WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.840
Translation: Arielle

00:01.020 --> 00:04.190
‫بسیار خب. الان آزمون‌های مهارت عملی رو آغاز می‌کنیم.

00:04.900 --> 00:09.200
‫اگه بتونید در زمان تعیین‌شده همه‌ی
‫دشمن‌های فرضی رو شکست بدید، قبول می‌شید.

00:09.700 --> 00:13.030
‫وقتی اسمتون خونده شد، سریعاً وارد میدون بشید.

00:13.030 --> 00:13.950
‫چشم.

00:24.960 --> 00:25.800
‫می‌ترسی؟

00:25.800 --> 00:26.590
‫عـــــه؟

00:27.090 --> 00:28.880
‫از آزمون دادن می‌ترسی؟

00:31.510 --> 00:33.510
‫آره، می‌ترسم.

00:33.510 --> 00:37.270
‫ای بابا. چرا نمی‌ذارن من به جات برم آزمون بدم؟

00:37.560 --> 00:41.810
‫فهمیدم! بگو دل‌درد داری، اون‌وقت
‫شاید سنسه بذاره فقط تماشا کنی!

00:41.810 --> 00:43.650
‫نمی‌تونم خودمو به مریضی بزنم.

00:44.270 --> 00:48.440
‫نفر بعدی شماره‌ی هشت، توتسوکی شینا. لطفاً آماده بشید.

00:48.440 --> 00:49.700
‫نوبت منه.

00:50.820 --> 00:55.160
‫نگران نباش. باید بهتر از دفعه‌ی قبل بشم... یعنی امیدوارم.

00:55.790 --> 00:56.870
‫بعداً می‌بینمت.

01:00.920 --> 01:02.000
‫میمی-چان.

01:03.080 --> 01:06.210
‫با توجه به اتفاق دفعه‌ی قبل، حتماً حسابی نگرانی.

01:06.920 --> 01:08.840
‫آری، صورتت...

01:08.840 --> 01:12.640
‫آره، می‌دونم. چقدر احمق بودم
‫که گذاشتم این‌جوری زخم بشه.

01:12.640 --> 01:14.180
‫حالت خوبه؟

01:14.180 --> 01:15.300
‫خوبم.

01:15.870 --> 01:16.890
‫ولی مرسی.

01:16.910 --> 01:26.910
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:55.610 --> 02:57.200
‫تنها کاری که تا الان کردم فرار بوده.

02:58.120 --> 02:59.870
‫فرار می‌کردم و با خودم می‌گفتم از پسش برنمیام،

03:00.870 --> 03:05.080
‫و دلم می‌خواست هرچه زودتر همه‌چی تموم بشه.

03:05.830 --> 03:08.830
‫اما می‌دونم دیگه نمی‌تونم این‌طوری ادامه بدم،

03:09.540 --> 03:14.510
‫اگه می‌خوام راهی برای کمک کردن
‫پیدا کنم و برای بقیه مفید باشم.

03:15.420 --> 03:18.680
‫شانس آوردی که این‌قدر ضعیفی، شینا-چان.

03:18.970 --> 03:22.180
‫حتی لازم نیست به جنگ فکر کنی، مگه نه؟

03:24.060 --> 03:27.600
‫من نمی‌تونم مثل بقیه بجنگم، اما...

03:29.940 --> 03:32.820
‫اون یارو بازم معاف شده و فقط داره تماشا می‌کنه؟

03:32.820 --> 03:34.130
‫خوش به حالش واقعاً.

03:40.320 --> 03:41.450
‫به این زودی تموم شد؟

03:41.700 --> 03:46.120
‫سنسه گفت لازم نیست آزمون بدم
‫و بهم گفت فقط تماشا کنم.

03:46.120 --> 03:47.620
‫آهــــا.

03:47.620 --> 03:51.460
‫خب، گمونم دلیلی هم واسه سنجیدن
‫مهارت‌های عملی تو وجود نداره، نه؟

03:53.210 --> 03:54.960
‫انقدر نگرانشی؟

03:54.960 --> 03:58.830
‫خب معلومه. اگه وقتی پیشش نیستم آسیب ببینه،

03:58.830 --> 04:01.680
‫ممکنه یه دستش قطع بشه یا یه بلایی سرش بیاد.

04:01.680 --> 04:04.720
‫آهــــا، توی نبردم یه همچین اتفاقی افتاد، مگه نه؟

04:05.680 --> 04:09.060
‫ولی اون فقط به‌خاطر این بود
‫که یه دشمن واقعی نفوذ کرده بود، مگـ ــ

04:09.060 --> 04:10.600
‫از کجا معلوم!

