WEBVTT

00:01.000 --> 00:12.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.024 --> 00:17.024
‫« موسسه اصلاح و تربیت ماساچوست »

00:17.000 --> 00:20.000
‫« ۱۰ سال پیش »

00:26.000 --> 00:33.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:33.750 --> 00:36.250
‫باشه آقای فیشر.
‫یکم تنهاتون می‌ذارم

00:43.916 --> 00:45.041
‫خدای من

00:54.875 --> 00:56.166
‫پسرم

01:13.666 --> 01:15.500
‫بگیر. خودت رو تمیز کن

01:15.583 --> 01:17.291
‫باشه، پسرم کجاست؟

01:17.375 --> 01:21.750
‫فکر کردی بعد از گروگان گرفتنِ دخترم
‫می‌تونی درخواست هم بکنی؟

01:21.833 --> 01:23.791
‫باید یه تیر توی سرت خالی کنم!

01:23.875 --> 01:25.875
‫به عنوان مردی که بچه می‌دزده
‫خیلی گنده‌گویی می‌کنی

01:27.291 --> 01:28.375
‫بلندش کن

01:38.208 --> 01:40.375
‫خب قضیه چیه؟ متیو کجاست؟

01:41.541 --> 01:42.625
‫نمی‌دونم

01:44.291 --> 01:47.500
‫به خدا اگه می‌دونستم، باهات می‌رفتم دنبالش

01:49.250 --> 01:50.958
‫آره، تو که حتماً

01:51.041 --> 01:53.041
‫درباره‌ی هرچی که بخواد صحبت کنه،

01:53.958 --> 01:55.833
‫باید از خودت بپرسی چرا

01:57.291 --> 02:00.166
‫اون همیشه یه هدفی داره و هیچوقت اونی نیست که فکر می‌کنی

02:06.375 --> 02:07.625
‫برات آشناست؟

02:09.291 --> 02:10.583
‫آره، پیاده‌رویِ چوبیِ رِوی‌یِره

02:10.666 --> 02:12.833
‫آره، تا خودِ رستوران روی‌یر که اونجاست

02:14.166 --> 02:16.583
‫آره، چند سال طول کشید تا اینجا رو درست کنم

02:16.666 --> 02:20.208
‫از آتلانتیک سیتی و کُنی آیلند وسیله آوردم

02:20.291 --> 02:23.458
‫چرخ‌وفلک رو از ساحل ونیز کالیفرنیا آوردم

02:24.625 --> 02:26.458
‫می‌دونی چرا تمام این‌ها رو ساختم؟

02:28.375 --> 02:29.333
‫نه

02:29.916 --> 02:33.791
‫وقتی پسرم لیام کوچیک بود،
‫هر آخرهفته به پیاده‌روی چوبی می‌رفتیم

02:33.875 --> 02:35.250
‫جای موردعلاقه‌اش بود

02:36.416 --> 02:39.000
‫لیام الان بیشتر از ده ساله که مُرده

02:40.916 --> 02:42.375
‫هر بار میام اینجا،

02:43.583 --> 02:45.041
‫خاطراتم از اون،

02:45.791 --> 02:47.166
‫زمانی که باهم گذروندیم،

02:48.375 --> 02:50.666
‫مثل نمک توی هوا تازه‌ست

02:51.791 --> 02:53.541
‫واسه همین آوردمت اینجا

02:54.916 --> 02:56.041
‫دوتاتون رو

03:09.916 --> 03:13.375
‫وای. عیب نداره.
‫بذار بلند بشه. چیزی نیست

03:27.250 --> 03:28.250
‫خوبی؟

03:28.333 --> 03:29.250
‫خوبم

03:30.375 --> 03:31.583
‫- آره؟
‫- آره

03:32.083 --> 03:33.416
‫- باشه
‫- بشینیم

03:33.500 --> 03:34.500
‫باشه

03:39.791 --> 03:43.625
‫می‌دونی، من و بابات از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم

03:44.291 --> 03:46.875
‫دوتامون توی محله اسم در کردیم

03:47.833 --> 03:51.250
‫آره، به اصطلاح توی طرف مقابل هم بودیم، ولی...

03:51.750 --> 03:54.000
‫اون زمان همه‌چیز ساده‌تر بود، نه لنی؟

03:55.583 --> 03:57.125
‫- پدر خوبی بود؟
‫- نیکی

03:57.208 --> 04:00.791
‫آره، فقط دارم یه سوال می‌پرسم.
‫پدر خوبی بود؟

04:01.666 --> 04:02.500
‫آره

04:03.083 --> 04:04.291
‫ازش الگو می‌گرفتی؟

04:05.125 --> 04:08.416
‫آره، معلومه دیگه.
‫پسرها از پدرشون الگو می‌گیرن

04:09.208 --> 04:11.416
‫فرق نداره کی باشه یا چی کار کرده

04:12.041 --> 04:14.208
‫ما اولین قهرمان بچه‌هامون می‌شیم

04:14.291 --> 04:16.541
‫هیچی مثل اون نیست.
‫هیچی نمی‌تونه جاش رو بگیره

04:16.625 --> 04:19.333
‫نیکی، این کارها واسه چیه؟

04:21.208 --> 04:25.250
‫واقعاً می‌خوای بشینی و تظاهر کنی
‫انگار نمی‌دونی؟ هوم؟

04:25.333 --> 04:26.458
‫باشه، فقط...

04:26.541 --> 04:28.041
‫آروم، آروم

04:28.125 --> 04:29.500
‫فقط بگو چی می‌خوای

04:29.583 --> 04:31.875
‫می‌خوام پسرم برگرده

04:33.083 --> 04:35.291
‫ولی ممکن نیست، مگه نه لنی؟

04:37.250 --> 04:38.166
‫نه

04:38.833 --> 04:42.166
‫ببین، ده سال پیش، لیام توی بار دعواش شد

04:43.208 --> 04:46.291
‫یه احمقی داشت چرت‌وپرت می‌گفت
‫و تهش افتاد مُرد

04:48.458 --> 04:50.750
‫ولی پسرم هنوز کل زندگیش رو پیش روش داشت

04:51.666 --> 04:54.166
‫حدود ده دوازده نفر دیدن
‫که چی شد

04:54.250 --> 04:56.750
‫ولی نکته جالب درباره‌ی شاهدین اینه،

04:56.833 --> 05:00.708
‫اگه مشوقِ خوبی بهشون بدی
‫خاطرات‌شون کِدِر می‌شه

05:02.416 --> 05:05.000
‫دادستان آماده بود که تمام اتهامات رو برداره

05:06.875 --> 05:10.208
‫بعدش دوتا کارآگاه یهو پیداشون شد

05:11.166 --> 05:15.083
‫و تصمیم گرفتن پسر من باید واسه کاری که کرده تقاص پس بده

05:16.000 --> 05:18.333
‫مدرک جعل کردن،

05:18.416 --> 05:20.875
‫که باعث شد به موسسه اصلاح و تربیت ماساچوست بره...

