WEBVTT

00:11.646 --> 00:14.604
‫« پنج سال قبل »

00:15.500 --> 00:26.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:49.000 --> 00:56.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:56.271 --> 00:57.479
‫هیدن؟

01:02.271 --> 01:03.437
‫این کیه؟

01:06.187 --> 01:07.729
‫پسرمه

01:10.771 --> 01:11.979
‫عضوی از خانوادۀ پِینه

01:14.812 --> 01:16.271
‫چیکار کردی؟

01:20.771 --> 01:25.229
‫« پیدایت خواهم کرد »

01:44.229 --> 01:46.605
‫« براساس رمانی به قلم هارلن کوبن »

01:53.354 --> 01:54.904
‫سلام، عزیزم. داری چیکار می‌کنی؟

01:55.479 --> 01:56.646
‫بابا!

01:57.271 --> 01:58.521
‫سلام، بیا بغلم

02:02.104 --> 02:05.937
‫می‌خوای فورتنایت بازی‌کردنم رو ببینی؟
‫اسکین جدید و خفن جنگ ستارگان رو گرفتم

02:06.021 --> 02:08.271
‫دلم می‌خواد، منتها…

02:09.146 --> 02:10.979
‫یه سورپرایز برات دارم

02:11.062 --> 02:13.812
‫قراره بریم سفر.
‫من و تو و مادربزرگت

02:13.896 --> 02:14.729
‫کجا؟

02:14.812 --> 02:17.729
‫اگه بهت بگم که دیگه سورپرایز نمیشه، نه؟

02:18.166 --> 02:19.375
‫ولی وسایلت رو جمع کن

02:19.451 --> 02:21.301
‫خب؟ فقط چیزهایی که دوست داری رو بیار

02:21.377 --> 02:23.479
‫وقتی برسیم بقیه چیزهایی
‫که لازمه رو می‌خریم

02:23.812 --> 02:24.729
‫وایسا

02:25.807 --> 02:27.265
‫دوباره اسباب‌کشیه؟

02:28.937 --> 02:29.854
‫آره

02:30.354 --> 02:31.854
‫اصلاً قراره برگردیم؟

02:33.479 --> 02:35.187
‫برو وسایلت رو جمع کن

02:36.146 --> 02:37.562
‫دیوید بی‌گناهه!

02:37.646 --> 02:41.396
‫پسرش زنده‌ست.
‫یکی به اسم هیدن پین گرفتتش!

02:41.479 --> 02:44.437
‫- نه، هیدن پین داشت بهتون کمک می‌کرد
‫- نه، نمی‌کرد

02:44.521 --> 02:47.437
‫اون داشت بازیمون می‌داد
‫تا حقیقت رو نفهمیم

02:47.521 --> 02:48.979
‫داره از شهر میره

02:49.062 --> 02:51.571
‫یه‌کم پیش یه پیغام صوتی مرموز فرستاد
‫تا ازم خداحافظی کنه

02:51.646 --> 02:53.229
‫- وایسا، می‌خواد فرار کنه؟
‫- آره

02:53.312 --> 02:57.396
‫اگه فرار کنه، اگه بره،
‫دیگه رنگ متیو رو هم نمی‌بینیم!

02:58.479 --> 03:00.646
‫می‌دونم باورش چقدر سخته

03:03.271 --> 03:05.896
‫پسری که اون شب پیداش کردم،
‫متیو نیست

03:07.854 --> 03:09.187
‫می‌دونم

03:11.187 --> 03:12.854
‫می‌دونم که متیو نبود

03:15.854 --> 03:17.687
‫یه پسربچه‌ست به اسم مارتین بیسکاف

03:17.771 --> 03:20.729
‫از یکی از پرورشگاه‌های خونوادۀ پین
‫توی سوئیس گم شده بود

03:31.896 --> 03:34.729
‫کار کارآگاهه رو ساختم،
‫صحنۀ جرم رو هم تمیز کردم

03:35.604 --> 03:38.771
‫ولی دیر یا زود بالاخره
‫اف‌بی‌آی میاد سراغمون

03:39.507 --> 03:40.632
‫باید بریم

03:40.816 --> 03:43.769
‫خیال نکن اگه بری اون‌ور دنیا لب ساحل
‫قضیه فیصله پیدا می‌کنه

03:43.845 --> 03:45.637
‫دوباره پرونده رو باز می‌کنن،

03:46.104 --> 03:49.812
‫اون وقت تو و هیدن باید
‫بقیۀ عمرتون رو متواری باشید

03:50.188 --> 03:51.812
‫چاره چیه؟

03:52.153 --> 03:55.444
‫میگن متیو باروز
‫شاید هنوز زنده باشه

03:57.203 --> 03:58.453
‫اگه نباشه چی؟

03:59.521 --> 04:00.521
‫داری چی میگی؟

04:00.604 --> 04:04.812
‫میگم اگه اون شب مرده باشه
‫و جسدش هم هیچ‌وقت پیدا نشده باشه چی؟

