WEBVTT

00:01.070 --> 00:11.070
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:24.847 --> 00:29.847
[نمیتونستم جلوش رو بگیرم]

00:32.743 --> 00:34.179
!"کلادیا"

00:34.266 --> 00:36.572
!"کلادیا"! "کلادیا"

00:36.659 --> 00:38.574
!چیزی نمیشه

00:39.358 --> 00:42.404
جلسه 15ام
"لویی د پوینت د لاک"

00:42.448 --> 00:44.929
"خون آشام بچه "کلادیا

00:45.059 --> 00:48.409
...و همدم اون، "مدلین"

00:52.980 --> 00:54.460
کسی میخواد شروع کنه؟

00:58.507 --> 00:59.726
دزدیده شدند

00:59.770 --> 01:01.554
!"کلادیا"-
کتک خوردند-

01:01.597 --> 01:03.687
در برابر تعداد زیادی بودند

01:06.167 --> 01:08.779
ارماند" شما رو فروخت"-
الان من دارم حرف میزنم-

01:10.650 --> 01:11.824
ببخشید

01:12.347 --> 01:13.697
ادامه بده

01:20.616 --> 01:22.270
...من چنگ میزنم

01:22.444 --> 01:25.926
سعی میکنم هرچیزی رو که
بیرون گونی حرکت میکنه بگیرم

01:26.057 --> 01:29.669
تلاش میکردم صدایی ازش بشنوم
هرعلامتی که نشون بده زنده است

01:29.713 --> 01:31.149
!"کلادیا"

01:31.235 --> 01:33.020
!بس کن-
!"کلادیا"! "کلادیا"-

01:33.107 --> 01:36.110
!"کلادیا"! "کلادیا"

01:36.197 --> 01:38.286
!بس کن! بس کن -
!نه -

01:38.372 --> 01:39.897
!"کلادیا"

01:39.984 --> 01:41.550
!نه

01:44.640 --> 01:48.296
شنیدم وقتی موش ها بهش رسیدن

01:48.383 --> 01:51.691
!کمک

01:53.519 --> 01:55.347
نمیتونستم بهش برسم

01:57.175 --> 01:58.698
نمیتونستم بهش کمک کنم

01:58.785 --> 02:02.006
و بالاخره

02:02.093 --> 02:06.619
"قتل های عمدی خون آشام "انتونت براون

02:06.750 --> 02:11.015
"و خون آشام "لستات د لیون کو

02:13.191 --> 02:15.628
من غش میکردم و به هوش میومدم

02:15.715 --> 02:18.021
!به طرز وحشتناکی

02:20.241 --> 02:22.634
گونی ها برداشته شدن
شما شخصیت هایی در یه اجرا هستید

02:22.722 --> 02:23.767
لوازم صحنه

02:24.855 --> 02:26.682
لوازم صحنه ی اجرا

02:27.335 --> 02:31.557
یه اجرا که به طور کامل طراحی و تمرین شده

02:31.600 --> 02:36.475
و همه بازیگران روی صحنه متن داشتند به جز ما

02:37.650 --> 02:40.653
...اگر مدارک خواهان شما را قانع می کند

02:40.696 --> 02:44.526
و اگر ما میخواستیم
...با نقش های نانوشته خودمون حرف بزنیم

02:44.570 --> 02:46.398
!ما از قانونی خبر نداشتیم

02:46.441 --> 02:48.487
اعضای انجمنی که پشت سر ما نشسته بودند..

02:48.617 --> 02:52.970
از قدرت جمعی شون استفاده میکردن تا
ذهن های ما رو، شنوایی ما رو

02:53.013 --> 02:56.103
مخدوش کنند
...یه دستگیره که باعث میشد

02:57.452 --> 02:59.627
فک و جمجمه در هم فشرده بشند

02:59.672 --> 03:01.848
!هردو اونها سعی داشتن ما رو بکشن

03:04.851 --> 03:07.549
!عزیزم عزیزم عزیزم

03:07.636 --> 03:09.682
ما لازم نداریم چیزی از شما بشنویم

03:09.769 --> 03:12.250
حرف های شما رو همینجا داریم

03:13.468 --> 03:16.820
با همه برنامه ریزی لرزه آور

03:16.907 --> 03:19.083
!دفتر خاطراته-
!بخونش-

03:19.170 --> 03:22.651
در 23 نوامبر 1939

03:22.695 --> 03:26.133
""من فرشته مرگ تو میشوم "لستات"

03:26.220 --> 03:28.788
تو برنامه میریزی برای" نقل قول"

03:28.832 --> 03:31.573
"اینده در کنار هم"
پایان نقل قول

03:31.660 --> 03:33.967
خب، من از قبل برای آینده تو برنامه ریختم"

03:35.229 --> 03:38.711
""زمان زیادی نمونده "لستات

03:38.798 --> 03:41.061
تیک تاک. تیک تاک

03:41.148 --> 03:42.846
!شرم بر تو

03:42.933 --> 03:46.327
میدونم اون مورد علاقه شما بود
اما یه نگاهی به این بندازید

03:48.329 --> 03:49.940
به بقیه هم بده

03:50.592 --> 03:53.465
اون همه ما رو گول زده بود

03:56.250 --> 04:01.516
!متهم باید ساکت باشه و نشسته باشه

04:01.560 --> 04:03.301
شما رو فلج کرده بودند؟

04:03.344 --> 04:05.433
تاندون های مچ تا استخون بریده شده بودند

04:05.477 --> 04:08.654
زخم هایی که
تا قبل از پایین اومدن پرده خوب نمیشدند

04:09.481 --> 04:12.353
وسایل صحنه به زمین میخ شده بودند

04:12.397 --> 04:14.181
...اعضای هیئت منصفه

04:14.312 --> 04:16.575
...و وقتی دادرسی "کلادیا" تموم شد

04:17.358 --> 04:21.188
یه حالت تهوع بهم دست داد

04:21.319 --> 04:25.714
میتونستم حضوری رو در تئاتر حس کنم

04:27.194 --> 04:29.544
یه رعشه در هوا

04:30.284 --> 04:32.025
یه بوی آشنا

04:32.156 --> 04:34.071
..."فرزند "مگنوس

04:34.245 --> 04:36.508
تماشاگران چپ نگاه میکردند و وحشی شده بودند

04:36.551 --> 04:38.684
ما برای قتل در دادگاه بودیم

04:38.771 --> 04:40.816
...هیئت تئاتر خون اشام ها...

04:40.860 --> 04:42.731
و تنها چیزی که من میتونستم بهش فکر کنم

04:42.818 --> 04:44.298
اولین و تنها شاهد...

