادی؟

24
00:02:50,435 --> 00:02:52,103
!سریع جوابشون بده

25
00:02:53,738 --> 00:02:59,010
من فقط طبق اصول
بانو هن عمل کردم

26
00:02:59,277 --> 00:03:01,479
اصولشون چیه؟

27
00:03:01,713 --> 00:03:08,186
هیچ وقت غذایی رو که واسه
...مصرف کنندش مضر، درست نکن

28
00:03:08,219 --> 00:03:11,222
مهم نیست تو چه موقعیتی قرار داری

29
00:03:11,256 --> 00:03:14,826
گفتن که این وظیفه یه آشپز

30
00:03:15,660 --> 00:03:18,930
حتی اگه زندگیت به واسطه اون تو خطر باشه؟

31
00:03:18,964 --> 00:03:27,005
بانو هن خودش اینکار رو وقتی
اون به زور می‌بردن، ثابت کرد

32
00:03:28,907 --> 00:03:32,410
شما دو نفر حقیقتاً افراد لجوجی هستین

33
00:03:33,612 --> 00:03:39,551
بسیار خوب، همونطور که کسی که غذا رو
درست می‌کنه، مسئولیتی داره

34
00:03:39,584 --> 00:03:44,623
کسی که غذا رو می‌خوره هم
یه مسئولیتی داره که باید اون رو رعایت کنه

35
00:03:45,657 --> 00:03:50,095
وقتی کسی که غذا رو درست می‌کنه
تلاش می‌کنه تا سلامتی خودش حفظ کنه

36
00:03:50,128 --> 00:03:55,634
واسه‌ی من فرصتی نمی‌مونه تا
...نسبت به سلامتی خودم بی توجه باشم

37
00:03:55,667 --> 00:03:58,570
و چیزی رو بخورم که برام مضره

38
00:04:01,139 --> 00:04:05,677
کسی که غذا رو می‌خوره هم مسئولیتی
داره که باید اون رو رعایت کنه

39
00:04:05,777 --> 00:04:10,715
اولین ظرف غذایی که برای من آماده
کردی مزه‌ی علف می‌داد

40
00:04:10,749 --> 00:04:16,554
اما هرچی بیشتر می‌خوردم طعم واقعی غذا
بیشتر معلوم می‌شد و خوشمزه بودن

41
00:04:16,588 --> 00:04:21,459
تو طعم غذا رو به آخرین درجه خوشمزگیش رسوندی

42
00:04:28,033 --> 00:04:31,469
با این حال تو کشور کوچیک چوسان
زندگی می‌کنی اما وسعت فکر

43
00:04:31,503 --> 00:04:35,707
و اصولت از کل کشور
پهناور چین بزرگتره

44
00:04:37,190 --> 00:04:40,831
می‌خوام که تو و مربی لجبازت
تا وقتی که من اینجا رو ترک می‌کنم

45
00:04:40,856 --> 00:04:44,737
مسئول درست کردن غذای من باشین

46
00:05:04,536 --> 00:05:07,339
بانوی من، براتون یه پیامی دارم

47
00:05:14,246 --> 00:05:15,647
لطفا بیاین بیرون

48
00:05:16,982 --> 00:05:21,019
شما دستور دارین که مجدداً برای
فرستاده مینگ غذا درست کنین

49
00:05:29,461 --> 00:05:30,929
!بانوی من

50
00:05:33,398 --> 00:05:36,868
فرستاده مینگ اصول شما رو قبول کرد

51
00:05:38,136 --> 00:05:42,374
آموزش‌هاتون شما درست بود، بانوی من
اصول شما درست بود

52
00:05:43,408 --> 00:05:44,209
...پس

53
00:05:44,242 --> 00:05:46,945
بله،ایشون غذای مجلل
کاخ سلطنتی چین رو رد کرد

54
00:05:46,978 --> 00:05:50,615
و می‌خواد تا روزی که اینجا رو ترک کنه
شما براش غذا درست کنین

55
00:05:53,451 --> 00:05:57,556
دختر بد
من خیلی نگرانت بودم

56
00:05:57,589 --> 00:06:01,626
شما الان شبیه بانو یونگ حرف می‌زنین

57
00:06:03,094 --> 00:06:04,963
بله، درست می‌گی

58
00:06:05,964 --> 00:06:13,271
سرورم، من آقای گنگ رو
چند وقت پیش نزد بانو یونگ فرستادم

59
00:06:13,305 --> 00:06:15,974
جدی! چطور بود؟

60
00:06:16,007 --> 00:06:21,146
نوشتن که فکر نمی‌کنه به
بیماری مسری مبتلا شده باشه

61
00:06:21,179 --> 00:06:22,647
واقعاً؟

62
00:06:22,948 --> 00:06:24,716
پس اینجا چه خبره؟

63
00:06:25,000 --> 00:06:27,603
گاهی اوقات پزشک‌ها افرادی رو که به
بیماری‌های دیگه‌ای مبتلا هستن

64
00:06:27,628 --> 00:06:31,432
همراه مبتلایان به بیماری مسری از قصر
خارج می‌کنن، چون از بیماریشون مطمئن نیستن

65
00:06:31,457 --> 00:06:34,034
...بله، درسته

66
00:06:34,059 --> 00:06:36,328
چون من تو این مدت درگیر
استقبال از فرستاده‌های مینگ بودم

67
00:06:36,353 --> 00:06:38,855
نمی‌تونستم به داخل قصر برگردم

68
00:06:40,776 --> 00:06:44,646
نگران بودم که چطوری
اوضاع رو تحت کنترل خودم دربیارم

69
00:06:46,280 --> 00:06:48,315
پس اگه ایشون بیمار نیستن

70
00:06:48,340 --> 00:06:50,375
به زودی همراه بقیه
به قصر برمی‌گردن

71
00:07:04,890 --> 00:07:09,728
تصمیم من واسه فرستادن شما
به آشپزخانه مهمونسرا درست بود

72
00:07:10,428 --> 00:07:13,598
غذای مهمونی رو درست کردم
چون به عنوان بانوی اول آشپزخانه

73
00:07:13,632 --> 00:07:19,704
باید یه کاری می‌کردم، اما اصول شما
شایستگی آن رو داشت که توسط ایشون قبول بشه

74
00:07:21,239 --> 00:07:25,076
همیشه زمانی که فرستاده‌ای
از چین می‌اومد یکم نگران می‌شدم

75
00:07:25,110 --> 00:07:27,178
اما الان می‌تونم آرامش داشته باشم

76
00:07:27,212 --> 00:07:29,381
امیدوارم شما
به مراقبت عالیتون ادامه بدین

77
00:07:36,922 --> 00:07:42,327
بانو هن، نظرتون راجع به اینکه یه بار
دیگه داگو رو پیش بانو یونگ بفرستیم چیه؟

78
00:07:42,360 --> 00:07:48,133
بله، ما باید ازش بخوایم تا
پیش یه پزشک غیر درباری بره

79
00:07:48,166 --> 00:07:51,236
باید از حالش با خبر بشیم و
یکم غذای دارویی براش بفرستیم

80
00:07:51,269 --> 00:07:52,537
حتماً

81
00:07:56,641 --> 00:07:59,578
نگران بودم که اوضاع چطوری پیش می‌ره

82
00:07:59,611 --> 00:08:01,246
کارها تو مهمونسرا
به خوبی پیش رفت؟

83
00:08:01,279 --> 00:08:04,983
بله. همه چیز به خوبی پیش رفت
من خیلی جدی با بانو هن

84
00:08:05,016 --> 00:08:09,287
صحبت کردم و از این به بعد
مشکل خاصی پیش نمیاد

85
00:08:09,321 --> 00:08:11,122
خوبه

86
00:08:17,362 --> 00:08:21,499
اینجا مکان آموزشیه
جایی که شما واسه آینده آموزش می‌بینین

87
00:08:21,533 --> 00:08:27,639
و من بانو یون سنگ‌ام کسی که
قراره درکنار مربی‌ها به شما آموزش بده

88
00:08:27,672 --> 00:08:28,740
اسم من چیه؟

89
00:08:28,773 --> 00:08:30,508
!یون سنگ

90
00:08:31,619 --> 00:08:36,624
و اون‌ها دستیارهای من از بانوهای آینده
هستن گائه گیوم و مال گیوم

91
00:08:36,855 --> 00:08:37,689
اون‌ها کین؟

92
00:08:37,714 --> 00:08:40,884
!گائه گیوم و مال گیوم

93
00:08:40,988 --> 00:08:43,324
همگی بلند شین

94
00:08:47,993 --> 00:08:52,364
از اونجایی که قراره به شما آموزش بدم
باید به من احترام بذارین

95
00:08:52,931 --> 00:08:54,900
یک، دو، سه

96
00:09:05,143 --> 00:09:06,444
بسیار خوب

97
00:09:07,245 --> 00:09:11,082
بسیار خوب، حالا شما با یه همکار
به گروه‌های دو نفره تقسیم می‌شین

