1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:29,990 --> 00:01:34,830
Translation: Arielle

3
00:01:32,530 --> 00:01:33,990
‫شنیدم برگشتن.

4
00:01:33,990 --> 00:01:35,160
‫خیلی طول کشید تا بیان.

5
00:01:35,160 --> 00:01:38,040
‫ظاهراً جنگش خیلی شدید بوده.

6
00:01:42,920 --> 00:01:43,960
‫میمی!

7
00:01:50,210 --> 00:01:51,220
‫میمی؟

8
00:01:52,260 --> 00:01:54,970
‫شینا، چیزه...

9
00:01:56,140 --> 00:01:57,720
‫سیران...

10
00:01:58,180 --> 00:01:59,100
‫عــــه؟

11
00:01:59,970 --> 00:02:01,770
‫سیران...

12
00:02:05,940 --> 00:02:07,610
‫غیبش زد.

13
00:02:15,820 --> 00:02:16,820
‫میمی...

14
00:02:17,740 --> 00:02:18,950
‫خوش اومدی.

15
00:02:20,660 --> 00:02:22,160
‫من برگشتم.

16
00:02:24,580 --> 00:02:28,000
‫در طول نبرد در بخش غربی، پایگاه چهارم،

17
00:02:28,270 --> 00:02:32,050
‫یکی از هم‌کلاسی‌هاتون به‌طرز غم‌انگیزی جونش رو از دست داد.

18
00:02:33,420 --> 00:02:37,340
‫مهم نیست کی بمیره، شب‌ها بازم می‌خوابیم...

19
00:02:37,340 --> 00:02:39,720
‫و فردا هم یه روزی می‌شه مثل بقیه‌ی روزها.

20
00:02:40,760 --> 00:02:42,890
‫شماره ۲۰، مود آری.

21
00:02:43,310 --> 00:02:45,810
‫می‌تونی توی بقیه‌ی کلاس‌های امروز شرکت نکنی.

22
00:02:45,810 --> 00:02:48,520
‫لطفاً به وسایل شخصیِ لیزی سیران رسیدگی کن.

23
00:02:51,480 --> 00:02:52,360
‫چشم.

24
00:03:07,830 --> 00:03:09,040
‫سیران...

25
00:03:14,300 --> 00:03:15,300
‫ای کاش...

26
00:03:16,180 --> 00:03:18,340
‫اون‌قدرها هم شجاع نبودی.

27
00:03:32,730 --> 00:03:33,690
‫آری؟

28
00:03:34,190 --> 00:03:35,360
‫آری.

29
00:03:39,490 --> 00:03:40,570
‫صبح بخیر.

30
00:03:46,000 --> 00:03:48,370
‫دوباره نگیر بخوابی ها!

31
00:03:59,550 --> 00:04:03,350
‫راستی... وسط مشق نوشتن خوابمون برد.

32
00:04:03,920 --> 00:04:06,180
‫باید قبل ناهار تمومش کنیم.

33
00:04:06,700 --> 00:04:11,440
‫خدایا... همه‌ش به‌خاطر اینه که اصرار داشتی
‫یه استراحت ده‌دقیقه‌ای داشته باشیم.

34
00:04:25,580 --> 00:04:27,540
‫یالا، پاشــــــو دیگه!

35
00:04:28,330 --> 00:04:29,870
‫بیا مشقامون رو تموم کنیم!

36
00:04:35,550 --> 00:04:38,010
‫خیلی‌خب. بسه دیگه! الان پا می‌شم.

37
00:04:42,190 --> 00:04:43,470
‫صبح بخیر.

38
00:04:43,470 --> 00:04:44,560
‫صبح بخیر.

39
00:04:47,770 --> 00:04:50,600
‫عــــه؟ تو کافه‌تریا غذا نمی‌خورین؟

40
00:04:50,910 --> 00:04:54,190
‫راستش هنوز تکالیف کیمیاگری‌مون رو تموم نکردیم.

41
00:04:54,190 --> 00:04:58,150
‫آه... آره، سوال‌هاش خیلی زیاد بودن.

