WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.840
Translation: Arielle

00:01.710 --> 00:02.730
‫همیشه...

00:03.610 --> 00:05.320
‫حس می‌کردم توی یه بن‌بست گیر افتادم.

00:06.430 --> 00:09.660
‫شانس آوردی که این‌قدر ضعیفی، شینا-چان.

00:09.940 --> 00:12.960
‫حتی لازم نیست به جنگ فکر کنی، مگه نه؟

00:13.580 --> 00:19.500
‫حتی یه‌بارم توی زندگیم به‌خاطر این‌همه
‫ضعیف بودن احساس خوش‌شانسی نکردم.

00:21.220 --> 00:29.380
‫با این‌حال، واقعیت مدام بهم یادآوری می‌کرد ‫که چقدر عاجز و ناتوانم.

00:30.490 --> 00:34.260
‫اگه تمام کارم این بود که یه گوشه بایستم و فقط تماشا کنم،

00:34.800 --> 00:36.800
‫مثل این بود که اعتراف کنم ‫اصلاً برام اهمیتی نداره.

00:37.720 --> 00:40.430
‫سعی می‌کردم خودمو قانع کنم که دست رو دست گذاشتن،

00:40.430 --> 00:42.680
‫بهتر از روبه‌رو شدن با این حقیقتِ حقارت‌باره.

00:43.510 --> 00:47.970
‫تنها کاری که باید می‌کردم این بود که به خودم
‫بگم تقصیر من نیست و کاری از دستم برنمیاد،

00:48.430 --> 00:50.240
‫و باهاش کنار بیام.

00:51.320 --> 00:52.910
‫کل قضیه همین بود.

00:54.960 --> 00:55.810
‫ولی بعدش...

00:57.240 --> 00:58.870
‫فهمیدم چقدر این فکر اشتباه بود...‫

00:59.750 --> 01:00.710
‫نمی‌خواستم همین‌طوری بمونم.

01:01.790 --> 01:07.110
‫وقتی بالأخره تصمیم گرفتم هر کاری از
‫دستم برمیاد انجام بدم تا سهمی داشته باشم،

01:07.110 --> 01:08.690
‫هرچند ناچیز...

01:09.480 --> 01:11.980
‫شینا، لازم نیست به‌خاطر من همچین کاری بکنی.

01:12.300 --> 01:15.140
‫اگه انقدر ضعیفی، نباید دست به هیچ کاری بزنی!

01:25.000 --> 01:35.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:03.950 --> 03:05.080
‫آخیش!

03:06.860 --> 03:10.110
‫انگار امروز ندادی شینا ‫موهات رو شونه کنه.

03:10.550 --> 03:13.420
‫شینا... هنوز خواب بود.

03:13.870 --> 03:16.720
‫آها... خب، امروز مدرسه تعطیله دیگه.

03:17.210 --> 03:19.550
‫صبحونه نخوردی، نه؟

03:19.550 --> 03:21.690
‫اگه می‌خوای می‌تونی از این بیسکویت‌ها بخوری.

03:21.690 --> 03:22.500
‫باشه.

03:23.900 --> 03:27.590
‫می‌گم، آری... اینا وسایل سیرانه؟

03:27.590 --> 03:28.560
‫آره.

03:29.140 --> 03:32.790
‫همه‌شون رو یه جا جمع کردم تا
‫روز قدردانی بعدی بذارمشون بیرون.

03:32.790 --> 03:34.030
‫می‌خوای بدیشون بره؟

03:34.350 --> 03:37.660
‫آره. نمی‌تونم همین‌طوری این‌جا نگهشون دارم.

03:37.660 --> 03:42.840
‫با اینکه این اتاق مال جفتتونه، ‫می‌خوای وسایلش رو رد کنی بره؟

03:43.470 --> 03:44.530
‫درسته.

03:45.270 --> 03:47.110
‫فکر نکنم از این کار خوشم بیاد.