05:22.958 --> 05:24.458
‫...که اونجا به قتل رسید

05:24.541 --> 05:25.583
‫پسرت اون پسر رو کشت

05:25.666 --> 05:27.958
‫پسرم مثل یه حیوان کیری توی خاک مُرد

05:28.041 --> 05:29.791
‫به خاطر تو و فیل مکنزی

05:32.250 --> 05:35.208
‫پس حالا دیوید، تو بگو،

05:35.291 --> 05:37.750
‫حاضری چی کار کنی تا پسرت رو نجات بدی؟

05:39.416 --> 05:41.291
‫حاضری چی رو فدا کنی؟

05:42.041 --> 05:43.208
‫هرچیزی رو

05:43.791 --> 05:45.333
‫خب، بذار بفهمیم

05:48.708 --> 05:51.875
‫جون پدرت به خاطر پسرت

05:58.000 --> 06:03.000
‫« پیدایت خواهم کرد »

06:14.708 --> 06:16.000
‫اه!

06:17.583 --> 06:19.041
‫همین الان اینجا به پارامدیک نیاز دارم!

06:19.125 --> 06:19.958
‫سارا

06:20.666 --> 06:21.708
‫سارا!

06:24.041 --> 06:25.041
‫سلام

06:25.541 --> 06:26.916
‫حالت چطوره؟

06:28.291 --> 06:29.541
‫خوبم

06:30.458 --> 06:33.541
‫تونستن فشار خونش رو بالا ببرن
‫که جراحی رو تموم کنن

06:34.750 --> 06:36.833
‫هنوز خطرش کامل رفع نشده، ولی پایداره

06:36.916 --> 06:38.291
‫از شنیدنش خوشحالم

06:39.625 --> 06:41.625
‫تونستن هواپیمایی که باروز سوارش بوده رو پیدا کنن؟

06:41.708 --> 06:44.208
‫شماره ثبت هواپیما رو بررسی کردیم،
‫برنامه‌ی پرواز رو پیدا کردیم،

06:44.291 --> 06:47.708
‫مامور فرستادیم که وقتی هواپیمای نیکی
‫توی میامی فرود بیاد توی باند باشن،

06:47.791 --> 06:49.958
‫ولی خالی بود

06:50.041 --> 06:53.000
‫انتظار داشتید نیکی فیشر
‫طبق برنامه‌ی پرواز پیش بره؟

06:53.541 --> 06:56.375
‫باید با تمام فرودگاه‌های خصوصی فلوریدا تماس بگیریم

06:56.458 --> 06:59.541
‫- باید یه جایی پیاده‌شون کرده باشن
‫- داریم بررسیش می‌کنیم

07:01.125 --> 07:02.166
‫صبرکن...

07:06.666 --> 07:07.625
‫داری من رو تعلیق می‌کنی

07:07.708 --> 07:09.208
‫کسی تعلیقت نکرده

07:09.291 --> 07:12.250
‫همکارت تیر خورد.
‫خودت می‌دونی پروتکل چیه

07:12.333 --> 07:13.708
‫پدرم نزدیک بود بمیره،

07:13.791 --> 07:15.500
‫اونوقت می‌خوای درباره پروتکل باهام صحبت کنی

07:15.583 --> 07:19.250
‫واسه همین اداره معمولاً اجازه نمیده
‫که اعضای خانواده باهم کار کنن

07:19.333 --> 07:20.375
‫همینی که الان پیش اومده

07:20.458 --> 07:23.791
‫مکس پارتی‌بازی کرد
‫تا تو همکارش بشی

07:23.875 --> 07:27.125
‫نه دخترش، همکارش.
‫پس باید مثل همکارش رفتار کنی

07:27.791 --> 07:28.708
‫برو خونه

07:29.208 --> 07:31.875
‫خودت رو تمیز کن، تا وقتی به هوش اومد اینجا باشی

07:49.708 --> 07:51.000
‫مامور گریر

07:51.083 --> 07:53.791
‫من کارآگاه دنیل مولر از پلیس سوئیس هستم

07:54.416 --> 07:58.250
‫درخواست اینترپلی که داده بودین رو دریافت کردم.
‫فردا به بوستون می‌رسم

07:58.333 --> 07:59.875
‫باید باهات صحبت کنم

07:59.958 --> 08:03.916
‫اطلاعات مهمی درباره پرونده‌ی متیو باروز دارم

08:09.333 --> 08:11.541
‫اگه می‌خوای دوباره پسرت رو ببینی،

08:12.125 --> 08:14.125
‫باید انتخاب کنی، دیوید

08:15.791 --> 08:17.250
‫نیکی، این چه کاریه؟

08:17.333 --> 08:18.541
‫این به تو مربوط نیست

08:18.625 --> 08:20.166
‫معلومه که هست. یه قراری داریم

08:20.750 --> 08:21.750
‫کدوم قرار؟

08:22.958 --> 08:27.333
‫بعد از کشته شدنِ لیام
‫دستور قتل پدرت و مکنزی رو صادر کردم

08:27.416 --> 08:31.250
‫بعدش این یارو با یه پیشنهاد اومد در خونه‌ام

08:32.000 --> 08:36.041
‫اگه از جون‌شون بگذرم،
‫می‌شه نفوذیم توی پلیس بوستون

08:39.583 --> 08:42.166
‫اون هم تصمیم سختی بود،
‫که بذارم تو زنده بمونی

08:42.250 --> 08:46.708
‫ولی باید باهاش کنار می‌اومدم.
‫حالا انتخاب کن، دیوید

08:49.916 --> 08:51.416
‫من...

08:51.500 --> 08:53.291
‫نمی‌تونم... حاضر نیستم

08:53.375 --> 08:55.666
‫پس گمونم جوابم رو دارم.
‫دوتاشون رو بکش

08:56.583 --> 08:58.250
‫همین الان تفنگت رو بیار پایین!