04:05.029 --> 04:06.820
‫این‌جوری هیچی به تو ختم نمیشه

04:06.896 --> 04:08.229
‫نیازی به فرار هم نیست

04:09.812 --> 04:12.521
‫از نظر عالم و آدم،

04:12.604 --> 04:14.187
‫خون خاندان پین تو رگ‌های اونه

04:15.854 --> 04:18.312
‫شاید آخرین بازماندۀ خونوادۀ پین باشه،

04:18.396 --> 04:20.271
‫هیدن هم دوستش داره

04:21.687 --> 04:22.771
‫روشنه؟

04:34.812 --> 04:37.187
‫- راجع‌به چی حرف می‌زدید؟
‫- تیو چطوره؟

04:38.312 --> 04:39.271
‫خوبه

04:39.812 --> 04:41.562
‫تو اتاقشه.
‫داره وسایلش رو جمع می‌کنه

04:41.718 --> 04:43.813
‫- چیزی دید؟
‫- نه

04:44.487 --> 04:46.904
‫حواست باشه تا نرفتیم
‫از اتاقش بیرون نیاد

04:48.479 --> 04:49.396
‫هیدن

04:54.432 --> 04:56.307
‫اون کارآگاه از همه‌چی خبر داشت

04:57.021 --> 05:00.937
‫کاری رو کردی که باید.
‫کاری که باید برای پسرت می‌کردی

05:05.021 --> 05:06.021
‫آره

05:07.896 --> 05:09.854
‫وایسا، اگه می‌دونستی اون جسدِ متیو نیست،

05:09.937 --> 05:12.479
‫چرا اف‌بی‌آی الان
‫دربه‌در دنبال پسر من نمی‌گرده؟

05:12.562 --> 05:13.562
‫به این سادگی‌ها نیست

05:13.653 --> 05:17.403
‫یعنی چی که به این سادگی‌ها نیست؟
‫یه روانی دزدیدتش!

05:17.479 --> 05:20.341
‫من تعلیق شدم؛
‫بدونِ مدرک محکم، دستم به جایی بند نیست

05:20.770 --> 05:22.709
‫خب، کلی پلیس تو این شهره

05:22.785 --> 05:24.436
‫- میرم سراغ یکیشون
‫- نباید بری

05:24.512 --> 05:26.562
‫- چرا؟
‫- چون خودت گفتی که طرف روانیه

05:26.646 --> 05:28.687
‫پس اگه پلیس‌ها محاصره‌ش کنن و بترسه،

05:28.771 --> 05:30.188
‫ممکنه هر بلایی سر متیو بیاره

05:30.921 --> 05:32.937
‫عمارت پین نیم ساعت با شهر فاصله داره

05:33.021 --> 05:34.929
‫الان هم راه بیفتیم
‫ممکنه بهشون نرسیم

05:35.005 --> 05:37.340
‫پس باید معطلش کنیم.
‫باید قبل از اینکه بره برسیم

05:37.416 --> 05:38.833
‫دقیقاً چطوری؟

05:39.937 --> 05:41.271
‫بعد از اینکه بهم حمله شد،

05:42.146 --> 05:44.312
‫سعی کرد قانعم کنه
‫که همراهش از کشور برم

05:44.396 --> 05:46.187
‫عمراً فکر کنه نظرت عوض شده

05:46.271 --> 05:47.396
‫چرا، می‌کنه…

05:48.687 --> 05:50.687
‫البته به شرطی که فکر کنه تو دستگیر شدی

05:55.655 --> 05:57.697
‫ریچل، خوشحالم که زنگ زدی

05:58.104 --> 06:00.562
‫فکر نمی‌کردم دیگه خبری ازت بشه

06:01.288 --> 06:02.302
‫ببخشید، چی؟

06:03.854 --> 06:06.521
‫آره. آره، باشه

06:07.312 --> 06:08.437
‫ردیفش می‌کنم

06:09.978 --> 06:12.496
‫به نظرت رونالد براش مهمه
‫که دارم ماشینش رو می‌دزدم؟

06:12.572 --> 06:14.229
‫الان حتی نمی‌دونم کجاست

06:15.729 --> 06:18.562
‫حالا که حرفش شد، راستش،
‫من گفتم رونالد رو دستگیر کنن

06:18.646 --> 06:19.521
‫چی؟

06:19.604 --> 06:21.354
‫ردیفش می‌کنم، نگران نباش

06:22.354 --> 06:25.104
‫- من هم پشت‌سرت میام. مراقب باش
‫- باید اینا رو دستت کنی

06:25.187 --> 06:27.537
‫اگه کسی جلومون رو گرفت،
‫من دستگیرت کردم، فهمیدی؟

06:29.771 --> 06:30.979
‫- دیوید؟
‫- بله؟

06:33.646 --> 06:35.812
‫خیلی حرف‌ها هست
‫که باید بهت بگم، منتها…

06:37.646 --> 06:39.062
‫آره، نیازی نیست بگی

06:40.646 --> 06:42.104
‫گذشته‌ها گذشته

06:43.271 --> 06:45.146
‫پسرمون رو برگردون خونه، باشه؟

06:45.896 --> 06:47.437
‫به هر قیمتی که شده

06:47.937 --> 06:49.187
‫برگردونش خونه

06:57.021 --> 06:59.729
‫خبر فوری:
‫به گزارش روزنامۀ بوستون گلوب الان

06:59.812 --> 07:04.479
‫پلیس بوستون موفق به دستگیری
‫دیوید باروز، فراریِ تحت‌تعقیب، شده

07:04.562 --> 07:06.104
‫گوه توش، گرفتنش

07:06.187 --> 07:08.521
‫- باز هم چیزی عوض نمیشه
‫- برمی‌گرده زندان

07:08.782 --> 07:09.990
‫تا کِی؟

07:10.771 --> 07:13.271
‫بالاخره تبرئه میشه،

07:13.354 --> 07:15.771
‫بعد باز از اول
‫شروع می‌کنه به گشتن

07:15.854 --> 07:17.687
‫منتها اون‌وقت دیگه آزاده

07:19.229 --> 07:20.479
‫باید بریم

07:24.812 --> 07:25.812
‫ریچل

07:27.256 --> 07:28.090
‫حالت خوبه؟

07:29.104 --> 07:31.667
‫- دیوید دستگیر شد
‫- تو اخبار دیدم. چی شد؟

07:31.743 --> 07:34.097
‫یواشکی رفتیم تو بیمارستان
‫تا هلر رو پیدا کنیم…

07:34.564 --> 07:35.611
‫که دیوید گیر افتاد

07:35.854 --> 07:38.104
‫من فرار کردم، ولی جایی رو ندارم که برم

07:38.187 --> 07:39.729
‫نمی‌دونم چیکار کنم

07:40.437 --> 07:44.287
‫هیدن، بدترین قسمتش اینه که هلر غیبش زده
‫و هیچ‌جوره نمی‌تونیم متیو رو پیدا کنیم

