WEBVTT

00:09.311 --> 00:21.411
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

00:23.325 --> 00:28.325
قسمت نهم
«‫می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟ »

00:29.424 --> 00:34.424
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:34.431 --> 00:39.431
‫ترجمه‌ای از مــحــمــد آلــفــا

00:44.419 --> 00:47.944
‫پاریس... به زبون آوردنش سخته.

00:48.640 --> 00:50.686
‫الان معنی پاریس خیلی با چیزی

00:50.860 --> 00:52.644
‫که فکر می‌کردم، فرق داشت.

00:52.818 --> 00:54.907
‫- اجازه هست امتحان کنم؟
‫- البته. خواهش می‌کنم.

00:55.081 --> 00:57.867
‫پاریس لحظه بیدار شدن لوئیه.

00:58.041 --> 00:59.738
‫پاریس یه عطشه.

00:59.912 --> 01:02.437
‫اون روزها، پاریس خیلی چیزها بود.

01:02.611 --> 01:06.136
‫حتی الان هم که بهش فکر می‌کنم،
‫بعضی از اتفاق‌های خاص رو کنار بذاریم،

01:06.310 --> 01:09.618
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:10.532 --> 01:13.926
‫- اسم به تنهایی... پاریس.
‫- پاریس چرت و پرته.

01:14.100 --> 01:16.146
‫اما توی پاریس بود
‫که تو از آلیس درخواست ازدواج کردی.

01:16.320 --> 01:18.975
‫و توی جزیره استتن هم طلاقم داد.
‫واقعاً پاریس مزخرفه.

01:19.149 --> 01:20.949
‫پاریس دنیایی مخصوص خودشه...

01:21.064 --> 01:23.458
‫ماکارون هم مزخرف
‫و کافه فرهنگ هم حوصله‌سربره.

01:23.632 --> 01:26.461
‫اون زمان، هنوز جای زخم نازی‌ها،
‫در پاریس دیده میشد.

01:27.418 --> 01:30.595
‫به سرعت من و کلادیا،
‫اون هم داشت درمان میشد.

01:30.769 --> 01:34.251
‫برای رسیدن به چیزی توی این شهر،
‫باید دو برابر جیب‌ها رو خالی کنی.

01:34.425 --> 01:36.265
‫«اعتماد موقعی ارزشمنده

01:36.296 --> 01:38.734
‫که زمان زیادی برای پیدا کردنش صرف بشه.»

01:39.517 --> 01:42.825
‫- چی؟
‫- اعتمادی با ارزش‌ است

01:42.999 --> 01:45.480
‫که سال‌ها برای رسیدن به آن،
‫زمان گذاشته شود.

01:45.654 --> 01:47.438
‫معنی حرفی که زدی اینه:
‫«ارزش حقیقت چند برابر میشه،

01:47.612 --> 01:49.135
‫اگه چندین سال برای پیداکردنش، زمان بذاری.»

01:49.309 --> 01:50.833
‫یکم زبون مادریم خاک گرفته.

01:51.007 --> 01:54.097
‫کلی هم خاک گرفته.
‫و من هم دنبال فرنس و الماسم.

01:54.271 --> 01:57.317
‫- حقیقت پول اجاره خونه رو نمیده.
‫- بدون نمک، بدون کره.

01:57.492 --> 01:59.842
‫بدون نوزاد، خبری هم از شیر تازه نیست.

02:00.016 --> 02:04.107
‫و اینجا رو بخون:
‫«به خاطر رکورد جدید شکستگی استخوان

02:04.281 --> 02:07.632
‫که به سبب کلسیم‌زدایی و سوءتغذیه بوده،

02:07.806 --> 02:10.026
‫پاریس گوشت اضافه کم آورده.»
‫می‌خوای فرنس تو جیبت باشه؟

02:10.200 --> 02:11.854
‫این آدم‌ها پولی ندارن.

02:12.028 --> 02:14.291
‫شاید شهر اشتباهی رو انتخاب کردیم.

02:14.465 --> 02:19.165
‫امشب یه زن دیدم
‫که با لباس پنج ساله،

02:19.339 --> 02:21.298
‫داشت رژ جدیدش رو به لبش میزد.

02:21.472 --> 02:23.430
‫و خب این یعنی چی؟

02:23.605 --> 02:27.783
‫یعنی پاریس داره بر می‌گرده.
‫یکم بهش زمان بده، همین.

02:28.740 --> 02:30.916
‫چی باعث شد فکر کنی که پاریس یه زنه.

02:31.656 --> 02:34.659
‫- وای، می‌دونم گشنته.
‫- بهم بگو یه زن چیه؟

02:34.833 --> 02:36.705
‫بهت میگم که یه زن چیه.

02:40.578 --> 02:43.886
‫کجا می‌خوا شکار کنی؟
‫بورس تاریک به نظر میرسه.

02:45.104 --> 02:48.368
‫همیشه مسیر خاموشی رو پیش می‌گرفتی.
‫با خاموشی خیلی راحته.

02:48.543 --> 02:53.548
‫هوم. پس یه وعده غذایی می‌خوای
‫که سخت به دست بیاد، فرنس و الماس می‌خوای،

02:53.722 --> 02:56.899
‫و لابد بعدش هم می‌خوای بهشت باز بشه
‫و از آسمون برات شال با خز راسو بباره، مگه نه؟

02:57.073 --> 02:58.291
‫این هم شروع خوبیه.

02:58.465 --> 02:59.989
‫اختصاصیه و میشه خون‌آشام‌های مسافر

03:00.163 --> 03:02.295
‫که می‌خوان توسط یه محفل شناخته بشن،

03:02.469 --> 03:04.471
‫- اینجا تمرین کنن.
‫- فهمیدم.

03:04.646 --> 03:05.951
‫اون یادداشت رو نگرفتیم.

03:07.736 --> 03:09.825
پاریس د گال بی‌هوشم کرده بود.

03:09.999 --> 03:13.611
‫اه! امسال این دروغ مصلحتی 77 ساله میشه.

03:13.785 --> 03:15.825
تا مجبورش نکردی پس بگیرتش،
‫حق نداری دوبی رو ترک کنی.

03:15.961 --> 03:17.659
‫آها.

03:17.833 --> 03:20.313
‫اگه دیدین من و کلادیا
‫هی پشت رو نگاه می‌کنیم،

03:20.487 --> 03:23.099
‫به خاطر اینه که تعجب کردیم
‫که پوستمون مثل آمریکا،

03:23.273 --> 03:24.970
‫توجهی به خودش جلب نمی‌کنه.

03:25.144 --> 03:26.885
‫درسته، چون نژادپرستی

03:27.059 --> 03:28.670
‫در اواسط قرن 20 در فرانسه، رواج نداشت.

03:28.844 --> 03:30.256
‫- اوه، من همچین حرفی نزدم.
‫- همچین چیزی نگفت.

03:30.280 --> 03:31.890
‫فکر کنم دوست خون‌آشام الجزایریتون

03:32.064 --> 03:35.198
‫- با این مخالفن کنه.
‫- ولی من الجزایری نبودم.

03:35.372 --> 03:37.679
‫من یه آمریکایی بودم
‫و اگه حدسی قرار بود زده بشه،

03:37.853 --> 03:41.552
‫گفته میشد که برای ترومپت زدن
‫یا آواز خوندن برای غذا، به اینجا اومدم.

03:41.726 --> 03:44.947
‫اون روزها به این چیزها اهمیتی داده نمیشد.

03:45.121 --> 03:48.428
‫از این که می‌دونستم
‫که کسی نمی‌خواد دارم بزنه،

03:48.603 --> 03:50.822
‫یا مستقیم من رو بفرسته
‫به ته ته پیشخوان کافه، شاکر بودم.

03:50.996 --> 03:52.911
‫کل حرفش این بود آقای مولوی.

03:53.695 --> 03:55.740
‫شما دو تا قراره توی تمام جلسه،

03:55.914 --> 03:57.089
‫جملات همدیگه رو کامل کنین؟

03:57.263 --> 04:00.049
‫به مدت 77 ساله
‫که ما با همیم دنیل.

04:00.745 --> 04:02.878
‫چهل و هفت سال بیشتر
‫از مقدار زمانی که با لستت بود.

04:03.748 --> 04:06.795
‫بهتر نیست که ادامه ندیم
‫و بذاریم حساب و کتاب انجام بشه؟

04:07.578 --> 04:09.275
به قانع کردن ادامه بدین.

04:11.364 --> 04:13.062
خودمون رو توی آپارتمانی ناپیدا

04:13.236 --> 04:15.238
در له نِویم مخفی کردیم،

04:15.412 --> 04:17.544
‫خودمون رو جای آمریکایی‌های پولداری جا زدیم

04:17.719 --> 04:19.938
‫که داریم به خاطر باگت بازار سیاه،
‫کلی خرج می‌کنیم.

04:20.112 --> 04:21.461
‫بهترین پوشش بود.

04:21.636 --> 04:22.985
‫آره، موقعیتی که بی نقص ردیف شده بود،

04:23.159 --> 04:24.943
‫طبقه بالای صاحب‌خونه بود،

04:25.117 --> 04:27.293
‫و طبقه پایین دانش‌آموزها
‫و کارگرهای جنسی بودن.

04:27.467 --> 04:31.123
‫به معنا واقعی توسط یه مشت محرک عشق پول
‫و کنجکاو محاصره شده بودیم.

04:31.297 --> 04:32.864
‫هیچ‌وقت شکارمون رو به خونه نیاوردیم.

04:33.038 --> 04:34.779
‫- از فاضلاب برای این کار استفاده گردیم.
‫- اوهوم.

04:34.953 --> 04:37.042
‫راه‌های آبی که هیچ تخصصی توش نداشتن.

04:37.216 --> 04:39.001
‫کنترل جریان فرآیند، تلمبه‌خانه.

04:39.175 --> 04:40.916
‫دائماً داشتیم به کارهاشون رسیدگی می‌کردیم.

