1
00:00:09,812 --> 00:00:21,012
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

2
00:00:23,011 --> 00:00:28,011
‫قسمت 8:
‫«واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی به بقیه نفرین‌شده بگن»

3
00:00:29,011 --> 00:00:33,978
‫[الان دیلینی هیلز در نقش کلادیا نقش آفرینی می‌که]

4
00:00:34,011 --> 00:00:41,011
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

5
00:00:41,035 --> 00:00:45,035
‫ترجمه‌ای از مــحــمــد آلــفــا

6
00:00:47,031 --> 00:00:50,201
‫اینجا نوشته: «من خواب نمی‌بینم.»

7
00:00:51,502 --> 00:00:53,337
‫من می‌تونم تایید کنم.

8
00:00:54,672 --> 00:00:56,374
‫حداقل، این چیزی بود

9
00:00:56,540 --> 00:00:58,743
‫که وقتی داشتم یکی از خواب‌هام

10
00:00:59,677 --> 00:01:02,380
‫که اون سال‌ها نامنظم بود رو
‫تعریف می‌کردم، بهم گفت.

11
00:01:07,351 --> 00:01:09,387
‫البته ممکنه این رو گفته باشه
‫که دهن من رو ببنده،

12
00:01:09,520 --> 00:01:12,023
‫ولی اینجا هم نوشتتش،

13
00:01:12,190 --> 00:01:13,892
‫پس بیاین حرفش رو باور کنیم.

14
00:01:14,025 --> 00:01:16,060
‫بیاین.

15
00:01:19,563 --> 00:01:21,232
‫در ادامش نوشته:

16
00:01:22,867 --> 00:01:25,403
‫«با وسایل کم به خانه اجدادیمون سفر کردیم.»

17
00:01:27,305 --> 00:01:28,773
‫«روی زمین خوابیدیم،

18
00:01:29,707 --> 00:01:31,675
‫از مسیرهای پر پیچ و خمی رفتیم
‫تا ارتش دیوانه که به سمت روسیه

19
00:01:31,843 --> 00:01:34,312
‫رژه میره رو دور بزنیم.»

20
00:01:34,478 --> 00:01:38,716
‫ممکنه بعضی‌ها بگن زمانبندی بدی
‫برای یه سفر اروپایی بود.

21
00:01:38,883 --> 00:01:39,918
‫توجهی نمی‌کنم.

22
00:01:40,584 --> 00:01:41,886
‫برای کلادیا این طور نیست.

23
00:02:00,771 --> 00:02:02,340
‫تمام اون سال‌ها،

24
00:02:02,506 --> 00:02:04,843
‫دنبال مدارکی از گونه ما،
‫کتاب‌خونه‌ها رو گشت.

25
00:02:05,009 --> 00:02:07,912
‫اون عمراً اجازه نمی‌داد
‫که یه اختلاف عقیدتی انسانی،

26
00:02:08,079 --> 00:02:09,089
‫معطلش کنه.

27
00:02:16,520 --> 00:02:19,123
‫و چیزهای وحشتناکی که هر شب گذروندیم.

28
00:02:22,293 --> 00:02:25,296
‫قطارهای درستکاری
‫که به سرعت به سمت ستمگری میره.

29
00:02:26,898 --> 00:02:28,967
‫اون‌ها فقط باعث میشن
‫که برای پیدا کردن کسایی

30
00:02:29,133 --> 00:02:30,969
‫که بهتر باهاشون ارتباط می‌گیره،
‫ارادش محکم‌تر بشه.

31
00:02:34,438 --> 00:02:36,975
‫و توی بازخوانی این صفحات،

32
00:02:37,141 --> 00:02:41,312
‫مشخصه که فکر نمی‌کرد
‫دیگه به دردش بخورم.

33
00:02:46,951 --> 00:02:50,121
‫می‌تونی تصور کنی تا حالا خواب ندیده باشی؟

34
00:02:51,755 --> 00:02:53,791
‫دیگه اشتیاقی به خوابیدن داری؟

35
00:02:55,126 --> 00:02:58,796
‫یا وقتی که خورشید طلوع می‌کنه،
‫وحشت‌زده میشی؟

36
00:02:58,930 --> 00:03:00,798
‫یا شبیه خواب نوزادهاست؟

37
00:03:02,066 --> 00:03:03,501
‫عاری از هر چیزی توی ذهن.

38
00:03:05,769 --> 00:03:08,472
‫دوباره میگم این صدای یه خون‌آشام
‫به اسم آرمانده.

39
00:03:08,606 --> 00:03:12,176
‫اما به خاطر این که جایی ازش
‫نام برده نمیشه، بهش توجهی نکنین.

40
00:03:12,310 --> 00:03:13,711
‫مصاحبه لوئیه آقای مولوی.

41
00:03:13,844 --> 00:03:17,015
‫- شما سر میز نشستی.
‫- توی اتاق غذاخوریمونم.

42
00:03:17,916 --> 00:03:19,783
‫درحال غذا خوردن که نیستی.

43
00:03:19,918 --> 00:03:22,486
‫یک خون‌آشام باستانی به اندازه
‫یه خون‌آشام جوون نیاز به خون نداره.

44
00:03:22,620 --> 00:03:25,656
‫کنجکاو کننده و بی اهمیت.

45
00:04:08,132 --> 00:04:12,203
‫اون با کشتی، قطار و واگن
‫ما رو قاچاقی جا به جا کرد.

46
00:04:14,572 --> 00:04:17,475
‫قبل از این که کشاورهای بیچاره
‫و سربازهای جیره‌بندی شده رو بکشه،

47
00:04:17,641 --> 00:04:20,578
‫ازشون می‌خواست که زبانشون رو
‫بهش یاد بدن.

48
00:04:22,313 --> 00:04:23,881
‫و وقتی که دیگه به اندازه کافی می‌تونست

49
00:04:24,015 --> 00:04:25,916
‫کلمه و دستور زبان کنار همدیگه بچینه،

50
00:04:26,850 --> 00:04:28,252
‫دیگه درخواست نمی‌کرد.

51
00:04:29,988 --> 00:04:32,756
‫کلادیا یکم دچار بلاتکلیفی شده بود،

52
00:04:32,890 --> 00:04:35,193
‫یه راهنما سفر دیوانه بود.

53
00:04:35,359 --> 00:04:39,597
‫و تمام قلعه‌هایی که کوچک‌ترین ربطی
‫به ولاد سوم یا ولاد دراکولا داشتن،

54
00:04:39,763 --> 00:04:42,266
‫حتی کوچک‌ترین ربطی هم داشتن،
‫باید گشته میشد.

55
00:04:42,433 --> 00:04:44,735
‫و من برای کلادیایی تحمل کردم،

56
00:04:44,902 --> 00:04:48,572
‫که خشمش نسبت به من
‫و قبول نکردنم برای سوزوندن لستت،

57
00:04:48,739 --> 00:04:51,475
‫تبدیل به سکوتی تلخ شده بود.

58
00:04:51,609 --> 00:04:53,077
‫این جنگ؛

59
00:04:54,412 --> 00:04:55,913
‫داره روی خون‌‌ مردم تاثیر میذاره.

60
00:04:58,582 --> 00:05:00,118
‫تا الان داشتیم بدبختی،

61
00:05:01,285 --> 00:05:02,453
‫و ناامیدی می‌نوشیدیم.

62
00:05:03,854 --> 00:05:05,956
‫توی خونشونه و ما هم
‫داریم وارد خودمون می‌کنیم.

63
00:05:06,957 --> 00:05:08,326
‫داره به خوردمون میره.

64
00:05:09,593 --> 00:05:12,130
‫فکر می‌کنم برای همین سردمونه،

65
00:05:12,263 --> 00:05:13,597
‫و گرممون نمیشه.

66
00:05:14,898 --> 00:05:16,300
‫فکر می‌کنی به خاطر اینه؟

67
00:05:22,773 --> 00:05:24,475
‫«لوئی،

68
00:05:24,608 --> 00:05:26,110
‫تو چیزی گفتی؟»

69
00:05:29,247 --> 00:05:30,981
‫ممنون که پرسیدی.

70
00:05:31,115 --> 00:05:32,950
‫من یه چیزی گفتم کلادیا.

71
00:05:34,752 --> 00:05:36,120
‫گفتم سردمه.

72
00:05:36,987 --> 00:05:38,822
‫هر شب دارم توی یه سوراخ می‌خوابم.

73
00:05:39,723 --> 00:05:41,459
‫دیگه خسته شدم و نمی‌کشم.

74
00:05:42,660 --> 00:05:43,994
‫تو چه طور؟

75
00:05:50,934 --> 00:05:52,503
‫«خب، برادر لو،

76
00:05:55,606 --> 00:05:57,141
‫خودمم یکم سرحال نیستم.»

77
00:05:58,342 --> 00:05:59,643
‫- اما، عه...»
‫- بمبارون هوایی.

78
00:06:08,986 --> 00:06:10,822
‫هان قاتل،

79
00:06:10,989 --> 00:06:11,289
‫یا هیولاهای ایوان،

80
00:06:11,289 --> 00:06:12,456
‫
‫یا هیولاهای ایوان،

81
00:06:12,456 --> 00:06:12,756
‫

82
00:06:12,923 --> 00:06:15,359
‫یا بارش بارون از نیرو هوایی انگلیس نبود

83
00:06:15,526 --> 00:06:17,528
‫که باعث فرار خون‌آشام‌ها شد.

84
00:06:17,695 --> 00:06:20,331
‫قرن‌ها بود که خون‌آشامی
‫پا به اینجا نذاشته بود.

85
00:06:20,498 --> 00:06:22,866
‫چندین مدارک قضایی پیدا کردیم

86
00:06:23,000 --> 00:06:24,535
‫که باعث شد پرونده هموار بشه،

87
00:06:24,702 --> 00:06:27,071
‫اما کلادیا شکی نداشت.

