WEBVTT

00:09.812 --> 00:21.012
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

00:23.011 --> 00:28.011
‫قسمت 8:
‫«واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی به بقیه نفرین‌شده بگن»

00:29.011 --> 00:33.978
‫[الان دیلینی هیلز در نقش کلادیا نقش آفرینی می‌که]

00:34.011 --> 00:41.011
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:41.035 --> 00:45.035
‫ترجمه‌ای از مــحــمــد آلــفــا

00:47.031 --> 00:50.201
‫اینجا نوشته: «من خواب نمی‌بینم.»

00:51.502 --> 00:53.337
‫من می‌تونم تایید کنم.

00:54.672 --> 00:56.374
‫حداقل، این چیزی بود

00:56.540 --> 00:58.743
‫که وقتی داشتم یکی از خواب‌هام

00:59.677 --> 01:02.380
‫که اون سال‌ها نامنظم بود رو
‫تعریف می‌کردم، بهم گفت.

01:07.351 --> 01:09.387
‫البته ممکنه این رو گفته باشه
‫که دهن من رو ببنده،

01:09.520 --> 01:12.023
‫ولی اینجا هم نوشتتش،

01:12.190 --> 01:13.892
‫پس بیاین حرفش رو باور کنیم.

01:14.025 --> 01:16.060
‫بیاین.

01:19.563 --> 01:21.232
‫در ادامش نوشته:

01:22.867 --> 01:25.403
‫«با وسایل کم به خانه اجدادیمون سفر کردیم.»

01:27.305 --> 01:28.773
‫«روی زمین خوابیدیم،

01:29.707 --> 01:31.675
‫از مسیرهای پر پیچ و خمی رفتیم
‫تا ارتش دیوانه که به سمت روسیه

01:31.843 --> 01:34.312
‫رژه میره رو دور بزنیم.»

01:34.478 --> 01:38.716
‫ممکنه بعضی‌ها بگن زمانبندی بدی
‫برای یه سفر اروپایی بود.

01:38.883 --> 01:39.918
‫توجهی نمی‌کنم.

01:40.584 --> 01:41.886
‫برای کلادیا این طور نیست.

02:00.771 --> 02:02.340
‫تمام اون سال‌ها،

02:02.506 --> 02:04.843
‫دنبال مدارکی از گونه ما،
‫کتاب‌خونه‌ها رو گشت.

02:05.009 --> 02:07.912
‫اون عمراً اجازه نمی‌داد
‫که یه اختلاف عقیدتی انسانی،

02:08.079 --> 02:09.089
‫معطلش کنه.

02:16.520 --> 02:19.123
‫و چیزهای وحشتناکی که هر شب گذروندیم.

02:22.293 --> 02:25.296
‫قطارهای درستکاری
‫که به سرعت به سمت ستمگری میره.

02:26.898 --> 02:28.967
‫اون‌ها فقط باعث میشن
‫که برای پیدا کردن کسایی

02:29.133 --> 02:30.969
‫که بهتر باهاشون ارتباط می‌گیره،
‫ارادش محکم‌تر بشه.

02:34.438 --> 02:36.975
‫و توی بازخوانی این صفحات،

02:37.141 --> 02:41.312
‫مشخصه که فکر نمی‌کرد
‫دیگه به دردش بخورم.

02:46.951 --> 02:50.121
‫می‌تونی تصور کنی تا حالا خواب ندیده باشی؟

02:51.755 --> 02:53.791
‫دیگه اشتیاقی به خوابیدن داری؟

02:55.126 --> 02:58.796
‫یا وقتی که خورشید طلوع می‌کنه،
‫وحشت‌زده میشی؟

02:58.930 --> 03:00.798
‫یا شبیه خواب نوزادهاست؟

03:02.066 --> 03:03.501
‫عاری از هر چیزی توی ذهن.

03:05.769 --> 03:08.472
‫دوباره میگم این صدای یه خون‌آشام
‫به اسم آرمانده.

03:08.606 --> 03:12.176
‫اما به خاطر این که جایی ازش
‫نام برده نمیشه، بهش توجهی نکنین.

03:12.310 --> 03:13.711
‫مصاحبه لوئیه آقای مولوی.

03:13.844 --> 03:17.015
‫- شما سر میز نشستی.
‫- توی اتاق غذاخوریمونم.

03:17.916 --> 03:19.783
‫درحال غذا خوردن که نیستی.

03:19.918 --> 03:22.486
‫یک خون‌آشام باستانی به اندازه
‫یه خون‌آشام جوون نیاز به خون نداره.

03:22.620 --> 03:25.656
‫کنجکاو کننده و بی اهمیت.

04:08.132 --> 04:12.203
‫اون با کشتی، قطار و واگن
‫ما رو قاچاقی جا به جا کرد.

04:14.572 --> 04:17.475
‫قبل از این که کشاورهای بیچاره
‫و سربازهای جیره‌بندی شده رو بکشه،

04:17.641 --> 04:20.578
‫ازشون می‌خواست که زبانشون رو
‫بهش یاد بدن.

04:22.313 --> 04:23.881
‫و وقتی که دیگه به اندازه کافی می‌تونست

04:24.015 --> 04:25.916
‫کلمه و دستور زبان کنار همدیگه بچینه،

04:26.850 --> 04:28.252
‫دیگه درخواست نمی‌کرد.

04:29.988 --> 04:32.756
‫کلادیا یکم دچار بلاتکلیفی شده بود،

04:32.890 --> 04:35.193
‫یه راهنما سفر دیوانه بود.

04:35.359 --> 04:39.597
‫و تمام قلعه‌هایی که کوچک‌ترین ربطی
‫به ولاد سوم یا ولاد دراکولا داشتن،

04:39.763 --> 04:42.266
‫حتی کوچک‌ترین ربطی هم داشتن،
‫باید گشته میشد.

04:42.433 --> 04:44.735
‫و من برای کلادیایی تحمل کردم،

04:44.902 --> 04:48.572
‫که خشمش نسبت به من
‫و قبول نکردنم برای سوزوندن لستت،

04:48.739 --> 04:51.475
‫تبدیل به سکوتی تلخ شده بود.

04:51.609 --> 04:53.077
‫این جنگ؛

04:54.412 --> 04:55.913
‫داره روی خون‌‌ مردم تاثیر میذاره.

04:58.582 --> 05:00.118
‫تا الان داشتیم بدبختی،

05:01.285 --> 05:02.453
‫و ناامیدی می‌نوشیدیم.

05:03.854 --> 05:05.956
‫توی خونشونه و ما هم
‫داریم وارد خودمون می‌کنیم.

05:06.957 --> 05:08.326
‫داره به خوردمون میره.

05:09.593 --> 05:12.130
‫فکر می‌کنم برای همین سردمونه،

05:12.263 --> 05:13.597
‫و گرممون نمیشه.

05:14.898 --> 05:16.300
‫فکر می‌کنی به خاطر اینه؟

05:22.773 --> 05:24.475
‫«لوئی،

05:24.608 --> 05:26.110
‫تو چیزی گفتی؟»

05:29.247 --> 05:30.981
‫ممنون که پرسیدی.

05:31.115 --> 05:32.950
‫من یه چیزی گفتم کلادیا.

05:34.752 --> 05:36.120
‫گفتم سردمه.

05:36.987 --> 05:38.822
‫هر شب دارم توی یه سوراخ می‌خوابم.

05:39.723 --> 05:41.459
‫دیگه خسته شدم و نمی‌کشم.

05:42.660 --> 05:43.994
‫تو چه طور؟

05:50.934 --> 05:52.503
‫«خب، برادر لو،

05:55.606 --> 05:57.141
‫خودمم یکم سرحال نیستم.»

05:58.342 --> 05:59.643
‫- اما، عه...»
‫- بمبارون هوایی.

06:08.986 --> 06:10.822
‫هان قاتل،

06:10.989 --> 06:11.289
‫یا هیولاهای ایوان،

06:11.289 --> 06:12.456
‫
‫یا هیولاهای ایوان،

06:12.456 --> 06:12.756
‫

06:12.923 --> 06:15.359
‫یا بارش بارون از نیرو هوایی انگلیس نبود

06:15.526 --> 06:17.528
‫که باعث فرار خون‌آشام‌ها شد.

06:17.695 --> 06:20.331
‫قرن‌ها بود که خون‌آشامی
‫پا به اینجا نذاشته بود.

