WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.840
Translation: Arielle

00:00.810 --> 00:01.940
‫خوشحالم...

00:02.690 --> 00:03.820
‫که زنده موندین.

00:04.730 --> 00:08.950
‫خوشحالم که تونسته جونتون رو نجات بده.

00:10.030 --> 00:14.870
‫ممنون که بهمون گفتین چه اتفاقی افتاده، سنپای.

00:24.750 --> 00:28.380
‫برگردیم؟ بقیه‌ی بچه‌ها رفتن.

00:29.340 --> 00:31.760
‫کلاس‌های نوبت بعدازظهر هم کم‌کم شروع می‌شن.

00:34.100 --> 00:38.930
‫می‌گم آری، دلت می‌خواد بازم سیران رو ببینی؟

00:38.930 --> 00:40.100
‫عــــه؟

00:40.100 --> 00:43.690
‫من جادویی بلدم که باهاش مرده‌ها رو—

00:44.690 --> 00:45.940
‫و سیران رو—

00:47.360 --> 00:49.530
‫به زندگی برگردونم.

00:51.740 --> 00:52.660
‫میمی...

00:54.490 --> 00:56.830
‫می‌تونی سیران رو برگردونی؟

00:57.160 --> 00:57.750
‫اوهوم...

00:58.450 --> 00:59.620
‫راهشو بلدم.

01:00.500 --> 01:02.750
‫با جادوی احیا؟

01:02.750 --> 01:08.670
‫اوهوم. اگه ازش استفاده کنم، سیران
‫برمی‌گرده و دیگه هیچ‌وقت هم نمی‌میره.

01:10.880 --> 01:11.970
‫اگه...

01:12.590 --> 01:14.260
‫چنین چیزی واقعاً شدنی بود...

01:14.260 --> 01:16.970
‫شدنیه! واقعاً شدنیه!

01:17.560 --> 01:20.980
‫مگه نه، شینا؟ شدنیه! چون من—

01:20.980 --> 01:21.890
‫میمی.

01:28.150 --> 01:29.780
‫اگه می‌تونستی، این کار رو می‌کردی؟

01:30.360 --> 01:36.030
‫اگه می‌تونستی از جادوی احیا استفاده کنی
‫و من درست جلوی چشم‌هات توی جنگ می‌مردم.

01:36.950 --> 01:39.910
‫ما قبلاً... راجع بهش حرف زدیم.

01:39.910 --> 01:40.910
‫عــــه؟

01:41.500 --> 01:46.250
‫حتی اگه همچین جادویی شدنی هم بود،
‫به هیچ‌کس اجازه نمی‌دادم ازش استفاده کنه.

01:46.670 --> 01:50.170
‫زندگی سیران متعلق به خودشه و نه هیچ‌کس دیگه‌ای.

01:51.720 --> 01:55.510
‫زنده‌ها نباید از روی خودخواهی
‫زندگی ابدی رو به بقیه تحمیل کنن.

01:56.220 --> 01:59.470
‫هیچ‌کس این حق رو نداره که
‫هر کاری دلش خواست با روح اون بکنه.

02:01.270 --> 02:03.690
‫البته که... شامل خودمم می‌شه.

02:04.310 --> 02:05.270
‫آری...

02:06.300 --> 02:11.820
‫اگه یکی جونش رو می‌داد تا اونو برگردونه،
‫می‌دونم که سیران ناراحت می‌شد.

02:12.740 --> 02:15.780
‫واسه همین نیازی به اون جادو ندارم.

02:17.490 --> 02:21.330
‫مطمئنم اگه سیران هم بود دقیقاً همین حرف رو می‌زد.

02:28.000 --> 02:32.260
‫اما ممنونم میمی-چان، ممنون که به یادش بودی.

02:32.970 --> 02:34.760
‫خب، دیگه بریم؟

02:34.780 --> 02:44.780
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:10.230 --> 04:13.940
‫میمی، نباید بری این‌ور اون‌ور و از جادوی احیا حرف بزنی.

04:13.940 --> 04:14.940
‫چرا؟

04:16.320 --> 04:18.440
‫یادت رفته فران-سنسه چی گفت؟

04:19.190 --> 04:23.200
‫ارتباط تو با جادوی احیا، اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و محرمانه‌ست.

04:23.780 --> 04:25.120
‫من اصلاً...

04:25.910 --> 04:27.790
‫هیچ اهمیتی به این چیزا نمی‌دم!