88
00:06:27,838 --> 00:06:31,041
‫مثل... مثل یه زمین‌شناس دیوانه

89
00:06:31,209 --> 00:06:33,277
‫داره یه عاج ماموت پشمی رو
‫تکون میده و میگه:

90
00:06:33,444 --> 00:06:35,479
‫«بیا بریم خونه همسایه در بزنیم،

91
00:06:35,646 --> 00:06:37,481
‫یکی باید داخل باشه.»

92
00:06:45,723 --> 00:06:47,391
‫مرده.

93
00:06:55,666 --> 00:06:57,835
‫شاید وقتش رسیده که برگردیم خونه.

94
00:06:59,170 --> 00:07:01,572
‫«ازم پرسید که می‌تونیم برگردیم خونه یا نه.

95
00:07:02,206 --> 00:07:03,674
‫خونه؟

96
00:07:04,875 --> 00:07:08,579
‫سوال دیگه‌ای هست
‫که بیشتر از این توهین‌آمیز باشه؟

97
00:07:09,547 --> 00:07:11,449
‫فرار کن و برگرد نیو اورلینز.

98
00:07:11,582 --> 00:07:14,385
‫استخوان‌هاش رو از جا در بیار، چرا انجامش نمیدی؟

99
00:07:14,985 --> 00:07:16,754
‫لوئی د پوینت دو لاک.

100
00:07:18,256 --> 00:07:19,423
‫یه بار اضافی.»

101
00:07:28,699 --> 00:07:30,734
‫می‌خوام ازت تشکر کنم،

102
00:07:32,203 --> 00:07:35,406
‫بابت این که اون شب کمک کردی
‫که خاطراتم رو به یاد بیارم.

103
00:07:36,907 --> 00:07:39,377
‫الان این نوشته‌های
‫دفتر خاطرات رو خیلی بهتر می‌فهمم.

104
00:07:40,678 --> 00:07:43,381
‫لوئی، منم می‌خواستم بابت هشت ساعت

105
00:07:43,514 --> 00:07:46,217
‫آموزش چگونه دوری کردن از خورشید و اژدرها

106
00:07:46,350 --> 00:07:49,220
‫در حالی که داری به سمت تئاتر جنگی مدیترانه
‫قایق‌رانی می‌کنی، تشکر کنم.

107
00:07:49,353 --> 00:07:53,991
‫و همین‌طور تا به الان دو ساعت امشب

108
00:07:54,125 --> 00:07:58,562
‫سر دنبال کردن خون‌آشام‌های کهنی
‫که خبری ازشون نشد.

109
00:07:58,696 --> 00:08:01,031
‫تا حالا «موبی دیک» رو خوندی ریل رشید؟

110
00:08:02,433 --> 00:08:03,567
‫من برای خدمت‌گذاری اینجام.

111
00:08:03,701 --> 00:08:05,303
‫اه. آره، البته.

112
00:08:05,436 --> 00:08:07,838
‫متاسفم، این...
‫خیلی عجیبه.

113
00:08:07,971 --> 00:08:09,373
‫وقتی این شاهرخ خانی که اینجاست

114
00:08:09,507 --> 00:08:11,875
‫داشت نقشت رو بازی می‌کرد، کجا فرستادنت؟

115
00:08:12,676 --> 00:08:14,712
‫نکنه پشت نقاشی دزدیده شده رامبرانت،
‫یه اتاق امن وجود داره؟

116
00:08:14,845 --> 00:08:17,548
‫عشقم به مدت 150 سال
‫اداره یه شرکت تئاتر رو به عهده داشت دنیل.

117
00:08:17,681 --> 00:08:19,683
‫به گفته کلادیا،

118
00:08:19,817 --> 00:08:22,052
‫عشقت توی یه جعبه بود
‫داشت به زخم گردن از پیش برنامه ریزی شدش،

119
00:08:22,186 --> 00:08:24,054
‫تامل می‌کرذ.

120
00:08:24,188 --> 00:08:27,425
‫کلادیا نوشته، بیاین باورش کنیم.

121
00:08:28,359 --> 00:08:31,229
‫نه توی سن‌فرانسیسکو لیاقت داشت،
‫نه توی دوبی.

122
00:08:32,463 --> 00:08:34,064
‫توجه نکن.

123
00:09:32,956 --> 00:09:34,592
‫هوم.

124
00:09:37,528 --> 00:09:39,263
‫سلام، عشق من.

125
00:09:39,430 --> 00:09:41,232
‫- نه.
‫- بله.

126
00:09:41,365 --> 00:09:42,801
‫نه.

127
00:09:43,935 --> 00:09:45,469
‫هنوز همون سوال رو داری؟

128
00:09:45,603 --> 00:09:46,738
‫برو گمشو.

129
00:09:46,871 --> 00:09:49,073
‫نکنه دلت برای من تنگ شده؟

130
00:09:49,207 --> 00:09:50,474
‫دلم برات تنگ شده.

131
00:09:50,608 --> 00:09:53,477
‫علیرغم ناخوشایندی‌های اخیرمون،

132
00:09:54,746 --> 00:09:57,448
‫- هنوز دلمون برای همدیگه تنگ میشه.
‫- کلادیا!

133
00:09:59,250 --> 00:10:02,687
‫هوم! چهار سال پیاده‌روی سخت

134
00:10:02,821 --> 00:10:06,691
‫و هنوز هم خبی از خون‌آشام خوش‌قلبی نیست.

135
00:10:07,726 --> 00:10:11,495
‫خب، امشب دنیل خودش رو
‫چه طور نشون میده؟

136
00:10:11,629 --> 00:10:14,332
‫براندی میزنه؟

137
00:10:15,166 --> 00:10:17,035
‫تو این جا نیستی،
‫منم که مغزم به گا رفته.

138
00:10:17,168 --> 00:10:18,469
‫خیلی هم به گا رفته.

139
00:10:18,602 --> 00:10:21,005
‫- اون ارزشش رو داشت؟
‫- آره.

140
00:10:21,139 --> 00:10:23,808
‫- یه جور میگی انگار به حرفت باور داری.
‫- آره، همین‌طوره.

141
00:10:23,942 --> 00:10:25,877
‫باور دارم، باور دارم.

142
00:10:26,010 --> 00:10:27,311
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

143
00:10:27,445 --> 00:10:29,313
‫باور دارم، باور دارم.

144
00:10:29,447 --> 00:10:31,115
‫باور دارم، باور دارم.

145
00:10:31,249 --> 00:10:33,484
‫باور دارم، باور دا...

146
00:10:44,162 --> 00:10:48,833
‫اوه. برزخ اتاقی عالی برای موسیقی گوش دادنه.

147
00:10:48,967 --> 00:10:51,836
‫من یه قطعه جدید، یه کنسرتو
‫برای خرخره پاره شده و ارکسترا دارم.

148
00:10:51,970 --> 00:10:53,704
‫- متاسفم.
‫- دوباره نگو.

149
00:10:54,672 --> 00:10:57,475
‫با عذاب وجدان خرابش می‌کنی.

150
00:10:58,376 --> 00:11:00,078
‫یه خیانت بی‌نقص بود.

151
00:11:00,211 --> 00:11:02,546
‫تو مرگی بهم دادی
‫که توی تقدیرم بود.

152
00:11:02,680 --> 00:11:04,382
‫کامیون اومد!

153
00:11:07,485 --> 00:11:10,054
‫اما در جواب سوالت باید بگم...

154
00:11:13,792 --> 00:11:14,893
‫آره.

155
00:11:16,127 --> 00:11:17,929
‫قراره به طرز بدی بکشمت.

156
00:11:18,897 --> 00:11:22,033
‫اگه زنده بودی، تا الان این کار رو می‌کردی.

157
00:11:22,166 --> 00:11:24,268
‫هوم.

158
00:11:24,402 --> 00:11:25,870
‫وای عشقم.

159
00:11:28,639 --> 00:11:31,542
‫من فقط منتظرم
‫که به خوش‌حالی برسی.

160
00:11:32,844 --> 00:11:34,745
‫پس عجله کن عزیزم.

161
00:11:38,749 --> 00:11:41,419
‫تا اون موقع جون 7 هزار نفر رو گرفته بودم.

162
00:11:41,585 --> 00:11:43,855
‫- اه!
‫- اما لستت تنها کسی بود

163
00:11:43,988 --> 00:11:45,890
‫بعدش حس کردم واقعاً به قتل رسوندمش.

164
00:11:47,525 --> 00:11:49,727
‫حرف پر عمقیه مطمئناً،

165
00:11:49,894 --> 00:11:51,562
‫اما من این طوری حس کردم.

166
00:11:53,397 --> 00:11:55,066
‫اون با دعوت اومد.

167
00:11:55,233 --> 00:11:58,102
‫حواسم رو از منظره تک رنگم پرت کرد.

168
00:11:59,437 --> 00:12:01,672
‫خاکستری از جاده‌ای ناپدید شده.

169
00:12:01,840 --> 00:12:04,809
‫باقی مونده شهری سوخته و غرق در تیر باران.

170
00:12:06,110 --> 00:12:09,180
‫در آلمان، هیتلر توی پناهگاهش
‫یه قرص انداخت بالا

171
00:12:09,347 --> 00:12:11,115
‫و کل اروپا جشن گرفتن.

172
00:12:12,683 --> 00:12:16,120
‫اما تو رومانی، شامپاین باز و خالی شد.

173
00:12:18,589 --> 00:12:20,391
‫شوروی جای نازی‌ها رو گرفت.

174
00:12:20,558 --> 00:12:23,294
‫جنگ تبدیل به شهرت شد.