04:11.400 --> 04:16.280
‫شاید یکی دیگه هم نفوذ کنه... و اگه خیلی بد آسیب ببینه...

04:26.750 --> 04:28.910
‫آره، می‌خوام برم کمکش کنم!

04:28.910 --> 04:32.960
‫اگه این کارو بکنی، باعث رد صلاحیت توتسوکی-سان می‌شی.

04:36.840 --> 04:40.630
‫توتسوکی-سان همیشه این‌طوری بوده؟

04:40.630 --> 04:44.100
‫فکر می‌کردم به زور و بی‌میلی میاد برای آزمون مهارت عملی.

04:44.100 --> 04:45.470
‫هنوزم همین‌طوره.

04:46.390 --> 04:51.230
‫از تک‌تک بخش‌هاش بدش میاد،
‫از دردش گرفته تا جادوی خارخاری.

04:51.230 --> 04:54.770
‫پس اصلاً چرا باید این عذاب رو بکشه؟

04:54.770 --> 04:58.110
‫بالأخره همه‌مون یه روزی می‌شیم سال‌بالایی.

04:58.610 --> 05:04.160
‫نمی‌تونیم همین‌طوری جا بزنیم.
‫مخصوصاً وقتی که مدام داریم تلفات می‌دیم.

05:04.160 --> 05:05.030
‫ولی...

05:05.830 --> 05:08.040
‫شینا نباید بجنگه.

05:10.370 --> 05:11.330
‫آخه...

05:12.210 --> 05:15.670
‫اون مثل من نیست. شینا خیلی ضعیفه.

05:16.590 --> 05:19.170
‫اگه یه‌وقت توی جنگ آسیب ببینه،

05:19.760 --> 05:22.010
‫واقعاً ممکنه بمیره.

05:43.990 --> 05:44.620
‫عــــه؟

05:45.030 --> 05:47.240
‫به این زودی همه‌شو خورده؟

05:47.240 --> 05:49.080
‫مسواک زدنم تموم شد!

05:49.830 --> 05:51.540
‫می‌خوای بازم پیش هم بخوابیم؟

05:53.000 --> 05:53.920
‫اوهوم!

05:54.630 --> 05:57.170
‫فکر کردم تازه مسواک زدنت تموم شده بود.

05:57.170 --> 05:58.000
‫عـــــا!

06:00.880 --> 06:02.840
‫کوکی‌ها رو دوست داشتی؟

06:02.840 --> 06:03.630
‫اوهـــوم!

06:03.630 --> 06:04.550
‫خداروشکر.

06:04.970 --> 06:06.260
‫بعداً بازم برات درست می‌کنم.

06:06.260 --> 06:07.850
‫منم می‌خوام کمک کنم!

06:07.850 --> 06:10.390
‫باشه، باهم درستشون می‌کنیم.

06:12.640 --> 06:13.940
‫شینا.

06:13.940 --> 06:14.810
‫هـــوم؟

06:14.810 --> 06:16.650
‫بازم می‌خوای آزمون بدی؟

06:17.690 --> 06:18.520
‫اوهوم.

06:19.650 --> 06:22.490
‫وقت کم آوردم، واسه همین قبول نشدم.

06:22.740 --> 06:26.070
‫اون‌وقت فکر می‌کردم حداقل بهتر از دفعه‌ی قبل می‌شم.

06:26.870 --> 06:28.530
‫واقعاً دلت می‌خواد قبول بشی؟

06:28.530 --> 06:29.950
‫خب، آره.

06:33.460 --> 06:36.790
‫امیدوارم فردا بتونیم باهم بریم سر کلاس.

06:37.420 --> 06:38.210
‫منم همین‌طور.

06:47.680 --> 06:49.850
‫توجه فرمایید. توجه فرمایید.

06:50.470 --> 06:53.310
‫دانش‌آموزان زیر فوراً باید مراجعه کنند:

06:53.730 --> 06:55.560
‫۱۴۰۷،

06:55.560 --> 06:56.770
‫۱۶۰۳،

06:56.020 --> 06:58.770
‫از وقتی سیران رو از دست دادیم این اولین اعزامشه.

06:57.310 --> 06:58.770
‫۱۶۰۵،

06:59.110 --> 07:01.020
‫۱۶۰۸،

06:59.270 --> 07:01.190
‫نباید براش آسون باشه.