04:41.090 --> 04:44.876
‫و با این حال تو هیچ‌وقت
‫با اون ارتباط برقرار نکردی؟

04:45.050 --> 04:47.749
‫ممنون! پنج ماه اضطراب باعث شد

04:47.923 --> 04:50.665
‫کلی تصمیمات بگیرم
‫و اما حتی یه «صبح به‌خیر»

04:50.839 --> 04:54.233
‫- یا حتی «خود را آماده مرگ کن» هم نشنیدم.
‫- سفارشی و برای تمرین.

04:54.407 --> 04:57.062
‫یک خون‌آشام پاریسی واقعی، هیولایی مغروره.

04:57.236 --> 04:58.673
‫از تئاتر ما توی پیگل،

04:58.847 --> 05:00.370
‫فقط دو کیلومتر فاصله داشتن.

05:00.544 --> 05:02.111
‫صدها شب رو توی این تئاتر،

05:02.285 --> 05:04.330
‫به همراه لستت گذروندم.
‫برای همین دلم اصلاً بیشترش رو نمی‌خواست.

05:04.504 --> 05:06.637
‫یه تئاتری به نام «تیاترا د ومپیره».
‫(تئاتر خون‌آشام‌ها)

05:06.811 --> 05:11.120
‫شرکتی که 150 سال قدمت داره!

05:11.294 --> 05:14.471
‫77 سال گذشته و هنوز هم
‫ناچیز و کم به نظر میرسه.

05:14.645 --> 05:16.386
‫غرور.

05:17.082 --> 05:19.215
‫گزارشات گیج‌کنندن.

05:19.389 --> 05:20.912
‫عاشقانه بودن؟ نه.

05:21.086 --> 05:23.045
‫ارباب کی بود؟
‫به نظر می‌رسید که هیچ‌کدومشون.

05:23.219 --> 05:25.264
‫مرد برای خوشنود کردن اون شکار می‌کرد،

05:25.438 --> 05:27.702
‫و دختر هم برای خوشنود کردن اون،
‫از صحبت‌های فلسفلی رنج می‌برد و تحمل می‌کرد.

05:27.876 --> 05:30.792
‫به نظر میرسه که خون‌آشام‌های آمریکایی هم

05:30.966 --> 05:32.750
‫به اندازه گردشگرها و سربازهاشون،
‫کودن و ساده‌ـن.

05:32.924 --> 05:34.317
بی ادب.

05:34.491 --> 05:37.407
‫برای سرگرمی عکاسی رو انتخاب کردم.

05:37.581 --> 05:41.237
‫خون‌آشام‌هایی که سرگرمی دارن!
‫دیوونه‌کننده‌ـست!

05:41.411 --> 05:43.761
‫وقتی جون پاریسی‌ها رو نمی‌گرفتین،
‫وقت تلف می‌کردین.

05:43.935 --> 05:46.242
‫وای، موقعیت کشتی به خاک رسیده،

05:46.416 --> 05:48.461
‫به سراغ ساب‌میشن میره.

05:48.635 --> 05:52.814
عکس‌ها رو توی دستت می‌گیری و میگی:
«من اون جا بودم. این اتفاق افتاد.»

05:52.988 --> 05:54.908
‫این چه تفاوتی با عکس‌هایی

05:54.990 --> 05:57.296
‫- که توی گوشیم نگه می‌دارم، داره؟
‫- فرقی نداره.

05:57.470 --> 06:00.082
‫دیدگاه انسان نسبت به زمانه.

06:00.256 --> 06:01.692
‫وقتی قدرت این رو داری

06:01.866 --> 06:04.042
‫که یک میلی‌ثانیه رو تبدیل به یه ساعت کنی،

06:04.216 --> 06:06.001
‫بهش میگن «کاهش».

06:06.175 --> 06:08.743
‫هنوز به اون نتیجه نرسیده بودم.

06:08.917 --> 06:11.267
‫از عکس گرفتن خوشم میومد.

06:11.746 --> 06:13.748
‫حواسم رو از مسائل پرت می‌کرد.

06:28.110 --> 06:31.635
‫وقتی داری عکس می‌گیری،
‫دنبال چه چیزی می‌گردی؟

06:31.809 --> 06:33.985
‫نمی‌دونم. شاید یه غافلگیری.

06:34.159 --> 06:37.772
‫یه چیزی که عادی نباشه.
‫مثلاً کلاهی که برای سر کوچکه.

06:37.946 --> 06:40.426
‫یا مثلا لحظه‌ای که طرف متوجه میشه
‫که یادش رفته یه کاری رو انجام بده

06:40.600 --> 06:41.993
‫- و می‌ایسته.
‫- خیلی خب.

06:42.167 --> 06:43.734
‫اون موقع می‌تونی کاملاً روش تمرکز کنی.

06:43.908 --> 06:45.692
‫از خودت بپرسی که چی اون‌ها رو
‫به اینجا کشوند؟

06:45.867 --> 06:48.043
‫چی تو رو به اینجا کشونده؟
‫آیا همه این دور هم جمع شدن‌ها، اتفاقی بوده؟

06:48.217 --> 06:50.828
‫برنامه‌ریزی‌شده‌ـست؟
‫برای مترو که دیر شده. بارون...

06:51.002 --> 06:52.961
‫گاهی اوقات جواب کوتاه می‌خوام.

06:54.527 --> 06:57.487
‫به افکارشون گوش میدی.
‫می‌دونی چی در انتظارته.

06:59.141 --> 07:00.882
‫عکس رو می‌گیری.

07:02.144 --> 07:05.974
‫خب اگه جوابش رو می‌دونستی،
‫پس چرا پرسیدی؟

07:06.148 --> 07:08.498
‫کنار هم جمع شدنمون،
‫اتفاقی بوده یا برنامه‌ریزی شده؟

07:10.195 --> 07:13.329
‫بذار یکم به خودم برسه.
‫بذار فکر کنم عمیق‌تر از این حرف‌هام.

07:13.503 --> 07:15.635
‫این جوری خودت رو به خودت نشون میدی؟

07:15.810 --> 07:18.160
‫فقط سعی دارم که شب‌ها رو بگذرونم خواهر.

07:18.334 --> 07:20.423
‫از میانبر رفتم. مچم رو گرفتی.

07:20.597 --> 07:22.207
‫برد رو قبول کن.

07:23.948 --> 07:25.820
‫لوئی، تو کی هستی؟

07:27.212 --> 07:28.997
‫من برادرتم.

07:29.693 --> 07:31.826
‫بدون من، کی هستی؟

07:35.003 --> 07:38.397
من خون‌آشام کم حرف منطقه نهمم.

07:38.571 --> 07:40.201
‫شب‌ها قدم می‌زنم،

07:40.225 --> 07:42.140
‫ناامیدی و پشیمانی رو در آغوش می‌گیرم

07:42.314 --> 07:44.664
‫و تا حدی که یه خون‌آشام می‌تونه،
‫در خودم پنهانش می‌کنم.

07:44.839 --> 07:46.710
‫

07:52.847 --> 07:54.544
‫اگه منی نبود...

07:55.719 --> 07:56.938
‫و اگه اونی نبود...

07:58.504 --> 08:00.202
‫تو چی می‌بودی؟

08:01.159 --> 08:02.769
‫چی می‌خوای؟

08:02.944 --> 08:06.034
‫چه طور می‌خوای به اون جا برسی؟

08:11.691 --> 08:13.258
‫حرف حساب میزد.

08:13.432 --> 08:15.260
‫- آره.
‫- پاریس واقعاً مزخرفه.

08:15.434 --> 08:17.175
‫البته حرف حسابش این نبود.

08:17.349 --> 08:19.743
‫معلومه که همینه.
‫اون بدبخت بود اما نمی‌خواست

08:19.917 --> 08:22.311
که حس توهمیت رو بهم بزنه.

08:22.485 --> 08:25.270
‫چیزی رو بهم نمی‌گفت
‫که خودم از قبل ندونم.

08:25.444 --> 08:28.578
‫اون داشت بهم اجازه می‌داد
‫که زندگی جدا از اون رو کشف کنم.

08:28.752 --> 08:32.190
‫- لوئی، اون آلیسه نه کلادیا.
‫- ببخشید؟

08:32.364 --> 08:35.802
‫اوه، فهمیدم.
‫جرقه‌ای به خاطراتت دادم.

08:35.977 --> 08:39.023
‫نه، کلادیاست.
‫دفتر خاطرات اونه.

08:39.763 --> 08:42.853
‫- «لوئی به پاریس نیاز داره. من ندا...»
‫- برای سال 1985ـه.

08:43.027 --> 08:44.594
‫تو و آلیس توی بار بودین،

08:44.768 --> 08:46.378
‫با همدیگه صحبت می‌کردین،

08:46.552 --> 08:48.076
‫و اون بهت میگه که حامله‌ـست.

08:48.250 --> 08:49.816
دوباره شروع کردی به ماهگیری تو خاطراتم؟

08:49.991 --> 08:52.471
‫و تو میگی: «آره،

08:52.645 --> 08:54.560
‫بیا یکم دیگه امشب راجع بهش صحبت کنیم.»

08:54.734 --> 08:57.868
‫باید یه فصل دیگه بخونم.
‫هفته‌ای یه فصل.

08:58.042 --> 09:01.263
‫قبل از این که صورت حساب بیاد رفتم،
‫هیچ‌وقت هم نشد که رمان رو تموم کنم.

09:01.437 --> 09:06.268
‫فکر کنم کلمه «آره» بود
‫که بیشتر از همه عصبانیش کرد. آره؟

09:06.703 --> 09:08.009
‫آره.

09:08.183 --> 09:10.228
‫«لوئی به پاریس نیاز داره.

09:10.402 --> 09:12.562
‫من نمی‌دونم به چی نیاز دارم.

09:12.665 --> 09:14.841
‫شاید به یه مغز جدید نیاز دارم.

09:15.016 --> 09:16.713
‫چرا نمی‌تونم این رو بهش بگم؟

09:16.887 --> 09:19.672
‫فکر کنم می‌ترسم که لذت نبردنم،

09:19.846 --> 09:21.766
‫خوش‌حالیش رو بگیره
‫و شاید هم دیگه نمی‌خوام

09:21.892 --> 09:24.155
‫که احساساتش وابسته به من باشه.

