1
00:00:02,831 --> 00:00:05,061
(قسمت دوازدهم)

2
00:00:05,734 --> 00:00:07,395
اینجاست

3
00:00:07,736 --> 00:00:08,361
چه اتفاقی افتاده؟

4
00:00:08,403 --> 00:00:12,965
!بانوی من ،  فهمیدم! فهمیدم

5
00:00:13,008 --> 00:00:15,340
چه اتفاقی افتاده؟

6
00:00:16,011 --> 00:00:18,878
!به خاطر ترکیب بود
!ترکیب غذایی

7
00:00:19,648 --> 00:00:22,082
چه ترکیبی بود؟

8
00:00:22,117 --> 00:00:24,210
!اشقه و جوز هندی

9
00:00:26,555 --> 00:00:28,250
چطور فهمیدی؟

10
00:00:28,290 --> 00:00:32,522
روغن جوز هندی کمک
...میکنه که افراد به خواب برن

11
00:00:32,561 --> 00:00:35,359
ولی اگه ازش زیاد مصرف کنن
باعث سفتی بدن میشه

12
00:00:35,397 --> 00:00:38,025
شنیدم که به شاهزاده
روغن جوز هندی داده شده

13
00:00:38,066 --> 00:00:43,129
اما خیلی کم ازش استفاده شده
و بعضی وقت ها توی چین استفاده میشه

14
00:00:43,171 --> 00:00:47,540
درسته
ولی مشکل از اشقه است

15
00:00:47,576 --> 00:00:48,873
اشقه؟

16
00:00:48,944 --> 00:00:54,382
اشقه چوسان بهترین دارو برای
برگشت سریع نیرو و قوت هست

17
00:00:54,416 --> 00:00:58,614
و شنیدم که اون اثر
دیگر داروها رو هم افزایش میده

18
00:00:58,653 --> 00:01:03,352
به همین دلیل نیست که چینی ها بیشتر
اشقه ما رو میخوان؟

19
00:01:03,391 --> 00:01:05,416
درسته

20
00:01:05,460 --> 00:01:08,623
خب ،  منظورت از اینا چیه؟
کمکم کن بفهمم

21
00:01:08,663 --> 00:01:12,724
شاهزاده مقدار
کمی روغن جوز هندی خورده

22
00:01:12,767 --> 00:01:17,170
ولی اشقه موجود در
خوراک اردک تأثیر اونو زیاد کرده

23
00:01:17,305 --> 00:01:20,672
درسته. به همین خاطره که اون
رو در دسته گیاهان سمی قرار میدن

24
00:01:20,709 --> 00:01:24,145
بنابراین فرد بدون
عذاب کشیدن زیاد  ،  میمیره

25
00:01:24,346 --> 00:01:26,041
!درسته

26
00:01:26,081 --> 00:01:29,380
ولی فقط یه نظره
چطور در موردش مطمئنی؟

27
00:01:29,684 --> 00:01:32,084
!من خودم امتحانش کردم

28
00:01:33,722 --> 00:01:39,160
...برای همین...برای همین
تو هم همون علائم بیماریو داری؟

29
00:01:39,761 --> 00:01:41,752
!چقدر دیوونه ای

30
00:01:41,930 --> 00:01:45,627
به قصر شاهزاده میرم ، شما
هم میتونین ازش مراقبت کنید

31
00:01:47,035 --> 00:01:51,335
بانوی من ،  داگو آزاد میشه ،  درسته؟

32
00:01:51,359 --> 00:02:01,359
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

33
00:02:01,383 --> 00:02:11,383
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

34
00:02:26,675 --> 00:02:28,267
داره حالش بهتر میشه؟

35
00:02:28,944 --> 00:02:30,377
بله ،  اعلیحضرت

36
00:02:30,412 --> 00:02:36,248
درمان اثر سمی روغن
جوز هندی کار ساده ای هست

37
00:02:36,284 --> 00:02:39,378
خوب میشه

38
00:02:40,956 --> 00:02:43,686
شاهزاده ،  دستت رو تکون بده

39
00:02:46,361 --> 00:02:49,592
پس حواست داره برمیگرده
!دارن برمیگردن

40
00:02:49,631 --> 00:02:53,397
الان گفتی که کار ساده ایه
پس چرا قبلا نمیتونستین اونو درمان کنید؟

41
00:02:53,435 --> 00:02:57,735
متأسفم ،  اعلیحضرت
اشقه در چین کم پیدا میشه

42
00:02:57,772 --> 00:03:01,538
بنابراین اونا معمولا اشقه رو همراه با
جوز هندی مصرف نمیکنن

43
00:03:01,576 --> 00:03:05,239
پس شما اونو بدون
امتحان دقیق به کار بردین؟

44
00:03:05,280 --> 00:03:08,147
هرچیزی که از چین بیاد ،  خوبه؟

45
00:03:08,917 --> 00:03:11,147
من مستحق مرگم

46
00:03:13,088 --> 00:03:17,354
شما بانویی هستین که این رو پیدا کرد
درمان کردید؟

47
00:03:17,392 --> 00:03:21,260
بله ،  اعلیحضرت
به پرستار گفتم که ایشون رو درمان کنن

48
00:03:21,296 --> 00:03:22,991
یه پرستار کافیه؟

49
00:03:23,031 --> 00:03:26,797
ولی چطور میتونیم یه دکتر دربار رو
برای درمان یه بانوی دربار بفرستیم؟

50
00:03:26,835 --> 00:03:30,669
به پرستار گفتم همون کاری رو که دکترها
انجام میدن ، انجام بده. پس حتما خوب می‌شن

51
00:03:31,172 --> 00:03:34,938
برای پاداش بهش گوشت گاو بدید

52
00:03:35,510 --> 00:03:38,911
از بخشش شما
متشکریم ،  اعلیحضرت

53
00:03:40,215 --> 00:03:43,309
اعلیحضرت برای پاداش بهش گوشت گاو داده

54
00:03:43,351 --> 00:03:50,416
واقعا دختر عجیبی هستی
چطور تونستی فکر خوردن اونو بکنی؟

55
00:03:50,458 --> 00:03:54,224
درحقیقت من بعد از اینکه
اونو خوردم ،  فهمیدم

56
00:03:54,262 --> 00:03:57,663
فکر کردم" اگه درست بگم
... "بدنم هم باید سفت بشه

57
00:03:57,699 --> 00:04:01,066
نمیدونم که
احمقی یا باهوش؟

58
00:04:01,102 --> 00:04:03,570
به هرحال ، گوشت گاو رو
با ما تقسیم میکنی ،  درسته؟

59
00:04:03,605 --> 00:04:06,836
پادشاه اونو به خاطر پاداش به یانگوم داده

60
00:04:06,875 --> 00:04:09,241
...هنوز

61
00:04:09,944 --> 00:04:12,208
داگو احتمالا  الان آزاد شده ،  درسته؟

62
00:04:12,981 --> 00:04:14,073
بله

63
00:04:41,543 --> 00:04:44,671
...آخ...آخ

64
00:04:45,914 --> 00:04:50,044
میدونی چقدر برات نگران شدم؟

65
00:04:50,085 --> 00:04:52,747
چرا همون جایی رو
میزنی که اونا زدن؟

66
00:04:52,787 --> 00:04:57,747
من ؟ اذیت که نشدی؟ شدی؟

67
00:04:57,926 --> 00:04:58,756
...دردم اومد

68
00:04:58,793 --> 00:05:01,125
دردت اومد؟ کجات؟

69
00:05:01,162 --> 00:05:03,926
مجبورم هروقت لباسمو عوض کنم
از طرف تو بررسی بشم

70
00:05:04,232 --> 00:05:04,789
!...تو!...تو

71
00:05:04,833 --> 00:05:08,860
بدنم هنوز درد میکنه ،  نزن

72
00:05:08,903 --> 00:05:10,803
تو از جلو برو

73
00:05:10,839 --> 00:05:11,999
داریم کجا میریم؟

74
00:05:12,040 --> 00:05:16,875
چی فکر میکنی؟
میریم یانگومو ببینیم

75
00:05:20,815 --> 00:05:23,807
پاسبانا... من برمیگردم

76
00:05:31,126 --> 00:05:32,753
حتما برای شما سخت بوده

77
00:05:32,794 --> 00:05:40,496
میدونستم که یه روز حقیقت فاش می‌شه
بخاطر همین شرایط سختو تحمل کردم