04:44.385 --> 04:46.387
بانوان و آقایان هیئت منصفه

04:46.431 --> 04:47.562
این بود که داره میاد

04:47.649 --> 04:49.651
قربانی

04:49.738 --> 04:52.567
"جناب "لستات د لیون کو

05:11.238 --> 05:12.587
!وهووو

05:20.595 --> 05:22.423
جای قبلی رو ترجیح میدم

05:24.991 --> 05:28.429
اما... سده ی کوچک و کثیفیه، مگه نه؟

05:35.784 --> 05:39.005
یه کتاب مخصوص تا بهش قسم بخوری

05:39.092 --> 05:40.876
"جناب "لیون کو

05:40.964 --> 05:43.314
"نوشته شده توسط خون آشام "کلادیا

05:43.357 --> 05:47.796
که در اون آخرین کلماتت
با خون خودت نوشته شده

05:48.972 --> 05:50.930
همم

05:51.130 --> 05:52.130
["من رو در تابوتم بذار "لویی"- "لویی]

05:53.063 --> 05:55.979
به خون خودم قسم میخورم

05:58.720 --> 06:03.247
جناب "لیون کو" چرا به پاریس برگشتید؟

06:03.377 --> 06:05.510
من یه جایگاه برای مسابقات تنیس آزاد دو نفره مردان دارم

06:05.553 --> 06:07.338
اگه استرالیایی ها برنده بشن
میخوام خون اونها رو خالی کنم

06:10.167 --> 06:12.691
و برای یه ساندویچ کروک مادام در براسری لیپ

06:16.390 --> 06:20.133
و برای برقراری عدالت بخاطر اقدام به قتل شخص من

06:20.916 --> 06:22.440
همم

06:27.793 --> 06:29.490
نوبت اونهاست تا صدمه ببینن

06:30.206 --> 06:31.947
اون برگشته بود

06:31.991 --> 06:33.470
شخصا

06:33.514 --> 06:37.300
همه ی نشانه های یه توهم رو داشت

06:37.431 --> 06:40.782
در آخر، "لستات" اومده بود تا ما رو بکشه

06:41.522 --> 06:43.959
اما نه، واقعی بود

06:44.003 --> 06:47.571
پس دوست پسر جدیدت تو رو
به دوست پسر قبلیت فروخت

06:47.658 --> 06:51.227
اره باشه من فروختمش -
...و بعد تورو در یه دادگاه نمایشی گذاشت -

06:51.271 --> 06:53.534
اره -
اون هم جلوی تماشاگرهای انسان -

06:53.621 --> 06:55.884
درسته -
و بذار حدس بزنم -

06:55.971 --> 06:59.409
شاهد ستاره دقیقا بی طرف شهادت داد؟

06:59.496 --> 07:02.412
اگه میشه ما رو به شروع

07:02.456 --> 07:05.328
این داستان سلاخی ببر -
این یه داستان عاشقانه است -

07:06.199 --> 07:08.505
نه سلاخی-
...خب -

07:08.636 --> 07:13.075
این یه داستان از عشق به خطا رفته است

07:20.822 --> 07:22.693
...عشق

07:24.130 --> 07:26.132
همیشه برای من سخت بوده

07:28.133 --> 07:32.747
اولین معشوق من، "نیکولاس د لفانت"، یک ویولن زن

07:32.834 --> 07:35.054
به همین گروه تئاتری متعلق بود

07:35.141 --> 07:36.882
مم، به مدت کوتاهی بله

07:37.752 --> 07:40.015
یه ذهن شکننده
مستعد خرابی

07:42.061 --> 07:47.153
پسری با زییابی دل شکننده
با استعدادی عظیم

07:47.196 --> 07:51.766
نیکی" مجنون شد"
به دست خودش کشته شد

07:51.897 --> 07:53.463
نه

07:54.377 --> 07:57.380
با یکم کمک از بقیه

07:57.424 --> 07:59.948
من نگاه خیره ی "لستات" رو دنبال کردم

07:59.992 --> 08:03.169
و "ارماند" رو در یکی از جایگاه ها دیدم

08:04.213 --> 08:05.998
قلبم وایستاد

08:06.041 --> 08:08.217
تا اینکه خون آشام "سم" رو دیدم

08:08.261 --> 08:10.872
که کنارش ایستاده بود و
جلوی خروجی رو گرفته بود

08:12.178 --> 08:14.223
اون هم به اندازه ما اسیر بود

08:16.269 --> 08:17.923
تو مجبور شده بودی تماشا کنی؟

08:19.054 --> 08:21.056
از یه منظره به طرز دردناکی نزدیک به صحنه

08:22.057 --> 08:23.232
وگرنه چی میشد؟

08:24.799 --> 08:26.192
وگرنه اونها من رو میکشتن

08:26.235 --> 08:27.933
بخشی از مجازاتش بود

08:28.063 --> 08:30.457
فقط یه شفاف سازی برای خوانندگان

08:30.544 --> 08:33.068
"برای اینکه زندگی خودت رو نجات بدی "ارماند

08:33.155 --> 08:36.289
"تو "لویی"، "کلادیا
و "مدلین" رو دور زدی

08:36.332 --> 08:39.814
و بعد در بهترین جای سالن نشستی

08:39.901 --> 08:42.425
و عواقب اینکه تو اونهارو دور زدی تماشا کردی

08:42.512 --> 08:44.775
باعث خیلی چیزها بود

08:44.862 --> 08:48.518
اما همه اجرا رو به فکر راهی برای نجات من بود

08:49.171 --> 08:51.695
یه غم غیرقابل وصف

08:51.782 --> 08:54.481
با مرگ "نیکی" به من راه پیدا کرد

08:54.611 --> 08:57.745
خودم رو در شن های بندر نوی، حاشیه پاریس

08:57.832 --> 09:02.968
دفن کردم و
برای صد سال همونجا موندم

09:03.794 --> 09:06.623
ناپلئون" کابینت مشروب هاش رو سراسر اروپا با خودش برد

09:06.754 --> 09:08.190
در حالی که من عزاداری میکردم

09:09.800 --> 09:12.760
...تنها صدایی که شنیدم

09:12.847 --> 09:15.806
رشد ریشه های علف کنارم بود

09:15.893 --> 09:20.115
تنها تغذیه من همون خون کهن خودم بود

09:20.246 --> 09:22.596
تو سال 1908 بیدار شدی

09:22.683 --> 09:26.469
اما حتی یک قرن در زیر زمین بودن
نمیتونست درد مرگ "نیکولاس" رو پاک کنه

09:27.862 --> 09:30.778
من کاری رو کردم که بسیاری کردن
وقتی ارواح زیادی دنیای قدیمی رو تسخیر میکردن

09:30.865 --> 09:32.954
رفتی به دنبال دنیای جدید
روی اطلس پارو زدی

09:33.041 --> 09:36.044
در جستجوی سواحل پرستاره آمریکا

09:38.829 --> 09:41.441
به مقصد نیواورلئنز روانه شدم

09:42.398 --> 09:44.835
دختر شرجی پاریس

09:44.922 --> 09:48.100
... و چه کسی رو

09:48.187 --> 09:50.580
اونجا ملاقات کردین جناب "لیون کو"؟

10:11.297 --> 10:12.776
"لویی د پوینت د لاک"

10:17.694 --> 10:19.392
در مدارک دادگاه ثبت شود که

10:19.435 --> 10:20.958
قربانی به متهم اشاره کرد

10:21.046 --> 10:22.743
من اشاره نکردم

10:22.873 --> 10:24.701
فقط نگاهی به اون سمت انداختم

10:24.832 --> 10:28.008
در اظهارات خود دقیق باش وکیل

10:28.053 --> 10:30.707
نزدیکه قانون پنجم رو زیر پا بذارم

10:30.751 --> 10:32.883
آروم باش و ادامه بده

10:35.538 --> 10:37.975
اولین بار "لویی" رو در یه نزاع خیابونی دیدم

10:38.063 --> 10:41.501
متهم مرد دردسرسازی بود

10:41.588 --> 10:44.765
یه کشاورز شکر ناموفق
یه جاکش

10:44.852 --> 10:47.202
مجبور به گوشه گیری به خاطر نژادش

10:47.333 --> 10:49.813
بیگانه شده از علایقش

10:49.900 --> 10:53.165
پیورتن های متدین آمریکایی در حال له کردن روحش

10:53.208 --> 10:57.473
بی آبرو، سرد، خشن

10:57.560 --> 11:00.346
لویی" اولین بار در یه فاحشه خانه با من مواجه شد"