06:20.498 --> 06:22.866
‫چندین مدارک قضایی پیدا کردیم

06:23.000 --> 06:24.535
‫که باعث شد پرونده هموار بشه،

06:24.702 --> 06:27.071
‫اما کلادیا شکی نداشت.

06:27.838 --> 06:31.041
‫مثل... مثل یه زمین‌شناس دیوانه

06:31.209 --> 06:33.277
‫داره یه عاج ماموت پشمی رو
‫تکون میده و میگه:

06:33.444 --> 06:35.479
‫«بیا بریم خونه همسایه در بزنیم،

06:35.646 --> 06:37.481
‫یکی باید داخل باشه.»

06:45.723 --> 06:47.391
‫مرده.

06:55.666 --> 06:57.835
‫شاید وقتش رسیده که برگردیم خونه.

06:59.170 --> 07:01.572
‫«ازم پرسید که می‌تونیم برگردیم خونه یا نه.

07:02.206 --> 07:03.674
‫خونه؟

07:04.875 --> 07:08.579
‫سوال دیگه‌ای هست
‫که بیشتر از این توهین‌آمیز باشه؟

07:09.547 --> 07:11.449
‫فرار کن و برگرد نیو اورلینز.

07:11.582 --> 07:14.385
‫استخوان‌هاش رو از جا در بیار، چرا انجامش نمیدی؟

07:14.985 --> 07:16.754
‫لوئی د پوینت دو لاک.

07:18.256 --> 07:19.423
‫یه بار اضافی.»

07:28.699 --> 07:30.734
‫می‌خوام ازت تشکر کنم،

07:32.203 --> 07:35.406
‫بابت این که اون شب کمک کردی
‫که خاطراتم رو به یاد بیارم.

07:36.907 --> 07:39.377
‫الان این نوشته‌های
‫دفتر خاطرات رو خیلی بهتر می‌فهمم.

07:40.678 --> 07:43.381
‫لوئی، منم می‌خواستم بابت هشت ساعت

07:43.514 --> 07:46.217
‫آموزش چگونه دوری کردن از خورشید و اژدرها

07:46.350 --> 07:49.220
‫در حالی که داری به سمت تئاتر جنگی مدیترانه
‫قایق‌رانی می‌کنی، تشکر کنم.

07:49.353 --> 07:53.991
‫و همین‌طور تا به الان دو ساعت امشب

07:54.125 --> 07:58.562
‫سر دنبال کردن خون‌آشام‌های کهنی
‫که خبری ازشون نشد.

07:58.696 --> 08:01.031
‫تا حالا «موبی دیک» رو خوندی ریل رشید؟

08:02.433 --> 08:03.567
‫من برای خدمت‌گذاری اینجام.

08:03.701 --> 08:05.303
‫اه. آره، البته.

08:05.436 --> 08:07.838
‫متاسفم، این...
‫خیلی عجیبه.

08:07.971 --> 08:09.373
‫وقتی این شاهرخ خانی که اینجاست

08:09.507 --> 08:11.875
‫داشت نقشت رو بازی می‌کرد، کجا فرستادنت؟

08:12.676 --> 08:14.712
‫نکنه پشت نقاشی دزدیده شده رامبرانت،
‫یه اتاق امن وجود داره؟

08:14.845 --> 08:17.548
‫عشقم به مدت 150 سال
‫اداره یه شرکت تئاتر رو به عهده داشت دنیل.

08:17.681 --> 08:19.683
‫به گفته کلادیا،

08:19.817 --> 08:22.052
‫عشقت توی یه جعبه بود
‫داشت به زخم گردن از پیش برنامه ریزی شدش،

08:22.186 --> 08:24.054
‫تامل می‌کرذ.

08:24.188 --> 08:27.425
‫کلادیا نوشته، بیاین باورش کنیم.

08:28.359 --> 08:31.229
‫نه توی سن‌فرانسیسکو لیاقت داشت،
‫نه توی دوبی.

08:32.463 --> 08:34.064
‫توجه نکن.

09:32.956 --> 09:34.592
‫هوم.

09:37.528 --> 09:39.263
‫سلام، عشق من.

09:39.430 --> 09:41.232
‫- نه.
‫- بله.

09:41.365 --> 09:42.801
‫نه.

09:43.935 --> 09:45.469
‫هنوز همون سوال رو داری؟

09:45.603 --> 09:46.738
‫برو گمشو.

09:46.871 --> 09:49.073
‫نکنه دلت برای من تنگ شده؟

09:49.207 --> 09:50.474
‫دلم برات تنگ شده.

09:50.608 --> 09:53.477
‫علیرغم ناخوشایندی‌های اخیرمون،

09:54.746 --> 09:57.448
‫- هنوز دلمون برای همدیگه تنگ میشه.
‫- کلادیا!

09:59.250 --> 10:02.687
‫هوم! چهار سال پیاده‌روی سخت

10:02.821 --> 10:06.691
‫و هنوز هم خبی از خون‌آشام خوش‌قلبی نیست.

10:07.726 --> 10:11.495
‫خب، امشب دنیل خودش رو
‫چه طور نشون میده؟

10:11.629 --> 10:14.332
‫براندی میزنه؟

10:15.166 --> 10:17.035
‫تو این جا نیستی،
‫منم که مغزم به گا رفته.

10:17.168 --> 10:18.469
‫خیلی هم به گا رفته.

10:18.602 --> 10:21.005
‫- اون ارزشش رو داشت؟
‫- آره.

10:21.139 --> 10:23.808
‫- یه جور میگی انگار به حرفت باور داری.
‫- آره، همین‌طوره.

10:23.942 --> 10:25.877
‫باور دارم، باور دارم.

10:26.010 --> 10:27.311
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

10:27.445 --> 10:29.313
‫باور دارم، باور دارم.

10:29.447 --> 10:31.115
‫باور دارم، باور دارم.

10:31.249 --> 10:33.484
‫باور دارم، باور دا...

10:44.162 --> 10:48.833
‫اوه. برزخ اتاقی عالی برای موسیقی گوش دادنه.

10:48.967 --> 10:51.836
‫من یه قطعه جدید، یه کنسرتو
‫برای خرخره پاره شده و ارکسترا دارم.

10:51.970 --> 10:53.704
‫- متاسفم.
‫- دوباره نگو.

10:54.672 --> 10:57.475
‫با عذاب وجدان خرابش می‌کنی.

10:58.376 --> 11:00.078
‫یه خیانت بی‌نقص بود.

11:00.211 --> 11:02.546
‫تو مرگی بهم دادی
‫که توی تقدیرم بود.

11:02.680 --> 11:04.382
‫کامیون اومد!

11:07.485 --> 11:10.054
‫اما در جواب سوالت باید بگم...

11:13.792 --> 11:14.893
‫آره.

11:16.127 --> 11:17.929
‫قراره به طرز بدی بکشمت.

11:18.897 --> 11:22.033
‫اگه زنده بودی، تا الان این کار رو می‌کردی.

11:22.166 --> 11:24.268
‫هوم.

11:24.402 --> 11:25.870
‫وای عشقم.

11:28.639 --> 11:31.542
‫من فقط منتظرم
‫که به خوش‌حالی برسی.

11:32.844 --> 11:34.745
‫پس عجله کن عزیزم.

11:38.749 --> 11:41.419
‫تا اون موقع جون 7 هزار نفر رو گرفته بودم.

11:41.585 --> 11:43.855
‫- اه!
‫- اما لستت تنها کسی بود

11:43.988 --> 11:45.890
‫بعدش حس کردم واقعاً به قتل رسوندمش.

11:47.525 --> 11:49.727
‫حرف پر عمقیه مطمئناً،

11:49.894 --> 11:51.562
‫اما من این طوری حس کردم.

11:53.397 --> 11:55.066
‫اون با دعوت اومد.

11:55.233 --> 11:58.102
‫حواسم رو از منظره تک رنگم پرت کرد.

11:59.437 --> 12:01.672
‫خاکستری از جاده‌ای ناپدید شده.

12:01.840 --> 12:04.809
‫باقی مونده شهری سوخته و غرق در تیر باران.

12:06.110 --> 12:09.180
‫در آلمان، هیتلر توی پناهگاهش
‫یه قرص انداخت بالا

12:09.347 --> 12:11.115
‫و کل اروپا جشن گرفتن.

12:12.683 --> 12:16.120
‫اما تو رومانی، شامپاین باز و خالی شد.

12:18.589 --> 12:20.391
‫شوروی جای نازی‌ها رو گرفت.