09:24.329 --> 09:26.331
‫شاید بخوام از لذت نبردنم، لذت ببرم.

09:26.505 --> 09:29.073
یک تغییر ابدی بین جهت‌های مخالف در نمایش.»

09:46.308 --> 09:47.744
‫اوه!

09:59.321 --> 10:00.496
‫خانم؟

10:00.521 --> 10:01.521
من بودم ازش دوری می‌کردم!

10:13.421 --> 10:14.621
مغازه بسته‌ـست، ببخشید!

10:16.882 --> 10:18.082
نگران نباش. طول نمی‌کشه.

10:18.098 --> 10:20.098
مراقب باش. لباس نخیه.

10:20.117 --> 10:21.717
یه قطره آب می‌تونه لکش کنه.

10:21.851 --> 10:23.951
برای یه زن عالیه.

10:24.910 --> 10:26.910
خانم، نمی‌تونم اجازه بدم با لباس بازی کنین.

10:28.810 --> 10:29.910
لباس قبول هم می‌کنین؟

10:31.606 --> 10:34.913
‫آمریکایی هستی؟ فرانسویت داغونه.

10:35.784 --> 10:37.481
‫از من قبولش می‌کنین دیگه. درسته؟

10:37.655 --> 10:39.439
‫تغییرات هم ایجاد می‌کنین؟

10:39.614 --> 10:42.007
‫لطفاً تظاهر نکن کسی هستی
‫که واقعاً نیستی، باشه؟

10:42.181 --> 10:44.444
‫حرفم رو باور کن،
‫دوره زنان به زودی شروع میشه.

10:45.881 --> 10:48.361
‫هیچ‌وقت به تصمیم تظاهر فکر نکردم.

10:48.535 --> 10:50.625
‫زندگی اون قدر مهربون نبود
‫که بهم اجازه همچین کاری رو بده.

10:54.629 --> 10:56.718
‫شاید اگه بود، من یه خیاط تنها

10:56.892 --> 10:59.372
‫توی یه مغازه خالی می‌شدم
‫که داره تنها مشتری احتمالی رو می‌پرونه.

10:59.546 --> 11:01.636
‫به وقتم احترام بذار.

11:03.420 --> 11:04.639
‫نه!

11:07.642 --> 11:11.602
‫این لباس، برای بدن من.
‫و به دستکش هم نیاز دارم.

11:11.776 --> 11:13.517
‫رنگ مد نظرم سفیده.

11:16.607 --> 11:19.566
‫ریل رشید. دقیقاً به موقع
‫برای «داستان آشنایی زیبا» رسیدی.

11:19.741 --> 11:21.786
‫امروز با خودت چه چیز عجیبی آوردی؟

11:21.960 --> 11:25.355
‫آلبوم‌های پاریس، از سال 1946 تا 1949.

11:25.529 --> 11:27.052
‫اوه، وقتی داری با اسناد تاریخی

11:27.226 --> 11:29.315
‫کار می‌کنی، نباید دستکش بذاری ریل رشید.

11:29.489 --> 11:32.057
‫- چابکی رو کم می‌کنه.
‫- همون رشید خالی صدام کنین.

11:32.231 --> 11:34.451
‫باعث میشه موقع بررسی سوژه،

11:34.625 --> 11:36.409
‫احتمال این که یه صفحش رو پاره کنی بیشتر بشه.

11:36.583 --> 11:38.107
‫ممنون رشید.

11:39.238 --> 11:40.370
‫خب؟

11:41.763 --> 11:44.069
‫عکس‌ها سندی از گذر زمانن.

11:44.243 --> 11:46.942
‫- مدارک ظاهری.
‫- اون‌ها دروغ نمیگن،

11:47.116 --> 11:49.553
‫اما هیچ کدوم از اون‌ها هم
‫داستان کاملی برات روایت نمی‌کنن.

11:52.512 --> 11:54.863
‫اون مردهای جوون کین؟ خون‌آشامن؟

11:55.037 --> 11:57.039
‫اون‌ها دوست‌های جوونمون بودن.

11:57.779 --> 11:59.868
‫مرد بودن. انسان بودن.

12:02.958 --> 12:05.612
‫بعضی‌هاشون الان خیلی پیرن
‫و اکثرشون هم مردن.

12:05.787 --> 12:08.311
‫و برای تفریح، خون بعضیاشون رو
‫خوردیم و خشکشون کردیم. خب...

12:09.007 --> 12:10.617
‫بیشتر من کردم.

12:11.183 --> 12:12.794
‫لوئی راه‌ و روش خودش رو داره.

12:18.016 --> 12:20.758
‫از نوع راه رفتنش،
‫میشد تشخیص داد که آمریکاییه.

12:21.454 --> 12:25.545
‫من یه آمریکاییم.
‫دقیقاً راه رفتن آمریکایی چه طوره؟

12:25.720 --> 12:27.436
‫دو تا جنگ تاثیرات خاصی،

12:27.460 --> 12:29.288
‫روی مردان فرانسه گذاشته.

12:29.462 --> 12:33.379
‫هیچ جور دیگه‌ای نمیشد توصیفش کرد
‫به جز... خوش‌بینانه.

12:33.553 --> 12:36.339
‫یه پارکی بود که راجع بهش شنیده بودم.

12:38.036 --> 12:40.256
‫اغلب به این پارک می‌رفتم.

12:42.171 --> 12:44.826
‫اون بهار، من یه موجودی با زره بودم

12:46.610 --> 12:48.830
‫کسی که محکم روی پاهاش ایستاده اما...

12:49.918 --> 12:51.838
‫سابقه بدی سر دنبال کردن عشق اشتباه داشته.

12:51.963 --> 12:53.965
‫خودم توصیفش می‌کنم، ممنون.

12:54.139 --> 12:55.445
‫باشه.

12:57.534 --> 13:00.798
‫اما سابقه بدی
‫سر دنبال کردن عشق اشتباه داشته.

13:00.972 --> 13:03.888
‫خب، چه جایی برای این
‫که خودت رو بیشتر بشناسی،

13:04.062 --> 13:07.587
‫برای این که عشق درست رو پیدا کنی،
‫بهتر از یه پارک عمومیه؟

13:07.762 --> 13:10.068
‫صبرم رو از دست داده بودم.

13:10.242 --> 13:12.070
‫قانع شده بودم که داشتن سر به سرمون میذاشتن

13:12.244 --> 13:14.856
‫و زیاد هم نمی‌تونستم محفل رو
‫معطل نگه دارم.

13:18.294 --> 13:20.513
‫خودم به خوبی پارک رو می‌شناختم،

13:20.687 --> 13:22.602
‫می‌دونستم چه اتفاقاتی میوفته،

13:22.777 --> 13:26.693
‫برای همین وقتی
‫بدون دختر دیدمش، غافلگیر نشدم.

13:29.392 --> 13:31.786
‫با ریش‌سفیدها در میون میذارم
‫و اون رو آگاه می‌کنم

13:31.960 --> 13:35.572
‫که توی پاریس چه بلایی
‫سر خون‌آشام‌های سرکش میاد.

13:39.706 --> 13:44.189
‫مثل یه پسری به نظر می‌رسید
‫که داره ادا مردها رو در میاره.

13:44.363 --> 13:47.802
‫اما نیرو کهنش رو درجا حس کردم.

13:47.976 --> 13:50.761
‫اون... راحت نبود.

13:50.935 --> 13:53.503
‫تلاش می‌کرد که قاتی و هم‌رنگ مردم عادی بشه،

13:53.677 --> 13:56.680
‫فکر می‌کرد می‌تونه توی چشم‌انداز بره
‫و محو بشه، احمقانه بود.

13:57.507 --> 13:58.507
‫یعنی...

13:59.552 --> 14:02.599
‫به طور نگران‌کننده‌ای خوش‌تیپ
‫اما به شدت ساکت بود.

14:04.209 --> 14:05.863
‫فکر می‌کردم قراره من رو بکشه.

14:12.957 --> 14:14.480
‫خب؟

14:15.655 --> 14:18.049
‫- آره؟
‫- کی یخ رو شکوند؟

14:18.963 --> 14:21.574
‫اولین کلمات خون‌آشام کهن

14:21.748 --> 14:23.663
‫به عشق زندگی آیندش چی بود؟

14:24.316 --> 14:25.970
‫نمیگم...

14:26.144 --> 14:27.667
‫- لطفاً.
‫- نه.

14:27.842 --> 14:29.191
‫لطفاً.

14:31.802 --> 14:35.675
‫اون گفت: «بهت صدمه‌ای نمیزنم.»

14:36.807 --> 14:38.504
‫و هیچ‌وقت هم نزدم.

14:44.641 --> 14:45.860
‫بیا.

14:47.557 --> 14:50.342
‫و اون ریزاندام زیبا رو هم با خودت بیار.

14:54.564 --> 14:56.740
‫اصلاً قابلی نداشت.

15:23.833 --> 15:25.400
‫کلادیا!

15:25.574 --> 15:26.575
‫کلادیا!

15:27.227 --> 15:28.272
‫کلادیا!

15:30.970 --> 15:33.277
‫یکی رو پیدا کردم.
‫یا شاید هم اون پیدام کرد.

15:33.451 --> 15:34.887
‫ما رو پیدا کرد!

15:35.061 --> 15:36.541
‫بده من. بذار ببینم.

15:36.715 --> 15:38.238
‫پنج ماه می‌گذشت

15:38.413 --> 15:40.066
‫از به سختی رسیدن اون‌ها،

15:40.240 --> 15:42.852
‫اما آمریکایی‌ها داشتن
‫بالاخره به پیگل میومدن.

15:43.026 --> 15:45.071
‫زیربغل معطر پاریس.

15:45.245 --> 15:47.944
‫ورودی. بلیط. بلیطتون.

15:51.600 --> 15:53.428
‫منسیر د پوینت دولاک.

15:55.473 --> 15:57.170
‫این هم از بهترین صندلی‌هامون.

16:00.739 --> 16:02.872
‫سالن فقط نیمیش پر بود.