03:49.430 --> 03:55.850
‫چه وسایلش رو نگه دارم و چه این‌جا دیگه
‫اتاق اون نباشه، ‫هیچ فرقی به حالم نمی‌کنه.

03:57.140 --> 03:58.490
‫منظورت چیه؟

03:59.140 --> 04:04.370
‫خب، مثلاً روزهای تعطیل، ‫ما همیشه یکم بیشتر می‌خوابیدیم...

04:04.370 --> 04:07.010
‫و بعدش باهم شیر گرم می‌خوردیم.

04:10.310 --> 04:11.720
‫بعدازظهرها هم،

04:11.720 --> 04:16.760
‫عاشق این بودیم که کنار پنجره بغل هم بشینیم و به شهر خیره بشیم.

04:24.390 --> 04:30.080
‫خاطرات سیران و وقت‌هایی که باهم
‫گذروندیم همیشه توی قلبم زنده می‌مونه.

04:30.080 --> 04:31.750
‫منم ازش خاطره دارم!

04:32.990 --> 04:36.170
‫مثل وقت‌هایی که باهم غذا می‌خوردیم، ‫یا باهم تمیزکاری می‌کردیم،

04:36.170 --> 04:38.920
‫یا وقتی توی میدون نبرد همیشه کنارم می‌نشست.

04:39.220 --> 04:42.220
‫یادمه چطوری مدام با اون مهره‌ی شیشه‌ای ‫که بهش دادی ور می‌رفت!

04:42.220 --> 04:47.220
‫دیدی؟ تا وقتی خاطره‌ش توی یادمون باشه، ‫هیچ‌چیزی تغییر نمی‌کنه.

04:47.500 --> 04:48.990
‫معلومه!

04:48.990 --> 04:51.300
‫مگه بین تو و شینا هم همین‌طور نیست؟

04:51.300 --> 04:53.800
‫اوه... اوهوم.

04:55.150 --> 04:59.990
‫امروز یکم پکر به نظر می‌رسی، ‫میمی-چان. اتفاق بدی افتاده؟

05:00.430 --> 05:01.780
‫راستش...

05:03.500 --> 05:04.760
‫آآآه.

05:05.940 --> 05:09.070
‫یعنی... یادش موند صبحونه بخوره؟

05:10.360 --> 05:14.370
‫این‌طوری فایده نداره. اومدم این‌جا تا تمرکز کنم.

05:15.590 --> 05:19.800
‫وقتی نیستم تمرین‌های خطرناک انجام ندی ها، باشه؟

05:20.230 --> 05:23.460
‫اگه میمی بفهمه این‌جام، ‫بازم از دستم عصبانی می‌شه؟

05:23.800 --> 05:24.800
‫شینــــا!

05:25.260 --> 05:27.260
‫نمی‌دونــــــــم!

05:27.830 --> 05:32.570
‫میمی... همیشه‌ی خدا ازم مراقبت کرده و نگران حالم بوده،

05:33.240 --> 05:39.530
‫ولی من هنوز حتی نمی‌دونم باید چی‌کار کنم ‫یا اصلاً چی می‌خوام.

05:39.800 --> 05:43.780
‫می‌گما، چرا از همون اول این کارو نمی‌کرد؟

05:43.780 --> 05:49.040
‫اگه میمی از اول جدی‌تر می‌جنگید، انقدر کشته نمی‌دادیم.

05:49.040 --> 05:50.780
‫راست می‌گی ها.

05:50.780 --> 05:53.420
‫دقیقاً. پس چرا الان شروع کرده؟

05:53.870 --> 05:55.130
‫معلومه که براشون سوال می‌شه.

05:55.810 --> 05:58.530
‫هیچکدوم میمی رو غرق خون و چپونده‌شده توی گونی ندیدن.

05:59.750 --> 06:06.060
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چطوری داره خودشو فدا می‌کنه ‫تا بقیه رو نجات بده.

