1
00:00:00,000 --> 00:00:04,840
Translation: Arielle

2
00:00:01,020 --> 00:00:04,190
‫بسیار خب. الان آزمون‌های مهارت عملی رو آغاز می‌کنیم.

3
00:00:04,900 --> 00:00:09,200
‫اگه بتونید در زمان تعیین‌شده همه‌ی
‫دشمن‌های فرضی رو شکست بدید، قبول می‌شید.

4
00:00:09,700 --> 00:00:13,030
‫وقتی اسمتون خونده شد، سریعاً وارد میدون بشید.

5
00:00:13,030 --> 00:00:13,950
‫چشم.

6
00:00:24,960 --> 00:00:25,800
‫می‌ترسی؟

7
00:00:25,800 --> 00:00:26,590
‫عـــــه؟

8
00:00:27,090 --> 00:00:28,880
‫از آزمون دادن می‌ترسی؟

9
00:00:31,510 --> 00:00:33,510
‫آره، می‌ترسم.

10
00:00:33,510 --> 00:00:37,270
‫ای بابا. چرا نمی‌ذارن من به جات برم آزمون بدم؟

11
00:00:37,560 --> 00:00:41,810
‫فهمیدم! بگو دل‌درد داری، اون‌وقت
‫شاید سنسه بذاره فقط تماشا کنی!

12
00:00:41,810 --> 00:00:43,650
‫نمی‌تونم خودمو به مریضی بزنم.

13
00:00:44,270 --> 00:00:48,440
‫نفر بعدی شماره‌ی هشت، توتسوکی شینا. لطفاً آماده بشید.

14
00:00:48,440 --> 00:00:49,700
‫نوبت منه.

15
00:00:50,820 --> 00:00:55,160
‫نگران نباش. باید بهتر از دفعه‌ی قبل بشم... یعنی امیدوارم.

16
00:00:55,790 --> 00:00:56,870
‫بعداً می‌بینمت.

17
00:01:00,920 --> 00:01:02,000
‫میمی-چان.

18
00:01:03,080 --> 00:01:06,210
‫با توجه به اتفاق دفعه‌ی قبل، حتماً حسابی نگرانی.

19
00:01:06,920 --> 00:01:08,840
‫آری، صورتت...

20
00:01:08,840 --> 00:01:12,640
‫آره، می‌دونم. چقدر احمق بودم
‫که گذاشتم این‌جوری زخم بشه.

21
00:01:12,640 --> 00:01:14,180
‫حالت خوبه؟

22
00:01:14,180 --> 00:01:15,300
‫خوبم.

23
00:01:15,870 --> 00:01:16,890
‫ولی مرسی.

24
00:01:16,910 --> 00:01:26,910
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

25
00:02:55,610 --> 00:02:57,200
‫تنها کاری که تا الان کردم فرار بوده.

26
00:02:58,120 --> 00:02:59,870
‫فرار می‌کردم و با خودم می‌گفتم از پسش برنمیام،

27
00:03:00,870 --> 00:03:05,080
‫و دلم می‌خواست هرچه زودتر همه‌چی تموم بشه.

28
00:03:05,830 --> 00:03:08,830
‫اما می‌دونم دیگه نمی‌تونم این‌طوری ادامه بدم،

29
00:03:09,540 --> 00:03:14,510
‫اگه می‌خوام راهی برای کمک کردن
‫پیدا کنم و برای بقیه مفید باشم.

30
00:03:15,420 --> 00:03:18,680
‫شانس آوردی که این‌قدر ضعیفی، شینا-چان.

31
00:03:18,970 --> 00:03:22,180
‫حتی لازم نیست به جنگ فکر کنی، مگه نه؟

32
00:03:24,060 --> 00:03:27,600
‫من نمی‌تونم مثل بقیه بجنگم، اما...

33
00:03:29,940 --> 00:03:32,820
‫اون یارو بازم معاف شده و فقط داره تماشا می‌کنه؟

34
00:03:32,820 --> 00:03:34,130
‫خوش به حالش واقعاً.

35
00:03:40,320 --> 00:03:41,450
‫به این زودی تموم شد؟

36
00:03:41,700 --> 00:03:46,120
‫سنسه گفت لازم نیست آزمون بدم
‫و بهم گفت فقط تماشا کنم.

37
00:03:46,120 --> 00:03:47,620
‫آهــــا.