12:20.558 --> 12:23.294
‫جنگ تبدیل به شهرت شد.

12:24.009 --> 12:27.008
‫عجله کنین، یالا!

12:28.789 --> 12:29.790
‫آخریشه؟

12:30.779 --> 12:31.740
‫بجنبین!

12:31.769 --> 12:32.790
‫یالا، یالا، یالا!

12:33.581 --> 12:34.676
‫بازشون کنین.

12:40.715 --> 12:41.476
‫آتش.

12:45.845 --> 12:47.776
‫بفرستینشون جهنم.

12:48.845 --> 12:50.176
‫بیاین از اینجا بریم.

12:53.892 --> 12:56.327
‫چرا به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

12:56.494 --> 12:58.129
‫شیشه‌ها خرد شدن،
‫درها کنده شدن.

12:58.296 --> 12:59.936
‫مثل تمام روستاهایی که دیدیم،

12:59.964 --> 13:01.900
‫وقتی روس‌ها ریختن توی روستا،
‫مردم اون جا رو ترک کردن.

13:02.066 --> 13:04.211
‫مردم فرار کردن؟
‫پس کی سیر ریخته دور درها؟

13:04.235 --> 13:05.803
‫کی صلیب‌ها رو به در میخ کرد؟

13:05.970 --> 13:07.805
‫چرا در نمیزنی و نمی‌پرسی؟

13:07.972 --> 13:09.749
‫مثل توی کتاب‌ها، فکر می‌کنن
‫که سیر ازشون محافظت می‌کنه.

13:09.773 --> 13:11.609
‫- کتاب‌های تو؟
‫- فکر می‌کنن ما از مسیح متنفریم.

13:11.775 --> 13:13.577
‫دوباره شروع نکنی
‫راجع به کتاب‌هات حرف بزنی.

13:13.744 --> 13:15.322
‫- کتاب‌هات مزخرفن.
‫- یه خون‌آشامی اینجا بوده.

13:15.346 --> 13:16.346
‫یه صلیب دیگه.

13:16.414 --> 13:17.815
‫هی، باشه باشه.

13:17.982 --> 13:19.683
‫- اوه، لعنت بهش.
‫- باید هم لعنت بفرستی.

13:19.850 --> 13:21.819
‫هیچی راجع به هیچی نگو.

13:21.900 --> 13:22.810
‫کاغذتون.

13:29.810 --> 13:30.790
‫مادرمه.

13:30.902 --> 13:31.958
‫دیدینش؟

13:31.962 --> 13:32.858
‫لطفاً کمک کنین.

13:34.260 --> 13:35.828
‫مجارستانی.

13:35.920 --> 13:38.298
‫اینجا رومانیه.

13:38.312 --> 13:41.858
‫دنبال همسرم می‌گردم،
‫امیدوارم پیداش کنم.

13:41.898 --> 13:43.468
‫کاغذتون به اندازه کافی خوب نیست.

13:45.902 --> 13:47.422
‫مجبورشون کردین تو تاریکی وایسن؟

13:47.790 --> 13:48.598
‫احمقین؟

13:48.812 --> 13:49.598
‫روسی صحبت کن.

13:49.712 --> 13:53.198
‫برین، برین. برین سراغ گشت‌های مهمتون.

13:53.419 --> 13:54.688
‫روسی صحبت کن.

13:54.856 --> 13:57.087
‫اگه بمیرن، کاغذ دیگه اهمیتی نداره.

14:06.557 --> 14:08.517
‫شب وقت خوبی برای سفر نیست.

14:09.008 --> 14:09.758
‫اونم با یه بچه.

14:10.689 --> 14:12.871
‫مادرش پرستاره!

14:13.021 --> 14:16.896
‫اومد رومانی که دنبالش بگرده...

14:19.077 --> 14:20.411
‫آمریکایی هستی؟

14:26.684 --> 14:29.920
‫خیلی خب. جنگه دیگه، همه داستان غم‌انگیز دارن.

14:30.554 --> 14:32.590
‫انگلیسی حرف میزنم می‌فهمی؟

14:33.191 --> 14:34.292
‫آره.

14:34.425 --> 14:35.726
‫امیلیا.

14:35.859 --> 14:37.195
‫مری.

14:37.328 --> 14:38.929
‫این هم پدرم رابرته.

14:39.063 --> 14:41.599
‫ما خسته‌ایم، یه جا
‫برای خوابیدن واقعاً نیازمون میشه.

14:41.732 --> 14:44.035
‫چیزهایی داریم که باهاشون
‫ازتون تشکر کنیم.

14:45.869 --> 14:47.271
‫ودکا؟

14:47.405 --> 14:48.706
‫آره.

14:48.839 --> 14:50.541
‫اون جا خیلی رفیق پیدا می‌کنی.

14:52.745 --> 14:54.280
‫تختی نمونده.

14:54.414 --> 14:56.282
‫موتورخونه هست،
‫می‌تونین امشب ازش استفاده کنین.

14:56.416 --> 14:58.318
‫گرمه، با صدای بلند موتور.

14:58.451 --> 15:00.320
‫ممنون. همین کافیه.

15:00.453 --> 15:01.654
‫آمریکایین!

15:02.021 --> 15:03.116
‫و با خودشون ودکا و سیگار آوردن.

15:11.564 --> 15:14.600
‫اون‌ها عادت به دیدن
‫مردهای خوش‌قیافه ندارن.

15:15.501 --> 15:17.370
‫و... اه... بقیه اهل کجان؟

15:17.503 --> 15:20.640
‫اکثراً از شهر اومدن،
‫بعضی‌ها نمی‌تونن برگردن خونه.

15:20.773 --> 15:22.141
‫اخه دیگه خونه‌ای نیست.

15:23.108 --> 15:25.010
‫چرا همه دارین اینجا زندگی می‌کنین؟

15:25.144 --> 15:26.779
‫دیوارهای سنگی، درهای فلزی.

15:27.880 --> 15:29.440
‫مگه توی جنگل خبریه؟

15:29.548 --> 15:32.417
‫بمب‌های توی زمین، گرگ،

15:32.551 --> 15:34.787
‫شاید هم سربازهایی
‫که هنوز نمی‌دونن جنگ تموم شده.

15:35.821 --> 15:37.623
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

15:39.558 --> 15:42.261
‫- یا شایدم خون‌آشام.
‫- بیخیال!

15:43.262 --> 15:44.496
‫وای ببین،

15:44.664 --> 15:46.331
‫سربازهایی که دور گردنشون سیره.

15:46.498 --> 15:48.033
‫- نه نه نه نه!
‫- اوه.

15:48.167 --> 15:51.470
‫سوپ در ازای سیگار.
‫معامله بدی برای شماست.

15:51.603 --> 15:53.973
‫اما وقتی بمیری، خدا فراموش می‌کنه.

15:55.374 --> 15:56.809
‫یعنی خدا فراموش نمی‌کنه.

16:06.351 --> 16:07.486
‫ آمریکایی هستین؟

16:08.520 --> 16:10.589
‫6 ماهی میشه که یه کلمه انگلیسی هم نشنیدم.

16:10.723 --> 16:12.624
‫یه چیزی بگین، هرچی.

16:12.758 --> 16:14.927
‫- اه... یه چیزی، هرچی.
‫- وای!

16:15.627 --> 16:16.628
‫- سلام.
‫- سلام.

16:16.762 --> 16:18.163
‫مگه من به چه زبونی حرف می‌زنم؟

16:18.297 --> 16:20.432
‫اوه آره. عزیز، تو انگلیسیت داغونه

16:20.565 --> 16:22.177
‫به خاطر یه مرد انگلیسی
‫که بیش از حد شیفته دانش‌آموزش شده

16:22.201 --> 16:23.769
‫- که بتونه درست کارش رو انجام بده.
‫- اوهوم.

16:24.770 --> 16:25.938
‫این رابرته.

16:26.739 --> 16:28.173
‫عه... لوئی‌ـم.

16:28.307 --> 16:30.275
‫ اون خیلی سریع یاد می‌گیره

16:30.409 --> 16:32.978
‫و خیلی زرنگه، منم به شدت عاشقشم‌.

16:33.112 --> 16:34.747
‫شنیدم ودکا داری.

16:34.880 --> 16:36.315
‫این هم مورگانه.

16:37.917 --> 16:39.785
‫مورگان وارد ، خبرنگار دیلی هرولد هستم.