06:07.230 --> 06:08.390
‫هیچ‌کدومشون نمی‌دونن...

06:09.100 --> 06:09.940
‫منم نمی‌دونستم.

06:11.250 --> 06:15.080
‫میمی لطف داشت که می‌خواست ‫حقیقت تلخ رو ازمون مخفی کنه،

06:16.120 --> 06:21.150
‫اما من با پس زدن کارهاش، اون محبتش رو نادیده گرفتم.

06:25.910 --> 06:29.930
‫می‌تونم برم پیداش کنم و معذرت بخوام... ‫اما بعدش چی؟

06:29.930 --> 06:31.090
‫شینا-چان!

06:32.730 --> 06:34.190
‫استر-سنپای.

06:35.870 --> 06:40.140
‫بالأخره پیدات کردم! رفتم اتاقتون، ‫ولی هیچ‌کس اون‌جا نبود.

06:40.140 --> 06:43.260
‫اوه، تنهایی، شینا-چان؟ ‫میمی-چان کجاست؟

06:43.260 --> 06:46.640
‫عــا... چیزه... باهاش کاری داشتین؟

06:47.130 --> 06:52.020
‫می‌خواستم ازش تشکر کنم.
‫توی نبرد قبلی جونمون رو نجات داد.

06:52.600 --> 06:55.320
‫دیروز فرصت نشد بهش بگم.

06:57.270 --> 07:00.230
‫میمی-چان صحیح و سالم برگشت؟

07:02.240 --> 07:03.220
‫بله.

07:03.220 --> 07:04.710
‫خداروشکر!

07:05.200 --> 07:07.110
‫خب پس، بیا بگیر!

07:07.110 --> 07:08.410
‫ا ــ اینا چیه دیگه؟

07:08.410 --> 07:10.060
‫واسه شما دوتاست که بخورین.

07:10.650 --> 07:12.570
‫نمی‌تونیم این‌همه رو قبول کنیم!

07:12.570 --> 07:15.880
‫خیلی‌خب، پس هرچقدر که می‌تونی ببری ‫بردار.

07:15.880 --> 07:17.720
‫خیلی ممنونم.

07:18.260 --> 07:19.400
‫شینا-چان.

07:20.910 --> 07:22.120
‫تلاشتو بکن.

07:23.580 --> 07:26.170
‫خیلی... ممنونم.

07:28.070 --> 07:33.870
‫آره، شینا همه‌ش بهم دستور می‌ده! ‫با اینکه اصلاً حق با من بود.

07:33.870 --> 07:35.520
‫که این‌طور.

07:35.910 --> 07:40.190
‫به‌نظر میاد جفتتون دارین سعی می‌کنین
‫هوای همدیگه رو داشته باشین،

07:40.190 --> 07:43.000
‫واسه همین حیفه که ‫تبدیل به دعوا شده.

07:43.700 --> 07:44.870
‫آری؟

07:44.870 --> 07:45.650
‫جانم؟

07:46.020 --> 07:49.160
‫تو هم هیچ‌وقت با سیران دعوات می‌شد؟

07:50.830 --> 07:53.680
‫خب، آره... همیشه دعوا داشتیم.

07:53.680 --> 07:55.890
‫عـــــه؟ با اینکه ‫انقدر باهم خوب بودین؟

08:05.430 --> 08:07.930
‫آری؟ ای بابا، آری پاشو دیگه.

08:09.040 --> 08:11.260
‫اگه این‌طوری بخوابی، سرما می‌خوریا.

08:11.670 --> 08:14.240
‫پس مشق‌هایی که مونده چی؟

08:14.240 --> 08:16.850
‫هوم... فردا صبح.

08:19.680 --> 08:22.390
‫قول دادیم امشب تمومشون کنیم.

08:22.390 --> 08:24.360
‫واقعاً؟

08:26.220 --> 08:30.420
‫ای بابا. اگه قرار باشه این‌طوری کنی، ‫خودم تنهایی انجامش می‌دم.

