1
00:00:00,000 --> 00:00:04,840
Translation: Arielle

2
00:00:00,810 --> 00:00:01,940
‫خوشحالم...

3
00:00:02,690 --> 00:00:03,820
‫که زنده موندین.

4
00:00:04,730 --> 00:00:08,950
‫خوشحالم که تونسته جونتون رو نجات بده.

5
00:00:10,030 --> 00:00:14,870
‫ممنون که بهمون گفتین چه اتفاقی افتاده، سنپای.

6
00:00:24,750 --> 00:00:28,380
‫برگردیم؟ بقیه‌ی بچه‌ها رفتن.

7
00:00:29,340 --> 00:00:31,760
‫کلاس‌های نوبت بعدازظهر هم کم‌کم شروع می‌شن.

8
00:00:34,100 --> 00:00:38,930
‫می‌گم آری، دلت می‌خواد بازم سیران رو ببینی؟

9
00:00:38,930 --> 00:00:40,100
‫عــــه؟

10
00:00:40,100 --> 00:00:43,690
‫من جادویی بلدم که باهاش مرده‌ها رو—

11
00:00:44,690 --> 00:00:45,940
‫و سیران رو—

12
00:00:47,360 --> 00:00:49,530
‫به زندگی برگردونم.

13
00:00:51,740 --> 00:00:52,660
‫میمی...

14
00:00:54,490 --> 00:00:56,830
‫می‌تونی سیران رو برگردونی؟

15
00:00:57,160 --> 00:00:57,750
‫اوهوم...

16
00:00:58,450 --> 00:00:59,620
‫راهشو بلدم.

17
00:01:00,500 --> 00:01:02,750
‫با جادوی احیا؟

18
00:01:02,750 --> 00:01:08,670
‫اوهوم. اگه ازش استفاده کنم، سیران
‫برمی‌گرده و دیگه هیچ‌وقت هم نمی‌میره.

19
00:01:10,880 --> 00:01:11,970
‫اگه...

20
00:01:12,590 --> 00:01:14,260
‫چنین چیزی واقعاً شدنی بود...

21
00:01:14,260 --> 00:01:16,970
‫شدنیه! واقعاً شدنیه!

22
00:01:17,560 --> 00:01:20,980
‫مگه نه، شینا؟ شدنیه! چون من—

23
00:01:20,980 --> 00:01:21,890
‫میمی.

24
00:01:28,150 --> 00:01:29,780
‫اگه می‌تونستی، این کار رو می‌کردی؟

25
00:01:30,360 --> 00:01:36,030
‫اگه می‌تونستی از جادوی احیا استفاده کنی
‫و من درست جلوی چشم‌هات توی جنگ می‌مردم.

26
00:01:36,950 --> 00:01:39,910
‫ما قبلاً... راجع بهش حرف زدیم.

27
00:01:39,910 --> 00:01:40,910
‫عــــه؟

28
00:01:41,500 --> 00:01:46,250
‫حتی اگه همچین جادویی شدنی هم بود،
‫به هیچ‌کس اجازه نمی‌دادم ازش استفاده کنه.

29
00:01:46,670 --> 00:01:50,170
‫زندگی سیران متعلق به خودشه و نه هیچ‌کس دیگه‌ای.

30
00:01:51,720 --> 00:01:55,510
‫زنده‌ها نباید از روی خودخواهی
‫زندگی ابدی رو به بقیه تحمیل کنن.

31
00:01:56,220 --> 00:01:59,470
‫هیچ‌کس این حق رو نداره که
‫هر کاری دلش خواست با روح اون بکنه.

32
00:02:01,270 --> 00:02:03,690
‫البته که... شامل خودمم می‌شه.

33
00:02:04,310 --> 00:02:05,270
‫آری...

34
00:02:06,300 --> 00:02:11,820
‫اگه یکی جونش رو می‌داد تا اونو برگردونه،
‫می‌دونم که سیران ناراحت می‌شد.

35
00:02:12,740 --> 00:02:15,780
‫واسه همین نیازی به اون جادو ندارم.

36
00:02:17,490 --> 00:02:21,330
‫مطمئنم اگه سیران هم بود دقیقاً همین حرف رو می‌زد.

37
00:02:28,000 --> 00:02:32,260
‫اما ممنونم میمی-چان، ممنون که به یادش بودی.