78
00:05:41,302 --> 00:05:44,738
یانگوم کجاست؟
یانگوم نیومده؟

79
00:05:45,406 --> 00:05:48,068
حداقل باید ازش یه تشکر بکنم

80
00:05:48,276 --> 00:05:49,971
بهش گفتم که تو اتاقش بمونه

81
00:05:50,011 --> 00:05:52,536
چون هنوز کامل خوب نشده

82
00:05:52,580 --> 00:05:54,980
یعنی اینقدر حالش بده؟

83
00:05:55,016 --> 00:05:59,749
نگران نباشید
یه پرستار ازش مراقبت میکنه

84
00:05:59,787 --> 00:06:03,484
...بانوی من ،  لطفا بهش بگین که این دفعه ما

85
00:06:03,525 --> 00:06:06,983
نصف برنجیو که قبلا ازش
میگرفتیمو میگیریم

86
00:06:07,428 --> 00:06:08,759
منظورتون چیه؟

87
00:06:08,796 --> 00:06:11,924
اگه بهش بگین خودش می فهمه

88
00:06:14,536 --> 00:06:16,731
بریم

89
00:06:27,115 --> 00:06:28,844
بهتر شدی؟

90
00:06:28,883 --> 00:06:32,478
بله ،  فکر میکنم که دوباره بتونم از
فردا کار کنم

91
00:06:33,121 --> 00:06:38,525
شنیدم که خیلی بیشتر
از شاهزاده از اون روغن خوردی

92
00:06:38,960 --> 00:06:42,657
فکر کردم که برای اطمینان باید مقدار
بیشتری ازش رو بخورم تا اون علائم رو بفهمه

93
00:06:42,697 --> 00:06:44,426
...دیوونه

94
00:06:44,866 --> 00:06:48,097
...به همین دلیل نیست که منو دوست دارید
...برای اینکه

95
00:06:48,136 --> 00:06:50,263
خودمو با چیزای دیگه
نگران نمیکنم

96
00:06:51,506 --> 00:06:56,466
، فردا به جای اومدن به آشپزخانه
برو و به بانو یونگ کمک کن

97
00:06:56,511 --> 00:06:58,274
بانو یونگ؟

98
00:06:58,313 --> 00:07:00,543
فردا روز تولد بانوی اوله

99
00:07:00,582 --> 00:07:02,516
اوه ... بله

100
00:07:03,017 --> 00:07:06,475
آخرین میز جشن تولد
...همیشه به وسیله

101
00:07:06,521 --> 00:07:08,512
بانوی اول آشپزخانه آماده میشه

102
00:07:08,690 --> 00:07:12,786
میدونم ، اما مگه ایشون بیمارن؟

103
00:07:13,061 --> 00:07:21,264
فکر میکنم که زانوهاش دارن بدتر می‌شن
چون همچنان کار میکنه

104
00:07:22,971 --> 00:07:26,338
اصرار میکنه که خودش
باید غذا رو درست کنه

105
00:07:26,374 --> 00:07:29,707
...به خاطر حادثه ای که دفعه قبل رخ داد

106
00:07:29,744 --> 00:07:33,441
و نمیتونم کمکش کنم
چون فردا نوبت شیفت منه

107
00:07:35,750 --> 00:07:38,412
همسر آشپز داگو بهم گفت که

108
00:07:38,453 --> 00:07:41,513
فقط نصف برنج رو میگیره

109
00:07:41,556 --> 00:07:44,116
منظورش چی بود؟

110
00:07:52,500 --> 00:07:56,960
بانوی من ، چرا این کارو فردا
به دیگران واگذار نمیکنید؟

111
00:07:57,005 --> 00:08:02,204
در این صورت بانوی اول می فهمه
...باید این کارو خودم انجام بدم به خاطر

112
00:08:02,243 --> 00:08:06,612
چیزی که بین من و اون اتفاق افتاد
و همچنین ، یه رسم و سنته

113
00:08:06,648 --> 00:08:10,482
ولی پرستار گفت که
... زانوهای شما درد میکنه

114
00:08:10,518 --> 00:08:15,046
کلیه های شما هم ضعیف شدن
و به خاطر همین باید استراحت کنید

115
00:08:15,089 --> 00:08:20,083
حالم خوبه ، فقط فردا
به خوبی از آشپزخانه مراقبت کن

116
00:08:20,128 --> 00:08:23,757
به خاطر زانوهاتون حتی
نمیتونید مدت زیادی بایستید

117
00:08:23,798 --> 00:08:27,894
به یانگوم گفتم که به شما کمک کنه

118
00:08:27,935 --> 00:08:29,630
حالش بهتر شده؟

119
00:08:29,671 --> 00:08:33,903
بله ،  پس همه کارهای
سخت رو به یانگوم بدید

120
00:08:33,941 --> 00:08:35,966
خیلی خب ،  این کارو میکنم

121
00:08:36,844 --> 00:08:38,971
بانو چویی هنوز برنگشته؟

122
00:08:39,013 --> 00:08:42,915
همیشه چیز مخصوصی
برای جشن تولد آماده میکنه

123
00:08:42,950 --> 00:08:45,748
فکر کنم که دوباره همین کارو میکنه

124
00:08:47,355 --> 00:08:50,381
هدیه خوبیو آماده کردم

125
00:08:50,525 --> 00:08:52,857
...این میتونه یه شانس باشه

126
00:08:52,894 --> 00:08:57,194
بانوی اول به خاطر اتفاقی که
دفعه قبل رخ داد ،  خیلی ناراحتن

127
00:08:57,231 --> 00:08:59,825
بله ،  احتمالا همین طوره

128
00:08:59,867 --> 00:09:05,134
پس چرا با آقای اوه کیوم هو صحبت نمیکنی؟

129
00:09:05,173 --> 00:09:09,109
باشه ،  تو هم با بانوی اول صحبت کن

130
00:09:09,143 --> 00:09:11,907
باشه ،  فهمیدم

131
00:09:37,338 --> 00:09:40,307
این کیک اشقه است،لطفا امتحانش کنید

132
00:09:40,641 --> 00:09:41,801
بدید ببینم

133
00:09:51,018 --> 00:09:54,317
غذای شما از همه بهتره

134
00:09:54,355 --> 00:09:56,516
شما منو بیش از حد تحسین میکنید

135
00:09:57,392 --> 00:10:00,953
این یه هدیه کوچک برای شماست

136
00:10:01,295 --> 00:10:05,425
این غذا کافی بود

137
00:10:08,669 --> 00:10:10,364
ممنون

138
00:10:14,742 --> 00:10:17,905
بانوی من ،  من بانو کیم
از خانه خیاطی هستم

139
00:10:17,945 --> 00:10:20,743
اینو به وسیله
بهترین نوع نخ ابریشم دوختم

140
00:10:20,782 --> 00:10:23,182
لطفا ببینیدش

141
00:10:23,217 --> 00:10:27,881
لازم نیست ببینمش
کی میتونه از شما بهتر بدوزه؟

142
00:10:28,122 --> 00:10:29,384
ممنون ،  بانوی من

143
00:10:29,424 --> 00:10:30,789
ممنون

144
00:10:30,825 --> 00:10:35,489
بانوی من ،  وزیر دارایی
هم برای شما قارچ فرستادند

145
00:10:35,530 --> 00:10:36,519
اوه بله؟

146
00:10:36,564 --> 00:10:41,592
و آقای اوه کیوم هو هم برای شما
قارچ خشک شده فرستادند

147
00:10:41,669 --> 00:10:43,398
...اوه

148
00:10:45,473 --> 00:10:48,033
آقای یون وارد میشن

149
00:10:48,075 --> 00:10:52,341
بانوی من ،  تولدتون مبارک

150
00:10:52,380 --> 00:10:55,144
ممنون

151
00:11:25,313 --> 00:11:28,111
قارچ های سماروغ و شییتاک رو خرد کردی؟

152
00:11:28,149 --> 00:11:29,173
بله ،  بانوی من

153
00:11:29,217 --> 00:11:30,775
تخم مرغ ها پخته شدن؟

154
00:11:30,818 --> 00:11:31,807
بله ،  بانوی من

155
00:11:31,853 --> 00:11:36,153
سپس خرما ،  هلوها
آجیل ژنگو و شاه بلوطها رو آماده کن

156
00:11:36,190 --> 00:11:37,589
بله بانوی من

157
00:11:38,993 --> 00:11:41,427
بانوی من ،حالتون خوبه؟

158
00:11:41,462 --> 00:11:43,191
خوبم

159
00:11:45,766 --> 00:11:49,065
باید ظرف قارچ ها رو روی یه سینی
برنجی بذاریم پس یکی از اون هارو بیار