38
00:03:47,620 --> 00:03:51,460
‫خب، گمونم دلیلی هم واسه سنجیدن
‫مهارت‌های عملی تو وجود نداره، نه؟

39
00:03:53,210 --> 00:03:54,960
‫انقدر نگرانشی؟

40
00:03:54,960 --> 00:03:58,830
‫خب معلومه. اگه وقتی پیشش نیستم آسیب ببینه،

41
00:03:58,830 --> 00:04:01,680
‫ممکنه یه دستش قطع بشه یا یه بلایی سرش بیاد.

42
00:04:01,680 --> 00:04:04,720
‫آهــــا، توی نبردم یه همچین اتفاقی افتاد، مگه نه؟

43
00:04:05,680 --> 00:04:09,060
‫ولی اون فقط به‌خاطر این بود
‫که یه دشمن واقعی نفوذ کرده بود، مگـ ــ

44
00:04:09,060 --> 00:04:10,600
‫از کجا معلوم!

45
00:04:11,400 --> 00:04:16,280
‫شاید یکی دیگه هم نفوذ کنه... و اگه خیلی بد آسیب ببینه...

46
00:04:26,750 --> 00:04:28,910
‫آره، می‌خوام برم کمکش کنم!

47
00:04:28,910 --> 00:04:32,960
‫اگه این کارو بکنی، باعث رد صلاحیت توتسوکی-سان می‌شی.

48
00:04:36,840 --> 00:04:40,630
‫توتسوکی-سان همیشه این‌طوری بوده؟

49
00:04:40,630 --> 00:04:44,100
‫فکر می‌کردم به زور و بی‌میلی میاد برای آزمون مهارت عملی.

50
00:04:44,100 --> 00:04:45,470
‫هنوزم همین‌طوره.

51
00:04:46,390 --> 00:04:51,230
‫از تک‌تک بخش‌هاش بدش میاد،
‫از دردش گرفته تا جادوی خارخاری.

52
00:04:51,230 --> 00:04:54,770
‫پس اصلاً چرا باید این عذاب رو بکشه؟

53
00:04:54,770 --> 00:04:58,110
‫بالأخره همه‌مون یه روزی می‌شیم سال‌بالایی.

54
00:04:58,610 --> 00:05:04,160
‫نمی‌تونیم همین‌طوری جا بزنیم.
‫مخصوصاً وقتی که مدام داریم تلفات می‌دیم.

55
00:05:04,160 --> 00:05:05,030
‫ولی...

56
00:05:05,830 --> 00:05:08,040
‫شینا نباید بجنگه.

57
00:05:10,370 --> 00:05:11,330
‫آخه...

58
00:05:12,210 --> 00:05:15,670
‫اون مثل من نیست. شینا خیلی ضعیفه.

59
00:05:16,590 --> 00:05:19,170
‫اگه یه‌وقت توی جنگ آسیب ببینه،

60
00:05:19,760 --> 00:05:22,010
‫واقعاً ممکنه بمیره.

61
00:05:43,990 --> 00:05:44,620
‫عــــه؟

62
00:05:45,030 --> 00:05:47,240
‫به این زودی همه‌شو خورده؟

63
00:05:47,240 --> 00:05:49,080
‫مسواک زدنم تموم شد!

64
00:05:49,830 --> 00:05:51,540
‫می‌خوای بازم پیش هم بخوابیم؟

65
00:05:53,000 --> 00:05:53,920
‫اوهوم!

66
00:05:54,630 --> 00:05:57,170
‫فکر کردم تازه مسواک زدنت تموم شده بود.

67
00:05:57,170 --> 00:05:58,000
‫عـــــا!

68
00:06:00,880 --> 00:06:02,840
‫کوکی‌ها رو دوست داشتی؟

69
00:06:02,840 --> 00:06:03,630
‫اوهـــوم!

70
00:06:03,630 --> 00:06:04,550
‫خداروشکر.

71
00:06:04,970 --> 00:06:06,260
‫بعداً بازم برات درست می‌کنم.

72
00:06:06,260 --> 00:06:07,850
‫منم می‌خوام کمک کنم!

73
00:06:07,850 --> 00:06:10,390
‫باشه، باهم درستشون می‌کنیم.

74
00:06:12,640 --> 00:06:13,940
‫شینا.

75
00:06:13,940 --> 00:06:14,810
‫هـــوم؟

76
00:06:14,810 --> 00:06:16,650
‫بازم می‌خوای آزمون بدی؟

77
00:06:17,690 --> 00:06:18,520
‫اوهوم.

