WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:29.990 --> 01:34.830
Translation: Arielle

01:32.530 --> 01:33.990
‫شنیدم برگشتن.

01:33.990 --> 01:35.160
‫خیلی طول کشید تا بیان.

01:35.160 --> 01:38.040
‫ظاهراً جنگش خیلی شدید بوده.

01:42.920 --> 01:43.960
‫میمی!

01:50.210 --> 01:51.220
‫میمی؟

01:52.260 --> 01:54.970
‫شینا، چیزه...

01:56.140 --> 01:57.720
‫سیران...

01:58.180 --> 01:59.100
‫عــــه؟

01:59.970 --> 02:01.770
‫سیران...

02:05.940 --> 02:07.610
‫غیبش زد.

02:15.820 --> 02:16.820
‫میمی...

02:17.740 --> 02:18.950
‫خوش اومدی.

02:20.660 --> 02:22.160
‫من برگشتم.

02:24.580 --> 02:28.000
‫در طول نبرد در بخش غربی، پایگاه چهارم،

02:28.270 --> 02:32.050
‫یکی از هم‌کلاسی‌هاتون به‌طرز غم‌انگیزی جونش رو از دست داد.

02:33.420 --> 02:37.340
‫مهم نیست کی بمیره، شب‌ها بازم می‌خوابیم...

02:37.340 --> 02:39.720
‫و فردا هم یه روزی می‌شه مثل بقیه‌ی روزها.

02:40.760 --> 02:42.890
‫شماره ۲۰، مود آری.

02:43.310 --> 02:45.810
‫می‌تونی توی بقیه‌ی کلاس‌های امروز شرکت نکنی.

02:45.810 --> 02:48.520
‫لطفاً به وسایل شخصیِ لیزی سیران رسیدگی کن.

02:51.480 --> 02:52.360
‫چشم.

03:07.830 --> 03:09.040
‫سیران...

03:14.300 --> 03:15.300
‫ای کاش...

03:16.180 --> 03:18.340
‫اون‌قدرها هم شجاع نبودی.

03:32.730 --> 03:33.690
‫آری؟

03:34.190 --> 03:35.360
‫آری.

03:39.490 --> 03:40.570
‫صبح بخیر.

03:46.000 --> 03:48.370
‫دوباره نگیر بخوابی ها!

03:59.550 --> 04:03.350
‫راستی... وسط مشق نوشتن خوابمون برد.

04:03.920 --> 04:06.180
‫باید قبل ناهار تمومش کنیم.

04:06.700 --> 04:11.440
‫خدایا... همه‌ش به‌خاطر اینه که اصرار داشتی
‫یه استراحت ده‌دقیقه‌ای داشته باشیم.

04:25.580 --> 04:27.540
‫یالا، پاشــــــو دیگه!

04:28.330 --> 04:29.870
‫بیا مشقامون رو تموم کنیم!

04:35.550 --> 04:38.010
‫خیلی‌خب. بسه دیگه! الان پا می‌شم.

04:42.190 --> 04:43.470
‫صبح بخیر.

04:43.470 --> 04:44.560
‫صبح بخیر.

04:47.770 --> 04:50.600
‫عــــه؟ تو کافه‌تریا غذا نمی‌خورین؟

04:50.910 --> 04:54.190
‫راستش هنوز تکالیف کیمیاگری‌مون رو تموم نکردیم.

04:54.190 --> 04:58.150
‫آه... آره، سوال‌هاش خیلی زیاد بودن.

04:58.150 --> 04:59.570
‫شما تمومش کردین؟

04:59.570 --> 05:01.160
‫کــــــامــــــــــــل!

05:01.160 --> 05:04.160
‫اون‌طوری که نمی‌شه گفت، ولی حداقل تمومش کردیم.

05:04.160 --> 05:05.530
‫خوش به حالتون.

05:05.530 --> 05:09.580
‫اوووه، شینا! اگه عجله نکنیم، املت‌ها تموم می‌شن ها!

05:09.580 --> 05:10.540
‫باشه، باشه.

05:10.960 --> 05:13.000
‫پس... بعداً می‌بینمتون، باشه؟

05:13.000 --> 05:14.630
‫آره، فعلاً.

