WEBVTT

00:14.100 --> 00:23.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:24.124 --> 00:27.124
[این قسمت: بدون درد]

00:33.639 --> 00:35.207
این شد.

00:35.231 --> 00:35.931
[این بار زندگیت رو نجات نمیدم]

00:40.946 --> 00:42.281
اوه...

00:43.282 --> 00:48.053
به اقلام غیرجنبده علاقه دارم
باید اینو میگفتم

00:53.358 --> 00:55.394
خطرات قبول کردن پیشنهاد سرآشپز

00:56.696 --> 00:59.031
قدرت رو به سرآشپز واگذار میکنیم
مطیع وسواس او میشیم

00:59.131 --> 01:02.234
به وسواس او در بازار ماهی
توالی ای از خطرات.

01:03.669 --> 01:05.805
- درسته
- 'زیر آسمان سوزان'

01:05.805 --> 01:08.507
همونی که در مورد "انران" بود
'خون سیاه' بود؟

01:08.608 --> 01:11.243
شما "دنیل ملوی" هستی
من کتابهاتون رو خوندم

01:11.343 --> 01:14.747
یه خواننده. خب
خودت رو برای ناامیدی آماده کن

01:17.950 --> 01:21.120
میبینم که اونها تورو از لپ تاپت جدا کردن

01:21.120 --> 01:22.688
اونها؟

01:22.788 --> 01:24.924
دیروز یکم از بازیت افت کردی

01:25.024 --> 01:27.159
شاید باور دارن که تواضع به خرج دادی

01:27.159 --> 01:29.228
به نوبه خودشون باهوشند
حالا دوتا شدن

01:29.361 --> 01:31.263
البته، همیشه دوتا بودن

01:31.363 --> 01:32.932
فقط دیر فهمیدی

01:35.668 --> 01:37.770
دیگه نگاهت نمیکنم

01:39.872 --> 01:41.874
برای موساد یکم رنگ پریده ای

01:41.874 --> 01:44.076
گرچه میتونه خود موساد باشه

01:44.176 --> 01:46.679
ای کاش. اینطوری بودجه بیشتری داشتم
نه نه نه

01:46.812 --> 01:50.015
من برای یه کارگاه مراقب دیگه کار میکنم که اسمش

01:50.015 --> 01:53.385
در مکالماتت با اونها پیش نیومده

01:53.485 --> 01:55.688
یه علاقمند به داستانی که دارم مینویسم

01:56.555 --> 02:00.225
تو برام شنود گذاشتی
یا میخوای فکر کنم که گذاشتی

02:00.325 --> 02:03.228
ما 900 تا از اونها رو
یک ماه پیش پیگیری میکردیم

02:03.328 --> 02:06.866
الان داریم 1600 تا رو پیگیری میکنیم

02:06.866 --> 02:08.467
تغییر بزرگ

02:09.534 --> 02:11.303
واقعیه. داره اتفاق میفته

02:12.104 --> 02:14.039
خب پس شما یه مشکل فوری تر

02:14.039 --> 02:16.141
از یه کتاب تحقیقی دارید
اسمی داری؟

02:19.578 --> 02:22.314
شما اولین نفر نیستید که
برای اینکار تلاش میکنید اقای "ملوی"

02:23.683 --> 02:25.818
من میتونم اسم چهار نفر دیگه رو بهتون بدم
که تلاش کردن

02:25.818 --> 02:28.120
و همشون مرده
یا نامُرده ان

02:28.954 --> 02:30.990
اسم "رگلن جیمز"ـه

02:31.090 --> 02:33.558
اسم واقعی داری؟

02:34.093 --> 02:37.562
پرونده ها با رمزگذاری مناسب روی لپ تاپت که

02:37.562 --> 02:40.833
به طرز مسخره ای آسیب پذیر هست
بارگذاری شده

02:40.933 --> 02:43.969
بیشترشون منابع اصیلی هستند که
دوستان بدنام شما...

02:44.069 --> 02:46.605
کسی اینجا طرفدار مامورهای اطلاعاتی هست؟

02:46.706 --> 02:48.173
یدونه اینجا داریم

02:48.173 --> 02:49.909
ممنون بابت غذا آقا

03:11.731 --> 03:14.366
پیاده روی تون چطور بود آقای "ملوی"؟

03:14.466 --> 03:17.937
ماهی میشلن وسط بیابون.
کل کالری روزانه رو سوزوندم

03:19.071 --> 03:21.807
چند نفر توی دنیا
چیزی رو میدونن که تو میدونی "رشید"؟

03:21.907 --> 03:24.409
چندتا "رشید"، "رشید"؟

03:24.409 --> 03:27.079
گمونم به اندازه کافی تا کمکشون کنن تا
پنهان بمونن

03:27.103 --> 03:29.603
[لپ تاپت رو هک کردن؟]
نه، این روشیه که خون آشام های میلیاردر انجامش میدن

03:29.815 --> 03:32.351
چطوری خون آشام های معمولی

03:32.451 --> 03:35.687
آدم هایی مثل تو رو سر به راه نگه میدارن؟
تهدید های ناگفته؟

03:35.788 --> 03:39.358
تهدید همیشه هست
همین الان میتونه هردوی مارو بکشه

03:39.491 --> 03:42.027
اما نمیکشه
اونها موجودات صلح آمیزی هستن

03:42.161 --> 03:43.896
اونها مارو خشک و ناپدید میکنن

03:43.996 --> 03:45.664
اونها یه نیاز واجب زیستی دارن

03:45.765 --> 03:48.333
که با اخلاقیات انسانی در تضاد هست

03:48.467 --> 03:51.036
اما این اخلاقیات جز قوانینی که
روشون موافقت شده چی هستن؟

03:51.136 --> 03:52.571
ممنون "رشید"

03:57.042 --> 03:59.845
یه پاسخ عاشقانه به سوالت

03:59.945 --> 04:03.382
خون آشام معمولی کمترین تماس رو با انسان داره

04:03.983 --> 04:07.419
وقتی فاش بشن، اونها تغذیه میکنن
یا فرار میکنن یا خودشون رو میکشن

04:07.519 --> 04:09.922
و منم میگفتم ما میلیونریم

04:10.022 --> 04:12.091
نه میلیاردر

04:13.558 --> 04:16.929
این اشتباه "لویی" بود که دیروز به خاطراتت وارد شد

04:17.562 --> 04:19.531
شما به عنوان مهمان دعوت شدید

04:19.631 --> 04:22.234
- تلفن ها
- شما بی ادب بودید اما اون پا رو از گلیم درازتر کرد

04:22.334 --> 04:24.669
هوش مصنوعی در حال خرد کردن
داده های نامحتمل

04:24.804 --> 04:26.839
- من معذرت خواهی میکنم...
- چطوری از فضای ابری پنهان میمونید؟

04:26.839 --> 04:28.273
...از طرف اون

04:29.541 --> 04:31.276
احتمالا بهتره منتظرش بمونیم

04:33.145 --> 04:34.446
احتمالا

04:39.318 --> 04:40.953
وقتی خورشید به خواب بره
اون بیدار میشه

04:50.395 --> 04:52.998
تلفن های شما
شما رو برده ی هوس هاتون میکنه

04:52.998 --> 04:56.135
و بازیابی اطلاعات، در اصل برای کسب سود هست

04:56.235 --> 05:00.072
پس گمونم هیشکی تو آمازون تلاش نمیکنه
بهمون مخلوط کن بفروشه

05:00.205 --> 05:02.574
شما میکُشید، به طور شبانه

05:02.707 --> 05:05.978
و بعضی وقتها اون قتل رو در اخبار محلی
تماشا کردین

05:07.679 --> 05:10.082
شما هیچوقت آسانتر از الان نبودید که بشه
سردرگمتون کرد

05:10.182 --> 05:13.052
شما در اوج تمایل به بی خبری هستید

05:13.052 --> 05:15.654
ما ازش بهره بردیم. این...