175
00:12:24,009 --> 00:12:27,008
‫عجله کنین، یالا!

176
00:12:28,789 --> 00:12:29,790
‫آخریشه؟

177
00:12:30,779 --> 00:12:31,740
‫بجنبین!

178
00:12:31,769 --> 00:12:32,790
‫یالا، یالا، یالا!

179
00:12:33,581 --> 00:12:34,676
‫بازشون کنین.

180
00:12:40,715 --> 00:12:41,476
‫آتش.

181
00:12:45,845 --> 00:12:47,776
‫بفرستینشون جهنم.

182
00:12:48,845 --> 00:12:50,176
‫بیاین از اینجا بریم.

183
00:12:53,892 --> 00:12:56,327
‫چرا به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

184
00:12:56,494 --> 00:12:58,129
‫شیشه‌ها خرد شدن،
‫درها کنده شدن.

185
00:12:58,296 --> 00:12:59,936
‫مثل تمام روستاهایی که دیدیم،

186
00:12:59,964 --> 00:13:01,900
‫وقتی روس‌ها ریختن توی روستا،
‫مردم اون جا رو ترک کردن.

187
00:13:02,066 --> 00:13:04,211
‫مردم فرار کردن؟
‫پس کی سیر ریخته دور درها؟

188
00:13:04,235 --> 00:13:05,803
‫کی صلیب‌ها رو به در میخ کرد؟

189
00:13:05,970 --> 00:13:07,805
‫چرا در نمیزنی و نمی‌پرسی؟

190
00:13:07,972 --> 00:13:09,749
‫مثل توی کتاب‌ها، فکر می‌کنن
‫که سیر ازشون محافظت می‌کنه.

191
00:13:09,773 --> 00:13:11,609
‫- کتاب‌های تو؟
‫- فکر می‌کنن ما از مسیح متنفریم.

192
00:13:11,775 --> 00:13:13,577
‫دوباره شروع نکنی
‫راجع به کتاب‌هات حرف بزنی.

193
00:13:13,744 --> 00:13:15,322
‫- کتاب‌هات مزخرفن.
‫- یه خون‌آشامی اینجا بوده.

194
00:13:15,346 --> 00:13:16,346
‫یه صلیب دیگه.

195
00:13:16,414 --> 00:13:17,815
‫هی، باشه باشه.

196
00:13:17,982 --> 00:13:19,683
‫- اوه، لعنت بهش.
‫- باید هم لعنت بفرستی.

197
00:13:19,850 --> 00:13:21,819
‫هیچی راجع به هیچی نگو.

198
00:13:21,900 --> 00:13:22,810
‫کاغذتون.

199
00:13:29,810 --> 00:13:30,790
‫مادرمه.

200
00:13:30,902 --> 00:13:31,958
‫دیدینش؟

201
00:13:31,962 --> 00:13:32,858
‫لطفاً کمک کنین.

202
00:13:34,260 --> 00:13:35,828
‫مجارستانی.

203
00:13:35,920 --> 00:13:38,298
‫اینجا رومانیه.

204
00:13:38,312 --> 00:13:41,858
‫دنبال همسرم می‌گردم،
‫امیدوارم پیداش کنم.

205
00:13:41,898 --> 00:13:43,468
‫کاغذتون به اندازه کافی خوب نیست.

206
00:13:45,902 --> 00:13:47,422
‫مجبورشون کردین تو تاریکی وایسن؟

207
00:13:47,790 --> 00:13:48,598
‫احمقین؟

208
00:13:48,812 --> 00:13:49,598
‫روسی صحبت کن.

209
00:13:49,712 --> 00:13:53,198
‫برین، برین. برین سراغ گشت‌های مهمتون.

210
00:13:53,419 --> 00:13:54,688
‫روسی صحبت کن.

211
00:13:54,856 --> 00:13:57,087
‫اگه بمیرن، کاغذ دیگه اهمیتی نداره.

212
00:14:06,557 --> 00:14:08,517
‫شب وقت خوبی برای سفر نیست.

213
00:14:09,008 --> 00:14:09,758
‫اونم با یه بچه.

214
00:14:10,689 --> 00:14:12,871
‫مادرش پرستاره!

215
00:14:13,021 --> 00:14:16,896
‫اومد رومانی که دنبالش بگرده...

216
00:14:19,077 --> 00:14:20,411
‫آمریکایی هستی؟

217
00:14:26,684 --> 00:14:29,920
‫خیلی خب. جنگه دیگه، همه داستان غم‌انگیز دارن.

218
00:14:30,554 --> 00:14:32,590
‫انگلیسی حرف میزنم می‌فهمی؟

219
00:14:33,191 --> 00:14:34,292
‫آره.

220
00:14:34,425 --> 00:14:35,726
‫امیلیا.

221
00:14:35,859 --> 00:14:37,195
‫مری.

222
00:14:37,328 --> 00:14:38,929
‫این هم پدرم رابرته.

223
00:14:39,063 --> 00:14:41,599
‫ما خسته‌ایم، یه جا
‫برای خوابیدن واقعاً نیازمون میشه.

224
00:14:41,732 --> 00:14:44,035
‫چیزهایی داریم که باهاشون
‫ازتون تشکر کنیم.

225
00:14:45,869 --> 00:14:47,271
‫ودکا؟

226
00:14:47,405 --> 00:14:48,706
‫آره.

227
00:14:48,839 --> 00:14:50,541
‫اون جا خیلی رفیق پیدا می‌کنی.

228
00:14:52,745 --> 00:14:54,280
‫تختی نمونده.

229
00:14:54,414 --> 00:14:56,282
‫موتورخونه هست،
‫می‌تونین امشب ازش استفاده کنین.

230
00:14:56,416 --> 00:14:58,318
‫گرمه، با صدای بلند موتور.

231
00:14:58,451 --> 00:15:00,320
‫ممنون. همین کافیه.

232
00:15:00,453 --> 00:15:01,654
‫آمریکایین!

233
00:15:02,021 --> 00:15:03,116
‫و با خودشون ودکا و سیگار آوردن.

234
00:15:11,564 --> 00:15:14,600
‫اون‌ها عادت به دیدن
‫مردهای خوش‌قیافه ندارن.

235
00:15:15,501 --> 00:15:17,370
‫و... اه... بقیه اهل کجان؟

236
00:15:17,503 --> 00:15:20,640
‫اکثراً از شهر اومدن،
‫بعضی‌ها نمی‌تونن برگردن خونه.

237
00:15:20,773 --> 00:15:22,141
‫اخه دیگه خونه‌ای نیست.

238
00:15:23,108 --> 00:15:25,010
‫چرا همه دارین اینجا زندگی می‌کنین؟

239
00:15:25,144 --> 00:15:26,779
‫دیوارهای سنگی، درهای فلزی.

240
00:15:27,880 --> 00:15:29,440
‫مگه توی جنگل خبریه؟

241
00:15:29,548 --> 00:15:32,417
‫بمب‌های توی زمین، گرگ،

242
00:15:32,551 --> 00:15:34,787
‫شاید هم سربازهایی
‫که هنوز نمی‌دونن جنگ تموم شده.

243
00:15:35,821 --> 00:15:37,623
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

244
00:15:39,558 --> 00:15:42,261
‫- یا شایدم خون‌آشام.
‫- بیخیال!

245
00:15:43,262 --> 00:15:44,496
‫وای ببین،

246
00:15:44,664 --> 00:15:46,331
‫سربازهایی که دور گردنشون سیره.

247
00:15:46,498 --> 00:15:48,033
‫- نه نه نه نه!
‫- اوه.

248
00:15:48,167 --> 00:15:51,470
‫سوپ در ازای سیگار.
‫معامله بدی برای شماست.

249
00:15:51,603 --> 00:15:53,973
‫اما وقتی بمیری، خدا فراموش می‌کنه.

250
00:15:55,374 --> 00:15:56,809
‫یعنی خدا فراموش نمی‌کنه.

251
00:16:06,351 --> 00:16:07,486
‫ آمریکایی هستین؟

252
00:16:08,520 --> 00:16:10,589
‫6 ماهی میشه که یه کلمه انگلیسی هم نشنیدم.

253
00:16:10,723 --> 00:16:12,624
‫یه چیزی بگین، هرچی.

254
00:16:12,758 --> 00:16:14,927
‫- اه... یه چیزی، هرچی.
‫- وای!

255
00:16:15,627 --> 00:16:16,628
‫- سلام.
‫- سلام.

256
00:16:16,762 --> 00:16:18,163
‫مگه من به چه زبونی حرف می‌زنم؟

257
00:16:18,297 --> 00:16:20,432
‫اوه آره. عزیز، تو انگلیسیت داغونه

258
00:16:20,565 --> 00:16:22,177
‫به خاطر یه مرد انگلیسی
‫که بیش از حد شیفته دانش‌آموزش شده

259
00:16:22,201 --> 00:16:23,769
‫- که بتونه درست کارش رو انجام بده.
‫- اوهوم.

260
00:16:24,770 --> 00:16:25,938
‫این رابرته.

261
00:16:26,739 --> 00:16:28,173
‫عه... لوئی‌ـم.

262
00:16:28,307 --> 00:16:30,275
‫ اون خیلی سریع یاد می‌گیره

263
00:16:30,409 --> 00:16:32,978
‫و خیلی زرنگه، منم به شدت عاشقشم‌.

264
00:16:33,112 --> 00:16:34,747
‫شنیدم ودکا داری.

265
00:16:34,880 --> 00:16:36,315
‫این هم مورگانه.

266
00:16:37,917 --> 00:16:39,785
‫مورگان وارد ، خبرنگار دیلی هرولد هستم.

267
00:16:39,919 --> 00:16:41,420
‫یادشون رفته که من اینجام.