98
00:09:11,116 --> 00:09:15,053
اون‌هایی که بیشتر از ده سال سن دارن
باید با یه نفر از کوچیکترها هم‌گروه بشن

99
00:09:15,086 --> 00:09:21,893
تو، بیا اینجا. تو، اونجا
تو، اونطرف

100
00:09:21,927 --> 00:09:24,696
تو با دو نفر هم‌گروه شو. مشکلی نیست؟

101
00:09:26,998 --> 00:09:31,469
دلیل اینکه من همچین کاری کردم اینه که
با توجه به اینکه شما بزرگترین

102
00:09:31,503 --> 00:09:34,673
باید به افراد کوچیکتر از خودتون کمک
کنین و باهم دیگه کار کنین

103
00:09:34,706 --> 00:09:38,810
اون‌ها از شما کوچیکترن ولی حق
دستور دادن به اون‌ها رو ندارین. باشه؟

104
00:09:40,178 --> 00:09:47,252
الان به محل کار می‌ریم
همگی دنبال من بیاین

105
00:10:28,159 --> 00:10:31,997
اینجا آشپزخانس
جایی که شما قراره در اون کار کنین

106
00:10:32,030 --> 00:10:34,199
همگی بشینین

107
00:10:37,535 --> 00:10:39,738
شما دو نفر، بیاین اینجا

108
00:10:39,771 --> 00:10:41,239
هی، چی کار می‌کنی؟

109
00:10:41,273 --> 00:10:43,375
شما دوست‌های هم می‌شین
و باهم دیگه توی یه اتاق می‌رین

110
00:10:43,408 --> 00:10:45,710
بریم باهم یه غذای خزه دریایی خشک آماده کنیم

111
00:10:46,978 --> 00:10:50,181
هی، واسه چی به اون‌ها
کار ساده‌تری می‌دی؟

112
00:10:50,215 --> 00:10:51,049
بیاین بریم

113
00:10:52,017 --> 00:10:53,451
!شما دو نفر، همونجا وایسین

114
00:10:54,419 --> 00:10:56,254
به همون جای تعیین شده برگردین

115
00:10:57,055 --> 00:10:58,924
نه، همون کاری رو بکنین که می‌گم

116
00:10:59,491 --> 00:11:01,793
من اینجا مسئولم. به حرفم گوش کنین

117
00:11:02,160 --> 00:11:05,196
همه چیز مرتبه. شما فقط باید
به حرف‌های من گوش بدین. بیاین بریم

118
00:11:07,532 --> 00:11:08,934
نه، نمی‌تونی اون‌ها رو ببری

119
00:11:08,967 --> 00:11:10,268
به هیچ وجه

120
00:11:11,236 --> 00:11:14,139
فکر می‌کنین دارین جلوی بانوهای
آینده دربار چی کار می‌کنین؟

121
00:11:19,544 --> 00:11:23,448
من به عنوان مسئول، وظیفه اداره کلاس رو
...بر عهده داشتم، اما یانگرو اومد و

122
00:11:23,481 --> 00:11:27,652
یون سنگ دختری رو که توسط بانوی
اول منشی‌ها معرفی شده بود با

123
00:11:27,686 --> 00:11:29,754
دختری که توسط وزیر معرفی شده بود
و تو یه گروه قرار داد

124
00:11:29,788 --> 00:11:33,325
.کافیه! دلیلش هرچی که بوده، بماند
چطوری تونستین جلوی بانوهای آینده

125
00:11:33,358 --> 00:11:36,094
به بحث کردن ادامه بدین در حالی که
شما معلم‌های اون‌هایین!؟

126
00:11:36,127 --> 00:11:38,263
با این روش چی می‌تونین بهشون یاد بدین؟

127
00:11:38,296 --> 00:11:39,364
...اما یانگرو

128
00:11:39,397 --> 00:11:43,468
از این به بعد یانگرو وظیفه‌ی
آموزش بانوهای آینده رو داره

129
00:11:44,536 --> 00:11:46,104
البته، بانوی من

130
00:11:46,771 --> 00:11:50,842
یون سنگ، مثل یه بادکنک بدون نخ شدی

131
00:11:50,875 --> 00:11:53,578
اون نخ برمی‌گرده

132
00:11:54,412 --> 00:11:56,147
بله، البته

133
00:12:06,892 --> 00:12:08,159
چی شده؟

134
00:12:08,193 --> 00:12:13,565
بانو یونگ برمی‌گرده، درسته؟
اون برمی‌گرده، مگه نه؟

135
00:12:13,598 --> 00:12:15,400
چطوری؟ چیزی شنیدی؟

136
00:12:15,433 --> 00:12:19,938
نه، یانگرو اشتباه کرد
اما بانو چویی فقط من رو سرزنش کرد

137
00:12:19,971 --> 00:12:23,808
واقعاً؟ این یعنی که ما باید به
یانگرو احترام بذاریم؟

138
00:12:23,842 --> 00:12:26,611
من که نمی‌تونم همچین کاری بکنم

139
00:12:26,645 --> 00:12:29,614
فقط آرزوم اینه که بتونم بیشتر بخورم

140
00:12:42,928 --> 00:12:47,465
کاردار دیده که چه اتفاقاتی
راجع به میز بانو هن

141
00:12:47,633 --> 00:12:50,469
و بیماری دیابت فرستاده چین
و غذاهای مهمونی شما افتاد

142
00:12:50,494 --> 00:12:52,663
ملکه مادر چیزی راجع بهش شنیده؟

143
00:12:52,688 --> 00:12:56,858
کسی نیست که مسائل جزیی
بانوهای دربار رو گزارش کنه

144
00:12:58,543 --> 00:13:04,649
و همه چیز تحت امر من نبود؟ به عنوان
بانوی اول، من بانو هن رو به مهمونسرا

145
00:13:04,683 --> 00:13:08,987
فرستادم و فرستاده چین
برای تعریف کردن از غذای من و بانو هن

146
00:13:09,020 --> 00:13:13,058
تردید نکرد. پس
همه چیز مرتبه

147
00:13:13,925 --> 00:13:17,429
و من درست به وظایفم عمل کردم

148
00:13:20,406 --> 00:13:25,178
خیلی از شنیدن اینکه
شما همچین تصمیمی گرفتین خوشحالم

149
00:13:25,204 --> 00:13:27,573
به هر حال این موضوع باید تموم می‌شد

150
00:13:27,598 --> 00:13:31,435
خیلی ازتون ممنونم
مایلین که یه گردش داشته باشین؟

151
00:13:31,460 --> 00:13:33,562
تا زمانیکه ما کارها رو اینجا انجام بدیم؟

152
00:13:33,612 --> 00:13:38,383
نه، ممنون. من می‌خوام از غذایی که
بانوهای دربار برام می‌آورن لذت ببرم

153
00:13:38,408 --> 00:13:43,347
با اینکه اون فقط یه بانوی درباره
برام داستان‌های زیادی در مورد غذاها

154
00:13:43,380 --> 00:13:46,650
از سخن‌های کنفوسیوس تعریف می‌کنه
باید بگم که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

155
00:13:47,425 --> 00:13:52,330
شاید دلیل اینکه به راحتی تونستم
تصمیم گیری کنم به خاطر اون‌ها باشه

156
00:13:52,364 --> 00:13:57,569
حالا که احساس بهتری از جسم و فکرم دارم
احساس می‌کنم که فکرم بازتر شده

157
00:13:57,602 --> 00:14:00,105
کمتر از مسائل ایراد می‌گیرم

158
00:14:01,640 --> 00:14:06,645
این استراتژی شما نبود که بهشون
دستور دادین این کار رو انجام بدن؟

159
00:14:06,678 --> 00:14:11,116
سرورم، این کاملا اشتباه

160
00:14:12,284 --> 00:14:14,219
من فقط شوخی کردم

161
00:14:20,792 --> 00:14:25,363
پس بالاخره انتخاب جانشین
پادشاه خوب پیش رفت؟

162
00:14:25,397 --> 00:14:26,998
بله، اعلیحضرت

163
00:14:27,198 --> 00:14:30,435
تصمیم درستی گرفتم که
تورو مسئول این کار کردم

164
00:14:30,468 --> 00:14:35,173
شما لطف دارین، اعلیحضرت فکر می‌کنم که مینگ
نمی‌تونست بیشتر از این، این کار ادامه بده

165
00:14:35,206 --> 00:14:39,878
با دیدن قدرت شما وقتی به مسئله
جورچن" به خوبی رسیدگی می‌کردین"

166
00:14:39,911 --> 00:14:42,614
برای مینگ نشونه واضحی واسه تصمیم گیری بود

167
00:14:42,647 --> 00:14:46,451
فکر می‌کنم که اون‌ها قبل از ورود
فرستاده تصمیم خودشون رو گرفته بودن

168
00:14:46,484 --> 00:14:50,055
با این حال، فرستاده‌های
قبلی بهونه گیری نمی‌کردن؟

169
00:14:50,088 --> 00:14:53,458
بله، درسته

170
00:14:53,491 --> 00:14:55,126
خیلی خوبه

171
00:14:55,160 --> 00:14:58,563
این بخاطر زحمت‌های شماعه
و واسه‌ی من خیلی خوشحال کنندس