78
00:06:19,650 --> 00:06:22,490
‫وقت کم آوردم، واسه همین قبول نشدم.

79
00:06:22,740 --> 00:06:26,070
‫اون‌وقت فکر می‌کردم حداقل بهتر از دفعه‌ی قبل می‌شم.

80
00:06:26,870 --> 00:06:28,530
‫واقعاً دلت می‌خواد قبول بشی؟

81
00:06:28,530 --> 00:06:29,950
‫خب، آره.

82
00:06:33,460 --> 00:06:36,790
‫امیدوارم فردا بتونیم باهم بریم سر کلاس.

83
00:06:37,420 --> 00:06:38,210
‫منم همین‌طور.

84
00:06:47,680 --> 00:06:49,850
‫توجه فرمایید. توجه فرمایید.

85
00:06:50,470 --> 00:06:53,310
‫دانش‌آموزان زیر فوراً باید مراجعه کنند:

86
00:06:53,730 --> 00:06:55,560
‫۱۴۰۷،

87
00:06:55,560 --> 00:06:56,770
‫۱۶۰۳،

88
00:06:56,020 --> 00:06:58,770
‫از وقتی سیران رو از دست دادیم این اولین اعزامشه.

89
00:06:57,310 --> 00:06:58,770
‫۱۶۰۵،

90
00:06:59,110 --> 00:07:01,020
‫۱۶۰۸،

91
00:06:59,270 --> 00:07:01,190
‫نباید براش آسون باشه.

92
00:07:01,020 --> 00:07:02,820
‫۱۶۰۹،

93
00:07:01,190 --> 00:07:02,820
‫خب، بعداً می‌بینمت.

94
00:07:02,820 --> 00:07:04,530
‫۱۶۱۲،

95
00:07:04,530 --> 00:07:06,280
‫۱۶۱۵،

96
00:07:06,280 --> 00:07:07,990
‫۱۷۰۲،

97
00:07:06,410 --> 00:07:07,240
‫شینا.

98
00:07:07,990 --> 00:07:09,490
‫۱۷۰۸...

99
00:07:08,160 --> 00:07:12,330
‫وقتی نیستم تمرین‌های خطرناک انجام ندی ها، باشه؟

100
00:07:12,330 --> 00:07:13,370
‫قول؟

101
00:07:13,370 --> 00:07:16,110
‫عــه؟ اوه، باشه.

102
00:07:16,110 --> 00:07:18,330
‫خب... فقط منتظرم بمون، باشه؟

103
00:07:20,040 --> 00:07:21,500
‫رفت.

104
00:07:28,510 --> 00:07:29,850
‫دیروز...

105
00:07:30,430 --> 00:07:32,810
‫میمی برنگشت خونه.

106
00:07:37,440 --> 00:07:40,110
‫حالش خوبه دیگه... نه؟

107
00:07:41,060 --> 00:07:43,940
‫بچه‌هایی که اعزام شده بودن برگشتن!

108
00:07:49,030 --> 00:07:50,450
‫شینا!

109
00:07:55,540 --> 00:07:56,660
‫برگشتم.

110
00:07:56,660 --> 00:07:57,750
‫خوش اومدی.

111
00:08:00,290 --> 00:08:04,090
‫می‌دونی چیه؟ امروز اصلاً هیچ‌کس آسیب ندید!

112
00:08:04,090 --> 00:08:07,880
‫حالا که بحثش شد، خودتم اصلاً کثیف نشدی ها.

113
00:08:07,880 --> 00:08:09,130
‫مگه نه؟

114
00:08:09,130 --> 00:08:09,800
‫اوهوم.

115
00:08:10,820 --> 00:08:12,300
‫می‌گم، شینا.

116
00:08:12,300 --> 00:08:13,310
‫هـــوم؟

117
00:08:13,310 --> 00:08:17,100
‫شینا، وقتی صحیح و سالم برمی‌گردم خوشحال می‌شی؟

118
00:08:17,480 --> 00:08:21,560
‫معلومه که می‌شم. خب یکم نگرانت می‌شم دیگه.

119
00:08:22,190 --> 00:08:25,030
‫اشکالی نداره! میمی خیلی سرسخته!

120
00:08:25,400 --> 00:08:28,400
‫واسه همین... تو همیشه باید فقط توی اتاقمون منتظرم بمونی!