04:28.870 --> 04:34.250
‫سیران مرده! دلت می‌خواد همین‌طور مرده بمونه، شینا؟

04:34.550 --> 04:37.090
‫چرا نمی‌تونیم برگردونیمش؟

04:37.460 --> 04:39.130
‫این اصلاً درست نیست!

04:39.460 --> 04:45.590
‫تا همین دیروز همیشه باهم می‌رفتیم سر کلاس،
‫درس می‌خوندیم و باهم غذا می‌خوردیم.

04:48.140 --> 04:50.810
‫ولی حالا همه‌چی واسه اون تموم شده؟

04:51.680 --> 04:55.100
‫این اصلاً... اصلاً...

05:02.070 --> 05:02.950
‫اوهوم...

05:04.490 --> 05:05.740
‫واقعاً غم‌انگیزه.

05:07.620 --> 05:08.990
‫فکر کنم منم...

05:11.830 --> 05:12.870
‫و آری...

05:14.250 --> 05:15.580
‫و حتی خودِ سیران هم...

05:17.670 --> 05:18.670
‫دقیقاً...

05:20.340 --> 05:22.590
‫همون حس و حال تو رو داریم، میمی.

05:25.300 --> 05:29.350
‫سرم انقدر گیج می‌ره که دارم بالا میارم.

05:30.060 --> 05:32.850
‫چرا باید همچین حسی داشته باشم؟

05:32.850 --> 05:34.600
‫اصلاً سر درنمیارم.

05:36.230 --> 05:37.270
‫میمی.

05:39.020 --> 05:40.030
‫واسه اینکه...

05:41.610 --> 05:43.160
‫میمی... تو سیران رو...

05:43.950 --> 05:45.700
‫از صمیم قلبت دوست داشتی.

05:47.200 --> 05:51.200
‫یعنی منم... به‌اندازه‌ی کافی بهش اهمیت می‌دادم؟

05:59.710 --> 06:07.590
‫حالا که میمی طعم از دست دادن رو چشیده،
‫چندبار دیگه... باید این رنج رو تحمل کنه؟

06:11.830 --> 06:13.080
‫چندبار دیگه...

06:14.740 --> 06:16.020
‫چندسال دیگه؟

06:19.230 --> 06:21.480
‫تازه بعد از رفتن من بیشترم می‌شه؟

06:23.690 --> 06:26.280
‫اگه این‌طوره، پس حداقل،

06:27.910 --> 06:30.320
‫تا وقتی که اجازه‌ی کنار هم بودنش رو دارم،

06:33.450 --> 06:40.540
‫با اینکه جادوم چیز خاصی نیست،
‫من... می‌خوام با همین مهارت‌هایی که دارم کمک کنم...

06:41.500 --> 06:42.550
‫تا جایی که بشه...

06:43.800 --> 06:45.210
‫و کنار میمی بمونم.

06:46.530 --> 06:49.810
‫شانس آوردی که این‌قدر ضعیفی، شینا-چان.

06:50.680 --> 06:51.770
‫نمی‌تونم...

06:52.600 --> 06:53.600
‫ضعیف بمونم.

06:54.310 --> 06:55.850
‫می‌گم، دلم می‌خواد ما—

07:01.860 --> 07:02.810
‫عــــه؟

07:05.860 --> 07:07.860
‫گشنمه.

07:09.110 --> 07:10.280
‫منم همین‌طور.

07:16.500 --> 07:19.790
‫یه کوچولو نمک بریز کف دستت.

07:22.380 --> 07:24.590
‫اگه این‌همه برداری، خیلی شور می‌شه ها!

07:24.590 --> 07:25.420
‫هـــا؟

07:27.170 --> 07:28.090
‫چه شوره!

07:28.090 --> 07:29.630
‫برو بشورش.

07:32.510 --> 07:34.010
‫این‌طوری؟

07:34.010 --> 07:34.600
‫آره.

07:35.100 --> 07:38.730
‫اگه زیادی فشارش بدی سفت می‌شه و مزه‌ش خوب نمی‌شه،

07:38.730 --> 07:41.810
‫واسه همین سعی کن یکم هوا داخلش بمونه.

07:42.150 --> 07:42.940
‫اوهوم.

07:46.150 --> 07:47.990
‫بفرما. تموم شد.

07:48.320 --> 07:50.320
‫خوشمزه به‌نظر میاد.