268
00:16:41,553 --> 00:16:43,033
‫و منم به این زودی اسمت رو یادم رفت.

269
00:16:43,122 --> 00:16:44,323
‫اه... لوئیه.

270
00:16:44,456 --> 00:16:46,025
‫لوئی! لوئی، غریبه معرکه.

271
00:16:46,158 --> 00:16:48,493
‫به جهنم روی زمین خوش‌ اومدین!

272
00:16:49,762 --> 00:16:52,097
‫و شما چی؟ اسمت چیه عزیزم؟

273
00:16:52,231 --> 00:16:53,799
‫چرا اون بیرون دارن به قبرها شلیک می‌کنن؟

274
00:16:53,933 --> 00:16:55,868
‫این هم دخترم مری‌ـه.

275
00:16:56,001 --> 00:16:57,202
‫اوه.

276
00:16:59,842 --> 00:17:02,561
‫خاک ما از گوشتتون تغذیه می‌کنه!

277
00:17:02,763 --> 00:17:05,682
‫استخون‌هاتون توی سرزمینمون سفید میشن!

278
00:17:10,983 --> 00:17:12,184
‫عه... اندره.

279
00:17:14,519 --> 00:17:17,056
‫شاید بتونی مری رو با خودت ببری
‫که با بقیه بچه‌ها آشنا بشه.

280
00:17:17,189 --> 00:17:18,724
‫همین جا راحتم قربان، ممنون.

281
00:17:19,725 --> 00:17:21,994
‫برو دیگه مری.
‫برو و با بقیه بچه‌ها آشنا شو.

282
00:17:23,295 --> 00:17:25,464
‫شرط می‌بندم کلی چیز
‫راجع به اینجا می‌دونن.

283
00:17:34,339 --> 00:17:35,741
‫صبر کن، این اشتباهه.

284
00:17:35,908 --> 00:17:38,811
‫اون جلوی کلادیا نگفت.

285
00:17:38,944 --> 00:17:40,780
‫چی رو نگفت؟ کی؟

286
00:17:40,913 --> 00:17:43,816
‫گرگ‌ها، آلمانی‌ها، یه چیزی بدتر.

287
00:17:43,949 --> 00:17:46,852
‫امکان نداشت امیلیا جلوی کلادیا
‫همچین حرفی بزنه.

288
00:17:46,986 --> 00:17:50,656
‫گرگ، شایدم سربازهای آلمانی
‫که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

289
00:17:50,790 --> 00:17:52,992
‫شاید یه چیزی... بدتر.

290
00:17:53,125 --> 00:17:56,461
‫اون فکر می‌کرد کلادیا بچه‌ـست.
‫کلادیا رفته بود.

291
00:17:57,262 --> 00:17:59,198
‫بعدش اون حرف رو زد.

292
00:18:02,835 --> 00:18:05,537
‫توی جنگل خبریه؟

293
00:18:05,671 --> 00:18:07,807
‫بمب توی زمین، گرگ،

294
00:18:09,008 --> 00:18:11,376
‫شاید آلمانی‌هایی که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

295
00:18:12,211 --> 00:18:14,580
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

296
00:18:15,615 --> 00:18:16,682
‫آره.

297
00:18:17,650 --> 00:18:18,851
‫آره!

298
00:18:18,984 --> 00:18:21,086
‫این طوری پیش رفت.

299
00:18:21,220 --> 00:18:24,523
‫باید تمامی جزئیات رو درست در بیاریم.

300
00:18:24,657 --> 00:18:26,425
‫کاملاً باهات موافقم.

301
00:18:27,893 --> 00:18:29,933
‫شاید الان وقت خوبی برای استراحت باشه لوئی.

302
00:18:37,002 --> 00:18:40,039
‫می‌دونی ریل رشید،
‫من خیلی توی شغلم خوبم،

303
00:18:40,172 --> 00:18:42,107
‫یه خبرنگار جوون باهوش با نقطه نظر بودم

304
00:18:43,042 --> 00:18:44,910
‫که با اسقف کاتولیک سقوط کرده،

305
00:18:45,044 --> 00:18:47,179
‫با چهار تا از نایب رئیس انرون مصاحبه کردم.

306
00:18:47,312 --> 00:18:49,548
‫و اگه چیزی برای مخفی کردن داشته باشن،

307
00:18:49,682 --> 00:18:52,217
‫همیشه یه جور پوشش استفاده می‌کنن.

308
00:18:52,351 --> 00:18:55,454
‫نه به معنا واقعی، منظورم
‫لباس‌های احمقانه هالووین،

309
00:18:55,587 --> 00:18:57,623
‫دستکش و لنز نیست.

310
00:18:57,757 --> 00:19:00,392
‫جوک میگن،  جذاب برخورد میکنن.

311
00:19:00,525 --> 00:19:03,696
‫و بعد وقتی که نزدیک میشم،
‫توی یه نقطه حساس،

312
00:19:03,829 --> 00:19:07,700
‫پرده کنار میره و برای لحظه‌ای حقیقت رو می‌بینم.

313
00:19:07,833 --> 00:19:11,203
‫آرماند نمی‌خواست که مصاحبه کنم دنیل.

314
00:19:11,336 --> 00:19:12,638
‫هنوز نمی‌خوام.

315
00:19:12,772 --> 00:19:14,812
‫اما می‌خواست که نزدیکش باشه،
‫مگه نه ریل رشید؟

316
00:19:15,741 --> 00:19:17,843
‫منظورم اینه... هی، احتمالاً قرار نیست

317
00:19:17,977 --> 00:19:19,679
‫اون چیزی که دارن مخفی می‌کنن رو
‫رمزگشایی کنم،

318
00:19:19,812 --> 00:19:22,247
‫که... می‌دونی، برای کی مهمه اصلاً؟
‫همیشه پیش میاد.

319
00:19:22,381 --> 00:19:26,118
‫اما می‌خوام از تو به عنوان
‫یکی از افراد گونه دنیای زیرین بپرسم،

320
00:19:26,451 --> 00:19:29,955
‫چرا بگیم: «هی، خون‌آشام‌ها واقعین.

321
00:19:30,089 --> 00:19:32,291
‫این هم تقریباً تمام داستانش»؟

322
00:19:32,424 --> 00:19:33,424
‫ممنون رشید.

323
00:19:37,396 --> 00:19:39,965
‫برای همین میام سراغ تو ریل رشید.

324
00:19:40,099 --> 00:19:42,167
‫تو کسی هستی که می‌تونم بشکنمش!

325
00:19:43,402 --> 00:19:44,670
‫اگه من رو ببخشین.

326
00:19:51,775 --> 00:19:57,542
‫روی پنجه پام از سرداب می‌گذرم.

327
00:19:57,563 --> 00:20:01,480
‫آنا آنا، باشد که بپوسد.

328
00:20:01,497 --> 00:20:05,287
‫آنا آنا، گیر نیوفت.

329
00:20:05,293 --> 00:20:06,012
‫آنا کیه؟

330
00:20:10,168 --> 00:20:11,412
‫می‌خوای باهاش آشنا بشی؟

331
00:20:11,715 --> 00:20:13,619
‫از توی سوراخ رد شو و به مسیر ادامه بده.

332
00:20:15,795 --> 00:20:17,636
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.

333
00:20:17,636 --> 00:20:17,799
‫چی میبره؟
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.

334
00:20:17,799 --> 00:20:18,938
‫چی میبره؟

335
00:20:28,332 --> 00:20:29,341
‫کلاغ.
‫(اشاره به قبلیه سرخ‌پوستی به نام کرو‌ داره)

336
00:20:30,482 --> 00:20:31,482
‫اخ!

337
00:20:35,893 --> 00:20:39,029
‫وقتی پسرها عازم شدن، اون بهم ریخت.

338
00:20:39,163 --> 00:20:41,165
‫داوطلب صلیب سرخ شد.

339
00:20:41,298 --> 00:20:43,267
‫یه همسر قدیس.

340
00:20:43,400 --> 00:20:45,636
‫آره، توی یه خانواده نظامی بزرگ شد.

341
00:20:45,770 --> 00:20:47,872
‫از اون جور زن‌هاست
‫که نمی‌تونی زیاد باهاشون بحث کنی.

342
00:20:49,073 --> 00:20:50,941
‫با امثالشون آشنام.

343
00:20:53,844 --> 00:20:55,512
‫به سلامتیت.

344
00:20:57,815 --> 00:20:58,883
‫باشه.

345
00:21:06,957 --> 00:21:09,359
‫چرا اینجا دارن به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

346
00:21:10,928 --> 00:21:13,731
‫کشاورزهایی که توسط
‫کشاورزهای دیگه فرماندهی میشن.

347
00:21:14,699 --> 00:21:16,166
‫آمفتامین آلمانی،

348
00:21:16,300 --> 00:21:20,170
‫خرافات یه کشور عقب‌مونده.

349
00:21:20,304 --> 00:21:24,008
‫مه دیوونه‌کننده‌ای توی خاکی،
‫جنگل و رودخونه‌هاست.

350
00:21:24,141 --> 00:21:26,019
‫وقتی می‌خوابم، شلوارم رو به زانوم سنجاق می‌کنم.

351
00:21:26,043 --> 00:21:27,377
‫وگرنه ترسش به منم غلبه می‌کنه.

352
00:21:27,511 --> 00:21:28,746
‫اینجا یه کشور قدیمی،

353
00:21:28,879 --> 00:21:30,715
‫با چیزهای قدیمیه.

354
00:21:30,848 --> 00:21:33,684
‫منظورش همون مه دیوونه‌کنندست،
‫و درحال حاضر توی دهکده اون رئیسه.

355
00:21:33,818 --> 00:21:35,085
‫- من حرفت رو باور می‌کنم.
‫- اوه، منم همین‌طور.