16:03.046 --> 16:07.442
‫ترکیبی از فداکاری‌های برده‌گونه
‫و رسیدگی بیش از حد به گردشگرها.

16:07.616 --> 16:09.574
‫به طور سرگرم‌کننده‌ای

16:09.748 --> 16:11.620
‫بین احتماع و افراد تئاتر، چرخیدیم

16:11.794 --> 16:13.578
‫و مخاطب پذیراتری از بین...

16:13.752 --> 16:17.277
‫دوستان کلیساییمون که داشتن
‫بعد از جنگ به پاریس هجوم میاوردن، پیدا کردیم.

16:17.452 --> 16:19.062
‫پنج تا از هر هفت نمایش،

16:19.236 --> 16:20.716
‫به زبان انگلیسی اشرافی و اصیل بود.

16:20.890 --> 16:23.458
‫بعضی‌ها ده‌ها بار به اون جا اومده بودن.

16:23.632 --> 16:26.330
‫و بعضی‌ها هم هیچ اهمیتی
‫به چیزی که بیان میشد نمی‌دادن.

16:26.504 --> 16:28.985
‫برای ما همشون عین هم بودن.

16:29.159 --> 16:30.813
‫گله‌ای گاو برای سبت شبانمون.
‫(سبت به روز آخر و تعطیل هفته که وقت برای عبادت گذاشته میشه، می‌گویند)

16:30.987 --> 16:33.511
‫اما ما برای خون‌آشام‌ها
‫به اون جا رفته بودیم

16:33.685 --> 16:37.080
‫و ما حضور تعدادیشون رو
‫توی هوا اطرافمون حس کردیم.

16:37.559 --> 16:40.692
‫بشینید سر جاهاتون!
‫شروع پخش! موسیقی!

16:44.261 --> 16:46.002
‫جیغ و نور.

16:46.176 --> 16:47.873
‫سنتیاگو!

16:48.047 --> 16:50.310
‫خانم‌ها و آقایان!

16:50.485 --> 16:52.704
‫مادام‌ها و موسیوها!

16:52.878 --> 16:57.013
‫لاشه‌های مذکر و لاشه‌های مونث.

17:12.378 --> 17:13.678
خوش آمدید.

17:13.682 --> 17:16.815
‫به سمت تغییر دلایل.

17:17.990 --> 17:22.865
‫و دفع خواسته‌های چندش.

17:23.996 --> 17:25.302
‫و منظورم از این حرف‌ها اینه...

17:25.868 --> 17:27.696
‫- شبتون به خیر.
‫- شب به خیر!

17:32.352 --> 17:34.398
‫چیزی که قراره مشاهده کنین...

17:35.660 --> 17:37.619
‫برای شما... خشمی مهار نشده‌ـست

17:37.793 --> 17:40.752
‫که سعی در پوشوندن تولد
‫و تولد مجدد چیزی...

17:40.926 --> 17:43.059
‫طناب شله.
‫اون واقعاً خودش  داره پرواز می‌کنه.

17:43.233 --> 17:45.496
‫- می‌دونم!
‫- به جای نمایش ساده انسانی،

17:45.670 --> 17:49.413
‫ما در تیاترا د ومپیره،

17:49.587 --> 17:52.111
‫درون روح انسان رو موشکافی می‌کنیم،

17:52.285 --> 17:56.551
‫تا برترین شکل هنر را
‫با کمترین راه‌های ممکن،

17:56.725 --> 17:59.379
‫به شما تقدیم کنیم!

18:03.427 --> 18:05.777
‫راه تهویه رو بستی؟

18:05.951 --> 18:08.171
‫اوه، به جای درستی اومدین.

18:08.345 --> 18:10.477
‫نسبت به وارثتون هراس دارین؟

18:10.652 --> 18:14.133
‫دوستان، ما کمک می‌کنیم
‫که ذهنیتتون رو تغییر بدیم.

18:14.307 --> 18:15.874
‫عطش خون؟!

18:16.048 --> 18:18.529
‫ترس از دیوانگی؟

18:18.703 --> 18:20.270
‫به خاطر صداقتتون احترام نظامی میذارم.

18:20.444 --> 18:23.055
‫البته بعد این که پوتینم رو
‫از توی کونتون بیرون کشیدم!

18:23.229 --> 18:25.580
‫اما جدی میگم دوستان من،

18:25.754 --> 18:28.931
‫ما با خون‌آشام بودن،
‫و طبیعتاً با برتر بودن از شما فانی‌ها،

18:29.105 --> 18:31.542
‫می‌تونیم به اندازه لازم خن تولید کنیم

18:31.716 --> 18:34.850
‫که حرکت کشتی کوچکتون
‫که اسمش «نجابت انسانی»ـه رو مختل کنیم.

18:35.024 --> 18:38.593
‫درواقع، ما واژگونش می‌کنیم.
‫پس اگه امشب اینجا رو ترک کردین

18:38.767 --> 18:43.467
‫و دنیا رو جور دیگه ندیدن
‫و یا از چیزی که دیدین و حس کردین،

18:43.641 --> 18:45.948
‫خوشتون نیومد،

18:47.471 --> 18:50.343
‫پس ما تیاترا د ومپیره،

18:50.517 --> 18:53.259
‫در انجام شغلمون، اون هم مهم‌ترین بخشش

18:53.433 --> 18:55.740
‫که خندیدن به بدبختی شماست موقعی

18:55.914 --> 18:58.743
‫که برای بیشتر شدنش
‫گریه می‌کنین و جیغ می‌زنین.

18:58.917 --> 19:00.310
‫بیشتر!

19:19.285 --> 19:21.636
‫تمام چیزهایی که قراره ببینید...

19:22.985 --> 19:24.334
‫واقعین.

19:28.077 --> 19:31.123
‫وقتی دارین اینجا رو ترک می‌کنید،
‫این رو به خاطر داشته باشین.

19:31.297 --> 19:32.995
‫شما همتون...

19:33.865 --> 19:35.519
‫مشکوک...

19:36.607 --> 19:38.348
‫زننده...

19:39.654 --> 19:41.177
‫و رقت‌انگیزین!

19:43.092 --> 19:44.310
‫و...

19:45.355 --> 19:47.836
‫به خاطرش دوستون دارم.

19:49.141 --> 19:51.143
‫و بهتون خوش آمد میگم...

19:52.188 --> 19:57.323
‫حتی با این که حالم رو بهم می‌زنین!

20:06.202 --> 20:08.421
‫آفرین! معرکه بود! معرکه!

20:16.952 --> 20:19.868
‫چرا ارباب ما می‌فرسته
‫که شب‌ها از این گیاه تک

20:20.042 --> 20:21.783
‫و با ارزش مراقبت کنیم

20:21.957 --> 20:23.785
‫در صورتی که به بقیه باغ
‫توی روز رسیدگی میشه؟

20:23.959 --> 20:26.657
‫بازیگران در مقابل پرده سینما اجرا کردن،

20:26.831 --> 20:29.007
‫انیمیشن و کمی فیلم رو
‫با هماهنگی تقریبا بی‌نقضی،

20:29.181 --> 20:31.227
‫ترکیب کردن.

20:32.141 --> 20:34.056
‫تاثیرات شگفت‌انگیز بودن.

20:34.230 --> 20:36.362
‫سینما مدرن تاثیر عظیمی

20:36.536 --> 20:38.713
‫روی درک زیبایی‌شناسی من داشته

20:38.887 --> 20:41.541
‫و نور نورافکن من روی چهره بازیگرها،
‫فضای عاشقانه‌ای برای اجرا،

20:41.716 --> 20:43.326
‫ایجاد کرده.

20:47.765 --> 20:50.072
‫نمایش‌ها عجیب بودن.

20:50.246 --> 20:52.814
‫نمایش‌ها بدون محدود زمانی بودن،
‫برای هر زمان به روز میشد

20:52.988 --> 20:54.903
‫و همش هم از مجموعه 150 سالمونه.

20:55.077 --> 20:56.731
‫عجیب بودن!

20:56.905 --> 21:00.038
‫و همیشه با مرگ
‫یا یه جور ظلم یا خشونت برانگیخته،

21:00.212 --> 21:02.171
‫به پایان می‌رسید.

21:02.345 --> 21:05.000
‫زندگی ظالمه.
‫زندگی خشنه.

21:05.174 --> 21:07.437
‫کلادیا کاملاً عاشقشون بود.

21:07.611 --> 21:09.569
‫و اولین دفعه‌ای بود که توی پاریس

21:09.744 --> 21:12.703
‫لبخند یا خنده‌ای ازش دیدم

21:12.877 --> 21:14.270
‫که به خاطر من نبوده.

21:14.879 --> 21:17.403
‫اما چیزی که واقعاً اولین شب گیج‌کننده بود

21:17.577 --> 21:19.754
‫تلاش‌ برای این که همش
‫خنده‌دار به نظر برسه، بود.

21:19.928 --> 21:21.320
‫سیروپ.

21:21.494 --> 21:23.322
‫دندون مصنوعی خون‌آشام،

21:23.496 --> 21:25.672
‫خون مصنوعی، ترفند طناب.

21:25.847 --> 21:27.936
‫همش یه اغواگری بود،

21:28.110 --> 21:31.896
‫تا گله رو توی یه اعتقاد
‫یا بی‌اعتقادی ارادی بکشونه.

21:32.070 --> 21:35.117
‫تنها نمایش دیگه‌ای که مهم بود،
‫نمایش آخر بود.

21:52.212 --> 21:55.738
‫چوب‌بر!

21:56.869 --> 22:00.264
‫- چوب‌بر!
‫- تو کی هستی؟

22:02.135 --> 22:06.052
‫من همون چیزیم
‫که فکر می‌کنی چوب‌بر.

22:06.226 --> 22:07.532
‫گمشو.

22:10.100 --> 22:13.320
‫ساعت توی سینت.

22:13.495 --> 22:16.889
‫دنده‌ها دست از کار کردن برداشتن.

22:17.005 --> 22:18.005
بهم کمک کنین! لطفا!

22:19.936 --> 22:22.242
‫یکی کمک کنه! لطفاً!