07:50.320 --> 07:52.030
‫امتحانش کن.

07:52.030 --> 07:53.200
‫اوهوم.

07:54.660 --> 07:55.870
‫تموم شد؟

07:55.870 --> 07:56.870
‫اوهوم.

07:56.870 --> 07:58.000
‫آفرین.

08:01.750 --> 08:02.960
‫بخوریمش؟

08:02.960 --> 08:03.790
‫آره!

08:10.720 --> 08:14.220
‫اونی که تو درست کردی خوشگل‌تره.

08:14.220 --> 08:15.890
‫نه بابا، این‌طورام نیست.

08:16.180 --> 08:18.100
‫مال تو هم خوشمزه به‌نظر میاد، میمی.

08:18.100 --> 08:19.810
‫بفرما، امتحانش کن.

08:19.810 --> 08:20.430
‫اوهوم.

08:21.100 --> 08:22.560
‫بابت غذا ممنون!

08:25.230 --> 08:26.650
‫خوشمزه‌ست.

08:26.650 --> 08:27.940
‫خداروشکر.

08:31.450 --> 08:32.900
‫خیلی شوره!

08:33.570 --> 08:34.700
‫مال من چطوره؟

08:35.530 --> 08:36.490
‫خیلی خوشمزه‌ست.

08:36.490 --> 08:37.490
‫واقعاً؟

08:39.660 --> 08:40.410
‫اوهوم.

08:48.460 --> 08:51.640
‫فکر کنم از دیشب تا حالا هیچی نخورده بودیم.

08:53.550 --> 08:54.440
‫روی لُپت...

09:04.350 --> 09:05.560
‫چیزی شده؟

09:06.270 --> 09:07.310
‫نه.

09:08.070 --> 09:09.400
‫خیلی خوشمزه‌ست.

09:09.780 --> 09:11.400
‫یکی دیگه می‌خوای؟

09:11.400 --> 09:12.240
‫اوهوم.

09:17.200 --> 09:18.450
‫شینا.

09:18.450 --> 09:19.580
‫هـــوم؟

09:22.750 --> 09:25.580
‫نه، هیچی، ولش کن.

09:26.080 --> 09:27.960
‫عــا، اون یکیه که خودت—

09:28.380 --> 09:29.800
‫خیلی شــــــوره!

09:31.910 --> 09:35.380
‫دفعه‌ی بعد باید همه‌ش رو خودت درست کنی، شینا.

09:36.590 --> 09:37.510
‫عمــــراً.

09:37.510 --> 09:39.640
‫عــــــــه!

09:39.640 --> 09:43.640
‫باید اون‌قدر تمرین کنی... تا بتونی تنهایی درستش کنی.

10:05.750 --> 10:06.750
‫کیه؟

10:07.210 --> 10:09.050
‫ببخشید که این موقع شب مزاحمتون شدم.

10:09.580 --> 10:11.000
‫شینا-چان؟

10:13.050 --> 10:15.420
‫چیزی شده؟ خوابت نمی‌بره؟

10:16.170 --> 10:16.930
‫نه...

10:17.850 --> 10:19.770
‫خب، شاید اینم یه بخشیش باشه.

10:20.930 --> 10:24.140
‫می‌شه لطفاً یه نگاهی به جادوی من بندازین؟

10:25.350 --> 10:28.690
‫می‌خوام ببینم راهی هست که بتونم کمکی بکنم یا نه.

10:29.770 --> 10:30.860
‫چرا؟

10:31.310 --> 10:33.820
‫می‌خوام هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم.

10:34.440 --> 10:38.410
‫می‌خوام برای مدرسه و آدم‌های این‌جا فرد مفیدی باشم.

10:41.830 --> 10:44.120
‫قیافه‌ت نشون می‌ده اصلاً نخوابیدی.

10:45.410 --> 10:46.920
‫بهتره بری یکم استراحت کنی.

10:46.920 --> 10:47.750
‫ولی...

10:48.250 --> 10:52.340
‫اصلاً حواست هست جادوت الان در چه سطحیه؟

10:53.020 --> 10:56.640
‫اگه پات رو بذاری توی میدون نبرد،
‫توی یه چشم‌به‌هم‌زدن جونتو از دست می‌دی.

10:58.220 --> 11:00.010
‫می‌دونم.