172
00:14:59,197 --> 00:15:02,234
لطف شما بی‌اندازس سرورم

173
00:15:03,128 --> 00:15:04,930
شما خوب عمل کردین

174
00:15:05,166 --> 00:15:06,735
خواهش می‌کنم. قابلی نداشت

175
00:15:07,639 --> 00:15:14,412
خیلی نگران بودم که مبادا
از غذا ایرادی بگیره

176
00:15:14,446 --> 00:15:17,616
و پادشاه ناراحت بشن اما بانو چویی
به خوبی از پس این کار براومدن. درسته؟

177
00:15:17,649 --> 00:15:23,455
بله سرورم، بدون بانو چویی
کارها به این خوبی پیش نمی‌رفت

178
00:15:23,488 --> 00:15:26,024
بله، خوبه... خوبه

179
00:15:26,057 --> 00:15:30,595
پس، همونطور که قبل از اینم پیشنهاد دادم
...بانو چویی باید به عنوان بانوی اول

180
00:15:30,629 --> 00:15:33,732
اولیا حضرت، ملکه اینجان
تا به شما تبریک بگن

181
00:15:33,765 --> 00:15:35,500
بگین بیان داخل

182
00:15:56,021 --> 00:15:59,090
خب حالا آروم‌تر نشدین؟

183
00:15:59,124 --> 00:16:02,160
متأسفم که باعث نگرانیتون شدم

184
00:16:02,193 --> 00:16:05,263
منم اگر جای شما بودم همین قدر ناراحت می‌شدم
شما چطوری می‌تونستین در آرامش باشین

185
00:16:05,297 --> 00:16:09,267
وقتی دایه‌ی خودتون رو که
شما رو بعد از مرگ مادرتون

186
00:16:09,301 --> 00:16:12,103
بزرگ کرده بود، از دست دادین؟

187
00:16:12,671 --> 00:16:18,677
نامه ای که ایشون قبل از مرگشون
برای من نوشته بودن واقعاً من آروم کرد

188
00:16:19,144 --> 00:16:20,779
پس به خاطر همین حالتون بهتره

189
00:16:21,613 --> 00:16:23,782
در مورد چی صحبت می‌کردین؟

190
00:16:24,216 --> 00:16:26,851
می‌تونین برین

191
00:16:27,285 --> 00:16:28,753
بله، اولیا حضرت

192
00:16:34,359 --> 00:16:37,062
من بانوی آشپزخانه رو که از فرستاده
پذیرایی کرده بود تشویق می‌کردم

193
00:16:37,095 --> 00:16:41,566
چون مسئله انتخاب جانشین
پادشاه به خوبی پیش رفت

194
00:16:41,600 --> 00:16:47,806
بله، منم شنیدم
اما چیزهای عجیبی شنیدم

195
00:16:47,839 --> 00:16:49,474
چیزهای عجیب؟

196
00:16:51,509 --> 00:16:56,014
فکر می‌کنم که الان باید
خیلی برای مطرح کردن این مسئله زود باشه

197
00:16:56,047 --> 00:16:56,781
بله

198
00:16:56,815 --> 00:17:00,886
بانوی من، پزشک جونگ یون سو اینجان

199
00:17:00,919 --> 00:17:03,889
من ایشون رو دعوت کردم. بگین بیان داخل

200
00:17:11,763 --> 00:17:15,767
بیماری کنترل شد؟

201
00:17:15,800 --> 00:17:21,139
به نظر خیلی نگران کننده نیست
ظاهراً حال مردم داره بهتر می‌شه

202
00:17:21,172 --> 00:17:25,510
بعد از علائم سرماخوردگی
حالت تهوعه و بعد یرقان

203
00:17:25,544 --> 00:17:26,745
واقعاً؟

204
00:17:26,778 --> 00:17:30,615
پس بانوهای دربار کی می‌تونن
به قصر برگردن؟

205
00:17:30,649 --> 00:17:32,817
فکر می‌کنم تقریباً ده روز دیگه

206
00:17:32,951 --> 00:17:38,256
به کمک پرستارها از حال
بانو یونگ باخبر می‌شین، درسته؟

207
00:17:38,290 --> 00:17:39,858
بله، بانوی من

208
00:17:54,606 --> 00:17:59,744
چطوری همراه مردم بیمار به اینجا اومدین
وقتی وضعیت کلیه‌هاتون تا این حد وخیمه؟

209
00:17:59,778 --> 00:18:02,247
چطوری؟ وضعیت من اینقدر بده؟

210
00:18:02,280 --> 00:18:06,051
بله، با توجه به اینکه در بین مردم
علائم یرقان ظاهر می‌شه، این بیماری به

211
00:18:06,084 --> 00:18:09,454
کبد آسیب می‌رسونه
حال شما خیلی بده

212
00:18:09,654 --> 00:18:13,091
برای همینه که حالشون بدتر شده؟

213
00:18:15,560 --> 00:18:21,166
حال همه‌ی ما بهتر شده
اما حال ایشون بدتر شده

214
00:18:21,199 --> 00:18:24,569
ایشون حتی نمی‌تونن راه برن
و رنگ چهرشون مدام تیره‌تر می‌شه

215
00:18:24,603 --> 00:18:26,571
و بشدت عرق می‌کنن

216
00:18:26,605 --> 00:18:30,041
با اینکه، ایشون به بیماری مبتلا نیستن
...پس من دلیلی نمی‌بینم

217
00:18:30,075 --> 00:18:33,078
که برای چی حالشون یهویی
اینقدر بد شده

218
00:18:33,111 --> 00:18:35,013
باید براشون دارو تهیه کنم؟

219
00:18:35,046 --> 00:18:38,083
ایشون الان تحت درمان داروهای
پزشک‌های دربارن

220
00:18:38,116 --> 00:18:39,284
واقعاً؟

221
00:18:39,317 --> 00:18:42,587
با وجود اینکه پزشک باید به همه‌ی بیمارها رسیدگی می‌کرده می‌تونسته درست دارو تجویز کنه؟

222
00:18:42,621 --> 00:18:47,492
بانو یونگ، برای چی از
داروهای خوبی که بانو هن

223
00:18:47,525 --> 00:18:50,662
با پول خودش براتون تهیه
کرده استفاده نمی‌کنین؟

224
00:18:50,695 --> 00:18:55,834
با این وجود، چطوری می‌شه که پزشک‌های دربار
از پزشک‌های عادی بدتر باشن؟

225
00:18:55,867 --> 00:18:58,036
پزشک‌های دربار بهترن؟

226
00:18:58,069 --> 00:19:02,407
بله، در واقع اون‌ها از بهترین داروها
تو قصر استفاده می‌کنن

227
00:19:12,884 --> 00:19:18,023
بانوی من، آقای گنگ
داگو می‌خوان شما رو ملاقات کنن

228
00:19:19,257 --> 00:19:23,328
بسیار خوب

229
00:19:31,102 --> 00:19:32,470
برای چی اینجا اومدی

230
00:19:32,504 --> 00:19:34,573
من... من

231
00:19:34,606 --> 00:19:38,476
من ازش خواستم که
حال بانو یونگ رو بررسی کنه

232
00:19:38,510 --> 00:19:41,479
واقعاً؟ فهمیدین ایشون چه مشکلی دارنن؟

233
00:19:41,513 --> 00:19:42,681
بله

234
00:19:42,714 --> 00:19:43,748
چطورن؟

235
00:19:43,782 --> 00:19:46,818
به نظر میاد که حالشون نسبت
به زمانی که تو قصر بودن بدتر شده

236
00:19:46,851 --> 00:19:49,221
بدتر شده؟ چقدر بدتر شده؟

237
00:19:49,254 --> 00:19:52,724
خیلی لاغر شدن

238
00:19:52,757 --> 00:19:54,693
و به سختی می‌تونن حرکت کنن

239
00:19:54,726 --> 00:19:57,095
چی؟

240
00:19:57,362 --> 00:20:00,498
دکتر پرسید که چرا ایشون
همراه بقیه‌ی بیمارهان

241
00:20:00,532 --> 00:20:03,602
در حالی که به بیماری مسری
مبتلا نیستن. علاوه بر این پزشک گفت

242
00:20:03,635 --> 00:20:06,438
که نمی‌دونه چرا حالشون بدتر شده

243
00:20:06,471 --> 00:20:08,874
در حالی که ایشون به بیماری مبتلا نیستن

244
00:20:09,174 --> 00:20:11,910
شما باید به دکتر می‌گفتین
که براشون دارو تجویز کنه

245
00:20:11,943 --> 00:20:15,013
پرستار به ما گفت که
پزشک دربار برای ایشون دارو

246
00:20:15,046 --> 00:20:17,682
تجویز کرده، بنابراین ما اونجا رو ترک کردیم

247
00:20:21,498 --> 00:20:24,001
برای چی اینجا اومدین؟

248
00:20:24,223 --> 00:20:26,225
اعلیحضرت من رو احضار کردن؟

249
00:20:26,250 --> 00:20:28,853
نه، درخواست ملکس

250
00:20:28,878 --> 00:20:30,646
ملکه؟

251
00:20:30,671 --> 00:20:33,273
بله، ایشون یکی از
بانوهای آشپزخانه رو احضار کردن