08:59.958 --> 09:02.375
‫به خدا قسم می‌زنمت

09:02.958 --> 09:05.000
‫خب، گمونم کلاً نمی‌شه وفاداری رو با پول خرید، ها؟

09:05.083 --> 09:07.041
‫لازم نیست اینجوری پیش بره

09:07.125 --> 09:08.250
‫باشه

09:08.916 --> 09:11.875
‫دیوید، گفتی حاضری هرکاری بکنی

09:12.500 --> 09:13.666
‫هرکاری!

09:14.333 --> 09:15.666
‫نمی‌تونم

09:15.750 --> 09:17.833
‫صبرکن دیوید، گوش کن

09:17.916 --> 09:20.416
‫- این آسونه. تصمیم آسونیه
‫- نه

09:20.500 --> 09:23.125
‫ببین، من از سرطان زنده نمی‌مونم

09:24.750 --> 09:27.833
‫اینجوری می‌تونم با شرایط خودم بمیرم

09:28.458 --> 09:30.208
‫و بیشتر از اون،

09:31.458 --> 09:33.333
‫فرصت می‌کنم این قضیه رو درست کنم

09:35.208 --> 09:38.333
‫حالا این... تاثیرگذار بود

09:39.291 --> 09:41.708
‫ولی باید تصمیم خودش باشه، لنی

09:41.791 --> 09:43.916
‫باید از دهن خودش بشنوم

09:47.458 --> 09:51.041
‫زودباش. دیوید، یالا.
‫باید انجامش بدی

09:54.125 --> 09:55.333
‫تصمیم چیه؟

09:57.791 --> 09:58.750
‫زودباش

10:02.291 --> 10:03.291
‫باشه

10:05.500 --> 10:06.500
‫باشه

10:08.625 --> 10:09.625
‫باشه

10:13.291 --> 10:15.666
‫به متیو بگو دستکشش توی خونه‌ست

10:15.750 --> 10:17.166
‫باید تمرین کنه

10:18.291 --> 10:20.333
‫ساکس مشکل فرست بیس داره

10:29.458 --> 10:32.333
‫می‌تونی بذاریش کنار، پسر. دیگه تمومه

10:33.916 --> 10:36.583
‫ببخشید دیوید. باید مطمئن می‌شدم

10:36.666 --> 10:37.708
‫درباره‌ی چی؟

10:38.291 --> 10:41.958
‫که بی‌گناهی و بچه‌ات هنوز زنده‌ست

10:42.041 --> 10:44.625
‫اگه حاضر بودی بذاری بابای خودت بمیره،

10:44.708 --> 10:46.500
‫پس حتماً داری حقیقت رو میگی

10:46.583 --> 10:48.166
‫پیش تو نیست

10:48.750 --> 10:51.166
‫من بچه نمی‌دزدم

10:55.125 --> 10:58.791
‫چارلی ۶-۱، بیرون منزل ریچل میلز هستم. امن و امانه

11:06.750 --> 11:07.750
‫یه لحظه صبرکن

11:18.250 --> 11:20.041
‫با عکاسیِ دیویدسون تماس گرفتم؟

11:21.083 --> 11:23.583
‫عالیه. چند هفته پیش در رویدادی شرکتی

11:23.666 --> 11:24.916
‫برای موسسه پین توی سیکس فلگز عکسبرداری کردین

11:25.000 --> 11:27.625
‫تمام عکس‌هاتون رو برام فرستادین،
‫ولی سه‌تاشون نیستن

11:27.708 --> 11:29.958
‫خواستم ببینم اگه می‌شه برام ایمیل‌شون کنید

11:31.541 --> 11:32.500
‫عالیه

11:33.083 --> 11:37.125
‫شماره‌ی ۱۱۰، ۱۱۱ و ۱۱۲

11:37.666 --> 11:40.333
‫و آدرس ایمیل هم آرمیلز@کوئینسی.ای‌دی‌یو

11:40.416 --> 11:41.708
‫خیلی ممنون

11:46.083 --> 11:48.166
‫چه سوپرایز خوبی. بیا تو

11:48.250 --> 11:49.208
‫سلام

11:50.000 --> 11:51.416
‫یه سر رفتم تورتا

11:52.000 --> 11:53.625
‫- برات یه دانمارکی گرفتم
‫- وای

11:55.208 --> 11:56.916
‫چی کار کردم که لایق این افتخارم؟

11:57.000 --> 11:59.041
‫می‌دونی یه پلیس بیرون پارک کرده، درسته؟

11:59.125 --> 12:02.750
‫دنبال دیوید می‌گردن.
‫از دیروز ندیدمش

12:03.375 --> 12:05.500
‫گمونم نباید درباره رونالد بپرسم دیگه؟

12:05.583 --> 12:07.041
‫قطعاً نه

12:07.958 --> 12:10.041
‫پیشنهاد کرده بره خونه خواهرش

12:15.500 --> 12:17.041
‫نمی‌تونم دست از نگاه کردن بهش بردارم

12:18.458 --> 12:19.333
‫یعنی...

12:20.208 --> 12:23.125
‫هِی به خودم میگم، نمی‌تونه خودش باشه، درسته؟
‫غیرممکنه

12:26.083 --> 12:27.500
‫ولی قیافه‌اش رو می‌شناسم

12:29.833 --> 12:31.958
‫ولی نمی‌فهمم

12:32.041 --> 12:35.541
‫پزشک قانونی تایید کرد
‫که اون شب خودش توی تخت بوده

12:36.416 --> 12:39.375
‫یکی حتماً آزمایش خون رو توی آزمایشگاه دستکاری کرده

12:39.458 --> 12:41.833
‫آخه کی این کار رو می‌کنه؟

12:42.416 --> 12:43.958
‫کی اومده پسرم رو برده؟

12:44.041 --> 12:46.291
‫من و دیوید سعی داشتیم همین رو بفهمیم

12:47.916 --> 12:48.916
‫دیوید

12:49.958 --> 12:53.416
‫خدای من، توی قرائت حکم حرف‌های خیلی ناجوری بهش زدم

12:54.625 --> 12:56.333
‫- آخه، فکر می‌کردم...
‫- هی، می‌دونم

12:57.208 --> 12:58.958
‫ولی وقتی رفتم دیدنش،

12:59.541 --> 13:01.541
‫تو اولین کسی بودی که سراغش رو گرفت

13:02.416 --> 13:04.375
‫می‌خواست مطمئن بشه که خوبی

13:05.416 --> 13:07.583
‫وقتی بهش گفتم دوباره ازدواج کردی،

13:09.166 --> 13:10.833
‫واقعاً برات خوشحال شد

13:11.416 --> 13:12.416
‫واقعاً؟

13:12.916 --> 13:14.750
‫نگفتم با رونالد ازدواج کردی

13:18.875 --> 13:20.916
‫اگه حتی یه احتمالی باشه
‫که متیو زنده باشه،

13:21.500 --> 13:22.791
‫باید یه کاری بکنم

13:23.625 --> 13:25.750
‫قرار نیست دست روی دست بذارم و امیدوار باشم

13:26.708 --> 13:28.000
‫منطقی نیست

13:28.708 --> 13:30.250
‫باید پیش تو باشه

13:31.625 --> 13:33.250
‫هیلدی وینزلو رو قانع کردی که توی جایگاه شاهد دروغ بگه

13:33.333 --> 13:34.875
‫آره، اون کار رو کردم

13:34.958 --> 13:36.291
‫ولی فقط همین کار رو کردم

13:37.125 --> 13:40.708
‫بعد از اینکه پدرت مدرک جاساز کرد
‫که پسرم روانه‌ی زندان بشه،