11:00.010 --> 11:03.600
‫پس تند نرو. تو هنوز توی کلاس ۱۴ هستی—

11:03.600 --> 11:06.310
‫و سال دیگه... می‌رم کلاس ۱۵.

11:07.770 --> 11:10.480
‫بعدشم سال بعدش، کلاس ۱۶.

11:11.100 --> 11:14.980
‫و اگه... این جنگ تموم نشه،

11:15.610 --> 11:20.990
‫همه‌مون بالأخره به کلاس ۱۷ می‌رسیم و باید راهیِ میدون نبرد بشیم.

11:24.450 --> 11:29.410
‫فکر نمی‌کنم توانایی جادویی که الان دارم،
‫توی مبارزه اصلاً به دردی بخوره.

11:30.500 --> 11:35.460
‫اما... دقیقاً واسه همینه که می‌خوام
‫بدونم از چه راه دیگه‌ای می‌تونم کمک کنم.

11:35.920 --> 11:39.970
‫حتی اگه مبارزه هم نباشه، حتماً
‫یه راهی هست که بتونم دینم رو ادا کنم.

11:40.720 --> 11:42.550
‫حتی اگه مبارزه نباشه، ها؟

11:42.890 --> 11:44.010
‫بله.

11:48.020 --> 11:51.270
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تو کسی باشی که به من درس می‌ده.

11:51.270 --> 11:52.020
‫عـــــه؟

11:52.900 --> 11:53.810
‫بیا تو.

11:55.400 --> 11:56.900
‫خیلی ممنونم.

12:12.710 --> 12:13.800
‫کاگاری-سان.

12:14.720 --> 12:15.760
‫کاگاری-سان.

12:17.510 --> 12:18.800
‫سیران؟

12:18.800 --> 12:19.810
‫کاگاری-سان.

12:21.430 --> 12:23.140
‫سیران!

12:23.140 --> 12:27.350
‫نمی‌تونم با تردید داشتن توی مبارزه وقت رو هدر بدم.

12:27.850 --> 12:32.190
‫چون من... برای محافظت از آری می‌جنگم.

12:34.740 --> 12:36.200
‫ولی خودت چی؟

12:36.860 --> 12:38.740
‫کاگاری-سان...

12:39.700 --> 12:41.660
‫تو برای چی می‌جنگی؟

13:05.770 --> 13:07.560
‫میمی خوابیده؟

13:07.560 --> 13:08.520
‫بله.

13:11.480 --> 13:15.530
‫یادمه اون آقا میمی رو آورد همین‌جا.

13:18.950 --> 13:20.610
‫تک‌وتنها ولش کردم...

13:21.410 --> 13:23.710
‫شاید بهتر بود صبر می‌کردم تا فردا.

13:25.330 --> 13:27.330
‫اگه چیزی نگی نمی‌تونم کمکت کنم ها.

13:28.170 --> 13:31.540
‫بهم بگو حست راجع به جادوت چطوریه.

13:31.540 --> 13:36.380
‫عـا... چشم. چیزه... من قدرت زیادی ندارم،

13:36.760 --> 13:40.760
‫و توی جمع‌کردن جادو و شلیک کردنش هم زیاد خوب نیستم.

13:41.930 --> 13:44.220
‫اگه اجسام سبک باشن می‌تونم شناورشون کنم.

13:44.850 --> 13:47.430
‫منظورم صرفاً طلسم‌ها و حملات کتاب درسی نیست.

13:48.640 --> 13:50.770
‫چیزهای روزمره‌تر چطور؟

13:50.770 --> 13:54.940
‫مثلاً شاید طلسمی باشه که ناخواسته اجراش کرده باشی،

13:55.360 --> 13:58.030
‫یا چیزی که خیلی طبیعی برات اتفاق بیفته.

13:58.740 --> 13:59.570
‫درسته...

14:00.070 --> 14:01.610
‫ولی ناخواسته؟

14:02.530 --> 14:03.160
‫اوه...

14:03.740 --> 14:04.410
‫گل‌ها.

14:04.950 --> 14:05.910
‫گل‌ها؟

14:05.910 --> 14:06.790
‫بله.

14:07.250 --> 14:10.000
‫من توی زنده کردن گیاه‌ها خوبم.

14:12.130 --> 14:13.500
‫عـــــــــه.

14:13.920 --> 14:15.710
‫البته چیز خاصی هم نیست.

14:16.670 --> 14:19.010
‫حالا سعی کن با قدرت بیشتری تمرکز کنی.