08:31.280 --> 08:32.310
‫ایش.

08:34.700 --> 08:36.580
‫هی، اون‌طوری نگام نکن.

08:36.850 --> 08:39.930
‫خودت گفتی بعد تموم شدن تکالیف باهم بخوابیم.

08:40.610 --> 08:43.020
‫فقط می‌خواستم یه استراحت کوتاه بکنم.

08:43.020 --> 08:45.320
‫خیلی‌خب، وقتی سرما خوردی نیای پیشم غر بزنی ها.

08:46.930 --> 08:48.510
‫عـــــــــه.

08:48.510 --> 08:53.090
‫من و سیران فقط اخلاق‌هامون ‫خیلی باهم فرق داشت.

08:53.090 --> 08:54.760
‫چطوری آشتی می‌کردین؟

08:54.760 --> 08:55.640
‫عــــه؟

08:55.640 --> 08:58.140
‫دعوا کِی تموم می‌شه؟

08:58.990 --> 09:00.350
‫خب...

09:14.150 --> 09:15.200
‫چی می‌خوای؟

09:16.790 --> 09:17.990
‫هیچی.

09:27.860 --> 09:33.970
‫چی بگم... فکر نکنم تا وقتی این‌جا قایم شدی، ‫این قضیه تموم بشه.

09:37.180 --> 09:39.670
‫توجه فرمایید. توجه فرمایید.

09:39.670 --> 09:43.580
‫دانش‌آموزان زیر باید به درِ ورودی
‫مراجعه کرده و آماده‌ی اعزام شوند:

09:43.580 --> 09:44.770
‫۱۴۰۷،

09:45.570 --> 09:47.240
‫۱۶۱۷،

09:47.570 --> 09:49.190
‫۱۶۲۱...

09:48.110 --> 09:49.190
‫میمی...

10:01.420 --> 10:02.930
‫بیا جیم بزنیم بریم بازی، پسر.

10:02.930 --> 10:04.890
‫وای لعنتی، اومی-سنسه‌ست!

10:04.890 --> 10:06.930
‫هوی، صداتو بیار پایین!

10:07.560 --> 10:09.990
‫مطمئنی؟ نمی‌خوای دعواشون کنی؟

10:09.990 --> 10:15.700
‫نه، برام مهم نیست. دانش‌آموزها می‌تونن
‫اوقات فراغت‌شون رو هرطور دوست دارن بگذرونن.

10:15.700 --> 10:18.390
‫عجب! پس سر بعضی چیزها هم ‫می‌تونی خونسرد باشی؟

10:18.390 --> 10:20.680
‫فکر نکنم شما در جایگاهی باشین ‫که بخواین قضاوت کنین.

10:20.680 --> 10:24.160
‫شوکه شدم که انقدر دل‌رحمی، ‫اومی-سنسه.

10:24.560 --> 10:26.880
‫مهم داشتن رویکردی متعادله، پس—

10:26.880 --> 10:27.640
‫می‌گم...

10:29.110 --> 10:30.700
‫توتسوکی-سان؟

10:30.700 --> 10:34.040
‫ببخشید... میمی رفته به میدون نبرد؟

10:34.040 --> 10:35.820
‫لازم نیست نگران باشی.

10:36.090 --> 10:38.170
‫اون همیشه برمی‌گرده، مگه نه؟

10:40.340 --> 10:42.260
‫اتفاقی افتاده؟

10:42.260 --> 10:43.540
‫راستش،

10:43.880 --> 10:46.290
‫من و میمی سر یه موضوعی اختلاف نظر داشتیم...

10:47.250 --> 10:48.910
‫و دعوای بدی کردیم،

10:48.910 --> 10:52.210
‫هیچ‌کدوم‌مون هم کوتاه نیومدیم، ‫واسه همین هنوز آشتی نکردیم.