356
00:21:35,219 --> 00:21:37,154
‫تمام حرف‌هایی که می‌زنی رو
‫باور می‌کنم امیلیا.

357
00:21:37,287 --> 00:21:39,189
‫باهام ازدواج کن.

358
00:21:41,391 --> 00:21:43,160
‫هر موقع کشیش برگشت.

359
00:21:49,199 --> 00:21:50,334
‫این جوک کوچک خودمونه.

360
00:21:50,635 --> 00:21:52,970
‫دوستان روسمون کشیش رو
‫کشیدن و بردن.

361
00:21:53,070 --> 00:21:55,005
‫و منظورم از کشیدن،

362
00:21:55,139 --> 00:21:58,375
‫اینه که به یه کامیون بستنش
‫با خودشون بردنش.

363
00:21:59,710 --> 00:22:01,054
‫یه چیزی اون بیرونه

364
00:22:01,078 --> 00:22:03,113
‫که روح آشفته‌ای داره.

365
00:22:04,048 --> 00:22:05,048
‫آشفته درسته؟

366
00:22:29,454 --> 00:22:31,141
‫اون زنگوله رو ول کن!

367
00:22:31,153 --> 00:22:32,561
‫مزخرفه.

368
00:22:32,949 --> 00:22:34,014
‫زنگوله کار می‌کنه.

369
00:22:35,049 --> 00:22:36,214
‫سیر هم جواب میده.

370
00:22:37,049 --> 00:22:38,014
‫تیربار هم کار می‌کنه.

371
00:22:39,149 --> 00:22:41,214
‫وقتی اون زنگوله رو صدا میدی،
‫چه طور می‌تونیم چیزی بشنویم...

372
00:22:47,792 --> 00:22:50,761
‫اخ! اخ! اخ!

373
00:23:11,549 --> 00:23:13,014
‫من هم خون می‌نوشم.

374
00:23:19,819 --> 00:23:20,811
‫می‌تونم بهت نشون بدم.

375
00:23:20,821 --> 00:23:22,011
‫بذار بهت نشون بدم.

376
00:23:23,961 --> 00:23:25,129
‫اخ!

377
00:23:29,521 --> 00:23:30,511
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

378
00:23:32,681 --> 00:23:33,511
‫فکر کنم مرده.

379
00:23:35,241 --> 00:23:36,311
‫نباید خون اون رو بنوشی.

380
00:23:39,109 --> 00:23:39,944
‫اخ!

381
00:23:40,077 --> 00:23:41,077
‫وای!

382
00:23:47,317 --> 00:23:49,586
‫پیروزی علیه شرارت هیتلر رو

383
00:23:49,754 --> 00:23:51,588
‫میشه توی سراسر فرانسه حس کرد،

384
00:23:51,756 --> 00:23:54,191
‫و هیچ مثال فوق‌العاده‌تر

385
00:23:54,358 --> 00:23:56,126
‫از کارهای هنری ارزشمندی

386
00:23:56,293 --> 00:23:58,028
‫که توی حومه شهر جمع،

387
00:23:58,162 --> 00:23:59,629
‫و توی کامیون بارگیری شده

388
00:23:59,797 --> 00:24:02,599
‫و دارن به مکان درستشون بر می‌گردن.

389
00:24:02,767 --> 00:24:05,002
‫و ما در بی‌بی‌سی ورد سرویس،

390
00:24:05,169 --> 00:24:07,371
‫از طرف بقیه مردم دنیای غرب،

391
00:24:07,537 --> 00:24:10,440
‫قدردانی زیادمون به متحدینمون در فرانسه رو

392
00:24:10,607 --> 00:24:12,542
‫با یکی از کارهای هنر خودتون،
‫نشون بدیم.

393
00:24:23,020 --> 00:24:25,389
‫هوم.

394
00:24:35,065 --> 00:24:36,934
‫تو یه سرخ‌پوستی لوئیس؟

395
00:24:37,067 --> 00:24:38,502
‫چیزی گفتی؟

396
00:24:39,369 --> 00:24:40,504
‫آره.

397
00:24:42,406 --> 00:24:43,740
‫متوجه نشدم.

398
00:24:43,874 --> 00:24:45,509
‫پس تکرار می‌کنم.

399
00:24:48,078 --> 00:24:53,350
‫تو... یه سرخ‌پوستی؟
‫قضاوتی در کار نیست. یه سوال ساده‌ـست.

400
00:25:01,859 --> 00:25:03,027
‫من یه...

401
00:25:05,595 --> 00:25:08,899
‫نیگر جادویی با ودکام.

402
00:25:10,334 --> 00:25:14,271
‫که دارم اولین شب خوبم رو
‫بعد از مدت‌ها تجربه می‌کنم. بیخیال.

403
00:25:14,404 --> 00:25:17,207
‫تو یا یه فراری هستی
‫یا یه بلشویکی.
‫(بلشویک بخش مارکسیست انقلابی حزب سوسیال دموکرات بودن)

404
00:25:17,341 --> 00:25:19,643
‫به خاطر همین هیچ دوستی نداری پیرمرد.

405
00:25:19,776 --> 00:25:21,545
‫بهت که گفتم.

406
00:25:21,678 --> 00:25:23,380
‫- دنبال همسرم می‌گردم.
‫- اوه.

407
00:25:25,950 --> 00:25:27,717
‫این روی یه آلبوم چاپ شده.

408
00:25:27,852 --> 00:25:29,586
‫واقعاً می‌خوام به آواز اون خانم گوش بدم.

409
00:25:29,719 --> 00:25:33,057
‫عکس‌های خودم رو خودم می‌گیرم،
‫این طوری بیشتر پول در میارم.

410
00:25:33,190 --> 00:25:35,759
‫و عکس همسر وظیفه‌شناس تو

411
00:25:35,893 --> 00:25:38,295
‫توسط دوربین گلس‌پلیت گرفته شده

412
00:25:38,428 --> 00:25:40,164
‫و روی یه کاغذ آلبوم چاپ شده.

413
00:25:40,297 --> 00:25:43,901
‫که نشون میده باید قدمت این،
‫30 سالی باشه، که یعنی همسرت...

414
00:25:45,802 --> 00:25:48,105
‫سی، سی و پنج سالشه،

415
00:25:48,238 --> 00:25:50,307
‫و تولد دخترت یه معجره پزشکی بوده.

416
00:25:50,440 --> 00:25:52,776
‫این یه مسیریه که دوست نداری
‫تا تهش بری.

417
00:25:52,910 --> 00:25:56,280
‫ازت خوشم میاد.
‫مرد خوبی به نظر میرسی.

418
00:25:56,413 --> 00:25:59,149
‫اگه بتونی سریع بگی عالی میشه.
‫نصف آهنگ بیشتر نمونده.

419
00:25:59,283 --> 00:26:02,019
‫اگه بدون اجازه ترک وظیفه کردی،
‫برگرد و مجازات شو.

420
00:26:02,152 --> 00:26:05,755
‫نسبت به اتوپیا عمو جوزف، اون جا بهشته

421
00:26:07,457 --> 00:26:08,959
‫همین بود؟

422
00:26:09,093 --> 00:26:10,594
‫همین بود.

423
00:26:14,331 --> 00:26:15,765
‫بی مهری کردی.

424
00:26:15,900 --> 00:26:17,968
‫سهمیه ودکات رو قطع می‌کنم،
‫و همسرت رو هم می‌گیرم

425
00:26:18,102 --> 00:26:20,670
‫هیچ وقت سر به سر
‫یه نیگرو جادویی با ودکا نذار.

426
00:26:20,804 --> 00:26:21,872
‫میشه یه رقص مهمون من باشی؟

427
00:26:23,507 --> 00:26:26,043
‫اگه بلشویکی که داری احمقانه شرط می‌بندی.

428
00:26:26,176 --> 00:26:28,278
‫واقعاً می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

429
00:26:28,412 --> 00:26:30,547
‫زیر شلوارش یه گُندش رو داره.

430
00:26:34,985 --> 00:26:36,053
‫بابایی!

431
00:26:37,187 --> 00:26:39,056
‫از روی درخت افتادم.

432
00:26:41,692 --> 00:26:43,628
‫یه موجود بزرگ طوسی بود،

433
00:26:43,761 --> 00:26:47,132
‫و لباس‌هاش پوسیده بود،
‫انگار توی همون‌ها مرده بود. انجامش بده!

434
00:26:47,265 --> 00:26:48,266
‫آخ!

435
00:26:48,399 --> 00:26:50,735
‫قوی بود، کشت

436
00:26:50,869 --> 00:26:53,071
‫- و شکارش رو با خودش برد.
‫- یه خون‌اشام بود؟

437
00:26:53,204 --> 00:26:54,644
‫دندون نوش داشت،
‫دیگه چی ممکنه باشه؟

438
00:26:54,705 --> 00:26:57,275
‫- یه مار، یا یه بابون.
‫- بابون؟!

439
00:26:57,408 --> 00:26:59,878
‫- بابون‌ها هم نیش دارن.
‫- ما توی رومانی‌ـیم! بابون اخه؟
‫(بابون‌‌ها در کشورهای آفریقایی می‌زیستن)

440
00:27:07,718 --> 00:27:10,121
‫صحبت کرد؟ سعی کردی تلپاتی کنی؟

441
00:27:10,255 --> 00:27:11,422
‫- آره.
‫- آره صحبت کرد؟

442
00:27:11,556 --> 00:27:13,396
‫- یعنی آره سعی کردم تلپاتی کنم.
‫- و باهات صحبت نکرد؟

443
00:27:13,424 --> 00:27:15,493
‫فکر می‌کنم حالش خوب نبود.