05:14.630 --> 05:17.210
‫من می‌خوام رو مال خودم کلی سس کچاپ بریزم!

05:17.210 --> 05:19.010
‫اون‌موقع که دیگه فقط مزه‌ی کچاپ می‌ده.

05:19.970 --> 05:23.590
‫شینا این اواخر تغییر کرده. حداقل این‌طور حس می‌شه.

05:25.010 --> 05:26.510
‫واقعاً همین حس رو می‌ده.

05:26.510 --> 05:30.060
‫چرا این‌طوریه یعنی؟ انگار دیگه مثل قبل پکر و دمغ نیست.

05:32.480 --> 05:34.440
‫کلاً خشک شده.

05:34.440 --> 05:35.310
‫جدی؟

05:35.630 --> 05:38.690
‫اوهوم. باید بهتر می‌پیچیدمشون.

05:41.650 --> 05:44.490
‫بهتره یه جایی برای این وسایل پیدا کنیم.

05:44.490 --> 05:47.660
‫هوم. ولی جایی برای انبارکردن همه‌شون نداریم.

05:47.660 --> 05:49.750
‫چرا همه‌رو روی تخت من تلنبار نکنیم؟

05:51.410 --> 05:52.460
‫عـــــــه؟

05:52.460 --> 05:54.250
‫عــــا... اوهوم.

05:55.210 --> 05:56.170
‫ولی...

05:56.170 --> 05:57.170
‫دوست نداری؟

05:57.170 --> 05:59.250
‫نه، نگفتم دوست ندارم.

05:59.590 --> 06:01.840
‫کف اتاق خلوت می‌شه.

06:01.840 --> 06:06.050
‫این تخت هم باید برای دو نفر به‌اندازه‌ی کافی راحت باشه.

06:06.050 --> 06:06.930
‫مگه نه؟

06:06.930 --> 06:09.720
‫منظورت چیه؟

06:09.990 --> 06:11.350
‫منظورم چیه یعنی؟

06:11.350 --> 06:12.770
‫صبر کن ببینم...

06:12.770 --> 06:13.810
‫می‌گم.

06:14.520 --> 06:16.650
‫بـ ــ بهم زل نزن دیگه!

06:16.650 --> 06:19.690
‫عاشق اون موقع‌هام که دستاتو عین سنجاب جمع می‌کنی. خیلی نازه.

06:21.490 --> 06:24.820
‫چطور می‌تونی یه چیز خجالت‌آور رو این‌طوری رک بگی؟

06:25.200 --> 06:27.410
‫اصلاً هم خجالت‌آور نیست.

06:29.280 --> 06:31.580
‫تعطیلیِ بعدی بیا یه دستی به سر و روی اتاق بکشیم.

06:31.580 --> 06:34.580
‫آره. تا فرصت هست، باید یه
‫فکری به حال دستشویی هم بکنیم.

06:38.290 --> 06:39.500
‫اینم از این.

06:40.800 --> 06:42.420
‫اوضاع چطوره، سیران؟

07:01.940 --> 07:03.280
‫خیلی قشنگه.

07:03.280 --> 07:06.490
‫زهره‌ترک شدم! تمیزکاری اتاق تموم شد؟

07:06.490 --> 07:09.660
‫اینو روز قدردانیِ قبلی گرفتی، نه؟

07:09.660 --> 07:10.870
‫نمی‌خوای بندازیش؟

07:10.870 --> 07:15.620
‫نه بابا. فکر نکنم این‌جور چیزها زیاد بهم بیاد.

07:16.290 --> 07:18.790
‫عــا... ولی مطمئنم خیلی به تو میاد، آری.

07:19.590 --> 07:20.420
‫دیدی؟

07:24.840 --> 07:27.590
‫عین یکی از اون فرشته‌های توی سالن همایش شدی.

07:29.600 --> 07:33.140
‫اون‌وقت همچین حرفی بزنی، خجالت‌آور نیست؟

07:44.230 --> 07:45.930
‫اون چیه؟

07:45.930 --> 07:48.030
‫سیران، بشین.