42
00:04:58,150 --> 00:04:59,570
‫شما تمومش کردین؟

43
00:04:59,570 --> 00:05:01,160
‫کــــــامــــــــــــل!

44
00:05:01,160 --> 00:05:04,160
‫اون‌طوری که نمی‌شه گفت، ولی حداقل تمومش کردیم.

45
00:05:04,160 --> 00:05:05,530
‫خوش به حالتون.

46
00:05:05,530 --> 00:05:09,580
‫اوووه، شینا! اگه عجله نکنیم، املت‌ها تموم می‌شن ها!

47
00:05:09,580 --> 00:05:10,540
‫باشه، باشه.

48
00:05:10,960 --> 00:05:13,000
‫پس... بعداً می‌بینمتون، باشه؟

49
00:05:13,000 --> 00:05:14,630
‫آره، فعلاً.

50
00:05:14,630 --> 00:05:17,210
‫من می‌خوام رو مال خودم کلی سس کچاپ بریزم!

51
00:05:17,210 --> 00:05:19,010
‫اون‌موقع که دیگه فقط مزه‌ی کچاپ می‌ده.

52
00:05:19,970 --> 00:05:23,590
‫شینا این اواخر تغییر کرده. حداقل این‌طور حس می‌شه.

53
00:05:25,010 --> 00:05:26,510
‫واقعاً همین حس رو می‌ده.

54
00:05:26,510 --> 00:05:30,060
‫چرا این‌طوریه یعنی؟ انگار دیگه مثل قبل پکر و دمغ نیست.

55
00:05:32,480 --> 00:05:34,440
‫کلاً خشک شده.

56
00:05:34,440 --> 00:05:35,310
‫جدی؟

57
00:05:35,630 --> 00:05:38,690
‫اوهوم. باید بهتر می‌پیچیدمشون.

58
00:05:41,650 --> 00:05:44,490
‫بهتره یه جایی برای این وسایل پیدا کنیم.

59
00:05:44,490 --> 00:05:47,660
‫هوم. ولی جایی برای انبارکردن همه‌شون نداریم.

60
00:05:47,660 --> 00:05:49,750
‫چرا همه‌رو روی تخت من تلنبار نکنیم؟

61
00:05:51,410 --> 00:05:52,460
‫عـــــــه؟

62
00:05:52,460 --> 00:05:54,250
‫عــــا... اوهوم.

63
00:05:55,210 --> 00:05:56,170
‫ولی...

64
00:05:56,170 --> 00:05:57,170
‫دوست نداری؟

65
00:05:57,170 --> 00:05:59,250
‫نه، نگفتم دوست ندارم.

66
00:05:59,590 --> 00:06:01,840
‫کف اتاق خلوت می‌شه.

67
00:06:01,840 --> 00:06:06,050
‫این تخت هم باید برای دو نفر به‌اندازه‌ی کافی راحت باشه.

68
00:06:06,050 --> 00:06:06,930
‫مگه نه؟

69
00:06:06,930 --> 00:06:09,720
‫منظورت چیه؟

70
00:06:09,990 --> 00:06:11,350
‫منظورم چیه یعنی؟

71
00:06:11,350 --> 00:06:12,770
‫صبر کن ببینم...

72
00:06:12,770 --> 00:06:13,810
‫می‌گم.

73
00:06:14,520 --> 00:06:16,650
‫بـ ــ بهم زل نزن دیگه!

74
00:06:16,650 --> 00:06:19,690
‫عاشق اون موقع‌هام که دستاتو عین سنجاب جمع می‌کنی. خیلی نازه.

75
00:06:21,490 --> 00:06:24,820
‫چطور می‌تونی یه چیز خجالت‌آور رو این‌طوری رک بگی؟

76
00:06:25,200 --> 00:06:27,410
‫اصلاً هم خجالت‌آور نیست.

77
00:06:29,280 --> 00:06:31,580
‫تعطیلیِ بعدی بیا یه دستی به سر و روی اتاق بکشیم.

78
00:06:31,580 --> 00:06:34,580
‫آره. تا فرصت هست، باید یه
‫فکری به حال دستشویی هم بکنیم.

79
00:06:38,290 --> 00:06:39,500
‫اینم از این.