07:44.396 --> 07:45.346
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

07:46.396 --> 07:48.612
‫گفتی می‌تونیم با هم از اینجا بریم، مگه نه؟

07:48.687 --> 07:50.521
‫اگه هنوز سر پیشنهادت هستی،

07:50.604 --> 07:52.062
‫من باهات میام، هیدن

07:52.592 --> 07:55.334
‫من عمارت مادرم هستم.
‫تا کِی می‌تونی خودتو برسونی اینجا؟

07:55.700 --> 07:58.158
‫خداخدا می‌کردم اینو بگی؛
‫چون تقریباً رسیدم

07:58.812 --> 08:00.354
‫- می‌بینمت
‫- باشه

08:02.437 --> 08:04.812
‫چقدر احمقی تو؟

08:04.896 --> 08:07.189
‫نمی‌فهمم چرا این‌قدر درگیر این دختره‌ای

08:07.265 --> 08:08.320
‫عاشقشم، مادر

08:08.396 --> 08:12.354
‫پسرکم، عشق زمین تا آسمون
‫با درگیرِ یه نفر شدن فرق داره

08:12.437 --> 08:14.229
‫اون به خاک سیاه می‌شونتت

08:14.312 --> 08:16.562
‫برای همین گفتی استفانو دخلش رو بیاره؟

08:17.312 --> 08:21.146
‫بالاخره یکی باید تصمیمات سخت رو بگیره.
‫تو هم که از پسش برنمیای

08:21.812 --> 08:23.062
‫اگه کسی نزدیکمون بشه…

08:27.354 --> 08:29.479
‫این دفعه دیگه خبری
‫از پایان خوش نیست

08:29.921 --> 08:33.005
‫به خیالت خواهرزادۀ خودش رو نمی‌شناسه؟

08:33.812 --> 08:36.896
‫همۀ این بساط از اونجایی شروع شد
‫که اون عکس رو دید

08:36.979 --> 08:38.562
‫و فهمید طرف متیو باروزه

08:38.857 --> 08:40.648
‫متیو باروز کیه؟

08:41.646 --> 08:42.562
‫تیو

08:44.937 --> 08:47.062
‫می‌دونی که نباید فال‌گوش وایسی

08:47.438 --> 08:49.354
‫ببخشید. به گوشم خورد

08:49.555 --> 08:52.896
‫اشکالی نداره، عزیزم. من و مادربزرگت
‫راجع‌به سفر گپ می‌زدیم

08:53.260 --> 08:56.343
‫من راینو رو پیدا نمی‌کنم.
‫دلم می‌خواد با خودمون ببریمش

08:56.646 --> 08:59.646
‫خب، ببین چی میگم

09:00.354 --> 09:03.146
‫برگرد بالا،
‫من هم سه‌سوته میام کمکت

09:12.569 --> 09:14.028
‫وقتی رسید،

09:15.229 --> 09:17.312
‫بهش بگو کمکی ازت برنمیاد

09:18.062 --> 09:20.646
‫بعد هم دَکِش کن بره

10:02.887 --> 10:04.137
‫فقط واسه محکم‌کاریه

10:04.771 --> 10:05.854
‫حرکت تمیزیه

10:05.937 --> 10:08.396
‫آره. هر کی پشت این قضایاست
‫می‌دونه من کمکت می‌کردم

10:10.021 --> 10:11.979
‫ممنون که گذاشتی بیام اینجا

10:12.062 --> 10:13.854
‫جای دیگه‌ای نداشتم

10:13.937 --> 10:15.062
‫خواهش

10:18.521 --> 10:19.396
‫چی شده؟

10:20.187 --> 10:22.771
‫دیگه نمی‌تونم کمکت کنم، ریچل

10:22.861 --> 10:24.736
‫مگه نمی‌خواستی با هم بریم؟

10:24.812 --> 10:26.021
‫چرا

10:26.604 --> 10:28.854
‫پس مشکل چیه؟

10:33.021 --> 10:34.437
‫مامانته دیگه

10:36.271 --> 10:39.437
‫گیج شدم؛ آخه خیال می‌کردم
‫گفتی می‌خوای ازم محافظت کنی

10:42.521 --> 10:43.979
‫من بهت نیاز دارم

10:45.104 --> 10:46.854
‫بیشتر از همیشه

10:49.646 --> 10:52.187
‫خودت می‌دونی که فقط پیش تو
‫احساس امنیت داشتم

10:53.271 --> 10:54.562
‫اگه بریم، ما…

10:55.437 --> 10:56.729
‫دیگه نمی‌تونیم برگردیم

10:58.229 --> 11:00.146
‫اینجا چیزی برای من نمونده

11:00.229 --> 11:02.062
‫خیلی وقته که نمونده

11:06.396 --> 11:08.354
‫می‌خوام با هم از نو شروع کنیم

11:11.187 --> 11:12.646
‫تو هم همینو می‌خوای؟

11:21.021 --> 11:24.062
‫تو پذیرایی منتظر باش

11:24.146 --> 11:24.979
‫باشه

11:25.062 --> 11:27.021
‫قبل رفتن یه سر میرم دستشویی

11:27.104 --> 11:28.896
‫- تهِ راهروئه. خودت بلدی
‫- آره

11:41.604 --> 11:42.979
‫ممنون که کمکم می‌کنی

11:43.062 --> 11:46.396
‫تشکر نکن.
‫قضیه که تموم بشه دستگیرت می‌کنم

11:46.479 --> 11:48.396
‫از دید من
‫این فقط یه وقفهٔ کوتاهه

11:48.479 --> 11:50.604
‫اگه متیو رو پس بگیرم،
‫بقیه‌ش مهم نیست

11:54.396 --> 11:55.729
‫« تماس از مکس - رد تماس »