07:01.020 --> 07:02.820
‫۱۶۰۹،

07:01.190 --> 07:02.820
‫خب، بعداً می‌بینمت.

07:02.820 --> 07:04.530
‫۱۶۱۲،

07:04.530 --> 07:06.280
‫۱۶۱۵،

07:06.280 --> 07:07.990
‫۱۷۰۲،

07:06.410 --> 07:07.240
‫شینا.

07:07.990 --> 07:09.490
‫۱۷۰۸...

07:08.160 --> 07:12.330
‫وقتی نیستم تمرین‌های خطرناک انجام ندی ها، باشه؟

07:12.330 --> 07:13.370
‫قول؟

07:13.370 --> 07:16.110
‫عــه؟ اوه، باشه.

07:16.110 --> 07:18.330
‫خب... فقط منتظرم بمون، باشه؟

07:20.040 --> 07:21.500
‫رفت.

07:28.510 --> 07:29.850
‫دیروز...

07:30.430 --> 07:32.810
‫میمی برنگشت خونه.

07:37.440 --> 07:40.110
‫حالش خوبه دیگه... نه؟

07:41.060 --> 07:43.940
‫بچه‌هایی که اعزام شده بودن برگشتن!

07:49.030 --> 07:50.450
‫شینا!

07:55.540 --> 07:56.660
‫برگشتم.

07:56.660 --> 07:57.750
‫خوش اومدی.

08:00.290 --> 08:04.090
‫می‌دونی چیه؟ امروز اصلاً هیچ‌کس آسیب ندید!

08:04.090 --> 08:07.880
‫حالا که بحثش شد، خودتم اصلاً کثیف نشدی ها.

08:07.880 --> 08:09.130
‫مگه نه؟

08:09.130 --> 08:09.800
‫اوهوم.

08:10.820 --> 08:12.300
‫می‌گم، شینا.

08:12.300 --> 08:13.310
‫هـــوم؟

08:13.310 --> 08:17.100
‫شینا، وقتی صحیح و سالم برمی‌گردم خوشحال می‌شی؟

08:17.480 --> 08:21.560
‫معلومه که می‌شم. خب یکم نگرانت می‌شم دیگه.

08:22.190 --> 08:25.030
‫اشکالی نداره! میمی خیلی سرسخته!

08:25.400 --> 08:28.400
‫واسه همین... تو همیشه باید فقط توی اتاقمون منتظرم بمونی!

08:30.410 --> 08:34.540
‫بعد از اون ماجرا، میمی مدام برای نبرد احضار می‌شد...

08:44.630 --> 08:46.920
‫و همیشه بدون اینکه آسیبی ببینه برمی‌گشت.

09:03.000 --> 09:04.770
‫خیلی‌خب، حالا نوبت این یکیه.

09:05.230 --> 09:08.240
‫اوضاع این اواخر آروم‌تر نشده؟

09:08.240 --> 09:09.280
‫چه اوضاعی؟

09:09.570 --> 09:15.030
‫شنیدم سال‌بالایی‌های اعزام‌شده
‫همگی صحیح و سالم برمی‌گردن،

09:15.030 --> 09:18.040
‫و سال‌پایینی‌ها هم دیگه به میدون جنگ فرستاده نمی‌شن.

09:18.040 --> 09:19.160
‫خب، آره.

09:19.790 --> 09:24.040
‫میمی هم دیگه مثل قبل زخمی برنمی‌گرده.

09:25.210 --> 09:27.840
‫حس می‌کنم اوضاع داره به سمت درستی پیش می‌ره.

09:29.010 --> 09:30.590
‫می‌بینم دل به کار نمی‌دی ها.

09:30.590 --> 09:31.380
‫عــــــا!

09:31.980 --> 09:35.300
‫هروقت کارت با اون تموم شد،
‫برو سراغ گل‌های روی قفسه، باشه؟

09:35.300 --> 09:36.220
‫چشم!

09:53.450 --> 09:55.120
‫فران-سنسه.

09:55.120 --> 09:56.070
‫ای بابا.

09:58.080 --> 10:00.660
‫به توتسوکی-سان گفتی داره چه اتفاقی میفته؟

10:00.660 --> 10:02.790
‫میمی تمام تلاششو می‌کنه تا مخفیش کنه.

10:03.790 --> 10:05.960
‫منم هیچ حقی ندارم که خرابش کنم.