22:22.417 --> 22:23.418
‫این دیگه چیه؟

22:23.431 --> 22:24.831
اون‌ها می‌خوان من رو بکشن!
لطفاً بهم کمک کنین!

22:25.289 --> 22:27.291
‫اون مزاحم اجرا شد!

22:29.119 --> 22:31.426
‫نه! نه نه نه نه!

22:31.600 --> 22:33.558
‫بذار صحبت کنه سم.
‫بذار صحبت کنه.

22:33.891 --> 22:35.113
اون‌ها می‌خوان من رو بکشن.

22:35.194 --> 22:38.994
خون‌آشام‌ها می‌خوان هممون رو بکشن!

22:40.391 --> 22:43.263
‫هیس هیس هیس هیس.
‫وایسا وایسا وایسا.

22:44.177 --> 22:46.963
‫این یه اجرا «فقط به زبان انگلیسی»ـه.

22:47.920 --> 22:49.444
‫دوباره شروع کن.

22:50.662 --> 22:52.664
‫اسم...

22:52.838 --> 22:56.973
‫اسمم انیکا رومانه.

22:59.018 --> 23:00.629
‫توی انتورپ زندگی می‌کنم.

23:02.848 --> 23:06.983
‫دیشب از توی اتاق هتلم دزدیده شدم.

23:08.071 --> 23:11.466
‫این آدم‌ها خون‌آشامن!

23:11.640 --> 23:13.729
‫خون‌آشام‌های واقعی!

23:13.903 --> 23:16.166
‫این... این واقعیه!

23:16.340 --> 23:19.735
‫- به همسرم زنگ بزنین!
‫- الان بهش زنگ میزنم عزیزم.

23:41.496 --> 23:43.106
‫فرض کنیم که بذاریم بری.

23:43.280 --> 23:45.630
‫- لطفاً! آره.
‫- آره؟

23:45.804 --> 23:47.023
‫آره.

23:47.197 --> 23:49.634
‫فرض کنیم ریپر قلبی داشت
‫(ریپر همان مرگ یا فرشته‌ی مرگ است)

23:50.505 --> 23:53.203
‫که می‌تونست در مقابل
‫زیبایی بلژیکی تو مقاومت کنه.

23:56.075 --> 23:58.208
‫به هرحال یکی باید جات رو بگیره.

24:00.036 --> 24:01.211
‫همسرت؟

24:03.605 --> 24:04.693
‫اوه؟

24:06.390 --> 24:07.739
‫پسرت؟

24:07.913 --> 24:10.699
‫من... من نمی‌تونم...من
‫نه می‌تونم و نه انجامش میدم.

24:15.312 --> 24:17.880
‫نظرت چیه راجع به...

24:22.319 --> 24:23.407
‫اون.

24:25.278 --> 24:27.890
‫

24:32.577 --> 24:34.623
‫وای مرد عزیز،

24:34.797 --> 24:38.801
‫که گوشتت در تمام جهت‌های
‫اطراف سیبیلت کشیده شده،

24:38.975 --> 24:41.281
‫می‌خوام این رو به خاطر بسپری...

24:42.544 --> 24:45.068
‫دفعه بعدی رو نیمکت کلیسا نشستی،

24:45.242 --> 24:47.636
‫به سمت همسایت بر می‌گردی و میگی:

24:49.551 --> 24:50.813
‫«صلح با تو باشد.»

24:55.774 --> 24:58.168
‫سه تو...

24:59.212 --> 25:00.953
‫آزادت می‌کنن!

25:16.316 --> 25:18.275
‫وقت اون نرسیده انیکا!

25:18.449 --> 25:22.192
‫هیس، هیس.

25:25.195 --> 25:28.503
‫بیخیال دیگه. بیا.

25:34.421 --> 25:36.859
‫باید...

25:39.601 --> 25:40.819
‫انجام بشه.

25:48.566 --> 25:51.221
‫انیکا رومان از انتورپ.

25:52.527 --> 25:53.615
‫مرگ...

25:54.224 --> 25:56.226
‫منتظر همه...

25:56.966 --> 25:58.141
‫در همه‌جاست.

25:58.315 --> 25:59.882
‫چرا اینجا نباشه؟

26:02.145 --> 26:06.671
‫تقدیر تمام موجودات فانی،
‫مرگ بدون هوشیاریه.

26:09.631 --> 26:10.893
‫بالا.

26:11.633 --> 26:12.721
‫بالا.

26:13.678 --> 26:14.766
‫بالا.

26:15.288 --> 26:20.598
‫ما مرگ با هوشیاریم انیکا.

26:21.381 --> 26:23.079
‫و این باعث میشه تو..

26:25.211 --> 26:26.561
‫یه عروس باشی.

26:44.535 --> 26:48.060
‫می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟

26:51.063 --> 26:52.935
‫دیگه دردی در کار نیست.

26:53.718 --> 26:55.285
‫دیگه دردی در کار نیست.

27:36.935 --> 27:38.676
‫- آفرین!
‫- سانتیاگو!

27:46.292 --> 27:47.772
‫آفرین!

28:20.405 --> 28:23.103
‫محفل ما از زمان حکومت شارلمان، اینجاست

28:23.278 --> 28:25.280
‫اما از وقتی دنتون با گیوتین اعدام شد،

28:25.454 --> 28:27.456
‫ما تبدیل به شرکت تئاتر شدیم.

28:27.630 --> 28:31.111
‫اه! دارم از زبون یه شرکت انگلیسی،
‫فرانسی می‌شنوم؟

28:32.983 --> 28:36.203
‫اه... بهتر شد، بهتر شد.
‫اگه می‌خوای روی سن اغوا کنی

28:36.378 --> 28:39.337
‫باید پایین سن رهاش کنی!
‫ممنون.

28:39.511 --> 28:41.687
‫لندن توی یه شب ساخته نشد میتر.

28:41.861 --> 28:43.602
و برای همینه که چند تا تولوژین جی

28:43.776 --> 28:45.387
‫توی نمایش چهار داشتن با دقت گوش می‌دادن.

28:45.561 --> 28:47.626
‫- اون مرد انگلیسی رو گیر آوردی؟
‫- آره، گیر آوردم میتر.

28:47.650 --> 28:49.434
‫وگرنه امشب خیلی متعهدم خانم.

28:49.608 --> 28:51.741
‫- مرسی.
‫- این شامل کل شرکت میشه.

28:51.915 --> 28:54.831
‫امشب همه متعهد به کارشونن!
‫آفرین! آفرین!

28:55.005 --> 28:57.181
‫حتی وقتی که دارن گریم رو پاک می‌کنن،

28:57.355 --> 29:00.358
‫انگار امشب یه شب عادیه.

29:00.532 --> 29:02.926
‫پنج ماه هر شب.

29:06.059 --> 29:08.845
‫پنج ماه لعنتی هرشب،

29:10.325 --> 29:15.025
‫منتظر بودیم که با حضورتون
‫بهمون افتخار بدین.

29:16.287 --> 29:20.335
‫از تو می‌پرسم میتر،
‫ارزش انتظار رو داشت؟

29:29.039 --> 29:30.606
‫هی!

29:30.780 --> 29:33.696
‫وای، استل!

29:33.870 --> 29:36.351
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا!

29:38.004 --> 29:39.004
‫عصر به خیر!

29:46.186 --> 29:48.058
‫لوئی و کلادیا.

29:48.232 --> 29:50.060
‫تیاترا د ومپیره.

29:50.234 --> 29:51.975
‫گمشو!

29:52.149 --> 29:55.587
‫اگلی، مدیریت ورود.
‫رومین، اداره و تزئینات صحنه.

29:55.761 --> 29:58.242
‫- لوچنبام، طراحی لباس.
‫- معرکه بود.

29:58.416 --> 30:01.245
‫عه... ساموئل برکلی، نمایش‌نامه‌نویس مقیم.

30:01.419 --> 30:02.986
‫سم. سم صدام کنین.

30:03.160 --> 30:06.076
‫بسیلیک و پلانچ و مردام، ارکستر.

30:06.250 --> 30:08.426
‫- درام خفنی بود درامر.
‫- ممنون.

30:08.600 --> 30:10.994
‫توئن و کوئنگ فم. نمایش،

30:11.168 --> 30:14.301
‫صحنه‌آرایی و بازیگر جانشین.
‫پدر و پسر هستن.

30:14.476 --> 30:16.260
‫اون‌های یه تور گروهی پر رویداد

30:16.434 --> 30:17.914
‫در قرن قبل، به محفل پیوستن.

30:18.088 --> 30:20.699
‫- وای، پسره انگار...
‫- از پدرش پیرتره. آره.

30:20.873 --> 30:23.354
‫کوئنگ تا موقعی که بتونه روی سن بره،
‫هدیه تاریک رو قبول نکرد.

30:23.528 --> 30:25.008
‫پسرم خیلی سرکشه.

30:27.576 --> 30:29.229
‫- انگلیسی!
‫- پدر یه لاشیه.

30:30.143 --> 30:31.841
‫Landing us our core
‫acting company.

30:32.015 --> 30:35.366
‫گوستاو، سلست، استل و سانتیاگو.

30:35.540 --> 30:37.760
‫فوق‌العاده بودی.

30:37.934 --> 30:40.763
‫فوق‌العاده بودم، مگه نه؟
‫عاشق این لباس شدم.

30:40.937 --> 30:42.678
‫وای. ممنون.

30:42.852 --> 30:45.420
‫همه خون‌آشام‌های آمریکایی مونث
‫به صورتشون مداد شمعی می‌زنن؟

30:45.594 --> 30:47.900
‫کلادیا تنها خون‌آشام آمریکایی مونثه،

30:48.074 --> 30:49.249
‫پس باید بگم آره.

30:49.424 --> 30:52.252
‫و تمام خون‌آشام‌های آمریکایی

30:52.427 --> 30:55.517
‫- مثل تو فریبندن؟
‫- عه...

30:55.691 --> 30:58.258
‫نه. لوئی به خاطر زیباییش اخراج شد.