11:00.389 --> 11:05.742
و بعدش هرجا رفتم
انگار که یه تصادف خوشایند باشه

11:05.829 --> 11:09.746
لویی" هم اونجا بود"
پیشنهاد میداد که همراه من باشه

11:10.617 --> 11:13.098
نگاهش من رو در میگرفت

11:15.839 --> 11:19.408
من.. یه خون آشام

11:20.366 --> 11:21.715
داشتم شکار میشدم

11:22.542 --> 11:25.806
با هر نفس
هر تپش قلب

11:25.893 --> 11:28.330
هر نگاه گوشه چشمی

11:29.810 --> 11:31.768
"لویی" داشت میگفت "پیش من بیا"

11:32.552 --> 11:35.207
"!پیش من بیا؟"
اینها کلمات اون بودن

11:35.337 --> 11:39.385
!مدام دنبال من میومد

11:39.515 --> 11:41.865
!پیش من بیا؟!" گاییدمت"

11:46.827 --> 11:48.481
!بس کن -
مشتاق -

11:48.524 --> 11:52.049
"!پیش... من... بیا؟"

11:53.834 --> 11:57.272
اون این رو... به من گفت

11:58.839 --> 12:03.626
از کجا میدونی صدای خودت نبود "لویی"؟

12:04.627 --> 12:07.891
از علایق ناگفته خودت حرف میزد

12:08.762 --> 12:11.330
...اونها رو در تاریکی فریاد میزد

12:12.896 --> 12:14.724
به این امید که من سراغت میام...

12:28.216 --> 12:29.783
"لستات"

12:30.523 --> 12:32.438
خط توئه

12:32.481 --> 12:33.656
"لستات"

12:34.875 --> 12:37.704
.."و بعد از دلشکستگی "نیکی

12:37.747 --> 12:43.013
و بعد از اون دلشکستگی که "نیکی" بود

12:44.493 --> 12:46.669
دوباره چنین عطشی رو حس کردم

12:47.453 --> 12:51.152
متهم از داخل یه کلیسا

12:51.196 --> 12:55.852
باهات تماس گرفت جایی که داشت
نزد یه کشیش به گناهانش اعتراف میکرد

12:58.333 --> 13:01.162
جلوش اون کشیش و یکی دیگه رو نابود کردم

13:01.249 --> 13:04.992
بله. جمجه اش رو با مشتت خورد کردی

13:05.079 --> 13:07.429
بهش نشون دادی چه قدرت عظیمی در اختیار داری

13:07.516 --> 13:11.041
بجاش خودم رو به "لویی" پیشکش کردم

13:13.043 --> 13:14.697
چیزی که هستم رو

13:16.569 --> 13:18.440
همراهیم رو

13:20.877 --> 13:22.314
یک زندگی جاودانه رو

13:23.619 --> 13:25.230
...و این رو در کلیسا

13:26.187 --> 13:27.710
بهش پیشنهاد کردم

13:28.929 --> 13:30.452
در محراب

13:30.583 --> 13:34.326
و با دو کشیش مُرده جلوی دیدگانش

13:34.413 --> 13:36.632
متهم دستانش رو بلند کرد

13:36.676 --> 13:41.507
و صورتت رو گرفت
و بوسه ای از روی پذیرش بهت زد

13:43.726 --> 13:45.206
بله

13:47.513 --> 13:49.471
!کونی ها

13:49.558 --> 13:51.256
چیزی گفتی؟

13:54.868 --> 13:58.088
در آغوش گرفتن مردی توسط مردی دیگر
حالت رو بهم میزنه؟

13:59.699 --> 14:03.355
اه... مطمئنم حال خیلی هارو بهم میزنه

14:03.442 --> 14:04.660
اوه؟

14:10.753 --> 14:12.712
تو در باستون مبارزه کردی
[شهری در بلژیک]

14:12.755 --> 14:15.018
اغلب توی سنگر بالا میاوردی

14:15.062 --> 14:16.846
"اما کاری که نکردی سرجوخه "جانی چافین

14:16.933 --> 14:19.153
شلیک کردن از تفنگت بود

14:19.284 --> 14:21.198
آلمانی ها از خط شما گذشتن

14:21.286 --> 14:24.593
و سه روز بعد
فرار کردی به جنگل های بلژیک

14:24.724 --> 14:26.639
اون هم زمانی که دست دوستت

14:26.682 --> 14:28.728
کسی که باهاش یه تتوی یه شکل داری

14:28.815 --> 14:30.947
سرباز "ارنست هیو"، با شلیک کنده شد

14:31.034 --> 14:34.037
تلاش کردی فرار کنی
اما نتونستی نقشه ات رو بخونی

14:34.168 --> 14:36.649
و در نهایت
برگشتی عقب به خطت

14:36.692 --> 14:38.955
!و ادعا کردی در مه گم شده بودی

14:39.913 --> 14:42.611
این بعد از ظهر، 14 مرد همراه ما هستند

14:42.698 --> 14:44.700
که با شرافت به کشورشون خدمت کردند

14:44.787 --> 14:47.181
اونها شاید، مثل تو، از عشق متعالی

14:47.268 --> 14:50.967
بین دو خون آشام همجنس حالشون بهم بخوره

14:51.054 --> 14:53.056
...اما در شگفتم

14:56.103 --> 14:58.975
حالا از چی حالشون بهم میخوره؟...

15:01.347 --> 15:03.480
ادامه بده

15:05.918 --> 15:07.833
...ام

15:07.963 --> 15:10.052
لویی" خون اشامی رو شروع نکرد"

15:10.183 --> 15:12.750
!این... "لویی"... ام

15:14.230 --> 15:17.843
متهم خون آشامی رو شروع نکرد

15:17.930 --> 15:20.671
مفلوج از شک و تردید
اون فقط از خون حیوانات خورد

15:20.758 --> 15:22.717
نمیخواستم مردم رو بخورم

15:27.374 --> 15:29.202
نمیخواست مردم رو بخوره

15:29.289 --> 15:31.508
میفهمید!؟
!شما مردمید

15:36.339 --> 15:39.952
لویی" روی از دست دادن انسانیتش"

15:41.257 --> 15:43.258
روی خانواده ی دور شده اش

15:43.345 --> 15:47.263
روی سیاست خونین غذاش تمرکز کرده بود

15:47.350 --> 15:49.787
اون نه تنها خون آشامی رو رد کرد

15:49.918 --> 15:51.701
تو رو هم رد کرد

15:51.833 --> 15:55.315
لویی" به طرز فریبنده ای در استفاده از کلمات زیرک بود"

15:56.969 --> 16:00.407
یک شکل نافذ از سرگرمی کلامی

16:02.451 --> 16:06.630
یه شب بود که بهم گفت
من تا ابد تنها میمونم

16:06.717 --> 16:09.111
یه شب وحشتناک

16:09.198 --> 16:11.984
یک پیش زمینه برای هیئت منصفه

16:12.810 --> 16:17.206
بدترین چیزی که
یه خون آشام میتونه حس کنه تنهاییه

16:17.946 --> 16:21.297
تنهایی انسان که توسط هزاره ها

16:21.384 --> 16:23.952
راهپیمایی مسیر پایان ناپذیر بزرگنمایی میشه

16:26.041 --> 16:28.696
اونها نمیدونن؟ -
چطوری میتونن بدونن؟ -

16:31.655 --> 16:33.527
...اوه

16:35.964 --> 16:37.531
دستم رو بگیر

16:42.753 --> 16:44.625
این تنهاییه

16:45.495 --> 16:48.934
این تنهایی خون آشامه

16:49.064 --> 16:52.372
میخوای چنبره بزنی و بمیری مگه نه؟

16:53.112 --> 16:54.591
میدونم

16:55.070 --> 16:56.419
میدونم

16:57.768 --> 16:59.509
...یه شب بود

16:59.640 --> 17:03.949
که یکی از کشته های نادر "لویی" شهر رو بهم ریخت

17:04.732 --> 17:06.734
...و اون من رو

17:07.909 --> 17:09.780
با تنهایی تهدید کرد

17:13.393 --> 17:14.785
!شرم بر تو

17:14.872 --> 17:17.353
اون من رو خونمون تنها گذاشت

17:17.484 --> 17:20.487
نمیدونستم که اصلا برمیگرده

17:21.270 --> 17:23.446
من داشتم با این تنهایی غرق میشدم

17:23.533 --> 17:26.928
چشمانم رو بستم و منتظر موندم تا آتش من رو  فرا بگیره"