05:17.389 --> 05:19.992
دیدگاه پیشگویانه "لستات" هست، بود

05:23.295 --> 05:26.498
- "لستات د لیونکو"؟
- بله

05:28.067 --> 05:30.970
قبل از تبدیل شدن او، ما سایه هایی بودیم

05:31.070 --> 05:33.172
که پشت سنگها حرکت میکردیم

05:34.473 --> 05:36.008
دارم گوش میدم

05:37.142 --> 05:38.844
این شغلمه، درسته؟

05:40.779 --> 05:44.483
سال 1556 بود وقتی که انجمن رومی من رو فرستاد

05:44.649 --> 05:47.686
تا انجمن آشفته پاریس رو هدایت کنم

05:47.686 --> 05:49.221
صورتی از شبه قاره

05:49.221 --> 05:52.657
فرانسوی زبان چهارم و ضعیف ترینم بود

05:52.824 --> 05:54.994
توی زندگیم هیچ چیز رو هدایت نکرده بودم

05:56.295 --> 05:59.331
ما خودمون رو فرزندان تاریکی صدا میزدیم

05:59.498 --> 06:01.833
ما در کثافت زندگی میکردیم
با شرم شکار میکردیم

06:01.934 --> 06:04.569
همه اینها در اطاعت سخت گیرانه از
قوانین قرون وسطی بود

06:04.669 --> 06:07.839
که وضع شده بودند تا ما رو از بشریت حفاظت کنن

06:08.573 --> 06:10.475
و گرچه تونستم برای 239 سال

06:10.575 --> 06:17.282
به عنوان لوده شیطان
نظم و فروتنی رو حفظ کنم

06:18.317 --> 06:20.485
زمانی که روبسپیر گردن زده شد

06:20.585 --> 06:23.889
من از هرجهت، در حال سقوط بودم

06:24.613 --> 06:30.113
[بخاطر تخطی از قوانین اول و پنجم قوانین کبیر، مرگ]

06:30.595 --> 06:32.497
طریقت ما پایان یافته بود

06:32.597 --> 06:34.566
ما خاکسترهای سرخ روی آتش در حال مرگ بودیم

06:36.335 --> 06:38.437
"لستات" باد پخش کننده بود

06:38.603 --> 06:40.906
من واقعا باید با این یارو ملاقات کنم

06:41.006 --> 06:44.076
من حضورش رو قبل از اینکه ببینمش حس کردم

06:45.644 --> 06:48.013
یکی از فراریان من، "مگنوس" براش پدری کرده بود

06:48.113 --> 06:50.682
این چیز جدیدی بود

06:50.682 --> 06:53.318
چیزی که قبلا حس نکرده بودم

06:56.188 --> 06:58.823
قانون چهارم قوانین کبیر ما حکم میکرد

06:58.991 --> 07:02.427
هیچ خون آشامی حق ندارد ذات حقیقی خود را"
به یک فانی نمایان کند

07:02.527 --> 07:04.529
و اجازه دهد که آن فانی زنده بماند"

07:04.696 --> 07:09.701
و اون اینجا بود
در حال شوخی و خودآرایی

07:09.801 --> 07:11.971
جلوی 500فانی، آن هم هرشب

07:12.137 --> 07:14.873
درست مثل یک صوفی برانگیزاننده ی رییس وار

07:16.708 --> 07:18.343
طوری که "لویی" میگفت

07:18.343 --> 07:20.612
تبدیل شدن "لستات" به یه خون آشام
یک نمایش وحشتناک بود

07:20.712 --> 07:22.247
شاید اینطور باشه

07:22.347 --> 07:25.250
اما بعدش اون به سرعت خودش رو پیدا کرد

07:25.917 --> 07:29.621
دیگه چطوری میشه اغوای تماشاگران رو توضیح داد؟

07:30.755 --> 07:33.392
اینکه چطوری مثل بلبل چه چه میکرد

07:33.492 --> 07:36.395
در وسط زمستان میوه تابستانی میداد

07:36.395 --> 07:38.763
اونها همشون عاشقش بودن

07:38.930 --> 07:41.166
اون روی همه این تاثیر رو داشت

07:41.833 --> 07:43.835
...اون -
- طبیعتش این بود؟

07:43.935 --> 07:45.837
کاملا غیرطبیعی بود

07:46.505 --> 07:51.543
استفاده از هدیه تاریک برای چی؟
برای غرورش؟ این کفر بود

07:51.543 --> 07:55.147
من باید به هرنحوی اون رو تحت کنترلم در میاوردم

07:55.171 --> 07:56.571
[تو فرزند حرامزاده "مگنوس" هستی]

07:59.195 --> 08:01.195
[میدونم که میتونی من رو بشنوی فرزندم]

08:02.219 --> 08:03.819
[چه کسی من رو فرزند خطاب میکنه؟]

08:04.643 --> 08:05.743
[اون مرده، اینطور نیست؟]

08:06.167 --> 08:07.667
[من میتونم ازت مراقبت کنم]

08:08.491 --> 08:10.491
[میتونم چیزی رو بهت یاد بدم که اون نداد]

08:11.315 --> 08:12.515
[به سراغم بیا]

08:18.939 --> 08:20.139
[به سراغم بیا]

08:36.255 --> 08:38.390
هفته ها دنبالش کردم

08:38.390 --> 08:41.694
رد کردن های او فقط من رو شعله ور کرد

08:41.794 --> 08:44.664
و هرچه بیشتر اجازه دادم که
خارج از انجمن باشه

08:44.764 --> 08:48.601
فرزندانم بیشتر ملتهب شدند

08:48.768 --> 08:52.237
اونها در خفا نگاه کردند
محو در نادیده گرفتن او

08:52.404 --> 08:55.875
قوانینی رو که من بهشون میگفتم
هرگز نمیتونه زیر پا گذاشته بشه

08:57.777 --> 09:00.813
اون یه معشوق فانی برگزید
کفر بیشتر

09:00.837 --> 09:01.837
[برید خونه]

09:02.861 --> 09:03.861
[بله استاد]

09:03.985 --> 09:05.385
[ببخشید... استاد]

09:06.909 --> 09:10.709
[من به سختی میتونم متنم رو به یاد بیارم
وقتی تو داخل گودی میگذرونی]

09:12.633 --> 09:16.133
[نوشته ها مات میشن وقتی
صدای پات رو روی تخته ها میشنوم]

09:18.557 --> 09:20.057
[ما رو دستگیر میکنن]

09:20.181 --> 09:21.281
[امیدوارم]

09:24.205 --> 09:25.405
[این رو میشنوی؟]

09:26.029 --> 09:28.029
[از روی صدای مشتاقانه و دلفریب تو؟]

09:29.053 --> 09:31.053
[چطوری میشه اصلا چیزی بشنوم؟]

09:32.777 --> 09:33.277
[چیه؟]

09:34.701 --> 09:36.101
[یکی داره من رو تماشا میکنه]

09:36.925 --> 09:38.425
[همه همیشه تورو تماشا میکنن]

09:39.249 --> 09:41.249
[فکر میکنه من نمیدونم اونجاست]

09:41.673 --> 09:42.773
[این شاعرانه تره؟]

09:43.497 --> 09:45.497
[دوباره نزدیکتر به گوشم بیا...]

09:45.921 --> 09:47.921
[من فقط وقتی نزدیکمی تورو میفهمم]

09:55.845 --> 09:57.845
[این پسر رو به عنوان یادآوری نگه میداری؟]

09:58.769 --> 09:59.769
["لستات"]

10:00.093 --> 10:01.293
[این کولی رو میشناسی؟]

10:01.617 --> 10:04.817
[تنهایی ای که حس میکنی رو اون نمیتونه پر کنه]

10:04.941 --> 10:06.141
[با امثال خودت باش]

10:06.165 --> 10:10.165
[و جلیقه طرح دارم رو از دست بدم؟ دستمال گردنم رو؟]

10:11.189 --> 10:12.789
[مثل یه حشره زندگی کنم؟]

10:13.713 --> 10:15.213
["لستات" این چیه؟]

10:16.537 --> 10:17.637
[هیچی نیست]

10:19.661 --> 10:20.761
[اون هیچی نیست]

10:22.785 --> 10:24.785
[شب بخیر غریبه!]

10:26.198 --> 10:29.168
همون موقع هم حضورش رو
زیادی تحمل کرده بودم

10:29.168 --> 10:32.237
مجبور بودم دست به کاری بزنم
یا اون هرچیز کوچکی که برام مونده بود نابود میکرد

10:32.337 --> 10:34.139
"لستات"!

10:35.463 --> 10:36.563
[اینجا]

10:41.180 --> 10:42.815
"لستات"؟

10:43.348 --> 10:44.917
"نیکی"!

10:50.820 --> 10:52.820
[تو بهش نگفتی چی هستی، گفتی؟]

10:55.165 --> 10:56.465
[این چه قدرتیه؟]

11:00.989 --> 11:02.189
[من چنین قدرتی ندارم!]

11:02.213 --> 11:03.513
[اما خواهی داشت]

11:04.637 --> 11:06.337
[تو خون "مگنوس" رو داری]

11:07.161 --> 11:09.161
[با این زندگی که میکنی داری پتانسیلت رو هدر میدی]

11:12.085 --> 11:12.785
[آزادش کن!]

11:15.809 --> 11:16.509
[آزادش کن!]

11:17.233 --> 11:18.933
[این خون آشامه!]

11:24.656 --> 11:26.358
اهه! اهه!

11:32.882 --> 11:34.082
[تو کی هستی؟]

11:36.406 --> 11:37.406
[من "آرماند" هستم]

11:38.630 --> 11:40.030
[من رهبر انجمنت هستم]

11:43.943 --> 11:45.210
نیکی!