160
00:11:49,103 --> 00:11:50,331
بله ،  بانوی من

161
00:12:03,818 --> 00:12:06,082
!بانوی من

162
00:12:06,120 --> 00:12:07,178
خوبم

163
00:12:07,221 --> 00:12:08,745
رنگتون پریده

164
00:12:08,789 --> 00:12:12,555
میدونم ...احساس سرگیجه
و حالت تهوع میکنم

165
00:12:12,558 --> 00:12:15,288
بانوی من،الان باید غذا رو ببریم

166
00:12:15,363 --> 00:12:16,955
بسیار خب

167
00:12:17,164 --> 00:12:20,497
باید چی کار کنیم؟فکر نمیکنم
بتونید این کارو انجام بدید

168
00:12:20,535 --> 00:12:23,971
تو انجام بده . آبگوشت
و سایر چیزها آمادست

169
00:12:24,005 --> 00:12:26,872
پس فقط کافیه که تو اونارو در
یه کاسه بریزی و بچشی

170
00:12:26,908 --> 00:12:30,400
اگه الان بچشم نمیتونم
درست مزشونو بفهمم

171
00:12:30,444 --> 00:12:32,708
نگران نباشید و استراحت کنید

172
00:12:33,481 --> 00:12:37,247
فکر کنم الان باید کمی
استراحت کنم تا بتونم بعدا میز غذا رو ببرم

173
00:13:17,158 --> 00:13:18,921
چرا؟ بی مزست

174
00:13:18,960 --> 00:13:21,121
...بله ،  فقط کمی

175
00:13:21,996 --> 00:13:26,456
باید به این خاطر باشه که مریضم
خودت اینکارو انجام بده

176
00:13:26,500 --> 00:13:27,899
بله ،  بانوی من

177
00:14:46,180 --> 00:14:50,344
به آرومی همراهش راه برو
چون اون نمیتونه به خوبی راه بره

178
00:14:50,384 --> 00:14:51,043
باشه

179
00:14:51,085 --> 00:14:52,211
حالتون بهتره؟

180
00:14:52,253 --> 00:14:54,653
بله،برو و دسر رو آماده کن

181
00:14:54,689 --> 00:14:55,883
بله ،  بانوی من

182
00:15:08,335 --> 00:15:13,238
بانوی من ،  این غذاییه که
به وسیله بانوی اول آشپزخانه تهیه شده

183
00:15:31,959 --> 00:15:34,257
بانوی من ،  تولدتون مبارک

184
00:15:34,695 --> 00:15:36,458
ممنون

185
00:15:44,752 --> 00:15:47,983
!چطوری از من انتظار دارید که اینو بخورم؟

186
00:15:49,977 --> 00:15:52,741
بانوی من ،  چیزی شده؟

187
00:15:52,780 --> 00:15:56,341
...چیشده؟! کسی که بانوی اول آشپزخانست

188
00:15:56,383 --> 00:16:00,342
غذایی مثل این رو میاره
"و می پرسه "چیشده؟

189
00:16:00,688 --> 00:16:03,486
امتحانش کن

190
00:16:11,232 --> 00:16:16,363
و تو در این مدت غذای
پادشاه رو درست میکردی؟

191
00:16:16,537 --> 00:16:20,405
!یا اینکه با من مشکل داری؟

192
00:16:20,608 --> 00:16:23,099
بانوی من ،  چطور میتونید
چنین حرفیو بزنید؟

193
00:16:23,144 --> 00:16:27,740
!پس غیر از این چی میتونه باشه؟

194
00:17:36,917 --> 00:17:41,786
بانوی اول
!...از بانو یونگ ناراحت شده

195
00:17:41,822 --> 00:17:42,754
چرا؟

196
00:17:42,790 --> 00:17:45,122
چون غذایی که درست کرده بود ،  مزه
خوبی نداشت

197
00:17:45,159 --> 00:17:46,456
چی؟

198
00:17:46,493 --> 00:17:49,826
این باید به این خاطر باشه
که بانو یونگ مریضه

199
00:17:54,368 --> 00:17:59,135
بانوی من،چه اتفاقی افتاده؟
غذا مشکلی داشت؟

200
00:17:59,173 --> 00:18:01,869
نه ،  غذا مشکلی نداشت

201
00:18:01,909 --> 00:18:04,776
نمیتونه احتمالا به این خاطر
باشه که من بهشون خوب ادویه نزدم؟

202
00:18:04,812 --> 00:18:07,679
گفتم که غذا مشکلی نداشت

203
00:18:08,015 --> 00:18:11,382
... متأسفم ... به خاطر من ،  شما

204
00:18:11,418 --> 00:18:15,752
گفتم از غذا نیست
چرا همیشه نگرانی؟

205
00:18:34,575 --> 00:18:37,066
گیوم یونگ ،  اینو می چشی؟

206
00:18:43,183 --> 00:18:44,548
چطوره؟

207
00:18:44,852 --> 00:18:47,719
...کمی نمکش زیاده
...کمی هم فلفلش زیاده

208
00:18:47,755 --> 00:18:51,020
این مزه غذای بانو یونگ نیست

209
00:18:51,058 --> 00:18:54,050
غذای اون همیشه طعم دلپذیری داره

210
00:18:54,094 --> 00:18:57,962
ولی از هرچی یکمی بیشتر اضافه شده

211
00:18:57,998 --> 00:18:59,363
...بذار ببینم

212
00:19:02,469 --> 00:19:06,599
کمی مزش فرق میکنه
ولی نه اونقدر بد که بخواد اونقدر ناراحت بشه

213
00:19:08,609 --> 00:19:13,171
راست میگی
میتونه از چیز دیگه ای باشه؟

214
00:19:13,213 --> 00:19:15,613
به هر حال ،  بانو یونگ از همه مسن تره

215
00:19:15,649 --> 00:19:20,245
بانوی اول چطور تونست اونو در بین
جمع سرزنش کنه؟

216
00:19:20,788 --> 00:19:24,053
به هر حال ،  کار زشتی کرد

217
00:19:24,091 --> 00:19:25,388
منم همین نظرو دارم

218
00:19:56,156 --> 00:19:59,319
زبونم حس چشاییشو از دست داده
...زبونم

219
00:20:15,376 --> 00:20:20,075
آشکارا به شما توهین کرد
چطور جرأت میکنه که چنین غذاییو درست کنه؟

220
00:20:36,220 --> 00:20:38,518
شما منو خواستید؟

221
00:20:40,077 --> 00:20:43,240
صدات کردم چون میخواستم از
شرایط بانو یونگ با خبر بشم

222
00:20:43,243 --> 00:20:45,677
فقط زانوهاش درد میکنه؟

223
00:20:46,840 --> 00:20:49,673
، فقط پاهاشون ضعیف بود
...ولی بعد از اینکه دوباره معاینه شون کردم

224
00:20:49,710 --> 00:20:51,905
کلیه هاشون هم به نظر میرسید
که ضعیف شده باشن

225
00:20:51,945 --> 00:20:54,971
و اونا به پاهاشون هم اثر گذاشته

226
00:20:55,115 --> 00:20:59,108
واقعا؟ و این یعنی ایشون به سادگی
خوب نمیشن ،  درسته؟

227
00:20:59,153 --> 00:21:02,145
ممکنه پاهاشون موقتا خوب بشن

228
00:21:02,189 --> 00:21:05,886
، ولی اگه کلیه هاشون بدتر بشن
پاهاشون نمیتونن به سادگی خوب بشن

229
00:21:07,261 --> 00:21:10,321
شنیدم که ایشون
...برای چند روزه که به خاطر

230
00:21:10,364 --> 00:21:12,491
حالشون به آشپزخانه سر نمیزنن

231
00:21:14,068 --> 00:21:17,799
ما بطور حتم از بانو چویی
اخبار جدیدو خواهیم شنید

232
00:21:17,838 --> 00:21:20,705
باید با بانو چویی کار کنم؟

233
00:21:35,622 --> 00:21:37,681
...فکر میکنم که این
به راحتی حل میشه

234
00:21:37,724 --> 00:21:40,488
فکر میکنم که مزه غذا
به خاطر سلامتیش فرق کرده

235
00:21:40,527 --> 00:21:43,087
ولی  فقط یه بیماری کافیه؟

236
00:21:43,130 --> 00:21:46,099
ولی برای یه بانوی آشپزخانه،حتی یه
بیماری کوچک هم میتونه مشکل ساز باشه