17:27.015 --> 17:29.626
فقط دعا میکردم زیاد درد نگیره

17:30.584 --> 17:32.455
"همون موقع بود که فرشته سیاه اومد

17:35.589 --> 17:37.765
اما اون برگشت -
اره -

17:38.635 --> 17:40.072
همراه اون

17:40.159 --> 17:42.335
در مورد اینکه
اون عوضی چیزی ازم نپرسید موفق باشید

17:42.422 --> 17:44.076
بهم انتخابی نداد

17:44.206 --> 17:46.513
من رو بیشتر از هرکسی که
این بالاست خون آشام کرد

17:46.643 --> 17:48.645
...یه بچه، هفته ها -
!چهارده ساله -

17:48.689 --> 17:50.517
!یه دقیقه مونده تا مرگ -
بعد از واقعه تغییر رو به یاد میاره... -

17:53.476 --> 17:55.826
توسط "لویی" تا پرسش گری مداومش رو ساکت کنه...

18:00.026 --> 18:01.626
هدیه تاریک نباید هرگز به فلج، معلول یا بچه ها یا]
[آنهایی که نمیتوانند حتی با هدیه تاریک خودشان زنده بمانند، داده شود

18:02.659 --> 18:04.400
...به "لویی" گفتم

18:05.445 --> 18:09.492
تا ابد چهارده ساله
عاجز میشه

18:10.363 --> 18:12.495
لستات" رو اون صحنه ایستاد"

18:12.582 --> 18:15.150
همه تکه های آشنای زندگی "لویی" رو برداشت

18:15.237 --> 18:19.502
آلوده شون کرد
به شکل یک پیکر لستات گونه درآورد

18:19.589 --> 18:23.071
...اما بعضی.. بعضی هاش رو الان

18:24.246 --> 18:25.813
چی؟

18:26.379 --> 18:27.815
...یادم میاد

18:28.729 --> 18:31.775
اونموقع از جسمم خارج بودم

18:32.776 --> 18:34.517
توی پاریس بودم

18:35.649 --> 18:37.651
اما همچنین تو نیواورلئنز بودم

18:38.739 --> 18:41.089
لستات" من رو اونجا برد"

18:41.133 --> 18:42.830
تا ابد چهارده ساله

18:43.439 --> 18:44.919
عاجز میشه

18:45.006 --> 18:47.965
داره سرد میشه
چیکار کنیم؟

18:48.096 --> 18:50.490
هیچی. کاری نمیکنیم -
!داره به خاطر من میمیره -

18:50.577 --> 18:52.405
!بخاطر من ساختمونش رو آتش زدن

18:52.448 --> 18:54.233
اونها هر آتشی که تو داری میگی زدن

18:54.320 --> 18:56.887
با اختیار خودشون بود
!تو این دختر رو نمیشناسی

18:57.366 --> 18:59.847
اون رو مثل ما بکن -
غیرممکنه، اون خیلی جوونه -

18:59.934 --> 19:02.980
!لطفا، نمیشه بمیره -
!نمیشه هدیه رو به بچه ها داد -

19:03.068 --> 19:05.809
منظورت چیه؟ میشه -
!قوانین کبیر ممنوعش کردن -

19:05.940 --> 19:07.768
قوانین کبیر!؟
!اون جلوی ما میمیره

19:08.464 --> 19:10.684
اما اون شدیدا وحشت کرده بود

19:10.727 --> 19:12.990
عذاب وجدان، منطق رو غصب کرده بود

19:13.948 --> 19:16.081
کلادیا" در لبه مرگ"

19:16.168 --> 19:17.865
!میدونی که میتونی اینکار رو بکنی

19:17.995 --> 19:19.736
و اون چی میشه؟ یه سگ بغلی؟

19:19.867 --> 19:22.348
!نه نه. نه... نه یه سگ

19:27.353 --> 19:28.702
یه دختر؟

19:29.268 --> 19:30.399
اره

19:31.400 --> 19:33.054
میمونم

19:33.141 --> 19:35.796
میمونم. دیگه هیچوقت تنهات نمیذارم

19:35.926 --> 19:37.580
قول میدم

19:38.538 --> 19:40.496
خوشحال میشم

19:40.540 --> 19:42.629
بخاطر تو، بخاطر اون

19:42.803 --> 19:44.457
اما یه نوری توی چشمهاش بود

19:44.544 --> 19:45.675
لطفا

19:47.242 --> 19:50.071
نوری که سالها ندیده بودم

19:50.941 --> 19:52.769
اما مقاومت کردم

19:53.335 --> 19:55.816
چون حکمت قوانین کبیر رو میدونستم

19:58.558 --> 20:03.693
چون میدونستم درد و استرس تنها حق تولدش میشه

20:03.780 --> 20:05.260
!گاییدمت

20:06.305 --> 20:08.002
خودم انجامش میدم

20:08.089 --> 20:10.439
اون با خودش در جنگ میفته

20:10.483 --> 20:14.574
اون در یه سنی هست که احساساتش
اوج میگیرن و سقوط میکنن

20:14.661 --> 20:17.446
از قله تا دره
!هرروز زندگیش

20:17.490 --> 20:19.883
!برام مهم نیست -
!خب باید برات مهم باشه -

20:20.754 --> 20:22.930
ذهن و روحش بزرگ میشه

20:23.017 --> 20:25.324
!اما دنیا با اون به شکلی که الان هست رفتار میکنه

20:25.411 --> 20:27.848
تو آتش پیداش کردم -
و اون بدبخت میشه -

20:27.891 --> 20:29.763
!و تو دوستش خواهی داشت-
...صداش رو شنیدم-

20:29.893 --> 20:31.982
از پشت در -
!و پیچیده تر از درک تو میشه -

20:32.679 --> 20:34.202
بخور بخور

20:36.987 --> 20:40.730
!"و اول باید خالیش کنی "لویی -
ازم پرسید که یه فرشته ام -

20:42.515 --> 20:43.994
!من

20:49.174 --> 20:51.828
اینطوری اتفاق نیفتاد

21:01.055 --> 21:03.840
اینطوری اتفاق افتاد

21:05.494 --> 21:08.497
...اونموقع فکر نمیکردم اما

21:09.803 --> 21:11.196
اره

21:12.849 --> 21:16.549
نگاهش کن
دختر کوچولوی زیبای ما

21:16.636 --> 21:19.073
لطفا لطفا لطفا

21:19.204 --> 21:20.814
هرکاری میکنم

21:21.467 --> 21:23.599
لطفا. هرچیزی میشم

21:24.339 --> 21:25.558
!لطفا

21:26.428 --> 21:29.170
!لطفا
لطفا لطفا لطفا لطفا

21:29.257 --> 21:31.868
لطفا لطفا لطفا

21:32.608 --> 21:37.526
لطفا لطفا لطفا
لطفا لطفا لطفا

21:37.613 --> 21:39.963
بقیه زندگیت از این پشیمون میشی

21:51.758 --> 21:54.804
اون رو برای "لویی" ساختم
از خون منه

21:55.762 --> 21:58.330
من قانون دوم رو شکستم

21:58.417 --> 22:01.637
وقتی اونهارو برای جرائمشون محکوم میکنید
من رو هم محکوم میکنید