11:46.434 --> 11:48.434
[جلیقه ات رو بیار برای حشرات، باشه؟]

12:08.558 --> 12:10.158
[خوشحالم اومدی]

12:11.782 --> 12:12.982
[اون آسیبی ندیده]

12:15.606 --> 12:16.606
[خونریزی کرده]

12:18.630 --> 12:19.730
[بیدار نمیشه]

12:20.479 --> 12:22.514
اههه!

12:25.438 --> 12:28.938
[خوش میگذره اینطوری توی گند و کثافت زندگی کنید؟]

12:29.862 --> 12:31.062
[ما به خدا خدمت میکنیم...]

12:31.286 --> 12:32.686
[از طریق شیطان]

12:33.410 --> 12:34.510
[از طریق "ارماند" همانگونه که مقدر شده]

12:37.194 --> 12:38.310
[یه سه گانه گِلی]

12:38.958 --> 12:41.558
[تو با گناهانت خشم خدا رو بر سرمون نازل میکنی!]

12:45.775 --> 12:46.275
[که چی هستن؟]

12:46.506 --> 12:48.106
[تو بین فانی ها زندگی میکنی!]

12:48.430 --> 12:49.930
[تو در معابد خدا قدم میزنی!]

12:51.254 --> 12:53.254
[منظورش این مرد غمگین با میخ توی دستشه؟]

13:03.278 --> 13:04.778
[فقط یه درختِ افتاده ست]

13:06.502 --> 13:08.502
[که توسط آدم های ساده برای آدم های ساده تراشیده شده]

13:10.326 --> 13:12.326
[همون درخت که یه پایه میز ساخته...]

13:14.550 --> 13:16.550
[اون فلوت رو ساخته]

13:18.174 --> 13:20.174
[از این زندانی که براتون ساخته بیرون بخزید]

13:22.974 --> 13:24.443
تو اجازه دادی این اتفاق بیفته؟

13:25.810 --> 13:26.745
بله

13:27.312 --> 13:29.748
تو اون رو به اونجا کشوندی
تا بتونه نابودش کنه

13:29.748 --> 13:32.451
کلمات اون برای نیم قرن
افکار من بودند

13:33.185 --> 13:35.587
اگه از طرف من گفته میشد
اونها باورش نمیکردن

13:36.511 --> 13:37.411
[خدا]

13:38.635 --> 13:39.535
[شیطان]

13:40.359 --> 13:41.559
["آرماند"؟]

13:42.383 --> 13:43.538
[حس حقیقی ای میده؟]

13:43.562 --> 13:44.663
هم؟

13:46.387 --> 13:47.587
[خدا ما هستیم]

13:47.611 --> 13:49.611
[شما خدا هستید]

14:02.581 --> 14:04.449
فرزندان من رفتند

14:04.549 --> 14:05.885
اونها خیابانهای پاریس رو پرسه زدند

14:05.985 --> 14:07.819
فانی ها رو به ویرانی کشیدند

14:07.920 --> 14:11.190
بعضی ها نتونستن زندگی ای که
من براشون ساخته بودم رو

14:11.290 --> 14:14.326
با زندگی ای که "لستات" بهشون گفته بود ممکنه، وفق بدن

14:15.127 --> 14:18.797
اونها دیوانه شدن، به زندگیشون پایان دادند

14:20.694 --> 14:23.129
تنها چیزی که من رو از آتش دور نگه داشت...

14:24.737 --> 14:26.539
آئین قدیمی بود

14:42.963 --> 14:44.363
[اتفاقی افتاده؟]

14:45.027 --> 14:47.027
[من میتونم تا آخر دنیا حرف بزنم]

14:48.811 --> 14:51.011
[و باز هم نتونم بهت بگم که چه چیزی رو اینجا نابود کردی]

14:51.261 --> 14:52.561
[کسی به جز ما نیست]

14:53.759 --> 14:55.259
[شیطان گوش نمیده]

15:03.083 --> 15:05.083
[چطوری از هوا آتش بیرون میاری؟]

15:05.207 --> 15:08.207
[چطوری با ذهنت اشیا رو حرکت میدی؟]

15:12.131 --> 15:14.131
[اون میپرسه، در حال رقص در خاکسترها]

15:34.455 --> 15:36.455
[تو "نیکولاس"ت رو به یکی از ما تبدیل کردی؟]

15:45.759 --> 15:47.759
[پسر تونست هدیه رو قبول کنه؟]

15:51.203 --> 15:52.303
[خیلی شکننده بود]

15:54.527 --> 15:55.627
[باید بهت هشدار میدادم]

15:55.651 --> 15:57.051
[ازش سربلند بیرون میاد]

15:59.275 --> 16:00.675
[نخواهد اومد]

16:12.200 --> 16:13.300
[من یه فکری دارم]

16:21.024 --> 16:21.924
[اونها با همراه وارد میشن]

16:22.348 --> 16:24.348
[برای اجتماع بودن اغوا میشن]

16:24.372 --> 16:25.572
[اونها باهم میخندند]

16:25.796 --> 16:26.996
[باهم گریه میکنند]

16:28.320 --> 16:29.620
[این برای یک خون آشام چیه؟]

16:29.944 --> 16:31.044
[یک فرصت]

16:31.968 --> 16:34.468
["هملت" با یک تیغه سمّی کشته میشه]

16:34.792 --> 16:37.792
[اما بازیگری که جلوشون دراز کشیده هنوز نفس میکشه]

16:39.216 --> 16:41.216
[در این معبد، باور محافظه]

16:43.140 --> 16:45.140
[اعلام کن که یک خون آشامی]

16:45.164 --> 16:47.164
[خون رو در ملاء عام بنوش]

16:48.288 --> 16:50.088
[آئین انجمنت رو دستور بده]

16:50.912 --> 16:53.412
[نه در فاضلاب بلکه از پشت نرده های بالکن]

16:53.436 --> 16:55.136
[من انجمنی ندارم]

16:55.160 --> 16:56.499
[تو ازم گرفتیش]

16:56.523 --> 16:58.725
برعکس استاد

17:43.749 --> 17:45.749
[ببین چقدر آرومن]

17:46.673 --> 17:48.673
[واقعا باور کردند که این یک نمایشه]

17:48.997 --> 17:50.997
[به مانند زدن حکم به در ویتنبرگ]
داستان آغاز جدایی کاتولیک و پروتستان]
با زدن رساله 95حکمی به در کلیسای کاتولیک ویتنبرگ توسط مارتین لوتر در 1517میلادی]

17:51.021 --> 17:53.021
["تو یک اصلاحات رو رهبری کردی "لستات]

17:53.045 --> 17:54.745
[با هم انجامش دادیم]

17:54.969 --> 17:56.269
[تو مرگ بهتری میسازی]

17:59.793 --> 18:01.793
[داس همه کارهارو میکنه]

18:01.817 --> 18:03.817
[صد شب بگذره حوصله ات سر میره]

18:04.841 --> 18:06.841
[...فقط با بازیگری]

18:12.465 --> 18:13.465
[اجازه هست؟]

18:14.489 --> 18:15.989
[اینجا؟ الان؟]

18:16.313 --> 18:17.813
[جای جاداریه]

18:21.837 --> 18:23.037
[داره ما رو نگاه میکنه]

18:24.461 --> 18:26.461
[بهتره برگه ی موزیکش رو نگاه کنه]

18:35.088 --> 18:36.489
"لستات"

18:36.513 --> 18:37.513
[دوستت دارم]

18:38.237 --> 18:39.237
[...آره]

18:40.461 --> 18:41.661
[منم دوستت دارم]

18:58.745 --> 19:02.015
همین؟
میخوای همینجا تمومش کنی؟

19:02.115 --> 19:04.618
اونها کف زمین رفتن تو کارش

19:04.618 --> 19:07.187
"ارماند" به "لستات" هدیه ذهنی رو آموخت

19:08.021 --> 19:10.691
و یک هفته بعدش
"لستات" رفته بود

19:10.791 --> 19:14.027
سوال این بود که خون آشام ها
چطوری از دست گوگل قایم میشن

19:14.160 --> 19:16.663
نه اینکه چطوری "لستات" قلبش رو شکست

19:16.763 --> 19:19.232
اما چون تو شنونده خوبی بودی
جواب هردوشون رو گرفتی

19:19.332 --> 19:21.367
وقتی شب بعدش رفت تا تئاتر رو باز کنه

19:21.467 --> 19:23.737
وکیل، "پیر روجت اول"، اون رو ملاقات کرد

19:23.837 --> 19:26.372
که با یک صندوق پر از پول و دستور العملی برای

19:26.472 --> 19:28.709
پوشش هزینه های مادام العمر تئاتر منتظرم بود

19:28.809 --> 19:33.013
اون "نیکی" رو ترک کرد. "ارماند" رو ترک کرد
انجمن رو ترک کرد

19:33.113 --> 19:38.251
"لستات" همیشه برای "لستات" بود، هست و خواهد بود

19:38.251 --> 19:40.854
هیچوقت به یه خودشیفته وحشی نگو دوستت دارم

19:40.954 --> 19:44.357
و من برای 150 سال اون کلمات رو زندانی کردم

19:46.993 --> 19:48.595
و بعد اون از راه رسید...