121
00:08:30,410 --> 00:08:34,540
‫بعد از اون ماجرا، میمی مدام برای نبرد احضار می‌شد...

122
00:08:44,630 --> 00:08:46,920
‫و همیشه بدون اینکه آسیبی ببینه برمی‌گشت.

123
00:09:03,000 --> 00:09:04,770
‫خیلی‌خب، حالا نوبت این یکیه.

124
00:09:05,230 --> 00:09:08,240
‫اوضاع این اواخر آروم‌تر نشده؟

125
00:09:08,240 --> 00:09:09,280
‫چه اوضاعی؟

126
00:09:09,570 --> 00:09:15,030
‫شنیدم سال‌بالایی‌های اعزام‌شده
‫همگی صحیح و سالم برمی‌گردن،

127
00:09:15,030 --> 00:09:18,040
‫و سال‌پایینی‌ها هم دیگه به میدون جنگ فرستاده نمی‌شن.

128
00:09:18,040 --> 00:09:19,160
‫خب، آره.

129
00:09:19,790 --> 00:09:24,040
‫میمی هم دیگه مثل قبل زخمی برنمی‌گرده.

130
00:09:25,210 --> 00:09:27,840
‫حس می‌کنم اوضاع داره به سمت درستی پیش می‌ره.

131
00:09:29,010 --> 00:09:30,590
‫می‌بینم دل به کار نمی‌دی ها.

132
00:09:30,590 --> 00:09:31,380
‫عــــــا!

133
00:09:31,980 --> 00:09:35,300
‫هروقت کارت با اون تموم شد،
‫برو سراغ گل‌های روی قفسه، باشه؟

134
00:09:35,300 --> 00:09:36,220
‫چشم!

135
00:09:53,450 --> 00:09:55,120
‫فران-سنسه.

136
00:09:55,120 --> 00:09:56,070
‫ای بابا.

137
00:09:58,080 --> 00:10:00,660
‫به توتسوکی-سان گفتی داره چه اتفاقی میفته؟

138
00:10:00,660 --> 00:10:02,790
‫میمی تمام تلاششو می‌کنه تا مخفیش کنه.

139
00:10:03,790 --> 00:10:05,960
‫منم هیچ حقی ندارم که خرابش کنم.

140
00:10:06,380 --> 00:10:10,590
‫دیر یا زود خودش می‌فهمه.
‫میمی نمی‌تونه تا ابد ازش پنهانش کنه.

141
00:10:10,920 --> 00:10:12,220
‫احتمالاً حق با توئه.

142
00:10:12,920 --> 00:10:16,140
‫با این‌حال، این مسئله‌ایه که خودشون باید حلش کنن.

143
00:10:34,910 --> 00:10:37,410
‫چقدر خاکستر جادو این‌جاست.

144
00:10:44,250 --> 00:10:47,420
‫راست می‌گی. تا حالا این‌قدر بدجورشو ندیده بودم.

145
00:10:48,540 --> 00:10:51,250
‫استر! حواست پرت نشه.

146
00:10:51,250 --> 00:10:52,510
‫می‌دونم.

147
00:10:54,340 --> 00:10:55,300
‫استر!

148
00:10:58,350 --> 00:11:00,640
‫ممنون، ریکا. اما...

149
00:12:15,840 --> 00:12:16,760
‫میمی-چان!

150
00:12:25,640 --> 00:12:27,390
‫اوی، مُرده؟

151
00:12:27,390 --> 00:12:28,890
‫احتمالاً فقط بیهوشه.

152
00:12:28,890 --> 00:12:30,270
‫جدی می‌گی؟

153
00:12:35,530 --> 00:12:37,070
‫بالأخره تموم شد؟

154
00:13:00,590 --> 00:13:01,930
‫میمی-چان!

155
00:13:03,180 --> 00:13:04,260
‫استـ ــ

156
00:13:09,980 --> 00:13:13,310
‫می‌خواستم... ازش تشکر کنم.

157
00:13:46,300 --> 00:13:49,310
‫این اواخر حتی قوی‌ترم شده، مگه نه؟

158
00:13:49,310 --> 00:13:51,980
‫حتی وقتی ضربه می‌خوره، خم به ابرو نمیاره.

159
00:13:51,980 --> 00:13:54,190
‫همیشه زیادی از خودش کار می‌کشه.

160
00:13:54,190 --> 00:13:57,270
‫ولی به‌هرحال امروز تونستیم توی خط مقدم نگهشون داریم.