444
00:27:15,626 --> 00:27:17,905
‫چرا داری باهاشون می‌خندی
‫و اسم واقعیت رو میدی؟

445
00:27:17,929 --> 00:27:19,540
‫همین‌طور که داری دوست‌های جدید
‫پیدا می‌کنی، توجه کردی

446
00:27:19,564 --> 00:27:21,332
‫که همه یه صلیب دارن
‫و گردنشون سیر انداختن.

447
00:27:26,804 --> 00:27:29,240
‫موجودات فانی از خون‌آشام‌ها می‌ترسن،

448
00:27:29,374 --> 00:27:32,143
‫اون هم توی یه بخشی از دنیا
‫که به خون‌آشام معروفه،

449
00:27:32,277 --> 00:27:35,346
‫اما هیچ غافلگیری یا شواهدی
‫از یه خون‌آشام واقعی نیست!

450
00:27:35,480 --> 00:27:37,248
‫یکی از ماها اون بیرونه!

451
00:27:37,382 --> 00:27:38,960
‫اما کسی که نتونه ببرتت مراسم رقص

452
00:27:38,984 --> 00:27:41,104
‫و بهت بگه که خوشگی
‫بره به جهنم، مگه نه؟

453
00:27:41,219 --> 00:27:42,787
‫- به کینه سلام عرض می‌کنم!
‫- نه! اصلاً!

454
00:27:42,921 --> 00:27:44,822
‫بابت گند زدن به نقشم بخشیدمت،

455
00:27:44,956 --> 00:27:46,958
‫بابت این که با خودت آوردیش نه.

456
00:27:47,092 --> 00:27:49,427
‫توی محل دفع زباله‌ست
‫و روش رو اندازه پنج سال زباله گرفته.

457
00:27:49,560 --> 00:27:52,197
‫آوردی اینجا! با خودت آوردیش اینجا!

458
00:27:52,330 --> 00:27:53,798
‫سرعتمون رو کم می‌کنی!

459
00:27:53,899 --> 00:27:55,442
‫اگه هم اون می‌تونست صحبت کنه،
‫می‌خواستی چی ازش بپرسی؟

460
00:27:55,466 --> 00:27:56,167
‫وقتی جلوی حقیقت کم میاری،
‫مسئله رو تغییر بده.

461
00:27:56,267 --> 00:27:57,302
‫می‌خوای بپرسی کی خلقت کرد؟

462
00:27:57,402 --> 00:27:58,980
‫بعدش چی؟
‫بپرسی کی اونی که خلقت کرد رو خلق کرد؟

463
00:27:59,004 --> 00:28:01,806
‫اینجا دنبال چی می‌گردیم؟
‫آدم و حوا نفرین‌شدگان؟

464
00:28:01,940 --> 00:28:04,042
‫خدا؟ دنبال خدا می‌گردی کلادیا؟

465
00:28:04,175 --> 00:28:05,610
‫آره، برو تو سوراخ.

466
00:28:05,743 --> 00:28:07,879
‫توی کل زندگیم دقیقاً
‫با 4 تا خون‌آشام آشنا شدم

467
00:28:08,013 --> 00:28:09,680
‫و همتون بدترین موجودات بودین.

468
00:28:09,814 --> 00:28:12,550
‫هم لستت، هم انتوینت،
‫هم اون مادرجنده و هم تو.

469
00:28:12,683 --> 00:28:15,220
‫فقط دنبال یکی... فقط یکی می‌گردم

470
00:28:15,353 --> 00:28:17,555
‫که یه حرومزاده نباشه!

471
00:28:24,262 --> 00:28:26,564
‫خاطراتت آروم و قرار ندارن.

472
00:28:32,870 --> 00:28:36,007
‫توسط صدای هرج و مرجی

473
00:28:36,174 --> 00:28:37,642
‫که از اطراف میومد، بیدار شدم.

474
00:28:39,710 --> 00:28:41,312
‫کلادیا داشت...

475
00:28:56,027 --> 00:28:57,428
‫اون داشت رویا میدید.

476
00:29:00,165 --> 00:29:03,668
‫مثل بقیه سرش رو تکون می‌داد.

477
00:29:05,636 --> 00:29:07,172
‫شاید تو...

478
00:29:08,139 --> 00:29:10,375
‫- خسته شدی و اشتباه داره یادت میاد.
‫- نه.

479
00:29:10,508 --> 00:29:12,010
‫می‌تونم حسش کنم.

480
00:29:15,846 --> 00:29:17,682
‫می‌تونم اون رو کنار خودم حسش کنم.

481
00:29:19,817 --> 00:29:21,186
‫داشت کابوس می‌دید.

482
00:29:25,023 --> 00:29:26,691
‫چی بدتر از یه کابوسه؟

483
00:29:28,859 --> 00:29:32,130
‫اگه روحت ترس‌هات رو بهت نشون بده،

484
00:29:32,263 --> 00:29:33,864
‫حداقل می‌دونی داره کار می‌کنه.

485
00:29:36,167 --> 00:29:38,303
‫اما نبود هیچ چیزی چی؟

486
00:29:39,370 --> 00:29:40,371
‫تهی.

487
00:29:41,606 --> 00:29:42,807
‫هیچی.

488
00:29:43,908 --> 00:29:44,908
‫تیکه به تیکه...

489
00:29:45,743 --> 00:29:46,743
‫دارن خاطراتم بر می‌گردن.

490
00:29:49,747 --> 00:29:51,282
‫ساعت‌ها،

491
00:29:51,416 --> 00:29:52,550
‫شب‌ها.

492
00:29:54,052 --> 00:29:55,052
‫موضوعاتی...

493
00:29:55,686 --> 00:29:57,455
‫روی سطح آب شناورن.

494
00:29:59,290 --> 00:30:01,659
‫همین‌طوری اون حرف‌ها رو نوشت.

495
00:30:03,928 --> 00:30:05,663
‫اما حقیقت نداشت.

496
00:30:07,298 --> 00:30:08,733
‫می‌تونست خواب ببینه.

497
00:30:11,269 --> 00:30:12,570
‫ممنون.

498
00:30:19,044 --> 00:30:21,479
‫اگه دوست داری الان یه استراحتی کن.

499
00:30:21,612 --> 00:30:22,747
‫نه.

500
00:30:23,948 --> 00:30:25,083
‫نه.

501
00:30:25,783 --> 00:30:27,252
‫این رو می‌خوام.

502
00:30:28,953 --> 00:30:30,255
‫می‌خوام که به یاد بیارم.

503
00:30:41,066 --> 00:30:43,201
‫به خاطر صداها بیدار شد.

504
00:30:45,936 --> 00:30:48,906
‫وقتی به همکف کارخونه رسیدیم،

505
00:30:49,074 --> 00:30:50,841
‫با چرخه‌ای از داد و فریاد

506
00:30:51,008 --> 00:30:52,643
‫و سربازان ارتش سرخ مواجه شدیم.

507
00:30:52,777 --> 00:30:54,817
‫محض رضای خدا!

508
00:30:55,346 --> 00:30:57,506
‫لوئی، یکم کمک کن یه منطقی وارد جمع کنیم.

509
00:30:58,321 --> 00:31:00,221
‫جای گاز گرفتگی رو ببین... ببینش.

510
00:31:00,281 --> 00:31:01,948
‫محض رضای خدا، اون آسیب دیده!

511
00:31:02,681 --> 00:31:03,281
‫باندش رو در بیار!

512
00:31:03,289 --> 00:31:04,989
‫اون بیرون پیش تله‌های لعنتیش بود.

513
00:31:05,019 --> 00:31:07,919
‫سعی داشت شکم شما رو سیر کنه.

514
00:31:09,994 --> 00:31:12,139
‫فکر می‌کنن که اون یه هیولاـه.

515
00:31:12,163 --> 00:31:14,175
‫لوئی یا رابرت، یا هر خری که هستی،
‫فقط کمک کن!

516
00:31:16,267 --> 00:31:17,707
‫ببین! ببین!

517
00:31:17,835 --> 00:31:18,869
‫ببین! ببین!

518
00:31:19,003 --> 00:31:20,671
‫ببین! ببین!

519
00:31:20,805 --> 00:31:23,141
‫ببین. ببین. درسته!

520
00:31:34,071 --> 00:31:35,075
‫گاز گرفته شده.

521
00:31:35,771 --> 00:31:37,971
‫جای گاز گرگ. گرگ بهش حمله کرد.

522
00:31:38,108 --> 00:31:39,208
‫کار گرگ‌هاست.

523
00:31:41,659 --> 00:31:42,659
‫نه!

524
00:31:50,234 --> 00:31:52,074
‫میای یا نه؟

525
00:31:52,118 --> 00:31:54,718
‫محض رضای خدا اون به کمک پزشکی نیاز داره.

526
00:31:55,218 --> 00:31:57,218
‫نمی‌تونی بهش شلیک کنی.

527
00:31:57,424 --> 00:31:59,157
‫باید سرش رو قطع کنی.

528
00:31:59,224 --> 00:32:00,308
‫از گردن قطع کن.

529
00:32:00,414 --> 00:32:01,414
‫سرش رو.

530
00:32:02,012 --> 00:32:03,213
‫می‌خوان سلاخیش کنن!

531
00:32:03,348 --> 00:32:04,591
‫لوئی، محض رضای خدا یه کاری بکن!

532
00:32:04,615 --> 00:32:06,050
‫منافع انسان‌ها.

533
00:32:06,183 --> 00:32:07,718
‫محض رضای خدا، بهش کمک کن!

534
00:32:07,885 --> 00:32:09,487
‫مرگ و چگونه فرار کردن ازش.

535
00:32:09,620 --> 00:32:12,390
‫داشت براشون خرگوش می‌گرفت.

536
00:32:12,557 --> 00:32:14,792
‫- مشکل خودشونه.
‫- نه!

537
00:32:14,925 --> 00:32:16,494
‫نه، نکن! نکن! نکن!