30:58.433 --> 31:01.305
‫وای، چه بار سنگینی رو دوشته زیبا.

31:01.479 --> 31:04.047
‫خالقت کیه؟

31:04.221 --> 31:05.744
‫- خالقم؟
‫- هوم.

31:05.918 --> 31:07.964
‫اگلی برای هممون نمودار آسمان در میاره.

31:08.138 --> 31:09.661
‫شبی که هدیه رو دریافت کردی،

31:09.835 --> 31:11.663
‫حالت ماه، اسم خالق.

31:11.837 --> 31:13.946
‫- واقعاً نیاز ندارم به...
‫- خالق جفتتون یه شخصه؟

31:13.970 --> 31:15.754
‫همین‌طوره. آره.

31:15.928 --> 31:17.843
‫اسمش بروس بود.

31:18.017 --> 31:19.105
‫بروس؟

31:21.238 --> 31:23.153
‫اسکاتلندیه؟

31:23.327 --> 31:24.763
‫گفت اهل کپنهاگه.

31:24.937 --> 31:26.809
‫ما اون رو توی جاده بیرون از...

31:26.983 --> 31:28.985
‫- شیکاگو دیدیم.
‫- زیاد سفر کردیم.

31:29.159 --> 31:32.423
‫وقتی قربانی‌ها جمع میشن،
‫همین‌ کار رو هم باید بکنی.

31:32.597 --> 31:34.037
‫زیاد دوست نداریم راجع به اون صحبت کنیم.

31:34.207 --> 31:37.341
‫جلوی ما خودش رو توی یه آتش پرت کرد.

31:38.995 --> 31:41.780
‫و دوباره سانتیاگو،

31:41.954 --> 31:45.131
‫مثل این که به رگ نرسیدی
‫و به جاش هوا کشیدی.

31:45.305 --> 31:47.743
‫- هوم!
‫- یه سوال دارم.

31:47.917 --> 31:50.702
‫اون مرد خوشتیپ روی دیوار کیه؟

31:50.876 --> 31:53.879
‫اه! همیشه تو روحمون همراه ماست.

31:54.053 --> 31:57.492
‫یکی از سازنده‌های شرکت
‫و بهترین بازیگری که تا حالا روی سن قدم زده.

31:58.928 --> 32:00.756
‫لستت د لیون‌کورت.

32:03.367 --> 32:06.805
‫باید انتظار این رو می‌داشتم.
‫اما انتظارش رو نداشتم.

32:07.676 --> 32:09.939
‫- زنگ خطر بزرگیه، ها؟
‫- بزرگترین زنگ خطره.

32:10.113 --> 32:12.463
‫- باید بفهمی...
‫- اوه، من که می‌فهمم.

32:12.637 --> 32:14.900
‫توی جامعه‌ای به کوچکی جامعه ما،

32:15.074 --> 32:17.555
‫انتظار میره که مسیرهای نامیراها
‫به همدیگه برخورد کنه،

32:17.729 --> 32:19.470
‫و احتمالاً رایج‌تر از چیزیه
‫که فکرش رو می‌کنی.

32:19.644 --> 32:21.080
‫و خوان به نقاشی نگاه کرد

32:21.254 --> 32:23.866
‫و دید همسر مرده ترسا، روبرتو بوده.

32:24.040 --> 32:26.608
‫اون با بیوه دشمن فرار کرد.

32:26.782 --> 32:29.175
‫یه تله‌نوولاـه!

32:29.349 --> 32:33.528
‫بیخیال بابا!
‫نقاشی لستت روی دیواره!

32:33.702 --> 32:36.052
‫شوخیت گرفته؟ واقعاً؟

32:36.226 --> 32:38.141
‫وای، و این یعنی...

32:38.315 --> 32:40.970
‫این یعنی قبل از اون،
‫تو لستت رو می‌شناختی!

32:41.144 --> 32:44.277
‫- آره، لستت رو می‌شناخت.
‫- یه دقیقه صبر کن.

32:44.451 --> 32:46.802
‫و آره، یه مدت کوتاهی هم با لستت بود.

32:46.976 --> 32:49.369
‫- جفتتون با لستت خوابیدین؟!
‫- صد سالی بینشون فاصله بود.

32:49.544 --> 32:51.624
‫- اون‌ها با همدیگه نمی‌ساختن.
‫- اون مزه ورموت

32:51.763 --> 32:52.851
‫و نابودی می‌داد.

32:53.025 --> 32:54.853
‫شما یه دوست پسر مشترک داشتین!

32:55.027 --> 32:56.376
‫این عالیه!

32:56.551 --> 32:58.117
‫با سانتیاگو هم خوابیدم.

32:58.291 --> 33:01.164
‫و سلست و استل.
‫حتی با توئن و کوئنگ فم هم

33:01.338 --> 33:03.470
‫توی ردیف عقب یه سینما،
‫در حال دیدن «حالا، مسافر»

33:03.645 --> 33:06.082
‫- یه شب نفس‌گیر داشتیم.
‫- واقعاً؟

33:06.256 --> 33:09.520
‫یه تئاتر رپرتواره آقای مولوی.
‫فقط این جوری میشه تحملش کرد.

33:09.694 --> 33:11.827
‫حضور لستت مهمه،

33:12.001 --> 33:14.046
‫فقط نه جوری که تو فکر می‌کنی دنیل.

33:14.220 --> 33:16.614
‫اوه، من دیگه فکری نمی‌کنم.

33:16.788 --> 33:19.312
‫برام تکیلا و یکم پاپکورن بیار،

33:21.924 --> 33:24.361
‫یه شب یونیویژنه!

33:24.427 --> 33:27.427
‫چهره احمقانش رو اون بالا دیدم
‫و باید سریع یه فکری به سرم میزد.

33:27.460 --> 33:29.071
‫نتونستی یه اسم بگی؟

33:29.245 --> 33:30.942
‫بهترین دروغ‌ها کمی چاشنی حقیقت دارن.

33:31.116 --> 33:33.118
‫و اون تنها خون‌آشام دیگه‌ای بود که می‌شناختم.

33:34.119 --> 33:35.686
‫- چیزی نمیشه؟
‫- نمیشه؟

33:35.860 --> 33:37.993
‫آره، چیزی نمیشه. لستت چی؟

33:38.167 --> 33:40.517
‫اون یه نقاشی 100 و اندی ساله توی یه قابه.

33:40.691 --> 33:43.476
‫اون‌ها یه معبد لعنتی دارن!
‫اگه بفهمن کشتیمش چی؟

33:43.650 --> 33:45.696
‫- یکی از ماها باید بهشون می‌گفت.
‫- یا بهش فکر می‌کرد!

33:45.870 --> 33:47.741
‫خب، من همون لحظه‌ای صورتش رو توی قاب دیدم،

33:47.915 --> 33:50.744
‫بهش فکر کردم اما اون‌ها پنج دقیقه بعد،

33:50.918 --> 33:53.225
‫- دعوتمون کردن برگردیم.
‫- که بکشنمون.

33:53.399 --> 33:55.358
‫و بعد از این که به افکارشون هجوم بردم،

33:55.532 --> 33:58.100
‫نه حتی یکی، نه حتی یکیشون به چیزی

33:58.274 --> 34:00.450
‫حز این که می‌خوام این دو تا رو
‫لیس بزنم، فکر نکرد

34:00.624 --> 34:02.843
‫پس باید تا جای ممکن از استل دور بمونیم.

34:03.018 --> 34:04.323
‫اما اون‌ها چیزی نمی‌دونستن

34:04.497 --> 34:06.084
‫و به ندونستن هم ادامه میدن،

34:06.108 --> 34:07.781
‫تو هم اون سر شلت رو بالا می‌گیری

34:07.805 --> 34:09.285
‫چون می‌خوام برگردم پشت لوئی.

34:09.446 --> 34:11.013
‫- دیوونه شدی؟
‫- نمایش چی؟

34:11.200 --> 34:12.810
‫وقتی همشون به اون زن حمله کردن،

34:12.984 --> 34:14.899
‫و جلوی صورت احمقانشون
‫از خون خالیش کردن؟

34:15.073 --> 34:17.597
‫بهم بگو که بهت حس افتخار دست نداد.

34:17.771 --> 34:20.339
‫- بهم حس افتخار نداد.
‫- چرا، داد.

34:20.513 --> 34:22.124
‫پشت هم‌دردی برای اون زن،

34:22.298 --> 34:25.518
‫پشت ترس لو رفتن.
‫افتخار خون‌آشامی هست.

34:25.692 --> 34:28.608
‫اون فرانسوی‌ها عاشق خون‌آشام بودنشونن.

34:28.782 --> 34:30.871
‫و باعث شدن به خاطر این
‫که هیچ‌وقت همچین حسی نداشتیم،

34:31.046 --> 34:32.960
‫خجالت‌زده بشیم... و همین‌طور هم باید باشه!

34:33.135 --> 34:36.094
‫- من بر می‌گردم. بیشتر می‌خوام.
‫- اون جا امن نیست!

34:36.268 --> 34:39.141
‫چهارده تا خون‌آشام بیچاره‌ای
‫که توسط یه خون‌آشامی

34:39.315 --> 34:41.578
‫با رنگ پوستی تیره از تو، کنترل میشن؟

34:41.752 --> 34:46.278
‫اون جا دیگه باید از چی ترسید؟
‫به غیر از عطش خودت؟

34:46.452 --> 34:49.455
‫- اوه، عطشم رو حس کردی؟
‫- ارمند؟

34:49.629 --> 34:52.067
‫وای آره. عطش اون رو هم حس کردم.

34:52.241 --> 34:54.025
‫الان من می‌دونم که عشق بین دو مرد،

34:54.199 --> 34:56.941
‫چه حسی داره.
‫پس بابتش ممنونم.

34:58.682 --> 35:00.466
‫از مردمت عکس بگیر!

35:00.640 --> 35:02.642
‫توی نور قرمز، هر چه قدر
‫که می‌خوای بپرستشون.

35:02.816 --> 35:04.427
‫می‌خوام با هم‌نوع‌های خودم باشم.