38
00:02:32,970 --> 00:02:34,760
‫خب، دیگه بریم؟

39
00:02:34,780 --> 00:02:44,780
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

40
00:04:10,230 --> 00:04:13,940
‫میمی، نباید بری این‌ور اون‌ور و از جادوی احیا حرف بزنی.

41
00:04:13,940 --> 00:04:14,940
‫چرا؟

42
00:04:16,320 --> 00:04:18,440
‫یادت رفته فران-سنسه چی گفت؟

43
00:04:19,190 --> 00:04:23,200
‫ارتباط تو با جادوی احیا، اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و محرمانه‌ست.

44
00:04:23,780 --> 00:04:25,120
‫من اصلاً...

45
00:04:25,910 --> 00:04:27,790
‫هیچ اهمیتی به این چیزا نمی‌دم!

46
00:04:28,870 --> 00:04:34,250
‫سیران مرده! دلت می‌خواد همین‌طور مرده بمونه، شینا؟

47
00:04:34,550 --> 00:04:37,090
‫چرا نمی‌تونیم برگردونیمش؟

48
00:04:37,460 --> 00:04:39,130
‫این اصلاً درست نیست!

49
00:04:39,460 --> 00:04:45,590
‫تا همین دیروز همیشه باهم می‌رفتیم سر کلاس،
‫درس می‌خوندیم و باهم غذا می‌خوردیم.

50
00:04:48,140 --> 00:04:50,810
‫ولی حالا همه‌چی واسه اون تموم شده؟

51
00:04:51,680 --> 00:04:55,100
‫این اصلاً... اصلاً...

52
00:05:02,070 --> 00:05:02,950
‫اوهوم...

53
00:05:04,490 --> 00:05:05,740
‫واقعاً غم‌انگیزه.

54
00:05:07,620 --> 00:05:08,990
‫فکر کنم منم...

55
00:05:11,830 --> 00:05:12,870
‫و آری...

56
00:05:14,250 --> 00:05:15,580
‫و حتی خودِ سیران هم...

57
00:05:17,670 --> 00:05:18,670
‫دقیقاً...

58
00:05:20,340 --> 00:05:22,590
‫همون حس و حال تو رو داریم، میمی.

59
00:05:25,300 --> 00:05:29,350
‫سرم انقدر گیج می‌ره که دارم بالا میارم.

60
00:05:30,060 --> 00:05:32,850
‫چرا باید همچین حسی داشته باشم؟

61
00:05:32,850 --> 00:05:34,600
‫اصلاً سر درنمیارم.

62
00:05:36,230 --> 00:05:37,270
‫میمی.

63
00:05:39,020 --> 00:05:40,030
‫واسه اینکه...

64
00:05:41,610 --> 00:05:43,160
‫میمی... تو سیران رو...

65
00:05:43,950 --> 00:05:45,700
‫از صمیم قلبت دوست داشتی.

66
00:05:47,200 --> 00:05:51,200
‫یعنی منم... به‌اندازه‌ی کافی بهش اهمیت می‌دادم؟

67
00:05:59,710 --> 00:06:07,590
‫حالا که میمی طعم از دست دادن رو چشیده،
‫چندبار دیگه... باید این رنج رو تحمل کنه؟

68
00:06:11,830 --> 00:06:13,080
‫چندبار دیگه...

69
00:06:14,740 --> 00:06:16,020
‫چندسال دیگه؟

70
00:06:19,230 --> 00:06:21,480
‫تازه بعد از رفتن من بیشترم می‌شه؟

71
00:06:23,690 --> 00:06:26,280
‫اگه این‌طوره، پس حداقل،

72
00:06:27,910 --> 00:06:30,320
‫تا وقتی که اجازه‌ی کنار هم بودنش رو دارم،

73
00:06:33,450 --> 00:06:40,540
‫با اینکه جادوم چیز خاصی نیست،
‫من... می‌خوام با همین مهارت‌هایی که دارم کمک کنم...

74
00:06:41,500 --> 00:06:42,550
‫تا جایی که بشه...

75
00:06:43,800 --> 00:06:45,210
‫و کنار میمی بمونم.

76
00:06:46,530 --> 00:06:49,810
‫شانس آوردی که این‌قدر ضعیفی، شینا-چان.

77
00:06:50,680 --> 00:06:51,770
‫نمی‌تونم...

78
00:06:52,600 --> 00:06:53,600
‫ضعیف بمونم.

79
00:06:54,310 --> 00:06:55,850
‫می‌گم، دلم می‌خواد ما—

80
00:07:01,860 --> 00:07:02,810
‫عــــه؟

81
00:07:05,860 --> 00:07:07,860
‫گشنمه.