13:40.791 --> 13:44.750
‫برگشت و مدرک قایم کرد
‫تا بخواد تو رو نجات بده

13:45.250 --> 13:48.208
‫این مدل ریاکاری رو نمی‌تونم تحمل کنم

13:49.416 --> 13:53.458
‫ولی چون ظاهراً شاید بی‌گناه باشی،
‫شرایط عوض می‌شه

13:53.541 --> 13:55.541
‫خب حالا چی، نیکی؟

13:55.625 --> 13:58.333
‫خب، الان آزاده که بره

14:01.833 --> 14:04.375
‫امیدوارم پسرت رو پیدا کنی. واقعاً میگم

14:04.458 --> 14:05.625
‫امیدواری؟

14:08.375 --> 14:09.833
‫الان باید چی کار کنم؟

14:11.083 --> 14:13.708
‫چطوری اون حرومزاده‌ی مریضی که پسرم رو برده رو پیدا کنم؟

14:14.208 --> 14:15.541
‫آره خب،

14:16.458 --> 14:19.500
‫اول از همه باید باهوش باشی
‫که اینجور فرضیه‌ای ندی

14:19.583 --> 14:20.958
‫متوجه نکته‌ی واضح نشدی

14:22.166 --> 14:23.250
‫چی اونوقت؟

14:23.333 --> 14:26.125
‫طرف یه پدوفیل توی ون پانل سفید نیست

14:26.208 --> 14:28.208
‫این برنامه‌ریزی‌شده‌ست

14:28.291 --> 14:31.333
‫دقیقه، پیچیده‌ست، شیطانیه

14:32.500 --> 14:35.916
‫راست میگه. متیو رو هدف گرفتن.
‫باید بفهمی چرا

14:36.000 --> 14:38.041
‫دلیلی نداره که چرا اومدن پسرم رو دزدیدن

14:38.125 --> 14:40.000
‫آره، بازم نکته‌ی واضح رو نگرفت

14:40.666 --> 14:41.875
‫باشه، چی دقیقاً؟

14:41.958 --> 14:43.791
‫اون فقط پسر تو نیست

14:43.875 --> 14:45.833
‫پسر شریل هم هست

14:46.416 --> 14:49.333
‫ببین، می‌خوای بفهمی کی حاضره
‫همچین کار افتضاحی بکنه؟

14:49.416 --> 14:54.083
‫از خودت سوالاتی بپرس
‫که مشخصه از پرسیدن‌شون می‌ترسی

14:55.041 --> 14:57.250
‫در گذشته‌ات چه اتفاقی افتاده،

14:57.333 --> 14:59.041
‫توی گذشته‌ی زنت،

14:59.125 --> 15:00.791
‫توی زندگی زناشویی‌تون،

15:00.875 --> 15:04.583
‫که به کسی دلیل بده که چنین کاری بکنه

15:04.666 --> 15:05.750
‫گرفتی؟

15:06.375 --> 15:10.250
‫چون شرط می‌بندم که توضیحی هست
‫که یه جور منطقی توش باشه

15:10.333 --> 15:12.666
‫چه حاضر باشی بهش اعتراف کنی چه نه

15:19.250 --> 15:21.166
‫نیکی یه سرنخی بهت داد، نه؟

15:23.458 --> 15:24.458
‫چیه؟

15:26.000 --> 15:27.916
‫باید با شریل صحبت کنم

15:28.000 --> 15:29.958
‫هواپیمای نیکی برت می‌گردونه

15:31.166 --> 15:32.791
‫چند ساعت دیگه می‌رسی بوستون

15:33.500 --> 15:34.958
‫توی پرواز بهت میگم

15:35.958 --> 15:37.333
‫لنی باهات نمیاد

15:38.458 --> 15:40.041
‫منظورت چیه؟

15:41.416 --> 15:42.458
‫بذار حدس بزنم

15:43.125 --> 15:46.916
‫نیکی یه ضمانت نیاز داره
‫که یه وقت این قضیه کسشعر در نیاد

15:49.208 --> 15:50.458
‫لابد شوخیت گرفته

15:50.541 --> 15:52.291
‫فقط روی چیزی که مهمه تمرکز کن

15:53.375 --> 15:55.291
‫مطمئن شو بلایی سرش نیاد

15:55.916 --> 15:57.166
‫همیشه حواسم هست

15:57.875 --> 15:59.625
‫واسه همین اون کار رو کردم، دیوید

16:00.291 --> 16:01.750
‫که ازشون محافظت کنم

16:04.291 --> 16:05.666
‫و اگه پدرم رو دیدی،

16:07.333 --> 16:08.458
‫فقط...

16:08.541 --> 16:09.500
‫هی

16:10.125 --> 16:11.291
‫هرچی که هست،

16:12.166 --> 16:13.875
‫باید از خودت بشنوه

16:15.625 --> 16:18.000
‫آخه من روی سر نیکی فیشر اسلحه گذاشتم

16:18.083 --> 16:20.500
‫در کل نمی‌شه این کار رو کرد
‫و فرداش زنده بود

16:22.958 --> 16:24.541
‫فقط بهش بگو دوستش دارم

16:25.375 --> 16:26.416
‫باشه، میگم

16:29.041 --> 16:30.916
‫نوه‌ام رو بیار خونه

16:51.333 --> 16:53.833
‫سلام، عکس‌ها رو گرفتم. ممنون

16:53.916 --> 16:55.291
‫هنوز چیزی پیدا نکردی؟

16:55.375 --> 16:57.666
‫نه، ولی هنوز دویست سیصدتا دیگه دارم که ببینم

16:57.750 --> 17:00.708
‫خب، من دارم میام اونجا.
‫می‌تونیم تقسیمِ کار کنیم

17:21.458 --> 17:24.291
‫گشنتـه؟ می‌تونم تو مسیر یه چیزی بگیرم

17:24.375 --> 17:27.833
‫نه، شریل اومده بود. برام یه دانمارکی
‫از تورتا آورد. چقدر من خوش‌شانسم، نه؟

17:27.916 --> 17:29.291
‫باشه. یکم دیگه می‌بینمت. خدافظ

17:40.000 --> 17:47.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:54.166 --> 17:57.666
‫چارلی ۶-۱، یه کد ۷ توی خونه‌ی ریچل میلز دارم
‫و به پشتیبانی نیاز دارم.