19:49.730 --> 19:51.431
و اون قفل رو شکست

19:52.733 --> 19:56.903
این چیزیه که...
بیشتر از هرچیز در مورد تو، من رو وحشت زده میکنه

20:02.008 --> 20:03.844
اون تو کپنهاگنه

20:03.844 --> 20:05.511
تو یه کارخونه ماشین کار میکنه

20:05.646 --> 20:08.615
از خالقش متنفره
با قایق برمیگرده آمریکا

20:08.749 --> 20:11.017
من رو سوار یه قطار به سمت شیکاگو میکنه

20:11.017 --> 20:14.087
من گفتم بیرون شیکاگو
اون گفت از شهرهای بزرگ خوشش نمیاد

20:14.220 --> 20:16.022
من رو میبره بیرون شیکاگو

20:16.022 --> 20:19.292
- تو یه غذاخوری تو راه گری
- من رو تو اسپرینگ فیلد پیدا میکنی

20:19.425 --> 20:21.461
که بیرون ایستگاه قطار شاه بلوط میفروشی

20:21.561 --> 20:23.529
کنار ایستگاه قطار

20:23.529 --> 20:25.966
اون خودش رو تو سینسیناتی میکشه

20:26.833 --> 20:28.802
ما از کجا در مورد سینسیناتی میدونیم؟

20:28.902 --> 20:31.137
اونها از سینسیناتی چی میدونن؟

20:32.372 --> 20:34.440
- چه شکلیه؟
- این رو نمیپرسن

20:34.540 --> 20:36.910
- میپرسن
- الان چندین هفته شده، کافیه

20:37.043 --> 20:39.646
امشب بالاخره پشت صحنه کار میکنم
نمیخوام دیر کنم

20:39.780 --> 20:41.815
تو بودی که گفتی اون خالق ماست

20:42.548 --> 20:44.550
من این سرما رو برای خودم لازم دارم

20:44.550 --> 20:48.655
موهای موجدار مشکی
خنده اش به چپ کج میشه

20:48.789 --> 20:50.957
کلی خال روی خشتک و ران

20:51.057 --> 20:52.726
این رو لازم ندارم

20:52.726 --> 20:55.128
خب، اون تورو برای یه هفته زیر تخته های کف نگه نداشت

20:55.228 --> 20:56.997
من نمیدونم تو چی لازم داری

20:57.097 --> 20:59.332
من چیزی رو بیاد میارم که خاطرم هست

21:05.638 --> 21:07.507
من دقت میکنم تا در امان بمونیم

21:08.608 --> 21:11.011
شاید الان داره بهت خوش میگذره

21:11.144 --> 21:13.680
اما اگه بفهمن که دروغ گفتیم
در خطر میفتیم

21:16.883 --> 21:19.485
شاید سینسیناتی نه
شریوپورت چطوره؟

21:22.222 --> 21:25.425
دریاچه کادو. پدرم من و پال رو
برای ماهیگیری اونجا برد

21:25.425 --> 21:28.128
اونجا یه پل متحرک هست
اون روی پل سوخت

21:28.261 --> 21:31.097
شریوپورت، دریاچه کادو
خودش رو روی پل آتیش زد

21:39.906 --> 21:41.041
"ارماند"

21:42.776 --> 21:44.177
در نیمه باز بود

21:45.111 --> 21:48.715
اه... اگه در و پنجره ها رو باز کنی

21:48.815 --> 21:50.984
یه نسیمی میاد

21:51.084 --> 21:54.254
شاد میزنی. اما مطمئنم که مراقبی

21:54.254 --> 21:55.388
اها

21:58.124 --> 22:00.560
استاد به کلبه ما خوش اومدی

22:01.627 --> 22:04.530
- نباید تو الان تو سالن باشی؟
- سه دقیقه وقت دارم

22:05.165 --> 22:07.233
من اجازه دادم تا به چشمهام نگاه کنی "پیوس"؟
[رنگ لباسی که پوشیده بود اولین بار- همینطور معنی عزیز میده. برای وضوح خود کلمه به عنوان اسم نوشته میشه]

22:07.367 --> 22:09.635
- نه استاد
- تقصیر من شد. نگهش داشتم

22:09.635 --> 22:11.637
تاحالا دیر کردم استاد؟

22:11.637 --> 22:14.174
اینکه تاحالا زود اومدی
سوالی هست که از خودم میپرسم

22:22.682 --> 22:24.084
اوضاعش چطوره؟

22:25.685 --> 22:27.921
با سختی کنار میاد

22:28.021 --> 22:30.423
- تاحالا خوشحالتر از این ندیده بودمش
- ممم

22:31.858 --> 22:34.895
انجمن نقشه های بزرگی براش داره

22:38.865 --> 22:40.666
به پرتره علاقمند شدی

22:40.666 --> 22:42.936
شکستی های دیوار رو پنهان میکنه

22:51.077 --> 22:52.779
نشونم بده شب کجا میری

22:53.882 --> 22:57.586
مرگ ناخودآگاه سرنوشت همه ی فانی هاست

22:59.255 --> 23:00.823
بالا

23:01.724 --> 23:02.758
بالا

23:03.359 --> 23:04.427
بالا

23:05.061 --> 23:08.531
ما مرگ آگاهیم "رولف ونگلر"

23:08.631 --> 23:12.301
و این تورو داماد میکنه

23:13.536 --> 23:18.607
میدونی چه معنی داره که
توسط مرگ دوست داشته بشی؟

23:19.642 --> 23:20.909
بدون درد

23:20.909 --> 23:22.745
این بخش مورد علاقه من هست

23:22.878 --> 23:24.380
بدون درد

23:24.380 --> 23:25.948
بدون درد

23:26.049 --> 23:27.516
بدون درد

23:27.616 --> 23:29.852
چطوری یه کاری میکنه که التماسش کنن؟

23:30.586 --> 23:32.921
چشم ها پایین "پیوس"
چشم ها پایین

23:32.921 --> 23:34.790
بدون درد

23:35.491 --> 23:37.293
بدون درد

23:41.664 --> 23:43.799
آخرش عطسه کردی؟

23:43.932 --> 23:45.434
سعی کردم خفه اش کنم

23:45.434 --> 23:48.003
این لحظه ی پاکیه

23:48.104 --> 23:49.705
فصل گرد و خاکه

23:49.805 --> 23:51.640
اینجا که مزرعه نیست "استل"!

23:52.475 --> 23:55.778
باز هم ترسناک بود اقای "سانتیاگو"
من لرزیدم به خودم

23:55.778 --> 23:57.780
البته که لرزیدی
چون من...

23:57.780 --> 23:59.615
حرفه ای هستم!

23:59.615 --> 24:01.150
- "پیوس"!
- دارم میام قربان

24:01.650 --> 24:04.887
میدونی "کلا" اینجا اسمش اتاق خیسه

24:05.020 --> 24:07.456
یه مکان منزجر کننده
که نمیتونی از بوش خلاص شی

24:07.456 --> 24:09.958
و من خوشحالم که الان کار توئه

24:09.958 --> 24:12.995
قربانی رو تا ده دقیقه مونده به صحنه اونجا نگه دار

24:13.129 --> 24:15.731
- اهم
- این جعبه جسده

24:18.301 --> 24:21.537
و این جعبه موشها
جسدت رو

24:22.471 --> 24:23.939
میندازی توی جعبه جسد

24:23.939 --> 24:26.509
در رو میبندی

24:26.609 --> 24:28.744
مجرا رو باز میکنی

24:30.613 --> 24:33.482
و همینطوری، موشها کار کثیفت رو انجام میدن

24:33.482 --> 24:36.519
حالا توی سه شنبه
این جعبه جسد و این جعبه موشه

24:36.652 --> 24:39.988
در چهارشنبه، اون جعبه جسده و این جعبه موش

24:39.988 --> 24:43.226
عوض و بدل، عوض و بدل
یادت بمونه

24:43.326 --> 24:45.994
این موش ها باهوشن
میتونن تو سکوت برن

24:45.994 --> 24:48.097
اگه در جعبه اشتباهی رو باز کنی از پله ها میدون بالا

24:48.231 --> 24:49.598
میرن تو اتاق سبز
داخل سالن تئاتر

24:49.732 --> 24:51.100
و استاد همه انجمن رو تنبیه میکنه

24:51.234 --> 24:52.868
که باعث نمیشه دوست پیدا کنی

24:52.868 --> 24:54.570
ما خونه یه کوره داشتیم

24:54.670 --> 24:56.539
- اون چطوری بود؟
- بندازشون داخل. نگاه کن میسوزن

24:56.672 --> 24:58.541
همم. یکم حس آلمانی بودن میده

24:58.674 --> 25:00.909
میتونی تا یه هفته صبر کنی تا استخون هارو خالی کنی

25:01.009 --> 25:04.113
این در به دخمه های فاضلاب
و استخون پرت کنی های مختلف میرسه

25:04.247 --> 25:05.948
که ما اطراف زیر زمین پنهان کردیم

25:05.948 --> 25:08.717
- اینها چی هستن؟
- صندوق دفن

25:08.817 --> 25:12.121
اعضای مرده انجمن. اکثرشون مرتد و قانون شکن هستن

25:12.221 --> 25:14.923
- قوانین چی هستن؟
- نه تا موقع مراسم "پیوس"

25:15.023 --> 25:17.960
قلب رو پیدا کردن!