22:01.724 --> 22:06.903
هاه! اما تو.. تو فریب خوردی

22:06.990 --> 22:09.819
همش دروغه، درسته؟ -
همش دروغه -

22:10.349 --> 22:11.960
چطوری "کلادیا" خلق شد

22:16.616 --> 22:18.270
...اون بهم گفت

22:19.358 --> 22:21.099
اون چی میشه

22:23.784 --> 22:28.528
و من نقشم رو در این کمرنگ کرده ام

22:31.967 --> 22:34.273
فکر کنم بهتره برای کتاب

22:34.360 --> 22:36.972
با نسخه "لستات" پیش برید

22:38.103 --> 22:39.539
ببخشید

22:40.801 --> 22:43.500
...این هفتاد و چهار سال

22:44.414 --> 22:46.546
شفافیت ناخواسته آورده؟

22:47.808 --> 22:50.202
کلادیا" یه خوشی غیرقابل پیش بینی"

22:51.508 --> 22:53.249
یه نوپای قوی

22:53.292 --> 22:56.992
یه قاتل تمام عیار
یک همنشین خوش مشرب بود

22:58.558 --> 23:00.604
ما سه تایی خوشحال بودیم

23:01.692 --> 23:04.738
لویی" نوازشش کرد و من بهش تربیت درنده خویی هدیه دادم"

23:04.825 --> 23:07.176
...اما -
نهار آماده است -

23:08.481 --> 23:12.050
اما نقص "کلادیا" اون رو درگیر کرد

23:12.094 --> 23:14.879
میتونستی بگی من نقص دارم -
حالات "کلادیا" بدتر شد -

23:14.966 --> 23:18.274
با خورشید برای جلب توجه به خودش اسیب زد

23:18.404 --> 23:20.493
و به دنبالش با یه موج از کشتار

23:20.624 --> 23:24.454
اجساد مرداب رو پر میکردن
یه ذوق برای یادگاری انسانی

23:24.541 --> 23:27.848
اون ناشناس بودن تو و "لویی" رو به خطر انداخت

23:27.979 --> 23:29.763
بعدش فرار کرد

23:29.807 --> 23:34.943
خون آشام کوچک برای هفت سال غیبش زده بود

23:35.030 --> 23:36.596
..."و "لویی

23:37.728 --> 23:38.990
..."لویی"

23:40.949 --> 23:42.733
خودش رو سرزنش کرد

23:45.214 --> 23:47.520
و توی خودش رفت

23:50.306 --> 23:51.960
اگر همدمت دیگه میل نداره

23:52.047 --> 23:53.962
تا جسمش رو باهات سهیم شه

23:54.919 --> 23:58.009
..اگه هر حرف

23:59.315 --> 24:03.275
..که از دهنش بیرون میاد تلخ و سرده

24:05.147 --> 24:07.105
برای هفت سال

24:10.543 --> 24:12.284
تو هم نمیخوای

24:16.114 --> 24:18.551
...هنوز هم امید داری که

24:18.638 --> 24:21.119
از این اندوه بیرون میاد

24:22.294 --> 24:24.079
...که عاشقت میشه

24:26.037 --> 24:27.996
همونطور که تو عاشقشی

24:31.477 --> 24:33.218
چیکار میکنی؟َ

24:35.438 --> 24:37.483
چیکار میکنی؟َ

24:38.919 --> 24:41.400
محبت رو جای دیگه ای پیدا میکنی؟

24:41.487 --> 24:44.708
!اره! اره! اره همینطوره

24:44.838 --> 24:46.971
"انتونت براون"
خانم ها و آقایان

24:47.058 --> 24:49.582
"بعدا میشه خون آشام "آنتونت

24:50.670 --> 24:53.064
هفت سال آزگار

24:53.804 --> 24:57.112
و بعد "کلادیا" برگشت

24:57.199 --> 25:00.202
قبل اینکه کیف مسافرتش رو زمین بذاره

25:00.245 --> 25:03.422
"کلادیا" شکنندگی پیوند مارو تشخیص داد

25:05.772 --> 25:07.252
اون یه شکارچی زیرکه

25:08.427 --> 25:10.342
الان میتونم این رو بگم

25:11.604 --> 25:12.692
همم

25:13.998 --> 25:16.174
من بهترین ویژگی های خون آشامیم رو درونش میبینم

25:18.220 --> 25:20.352
اون بهم نگاه کرد

25:21.005 --> 25:22.920
و بعدش به سمت "لویی" برگشت و گفت

25:23.051 --> 25:24.617
"لستات رو ترک کن"

25:26.793 --> 25:28.839
"با من به اروپا بیا"

25:28.969 --> 25:31.189
!نه! هو

25:39.284 --> 25:40.894
و دوباره مال اون شد

25:41.025 --> 25:42.853
و تو و "لویی" دعوا کردید؟ -
...خب -

25:42.940 --> 25:46.509
اولش فقط همدیگه رو تو خونه به اینور اونور کوبیدیم

25:49.903 --> 25:51.209
!اهه -
!نه -

25:52.515 --> 25:54.212
...هفت سال

25:58.086 --> 26:00.044
سازش -
!اههه -

26:00.131 --> 26:02.002
!"دارم تلاش میکنم جلوی خودم رو بگیرم "لویی

26:02.090 --> 26:03.439
انکار

26:03.569 --> 26:05.049
!بس کن

26:08.400 --> 26:09.793
همش از دست رفت

26:09.923 --> 26:11.621
!بلند نشو

26:11.708 --> 26:13.710
!عزیزم نمیخوام اینجوری دعوا کنم

26:17.801 --> 26:20.108
خودت شروع کردی
!خودت تمومش کن

26:20.195 --> 26:21.935
!با مرگ تو تموم میشه

26:28.116 --> 26:29.769
مرگ من!؟

26:29.856 --> 26:31.771
!یه نگاه به صورتت بنداز

26:33.773 --> 26:36.515
!لطفا بس کن
!اینکار رو نکن! لطفا

26:36.602 --> 26:40.258
"اینجا نیا "کلادیا
چیزی نیست

26:42.782 --> 26:44.306
همراهش میری؟

26:44.349 --> 26:46.699
!"بابا "لو -
نه چیزی نیست -

26:46.786 --> 26:48.658
چیزی نیست. تموم شد

26:48.701 --> 26:50.660
تمو... تموم شد

26:50.747 --> 26:52.618
همونجا که هستی بمون، باشه؟

26:59.886 --> 27:01.801
تو میخوای من رو تنها بذاری

27:04.761 --> 27:06.806
من میخوام این دستم رو بیارم

27:08.025 --> 27:10.375
و بپیچم دور گردن استخونیت

27:11.159 --> 27:13.335
درست همونطور که تو با دخترمون کردی

27:13.378 --> 27:16.686
و دست نمیکشم تا وقتی چشم هات دربیاد

27:17.774 --> 27:21.212
و بعدش یه چاقوی قصابی بزرگ پیدا میکنم

27:21.299 --> 27:23.649
و گردنت رو قطع میکنم

27:23.693 --> 27:25.956
و بعدش اون سر رو برمیدارم

27:26.086 --> 27:28.785
و تا پارک ادابان میبرم

27:28.872 --> 27:31.483
و به خورد شیرها میدمش

27:32.271 --> 27:33.229
...و اونموقع

27:33.316 --> 27:36.319
!میخندم

27:39.844 --> 27:41.019
!اره

27:41.063 --> 27:43.935
میخوای چیکار کنی؟

27:48.903 --> 27:50.949
عصبانیت خالقم به من تحمیل شده

27:51.036 --> 27:53.604
اه... اه نه

27:53.734 --> 27:55.388
نه

27:55.475 --> 27:58.521
تو... تو انقدر اذیت شدی تا کنترلت رو از دست دادی

27:58.609 --> 28:01.568
!اون سعی کرد بکشتش -
اوه راست میگی؟-

28:03.091 --> 28:05.180
تو از هدیه شناوریت استفاده کردی

28:05.267 --> 28:07.792
متهم رو در هوا به بالا بردی

28:07.879 --> 28:09.054
بعد رهاش کردی

28:09.097 --> 28:11.622
تقریبا دو کیلومتر

28:11.709 --> 28:13.798
اره میدونم میدونم میدونم

28:13.928 --> 28:15.974
برای یه فانی فاصله ی کشنده ای هست

28:16.061 --> 28:20.152
اما برای یه خون آشام؟
فقط یه سقوط سخته، نه بیشتر

28:20.239 --> 28:26.071
لستات" درون رگهاش کهن ترین خون رو داره"