18:13.416 --> 18:14.833
‫خانم میلز! پلیس بوستون!

18:16.041 --> 18:17.583
‫تفنگ داره!

18:30.500 --> 18:32.250
‫- چی؟
‫- برو. برو!

18:32.333 --> 18:33.833
‫باشه، باشه!

18:40.875 --> 18:46.125
‫ریچل؟ هی، جریان چیه؟
‫خوبی؟ ریچل. ریچل!

18:47.916 --> 18:51.041
‫نمی‌تونم نفس بکشم.
‫بزن بغل. ماشین رو نگه دار

18:51.125 --> 18:52.666
‫آره، باشه، باشه

19:11.166 --> 19:14.041
‫هی، چی شد؟
‫الان... چی شد؟

19:16.041 --> 19:17.333
‫حالت خوبه

19:18.333 --> 19:20.375
‫یه یارو می‌خواست بکشتم

19:20.458 --> 19:21.416
‫چی؟

19:22.083 --> 19:24.958
‫یه یارو دزدکی اومد توی خونه‌ام
‫و خواست بکشتم و بعد به یه پلیس شلیک کرد

19:25.041 --> 19:27.583
‫- یکی به یه پلیس شلیک کرد؟ چی؟
‫- آره، الان به پلیسه شلیک کرد

19:27.666 --> 19:29.583
‫به یه پلیس که بیرون خونه بود شلیک کرد

19:29.666 --> 19:30.958
‫چی؟

19:31.666 --> 19:34.166
‫صبرکن، لعنتی، باید برگردیم. نمی‌شه همینجا بمونیم

19:34.250 --> 19:36.500
‫- نمی‌شه برگردیم. ریچل...
‫- نمی‌شه همینجوری ولش کنم

19:36.583 --> 19:38.625
‫- نه، نمی‌شه برگردیم
‫- خواست کمکم کنه

19:38.708 --> 19:41.250
‫نه، باید زنگ بزنیم ۹۱۱.
‫نمی‌شه برگردیم اونجا، خب؟

19:41.333 --> 19:43.041
‫ببین، باید سوار هواپیمات کنیم

19:43.125 --> 19:44.958
‫نگران پاسپورت و لباس و این چیزها نباش

19:45.041 --> 19:47.708
‫- می‌تونم یه ساعته سوار هواپیمات کنم
‫- چی؟

19:48.500 --> 19:51.333
‫هرکی دنبالته، هرکی به یه پلیس شلیک کرده،

19:51.416 --> 19:52.708
‫دست‌بردار نیست

19:52.791 --> 19:56.875
‫هرکی پشت این ماجراست، دست‌بردار نیست

19:56.958 --> 19:58.875
‫ریچل، می‌خوان شکارت کنن

20:04.041 --> 20:08.625
‫ببین، ازت نمی‌خوام از پیدا کردنِ متیو دست بکشی

20:08.708 --> 20:12.416
‫ببین، ازت می‌خوام عاقلانه برخورد کنی

20:13.458 --> 20:15.416
‫می‌تونم بهترین وکلا رو استخدام کنم،

20:15.958 --> 20:20.791
‫بهترین کارآگاه‌ها رو که طرف رو پیدا کنن
‫و بعد دیوید رو تبرئه کنن

20:20.875 --> 20:24.375
‫ولی هیچکدومش اهمیت نداره
‫اگه تو مُرده باشی، خب؟

20:26.541 --> 20:27.625
‫فهمیدی؟

20:29.708 --> 20:31.666
‫زودباش. بذار ازت محافظت کنم

20:34.458 --> 20:35.625
‫اونوقت کجا بریم؟

20:35.708 --> 20:36.916
‫هرجا که بخوای

20:38.083 --> 20:40.458
‫گوش کن، هرجا که بخوای بری

20:41.333 --> 20:42.333
‫باشه؟

20:44.750 --> 20:45.750
‫باشه؟

20:47.875 --> 20:49.125
‫زودباش

21:01.000 --> 21:03.541
‫سلام، خوبی؟

21:03.625 --> 21:04.791
‫کجایی؟

21:04.875 --> 21:06.708
‫سلام، دارم با هواپیما برمی‌گردم بوستون

21:07.291 --> 21:08.916
‫توی هواپیما؟

21:09.000 --> 21:10.166
‫از کجا برمی‌گردی؟

21:10.250 --> 21:12.208
‫الان نیکی فیشر رو دیدم

21:12.291 --> 21:14.125
‫متیو پیش اون نیست

21:14.208 --> 21:15.708
‫- اشتباه فهمیدیم
‫- خدای من

21:15.791 --> 21:18.500
‫- چطور ممکنه؟
‫- یه مسئله دیگه هست

21:18.583 --> 21:21.541
‫حدود ۲۰ دقیقه دیگه توی نوروود فرود میام.
‫اون موقع بهت میگم

21:22.166 --> 21:24.458
‫می‌شه خواهشاً فقط بگی جریان چیه؟

21:26.208 --> 21:27.916
‫متیو ممکنه پسر من نباشه

21:31.750 --> 21:33.041
‫خیلی‌خب

21:33.125 --> 21:35.083
‫خامه با شکر اضافی، اگه درست یادم باشه

21:35.166 --> 21:38.500
‫ممنون. از اف‌بی‌آی انتظار میره
‫قهوه‌ی بهتری درست کنن

21:38.583 --> 21:41.083
‫یه تاکتیک پلیسی قدیمیه

21:41.166 --> 21:44.791
‫هیچی سریعتر از قهوه‌ی سوخته
‫توی لیوان استایروفومی آدم رو به حرف نمیاره

21:45.375 --> 21:46.375
‫جواب داد

21:48.166 --> 21:49.541
‫من بهش گفتم، فیلیپ

21:50.458 --> 21:54.375
‫من گفتم که فکر می‌کنم نیکی فیشر
‫لنی رو برده و متیو زنده‌ست

21:54.458 --> 21:55.500
‫- آره
‫- فقط...