14:20.090 --> 14:21.800
‫باید احساست رو بیشتر درگیرش کنی.

14:22.130 --> 14:25.430
‫اعتمادبه‌نفس داشته باش. بقیه‌ش
‫فقط اینه که دست‌هات رو بگیری جلو.

14:25.430 --> 14:26.560
‫چشم.

14:26.560 --> 14:27.810
‫چشم‌هاتم ببند.

14:31.560 --> 14:33.150
‫اعتمادبه‌نفس داشته باش...

14:33.730 --> 14:35.980
‫حالا، قوی‌تر... قوی‌تر...

14:41.280 --> 14:42.320
‫اوه!

14:43.160 --> 14:44.740
‫این جادوی شفابخشه.

14:45.200 --> 14:48.120
‫شفابخش؟ جادوی بازیابی نیست؟

14:48.120 --> 14:51.700
‫درسته. اسم‌هاشون شبیهه، ولی کاملاً با هم فرق دارن.

14:52.250 --> 14:57.500
‫جادوی بازیابی مهارتیه که باهاش بدن رو از بیرون درمان می‌کنی،

14:57.500 --> 15:00.920
‫اما جادوی شفابخش تکنیکیه که از درون اثر می‌ذاره.

15:01.880 --> 15:03.340
‫از درون؟

15:03.840 --> 15:05.890
‫شنیدی می‌گن «بیماری‌ها از روح و روان سرچشمه می‌گیرن»؟

15:06.260 --> 15:07.220
‫بله.

15:07.730 --> 15:10.350
‫وقتی یه موجود زنده داره جراحت یا بیماریش رو بهبود می‌ده،

15:10.350 --> 15:13.810
‫مهم‌ترین عامل، روحِ خود اون موجوده.

15:14.150 --> 15:16.610
‫و از اون‌جایی که جادوی شفابخش از درون اثر می‌ذاره،

15:16.610 --> 15:20.190
‫بسته به روش استفاده‌ش، می‌تونه
‫دامنه‌ی اثرگذاری خیلی گسترده‌ای داشته باشه.

15:20.940 --> 15:24.700
‫هرچند، از اون‌جایی که باید به‌صورت درونی اعمال بشه،

15:24.700 --> 15:27.620
‫فرآیند بسیار ظریفی داره
‫و افراد کمی می‌تونن ازش استفاده کنن.

15:29.330 --> 15:30.620
‫روی این؟

15:30.620 --> 15:32.750
‫امتحانش کن، ببین از پسش برمیای یا نه.

15:33.040 --> 15:35.710
‫اگه بتونم داروی بیشتری از این گیاه به دست بیارم،

15:35.710 --> 15:38.090
‫موقع زخمی شدن بچه‌ها خیلی به کار میاد.

15:38.090 --> 15:39.000
‫چـ ـ چشم.

15:42.470 --> 15:45.220
‫اوهـــــــــو، ایول ایول!

15:46.480 --> 15:48.050
‫یه لحظه صبر کن.

15:50.430 --> 15:53.470
‫وااااای، این دو برابر مقداریه که همیشه گیرم میاد!

15:54.110 --> 15:56.310
‫شینا-چان، نمی‌خوای توی اتاق بهداری کار کنی؟

15:56.980 --> 15:57.770
‫ببخشین...

15:59.070 --> 16:02.440
‫اگه این طلسم... می‌تونه موجودات زنده رو شفا بده،

16:03.070 --> 16:06.570
‫می‌شه برای درمان بیماری‌ها و
‫بهبود زخم‌های آدم‌ها هم ازش استفاده کرد؟

16:06.950 --> 16:08.620
‫اوه، ایده‌ی جالبیه.

16:09.580 --> 16:14.450
‫متأسفم، ولی شدنی نیست. قدرتت به هیچ‌وجه در اون حد نیست.

16:15.080 --> 16:15.960
‫عـــــــــه؟

16:16.750 --> 16:18.290
‫حرفایی که زدم یادت رفته؟

16:18.750 --> 16:23.300
‫چون از درون اثر می‌ذاره، باید بتونی به روحشون متصل بشی.

16:24.090 --> 16:27.260
‫گیاه‌ها به کنار، ولی وقتی پای آدما در میون باشه،

16:27.260 --> 16:28.970
‫ماجرا کاملاً فرق می‌کنه.

16:29.350 --> 16:31.560
‫برای این کار قدرت جادویی خیلی زیادی لازمه.