16:39.919 --> 16:41.420
‫یادشون رفته که من اینجام.

16:41.553 --> 16:43.033
‫و منم به این زودی اسمت رو یادم رفت.

16:43.122 --> 16:44.323
‫اه... لوئیه.

16:44.456 --> 16:46.025
‫لوئی! لوئی، غریبه معرکه.

16:46.158 --> 16:48.493
‫به جهنم روی زمین خوش‌ اومدین!

16:49.762 --> 16:52.097
‫و شما چی؟ اسمت چیه عزیزم؟

16:52.231 --> 16:53.799
‫چرا اون بیرون دارن به قبرها شلیک می‌کنن؟

16:53.933 --> 16:55.868
‫این هم دخترم مری‌ـه.

16:56.001 --> 16:57.202
‫اوه.

16:59.842 --> 17:02.561
‫خاک ما از گوشتتون تغذیه می‌کنه!

17:02.763 --> 17:05.682
‫استخون‌هاتون توی سرزمینمون سفید میشن!

17:10.983 --> 17:12.184
‫عه... اندره.

17:14.519 --> 17:17.056
‫شاید بتونی مری رو با خودت ببری
‫که با بقیه بچه‌ها آشنا بشه.

17:17.189 --> 17:18.724
‫همین جا راحتم قربان، ممنون.

17:19.725 --> 17:21.994
‫برو دیگه مری.
‫برو و با بقیه بچه‌ها آشنا شو.

17:23.295 --> 17:25.464
‫شرط می‌بندم کلی چیز
‫راجع به اینجا می‌دونن.

17:34.339 --> 17:35.741
‫صبر کن، این اشتباهه.

17:35.908 --> 17:38.811
‫اون جلوی کلادیا نگفت.

17:38.944 --> 17:40.780
‫چی رو نگفت؟ کی؟

17:40.913 --> 17:43.816
‫گرگ‌ها، آلمانی‌ها، یه چیزی بدتر.

17:43.949 --> 17:46.852
‫امکان نداشت امیلیا جلوی کلادیا
‫همچین حرفی بزنه.

17:46.986 --> 17:50.656
‫گرگ، شایدم سربازهای آلمانی
‫که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

17:50.790 --> 17:52.992
‫شاید یه چیزی... بدتر.

17:53.125 --> 17:56.461
‫اون فکر می‌کرد کلادیا بچه‌ـست.
‫کلادیا رفته بود.

17:57.262 --> 17:59.198
‫بعدش اون حرف رو زد.

18:02.835 --> 18:05.537
‫توی جنگل خبریه؟

18:05.671 --> 18:07.807
‫بمب توی زمین، گرگ،

18:09.008 --> 18:11.376
‫شاید آلمانی‌هایی که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

18:12.211 --> 18:14.580
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

18:15.615 --> 18:16.682
‫آره.

18:17.650 --> 18:18.851
‫آره!

18:18.984 --> 18:21.086
‫این طوری پیش رفت.

18:21.220 --> 18:24.523
‫باید تمامی جزئیات رو درست در بیاریم.

18:24.657 --> 18:26.425
‫کاملاً باهات موافقم.

18:27.893 --> 18:29.933
‫شاید الان وقت خوبی برای استراحت باشه لوئی.

18:37.002 --> 18:40.039
‫می‌دونی ریل رشید،
‫من خیلی توی شغلم خوبم،

18:40.172 --> 18:42.107
‫یه خبرنگار جوون باهوش با نقطه نظر بودم

18:43.042 --> 18:44.910
‫که با اسقف کاتولیک سقوط کرده،

18:45.044 --> 18:47.179
‫با چهار تا از نایب رئیس انرون مصاحبه کردم.

18:47.312 --> 18:49.548
‫و اگه چیزی برای مخفی کردن داشته باشن،

18:49.682 --> 18:52.217
‫همیشه یه جور پوشش استفاده می‌کنن.

18:52.351 --> 18:55.454
‫نه به معنا واقعی، منظورم
‫لباس‌های احمقانه هالووین،

18:55.587 --> 18:57.623
‫دستکش و لنز نیست.

18:57.757 --> 19:00.392
‫جوک میگن،  جذاب برخورد میکنن.

19:00.525 --> 19:03.696
‫و بعد وقتی که نزدیک میشم،
‫توی یه نقطه حساس،

19:03.829 --> 19:07.700
‫پرده کنار میره و برای لحظه‌ای حقیقت رو می‌بینم.

19:07.833 --> 19:11.203
‫آرماند نمی‌خواست که مصاحبه کنم دنیل.

19:11.336 --> 19:12.638
‫هنوز نمی‌خوام.

19:12.772 --> 19:14.812
‫اما می‌خواست که نزدیکش باشه،
‫مگه نه ریل رشید؟

19:15.741 --> 19:17.843
‫منظورم اینه... هی، احتمالاً قرار نیست

19:17.977 --> 19:19.679
‫اون چیزی که دارن مخفی می‌کنن رو
‫رمزگشایی کنم،

19:19.812 --> 19:22.247
‫که... می‌دونی، برای کی مهمه اصلاً؟
‫همیشه پیش میاد.

19:22.381 --> 19:26.118
‫اما می‌خوام از تو به عنوان
‫یکی از افراد گونه دنیای زیرین بپرسم،

19:26.451 --> 19:29.955
‫چرا بگیم: «هی، خون‌آشام‌ها واقعین.

19:30.089 --> 19:32.291
‫این هم تقریباً تمام داستانش»؟

19:32.424 --> 19:33.424
‫ممنون رشید.

19:37.396 --> 19:39.965
‫برای همین میام سراغ تو ریل رشید.

19:40.099 --> 19:42.167
‫تو کسی هستی که می‌تونم بشکنمش!

19:43.402 --> 19:44.670
‫اگه من رو ببخشین.

19:51.775 --> 19:57.542
‫روی پنجه پام از سرداب می‌گذرم.

19:57.563 --> 20:01.480
‫آنا آنا، باشد که بپوسد.

20:01.497 --> 20:05.287
‫آنا آنا، گیر نیوفت.

20:05.293 --> 20:06.012
‫آنا کیه؟

20:10.168 --> 20:11.412
‫می‌خوای باهاش آشنا بشی؟

20:11.715 --> 20:13.619
‫از توی سوراخ رد شو و به مسیر ادامه بده.

20:15.795 --> 20:17.636
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.

20:17.636 --> 20:17.799
‫چی میبره؟
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.

20:17.799 --> 20:18.938
‫چی میبره؟

20:28.332 --> 20:29.341
‫کلاغ.
‫(اشاره به قبلیه سرخ‌پوستی به نام کرو‌ داره)

20:30.482 --> 20:31.482
‫اخ!

20:35.893 --> 20:39.029
‫وقتی پسرها عازم شدن، اون بهم ریخت.

20:39.163 --> 20:41.165
‫داوطلب صلیب سرخ شد.

20:41.298 --> 20:43.267
‫یه همسر قدیس.

20:43.400 --> 20:45.636
‫آره، توی یه خانواده نظامی بزرگ شد.

20:45.770 --> 20:47.872
‫از اون جور زن‌هاست
‫که نمی‌تونی زیاد باهاشون بحث کنی.

20:49.073 --> 20:50.941
‫با امثالشون آشنام.

20:53.844 --> 20:55.512
‫به سلامتیت.

20:57.815 --> 20:58.883
‫باشه.

21:06.957 --> 21:09.359
‫چرا اینجا دارن به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

21:10.928 --> 21:13.731
‫کشاورزهایی که توسط
‫کشاورزهای دیگه فرماندهی میشن.

21:14.699 --> 21:16.166
‫آمفتامین آلمانی،

21:16.300 --> 21:20.170
‫خرافات یه کشور عقب‌مونده.

21:20.304 --> 21:24.008
‫مه دیوونه‌کننده‌ای توی خاکی،
‫جنگل و رودخونه‌هاست.

21:24.141 --> 21:26.019
‫وقتی می‌خوابم، شلوارم رو به زانوم سنجاق می‌کنم.

21:26.043 --> 21:27.377
‫وگرنه ترسش به منم غلبه می‌کنه.

21:27.511 --> 21:28.746
‫اینجا یه کشور قدیمی،

21:28.879 --> 21:30.715
‫با چیزهای قدیمیه.

21:30.848 --> 21:33.684
‫منظورش همون مه دیوونه‌کنندست،
‫و درحال حاضر توی دهکده اون رئیسه.