21:55.583 --> 21:57.416
‫کار درستی کردی

21:57.500 --> 21:59.125
‫همینطوره

21:59.208 --> 22:03.000
‫ببین، اگه پیش نیکی باشه، اف‌بی‌آی بهترین شانس ما
‫واسه برگردوندنشه، باشه؟

22:04.291 --> 22:05.333
‫سلام، سوفی؟

22:06.833 --> 22:07.916
‫شریل

22:08.000 --> 22:10.625
‫ببخشید که همینجوری یهویی اومدم

22:11.458 --> 22:14.375
‫بس کن. همیشه اینجا قدمت روی چشمه

22:17.958 --> 22:19.333
‫از دیدن دوباره‌ات خوشحالم

22:20.000 --> 22:21.750
‫ریچل عکس رو نشونم داد

22:24.375 --> 22:25.958
‫خودشه، درسته؟ اون...

22:26.833 --> 22:27.916
‫متیوست

22:30.250 --> 22:34.083
‫گمونم هیچکس بر اساس یه عکس باورش نمی‌کنه

22:34.166 --> 22:37.500
‫باید ثابت کنیم که آزمایش دی‌ان‌ای دستکاری شده

22:37.583 --> 22:42.708
‫باید ثابت کنیم که پسری که اون شب
‫توی تخت متیو پیدا کردن، خودش نبوده

22:42.791 --> 22:46.500
‫خب، نمونه اصلی خونی
‫که اون شب پیدا کردن توی انبار ذخیره‌ست

22:46.583 --> 22:49.750
‫فقط یه چیزی که دی‌ان‌ای متیو روش باشه رو می‌خوایم
‫که باهاش مقایسه‌اش کنیم

22:49.833 --> 22:53.541
‫یه دوستی توی آزمایشگاه دارم
‫که بتونه آزمایش کنه. صداش رو در نیاره

22:54.583 --> 22:55.958
‫مال اولین باری که موهاش رو کوتاه کردیم

23:03.875 --> 23:07.166
‫فکر نمی‌کردم واسه مو کوتاه کردن ثابت بشینه

23:07.250 --> 23:09.708
‫فکر کردم ورجه‌وورجه کنه و اذیت کنه، ولی...

23:10.875 --> 23:12.208
‫صاف نشست،

23:13.125 --> 23:14.916
‫توی آینه بهم لبخند می‌زد

23:16.250 --> 23:17.916
‫خیلی به خودش افتخار می‌کرد

23:19.916 --> 23:21.458
‫اگه متیو زنده باشه،

23:22.416 --> 23:23.833
‫باید پیداش کنم

23:32.625 --> 23:34.500
‫- سرت چطوره؟
‫- خوبه

23:35.166 --> 23:38.708
‫اونوقت تو اولین افسری بودی
‫که به صحنه رسیدی، کارآگاه استاوروس؟

23:39.291 --> 23:42.208
‫درسته. یه کد ۷ روی اسکنرم بالا اومد

23:42.291 --> 23:43.833
‫نزدیک هم بود

23:43.916 --> 23:47.208
‫در باز بود. اسلحه‌ام رو در آوردم، اومدم توی خونه

23:48.166 --> 23:49.875
‫و دیدم افسر رامیرز روی زمینه

23:49.958 --> 23:52.083
‫رفتم نبضش رو بگیرم و اون موقع بود که پرید روم

23:52.666 --> 23:53.875
‫کی؟

23:54.375 --> 23:55.875
‫دیوید باروز

23:59.916 --> 24:00.750
‫سلام

24:03.916 --> 24:07.125
‫اونوقت فکر می‌کردی کلسترولم منـو می‌کشه

24:12.208 --> 24:13.458
‫متاسفم بابا

24:14.708 --> 24:16.166
‫ضربه زدن به راسو تصمیم من بود

24:16.250 --> 24:17.916
‫خودت رو اذیت نکن

24:19.583 --> 24:20.583
‫یعنی،

24:21.208 --> 24:25.333
‫جواب که داد، فقط نه اونجوری که ما می‌خواستیم، همین

24:28.041 --> 24:29.291
‫حالا چی شد؟

24:31.166 --> 24:34.666
‫هواپیما توی میامی فرود اومد و باروز توش نبود

24:36.791 --> 24:37.791
‫اون رو نمیگم

24:39.125 --> 24:41.750
‫می‌دونی منظورم چیه. چی شد؟

24:42.750 --> 24:44.458
‫جولی تعلیقم کرده

24:45.625 --> 24:48.250
‫و کاملاً مطمئنم ماجرای سیاتل پِرت شد

24:48.333 --> 24:51.458
‫عمراً پِرت بشه.
‫گوش کن، فردا...

24:51.541 --> 24:54.458
‫می‌شه خواهشاً الان حرفش رو نزنیم، بابا؟

24:54.541 --> 24:56.416
‫نمی‌خوام از سیاتل صحبت کنم

24:56.500 --> 25:00.500
‫خیلی سیاتل برام مهم نیست، چون راستش خیالم راحت شده

25:00.583 --> 25:03.125
‫راحت؟ چرا؟

25:03.708 --> 25:06.541
‫چون احتمالاً اینجوری دیگه هیچوقت نمی‌دیدمت

25:06.625 --> 25:08.916
‫چی میگی واسه خودت؟

25:09.000 --> 25:12.041
‫من و تو الان نزدیکیم چون همکاریم، ولی...

25:13.416 --> 25:16.375
‫چی می‌شه وقتی دیگه هر روز سر کار همدیگه رو نبینیم؟

25:16.916 --> 25:20.375
‫چقدر طول می‌کشه تا دوباره غریبه بشیم؟
‫چندتا تعطیلات؟

25:20.458 --> 25:21.333
‫ببین،

25:22.041 --> 25:24.250
‫من ماشین زمانن دارم، خب؟

25:24.958 --> 25:30.041
‫نمی‌تونم گذشته رو عوض کنم و کاش می‌شد، ولی بیخیال

25:30.125 --> 25:32.666
‫آخه، داری یکم دراماتیکش می‌کنی

25:32.750 --> 25:36.958
‫ما هیچوقت و هرگز دیگه باهم غریبه نمی‌شیم

25:37.750 --> 25:38.875
‫چطور می‌دونی؟

25:42.625 --> 25:43.666
‫وقتی...