28:26.158 --> 28:28.160
یک قدرت خدامانند

28:28.247 --> 28:31.903
به یاد بیارید با مشت جمجمه کشیش رو خورد کرد

28:31.990 --> 28:33.948
این کار رو با متهم کردی؟

28:34.688 --> 28:35.950
نه نکردی

28:35.994 --> 28:37.648
خانم ها و اقایان هیئت منصفه

28:37.778 --> 28:41.173
ازتون میخوام جانبداری فانی گرایانه رو کنار بذارید

28:41.260 --> 28:45.046
و به یاد داشته باشید که ما هیولا هستیم

28:45.090 --> 28:49.529
و برای ما هیولاها
یه گزش بین دو یار چیه؟

28:54.490 --> 28:56.884
میدونستی "لویی" چیزیش نمیشه؟

29:03.891 --> 29:05.676
و حالش خوب بود

29:06.851 --> 29:08.156
لستات"؟"

29:12.944 --> 29:15.903
به گرگ بخاطر نکشتن توله هاش تبریک گفتن

29:15.990 --> 29:18.950
!اره

29:19.037 --> 29:21.648
میدونستی چیزیش نمیشه و اون حالش خوب بود

29:21.735 --> 29:23.084
!نه

29:26.174 --> 29:27.785
خوب نبود

29:30.788 --> 29:32.833
من رهاش کردم

29:35.140 --> 29:36.750
...این یه

29:38.056 --> 29:41.189
سوتفاهم نبود
یه حادثه نبود

29:43.278 --> 29:45.019
من رهاش کردم

29:52.592 --> 29:54.202
...تماشاش کردم

29:57.423 --> 29:59.207
به هوا چنگ میزد..

30:01.644 --> 30:03.516
...دیدمش

30:04.647 --> 30:08.956
به سرعت تاب میخورد وقتی از بین ابرها میگذشت

30:09.087 --> 30:12.046
فراتاب ناهماهنگ شد

30:12.960 --> 30:15.354
لستات" دوباره از متن خارج شد"

30:15.441 --> 30:17.878
از کجا میدونی بخشی از نمایش نبود؟

30:18.618 --> 30:20.881
سم" داشت کنار من با خودش فوحش میداد"

30:21.795 --> 30:23.231
خودت بخون

30:24.189 --> 30:26.408
نوشته کردنی از "لستات" نیست

30:27.018 --> 30:29.368
نمیشه یه طوفان رو نوشت

30:29.542 --> 30:32.110
اینکار رو کردم تا بهش صدمه بزنم

30:32.197 --> 30:34.242
و بهش صدمه زد

30:40.422 --> 30:43.164
و بعدش، اون در هم شکسته بود

30:45.514 --> 30:47.778
میدونم، دیدم

30:47.865 --> 30:50.389
!چون من اونی بودم که اون رو شکست

31:01.661 --> 31:03.097
...نمیتونستم

31:05.056 --> 31:06.579
...ترغیبش کنم

31:08.189 --> 31:10.583
تا جواب علاقه ام رو بده

31:13.716 --> 31:17.459
...نمیتونستم مجبورش کنم عاشقم باشه و برای همین

31:19.897 --> 31:21.420
من هم خردش کردم

31:28.775 --> 31:30.821
بدتر از این چیه؟

31:33.258 --> 31:35.216
شکستن چیزی که نمیتونی صاحب شی؟

31:40.004 --> 31:41.744
...من به اونی صدمه زدم

31:44.312 --> 31:45.879
...به تنها کسی صدمه زدم

31:45.966 --> 31:47.576
دوباره اینکار رو میکنه

31:47.707 --> 31:50.231
دوباره بهت صدمه میزنه

31:55.019 --> 31:58.457
من... اغلب در تابوتم به این فکر کردم

31:59.632 --> 32:01.721
...که تو ترکم کردی و

32:02.591 --> 32:05.290
و تو این سالها بهش فکر کرده ام

32:07.335 --> 32:08.510
...من

32:16.562 --> 32:19.434
من تا همیشه برای کاری که با تو کردم متاسفم

32:20.696 --> 32:23.438
اگه واقعی باشه
خیلی دیره

32:24.265 --> 32:27.007
من لایق بخششی نبودم که بهم میدادی

32:43.894 --> 32:45.330
ادامه بده

32:45.373 --> 32:47.245
اه... باشه

32:47.375 --> 32:48.899
معذرت خواهی قشنگی بود

32:50.203 --> 32:52.379
از دل و نه از نوشته ها

32:53.711 --> 32:55.235
روت تاثیر داشت؟

32:55.322 --> 32:57.063
از اقیانوس گذشته

32:57.150 --> 32:59.195
چون میخواست ما بمیریم

33:00.284 --> 33:01.720
...و بعدش

33:03.025 --> 33:04.766
یه چیز واقعی

33:06.463 --> 33:08.248
لستات" اینطوریه"

33:08.901 --> 33:12.251
کاری که پشت سر هم انجام میده

33:12.338 --> 33:15.298
تا اینکه تو بدون هیچ درکی از اینکه
چی هست و چی نیست میمونی

33:15.429 --> 33:17.561
دیگه روی من کار نمیکرد

33:17.649 --> 33:21.914
من در مورد بی ریایی "لستات" فکر نمیکردم

33:22.001 --> 33:24.873
به این فکر میکردم که چطوری میمیرم

33:26.179 --> 33:27.180
...اما

33:27.267 --> 33:29.574
اما چی؟

33:30.662 --> 33:32.533
روی "کلادیا" تاثیر داشت
[معنای لفظی: کلادیا رو حرکت داد]

33:33.795 --> 33:35.754
درست روی پاهاش حرکت داد

33:35.841 --> 33:38.060
خوبه! همم

33:41.542 --> 33:43.153
واقعا قشنگه

33:43.849 --> 33:45.285
تو اون رو انداختی

33:45.416 --> 33:47.853
مثل یه تخم مرغ از هواپیما

33:48.636 --> 33:52.640
اون الان خوبه. تو معذرت خواستی
همش بخشیده شد

33:56.296 --> 33:58.646
...ما مسمومش کردیم -
!اعتراف -

33:58.733 --> 34:02.520
!اون نمرده! اون همینجا جلوی ما ایستاده

34:02.607 --> 34:04.957
میتونم منم گریه کنم و بگم متاسفم؟

34:05.044 --> 34:06.654
!بی نظمی! بی نظمی

34:08.943 --> 34:10.989
برات جواب میده "لستات"؟

34:11.455 --> 34:13.370
..تو میخوای

34:13.457 --> 34:15.546
معذرت خواهیم رو قبول کنی

34:15.633 --> 34:18.592
!کلادیا" بس کن"
این انتقام بزرگته؟

34:20.451 --> 34:22.148
!کلادیا"! اه"