07:49.530 --> 07:52.530
‫لاک ناخن؟ از اون اصلی‌هاش؟

07:52.530 --> 07:55.330
‫اوهوم. البته یکم قدیمیه.

07:55.330 --> 07:59.580
‫چه کوچولوئه. چه رنگِ نازی هم داره.

07:59.580 --> 08:00.630
‫دقیقاً.

08:01.250 --> 08:07.220
‫می‌گم سیران، کمکم می‌کنی بزنم؟
‫لاک‌زدن انگشت‌های پام برام سخته.

08:07.220 --> 08:08.840
‫مـ ــ من بزنم؟

08:08.840 --> 08:11.140
‫عمراً! تا حالا بهش دست هم نزدم.

08:11.140 --> 08:12.550
‫امکان نداره از پسش بربیام.

08:12.550 --> 08:15.270
‫چیزی نمی‌شه بابا! منم زیاد تعریفی ندارم.

08:15.270 --> 08:16.770
‫نه، خیلی هم می‌شه!

08:16.770 --> 08:20.650
‫خودت که می‌دونی من از بدو تولد
‫توی زاغه‌ها بزرگ شدم، مگه نه؟

08:21.230 --> 08:22.230
‫تو رو خدا.

08:24.860 --> 08:26.280
‫فقط انگشت‌های پات؟

08:26.280 --> 08:27.110
‫آره.

08:27.440 --> 08:29.030
‫مطمئنی؟

08:29.030 --> 08:30.570
‫آره، لطفاً.

08:32.780 --> 08:34.410
‫پاهای خوشگلی داری.

08:34.410 --> 08:35.330
‫جـدی؟

08:35.330 --> 08:37.370
‫فکر نکنم واقعاً کار من باشه.

08:37.370 --> 08:39.750
‫انگشت‌هات قشنگ‌تر از اینن که من براشون لاک بزنم.

08:40.290 --> 08:41.380
‫خواهش می‌کنم.

08:42.140 --> 08:43.380
‫خیلی‌خب.

08:45.420 --> 08:46.630
‫قلقلکم میاد.

08:46.630 --> 08:48.220
‫تکون نخور دیگه!

08:51.680 --> 08:54.760
‫هوف. نفسم بالا نمیاد.

08:55.310 --> 08:57.310
‫ولی... کارت عالیه.

08:57.310 --> 08:58.180
‫واقعاً؟

08:58.180 --> 09:01.270
‫آره. مال من که تموم شد، نوبت توئه، باشه؟

09:01.270 --> 09:03.150
‫عــــه؟ مـ ــ من؟

09:03.150 --> 09:04.020
‫آره.

09:04.020 --> 09:08.070
‫نه، نمی‌خواد. به‌هرحال، هیچ‌وقت از این‌جور چیزا استفاده نکردم.

09:08.070 --> 09:09.400
‫بهم نمیاد.

09:09.860 --> 09:13.990
‫وقتی تا حالا نزدی، از کجا می‌دونی بهت میاد یا نه؟

09:13.990 --> 09:15.030
‫خب...

09:15.370 --> 09:20.830
‫اگه برای تو هم نزنیم فایده‌ای نداره. می‌خوام سِت کنیم. باشه؟

09:25.960 --> 09:28.880
‫یه‌جورایی انگار ناخن‌های پام یخ کرده.

09:28.880 --> 09:29.670
‫اوهوم.

09:30.090 --> 09:32.010
‫یکم هم قلقلکم میاد.

09:32.010 --> 09:34.850
‫تکون نخور. الان تموم می‌شه.

09:37.010 --> 09:40.810
‫اون‌وقت می‌گفتی از این کارها بلد نیستی. دروغ‌گو.

09:42.060 --> 09:44.100
‫همه‌ی تعریف‌هاتو با جون‌ودل می‌پذیرم.

09:44.100 --> 09:45.440
‫امان از دست تو.

09:46.570 --> 09:48.530
‫خیلی‌خب. تموم شد.

09:57.240 --> 09:59.580
‫حالا تا وقتی خشک بشن باید بی‌حرکت بمونیم.

09:59.580 --> 10:00.370
‫اوهوم.