538
00:32:20,731 --> 00:32:22,500
‫نگرانی ما توی جنگل بود.

539
00:33:02,608 --> 00:33:04,210
‫این شبیه بابونه؟

540
00:33:08,808 --> 00:33:11,608
‫دوباره منم. نترس.

541
00:33:18,057 --> 00:33:20,292
‫چیزی نیست.

542
00:33:20,426 --> 00:33:22,228
‫چیزی نیست، مال خودته.
‫ما اون رو نمی‌خوایم.

543
00:33:26,132 --> 00:33:28,400
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

544
00:33:29,901 --> 00:33:30,902
‫اون یه...

545
00:33:32,104 --> 00:33:33,405
‫خون‌آشامه.

546
00:33:35,607 --> 00:33:38,810
‫نه، من خون‌آشام.
‫اون انگار یه گربه‌ماهی تخمیه که دندون داره.

547
00:33:38,944 --> 00:33:40,479
‫کثیفه.

548
00:33:42,614 --> 00:33:44,616
‫ازمون خوشش نمیاد.

549
00:33:44,750 --> 00:33:47,953
‫ما... تو... مثل همیم.

550
00:33:48,087 --> 00:33:50,089
‫اصلاً مثل هم نیستیم،
‫حتی نزدیک هم نیستیم. اه!

551
00:33:50,989 --> 00:33:52,024
‫لوئی!

552
00:34:02,234 --> 00:34:03,394
‫لوئی!

553
00:34:06,305 --> 00:34:07,306
‫آه!

554
00:34:16,014 --> 00:34:17,183
‫لوئی!

555
00:34:26,192 --> 00:34:27,226
‫کلادیا!

556
00:34:35,267 --> 00:34:37,636
‫هیس! هیس!

557
00:34:41,041 --> 00:34:43,541
‫مامانم. مامان اینجا پیشته.

558
00:34:47,941 --> 00:34:49,041
‫اون یه بچه‌ـست.

559
00:34:49,811 --> 00:34:52,811
‫تو چشم‌های یه بچه رو کندی.

560
00:35:26,411 --> 00:35:29,111
‫چه طور می‌خواست شکار کنه؟

561
00:35:29,123 --> 00:35:30,123
‫چه طور؟

562
00:35:40,932 --> 00:35:42,534
‫یه خون‌آشام زن.

563
00:35:45,771 --> 00:35:47,706
‫یه خون‌آشام زن عصبانی.

564
00:35:49,741 --> 00:35:51,076
‫یه مادر.

565
00:35:51,243 --> 00:35:55,347
‫به خاطر کلماتش، زبونش،
‫و این که به مقدار لازم آروم می‌رفت،

566
00:35:55,514 --> 00:35:57,583
‫حس کردیم ازمون می‌خواد دنبالش کنیم.

567
00:35:57,716 --> 00:35:59,585
‫من که اینجا ایست نمی‌کنم.

568
00:35:59,718 --> 00:36:00,952
‫منم همین‌طور.

569
00:36:01,119 --> 00:36:02,621
‫ما هم رفتیم.

570
00:36:03,922 --> 00:36:06,325
‫مثل قصه‌ها، از توی جنگل رفتیم.

571
00:36:09,228 --> 00:36:10,962
‫اما اگه هم می‌تونستیم کاری کنیم
‫که باهامون صحبت کنه،

572
00:36:11,129 --> 00:36:12,831
‫چی می‌خواست بگه؟

573
00:36:15,801 --> 00:36:17,269
‫به هر حال، واقعاً نفرین‌شده‌ها

574
00:36:18,404 --> 00:36:21,139
‫می‌تونن چه چیزی به نفرین‌شده‌های دیگه بگن؟

575
00:36:52,814 --> 00:36:54,714
‫بنوش، بنوش...

576
00:37:22,809 --> 00:37:27,709
‫ما از اون ور اقیانوس اومدیم.

577
00:37:28,009 --> 00:37:30,629
‫5 ساله داریم دنبالتون می‌گردیم.

578
00:37:30,632 --> 00:37:34,132
‫اومدیم جایی که به داشتن خون‌آشام معروفه،

579
00:37:34,139 --> 00:37:35,739
‫تا کسایی مثل خودمون پیدا کنیم.

580
00:37:37,739 --> 00:37:39,139
‫ما صاحب شبیم.

581
00:37:39,839 --> 00:37:40,839
‫همین‌طوره؟

582
00:37:41,353 --> 00:37:42,353
‫آره.

583
00:37:43,489 --> 00:37:44,489
‫آره.

584
00:37:44,889 --> 00:37:47,819
‫به مدت قرن‌های طولانی، توی روستاشونیم،

585
00:37:47,824 --> 00:37:52,831
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.

586
00:37:52,831 --> 00:37:53,824
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.

587
00:37:53,824 --> 00:37:55,164
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.

588
00:37:55,171 --> 00:37:57,971
‫شاید به خاطر خونه.

589
00:37:58,136 --> 00:37:59,338
‫راجع به خون بهش بگو.

590
00:38:01,636 --> 00:38:03,736
‫خون اینجا...

591
00:38:05,811 --> 00:38:07,811
‫نمی‌تونین... شما...

592
00:38:07,813 --> 00:38:09,448
‫به انگلیسی بگو.

593
00:38:12,918 --> 00:38:14,753
‫خون اینجا بده.

594
00:38:17,589 --> 00:38:19,024
‫توی انسان‌ها،

595
00:38:20,091 --> 00:38:24,095
‫غم زیادی، درد زیادی نهفته.

596
00:38:27,766 --> 00:38:30,436
‫ما هم وقتی می‌نوشیم، حسش می‌کنیم.

597
00:38:33,839 --> 00:38:36,542
‫نمی‌تونیم خودمون رو گرم کنیم.

598
00:38:36,675 --> 00:38:38,477
‫بدنمون درد می‌گیره.

599
00:38:40,412 --> 00:38:43,281
‫شاید به خون بهتری نیاز داشته باشی.

600
00:38:45,602 --> 00:38:47,002
‫از اون ور اقیانوس؟

601
00:38:47,719 --> 00:38:48,719
‫آمریکا.

602
00:38:57,743 --> 00:39:00,543
‫یکی دیگه که مثل سینی سوخته نونه.

603
00:39:13,543 --> 00:39:15,743
‫چند نفر از ما باقی موندن؟

604
00:39:25,218 --> 00:39:26,818
‫این چه طوره؟

605
00:39:38,018 --> 00:39:40,318
‫روملو سزار.

606
00:39:42,518 --> 00:39:46,718
‫اون خنده‌دار بود.

607
00:39:46,818 --> 00:39:53,751
‫توی سیبیو یه سیرک درحال سفر رو کشت،

608
00:39:53,764 --> 00:39:55,864
‫همه رو کشت جز خرسه...

609
00:39:58,781 --> 00:40:03,381
‫اما همه کسایی که در تاریکین،
‫به تاریکی میرن.

610
00:40:05,881 --> 00:40:07,481
‫کی باقی مونده؟

611
00:40:07,495 --> 00:40:11,695
‫آخرین قبیلم رو توی جنگل کشتین.

612
00:40:11,845 --> 00:40:13,845
‫داشت بهمون آسیب میزد.

613
00:40:14,105 --> 00:40:15,140
‫داره چی میگه؟

614
00:40:16,205 --> 00:40:19,305
‫الان دیگه همشون مردن.

615
00:40:21,541 --> 00:40:23,341
‫همه مردن.

616
00:40:44,841 --> 00:40:47,641
‫طعم خامه روی جعبه شیر میده.

617
00:40:49,911 --> 00:40:53,811
‫شب‌هایی زیادی مونده
‫که توی جاده شیطان پدیدار شه،

618
00:40:54,171 --> 00:40:58,804
‫توی خونشون بازی می‌کنی،

619
00:40:58,817 --> 00:41:00,717
‫تو می‌خندی و می‌خندی.

620
00:41:00,817 --> 00:41:03,717
‫و تو هم باهامون میای؟

621
00:41:04,812 --> 00:41:05,812
‫آره.

622
00:41:05,897 --> 00:41:09,744
‫من رو با خودتون به اون ور اقیانوس می‌برین.

623
00:41:10,719 --> 00:41:13,789
‫و من دوباره قوی میشم.

624
00:41:13,799 --> 00:41:16,799
‫و داستانم رو بهت میگم.

625
00:41:16,827 --> 00:41:19,727
‫و تو هم داستان رو بهم میگی.

626
00:41:20,041 --> 00:41:23,741
‫و ما برای لذت کوچک، قتل می‌کنیم.

627
00:41:23,801 --> 00:41:27,801
‫و منتظر می‌مونم که بچه‌هام بهمون بپیوندن...

628
00:41:27,809 --> 00:41:30,709
‫باد توی موهامون،

629
00:41:30,817 --> 00:41:33,717
‫و پاهای برهنمون بین علف‌ها.

630
00:41:38,217 --> 00:41:39,817
‫اسمم داچیاست.

631
00:41:44,796 --> 00:41:45,897
‫لوئی.

632
00:41:46,932 --> 00:41:47,932
‫کلادیا.

633
00:41:52,940 --> 00:41:54,708
‫ما... هیچی نداریم.

634
00:42:00,312 --> 00:42:04,450
‫و این گونه بود که ما
‫با دنیای کهن خون‌آشام‌ها آشنا شدیم.

635
00:42:07,389 --> 00:42:10,359
‫پیشنهاد خشونت‌آمیزی
‫برای دفتر سه وجه بیکن دریافت‌کردیم.

636
00:42:10,492 --> 00:42:13,162
‫واقعاً؟ نمی‌دونستم
‫که در دسترس فروش گذاشتیمش.