252
00:20:33,298 --> 00:20:36,034
اما به من گفته شده که ایشون
تو آشپزخانه مهمونسرا هستن

253
00:20:36,059 --> 00:20:39,663
یه بانوی آشپزخانه؟ کدوم بانو؟

254
00:20:39,688 --> 00:20:47,162
ایشون می‌خوان هر چی زودتر بانویی رو
که از دایشون مراقبت کرده ملاقات کنن

255
00:20:47,187 --> 00:20:50,357
...بانویی که از دایه‌ی ایشون مراقبت کرده

256
00:20:50,382 --> 00:20:51,716
اون یانگومه

257
00:20:52,769 --> 00:20:53,970
واقعاً؟

258
00:21:21,780 --> 00:21:23,248
بشینین

259
00:21:25,550 --> 00:21:30,555
سرورم، ایشون بانو سو هستن
کسی که از دایه‌ی شما مراقبت کرد

260
00:21:30,589 --> 00:21:32,424
دلیل احضار چی بود؟

261
00:21:32,457 --> 00:21:36,094
دلم برای دایم تنگ شده
و فکر کردم که بانویی رو که

262
00:21:36,127 --> 00:21:38,330
ازش مراقبت کرده رو ملاقات کنم

263
00:21:38,663 --> 00:21:40,365
بله، سرورم

264
00:21:41,032 --> 00:21:44,536
دایه‌ی من با آرامش از دنیا رفت؟

265
00:21:44,569 --> 00:21:50,375
بله، سرورم، ایشون گفتن که
به خاطر زندگی کردن با همچین ملکه‌ی بزرگواری

266
00:21:50,408 --> 00:21:53,845
خیلی خوشبخت و سپاسگزار بودن

267
00:21:54,546 --> 00:21:57,749
تابوت ایشون تو
معبد "آن آهم" هست؟

268
00:21:57,782 --> 00:22:03,021
بله، روحانی بزرگ معبد مراسم رو
از صمیم قلب برای ایشون انجام داد

269
00:22:03,054 --> 00:22:05,590
سرورم، گاهی از اینجا دیدن کنین

270
00:22:06,324 --> 00:22:11,596
من به اون بیشتر از مادرم نزدیک بودم

271
00:22:11,630 --> 00:22:14,599
من هنوز ناراحتم بخاطر اینکه اجازه دادم
یکی دیگه کاری رو که

272
00:22:14,633 --> 00:22:17,035
وظیفه‌ی من بود انجام بده

273
00:22:19,671 --> 00:22:24,276
سرورم، اون مطمئناً بدون کوچیکترین اشتباهی
از دایه‌ی شما مراقبت کرده

274
00:22:24,309 --> 00:22:27,846
و ایشون بدون شک با آرامش از این دنیا رفتن

275
00:22:28,680 --> 00:22:31,483
من اون به خاطر
اتفاقی که تو مهمونسرا افتاد

276
00:22:31,516 --> 00:22:33,818
خیلی متفاوت‌تر از بقیه دیدم

277
00:22:33,852 --> 00:22:35,854
چه اتفاقی تو مهمونسرا افتاد؟

278
00:22:35,887 --> 00:22:39,424
اون یه ظرفی پر از غذاهای دریایی
و سبزیجات برای فرستاده آماده کرد

279
00:22:39,457 --> 00:22:42,494
در حالی که اصرار داشت نمی‌تونه برای فرستاده
و باتوجه به دیابتشون، غذای روغنی آماده کنه

280
00:22:42,527 --> 00:22:48,033
اینطوری مهمونسرا تو
وضعیت بدی قرار گرفت اما اون همچنان

281
00:22:48,066 --> 00:22:51,002
غذاها رو با تمام وجودش آماده کرد
و فرستاده رو متقاعد کرد

282
00:22:51,036 --> 00:22:54,306
در آخر فرستاده
از ایشون تشکر کرد

283
00:22:54,339 --> 00:22:56,074
واقعاً؟

284
00:22:56,308 --> 00:22:59,978
ایشون همچین شخصیتی داره
پس در مورد دایه‌ی شما هم بدون شک

285
00:23:00,011 --> 00:23:02,247
هر چی از دستش برمی‌اومده انجام داده

286
00:23:32,410 --> 00:23:34,212
بانوی من، بلند نشین

287
00:23:36,214 --> 00:23:39,184
تو باید جایی بری

288
00:23:39,217 --> 00:23:43,488
منظورتون چیه؟ اون‌ها گفتن که ما
نباید از اینجا خارج بشیم

289
00:23:43,521 --> 00:23:47,459
تا وقتی که نمی‌دونن
بیماری کنترل شده یا نه

290
00:23:47,492 --> 00:23:50,762
و سربازهام بیرون دارن مراقبت می‌کنن

291
00:23:51,396 --> 00:23:54,432
اما شما ازم می‌خواید کجا برم؟

292
00:23:54,666 --> 00:24:00,372
پیش یه پزشک عادی برو و ببین
این دارویی که برای من تجویز شده چیه

293
00:24:00,839 --> 00:24:03,408
لابد این دارو برای شما خوبه

294
00:24:04,206 --> 00:24:07,009
چرا، بانوی من؟ مشکلی پیش اومده؟

295
00:24:07,312 --> 00:24:10,815
فقط دارم سعی می‌کنم چیزی رو که فکر
می‌کنم، ثابت کنم پس برو و کاری که گفتم انجام بده

296
00:24:10,849 --> 00:24:16,955
با کمال میل، این مسئله به سلامتی شما
مربوطه، پس چطوری می‌تونم نادیدش بگیرم؟

297
00:24:16,988 --> 00:24:19,057
بدون اینکه گرفتار بشم برمی‌گردم

298
00:24:19,624 --> 00:24:20,759
ممنونم

299
00:24:20,792 --> 00:24:26,431
بانوی من، می‌تونم تو راه برگشت
از مغازه‌ها دیدن کنم؟

300
00:24:38,910 --> 00:24:42,747
وقتی شما رفته بودین
پزشک‌های دربار گزارش دادن که

301
00:24:42,781 --> 00:24:45,383
بیماری تحت کنترل دراومده

302
00:24:46,551 --> 00:24:50,255
فکر می‌کنم که اون‌ها به زودی برمی‌گردن
اما من گزارشی دریافت کردم

303
00:24:50,288 --> 00:24:54,125
که بانو یونگ نمی‌تونن حرکت کنن
چون بیماری مزمنشون

304
00:24:54,159 --> 00:24:55,727
بدتر شده

305
00:24:55,760 --> 00:24:56,995
واقعاً؟

306
00:24:57,028 --> 00:25:00,632
با توجه به این موضوع، قبول کردن اینکه ایشون
به قصر برگردن سخت نیست؟

307
00:25:00,665 --> 00:25:04,102
اگه ایشون اینقدر بیمارن
باید قصر رو ترک کنن

308
00:25:05,437 --> 00:25:09,507
من با ملکه مادر صحبت می‌کنم
تا سریعتر به مسئله‌ی بانوی اول آشپزخانه

309
00:25:09,541 --> 00:25:12,644
رسیدگی کنن
شما موافقین؟

310
00:25:12,677 --> 00:25:15,814
برای چی اینقدر عجله دارین؟
جانشین بانوی اول

311
00:25:15,847 --> 00:25:17,382
الان داره کارها رو به خوبی پیش می‌بره

312
00:25:17,415 --> 00:25:20,252
ما داریم در مورد آشپزخانه
کل قصر صحبت می‌کنیم

313
00:25:28,805 --> 00:25:30,373
!ابله

314
00:25:31,029 --> 00:25:31,997
چی شده؟

315
00:25:32,030 --> 00:25:35,901
بانوی من، این دارو

316
00:25:35,934 --> 00:25:40,839
دکتر گفت که این دارو از گیاه‌هایی
تهیه شده که برای بیماری شما

317
00:25:40,872 --> 00:25:47,112
خوب نیستن. گفتش که این دارو
کلیه‌های شما رو ضعیف‌تر می‌کنه

318
00:25:51,149 --> 00:25:54,686
اینجا چه خبره؟
چطوری تشخیص دادی

319
00:25:54,719 --> 00:25:57,689
کدوم دارو ساز همچین دارویی تجویز کرده؟

320
00:25:57,722 --> 00:26:03,261
متأسفم، تلاشم رو کردم

321
00:26:04,429 --> 00:26:08,533
پس تو همه‌ی تلاشت رو کردی
تا حال من بدتر بشه؟

322
00:26:08,567 --> 00:26:13,538
نه، من واقعیت رو می‌گم
برای چی باید همچین کاری بکنم؟

323
00:26:19,811 --> 00:26:23,215
ما باید سریعتر یه کاری کنیم
که بانو چویی تو این پست قرار بگیره