10:02.500 --> 10:03.710
‫بوی خوبی می‌دی.

10:04.880 --> 10:06.250
‫صبر کن، چی؟

10:06.750 --> 10:07.340
‫چی گفتی؟

10:07.340 --> 10:08.630
‫تلافی دفعه‌ی قبل بود.

10:08.630 --> 10:10.800
‫اون‌موقع فقط چون بیدار نمی‌شدی اون‌کارو کردم!

10:10.800 --> 10:12.170
‫آهای، آری!

10:12.800 --> 10:14.890
‫اگه تمومش نکنی، منم—

10:14.890 --> 10:15.470
‫آخ!

10:15.470 --> 10:16.350
‫آری؟

10:17.970 --> 10:21.310
‫حـ ــ حالت خوبه؟ معذرت می‌خوام.

10:29.690 --> 10:33.030
‫بی‌خیال بابا. دیگه بچه کوچولو نیستیم که.

10:35.280 --> 10:36.410
‫ولی مرسی.

10:38.120 --> 10:39.950
‫هم واسه ناخن‌هام، هم پیرسینگ‌ها...

10:39.950 --> 10:44.210
‫هر وقت می‌خوام چیز جدیدی رو امتحان کنم،
‫تو هم همیشه می‌خوای باهام امتحانش کنی،

10:45.020 --> 10:46.250
‫این خیلی خوشحالم می‌کنه.

10:47.040 --> 10:52.170
‫می‌دونم هرچی که در آینده منتظرمه، باارزش‌تر از لبخندی نیست

10:52.710 --> 10:54.970
‫که اون توی این لحظه بهم هدیه می‌ده.

10:55.750 --> 10:59.470
‫گمونم فقط هوس کرده بودم این‌طوری باشه.

11:01.350 --> 11:02.520
‫خجالت کشیدی؟

11:02.930 --> 11:04.100
‫نه، نشده.

11:05.600 --> 11:06.650
‫آری.

11:08.150 --> 11:09.320
‫سیران...

11:10.230 --> 11:11.650
‫اگه تو...

11:11.650 --> 11:13.650
‫اگه اون‌قدرها شجاع نبودی...

11:14.780 --> 11:16.820
‫شاید جرئتش رو پیدا می‌کردم که بهت بگم...

11:19.320 --> 11:20.580
‫«نرو.»

11:25.040 --> 11:29.380
‫سیران، دعا می‌کنم که از درد در امان باشی...

11:30.380 --> 11:34.630
‫و اگه زخمی شدی، یکی پیدا بشه تا نجاتت بده.

11:36.010 --> 11:40.390
‫من این‌جا تک‌وتنها گریه نمی‌کنم. لازم نیست نگران من باشی.

11:41.760 --> 11:46.690
‫وقتی می‌بینم انقدر شجاعانه راهیِ
‫میدون نبرد می‌شی... سربلندم می‌کنی.

12:00.410 --> 12:01.700
‫سیران...

12:33.400 --> 12:34.190
‫آری؟

12:35.440 --> 12:36.270
‫آری؟

12:51.160 --> 12:52.040
‫آری.

12:57.880 --> 13:03.050
‫کاری هست... که بتونیم توی انجامش کمکت کنیم، آری؟

13:04.800 --> 13:05.590
‫هـــا؟

13:07.100 --> 13:09.640
‫شینا؟ میمی-چان؟

13:13.360 --> 13:17.070
‫وای خدا. کِی هوا انقدر تاریک شد؟

13:17.480 --> 13:19.820
‫چراغ‌ها رو روشن می‌کنم، باشه؟

13:20.450 --> 13:21.860
‫ممنونم.

13:34.960 --> 13:39.460
‫از تمیزکاری شروع کردم و اصلاً جمع‌کردن
‫وسایلش هیچ پیشرفتی نداشته.

13:40.510 --> 13:43.840
‫شاید بهتر باشه کتاب‌های درسیش رو جمع کنم.

13:43.840 --> 13:48.810
‫اوهوم. من می‌تونم انجامش بدم.
‫موقع برگشتن، تحویلشون می‌دم به آموزشگاه.