25:45.250 --> 25:47.000
‫مادرت رو طلاق دادم...

25:50.416 --> 25:52.791
‫تو بودی که صدمه دیدی

25:55.666 --> 25:58.250
‫و بهت صدمه زدم، عزیزم.
‫به دختر عزیزم صدمه زدم

26:01.666 --> 26:03.375
‫و می‌دونم... می‌دونمش

26:04.583 --> 26:08.500
‫و ترجیح می‌دادم روی اون میز بمیرم

26:08.583 --> 26:11.250
‫تا دوباره بهت صدمه بزنم

26:12.875 --> 26:16.416
‫همکار بودنم‌مون یه فرصت دوباره بهمون داده

26:16.500 --> 26:19.916
‫فکر کردی می‌خوام خرابش کنم؟
‫دیوانه شدی؟

26:20.000 --> 26:24.333
‫پس برام مهم نیست سیاتل باشه یا اسپانیا،

26:24.416 --> 26:28.291
‫ما دیگه هیچوقت و هرگز باهم غریبه نمی‌شیم!

26:55.833 --> 26:58.166
‫منظورت چیه که متیو ممکنه پسرت نباشه؟

26:58.250 --> 26:59.750
‫نمی‌دونم شریل چقدر بهت گفته،

26:59.833 --> 27:02.333
‫ولی وقتی تصمیم گرفتیم تشکیل خانواده بدیم،
‫نتونستیم باردار بشیم

27:02.416 --> 27:04.041
‫آره، یادمه

27:04.125 --> 27:06.958
‫بهت گفته که دنبال اهداکننده می‌گشت؟

27:07.041 --> 27:08.375
‫گفت بهش فکر کرده

27:08.458 --> 27:10.583
‫بیشتر از فکر بود

27:12.041 --> 27:14.458
‫بدون اطلاع دادن به من
‫به یه کلینیک باروری رفت

27:16.583 --> 27:17.416
‫صبرکن، چی؟

27:17.500 --> 27:20.666
‫وقتی هم باهاش رو در رو کردم، گفت مشاوره بوده و همین، ولی...

27:21.500 --> 27:25.791
‫یه حسی دارم که شاید دروغ گفته و انجامش داده

27:26.375 --> 27:29.458
‫نه، یعنی نه. شریل چنین کاری نمی‌کنه

27:30.041 --> 27:31.083
‫تو می‌شناسیش، ریچل

27:31.166 --> 27:33.750
‫وقتی حرف شریل وسط باشه،
‫هیچ مشکلی نیست که نشه حلش کرد

27:33.833 --> 27:36.000
‫نه، ولی اون رو نه

27:36.083 --> 27:37.958
‫همیشه می‌خواست مامان بشه

27:39.666 --> 27:44.208
‫پس اگه مشکل حامله شدنه،
‫پس شاید راه‌حلش اهداکننده باشه

27:48.125 --> 27:51.291
‫و فکر کردی اهداکننده متیو رو ربوده؟

27:51.916 --> 27:54.375
‫آره، تصمیم گرفته که بچه‌اش رو پس می‌خواد

27:56.958 --> 27:59.333
‫اولین توضیحیه که یه ذره منطقیه

28:06.083 --> 28:07.458
‫خیلی ممنون

28:07.541 --> 28:08.583
‫سلام سارا

28:09.500 --> 28:11.833
‫- تو اینجا چی کار می‌کنی؟
‫- حالش چطوره؟

28:12.458 --> 28:14.750
‫از جراحی خارج شده. فقط داره استراحت می‌کنه

28:15.416 --> 28:16.375
‫این چیه؟

28:16.458 --> 28:18.666
‫یه کارآگاه توی ژنو برامون ایمیلش کرده

28:18.750 --> 28:20.208
‫در مورد پرونده متیو باروزه

28:20.291 --> 28:23.875
‫- گفت به اینترپل درخواست دادی
‫- جولی تعلیقم کرده. مشکلی با این نداره؟

28:24.750 --> 28:26.125
‫خیلی شک دارم

28:26.750 --> 28:28.000
‫ممنون چوپرا

28:29.333 --> 28:30.916
‫آره، نمی‌دونم

28:31.000 --> 28:32.875
‫منم تا جایی که می‌تونم اُپن‌مایند هستم،

28:32.958 --> 28:35.708
‫ولی این یارو مولر، فکر کنم یه چیزی می‌زنه

28:35.791 --> 28:39.791
‫ببین، اگه جسدِ اون شب مال متیو باروز نبوده،

28:39.875 --> 28:41.250
‫یکی بوده دیگه

28:41.333 --> 28:45.166
‫ولی چطور ممکنه یه یتیمِ گمشده از ژنو
‫آخر سر توی بوستون از کتک خوردنِ زیاد بمیره؟

28:45.250 --> 28:47.958
‫...کنفرانس مطبوعاتی درباره پرونده دیوید باروز

28:48.041 --> 28:51.166
‫ساعت ۱۰:۲۰ صبح، در بلوار وست‌گیتِ روی‌یر،

28:51.250 --> 28:56.833
‫افسر دنی رامیرز توی خونه‌ی ریچل میلز
‫به ضرب گلوله کشته شده

28:57.416 --> 29:00.416
‫اکنون باور داریم که تیرانداز دیوید باروز بوده

29:01.000 --> 29:04.041
‫اگه پلیس بوستون اول باروز رو پیدا کنه، کارش تمومه

29:06.041 --> 29:08.791
‫ستوان، گزارشات زیادی درباره یه رنج روور مشکی داریم

29:06.815 --> 29:08.815
‫« کلانتری ۱۳ پلیسِ بوستون »