80
00:06:40,800 --> 00:06:42,420
‫اوضاع چطوره، سیران؟

81
00:07:01,940 --> 00:07:03,280
‫خیلی قشنگه.

82
00:07:03,280 --> 00:07:06,490
‫زهره‌ترک شدم! تمیزکاری اتاق تموم شد؟

83
00:07:06,490 --> 00:07:09,660
‫اینو روز قدردانیِ قبلی گرفتی، نه؟

84
00:07:09,660 --> 00:07:10,870
‫نمی‌خوای بندازیش؟

85
00:07:10,870 --> 00:07:15,620
‫نه بابا. فکر نکنم این‌جور چیزها زیاد بهم بیاد.

86
00:07:16,290 --> 00:07:18,790
‫عــا... ولی مطمئنم خیلی به تو میاد، آری.

87
00:07:19,590 --> 00:07:20,420
‫دیدی؟

88
00:07:24,840 --> 00:07:27,590
‫عین یکی از اون فرشته‌های توی سالن همایش شدی.

89
00:07:29,600 --> 00:07:33,140
‫اون‌وقت همچین حرفی بزنی، خجالت‌آور نیست؟

90
00:07:44,230 --> 00:07:45,930
‫اون چیه؟

91
00:07:45,930 --> 00:07:48,030
‫سیران، بشین.

92
00:07:49,530 --> 00:07:52,530
‫لاک ناخن؟ از اون اصلی‌هاش؟

93
00:07:52,530 --> 00:07:55,330
‫اوهوم. البته یکم قدیمیه.

94
00:07:55,330 --> 00:07:59,580
‫چه کوچولوئه. چه رنگِ نازی هم داره.

95
00:07:59,580 --> 00:08:00,630
‫دقیقاً.

96
00:08:01,250 --> 00:08:07,220
‫می‌گم سیران، کمکم می‌کنی بزنم؟
‫لاک‌زدن انگشت‌های پام برام سخته.

97
00:08:07,220 --> 00:08:08,840
‫مـ ــ من بزنم؟

98
00:08:08,840 --> 00:08:11,140
‫عمراً! تا حالا بهش دست هم نزدم.

99
00:08:11,140 --> 00:08:12,550
‫امکان نداره از پسش بربیام.

100
00:08:12,550 --> 00:08:15,270
‫چیزی نمی‌شه بابا! منم زیاد تعریفی ندارم.

101
00:08:15,270 --> 00:08:16,770
‫نه، خیلی هم می‌شه!

102
00:08:16,770 --> 00:08:20,650
‫خودت که می‌دونی من از بدو تولد
‫توی زاغه‌ها بزرگ شدم، مگه نه؟

103
00:08:21,230 --> 00:08:22,230
‫تو رو خدا.

104
00:08:24,860 --> 00:08:26,280
‫فقط انگشت‌های پات؟

105
00:08:26,280 --> 00:08:27,110
‫آره.

106
00:08:27,440 --> 00:08:29,030
‫مطمئنی؟

107
00:08:29,030 --> 00:08:30,570
‫آره، لطفاً.

108
00:08:32,780 --> 00:08:34,410
‫پاهای خوشگلی داری.

109
00:08:34,410 --> 00:08:35,330
‫جـدی؟

110
00:08:35,330 --> 00:08:37,370
‫فکر نکنم واقعاً کار من باشه.

111
00:08:37,370 --> 00:08:39,750
‫انگشت‌هات قشنگ‌تر از اینن که من براشون لاک بزنم.

112
00:08:40,290 --> 00:08:41,380
‫خواهش می‌کنم.

113
00:08:42,140 --> 00:08:43,380
‫خیلی‌خب.

114
00:08:45,420 --> 00:08:46,630
‫قلقلکم میاد.

115
00:08:46,630 --> 00:08:48,220
‫تکون نخور دیگه!

116
00:08:51,680 --> 00:08:54,760
‫هوف. نفسم بالا نمیاد.

117
00:08:55,310 --> 00:08:57,310
‫ولی... کارت عالیه.