11:58.937 --> 12:00.021
‫همکارمه

12:00.104 --> 12:03.062
‫و گمونم این وقفۀ کوتاهمون
‫اصلاً به مذاقش خوش نمیاد

12:04.229 --> 12:05.396
‫عمراً بیاد

12:06.646 --> 12:09.062
‫شما با مأمور سارا گریر
‫تماس گرفتید، الان قادر به…

12:09.146 --> 12:12.271
‫لعنتی، سارا، اون تلفن کوفتی رو بردار دیگه

12:12.354 --> 12:14.562
‫دیگه بسه

12:14.646 --> 12:15.937
‫من میرم

12:17.187 --> 12:18.646
‫آخ! آخ!

12:24.479 --> 12:27.771
‫سلام، می‌دونم حرفم خیلی عجیبه.
‫من شریلم

12:27.854 --> 12:31.604
‫- می‌شناسمتون، دکتر دریسون
‫- همکارتون، مأمور گریر، تازه رفت

12:31.687 --> 12:32.771
‫کجا رفت؟

12:32.854 --> 12:34.896
‫رفت پسرم رو پیدا کنه…

12:36.521 --> 12:37.562
‫دیوید هم باهاشه

12:37.896 --> 12:39.354
‫پس دستگیر نشده

12:39.437 --> 12:41.187
‫- نه
‫- می‌دونید رفتن کجا؟

12:41.271 --> 12:42.146
‫عمارت پین

12:42.236 --> 12:44.979
‫هیدن پین پشت همۀ اتفاقاتِ
‫اون شب بود

12:45.085 --> 12:48.502
‫همکارتون گفت که اف‌بی‌آی
‫بدون مدرک کاری از پیش نمی‌بره

12:49.854 --> 12:50.687
‫من مدرک دارم

12:51.437 --> 12:54.229
‫فیلیپ مکنزی برام یه آزمایش دی‌ان‌ای گرفت

12:54.812 --> 12:57.896
‫که ثابت می‌کنه خونی که اون شب پیدا شده
‫مال متیو نبوده

12:58.354 --> 13:01.646
‫یعنی نتایج دی‌ان‌ای ارائه‌شده
‫به دادگاه دستکاری شده بودن

13:02.646 --> 13:03.979
‫دیوید بی‌گناهه

13:04.604 --> 13:07.104
‫پسرم زنده‌ست. خواهش می‌کنم

13:07.979 --> 13:09.521
‫به کمکتون نیاز دارم

13:15.604 --> 13:19.187
‫« من داخلم. نگهبان‌ها مسلحن. مراقب باشید »
‫« ارسال شد »

13:29.937 --> 13:31.604
‫- مگه حرفم واضح نبود؟
‫- چرا

13:31.687 --> 13:34.396
‫- پس چرا این زنیکه نرفته؟
‫- می‌تونم جمعش کنم

13:34.479 --> 13:36.979
‫هیدن، اون تو رو دوست نداره

13:38.146 --> 13:39.521
‫به مشکل برخوردیم

13:39.604 --> 13:40.896
‫نه بابا!

13:40.979 --> 13:42.937
‫دیوید باروز اصلاً دستگیر نشده

13:43.021 --> 13:43.937
‫چی؟

13:44.021 --> 13:47.104
‫نه تو بازداشت پلیس بوستونه، نه اف‌بی‌آی

13:47.187 --> 13:51.187
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چرا گلوب
‫اون خبرو کار کرد یا منبعشون کی بوده

13:55.312 --> 13:56.146
‫ریچل

13:56.229 --> 13:58.229
‫هنوز هم به نظرت می‌تونی جمعش کنی؟

13:58.312 --> 14:00.604
‫باروز احتمالاً تو راه اینجاست

14:01.312 --> 14:02.646
‫می‌خواید چیکار کنید؟

14:05.312 --> 14:06.354
‫بذار بیاد

14:07.979 --> 14:09.354
‫در حقمون لطف کرد

14:09.937 --> 14:13.854
‫هیچ‌کس به کشتنِ
‫دو تا فراری خطرناک

14:13.930 --> 14:16.187
‫که به یه ملک شخصی تجاوز کردن
‫مشکوک نمیشه

14:16.349 --> 14:18.390
‫فرض رو بر این می‌گیرم که بالاخره موافقی

14:54.437 --> 14:55.354
‫برگرد تو ماشین

14:55.437 --> 14:56.604
‫من هم باهات میام

14:57.846 --> 14:59.970
‫تو هنوز هم فراری هستی، خب؟
‫گفتم کمکت می‌کنم

15:00.046 --> 15:02.129
‫- قرار نیست تیم بشیم
‫- حق با توئه، نمیشیم

15:03.733 --> 15:05.819
‫من تنهایی اومدم اینجا.
‫تو دنبالم کردی

15:05.895 --> 15:08.936
‫پسرم رو که گرفتیم،
‫می‌تونی بندازیم گوشۀ هلفدونی

15:12.896 --> 15:13.896
‫ریچله

15:14.646 --> 15:16.562
‫نگهبان‌های عمارت مسلحن

15:19.687 --> 15:22.771
‫می‌تونم کمکت کنم. فقط بذار…
‫بذار پیداش کنم، خواهش می‌کنم

15:24.000 --> 15:31.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:31.771 --> 15:34.771
‫- خوبی؟
‫- آره، فقط یه‌کم دست‌پاچه‌ام

15:36.229 --> 15:37.271
‫الان در امانی

15:37.655 --> 15:41.197
‫اینکه اومدی اینجا،
‫ثابت می‌کنه بالاخره خواسته‌هامون یکی شده