237
00:21:46,133 --> 00:21:49,296
غذای اعلیحضرت اونجا آماده میشه

238
00:21:49,336 --> 00:21:53,534
، حتی با وجود اتفاق آخر
اگه من در اون مقام بودم

239
00:21:53,574 --> 00:21:56,873
دیگه هیچ مشکلی وجود نداشت

240
00:21:56,910 --> 00:21:58,639
!درسته

241
00:21:58,812 --> 00:22:02,077
جزئیات رو با بانوی اول در میون میذارم

242
00:22:02,116 --> 00:22:07,281
میتونی با آقای اوه کیوم هو صحبت کنی
تا امکان نفوذو فراهم کنی

243
00:22:07,321 --> 00:22:10,586
میتونیم از آخرین
اشتباه استفاده کنیم

244
00:22:10,624 --> 00:22:12,182
باشه

245
00:22:15,729 --> 00:22:16,923
...بانوی من

246
00:22:16,964 --> 00:22:18,454
چیشده؟

247
00:22:18,499 --> 00:22:22,162
لطفا دعوتمو به اتاقم قبول کنید

248
00:22:47,194 --> 00:22:52,757
ناراحتی بانوی اول
از بانو یونگ کمتر شده؟

249
00:22:52,799 --> 00:22:54,562
چطور ممکنه؟

250
00:22:54,601 --> 00:23:00,005
حالا فکر میکنم که
الان وقتشه تا کارهارو سرجاش برگردونیم

251
00:23:00,774 --> 00:23:05,677
این سمتی نیست که بانو یونگ بخوان
یه دهه اون رو در دست داشته باشن

252
00:23:09,783 --> 00:23:11,944
چای خوشمزست

253
00:23:12,419 --> 00:23:19,723
مستقیما از مزرعه برادرم
در جئولا آورده شده

254
00:23:19,927 --> 00:23:25,627
مزه چای کاملا بستگی
به مزرعه ای داره که در اون تولید میشه

255
00:23:25,666 --> 00:23:29,830
باید مزرعه خیلی خوبیو داشته باشه
ولی مزرعه مال کس دیگه‌ای شده؟

256
00:23:29,833 --> 00:23:34,861
نمیدونستید؟
اون مزرعه ی بانوی اول شده

257
00:23:35,901 --> 00:23:40,975
پس اینطور؟ من حتی یه مزرعه جو هم ندارم
چه برسه به یه مزرعه چای

258
00:23:41,296 --> 00:23:44,732
چطور میشه بانوی درباری که همیشه در کنار
بانوی اول هست چیزی نداشته باشه؟

259
00:23:44,985 --> 00:23:50,013
با برادرم صحبت میکنم
و یه خوبشو براتون پیدا میکنم

260
00:23:57,864 --> 00:23:59,832
چی تورو این موقع شب آورده اینجا؟

261
00:23:59,866 --> 00:24:03,495
بانو چویی مطمئنا
یه انسان رک و قابل اعتماده

262
00:24:04,304 --> 00:24:06,534
باید طبق نقشه خودتون پیش ببرید

263
00:24:13,547 --> 00:24:18,280
چه اتفاقی افتاده؟
...از دست دادن حس چشایی

264
00:24:18,318 --> 00:24:22,482
برای یه بانوی دربار
دقیقا مثل از دست دادن پا برای یه سربازه

265
00:24:22,522 --> 00:24:25,150
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

266
00:24:29,796 --> 00:24:32,128
...شاید

267
00:24:42,175 --> 00:24:44,075
شنیدم دیروز مشکل
بزرگی به وجود اومده

268
00:24:44,111 --> 00:24:47,274
مسئله مهمی نبود
فقط منو از قصر میندازن بیرون

269
00:24:47,314 --> 00:24:48,474
...بانوی من

270
00:24:48,515 --> 00:24:51,746
...این تصمیم باید از قبلتر گرفته میشد

271
00:24:53,654 --> 00:24:55,713
بانوی من ،  هنوز حال شما خوب نیست

272
00:24:55,856 --> 00:24:57,346
میتونم کارامو خودم انجام بدم

273
00:24:57,391 --> 00:24:59,256
از این به بعد از
آشپزخانه نگهداری میکنم

274
00:24:59,293 --> 00:25:00,624
بسیار خوب  ، موردی نداره

275
00:25:12,005 --> 00:25:15,236
دکتری که مدفوع پادشاه رو
... آزمایش کرده ،  گفته

276
00:25:15,275 --> 00:25:18,005
که احتمالا ایشون
تب و سوء هاضمه دارن

277
00:25:18,045 --> 00:25:21,037
احتمالا به این دلیله که
ایشون این روزها مقدار زیادی (شراب) نوشیدن

278
00:25:21,081 --> 00:25:23,379
پس در حین پختن غذا این رو در نظر بگیرید

279
00:25:23,417 --> 00:25:26,147
قبل از این هم این کارو میکردیم

280
00:25:26,186 --> 00:25:29,986
فکر میکردم که قبل از
بدست گرفتن این سمت پیر بشید

281
00:25:30,023 --> 00:25:31,921
به نظر نمیرسه که قصد مردن داشته باشید

282
00:25:31,924 --> 00:25:35,984
بخاطر این شغل بانوی پیری شدم ولی
مگه شما این رو میدونید؟

283
00:25:36,029 --> 00:25:39,760
وقتی که بانوی پیری از قدرتش استفاده کنه
هیچکس نمیتونه در مقابلش بایسته

284
00:25:39,800 --> 00:25:43,236
...بنابراین حسادت و خشم همین بانوی پیر

285
00:25:43,270 --> 00:25:45,500
...حتی نمیتونه به وسیله پادشاه هم مهار بشه

286
00:25:45,539 --> 00:25:49,600
پس به همین خاطره که همسر من این روزها
خیلی حسوده؟

287
00:25:49,643 --> 00:25:50,632
چی؟

288
00:25:50,977 --> 00:25:55,573
از موقعی که بنظر میرسه به یه کاردار
حسودی میکنه  ،  نمیدونم چی کار کنم

289
00:26:42,662 --> 00:26:44,459
باید چیزی ازتون بپرسم

290
00:26:44,498 --> 00:26:47,661
چی؟
هنوز حس هاتون برنگشته؟

291
00:26:47,701 --> 00:26:50,636
ممکنه که این بی حسی
کاملا برطرف نشه؟

292
00:26:50,670 --> 00:26:54,663
چرا؟ درکجای بدنتون هنوز بی حسی هست؟

293
00:26:54,708 --> 00:27:00,112
زبون من هنوز به اندازه قبل حساس نیست
خیلی بی حس شده

294
00:27:00,981 --> 00:27:03,973
فکر  کردم که شما
مقدار زیادی از اونو خورده باشید

295
00:27:04,518 --> 00:27:09,546
ولی از اونجایی که شاهزاده در حال بهبوده
شما هم خوب میشین

296
00:27:09,589 --> 00:27:13,958
پس صبور باش و صبر کن
ازت مراقبت میکنم

297
00:27:15,328 --> 00:27:18,695
الان شاهزاده حالش خوب شده؟

298
00:27:18,732 --> 00:27:22,725
بله ،  ایشون کاملا در حال  بهبودی هستن

299
00:27:24,538 --> 00:27:26,904
خیلی نگران نباش

300
00:27:37,083 --> 00:27:39,847
شما منو متعجب کردید
...همش از خودم می پرسیدم

301
00:27:39,886 --> 00:27:42,047
چرا اون کتاب پزشکی
رو از من قرض گرفتید؟

302
00:27:42,088 --> 00:27:45,319
دلیل بیماری شاهزاده رو پیدا کردید، درسته؟

303
00:27:47,828 --> 00:27:50,729
و همچنین شنیدم که
اونو روی خودتون هم آزمایش کردید

304
00:27:50,764 --> 00:27:53,528
راه دیگه ای بلد نبودم

305
00:27:54,701 --> 00:27:57,261
این بار چه کتابی می‌خواید؟

306
00:27:57,304 --> 00:28:00,273
...این بار ،  من

307
00:28:00,974 --> 00:28:04,068
لطفا  بهم یه کتاب پزشکی دیگه قرض بدید

308
00:28:04,110 --> 00:28:05,236
دوباره؟

309
00:28:05,278 --> 00:28:11,012
این بار کتابی رو میخوام که توش لیستی از
علائم بیماری ها و درمانشون رو داشته باشه