118
00:08:57,310 --> 00:08:58,180
‫واقعاً؟

119
00:08:58,180 --> 00:09:01,270
‫آره. مال من که تموم شد، نوبت توئه، باشه؟

120
00:09:01,270 --> 00:09:03,150
‫عــــه؟ مـ ــ من؟

121
00:09:03,150 --> 00:09:04,020
‫آره.

122
00:09:04,020 --> 00:09:08,070
‫نه، نمی‌خواد. به‌هرحال، هیچ‌وقت از این‌جور چیزا استفاده نکردم.

123
00:09:08,070 --> 00:09:09,400
‫بهم نمیاد.

124
00:09:09,860 --> 00:09:13,990
‫وقتی تا حالا نزدی، از کجا می‌دونی بهت میاد یا نه؟

125
00:09:13,990 --> 00:09:15,030
‫خب...

126
00:09:15,370 --> 00:09:20,830
‫اگه برای تو هم نزنیم فایده‌ای نداره. می‌خوام سِت کنیم. باشه؟

127
00:09:25,960 --> 00:09:28,880
‫یه‌جورایی انگار ناخن‌های پام یخ کرده.

128
00:09:28,880 --> 00:09:29,670
‫اوهوم.

129
00:09:30,090 --> 00:09:32,010
‫یکم هم قلقلکم میاد.

130
00:09:32,010 --> 00:09:34,850
‫تکون نخور. الان تموم می‌شه.

131
00:09:37,010 --> 00:09:40,810
‫اون‌وقت می‌گفتی از این کارها بلد نیستی. دروغ‌گو.

132
00:09:42,060 --> 00:09:44,100
‫همه‌ی تعریف‌هاتو با جون‌ودل می‌پذیرم.

133
00:09:44,100 --> 00:09:45,440
‫امان از دست تو.

134
00:09:46,570 --> 00:09:48,530
‫خیلی‌خب. تموم شد.

135
00:09:57,240 --> 00:09:59,580
‫حالا تا وقتی خشک بشن باید بی‌حرکت بمونیم.

136
00:09:59,580 --> 00:10:00,370
‫اوهوم.

137
00:10:02,500 --> 00:10:03,710
‫بوی خوبی می‌دی.

138
00:10:04,880 --> 00:10:06,250
‫صبر کن، چی؟

139
00:10:06,750 --> 00:10:07,340
‫چی گفتی؟

140
00:10:07,340 --> 00:10:08,630
‫تلافی دفعه‌ی قبل بود.

141
00:10:08,630 --> 00:10:10,800
‫اون‌موقع فقط چون بیدار نمی‌شدی اون‌کارو کردم!

142
00:10:10,800 --> 00:10:12,170
‫آهای، آری!

143
00:10:12,800 --> 00:10:14,890
‫اگه تمومش نکنی، منم—

144
00:10:14,890 --> 00:10:15,470
‫آخ!

145
00:10:15,470 --> 00:10:16,350
‫آری؟

146
00:10:17,970 --> 00:10:21,310
‫حـ ــ حالت خوبه؟ معذرت می‌خوام.

147
00:10:29,690 --> 00:10:33,030
‫بی‌خیال بابا. دیگه بچه کوچولو نیستیم که.

148
00:10:35,280 --> 00:10:36,410
‫ولی مرسی.

149
00:10:38,120 --> 00:10:39,950
‫هم واسه ناخن‌هام، هم پیرسینگ‌ها...

150
00:10:39,950 --> 00:10:44,210
‫هر وقت می‌خوام چیز جدیدی رو امتحان کنم،
‫تو هم همیشه می‌خوای باهام امتحانش کنی،

151
00:10:45,020 --> 00:10:46,250
‫این خیلی خوشحالم می‌کنه.

152
00:10:47,040 --> 00:10:52,170
‫می‌دونم هرچی که در آینده منتظرمه، باارزش‌تر از لبخندی نیست

153
00:10:52,710 --> 00:10:54,970
‫که اون توی این لحظه بهم هدیه می‌ده.

154
00:10:55,750 --> 00:10:59,470
‫گمونم فقط هوس کرده بودم این‌طوری باشه.