21:33.818 --> 21:35.085
‫- من حرفت رو باور می‌کنم.
‫- اوه، منم همین‌طور.

21:35.219 --> 21:37.154
‫تمام حرف‌هایی که می‌زنی رو
‫باور می‌کنم امیلیا.

21:37.287 --> 21:39.189
‫باهام ازدواج کن.

21:41.391 --> 21:43.160
‫هر موقع کشیش برگشت.

21:49.199 --> 21:50.334
‫این جوک کوچک خودمونه.

21:50.635 --> 21:52.970
‫دوستان روسمون کشیش رو
‫کشیدن و بردن.

21:53.070 --> 21:55.005
‫و منظورم از کشیدن،

21:55.139 --> 21:58.375
‫اینه که به یه کامیون بستنش
‫با خودشون بردنش.

21:59.710 --> 22:01.054
‫یه چیزی اون بیرونه

22:01.078 --> 22:03.113
‫که روح آشفته‌ای داره.

22:04.048 --> 22:05.048
‫آشفته درسته؟

22:29.454 --> 22:31.141
‫اون زنگوله رو ول کن!

22:31.153 --> 22:32.561
‫مزخرفه.

22:32.949 --> 22:34.014
‫زنگوله کار می‌کنه.

22:35.049 --> 22:36.214
‫سیر هم جواب میده.

22:37.049 --> 22:38.014
‫تیربار هم کار می‌کنه.

22:39.149 --> 22:41.214
‫وقتی اون زنگوله رو صدا میدی،
‫چه طور می‌تونیم چیزی بشنویم...

22:47.792 --> 22:50.761
‫اخ! اخ! اخ!

23:11.549 --> 23:13.014
‫من هم خون می‌نوشم.

23:19.819 --> 23:20.811
‫می‌تونم بهت نشون بدم.

23:20.821 --> 23:22.011
‫بذار بهت نشون بدم.

23:23.961 --> 23:25.129
‫اخ!

23:29.521 --> 23:30.511
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

23:32.681 --> 23:33.511
‫فکر کنم مرده.

23:35.241 --> 23:36.311
‫نباید خون اون رو بنوشی.

23:39.109 --> 23:39.944
‫اخ!

23:40.077 --> 23:41.077
‫وای!

23:47.317 --> 23:49.586
‫پیروزی علیه شرارت هیتلر رو

23:49.754 --> 23:51.588
‫میشه توی سراسر فرانسه حس کرد،

23:51.756 --> 23:54.191
‫و هیچ مثال فوق‌العاده‌تر

23:54.358 --> 23:56.126
‫از کارهای هنری ارزشمندی

23:56.293 --> 23:58.028
‫که توی حومه شهر جمع،

23:58.162 --> 23:59.629
‫و توی کامیون بارگیری شده

23:59.797 --> 24:02.599
‫و دارن به مکان درستشون بر می‌گردن.

24:02.767 --> 24:05.002
‫و ما در بی‌بی‌سی ورد سرویس،

24:05.169 --> 24:07.371
‫از طرف بقیه مردم دنیای غرب،

24:07.537 --> 24:10.440
‫قدردانی زیادمون به متحدینمون در فرانسه رو

24:10.607 --> 24:12.542
‫با یکی از کارهای هنر خودتون،
‫نشون بدیم.

24:23.020 --> 24:25.389
‫هوم.

24:35.065 --> 24:36.934
‫تو یه سرخ‌پوستی لوئیس؟

24:37.067 --> 24:38.502
‫چیزی گفتی؟

24:39.369 --> 24:40.504
‫آره.

24:42.406 --> 24:43.740
‫متوجه نشدم.

24:43.874 --> 24:45.509
‫پس تکرار می‌کنم.

24:48.078 --> 24:53.350
‫تو... یه سرخ‌پوستی؟
‫قضاوتی در کار نیست. یه سوال ساده‌ـست.

25:01.859 --> 25:03.027
‫من یه...

25:05.595 --> 25:08.899
‫نیگر جادویی با ودکام.

25:10.334 --> 25:14.271
‫که دارم اولین شب خوبم رو
‫بعد از مدت‌ها تجربه می‌کنم. بیخیال.

25:14.404 --> 25:17.207
‫تو یا یه فراری هستی
‫یا یه بلشویکی.
‫(بلشویک بخش مارکسیست انقلابی حزب سوسیال دموکرات بودن)

25:17.341 --> 25:19.643
‫به خاطر همین هیچ دوستی نداری پیرمرد.

25:19.776 --> 25:21.545
‫بهت که گفتم.

25:21.678 --> 25:23.380
‫- دنبال همسرم می‌گردم.
‫- اوه.

25:25.950 --> 25:27.717
‫این روی یه آلبوم چاپ شده.

25:27.852 --> 25:29.586
‫واقعاً می‌خوام به آواز اون خانم گوش بدم.

25:29.719 --> 25:33.057
‫عکس‌های خودم رو خودم می‌گیرم،
‫این طوری بیشتر پول در میارم.

25:33.190 --> 25:35.759
‫و عکس همسر وظیفه‌شناس تو

25:35.893 --> 25:38.295
‫توسط دوربین گلس‌پلیت گرفته شده

25:38.428 --> 25:40.164
‫و روی یه کاغذ آلبوم چاپ شده.

25:40.297 --> 25:43.901
‫که نشون میده باید قدمت این،
‫30 سالی باشه، که یعنی همسرت...

25:45.802 --> 25:48.105
‫سی، سی و پنج سالشه،

25:48.238 --> 25:50.307
‫و تولد دخترت یه معجره پزشکی بوده.

25:50.440 --> 25:52.776
‫این یه مسیریه که دوست نداری
‫تا تهش بری.

25:52.910 --> 25:56.280
‫ازت خوشم میاد.
‫مرد خوبی به نظر میرسی.

25:56.413 --> 25:59.149
‫اگه بتونی سریع بگی عالی میشه.
‫نصف آهنگ بیشتر نمونده.

25:59.283 --> 26:02.019
‫اگه بدون اجازه ترک وظیفه کردی،
‫برگرد و مجازات شو.

26:02.152 --> 26:05.755
‫نسبت به اتوپیا عمو جوزف، اون جا بهشته

26:07.457 --> 26:08.959
‫همین بود؟

26:09.093 --> 26:10.594
‫همین بود.

26:14.331 --> 26:15.765
‫بی مهری کردی.

26:15.900 --> 26:17.968
‫سهمیه ودکات رو قطع می‌کنم،
‫و همسرت رو هم می‌گیرم

26:18.102 --> 26:20.670
‫هیچ وقت سر به سر
‫یه نیگرو جادویی با ودکا نذار.

26:20.804 --> 26:21.872
‫میشه یه رقص مهمون من باشی؟

26:23.507 --> 26:26.043
‫اگه بلشویکی که داری احمقانه شرط می‌بندی.

26:26.176 --> 26:28.278
‫واقعاً می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

26:28.412 --> 26:30.547
‫زیر شلوارش یه گُندش رو داره.

26:34.985 --> 26:36.053
‫بابایی!

26:37.187 --> 26:39.056
‫از روی درخت افتادم.

26:41.692 --> 26:43.628
‫یه موجود بزرگ طوسی بود،

26:43.761 --> 26:47.132
‫و لباس‌هاش پوسیده بود،
‫انگار توی همون‌ها مرده بود. انجامش بده!

26:47.265 --> 26:48.266
‫آخ!

26:48.399 --> 26:50.735
‫قوی بود، کشت

26:50.869 --> 26:53.071
‫- و شکارش رو با خودش برد.
‫- یه خون‌اشام بود؟

26:53.204 --> 26:54.644
‫دندون نوش داشت،
‫دیگه چی ممکنه باشه؟

26:54.705 --> 26:57.275
‫- یه مار، یا یه بابون.
‫- بابون؟!

26:57.408 --> 26:59.878
‫- بابون‌ها هم نیش دارن.
‫- ما توی رومانی‌ـیم! بابون اخه؟
‫(بابون‌‌ها در کشورهای آفریقایی می‌زیستن)

27:07.718 --> 27:10.121
‫صحبت کرد؟ سعی کردی تلپاتی کنی؟

27:10.255 --> 27:11.422
‫- آره.
‫- آره صحبت کرد؟

27:11.556 --> 27:13.396
‫- یعنی آره سعی کردم تلپاتی کنم.
‫- و باهات صحبت نکرد؟

27:13.424 --> 27:15.493
‫فکر می‌کنم حالش خوب نبود.