29:08.875 --> 29:10.500
‫که در حین خروج از خونه ریچل میلز دیده شده

29:10.583 --> 29:11.750
‫در حوالی زمان تیراندازی

29:11.833 --> 29:13.458
‫- کسی پلاکش رو برداشته؟
‫- یه چیز بهتر

29:13.541 --> 29:15.750
‫دوربین زنگ‌دارِ همسایه فیلم‌شون رو موقع عبور گرفته

29:15.833 --> 29:18.333
‫خودرو به اسم هیدن پین ثبت شده

29:21.833 --> 29:23.250
‫باشه، خب حالا نقشه چیه؟

29:23.333 --> 29:24.916
‫باید با شریل صحبت کنم

29:25.000 --> 29:26.958
‫عمراً. خیلی خطرناکه

29:27.041 --> 29:29.333
‫بعد از امروز صبح، پلیس‌ها چهارچشمی مراقبشـن

29:29.416 --> 29:30.375
‫چی؟ چی شده؟

29:30.458 --> 29:33.375
‫یه نفر دزدکی وارد آپارتمانم شد
‫و سعی کرد من رو بکشه

29:33.458 --> 29:36.000
‫- می‌دونی کی بود؟
‫- نه، ولی طرف یه پلیس رو کشت

29:36.083 --> 29:37.541
‫و پلیس فکر می‌کنه تو بودی

29:38.666 --> 29:40.541
‫حتی اگه حرفت درست هم باشه،

29:41.125 --> 29:43.458
‫اسم اهداکننده رو که نمی‌شناسه، درسته؟

29:44.208 --> 29:46.000
‫کلینیک باروری می‌شناسه

29:46.833 --> 29:48.375
‫باشه، یادته کدوم یکی بود؟

29:48.958 --> 29:50.208
‫برگ

29:50.291 --> 29:51.625
‫کلینیک باروری برگ؟

29:52.208 --> 29:53.041
‫خودشه

29:53.833 --> 29:55.625
‫توی گروه پزشکی پین هستن

29:56.208 --> 29:57.708
‫ممکنه بتونی پرونده‌اش رو برامون جور کنی؟

29:57.791 --> 29:59.666
‫آره، فکر کنم بتونم

30:17.958 --> 30:20.708
‫ممنون پم. ۱۱۳۴

30:20.791 --> 30:23.583
‫نه نه، فقط باید یه سری مدارک
‫واسه جلسه هیئت مدیره بردارم

30:23.666 --> 30:26.125
‫- خیلی ممنون. باشه، خدافظ
‫- مطمئنی کسی نیست؟

30:26.708 --> 30:28.041
‫- آره، آخرهفته‌ست

30:28.625 --> 30:30.208
‫اولین ورود غیرقانونیم

30:30.916 --> 30:33.916
‫ورود غیرقانونی نیست اگه خودت مالک ساختمون باشی

30:35.500 --> 30:36.625
‫راست میگی

30:39.291 --> 30:41.083
‫بیاید. از این طرفه

30:54.791 --> 30:57.708
‫- شریل پرونده نداره
‫- منطقی نیست

30:57.791 --> 30:59.708
‫اومده اینجا. چطوری پرونده نداره؟

30:59.791 --> 31:01.541
‫اسم مجردیش رو بزن

31:03.833 --> 31:05.250
‫نه

31:05.333 --> 31:08.500
‫شاید اهداکننده یه جوری تونسته پیداش کنه، ردش رو بپوشونه

31:08.583 --> 31:11.208
‫اگه واسه برگ کار نکنی، چطور ممکنه اصلاً؟

31:11.291 --> 31:12.791
‫پشمام

31:12.875 --> 31:14.041
‫صبرکنید، یه لحظه وایسید

31:14.125 --> 31:16.916
‫پنج سال پیش، برگ یه دکتری رو اخراج کرد که بهش مشکوک شده بودن

31:17.000 --> 31:20.750
‫که داشته با اهداییه‌های خودش
‫بیمارهاش رو حامله می‌کرده

31:20.833 --> 31:22.083
‫- چی؟
‫- آره

31:22.166 --> 31:23.125
‫اسمش چیه؟

31:23.208 --> 31:25.000
‫هلر. دکتر جیکوب هلر

31:25.083 --> 31:27.500
‫یه دکتر باروری داشته بیمارهای خودش رو حامله می‌کرده

31:27.583 --> 31:29.833
‫چطوری توی صفحه اول اخبار نبوده؟

31:31.500 --> 31:33.083
‫مادرت لاپوشونیش کرده

31:33.875 --> 31:34.958
‫آره

31:35.541 --> 31:37.166
‫هلر رو وادار به استعفا کرد،

31:37.250 --> 31:39.375
‫به همه گفت قرارداد عدم‌افشاسازی امضا کنن

31:39.458 --> 31:42.208
‫واقعاً کارهاش رو با نهایت کمال پیش می‌بره

31:42.291 --> 31:44.375
‫خب، باید هلر رو پیدا کنیم.
‫می‌دونی کجاست؟

31:44.458 --> 31:46.500
‫- نه
‫- صبرکنید بچه‌ها، پیداش کردم

31:48.208 --> 31:49.791
‫دکتر جیکوب هلر

31:49.875 --> 31:53.000
‫با شریل توی بوستون جنرال کار می‌کنه

31:54.208 --> 31:55.291
‫دکتر دریسون

31:55.375 --> 31:57.458
‫شریل، می‌دونستی یه افسر پلیس

31:57.541 --> 31:59.125
‫بیرون دفترته؟

31:59.208 --> 32:00.875
‫- جریان چیه؟
‫- هیچی

32:01.375 --> 32:02.958
‫ببخشید، باید واسه عمل فتق مادرزادی آماده بشم

32:03.041 --> 32:05.750
‫- مطمئنی همه‌چیز خوبه؟
‫- آره، همه‌چیز خوبه

32:12.625 --> 32:15.791
‫- باید بریم بیمارستان
‫- چطوری؟ همه‌جا پلیس هست

32:15.875 --> 32:17.625
‫تا اسم‌شون رو آوردی پیداشون شد

32:17.708 --> 32:19.125
‫- لعنتی
‫- باید بریم

32:19.208 --> 32:20.458
‫چطوری پیدامون کردن؟

32:20.541 --> 32:22.416
‫نمی‌دونم، ولی باید از اینجا بریم

32:23.958 --> 32:26.291
‫یه درِ پشتی هست
‫که به یه کوچه می‌رسه، باشه؟

32:28.750 --> 32:30.958
‫- براتون یکم وقت می‌خرم
‫- هیدن

32:31.541 --> 32:33.000
‫برو! ریچل، برو!

32:34.416 --> 32:35.458
‫برو

32:40.875 --> 32:44.416
‫ایست! دست‌ها بالا!
‫آروم بیا سمت ما!

32:49.333 --> 32:51.750
‫بخواب زمین! صاف روی زمین!

32:52.625 --> 32:54.166
‫دست‌هات رو ببر پشت سرت!

32:55.541 --> 32:57.333
‫برید داخل. دنبال باروز بگردین

33:07.458 --> 33:08.583
‫یا خدا

33:10.708 --> 33:12.333
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

33:15.166 --> 33:17.166
‫دیگه نمی‌تونه ازت محافظت کنه

33:18.166 --> 33:19.583
‫باید بری

33:20.500 --> 33:21.458
‫الان

33:22.000 --> 33:42.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