35:04.601 --> 35:07.256
‫این رو برام خراب نکن لوئی.
‫بهش نیاز دارم.

35:07.430 --> 35:09.345
‫محفل روح کلادیا رو شاد کرده بود،

35:09.519 --> 35:12.174
‫اما دیدن نقاشی چهره لستت،
‫باعث شد بهم بریزم.

35:12.348 --> 35:14.350
‫من لازم داشتم از مرگش مطمئن بشم،

35:14.524 --> 35:16.482
‫و بعدش یادم اومد دائم از یه موسسه حقوقی

35:16.656 --> 35:18.919
‫در لومره، به «اسم راجت و همکاران»،

35:19.094 --> 35:20.834
‫به حسابش پول واریز میشد.

35:21.008 --> 35:22.227
‫ما دوست‌های نزدیکی بودیم.

35:22.401 --> 35:24.795
‫با همدیگه مشاور املاک داشتیم.

35:24.969 --> 35:27.232
‫یه خانه سازمانی توی خیابون رویال...

35:28.668 --> 35:31.584
‫تو نیو اورلینز داشتیم.
‫شاید سوابقتون بتونه ثابتشون کنه؟

35:36.415 --> 35:39.462
‫من و آقای لیون‌کورت،
‫به خاطر جنگ جدا شدیم.

35:39.636 --> 35:42.291
‫یه سری کارها توی اروپا داشتم.

35:43.161 --> 35:46.208
‫موقع انجامشون گذرنامه آمریکاییم رو گم کردم.

35:46.904 --> 35:48.949
‫من توی پروسه...

35:50.603 --> 35:52.692
‫عه... به خاطر پول نیومدم اینجا.

35:52.866 --> 35:57.480
‫اومدم این جا که بدونم
‫خبری... از اون شنیدین یا نه.

35:58.481 --> 35:59.656
‫اگه...

36:00.961 --> 36:03.181
‫اگه اون زنده باشه، و اگه همین‌طوره...

36:03.355 --> 36:05.027
‫از فوریه 1940،

36:05.201 --> 36:07.185
‫و از وقتی چندین واریزی

36:07.359 --> 36:10.101
‫برای یه جشنی که داشتن،
‫به حسابشون زدیم، عه...

36:10.275 --> 36:12.321
‫دیگه خبری از منسیر د لیون‌کورت نشنیدیم.

36:13.452 --> 36:15.846
‫من می‌دونم کی هستی منسیر

36:17.239 --> 36:19.502
‫و می‌دونم برای مشتری ما،
‫منسیر د لیون‌کورت،

36:19.676 --> 36:22.157
‫چه ارزش بالایی داشتین.

36:23.245 --> 36:24.637
‫گفتی...

36:25.638 --> 36:27.031
‫گفتی «داشتین.»

36:31.818 --> 36:33.516
‫احتمالاً اون مرده.

36:34.778 --> 36:36.736
‫شاید هم «خوابیده». هوم؟

36:37.476 --> 36:39.609
‫در حقیقت من هیچ مدرک واقعی از مرگشون ندارم،

36:39.783 --> 36:42.742
‫و از لحاظ قانونی سال‌هاست
‫که نمی‌تونم مرده اعلامشون کنم،

36:43.569 --> 36:47.269
‫اما الان که می‌بینم شما اومدین پاریس،

36:48.183 --> 36:51.229
‫و این که ایشون از حسابشون
‫هیچ برداشتی نکردن،

36:51.403 --> 36:53.884
‫باعث میشه بین خودمون،
‫مرگشون انقدر تایید بشه

36:54.058 --> 36:56.234
‫که این جعبه رو به شما واگذار کنم،

36:56.408 --> 36:59.063
‫جعبه‌ای که به همین خاطر آماده شده، عه...

37:01.065 --> 37:02.327
‫خب...

37:04.024 --> 37:06.201
‫من یه مشتری دارم
‫که تا 20 دقیقه دیگه می‌رسه.

37:08.333 --> 37:09.987
‫دفتر در اختیارتونه.

37:49.983 --> 37:51.115
‫هوم.

37:56.076 --> 37:58.383
‫اگه داری این رو می‌خونی،

37:59.210 --> 38:01.168
‫اتفاقی وحشتناک افتاده،

38:01.343 --> 38:04.911
‫که به معنا مرگ من نیست،
‫فقط یعنی...

38:07.044 --> 38:11.266
‫ما الان جفتمون توی دو دنیا متفاوت
‫زندگی می‌کنیم.

38:12.615 --> 38:14.834
‫زندگیت رو با گشتن به دنبال انتقام

38:15.008 --> 38:18.403
‫از شخص یا اشخاصی
‫که این کار رو کردن، هدر نده.

38:19.186 --> 38:21.928
‫بهشون رضایت شکار رو نده.

38:24.322 --> 38:27.151
‫بذار خیانت از درون نابودشون کنه.

38:29.022 --> 38:30.415
‫و تو...

38:32.939 --> 38:34.854
‫تو به زندگیت ادامه بده.

38:35.028 --> 38:37.030
‫فقط این رو بدون عزیزم،

38:37.204 --> 38:39.424
‫تو تنها موجودی هستی که بهش اعتماد دارم،

38:41.165 --> 38:44.299
‫و بیشتر و فراتر از خودم، دوستش دارم.

38:48.607 --> 38:50.783
‫تمام عشق من متعلق به توـه.

38:51.393 --> 38:53.133
‫تو نگهدارشی.

38:58.704 --> 39:01.446
‫از الان یه پرده‌ای پنهان،
‫پیوندمون رو تا ابد جدا می‌کنه.

39:03.970 --> 39:06.016
‫اما پرده‌ای نازکه...

39:08.366 --> 39:10.803
‫و من همیشه اون سمتم،

39:13.284 --> 39:16.461
‫و با انتظار بهت نگاه می‌کنم.

39:21.248 --> 39:23.860
از طرف ‫لستت د لیون‌کورت.

39:25.987 --> 39:28.772
‫لستت، لستت، لستت.

39:28.917 --> 39:30.919
‫عشق زندگیم، شاید هم برای شما

39:31.093 --> 39:32.703
‫بیشتر «عشق دوم زندگیم» باشه؟

39:32.877 --> 39:36.011
‫خاطره‌ای که لوئی باهات به اشتراک گذاشت،
‫خاطره‌ای دردناک بود.

39:36.185 --> 39:38.144
‫چه قدر راحت... قادری

39:38.318 --> 39:40.537
‫که با دردش شوخی کنی.
‫چه روانپا.

39:40.711 --> 39:43.149
‫شوخی بود. شوخی بود.
‫تو آمادش کن.

39:43.323 --> 39:45.020
‫آلیس ترم سومه.

39:45.194 --> 39:46.891
توی نبش رو پلتین و سروندونی

39:47.066 --> 39:49.720
- روی آدمس پا میذاره.
- اون ترفند قدیمی.

39:49.894 --> 39:52.201
‫مجبورت می‌کنه برای کندش،
‫از کارت اعتباریت استفاده کنی.

39:52.375 --> 39:54.701
‫این کارت اعتباریم نیست.
‫من اعتباری ندارم. کارت کتاب‌خونه‌ـست.

39:54.725 --> 39:57.206
‫اون لباس بنفش کوتاهی
‫که دوست داشتی، تنش بود.

39:57.380 --> 39:59.904
‫از جوری که باهاش قدم میزد، خوشم اومد.
‫خیلی با اعتماد به نفس بود.

40:00.079 --> 40:02.559
‫وقتی توی پاریس دست‌هاش رو می‌گرفتی،
‫بیشتر احساس آزادی می‌کردی. واقعاً چرا؟

40:02.733 --> 40:05.910
‫به در گاراژ ضربه بزن لوئی.
‫هر کاری می‌خوای بکن، لذت ببر!

40:06.085 --> 40:09.566
‫کلی زحمت کشیدی که دقیقاً
‫میز رو ببری اون کنج

40:09.740 --> 40:11.002
‫که بتونی رینگ رو بر پا کنی.

40:11.177 --> 40:12.656
‫رینگ! آره، این خوبه.

40:12.830 --> 40:14.286
‫درست در لحظه درست برای غافلگیر کردنش...

40:14.310 --> 40:16.660
‫- همین کار رو هم کردم.
‫- و وقتی بالاخره ازش خواستی

40:16.834 --> 40:19.359
‫که باهات ازدواج کنه، چه جوابی داد؟

40:24.277 --> 40:27.193
‫موقع مدرسه راهنمایی
‫مجله‌های پلی‌بوی پدرت رو می‌دزدیدی.

40:27.367 --> 40:29.543
‫- و موقع زنگ تفریح می‌فروختیشون.
‫- دنی.

40:29.717 --> 40:32.372
‫برای بار سوم می‌پرسم.

40:32.546 --> 40:37.855
‫وقتی از آلیس خواستی که باهات
‫ازدواج کنه، چی بهت گفت؟

40:38.029 --> 40:39.901
‫لوئی، احتمالاً ما نباید...

40:40.075 --> 40:41.555
‫گفت نه.

40:50.564 --> 40:53.958
‫می‌خواست که جواب مثبت بده،
‫اما بهت اعتماد نداشت.

40:54.133 --> 40:56.178
‫تو هم بهش دلیلی برای اعتماد نداده بودی.

40:56.352 --> 40:59.399
‫دوست داری بدونی
‫که الان راجع بهت چه فکری می‌کنه؟

40:59.573 --> 41:02.750
‫البته اگه الان بهت فکر کنه.
‫می‌تونیم این کار رو هم کنیم.

41:03.446 --> 41:05.883
‫یا این که می‌تونیم برگردیم سر مصاحبه.

41:06.057 --> 41:09.844
‫البته اگه حاضری سوالاتت رو بپرسی
‫و بعد به پاسخ گوش بدی،

41:11.062 --> 41:12.847
‫و کارت رو انجام بدی.

41:13.717 --> 41:15.023
‫باشه.

41:16.503 --> 41:17.765
‫خوبه.

41:18.809 --> 41:20.159
‫خب...

41:21.247 --> 41:22.987
‫سوالت.

41:23.162 --> 41:24.163
‫عه...