15:43.021 --> 15:43.854
‫آره

15:44.521 --> 15:45.812
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

15:56.437 --> 15:58.104
‫هی، داری چیکار می‌کنی؟

15:59.104 --> 16:00.146
‫هیدن

16:04.638 --> 16:05.471
‫هیدن؟

16:06.521 --> 16:10.437
‫- خواهش می‌کنم، بذار توضیح بدم
‫- من واسه‌ت هر کاری می‌کردم

16:10.794 --> 16:13.377
‫توروخدا فقط به حرفم گوش بده

16:13.687 --> 16:14.937
‫تو بهم دروغ گفتی

16:21.687 --> 16:23.521
‫قلبم رو شکستی

16:36.412 --> 16:37.495
‫چطوری بریم تو؟

16:37.571 --> 16:38.571
‫از درِ کناری

16:38.809 --> 16:39.975
‫می‌تونم پوششت بدم

16:44.047 --> 16:45.255
‫« تماس با مکس »

16:46.062 --> 16:49.062
‫امیدوارم سر عقل اومده باشی
‫و بخوای بهم بگی کجاست

16:49.193 --> 16:50.109
‫حتماً، جولی

16:50.528 --> 16:54.896
‫تو راه عمارت پینه تا هیدن پین رو
‫به جرم قتل و آدم‌ربایی دستگیر کنه

16:54.979 --> 16:55.979
‫اون تعلیق شده

16:56.062 --> 16:58.675
‫نمی‌تونه کسی رو دستگیر کنه.
‫باید جلوش رو بگیری

16:58.750 --> 16:59.958
‫نمیشه. شرمنده

17:00.541 --> 17:01.625
‫جوابم رو نمیده

17:01.708 --> 17:03.091
‫فکر کردی این قضیه خنده داره؟

17:03.166 --> 17:06.800
‫اگه بدون مدرک، هیدن پین رو دستگیر کنه،
‫جوری ازمون شکایت می‌کنن که کمر راست نکنیم

17:06.875 --> 17:10.458
‫و دخترت هم شانس بیاره
‫میشه نگهبان یه متل سرراهی

17:10.541 --> 17:12.416
‫هی! من مدرک دارم

17:12.500 --> 17:13.841
‫یه تست دی‌ان‌ای دارم که ثابت می‌کنه

17:13.916 --> 17:17.458
‫پسربچه‌ای که اون شب کشته شده
‫متیو باروز نبوده

17:18.041 --> 17:19.750
‫من اون آزمایش رو لغو کردم

17:19.833 --> 17:21.541
‫بله. البته که کردی

17:21.625 --> 17:23.458
‫اما از شانس سارا،
‫یه نفر دیگه بوده

17:23.541 --> 17:26.083
‫که حل کردن پرونده براش اهمیت داشته

17:26.166 --> 17:30.208
‫شریل دریسون خودش تست دی‌ان‌ای انجام داد

17:31.041 --> 17:34.541
‫خون صحنه جرم با متیو باروز
‫مطابقت نداشته

17:34.625 --> 17:36.833
‫این ثابت نمی‌کنه که هیدن پین
‫کسی رو دزدیده

17:36.916 --> 17:38.125
‫به تخمم!

17:38.208 --> 17:40.175
‫ثابت می‌کنه که دیوید باروز
‫پسر خودش رو نکشته

17:40.250 --> 17:42.333
‫تو هم اینو می‌دونستی
‫اگه انقدر سرگرمِ دخالت

17:42.416 --> 17:44.500
‫تو پرونده مأمور گریر نبودی

17:44.583 --> 17:46.500
‫بد میشه اگه خبرش دربیاد، مگه نه؟

17:46.583 --> 17:47.875
‫الان تهدید کردی؟

17:47.958 --> 17:50.000
‫بله! یه تهدید دیگه هم برات دارم!

17:50.625 --> 17:54.833
‫همین‌الان تمام مأمورهامون
‫رو می‌فرستی به ملک پین

17:54.916 --> 17:57.375
‫وگرنه دکتر دریسون زنگ می‌زنه به…
‫اسم یارو چی بود؟

17:57.458 --> 17:59.625
‫جیم دوهرتی، سردبیر روزنامه گلوب

17:59.708 --> 18:01.708
‫جیم دوهرتی. مدیر… شنیدی؟

18:01.791 --> 18:03.625
‫پس زود بفرستشون!

18:06.041 --> 18:06.958
‫برو

18:21.958 --> 18:23.583
‫من دلت رو شکستم؟

18:24.333 --> 18:26.758
‫تو خانواده‌ام رو نابود کردی،
‫بعد، وانمود کردی که داری کمکمون می‌کنی

18:26.833 --> 18:28.000
‫چرا همچین کاری کردی؟

18:28.083 --> 18:30.458
‫تنها خواسته من این بود که با تو باشم

18:30.541 --> 18:33.958
‫بعد فهمیدم رفتی بِرگ که
‫خودت خانواده تشکیل بدی

18:34.750 --> 18:35.666
‫ولی…

18:36.916 --> 18:38.833
‫قرار بود تو مادر این بچه باشی

18:39.458 --> 18:41.291
‫اینو از کجا فهمیدی؟

18:41.875 --> 18:43.291
‫دستیارم

18:43.375 --> 18:45.333
‫قبلاً مدیر دفتر اونجا بوده

18:46.375 --> 18:49.654
‫هلر قبل از اینکه برگ رو ترک کنه،
‫کاری کرد که اهداکننده من باشم

18:50.625 --> 18:51.666
‫واقعاً دیوونگیه

18:51.750 --> 18:55.125
‫همه این ماجراها برای این بود
‫که ما بچه‌دار بشیم

18:55.916 --> 18:59.125
‫وقتی فهمیدم چی شده،
‫وقتی فهمیدم شریل بوده که رفته برگ

18:59.208 --> 19:00.625
‫باید از فکرش میومدم بیرون

19:00.708 --> 19:05.541
‫ولی بعدش خود تو منو بردی
‫به اون مهمونی چهارم جولای. یادته؟