310
00:28:12,586 --> 00:28:15,817
این بار ،  روی خودت امتحان نکن

311
00:28:16,456 --> 00:28:18,048
...باشه

312
00:29:54,888 --> 00:29:58,415
یون سنگ ،  اینو می چشی؟

313
00:30:03,630 --> 00:30:05,257
یکم بی مزست

314
00:30:05,298 --> 00:30:06,595
واقعا؟

315
00:30:13,840 --> 00:30:16,001
یه بار دیگه امتحانش کن

316
00:30:16,409 --> 00:30:19,810
چرا از من میپرسی؟
تو که از من بهتری

317
00:30:27,854 --> 00:30:30,379
حسم هنوز برنگشته

318
00:30:30,957 --> 00:30:33,255
یکم بیشتر صبر کن

319
00:30:48,274 --> 00:30:51,209
درحال حاضر با بانوی اول
...به توافق رسیدیم

320
00:30:51,244 --> 00:30:53,041
فقط نیاز دارید که حالا امر کنید

321
00:30:53,079 --> 00:30:57,175
میدونم که شما در مورد این،احساس خوبی ندارید
به دلیل اتفاقی که دفعه پیش افتاد

322
00:31:01,888 --> 00:31:05,756
ولی سعی نمیکنیم که خطامون
رو بپوشونیم

323
00:31:06,493 --> 00:31:10,520
ولی اگه شما در موردش فکر کنید

324
00:31:11,798 --> 00:31:14,460
...خیلی خطرناکه که شخصی

325
00:31:14,501 --> 00:31:17,629
که از ما نیست در چنین مقامی باشه

326
00:31:17,671 --> 00:31:22,233
وقتی چنین کار پرخطریو انجام میدیم

327
00:31:24,511 --> 00:31:27,912
لطفا ناراحت نباشید و به ما کمک کنید

328
00:31:27,947 --> 00:31:30,040
چرا حرفش رو قبول نمیکنید؟

329
00:31:30,083 --> 00:31:33,052
اونو فقط برای یه زمان
موقت اونجا قرار میدیم

330
00:31:33,086 --> 00:31:35,714
همچنین  حال ایشون هم زیاد خوب نیست

331
00:31:35,755 --> 00:31:41,387
اگه صبر کنیم ، اول ملکه یه کاری میکنه

332
00:31:41,961 --> 00:31:47,024
باشه ، با قصر مادر پادشاه
در ارتباط خواهم بود

333
00:31:49,936 --> 00:31:51,494
منو صدا زدید؟

334
00:31:51,538 --> 00:31:56,475
بله،برو به برادرت بگو که من
ازش قدردانی میکنم

335
00:31:56,509 --> 00:31:59,307
...پس... بانوی من

336
00:31:59,345 --> 00:32:03,406
ولی موضوعی هست که
ما باید روشنش کنیم

337
00:32:03,450 --> 00:32:08,353
، باید از هرکاری که شما انجام میدید
خبر داشته باشم

338
00:32:08,722 --> 00:32:11,850
به شما میگم که نمی‌تونم
در برابر اینطور کارهایی که

339
00:32:11,891 --> 00:32:13,222
بانو یونگ انجام میدن،تحمل کنم

340
00:32:13,593 --> 00:32:15,527
البته

341
00:32:16,596 --> 00:32:22,057
اگه شما هم همین کارو انجام بدید
و به کسی که در مقام بالاتر هست اعتماد کنید

342
00:32:22,102 --> 00:32:24,468
در این صورت هرگز شما رو نمیبخشم

343
00:32:25,472 --> 00:32:28,441
بانوی من، منظورتون چیه...؟

344
00:32:28,475 --> 00:32:32,411
به شما میگم یادتون باشه
...کسی که

345
00:32:32,445 --> 00:32:35,209
می‌تونه بانوی اول آشپزخانه
رو تغییر بده، منم

346
00:32:35,248 --> 00:32:38,547
بله، بانوی من، یادم میمونه

347
00:32:38,785 --> 00:32:42,414
پس صبورانه منتظر باش

348
00:32:42,822 --> 00:32:44,119
بله بانوی من

349
00:32:50,797 --> 00:32:53,960
بانو یونگ در مقابل این کار نمی ایسته؟

350
00:32:54,367 --> 00:32:57,302
فکر میکنه کیه
که میتونه در مقابل من بایسته؟

351
00:32:57,337 --> 00:33:01,433
تنها کسی که اونو میشناسه خدمتکار سلطنتی هست
که بانو یونگ باهاش جوک میگن

352
00:33:01,474 --> 00:33:06,434
و  او معروف نیست که
ارتباط های بسیار کمیو داره؟

353
00:33:06,479 --> 00:33:08,470
درست میگید

354
00:33:08,815 --> 00:33:12,216
باید پیش بینی چنین
...روزیو میکرد

355
00:33:12,252 --> 00:33:14,686
بعد از اینکه در حوزه قلمروی
من ، مثل اون موضوع ، از من سرپیچی کرد

356
00:33:14,721 --> 00:33:16,814
و همچنین زیاد هم جاه طلب نیست

357
00:33:16,856 --> 00:33:19,586
بله ،  شما درست میگید

358
00:33:21,294 --> 00:33:25,754
یه داروی مقوی و نیروبخش بردار و
این موضوع رو بهش بگو

359
00:33:28,768 --> 00:33:32,033
ایشون گفتن تا به شما بگم که خیلی به خاطر
...شما ناراحتن

360
00:33:32,071 --> 00:33:34,972
که چنین کار سختی رو
...به شما در سن پیری محول کردن

361
00:33:35,008 --> 00:33:39,001
همچنین ایشون بیشتر
در مورد بیماری شما ناراحتن

362
00:33:39,045 --> 00:33:42,105
ایشون از شما خواستن که
خوب استراحت کنید

363
00:33:43,683 --> 00:33:47,449
بله ،  دیگه وقتشه که استراحت کنم

364
00:33:47,487 --> 00:33:50,945
بهشون بگین که حرفاشونو قبول کردم

365
00:33:50,990 --> 00:33:52,184
بله ،  بانوی من

366
00:33:53,293 --> 00:33:55,227
چی گفت؟

367
00:33:55,261 --> 00:33:58,628
همونطوری بود که انتظار می رفت
کاملا قبول کرد

368
00:33:58,832 --> 00:34:00,356
پس اینطور؟

369
00:34:00,633 --> 00:34:04,125
پس زیاد در موردش نگران نباشید

370
00:34:15,915 --> 00:34:19,043
حالا وقتشه که به آهستگی خودمونو
برای گرفتن پست آماده کنیم

371
00:34:19,185 --> 00:34:22,211
انتظار نداشتم که
...ده سال صبر کنم

372
00:34:22,255 --> 00:34:25,850
همه چیز داره به نفع ما پیش میره

373
00:34:26,059 --> 00:34:28,550
اگه بانوی اول اینقدر در
مقابلش ناراحت نمیشد

374
00:34:28,595 --> 00:34:32,122
کارمون به همین راحتی نمیشد

375
00:34:32,398 --> 00:34:36,698
پس شما بانوی اول آشپزخانه بعدی هستید؟

376
00:34:36,836 --> 00:34:41,637
البته ،  چه کس دیگه ای میتونه
چنین مقامیو داشته باشه؟

377
00:35:22,582 --> 00:35:24,413
بانو یونگ،چیشده که
... شما زیاد سر نمیزنید؟

378
00:35:24,450 --> 00:35:25,747
درحالی که قبلا بهتون گفته
بودم که این کارو بکنید

379
00:35:25,785 --> 00:35:32,520
خیلی متأسفم
... به خاطر سنم،دارم ضعیف میشم

380
00:35:32,558 --> 00:35:35,550
فکر کنم که دیگه وقتشه که
از این کار کناره گیری کنم

381
00:35:38,164 --> 00:35:40,928
اگه حالتون خوب نیست
میتونید دارو استفاه کنید

382
00:35:40,967 --> 00:35:43,197
چرا میگید باید از این کار کناره گیری کنید؟

383
00:35:43,236 --> 00:35:48,731
هیچ بانوی درباری نمیتونه با حال بد
غذای خوبی درست کنه