155
00:11:01,350 --> 00:11:02,520
‫خجالت کشیدی؟

156
00:11:02,930 --> 00:11:04,100
‫نه، نشده.

157
00:11:05,600 --> 00:11:06,650
‫آری.

158
00:11:08,150 --> 00:11:09,320
‫سیران...

159
00:11:10,230 --> 00:11:11,650
‫اگه تو...

160
00:11:11,650 --> 00:11:13,650
‫اگه اون‌قدرها شجاع نبودی...

161
00:11:14,780 --> 00:11:16,820
‫شاید جرئتش رو پیدا می‌کردم که بهت بگم...

162
00:11:19,320 --> 00:11:20,580
‫«نرو.»

163
00:11:25,040 --> 00:11:29,380
‫سیران، دعا می‌کنم که از درد در امان باشی...

164
00:11:30,380 --> 00:11:34,630
‫و اگه زخمی شدی، یکی پیدا بشه تا نجاتت بده.

165
00:11:36,010 --> 00:11:40,390
‫من این‌جا تک‌وتنها گریه نمی‌کنم. لازم نیست نگران من باشی.

166
00:11:41,760 --> 00:11:46,690
‫وقتی می‌بینم انقدر شجاعانه راهیِ
‫میدون نبرد می‌شی... سربلندم می‌کنی.

167
00:12:00,410 --> 00:12:01,700
‫سیران...

168
00:12:33,400 --> 00:12:34,190
‫آری؟

169
00:12:35,440 --> 00:12:36,270
‫آری؟

170
00:12:51,160 --> 00:12:52,040
‫آری.

171
00:12:57,880 --> 00:13:03,050
‫کاری هست... که بتونیم توی انجامش کمکت کنیم، آری؟

172
00:13:04,800 --> 00:13:05,590
‫هـــا؟

173
00:13:07,100 --> 00:13:09,640
‫شینا؟ میمی-چان؟

174
00:13:13,360 --> 00:13:17,070
‫وای خدا. کِی هوا انقدر تاریک شد؟

175
00:13:17,480 --> 00:13:19,820
‫چراغ‌ها رو روشن می‌کنم، باشه؟

176
00:13:20,450 --> 00:13:21,860
‫ممنونم.

177
00:13:34,960 --> 00:13:39,460
‫از تمیزکاری شروع کردم و اصلاً جمع‌کردن
‫وسایلش هیچ پیشرفتی نداشته.

178
00:13:40,510 --> 00:13:43,840
‫شاید بهتر باشه کتاب‌های درسیش رو جمع کنم.

179
00:13:43,840 --> 00:13:48,810
‫اوهوم. من می‌تونم انجامش بدم.
‫موقع برگشتن، تحویلشون می‌دم به آموزشگاه.

180
00:13:51,520 --> 00:13:55,860
‫میمی، می‌شه اون پتو رو تا کنی و بذاری گوشه‌ی اتاق؟

181
00:13:56,310 --> 00:13:57,190
‫اوهوم.

182
00:14:03,950 --> 00:14:06,240
‫ممنونم، میمی-چان.

183
00:14:06,560 --> 00:14:07,370
‫اوهوم.

184
00:14:33,480 --> 00:14:34,690
‫شرمنده‌ام.

185
00:14:35,770 --> 00:14:39,730
‫که کار ناخوشایندِ جمع کردن وسایلش رو انداختم گردنتون.

186
00:14:40,340 --> 00:14:43,780
‫تو هم همین‌طور میمی-چان، حتماً خسته و کوفته‌ای.

187
00:14:43,780 --> 00:14:44,780
‫آری...

188
00:14:45,910 --> 00:14:49,240
‫من حالم خوب می‌شه، پس چرا برنمی‌گردین اتاقتون؟

189
00:14:51,540 --> 00:14:52,700
‫چرا...

190
00:14:54,080 --> 00:14:55,330
‫چرا...

191
00:14:56,250 --> 00:14:57,880
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟

192
00:14:57,880 --> 00:14:58,840
‫میمی!

193
00:14:59,340 --> 00:15:02,840
‫وقتی یه همچین اتفاق بدی افتاده،
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟

194
00:15:03,970 --> 00:15:05,550
‫می‌گم، چرا؟

195
00:15:06,510 --> 00:15:07,930
‫لازم نیست...