19:07.541 --> 19:09.875
‫اولین باری که دیدمش

19:10.958 --> 19:12.625
‫همه‌چی رو فهمیدم

19:13.125 --> 19:15.958
‫می‌دونستم تقدیرم اینه که پدرش باشم

19:16.625 --> 19:20.291
‫پسربچه‌ای که اون شب کشتی
‫تا جای متیو رو بگیره چی؟

19:21.125 --> 19:22.041
‫اون چی؟

19:22.125 --> 19:25.291
‫بخاطر بیماریش قرار بود مرگ دردناکی
‫داشته باشه. اهمیتی نداره

19:27.416 --> 19:28.708
‫حواست به حرفات هست؟

19:31.125 --> 19:32.000
‫آره؟

19:32.916 --> 19:35.083
‫تو حالت خوب نیست هیدن

19:37.250 --> 19:39.583
‫یه مشکل اساسی تو وجودت هست

19:40.250 --> 19:42.125
‫خب، اینم از این

19:43.166 --> 19:45.625
‫حالا می‌دونیم احساس واقعیت بهش چیه

19:46.208 --> 19:49.166
‫محض اطلاعت بگم که
‫من هیچ‌وقت ازت خوشم نیومد

20:16.500 --> 20:17.750
‫شنیدی؟

20:18.500 --> 20:22.125
‫انگار دیوید باروز
‫به پایان تلخ سرنوشتش رسیده

20:23.333 --> 20:24.708
‫نمی‌تونی ازش قسر در بری

20:24.791 --> 20:26.500
‫انقدر ساده نباش

20:27.375 --> 20:29.250
‫هیدن، باید بریم

20:33.750 --> 20:37.500
‫من هر کاری کردم،
‫برای این کردم که پیش پسرم باشم

20:38.000 --> 20:40.125
‫و پدر خوبی هم هستم ریچل.
‫اون دوستم داره

20:43.583 --> 20:45.166
‫اون پسر تو نیست هیدن

20:46.250 --> 20:47.375
‫البته که هست

20:49.666 --> 20:51.333
‫شریل قبل از رفتن به برگ
‫حامله بود

20:51.416 --> 20:52.500
‫دست بردار

20:52.583 --> 20:54.291
‫آزمایش دی‌ان‌ای بگیر تا بفهمی

20:54.375 --> 20:56.458
‫گرفتیم. معلوم شد اون پینه

20:56.541 --> 20:58.500
‫آزمایش رو دیدی هیدن؟

20:59.958 --> 21:02.625
‫- برای این کارا وقت نداریم. بیا
‫- دیدیش؟

21:11.791 --> 21:13.041
‫اون پسر منه؟

21:14.083 --> 21:15.875
‫نمی‌بینی داره چیکار می‌کنه؟

21:16.458 --> 21:18.041
‫باید حقیقت رو بدونه

21:22.291 --> 21:25.375
‫تو بهم گفتی اون پسرمه

21:26.708 --> 21:27.833
‫- کافیه
‫- جوابم رو بده

21:27.916 --> 21:29.583
‫- کافیه!
‫- اون پسر منه؟

21:31.000 --> 21:32.958
‫سوالی نپرس…

21:33.916 --> 21:35.875
‫که دلت نمی‌خواد جوابش رو بدونی

22:01.833 --> 22:03.291
‫تو کی هستی؟

22:29.750 --> 22:30.791
‫من دیویدم

22:33.083 --> 22:34.250
‫داستان چیه؟

22:36.458 --> 22:38.083
‫ما نیومدیم اذیتت کنیم

22:39.458 --> 22:40.875
‫می‌دونم ترسیدی

22:41.875 --> 22:43.625
‫باید باهامون بیای

22:44.375 --> 22:45.375
‫چرا؟

22:52.708 --> 22:54.000
‫هنوز راینو رو داری

22:55.541 --> 22:57.166
‫اسمش رو از کجا می‌دونی؟

22:59.500 --> 23:01.291
‫چون من برات خریدمش

23:02.875 --> 23:05.500
‫یادت نیست چون سه سالت بود

23:13.833 --> 23:16.250
‫اسم واقعیت متیو باروزه

23:18.666 --> 23:20.083
‫و من پدرتم

23:24.583 --> 23:26.250
‫ما می‌بریمت یه جای امن، باشه؟

23:26.333 --> 23:29.000
‫می‌دونم ترسیدی،
‫ولی باید همین‌الان بریم

23:32.166 --> 23:33.125
‫بیا

23:35.583 --> 23:37.958
‫تو گفتی اون پسر منه

23:38.041 --> 23:39.708
‫انتظار داشتی چیکار کنم؟

23:40.291 --> 23:43.791
‫بعد از کاری که اون شب کردی
‫راه برگشتی نبود

23:43.875 --> 23:45.875
‫منم چیزی که می‌خواستی بشنوی
‫رو بهت گفتم

23:46.458 --> 23:49.833
‫نتیجه آزمایش که به دستم رسید،
‫کاری کردم هیچ‌وقت نفهمی

23:51.125 --> 23:54.791
‫اون تنها کسیه که واقعاً منو دوست داره!

23:54.875 --> 23:55.791
‫هنوزم داره

23:55.875 --> 23:58.675
‫من پدر خوبی‌ام، این تنها چیزیه
‫که تو عمرم خوب انجامش دادم!

23:58.750 --> 24:01.250
‫هیدن، گوش کن بهم. هیچی عوض نشده

24:01.333 --> 24:03.541
‫همه‌چی عوض شده!

24:04.125 --> 24:08.166
‫الان دیگه هیچی ندارم!
‫تو همه‌چی رو ازم گرفتی!