10:06.380 --> 10:10.590
‫دیر یا زود خودش می‌فهمه.
‫میمی نمی‌تونه تا ابد ازش پنهانش کنه.

10:10.920 --> 10:12.220
‫احتمالاً حق با توئه.

10:12.920 --> 10:16.140
‫با این‌حال، این مسئله‌ایه که خودشون باید حلش کنن.

10:34.910 --> 10:37.410
‫چقدر خاکستر جادو این‌جاست.

10:44.250 --> 10:47.420
‫راست می‌گی. تا حالا این‌قدر بدجورشو ندیده بودم.

10:48.540 --> 10:51.250
‫استر! حواست پرت نشه.

10:51.250 --> 10:52.510
‫می‌دونم.

10:54.340 --> 10:55.300
‫استر!

10:58.350 --> 11:00.640
‫ممنون، ریکا. اما...

12:15.840 --> 12:16.760
‫میمی-چان!

12:25.640 --> 12:27.390
‫اوی، مُرده؟

12:27.390 --> 12:28.890
‫احتمالاً فقط بیهوشه.

12:28.890 --> 12:30.270
‫جدی می‌گی؟

12:35.530 --> 12:37.070
‫بالأخره تموم شد؟

13:00.590 --> 13:01.930
‫میمی-چان!

13:03.180 --> 13:04.260
‫استـ ــ

13:09.980 --> 13:13.310
‫می‌خواستم... ازش تشکر کنم.

13:46.300 --> 13:49.310
‫این اواخر حتی قوی‌ترم شده، مگه نه؟

13:49.310 --> 13:51.980
‫حتی وقتی ضربه می‌خوره، خم به ابرو نمیاره.

13:51.980 --> 13:54.190
‫همیشه زیادی از خودش کار می‌کشه.

13:54.190 --> 13:57.270
‫ولی به‌هرحال امروز تونستیم توی خط مقدم نگهشون داریم.

13:58.400 --> 13:59.740
‫شینا...

14:01.030 --> 14:02.030
‫چیزیم...

14:02.950 --> 14:03.860
‫نمی‌شه.

14:10.580 --> 14:11.620
‫چون‌که میمی...

14:12.660 --> 14:14.080
‫خیلی قویه.

14:24.430 --> 14:25.930
‫خوابم برد.

14:29.100 --> 14:32.480
‫انگاری... میمی هنوز برنگشته.

14:35.440 --> 14:37.770
‫فران-سنسه، کارم تموم شد.

14:48.450 --> 14:49.740
‫شاید بیرونه.

14:54.460 --> 14:55.170
‫هـــوم؟

14:56.710 --> 14:57.670
‫اون...

15:07.470 --> 15:10.060
‫میمی! میمی؟ میمی!

15:11.970 --> 15:12.680
‫میمی!

15:18.100 --> 15:19.900
‫شینا-چان.

15:27.410 --> 15:31.950
‫میمی... چطوری این بلات سرت اومده؟

15:36.830 --> 15:39.460
‫این اواخر هر دفعه همین شکلی بوده.

15:40.540 --> 15:43.670
‫اما به لطف اون، آمار تلفات خیلی پایین اومده.

15:44.380 --> 15:45.510
‫هر دفعه؟

15:52.850 --> 15:54.890
‫من می‌رم دنبال فران-سنسه.

16:00.730 --> 16:02.980
‫شینا؟

16:04.150 --> 16:05.400
‫چرا؟

16:06.150 --> 16:08.200
‫چرا اینو ازم پنهون کردی؟

16:08.200 --> 16:08.990
‫هـــا؟

16:10.240 --> 16:16.450
‫اصلاً روحمم خبر نداشت که با
‫همچین وضع و حالی برمی‌گشتی خونه.

16:17.460 --> 16:18.960
‫شینا.

16:19.580 --> 16:23.590
‫حتماً هربار بعد برگشتنت دوش می‌گرفتی
‫و لباست رو عوض می‌کردی...

16:23.590 --> 16:29.010
‫تا من بویی نبرم. داشتی این قضیه رو ازم قایم می‌کردی، مگه نه؟

16:29.010 --> 16:30.680
‫نمی‌خواستم گولت بزنم.

16:30.680 --> 16:32.350
‫پس چرا؟

16:33.970 --> 16:41.310
‫آخه اگه داغون و لت‌وپار می‌اومدم،
‫فکر می‌کردم ممکنه بازم بزنی زیر گریه.