196
00:15:09,140 --> 00:15:10,720
‫نگران من باشین.

197
00:15:13,930 --> 00:15:18,270
‫اون چون می‌خواست مفید باشه تصمیم گرفت بره به جنگ.

198
00:15:18,770 --> 00:15:21,150
‫می‌دونم چقدر فداکار و باانگیزه بود.

199
00:15:22,070 --> 00:15:24,110
‫من بهتر از هر کسی می‌شناختمش.

200
00:15:25,320 --> 00:15:26,490
‫و اینکه...

201
00:15:27,860 --> 00:15:31,410
‫اگه بالأخره روزش می‌خواست برسه،
‫آمادگی روبه‌رو شدن باهاش رو داشتم.

202
00:15:32,910 --> 00:15:35,620
‫واسه همین حالم خوب می‌شه، اما ممنونم.

203
00:15:53,760 --> 00:15:57,520
‫یعنی واقعاً بهتر بود که تنهاش می‌ذاشتیم؟

204
00:15:58,940 --> 00:16:02,440
‫ولی عمراً بتونه راحت با این قضیه کنار بیاد.

205
00:16:04,480 --> 00:16:08,490
‫آری باید بیشتر از همه‌مون دلش گریه بخواد.

206
00:16:11,160 --> 00:16:12,280
‫شرمنده‌ام.

207
00:16:12,280 --> 00:16:12,990
‫عــــه؟

208
00:16:13,990 --> 00:16:17,330
‫اگه سفره‌ی دلم رو باز کنم،
‫احتمالاً کنترلمو از دست می‌دم و از هم می‌پاشم.

209
00:16:17,750 --> 00:16:20,770
‫نه... اصلاً لازم نیست عذرخواهی کنی.

210
00:16:21,390 --> 00:16:23,440
‫من فقط می‌خواستم کنارت بمونم.

211
00:16:24,150 --> 00:16:25,170
‫که این‌طور.

212
00:16:26,670 --> 00:16:31,300
‫در این صورت، فردا برای زمان دعا هم باهام میای؟

213
00:16:31,590 --> 00:16:33,510
‫اوهوم، حتماً.

214
00:16:34,510 --> 00:16:35,470
‫معلومه که میام.

215
00:16:45,780 --> 00:16:46,650
‫گوش کن.

216
00:16:47,150 --> 00:16:48,150
‫مهم‌ترین کاری که می‌تونی بکنی...

217
00:16:48,780 --> 00:16:50,070
‫اینه که زنده برگردی.

218
00:16:50,780 --> 00:16:51,780
‫چشم.

219
00:16:53,160 --> 00:16:55,740
‫چرا من...

220
00:16:56,290 --> 00:16:58,460
‫این تقصیر تو نیست.

221
00:16:58,460 --> 00:16:59,290
‫اومی.

222
00:16:59,710 --> 00:17:03,380
‫هیچ‌کس نمی‌تونست جلوی رخ دادن چنین اتفاقی رو بگیره.

223
00:17:03,380 --> 00:17:05,380
‫نه، من می‌تونستم.

224
00:17:05,710 --> 00:17:10,130
‫می‌دونستم چه جور آدمیه. می‌دونستم
‫که قطعا همچین احتمالی وجود داره!

225
00:17:10,130 --> 00:17:11,050
‫ولی بازم—

226
00:17:11,050 --> 00:17:12,340
‫اگه همچین حسی داری...

227
00:17:13,850 --> 00:17:15,350
‫اگه همچین حسی داری،

228
00:17:15,850 --> 00:17:19,770
‫پس تلاشت رو روی این متمرکز کن
‫که توی تغییر این روند بهمون کمک کنی.

229
00:17:21,020 --> 00:17:21,940
‫اومی.

230
00:17:22,690 --> 00:17:28,490
‫منم هر کاری که در توانم باشه... برای بچه‌های این‌جا انجام می‌دم.

231
00:17:44,250 --> 00:17:50,050
‫باشد که ارواح درگذشتگان، در آرامش به آسمان‌ها عروج کنند.