41:28.036 --> 41:31.170
‫بعدش چی شد؟

41:31.344 --> 41:33.259
‫برای شکار دعوتمون کردن.

41:33.433 --> 41:36.436
‫کلادیا به مدت یه ماه بود
‫که به اجراها می‌رفت

41:36.610 --> 41:39.743
‫و محفل حس کرده بود
‫که اون خلوص نیتش رو ثابت کرده.

41:39.917 --> 41:41.658
‫وقتی سانتیاگو داشت

41:41.832 --> 41:44.095
‫توی نقشش خیلی غلو می‌کرد،
‫من یه چرتی زدم.

41:44.270 --> 41:46.837
‫ظاهراً این باعث شد که برای شخصیت اصلی،

41:47.011 --> 41:48.883
‫غیر قابل قبول واقع بشم.

41:58.675 --> 42:00.808
‫ما با پیروی از رهبر،
‫نمایش رو اجرا می‌کنیم.

42:01.461 --> 42:03.941
‫موجودی خزنده با چندین سر،

42:04.115 --> 42:07.249
‫که به قصد بلعیدن دور میدون می‌چرخه.

42:08.163 --> 42:11.035
‫منتظره که میتر تماس بگیره.

42:11.210 --> 42:12.646
‫وقتی قربانیتون رو با هم سهیم میشین،

42:12.820 --> 42:15.170
‫مثل اون‌ها که هر شب این کار رو
‫روی صحنه انجام می‌دادن،

42:15.344 --> 42:20.871
‫فقط یه مزه خالیه،
‫مثل یه اموز بوش.
‫(نوعی خوراکی)

42:24.701 --> 42:26.225
‫وقتی گله‌ای سفر می‌کنین،

42:26.399 --> 42:28.183
‫دچار گرسنگی دسته جمعی میشین.

42:28.357 --> 42:31.491
‫هر چه قدر مسیر طولانی‌تر بشه،
‫عطشش هم شدیدتر میشه.

42:31.665 --> 42:35.364
توی با خانواده پریسین توی پاریسم!

42:49.770 --> 42:52.381
‫الز! الز! الز!

43:06.003 --> 43:08.223
‫دوربینت رو بذار کنار دوست آمریکایی من.

43:08.397 --> 43:10.094
‫یکی از ما باش.

43:10.269 --> 43:12.140
‫دارین ما رو کجا می‌برین؟

43:12.314 --> 43:14.577
‫تا جایی که بنزینمون همراهی می‌کنه، میریم.

43:20.540 --> 43:24.152
‫قلب‌های گرسنه‌ای که با همدیگه می‌تپیدن.

43:24.326 --> 43:27.982
‫حیوان گرسنه‌ای که غذاش حرکت می‌کنه!

43:34.989 --> 43:37.861
‫موقعیت خانواده د لاکرویکس.

43:38.035 --> 43:40.516
‫در حالی که افرادشون برای
‫گرفتن کوپن می‌رفتن،

43:40.690 --> 43:43.780
‫اون‌ها با فریب بازارهای سیاه، می‌ترکوندن.

43:43.782 --> 43:45.082
شماها. کی هستین؟

43:45.157 --> 43:47.657
دورهمی دوستان و همکارانه.

43:47.941 --> 43:49.641
شما مجور ندارین.

43:49.656 --> 43:51.484
‫سانتیاگو.

43:53.437 --> 43:55.537
ما به مجور نیاز نداریم.

43:55.604 --> 43:56.737
ما حاکم اینجاییم.

43:57.838 --> 43:59.579
‫عشقم، ترتیب رو بهمون بده، میشه؟

44:03.278 --> 44:06.760
‫چهارده اتاق. نوزده مهمان با میزبان‌هاشون.

44:06.934 --> 44:08.849
‫سیزده مرد و هشت زن.

44:09.023 --> 44:11.765
‫و... اوه!

44:12.505 --> 44:15.421
‫اسلحه‌های گرم کمی هم
‫توی سالن کتاب‌خونه بود.

44:17.466 --> 44:20.164
‫- برین کیف کنین.
‫- هوم!

44:21.078 --> 44:22.515
‫تو میای؟

44:22.689 --> 44:25.169
‫قبل از نمایش خوردم. من...

44:35.571 --> 44:37.834
‫فهمیدم مخلفاتی به رژیمت اضافه کردی.

44:38.966 --> 44:41.142
‫من هر چند شب از انسان‌ها تغذیه می‌کنم.

44:41.316 --> 44:42.622
‫روش من این طوره.

44:42.796 --> 44:44.667
‫تو نمیری...؟

44:44.841 --> 44:47.017
‫من الان جاییم که از ته دل می‌خواستم باشم.

44:51.544 --> 44:53.241
‫- شب خوبی بود.
‫- هوم.

44:53.415 --> 44:54.851
‫خیلی خوب بود.

45:00.074 --> 45:01.641
‫مراقب خودت باش.

45:01.815 --> 45:03.773
‫مرسی.

45:04.383 --> 45:06.472
‫از جوری که خودداری می‌کنی، خوشم میاد.

45:06.646 --> 45:09.344
‫مطمئن نیستم همین باشه.
‫شاید هم محتاطم.

45:09.518 --> 45:11.172
‫جذابه.

45:11.346 --> 45:12.956
‫روش تمرین شده.

45:13.130 --> 45:15.916
‫ناگهانی می‌بینم که دارم
‫فکر می‌کنم: «اون داخل چیه؟»

45:17.265 --> 45:19.267
‫داشتم همین فکر رو هم
‫راجع به تو می‌کردم.

45:20.877 --> 45:22.662
‫جدیداً زیاد بهت فکر می‌کنم.

45:26.927 --> 45:28.189
فریبنده بود.

45:28.363 --> 45:29.799
‫اون چیه؟

45:29.973 --> 45:31.322
‫ماییم.

45:31.497 --> 45:33.368
‫- آره! قول میدم، آره!
‫- هوم.

45:34.195 --> 45:36.110
‫زندگی توی محفل می‌تونه...

45:36.850 --> 45:38.939
‫سطح‌های جدیدی از پیچیدگی...

45:40.201 --> 45:41.681
‫می‌تونه سخت باشه.

45:46.033 --> 45:47.382
‫آره!

45:48.165 --> 45:51.473
‫- کلادیا تو، آدم خاصیه.
‫- یه جرقه تو دل تاریکیه.

45:51.647 --> 45:54.433
‫حیف که انقدر زود تبدیل شد.

45:54.607 --> 45:57.218
‫تصور کن توی بدنی می‌بود
‫که بتونه با ذهنش برابری کنه..

45:57.392 --> 45:59.133
‫تونست سپری کنه.

46:00.003 --> 46:01.918
‫و مخصوصاً توی جلوگیری از افکارش،
خیلی ماهره.

46:03.311 --> 46:04.921
‫تو باید بیشتر روی این کار کنی.

46:05.095 --> 46:06.270
‫مرسی!

46:07.315 --> 46:09.230
‫می‌تونم کمک کنم
‫که این مهارتت رو تقویت کنی.

46:10.971 --> 46:12.538
‫واقعاً؟

46:12.712 --> 46:14.801
‫- عالی میشه.
‫- خوبه.

46:15.366 --> 46:17.412
‫چون وقتی که اسم لستت آورده شد،

46:17.586 --> 46:19.545
‫احساس وحشت رو در تو حس کردم.

46:20.546 --> 46:21.634
‫کی؟

46:22.896 --> 46:24.941
‫دوست آمریکایی عزیزم،

46:25.115 --> 46:27.640
‫که زیاد بهم فکر می‌کنی...

46:27.814 --> 46:30.991
‫که از وقتی که بهت نگاه کردم،
‫ذهنم رو تحت سلطه گرفتی...

46:32.209 --> 46:33.689
‫این کار رو نکن.

46:34.864 --> 46:37.824
‫من جزئیات آشناییت باهاش رو نمی‌دونم.

46:37.998 --> 46:39.434
‫هر موقع آماده بودی، می‌تونی بهم بگی.

46:39.608 --> 46:42.611
‫اما بعضی از اعضا محفل
‫وقتی که بهشون دروغ گفته میشه،

46:42.785 --> 46:46.441
‫می‌تونن خیلی بی‌ثبات و بی گذشت باشن.

46:47.921 --> 46:50.489
‫اگه دوباره اسمش رو شنیدی،
‫صدای ذهنت رو خفه کن.

46:52.012 --> 46:53.753
‫و همچنین دوست من،

46:53.927 --> 46:58.366
‫پیشنهاد می‌کنم که دیگه
‫به راجت، آبرت و همکاران سر نزنی.

46:59.802 --> 47:02.979
‫همچین پرس و جویی می‌تونه
‫دردسرهای زیادی درست کنه.

47:03.850 --> 47:05.678
‫به حرفت گوش میدم میتر.

47:06.896 --> 47:08.289
‫اسمم ارمنده.

47:09.333 --> 47:11.205
‫«میتر» به عزیز محفل میگن.

47:11.379 --> 47:12.779
‫بجنبین مردم، بجنبین!

47:12.902 --> 47:14.077
‫ارمند برای شما.

47:15.165 --> 47:17.428
‫یه زندش رو برای برنامه فردا گرفتم.

47:17.603 --> 47:20.257
‫- پیپ وحشیه.
‫- اوه لوئی! حالا می‌بینم!

47:20.431 --> 47:22.172
‫اینجا متفاوته!
‫دوستش دارم!

47:22.346 --> 47:24.281
‫دیگه نمی‌خوام تنها شکار کنم!
‫نمی‌خوام هیچ‌وقت اینجا رو ترک کنم!

47:24.305 --> 47:27.787
‫همتون رو دوست دارم!
‫عاشق خون‌آشام بودنم!

47:27.961 --> 47:29.310
‫انگلیسی حرف بزنین!

47:29.484 --> 47:31.094
‫من عاشق همه و همه‌چیز

47:31.268 --> 47:33.532
‫در خود خود همین لحظه‌ام!

47:37.268 --> 47:46.168
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

47:46.192 --> 47:54.192
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