25:18.994 --> 25:20.929
موش ها عاشق قلب هستن

25:23.366 --> 25:25.901
من هرشب در یه بخش جدید شهر
قدم میزنم

25:26.034 --> 25:27.703
تلاش میکنم گم شم

25:27.703 --> 25:31.073
همیشه یجوری سر از کنار رودخانه درمیارم

25:32.275 --> 25:35.678
آب های سین
محصور و زیبا

25:35.678 --> 25:36.745
اهوم

25:37.446 --> 25:40.316
مارپیچی از رگ ها از میان قلب پاریس

25:44.687 --> 25:46.822
خیلی از دوربینت در انجمن حرف هست

25:46.955 --> 25:48.824
راست میگی؟

25:48.957 --> 25:50.726
اونها میگن تو دیوانه وار عاشق بشریتی

25:50.726 --> 25:53.629
با نور و سایه لحظات شخصیشون رو میدزدی

25:53.729 --> 25:56.098
در موردش مزاحم "کلادیا" میشن

25:56.199 --> 25:58.100
اگه کنجکاون بهتره از من بپرسن

25:58.201 --> 26:00.903
چطوری اینکار رو کنن وقتی به ندرت اونجایی؟

26:00.903 --> 26:04.507
من به اندازه چندین زندگی توی خونه تئاتر دیدم

26:04.607 --> 26:06.909
- جسارت نباشه
- نه نیست

26:06.909 --> 26:09.645
هیچی بدتر از اینکه بی میل توسط یه همراه

26:09.778 --> 26:12.681
اینور اونور کشیده شی نیست
"بروس" بود؟

26:13.449 --> 26:15.651
اره "بروس"

26:15.751 --> 26:19.655
- موتورسوار عشق اوپرا
- اره

26:21.657 --> 26:23.192
بهتره با "توان فم" در مورد دوربین حرف بزنی

26:23.326 --> 26:25.694
اون خیلی بلده
شاید شما دوتا بتونید...

26:25.794 --> 26:27.863
من نمیخوام درگیر انجمن شم

26:28.897 --> 26:30.899
سعی میکنم زحمت تبلیغات نکشی

26:30.899 --> 26:34.036
تو "کلادیا" رو داری
اون خوشحال باشه من خوشحالم

26:34.737 --> 26:36.205
اما من...

26:37.005 --> 26:38.841
- زیاد اهل ملحق شدن نیستم
- مم

26:38.941 --> 26:41.510
بله. به اندازه کافی این رو روشن کردی

26:41.644 --> 26:43.546
پس اگه دلیل اینجا بودنت این باشه

26:44.747 --> 26:46.449
همه دلیلی نیست که اینجام

26:46.449 --> 26:48.451
- نه
- نه

26:48.451 --> 26:51.320
قطعا که تنها دلیل اینجا بودنش این نیست

26:52.855 --> 26:54.690
من ازت خوشم میاد

26:55.524 --> 26:58.494
منم ازت خوشم میاد، واضح نیست؟

27:01.930 --> 27:04.400
تو واقعا باید روی بسته نگه داشتن افکارت کار کنی

27:05.368 --> 27:07.636
- ببخشید؟
- "بروس"

27:08.471 --> 27:11.206
- الان توی ذهنت حسش میکنم
- اها

27:11.307 --> 27:13.409
شاید حفاظت من از افکارم به اندازه کافی خوبه

27:13.509 --> 27:15.911
شاید از قصد تورو توی ذهنم راه میدم

27:16.044 --> 27:19.348
اوه خوب بود عزیزم
خیلی خوب

27:34.963 --> 27:36.098
ها!

27:48.844 --> 27:51.380
اگه ما تنها خون آشام های پاریس بودیم...

27:53.248 --> 27:55.451
برای یه ثانیه حس کردم هستیم

27:58.921 --> 28:01.790
انجمن به مستقل بودنت حسادت میکنه

28:01.890 --> 28:05.127
این مشکله
تو از بیرون به داخل نگاه کنی

28:06.261 --> 28:08.897
مشکل توئه، نه من

28:09.765 --> 28:11.634
تو من رو میخوای، من اینجام

28:12.200 --> 28:13.869
اما اینجام. اینجا

28:13.869 --> 28:16.605
تو خیابون، کافه

28:16.705 --> 28:18.707
سالن، بار
عشق و حال با جاز

28:18.841 --> 28:21.176
کل اینجا حس تولد دوباره میده

28:21.176 --> 28:23.579
همه میپرسن
"بعدش چی؟ بعدش چی؟"

28:23.679 --> 28:27.950
نه اینکه "کجا بودی؟"
یا "مراقب باش"

28:28.083 --> 28:29.985
از اون به اندازه کافی تو خونه داشتم

28:30.786 --> 28:32.988
من اینجا دنبال خودمم

28:34.690 --> 28:36.792
پس چه جایی برای من باقی مونده

28:37.793 --> 28:39.862
اگه تو خودت رو پیدا نکردی؟

28:39.862 --> 28:41.163
همم!

28:43.432 --> 28:44.933
اوه، جا هست

28:52.575 --> 28:54.410
ما دور همدیگه میچرخیدیم

28:54.543 --> 28:56.679
من داشتم توی موقعیت خیلی سختی قرارش میدادم

28:56.779 --> 28:58.647
من قرار بود اون بکشونم سمت خودم

28:58.781 --> 29:00.616
اما برعکسش داشت اتفاق میفتاد

29:00.716 --> 29:02.485
من شروع کردم به اینکه زمان کمتری در تئاتر باشم

29:02.585 --> 29:04.653
و شب های بیشتری رو همراه "لویی"
در بلوارها قدم بزنم

29:04.753 --> 29:07.523
مکالمه آسون و عاشقانه

29:07.623 --> 29:09.958
- و مجادله جو بود
- و مجادله جو، اره

29:10.058 --> 29:12.695
اما به مهیج ترین شیوه ممکن.

29:13.429 --> 29:15.831
بحث کردن به عنوان پیشنوازی

29:15.964 --> 29:18.434
برخی از عمیق ترین احساسات

29:18.434 --> 29:20.603
و افکار داشت شکل میگرفت

29:20.603 --> 29:24.707
وقتی ذهن من با ذهن "ارماند" تماس پیدا کرد

29:24.840 --> 29:28.811
من به طرز عمیقی هیجان زده و تحریک شدم
[پیشنهاد سرآشپز؟]

29:28.911 --> 29:31.279
تا نتایج جدیدی در مورد خودم
[در اوقات فراغتت مطالعه کن]

29:31.279 --> 29:34.316
و خلاصه، زندگی خون آشامی شکل بدم

29:37.920 --> 29:40.389
- چیزی شده "دنیل"؟
- ممم...

29:40.489 --> 29:45.628
اوه نه. این... این بخاطر کامپیوتره..

29:45.628 --> 29:49.665
چیزی که گفتید باعث شد به این فکر بیفتم که...

29:50.933 --> 29:52.200
به فکر چی؟

29:54.503 --> 29:56.171
اوه... اینکه...

29:56.271 --> 29:59.241
از ذهنم پرید. یادم رفت

29:59.341 --> 30:02.244
خب تو این نقطه "کلادیا" کجاست؟

30:02.344 --> 30:04.680
اون چطوره؟
داره... داره چیکار میکنه؟

30:04.813 --> 30:07.416
در این مرحله از اوضاع؟

30:10.352 --> 30:12.354
چطوری اینکار رو میکنی؟

30:12.354 --> 30:14.557
چطوری یه کاری میکنی تا مرگ رو قبول کنن؟

30:16.391 --> 30:18.927
اگه سرت پایین باشه حتی صف اول هم صدات رو نمیشنوه

30:24.232 --> 30:28.036
اولین کاری که میکنم وقتی در رو باز میکنم

30:29.204 --> 30:32.274
با همکار صحنه شبم یه صحبت کوتاهی میکنم

30:33.175 --> 30:37.079
تو سرشون میگردم
شرم هاشون رو پیدا میکنم

30:37.179 --> 30:39.347
خلاصه که آمادگی یک بازیگره
[یک بازیگر آماده میشود اسم کتاب بازیگری معروف اثر استانیسلاوسکی]

30:39.347 --> 30:41.717
روی صحنه میبینمت "کلاد"

30:43.619 --> 30:45.754
"فرانسیس ناتون" کیه؟

30:51.294 --> 30:54.330
بهترین "یاگو" که پا روی یورک رویال گذاشته
[شخصیت داستانی اثر اوتلو از شکسپیر- تئاتر سلطنتی سالن نمایش در انگلستان، یورک]

30:54.330 --> 30:55.764
تو بودی؟

30:55.898 --> 30:58.934
و زندگی پست تو در شیکاگو چطور بود

30:59.034 --> 31:02.771
قبل اینکه "بروس" خون آشام گردن کوچولوت رو گاز بزنه؟

31:02.871 --> 31:04.440
من تو اسپرینگ فیلد بودم...