384
00:35:48,775 --> 00:35:51,539
لطفا منو درک کنید

385
00:35:51,577 --> 00:35:55,035
نه. هیچ تغییری توی مزه غذا
احساس نمیکنم

386
00:35:55,081 --> 00:35:57,515
و شما هنوز علیل و بیمار نشدید

387
00:35:57,550 --> 00:36:00,430
پس بخاطر من در مقامتون بمونید
...از مهارت شما در آشپزی

388
00:36:00,477 --> 00:36:04,192
و از حرفای یه دهه شما فیض بردم

389
00:36:04,324 --> 00:36:11,628
ولی اعلیحضرت،کسی نمیتونه بگه که چه اتفاقی
ممکنه برای یه بانوی پیر بیافته

390
00:36:11,664 --> 00:36:16,124
شنیدم که به خاطر بانوی اول آشپزخانه قبلی

391
00:36:16,169 --> 00:36:18,899
که به طور ناگهانی مریض شدن
مشکل بزرگی به وجود اومد

392
00:36:19,505 --> 00:36:20,870
همینطوره؟

393
00:36:20,907 --> 00:36:25,367
بله... این سمت و مقام
... ناگهانی خالی شد

394
00:36:26,913 --> 00:36:30,440
بسیار خب ... منم فکر میکنم که
میتونه مشکلیو ایجاد بکنه

395
00:36:30,483 --> 00:36:32,144
...ولی ،  اعلیحضرت

396
00:36:34,220 --> 00:36:39,055
لطفا این درخواست منو بپذیرید

397
00:36:44,364 --> 00:36:45,854
درخواست؟

398
00:36:45,999 --> 00:36:48,297
بله ،  اعلیحضرت

399
00:36:48,334 --> 00:36:49,926
بگو

400
00:36:51,170 --> 00:36:56,301
در آشپزخانه دو بانوی بسیار باتجربه هستن

401
00:36:57,210 --> 00:36:58,973
اونا کی هستن؟

402
00:36:59,278 --> 00:37:05,114
بانو چویی که اینجا در
خانواده بانوان اول آشپزخانه بزرگ شدن

403
00:37:05,151 --> 00:37:08,848
و مهارت ایشون یکی از بهترین هاست

404
00:37:11,758 --> 00:37:16,752
و همچنین بانو هن که
...مهارت خاصی در استخراج

405
00:37:16,796 --> 00:37:21,699
طعم اصلی غذاهای قصر رو دارن
(عصاره شناس قابلی هستند)

406
00:37:22,335 --> 00:37:23,393
همینطوره؟

407
00:37:23,436 --> 00:37:27,463
بله. به نظرم بهتره که بین اونا
... مسابقه ای برگزار بشه

408
00:37:27,507 --> 00:37:29,975
تا اینکه بازنشست بشم

409
00:37:41,054 --> 00:37:42,544
یه مسابقه؟

410
00:37:42,688 --> 00:37:45,816
بله ،  اعلیحضرت
...به وسیله مسابقه دادن با یکدیگر

411
00:37:45,858 --> 00:37:49,487
مهارت اونا افزایش پیدا میکنه
و بعد از یه رقابت عادلانه

412
00:37:49,529 --> 00:37:53,989
اگه یکی از اونا ببازه اونا می‌تونن بدون هیچ
پشیمونی نتیجه مسابقه رو قبول کنن

413
00:38:09,449 --> 00:38:13,010
جالب به نظر میاد
... پس شما دراصل میگید که

414
00:38:13,052 --> 00:38:16,647
فقط باید غذای اونارو بچشم و
انتخاب کنم که کدوم بهتره

415
00:38:16,689 --> 00:38:18,122
...ولی اعلیحضرت

416
00:38:18,157 --> 00:38:21,251
این بهترین و عالیترین نظره
...با اینچنین طرح و استراتژی

417
00:38:21,294 --> 00:38:23,762
می‌تونید برای انتخاب انسانهای با استعداد
در نواحی دیگه هم استفاده کنید

418
00:38:24,564 --> 00:38:27,032
بله،حتما این کارو انجام میدم

419
00:38:31,304 --> 00:38:35,570
میتونید برید و اینکارو انجام بدید
ولی در مورد برگزاری مسابقه زیاد عجله نکنید

420
00:38:35,608 --> 00:38:37,098
پس شما میتونید زودتر قصر را ترک کنید

421
00:38:37,143 --> 00:38:43,480
بله ، اعلیحضرت. بهتون اطمینان میدم که آماده
میشن تا کارشون رو به بهترین نحو انجام بدن

422
00:38:44,584 --> 00:38:47,075
بله ،  همین کارو بکنید

423
00:39:05,004 --> 00:39:09,202
بانو یونگ ،  ای مار پیر

424
00:39:15,281 --> 00:39:20,776
در این مسابقه شکست نمیخورم
!مطمئنا که شکست نمیخورم

425
00:39:24,223 --> 00:39:25,815
می‌خواید چی کار کنید؟

426
00:39:25,958 --> 00:39:27,926
به دقت به حرف هام گوش کن

427
00:39:27,960 --> 00:39:34,832
زندگی و موقعیتم را در خطر انداختم و
اینو به پادشاه گفتم

428
00:39:34,867 --> 00:39:37,427
اگه اونو قبول نمیکرد کار دیگه‌ای از دستم
...برنمیومد و کار برام تموم بود

429
00:39:37,470 --> 00:39:38,562
...ولی چطوری

430
00:39:38,604 --> 00:39:47,672
به عقیده من غذا به هیچ وجه نباید بعنوان
وسیله و ابزار چیز دیگه‌ای ابدا استفاده بشه

431
00:39:50,049 --> 00:39:55,180
پس میخوام راه درست این موضوعو آشکار کنم
در حالی که قصرو ترک میکنم

432
00:39:55,221 --> 00:39:58,554
این تنها خواسته من قبل از مردنه

433
00:39:59,759 --> 00:40:04,196
بهت به عنوان کسی نگاه میکنم
که میتونه این کار منو ادامه بده

434
00:40:04,230 --> 00:40:10,829
ولی فکر نکن که به خاطر
این از تو طرفداری میکنم

435
00:40:11,270 --> 00:40:16,230
اگه ازت طرفداری بکنم هیچ کار متفاوتی
نسبت به خانواده بانو چویی، انجام ندادم

436
00:40:16,275 --> 00:40:17,799
پس این کارو نمیکنم

437
00:40:19,579 --> 00:40:24,983
پس به وسیله مهارت ها و روشای خودت
در مسابقه ی غذا برنده شو

438
00:40:25,017 --> 00:40:29,511
و آشپزخانه رو ، با توجه
به خواسته من درست نگه دار

439
00:40:30,523 --> 00:40:35,426
این آخرین خواسته منه که
...بهت میگم

440
00:40:35,461 --> 00:40:41,422
...نمیدونم که اونا با تو چی کار خواهند کرد
...ولی هرگز از اونا نترس

441
00:40:41,467 --> 00:40:44,903
فکر نکن که نمیتونی این کارو انجام بدی
اعتماد به نفس داشته باش

442
00:40:44,937 --> 00:40:45,961
بانوی من

443
00:40:46,005 --> 00:40:52,069
و این آخرین باری خواهد بود که
اینو برات میگم

444
00:40:59,085 --> 00:41:05,456
بانوی من ،  نگران نباشید
!میتونم ببرم.حتما میبرم

445
00:41:05,491 --> 00:41:08,483
چی داری میگی؟

446
00:41:08,661 --> 00:41:12,757
اگه بانوی اول نتونه مشخص کنه
...که چه کسانی بانوان اول باشن

447
00:41:12,798 --> 00:41:14,925
پس چه قدرتی داره؟

448
00:41:16,402 --> 00:41:21,499
حتما باید این موضوعو با
هر وسیله لازمی،تغییر بدم

449
00:41:21,540 --> 00:41:24,941
کاری میکنم که اعلیحضرت
این اجازه رو پس بگیرن

450
00:41:35,821 --> 00:41:37,220
...یانگوم

451
00:41:38,557 --> 00:41:40,286
دنبالم بیا

452
00:42:08,421 --> 00:42:15,987
میخوام شروع به یاد دادن
مهارت های مخفی خودم  بهت بکنم

453
00:42:17,930 --> 00:42:23,869
بانو یونگ جونش رو به خطر انداخت
تا به پادشاه بگه

454
00:42:25,738 --> 00:42:32,405
تصمیم گرفته که مقام خودش رو با انجام
مسابقه ای بین من و بانو چویی واگذار کنه