13:51.520 --> 13:55.860
‫میمی، می‌شه اون پتو رو تا کنی و بذاری گوشه‌ی اتاق؟

13:56.310 --> 13:57.190
‫اوهوم.

14:03.950 --> 14:06.240
‫ممنونم، میمی-چان.

14:06.560 --> 14:07.370
‫اوهوم.

14:33.480 --> 14:34.690
‫شرمنده‌ام.

14:35.770 --> 14:39.730
‫که کار ناخوشایندِ جمع کردن وسایلش رو انداختم گردنتون.

14:40.340 --> 14:43.780
‫تو هم همین‌طور میمی-چان، حتماً خسته و کوفته‌ای.

14:43.780 --> 14:44.780
‫آری...

14:45.910 --> 14:49.240
‫من حالم خوب می‌شه، پس چرا برنمی‌گردین اتاقتون؟

14:51.540 --> 14:52.700
‫چرا...

14:54.080 --> 14:55.330
‫چرا...

14:56.250 --> 14:57.880
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟

14:57.880 --> 14:58.840
‫میمی!

14:59.340 --> 15:02.840
‫وقتی یه همچین اتفاق بدی افتاده،
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟

15:03.970 --> 15:05.550
‫می‌گم، چرا؟

15:06.510 --> 15:07.930
‫لازم نیست...

15:09.140 --> 15:10.720
‫نگران من باشین.

15:13.930 --> 15:18.270
‫اون چون می‌خواست مفید باشه تصمیم گرفت بره به جنگ.

15:18.770 --> 15:21.150
‫می‌دونم چقدر فداکار و باانگیزه بود.

15:22.070 --> 15:24.110
‫من بهتر از هر کسی می‌شناختمش.

15:25.320 --> 15:26.490
‫و اینکه...

15:27.860 --> 15:31.410
‫اگه بالأخره روزش می‌خواست برسه،
‫آمادگی روبه‌رو شدن باهاش رو داشتم.

15:32.910 --> 15:35.620
‫واسه همین حالم خوب می‌شه، اما ممنونم.

15:53.760 --> 15:57.520
‫یعنی واقعاً بهتر بود که تنهاش می‌ذاشتیم؟

15:58.940 --> 16:02.440
‫ولی عمراً بتونه راحت با این قضیه کنار بیاد.

16:04.480 --> 16:08.490
‫آری باید بیشتر از همه‌مون دلش گریه بخواد.

16:11.160 --> 16:12.280
‫شرمنده‌ام.

16:12.280 --> 16:12.990
‫عــــه؟

16:13.990 --> 16:17.330
‫اگه سفره‌ی دلم رو باز کنم،
‫احتمالاً کنترلمو از دست می‌دم و از هم می‌پاشم.

16:17.750 --> 16:20.770
‫نه... اصلاً لازم نیست عذرخواهی کنی.

16:21.390 --> 16:23.440
‫من فقط می‌خواستم کنارت بمونم.

16:24.150 --> 16:25.170
‫که این‌طور.

16:26.670 --> 16:31.300
‫در این صورت، فردا برای زمان دعا هم باهام میای؟

16:31.590 --> 16:33.510
‫اوهوم، حتماً.

16:34.510 --> 16:35.470
‫معلومه که میام.

16:45.780 --> 16:46.650
‫گوش کن.

16:47.150 --> 16:48.150
‫مهم‌ترین کاری که می‌تونی بکنی...

16:48.780 --> 16:50.070
‫اینه که زنده برگردی.

16:50.780 --> 16:51.780
‫چشم.

16:53.160 --> 16:55.740
‫چرا من...

16:56.290 --> 16:58.460
‫این تقصیر تو نیست.

16:58.460 --> 16:59.290
‫اومی.

16:59.710 --> 17:03.380
‫هیچ‌کس نمی‌تونست جلوی رخ دادن چنین اتفاقی رو بگیره.

17:03.380 --> 17:05.380
‫نه، من می‌تونستم.

17:05.710 --> 17:10.130
‫می‌دونستم چه جور آدمیه. می‌دونستم
‫که قطعا همچین احتمالی وجود داره!