31:05.241 --> 31:07.676
توی ایستگاه قطار خرده ریز میفروختم

31:07.776 --> 31:09.912
- یتیم بودی؟
- میشه گفت

31:09.912 --> 31:13.449
و باز هم یه یتیم
این رو در اشتراک داریم

31:13.582 --> 31:16.151
- من فکر کردم تورو استاد ساخته
- چرا باید اینو بگی؟

31:16.252 --> 31:18.487
"استل" بهم گفت تو جوونترینی

31:18.587 --> 31:21.657
اما همینطور قویترین هستی
فکر کردم باید بهترین خون رو داشته باشی

31:22.758 --> 31:23.859
نه

31:24.993 --> 31:27.496
خالق من بین دیوارهای طبقه پایین خوابیده

31:28.964 --> 31:30.633
استاد گذاشتش اونجا

31:30.633 --> 31:32.968
چوب بُر، سه دقیقه

31:33.736 --> 31:35.204
مرسی. سه

31:35.904 --> 31:37.640
- متاسفم
- اوه نباش

31:38.173 --> 31:39.842
لایق مرگش بود...

31:41.610 --> 31:43.712
و خونش نفیس بود

31:44.680 --> 31:47.616
من مقلد خوبی هستم و میتونم پرواز کنم

31:47.616 --> 31:51.186
- و با خودنمایی میکُشی
- همم

31:51.320 --> 31:53.289
و خالق عزیز از دست رفته تو

31:53.989 --> 31:57.560
چه هدایایی به خون آشام کوچولو واگذار کرد؟

31:59.695 --> 32:01.397
بهم یاد داد چطوری خوب دروغ بگم

32:06.101 --> 32:08.371
پس بازیگر خوبی میشی

32:10.239 --> 32:14.042
این "لویی" هست که اهل شیکاگوئه، اره؟

32:14.977 --> 32:17.546
خارجش. گری، ایندیانا

32:20.015 --> 32:23.018
بهش بچسب "پیوس"
تقریبا داری موفق میشی

32:33.228 --> 32:36.599
من شرورم
به اندازه هر خون آشامی که بوده شرورم

32:36.599 --> 32:40.403
من بار ها آدم کشتم و باز هم میکشم

32:40.403 --> 32:43.338
چرا این تورو به اندازه هر خون آشامی شرور میکنه؟

32:43.472 --> 32:44.940
ایا شرارت درجاتی نداره؟

32:44.940 --> 32:46.942
آیا شرارت یه گرداب خطرناک بزرگ هست که

32:46.942 --> 32:48.777
یکی با اولین گناه داخلش میفته؟

32:48.777 --> 32:53.015
یعنی، یجورایی
انقدری که تو میگی منطقی نیست

32:53.148 --> 32:55.150
اما تاریک و تهی هست

32:55.250 --> 32:56.885
و نمیتونم انتهاش رو ببینم

32:56.985 --> 33:00.288
اما اگه شرارت بدون درجات هست
و وجود داره

33:00.288 --> 33:02.625
پس این بیان از شرارت

33:02.758 --> 33:04.827
فقط یه گناه لازم داره

33:04.960 --> 33:06.629
این بحث توئه

33:09.031 --> 33:13.235
شرارت محصول توانایی انسان ها

33:13.336 --> 33:15.971
در تبدیل چیزی واقعی به انتزاعی است

33:16.071 --> 33:18.807
- "ژان پال"
- "ارماند"

33:18.907 --> 33:21.410
- این دوستم "لویی" هست
- سلام

33:21.510 --> 33:25.614
حالا میشه شما لطف کنید خفه شید

33:25.714 --> 33:28.317
تا من موزیک گوش کنم، هم؟

33:30.085 --> 33:32.688
بحث تو فرض میکنه که خدا وجود داره

33:32.688 --> 33:34.657
من نمیدونم که خدا وجود داره

33:34.657 --> 33:37.025
از چیزی که توی جنگ دیدم
وجود نداره

33:37.125 --> 33:40.128
پس به طور حتم، درجات و تنوعاتی برای خوبی هست؟

33:40.295 --> 33:42.831
خوبی بچه که بیگناهه

33:42.931 --> 33:44.833
خوبی راهبه که زندگی ای از

33:44.933 --> 33:47.470
خودگذشتگی و خدمت داره

33:47.570 --> 33:50.939
خوبی قدیسان
خوبی دایه ها

33:51.106 --> 33:53.376
و این شرارت چطوری بدست میاد؟

33:53.376 --> 33:55.511
چطوری کسی از رحمت ساقط میشه؟

33:55.678 --> 33:59.948
♪  جنده کوچولو♪

34:00.048 --> 34:04.687
♪ تو میخوایش چون فقط حس افسردگی داری ♪

34:06.655 --> 34:08.757
♪ بیا سراغ من ♪

34:10.158 --> 34:15.564
♪ اون هیچوقت انگشتانش رو بین موهات ♪

34:15.731 --> 34:19.602
♪ طوری که من تاب میدم، تاب نمیده ♪
این خوبه، همم

34:19.602 --> 34:21.870
♪ شما همدیگه رو برانداز میکنید ♪

34:21.970 --> 34:23.305
"لویی؟"

34:23.406 --> 34:26.141
♪ ...عاشق های ناتوان ♪

34:26.241 --> 34:29.144
من... نمیدونم

34:29.244 --> 34:30.813
شاید تو درست میگی

34:31.947 --> 34:33.215
دوباره اومد

34:33.882 --> 34:36.284
♪ بیا سراغم ♪

34:36.419 --> 34:37.720
متاسفم

34:37.853 --> 34:40.122
و ما چنین مکالمه خوبی داشتیم

34:40.122 --> 34:44.226
من برای 30سال با "بروس" بودم

34:44.359 --> 34:45.561
"بروس"؟

34:46.795 --> 34:49.498
تا کِی میخواهیم بازی کنیم "لویی"؟

34:54.102 --> 34:56.304
- "لستات"...
- قبل از اینکه بگی

34:56.304 --> 34:58.507
بذار یه چیزی بهت بگم

34:58.507 --> 35:01.043
در مورد "ارماند" قرن 18.

35:01.610 --> 35:03.679
- "لستات"
- اوه عزیز

35:04.279 --> 35:06.882
- بالاخره
- من از نگه داشتنش خسته ام

35:07.616 --> 35:10.853
"لستات" همراه من توی آمریکا بود

35:10.986 --> 35:14.301
- و الان کجاست؟
- مم هنوزم زن یه صحاف؟

35:14.390 --> 35:16.259
- اون میدونه
- میدونی کجاست

35:16.259 --> 35:18.327
میخوام تو بگی

35:19.663 --> 35:22.065
من کشتمش و اون لعنتی حقش بود

35:22.165 --> 35:24.734
- خب این قابل بحثه
- من ماه هاست که میدونم

35:25.368 --> 35:27.170
فقط منتظر بودم تو بگی

35:27.170 --> 35:30.273
و این یعنی چی؟
الان باید من رو بکشی؟

35:33.743 --> 35:35.278
چه بلایی سر "کلادیا" میاد؟

35:35.411 --> 35:36.880
- بهت کمک کرد اون رو بکشی؟
- اره!

35:36.980 --> 35:39.082
- نه
- تو یکی از قوانین کبیر رو شکستی

35:39.182 --> 35:41.885
من هیچی از قوانین کبیر نمیدونم
"لستات" هیچوقت چیزی بهم نگفت

35:42.018 --> 35:44.454
- بهت گفتم عاشقتم
- برو!

35:44.554 --> 35:45.889
- آروم باش
- و تو هیچی نگفتی

35:46.022 --> 35:47.957
گمشو جهنم!

35:49.859 --> 35:51.561
"لویی"...

36:21.858 --> 36:25.762
حتی الان، من تنها کسی هستم که اعتماد داری

36:27.931 --> 36:29.132
دوباره من رو بکش

36:29.933 --> 36:32.335
بیا، دوباره من رو بکش!