24:08.750 --> 24:10.458
‫عجب رویی داری!

24:10.541 --> 24:13.125
‫من همه‌چی بهت دادم!

24:13.875 --> 24:17.208
‫تو یه خانواده صاحب‌منزلت
‫و برخوردار به دنیا اومدی

24:17.291 --> 24:18.716
‫اونوقت چه استفاده‌ای ازش کردی؟

24:18.791 --> 24:23.000
‫تو میراث این خانواده رو
‫به آستانه انقراض رسوندی

24:23.083 --> 24:26.875
‫اجازه نمیدم بشی درس عبرت بقیه

24:27.916 --> 24:29.250
‫تو ضعیفی

24:30.458 --> 24:33.416
‫هیدن، تو همیشه ضعیف بودی

24:34.000 --> 24:35.458
‫ولی اشکالی نداره

24:36.041 --> 24:37.583
‫چون من دوستت دارم

24:38.458 --> 24:39.666
‫تو هم منو داری

24:41.250 --> 24:42.833
‫همیشه منو خواهی داشت

25:03.333 --> 25:06.833
‫وایسا. وایسا. ببرش تو ماشین.
‫من باید برگردم سراغ ریچل

25:06.916 --> 25:08.766
‫باهاش برو، باشه؟
‫هیچیت نمیشه، قول میدم

25:12.833 --> 25:14.333
‫پسر منو هیچ‌جا نمی‌بری!

25:14.916 --> 25:17.208
‫تیو رو پس بده، وگرنه ریچل می‌میره!

25:17.291 --> 25:19.716
‫- نیازی به این کار نیست، خواهش می‌کنم
‫- سلاحت رو بیار پایین

25:19.791 --> 25:20.750
‫فکرشم نکن

25:20.833 --> 25:22.500
‫بیارش پایین، وگرنه می‌میره!

25:22.583 --> 25:24.083
‫ولش کن!

25:24.166 --> 25:25.375
‫این هشدار آخره هیدن!

25:25.458 --> 25:27.458
‫پسرم رو پس بده!

25:30.750 --> 25:32.291
‫- بابا؟
‫- چیزی نیست رفیق

25:32.375 --> 25:34.291
‫کاریش نداشته باش، لطفاً

25:35.791 --> 25:36.750
‫باهات میام

25:36.833 --> 25:38.291
‫نه، متیو

25:39.916 --> 25:40.833
‫نه!

25:42.333 --> 25:43.425
‫کاریش نداشته باش. التماست می‌کنم

25:43.500 --> 25:45.541
‫- حماقت نکن هیدن!
‫- نکن!

25:46.958 --> 25:47.916
‫ولش کن!

26:12.833 --> 26:13.916
‫تیو!

26:28.333 --> 26:29.666
‫تیو!

26:31.833 --> 26:33.291
‫کجایی رفیق؟

26:37.916 --> 26:41.083
‫اون آدما…
‫اونا می‌خوان ازم بگیرنت!

26:43.541 --> 26:46.791
‫هر چی بهت گفتن دروغه!

26:46.875 --> 26:48.541
‫من و تو یه خانواده‌ایم!

26:49.125 --> 26:51.000
‫من دوستت دارم. خودت می‌دونی!

26:51.750 --> 26:52.875
‫اوه!

27:10.958 --> 27:11.791
‫دیوید!

27:12.583 --> 27:14.291
‫تفنگت رو بنداز. همین‌الان!

27:21.500 --> 27:24.000
‫من فقط می‌خواستم
‫خانوادۀ خودم رو داشته باشم

27:24.833 --> 27:26.583
‫هنوزم می‌تونی کار درست رو بکنی

27:27.458 --> 27:28.375
‫فقط ولش کن

27:36.166 --> 27:38.500
‫وجود تو بهترین اتفاقیه
‫که برای من افتاده

27:46.666 --> 27:47.708
‫نه!

27:52.083 --> 27:52.916
‫دیوید

27:57.000 --> 28:00.375
‫من اینجام. طاقت بیار.
‫من همین‌جام

28:06.166 --> 28:07.541
‫پیدات کردم

28:11.125 --> 28:12.916
‫من همین‌جام، خب؟

28:13.000 --> 28:14.791
‫طاقت بیار

28:14.875 --> 28:16.041
‫دیوید

28:23.210 --> 28:25.210
‫« ۸ ماه بعد »

28:29.791 --> 28:31.791
‫من دیوید باروز هستم

28:31.875 --> 28:35.541
‫به اتهام کشتن پسرم حبس ابد گرفتم
‫و پنج سالش رو گذروندم

28:35.625 --> 28:38.166
‫تا اینکه برای نجاتش از زندان فرار کردم

28:38.750 --> 28:41.125
‫اگه اهل بوستون هستی،
‫شاید خبرش رو خونده باشی

28:42.291 --> 28:43.958
‫اگه نیستی، به زودی خواهی خوند

28:44.750 --> 28:46.166
‫چند هفته بعد از نجات متیو

28:46.250 --> 28:48.708
‫محکومیتم نقض شد
‫و آزاد شدم

28:48.791 --> 28:52.000
‫اما تنها من نبودم که از موهبت
‫شروع دوباره برخوردار شدم

28:52.083 --> 28:54.541
‫شریل دخترش رو به دنیا آورد

28:55.500 --> 28:57.841
‫بعد از اینکه رونالد کمکمون کرد
‫متیو رو پیدا کنیم

28:57.916 --> 29:00.125
‫با شریل دوباره برگشتن پیشِ هم

29:01.041 --> 29:03.341
‫اما همۀ شروع‌های دوباره
‫از قبل برنامه‌ریزی نمیشن

29:03.416 --> 29:06.583
‫بعضی‌هاشون از دل ضرورت
‫و حتی عواقب بیرون میان

29:06.666 --> 29:08.925
‫آدام بخاطر کمک به من برای فرار،
‫نشانش رو از دست داد

29:09.000 --> 29:12.008
‫نکته مثبتش این بود که بعد از غیرنظامی شدن،
‫دیگه به درد نیکی نمی‌خورد