17:10.130 --> 17:11.050
‫ولی بازم—

17:11.050 --> 17:12.340
‫اگه همچین حسی داری...

17:13.850 --> 17:15.350
‫اگه همچین حسی داری،

17:15.850 --> 17:19.770
‫پس تلاشت رو روی این متمرکز کن
‫که توی تغییر این روند بهمون کمک کنی.

17:21.020 --> 17:21.940
‫اومی.

17:22.690 --> 17:28.490
‫منم هر کاری که در توانم باشه... برای بچه‌های این‌جا انجام می‌دم.

17:44.250 --> 17:50.050
‫باشد که ارواح درگذشتگان، در آرامش به آسمان‌ها عروج کنند.

17:50.050 --> 17:56.680
‫باشد که از تمام رنج‌ها رها گشته
‫و تا ابد غرق در سعادت و آرامش باشند.

18:02.640 --> 18:04.770
‫آری... نوبت توئه.

18:05.730 --> 18:06.560
‫باشه.

18:12.150 --> 18:15.120
‫این... همونی نیست که بهش دادی؟

18:15.490 --> 18:19.080
‫سیران... نگهش داشته بود.

18:19.380 --> 18:23.920
‫ازش پرسیدم چیه، اونم وقتی نشونم داد
‫خیلی خوشحال به‌نظر می‌رسید.

18:24.540 --> 18:27.250
‫واسه همین با خودم گفتم بیارمش.

18:29.960 --> 18:31.130
‫نمی‌خوایش؟

18:44.390 --> 18:45.310
‫آری.

18:49.070 --> 18:50.070
‫من...

18:51.230 --> 18:52.940
‫به سیران قول داده بودم...

18:53.850 --> 18:57.660
‫که هیچ‌وقت نرم... یه‌جا بشینم بدون اون گریه کنم.

18:58.370 --> 18:59.240
‫واسه همین...

18:59.910 --> 19:00.540
‫نمی‌تونم.

19:01.620 --> 19:02.290
‫من...

19:03.250 --> 19:06.250
‫مگه اجازه نداری ناراحت باشی؟

19:19.140 --> 19:20.100
‫آری!

19:21.930 --> 19:23.270
‫فکر نکنم...

19:24.480 --> 19:26.100
‫سیران عصبانی بشه.

20:39.800 --> 20:42.430
‫شماها... از کلاس ۱۴ هستین؟

20:42.760 --> 20:45.220
‫بله... همین‌طوره.

20:45.560 --> 20:51.060
‫توی نبرد قبلی، یکی از دخترهای کلاس ۱۴ جون منو نجات داد.

20:52.310 --> 20:55.570
‫به‌شدت خون‌ریزی داشتم و احتمالاً دمِ مرگ بودم،

20:55.570 --> 20:59.360
‫اما اون تمام داروی انعقاد خونش رو داد به من.

21:00.150 --> 21:07.000
‫اگه از اون دارو برای خودش استفاده
‫کرده بود، شاید الان زنده می‌موند.

21:08.160 --> 21:09.440
‫واقعاً شرمنده‌ام!

21:10.040 --> 21:12.000
‫کاش اون‌موقع گند نمی‌زدم!

21:15.000 --> 21:18.010
‫خوشحالم... که زنده موندین.

21:19.130 --> 21:23.340
‫خوشحالم که تونسته جونتون رو نجات بده.

21:24.430 --> 21:29.310
‫ممنون که بهمون گفتین چه اتفاقی افتاده، سنپای.

21:41.150 --> 21:44.870
‫برگردیم؟ بقیه‌ی بچه‌ها رفتن.

21:45.830 --> 21:48.240
‫کلاس‌های نوبت بعدازظهر هم کم‌کم شروع می‌شن.

21:50.540 --> 21:55.420
‫می‌گم آری، دلت می‌خواد بازم سیران رو ببینی؟

21:55.420 --> 21:56.630
‫عــــه؟

21:56.630 --> 22:00.470
‫من جادویی بلدم که باهاش مرده‌ها رو—

22:01.170 --> 22:02.510
‫و سیران رو—

22:03.840 --> 22:06.010
‫به زندگی برگردونم.

22:06.030 --> 22:21.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