34:22.235 --> 34:23.845
!اوا خاک به سرم

34:23.932 --> 34:25.847
نگهبان میشه درستش کنی لطفا؟

34:34.495 --> 34:36.410
نمیدونم چرا به خودم زحمت میدم

34:37.498 --> 34:40.066
تو برای من نیومدی اینجا

34:41.502 --> 34:47.247
!یه دور دیگه توی رابطه عاشقانه متلاطم شماست

34:49.728 --> 34:51.599
هیچوقت در مورد من نبوده

34:55.168 --> 34:59.477
من فقط یه تخته پشت بوم بودم که
از خونتون کنده شدم

35:08.094 --> 35:10.096
ما تو دادگاهیم؟

35:13.708 --> 35:15.232
دادگاه نیست

35:15.319 --> 35:16.798
یه سنگساره

35:19.932 --> 35:21.629
سنگسار

35:23.457 --> 35:25.764
با این حرف انگار زبون همه رو موش خورد

35:26.591 --> 35:28.549
خیلی سریع دیگه مزه اش از بین رفت

35:29.768 --> 35:32.423
اما اونها فیلم رنگارنشون رو داشتند

35:32.597 --> 35:35.208
همراهش جادوگری "توان فم" رو داشتند

35:35.252 --> 35:37.993
و "لستات" به روی صندلی برگشته بود

35:38.037 --> 35:41.693
از معذرت خواهیش کاملا بهبود پیدا کرده
برگشته بود سراغ ماموریت

35:41.823 --> 35:44.478
در حال ادا کردن متن
دنبال کردن اشاره های صحنه

35:44.652 --> 35:46.567
در حال هیپنوتیز کردن فانی ها

35:46.698 --> 35:49.048
با کار هنرمندانه مبتذل در نیواورلئنز

35:49.091 --> 35:52.007
پدری که گول بچه های قدرنشناس

35:52.182 --> 35:54.314
و شیطانیش رو خورده بود

35:56.577 --> 35:58.840
پدری که در دقایق اخرش مسخره شد

35:58.971 --> 36:02.148
و تحقیر شد

36:02.192 --> 36:06.021
معشوقه ای که در اجاق حیاط از بین رفت

36:06.065 --> 36:07.936
و فانی ها پلک نزدند

36:07.980 --> 36:10.983
اونها ساعت جیبی رو جلو و عقب نگاه کردند

36:11.113 --> 36:14.856
تا اینکه "سانتیاگو" و "لستات" اونهارو
روی صندلی هاشون به رویا بردن

36:14.987 --> 36:16.902
و اینجان!

36:16.945 --> 36:19.513
پیراناها که از مخزن آب به بالا نگاه میکنند
[ماهی های گوشت خوار]

36:19.687 --> 36:22.212
منتظرن تا گوشت پرت شه

36:23.474 --> 36:27.391
اونها جرائم ما رو در پاریس فاش کرده بودند

36:27.565 --> 36:31.090
و یک هشدار به آمریکا فرستادن

36:31.133 --> 36:34.441
برای بیدار کردن قربانی های ایالت محل زندگیش

36:37.444 --> 36:39.533
اون اعتراف کرده بود

36:39.707 --> 36:41.883
نمیتونستم تکون بخورم

36:42.057 --> 36:44.886
لستات" انتقامش رو بدست میاورد"

37:05.148 --> 37:06.846
این سخته

37:15.406 --> 37:16.799
محکوم کردن

37:19.019 --> 37:21.325
برای هتک حرمت قوانین اول، سوم

37:21.369 --> 37:23.066
چهارم و پنجم قوانین کبیر

37:23.153 --> 37:24.807
برای خون آشام "کلادیا" حکم چیه؟

37:24.894 --> 37:26.200
!اه وکیل

37:27.070 --> 37:30.073
شش ماهه بدنیا اومدی؟

37:30.160 --> 37:31.684
خانم قاضی؟

37:31.771 --> 37:35.078
خون آشام "مدلین"، جرم اون چیه؟

37:35.165 --> 37:37.080
اوه، فقط یه نوپای حرامزاده است

37:37.167 --> 37:40.954
بدون اطلاع یا رضایت رهبر انجمن خلق شده

37:41.084 --> 37:43.608
..که الان

37:44.697 --> 37:46.611
من هستم

37:46.699 --> 37:50.398
با اینحال بی خبر از جرائمی بوده که
توسط خالقش انجام شده

37:50.485 --> 37:54.271
انصاف اینه که بهش پیشنهادی بشه که
به هر خون آشام دیگه میشه

37:54.402 --> 37:56.534
این حقیقت و انصافه

37:56.665 --> 37:58.449
طبق قانون خون آشامی

37:58.493 --> 38:01.714
نشاید که به انجمن بپیونده
و یکی از ما شه؟

38:01.801 --> 38:03.454
همم؟

38:03.498 --> 38:07.023
باید به ما بپیونده یا بمیره

38:07.110 --> 38:08.764
!بمیره -
!بمیره -

38:08.851 --> 38:13.116
اوه شور و انگیزه قابل تحسینه
اما این حقیقت و انصافه

38:13.203 --> 38:15.640
!مدلین اپاویر" برخیز"

38:18.252 --> 38:20.863
انتخاب از آن توست

38:20.907 --> 38:24.171
از متهمی که کنارش نشسته بودی صرف نظر میکنی
و به انجمن ملحق شی؟