82
00:07:09,110 --> 00:07:10,280
‫منم همین‌طور.

83
00:07:16,500 --> 00:07:19,790
‫یه کوچولو نمک بریز کف دستت.

84
00:07:22,380 --> 00:07:24,590
‫اگه این‌همه برداری، خیلی شور می‌شه ها!

85
00:07:24,590 --> 00:07:25,420
‫هـــا؟

86
00:07:27,170 --> 00:07:28,090
‫چه شوره!

87
00:07:28,090 --> 00:07:29,630
‫برو بشورش.

88
00:07:32,510 --> 00:07:34,010
‫این‌طوری؟

89
00:07:34,010 --> 00:07:34,600
‫آره.

90
00:07:35,100 --> 00:07:38,730
‫اگه زیادی فشارش بدی سفت می‌شه و مزه‌ش خوب نمی‌شه،

91
00:07:38,730 --> 00:07:41,810
‫واسه همین سعی کن یکم هوا داخلش بمونه.

92
00:07:42,150 --> 00:07:42,940
‫اوهوم.

93
00:07:46,150 --> 00:07:47,990
‫بفرما. تموم شد.

94
00:07:48,320 --> 00:07:50,320
‫خوشمزه به‌نظر میاد.

95
00:07:50,320 --> 00:07:52,030
‫امتحانش کن.

96
00:07:52,030 --> 00:07:53,200
‫اوهوم.

97
00:07:54,660 --> 00:07:55,870
‫تموم شد؟

98
00:07:55,870 --> 00:07:56,870
‫اوهوم.

99
00:07:56,870 --> 00:07:58,000
‫آفرین.

100
00:08:01,750 --> 00:08:02,960
‫بخوریمش؟

101
00:08:02,960 --> 00:08:03,790
‫آره!

102
00:08:10,720 --> 00:08:14,220
‫اونی که تو درست کردی خوشگل‌تره.

103
00:08:14,220 --> 00:08:15,890
‫نه بابا، این‌طورام نیست.

104
00:08:16,180 --> 00:08:18,100
‫مال تو هم خوشمزه به‌نظر میاد، میمی.

105
00:08:18,100 --> 00:08:19,810
‫بفرما، امتحانش کن.

106
00:08:19,810 --> 00:08:20,430
‫اوهوم.

107
00:08:21,100 --> 00:08:22,560
‫بابت غذا ممنون!

108
00:08:25,230 --> 00:08:26,650
‫خوشمزه‌ست.

109
00:08:26,650 --> 00:08:27,940
‫خداروشکر.

110
00:08:31,450 --> 00:08:32,900
‫خیلی شوره!

111
00:08:33,570 --> 00:08:34,700
‫مال من چطوره؟

112
00:08:35,530 --> 00:08:36,490
‫خیلی خوشمزه‌ست.

113
00:08:36,490 --> 00:08:37,490
‫واقعاً؟

114
00:08:39,660 --> 00:08:40,410
‫اوهوم.

115
00:08:48,460 --> 00:08:51,640
‫فکر کنم از دیشب تا حالا هیچی نخورده بودیم.

116
00:08:53,550 --> 00:08:54,440
‫روی لُپت...

117
00:09:04,350 --> 00:09:05,560
‫چیزی شده؟

118
00:09:06,270 --> 00:09:07,310
‫نه.

119
00:09:08,070 --> 00:09:09,400
‫خیلی خوشمزه‌ست.

120
00:09:09,780 --> 00:09:11,400
‫یکی دیگه می‌خوای؟

121
00:09:11,400 --> 00:09:12,240
‫اوهوم.

122
00:09:17,200 --> 00:09:18,450
‫شینا.

123
00:09:18,450 --> 00:09:19,580
‫هـــوم؟

124
00:09:22,750 --> 00:09:25,580
‫نه، هیچی، ولش کن.

125
00:09:26,080 --> 00:09:27,960
‫عــا، اون یکیه که خودت—

126
00:09:28,380 --> 00:09:29,800
‫خیلی شــــــوره!

127
00:09:31,910 --> 00:09:35,380
‫دفعه‌ی بعد باید همه‌ش رو خودت درست کنی، شینا.

128
00:09:36,590 --> 00:09:37,510
‫عمــــراً.

129
00:09:37,510 --> 00:09:39,640
‫عــــــــه!