27:15.626 --> 27:17.905
‫چرا داری باهاشون می‌خندی
‫و اسم واقعیت رو میدی؟

27:17.929 --> 27:19.540
‫همین‌طور که داری دوست‌های جدید
‫پیدا می‌کنی، توجه کردی

27:19.564 --> 27:21.332
‫که همه یه صلیب دارن
‫و گردنشون سیر انداختن.

27:26.804 --> 27:29.240
‫موجودات فانی از خون‌آشام‌ها می‌ترسن،

27:29.374 --> 27:32.143
‫اون هم توی یه بخشی از دنیا
‫که به خون‌آشام معروفه،

27:32.277 --> 27:35.346
‫اما هیچ غافلگیری یا شواهدی
‫از یه خون‌آشام واقعی نیست!

27:35.480 --> 27:37.248
‫یکی از ماها اون بیرونه!

27:37.382 --> 27:38.960
‫اما کسی که نتونه ببرتت مراسم رقص

27:38.984 --> 27:41.104
‫و بهت بگه که خوشگی
‫بره به جهنم، مگه نه؟

27:41.219 --> 27:42.787
‫- به کینه سلام عرض می‌کنم!
‫- نه! اصلاً!

27:42.921 --> 27:44.822
‫بابت گند زدن به نقشم بخشیدمت،

27:44.956 --> 27:46.958
‫بابت این که با خودت آوردیش نه.

27:47.092 --> 27:49.427
‫توی محل دفع زباله‌ست
‫و روش رو اندازه پنج سال زباله گرفته.

27:49.560 --> 27:52.197
‫آوردی اینجا! با خودت آوردیش اینجا!

27:52.330 --> 27:53.798
‫سرعتمون رو کم می‌کنی!

27:53.899 --> 27:55.442
‫اگه هم اون می‌تونست صحبت کنه،
‫می‌خواستی چی ازش بپرسی؟

27:55.466 --> 27:56.167
‫وقتی جلوی حقیقت کم میاری،
‫مسئله رو تغییر بده.

27:56.267 --> 27:57.302
‫می‌خوای بپرسی کی خلقت کرد؟

27:57.402 --> 27:58.980
‫بعدش چی؟
‫بپرسی کی اونی که خلقت کرد رو خلق کرد؟

27:59.004 --> 28:01.806
‫اینجا دنبال چی می‌گردیم؟
‫آدم و حوا نفرین‌شدگان؟

28:01.940 --> 28:04.042
‫خدا؟ دنبال خدا می‌گردی کلادیا؟

28:04.175 --> 28:05.610
‫آره، برو تو سوراخ.

28:05.743 --> 28:07.879
‫توی کل زندگیم دقیقاً
‫با 4 تا خون‌آشام آشنا شدم

28:08.013 --> 28:09.680
‫و همتون بدترین موجودات بودین.

28:09.814 --> 28:12.550
‫هم لستت، هم انتوینت،
‫هم اون مادرجنده و هم تو.

28:12.683 --> 28:15.220
‫فقط دنبال یکی... فقط یکی می‌گردم

28:15.353 --> 28:17.555
‫که یه حرومزاده نباشه!

28:24.262 --> 28:26.564
‫خاطراتت آروم و قرار ندارن.

28:32.870 --> 28:36.007
‫توسط صدای هرج و مرجی

28:36.174 --> 28:37.642
‫که از اطراف میومد، بیدار شدم.

28:39.710 --> 28:41.312
‫کلادیا داشت...

28:56.027 --> 28:57.428
‫اون داشت رویا میدید.

29:00.165 --> 29:03.668
‫مثل بقیه سرش رو تکون می‌داد.

29:05.636 --> 29:07.172
‫شاید تو...

29:08.139 --> 29:10.375
‫- خسته شدی و اشتباه داره یادت میاد.
‫- نه.

29:10.508 --> 29:12.010
‫می‌تونم حسش کنم.

29:15.846 --> 29:17.682
‫می‌تونم اون رو کنار خودم حسش کنم.

29:19.817 --> 29:21.186
‫داشت کابوس می‌دید.

29:25.023 --> 29:26.691
‫چی بدتر از یه کابوسه؟

29:28.859 --> 29:32.130
‫اگه روحت ترس‌هات رو بهت نشون بده،

29:32.263 --> 29:33.864
‫حداقل می‌دونی داره کار می‌کنه.

29:36.167 --> 29:38.303
‫اما نبود هیچ چیزی چی؟

29:39.370 --> 29:40.371
‫تهی.

29:41.606 --> 29:42.807
‫هیچی.

29:43.908 --> 29:44.908
‫تیکه به تیکه...

29:45.743 --> 29:46.743
‫دارن خاطراتم بر می‌گردن.

29:49.747 --> 29:51.282
‫ساعت‌ها،

29:51.416 --> 29:52.550
‫شب‌ها.

29:54.052 --> 29:55.052
‫موضوعاتی...

29:55.686 --> 29:57.455
‫روی سطح آب شناورن.

29:59.290 --> 30:01.659
‫همین‌طوری اون حرف‌ها رو نوشت.

30:03.928 --> 30:05.663
‫اما حقیقت نداشت.

30:07.298 --> 30:08.733
‫می‌تونست خواب ببینه.

30:11.269 --> 30:12.570
‫ممنون.

30:19.044 --> 30:21.479
‫اگه دوست داری الان یه استراحتی کن.

30:21.612 --> 30:22.747
‫نه.

30:23.948 --> 30:25.083
‫نه.

30:25.783 --> 30:27.252
‫این رو می‌خوام.

30:28.953 --> 30:30.255
‫می‌خوام که به یاد بیارم.

30:41.066 --> 30:43.201
‫به خاطر صداها بیدار شد.

30:45.936 --> 30:48.906
‫وقتی به همکف کارخونه رسیدیم،

30:49.074 --> 30:50.841
‫با چرخه‌ای از داد و فریاد

30:51.008 --> 30:52.643
‫و سربازان ارتش سرخ مواجه شدیم.

30:52.777 --> 30:54.817
‫محض رضای خدا!

30:55.346 --> 30:57.506
‫لوئی، یکم کمک کن یه منطقی وارد جمع کنیم.

30:58.321 --> 31:00.221
‫جای گاز گرفتگی رو ببین... ببینش.

31:00.281 --> 31:01.948
‫محض رضای خدا، اون آسیب دیده!

31:02.681 --> 31:03.281
‫باندش رو در بیار!

31:03.289 --> 31:04.989
‫اون بیرون پیش تله‌های لعنتیش بود.

31:05.019 --> 31:07.919
‫سعی داشت شکم شما رو سیر کنه.

31:09.994 --> 31:12.139
‫فکر می‌کنن که اون یه هیولاـه.

31:12.163 --> 31:14.175
‫لوئی یا رابرت، یا هر خری که هستی،
‫فقط کمک کن!

31:16.267 --> 31:17.707
‫ببین! ببین!

31:17.835 --> 31:18.869
‫ببین! ببین!

31:19.003 --> 31:20.671
‫ببین! ببین!

31:20.805 --> 31:23.141
‫ببین. ببین. درسته!

31:34.071 --> 31:35.075
‫گاز گرفته شده.

31:35.771 --> 31:37.971
‫جای گاز گرگ. گرگ بهش حمله کرد.

31:38.108 --> 31:39.208
‫کار گرگ‌هاست.

31:41.659 --> 31:42.659
‫نه!

31:50.234 --> 31:52.074
‫میای یا نه؟

31:52.118 --> 31:54.718
‫محض رضای خدا اون به کمک پزشکی نیاز داره.

31:55.218 --> 31:57.218
‫نمی‌تونی بهش شلیک کنی.

31:57.424 --> 31:59.157
‫باید سرش رو قطع کنی.

31:59.224 --> 32:00.308
‫از گردن قطع کن.

32:00.414 --> 32:01.414
‫سرش رو.

32:02.012 --> 32:03.213
‫می‌خوان سلاخیش کنن!

32:03.348 --> 32:04.591
‫لوئی، محض رضای خدا یه کاری بکن!

32:04.615 --> 32:06.050
‫منافع انسان‌ها.

32:06.183 --> 32:07.718
‫محض رضای خدا، بهش کمک کن!

32:07.885 --> 32:09.487
‫مرگ و چگونه فرار کردن ازش.

32:09.620 --> 32:12.390
‫داشت براشون خرگوش می‌گرفت.