16:34.310 --> 16:37.480
‫امیدوار بودم که حداقل بتونم یه درمان ساده رو انجام بدم...

16:39.980 --> 16:42.900
‫ولی ناامید نشو. این کاملاً طبیعیه.

16:43.400 --> 16:47.990
‫من تا الان فقط یه نابغه رو دیدم
‫که توانایی شفادادن انسان‌ها رو داشت.

16:47.990 --> 16:49.160
‫واقعاً خیلی نایابن.

16:49.160 --> 16:50.660
‫فقط یه نفر؟

16:51.780 --> 16:53.370
‫چه‌جور آدمی بود؟

16:53.370 --> 16:54.830
‫چه‌جوری؟

16:55.660 --> 16:57.170
‫مادرِ میمی بود.

16:57.170 --> 16:58.120
‫عــــه؟

16:59.210 --> 17:00.120
‫خب...

17:00.790 --> 17:02.880
‫داستان این قضیه مال خیلی‌وقت پیشه.

17:03.590 --> 17:05.340
‫مادر میمی...

17:06.710 --> 17:08.840
‫توانایی جادویی‌ش مشابه من بوده؟

17:08.840 --> 17:11.600
‫آره، ولی توی یه مقیاس کاملاً متفاوت.

17:11.600 --> 17:12.720
‫آهــــاهــا.

17:13.180 --> 17:16.310
‫پس حتماً آدم فوق‌العاده‌ای بوده.

17:16.310 --> 17:18.060
‫آره، همین‌طوره.

17:18.730 --> 17:21.730
‫هرچی نباشه، تونسته بود طلسم احیا رو با موفقیت اجرا کنه.

17:22.270 --> 17:24.820
‫قبل از اینکه جادوی ممنوعه اعلام بشه،

17:24.820 --> 17:28.400
‫خیلی‌ها بدون داشتن قدرت کافی
‫امتحانش کردن و نتونستن طرف رو برگردونن،

17:28.400 --> 17:30.870
‫و فقط بیخودی جونشون رو دور انداختن.

17:31.780 --> 17:35.910
‫واسه به نتیجه رسیدنش باید قدرت بی‌نهایت زیادی داشته باشی.

17:37.410 --> 17:38.370
‫و اینکه...

17:39.200 --> 17:40.710
‫مادر میمی این قدرتو داشت.

17:42.540 --> 17:45.710
‫البته، هر چقدرم که فرد برجسته‌ای بود،

17:45.710 --> 17:49.300
‫بازم به‌خاطر زیر پا گذاشتن
‫خط قرمزها یه مجرم به حساب میاد.

17:52.100 --> 17:55.010
‫اگه حتی با این شرایط حاضر شده بود از جادوی احیا استفاده کنه،

17:55.600 --> 17:56.560
‫پس حتماً...

17:57.600 --> 17:59.020
‫عاشق میمی بوده.

18:01.230 --> 18:02.190
‫حدس می‌زنم...

18:02.940 --> 18:06.520
‫مادر میمی یه عالمه بغلش می‌کرده.

18:06.870 --> 18:08.150
‫چطور؟

18:08.150 --> 18:11.780
‫میمی واقعاً عاشق اینه که بقیه رو بغل کنه.

18:12.200 --> 18:15.280
‫شاید به‌خاطر تأثیر مادرش باشه.

18:15.280 --> 18:17.870
‫به‌نظرت به‌خاطر جادو نیست؟

18:18.620 --> 18:22.170
‫درسته که حریم شخصی سرش نمی‌شه،

18:22.170 --> 18:25.300
‫ولی الکی هر کسی رو هم بغل نمی‌کنه، مگه نه؟

18:26.880 --> 18:29.010
‫پس جادوی من...

18:29.670 --> 18:33.970
‫آخه خودش گفت... فکر می‌کنه بوی مامانش رو می‌دی.

18:34.800 --> 18:35.930
‫میمی...

18:36.850 --> 18:39.430
‫ویژگی‌های جادویی از طریق رگ و ریشه منتقل می‌شن،

18:39.430 --> 18:41.100
‫پس شاید شما این‌طوری باهم سازگارین.

18:42.690 --> 18:43.810
‫سنسه.

18:43.810 --> 18:44.730
‫هوم؟

18:45.610 --> 18:46.440
‫من...