130
00:09:39,640 --> 00:09:43,640
‫باید اون‌قدر تمرین کنی... تا بتونی تنهایی درستش کنی.

131
00:10:05,750 --> 00:10:06,750
‫کیه؟

132
00:10:07,210 --> 00:10:09,050
‫ببخشید که این موقع شب مزاحمتون شدم.

133
00:10:09,580 --> 00:10:11,000
‫شینا-چان؟

134
00:10:13,050 --> 00:10:15,420
‫چیزی شده؟ خوابت نمی‌بره؟

135
00:10:16,170 --> 00:10:16,930
‫نه...

136
00:10:17,850 --> 00:10:19,770
‫خب، شاید اینم یه بخشیش باشه.

137
00:10:20,930 --> 00:10:24,140
‫می‌شه لطفاً یه نگاهی به جادوی من بندازین؟

138
00:10:25,350 --> 00:10:28,690
‫می‌خوام ببینم راهی هست که بتونم کمکی بکنم یا نه.

139
00:10:29,770 --> 00:10:30,860
‫چرا؟

140
00:10:31,310 --> 00:10:33,820
‫می‌خوام هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم.

141
00:10:34,440 --> 00:10:38,410
‫می‌خوام برای مدرسه و آدم‌های این‌جا فرد مفیدی باشم.

142
00:10:41,830 --> 00:10:44,120
‫قیافه‌ت نشون می‌ده اصلاً نخوابیدی.

143
00:10:45,410 --> 00:10:46,920
‫بهتره بری یکم استراحت کنی.

144
00:10:46,920 --> 00:10:47,750
‫ولی...

145
00:10:48,250 --> 00:10:52,340
‫اصلاً حواست هست جادوت الان در چه سطحیه؟

146
00:10:53,020 --> 00:10:56,640
‫اگه پات رو بذاری توی میدون نبرد،
‫توی یه چشم‌به‌هم‌زدن جونتو از دست می‌دی.

147
00:10:58,220 --> 00:11:00,010
‫می‌دونم.

148
00:11:00,010 --> 00:11:03,600
‫پس تند نرو. تو هنوز توی کلاس ۱۴ هستی—

149
00:11:03,600 --> 00:11:06,310
‫و سال دیگه... می‌رم کلاس ۱۵.

150
00:11:07,770 --> 00:11:10,480
‫بعدشم سال بعدش، کلاس ۱۶.

151
00:11:11,100 --> 00:11:14,980
‫و اگه... این جنگ تموم نشه،

152
00:11:15,610 --> 00:11:20,990
‫همه‌مون بالأخره به کلاس ۱۷ می‌رسیم و باید راهیِ میدون نبرد بشیم.

153
00:11:24,450 --> 00:11:29,410
‫فکر نمی‌کنم توانایی جادویی که الان دارم،
‫توی مبارزه اصلاً به دردی بخوره.

154
00:11:30,500 --> 00:11:35,460
‫اما... دقیقاً واسه همینه که می‌خوام
‫بدونم از چه راه دیگه‌ای می‌تونم کمک کنم.

155
00:11:35,920 --> 00:11:39,970
‫حتی اگه مبارزه هم نباشه، حتماً
‫یه راهی هست که بتونم دینم رو ادا کنم.

156
00:11:40,720 --> 00:11:42,550
‫حتی اگه مبارزه نباشه، ها؟

157
00:11:42,890 --> 00:11:44,010
‫بله.

158
00:11:48,020 --> 00:11:51,270
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تو کسی باشی که به من درس می‌ده.

159
00:11:51,270 --> 00:11:52,020
‫عـــــه؟

160
00:11:52,900 --> 00:11:53,810
‫بیا تو.

161
00:11:55,400 --> 00:11:56,900
‫خیلی ممنونم.

162
00:12:12,710 --> 00:12:13,800
‫کاگاری-سان.

163
00:12:14,720 --> 00:12:15,760
‫کاگاری-سان.

164
00:12:17,510 --> 00:12:18,800
‫سیران؟

165
00:12:18,800 --> 00:12:19,810
‫کاگاری-سان.

166
00:12:21,430 --> 00:12:23,140
‫سیران!

167
00:12:23,140 --> 00:12:27,350
‫نمی‌تونم با تردید داشتن توی مبارزه وقت رو هدر بدم.

168
00:12:27,850 --> 00:12:32,190
‫چون من... برای محافظت از آری می‌جنگم.

169
00:12:34,740 --> 00:12:36,200
‫ولی خودت چی؟

170
00:12:36,860 --> 00:12:38,740
‫کاگاری-سان...