10:53.170 --> 10:55.100
‫آخ، جوونی.

10:58.010 --> 11:00.070
‫توتسوکی-سان، امیدوارم تو و کاگاری-سان...

11:00.620 --> 11:03.600
‫بتونید به راه‌حلی برسید که برای جفتتون قابل قبول باشه.

11:04.690 --> 11:05.560
‫ممنونم.

11:08.650 --> 11:11.320
‫عجیبه که اون دوتا ‫باهم بحث‌شون شده.

11:11.320 --> 11:12.980
‫آره، مگه نه؟

11:12.980 --> 11:17.780
‫انگار میمی ما، که بی‌خیالِ همه‌چی ‫می‌ره وسط میدون جنگ،

11:18.490 --> 11:21.700
‫یهو شبیه یه دختر معمولی و نرمال شده.

11:30.210 --> 11:32.000
‫سنسه، حالتون خوبه؟

11:32.550 --> 11:33.990
‫راستش...

11:34.480 --> 11:37.510
‫یه دسته از دشمنا که توی جنگل مجاور
‫نفوذ کرده بودن بهمون شبیخون زدن،

11:38.110 --> 11:40.520
‫درست وقتی که داشتم میمی رو برمی‌گردوندم.

11:43.810 --> 11:45.140
‫چی شده؟

11:45.420 --> 11:46.750
‫لطفاً به وضعیتشون رسیدگی کنید!

11:46.750 --> 11:48.240
‫عـــــه؟ وایسا!

11:57.990 --> 12:03.790
‫می‌دونم که ضعیفم... ‫و توی مبارزه به هیچ دردی نمی‌خورم.

12:03.790 --> 12:04.660
‫اما...

12:05.700 --> 12:07.570
‫نمی‌تونم فقط بایستم و دست رو دست بذارم.

12:08.500 --> 12:10.720
‫باید برم و به میمی کمک کنم!

12:24.030 --> 12:25.060
‫میمی؟

12:25.340 --> 12:27.520
‫میمی! میمی!

12:30.190 --> 12:31.310
‫میمی.

12:31.310 --> 12:32.940
‫هوی، صدایی شنیدی؟

12:33.350 --> 12:36.670
‫از کجا؟ اون هیولا دیگه نفس‌های آخرشه.

12:37.150 --> 12:41.170
‫باید خونسرد باشم. جادوی من اون‌قدر قوی نیست ‫که شکستشون بده.

12:41.590 --> 12:42.560
‫هرچند...

12:46.180 --> 12:50.840
‫یه کاری هست که همین الان از دستم برمیاد.
‫کاری که می‌تونم برای میمی بکنم.

13:04.360 --> 13:06.350
‫شیـ... ـنا؟

13:06.970 --> 13:08.090
‫میمی.

13:08.560 --> 13:10.100
‫پیدات کـــــــردم!

13:17.260 --> 13:21.320
‫شینا، این‌جا چی‌کار می‌کنی؟! ‫خطر از بیخ گوشت رد شد!

13:22.320 --> 13:23.320
‫میمی.

13:25.630 --> 13:29.120
‫تو همیشه همین‌طوری می‌جنگیدی؟

13:30.830 --> 13:32.010
‫آره، همین‌طوری.

13:51.590 --> 13:52.490
‫خواب بود؟

13:56.860 --> 14:00.270
‫نکنه همه‌ش خواب بوده... اما...

14:00.650 --> 14:01.940
‫شینا؟

14:06.690 --> 14:08.240
‫شینا...

14:09.280 --> 14:10.190
‫میمی.

14:16.380 --> 14:17.160
‫اوه!

14:17.160 --> 14:17.850
‫عــــه؟

14:19.150 --> 14:21.530
‫ما هنوز باهم قهریم.

14:22.390 --> 14:27.690
‫دلم می‌خواد آشتی کنیم... ولی هنوزم فکر نمی‌کنم حرف اشتباهی زده باشم.