32:12.557 --> 32:14.792
‫- مشکل خودشونه.
‫- نه!

32:14.925 --> 32:16.494
‫نه، نکن! نکن! نکن!

32:20.731 --> 32:22.500
‫نگرانی ما توی جنگل بود.

33:02.608 --> 33:04.210
‫این شبیه بابونه؟

33:08.808 --> 33:11.608
‫دوباره منم. نترس.

33:18.057 --> 33:20.292
‫چیزی نیست.

33:20.426 --> 33:22.228
‫چیزی نیست، مال خودته.
‫ما اون رو نمی‌خوایم.

33:26.132 --> 33:28.400
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

33:29.901 --> 33:30.902
‫اون یه...

33:32.104 --> 33:33.405
‫خون‌آشامه.

33:35.607 --> 33:38.810
‫نه، من خون‌آشام.
‫اون انگار یه گربه‌ماهی تخمیه که دندون داره.

33:38.944 --> 33:40.479
‫کثیفه.

33:42.614 --> 33:44.616
‫ازمون خوشش نمیاد.

33:44.750 --> 33:47.953
‫ما... تو... مثل همیم.

33:48.087 --> 33:50.089
‫اصلاً مثل هم نیستیم،
‫حتی نزدیک هم نیستیم. اه!

33:50.989 --> 33:52.024
‫لوئی!

34:02.234 --> 34:03.394
‫لوئی!

34:06.305 --> 34:07.306
‫آه!

34:16.014 --> 34:17.183
‫لوئی!

34:26.192 --> 34:27.226
‫کلادیا!

34:35.267 --> 34:37.636
‫هیس! هیس!

34:41.041 --> 34:43.541
‫مامانم. مامان اینجا پیشته.

34:47.941 --> 34:49.041
‫اون یه بچه‌ـست.

34:49.811 --> 34:52.811
‫تو چشم‌های یه بچه رو کندی.

35:26.411 --> 35:29.111
‫چه طور می‌خواست شکار کنه؟

35:29.123 --> 35:30.123
‫چه طور؟

35:40.932 --> 35:42.534
‫یه خون‌آشام زن.

35:45.771 --> 35:47.706
‫یه خون‌آشام زن عصبانی.

35:49.741 --> 35:51.076
‫یه مادر.

35:51.243 --> 35:55.347
‫به خاطر کلماتش، زبونش،
‫و این که به مقدار لازم آروم می‌رفت،

35:55.514 --> 35:57.583
‫حس کردیم ازمون می‌خواد دنبالش کنیم.

35:57.716 --> 35:59.585
‫من که اینجا ایست نمی‌کنم.

35:59.718 --> 36:00.952
‫منم همین‌طور.

36:01.119 --> 36:02.621
‫ما هم رفتیم.

36:03.922 --> 36:06.325
‫مثل قصه‌ها، از توی جنگل رفتیم.

36:09.228 --> 36:10.962
‫اما اگه هم می‌تونستیم کاری کنیم
‫که باهامون صحبت کنه،

36:11.129 --> 36:12.831
‫چی می‌خواست بگه؟

36:15.801 --> 36:17.269
‫به هر حال، واقعاً نفرین‌شده‌ها

36:18.404 --> 36:21.139
‫می‌تونن چه چیزی به نفرین‌شده‌های دیگه بگن؟

36:52.814 --> 36:54.714
‫بنوش، بنوش...

37:22.809 --> 37:27.709
‫ما از اون ور اقیانوس اومدیم.

37:28.009 --> 37:30.629
‫5 ساله داریم دنبالتون می‌گردیم.

37:30.632 --> 37:34.132
‫اومدیم جایی که به داشتن خون‌آشام معروفه،

37:34.139 --> 37:35.739
‫تا کسایی مثل خودمون پیدا کنیم.

37:37.739 --> 37:39.139
‫ما صاحب شبیم.

37:39.839 --> 37:40.839
‫همین‌طوره؟

37:41.353 --> 37:42.353
‫آره.

37:43.489 --> 37:44.489
‫آره.

37:44.889 --> 37:47.819
‫به مدت قرن‌های طولانی، توی روستاشونیم،

37:47.824 --> 37:52.831
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.

37:52.831 --> 37:53.824
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.

37:53.824 --> 37:55.164
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.

37:55.171 --> 37:57.971
‫شاید به خاطر خونه.

37:58.136 --> 37:59.338
‫راجع به خون بهش بگو.

38:01.636 --> 38:03.736
‫خون اینجا...

38:05.811 --> 38:07.811
‫نمی‌تونین... شما...

38:07.813 --> 38:09.448
‫به انگلیسی بگو.

38:12.918 --> 38:14.753
‫خون اینجا بده.

38:17.589 --> 38:19.024
‫توی انسان‌ها،

38:20.091 --> 38:24.095
‫غم زیادی، درد زیادی نهفته.

38:27.766 --> 38:30.436
‫ما هم وقتی می‌نوشیم، حسش می‌کنیم.

38:33.839 --> 38:36.542
‫نمی‌تونیم خودمون رو گرم کنیم.

38:36.675 --> 38:38.477
‫بدنمون درد می‌گیره.

38:40.412 --> 38:43.281
‫شاید به خون بهتری نیاز داشته باشی.

38:45.602 --> 38:47.002
‫از اون ور اقیانوس؟

38:47.719 --> 38:48.719
‫آمریکا.

38:57.743 --> 39:00.543
‫یکی دیگه که مثل سینی سوخته نونه.

39:13.543 --> 39:15.743
‫چند نفر از ما باقی موندن؟

39:25.218 --> 39:26.818
‫این چه طوره؟

39:38.018 --> 39:40.318
‫روملو سزار.

39:42.518 --> 39:46.718
‫اون خنده‌دار بود.

39:46.818 --> 39:53.751
‫توی سیبیو یه سیرک درحال سفر رو کشت،

39:53.764 --> 39:55.864
‫همه رو کشت جز خرسه...

39:58.781 --> 40:03.381
‫اما همه کسایی که در تاریکین،
‫به تاریکی میرن.

40:05.881 --> 40:07.481
‫کی باقی مونده؟

40:07.495 --> 40:11.695
‫آخرین قبیلم رو توی جنگل کشتین.

40:11.845 --> 40:13.845
‫داشت بهمون آسیب میزد.

40:14.105 --> 40:15.140
‫داره چی میگه؟

40:16.205 --> 40:19.305
‫الان دیگه همشون مردن.

40:21.541 --> 40:23.341
‫همه مردن.

40:44.841 --> 40:47.641
‫طعم خامه روی جعبه شیر میده.

40:49.911 --> 40:53.811
‫شب‌هایی زیادی مونده
‫که توی جاده شیطان پدیدار شه،

40:54.171 --> 40:58.804
‫توی خونشون بازی می‌کنی،

40:58.817 --> 41:00.717
‫تو می‌خندی و می‌خندی.

41:00.817 --> 41:03.717
‫و تو هم باهامون میای؟

41:04.812 --> 41:05.812
‫آره.

41:05.897 --> 41:09.744
‫من رو با خودتون به اون ور اقیانوس می‌برین.

41:10.719 --> 41:13.789
‫و من دوباره قوی میشم.

41:13.799 --> 41:16.799
‫و داستانم رو بهت میگم.

41:16.827 --> 41:19.727
‫و تو هم داستان رو بهم میگی.

41:20.041 --> 41:23.741
‫و ما برای لذت کوچک، قتل می‌کنیم.

41:23.801 --> 41:27.801
‫و منتظر می‌مونم که بچه‌هام بهمون بپیوندن...

41:27.809 --> 41:30.709
‫باد توی موهامون،

41:30.817 --> 41:33.717
‫و پاهای برهنمون بین علف‌ها.

41:38.217 --> 41:39.817
‫اسمم داچیاست.

41:44.796 --> 41:45.897
‫لوئی.

41:46.932 --> 41:47.932
‫کلادیا.

41:52.940 --> 41:54.708
‫ما... هیچی نداریم.

42:00.312 --> 42:04.450
‫و این گونه بود که ما
‫با دنیای کهن خون‌آشام‌ها آشنا شدیم.

42:07.389 --> 42:10.359
‫پیشنهاد خشونت‌آمیزی
‫برای دفتر سه وجه بیکن دریافت‌کردیم.

42:10.492 --> 42:13.162
‫واقعاً؟ نمی‌دونستم
‫که در دسترس فروش گذاشتیمش.