324
00:26:23,248 --> 00:26:27,886
البته. اگه مقامات ارشد تصمیم گیری
کنن، دیگه کاری از دست بانو یونگ در

325
00:26:27,919 --> 00:26:34,092
خارج از قصر ساخته نیست. یهویی
بیماری، مردم رو سست می‌کنه

326
00:26:34,125 --> 00:26:37,929
بانوی من، یه پرستار اومده و
یه نامه آورده

327
00:26:38,063 --> 00:26:41,099
یه نامه؟ بگو بیاد داخل

328
00:26:46,571 --> 00:26:49,541
من یکی از پرستارهای مرکز بهداری
بانوهای دربارم

329
00:26:49,574 --> 00:26:52,410
بانو یونگ این نامه رو برای شما فرستادن

330
00:27:25,143 --> 00:27:27,546
متأسفم که شما رو مجبور کردم
اینطوری اینجا بیاین

331
00:27:27,579 --> 00:27:29,047
مشکلی نیست

332
00:27:29,080 --> 00:27:35,186
بانوی من، تو این دو روز، همه‌ی بانوهای
دربار به قصر برمی‌گردن

333
00:27:36,721 --> 00:27:39,491
منم باید برگردم

334
00:27:40,091 --> 00:27:44,162
شما چطوری می‌تونین با این حالتون
واسه‌ی پادشاه غذا درست کنین؟

335
00:27:44,196 --> 00:27:46,198
برگشتن به قصر با این
وضعیت، توهین به پادشاه

336
00:27:46,231 --> 00:27:50,168
می‌دونم که این توهین آمیزه
اما باید رقابت رو ببینم

337
00:27:50,202 --> 00:27:52,337
لطفاً اجازه بدین من برگردم

338
00:27:52,370 --> 00:27:54,906
شما خوب می‌دونین که یه
بانوی دربار نمی‌تونه تو قصر بمیره

339
00:27:54,940 --> 00:27:59,344
و اگه یه بانوی دربار به بیماری جدی
مبتلا بشه باید سریع قصر رو ترک کنه

340
00:27:59,579 --> 00:28:04,151
پس شما هم در عوض
قصر رو ترک می‌کنین؟

341
00:28:04,424 --> 00:28:05,692
چی؟

342
00:28:05,717 --> 00:28:10,422
الان تصمیم بگیرین
به من اجازه برگشتن می دین؟

343
00:28:10,455 --> 00:28:13,859
یا من دارویی که برای من
می فرستادین رو برای

344
00:28:13,892 --> 00:28:16,628
مباشر یونگ می‌فرستم

345
00:28:18,763 --> 00:28:25,070
فهمیدم که داروی من
مخصوصا از طرف شما تجویز شده

346
00:28:25,437 --> 00:28:27,072
در مورد چی صحبت می‌کنین؟

347
00:28:27,172 --> 00:28:29,007
منظورتون چیه که
من دستور ویژه دادم؟

348
00:28:29,040 --> 00:28:34,846
علاوه بر این، دارو خیلی
واسه سلامتی من مضره

349
00:28:34,880 --> 00:28:38,416
حتی پزشک محلی نتونست بفهمه
که این دارو برای چیه

350
00:28:38,450 --> 00:28:40,719
این غیر ممکنه

351
00:28:40,744 --> 00:28:44,232
بانوی من، می‌خواید منو مجبور کنین
کتاب یادداشت‌های آشپزخانه که

352
00:28:44,257 --> 00:28:47,068
باید به من می‌دادین رو، برای ایشون بفرستم؟

353
00:28:48,994 --> 00:28:54,966
ایشون دست خط من رو به خوبی می‌شناسن
واسه‌ی همین می‌فهمن که نوشته‌های

354
00:28:55,000 --> 00:28:58,003
ده سال گذشته مال من نبوده

355
00:28:58,937 --> 00:29:02,707
اون کتاب مال بانوهای درباره
چطوری می‌تونین کتاب رو به ایشون بدین؟

356
00:29:02,741 --> 00:29:05,544
واضحه که به محض
آشکار شدن این موضوع

357
00:29:05,577 --> 00:29:10,515
جایگاه شما به عنوان بانوی مقتدر
و با اخلاق، سقوط می‌کنه

358
00:29:13,118 --> 00:29:17,255
و من مطمئنم که مباشر یونگ
حتماً این کار رو می‌کنه

359
00:29:19,624 --> 00:29:22,494
به من اجازه می‌دین برگردم؟

360
00:29:41,446 --> 00:29:45,450
بانوی من، ملکه مادر
شما رو احضار کردن

361
00:29:46,251 --> 00:29:47,686
برای چی؟

362
00:29:47,719 --> 00:29:52,424
نمی‌دونم
بانو چویی هم احضار شدن

363
00:29:56,428 --> 00:29:58,530
شنیدم که شما برای
فرستاده مینگ غذاهای

364
00:29:58,563 --> 00:30:01,032
کاخ سلطنتی چین رو تهیه کردین
با اینکه ایشون دیابت داشتن

365
00:30:03,902 --> 00:30:05,270
بشینین

366
00:30:08,563 --> 00:30:10,365
شما هم از این موضوع باخبر بودین؟

367
00:30:10,976 --> 00:30:13,245
من متوجه منظور شما نمی‌شم

368
00:30:13,378 --> 00:30:16,281
چطوری جرأت کردین این کار رو
بکنین با اینکه می‌دونستین فرستاده بیماره؟

369
00:30:18,717 --> 00:30:22,354
و بدون اینکه اشاره‌ای به این موضوع
داشته باشین برای خودتون اعتبار قائل شین

370
00:30:25,490 --> 00:30:30,095
اگه ملکه در این مورد چیزی به من
نگفته بود، من هیچ وقت باخبر نمی‌شدم

371
00:30:32,664 --> 00:30:35,166
حال بانو یونگ چطوره؟

372
00:30:36,067 --> 00:30:38,370
هنوز کاملاً مشخص نیست

373
00:30:57,689 --> 00:31:02,327
خدای من! شما باید قبلاً
همه چیز رو بهم می‌گفتین

374
00:31:03,061 --> 00:31:07,399
حالا دیگه هیچ چاره‌ای نداریم
هیچ چاره‌ای نداریم

375
00:31:18,276 --> 00:31:21,980
این سفر طولانیه
سفر خوب و سلامتی داشته باشین

376
00:31:22,013 --> 00:31:27,819
الان احساس بهتری دارم
و همه‌ی این‌هارو مدیون شمام

377
00:31:28,153 --> 00:31:31,623
ما از بزرگواریتون ممنونیم

378
00:31:31,790 --> 00:31:35,994
مطمئن نیستم که بتونم بازم به اینجا برگردم
اما اگه شما احیاناً به چین اومدین

379
00:31:36,027 --> 00:31:39,364
حتماً یه سر هم به ما بزنین
من به شما غذاهای

380
00:31:39,397 --> 00:31:42,067
چینی رو نشون می‌دم

381
00:31:42,100 --> 00:31:43,869
ممنونیم

382
00:31:46,338 --> 00:31:51,509
توقف خیلی عالی اینجا داشتم لطفاً تشکر من رو

383
00:31:51,543 --> 00:31:52,944
به اطلاع اعلیحضرت برسونین

384
00:31:52,978 --> 00:31:54,379
بله، قربان

385
00:32:09,995 --> 00:32:12,797
شما دوباره به آشپزخانه
قصر برمی‌گردین؟

386
00:32:13,031 --> 00:32:16,134
مطمئن نیستم

387
00:32:16,167 --> 00:32:18,737
منظورتون چیه؟
مگه شما به خاطر اهمیت این ملاقات برای

388
00:32:18,770 --> 00:32:21,606
یه مدت کوتاه به اینجا
اعزام نشده بودین؟

389
00:32:26,344 --> 00:32:29,948
بانوی من! بانوی من! بانوی من

390
00:32:31,249 --> 00:32:32,751
اینجا چی کار می‌کنی؟

391
00:32:32,784 --> 00:32:35,320
جانشین بانوی اول
خواستن که شما بعد از اینکه

392
00:32:35,353 --> 00:32:37,622
فرستاده مینگ اینجا رو ترک کرد
پیش ایشون برین

393
00:32:55,507 --> 00:32:58,710
!بانوی من! بانوی من

394
00:33:01,112 --> 00:33:03,682
!بانوی من! حالتون خوبه؟ بانوی من

395
00:33:18,463 --> 00:33:23,101
مگه یه مرده دوباره زنده شده؟
چرا اینقدر ساکتین؟

396
00:33:23,134 --> 00:33:27,305
بانوی من، شنیدم که شما
حتی نمی‌تونین حرکت کنین

397
00:33:27,339 --> 00:33:30,141
ما خیلی نگران بودیم

398
00:33:30,175 --> 00:33:33,678
من همه‌ی توانم رو جمع کردم چون هنوز
یه سری کارهایی هست که باید انجام بدم