232
00:17:50,050 --> 00:17:56,680
‫باشد که از تمام رنج‌ها رها گشته
‫و تا ابد غرق در سعادت و آرامش باشند.

233
00:18:02,640 --> 00:18:04,770
‫آری... نوبت توئه.

234
00:18:05,730 --> 00:18:06,560
‫باشه.

235
00:18:12,150 --> 00:18:15,120
‫این... همونی نیست که بهش دادی؟

236
00:18:15,490 --> 00:18:19,080
‫سیران... نگهش داشته بود.

237
00:18:19,380 --> 00:18:23,920
‫ازش پرسیدم چیه، اونم وقتی نشونم داد
‫خیلی خوشحال به‌نظر می‌رسید.

238
00:18:24,540 --> 00:18:27,250
‫واسه همین با خودم گفتم بیارمش.

239
00:18:29,960 --> 00:18:31,130
‫نمی‌خوایش؟

240
00:18:44,390 --> 00:18:45,310
‫آری.

241
00:18:49,070 --> 00:18:50,070
‫من...

242
00:18:51,230 --> 00:18:52,940
‫به سیران قول داده بودم...

243
00:18:53,850 --> 00:18:57,660
‫که هیچ‌وقت نرم... یه‌جا بشینم بدون اون گریه کنم.

244
00:18:58,370 --> 00:18:59,240
‫واسه همین...

245
00:18:59,910 --> 00:19:00,540
‫نمی‌تونم.

246
00:19:01,620 --> 00:19:02,290
‫من...

247
00:19:03,250 --> 00:19:06,250
‫مگه اجازه نداری ناراحت باشی؟

248
00:19:19,140 --> 00:19:20,100
‫آری!

249
00:19:21,930 --> 00:19:23,270
‫فکر نکنم...

250
00:19:24,480 --> 00:19:26,100
‫سیران عصبانی بشه.

251
00:20:39,800 --> 00:20:42,430
‫شماها... از کلاس ۱۴ هستین؟

252
00:20:42,760 --> 00:20:45,220
‫بله... همین‌طوره.

253
00:20:45,560 --> 00:20:51,060
‫توی نبرد قبلی، یکی از دخترهای کلاس ۱۴ جون منو نجات داد.

254
00:20:52,310 --> 00:20:55,570
‫به‌شدت خون‌ریزی داشتم و احتمالاً دمِ مرگ بودم،

255
00:20:55,570 --> 00:20:59,360
‫اما اون تمام داروی انعقاد خونش رو داد به من.

256
00:21:00,150 --> 00:21:07,000
‫اگه از اون دارو برای خودش استفاده
‫کرده بود، شاید الان زنده می‌موند.

257
00:21:08,160 --> 00:21:09,440
‫واقعاً شرمنده‌ام!

258
00:21:10,040 --> 00:21:12,000
‫کاش اون‌موقع گند نمی‌زدم!

259
00:21:15,000 --> 00:21:18,010
‫خوشحالم... که زنده موندین.

260
00:21:19,130 --> 00:21:23,340
‫خوشحالم که تونسته جونتون رو نجات بده.

261
00:21:24,430 --> 00:21:29,310
‫ممنون که بهمون گفتین چه اتفاقی افتاده، سنپای.

262
00:21:41,150 --> 00:21:44,870
‫برگردیم؟ بقیه‌ی بچه‌ها رفتن.

263
00:21:45,830 --> 00:21:48,240
‫کلاس‌های نوبت بعدازظهر هم کم‌کم شروع می‌شن.

264
00:21:50,540 --> 00:21:55,420
‫می‌گم آری، دلت می‌خواد بازم سیران رو ببینی؟

265
00:21:55,420 --> 00:21:56,630
‫عــــه؟

266
00:21:56,630 --> 00:22:00,470
‫من جادویی بلدم که باهاش مرده‌ها رو—

267
00:22:01,170 --> 00:22:02,510
‫و سیران رو—

268
00:22:03,840 --> 00:22:06,010
‫به زندگی برگردونم.

269
00:22:06,030 --> 00:22:21,030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