161
00:13:58,400 --> 00:13:59,740
‫شینا...

162
00:14:01,030 --> 00:14:02,030
‫چیزیم...

163
00:14:02,950 --> 00:14:03,860
‫نمی‌شه.

164
00:14:10,580 --> 00:14:11,620
‫چون‌که میمی...

165
00:14:12,660 --> 00:14:14,080
‫خیلی قویه.

166
00:14:24,430 --> 00:14:25,930
‫خوابم برد.

167
00:14:29,100 --> 00:14:32,480
‫انگاری... میمی هنوز برنگشته.

168
00:14:35,440 --> 00:14:37,770
‫فران-سنسه، کارم تموم شد.

169
00:14:48,450 --> 00:14:49,740
‫شاید بیرونه.

170
00:14:54,460 --> 00:14:55,170
‫هـــوم؟

171
00:14:56,710 --> 00:14:57,670
‫اون...

172
00:15:07,470 --> 00:15:10,060
‫میمی! میمی؟ میمی!

173
00:15:11,970 --> 00:15:12,680
‫میمی!

174
00:15:18,100 --> 00:15:19,900
‫شینا-چان.

175
00:15:27,410 --> 00:15:31,950
‫میمی... چطوری این بلات سرت اومده؟

176
00:15:36,830 --> 00:15:39,460
‫این اواخر هر دفعه همین شکلی بوده.

177
00:15:40,540 --> 00:15:43,670
‫اما به لطف اون، آمار تلفات خیلی پایین اومده.

178
00:15:44,380 --> 00:15:45,510
‫هر دفعه؟

179
00:15:52,850 --> 00:15:54,890
‫من می‌رم دنبال فران-سنسه.

180
00:16:00,730 --> 00:16:02,980
‫شینا؟

181
00:16:04,150 --> 00:16:05,400
‫چرا؟

182
00:16:06,150 --> 00:16:08,200
‫چرا اینو ازم پنهون کردی؟

183
00:16:08,200 --> 00:16:08,990
‫هـــا؟

184
00:16:10,240 --> 00:16:16,450
‫اصلاً روحمم خبر نداشت که با
‫همچین وضع و حالی برمی‌گشتی خونه.

185
00:16:17,460 --> 00:16:18,960
‫شینا.

186
00:16:19,580 --> 00:16:23,590
‫حتماً هربار بعد برگشتنت دوش می‌گرفتی
‫و لباست رو عوض می‌کردی...

187
00:16:23,590 --> 00:16:29,010
‫تا من بویی نبرم. داشتی این قضیه رو ازم قایم می‌کردی، مگه نه؟

188
00:16:29,010 --> 00:16:30,680
‫نمی‌خواستم گولت بزنم.

189
00:16:30,680 --> 00:16:32,350
‫پس چرا؟

190
00:16:33,970 --> 00:16:41,310
‫آخه اگه داغون و لت‌وپار می‌اومدم،
‫فکر می‌کردم ممکنه بازم بزنی زیر گریه.

191
00:16:42,730 --> 00:16:49,150
‫من... همیشه از این طرز جنگیدنِ وحشیانه‌ت متنفر بودم!

192
00:16:49,780 --> 00:16:50,700
‫واسه همین...

193
00:16:51,910 --> 00:16:52,950
‫واسه همین...

194
00:16:53,490 --> 00:16:57,370
‫ولی اگه من این کارو نکنم، بقیه جای من به این روز میفتن.

195
00:16:57,370 --> 00:16:58,080
‫عــــه؟

196
00:16:58,660 --> 00:17:02,170
‫کسی که نتونه دوباره زنده بشه به این روز میفته.

197
00:17:02,630 --> 00:17:06,130
‫پس بهتره که من به‌جای اونا بجنگم.

198
00:17:07,010 --> 00:17:07,970
‫ولی...

199
00:17:09,130 --> 00:17:10,760
‫نمی‌تونی به این کار ادامه بدی.

200
00:17:10,760 --> 00:17:11,970
‫چرا نتونم؟

201
00:17:12,830 --> 00:17:14,180
‫آخه...

202
00:17:14,720 --> 00:17:19,560
‫اگه من جای بقیه رو پر کنم، دیگه لازم نیست هیچ‌کس بمیره.

203
00:17:20,020 --> 00:17:21,270
‫خب...