18:47.480 --> 18:48.530
‫می‌خوام تمرین کنم.

18:50.150 --> 18:56.360
‫اون‌قدر تمرین می‌کنم تا بتونم
‫دوشادوش میمی و بقیه‌ی بچه‌ها بایستم.

18:57.820 --> 19:01.830
‫ببخشید که این موقع شب مزاحمتون شدم، ولی واقعاً ممنونم.

19:05.290 --> 19:07.880
‫مونده بودم چی شده که این وقت شب اومدی این‌جا.

19:09.580 --> 19:10.630
‫حتماً همین‌طوره.

19:13.300 --> 19:17.430
‫راستش توی نبرد قبلی، یکی از دوستام...

19:19.390 --> 19:20.350
‫اون...

19:21.060 --> 19:23.520
‫هیچ‌وقت برای اینکه یه کمکی به بقیه برسونه...

19:24.180 --> 19:25.440
‫دست‌دست نمی‌کرد.

19:26.810 --> 19:30.690
‫وقتی به‌خاطر اضطراب آزمون و تمرینات حالم گرفته بود،

19:31.690 --> 19:33.950
‫کنارم می‌نشست و بهم روحیه می‌داد.

19:34.990 --> 19:39.120
‫وقتی سر چیزی گیر می‌کردم، دستم رو می‌گرفت و یادم می‌داد.

19:40.500 --> 19:46.830
‫با این‌حال، تمام کاری که من کردم این بود
‫که یه‌بند دعا کنم هیچ‌وقت بهم فراخوان ندن.

19:50.670 --> 19:53.880
‫واسه همین... اگه کاری از دستم بربیاد،

19:55.180 --> 19:56.970
‫نمی‌خوام بابت انجام ندادنش حسرت بخورم.

19:57.720 --> 19:59.970
‫دقیقاً نمی‌دونم اون کار چی می‌تونه باشه،

20:02.310 --> 20:04.390
‫اما می‌دونم یه جوری می‌تونم مفید باشم!

20:05.060 --> 20:10.230
‫حالا که اینو فهمیدم... یه کوچولو احساس سبکی و آرامش می‌کنم.

20:11.190 --> 20:12.440
‫معذرت می‌خوام.

20:13.900 --> 20:18.830
‫بالأخره تونستی سرت رو بالا بگیری و احساست رو بیان کنی.

20:19.490 --> 20:22.040
‫نباید مدام مثل بچه‌ها باهات رفتار کنم.

20:24.750 --> 20:25.960
‫بهت افتخار می‌کنم.

20:27.210 --> 20:32.130
‫خب... ولی لازم نیست عجله کنی. هنوز توی کلاس ۱۴ هستی.

20:32.750 --> 20:36.300
‫اما میمی همین الان داره عذاب می‌کشه.

20:37.390 --> 20:41.010
‫برای اون، «همین الان» توی یه چشم‌به‌هم‌زدن می‌گذره.

20:45.520 --> 20:49.400
‫با این‌حال، اگه راهی باشه که بتونم هواش رو داشته باشم،

20:50.650 --> 20:52.360
‫هرچی هم بشه تسلیم نمی‌شم.

20:54.570 --> 20:55.530
‫این‌جایی که!

20:56.400 --> 20:58.740
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم!

20:59.320 --> 21:03.200
‫داشتی با پرستار راجع‌به چی حرف می‌زدی؟
‫داری چیزی رو ازم قایم می‌کنی؟

21:03.200 --> 21:05.330
‫نه! نه، اصلاً این‌طور نیست.

21:05.750 --> 21:09.660
‫پس یهو غیبت نزنه! منو ول نکن!

21:13.590 --> 21:14.800
‫راست می‌گی.

21:16.350 --> 21:17.760
‫منم دوست نداشتم...

21:18.760 --> 21:20.340
‫ببینم ولم کردی و رفتی.

21:23.710 --> 21:25.180
‫شینا...

21:25.930 --> 21:27.980
‫ببخشید که نگرانت کردم.

21:41.320 --> 21:43.580
‫همینه. این شد یه چیزی.

21:47.750 --> 21:48.790
‫فعلاً...

21:49.910 --> 21:51.210
‫یکم استراحت کنین.

22:00.880 --> 22:01.930
‫سیران...

22:03.140 --> 22:04.140
‫من...

22:05.350 --> 22:06.680
‫دیگه قایم نمی‌شم.

22:06.700 --> 22:21.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