16:42.730 --> 16:49.150
‫من... همیشه از این طرز جنگیدنِ وحشیانه‌ت متنفر بودم!

16:49.780 --> 16:50.700
‫واسه همین...

16:51.910 --> 16:52.950
‫واسه همین...

16:53.490 --> 16:57.370
‫ولی اگه من این کارو نکنم، بقیه جای من به این روز میفتن.

16:57.370 --> 16:58.080
‫عــــه؟

16:58.660 --> 17:02.170
‫کسی که نتونه دوباره زنده بشه به این روز میفته.

17:02.630 --> 17:06.130
‫پس بهتره که من به‌جای اونا بجنگم.

17:07.010 --> 17:07.970
‫ولی...

17:09.130 --> 17:10.760
‫نمی‌تونی به این کار ادامه بدی.

17:10.760 --> 17:11.970
‫چرا نتونم؟

17:12.830 --> 17:14.180
‫آخه...

17:14.720 --> 17:19.560
‫اگه من جای بقیه رو پر کنم، دیگه لازم نیست هیچ‌کس بمیره.

17:20.020 --> 17:21.270
‫خب...

17:22.310 --> 17:24.110
‫شاید این درست باشه، ولی...

17:24.110 --> 17:25.110
‫مگه نیست؟

17:27.570 --> 17:29.440
‫گوش کن، میمی.

17:29.990 --> 17:34.120
‫می‌دونی... من الان می‌تونم تا حدی از جادوی شفابخش استفاده کنم.

17:34.700 --> 17:39.200
‫جادوییه که باهاش می‌تونم درد رو تسکین بدم و باعث آرامش بقیه بشم.

17:39.660 --> 17:46.000
‫می‌خوام اون‌قدر تمرین کنم تا بتونم هم به تو کمک کنم هم به بقیه.

17:46.000 --> 17:49.050
‫تا مجبور نباشی همیشه تو کسی باشی که از ما محافظت می‌کنه.

17:50.050 --> 17:53.800
‫واسه همین... اون‌وقت دیگه نیازی نیست تنهایی به جنگیدن ادامه بدی.

17:53.800 --> 17:54.640
‫شینا...

17:56.220 --> 17:58.890
‫شینا، لازم نیست به‌خاطر من همچین کاری بکنی.

17:59.770 --> 18:02.390
‫اگه انقدر ضعیفی، نباید دست به هیچ کاری بزنی!

18:02.850 --> 18:03.900
‫عــــه؟

18:04.810 --> 18:08.070
‫من فقط می‌خوام همین‌جا منتظرم بمونی.

18:08.860 --> 18:11.860
‫اون‌وقت می‌تونیم مثل همیشه باهم کوکی درست کنیم،

18:12.450 --> 18:17.410
‫توی حیاط خلوت گل بچینیم، اتاقمون رو تمیز کنیم، بریم حموم،

18:17.910 --> 18:22.250
‫و فقط وقتمون رو با انجام کارهای باحال کنار همدیگه بگذرونیم.

18:24.250 --> 18:27.130
‫باید تمرین کردن جادو رو ول کنی.

18:27.880 --> 18:30.800
‫من می‌تونم اون‌قدر بجنگم
‫که هیچ‌کس دیگه‌ای آسیب نبینه.

18:31.380 --> 18:34.010
‫چون من قوی‌ام و هیچ‌وقتم نمی‌میرم،

18:34.630 --> 18:37.050
‫و اصلاً هم برام مهم نیست چقدر درد داشته باشه.

18:37.970 --> 18:38.760
‫باشه؟

18:41.020 --> 18:44.730
‫همه‌ی حرفایی که الان زدی کاملاً غلطه.

18:45.150 --> 18:46.230
‫چرا؟

18:46.810 --> 18:49.940
‫الان که دیگه کسی نمی‌میره و آدما اونقدرا هم آسیب نمی‌بینن!

18:50.280 --> 18:53.650
‫منم همیشه قبل اینکه بیام پیشت
‫خودمو تمیز می‌کنم. مگه همین کافی نیست؟

18:54.610 --> 18:57.240
‫این اصلاً منو خوشحال نمی‌کنه.

18:58.620 --> 19:00.410
‫ولی خودت گفتی خوشحال می‌شی.

19:01.160 --> 19:03.910
‫فقط به‌خاطر این بود که نمی‌دونستم چه خبره!

19:03.910 --> 19:07.250
‫نمی‌شه که فقط تو عذاب بکشی!
‫این اصلاً درست نیست!