171
00:12:39,700 --> 00:12:41,660
‫تو برای چی می‌جنگی؟

172
00:13:05,770 --> 00:13:07,560
‫میمی خوابیده؟

173
00:13:07,560 --> 00:13:08,520
‫بله.

174
00:13:11,480 --> 00:13:15,530
‫یادمه اون آقا میمی رو آورد همین‌جا.

175
00:13:18,950 --> 00:13:20,610
‫تک‌وتنها ولش کردم...

176
00:13:21,410 --> 00:13:23,710
‫شاید بهتر بود صبر می‌کردم تا فردا.

177
00:13:25,330 --> 00:13:27,330
‫اگه چیزی نگی نمی‌تونم کمکت کنم ها.

178
00:13:28,170 --> 00:13:31,540
‫بهم بگو حست راجع به جادوت چطوریه.

179
00:13:31,540 --> 00:13:36,380
‫عـا... چشم. چیزه... من قدرت زیادی ندارم،

180
00:13:36,760 --> 00:13:40,760
‫و توی جمع‌کردن جادو و شلیک کردنش هم زیاد خوب نیستم.

181
00:13:41,930 --> 00:13:44,220
‫اگه اجسام سبک باشن می‌تونم شناورشون کنم.

182
00:13:44,850 --> 00:13:47,430
‫منظورم صرفاً طلسم‌ها و حملات کتاب درسی نیست.

183
00:13:48,640 --> 00:13:50,770
‫چیزهای روزمره‌تر چطور؟

184
00:13:50,770 --> 00:13:54,940
‫مثلاً شاید طلسمی باشه که ناخواسته اجراش کرده باشی،

185
00:13:55,360 --> 00:13:58,030
‫یا چیزی که خیلی طبیعی برات اتفاق بیفته.

186
00:13:58,740 --> 00:13:59,570
‫درسته...

187
00:14:00,070 --> 00:14:01,610
‫ولی ناخواسته؟

188
00:14:02,530 --> 00:14:03,160
‫اوه...

189
00:14:03,740 --> 00:14:04,410
‫گل‌ها.

190
00:14:04,950 --> 00:14:05,910
‫گل‌ها؟

191
00:14:05,910 --> 00:14:06,790
‫بله.

192
00:14:07,250 --> 00:14:10,000
‫من توی زنده کردن گیاه‌ها خوبم.

193
00:14:12,130 --> 00:14:13,500
‫عـــــــــه.

194
00:14:13,920 --> 00:14:15,710
‫البته چیز خاصی هم نیست.

195
00:14:16,670 --> 00:14:19,010
‫حالا سعی کن با قدرت بیشتری تمرکز کنی.

196
00:14:20,090 --> 00:14:21,800
‫باید احساست رو بیشتر درگیرش کنی.

197
00:14:22,130 --> 00:14:25,430
‫اعتمادبه‌نفس داشته باش. بقیه‌ش
‫فقط اینه که دست‌هات رو بگیری جلو.

198
00:14:25,430 --> 00:14:26,560
‫چشم.

199
00:14:26,560 --> 00:14:27,810
‫چشم‌هاتم ببند.

200
00:14:31,560 --> 00:14:33,150
‫اعتمادبه‌نفس داشته باش...

201
00:14:33,730 --> 00:14:35,980
‫حالا، قوی‌تر... قوی‌تر...

202
00:14:41,280 --> 00:14:42,320
‫اوه!

203
00:14:43,160 --> 00:14:44,740
‫این جادوی شفابخشه.

204
00:14:45,200 --> 00:14:48,120
‫شفابخش؟ جادوی بازیابی نیست؟

205
00:14:48,120 --> 00:14:51,700
‫درسته. اسم‌هاشون شبیهه، ولی کاملاً با هم فرق دارن.

206
00:14:52,250 --> 00:14:57,500
‫جادوی بازیابی مهارتیه که باهاش بدن رو از بیرون درمان می‌کنی،

207
00:14:57,500 --> 00:15:00,920
‫اما جادوی شفابخش تکنیکیه که از درون اثر می‌ذاره.

208
00:15:01,880 --> 00:15:03,340
‫از درون؟

209
00:15:03,840 --> 00:15:05,890
‫شنیدی می‌گن «بیماری‌ها از روح و روان سرچشمه می‌گیرن»؟

210
00:15:06,260 --> 00:15:07,220
‫بله.