14:28.410 --> 14:31.520
‫واسه همین نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.

14:33.110 --> 14:36.020
‫پس چطوره اول من معذرت بخوام؟

14:36.020 --> 14:36.700
‫ها؟

14:37.520 --> 14:38.400
‫میمی...

14:39.110 --> 14:43.990
‫نمی‌خواستی نگران بشم، واسه همین هروقت
‫آسیب می‌دیدی، ازم مخفیش می‌کردی.

14:43.990 --> 14:48.620
‫می‌دونستی اگه زخمی ببینمت گریه‌م می‌گیره،
‫واسه همین نمی‌خواستی بهم بگی.

14:49.530 --> 14:54.280
‫وقتی از دستت عصبانی شدم اصلاً
‫احساست رو درک نکردم. ‫معذرت می‌خوام.

14:55.880 --> 14:58.330
‫پس... یعنی الان آشتی کردیم؟

14:57.540 --> 14:58.330
‫ولی...

14:59.390 --> 15:02.870
‫من هنوزم نمی‌تونم با این طرز رفتارت ‫موافقت کنم.

15:03.650 --> 15:06.640
‫هنوزم از این وضعیتی که هست راضی نیستم.

15:08.090 --> 15:12.110
‫چرا آخه؟! این یعنی هنوزم نمی‌تونیم آشتی کنیم!

15:14.930 --> 15:19.700
‫بازم می‌خوای توی نبرد اون‌طوری ‫به خودت فشار بیاری؟

15:19.700 --> 15:23.560
‫آره. چون فقط منم که از پسش برمیام.

15:24.140 --> 15:25.000
‫خیلی‌خب.

15:25.530 --> 15:29.020
‫پس منم تمرین جادوم رو متوقف نمی‌کنم.

15:29.020 --> 15:30.040
‫عـــــه؟

15:30.040 --> 15:34.700
‫هنوز وضع فعلی رو قبول ندارم، ‫اما با واقعیت روبه‌رو می‌شم.

15:34.700 --> 15:37.680
‫ولی آخه چرا؟ چرا نمی‌شه همین‌طوری که هستیم بمونیم؟

15:37.680 --> 15:40.890
‫منظورم اینه که همیشه توی امتحانات ‫نمره‌های عالی می‌گیری،

15:40.890 --> 15:45.500
‫کوکی‌ها و کوفته‌برنجی‌های خیلی
‫خوشمزه درست می‌کنی، ‫توی تمیزکاری واردی،

15:45.500 --> 15:48.990
‫همه‌چی رو درباره‌ی گل‌ها بلدی،
‫توی تخت کنار تو حس خیلی گرم و دنجی دارم.

15:49.430 --> 15:51.550
‫چرا اینا کافی نیست؟

15:52.750 --> 15:54.170
‫تقصیر منه؟

15:54.680 --> 15:58.320
‫تقصیر منه که نمی‌تونیم ‫همه‌چیو مثل قبل نگه داریم؟

15:58.740 --> 16:00.050
‫نه، اصلاً.

16:01.650 --> 16:06.860
‫بعد از دیدن تو بود که بالأخره فهمیدم ‫وقت تغییر رسیده.

16:07.210 --> 16:10.960
‫حالا که باهمیم، نمی‌خواستم فقط تو کسی باشی ‫که منو نجات می‌ده.

16:10.960 --> 16:14.970
‫می‌خواستم مفید باشم. ‫می‌خواستم منم تکیه‌گاهت باشم.

16:15.940 --> 16:22.920
‫اما هنوز از پس هیچ‌کاری برنمیومدم.
‫از ضعف خودم بی‌نهایت سرخورده شده بودم.

16:23.320 --> 16:27.050
‫دلیلی که با وجود همه‌ی این‌ها بالأخره می‌تونم ‫رو به جلو حرکت کنم،

16:27.510 --> 16:29.880
‫اینه که تو رو کنارم دارم، میمی.