399
00:33:33,712 --> 00:33:35,480
بانوی من

400
00:33:35,714 --> 00:33:39,317
ایشون هنوز کاملاً حالشون خوب نشده
و باید همین الان برن داخل و استراحت کنن

401
00:33:40,352 --> 00:33:42,020
متأسفم

402
00:33:43,421 --> 00:33:44,756
قربان

403
00:34:01,139 --> 00:34:02,707
بانوی من

404
00:34:03,742 --> 00:34:04,943
کارها به خوبی انجام شد؟

405
00:34:04,976 --> 00:34:06,278
البته، بانوی من

406
00:34:10,682 --> 00:34:13,618
شنیدم که شما خیلی سخت بخاطر من کار کردین

407
00:34:16,254 --> 00:34:20,058
شما نباید بیاین خارج و
اینطوری بهم تبریک بگین

408
00:34:20,091 --> 00:34:21,893
...اینطور نیست. به زودی

409
00:34:21,927 --> 00:34:24,863
اولیا حضرت ملکه مادر وارد می‌شن

410
00:34:29,768 --> 00:34:31,870
پس برگشتین

411
00:34:31,903 --> 00:34:33,305
بله، اولیا حضرت

412
00:34:33,972 --> 00:34:35,407
خوبه

413
00:34:35,440 --> 00:34:38,910
این بخاطر توجه‌های
بزرگوارانه شماست

414
00:34:40,078 --> 00:34:43,014
من به دلیل خاصی از همه‌ی
بانوهای آشپزخانه خواستم

415
00:34:43,048 --> 00:34:44,883
تا در اینجا جمع شن

416
00:34:46,818 --> 00:34:49,254
فکر نمی‌کردم که رقابت
ایده جالبی برای انتخاب

417
00:34:49,287 --> 00:34:52,357
بانوی اول باشه

418
00:34:53,258 --> 00:34:56,828
و بعد از مرحله‌ی اول
مسابقه حتی بیشتر

419
00:34:56,862 --> 00:34:58,930
در مورد اشتباه بودنش متقاعد شدم

420
00:34:59,965 --> 00:35:04,102
اما بالاخره به کمک ملکه
فهمیدم که اشتباه می‌کردم

421
00:35:07,505 --> 00:35:11,843
شما واسه‌ی اینکه برای فرستاده مینگ غذای
خوبی درست کنین ریسک زیادی کردین، درسته؟

422
00:35:11,877 --> 00:35:16,748
بله، سرورم. در واقع این کار یانگوم
کارآموز من بود

423
00:35:16,948 --> 00:35:18,817
بله، من در مورد اینم شنیدم

424
00:35:21,052 --> 00:35:26,391
قبل از این در مورد این موضوع فکر نکرده
بودم تا اینکه ملکه راجع بهش باهام صحبت کرد

425
00:35:26,691 --> 00:35:30,195
و بعد از شنیدن حرف‌های ملکه برخلاف
گذشته در مورد این موضوع فکر کردم

426
00:35:32,364 --> 00:35:35,467
ملکه پرسید چطوری تنها خصوصیت بانوی
اول می‌تونه فقط خوب

427
00:35:35,500 --> 00:35:38,270
آشپزی کردن باشه در حالی که
باید دارای چنین اصول و

428
00:35:38,303 --> 00:35:43,608
وسعت دیدی هم باشه تا بتونه
در خواسته‌های پادشاه تغییر ایجاد کنه

429
00:35:45,343 --> 00:35:48,580
و تنها در این صورته که می‌تونه
سلامتی پادشاه رو کنترل کنه

430
00:35:49,581 --> 00:35:52,217
من همچین فکری نداشتم

431
00:35:53,618 --> 00:35:57,322
اینطوری با وجود اینکه من قبلاً این موضوع
رو به عنوان یکی از مراحل اعلام نکرده بودم

432
00:35:57,355 --> 00:36:02,194
ولی چون بانو هن از فرستاده مینگ
با سبزیجات و بانو چویی با

433
00:36:02,227 --> 00:36:04,963
غذاهای سلطنتی پذیرایی کردن
تصمیم گرفتم که این مورد رو

434
00:36:04,996 --> 00:36:07,899
به عنوان مرحله‌ی دوم رقابت اعلام کنم

435
00:36:12,737 --> 00:36:16,708
و بانو هن برنده‌ی مرحله دومه

436
00:36:28,954 --> 00:36:33,725
و بعد از یه مرحله نهایی ما
بانوی اول رو انتخاب می‌کنیم

437
00:37:26,745 --> 00:37:32,250
ممکنه که قبل از این چیزهایی در مورد این
کتاب شنیده باشی. این کتابیه که نسل به نسل

438
00:37:32,284 --> 00:37:36,087
به بانوهای اول آشپزخانه می‌رسه

439
00:37:39,424 --> 00:37:43,895
با وجود اینکه من باید از این کتاب
نگهداری می‌کردم اما نتونستم

440
00:37:45,397 --> 00:37:51,269
این کتاب رو بهت نشون بدم
تا رقابت با شرایط یکسان برگزار بشه

441
00:37:51,770 --> 00:37:53,805
منظورتون چیه؟

442
00:37:54,105 --> 00:37:57,275
شما همه مطالب این کتاب رو
خوندین، درسته بانو چویی؟

443
00:37:59,544 --> 00:38:02,280
گیوم یونگ تو هم این رو خوندی؟

444
00:38:04,683 --> 00:38:07,219
پس فقط در صورتی که بانو هن
هم این کتاب رو بخونه شرایط یکسان می‌شه

445
00:38:07,252 --> 00:38:08,653
این کتاب رو می‌خونی؟

446
00:38:10,055 --> 00:38:12,424
من این رو نمی‌خونم

447
00:38:14,459 --> 00:38:17,451
شما گفتین که این کتاب
فقط برای بانوی اول درباره

448
00:38:17,475 --> 00:38:20,474
من این کتاب رو فقط در صورتی می‌خونم
که یه بانوی اول شده باشم

449
00:38:21,766 --> 00:38:25,871
اگر اینطوری می‌خوای مشکلی نیست

450
00:38:30,809 --> 00:38:39,618
یانگوم، بانوی اول آشپزخانه دربار شو

451
00:38:39,651 --> 00:38:45,490
و داستان رنج‌های من رو تو کتاب
محرمانه‌ای که بهت می‌رسه بنویس

452
00:38:45,524 --> 00:38:52,597
من داستان خودم رو تو کتاب
الفبای چینیت نوشتم

453
00:38:54,799 --> 00:39:04,376
اما این تویی که باید انتخاب کنی
اگه نخواستی که یه بانوی دربار باشی

454
00:39:04,409 --> 00:39:11,349
یا نتونستی بانوی اول آشپزخانه باشی

455
00:39:11,383 --> 00:39:17,656
نباید نوشته‌های من رو بخونی
یا برای کسی تعریف کنی یا نشون کسی بدی

456
00:39:39,611 --> 00:39:44,549
با این حال، ما چطوری می‌تونیم
این‌ها رو اینطوری اینجا بیاریم؟

457
00:39:44,583 --> 00:39:46,484
تو بهم گفتی که موافقت کرده
همین کافیه! نیست؟

458
00:39:46,518 --> 00:39:49,855
برای چی منتظری؟ ها؟

459
00:39:49,888 --> 00:39:53,358
اما... باشه

460
00:39:57,195 --> 00:39:58,196
این چیه؟

461
00:39:58,230 --> 00:40:02,234
از امروز نوشیدنی
اینجا رو ما تامین می‌کنیم

462
00:40:02,267 --> 00:40:03,568
چیزی راجع به این رابطه نشنیدم

463
00:40:03,602 --> 00:40:07,939
آقای مین جانگ هو خیلی واضح به ما
گفتن که نوشیدنی اینجا رو تامین کنیم

464
00:40:07,973 --> 00:40:10,308
پس لطفاً به ایشون خبر بدین

465
00:40:10,408 --> 00:40:11,843
لطفا صبر کنین

466
00:40:11,877 --> 00:40:14,613
این نوشیدنی برای شماس

467
00:40:20,986 --> 00:40:23,421
شما مدیر مزرعه رو تو
کالج سونگج کیون دیدین؟

468
00:40:23,455 --> 00:40:26,625
بله، اما موضوع بیشتر از این‌ها عجیبه

469
00:40:26,658 --> 00:40:28,593
بهشون گفتم که یه نفر
داره اشقه‌ها رو قاچاق می‌کنه

470
00:40:28,627 --> 00:40:32,898
اما ظاهراً هیچ توجهی نکرد
این موضوع در مورد پلیس هم اتفاق افتاد

471
00:40:32,931 --> 00:40:35,800
ممکنه این مسئله به یه
نفر با یه مرتبه بالاتر از

472
00:40:35,834 --> 00:40:37,669
پان سول چویی مربوط بشه؟

473
00:40:39,738 --> 00:40:42,974
شایعه شده رقاص خونه‌ای که
توسط "یون مک کی" اداره می‌شه

474
00:40:43,008 --> 00:40:47,812
مال پان سول چوییه. می‌گن که اون
با صاحب منصبان دربار اونجا ملاقات می‌کنه