36:34.303 --> 36:38.675
تنها راهی که بلدی عشق بورزی رو بهم نشون بده

36:47.617 --> 36:50.286
اهه! اه! اهه!

37:04.067 --> 37:06.302
اون تنها بود
حالت هاش بی ثبات بود

37:06.402 --> 37:08.605
سریع حالش عوض میشد

37:08.605 --> 37:10.707
میتونیم یه شب استراحت کنیم

37:11.775 --> 37:13.710
اه احتمالا درست میگی

37:13.810 --> 37:16.680
احتمالا بعد اینکه گفتیم
خودش رو آتیش زده ول کنن

37:16.780 --> 37:19.482
نه بهتره اینکارو کنیم
بهتره واقعا محتاط باشیم همونطور که گفتی

37:22.819 --> 37:24.120
"لویی"؟

37:28.025 --> 37:30.261
یه مدت ما سه تامون گروه بودیم

37:32.029 --> 37:35.666
توی جاده باز، در حال گشتن تو آمریکا

37:35.666 --> 37:38.202
تو ایستگاه های کامیون، متل ها آدم میکشتیم

37:38.202 --> 37:41.839
تا وقتی که یه روز خودش رو آتیش زد
ما هم شدیدا شوکه شدیم

37:41.839 --> 37:43.841
با یه فندک اینکارو کرد

37:43.841 --> 37:46.110
به یه کهنه که از تانک سوختش آویزون بود زد

37:46.243 --> 37:48.679
فکر کردیم یه مدت طولانی توی اون جاده باشیم

37:48.679 --> 37:50.247
آخرین حرف هاش..

37:51.716 --> 37:54.084
"دیگه صورتهای غمگین شمارو نمیکِشَم"

37:54.752 --> 37:55.953
خوبه

38:02.660 --> 38:04.929
"لستات" میتونست بگه

38:05.062 --> 38:08.433
"تابوت هاتونو سوار قایق کنید
برید پاریس

38:08.533 --> 38:10.134
یه انجمن قشنگ اونجا هست

38:10.234 --> 38:12.303
میدونم چون خود لعنتیم تاسیسش کردم"

38:14.672 --> 38:17.107
اما اون گفت خون آشام های اون بیرون شریرن

38:17.241 --> 38:19.310
بهتره یچیزی بهت بگم

38:19.410 --> 38:23.147
و بعدش با اون حرومزاده ملاقات کردم
و اره، حق با "لستات" بود

38:26.183 --> 38:28.419
بهتر بود وقتی استخونهام رو شکست

38:30.688 --> 38:32.957
من رو زیر تخته ها چپوند

38:34.859 --> 38:37.762
باهاش جنگیدم، زدمش

38:37.895 --> 38:39.997
چنگش زدم، گازش گرفتم

38:42.266 --> 38:43.834
مشکلی نداشت

38:46.303 --> 38:48.305
وقتی بود که من رو گیر مینداخت

38:50.941 --> 38:52.810
و بهم میگفت عاشقمه

38:56.213 --> 38:58.849
قبل، در حین

38:59.584 --> 39:01.018
و بعد

39:01.952 --> 39:04.522
قبل، در حین

39:05.923 --> 39:07.191
بعد

39:08.092 --> 39:09.860
اون من رو بگا داد

39:13.964 --> 39:16.801
یه روز گفت، "دیگه صورت غمگینت رو نمیکِشَم"

39:17.902 --> 39:19.870
روی یه موتور گذاشت رفت

39:19.970 --> 39:23.541
فکر کردم برم خونه
"لویی" رو پیدا کنم، برم اروپا

39:26.477 --> 39:29.013
آخر این هفته میذارن من به انجمن ملحق شم

39:32.817 --> 39:34.652
خوب میشد اگه میومدی

39:36.320 --> 39:38.022
هرجور شده میام

39:48.098 --> 39:50.234
ببخشید مزاحم شدم

39:51.201 --> 39:54.739
وکیل خریدار آماده کنفرانس تلفنی هست

39:55.506 --> 39:57.041
اه وکیل؟

39:57.174 --> 39:59.243
در مورد سه گانه بیکن

40:00.678 --> 40:03.714
- اشکالی نداره "دنیل"؟
- میرم دستشویی

40:08.285 --> 40:12.590
یه لیوان آب سرد ریختی روم "رشید"
واقعا غرق شده بودم

40:15.460 --> 40:17.562
- اقای "فیلیپس"، بله؟
سلام -

40:17.695 --> 40:19.430
ایشون مالک هستن اقای " دو لاک"

40:19.530 --> 40:21.065
اقای "فیلیپس"

40:25.503 --> 40:28.005
سه بررسی صورت
در پایه مصلوب

40:28.005 --> 40:30.207
شاهد زجر مسیح هستن

40:30.307 --> 40:33.377
اقای "بیکن" همچنین به اینها به عنوان
سه خشم

40:33.377 --> 40:35.379
تنبیه کار خطاکاری انسان اشاره میکنه

40:35.480 --> 40:37.181
و مدرک اصالت؟

40:37.314 --> 40:39.884
خریدار در مورد اعتبار میپرسن؟

40:39.984 --> 40:42.052
خریدار این رو برای شوهرش میخواد

40:42.152 --> 40:44.489
احتمالا گوگل کرده که بهتره چه سوالاتی بپرسه

40:44.489 --> 40:47.758
پشت صفحه سمت راست نوشته شده پیترزفیلد

40:47.892 --> 40:49.827
که نزدیک کلبه ای هست که "بیکن" در اون

40:49.827 --> 40:51.996
حین سالیان خلق نقاشی کار کرده

40:51.996 --> 40:54.865
یک اشعه ایکس روی خشم اون صفحه

40:54.865 --> 40:58.135
صورت مردی رو، احتمالا "اریک هال" صاحب کلبه، نمایان میکنه

40:59.259 --> 41:01.159
[برای کمک اینجام]
این فقط سه صاحب داشته
تحقیق ابتدایی هست اما در مورد شما

41:01.539 --> 41:03.440
ما باید بریم
ممنون

41:03.541 --> 41:05.309
به موکلانم اطلاع میدم

41:05.409 --> 41:08.646
- چوب بر!
- تو کی هستی؟

41:08.746 --> 41:13.651
من همونی هستم که فکر میکنی چوب بر

41:13.751 --> 41:17.421
- بذار برو
- ساعت قلبت

41:17.522 --> 41:21.325
چرخ دنده ها از کار افتادن

41:25.395 --> 41:28.298
خون آشام ها واقعی ان
همه مون رو میکشن

41:29.600 --> 41:32.069
خون آشام ها، واقعی هستن!

41:32.069 --> 41:33.904
- اونها همه مون رو میکشن!
- این چیه؟

41:33.904 --> 41:35.973
اون اجرا رو مختل کرده!

41:36.073 --> 41:38.543
نه نه نه نه
بذار حرف بزنه "سم"

41:38.543 --> 41:41.245
ببین کی با حضورش منت روی سرمون گذاشته

41:41.245 --> 41:42.847
چه افتخاری

41:42.847 --> 41:44.649
اون برای حمایت از دختر اینجاست

41:44.749 --> 41:48.085
اجرا رو تموم کن -
- بعدش شما رو میکشن

41:48.085 --> 41:50.688
چرا بهمون نمیگی کی هستی؟

41:50.788 --> 41:54.324
روزنامه ل موند امروز رو خوندی؟ -
- نخوندم

41:54.424 --> 41:57.394
یک جسد مثله شده سه شب پیش
توی پارک پیدا شده

41:57.394 --> 42:00.665
جمجمه خرد شده
زخم های عمیق روی گردن

42:00.765 --> 42:02.533
سینه و کتف

42:02.633 --> 42:06.070
تو بودی؟ -
- البته که نه

42:06.070 --> 42:08.773
چون همه تا قبل از خاموشی در تابوت بودن

42:08.773 --> 42:12.577
فرض کنیم تورو رها کنیم

42:12.677 --> 42:14.879
و من این دختر رو

42:14.979 --> 42:18.048
در اون پارک بخصوص نمیبینم
تو میبینی؟

42:18.148 --> 42:19.950
واضح حرف بزن

42:19.950 --> 42:22.052
تو زمان لازم برای استخدام رو داشتی

42:22.152 --> 42:24.154
اتفاق نمیفته

42:24.254 --> 42:27.892
اون نابودی ما خواهد شد
کاری که باید بشه رو انجام بده

42:27.992 --> 42:29.760
داری تقاضا میکنی؟

42:30.460 --> 42:32.563
انجمن مایل هست بدونه که

42:32.663 --> 42:34.665
قصد داری باهاش چیکار کنی

42:34.765 --> 42:37.367
به جز اینکه بهش بلیت صندلی
ردیف پنجم راهروی مرکزی رو بدی؟

42:37.935 --> 42:40.170
و تو از طرف انجمن حرف میزنی؟

42:55.653 --> 42:57.554
بعد از مراسم

42:57.655 --> 42:59.857
بعد از اینکه اون دختر خودش رو به ما متعهد کرد

43:00.457 --> 43:03.293
بعد کاری که باید رو انجام میدم. قبوله؟

43:03.293 --> 43:07.531
برای خیلی کمتر خالق من نابود شد -
- قبوله؟

43:07.698 --> 43:10.334
قبوله استاد

43:10.334 --> 43:12.069
با احترام.