455
00:42:33,612 --> 00:42:37,104
...این خارج از عقیده و خواسته اونه که نباید

456
00:42:37,149 --> 00:42:46,547
در آشپزخانه ، در کنار درست کردن غذا
غرض و نیت دیگه‌ای وجود داشته باشه

457
00:42:47,893 --> 00:42:58,269
وقتی که شجاعت اونو دیدم
از خودم خجالت کشیدم

458
00:42:59,338 --> 00:43:04,037
به هر حال ، تصمیم گرفتم که ببرم

459
00:43:06,445 --> 00:43:09,107
خواستشو قبول میکنم

460
00:43:12,051 --> 00:43:18,183
و تنها کسی هستی
که میتونی بهم کمک کنی

461
00:43:18,724 --> 00:43:22,125
، مهارت های تو بهم کمک میکنه
...و روش تو

462
00:43:22,161 --> 00:43:25,392
در مقابل غذا منو به راه درست راهنمایی میکنه

463
00:43:25,431 --> 00:43:29,595
و حس کنجکاویت  بهم کمک میکنه
تا  پیشرفت کنم

464
00:43:30,002 --> 00:43:32,163
...و این برای تو هم صدق میکنه

465
00:43:32,204 --> 00:43:36,504
هرکس که میبازه
...نمیتونه در آشپزخانه بمونه

466
00:43:36,709 --> 00:43:43,842
این وظیفست که به جای دیگه بریم
نمیتونی بمونی اگه نتونم تو آشپزخانه بمونم

467
00:43:44,984 --> 00:43:50,422
به خاطر رابطه ما و به خاطر
چیزیه که دفعه قبل اتفاق افتاد

468
00:43:52,425 --> 00:44:02,300
پس تو رو به عنوان کارآموز خودم تعیین میکنم
و بهت مهارت های مخفی خودمو یاد میدم

469
00:44:02,334 --> 00:44:05,030
می فهمی؟

470
00:44:07,740 --> 00:44:10,004
چرا جوابمو نمیدی؟

471
00:44:13,312 --> 00:44:16,679
نمیتونم این کارو بکنم

472
00:44:19,485 --> 00:44:21,112
نمیتونم

473
00:44:22,988 --> 00:44:27,186
چرا؟ چرا می‌خوای دوباره این کارو تکرار کنی؟

474
00:44:27,226 --> 00:44:29,057
...راستش

475
00:44:31,964 --> 00:44:39,871
راستش ، زبون من حس چشاییشو از دست داده

476
00:44:42,942 --> 00:44:48,403
وقتی که بعد از اون خوراک اردک
بدنم بی حس شد

477
00:44:48,447 --> 00:44:51,439
حس چشاییمو از دست دادم

478
00:44:53,519 --> 00:44:55,487
چی داری میگی؟

479
00:44:55,521 --> 00:45:02,393
راستش ، غذای جشن تولد
بانوی اول رو هم چشیدم

480
00:45:03,562 --> 00:45:07,191
مزه اون بخاطر نتیجه چشیدن من بد شد

481
00:45:07,233 --> 00:45:13,001
از اون به بعد فهمیدم که
حس چشاییمو از دست دادم

482
00:45:14,306 --> 00:45:23,613
پرستار گفت که مدتی بعد
برمیگرده

483
00:45:23,649 --> 00:45:29,110
ولی چند روز پیش بود
زبونم مثل قبل نیست

484
00:45:31,190 --> 00:45:35,854
پس من چطوری میتونم خواسته
بانوی اول آشپزخانه رو انجام بدم؟

485
00:45:36,161 --> 00:45:41,793
حالا که میدونم خواستش چیه
برام سخت تره که قبولش کنم

486
00:45:42,101 --> 00:45:44,160
ولی پرستار بهت گفته که صبر کن

487
00:45:44,203 --> 00:45:47,730
اصلا نمیخوام
به چنین شکلی از قصر بیرون برم

488
00:45:47,773 --> 00:45:53,837
میخوام خواسته بانو یونگ رو
با کمک شما پیش ببرم

489
00:45:53,879 --> 00:45:59,215
ولی برای یه بانوی آشپزخانه دربار
...از دست دادن حس چشایی یعنی

490
00:45:59,251 --> 00:46:04,052
اگه بهت گفته که صبر کن ،  پس صبر کن
چرا نمیتونی مثبت فکر کنی؟

491
00:46:05,991 --> 00:46:09,188
...با دونستن این ،نمیتونم همین طوری بشینم

492
00:46:09,228 --> 00:46:12,459
میخوام از بانو یونگ
برای بیرون رفتن از قصر اجازه بگیرم

493
00:46:12,498 --> 00:46:14,329
پس میتونی به پزشک و داروخانه بیرون قصر بری

494
00:46:14,366 --> 00:46:16,698
...ولی اگه

495
00:46:16,735 --> 00:46:19,397
چرا زود ارادت رو از دست میدی؟
این در شأن تو نیست

496
00:46:19,438 --> 00:46:23,033
فقط بذار امتحانش کنیم
بذار هرچیزیو امتحان کنیم

497
00:47:18,664 --> 00:47:19,858
در موردش شنیدید؟

498
00:47:19,898 --> 00:47:21,058
در مورد چی؟

499
00:47:21,100 --> 00:47:23,159
از دخترهای قصر ملکه
...شنیدم که

500
00:47:23,202 --> 00:47:26,899
، بانو یونگ گفته
... میخواد مقامشو ، به یه نفر از بین

501
00:47:26,939 --> 00:47:30,898
بانو یونگ یا بانو چویی
بعد از یه مسابقه واگذار کنه

502
00:47:30,943 --> 00:47:32,774
این درسته؟

503
00:47:32,811 --> 00:47:37,510
آره ،  هرکسی اینو میدونه جز ما

504
00:47:37,549 --> 00:47:42,282
حالا چی؟ یعنی اونا واقعا
میخوان به وسیله مهارتاشون انتخاب بشن

505
00:47:42,321 --> 00:47:44,915
... ، اگه هم اینطور باشه

506
00:47:44,957 --> 00:47:48,085
درهرحال که بانو چویی میبره

507
00:47:48,127 --> 00:47:53,656
مزخرف نگو ،  تو میدونی که
پادشاه چقدر غذای بانو هن رو دوست داره؟

508
00:48:08,647 --> 00:48:11,514
اجازه گرفتم. بیا بریم

509
00:48:32,171 --> 00:48:34,696
یه اختلال در چشایی و
یه کاهش چشایی وجود داره

510
00:48:34,740 --> 00:48:37,903
، با اختلال در حس چشایی
شکر مزه شور میده

511
00:48:37,943 --> 00:48:42,380
یا گوشت مزه شیرین میده
اینطوره؟

512
00:48:42,414 --> 00:48:43,745
نه

513
00:48:44,216 --> 00:48:48,209
کاهش چشایی بطور ظاهری
یعنی حس چشایی شما کاهش پیدا میکنه

514
00:48:48,253 --> 00:48:50,448
...برای مثال،به مقدار زیادی شکر

515
00:48:50,489 --> 00:48:53,947
برای فهمیدن مزه شیرینی اون نیاز دارید

516
00:48:54,393 --> 00:48:59,262
، اگه این موضوع شدیدتر بشه
دیگه قادر نیستید که چیزیو بچشید

517
00:48:59,298 --> 00:49:01,630
این همون حالتیه که من دارم

518
00:49:02,534 --> 00:49:05,560
فلج شده بود. این میتونه دلیلش باشه؟

519
00:49:05,804 --> 00:49:10,673
دو دلیل وجود داره که یه نفر میتونه
حس چشاییشو از دست بده

520
00:49:10,709 --> 00:49:13,872
اگه سرما بخوری
یا از سوء تغذیه رنج ببری

521
00:49:13,912 --> 00:49:19,748
حس چشایی خیلی ضعیف خواهد شد

522
00:49:20,440 --> 00:49:24,536
، و یا اگه گیاه سمی بخورید
...نقاطی از بدن

523
00:49:24,539 --> 00:49:29,738
که وابسته به حس چشایی هستن صدمه می بینن
و درمانش خیلی سخته

524
00:49:31,130 --> 00:49:35,191
اگه شما فلج شده اید
و دیگه بخش های بدن شما سالم هستن

525
00:49:35,194 --> 00:49:39,688
، بجز جوانه های چشایی شما
این یه اثر ثانوی داروئه