475
00:40:49,614 --> 00:40:52,784
قربان، یه زوج از آبجوسازی می‌خوان
شما رو ببینن و اصرار دارن که

476
00:40:52,817 --> 00:40:55,820
شما درخواست نوشیدنی دادین

477
00:41:01,960 --> 00:41:06,498
ببخشید، ظاهراً نوشیدنی‌ها رو دیر آوردیم
اینطور نیست؟

478
00:41:06,531 --> 00:41:08,900
این موضوع دیگه تکرار نمی‌شه

479
00:41:08,934 --> 00:41:12,804
و شما ترجیح می‌دین که هر هفته براتون
نوشیدنی بیاریم یا هر پنج روز یه بار؟

480
00:41:12,837 --> 00:41:14,239
هفته‌ای یه بار مناسبه

481
00:41:14,272 --> 00:41:17,209
مطمئناً! ممنون

482
00:41:17,242 --> 00:41:23,048
اگه امکان داره، هزینه نوشیدنی‌ها رو
به صورت مستقیم و در زمان تحویلشون بهم بدین

483
00:41:24,970 --> 00:41:27,861
نوشیدنی‌ها رو ببر داخل-
بله قربان-

484
00:41:31,289 --> 00:41:34,259
ممکنه چند لحظه تنها ببینمتون

485
00:41:34,292 --> 00:41:35,594
بله قربان

486
00:41:35,927 --> 00:41:37,662
اون رقاص خونه که در موردش
...باهام صحبت کرده بودی

487
00:41:37,696 --> 00:41:39,998
یون مک کی داره ادارش می‌کنه؟

488
00:41:40,232 --> 00:41:43,068
اگه در مورد رقاص خونه‌ها صحبت می‌کنین

489
00:41:43,101 --> 00:41:44,936
منظورتون هیانگ سانه؟

490
00:41:44,970 --> 00:41:45,804
بله

491
00:41:45,837 --> 00:41:49,808
یکی از دخترهاییه که برای من کار می‌کنه
و می‌گه که همه‌ی مردها رو با

492
00:41:49,841 --> 00:41:55,780
انگشت خودش می‌چرخونه
البته همیشه ازم حرف شنوی داره

493
00:41:56,381 --> 00:41:58,416
لطفاً من ببرین اونجا

494
00:41:59,043 --> 00:42:00,377
بله؟

495
00:42:02,521 --> 00:42:04,623
قربان، اینجاست

496
00:42:05,590 --> 00:42:07,592
بیا اینجا

497
00:42:09,094 --> 00:42:09,928
تویی؟

498
00:42:09,961 --> 00:42:12,330
امروز روز تحویل نوشیدنی‌هات نیست
پس اینجا چی کار می‌کنی؟

499
00:42:12,364 --> 00:42:13,665
بازم نوشیدنی مجانی می‌خوای؟

500
00:42:13,698 --> 00:42:15,166
ساکت باش

501
00:42:15,534 --> 00:42:19,104
با یه صاحب منصب اومدم تا
با هیانگ سان نوشیدنی بخوریم

502
00:42:19,137 --> 00:42:24,042
هیانگ سان؟ دیوونه شدی؟
حتی ثروتمندهام اون نمی‌خوان

503
00:42:24,075 --> 00:42:28,113
می‌خوای من صداش کنم یا
می‌خوای باهاش تفریح کنی؟

504
00:42:28,747 --> 00:42:30,382
سریع بیارش اینجا

505
00:42:30,515 --> 00:42:31,883
دنبالم بیا

506
00:42:33,618 --> 00:42:38,890
قربان، از این سمت لطفاً

507
00:42:53,705 --> 00:42:57,576
قربان شما هنوز یه کارآموز دربار هستین
و باید با من و هیانگ گیوم

508
00:42:57,609 --> 00:43:01,112
نوشیدنی بخورین نه با هیانگ سان

509
00:43:01,146 --> 00:43:04,449
خیلی متأسفم. اینجا رو ترک می‌کنم

510
00:43:04,482 --> 00:43:07,652
مشکلی نیست
فقط یه صاحب منصب درجه پایینم

511
00:43:07,686 --> 00:43:11,022
بله. این رقاص خونه از
افراد مهم زیادی پذیرایی می‌کنه

512
00:43:11,056 --> 00:43:14,860
تنها اتاق خالی این بود

513
00:43:15,493 --> 00:43:18,864
من پان سول چویی رو دیدم وارد می‌شد
اونم زیاد اینجا میاد؟

514
00:43:18,897 --> 00:43:21,166
بله، بیشتر وقت‌ها میاد اینجا

515
00:43:21,466 --> 00:43:23,869
بیشتر کی رو می‌بینه؟

516
00:43:24,302 --> 00:43:26,471
برای چی می‌پرسین؟

517
00:43:27,056 --> 00:43:31,293
چرا؟ چرا باید یه صاحب منصب درجه پایین اینجا بیاد
به غیر از اینکه بخواد یه سری ارتباط برقرار کنه

518
00:43:31,318 --> 00:43:34,754
و شایدم بخواد به مقام بالاتری برسه

519
00:43:34,779 --> 00:43:38,917
نمی‌دونستم که شما همچین
هدف بزرگی دارین

520
00:43:39,818 --> 00:43:41,987
سریع بهشون جواب بده

521
00:43:44,055 --> 00:43:46,458
با اینکه افراد زیادی با این قصد
به اینجا میان

522
00:43:46,491 --> 00:43:50,495
اما فقط پولشون هدر می‌دن
بعدم به دردسر می‌افتن و برمی‌گردن

523
00:43:51,792 --> 00:43:55,228
پس می‌تونی کمکم کنی
بهم بگو چه کسایی باهم ملاقات می‌کنن

524
00:43:55,278 --> 00:43:57,714
و راجع به چیا حرف می‌زنن

525
00:43:57,936 --> 00:44:00,472
این موضوع چی واسه‌ی من داره؟

526
00:44:01,173 --> 00:44:06,077
تو چی می‌خوای؟

527
00:44:07,546 --> 00:44:12,050
نگران نباشین. ادبش می‌کنم

528
00:44:12,083 --> 00:44:20,458
و یه بار دیگه که به اینجا اومدین
مطمئناً همه چیز بهتون می‌گه

529
00:44:20,792 --> 00:44:22,928
بسیار خوب، لطفاً این کار برام انجام بده

530
00:44:23,995 --> 00:44:28,433
برای این کار یکم پول می‌خوام

531
00:44:28,700 --> 00:44:30,302
چقدر؟

532
00:44:30,335 --> 00:44:32,304
هزار نیانگ کافیه؟

533
00:44:32,737 --> 00:44:35,006
هز...هزار!؟

534
00:44:37,609 --> 00:44:39,010
بفرمایین

535
00:44:44,482 --> 00:44:50,388
قربان، شما در مورد هزار
شوخی می‌کردین دیگه، نه؟

536
00:44:56,895 --> 00:44:58,763
هی، خبر شنیدین؟

537
00:44:58,797 --> 00:45:01,299
چی؟ چی شده؟

538
00:45:01,333 --> 00:45:04,736
بالاخره اتفاق افتاد

539
00:45:05,036 --> 00:45:06,171
چی؟

540
00:45:06,605 --> 00:45:10,208
ملکه‌ی مادر، بانو یونگ، بانو هن
و بانو چویی رو احضار کردن

541
00:45:10,242 --> 00:45:13,612
به همراه بقیه‌ی بانوهای اول

542
00:45:13,645 --> 00:45:16,281
چی؟ برای چی اینقدر یهویی؟

543
00:45:16,314 --> 00:45:19,284
شاید واسه‌ی اعلام یه خبر بزرگ

544
00:45:33,832 --> 00:45:39,971
من بهتون آخرین موضوع مسابقه رو اعلام می‌کنم
که بانوی اول تو این مسابقه مشخص می‌شه

545
00:45:47,946 --> 00:45:50,315
...در مرحله‌ی آخر

546
00:45:52,584 --> 00:45:53,718
موضوعی نداریم

547
00:45:57,055 --> 00:46:00,959
موضوعی نداریم
فقط شما باید با بیشترین نیروتون

548
00:46:00,992 --> 00:46:03,895
غذاهایی رو مشخص کنین و
...طعم

549
00:46:07,799 --> 00:46:10,836
دلپذیری برای من و پادشاه آماده کنین
...چیزهایی آماده کنین که

550
00:46:10,869 --> 00:46:12,804
احساسات قلبیتون نشون بدن

551
00:46:15,607 --> 00:46:18,310
این مرحله تو روز تولد من برگزار می‌شه

552
00:46:19,411 --> 00:46:25,684
می‌دونم که پادشاه بهتون گفتن
جشن بزرگی برام مهیا کنین

553
00:46:25,717 --> 00:46:29,621
اما من به عنوان مادرشون
چطوری می‌تونم اجازه‌ی همچین کاری بدم

554
00:46:29,654 --> 00:46:34,659
وقتی ایشون و پسرشون با توجه به قحطی
مراسم تولد ساده‌ای داشتن