211
00:15:07,730 --> 00:15:10,350
‫وقتی یه موجود زنده داره جراحت یا بیماریش رو بهبود می‌ده،

212
00:15:10,350 --> 00:15:13,810
‫مهم‌ترین عامل، روحِ خود اون موجوده.

213
00:15:14,150 --> 00:15:16,610
‫و از اون‌جایی که جادوی شفابخش از درون اثر می‌ذاره،

214
00:15:16,610 --> 00:15:20,190
‫بسته به روش استفاده‌ش، می‌تونه
‫دامنه‌ی اثرگذاری خیلی گسترده‌ای داشته باشه.

215
00:15:20,940 --> 00:15:24,700
‫هرچند، از اون‌جایی که باید به‌صورت درونی اعمال بشه،

216
00:15:24,700 --> 00:15:27,620
‫فرآیند بسیار ظریفی داره
‫و افراد کمی می‌تونن ازش استفاده کنن.

217
00:15:29,330 --> 00:15:30,620
‫روی این؟

218
00:15:30,620 --> 00:15:32,750
‫امتحانش کن، ببین از پسش برمیای یا نه.

219
00:15:33,040 --> 00:15:35,710
‫اگه بتونم داروی بیشتری از این گیاه به دست بیارم،

220
00:15:35,710 --> 00:15:38,090
‫موقع زخمی شدن بچه‌ها خیلی به کار میاد.

221
00:15:38,090 --> 00:15:39,000
‫چـ ـ چشم.

222
00:15:42,470 --> 00:15:45,220
‫اوهـــــــــو، ایول ایول!

223
00:15:46,480 --> 00:15:48,050
‫یه لحظه صبر کن.

224
00:15:50,430 --> 00:15:53,470
‫وااااای، این دو برابر مقداریه که همیشه گیرم میاد!

225
00:15:54,110 --> 00:15:56,310
‫شینا-چان، نمی‌خوای توی اتاق بهداری کار کنی؟

226
00:15:56,980 --> 00:15:57,770
‫ببخشین...

227
00:15:59,070 --> 00:16:02,440
‫اگه این طلسم... می‌تونه موجودات زنده رو شفا بده،

228
00:16:03,070 --> 00:16:06,570
‫می‌شه برای درمان بیماری‌ها و
‫بهبود زخم‌های آدم‌ها هم ازش استفاده کرد؟

229
00:16:06,950 --> 00:16:08,620
‫اوه، ایده‌ی جالبیه.

230
00:16:09,580 --> 00:16:14,450
‫متأسفم، ولی شدنی نیست. قدرتت به هیچ‌وجه در اون حد نیست.

231
00:16:15,080 --> 00:16:15,960
‫عـــــــــه؟

232
00:16:16,750 --> 00:16:18,290
‫حرفایی که زدم یادت رفته؟

233
00:16:18,750 --> 00:16:23,300
‫چون از درون اثر می‌ذاره، باید بتونی به روحشون متصل بشی.

234
00:16:24,090 --> 00:16:27,260
‫گیاه‌ها به کنار، ولی وقتی پای آدما در میون باشه،

235
00:16:27,260 --> 00:16:28,970
‫ماجرا کاملاً فرق می‌کنه.

236
00:16:29,350 --> 00:16:31,560
‫برای این کار قدرت جادویی خیلی زیادی لازمه.

237
00:16:34,310 --> 00:16:37,480
‫امیدوار بودم که حداقل بتونم یه درمان ساده رو انجام بدم...

238
00:16:39,980 --> 00:16:42,900
‫ولی ناامید نشو. این کاملاً طبیعیه.

239
00:16:43,400 --> 00:16:47,990
‫من تا الان فقط یه نابغه رو دیدم
‫که توانایی شفادادن انسان‌ها رو داشت.

240
00:16:47,990 --> 00:16:49,160
‫واقعاً خیلی نایابن.

241
00:16:49,160 --> 00:16:50,660
‫فقط یه نفر؟

242
00:16:51,780 --> 00:16:53,370
‫چه‌جور آدمی بود؟

243
00:16:53,370 --> 00:16:54,830
‫چه‌جوری؟

244
00:16:55,660 --> 00:16:57,170
‫مادرِ میمی بود.

245
00:16:57,170 --> 00:16:58,120
‫عــــه؟

246
00:16:59,210 --> 00:17:00,120
‫خب...

247
00:17:00,790 --> 00:17:02,880
‫داستان این قضیه مال خیلی‌وقت پیشه.