526
00:49:40,094 --> 00:49:45,964
از نوع دومه
و نمیتونم هیچ قولی بهت بدم

527
00:49:48,485 --> 00:49:50,476
پس غیر قابل درمانه؟

528
00:49:50,904 --> 00:49:55,341
نه ،  ولی میتونه ده تا
بیست سال طول بکشه

529
00:49:55,344 --> 00:49:58,711
یا حتی میتونه همین فردا خوب بشه

530
00:49:58,714 --> 00:50:00,773
راه دیگه ای نیست؟

531
00:50:00,776 --> 00:50:04,109
شما رو تحت درمان به وسیله طب سوزنی
و قرص قرار میدم

532
00:50:04,596 --> 00:50:06,826
ولی زیاد امیدوار نیستم

533
00:50:09,917 --> 00:50:10,884
بیا بریم

534
00:50:11,688 --> 00:50:12,780
...بانوی من

535
00:50:12,783 --> 00:50:15,684
به ما گفت که امید زیادی نیست
!امید نداره

536
00:51:05,391 --> 00:51:07,916
همه دکترها گفتن
که سخته ،  بانوی من

537
00:51:07,960 --> 00:51:10,895
اونا همچنین گفتن
...که ممکنه فردا هم خوب بشی

538
00:51:10,929 --> 00:51:13,762
یا یه یا ده سال بعد

539
00:51:14,133 --> 00:51:16,158
باید برنده بشید

540
00:51:16,201 --> 00:51:17,930
نمیتونم بدون تو ببرم

541
00:51:17,970 --> 00:51:22,669
نمیتونید به خاطر من
برخلاف خواسته بانو یونگ عمل کنید

542
00:51:22,708 --> 00:51:24,175
بهت برای پیشبرد خواسته هاش نیاز دارم

543
00:51:24,209 --> 00:51:26,473
!لطفا از من منصرف بشید

544
00:51:26,512 --> 00:51:27,979
!بهت احتیاج دارم

545
00:51:58,777 --> 00:52:01,405
شنیدم ، اونا از شما
خواستن که ماهی بخرین

546
00:52:04,316 --> 00:52:06,910
!ماهی تازه فقط از اینجا بخرین

547
00:52:06,952 --> 00:52:09,420
اینا ماهی های امروزن

548
00:52:12,024 --> 00:52:15,221
سر کیو می‌خوای کلاه بذاری؟
!اینا واسه یه روز پیشه

549
00:52:15,661 --> 00:52:18,061
...میخواستم یه روح رو گول بزنم که
(فکر میکردم فریب یه نابینا کار آسونیه)

550
00:52:18,097 --> 00:52:19,962
پس ،  فقط سه سکه بده

551
00:52:19,998 --> 00:52:22,796
!دو سکه! بیا

552
00:52:30,709 --> 00:52:33,337
دوتا از تازه هاش ،  لطفا

553
00:52:33,378 --> 00:52:38,839
شما بانو هن نیستید؟
یکم غمگین به نظر میاید

554
00:52:45,791 --> 00:52:51,229
اینا برای صبح امروزه
دو سنت ،  لطفا

555
00:52:58,270 --> 00:52:59,828
دو سنت ،  لطفا

556
00:53:17,256 --> 00:53:20,953
، و یا اگه شما گیاه سمی بخورید
...نقاطی از بدن

557
00:53:20,993 --> 00:53:26,158
که وابسته به حس چشایی هستن صدمه می بینن
و درمانش خیلی سخته

558
00:53:27,733 --> 00:53:31,760
اگه شما فلج شده اید
و دیگه بخش های بدن شما سالم هستن

559
00:53:31,804 --> 00:53:36,764
، بجز جوانه های چشایی شما
این یه اثر ثانوی داروئه

560
00:53:37,209 --> 00:53:38,904
پس غیر قابل درمانه؟

561
00:53:38,944 --> 00:53:43,347
نه ، ولی میتونه ده تا
بیست سال طول بکشه

562
00:53:43,382 --> 00:53:46,408
یا حتی میتونه همین فردا خوب بشه

563
00:53:46,752 --> 00:53:49,414
هر دکتری گفت
که سخته ، بانوی من

564
00:53:49,454 --> 00:53:52,389
اونا همچنین گفتن
...که ممکنه فردا هم خوب بشی

565
00:53:52,424 --> 00:53:55,484
یا یه یا ده سال بعد

566
00:53:55,527 --> 00:53:57,757
باید برنده بشید

567
00:53:57,796 --> 00:53:59,423
نمیتونم بدون تو ببرم

568
00:53:59,464 --> 00:54:04,094
نمیتونید به خاطر من
برخلاف خواسته بانو یونگ عمل کنید

569
00:54:04,136 --> 00:54:05,626
بهت برای پیشبرد خواسته هاش نیاز دارم

570
00:54:05,671 --> 00:54:07,901
!لطفا از من منصرف بشید

571
00:54:07,940 --> 00:54:09,635
!بهت احتیاج دارم

572
00:56:52,537 --> 00:56:55,506
این کار
...فورا انجام نمیشه ، ولی وقتشه که

573
00:56:55,540 --> 00:56:59,943
این مقامو به خاطر وخیم شدن سلامتیم
واگذار کنم

574
00:57:00,812 --> 00:57:13,987
از اول به خودم قول دادم
که اونو به با استعداد ترین بانو واگذار کنم

575
00:57:15,394 --> 00:57:19,160
اعلیحضرت هم اینو قبول کردن

576
00:57:19,197 --> 00:57:22,792
پس بذارید تا هیچ شکایتی وجود نداشته باشه

577
00:57:22,834 --> 00:57:29,706
آخرین وظیفه من انتخاب
بانوی اول آشپزخانست

578
00:57:30,175 --> 00:57:33,201
مطمئنم که همه شما اینو قبول دارید که بانو
چویی و بانو هن صلاحیت این کار رو دارن

579
00:57:33,245 --> 00:57:36,408
چون شما مهارت های اونا رو دیدید
که بخوبی غذا رو تهیه میکنن

580
00:57:38,083 --> 00:57:42,747
به وسیله یه رقابت عادلانه
بانوی اول آشپزخانه خواهید شد

581
00:57:43,255 --> 00:57:51,720
اگه کسی برنده شد ، بازنده
باید متصدی یه پست متفاوت

582
00:57:52,197 --> 00:57:55,758
به غیر از مقام آشپزی بشه، این رسم هم هست
...و

583
00:57:55,801 --> 00:58:00,170
همچنین ضمانت اجرایی شخص برنده اینه که
میتونه هر کاریو که اینجا میخواد انجام بده

584
00:58:00,205 --> 00:58:05,142
اون ، وظیفه و تواضع واحترام به پایین دستاست

585
00:58:07,179 --> 00:58:10,342
مأموریت دیگه ای هم برای
شما دو تا وجود داره

586
00:58:30,235 --> 00:58:33,727
اعلیحضرت دستور دادن که
...بانو چویی و بانو هن

587
00:58:33,772 --> 00:58:37,367
تمام مهارت هاشونو به کار بگیرن
تا برای بانوی بعدی آشپزخانه رقابت کنن

588
00:58:38,577 --> 00:58:45,540
، نمیدونم که این مسابقه کی انجام خواهد شد
ولی میدونم که شرایط سلامتی من

589
00:58:45,584 --> 00:58:51,045
خیلی طولانی نخواهد بود
اونا دستیارهاشونو انتخاب خواهند کرد

590
00:58:54,993 --> 00:58:57,393
و همه شما به اونا کمک خواهید کرد

591
00:58:57,429 --> 00:59:02,093
، به دلیل درگیر بودن در آماده کردن غذا
اونا نمیتونن به همه کارها برسن

592
00:59:02,134 --> 00:59:07,037
پس اونا باید یه دستیار انتخاب کنن که
مناسب اوناست

593
00:59:12,010 --> 00:59:17,077
بانو چویی ،  اول شما شروع کنین
اون به شما در کار کردن کمک میکنه

594
00:59:17,080 --> 00:59:18,708
پس انتخاب کنید

595
00:59:19,284 --> 00:59:21,752
من گیوم یونگو انتخاب میکنم

596
00:59:25,790 --> 00:59:27,951
بانو هن ، شما چطور؟

597
00:59:29,828 --> 00:59:31,625
...من

598
00:59:31,649 --> 00:59:45,649
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

599
00:59:46,011 --> 00:59:48,138
...یانگومو انتخاب میکنم

600
00:59:48,200 --> 00:59:50,200
تهیه وتنظیم زیرنویس : مهرداد
Director Subtitle : Mehrdad