555
00:46:35,227 --> 00:46:39,831
من فقط یه تعدادی از
خویشاوندان سلطنتی رو دعوت می‌کنم

556
00:46:39,865 --> 00:46:45,504
اینطوری بانو یونگ می‌تونن مراقب اوضاع باشنن
و میزهای غذا باید توسط شما دو نفر آماده بشه

557
00:46:45,971 --> 00:46:47,305
متوجه شدین؟

558
00:46:47,706 --> 00:46:49,307
بله، سرورم

559
00:47:01,246 --> 00:47:03,548
چی؟ تو متوجه شدی که چه خبره؟

560
00:47:03,573 --> 00:47:06,175
...بله بانوی من. موضوع جدید

561
00:47:06,200 --> 00:47:09,436
آماده کردن بهترین غذاها با تصمیم
خودشون برای پادشاهه

562
00:47:09,461 --> 00:47:14,633
بهترین غذاها با تشخیص خودشون؟
یعنی چی می‌تونه باشه؟

563
00:47:14,666 --> 00:47:17,035
خودشون باید
تصمیم بگیرن

564
00:47:17,068 --> 00:47:20,739
مسلماً بهترین غذا
یعنی خوشمزه‌ترین غذا

565
00:47:20,872 --> 00:47:24,876
گفتن که بهترین غذا ،اونیه که هم خاصیت
دارویی داشته باشه و هم پرطرفدار باشه

566
00:47:25,310 --> 00:47:26,745
این‌ها همون معنی رو دارن

567
00:47:35,086 --> 00:47:37,522
با اینکه همسرم تلاش کرد
تا با ملکه‌ی مادر راجع به

568
00:47:37,556 --> 00:47:42,194
ویزگی‌های خوب بانو چویی صحبت کنه
اما ایشون اجازه صحبت کردن بهش ندادن

569
00:47:42,227 --> 00:47:45,797
فکر می‌کنم که اشتباه بزرگی
تو مهمونسرا انجام داده

570
00:47:45,830 --> 00:47:47,732
منم همین فکر می‌کنم

571
00:47:48,066 --> 00:47:50,001
حالا چاره دیگه‌ای نداریم

572
00:47:51,069 --> 00:47:54,372
چاره دیگه‌ای نداریم
باید خودت با توانایی‌هات راه خودت رو

573
00:47:54,406 --> 00:47:56,508
رو برنده شدت تو مسابقه پیدا کنی

574
00:47:58,443 --> 00:48:00,111
برنده شدن تنها راهمونه

575
00:48:00,879 --> 00:48:06,284
بله بانوی من، بردن تنها راهه
و ما برنده می‌شیم

576
00:48:07,085 --> 00:48:09,254
البته

577
00:48:10,488 --> 00:48:13,191
به هر حال، مسیر زیادی رو طی کردیم
بازم فکر نمی‌کردیم

578
00:48:13,225 --> 00:48:17,596
بتونیم تا اینجا پیش بریم
اما این کار رو کردیم

579
00:48:17,629 --> 00:48:23,068
فقط به برگزاری یه رقابت
جوانمردانه طبق وظایفم فکر می‌کردم

580
00:48:23,869 --> 00:48:30,642
متأسف نیستم. حالا همه چیز
به تو و بانو چویی وابستس

581
00:48:31,209 --> 00:48:33,712
...نتیجه هرچی که باشه، من بهش

582
00:48:33,745 --> 00:48:35,680
به چشم سرنوشت نگاه می‌کنم

583
00:48:38,016 --> 00:48:40,852
سعی کن خودت رو فدا نکنی

584
00:48:42,153 --> 00:48:43,622
بله بانوی من

585
00:48:49,794 --> 00:48:51,096
یانگوم

586
00:49:04,342 --> 00:49:08,613
بانوی من، دستاتون می‌لرزن

587
00:49:11,249 --> 00:49:14,386
وقتی دستاتون اینطوری می‌لرزن
خیلی جذاب می‌شین

588
00:49:15,554 --> 00:49:16,888
...منظوری داری

589
00:49:19,157 --> 00:49:20,492
بانوی من

590
00:49:22,794 --> 00:49:28,433
مطمئنم که شما بدون توجه به
...بردن یا نبردن راه

591
00:49:28,466 --> 00:49:32,003
خودتون تا آخر ادامه می‌دین

592
00:49:37,709 --> 00:49:44,049
حتی اگه دستاتونم بلرزه
بازم مطمئنم که قلبتون نمی‌لرزه

593
00:49:45,016 --> 00:49:47,118
شما همچین انسانی هستین

594
00:49:56,461 --> 00:50:03,635
من از یه زن کارگر
تو یه رقاص خونه به دنبا اومدم

595
00:50:07,005 --> 00:50:14,546
اما یه روز وقتی که نزدیک بود
یه کارآموز دربار بهم تجاوز کنه

596
00:50:14,579 --> 00:50:19,951
یه دختر همسن و سالم پیدا شد

597
00:50:25,190 --> 00:50:33,498
نمی‌دونم چطوری این کار کرد
اما اون خیلی بد با اون فرد برخورد کرد

598
00:50:33,532 --> 00:50:38,436
اون کارآموز دربار
بدون گفتن چیزی رفت

599
00:50:38,870 --> 00:50:42,207
و من دنبال اون دختر رفتم

600
00:50:43,208 --> 00:50:47,913
با اینکه اون از طبقه‌ی اشراف بود

601
00:50:47,946 --> 00:50:52,517
چیزهایی می‌خورد که
از غذای یه کارگر مثل من بدتر بود

602
00:50:52,918 --> 00:51:00,759
تنها تواناییم آشپزی بود
پس تصمیم گرفتم براش آشپزی کنم

603
00:51:04,763 --> 00:51:17,709
"بهم گفت "تو خیلی خوب غذا می‌پزی
... فکر می‌کنم این اولین تحسینی بود

604
00:51:17,742 --> 00:51:21,446
که تو کل عمرم شنیده بودم

605
00:51:24,149 --> 00:51:31,590
و بعد، یه روز با او فرد که من راهنمایی
می‌کرد یه بانوی دربار رو دیدم که بانوهای

606
00:51:31,623 --> 00:51:39,297
آینده‌ی دربار رو انتخاب می‌کرد و اینطوری
باهم برای خوندن و آشپزی به قصر اومدیم

607
00:51:42,801 --> 00:51:48,707
اگه به خاطر اون نبود
من اینجا نبودم

608
00:51:54,112 --> 00:52:00,886
من واقعاً می‌خوام به
قولی که بهش دادم عمل کنم

609
00:52:35,020 --> 00:52:36,922
میونگ

610
00:52:50,101 --> 00:52:55,006
من و دوستم سرکه خرمالویی
آماده کردیم و دفنش کردیم

611
00:52:55,040 --> 00:52:58,243
تصمیم گرفتیم به کسی برسه که
بانوی اول آشپزخانه بشه

612
00:52:58,276 --> 00:53:02,147
بعد از گذشت ده‌ها سال
به عنوان نشونه‌ی وفاداری

613
00:53:11,723 --> 00:53:15,760
تصمیم گرفتیم این رو به کسی که
بانوی اول بشه بدیم

614
00:53:15,794 --> 00:53:20,899
اما باید ازش استفاده کنم
اشکال نداره، درسته، میونگی؟

615
00:53:21,366 --> 00:53:24,870
تو اجازه می‌دی، مگه نه؟

616
00:53:57,435 --> 00:54:01,940
زیر درخت تو محوطه‌ی پشتی
زیر درخت تو محوطه‌ی پشتی

617
00:54:05,651 --> 00:54:08,420
سرکه خرمالوی مادرم

618
00:54:49,665 --> 00:54:52,001
درخت کاج، درخت کاج

619
00:54:54,718 --> 00:54:57,954
به عنوان بهترین غذا
برای پادشاه خوراک لاک پشت درست کن

620
00:54:58,964 --> 00:55:01,266
میونگ، میونگ

621
00:55:09,007 --> 00:55:10,509
خوراک لاک پشت

622
00:55:14,579 --> 00:55:17,249
هر زمانی که کرم قارچ
رو تو خوراک لاک پشت می‌بینم

623
00:55:17,282 --> 00:55:19,484
یادم میفته که چقدر شبیهتن

624
00:55:19,518 --> 00:55:21,386
می‌گن اون‌ها در طول
زمستون تبدیل به حشره می‌شن

625
00:55:21,419 --> 00:55:24,389
و در طول تابستون به قارچ تبدیل می‌شن

626
00:55:24,422 --> 00:55:26,024
چه ربطی داره؟

627
00:55:26,340 --> 00:55:31,379
نمی‌دونم. این فقط خیلی غم‌انگیزه
حتی با اینکه کل زندگیش ناراحت کنندس

628
00:55:31,404 --> 00:55:36,109
خیلی برای کسی که می‌خوردش
مفیده. درست مثل تو

629
00:55:36,133 --> 00:55:56,133
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

630
00:55:56,157 --> 00:56:16,157
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