248
00:17:03,590 --> 00:17:05,340
‫مادر میمی...

249
00:17:06,710 --> 00:17:08,840
‫توانایی جادویی‌ش مشابه من بوده؟

250
00:17:08,840 --> 00:17:11,600
‫آره، ولی توی یه مقیاس کاملاً متفاوت.

251
00:17:11,600 --> 00:17:12,720
‫آهــــاهــا.

252
00:17:13,180 --> 00:17:16,310
‫پس حتماً آدم فوق‌العاده‌ای بوده.

253
00:17:16,310 --> 00:17:18,060
‫آره، همین‌طوره.

254
00:17:18,730 --> 00:17:21,730
‫هرچی نباشه، تونسته بود طلسم احیا رو با موفقیت اجرا کنه.

255
00:17:22,270 --> 00:17:24,820
‫قبل از اینکه جادوی ممنوعه اعلام بشه،

256
00:17:24,820 --> 00:17:28,400
‫خیلی‌ها بدون داشتن قدرت کافی
‫امتحانش کردن و نتونستن طرف رو برگردونن،

257
00:17:28,400 --> 00:17:30,870
‫و فقط بیخودی جونشون رو دور انداختن.

258
00:17:31,780 --> 00:17:35,910
‫واسه به نتیجه رسیدنش باید قدرت بی‌نهایت زیادی داشته باشی.

259
00:17:37,410 --> 00:17:38,370
‫و اینکه...

260
00:17:39,200 --> 00:17:40,710
‫مادر میمی این قدرتو داشت.

261
00:17:42,540 --> 00:17:45,710
‫البته، هر چقدرم که فرد برجسته‌ای بود،

262
00:17:45,710 --> 00:17:49,300
‫بازم به‌خاطر زیر پا گذاشتن
‫خط قرمزها یه مجرم به حساب میاد.

263
00:17:52,100 --> 00:17:55,010
‫اگه حتی با این شرایط حاضر شده بود از جادوی احیا استفاده کنه،

264
00:17:55,600 --> 00:17:56,560
‫پس حتماً...

265
00:17:57,600 --> 00:17:59,020
‫عاشق میمی بوده.

266
00:18:01,230 --> 00:18:02,190
‫حدس می‌زنم...

267
00:18:02,940 --> 00:18:06,520
‫مادر میمی یه عالمه بغلش می‌کرده.

268
00:18:06,870 --> 00:18:08,150
‫چطور؟

269
00:18:08,150 --> 00:18:11,780
‫میمی واقعاً عاشق اینه که بقیه رو بغل کنه.

270
00:18:12,200 --> 00:18:15,280
‫شاید به‌خاطر تأثیر مادرش باشه.

271
00:18:15,280 --> 00:18:17,870
‫به‌نظرت به‌خاطر جادو نیست؟

272
00:18:18,620 --> 00:18:22,170
‫درسته که حریم شخصی سرش نمی‌شه،

273
00:18:22,170 --> 00:18:25,300
‫ولی الکی هر کسی رو هم بغل نمی‌کنه، مگه نه؟

274
00:18:26,880 --> 00:18:29,010
‫پس جادوی من...

275
00:18:29,670 --> 00:18:33,970
‫آخه خودش گفت... فکر می‌کنه بوی مامانش رو می‌دی.

276
00:18:34,800 --> 00:18:35,930
‫میمی...

277
00:18:36,850 --> 00:18:39,430
‫ویژگی‌های جادویی از طریق رگ و ریشه منتقل می‌شن،

278
00:18:39,430 --> 00:18:41,100
‫پس شاید شما این‌طوری باهم سازگارین.

279
00:18:42,690 --> 00:18:43,810
‫سنسه.

280
00:18:43,810 --> 00:18:44,730
‫هوم؟

281
00:18:45,610 --> 00:18:46,440
‫من...

282
00:18:47,480 --> 00:18:48,530
‫می‌خوام تمرین کنم.

283
00:18:50,150 --> 00:18:56,360
‫اون‌قدر تمرین می‌کنم تا بتونم
‫دوشادوش میمی و بقیه‌ی بچه‌ها بایستم.

284
00:18:57,820 --> 00:19:01,830
‫ببخشید که این موقع شب مزاحمتون شدم، ولی واقعاً ممنونم.

285
00:19:05,290 --> 00:19:07,880
‫مونده بودم چی شده که این وقت شب اومدی این‌جا.

286
00:19:09,580 --> 00:19:10,630
‫حتماً همین‌طوره.