16:33.130 --> 16:34.190
‫منم همین‌طور.

16:36.770 --> 16:40.880
‫از وقتی با تو آشنا شدم، شینا... دیگه تنها نبودم.

16:41.270 --> 16:41.920
‫اوهوم.

16:43.110 --> 16:48.500
‫می‌دونم که خیلی وقت بود کاملاً تنها بودی.

16:49.260 --> 16:54.450
‫پس... واسه همین، الان ازت می‌خوام... ‫بذاری منم ازت محافظت کنم.

16:55.000 --> 16:56.000
‫خواهش می‌کنم.

16:56.740 --> 17:01.960
‫اون‌وقت... اگه بازم لت‌وپار برگشتم، ‫قول می‌دی گریه نکنی؟

17:01.960 --> 17:04.320
‫خـ ــ خب...

17:04.710 --> 17:06.920
‫اشکالی نداره اگه فقط یه ذره گریه کنی.

17:07.240 --> 17:10.880
‫ولی در عوض، می‌خوام یه کاری برام بکنی.

17:11.300 --> 17:12.250
‫چه کاری؟

17:13.160 --> 17:14.850
‫نرو جایی.

17:15.850 --> 17:21.620
‫شینا، هیچ‌وقت تنهام نذار. ‫منو ول نکن.

17:21.620 --> 17:23.610
‫اوهوم. همین‌جا پیشت می‌مونم.

17:24.100 --> 17:27.310
‫راستش، بازم دلم نمی‌خواد ‫زیاد گریه کنی.

17:28.230 --> 17:30.550
‫وقتی لبخند می‌زنی خیلی بیشتر دوستت دارم.

17:33.160 --> 17:34.460
‫منم لبخند تو رو دوست دارم.

17:45.980 --> 17:47.590
‫فردا هم تعطیلیم.

17:48.060 --> 17:49.050
‫آره، تعطیلیم!

17:49.550 --> 17:52.910
‫مشق هم نداریم! ‫دلت می‌خواد چی‌کار کنیم؟

17:52.910 --> 17:55.540
‫چطوره یه روز بی‌خیالی داشته باشیم؟

17:56.670 --> 17:58.630
‫روز بی‌خیالی؟

17:58.630 --> 17:59.220
‫اوهوم.

17:59.830 --> 18:04.620
‫هروقت دلمون خواست بیدار می‌شیم
‫و هرکاری دلمون خواست... یا نخواست، انجام می‌دیم!

18:04.620 --> 18:08.320
‫چه عالی! یعنی برای تو هم ‫روز بی‌خیالیه دیگه، درسته؟

18:08.740 --> 18:09.820
‫برای من؟

18:09.820 --> 18:14.980
‫آره، شینا. تو همیشه یا کتاب می‌خونی
‫یا می‌ری سر وقت گل و گیاه‌هات یا یه کاری می‌کنی.

18:14.980 --> 18:19.740
‫در این صورت، می‌تونم حداقل وقتی خوابی ‫یکم تمیزکاری کنم؟

18:19.740 --> 18:24.000
‫خواهش می‌کنم. با من بی‌خیالِ همه‌چی باش.

18:24.790 --> 18:25.520
‫باشه؟

18:34.560 --> 18:42.100
‫بیدار شدیم، یه کوکی خوردیم، دوباره
‫رفتیم توی تخت، ‫و حالا دیگه نزدیک ظهره.

18:45.260 --> 18:46.980
‫داره خواب غذا خوردن می‌بینه!

18:46.980 --> 18:51.020
‫الان وقتشه که یه نگاهی ‫به کتاب گیاهان داروییم بندازم...

18:52.160 --> 18:55.280
‫هرچی بیشتر تقلا می‌کنم، محکم‌تر فشارم می‌ده!