38:24.301 --> 38:28.044
!نه! من رو انتخاب کن! من -
!من! من رو انتخاب کن-

38:39.752 --> 38:41.579
من خون آشام "مدلین اپاویر" هستم

38:46.584 --> 38:48.891
و همدم جاودانی من "کلادیا" ست

38:51.024 --> 38:52.590
انجمن من "کلادیا" ست

38:57.900 --> 39:00.033
قلب خون آشامم لرزید

39:00.120 --> 39:02.557
شهید راهش رو به جهنم رد میکنه

39:03.253 --> 39:04.689
همینطوره

39:05.386 --> 39:08.606
برای هتک حرمت قانون اول از قوانین کبیر

39:08.693 --> 39:12.349
حکم خون آشام "مدلین اپاویر" چیه

39:12.480 --> 39:14.917
گناهکار یا بیکناه؟

39:15.004 --> 39:17.659
!گناهکار! گناهکار

39:19.617 --> 39:22.446
و با وجود فقط یک حکم قابل اجرا

39:22.533 --> 39:24.535
که مرگ باشه

39:26.102 --> 39:28.539
محکومیت چیه؟ -
!مرگ -

39:31.281 --> 39:33.806
خون آشام "کلادیا" برخیز

39:37.722 --> 39:40.856
برای هتک حرمت قوانین اول، سوم، چهارم

39:40.900 --> 39:43.685
"و قتل خون آشام "انتونت براون

39:43.816 --> 39:48.255
"و اقدام به قتل خالق اون جناب خون اشام "لستات د لیون کو

39:48.951 --> 39:50.910
برای خون اشام "کلادیا" چی میگید

39:51.040 --> 39:54.087
گناهکار یا بیگناه؟

39:54.174 --> 39:55.262
!گناهکار

39:55.349 --> 39:57.264
و حکم؟

39:57.351 --> 39:59.353
!مرگ

39:59.396 --> 40:01.659
میشه از دادگاه یک درخواست نهایی داشته باشم؟

40:01.703 --> 40:03.009
مم؟

40:03.096 --> 40:04.358
نه

40:04.401 --> 40:05.838
بذار بگه

40:12.888 --> 40:15.804
اون مرد روی بالکون که کلاه بلند پوشیده

40:15.935 --> 40:17.545
میشه لطف کنید برش دارید؟

40:18.198 --> 40:21.679
قربان میشه اخرین خواسته محکوم رو اجابت کنید؟

40:24.726 --> 40:25.988
ممنون

40:29.905 --> 40:31.907
الان چهره همه تون رو میشناسم

40:35.389 --> 40:37.826
اگه زندگی پس از مرگی باشه

40:39.132 --> 40:42.439
من برمیگردم و همه تون رو میکشم

40:48.097 --> 40:50.404
و اگه زندگی پس از مرگی نباشه

40:50.491 --> 40:52.885
باز هم یه راهی پیدا میکنم

40:56.932 --> 40:58.716
!نگهبان

41:07.334 --> 41:10.119
برای هتک حرمت قوانین

41:10.206 --> 41:15.124
اول، دوم و چهارم از قوانین کبیر

41:15.255 --> 41:18.258
"و قتل خون آشام "انتونت براون

41:18.345 --> 41:21.826
"و اقدام به قتل خالق او جناب خون اشام "لستات د لیون کو

41:21.957 --> 41:28.964
برای خون آشام "لویی د پوینت د لاک" چی میگید

41:29.791 --> 41:34.056
گناهکار یا بیگناه؟

41:34.143 --> 41:36.363
!گناهکار! گناهکار

41:36.450 --> 41:39.627
!گناهکار! گناهکار! گناهکار

41:39.714 --> 41:41.368
!گناهکار

41:41.455 --> 41:43.674
و حکم؟

41:43.761 --> 41:45.198
...م-
...م-

41:45.285 --> 41:46.764
...م -
...م -

41:52.118 --> 41:53.380
...م -
...م -

42:18.405 --> 42:19.667
تبعید

42:19.797 --> 42:21.103
تبعید

42:21.234 --> 42:23.279
تبعید -
!تبعید -

42:23.366 --> 42:26.935
!تبعید
!تبعید! تبعید

42:30.430 --> 42:32.040
اون نجاتت داد

42:32.084 --> 42:33.955
همه توانم رو گرفت

42:35.870 --> 42:37.829
تو "لویی" رو نجات دادی

42:38.264 --> 42:39.396
بله

42:39.483 --> 42:41.180
اما نه اون دختر رو

42:44.183 --> 42:45.967
نمیتونستم جلوش رو بگیرم

42:50.232 --> 42:52.409
نمیتونستم جلوش رو بگیرم

42:52.496 --> 42:53.888
...تبعید

42:55.063 --> 42:59.154
یه مجازات غیرقابل اجراست

43:04.159 --> 43:05.509
...اوه

43:07.598 --> 43:11.384
اوه، اما شما فانی ها حرامزاده اید مگه نه؟

43:11.471 --> 43:15.388
شاید یه حکم بدتر از مرگ

43:15.475 --> 43:17.085
باشه، هرچی شما بگین

43:19.074 --> 43:21.076
!بفرستینش به بلژیک

43:25.907 --> 43:27.953
ببریدش پایین

43:27.996 --> 43:29.911
خوب و محکم جاش بدین

43:29.955 --> 43:32.436
!"نه! نه! نه! نه! نه، "کلادیا

43:32.523 --> 43:34.786
!"لویی" -
!نه! نه -

43:34.873 --> 43:36.309
!"لویی"

43:36.396 --> 43:39.138
!"لویی"! "لویی"

43:47.015 --> 43:51.933
حدس میزنم که تورو تا مرز بلژِیک نرسوندن

43:52.673 --> 43:53.848
نه

43:56.373 --> 43:57.330
نه

44:03.597 --> 44:05.338
من جنگیدم

44:06.818 --> 44:10.125
قدرت زیادی برام نمونده بود

44:11.431 --> 44:13.390
...من رو بردن

44:14.260 --> 44:15.304
.دخمه شون

44:18.873 --> 44:20.875
در یه تابوت گذاشتن

44:22.311 --> 44:24.313
...تابوت رو پر کردن از

44:25.010 --> 44:27.273
سنگ
تا نتونم تکون بخورم

44:28.970 --> 44:31.059
چی گفتی "لویی"؟
صدات رو نمیشنوم

44:43.507 --> 44:44.725
...تبعید شده به

44:45.639 --> 44:48.250
...یه جعبه سه در هفت فوت

44:49.861 --> 44:51.863
تا از گرسنگی بمیرم

44:53.168 --> 44:56.084
و به نفرین شده های قبل از خودم بپیوندم

44:57.956 --> 45:01.089
و در همین حین اون دختر بالا روی صحنه است؟

45:04.963 --> 45:06.486
از اون بپرس

45:07.356 --> 45:09.054
من اونجا نبودم

45:09.968 --> 45:11.273
باشه

45:13.928 --> 45:15.582
تو اونجا بودی

45:17.541 --> 45:19.891
...و حالا برای لذت دیدگان شما

45:20.021 --> 45:22.197
در لبه صحنه -
...یک تماشایی و شگفت-

45:22.241 --> 45:25.723
دست ها دور همدیگه
جسور، ترسیده

45:25.897 --> 45:28.856
در حال نجوای اخرین کلمات به همدیگه

45:30.379 --> 45:32.033
کسی ساعت داره؟

45:32.164 --> 45:34.253
1:39! 1:39!

45:34.296 --> 45:38.518
اوه خدا، خیلی از وقت خوابمون گذشته

45:40.912 --> 45:42.783
...چیزی که قراره ببینید

45:43.784 --> 45:45.090
ساختگیه

45:46.265 --> 45:49.964
این رو یادتون باشه وقتی امروز از اینجا میرید
...شما همه

45:50.138 --> 45:52.663
سعی کردم بشنوم "کلادیا" چی به "مدلین" میگفت

45:52.793 --> 45:54.882
اما فکرم پیش "لویی" بود

45:56.841 --> 45:58.843
اینکه چه بلایی پشت صحنه داره سرش میاد

45:58.930 --> 46:01.149
!و بخاطرش از شما نفرت دارم

46:06.372 --> 46:09.201
و قبل از اینکه "سانتیاگو" پرده سیاه رو بکشه

46:09.244 --> 46:12.421
که لنز رصد خانه کاملا دقیق نصب شده رو پنهان میکرد

46:12.596 --> 46:16.643
...برای خورشید آسمان بالای تئاتر در ساعت دقیق تنظیم شده

46:19.603 --> 46:22.083
توپ جهنده رو دنبال کنید و همراه من بخونید!

46:29.221 --> 46:30.788
کلادیا" لبخند زد"...

46:32.746 --> 46:35.793
و شروع کرد به خوندن برای جلادهاش

46:35.836 --> 46:38.317
♪ من از پنجره ها خوشم نمیاد ♪

46:38.360 --> 46:39.884
♪ وقتی بسته هستن ♪

46:41.973 --> 46:45.759
♪ میخوام تا جایی که باد آزاد میوزه پرواز کنم ♪

46:45.803 --> 46:48.066
کلادیا" بازگشتش رو به تماشاگران داد"

46:50.198 --> 46:52.549
و "مدلین" اول از پا در اومد

47:04.169 --> 47:07.346
♪ من از پنجره ها خوشم نمیاد وقتی که ♪

47:07.476 --> 47:09.217
♪ !بسته هستند ♪

47:10.741 --> 47:13.744
و میتونستی از نگاه "لستات" بفهمی که

47:13.787 --> 47:18.575
اخرین چیزی که اون دختر روی زمین دیده او بوده

47:23.775 --> 47:25.775
[لویی د لاک]

47:30.975 --> 47:45.975
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