204
00:17:22,310 --> 00:17:24,110
‫شاید این درست باشه، ولی...

205
00:17:24,110 --> 00:17:25,110
‫مگه نیست؟

206
00:17:27,570 --> 00:17:29,440
‫گوش کن، میمی.

207
00:17:29,990 --> 00:17:34,120
‫می‌دونی... من الان می‌تونم تا حدی از جادوی شفابخش استفاده کنم.

208
00:17:34,700 --> 00:17:39,200
‫جادوییه که باهاش می‌تونم درد رو تسکین بدم و باعث آرامش بقیه بشم.

209
00:17:39,660 --> 00:17:46,000
‫می‌خوام اون‌قدر تمرین کنم تا بتونم هم به تو کمک کنم هم به بقیه.

210
00:17:46,000 --> 00:17:49,050
‫تا مجبور نباشی همیشه تو کسی باشی که از ما محافظت می‌کنه.

211
00:17:50,050 --> 00:17:53,800
‫واسه همین... اون‌وقت دیگه نیازی نیست تنهایی به جنگیدن ادامه بدی.

212
00:17:53,800 --> 00:17:54,640
‫شینا...

213
00:17:56,220 --> 00:17:58,890
‫شینا، لازم نیست به‌خاطر من همچین کاری بکنی.

214
00:17:59,770 --> 00:18:02,390
‫اگه انقدر ضعیفی، نباید دست به هیچ کاری بزنی!

215
00:18:02,850 --> 00:18:03,900
‫عــــه؟

216
00:18:04,810 --> 00:18:08,070
‫من فقط می‌خوام همین‌جا منتظرم بمونی.

217
00:18:08,860 --> 00:18:11,860
‫اون‌وقت می‌تونیم مثل همیشه باهم کوکی درست کنیم،

218
00:18:12,450 --> 00:18:17,410
‫توی حیاط خلوت گل بچینیم، اتاقمون رو تمیز کنیم، بریم حموم،

219
00:18:17,910 --> 00:18:22,250
‫و فقط وقتمون رو با انجام کارهای باحال کنار همدیگه بگذرونیم.

220
00:18:24,250 --> 00:18:27,130
‫باید تمرین کردن جادو رو ول کنی.

221
00:18:27,880 --> 00:18:30,800
‫من می‌تونم اون‌قدر بجنگم
‫که هیچ‌کس دیگه‌ای آسیب نبینه.

222
00:18:31,380 --> 00:18:34,010
‫چون من قوی‌ام و هیچ‌وقتم نمی‌میرم،

223
00:18:34,630 --> 00:18:37,050
‫و اصلاً هم برام مهم نیست چقدر درد داشته باشه.

224
00:18:37,970 --> 00:18:38,760
‫باشه؟

225
00:18:41,020 --> 00:18:44,730
‫همه‌ی حرفایی که الان زدی کاملاً غلطه.

226
00:18:45,150 --> 00:18:46,230
‫چرا؟

227
00:18:46,810 --> 00:18:49,940
‫الان که دیگه کسی نمی‌میره و آدما اونقدرا هم آسیب نمی‌بینن!

228
00:18:50,280 --> 00:18:53,650
‫منم همیشه قبل اینکه بیام پیشت
‫خودمو تمیز می‌کنم. مگه همین کافی نیست؟

229
00:18:54,610 --> 00:18:57,240
‫این اصلاً منو خوشحال نمی‌کنه.

230
00:18:58,620 --> 00:19:00,410
‫ولی خودت گفتی خوشحال می‌شی.

231
00:19:01,160 --> 00:19:03,910
‫فقط به‌خاطر این بود که نمی‌دونستم چه خبره!

232
00:19:03,910 --> 00:19:07,250
‫نمی‌شه که فقط تو عذاب بکشی!
‫این اصلاً درست نیست!

233
00:19:07,500 --> 00:19:10,170
‫من فقط دارم کاری رو می‌کنم که همیشه می‌کردم!

234
00:19:10,170 --> 00:19:13,260
‫منم دارم می‌گم که چقدر از این متنفرم!

235
00:19:13,260 --> 00:19:17,140
‫پس از همه‌ی کارهایی که تا الان انجام دادم متنفری؟

236
00:19:17,760 --> 00:19:22,970
‫از همه‌ی کارهایی که کردم تا تو و
‫بقیه‌ی بچه‌ها رو خوشحال کنم متنفری؟

237
00:19:22,970 --> 00:19:27,150
‫نه، از همه‌ش متنفر نیستم. ولی این کار بازم کاملاً اشتباهه.