19:07.500 --> 19:10.170
‫من فقط دارم کاری رو می‌کنم که همیشه می‌کردم!

19:10.170 --> 19:13.260
‫منم دارم می‌گم که چقدر از این متنفرم!

19:13.260 --> 19:17.140
‫پس از همه‌ی کارهایی که تا الان انجام دادم متنفری؟

19:17.760 --> 19:22.970
‫از همه‌ی کارهایی که کردم تا تو و
‫بقیه‌ی بچه‌ها رو خوشحال کنم متنفری؟

19:22.970 --> 19:27.150
‫نه، از همه‌ش متنفر نیستم. ولی این کار بازم کاملاً اشتباهه.

19:27.150 --> 19:30.230
‫پس باید چی‌کار کنم تا درست باشه؟

19:30.230 --> 19:32.780
‫چی‌کار می‌تونم بکنم که تو ازش متنفر نباشی؟!

19:32.780 --> 19:33.610
‫شینــــا!

19:34.150 --> 19:35.570
‫نمی‌دونــــــــم!

19:37.110 --> 19:40.410
‫دیگه واقعاً... نمی‌دونم.

19:40.950 --> 19:46.160
‫تنها کاری که باید می‌کردی این بود
‫که مثل همیشه توی اتاق منتظرم بمونی، شینا.

19:46.710 --> 19:49.460
‫چرا نتونستی کاری که ازت خواستمو انجام بدی؟

19:49.460 --> 19:50.170
‫عــا...

19:50.920 --> 19:55.050
‫خیلی‌خب! پس منم دیگه به هیچ‌کدوم از حرفات گوش نمی‌دم!

20:07.390 --> 20:10.940
‫دختره‌ی ورپریده... زد گل خوشگلمو داغون کرد.

20:10.940 --> 20:12.190
‫معذرت می‌خوام.

20:12.480 --> 20:13.520
‫بابت چی؟

20:15.940 --> 20:20.280
‫معمولاً اونه که یه مشت اراجیف سر هم می‌کنه،

20:20.950 --> 20:25.830
‫ولی متأسفانه، فکر کنم این دفعه حرفای اون منطقی‌تره.

20:27.500 --> 20:31.130
‫پس شما هم باهاش موافقید، فران-سنسه؟

20:31.130 --> 20:32.670
‫فقط من نیستم.

20:33.090 --> 20:37.510
‫خود مدرسه هم با میمی موافقه.
‫واسه همینه که انقدر زیاد اعزامش می‌کنن.

20:38.010 --> 20:39.090
‫ولی...

20:39.090 --> 20:42.890
‫اما و اگر نداره. منطقش کارو پیش می‌بره.

20:43.300 --> 20:47.600
‫تازه خود میمی هم همین فکرو می‌کنه، درسته؟

20:48.060 --> 20:50.230
‫پس دارید می‌گید تسلیم بشم؟

20:50.230 --> 20:53.360
‫اگه مشکلی باهاش نداشتی، ماجرا همین‌جا تموم می‌شد.

20:53.690 --> 20:55.360
‫ولی کنار نیومدی، مگه نه؟

20:55.360 --> 20:56.280
‫نه.

20:56.280 --> 21:00.410
‫در این صورت، تنها چاره‌ت اینه
‫که مدام سعی کنی متقاعدش کنی.

21:00.860 --> 21:01.610
‫عــــه؟

21:02.660 --> 21:07.250
‫از کل این ماجرا متنفری. فکر می‌کنی همه‌چیزش غلطه.

21:07.250 --> 21:12.750
‫پس به تلاش کردن ادامه بده تا بهش بفهمونی
‫که نمی‌تونی این وضع رو تحمل کنی.

21:37.360 --> 21:40.490
‫شانس آوردی که این‌قدر ضعیفی، شینا-چان.

21:42.860 --> 21:45.950
‫نمی‌تونم قبول کنم که ضعیف بودن،
‫یعنی نباید هیچ کاری انجام بدم.

21:47.240 --> 21:52.790
‫دیگه نمی‌تونم بهونه بتراشم و از مسئولیت‌هام فرار کنم.
‫حالم از این قضیه به‌هم می‌خوره.

21:54.420 --> 21:57.090
‫دیگه از موندن توی این وضعیت خسته شدم.

21:58.460 --> 21:59.510
‫شب بخیر.

22:05.010 --> 22:06.600
‫شبت بخیر باشه.

22:06.620 --> 22:16.620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