287
00:19:13,300 --> 00:19:17,430
‫راستش توی نبرد قبلی، یکی از دوستام...

288
00:19:19,390 --> 00:19:20,350
‫اون...

289
00:19:21,060 --> 00:19:23,520
‫هیچ‌وقت برای اینکه یه کمکی به بقیه برسونه...

290
00:19:24,180 --> 00:19:25,440
‫دست‌دست نمی‌کرد.

291
00:19:26,810 --> 00:19:30,690
‫وقتی به‌خاطر اضطراب آزمون و تمرینات حالم گرفته بود،

292
00:19:31,690 --> 00:19:33,950
‫کنارم می‌نشست و بهم روحیه می‌داد.

293
00:19:34,990 --> 00:19:39,120
‫وقتی سر چیزی گیر می‌کردم، دستم رو می‌گرفت و یادم می‌داد.

294
00:19:40,500 --> 00:19:46,830
‫با این‌حال، تمام کاری که من کردم این بود
‫که یه‌بند دعا کنم هیچ‌وقت بهم فراخوان ندن.

295
00:19:50,670 --> 00:19:53,880
‫واسه همین... اگه کاری از دستم بربیاد،

296
00:19:55,180 --> 00:19:56,970
‫نمی‌خوام بابت انجام ندادنش حسرت بخورم.

297
00:19:57,720 --> 00:19:59,970
‫دقیقاً نمی‌دونم اون کار چی می‌تونه باشه،

298
00:20:02,310 --> 00:20:04,390
‫اما می‌دونم یه جوری می‌تونم مفید باشم!

299
00:20:05,060 --> 00:20:10,230
‫حالا که اینو فهمیدم... یه کوچولو احساس سبکی و آرامش می‌کنم.

300
00:20:11,190 --> 00:20:12,440
‫معذرت می‌خوام.

301
00:20:13,900 --> 00:20:18,830
‫بالأخره تونستی سرت رو بالا بگیری و احساست رو بیان کنی.

302
00:20:19,490 --> 00:20:22,040
‫نباید مدام مثل بچه‌ها باهات رفتار کنم.

303
00:20:24,750 --> 00:20:25,960
‫بهت افتخار می‌کنم.

304
00:20:27,210 --> 00:20:32,130
‫خب... ولی لازم نیست عجله کنی. هنوز توی کلاس ۱۴ هستی.

305
00:20:32,750 --> 00:20:36,300
‫اما میمی همین الان داره عذاب می‌کشه.

306
00:20:37,390 --> 00:20:41,010
‫برای اون، «همین الان» توی یه چشم‌به‌هم‌زدن می‌گذره.

307
00:20:45,520 --> 00:20:49,400
‫با این‌حال، اگه راهی باشه که بتونم هواش رو داشته باشم،

308
00:20:50,650 --> 00:20:52,360
‫هرچی هم بشه تسلیم نمی‌شم.

309
00:20:54,570 --> 00:20:55,530
‫این‌جایی که!

310
00:20:56,400 --> 00:20:58,740
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم!

311
00:20:59,320 --> 00:21:03,200
‫داشتی با پرستار راجع‌به چی حرف می‌زدی؟
‫داری چیزی رو ازم قایم می‌کنی؟

312
00:21:03,200 --> 00:21:05,330
‫نه! نه، اصلاً این‌طور نیست.

313
00:21:05,750 --> 00:21:09,660
‫پس یهو غیبت نزنه! منو ول نکن!

314
00:21:13,590 --> 00:21:14,800
‫راست می‌گی.

315
00:21:16,350 --> 00:21:17,760
‫منم دوست نداشتم...

316
00:21:18,760 --> 00:21:20,340
‫ببینم ولم کردی و رفتی.

317
00:21:23,710 --> 00:21:25,180
‫شینا...

318
00:21:25,930 --> 00:21:27,980
‫ببخشید که نگرانت کردم.

319
00:21:41,320 --> 00:21:43,580
‫همینه. این شد یه چیزی.

320
00:21:47,750 --> 00:21:48,790
‫فعلاً...

321
00:21:49,910 --> 00:21:51,210
‫یکم استراحت کنین.

322
00:22:00,880 --> 00:22:01,930
‫سیران...

323
00:22:03,140 --> 00:22:04,140
‫من...

324
00:22:05,350 --> 00:22:06,680
‫دیگه قایم نمی‌شم.

325
00:22:06,700 --> 00:22:21,700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