637
00:42:14,896 --> 00:42:16,865
‫اسم جدیدیه، برای همین
‫من باید با پشت کار ادارش کنم

638
00:42:16,999 --> 00:42:19,001
‫اما یه عددیه که تو توش مشارکت نمی‌کنی.

639
00:42:24,539 --> 00:42:26,175
‫می‌تونم صفحاتی که کندیم رو ببینم؟

640
00:42:27,076 --> 00:42:28,177
‫صفحات دفتر خاطرات کلادیا.

641
00:42:31,746 --> 00:42:33,015
‫ما یه قراری گذاشتیم.

642
00:42:34,383 --> 00:42:38,287
‫نمی‌دونم چی رو مبهم
‫و چی رو اشتباه یادم میاد.

643
00:42:38,420 --> 00:42:40,255
‫اسم من توی بعضی از اون صفحات هست.

644
00:42:40,389 --> 00:42:41,923
‫مقابل اون نشستم

645
00:42:42,057 --> 00:42:44,726
‫و دانشی رو در نظر داشتم

646
00:42:44,859 --> 00:42:47,862
‫که نمی‌دونم چه چیزهایی ازش رو
‫به اشتباه یادم میاد.

647
00:42:50,432 --> 00:42:53,302
‫راجع بهش به اون نمیگم
‫اما نیاز دارم خودم دوباره بخونمشون.

648
00:42:57,172 --> 00:42:58,373
‫نظرم رو بگم؟

649
00:42:58,507 --> 00:42:59,274
‫کنترل مصاحبه از دستم خارج شد.

650
00:42:59,408 --> 00:43:00,408
‫آره.

651
00:43:01,443 --> 00:43:02,443
‫اون ماهره.

652
00:43:03,545 --> 00:43:05,247
‫اون می‌خواد تو رو تیکه تیکه کنه

653
00:43:05,380 --> 00:43:07,140
‫تا بتونه هر جوری که صلاح می‌دونه،
‫دوباره سرهمش کنه.

654
00:43:07,182 --> 00:43:08,950
‫- شغلشه.
‫- براش مثل مواده.

655
00:43:09,084 --> 00:43:10,319
‫داره ازش لذت میبره.

656
00:43:10,452 --> 00:43:12,254
‫- باید تمومش کنی.
‫- نه.

657
00:43:12,387 --> 00:43:14,056
‫منظورم اینه که اون رو
‫سوار یه هواپیما کن که برگرده.

658
00:43:14,923 --> 00:43:15,923
‫نه.

659
00:43:27,302 --> 00:43:29,022
‫به رشید میگم
‫که صفحات پاره شده رو جمع کنه و بیاره.

660
00:43:52,894 --> 00:43:54,096
‫نظرت چیه؟

661
00:44:03,105 --> 00:44:05,307
‫پسری که توی سن فرانسیسکو دیدیم.

662
00:44:06,441 --> 00:44:08,943
‫همونی که جلوی دستگاه ضبط نوارش
‫به مِن مِن کردن میوفتاد،

663
00:44:09,078 --> 00:44:10,612
‫همون که حتی درست معنی داستانی

664
00:44:10,745 --> 00:44:12,781
‫که داشت براش تعریف میشد رو نمی‌دونست.

665
00:44:16,251 --> 00:44:17,786
‫اون هنوز یه جایی اون توـه.

666
00:44:19,321 --> 00:44:20,722
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

667
00:44:22,191 --> 00:44:24,493
‫می‌تونیم کاری کنیم که از اینجا به بعد رو
‫هر طور که ما می‌خوایم، تعریف کنه.

668
00:44:24,626 --> 00:44:25,960
‫چه طور؟

669
00:44:27,996 --> 00:44:29,131
‫با همدیگه انجامش میدیم.

670
00:44:30,832 --> 00:44:32,901
‫مثل تمام کارهایی
‫که در 70 سال اخیر انجام دادیم.

671
00:44:59,561 --> 00:45:00,762
‫صبح به خیر.

672
00:45:02,697 --> 00:45:04,266
‫

673
00:45:04,399 --> 00:45:07,102
‫خب بچه‌ها، چه خبر؟

674
00:45:07,236 --> 00:45:08,870
‫توجهمون رو جلب کردی.

675
00:45:09,003 --> 00:45:10,505
‫واقعاً؟

676
00:45:11,240 --> 00:45:12,607
‫آره.

677
00:45:13,542 --> 00:45:14,609
‫رسمی؟

678
00:45:19,414 --> 00:45:20,515
‫خیلی خب.

679
00:45:21,583 --> 00:45:22,583
‫عه...

680
00:45:24,153 --> 00:45:27,021
‫جلسه ده، لوئی خون‌آشام

681
00:45:27,156 --> 00:45:29,458
‫و آرماند خون‌آشام.

682
00:45:32,761 --> 00:45:34,129
‫رفتین به سمت غرب.

683
00:45:35,096 --> 00:45:37,566
‫کلادیا کاملاً در هم شکسته بود.

684
00:45:37,699 --> 00:45:39,901
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

685
00:45:40,935 --> 00:45:42,937
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

686
00:45:43,071 --> 00:45:46,375
‫من شهری رو انتخاب کردم
‫که توی رادیو، ما رو به سمت خودش فراخوند.

687
00:45:46,508 --> 00:45:48,210
‫به سرزمین مادری، نیو اورلینز.

688
00:45:49,944 --> 00:45:51,780
‫- اعضا انجمن من حس کردند...
‫- اه، اه، اه.

689
00:45:51,913 --> 00:45:54,048
‫به تو هم می‌رسیم.

690
00:45:57,886 --> 00:46:00,889
‫جنگ چراغ‌ها رو خاموش کرده بود،

691
00:46:01,022 --> 00:46:03,658
‫و زیبایی رو از خیابون‌هاش گرفت،

692
00:46:03,792 --> 00:46:05,827
‫آوانگاردها رو تبعید کرده بود.

693
00:46:08,297 --> 00:46:12,467
‫اما دیگه کل دنیا آماده شده بودن که برگردن

694
00:46:12,634 --> 00:46:14,403
‫و دوباره زندگی‌هاشون رو از نو بسازن.

695
00:46:18,207 --> 00:46:21,410
‫مسافرینی توی مسیر پر از امیدشون.

696
00:46:35,324 --> 00:46:37,359
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

697
00:46:37,492 --> 00:46:39,027
‫نیاز هم ندارم جوابت رو بشنوم،

698
00:46:39,160 --> 00:46:40,862
‫فقط می‌خوام که به حرفم گوش بدی.

699
00:46:40,995 --> 00:46:43,097
‫با کلمات سخت یا با کلمات نرم؟

700
00:46:44,766 --> 00:46:45,766
‫سخت.

701
00:46:46,668 --> 00:46:47,869
‫زندگیمون افتضاحه.

702
00:46:48,803 --> 00:46:49,804
‫افتضاح بوده.

703
00:46:50,672 --> 00:46:53,542
‫افتضاح هست.
‫دوباره هم افتضاح میشه.

704
00:46:53,675 --> 00:46:55,944
‫انقدر برای خودت متاسف نباش.

705
00:46:56,945 --> 00:46:59,448
‫کسی نگاه نمی‌کنه،
‫کسی اهمیتی نمیده.

706
00:47:00,349 --> 00:47:02,517
‫یه زندگی افتضاح داشته باشی
‫بهتر از اینه که زندگی‌ـی نداشته باشی.

707
00:47:02,651 --> 00:47:05,119
‫اما جایی که الان داریم میریم،
‫دیگه خبری از فرار نیست.

708
00:47:06,455 --> 00:47:08,557
‫معنیش این نیست ما چیزی
‫که دیدیم رو فراموش کردیم.

709
00:47:08,690 --> 00:47:10,225
‫کارهایی که اون جلومون کرد.

710
00:47:11,660 --> 00:47:13,404
‫اگه ببینم که پا تو اون مسیر گذاشتی،
‫تو رو ازش بیرون می‌کشم.

711
00:47:13,428 --> 00:47:14,729
‫نمی‌خوام همچین چیزی بشی.

712
00:47:15,930 --> 00:47:17,866
‫تا موقعی که تو روی زمین قدم ‌بر می‌داری،

713
00:47:17,999 --> 00:47:20,469
‫من هیچ‌وقت به سمت چشیدن طعم آتش نمیرم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

714
00:47:22,136 --> 00:47:24,306
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

715
00:47:26,174 --> 00:47:29,378
‫و اگه اینجا نبودن،
‫چون زندگی مزخرفه،

716
00:47:29,511 --> 00:47:32,481
‫یا من دوباره به گاش میدم،
‫یا تو به گاش میدی.

717
00:47:33,882 --> 00:47:35,517
‫میریم مکان بعد.

718
00:47:36,718 --> 00:47:38,487
‫نمیشه که ما تنها خون‌آشام‌های خوب باشیم.

719
00:47:41,222 --> 00:47:42,657
‫حالا با کلمات نرم.

720
00:47:44,526 --> 00:47:46,495
‫اگه تو آخرین خون‌آشام روی زمین باشی،

721
00:47:54,068 --> 00:47:55,169
‫برای من کافیه.

722
00:48:16,090 --> 00:48:17,359
‫تو و من.

723
00:48:19,227 --> 00:48:20,795
‫من و تو.

724
00:48:21,563 --> 00:48:22,797
‫تو و من.

725
00:48:23,598 --> 00:48:24,899
‫من و تو.

726
00:48:25,033 --> 00:48:26,468
‫تو و من!

727
00:48:32,040 --> 00:48:33,040
‫خیلی خب.

728
00:48:33,742 --> 00:48:34,876
‫خیلی خب.

729
00:48:39,742 --> 00:48:47,200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

730
00:48:47,224 --> 00:48:57,224
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