238
00:19:27,150 --> 00:19:30,230
‫پس باید چی‌کار کنم تا درست باشه؟

239
00:19:30,230 --> 00:19:32,780
‫چی‌کار می‌تونم بکنم که تو ازش متنفر نباشی؟!

240
00:19:32,780 --> 00:19:33,610
‫شینــــا!

241
00:19:34,150 --> 00:19:35,570
‫نمی‌دونــــــــم!

242
00:19:37,110 --> 00:19:40,410
‫دیگه واقعاً... نمی‌دونم.

243
00:19:40,950 --> 00:19:46,160
‫تنها کاری که باید می‌کردی این بود
‫که مثل همیشه توی اتاق منتظرم بمونی، شینا.

244
00:19:46,710 --> 00:19:49,460
‫چرا نتونستی کاری که ازت خواستمو انجام بدی؟

245
00:19:49,460 --> 00:19:50,170
‫عــا...

246
00:19:50,920 --> 00:19:55,050
‫خیلی‌خب! پس منم دیگه به هیچ‌کدوم از حرفات گوش نمی‌دم!

247
00:20:07,390 --> 00:20:10,940
‫دختره‌ی ورپریده... زد گل خوشگلمو داغون کرد.

248
00:20:10,940 --> 00:20:12,190
‫معذرت می‌خوام.

249
00:20:12,480 --> 00:20:13,520
‫بابت چی؟

250
00:20:15,940 --> 00:20:20,280
‫معمولاً اونه که یه مشت اراجیف سر هم می‌کنه،

251
00:20:20,950 --> 00:20:25,830
‫ولی متأسفانه، فکر کنم این دفعه حرفای اون منطقی‌تره.

252
00:20:27,500 --> 00:20:31,130
‫پس شما هم باهاش موافقید، فران-سنسه؟

253
00:20:31,130 --> 00:20:32,670
‫فقط من نیستم.

254
00:20:33,090 --> 00:20:37,510
‫خود مدرسه هم با میمی موافقه.
‫واسه همینه که انقدر زیاد اعزامش می‌کنن.

255
00:20:38,010 --> 00:20:39,090
‫ولی...

256
00:20:39,090 --> 00:20:42,890
‫اما و اگر نداره. منطقش کارو پیش می‌بره.

257
00:20:43,300 --> 00:20:47,600
‫تازه خود میمی هم همین فکرو می‌کنه، درسته؟

258
00:20:48,060 --> 00:20:50,230
‫پس دارید می‌گید تسلیم بشم؟

259
00:20:50,230 --> 00:20:53,360
‫اگه مشکلی باهاش نداشتی، ماجرا همین‌جا تموم می‌شد.

260
00:20:53,690 --> 00:20:55,360
‫ولی کنار نیومدی، مگه نه؟

261
00:20:55,360 --> 00:20:56,280
‫نه.

262
00:20:56,280 --> 00:21:00,410
‫در این صورت، تنها چاره‌ت اینه
‫که مدام سعی کنی متقاعدش کنی.

263
00:21:00,860 --> 00:21:01,610
‫عــــه؟

264
00:21:02,660 --> 00:21:07,250
‫از کل این ماجرا متنفری. فکر می‌کنی همه‌چیزش غلطه.

265
00:21:07,250 --> 00:21:12,750
‫پس به تلاش کردن ادامه بده تا بهش بفهمونی
‫که نمی‌تونی این وضع رو تحمل کنی.

266
00:21:37,360 --> 00:21:40,490
‫شانس آوردی که این‌قدر ضعیفی، شینا-چان.

267
00:21:42,860 --> 00:21:45,950
‫نمی‌تونم قبول کنم که ضعیف بودن،
‫یعنی نباید هیچ کاری انجام بدم.

268
00:21:47,240 --> 00:21:52,790
‫دیگه نمی‌تونم بهونه بتراشم و از مسئولیت‌هام فرار کنم.
‫حالم از این قضیه به‌هم می‌خوره.

269
00:21:54,420 --> 00:21:57,090
‫دیگه از موندن توی این وضعیت خسته شدم.

270
00:21:58,460 --> 00:21:59,510
‫شب بخیر.

271
00:22:05,010 --> 00:22:06,600
‫شبت بخیر باشه.

272
00:22:06,620 --> 00:22:16,620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