42:14.896 --> 42:16.865
‫اسم جدیدیه، برای همین
‫من باید با پشت کار ادارش کنم

42:16.999 --> 42:19.001
‫اما یه عددیه که تو توش مشارکت نمی‌کنی.

42:24.539 --> 42:26.175
‫می‌تونم صفحاتی که کندیم رو ببینم؟

42:27.076 --> 42:28.177
‫صفحات دفتر خاطرات کلادیا.

42:31.746 --> 42:33.015
‫ما یه قراری گذاشتیم.

42:34.383 --> 42:38.287
‫نمی‌دونم چی رو مبهم
‫و چی رو اشتباه یادم میاد.

42:38.420 --> 42:40.255
‫اسم من توی بعضی از اون صفحات هست.

42:40.389 --> 42:41.923
‫مقابل اون نشستم

42:42.057 --> 42:44.726
‫و دانشی رو در نظر داشتم

42:44.859 --> 42:47.862
‫که نمی‌دونم چه چیزهایی ازش رو
‫به اشتباه یادم میاد.

42:50.432 --> 42:53.302
‫راجع بهش به اون نمیگم
‫اما نیاز دارم خودم دوباره بخونمشون.

42:57.172 --> 42:58.373
‫نظرم رو بگم؟

42:58.507 --> 42:59.274
‫کنترل مصاحبه از دستم خارج شد.

42:59.408 --> 43:00.408
‫آره.

43:01.443 --> 43:02.443
‫اون ماهره.

43:03.545 --> 43:05.247
‫اون می‌خواد تو رو تیکه تیکه کنه

43:05.380 --> 43:07.140
‫تا بتونه هر جوری که صلاح می‌دونه،
‫دوباره سرهمش کنه.

43:07.182 --> 43:08.950
‫- شغلشه.
‫- براش مثل مواده.

43:09.084 --> 43:10.319
‫داره ازش لذت میبره.

43:10.452 --> 43:12.254
‫- باید تمومش کنی.
‫- نه.

43:12.387 --> 43:14.056
‫منظورم اینه که اون رو
‫سوار یه هواپیما کن که برگرده.

43:14.923 --> 43:15.923
‫نه.

43:27.302 --> 43:29.022
‫به رشید میگم
‫که صفحات پاره شده رو جمع کنه و بیاره.

43:52.894 --> 43:54.096
‫نظرت چیه؟

44:03.105 --> 44:05.307
‫پسری که توی سن فرانسیسکو دیدیم.

44:06.441 --> 44:08.943
‫همونی که جلوی دستگاه ضبط نوارش
‫به مِن مِن کردن میوفتاد،

44:09.078 --> 44:10.612
‫همون که حتی درست معنی داستانی

44:10.745 --> 44:12.781
‫که داشت براش تعریف میشد رو نمی‌دونست.

44:16.251 --> 44:17.786
‫اون هنوز یه جایی اون توـه.

44:19.321 --> 44:20.722
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

44:22.191 --> 44:24.493
‫می‌تونیم کاری کنیم که از اینجا به بعد رو
‫هر طور که ما می‌خوایم، تعریف کنه.

44:24.626 --> 44:25.960
‫چه طور؟

44:27.996 --> 44:29.131
‫با همدیگه انجامش میدیم.

44:30.832 --> 44:32.901
‫مثل تمام کارهایی
‫که در 70 سال اخیر انجام دادیم.

44:59.561 --> 45:00.762
‫صبح به خیر.

45:02.697 --> 45:04.266
‫

45:04.399 --> 45:07.102
‫خب بچه‌ها، چه خبر؟

45:07.236 --> 45:08.870
‫توجهمون رو جلب کردی.

45:09.003 --> 45:10.505
‫واقعاً؟

45:11.240 --> 45:12.607
‫آره.

45:13.542 --> 45:14.609
‫رسمی؟

45:19.414 --> 45:20.515
‫خیلی خب.

45:21.583 --> 45:22.583
‫عه...

45:24.153 --> 45:27.021
‫جلسه ده، لوئی خون‌آشام

45:27.156 --> 45:29.458
‫و آرماند خون‌آشام.

45:32.761 --> 45:34.129
‫رفتین به سمت غرب.

45:35.096 --> 45:37.566
‫کلادیا کاملاً در هم شکسته بود.

45:37.699 --> 45:39.901
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

45:40.935 --> 45:42.937
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

45:43.071 --> 45:46.375
‫من شهری رو انتخاب کردم
‫که توی رادیو، ما رو به سمت خودش فراخوند.

45:46.508 --> 45:48.210
‫به سرزمین مادری، نیو اورلینز.

45:49.944 --> 45:51.780
‫- اعضا انجمن من حس کردند...
‫- اه، اه، اه.

45:51.913 --> 45:54.048
‫به تو هم می‌رسیم.

45:57.886 --> 46:00.889
‫جنگ چراغ‌ها رو خاموش کرده بود،

46:01.022 --> 46:03.658
‫و زیبایی رو از خیابون‌هاش گرفت،

46:03.792 --> 46:05.827
‫آوانگاردها رو تبعید کرده بود.

46:08.297 --> 46:12.467
‫اما دیگه کل دنیا آماده شده بودن که برگردن

46:12.634 --> 46:14.403
‫و دوباره زندگی‌هاشون رو از نو بسازن.

46:18.207 --> 46:21.410
‫مسافرینی توی مسیر پر از امیدشون.

46:35.324 --> 46:37.359
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

46:37.492 --> 46:39.027
‫نیاز هم ندارم جوابت رو بشنوم،

46:39.160 --> 46:40.862
‫فقط می‌خوام که به حرفم گوش بدی.

46:40.995 --> 46:43.097
‫با کلمات سخت یا با کلمات نرم؟

46:44.766 --> 46:45.766
‫سخت.

46:46.668 --> 46:47.869
‫زندگیمون افتضاحه.

46:48.803 --> 46:49.804
‫افتضاح بوده.

46:50.672 --> 46:53.542
‫افتضاح هست.
‫دوباره هم افتضاح میشه.

46:53.675 --> 46:55.944
‫انقدر برای خودت متاسف نباش.

46:56.945 --> 46:59.448
‫کسی نگاه نمی‌کنه،
‫کسی اهمیتی نمیده.

47:00.349 --> 47:02.517
‫یه زندگی افتضاح داشته باشی
‫بهتر از اینه که زندگی‌ـی نداشته باشی.

47:02.651 --> 47:05.119
‫اما جایی که الان داریم میریم،
‫دیگه خبری از فرار نیست.

47:06.455 --> 47:08.557
‫معنیش این نیست ما چیزی
‫که دیدیم رو فراموش کردیم.

47:08.690 --> 47:10.225
‫کارهایی که اون جلومون کرد.

47:11.660 --> 47:13.404
‫اگه ببینم که پا تو اون مسیر گذاشتی،
‫تو رو ازش بیرون می‌کشم.

47:13.428 --> 47:14.729
‫نمی‌خوام همچین چیزی بشی.

47:15.930 --> 47:17.866
‫تا موقعی که تو روی زمین قدم ‌بر می‌داری،

47:17.999 --> 47:20.469
‫من هیچ‌وقت به سمت چشیدن طعم آتش نمیرم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

47:22.136 --> 47:24.306
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

47:26.174 --> 47:29.378
‫و اگه اینجا نبودن،
‫چون زندگی مزخرفه،

47:29.511 --> 47:32.481
‫یا من دوباره به گاش میدم،
‫یا تو به گاش میدی.

47:33.882 --> 47:35.517
‫میریم مکان بعد.

47:36.718 --> 47:38.487
‫نمیشه که ما تنها خون‌آشام‌های خوب باشیم.

47:41.222 --> 47:42.657
‫حالا با کلمات نرم.

47:44.526 --> 47:46.495
‫اگه تو آخرین خون‌آشام روی زمین باشی،

47:54.068 --> 47:55.169
‫برای من کافیه.

48:16.090 --> 48:17.359
‫تو و من.

48:19.227 --> 48:20.795
‫من و تو.

48:21.563 --> 48:22.797
‫تو و من.

48:23.598 --> 48:24.899
‫من و تو.

48:25.033 --> 48:26.468
‫تو و من!

48:32.040 --> 48:33.040
‫خیلی خب.

48:33.742 --> 48:34.876
‫خیلی خب.

48:39.742 --> 48:47.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

48:47.224 --> 48:57.224
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