43:13.503 --> 43:14.905
بدون درد

43:15.673 --> 43:17.875
بدون درد

43:18.876 --> 43:20.745
بدون درد

43:25.717 --> 43:28.354
"پیوس"! "پیوس"! "پیوس"!

43:28.354 --> 43:31.790
"پیوس"! "پیوس"! "پیوس"! "پیوس"! "پیوس"!

43:39.097 --> 43:41.800
اولین شبت از پسِ چراغ های صحنه

43:42.768 --> 43:45.304
- چه حسی داشت؟
- مثل خونه

43:47.005 --> 43:49.741
بیا، یه چیزی برات دارم

43:50.909 --> 43:52.144
بشین

44:02.388 --> 44:04.089
چیه استاد؟

44:04.190 --> 44:06.158
یک سیرک ککی
[معنی اسم پیوس کک هم میشه]

44:09.528 --> 44:13.098
باشد که شروع متواضعانه ات رو یادآور بشه

44:13.899 --> 44:15.634
ما رو قبول میکنی؟

44:19.705 --> 44:21.507
بله استاد

44:22.974 --> 44:24.075
بیا

44:30.316 --> 44:31.750
پنج قانون

44:31.750 --> 44:35.020
بگذار جوانترین برای جوانترین بخواند

44:39.658 --> 44:42.361
مراسم فقط برای اعضاست

44:43.295 --> 44:45.030
بریم قدم بزنیم؟

44:50.502 --> 44:52.204
پنج قانون

44:53.572 --> 44:54.973
قانون اول

44:55.641 --> 44:58.544
هر انجمن باید رهبر داشته باشد

44:58.644 --> 45:00.412
و فقط او میتواند

45:00.579 --> 45:03.349
دستور کار نیروی تاریک بر فانی دهد

45:05.917 --> 45:07.819
اطاعت میکنی؟

45:08.520 --> 45:09.855
میکنم

45:09.955 --> 45:11.156
قانون دوم

45:12.458 --> 45:16.362
هدایای تاریک نباید هرگز به چلاق

45:16.462 --> 45:18.364
معلول یا بچهها داده شود

45:18.464 --> 45:21.467
- من میخوام پاریس رو ترک کنم
- کجا میری؟

45:21.467 --> 45:24.002
به لندن فکر میکردم

45:24.002 --> 45:26.037
اگه زیادی بزرگه شاید دابلین

45:26.972 --> 45:28.907
تو یه جنازه رو تو پارک رها کردی

45:29.808 --> 45:31.343
دلایل بیشتری که باید برم

45:31.443 --> 45:34.045
هیچ خون آشامی نباید به

45:34.179 --> 45:36.014
نوشتن تاریخ خون آشام ها مشغول شود

45:36.147 --> 45:40.686
تو مارو افشا کردی. باید اجازه بدم چنین افشایی
دامن انجمن لندن رو هم بگیره؟

45:43.989 --> 45:47.426
هیچ خون آشامی نباید ذات واقعی خودش را

45:47.526 --> 45:50.028
به یک فانی فاش کند و بگذارد آن فانی زنده بماند

45:50.128 --> 45:53.098
تو خودت رو به شرکت حقوقی روجت و ابت نمایان کردی

45:53.098 --> 45:55.233
اونها با خون آشام ها کار میکنن

45:55.334 --> 45:59.938
هیچ خون آشامی نباید هرگز خون آشامی دیگر را نابود کند

46:00.872 --> 46:03.208
به جز ارباب انجمن

46:03.309 --> 46:08.213
که قدرت زندگی و مرگ زیردستانش را دارد

46:08.880 --> 46:11.182
"بهت آسیب نمیزنم"

46:11.182 --> 46:13.051
اینها اولین کلماتت به من بود

46:13.151 --> 46:15.220
"خالق من یه خون آشام به اسم "بروس" بود

46:15.220 --> 46:18.890
"لستات د لیونکو" کیه؟"
اولین کلمات تو به انجمن

46:21.226 --> 46:26.031
و این وظیفه اوست تا نابودی کسانی را که

46:26.031 --> 46:29.501
این پنج قانون را میشکنند، دنبال کند

46:29.601 --> 46:31.069
کجا داریم میریم؟

46:31.069 --> 46:32.771
ما میریم که گم بشیم

46:32.871 --> 46:34.773
و آخر سر از کنار رودخانه دربیاریم

46:35.741 --> 46:37.476
مثل همه قدم زدن هامون

46:37.609 --> 46:40.946
از این قانون پنجم و اخر اطاعت میکنی؟

46:41.847 --> 46:43.315
میکنم

46:44.182 --> 46:45.617
دیگر کک نیستی

46:50.356 --> 46:52.591
سرم رو بزن اگه میخوای اینکار رو بکنی

46:53.459 --> 46:54.893
من دیدم آتش چیکار میکنه

46:54.893 --> 46:56.828
نمیخوام اونطوری بمیرم

46:56.928 --> 46:58.797
درخواست دیگه ای داری؟

46:59.264 --> 47:00.866
مراقب "کلادیا" باش

47:00.966 --> 47:02.801
نیازی به مراقب نداره

47:02.934 --> 47:04.836
خیلی اینجا نخواهد بود

47:06.972 --> 47:08.173
چی؟

47:08.907 --> 47:10.976
تو اون رو 14سالگیش ساختی

47:11.610 --> 47:13.779
در آشفته ترین وضعیت احساسی

47:15.080 --> 47:18.216
ذهنش، به اندازه که الان درنده است، تحمل نخواهد کرد

47:18.316 --> 47:20.185
به وقتش از هم فرو میریزه

47:21.420 --> 47:23.188
تو اون رو نمیشناسی

47:25.290 --> 47:27.125
مجبور نیستم بشناسم

47:29.260 --> 47:31.296
قبلا همه اش رو دیدم

47:33.432 --> 47:35.667
من خیلی چیزهارو دیدم "لویی"

47:37.969 --> 47:40.038
غافلگیری!

47:41.673 --> 47:43.875
تو که فکر نمیکردی ما

47:43.975 --> 47:45.811
تو رو توی اتاق خیس رها کنیم
میکردی؟

47:45.811 --> 47:47.546
تو یه ستاره ای "کلادیا"

47:47.679 --> 47:50.048
یه اجرای جدید برای تو و خانم ها

47:51.116 --> 47:53.485
'بچه من عاشق پنجره هاست'

47:53.485 --> 47:55.053
من نقش مدیر رو بازی میکنم

47:55.153 --> 47:57.022
و من نقش مادرت رو بازی میکنم

47:57.956 --> 48:00.058
و من نقش دختر کوچولو رو بازی میکنم

48:00.158 --> 48:02.994
تو برای 50سال آینده پرنده کوچولوی اونها میشی

48:08.667 --> 48:10.669
چی صداش کرد؟

48:12.971 --> 48:15.541
'باغ وحشی'

48:18.009 --> 48:20.178
چرا "لویی"

48:20.812 --> 48:25.383
اونهایی که بیشترین قدرت رو دارن اغلب ضعیف ترین هستند؟

48:27.218 --> 48:29.354
ازش دست نکش

48:30.121 --> 48:34.025
بهش بگو زیباست
هر صبح بهش بگو

49:05.557 --> 49:07.292
تو باهام تا خونه اومدی

49:09.094 --> 49:10.428
اومدم؟

49:11.229 --> 49:13.398
اون ساختمون منه اونجا

49:16.535 --> 49:18.303
اون تورو شکست "لویی"؟

49:19.571 --> 49:21.306
تو شکسته ای؟

49:23.675 --> 49:24.810
نه

49:25.744 --> 49:27.479
اما بارش رو به دوش میکشم

49:29.380 --> 49:31.149
و نمیدونم که...

49:32.050 --> 49:33.485
که بتونم...

49:34.586 --> 49:36.655
درد رو...

49:39.525 --> 49:40.959
خواهی تونست

49:43.061 --> 49:44.496
من تونستم

49:47.533 --> 49:48.967
تو و اون؟

49:50.435 --> 49:52.303
حدود یه قرن پیش

49:53.639 --> 49:54.940
دیروز

49:57.408 --> 49:59.444
برای یه خون آشام زمان چیه؟

50:49.360 --> 50:51.229
میخوای بیای بالا؟

50:55.533 --> 50:57.669
داری دعوتم میکنی داخل؟

51:00.171 --> 51:03.074
بستگی داره. میخوای من رو بکشی؟

51:13.122 --> 51:23.622
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