29:12.083 --> 29:15.050
‫الان کارآگاه خصوصی شده
‫و همکار یکی از مأمورهای سابقِ پلیس بوستونه

29:15.125 --> 29:17.583
‫صورتحساب اون مورد پرستار بچه
‫رو برای زنه فرستادی؟

29:17.666 --> 29:20.458
‫می‌فرستم.
‫هر وقت تو دیگه رو مخم نری

29:20.541 --> 29:21.500
‫کدوم مخ؟

29:21.583 --> 29:24.750
‫نمی‌دونم دیگه می‌تونیم
‫مثل سابق برادر باشیم یا نه

29:24.833 --> 29:27.791
‫اما می‌دونم که بدون کمک اون،
‫من اینجا نبودم

29:28.583 --> 29:31.791
‫خیلی‌ها اگه کمک نمی‌کردن
‫من الان اینجا نبودم

29:32.583 --> 29:34.291
‫مأمور گریر جای باباش رو گرفت

29:34.375 --> 29:37.750
‫شد رئیس یگان ویژه تعقیب فراری‌های بوستون،
‫وقتی مکس بازنشسته شد

29:39.375 --> 29:40.708
‫البته سعی کرد بازنشسته بشه

29:40.791 --> 29:43.091
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- همین‌جوری اومدم سر بزنم

29:43.166 --> 29:45.041
‫گفتم شاید بخوای بریم ناهار بخوریم

29:45.125 --> 29:49.250
‫خب، شرمنده.
‫سرم شلوغ یه پرونده‌ست

29:49.333 --> 29:51.000
‫خب…

29:51.916 --> 29:53.833
‫احیاناً چیزی هست که…

29:54.875 --> 29:57.125
‫بخوای نظر یکی دیگه رو هم درباره‌ش بدونی؟

30:08.916 --> 30:11.416
‫پدرم کمتر از یک هفته پیش فوت شد

30:11.500 --> 30:14.083
‫اما قبلش تونست چند ماه
‫با نوه‌ش وقت بگذرونه

30:14.750 --> 30:18.833
‫و هر چی اطلاعات درباره بوستون رد ساکس
‫هست رو فرو کرد تو مغزش

30:30.375 --> 30:31.458
‫ببخشید

30:31.541 --> 30:33.333
‫زود برمی‌گردم تو

30:35.250 --> 30:36.375
‫اشکال نداره

30:42.708 --> 30:45.458
‫بعضی وقتا تو شلوغی،
‫حالم…

30:46.541 --> 30:47.666
‫نمی‌دونم

30:49.250 --> 30:50.416
‫آره، منم

30:51.833 --> 30:53.500
‫لنی قبل از مردن

30:53.583 --> 30:57.750
‫یه داستانی درباره یه مهمونی باربیکیو
‫تو روز چهارم جولای برام گفت

30:58.791 --> 31:00.208
‫آره، تعطیلیِ موردعلاقه‌ش بود

31:01.125 --> 31:03.708
‫چون مریض بود بهش گفتم یادمه

31:05.000 --> 31:06.041
‫ولی یادم نبود

31:07.583 --> 31:08.708
‫دلم می‌خواد یادم بیاد

31:10.666 --> 31:12.250
‫اگه هیچ‌وقت یادم نیاد چی؟

31:13.375 --> 31:16.041
‫خوبیِ خاطره‌ها اینه که
‫می‌تونی باز هم بسازیشون

31:18.083 --> 31:20.708
‫مشکل اینه که آدم‌ها
‫قدر اون خاطرات رو نمی‌دونن

31:24.291 --> 31:25.458
‫اما تو خواهی دونست

31:27.958 --> 31:29.000
‫آره

31:31.666 --> 31:35.333
‫اتفاقی که متیو پشت سر گذاشته
‫رو کمتر کسی درک می‌کنه

31:35.416 --> 31:37.458
‫خوشبختانه، من از اون عدۀ معدودم

31:37.541 --> 31:40.458
‫تلاش مشترکمون برای برگشتن
‫به زندگی‌ای که باید می‌داشتیم

31:40.541 --> 31:43.625
‫ما رو هم با دل‌شکستگی و هم با امید
‫به هم نزدیک کرده

31:43.708 --> 31:46.000
‫- تشریف آورد
‫- سلام

32:02.875 --> 32:04.333
‫لنی عاشق این مراسم می‌شد

32:06.958 --> 32:08.333
‫همه در کنار همن

32:10.333 --> 32:12.250
‫البته اگه هیچ بازی‌ای پخش نمی‌شد

32:12.833 --> 32:13.916
‫مسلماً

32:15.125 --> 32:17.500
‫می‌دونم مسیر پیش رو راحت نیست

32:17.583 --> 32:19.675
‫هر چیزی که ارزش جنگیدن داشته باشه،
‫راحت به دست نمیاد

32:19.750 --> 32:22.375
‫اینو می‌دونم که وقتی پای متیو در میون باشه

32:22.458 --> 32:26.208
‫اون مسیر به هر جایی هم که برسه،
‫هرقدر خطرناک یا کسل‌کننده

32:26.291 --> 32:29.125
‫از آغاز تا پایان کنارش خواهم بود

32:29.708 --> 32:31.966
‫و اگر روزی سرگردون شد یا راه رو گم کرد
‫و نیاز به کمک من داشت

32:32.041 --> 32:34.416
‫پیداش می‌کنم و برش می‌گردونم

32:36.875 --> 32:38.708
‫همیشه پیداش می‌کنم

32:39.000 --> 32:59.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