18:55.280 --> 18:58.240
‫گمونم چاره‌ای جز دوباره خوابیدن ندارم.

18:59.740 --> 19:02.450
‫تا بعدازظهر از تخت بیرون نیومدیم.

19:02.450 --> 19:04.750
‫اوه، سلام به دختر کوفته‌برنجی.

19:05.420 --> 19:07.240
‫یه چیز عالی برات دارم.

19:08.550 --> 19:10.250
‫وااااااااای!

19:10.250 --> 19:11.960
‫توت‌فرنگی!

19:11.960 --> 19:13.930
‫میای مربای توت‌فرنگی درست کنیم؟

19:13.930 --> 19:16.390
‫شینا، بلدی مربا درست کنی؟

20:42.470 --> 20:44.970
‫انگار مربا هم درست کردیم.

20:44.970 --> 20:46.270
‫انگار که آره.

20:46.270 --> 20:48.730
‫فکر کنم روز بی‌خیالی‌مون شکست خورد.

20:48.730 --> 20:50.350
‫یه شکست سنگین.

20:50.740 --> 20:53.490
‫بیا فردا مربا رو با نون امتحان کنیم.

20:53.490 --> 20:54.880
‫حتماً، همین کارو می‌کنیم.

20:59.430 --> 21:01.770
‫می‌خوای بذاری همه‌چی همین‌طوری پیش بره؟

21:01.770 --> 21:02.950
‫منظورت چیه؟

21:02.950 --> 21:04.780
‫منظورم درباره‌ی میمیه.

21:04.780 --> 21:07.070
‫نسبت به زمانی که توی قرنطینه بود...

21:07.080 --> 21:09.370
‫خودآگاهیش خیلی سریع‌تر داره رشد می‌کنه.

21:09.370 --> 21:10.790
‫مگه چیز بدیه؟

21:11.260 --> 21:12.610
‫خوبه یعنی؟

21:13.230 --> 21:16.850
‫با هرکی آشنا بشه، هرچیزی به دست بیاره،

21:16.850 --> 21:20.300
‫بالأخره رفتنشون رو می‌بینه، چون خودش هیچ‌وقت نمی‌میره.

21:20.890 --> 21:25.840
‫و اون حس عمیقِ از دست دادن، ‫تا ابد شکنجه‌ش می‌ده.

21:25.840 --> 21:29.980
‫پس نباید هیچ چیزی داشته باشه چون قراره از دستش بده؟

21:30.380 --> 21:33.140
‫این نظرت زیاد شبیه حرفای یه استاد دانشگاه نیست ها، سنسه.

21:33.830 --> 21:36.360
‫اگه با شینا-چان آشنا نشده بود، قبول...

21:36.360 --> 21:39.640
‫شاید هیچ‌وقت نمی‌فهمید ‫واقعاً چقدر تنها بوده.

21:41.170 --> 21:42.700
‫ولی، می‌دونی چیه...

21:43.180 --> 21:48.090
‫به‌دست آوردن و بعد از دست دادن، ‫آشنا شدن و بعد جدا شدن...

21:48.950 --> 21:52.220
‫هیچ موجود زنده‌ای نمی‌تونه ‫جلوی این روند رو بگیره.

21:52.220 --> 21:55.650
‫گاهی وقتا خاطره‌ی همون چیزهایی که
‫از دست رفتن ‫باعث زنده موندن آدما می‌شه.

21:56.650 --> 22:01.190
‫بچه‌ها خودشون باید انتخاب کنن.
‫ما بزرگ‌ترها فقط باید گزینه‌ها رو بهشون نشون بدیم.

22:02.080 --> 22:03.050
‫درسته.

22:03.690 --> 22:06.100
‫بیا مراقبشون باشیم، اومی-سنسه...

22:07.390 --> 22:08.720
‫تا خودشون تصمیم بگیرن که می‌خوان چی‌کار کنن.

22:08.740 --> 22:18.740
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
